معرفي سايت کمپین محکومیت نسل کشی ایرانیان


ی جنگ جهانی اول و بین سال های 1917 تا 1919 مطابق با 1296 تا 1298 شمسی دولت بریتانیا با ایجاد قحطی عمدی در ایران باعث مرگ 8 تا 11 میلیون ایرانی شد. برای امضاء طومار و پیوستن به کمپین روی گزینه ی امضای طومار در زیر کلیک کنید.  اطلاعات بیشتر

امضاء طومار / Sign Petition

مستند تکان‌دهنده از روابط خانوادگی در منافقین

رتضی پایه‌شناس کارگردان مستند «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» درباره موضوع فیلمش که در بخش مستند سی و دومین جشنواره فیلم فجر پذیرفته شده است به خبرنگار مهر گفت: سوژه این فیلم مستند درباره پدری است که سالها هوادار گروه منافقین که خود را مجاهدین خلق می‌نامند، بوده است. وی در سال‌های اول انقلاب به کانادا می رود از اعضای فعال و تاثیرگذار این سازمان به شمار می رود و خانواده همسرش هم از اعضای این گروه بودند.

ادامه نوشته

ویژه‌نامه الکترونیکی حادثه تروریستی ۴ بهمن اهواز منتشر شد


 

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور)، ویژه‌نامه حادثه تروریستی ۴ بهمن اهواز، به مناسبت هشتمین سالگرد وقوع این حادثه به همت بنیاد هابیلیان منتشر شد. معرفی استان خوزستان، شبکه‌های تروریستی فعال در این استان، علل و عاملان این حادثه تروریستی، اسامی شهدا و مجروحان، بازتاب وقوع این حادثه و گالری عکس و فیلم از دیگر بخش‌های این ویژه‌نامه الکترونیکی می‌باشد.در حادثه تروریستی ۴بهمن۱۳۸۴ که در بانک سامان اهواز شعبه کیان‌پارس توسط تروریست‌های جدایی‌طلب به وقوع پیوست، ۶ تن از هموطنانمان شهید و ۴۵ نفر زخمی شدند.همچنین در این روز حادثه تروریستی دیگری در سازمان منابع طبیعی استان خوزستان به وقوع پیوست که خوشبختانه تلفات جانی در پی نداشت.

دستگیری سرکرده تیم حمله به سفارت ایران تأیید شد

ماجد الماجد  تروريست سعودي در لبنان دستگير شدماجد الماجد تروريست سعودي در لبنان دستگير شد.وزیر دفاع لبنان، دستگیری سرکرده سعودی تیم حمله کننده به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت را تأیید کرد.


ادامه نوشته

15 ایرانی در حمله تروریستی در عراق شهید شدند

عكس آرشيوي

يک منبع امنیتی عراق اعلام کرد که افراد مسلح تروریست با حمله به دو دستگاه خودرو حامل کارکنان ایرانی خط انتقال گاز در عراق ، 16 ایرانی از جمله چند مهندس را به شهادت رساندند.

ادامه نوشته

هویت عامل حمله به سفارت ایران در بیروت تایید شد


هويت عامل حمله به سفارت ايران در بيروت تاييد شد
معین ابوضهر

هویت اولین متهم حمله تروریستی نزدیک سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت با آزمایش "دی ان ای" تایید شد.هویت اولین متهم حمله اخیر به سفارت جمهوری اسلامی ایران در جنوب شهر بیروت پایتخت لبنان با آزمایش "دی ان ای" تایید شد.


ادامه نوشته

اطلاعات تازه از تروریست های عامل انفجار بیروت


انفجار در مقابل سفارت ايران در بيروت
انفجار در مقابل سفارت ايران در بيروت
العالم - منابع لبنانی از کشف جزئیات تازه و اطلاعات اساسی درباره هویت دو بمب گذار انتحاری جلوی سفارت ایران در بیروت و لحظات اجرای عملیات خبر دادند.روزنامه الاخبار لبنان نوشت: تحقیقات دستگاههای امنیتی روز گذشته به کشف یک سری اطلاعات اساسی درباره هویت مجریان انفجار جلوی سفارت ایران در منطقه بئر حسن در جنوب بیروت منجر شد.

ادامه نوشته

سپاه تیم ترور دادستان زابل را دستگیر کرد


اعضای تیم ترور دادستان زابل طی یک عملیات پیچیده اطلاعاتی دستگیر شدند.'موسی نوری'، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان زابل و راننده وی صبح روز چهارشنبه 15 آبانماه جاری  در مسیر منزل تا محل کار، توسط مهاجمان ناشناس ترور شدند مهاجمان پس از متوقف کردن خودروی دادستان مقابل بیمارستان 'امیرالمومنین(ع)' زابل، آنها را با کلاشینکف به رگبار بسته و به شهادت رساندند.


ادامه نوشته

حمله زامبی ها و نابودی ایران در "جنگ جهانی زد" + تصاویر

در فیلم اشاره می‌شود که ویروس زامبی به پاکستان می‌رسد و سپس زامبی‌های مسلمان پاکستانی از طریق مرز وارد خاک ایران می‌شوند. وقتی تلاش‌های دولت ایران برای جلوگیری از ورود زامبی‌ها به داخل خاک ایران جواب نمی‌دهد، ایران تلاش می‌کند با بمب های هسته‌ایِ خود به پاکستان حمله کرده و زامبی‌ها را متوقف کند، بدین صورت جنگی هسته‌ای بین ایران و پاکستان رخ می‌دهد که در انتهای آن هر دو کشور بطور کامل نابود می‌شوند!


ادامه نوشته

نقش وزیرخارجه فرانسه درابتلای ایرانیها به ایدز


ضجه های مادری که به خاطر خون آلوده، فرزندانش به ایدز مبتلا شده اند
در سال ۱۳۶۴ فرآورده‌های خونی شرکت فرانسوی مریو که آلوده به ویروس اچ‌آی‌وی بود، به بیماران هموفیلی، که نیاز دائم به دریافت انواع فاکتورهای انعقادی خون دارند داده شد. هنگامی که این موضوع در میان بیماران هموفیلی افشا شد، وزارت بهداشت آلودگی فرآورده‌های خونی وارداتی به ایران را تکذیب کرد در حالی که نمایندهٔ این شرکت پس از بازگشت به کشورش فرانسه، در نامه‌ای به وزیر بهداشتِ آن زمان، آلوده بودن فرآورده‌های شرکت مریو را تایید کرد.

ادامه نوشته

آن چه برای ایرانیان حرام است؛ اما برای انگلیسی ها حلال!

کارشناسان شبکه های وابسته به دولت های غربی؛ به خصوص بی بی سی فارسی و صدای آمریکا معمولا بر این مسأله تأکید می کنند که با توجه به هزینه های زیاد انرژی هسته ای، ایران باید به انرژی های خورشیدی و بادی روی آورد.

ادامه نوشته

سیاهه جنایات آمریکا علیه ایران+فیلم



به گزارش فرهنگ نیوز: آنچه در این اینفو کلیپ در دسترس شما قرار گرفته، شرح مختصری از برخی جنایات ایالات متحده آمریکا علیه ملت ایران در طول 33 سال گذشته است که حضرت آیت الله خامنه ای به آن اشاره کرده اند و فرمودند: فهرست جنایات آمریکا نسبت به ملت ایران یک کتاب می شود.

زنی که به دنبال "سرکیسه کردن" ایران است(+عکس)



 
دکتر "شری وایز" دندانپزشک 43 ساله کانادایی ساکن ونکوور روز جمعه دادخواست خود برای دریافت میلیون ها دلار غرامت از ایران را به دادگاه عالی " بریتیش کلمبیا" کانادا تقدیم کرد.عصر ایران -وی به بهانه حمایت ایران از حماس خواهان توقیف اموال و دارایی های ایران در کانادا و دریافت غرامت خود از محل این دارایی ها است . وزارت خارجه کانادا اخیرا لیستی از اموال و دارایی های ایران در کانادا را به دادگاه ارایه کرده است. کانادا از شهریور ماه سال گذشته با خارج کردن دیپلمات هایش از تهران روابط سیاسی و اقتصادی خود با ایران را قطع کرده است.


ادامه نوشته

تمجید روزنامه آلمانی از رهبر معظم انقلاب


هم اندیشی : روزنامه آلماني يونگه ولت با انتشار مطلبي در رابطه با تحولات اخير درخصوص مذاكرات هسته اي و رابطه ايران و آمريكا،نوشت: آمريكا بايد به اين نكته مهم واقف باشد كه آنچه مانع دستيابي ايران به بمب اتمي بوده،فتواي رهبر عالي مذهبي اين كشور است نه فشارها و تحريم هاي اقتصادي.

ادامه نوشته

کشف ایرانیان جدید در نیویورک!/تصاویر

مجاهدین خلق

رهیاب نیوز :در میان تجمع کنندگان، چند ایرانی نیز دیده می شدند که مشخصات چهره آنها با تمام دانسته ها و اطلاعات کلاسیک شرق شناسان تفاوت داشت. این افراد ادعا می کردند که ایرانیان اصیل هستند و افرادی همچون روحانی و هیات همراه کشور آنها را غصب کرده اند.

ادامه نوشته

اکنون زمان نابودی تسلیحات کشتار جمعی اسرائیل فرا رسیده است


بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اسرائیل
گيلاد آتسمان:
بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل به هيات اسرائيلي دستور داد که سخنراني روز سه شنبه روحاني در مجمع عمومي سازمان ملل را تحريم کند و در گام بعدي آن را «يک سخنراني خود بينانه و مملو از رياکاري» توصيف کرد.اما به نظر مي‌رسد، اسرائيل اين بار تنهاست.
ادامه نوشته

بردگی جنسی دختران زیبا روی و کم سن در فرقه های تروریستی



دختران زیبا رو و کم سن وسال در گروهک های تروریستی زمینه ساز فساد و فحشا در گروهک بوده ، و شعارهای همچون فمنیسم  ، دختران و زنان فریب خورده را به بردگان جنسی تبدیل کرده است.
انجمن بی تاوان آذربایجان غربی :وجود دختران زیبارو و کم سن و سال در داخل فرقه های تروریستی ،گروهک ها را تبدیل به فحشا خانه کرده است. فرقه های تروریستی بویژه گروهک های کردستیز پ ک ک و پژاک در مانیفسم خود که برگرفته از عقاید و ایدئولوژی پوچ و منسوخ اوجالان می باشد ، جایگاه خاصی را برای زنان و دختران تعریف کرده اند.

ادامه نوشته

جنايات گروهك تروريستي كومله


شهیدی که بعد از شهادتش گوشتش را خوردند

پیشمرگان تن فروشن  کومله از راست به چپ: شرمین اسدی؛نسیم رحمانی؛شلیر صادقی؛آیلا صادقی

"منبع:وب سایت کومله منتقد۱"


مرسوم است به میمنت ازدواج نوجوانی، جلو پایش قربانی ذبح شود. این رسم را كومله نیز اجرا می‌كرد با این تفاوت كه قربانی‌ها در اینجا جوانان اسیر ایرانی بود. چند نفر از ما را برای دیدن عروسی دختر یكی از سركردگان بردند پس از مراسم، آن عفریته گفت: باید برایم قربانی كنید تا به خانه شوهر بروم، دستور داده شد قربانی‌ها را بیاورند. شش نفر از مقاوم ترین بچه‌های بسیج اصفهان را كه همه جوان بودند، آوردند و تك تك از پشت سر بریده شدند، این برادران عزیز مانند مرغ سربریده پر پر می‌زدند و آنها شادی و هلهله می‌كردند. ولی آن بی انصاف باز هم تقاضای قربانی كرد.

ادامه نوشته

چامسکی سیاست 60 ساله امریکا در شکنجه ایرانیان را محکوم کرد


چامسکی سیاست 60 ساله امریکا در شکنجه ایرانیان را محکوم کرد
نوام چامسکی، دانشگاهی شناخته شده امریکایی


نوام چامسکي، انديشمند و دانشگاهی برجسته امريکا سياست‌هاي مستمر اين کشور در «شکنجه» ملت ايران طي ۶ دهه اخير را به باد انتقاد گرفت.


چامسکي روز چهارشنبه (۱۲ سپتامبر، ۲۱ شهريور) در مصاحبه با نشريه اکنون دموکراسي (Democracy Now) گفت: «طي ۶۰ سال گذشته، روزي نبوده است که امريکا مردم ايران را شکنجه نکرده باشد.»

وي افزود: «اکنون ۶۰ سال شده است، ۶۰ سالي که سال ۱۹۵۳ با يک کودتاي نظامي عليه دولت پارلماني ايران آغاز شد و در پي آن شاه، ديکتاتوري بي‌رحم روي کار آورده شد.»

آژانس جاسوسي امريکا (سيا) براي اولين بار سندي را منتشر کرد که بر نقش واشنگتن در کودتاي ۲۸ مرداد عليه دولت منتخب محمد مصدق، نخست وزير وقت ايران صحه مي‌گذارد.

اين اعتراف صريح از سوي آژانس اطلاعاتي امريکا ۶ دهه بعد از سرنگوني دولت مصدق با حمايت انگليس و امريکا صورت گرفت.

آژانس‌هاي اطلاعاتي انگليس و امريکا در ۱۵ آگوست ۱۹۵۳ ميلادي (۲۴ مرداد ۱۳۳۲ شمسي) با کمک ارتش ايران کودتايي را آغاز کردند که زنجیره‌ای از رويدادها و حوادث از جمله شورش‌هاي خياباني در تهران را رقم زد و نهايتا ۴ روز بعد منجر به سرنگوني دولت مصدق و دستگيري وي شد.

چامسکي همچنين به حمايت امريکا از صدام حسين در جريان ۸ سال جنگ تحميلي عراق با ايران، که باعث کشته شدن صدها هزار ايراني شد و همچنين تحريم‌هاي سخت اقتصادي واشنگتن عليه تهران به عنوان نمونه‌هاي ديگري از خصومت و عداوت مستمر امريکا عليه ايران اشاره کرد.

وي خاطر نشان کرد: «صدام حسين آنچنان محبوب دولت‌هاي ريگان و بوش بود که بوش پدر دقيقا بعد از پايان جنگ در سال ۱۹۸۹ مهندسان هسته‌اي عراق را براي آموزش ديدن در مورد توليد سلاح‌هاي اتمي به امريکا دعوت کرد. اين همان کشوري است که با جنگي وحشتناک، ايران را ويران کرد. دقيقا بعد از آن ايران در معرض تحريم‌هايي سنگين قرار گرفت و اين تحريم‌ها تا امروز ادامه دارد. بنابراين ما در کارنامه خود ۶۰ سال شکنجه ايراني‌ها را داريم. ما به اين موضوع توجهي نداريم اما به شما اطمينان مي‌دهم آنها به درستي متوجه اين موضوع هستند.اين نکته اول است.»

اين تحليل‌گر شناخته شده بر حق ايران براي استفاده از انرژي هسته‌اي تاکيد کرد و گفت، اين کشور به عنوان يکي از امضا کنندگان منع تکثير سلاح‌هاي اتمي (ان‌پي‌تي) حق غني سازي اورانيوم را دارد.

اين دانشگاهي برجسته گفت: «بيشتر کشورهاي جهان عضو جنبش عدم تعهد هستند؛ جنبشي که آخرين نشست خود را در تهران برگزار کرد. و اين جنبش بار ديگر قويا، تاکيد مي‌کنم، قويا از حق ايران براي غني سازي اورانيوم به عنوان يکي از امضا کنندگان ان‌پي‌تي، پیمانی که اسرائیل و هند عضو آن نیستند، حمايت کرد. اين موضع جنبش عدم تعهد است.»

امريکا، رژيم اسرائيل و بعضي از متحدان آنها ادعا مي‌کنند ايران در برنامه انرژي هسته‌اي خود به دنبال اهداف نظامي است. تهران اتهامات را قاطعانه رد کرده و مي‌گويد، به عنوان يکي از امضاکنندگان ان‌پي‌تي و عضوي از آژانس بين المللي انرژي اتمي حق استفاده از فناوري هسته‌اي براي مقاصد صلح آميز را دارد.

سیا نقش امریکا در کودتای 28 مرداد را تایید کرد


سیا نقش امریکا در کودتای 28 مرداد را تایید کرد
دوشنبه 28 مرداد 1392 | 16:20

آژانس اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) برای اولین بار سندی را در تایید نقش واشنگتن در کودتای سال ۱۹۵۳ بر ضد محمد مصدق، نخست‌وزیر وقت ایران منتشر کرده است.


تصدیق آشکار جامعه اطلاعاتی امریکا در حالی بیان می‌شود که شش دهه از کودتای تحت حمایت انگلیس و امریکا در ایران گذشته است.

بخش مختصری از یک گزارش داخلی که از سوی یکی از مورخان سازمان سیا در اواسط دهه ۷۰ میلادی نگاشته شد را بخوانید: «کودتای نظامی که به برکناری مصدق و کابینه جبهه ملی وی انجامید تحت دستورات سازمان سیا و در راستای سیاست خارجه امریکا انجام شد.»

این مدرک که در تارنمای آرشیو امنیت ملی منتشر شد، ابتدا در سال ۱۹۸۱ افشا شد اما بخش اعظم آن، به ویژه بخش مربوط به کودتا در آن زمان مسکوت ماند.

سازمان‌های جاسوسی انگلیس و امریکا در اوت سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) کودتایی را به واسطه ارتش ایران برپا کردند (که به کودتای ۲۸ مرداد معروف است) آنان با این کار شماری از حوادث را رقم زدند که به شورش در خیابان‌‎های تهران و برکناری مصدق انجامید؛ وی همچنین چهار روز پس از این کودتا دستگیر شد.

مصدق به اتهام خیانت سه سال در زندان بود و سال ۱۳۴۶ در حصر خانگی جان سپرد.

نخست وزیر ایران در جنبش سال ۱۳۳۰ که به ملی شدن صنعت نفت کشور انجامید، نقشی اساسی ایفا کرد. صنعت نفت ایران پیش از آن تحت کنترل شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) قرار داشت.

هنگامی که تحریم‌های جهانی بر ضد صنعت ایران نتوانست مصدق را به عدم ادامه این اقدام مجبور کند، انگلیس و امریکا توطئه‌ای را برای برکناری وی طراحی کردند.

سخنگوی وزارت امور خارجه ربوده شدن دیپلمات ایرانی در صنعا را تأیید کرد


۵ عراقچی

در گفت‌وگو با تسنیم

سخنگوی وزارت امور خارجه ربوده شدن دیپلمات ایرانی در صنعا را تأیید کرد

خبرگزاری تسنیم: سخنگوی وزارت خارجه کشورمان ربوده شدن دیپلمات ایرانی در صنعا را تأیید کرد.

سید عباس عراقچی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم، در مورد اخباری که حکایت از ربوده شدن یکی از کارمندان سفارت ایران در صنعا داشت، گفت:‌ من این خبر را تأیید می‌کنم و یکی از کارمندان اداری سفارت ایران در یمن توسط گروهی ناشناس ربوده شده است.

وی تصریح کرد: وزارت امور خارجه در تلاش است از کم و کیف این قضیه مطلع شود و متعاقباً در این خصوص اطلاع رسانی خواهد شد.

رویترز به‌نقل از منابع پلیس صنعا خبر داد که مردان مسلح روز یک‌شنبه یکی از کارمندان سفارت ایران در پایتخت یمن را ربودند.

پیشتر منابع پلیس صنعا به رویترز گفتند که این کارمند مرد ایرانی در حال حرکت در منطقه دیپلماتیک جنوب صنعا بود که مردان مسلح با بستن راه او را مجبور به خروج از خودروی خود کرده سپس به مکان نامعلومی بردند.

به‌گفته این منابع هنوز مشخص نیست که این آدم‌ربایی کار کدام گروه است.

تشریح جزئیات ناکامی عامل انتحاری در چابهار


تشریح جزئیات ناکامی عامل انتحاری در چابهار

نماینده مردم چابهار در مجلس شورای اسلامی گفت: با آمادگی و صلابت نیروهای انتظامی عامل حمله انتحاری هنگام ورود به مقر فرماندهی انتظامی این شهرستان ناکام ماند.

 یعقوب جدگال امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زاهدان با بیان اینکه حمله انتحاری رأس ساعت 10:20 دقیقه صبح امروز به وقوع پیوست، اظهار داشت: عامل انتحاری که به سلاح کلت کمری و کمربند انفجاری و همچنین نارنجک مجهز بود، قبل از ورود به داخل مقر انتظامی در مقابل درب ورودی شناسایی و مورد هدف گلوله قرار گرفته است.

وی افزود: این عامل انتحاری پس از اینکه متوجه شناسایی مأموران انتظامی شد، مبادرت به تیراندازی به طرف یکی از نگهبانان دژبان درب ورودی می‌کند که در اثر این تیراندازی، یک از سربازان از ناحیه ران پا زخمی‌ می‌شود.

نماینده مردم شهرستان‌های چابهار، کنارک، نیکشهر و قصرقند در مجلس شورای اسلامی متذکر شد: عامل انتحاری قبل از اینکه بتواند کمربند انفجاری و نارنجک همراه خود را در مقابل درب فرماندهی انتظامی چابهار، منفجر کند با تیراندازی ماموران انتظامی  به هلاکت رسید و ناکام ماند.

جدگال در پایان از صلابت، آمادگی، اقتدار ایثارگران و نیز رشادت مأموران انتظامی به‌ویژه فرماندهی نیروی انتظامی در سیستان و بلوچستان و شهرستان چابهار در شناسایی به موقع و ناکام گذاشتن این حمله انتحاری تقدیر و تشکر کرد.

فروش میلیاردی کالای تقلبی پیش چشم مسئولان در رسانه‌ ملی +اسناد


با گاف مشترک وزارت بهداشت، ستاد مبارزه با قاچاق کالا و صدا‌وسیما رقم خورد؛
«کرم حلزون اصل»؛ این شعار که پیشتر به گوش بینندگان ماهواره آشنا بود، مدتی است که به مدد تبلیغات گسترده در رسانه ملی، تا دورترین روستاها هم نفوذ کرده؛ فارغ از آنکه ممکن است کل ماجرا ریشه در یک کلاهبرداری داشته باشد. حقیقتی که امروز آشکار شده و قطعا در روزهای آتی بیشتر از آن خواهیم شنید. به روایت اسناد سری زدیم به پشت پرده این کلاهبرداری بزرگ که وزارت بهداشت خواستار توقف فوری پخش تبلیغات تلویزیونی آن شده است.
کد خبر: ۳۲۹۹۶۷
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۲ - ۱۴:۵۱
«کرم حلزون اصل»؛ این شعار که پیشتر به گوش بینندگان ماهواره آشنا بود، مدتی است که به مدد تبلیغات گسترده در شبکه های مختلف صداو‌سیما، تا دورترین روستاهای کشور هم نفوذ کرده و این بار نه تنها از اعجاز استفاده از آن سخن به میان می‌آید، بلکه بر "ایرانی" بودن آن، تاکید مشددی می‌شود تا شرایط برای کلاهبرداری در مقیاس کلان فراهم‌تر از هر زمانی شود!

به گزارش «تابناک»، شنبه هشتم تیرماه جاری، بازرسان اداره کل نظارت بر مواد آرایشی وزارت بهداشت به سمت کارخانه "پالیز طب شرق" در کرج، جایی که "کرم حلزون و نیو تودی" به سفارش شرکت «سپیده ماهان» تولید می‌شد، حرکت کردند و پس از سپری شدن زمانی کوتاه، نتیجه بازرسی نشان داد که هیچ‌گونه سندی مبنی بر وجود مواد اولیه "عصاره حلزون" و همچنین ماده "الانتویین" در انبار و یا خط تولید کارخانه وجود ندارد.

اداره بهداشتی-آرایشی دانشگاه علوم پزشکی کرج (البرز) محل دیگری بود که بازرسی شد و البته آنجا هم مدارکی برای اثبات ساخت و آزمایشات کنترلی چنین فرمولی یافت نشد تا معلوم شود که ظاهرا کارشناسان معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی البرز چشمان خود را بر همه چیز بسته و نظارتی روی صدور پروانه و فرایند تولید نداشته‌اند تا به این ترتیب راه برای تقلب و فروشی بیش از 100 میلیارد تومان در سال برای چند نوکیسه هموار شود.

با آشکار شدن این حقایق، کمیته فنی و قانونی آرایشی بهداشتی وزارت بهداشت که گزارش بازرسان را دریافت کرده بود، بلافاصله پروانه محصولات شرکت سپیده ماهان را باطل کرد و متعاقب آن، حق صدور پروانه ها را از دانشگاه علوم پزشکی البرز سلب نمود و در اقدام تکمیلی، سازمان غذا و دارو هم طی نامه‌ای به تاریخ دوازدهم تیر ماه (چهارشنبه گذشته) به رئیس سازمان صداوسیما، خواستار توقف تبلیغ محصولات شرکت سپیده ماهان شد.
برای مشاهده تصاویر در ابعاد بزرگتر، روی آنها کلیک کنید
معاون وزیر بهداشت و رئیس سازمان غذا و دارو طی نامه‌ای به رئیس سازمان صداوسیما، ضمن اعلام توقف تولید محصولات تقلبی شرکت سپیده ماهان، توقف پخش آگهی‌های آن در رسانه ملی را خواستار شد
معاون وزیر بهداشت و رئیس سازمان غذا و دارو طی نامه‌ای به رئیس سازمان صداوسیما، ضمن اعلام توقف تولید محصولات تقلبی شرکت سپیده ماهان، توقف پخش آگهی‌های آن در رسانه ملی را خواستار شد

این نوکیسه‌ها که بودند؟

گزارش های دریافتی حکایت از آن دارند که در پشت پرده ماجرا، آقای «م.ی» و خانم «ر.پ» (اسامی نزد «تابناک» محفوظ است) دو نفری بودند که در اولین تجربه کاری خود، در نهم شهریورماه سال 82، یک شرکت "مسئولیت محدود" را به نام شرکت خدماتی و بازرگانی سپیده ماهان و با سرمایه اولیه دو میلیون تومان ثبت کردند. شرکتی که حتی توانایی خرید محلی برای خود نداشت و مجبور بود تا سال 90 چندین نوبت در محدوده خیابان آزادی تغییر آدرس دهد؛ چه برسد به اینکه دارای کارخانه و تولید صنعتی باشد.

ماجرای برملا شده امروز زمانی ابعاد حقیقی تر خود را نشان خواهد داد که بدانیم این شرکت در سال 90 اقدام به ثبت اسامی تجارتی زیر نموده است:

نیوتودی، حلزون، تن تاک، آدلی، مدارا، ترنتو، اینام، پنیلو و پلیل؛ اسامی متعدد و چه بسا خوش آب و رنگی که برای محصولاتی همچون: انواع کرم‌ها، صابون، شامپو و انواع محصولات بهداشتی و آرایشی، لاغری، کاهش وزن، کرم حلزون، روغن شتر مرغ(!)، محصولات آشپزخانه، بدنسازی و... تقاضای ثبت داده شده‌اند.

راز این ثبت اسامی هم چیزی نیست جز اینکه قرار بوده تمامی این محصولات به مرور (احتمالا طی مدتی کوتاه و به صورت پی در پی) روانه بازار شوند؛ به این صورت که پس از پی بردن مردم به بی‌تاثیر بودن یا بی ارزش بودن یکی از این محصولات تقلبی، مدتی بعد محصولی مشابه اما این بار با نام و شمایلی دیگر به بازار عرضه شده و کلاهبرداری ادامه بیابد.
ثبت نام تجاری
ثبت نام تجاری "حلزون" در میان آگهی‌های ثبت نام تجاری توسط این شرکت، از این رو جالب توجه است که در بازرسی از کارخانه آن، نه حلزونی مشاهده شده و نه عصاره و یا مواد برگرفته از آن!
برخی از آگهی‌های ثبت
برخی از آگهی‌های ثبت "نام تجاری" که نشان از ادامه‌دار بودن برنامه مدیران شرکت سپیده ماهان برای عرضه محصولات قبلی با نام دیگر در آینده دارد

شائبه ارتباط با جریانات خارج از کشور

تولیدکنندگان کرم‌هایی با نام "حلزون" و "نیو تودی" سالهای متمادی حمایت مالی شبکه‌های تلویزیونی وابسته به جریانات برانداز نظام را در خارج از کشور به عهده داشته اند و با فروش کالای خود به صورت قاچاق در کشور، توانمندی سازمانهای نظارتی را برای جلوگیری از ورود و  فروش این محصول به کشور را به چالش کشیده بودند.

اینجاست که وقتی یک شرکت مسئولیت محدود که سالها در پستویی در حال دست و پا زدن برای تامین دو میلیون تومان حقوق موسسین و مدیران خود بوده، بدون هیچ سابقه‌ای در تولید و برندی سازی تجارتی-آن هم در زمینه تخصصی حوزه سلامت،- ناگهان با چنین اعداد و ارقامی وارد فعالیت می‌شود، این شک را تقویت می‌کند که جریانی در پشت این حرکت قرار داشته و امثال مدیران این شرکت‌ها، تنها بازیگرانی بیش نیستند.

چه کسی به این محصولات مجوز داده است؟

صدور این مجوزها در زمان ریاست سابق سازمان غذا و دارو با همکاری معاونت سابق این نهاد در حوزه غذا و بهداشتی-آرایشی صورت گرفته که با ورود دکتر عباس حاجی آخوندی به این سازمان، به رغم مخالفت‌های برخی کارشناسان، موضوع پیگیری و این تقلب آشکار گردید.

در این نوع از تجارت که تجار یهودی در اروپا، امریکا و آفریقای جنوبی مبدع آن هستند، همانند شرکتهای هرمی، محصولات در بازار اصلی عرضه نمی‌شوند که مبادا مردم با دیدن و لمس کردن آنها، قادر به محک زدن‌شان شده و حتی نارضایتی خریداران از طریق زنجیره فروشنده، توزیع کنندگان خرد و کلان و نهایتا شرکت، قابل پیگیری مستقیم باشد، بلکه تنها با نشان دادن کاتالوگ‌های فریبنده و فروش تلویزیونی و تلفنی، کالا  به محل اقامت مشتری ارسال می‌شود.
برخی از آگهی‌های ثبت تغییرات شرکت سپیده ماهان که نشان از تغییرات متعدد آدرس شرکت در طول چند سال داشته و حجم سرمایه‌گذاری و ارقام مالی آن را نشان می‌دهد!
برخی از آگهی‌های ثبت تغییرات شرکت سپیده ماهان که نشان از تغییرات متعدد آدرس شرکت در طول چند سال داشته و حجم سرمایه‌گذاری و ارقام مالی آن را نشان می‌دهد!

ضرر ریالی صداوسیما چقدر بوده است؟

با آشکار شدن نقش عواملی که مجوزها را صادر کرده و نظارت را فراموش کرده بودند، نقش ضلع سوم ماجرا آشکار می‌شود؛ جایی که رسانه ملی به عنوان بازوی قدرتمند تبلیغ این کالا، رخ نمایی کرده و نه تنها سهم بزرگی در رقم خوردن این رویداد تلخ به خود اختصاص داده، بلکه از جهات دیگری، خود هم طعمه این کلاهبرداری واقع شده است.

ماجرا از این قرار است که تعرفه پخش آگهی در صداوسیما برای محصولات ساخت ایران خیلی ارزانتر از محصولات وارداتی تعیین شده است و در کمال تعجب، در حالی که شرکت سپیده ماهان فقط پروانه ساخت کرم حلزون را در دست داشته و بقیه محصولاتش، وارداتی است، از تعرفه در نظر گرفته شده برای محصولات داخلی بهره برده است؛ موضوعی عجیب که با آرم "ساخت ایران" در بالای تبلیغات تلویزیونی محصولات این شرکت، خودنمایی می‌کرد اما کشفیات اخیر بر صحت آن خط بطلان کشید.

این در حالی است که سازمان غذا و دارو در نامه خود اعلام نموده که تجهیزات تبلیغ شده این شرکت نه مجوز تولید داخل دارند و نه مجوز واردات! گزاره‌ای به معنای نابود کردن تولید کننده داخلی در سال هایی که کمک به اقتصاد، محور اصلی شعار نظام بوده است.

به عبارت بهتر، می‌توان این گونه ادعا کرد که طی این مدت، شرکت سپیده ماهان میلیاردها تومان از پول صداوسیما (بیت‌المال) را نیز در جیب خود گذاشته و با زدوبند با چند کارمند واحد بازرگانی این سازمان، مدارک جعلی دال بر "تولید داخل" را در پرونده جا داده‌اند؛ البته این ضرر جدای از خسارت معنوی وارد شده بر اعتبار رسانه ملی نزد افکار عمومی است که پرداختن به آن در این مقال نمی‌گنجد.

شائبه تبلیغ کالای قاچاق از رسانه ملی؟

اگر بازرگانی صدا و سیما خوش شانس باشد، باید کالاهای غیر تولید داخل این شرکت به هر شکل ممکن که شده، برگ سبز گمرکی داشته باشند چراکه در غیر این صورت باید گفت که از بدو تاسیس رادیو و تلویزیون در کشور، برای نخستین بار خواهد بود که کالای قاچاق از این رسانه تبلیغ شده و به فروش رسیده است.

در صورت اثبات چنین تخلفی که مبنای آن "جعل سند پروانه تولید داخلی محصول" است، مدیران شرکت سپیده ماهان با مجازات های سنگینی مواجه خواهند بود.

بازپس گیری حقوق خریداران

 دادستان بعنوان مدعی العموم با ورود به پرونده می‌بایست در صدد بازپس گیری پول خریداران برآید، چراکه گزارش بازرسان و رای کمیته فنی وزارت بهداشت تایید می‌کند که در ساخت و فروش کرم حلزون تقلب رخ داده و آنچه که ادعا می شده با چیزی که فروش رفته مطابقت ندارد و در این میان میلیاردها تومان از این تجارت(!) کسب مال شده است.

گفتنی است که با توجه به ابعاد گسترده ماجرا، در گزارش‌های تکمیلی بعدی به ریشه یابی جنبه‌های دیگر این موضوع خواهیم پرداخت.

مستند حمله ناو آمریکایی به پرواز ۶۵۵


مستند حمله ناو آمریکایی به پرواز ۶۵۵

به گزارش فرهنگ نیوز ،در تاریخ دوازدهم تیرماه سال شصت و هفت شمسی، یک ناوشکن جنگی آمریکایی با نام وینسنس، هواپیمای ایرباس ایرانی را بر فراز خلیج فارس، با دو فروند موشک مورد هدف قرار داد و موجب سقوط هواپیما و شهادت همه دویست و نود نفر مسافر این هواپیما گردید.این ماجرای غم انگیز، تا مدت ها بعد نیز به شدت خشم جهانیان را برانگیخت و آمریکا را بار دیگر به عنوان یک قاتل وحشی مردم بی گناه معرفی نمود.

مستند حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران  | دانلود فیلم

۹۲/۴/۱۱ - ۲۳:۲۱
ایرانی‌ها اعطای مدال به عامل جنایت آمریکایی 12 تیر 67 را فراموش نمی‌کنند
بیانیه وزارت امور خارجه به مناسبت سالروز سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران

ایرانی‌ها اعطای مدال به عامل جنایت آمریکایی ۱۲ تیر ۶۷ را فراموش نمی‌کنند

وزارت خارجه کشورمان در سالروز سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران با صدور بیانیه‌ای با بازماندگان این حادثه جنایتکارانه آمریکا ابراز همدردی کرد.

به گزارش فرهنگ نیوز، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با صدور بیانیه ای ضمن گرامیداشت یاد شهدای هواپیمای مسافربری ایران که در دوازده تیرماه سال یکهزار و سیصد وشصت و هفت هدف حمله جنایتکارانه نیروهای آمریکایی قرار گرفت، با بازماندگان این اقدام ضدبشری ابراز همدردی کرد.

وزارت امور خارجه در این بیانیه تأکید کرده است: بدون تردید حافظه تاریخی ملت ایران هیچگاه این اقدام غیر انسانی و اعطای مدال به عاملین این جنایت را از یاد نخواهد برد و عاملین آن در پیشگاه وجدان بشری محکوم بوده و مدعیان حمایت از حقوق بشر باید پاسخگوی سکوت در مقابل این اقدام شرارت آمیز و بی اعتنایی به بدیهی ترین ارزش های انسانی باشند.


تصویر سازی: پرواز 655  برگرفته شده از rezvane.blog.ir

طرح نوشت: بیست و پنج سال پیش در سواحل نیلگون خلیج فارس جنایتی دلخراش  رقم خورد که لکه ننگ ابدی شد بر پیشانی حامیان دروغین حقوق بشر که در راس آنها دولت تروریست ایالات متحده قرار دارد.

پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ متعلق به خطوط هواپیمائی جمهوری اسلامی ایران،  ایران‌ایر با شناسه «IR655»، در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ (۳جولای ۱۹۸۸ میلادی) از بندر عباس به مقصد دبی  در حرکت بود که با شلیک موشک هدایت شونده از ناو یواس‌اس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ سرنشین آن که شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک بودند، جان باختند.


 هیچ‌کدام از خدمه ناو وینسنس تحت پیگرد قرار نگرفتند و حتی ویل راجرز، فرمانده ناو جنگی آمریکا در پایان خدمت خود مدال گرفت.
این جنایت و تجاوز آشکار تا ابد لکه ننگی بر پیشانی دولت تروریست و تروریست پرور ایالات متحده باقی خواهد ماند.

تصویر سازی پوستر زیر به سختی انجام شد چرا که عموی بنده شهید حاج حسین ملکی از این پرواز به دیدار معبود شتافتند.

 کاخ سیاه بداند، ملت ها هوشیارند
 ادعای دموکراسی غربی و حقوق بشری، ساقط کردن هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی، حمله به کشورها، اسلام ستیزی، ظلم، جنایت و کشتار انسان ها و تسلط بر خاورمیانه، یکی از اقدامات جنایتکاران کاخ سفید است.
سردمداران ددمنش کاخ سیاه بدانند ملت ها هوشیارند و مبارزه با جنایتکاران را یک وظیفه اسلامی و انسانی می دانند.

پرواز 655

برای دریافت اندازه اصلی بر روی تصویر کلیک کنید

فرازی از وصیت نامه ی سردار شهید حاج حسین ملکی


به نام آفریننده ی شهید و شاهد
شهادت می دهم معبودی جزالله نیست و محمد رسول الله فرستاده و بنده اوست و باسلام به منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و با درود برخمینی بت شکن و تمامی شهدای اسلام مخصوصاً شهدای انقلاب اسلامی . مرگ حق است و این رشته ی حیات روزی گسسته خواهد شد و این حیات مادی روزی پایان خواهد گرفت و باید ازاین جهان رخت بربست و به معبود یگانه یعنی الله پیوست . امیدوارم . ازخداوند بزرگ می خواهم که مرگ مرا شهادت درراه خود قراردهد و ما را ازآمرزیدگان و بخشودگان به حساب آورد و امیدوارم که هرکسی برگردن من حقی دارد مرا ببخشد و درحق این بنده ی حقیرازخداوند طلب مغفرت کند و دیگرشهدا و رفتگان. موفقیت و پیروزی شما و نصرت اسلام و مسلمین و سلامتی رهبرانقلاب اسلامی آرزوی ماست .
حسین  ملکی 14/6/1366



با خون خود نوشتی برلوح کهکشانها
پیروزباد قرآن مقلوب بی نشانها
رنگین نمودی ای جان با خون خویش تاریخ
نام تو ثبت گردید بر لوح آسمانها

شهید حسین ملکی

شهید حاج حسین ملکی در کنار خورشید - نفر اول از سمت چپ 

شهید حسین ملکی

شهید حاج حسین ملکی در کنار خورشید - نفر اول از سمت چپ 

شادی روح شهید حسین  ملکی و شهدای هواپیمای ایرباس صلوات

پانوشت: گرامی باید یاد و خاطره امام عزیز و شهدای دفاع مقدس، همچنین شهدای مظلوم گارد امنیت پروازی جمهوری اسلامی، شهدای مظلوم سپاه حفاظت ولی امر، شهدای مظلوم سپاه حفاظت انصار المهدی (عجه تعالی فرجه الشریف) و، علی الخصوص شهدای لشگر پر افتخار 27 محمد رسول الله (ص)

گارد امنیت پرواز جمهوری اسلامی (سپاه حفاظت هواپیمایی) بی شک یکی از نیروهای راهبردی واستراتژیک در حوزه امنیت هوایی به شمار میرود که با جانفشانی  نیروهایش، شهدای مظلومی را به این انقلاب تقدیم کرده است .

این نیرو یکی از قدرتمند ترین نیروهای امنیت هوایی در جهان به شمار میرود به گونه ای که در جهان از این نیرو با عنوان گارد آهنین یاد میشود.

وظیفه این نیرو حفظ امنیت در آسمانهاست، از همینجا به تمامی کارکنان زحمت کش این نیرو که در آسمانها حافظ جان مردم و منافع جمهوری اسلامی ایران هستند درود میفرستم.

منابع:

ویکی پدیا  +

وبلاگ رضوانه +

ساجد +

مایه ی افتخار مردم آمریکا+عکس

این کاپیتان از جان گذشته!! در سوم جولای سال 1988 ، طی عملیاتی متهورانه و جوانمردانه ، یک فروند «هواپیمای جنگی حامل کلاهک هسته ای مسافربری!! ایرانی» را با 290 مسافر تعلیم دیده برای جنگ های هسته ای را بر فراز خلیج فارس ، هدف قرار د


به گزارش صابرنیوز به نقل از مشرق، ویلیام راجرز در ماه دسامبر سال 1938 در فورت وورث( واقع در ایالت تگزاس آمریکا) متولد شد. گرچه او یکی از ده ها عضوِ خاندانِ «راجرز» است که لباس افسری نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا به تن کرد و به عنوان ژنرال چهارستاره ، بازنشسته شد ، اما  تنها راجرزی است که افتخار اعدام 290 تروریستِ غیر نظامی!! را در عرض کمتر از یک دقیقه دارد و به خاطر این شجاعت بی نظیر ، مدالِ «لژیون لیاقت» (Legion of Merit) نیز دریافت کرده است.

کاپیتان «ویلیام سی راجرز» ( که در خاندانِ ژنرال های راجرز به «ویل راجرز سوم» شهرت دارد) از سال 1978 تا سال 1989 فرماندهی ناو جنگی «یو اس اس وینسنس) را بر عهده داشت. این کاپیتان از جان گذشته!! در سوم جولای سال 1988 ، طی عملیاتی متهورانه و جوانمردانه ، یک فروند «هواپیمای جنگی حامل کلاهک هسته ای مسافربری!! ایرانی» را با 290 مسافر تعلیم دیده برای جنگ های هسته ای ، بر فراز خلیج فارس ، هدف قرار داد و در کمتر از یک دقیقه ، تمامی 290 تروریست تعلیم دیده ی!! ایرانی را (که 66 نفر آنان کودکان زیر 10 سال یودند) قطعه قطعه نمود.
  کاپیتان «ویلیام سی راجرزسوم» در پایان خدمت خود به‌خاطر «رفتار بسیار شایسته و انجام خدمات برجسته بین تاریخ آوریل ۱۹۸۷ تا مه ۱۹۸۹ به عنوان افسر فرماندهٔ ناو وینسنس »به دریافت مدال «لژیون لیاقت» از دستان رییس جمهور وقت آمریکا مفتخر شد.
این ژنرال پرافتخار آمریکایی ، امروز در سن 74 سالگی ، مشغول حال و حول بوده و مدال «لژیون لیاقت» خود را به دیوار اتاقش نصب نموده است. هیچ آدم فضولی هم تا به حال بابت اعدام 290 تروریست!! از وی سوالی نپرسیده است.
بی شک ، نه تنها خاندانِ ژنرال پرور «راجرز» ، بلکه بشریت به وجود چنین جنگجویان جوانمرد!! و بی باکی!! افتخار می کند.




 

عکس/ اسناد جنایت آمریکا در دانشگاه‌تهران

تراز: در عکس، تابوت جمعی از شهدای انهدامِ هواپیمای ایرباس ایران دیده می شود که که دقایقی قبل از تشییع توسط مردم تهران، در برابر درب اصلی دانشگاه تهران گذاشته شده اند.

به گزارش تراز به نقل از جهان، ۱۲ تیرماه هر سال، مصادف است با سالگرد جنایتِ شرم آورِ انهدام هواپیمای مسافربری ایران، بر فراز آب های خلیج فارس، توسط ناوِ آمریکایی "وینسنس". طی این آدم کشی مدرن، ۲۹۰ انسان با ملیت‌های ایرانی، اماراتی، یوگسلاوی، پاکستانی، هندی و ایتالیایی که در میان آنان ۶۶ کودک نیز وجود داشت، به قتل رسیدند . آمریکا هیچ گاه از این قتل عام سبعانه، عذرخواهی نکرد و مسئولیت حادثه را رسما بر عهده نگرفت.هیچ‌کدام از خدمه ناو "وینسنس" تحت پیگرد قرار نگرفتند و حتی "ویل راجرز"، فرمانده ناو جنگی آمریکا در پایان خدمت خود مدالِ لیاقت گرفت.
عکس زیر، در اواسط تیرماه ۱۳۶۷ در مفابل درب اصلی دانشگاه تهران گرفته شده است. در عکس، تابوت جمعی از شهدای انهدامِ هواپیمای ایرباس ایران دیده می شود که که دقایقی قبل از تشییع توسط مردم تهران، در برابر درب اصلی دانشگاه تهران گذاشته شده اند.
شادی روح شهدای هواپیمای ایرباس، صلوات


هواپیمای مسافربری که از رادارها محو شد


مرور جنایت آمریکا در خلیج فارس؛
دریاسالار «ویلیام کراو» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دوره زمامداری ریگان در گفت‌و‌گو با شبکه «بی‌بی‌سی» تأکید کرد: ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپ‌ها و موشک‌های دوربرد به کمانه آب‌های ایران آمده بود.

به گزارش مشرق، فاجعه ای که 12 تیر1367 به دست نظاميان آمريکايي در آب‌های خلیج فارس رخ داد، لکه ننگی است که هیچ‌گاه از دامان مدعیان حقوق بشر پاک نخواهد شد. متن زیر مروری بر آن حادثه دلخراش است که از نظر شما می‌گذرد:


یکشنبه دوازدهم تیرماه 1367 بندرعباس

هواپیمای ایرباس 300 متعلق به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست و طبق برنامه پیش‌بینی شده، قرار بود این هواپیما با شماره پرواز 655 با 290 سرنشین (156 مرد، 53 زن، 57 کودک 2 تا 12ساله و هشت کودک زیر دو سال و 42 نفر با ملیت‌های یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و 16 خدمه پروازی) در ساعت 10 صبح به مقصد دبی پرواز کند.


ساعت 9صبح (خلیج فارس)

تعدادی از قایق‌های تندروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مشغول گشت‌زنی در جنوب قشم بودند، با تهاجم نیروهای آمریکایی مواجه شدند. رزمندگان دریادل اسلام بلافاصله به مقابله با نیروهای آمریکایی مستقر در ناوها می‌پردازند. در جریان این درگیری چند فروند بالگرد آمریکایی برفراز قایق‌های تندرو به پرواز درآمده و به سوی آنها شلیک می‌کنند.


نيروهاي سپاه، همزمان با مقابله با ناوهای آمریکایی به آتش بالگردها نیز پاسخ می‌دهند و در این درگیری یک فروند بالگرد آمریکایی هدف قرار گرفته و به قعر آب‌های نیلگون خلیج‌فارس سقوط می‌کند.


ساعت 10 صبح (بندرعباس)

هواپیمای جمهوری اسلامی ایران پرواز 655 با 15 دقیقه تأخیر در ساعت 10 و 5 دقیقه از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس تقاضای پرواز کرد، مدت پرواز تا دوبی 30 دقیقه و حداکثر 14هزار پا تعیین شد. در ساعت 10و 17 دقیقه، هواپیمای ایرباس 300 به پرواز درآمد. دقایق نخستین پرواز و مراحل اوج‌گیری تا ارتفاع 12 هزارپایی مطابق طرح پرواز انجام شد و خلبان به طور پیوسته با برج مراقبت فرودگاه بندرعباس و مرکز کنترل راه های هوایی ایران و امارات تماس داشت.


خلیج فارس

ناو جنگی آمریکایی «وینسنس» که در تاریخ هفتم خرداد از بندر «سن‌دیه‌گو» وارد خلیج‌فارس شده بود، به قصد یک ماجراجویی هوایی به آب‌های مرزی ایران نزدیک شد. «ایچنرمارک» قلب این رزمناو به شمار می‌رفت. وظیفه اصلی آن، کشف هدف‌های پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طور همزمان و کنترل آتش آنها بود، هم‌چنین این رزمناو به موشک‌های زمین به هوا با برد 408 کیلومتر نیز مجهز بود.
چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس 300 به منطقه کنترل هوایی امارات، در محلی به نام «مولبیت‌» خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به 14 هزارپایی صعود کند.


ساعت 10 و 22 دقیقه (خلیج‌فارس)

در این لحظه ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز» فرمانده ناو، موشک استاندارد2 به سوی پرواز 655 شلیک کرد. ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شده و در طوفانی از دود و آتش به پهنه آب‌های نیلگون خلیج‌فارس فرو رفت. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دبی، پیگیر سرنوشت پرواز 655 شده ولی آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد.

با شناسایی دقیق محل سقوط، بالگردها و شناورها به موقعیت 26 و 42 عرض شمالی و 56 درجه و 3 دقیقه طول شرقی منتقل شدند.

بلافاصله پس از این جنایت هولناک، مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف 14 جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرارداده‌اند. پس از روشن ‌شدن نوع هواپیما، آمریکایی ها سعی کردند تا به نحوی وانمود کنند که در این مورد مرتکب اشتباه شده‌اند، اما شواهد بعدی، این نظر آنان را کاملاً مردود جلوه داد. 

                               
مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می‌کرده و رزمناو آمریکایی نیز هفت‌بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است!

این ادعا به دلایل زیر، غیر قابل قبول بود زیرا:
1ـ قطعات متلاشی‌شده هواپیما و اجساد سرنشینان آن در سطح وسیعی از آب‌های سواحل جنوبی جزیره هنگام، درست در داخل آب‌های ایران پراکنده شده بودند. این محل درست در زیر مرکز دالان هوایی بین‌المللی بندرعباس دوبی (آمبر56) قرار دارد و نشان می‌دهد که هواپیما درست در مسیر پیش‌بینی‌شده درحال پرواز بوده است و همان طور که چهارسال بعد روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارشی که حاوی چند نکته تازه بود، گفت که ناو وینسنس در آب‌های فلات قاره ایران بوده است نه در آب‌های بین‌المللی و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در آن زمان بر این حقیقت سرپوش گذاشته شده است.

دریاسالار «ویلیام کراو» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دوره زمامداری ریگان در گفت‌و‌گو با شبکه «بی‌بی‌سی» تأکید کرد: ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپ‌ها و موشک‌های دوربرد به کمانه آب‌های ایران آمده بود. این نشان‌دهنده آن است که ناو به عمد برای عمل سوء آماده شده بود.

2ـ هواپیمای مسافربری ایرباس از نظر حجم، شکل، اندازه و توانایی پرواز کاملاً با هواپیمای اف 14 متفاوت است.

3ـ با توجه به ارتباط کلامی و ارتباط ناوبری هر هواپیمای بازرگانی و مسافربری، ناو آمریکایی می‌توانست به راحتی با شنیدن مکالمات خلبان به ماهیت هواپیمای مسافربری پی‌ببرد.

4ـ مقامات ناو آمریکایی ادعا کرده‌اند که سه اخطار روی باند نظامی فرستاده‌اند ولی پاسخی دریافت نکرده‌اند. مسلماً اخطار نظامی ارسال شده به گوش خلبان 655 نرسیده است، ولی سه اخطار روی باند غیرنظامی (اضطراری) را هیچ منبع غیر‌نظامی دریافت نکرده است و از آنجا که کلیه خلبانان دو منطقه همیشه در این باند به گوش هستند، این ادعایی واهی بیش نبود.

مقامات آمریکایی که سرنگونی یک هواپیمای مسافربری کره‌جنوبی در سال 1362 را «بربریت» نامیدند و خواستار تحریم بین‌الملل خطوط هواپیمایی شوروی سابق شدند. پس از ارتکاب جنایت حمله به هواپیمای مسافربری ایران سعی کردند با توسل به تبلیغات کذب و طرح ادعاهای بی‌اساس، فاجعه را کوچک و کشتار 290 انسان بی‌گناه را که در نوع خود در تاریخ هواپیمای غیرنظامی بی‌سابقه است، امری عادی جلوه دهند.

در شهریور 62 یک هواپیمای بوئینگ 747 شرکت هواپیمایی کره‌جنوبی (ک.ال.ال) در حالی‌ که با 269 مسافر از مسیر عادی خود منحرف شده بود و حدود 500 کیلومتر مسافت را زمانی نزدیک به دو ساعت در داخل خاک شوروی سابق طی کرده بود، به دلیل بی‌توجهی به اخطارهای مکرر هواپیماهای شکاری این کشور توسط سیستم دفاع موشکی شوروی سرنگون شد.

در این ماجرا ریگان ابراز عقیده کرد که هیچ مطلبی نمی‌تواند توجیه‌کننده سرنگون ساختن یک هواپیمای غیرمسلح باشد. وی اعلام کرد: شوروی (سابق) با حمله به یک هواپیمای مسافربری، دست به یک عمل تروریستی زده است و یکی از اعضای کمیته امور خارجه مجلس آمریکا، دولت این کشور را به مقابله به مثل ترغیب کرد.

                                         


تبلیغات وسیع آمریکا در این خصوص‌، دست کم برای مدت شش‌ماه ادامه داشت. شورای امنیت پیرامون این واقعه و جهت محکوم‌کردن عمل شوروی (سابق) چهاربار تشکیل جلسه داد و متحدان اروپایی آمریکا پیرامون این موضوع شدیداً واکنش نشان دادند.

آمریکا برای رسیدن به اهدافش از به‌کارگیری هیچ وسیله‌ای ابا ندارد؛ حقوق بشر، حقوق بین‌الملل، وجدان بین‌الملل و افکار عمومی در راستای اهداف مذبور توجیه و یا سرکوب می‌شوند. در فاجعه ایرباس‌، اساسی‌ترین حقوق بشر پایمال گردید و حقوق بین‌الملل به بازیچه گرفته شد؛ وجدان بین‌المللی مجبور به سکوت شد و افکارعمومی منحرف گردید؛ سایر دولت های جهان با بی‌تفاوتی خود، میدان را برای ارائه چنین بازی‌ای از سوی آمریکا بازگذاشتند و این گویای این حقیقت تلخ است که حقوق بشر تحریف شد و حقوق بین‌الملل به‌راحتی قابل نقض است. واشنگتن هنوز هم واقعیت نقض حقوق بشر در مورد ایرباس را رد می‌کند. در حالی‌که با تعریف‌های خاص خود حتی در امور داخلی دیگر کشورهای جهان از ایران گرفته تا چین دخالت کرده و هیچ‌گونه انتقادی در مورد اقدامات سبوعانه پنتاگون را نمی‌پذیرد.

فاجعه ایرباس مهم‌ترین مورد نقض حقوق هواپیمای کشوری در تاریخ محسوب می‌شود. فرمانده ناو وینسنس به خاطر جنایتش نشان لیاقت گرفت و پرصداترین محافل سیاسی غرب در مقابل این فاجعه سکوت اختیار کردند و یا آن را در چارچوب اخبار کذب پنتاگون ارزیابی و تحلیل نمودند.

هرگونه کوتاه آمدن یا به فراموش سپردن این حادثه و یا موضع‌گیری نکردن در مقابل چنین حوادثی در عرصه جهانی‌، پیامدهای بسیار دردناکی را برای بشریت خواهد داشت. اگر آن روز، مردم ژاپن «قانون تسلیم زورشدن» را نپذیرفته بودند، پس از آن مردم جهان این همه تاوان تسلیم زورشدن را نمی‌پرداختند، ولی این قانون باید روزی شکسته شود. گویا تحولات امروزه جامعه بشری‌، زمینه مساعدی را در کشورهای تحت ستم برای درهم شکستن این قانون و ساختن نظام نوین برپایه اخلاق و عدالت فراهم ساخته است.

بزرگترین عامل ماندگاری و جاودانگی قیام امام حسین(ع‌) درهمین اصل «تسلیم زور نشدن» بوده است. هرچند او بهای گرانی را برای آن پرداخت‌، اما درس بزرگی به انسانها آموخت‌، درسی که امروزه درچهره انقلاب اسلامی در سراسر جهان خودنمایی می‌کند. انقلابی که با تکیه بر «ارزش‌های دینی واخلاقی» در صدد نجات بشر امروز است و بشر امروز نیز با ناامیدی از تمدن مادی غرب به سوی آن آغوش گشوده است.

در مورد ایرباس، واشنگتن مدعی است همه چیز با قرار پرداخت خسارت پایان یافته است اما پرداخت خسارت شاید بتواند بخشی از ضایعات مادی جنایت را جبران کند، ولی ضایعات معنوی آن جبران ناپذیراست.

نکته آخر اینکه آنها که هنوز چشم به سوی غرب دارند و فکر می‌کنند در سایه تمدن غرب و رابطه با آمریکا، زندگی راحتی خواهند کرد باید بدانند که اساس تمدن غرب بر «تسلیم و ذلت دیگران» پایه‌ریزی شده است و آنها جهان را به ورطه نیستی و نابودی کشانده‌اند. ما نه‌تنها باید به نجات خویش بیندیشیم بلکه باید به نجات همه جهان فکر کنیم و این امر تنها در سایه مبارزه و مقاومت درمقابل این منطق مخرب غرب ممکن است.

حقوق بشر، دموکراسی، صلح و ثبات، علم و فناوری، رشد و توسعه... اینها همه خوبند و شایسته که همه به دنبال آن باشند‌، اما همه اینها امروز به دست سردمداران غرب گرفتارند و وسیله‌ای برای سرکوب جهان سومی‌ها شده است.

وینسنس هرچه بود، ماشین بود و فاقد اراده انگشت «ویل راجرز» فرمانده وینسنس اگرچه ماشه را چکاند اما به تیمارستان روانه شد. او هیچ‌کاره بود‌ و فقط یک آدمک بود. فرمان حمله از واشنگتن صادر شده بود و موشک‌های وینسنس از پنتاگون دستور آتش گرفتند.

بدون شک این روسیاهی‌، همیشه بر چهره کریه آمریکای جنایتکار باقی خواهد ماند و سقوط ایرباس سند محکمی بر این حقیقت است که آمریکا سردمدار تروریسم درعصر ماست و امروز 25 سال پس از آن حادثه غیرانسانی و موحش‌، خوی و خصلت تجاوزگر و خود‌محور آمریکا هیچ تغییری نکرده است.

25 سال از فاجعه‌ای سخت که قلب هر انسانی را به درد می‌آورد گذشته است و ملت ایران همچنان سوگوار کودکان و زنانی است که در حادثه ضدبشری جان باختند.

افشاگری یک دختر قرقیزی از مراسم منافقین در پاریس


افشاگری یک دختر قرقیزی از مراسم منافقین در پاریس

آلینا آلیمکولوا دانشجوی قرقیزستانی نحوه ثبت نام و سفرش از پراگ به پاریس برای شرکت در همایش 22 ژوئن منافقین را بازگو کرد.

به گزارش موسسه راهبردی دیده‌بان، شورای به اصطلاح ملی مقاومت و رهبر آن مریم رجوی معروفند به اینکه همیشه در حال تدارک برای راه‌اندازی تجمع علیه ایران با حضور افراد سرشناس هستند.
اما آنگونه که خاطرات آلینا آلیمکولوا (از شرکت‌کنندگان در تجمع منافقین در ویلپنت) تصریح می‌‌کند بسیاری از حاضرین در تجمع 22 ژوئن انگیزه‌ای ورای آرزو برای ایرانی آزاد داشته‌اند.
«من در پراگ در حال گوش دادن به موسیقی بودم و اخبار و مطبوعات رو چک می‌کردم که یک آگهی توجهم را جلب کرد که دعوت به سفر به پاریس برای آخر هفته بود؛ شهری که همیشه در رویای دیدنش حداقل یک بار در زندگیم بودم.»

مجاهدین خلق
«هزینه سفر به طرز وحشتناکی ارزان بود؛ 35 یورو معادل 46 دلا؛ من با سازمان‌دهنده سفر مکاتبه کردم و فهمیدم که باید در قبالش کاری انجام داد اما ناراحت نشدم. اون برایم توضیح داد که باید در یک تجمع چند ساعته در پاریس شرکت کنم و قول داد که این تجمع اعتراضی مسالمت‌آمیز و به دور از خشونت خواهد بود و در صحت و سلامت کامل به خانه برخواهم گشت!»
20 ژوئن؛ «ساعت 9 شب با یکی از دوستان دانشجوی قرقیزی خودم به ایستگاه اتوبوسی در پراگ رفتم که بر اساس گفته سازمان‌دهنده تور قرار بود با 8 اتوبوس به پاریس بریم.»
«غالب افراد جوان و به وضوح مثل من دانشجو بودند. من دانشجویان روسی، اوکراینی، چک و دانشجویان آسیایی زیادی رو دیدم که برای تور از طریق اینترنت ثبت نام کرده بودند.»
«بعد از بیش از یک ساعت مردم هنوز هم می‌اومدند. هوا سرد و بارانی بود و بعضیا شروع به گرم کردن خودشون با خوردن الکل کردند. بعضیام شروع کردند به شعار دادن "آزادی برای طوطیان ایرانی" و "سازمان‌دهندگان باید مشروب برامون بیارند".»
«من به دوتا دختر روس نزدیک شدم که ببینم آیا اون‌ها از هدف این سفر چیز بیشتری می‌دونن یا نه! یکیشون گفت برای دفاع از حقوق زنان ایرانی! دیگری هم گفت برای دیدار با مردای خوشتیپ فرانسوی! چه کسی به حقوق زنان ایرانی اهمیت می‌دهد!»
«ساعت 11:12 دقیقه شب بالأخره سازمان‌دهندگان تور اومدند و ما سوار اتوبوس شدیم.»
21 ژوئن؛ «بعد از یک مسافرت طولانی و یک شب بی‌خوابی به پاریس رسیدیم. بهمون گفتند که کل روز را وقت داریم که هرجا را می‌خواهیم ببینیم. من دانشجویی را دیدم که از آلمان اومده بود تا در تجمع اعتراضی شرکت کند. اما او مطمئن بود که قرار است در یک تجمع اعتراضی در حمایت از تغییرات در عراق شرکت کند نه ایران!»
22 ژوئن؛ «هتل حدود 60 کیلومتری حومه پاریس بود. به ما وعده یک هتل 4 ستاره داده بودند اما من به این خرابه حتی یک ستاره هم نمی‌دهم. "خوب چه توقعی می‌توانستید از یک سفر 35 یورویی داشته باشید!؟" این چیزی بود که یک نفر وقتی در صف استفاده از توالت بودیم گفت.»
ساعت 11:42 صبح؛ «من خواب مانده‌ام و صبحانه را از دست دادم. اونایی که زودتر بلند شده بودند گفتند شیر و ساندویچ بوده است.»
«1:16 بعدازظهرما وارد محل عجیبی که نزدیک فرودگاه شارل دوگول بود شدیم. بهمان کاغذهایی دادند که نوشته شده بود کجا برویم و چه‌ کار کنیم. دوربین ممنوع بود. به محض خروج از اتوبوس از پیچاندن قضیه منصرف شدم چون کل محوطه توسط افرادی محافظت می‌شد و امکانی برای نرفتن به تجمع نبود.»
«پرچمهای زرد و بنفش همه جا آویزان بود، نام مریم رجوی روی همه نوشته شده بود، خوب حداقل اسم کسی را که پشت این رویداد عظیم بود فهمیدم. صف بی پایان اتوبوس‌ها که از کشورهای مختلف آمده بودند تا حدی هشدار دهنده به نظر می‌رسید. از بازرسی امنیتی رد شدیم و وارد ساختمان شدیم. من را متوقف کردند چون علی‌رغم هشدار سازمان دهنده‌ها دوربینم توی کوله پشتیم بود. اما در نهایت تعجب وقتی چند یورو به آنها دادم گذاشتند یواشکی دوربینم را با خودم ببرم و ظرف چند ثانیه داخل بودم.»

مجاهدین خلق

وعده غذایی که منافقین به شرکت‌کنندگان در مراسم می‌دادند

حداقل ده هزار نفر آنجا بودند. به همه کوپن ساندویچ و نوشیدنی دادند؛ بعد از خوردن و نوشیدن به تجمع پیوستیم؛ روی هر صندلی یک هدفون بود تا بتوانیم به ترجمه مستقیم سخنرانی‌ها بپردازیم؛ ناگهان متوجه زنی شدم که کنارم بود. از سرتا پایش پوشیده بود و همش می‌گفت الله اکبر؛ فکر کنم تا همین حد بس بود و باید دنبال در خروجی می‌گشتم!»
«نزدیک درهای خروجی سازمان دهندگان ساندویچ ماهی قزل آلا و کباب توزیع می‌کردند. چند تا دانشجوی قرقیزی را دیدم که از آلمان آورده شده بودند زمانی که برگشتم داغون و خسته بودم و به این نتیجه رسیدم که فقط یه تله موش پنیر مجانی دارد... .»
گفتنی است منافقین هر ساله به مناسبت سالگرد 30خرداد1360(آغاز عملیات مسلحانه در تهران) مراسمی را در پاریس ترتیب می‌دهند و برای پرجمعیت نشان دادن این مراسم با روش‌ها مختلف به دعوت از پناهندگان، دانشجویان و حتی کارتن خواب‌های اروپایی در ازای پرداخت مقداری پول و غذا می‌پردازند.

۸ تیر؛ ۱۱ سپتامبری که عمداً مغفول مانده است!

۸ تیر؛ ۱۱ سپتامبری که عمداً مغفول مانده است!


هزاران شهید و ده‌ها هزار جانباز شیمیایی و از بین بردن هزاران کیلومتر از محیط زیست ایران، میراث سلاح‌های شیمیایی‌ای بود که توسط آلمان و با چراغ سبز آمریکا برای استفاده علیه ملت ایران، در اختیار صدام معدوم قرار ‌گرفت.

۸ تیر؛ ۱۱ سپتامبری که عمداً مغفول مانده است!         

26 سال پیش در ساعات عصرگاهی هفتم تیرماه 1366، هواپیماهای نظامی ارتش بعث عراق در آسمان شهرستان سردشت ظاهر شدند و با فروریختن بمب‌های شیمیایی تحویل‌شده از آلمان مدعی حقوق بشر بر سر مردم این شهرستان، جنایتی فجیع را مرتکب شدند که با وجود گذشت نزدیک به سه دهه از وقوع آن هم‌چنان آسیب‌زاست. 

مردم این شهرستان مظلوم که ابتدا تصور می‌کردند صدام بمب‌های جنگی بر این شهر ریخته است،‌ پس از لحظاتی احساس خفگی کردند. بمب شیمیایی با ایجاد سختی تنفس موجب می‌شد فرد آنقدر سرفه‌های شدید و خون‌آلود کند تا بمیرد. بر اثر بمباران شیمیایی سردشت، بیش از یکصد نفر شهید و افزون بر هفت هزار نفر مسموم و مصدوم شدند؛ از میان مصدومان نیز تاکنون حدود 150 تن شهید شده‌اند و دیگر مجروحان این جنایت هولناک، حتی اکنون با گذشت 26 سال از آن روز، هم‌چنان زجر می‌کشند، به سرفه‌های مرگبار دچارند و هر از گاهی نیز بر اثر جراحات و عوارض آن، به شهادت می‌رسند.

در کنار صدام معدوم که این جنایت تاریخی ضدبشری را انجام داد و در کنار مرگ‌آفرینی‌ شیمیایی‌اش در حلبچه، جنایت سردشت را نیز به ثبت رساند، داغ این رسوایی تا ابد برای آلمان، آمریکا، فرانسه، هلند و انگلیس که چنین سلاح‌هایی را در اختیار دیکتاتور دیوانه عراق قرار دادند تا علیه جمهوری اسلامی استفاده کند، می‌ماند و هیچ چیز نمی‌تواند این کار شنیع را از حافظه تاریخ پاک نماید. سازمان‌های غیرمسئول ولی مدعی حقوق بشر که آن روز در برابر این اقدام بعثیون سکوت تشویق‌آمیز و حاکی از رضایت داشتند، امروز پا را فراتر نهاده و در سوریه، هم سلاح شیمیایی و میکربی در اختیار تروریست‌های وهابی ـ صهیونیستی قرار داده‌اند و هم پس از استفاده آنها از این سلاح علیه مردم و ارتش سوریه، ناجوانمردانه آن را با سندسازی به حکومت بشار اسد منتسب می‌کنند!

البته حمله شیمیایی به شهرستان سردشت و دیگر تهاجم‌های وحشیانه شیمیایی رژیم صدام که با سکوت و تشویق استکبار جهانی و پشتیبانی حامیان آن دیکتاتور ملعون منجر به شهادت مظلومانه ده‌ها هزار رزمنده و مردم بی‌دفاع شهری و روستایی کشور عزیزمان شد، نتوانست سرنوشت جنگ تحمیلی هشت ساله را به سود متجاوز و پشتیبانان نامردش پایان دهد و سرانجام صدام و دولت‌های خبیث همراه اروپایی و آمریکایی‌اش، مجبور به پذیرش شکست از جمهوری اسلامی شدند.

هزاران شهید و ده‌ها هزار جانباز شیمیایی و از بین بردن هزاران کیلومتر از محیط زیست ایران، میراث ناگوار سلاح‌های شیمیایی‌ای بود که اغلب توسط آلمان و با چراغ سبز آمریکای جنایتکار و انگلستان خبیث، برای استفاده علیه ملت ایران، در اختیار رژیم پیشین حاکم بر عراق قرار می‌گرفت.

جامعه جهانی به ویژه سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر این سازمان با توجه به آنکه نزدیک به 30 سال از این واقعه ناگوار می‌گذرد و تاکنون جز محکومیت فرمالیته زبانی و برای خالی نبودن عریضه کاری نکرده‌اند، باید برای احقاق حقوق مصدومان این فاجعه و خانواده‌های دردکشیده‌شان و هم‌چنین در اجرای مسئولیت حقوقی و اخلاقی خود و به منظور جبران بخش ناچیزی از صدمات روحی وارده به مصدومان شیمیایی کشورمان، امکان محاکمه و مجازات عاملان جنایات شیمیایی؛ به ویژه دولت‌ها، شرکت‌ها و افراد حقیقی‌ای که این قبیل سلاح‌های مرگبار را در اختیار صدام و وهابیون سلفی ـ تکفیری قرار داده‌اند، فراهم کند.

اقدام سازمان‌های بین‌المللی در پی‌گیری عوامل جنایات شیمیایی می‌تواند موجب جلوگیری از تکرار تجربه تلخ این حملات، قوت و قدرت بخشیدن به سازمان منع گسترش سلاح‌های شیمیایی و میکربی و به نتیجه رسیدن آرزوی بشریت مبنی بر نابودی سلاح‌های نامتعارف شیمیایی و اتمی شود.

در صورت محکومیت تولیدکنندگان و استفاده‌کنندگان و با انهدام کامل این سلاح‌های مخرب، می‌توان از تولید مجدد این تسلیحات جلوگیری کرد تا دیگر هرگز جهان شاهد تکرار فجایع سردشت و حلبچه و... نباشد.

اما چرا در دنیایی که ادعای حقوق بشر و مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی گوش لک را پر کرده، نام سردشت در 29 ژوئن/ 8 تیر برده ‌نمی‌شود ولی همه 365 روز سال، 11 سپتامبر است؟! مگر نه آنکه در هر 2 روز، فاجعه‌ای بشری رخ داده است؟ آیا آمریکائیان کشته‌شده در برج‌های دوقلوی نیویورک ـ که آنها هم مظلومانه و برای مقاصد سیاسی و تسلیحاتی و برای کشورگشایی کاخ سفید به قتل رسیدند ـ انسان‌ترند؟!!

چرا ایرانی‌های کانادا در انتخابات شرکت نمی‌کنند ؟


چرا ایرانی‌های کانادا در انتخابات شرکت نمی‌کنند ؟

ایرانی‌ها در ۹۶ کشور جهان می‌توانند در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند اما چرا ایرانی‌های ساکن کانادا امسال نمی‌توانند رأی خود را به صندوق بیندازند ؟
مجله مهر: کانادا از نظر جمعیت ایرانی‌های مهاجر سومین کشور دنیاست اما بیش از  ۴۰۰ هزار ایرانی ساکن این کشور امسال امکان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را ندارند. بر اساس اعلام رئيس ستاد انتخابات خارج از کشور،در ۹۶ کشور جهان صندوق‌های رأی مستقر شده و در روز ۲۴ خرداد از ساعت ۸ صبح به وقت محلی این کشورها، ایرانی‌ها با ارائه گذرنامه می‌توانند رأی دهند. در انگلیس و آمریکا هم با هماهنگی‌های صورت گرفته با مقام‌های این کشورها صندوق‌های رأی در دسترس ایرانی‌هاست. در  لندن، با وجود قطع روابط دیپلماتیک میان دو طرف، در محل دفتر حافظ منافع ایران واقع در سفارت ایران رای‌گیری صورت می‌گیرد.
در کانادا اما در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری ایرانی‌ها نمی‌توانند پای صندوق‌های رأی بروند. سید کاظم سجادی رئیس ستاد انتخابات خارج از کشور گفته است به دلیل بسته بودن سفارت جمهوری اسلامی ایران و به خاطر اینکه امکان ارائه خدمات کنسولی در این کشور به هموطنان وجود ندارد در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری امکان ایجاد شعب‌های اخذ رای در کانادا فراهم نشده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که دولت کانادا  از تأمین امنیت رای‌گیری را سرباز زده و همین مسئله امکان رأی دادن را از ایرانی‌های ساکن کانادا گرفته است. به صورت معمول برای برگزاری رای‌گیری دولت میزبان باید امنیت را برای اخذ رأی در سفارتخانه یا دفتر حافظ منافع کشورها تأمین کند اما مقام‌های دولت کانادا این مسئولیت را نپذیرفته‌اند.
 
 
 وزیر امور خارجه کانادا چندی پیش مدعی شده بود که مقام‌های ایرانی برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری  در این کشور اقدام نکرده‌اند. سید عباس عراقچی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران اما به تازگی در واکنش به این ادعا اعلام کرد که مسئولیت برگزار نشدن انتخابات ریاست جمهوری برای ایرانی‌های مقیم کانادا، متوجه دولت این کشور است که با اقدام نسنجیده و غیرمنطقی خود در تعلیق روابط میان دوطرف، موجب تعطیلی سفارتخانه‌های دو کشور و قطع ارائه خدمات کنسولی به ایرانی‌ها، از جمله  امکان اخذ رای در شهرهای کانادا شده است. دولت کانادا ۹ ماه پیش به طور یک‌جانبه روابط دیپلمایتک خود با ایران را قطع کرد.
در کانادا بر اساس آمار اعلام شده معاون اسناد هويتي سازمان ثبت احوال کشور ۴۱۰ هزار ایرانی ساکن هستند.  بر اساس این آمار بيشترين تعداد مهاجرين ايراني با يک ميليون و 400 هزار نفر جمعيت مربوط به کشور آمريکاست و بعد از آن با حضور ۸۰۰ ایرانی  امارات  قرار دارد. از لحاظ جمعیت ایرانی‌ها  انگليس و کانادا هر کدام با 410 هزار نفر جمعیت در رده سوم قرار گرفته‌اند.
 
 

اعزام هيئتي ويژه به عربستان براي پيگيري كشته شدن دو زائر ايراني + عكس حادثه


بروجردي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران خواستار شد
رئيس کميسيون امنيت ملي سياست خارجي مجلس گفت: بايد هيئتي از وزارت امور خارجه به عربستان اعزام و موضوع کشته شدن 2 زائر زن ايراني در فرودگاه جده را پيگيري کنند.
علاالدين بروجردي در گفتگو با خبرنگار  پارلماني باشگاه خبرنگاران، خبر فوت 2 زائر زن ايراني در فرودگاه جده عربستان را تأييد کرد و گفت: متأسفانه روز گذشته 2 زن ايراني در فرودگاه جده کشته و 2  نفر ديگر مصدوم شدند.
وي افزود: ما مسأله را پيگيري کرديم که برخورد تانکر سوخت در محل اسکان مسافران در فرودگاه جده باعث کشته شدن اين هموطنانمان شده است.

رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت: در اين رابطه 2 نظر وجود دارد، نخست آنکه اين ماشين در حال پارک بوده و خود به خود حرکت کرده و دوم آنکه راننده نتوانسته آن را کنترل کند و در نتيجه باعث اين حادثه شده است.

نماينده بروجرد در ادامه تصريح کرد: ضمن تسليت به خانواده اين دو هموطن، ضرورت دارد وزارت امور خارجه هيئتي را به عربستان اعزام کند تا موضوع را بصورت جدي پيگيري کنند.

وي افزود: دولت عربستان از زماني که مسافران ايراني وارد اين کشور مي‌شوند، وظيفه تأمين امنيت زائران را داشته و بايد در اين راستا پاسخگو باشد.

بروجردي همچنين اظهار داشت: سازمان حج و زيارت نيز که مسئول نقل و انتقال زائران است بايد جوابگوي اين مسأله باشد.

رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تأکيد کرد: هيئت اعزامي بايد مسأله را بصورت دقيق بررسي و گزارش آن را ارائه کنند تا اگر محل استقرار زائران از امنيت لازم برخوردار نيست، از طريق مذاکره با دولت عربستان محل امني را در نظر بگيرند.

وي تصريح کرد: پيشنهاد اعزام تيمي جهت بررسي موضوع را به وزارت امور خارجه ارائه کرديم و آمادگي داريم يک نفر از اعضاي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس را نيز به همراه اين تيم اعزام کنيم.
مطالب مرتبط :

نماینده آلمانی : آمانو، در نحوه برخورد با برنامه هسته‌ای ایران، دست نشانده امریکاست


نماینده آلمانی : آمانو، در نحوه برخورد با برنامه هسته‌ای ایران، دست نشانده امریکاست
باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا (سمت چپ) و مدیر کل آژانس بین المللی انرژِی هسته ای (تصویری آرشیوی)
دوشنبه 28 اسفند 1391 | 14:20

يک نماينده آلماني می‌گوید يوکيو آمانو، مدير کل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در نحوه برخورد با پرونده انرژي هسته‌اي ايران «دست نشانده امريکا»ست.


يان فان آکن، معاون حزب چپ درپارلمان آلمان، گفت: « به نظر من حتي دولت آلمان نيز از اين حقيقت اگاه است که آمانو درقبال مساله ايران، دست نشانده امريکاست.»

اين نماينده آلماني در سخناني در يک کنفرانس بين‌المللي در برلين، پايتخت اين کشور تصريح کرد، آمانو از خود هيچ اراده‌اي ندارد و فقط مجري سناريوهاي امريکاست.

آکن، همچنين از تفسيرهاي مغرضانه متعدد گزارش‌هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره برنامه انرژي هسته‌اي ايران، به عنوان مانع اصلي در روند حل و فصل مناقشه غرب درباره اين مساله نام برد.

شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي، در سپتامبر ۲۰۱۲ ميلادي، در قطعنامه‌اي غير الزام آور که بدون اجماع تصويب شد ، « نگراني جدي» خود را از برنامه انرژي هسته‌اي ايران ابراز کرد. اين شورا همچنين از ديپلماسي به عنوان تنها راه براي حل و فصل مناقشه غرب در قبال برنامه انرژي هسته اي ايران نام برد .

شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي هسته‌اي همچنين در نوامبر ۲۰۱۱ با تصويب قطعنامه‌اي عليه جمهوري اسلامي، درباره برنامه انرژي هسته‌اي ايران ، « نگراني عميق و فزاينده» خود را ابرازکرد. اين شورا همچنين از ايران و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي خواست تا گفت و گو ها با هدف حل مناقشه درباره برنامه انرژي هسته‌اي ايران را شدت بخشند.

امريکا، اسرائيل و برخي متحدان‌شان بارها ايران را به دنبال کردن اهداف نظامي در برنامه هسته‌ايش متهم کرده‌اند. واشنگتن و اتحاديه اروپا بر اساس همين اتهام بي‌اساس، چندين دور تحريم‌هاي غيرقانوني را عليه جمهوري اسلامي اعمال کرده‌اند.

جمهوري اسلامي ايران با رد اين اتهامات، تاکيد کرده است که تهران از امضا کنندگان پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌اي(ان پي تي) و عضوي از آژانس بين المللي انرژي اتمي است و به همين خاطر از حق استفاده صلح‌آميز از فناوري هسته‌اي براي مقاصد صلح آميز ، برخوردار است.

بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي در بازديدهاي متعدد از تاسيسات هسته‌اي ايران، هرگز مدرکي دال بر انحراف برنامه انرژي هسته‌اي اين کشور از مسير صلح آميز نيافته اند.

ترور سردار سپاه پاسداران توسط رژیم صهیونیستی در سوریه/ عکس



سردار "حاج حسن شاطری" رئیس هیئت ایرانی ستاد بازسازی لبنان بدست مزدوران رژیم صهیونیستی، در خارج از ایران به شهادت رسید.
خبرگزاری های ایران نوشته اند قرار است جسد آقای خوش نویس به زادگاهش سمنان انتقال یابد و" پس از نمازجمعه طی مراسمی به خاک سپرده شود." خبرگزاری های ایرانی همچنین از آقای خوش نویس به نام سردار حسن شاطری نام برده و او را از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران معرفی کرده اند. در این گزارش ها همچنین آمده بود که آقای خوش نویس (شاطری) در زمان جنگ ایران و عراق در امور مهندسی جنگ و جاده سازی در مناطق جنگی فعال بوده و پس از جنگ نیز در افغانستان فعالیت داشته است.

اشغال سفارت ایران در انگلیس و شهادت دو دیپلمات +فیلم



قسمت سوم مستند ایران و استعمار به مواضع خصمانه انگلیس علیه ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از جمله اشغال سفارت ایران در انگلیس، کمک به صدام در جنگ تحمیلی، حمایت از سلمان رشدی و سازماندهی و راه اندازی اغتشاش در فتنه ۸۸ می پردازد.

به گزارش گروه سیاسی-فرهنگ نیوز: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از سال ۱۳۵۷ تا کنون، دولت انگلیس بارها در مسائل داخلی و خارجی کشورمان دخالت داشته است. انگلیسی ها که منافع استعماری شان در ایران را از دست رفته می دانستند تمام تلاش خود را به کار بستند تا بار دیگر به اهداف گذشته خود در ایران دست پیدا کنند.

انگلیس پس از تسخیر لانه جاسوسی و به درخواست آمریکا، روابطش را با ایران قطع کرد و این وضعیت تا سال ۶۷ ادامه داشت. به فاصله ۵ روز پس از شکست آمریکا در صحرای طبس، سفارت ایران در لندن اشغال شد. در این اشغال که ۶ روز به طول انجامید، ۲ تن از دیپلمات های کشورمان به دست افراد مسلح به شهادت رسیدند. این درحالی بود که چند روز قبل از این حادثه، انگلیس به صورت ناگهانی سفارت خود در تهران را تخلیه کرده بود. چند سال بعد یک مأمور پلیس مخفی انگلیس افشا کرد که در حادثه اشغال سفارت ایران، پلیس اسکاتلندیارد طراح و برنامه ریز اصلی بوده است.

مارگارت تاچر در پیامی کاملاً غیرمعمول به صورت جدی خواستار کشتن همه گروگان‌گیرها شده بود. به اعتقاد بعضی تحلیل‌گران تاچر نمی‌خواست این ماجرا با زنده ماندن گروگان‌گیرها استمرار یابد، چرا که گروگان‌گیرها حافظ اسراری بودند که زنده ماندن آنها خطر افشای آن را دربر داشت.

قسمت سوم مستند ایران و استعمار به مواضع خصمانه انگلیس علیه ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از جمله اشغال سفارت ایران در انگلیس، کمک به صدام در جنگ تحمیلی، حمایت از سلمان رشدی، موضع اصلاح طلبان در قبال انگلیس و سلمان رشدی و سازماندهی و راه اندازی اغتشاش در فتنه ۸۸ می پردازد.

 


مستند ایران و استعمار - قسمت سوم | دانلود فیلم

نقش قطر در ترور مولوی زهی



در اعترافات عوامل ترور مولوی جنگی زهی آمده است که مولوی نقشبندی از وهابیون قطر بابت این ترور 800 میلیون تومان پول دریافت می کند و از عوامل این ترور درخواست میکند که ازصحنه قتل فیلمبردای کرده تا او این فیلم را به قطر ارسال کند.

جام دینی: به گزارش زاهدان پرس، در اولین سالگرد شهادت مولوی مصطفی جنگی زهی امام جمعه اهل سنت راسک بلوچستان اعترافات عوامل ترور وی نشان میدهد که کشور قطر تامینن کننده پول این ترور بوده است.

 

این ترور که با فتوا و طراحی مولوی نقشبندی – از علمای وهابی منطقه بلوچستان- صورت گرفته بوسیله فردی به نام آبادیان و همکاری مستقیم پسر مولوی نقشبندی صورت گرفته است.

 

بر طبق اعترافات فرزند مولوی نقشبندی وی بر اساس فتوای پدرش و با پرداخت 700 میلیون تومان پول به فردی به نام آبادیان و چند فرد جوان ناآگاه منجمله فرزند خودن آبادیان این ترور صورت گرفته است.

 

فرزند مولوی نقش بندی اعتراف می کند که پدرش چندین بار به کشورهای همچون قطر و امارات رفته و از وهابیون این کشورها پول برای تبلیغ و گسترش وهابیت در بلوچستان ایران دریافت کرده است.

 

در اعترافات عوامل ترور مولوی جنگی زهی آمده است که مولوی نقشبندی از وهابیون قطر بابت این ترور 800 میلیون تومان پول دریافت می کند و از عوامل این ترور درخواست میکند که ازصحنه قتل فیلمبردای کرده تا او این فیلم را به قطر ارسال کند.

 

لازم به ذکر است مولوی جنگی زهی از علمای بسیجی و وحدت طلب سیستان و بلوچستان بود که به علت پایبندی به گفتمان انقلاب، امام و رهبری یکسال قبل بعد از بازگشت از نماز جمعه توسط عوامل وهابی منطقه به شهادت میرسد.

 

گفتنی است زاهدان پرس به زودی فیلم اعترافات طراحان و عاملان ترور مولوی جنگی زهی را منتشر خواهد کرد.

پشت پرده زندگی ستار بهشتی

اين مطلب فقط براي روشن شدن وضعيت ازادي بيان در ايران و غرب آمده است.

مقايسه وضعيت يك وبلاگ نويس با مدرك سيكل و يك وبلاگ نويس متخصص در علوم كامپيوتري

خانواده و همکاران سوارتز یک وب‌سایت به یاد وی ایجاد کرده و در آن با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند: "وی از مهارت‌های شگرف خود به عنوان یک برنامه‌نویس و تکنولوژیست نه برای ثروتمند کردن خود بلکه برای آزادتر و بهتر کردن اینترنت و جهان استفاده کرد."


دیده‌بان: ستار بهشتی کارگری وبلاگ نویس که به امیرعباس فخرآور در آمریکا وصل شده بود. همکاری‌های وی با فخرآور توسط احمد باطبی لو رفت.

 ستار بهشتی در اول شهریور 1355در یک از شهرهای شمال غرب کشور متولد شد. وی سپس به همراه پدر و مادرش از آن‌جا به رباط‌کریم مهاجرت می‌کنند. پس از مدتی پدر و مادر وی از هم جدا شده و ستار بهشتی با عنوان فرزند طلاق و در کنار مادر خود بزرگ می‌شود. وی که کارگری با مدرک سیکل بود به شدت به وبلاگ نویسی علاقه نشان می‌داد. وبلاگ ستار بهشتی که به دلیل فحاشی تا قبل از دستگیری و رسانه‌ای شدنش 8 نفر بیشتر بازدید کننده نداشت، اما پس از مرگش در رسانه‌های جریان فتنه و ضد انقلاب به یکی از سبزهای ثابت قدم و گمنام تبدیل شد.

وی در ابتدا به عنوان آبدارچی به استخدام شرکت «پ.پ» درآمد. شرکتی که پیمان‌کار ساخت نیروگاه پرند بود. اما پس از مدتی در همان شرکت از آبدارچی بودن ارتقا یافته و کارگر الکتریکال می‌شود.

هدف ستار بهشتی از انتشار مطالب اهانت‌آمیز و فحاشی این بود تا توسط نهادهای مسئول دستگیر شده و پس از آن با سابقه دستگیری خود بتواند پناهندگی سیاسی در خارج از کشور بگیرد.

ستار بهشتی

حمایت مریم رجوی از ستار بهشتی

ادامه نوشته

از دانشگاه شماره تلفنش را خواستند؛ شماره راكه داديم مشخص شد منافقين بودند/ماجراي سوال‏هاي MI6 دربار

مسئولين كشور به شهيد گفتند : شما خيالاتي شده ايد!


ایشان اصلاً محافظی نداشتند در حالی که می دانستند از سال 83 تحت تعقیب بود. دوستانشان که می رفتند خارج از کشور، 6اM انگلیس بعضی را می‌گرفتند و فقط راجع به کارهای علمی ایشان تحقیق می کردند.

مشرق- صبح یک روز دل انگیز در اسفند ماه 90 میهمان منزل شهید علیمحمدی شديم. اولین شهید راه علم در دوران ما. در دوران ما که تمام دانسته هایمان از مردانی که رفتند، خیالی بیش نبود. بهار نزدیک است و درختان بی‌جان کم کم برای نمایش شکوفه‌ها آماده می‌شوند. وارد خانه که می‌شویم حسی صمیمانه وجودمان را پر می‌کند. خانم کرمی ما را به اتاقی دعوت می‌کنند که "اتاق همسرشان" بوده‌است.جایی که شهید علیمحمدی چه گره‌هایی را وا کرده است.

اتاقی رو به حیاط با پنجره‌هایی سرتاسری رو به قبله، رو به جنوب و یک میز کار رو به پنجره. نظم کاغذها و کتاب‌ها و حتی صندلی دکتر به همان شکل است. همه چیز مهیاست که دکتر دوباره از دانشگاه برگردد و دوباره مجاهدت آغاز کند. همسر شهید پذیرایی می‌کنند و صحبت‌هایمان آغاز می‌شود. مادری مهربان روبرویمان نشسته است و قصه‌ی زندگی پدری را برایمان روایت می‌کند:


در ابتدا لطفا از آشنايي و شروع زندگی خود با شهید علیمحمدی بگوييد.
من و همسرم سال 61 ازدواج کردیم که بانی این ازدواج برادرم بود.برادر و همسرم در ستاد انقلاب فرهنگی کارمی‌کردند.همسرم در گروه فیزیک بودند و برادرم در گروه شیمی.به طرقی با هم آشنا شده بودند و ایشان فهمیده بودند که برادرم خواهری دارند و بالاخره آمدند خواستگاری.یادم هست اولین جلسه‌ی خواستگاری را که آمدند ایشان رفته بودند جبهه و مادر و زن‌دایی و خواهرشان آمدند و عکسشان را آورده بودند و گفتند که شما می پسندید یا نه. که ما هم پسندیدم و برادرم هم خیلی از خصوصیات اخلاقی ایشان را می پسندیدند.آن موقع هم من تازه دیپلمم را گرفته بودم و حدود یک هفته بود که نتیجه ی امتحاناتم را گرفته بودم و خیلی هم خواستگار داشتم. من هم تردید داشتم که بالاخره چه کار کنم برادرم به من توصیه کردند که همسرم مسعود را انتخاب کنم که خیلی صفات اخلاقی خوبی دارند و بسیار هم علاقه مند به ادامه تحصیل و علم هستند.

من یادم هست که برعکس الان که جوان ها خیلی مادی فکر می‌کنند من اصلا مادی فکر نمی کردم و دوست داشتم همسرم آدمی روشنفکر و تحصیل کرده باشد. خوب طرز تفکر یک آدم تحصیل کرده خیلی متفاوت است با آدمی که همینطوری در یک شغلی مشغول هست و به دنبال پول درآوردن است. آن زمان هم کمتر کسی وارد دانشگاه می‌شد. برعکس الان که از هر طیفی دوست دارند که وارد دانشگاه بشوند.

الان بیشتر به اجبار خانواده‌ها بچه ها وارد دانشگاه می شوند ولی آن زمان هرکسی که واقعا مایل بود دانشجو می شد به همین خاطر دانشجوها خیلی درسخوان‌تر بودند. همسر من هم از دانش آموزان برجسته‌ی زمان خودش بود.برای همین دانشگاه شیراز قبول شده بودند. آن زمان دانشگاه شیراز دانشگاه بسیار معتبری بود.حتی بهتر از شریف! اساتید خیلی خوبی داشت و هرکس که وارد دانشگاه شیراز می شد نباید در دوران دانش آموزی حتی یک درس را هم تجدید می شد. 

همسر من هم این ویژگی را داشت و آنجا قبول شد. خودشان می گفتند دومین انتخابم بود.


در دانشگاه شیراز هم دروس کاملاً به زبان انگلیسی تدریس می شد و هردانشجویی باید 6 ماه دوره‌ی زبان انگلیسی می گذراند. ایشان می گفتند ترم اول برایم خیلی سخت بود. ولی خوب چون آدم خیلی باهوش و کوشایی بودند - خیلی کوشا بودند- موفق شدند. که البته ادامه‌ی تحصیلشان مقارن شد با انقلاب فرهنگی و ایشان در ستاد انقلاب فرهنگی مشغول به کار شدند. 22 مهر 61 ازدواج کردیم و فروردین 62 دانشگاه ها باز شدند.

مي‌گفت 50 سال ديگر را ببين

یک دوره ای هم رفتند جبهه که همان زمانی بود که آمدند به خواستگاری من. آنجا هم یک بیماری سختی گرفتند؛ ناراحتی معده داشتند و بدنشان خیلی حساس بود. من همیشه بهشان می گفتم که شما چون یکی یه دونه بودید لوس بارتان آوردند! به همین دلیل ایشان برگشتند از جبهه و بعد از این ماجرا هم دیگر پدرشان اجازه نداده بودند که ایشان برگردند جبهه. البته ایشان معتقد بودند همه‌جا سنگر است. حتی آن مغازه هم برای کاسب سنگر است. مخصوصاًآن زمان که زمان جنگ بود که همه چیز سهمیه بندی بود و خیلی ها به اصطلاح زرنگ بازی در می آوردند و اجناس را احتکار می کردند و الان هم می‌کنند، آن کاسب اگر کارش را درست انجام بدهد مغازه برایش سنگر است.

ایشان خیلی آینده نگر بود.‌‌ همیشه به من می گفت منصوره الان را نبین، 50 سال دیگر ما نیستیم و این نفت بالاخره تمام می شود. جهان دارد به سمت خشکسالی می رود و چند سال دیگر ما دچار بحران آب می شویم و همه‌ی اینها یک جایگزین می خواهد که جز کارهای علمی راه دیگری وجود ندارد و دیگر آن موقع ابر قدرت‌ها حتی می توانند ما را به خاطر یک لیوان آب تحت فشار قرار بدهند.


لیسانسشان که تمام شد برای فوق لیسانس آمدند شریف آزمونش را دادند و قبول شدند و هم‌زمان بورسیه شدند برای خارج کشور. من خودم خیلی اصرار داشتم که برویم خارج کشور بهشان می گفتم آنجا بهتر می توانید پیشرفت کنید. ولی ایشان قبول نمی کردند. می گفتند من تحقیق کردم اساتیدی که من می خواهم با آنها کار کنم کمتر از اساتید آنجا نیستند. چه دلیلی دارد که ما به آنجا برویم؟ خلاصه از شیراز آمدیم تهران.

آقای دکتر اهل کجا هستند؟

مادرشان تهرانی الاصل هستند و پدرشان اهل کن بودند. هر کس ازشان می پرسید اهل کجا هستید می گفتند انتهای همت! همیشه به شوخی به من می گفتند شما دهاتی ها آمدید تهران را گرفتید! من خودم اهل تویسرکان همدان هستم.

ایشان فکر می کنم دوره ی فوق لیسانسشان شاگرد اول شدند. دکترایشان هم همینطور. اولین فارغ التحصیل رشته‌ی فیزیک هم بودند ایشان.

بعد بهشان پیشنهاد شد که بروند و دانشگاه اراک تدریس کنند ولی قبول نکردند و گفتند که من می خواهم در دانشگاه های معتبر مشغول بشوم تا بتوانم کاری انجام بدهم و خودم هم رشد علمی داشته باشم. خودشان دوست نداشتند دانشگاه شریف تدریس کنند. می گفتند که من نمی توانم آنجا پیشرفت زیادی داشته باشم چون اساتید خودم آنجا هستند و من نسبت به آن ها خیلی باید خضوع و خشوع داشته باشم و شاید به خوبی نتوانم ایرادات کار را مطرح کنم.

اساتيدي كه شب را در كلاس‌ها مي‌خوابيدند

ابتدا رفتند دانشگاه تربیت معلم، بعد از مدتی یکی از دوستانشان دعوت کردند برای کار در دانشگاه تهران و ایشان هم پذیرفتند. البته برای طرحشان هم دو ترم رفتند دانشگاه اردبیل.

یکی از دوستانشان بعد از شهادت دکتر علیمحمدی برای من تعریف کردند که زمانی که دکتر علیمحمدی در دانشگاه تهران مشغول به کار شدند وضعیت فیزیک دانشگاه خیلی بد بود طوری که برای دروس تخصصی استاد از تبریز می آوردند و این اساتید شب را در کلاس های دانشگاه سپری می کردند تا صبح حرکت کنند به سمت تبریز. این ماجرا مربوط به سال 71-72 بود.


ایشان تا وارد دانشگاه شدند شروع کردند به جذب دکترهای جوان. معتقد بودند استاد ضعیف نباید وارد دانشگاه بشود و این را نوعی خیانت به دانشجویانی که به سختی وارد دانشگاه می شدند می دانستند. معتقد بودند که همه جا باید استانداردها رعایت بشود و خودشان هم یک استانداردهایی داشتند که در مقالاتشان، کلاس‌های درسشان و نمره دادن هایشان رعایت می‌کردند.

نگاه دکتر به مردم کوچه و بازار چطور بود؟

همسر من بسیار آدمی خاکی بود. یادم هست که ایشان بعد از تحصیلاتشان در مرکز تحقیقات فیزیک نظری مشغول شدند. آن مرکز یک باغبانی داشت به نام علی آقا. یک روز آقای دکتر برگشتند منزل من دیدم که تعداد خیلی زیادی گردو در ماشین ایشان پخش شده. ازشان پرسیدم که این گردو ها از کجا مده و چرا این طور پخش شده است؟ ایشان گفتند که موقع برگشتن از مرکز علی آقا گفته بودند که شیشه‌ی ماشین را بکشید پایین. من هم همین کار را کردم و علی آقا این گردوها را می ریزند داخل ماشین و می گویند که این گردوها مال شماست. شما برای ما خیلی با بقیه فرق می کنید. ایشان هم گفته بودند که نه من هم مثل بقیه هستم. علی آقا جواب داده بودند که آخر شما تنها دکتر اینجا هستید که به من سلام می‌کنید.

خیلی به بزرگترها احترام می گذاشتند و اگر هم می‌دیدند یکی از دکترها برخورد بدی دارد، برخورد می کردند. می گفتند که اطرافیانم همیشه به من می گویند که دوست و دشمنی تو برای ما روشن است. چون هر وقت ایرادی در کار ما می‌بینی بی‌رو‌دربایستی می‌گویی.

نگوييد دكتر، من همان مسعودم

خیلی به مسائل طهارت اهمیت می دادند. یک دمپایی گذاشته بودند در دفترشان که موقع وضو گرفتن از دمپایی استفاده می کردند. تعریف می کردند یک روز یکی از همکارانم به من گفت می بینید آقای دکتر فلانی چه بد لباس می‌پوشند و شروع کردند به توصیف ایشان که من متوجه شدم ویژگی‌های من را می‌گویند و منظورشان من هستم! من هم البته به ایشان چیزی نگفتم. بله ایشان کار خودشان را می‌کردند و می‌گفتند که خوب این هم نظر ایشان است و بهشان احترام هم می‌گذاشتند.


برادرمن کانادا بودند. چون به هم دسترسی نداشتیم یادم هست که هرکس که می خواست سفر کند به خارج کشور ما فیلمی ضبط می کردیم و خودمان صحبت می کردیم و فیلم را می دادیم به آن فرد تا به دست برادرم برساند. چند وقت پیش یکی از این فیلم ها را می‌دیدم که مربوط به حدود سال 87،‌88 بود. مادرم ایشان را آقای دکتر خطاب کردند که ایشان گفتند دکتر نه؛ دکتر مال محل کار هست. من همان مسعودم. خیلی خاکی بودند.

شما فکر می‌کنید چرا ایشان به عنوان اولین دانشمند شهید ایران هدف گیری شدند؟

من همه جا گفتم همسر من یک عاشق واقعی بود. بسیار برای امام و خون شهدا ارزش قائل بود. من خودم گاهی از بعضی اتفاق‌ها گله می‌کردم ایشان همیشه به من می‌گفتند که مواظب باش، برای این انقلاب خون ریخته شده، مبادا به بی‌راهه بروی. عاشق پیشرفت وطنش بود و از لحاظ علمی هم بسیار برجسته. خوب مسلما چنین آدمی خیلی کارها می‌تواند بکند.

ایشان برای ساخت شتاب‌دهنده که سفر کرده بودند به اردن (این شتاب دهنده ابتدا قرار بود در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی در ایران ساخته بشود که به دلایلی نشد). یکی از دانشمندان اسرائیلی با ایشان صحبت می‌کند و پیشنهادی به ایشان می دهد که شما و ما هرکدام یک قسمتی از ساخت شتاب‌دهنده را برعهده بگیرد و هزینه اش را هم متقبل بشود. چون که در خاورمیانه که قرار بود در پروژه سزامی شریک باشند این دستگاه بیشتر به درد ایران و اسرائیل می‌خورد تا بقیه. ایشان هم موافقت کرده بودند.

به ایران که برگشتند و این موضوع را تعریف کردند. من از ایشان پرسیدم حالا به نظر شما دولت این هزینه را پرداخت می‌کند؟ ایشان گفتند که باید بکند. من به هر زحمتی که شده این هزینه را می‌گیرم و بعد بهشان گفتم که اصلاً توانایی ساخت این قسمت از شتابدهنده را دارید؟ ایشان گفتند باید بتوانیم. ماباید ساختش را یاد بگیریم تا بتوانیم خودمان یکی از این شتاب‌دهنده‌ها را در ایران بسازیم.


می گفتندکه فرض کنید ده سال مردم ما پنیر نخورند.ما پنیر وارد نکنیم.چه اشکالی دارد؟ چه اتفاقی می افتد ما پنیر خوردن یادمان برود؟ ولی اگر مسئولین برای این طور کارهای علمی هزینه کنند 50 سال آینده‌ی فرزندان همین آدم‌هایی که الان به فکر پنیر و نان و چلو کباب خودشان هستند تامین می شوند.

پس به نظر شما از همین ماجرا ایشان شناسایی و هدف گیری شده بودند؟

نه. به قول مسولین دشمن یک پازل دارد. جاهای مختلف را تست می کند. ایشان زودتر از این‌ها شناسایی شده بود.

در اولین لحظات بعد از حادثه به چه فکر می‌کردید؟ ذهنتان به سمت چه کسی معطوف شد؟

حقیقتاً آن ساعت من خیلی گنگ شده بودم. همسرم چند سال قبل از شهادتش به من شماره تماس یکی از دوستانش را داده بود و گفته بود که اگر برای من اتفاقی افتاد، حتی قبل از اینکه پلیس را مطلع کنی ایشان را در جریان بگذار. آن زمان من به قدری گنگ شده بودم که اصلاً متوجه موتور نشده بودم. بعدها که تصاویر را دیدم متوجه شدم که موتوری هم بوده. از روی شیشه ها راه می رفتیم و اصلاً متوجه نمی‌شدیم.

من ایشان را تا دم راهرو بدرقه می‌کردم. ایشان هم ماشینشان را از حیاط بردند بیرون. برگشتند داخل که ظرف غذایشان را از من بگیرند. در ماشین و در حیاط باز بود. غذایشان را گرفتند و رفتند از لای در هم یک نگاهی به من کردند و خداحافظی کردند. در حیاط را که بستند بمب منفجر شد. من آن لحظه فکر کردم لابد زلزله آمده. چون شیشه‌های پنجره هم روی سرم می‌ریخت. دخترم گریه کنان از اتاقش بیرون آمد و گفت چه اتفاقی افتاده؟

من همینطور چشمم به در خشک شده بود. در هم به خاطر موج شدید انفجار از جا کنده شده بود.که دیدم دود از ماشین بلند شد. فقط بهش گفتم: بابات... اصلاً فکر نمی کردم بمب باشد. 

سراسیمه دویدیم. دیدم لب ماشین نشسته. دو دستش روی رکاب ماشین بود و پیشانیش هم بین دو دستش در حالت سجده. از پشت کاملاً سالم بود. چند بار صدا کردمش: مسعود، مسعود جان.کشیدمش توی بغلم دیدم که لباسش کاملا پاره شده. سرش را گرفتم تو سینه ام تا به صورتش بزنم و به هوش بیاید دیدم که یک قسمتی از سرش کاملاً خالی شده. یعنی اصلاً هدف گیری روی مغزش بود. آنجا دیگر متوجه شدم که همه چیز تمام شده است.

گفتند چيزي نيست، خيالاتي شديد!

ایشان اصلاً محافظی نداشتند و منزل تحت حفاظت نبود در حالی که می دانستند ایشان از سال 83-84 تحت تعقیب بود. دوستانشان که می رفتند خارج کشور MI6انگلیس بعضی را می‌گرفتند بعضی ها را 24 ساعت بعضی ها را 48 ساعت فقط راجع به کارهای علمی ایشان تحقیق می کردند. دوستانشان هم می آمدند و اطلاع می دادند به آقای دکتر و ایشان هم به مسئولین می‌گفتند ولی همچنان ایشان بدون محافظ بود.


یکی از دوستانشان را که MI6 در ایتالیا گرفته بود، تهران که برگشتند ماجرا را برای آقای دکتر تعریف کردند و گفتند که فقط راجع به شما ازمن سوال می‌کردند و من هم همه چیز را انکار کردم و می‌گفتم که شما را نمی‌شناسم. آقای دکتر هم بهشان گفتند این دفعه اگر آمدند بگویید که من را می شناسید ولی خوب از کارهایی که دارم می کنم اطلاعی ندهید. چون به هر حال آن ها که از کارهای من مطلع هستند حتما از رابطه‌ی خانوادگی ما هم خبر دارند.

ما سال 87 هم مکه بودیم. یک روز که برای طواف رفته بودیم موقع بازگشت همسرم به من گفت برنگرد زیاد نگاه نکن. آن آقایی که فلان شکلی هست من را تعقیب می‌کند و از من هم دائم فیلم گرفته. بعد موبایلشان را دادند به من چون خیلی شماره تماس در آن بود که نباید دست کسی بیفتد. اگر من را بردند شما مواظب بچه‌ها باش. که بعد از ماجرا کمتر از هتل خارج می‌شدند. این اتفاق را هم برای مسولین تعریف کردند که مسولین گفتند نه شما خیالاتی شده‌اید!

شهریور سال 88 بود که آقایی تماس گرفتند منزل و گفتند که از دفتر آقای دکتر رهبر تماس می‌گیرند و آقای رهبر کار فوری با ایشان دارند. آقای دکتر شماره تماس جدیدشان را به ما داده‌اند ولی ما متاسفانه گم کردیم. اگر امکان دارد شماره جدیدشان را به ما بدهید. آن موقع آقای دکتر در هیئت ممیزی دانشگاه تهران مشغول بودند و شماره تماسشان هم چون لو رفته بود یک شماره‌ی جدید گرفته بودند. من هم شماره را بهشان دادم. عصر که همسرم برگشت، ازشان پرسیدم از دفتر دکتر رهبر با شما تماس گرفتند؟ چه کاری با شما داشتند؟ گفتند پس کار شمابود؟! پرسیدم چه کاری؟ چه اتفاقی افتاده؟ گفتند چیزی نیست منافقین بودند چند تا سوال هسته‌ای پرسیدند من هم جوابشان را ندادم و تلفن را قطع کردم. باز این مسئله را هم اطلاع دادند به مسولین.

ده روز قبل شهادتشان هم یک شب ایمیلشان را چک می کردند دیدند یک ایمیلی فرستاده‌اند. به من نشان دادند و گفتند اینها همه مدارک هسته‌ای ایران است. فرستاده‌اند و گفته‌اند که نظرت را راجع به اینها بگو. بعدها من دیدم در یک شبکه ماهواره‌ای با افتخار همان مدارک را منتشر کردند، مدارک خیانتشان را. ایشان هم این ایمیل را فرستادند برای دوستانشان.

فکر می‌کنید فضای سال 88 و ناامنی های ناشی از آن روی این ماجرا تاثیر داشت؟

نمی‌شود این‌طور گفت كه به دلیل مسائل 88 مسئولین غافل شدند.آن کسی که آمده و موتور را خریداری کرده، موقعی که قرار بوده موتور را به نامش کنند،آن آقا می گوید که من یادم رفته شناسنامه‌ا م را بیاورم و 30 هزار تومان ناقابل به محضردار می‌دهد تا راضی بشود و بدون شناسنامه موتور به نامش بکند. آن فرد هم یک اسم جعلی گفته بود که رفتیم تحقیق کردیم دیدیم یک آقای دکتری بودند که اصلاً ربطی به این ماجراها نداشتند. به طرز خیلی مشکوکی آن فرد می‌گوید موتور را تا سر خیابان بیاورید، آنجا یک نفر موتور را از شما تحویل می‌گیرد. ببینید این همه اتفاقات مشکوک ولی هیچ کس اصلاً شک نمی کند. کاملاً به شکل سلولی عمل کردند.

شما خودتان بمب گذار را دیدید؟

بله قبل از محاکمه رفتم زندان اوین. او که فقط گریه می‌کرد و می‌گفت حلال کنید. من هم گفتم شما مگر جایی هم برای حلال کردن گذاشته اید؟

به عنوان سئوال آخر چرا بعضی از اساتید ما علمشان نافع نیست و بعضی ها برعکس مثل این شهدای هسته‌ای این‌قدر برکت از کارشان جاری می‌شود؟

همسرم همیشه می گفتند شما هر کاری را برای خدا انجام بدهی هم احساس بهتری داری هم موفق‌تری. برای خدا سلام کن برای خدا به گل‌ها آب بده. در همه چیز خدا را در نظر داشت. به نظر من علت شهادتش هم همین خلوص نیتش بود. آدمی معمولی بود. مثل من مثل شما. نمازش هم حتی گاهی دیر می شد! من گاهی با اقوام کدورتی داشتم نمی آمدم جایی. ایشان می گفتند شما به خاطر آن آدم نیا، به خاطر خدا بیا. این جوری احساس بهتری خواهی داشت.

نماز را روی جانماز شهید می‌خوانیم. جانماز مخمل قدیمی سبز رنگی که شهید سالها رویش قامت بسته است و به سجود نشسته است روی سنگ گرد کوچکی که به جای مهر پیشانی بر آن می ساییده که پاکیزه بماند و صیقلی. دعا می‌کنیم برای همه‌تان که دعای همسر شهید در حقتان مستجاب شود. که روزی برسد که نام شما، نام کشورمان را پرآوازه کند.

منبع: نشريه دانشجويي ريان

داريوش سررشته 73 ساله تبريزي در فرودگاه آمريكا شوكه و دو روز بعد بر اثر سكته قلبي درگذشت

داریوش سررشته" و همسرش پس از ورود به آمریکا به مدت چندین ساعت مورد بازجویی قرار میگیرند. دلیل بازجوی ظاهراً غیبت ۳ ساله آنها از آمریکا با وجود



روزنامه واشنگتن پست در خبری اعلام کرد یک تبعه ایرانی دو روز پس از بازجویی شدید در فرودگاه بین المللی دالِس Dulles واشنگتن فوت کرده است.

به گزارش سرویس بین‌ الملل باشگاه خبرنگاران؛ پایگاه اینترنتی روزنامه واشنگتن پست در این خصوص نوشته است که داریوش سر رشته تبعه ایرانی هفتاد و سه ساله و همسرش سکینه، ماه گذشته(شب انتخابات ریاست جمهوری آمریکا) از تبریز وارد فرودگاه بین المللی دالِس شدند تا با دختر و نوه دختری خود دیدار کنند.

بر اساس این گزارش، سکینه سررشته همسر این تبعه ایرانی تابعیت آمریکایی دارد و همسرش داریوش سررشته نیز کارت سبز اقامت در آمریکا داشت، اما سه سالی بود که به آمریکا سفر نکرده بود.

عدم سفر سه ساله سررشته به آمریکا توجه یکی از کارکنان گمرک و محافظت مرزی فرودگاه را به خود جلب می‌کند و پس از این بود که ماموران فرودگاه دالس، این دو نفر را به قسمت دیگری می‌برند و شروع به سوال از آنها می‌کنند.

به گفته سکینه سررشته، در زمان بازجویی ماموران با صدای بلند به انگلیسی داد می‌زدند و همسر او را تهدید می‌کرده‌اند و او به دلیل مسلط نبودن به زبان انگلیسی حرف‌های آنها را متوجه نمی‌شده است.

همسر وی در ادامه گفته است: ماموران فرودگاه، داریوش سررشته را با خود برد‌ه‌اند و این بازداشت و بازجویی بیش از پنج ساعت طول کشیده و پس از آن وی رنگ پریده و کاملا سراسیمه بازگشته است.

داریوش دو روز بعد بر اثر حمله قلبی در خانه دخترش فوت کرد و اعضای خانواده‌اش معتقدند وی بر اثر فشار بازجویی تحکم آمیز پنج ساعته ماموران گمرک و وارد آمدن فشار شدید روحی جان سپرده است.


Iranian national Daryoush Sarreshteh, 73, dies two days after intense questioning at Dulles


Sepideh Sarreshteh of Falls Church and her father, Daryoush Sarreshteh, in a photo taken several years ago. Daryoush Sarreshteh died Nov. 8 in his daughter's home, two days after what his family says was a harsh five-hour interrogation at Dulles Airport. (Courtesy Sepideh Sarreshteh)
On Election Night last month, Daryoush Sarreshteh, 73, and his wife Sakineh, arrived at Dulles International Airport after 11 hours of flying from Tabriz, Iran, where he was once the mayor. They were looking forward to seeing their daughter and granddaughter in Falls Church. Sakineh Sarreshteh is a naturalized U.S. citizen and Daryoush Sarreshteh had a green card, though he had not been in this country in three years.

The three-year absence apparently caught the eye of someone at Customs and Border Protection at Dulles, because “legal permanent residents” are supposed to be, well, residents. They took the Sarreshtehs into the back and began to question them. According to Sakineh Sarreshteh, this involved a great deal of shouting and intimidating in English, which neither understood. The detention and interrogation lasted for more than five hours, with their confused family waiting elsewhere in the terminal, and it seemed to stagger Daryoush Sarreshteh. He emerged just before midnight, pale and fearful, his wife said.

Two days later, he suffered what appears to be a sudden heart attack and died in his daughter’s home in Falls Church. His family believes the interrogation by the Customs officers killed him.

“They took him from us,” Sakineh Sarreshteh said the other day, speaking through her daughter, Sepideh Sarreshteh. She said she believes the forceful interview was fatal, “because of the five hours of stress. He’s not going to come back. Please don’t do this to other parents and innocent people.”

Customs officials don’t believe they acted inappropriately.

“Customs and Border Protection empathizes with the grief this family is feeling toward the untimely loss of Mr. Sarreshteh,” spokesman Stephen Sapp said. “We wish to assure them that Mr. Sarreshteh’s admissibility review was of a routine nature, and that CBP strives to treat all travelers with respect and in a professional manner.”


Sepideh Sarreshteh and her mother, Sakineh Sarreshteh of Iran, hold the passport of Daryoush Sarreshteh, who they say was interrogated for five hours after landing at Dulles Airport last month. Two days later, he apparently had a heart attack and died. (Tom Jackman - The Washington Post)

The Sarreshteh family is considering a lawsuit against Customs, depending on the results of the autopsy of Sarreshteh, attorney Demetrios Pikrallidas said. A family friend, he was at Dulles the night the couple arrived from Iraq, and was the first to see Daryoush Sarreshteh emerge from his interview around 11:45 p.m.


Daryoush Sarreshteh's passport photo. (Courtesy Sepideh Sarreshteh)
“He was shaking,” Pikirallidas said. “He was panicked. He broke down in tears.”

“They treated them like dogs,” said Sapideh Sarreshteh, a nurse who lives in Falls Church with her 13-year-old daughter. “And they killed my Dad.”

Years ago, Daryoush Sarreshteh was the mayor of Tabriz, a city with an estimated population of 1.4 million, during the Shah’s reign which ended in 1979. He also oversaw Maku, a smaller city in the West Azerbaijan region. His daughter said that Mahmoud Ahmadinejad, the current president of Iran, worked for her father at one time. Sarreshteh had been retired for a number of years.

Sarreshteh had four children, of which Sepideh, 39, is the oldest. She moved to the U.S. in 1998, works as a physician’s assistant and has a ”green card” as a legal permanent resident.

Sepideh Sarreshteh said she helped both of her parents obtain green cards as well, and her mother earned U.S. citizenship in 2011. But her father had some health problems, underwent several surgeries, survived the recent massive earthquakes in Tabriz, and did not visit this country for three years. Those with “legal permanent resident” status are either supposed to live here or at least visit once a year. Daryoush Sarreshteh did neither.

So after flying from Tabriz to Turkey, and from Turkey to Dulles, he and his wife were pulled from the line at Customs and taken to a back room, Sakineh Sarreshteh said. They arrived at 6:30 p.m., and had family waiting. For three hours, the family heard nothing.

“I showed my American passport,” she said, “I said, ‘Let me go out.’ They said no, you’re going to stay here.” For two-and-a-half hours, “they kept yelling and asking questions. I didn’t understand.”

Then they took her husband into a separate room. “They kept yelling at him,” she said. At the three-hour mark, after Sakineh Sarreshteh gave officers her daughter’s business card, they called Sepideh and reported her parents would be out soon.

But the agents were apparently waiting to get a Farsi translator on the phone. An on-the-record interview was then conducted by Officer Bryan Hinger, which was transcribed and given to Daryoush Sarreshteh before he left.

The interview does not seem particularly confrontational. Sarreshteh explains that he got his green card in 2006, and gives his permanent address in Tabriz. He said he planned to stay in the U.S. for two months.

“Our records indicate,” Hinger told Sarreshteh, “you departed [the U.S.] on January 22, 2009 and today is the first time you have been back since. Is this correct?”

“Yes, I confirm that,” Sarreshteh said.

“Why have you been absent from the United States for this period of time?” Hinger asked.

Sarreshteh replied, “I was not able to come. I do not have any other explanation to give you.”

A few minutes later, Hinger tells him, “it appears as if you have abandoned your status as a Lawful Permanent Resident in the U.S. Do you understand?”

Sarreshteh said, “Based on the explanations that were given to me, I understand.”

He was issued a notice to appear before an immigration judge to explain why his status should not be revoked. Sarreshteh said he would appear. “I will respect the law and follow it,” Sarreshteh said.

His wife was released about 11:30 p.m., and Sarreshteh walked out around 11:45 p.m. He was taken to his daughter’s home in Falls Church.

On Wednesday, Nov. 7 he appeared to be well, his daughter said. She went to work the next day, and the elder Sarreshtehs took a walk together, though “he couldn’t walk very far.”

When Sepideh Sarreshteh came home around 5 p.m. on Nov. 8, she said, “He didn’t look himself.” He asked her, strangely for him, “Can you take my blood pressure?” She didn’t ask why, and didn’t have the equipment. He didn’t say anything, and went downstairs to watch TV.

About a half-hour later, his daughter and wife were calling Daryoush Sarreshteh to come upstairs for dinner. But he had collapsed in a bathroom, and was dead.

Pikrallidas, a Fairfax lawyer, said, “Our allegation is that the stress did this to him.” He said it was possible Sarreshteh had developed a blood clot in his leg which traveled to his heart, but would not have been fatal if he hadn’t been under stress. Sarreshteh’s wife collapsed the night of his death and had to be hospitalized.

“This is basically a wrongful arrest,” Pikrallidas said. “There’s no reason to hold him for five hours.”

Sapp said that “privacy laws prohibit Customs and Border Protection from discussing specifics of any individual’s admissibility.” He said he could not respond to the allegations that the officers had been yelling or intimidating toward the Sarreshtehs, or any claim that the incident was connected to Daryoush Sarreshteh’s death.

Sapp added, “The United States has been and continues to be a welcoming nation. U.S. Customs and Border Protection not only protects U.S. citizens and lawful permanent residents in the country but also wants to ensure the safety of our international travelers who come to visit, study and conduct legitimate business in our country.”


As mayor of Tabriz, Iran, during the reign of the Shah, Daryoush Sarreshteh cuts a ceremonial ribbon. He had been retired for many years before his death in Falls Church on Nov. 8. (Courtesy Sepideh Sarreshteh)

By  |  05:00 AM ET, 12/18/2012

حمله تروریستی به اتوبوس زائران ایرانی در عراق/ 6 نفر کشته و زخمی شدند

رسانه های عراقی از حمله تروریست های تکفیری به اتوبوس حامل زائران ایرانی در تکریت و شهید و زخمی شدن 6 نفر خبر دادند.

به گزارش مهر، خبرگزاری براثا در خبری فوری اعلام کرد که اتوبوس زائران ایرانی در منطقه الدجیل در جنوب تکریت هدف انفجار تروریستی قرار گرفت.

بر اثر این انفجار تروریستی که تروریست های تکفیری عامل آن بودند، تاکنون دو زائر ایرانی شهید و چهار نفر دیگر زخمی شده اند.

تصاویر ۲ شهید  و تروریست حادثه تروریستی چابهار

خبرگزاری فارس: تصاویر دو شهید حادثه تروریستی دیروز چابهار منتشر شد.

خبرگزاری فارس: تصاویر ۲ شهید حادثه تروریستی چابهار

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از عصر هامون، مقارن ساعت 12:50 دقیقه دیروز، شخصی با لباس مبدل نظامی مقابل مسجد امام حسین (ع) و مصلای نمازجمعه شهر چابهار توقف کرده بود که توسط مأموران انتظامی محل شناسایی شد.

در پی شناسایی عامل انتحاری، وی مبادرت به فرار کرد و مقابل درمانگاه حضرت سیدالشهدا (ع) چابهار در مجاورت مسجد که مصلای این شهر نیز است، خود را منفجر ‌کرد.

در این حادثه یک دانش‌آموز بسیجی به نام مرتضی آسوده و دانشجوی بسیجی به حامد بزی به شهادت رسیدند.

شهید حامد بزی

شهید مرتضی آسوده

 

زاهدان پرس نوشت:
 

 
 
 
 
 
                                                                                   لعنه الله علیه
 
 
 
 
نوگروه تروریستی به نام حرکت انصار ایران مسئولیت حادثه تروریستی چابهار را بر عهده گرفت.
این گروه تروریستی طی اطلاعیه ای با انتشار تصویر فردی به نام حمزه سراوانی وی را عامل انفجار انتحاری معرفی کرده است.

این گروه در بیانیه اش ضمن اعلام اسم این عملیات با نام رعد 1 مدعی شده که عملیات خود را در کنار یکی از پایگاه های سپاه در چابهار انجام داده است!

گفتنی است این گروه تروریستی یکی از شاخه های جدا شده از گروهک ریگی پس از دستگیری عبدالمالک می باشد.

لازم به ذکر است در این حادثه تروریستی که در محل برگزاری نماز جمعه چابهار در مسجد امام حسین این شهر صورت گرفته است یک دانش آموز سنی و یک دانشجوی شیعه به شهادت رسیده و تعدای کودک نیز زخمی شده اند.

مرغ همسایه غاز بود

Hi my friends,
I remember that after 2011 Tohoku earthquake and tsunami(the great) people around
the worlds shared many pictures of culture of Japanese, who didn't steal stores that was vulnerable. And many people said wow they are really good people and
… also they are. This picture took somedays after earthquake in north-west of
Iran. Broken glass, antique stuff, …

The picture speaks for itself…




Here is Iran, we are really safe here, we can go to streets even in the
middle of night, we are not terrorist.

Forget about those unreliable, stupid medias.


Any better translation? I want to spread it to other countries groups. We should spread our great culture

XOXO
Soroush.

سلام

به ياد داریم زماني كه آن سونامي تاريخي و فاجعه بار در ژاپن روي داد، مدام اينباكس ايميل ها پر مي شد از تعريف و تمجيد مردم و مسئولين ژاپن

 


به گزارش جهان، در اين مجال بحثي روي مسئولين نداریم، هر چند گزارش هایی كه بدست مي رسد حاكي از اين است كه نهايت تلاش در راستاي كمك رساني صورت پذيرفته و مي پذيرد، ولي اصل بحث روي مردم است و رويكرد فرهنگي اين ماجرا... 
  
چطور است كه در زلزله ژاپن مدام عكس هاي مختلف در تعريف و تمجيد فرهنگ بالاي مردم اين كشور به دست مي رسيد 
 
براي نمونه ايميلي بود كه در آن روزها دست به دست چرخيد و شد يكي از داغ ترين خبرهاي روز! كه آي مردم جهان، بدانيد كه زلزله در ژاپن آمد و مردم آواره شدند ولي در اين ميان هيچ كس به فروشگاه هاي آسيب ديده دستبرد نزد، و مدام عكس فروشگاه تخريب شده ولي غارت نشده، دست به دست بين مردم جهان چرخيد! 

 


 اما عکس فوق مربوط است به فروشگاهي تخريب شده در شهری تخريب شده . 

اين فروشگاه بعد از گذشت چند روز كاملا دست نخورده باقي مانده است،اینجا ژاپن نيست!! 
شهر ورزقان از توابع آذربايجان، با مردمي ساده دل و با صفا كه با بيرون آوردن هر جنازه اي  از زير آوار ،اشك تمامي مردم آن در داغ همسايه روان شد! 

اينجا ايران است، همانجا كه مرغ همسايه اش هميشه برايمان غاز است! 
اينجا ايران است، زلزله آمده، فروشگاهي تخريب شده، مردماني آواره گشته اند ولي هيچ كس تعدي به اموال ديگري نميكند. 
  
اينجا ايران است، براي همين اين عكس ايميلي نمي شود كه دست به دست بچرخد و به سمع و بصر تمام جهان برسد و همه بدانند اگر در ژاپن، استغناي اقتصادي دولت مانع از چپاول شد، اينجا اعتقاد و ايمان مردمي مانع چپاول شد ...

گزارش: واحد ترور موساد دانشمندان ایرانی را هدف قرار می‌دهد

احمدی روشن و راننده وی (رضا قشقایی) ژانویه 2012 بعد از اینکه یک موتور سیکلت سوار بمبی مغناطیسی را به خودروی آن‌ها (در تصویر) چسباند، کشته شدند.
 
 
 
در مقاله‌اي جديد فاش شده است يک واحد ترور در آژانس جاسوسي اسرائيل (موساد) موظف به کشتن دانشمندان ايراني است.


اين مقاله که روز شنبه (۱۷ تير، ۷ جولاي) در وب سايت خبري سي‌بي‌اس (CBS) منتشر شد، برگرفته از کتابي جديد تحت عنوان "جاسوسان عليه آرماگدن (جنگ نهايي): درون جنگ‌هاي سري اسرائيل" نوشته دان رابيو، خبرنگار سي‌.بي.‌اس و يوسي ملمان، خبرنگار اسرائيلي است.

اين مقاله، اطلاعاتي مشروح درباره چگونگي آموزش ماموران و انجام عمليات جاسوسي يک واحد فوق سري موساد در ايران، موسوم به کيدون (لفظ عبري معادل سرنيزه) ارائه مي‌دهد.

در اين مقاله آمده است، اين کتاب که تحقيقي در مورد ۵۰ سال اقدامات تروريستي و آدمکشي توسط موساد است، نتيجه‌گيري مي‌کند تمام تروريست‌هاي فعال در ايران، اسرائيلي‌هايي هستند که با استفاده از گذرنامه‌هاي جعلي به ايران سفر کرده‌اند.

آموزش اعضاي کيدون هر عنصري را که براي يک عمليات جاسوسي لازم است، شامل مي‌شود. عوامل اين واحد همچنين با عمليات شناسايي رمز و ارتباطات محافظت شده مورد آموزش قرار مي‌گيرند.

در ادامه اين مقاله آمده است کيدون بسيار سري و تفکيک شده است و واحدهاي آن در خارج از مقر موساد مستقر هستند.

اين مقاله همچنين تاکيد مي‌کند، هدف کيدون از اقداماتش، ايجاد اختلال در برنامه انرژي هسته‌اي ايران است.

دان رابيو پس از انتشار کتاب و مقاله به آسوشيتدپرس تصريح کرد، عوامل موساد وارد ايران شده و با استفاده از خانه‌هايي که در پيش از انقلاب در اختيار آن‌ها بوده است، عمليات خود را اجرا کرده‌اند.

همچنين يوسي ملمان نيز پس از انتشار کتاب "جاسوسان عليه آرماگدن: درون جنگ‌هاي سري ايرائيل" در گفت‌وگو با آسوشيتدپرس تاکيد مي‌کند که اسرائيل حمله ويروس يارانه‌اي فليم (شعله) را براي ايجاد اتلال در برنامه هسته‌اي ايران طراحي کرده است.

وي مي‌افزايد: اين ويروس توسط يگان ۸۲۰۰ ارتش اسرائيل با کمک آژانس امنيت ملي امريکا اجرا شده است.

ايران نيز مي‌گويد، مصطفي احمدي روشن، داريوش رضايي نژاد، مجيد شهرياري و مسعود علي محمدي، دانشمندان اين کشور همگي توسط ماموران اسرائيل کشته شده‌اند.

احمدي روشن و راننده وي (رضا قشقايي) ژانويه ۲۰۱۲ بعد از اين که يک موتور سوار بمبي مغناطيسي را به خودروي آن‌ها چسباند، کشته شدند.

افراد مسلح همچنين ۲۳ جولاي ۲۰۱۱ (۱ مرداد ۹۰) رضايي نژاد را در نزديکي خانه‌اش در تهران ترور کردند. رضايي نژاد و همسرش در مسير مهدکودک فرزند خود بودند که دو مرد موتور سوار به آن‌ها نزديک شدند. افراد مسلح نام وي را صدا کرده و هنگامي که اين دانشمند ۳۵ ساله روي خود را برگرداند، وي را در ناحيه گردن هدف گلوله قرار دادند.

تروريست‌ها همچنين ۲۹ نوامبر ۲۰۱۰ (۸ آذر ۱۳۸۹) به خودروهاي مجيد شهرياري و فريدون عباسي، اساتيد دانشگاه بمب‌هايي را متصل و سپس منفجر کردند. در اين حملات، شهرياري فورا جان سپرد اما دکتر عباسي و همسر وي جان سالم به در بردند.

مسعود علي محمدي، مدرس دانشگاه تهران نيز ژانويه ۲۰۱۰ بر اثر انفجار يک موتور سيکلت بمب گذاري شده جان خود را از دست داد. اين انفجار در نزديکي خانه اين مدرس دانشگاه در منطقه قيطريه واقع در شمال تهران روي داد.

امريکا، رژيم اسرائيل و بعضي از متحدان آن‌ها تهران را به پيگيري اهداف نظامي در برنامه انرژي هسته‌اي‌اش متهم کرده و اين اتهام کذب را دستاويزي براي اعمال تحريم عليه اين کشور و تهديد آن به حمله نظامي قرار داده‌اند.

با وجود اين، ايران مي‌گويد به عنوان يکي از امضا کنندگان پيمان منع گسترش سلاح‌هاي اتمي (ان‌پي‌تي) و يکي از اعضاي آژانس بين المللي انرژي اتمي، از حق توسعه و دستيابي به فناوري هسته‌اي براي مقاصد صلح آميز برخوردار است.

طوفاني از شن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ

آیا از آن کس که در آسمان است ایمن گشته‌اید که بر شما تندبادی از سنگریزه (طوفان شن) فرو فرستد؟ به زودی خواهید دانست که بیم دادن و هشدار من چگونه است!

طبس

 

روزنامه انقلاب اسلامی به صاحب امتیازی ابوالحسن بنی صدر

روزنامه اطلاعات که در آن زمان هم به مدیریت سید محمود دعایی منتشر می شد

روزنامه جمهوری اسلامی وابسته به حزب جمهوری اسلامی

روزنامه کیهان در سال 1359 به مدیریت ابراهیم یزدی منتشر می شد

هفته نامه مجاهد وابسته به سازمان منافقین

هفته نامه رنجبر وابسته به حزب مائویست رنجبران


Click for larger version

 

p7m0kyvedcz909bep06z.jpg

پايگاه يكم ترابري ، ارديبهشت ۱۳۵۸ ...

با وجودي كه چند ماهي از پيروزي انقلاب نگذشته بود . اما ارتش هنوز به ثبات لازم نرسده و سردر گمي خاصي بين آن ها مشهود بود . بحث هاي دسته جمعي و گروهي كه در كوچه و بازار مرسوم بود . به پادگان ها هم سرايت كرده بود . و من عملآ در خط پرواز مي ديدم آقايوني كه تا ديروز مجيز شاه و خاندان پهلوي رو مي گفتند ، چگونه انقلابي شده و در باب فساد رژيم گذشته با شور و اشتياق با يك ديگر بحث مي كردند .. ! اولين بار بود كه با واژه ها و نام هايي چون .. ايدئولوژي ، انقلاب شيلي ، آلنده و پينوشه ، مكتب ، ليبرال و حتي با امپرياليسم آشنا مي شدم . تازه در اين ايام بود فهميدم كه آرمي كه تا پيش از انقلاب بر روي سينه و لباس پروازم نصب مي كردم . امپريال آن مفهوم امپرياليست داره !! خيلي ها همون روز هاي نخست و به محض پيروزي انقلاب ، گوشه آرم سينه خود را بريده بودند . با سليقه ها هم با نخ گلدوزي واژه امپريال رو محو كرده بودند . نا اميدي و بلاتكليفي خاصي در چهره همكاران مشاهده مي شد . جالب اين كه تعدادي از درجه داران به اصطلاح مبارز ، كنترل پايگاه رو در دست گرفته بودند ! ديگر ستاد پايگاه كه روزگاري دفتر تيمسار اميرفضلي ، امير اردلان و معين زند بود . جاي خود رو به شورايي متشكل از درجه داران انقلابي داده بود .

ديگه قيافه ها هم تغير كرده بود ! چهره همكاراني كه سال ها صورت آن ها رو صاف و به اصطلاح سه تيغه مي ديدم . حالا با گذاشتن ريش انبوه و حركات به ظاهر اسلامي خيلي با گذشته تغير كرده بودند ! برخي همكاران مثل من كه هنوز ته دلشون با شاه بود . سر خورده فقط نظاره گر بودند . در همين ايام بود كه براي نخستين بار كلمه اعتصاب رو از زبان افسران خلبان سي - ۱۳۰ مي شنيدم ! دقيقآ يادم نيست چند روز پرواز هاي لجستيك نيروي هوايي خوابيد . واي كه چقدر اون زمان دلم هواي پرواز رو كرده بود . و مي خواستم با اوج گرفتن در آسمان كم تر شاهد اين بلبشو ها باشم . چون تا پيش از انقلاب در عمليات و ديسپچ پايگاه مامور بودم . و كم فرصت پرواز رفتن رو پيدا مي كردم . حالا هم كه به خط پرواز برگشتم ، اعتصابات ، خواسته ها .. دلم رو درد مي آورد ! باز زياد به حاشيه رفتم .. ولي مي خواهم شما دوستان جوون دقيقآ وضعيت اون ايام رو تجسم كنيد . بله مي گفتم ... از آن جا كه سياست و خط مش ارتش در رژيم گذشته دور نگه داشتن پرسنل از سياست بود . واقعآ مفهوم انقلاب رو درك نكرده بودم . و مي دانستم خيلي هاي ديگر هم چنين هستند .

باور كنيد در بهبوحه پيروزي انقلاب وقتي براي نخستين بار شعار مرگ بر آمريكا رو شنيدم . درك آن برايم خيلي سخت بود . مدام از خودم مي پرسيدم .. تظاهر كنندگان به آمريكايي هاي بيچاره چه كار دارند !؟ چون تصويري كه از آمريكا در ذهن من و امثال من حك كرده بودند . آمريكا يا همون عمو سام رو مظهر تمدن و آزادي مي پنداشتيم ! و مردم آن را فرشتگان بي آزار و با فرهنگ تلقي مي كرديم . اما نگو در زماني كه من و همفكرانم در غم گروگان هاي آمريكايي غصه دار بوديم . و كار انقلابي دانشجويان خط امام رو مغاير با اصول دموكراسي دانسته و گاهي هم جسارت به خرج داده در جمع دوستان صميمي اعتراضي رو زمزمه مي كرديم ... در آريزونا و صحراي نوادا ، محلي كه دوره هاي نجات ( سورواول ) رو يه زماني ايراني ها آموزش مي ديدند ، نود نفر كماندو ( آمريكن مرين ) موسوم به " دلتا " سرگرم آموزش و حمله به ساختمان سفارت آمريكا به سرپرستي سرهنگ " چارلي بكويث " و سرگرد " ميدوز " بودند . اين منطقه به دليل شباهت آب هوايي اش به مناطق كويري ايران براي آموزش انتخاب شده بود . و در آن ساختمان هايي شبيه به سفارت ساخته بودند ..

طرح عملياتي با نام پنجه عقاب ...

اواخر دوره رياست جمهوري جيمي كارتر بود كه مسئله اشغال سفارت آمريكا و دستگيري جاسوسان آمريكايي صورت گرفته بود . يادمه اون ايام بني صدر علاوه بر مسئوليت رياست قوه مجريه ، فرمانده كل قوا هم بود . همون موقع هم عده اي مخالف سياست هاي بني صدر بودند . و او را مهره آمريكا مي ناميدند . حالا كه وقايع و اتفاقات اون زمان رو بررسي مي كنم ، بيشتر با چهره و اعمال بعضي ها كه ادعاي وطن پرستي داشتند برايم روشن مي شود . بگذريم .. درست نيمه شب چهارم ارديبهشت ماه سال ۱۳۵۸ بود كه كماندوهاي آمريكايي كه پيش از آن در قاهره مستقر شده و سپس به ناو بزرگ هواپيمابر " نيميتز " انتقال يافته بودند با هماهنگي مستقيم جيمي كارتر كه در كاخ سفيد جلوي تلفن قرمز رنگ اش نشسته بود با رمز " برويد " آغاز شد . طبق نقشه اي كه طراحي شده بود و ماه ها روي آن كار عملياتي انجام داده بودند . قرار بود سه فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ام سي براي جا به جايي نيروها و سه فروند هركولس اي سي كه حامل سوخت براي هلي كوپتر ها بود ، از يكي از جزاير عمان به سوي ايران پرواز كرده و در كوير طبس فرود آيند ...

knbokdfhvsq8kj8jd5nt.jpg

نقش عوامل ستون پنجم ...

همان طور كه عرض كردم نقشه آن ها بسيار دقيق و حساب شده بود . البته اين رو هم بگم آن ها روي عوامل وطن فروش و ستون پنجم ايراني حساب ويژه اي باز كرده بودند . و از مدت ها پيش با مسئولان رده بالاي آمريكايي در تهران هماهنگي هاي لازم شده بود . آن ها هم چنين براي مطمئن شدن از عدم تغير محل نگهداري گروگان ها ، گروهي رو اگه اشتباه نكنم با عنوان فرستادگان مذهبي يا حقوق بشر براي گفت و گو با گروگان ها به تهران اعزام كردند . كه بعد ها معلوم شد ماموريت آن ها جاسوسي بوده است ! حالا كه بحث جاسوسي و ستون پنجم شد . بهتره عرض كنم دو نوع جاسوس و خود فروخته داشتيم . دسته اول افراد ناراضي و احتمالآ تحصيل كرده آمريكا بودند كه بيشتر نقش تداركات داخلي از قبيل تهيه كاميون ، ماشين ، انبار و نهايتآ رابط مقامات آمريكايي در سفارت بودند . حتي من شنيدم بعضي از آن ها به شهر هاي يزد و اطراف آن رفته و در پوشش مسئول معدن يا محيط زيست شرايط رو مرتب بررسي مي كردند . گروه دوم در ميان مسئولان رده بالاي نظام رخنه كرده بودند كه بعد ها به نمونه كارهاي آن ها اشاره خواهم كرد ..

طبق طرحي كه در دست داشتند ، قرار بود هشت فروند هلي كوپتر ( كه دو فروند آن رزرو بود ) بعد از فرود در صحراي طبس و سوخت گيري مجدد به سوي مرحله دوم عمليات كه همانا تهران بود پرواز كنند . آن ها طوري برنامه ريزي كرده بودند كه قرار بود هلي كوپتر ها بعد از سوار كردن كماندو ها كه به قول خودشون از ديوار راست هم بالا مي رفتند ، يك ساعت قبل از طلوع آفتاب در نزديكي تهران فرود آيند ! آن ها همچنين قرار بود با طلوع سپيده دم خورشيد در تپه هاي نزديك گرمسار خودشون رو پنهان كرده و شب هنگام به سمت محل ماموريت خويش كه همانا استاديوم ورزشي امجديه بود پرواز نمايند !! جالبه بدونيد كه چراغ هاي ورزشگاه هم آن شب بر خلاف شب هاي قبل ، تا صبح روشن گذاشته بودند ! خب طبيعي است از ورزشگاه به بعد رو مي شود حدس زد . چون سفارت آمريكا تا آن جا فاصله چنداني نداشت . و آقايون ستون پنجم وسايل حمل و نقل كماندو ها رو آماده كرده بودند ! همچنين قرار بود يك عده از كماندو ها هم به سمت وزارت امور خارجه رفته و كاردار و همراه اش رو كه در اين وزارتخانه نگهداري مي شدند . به ورزشگاه بر گردانند !

طوفان شن و باقي قضايا ....

در باره شكست اين عمليات حرف و حديث فراواني نقل شده است . البته تناقض هاي زيادي هم به چشم مي خورد . كه من با هيچ كدام از آن ها كاري ندارم . دوستان مي توانند از طريق سرچ گوگل اطلاعات مفيدي رو به دست آورند . اما من سعي دارم همان طور كه در بالا عرض كردم به موضوعاتي اشاره كنم كه خود شاهد آن بودم . نخستين موضوعي كه در ميان اخبار آن روزگار بيشتر به چشم مي آيد . وجود توفان شن است . بر حسب اسناد ارائه شده ، كاخ سفيد از طريق اداره هواشناسي دقيقآ وضعيت آب و هوايي منطقه رو در آن وقت سال در نظر گرفته بودند . يك شايعه اي كه همان موقع دهان به دهان مي گشت . اشاره به هدف قرار دادن روس ها با اشعه ليزر داشت . كه من به شخصه در هيچ يك از خاطرات آمريكايي ها و يا در جرايد و رسانه ها مشاهده نكردم . ظاهرآ به دليل ايراد فني يكي از هلي كوپتر ها ، و نقص سيستم هيدروليك هلي كوپتري ديگر ، آن ها با تهايت تلاش با يك ساعت و نيم تآخير به گروه سي - ۱۳۰ ها مي پيوندند . فرماندهان عمليات خيلي سعي مي كنند طي تماس با سر فرماندهي عمليات كه در ناو مستقر است برنامه رو كنسل اعلام كنند ! از طرفي هم كارتر به جمع كردن مشاوران نظامي خود لحظات پر التهابي رو سپري مي كند .

mwic0xhfgv7sujoqt5ka.jpg

به هر حال در شرايطي كه تمام برنامه ها به هم خورده بود . و فرماندهان مستآصل و درمانده بودند . حوادث غير قابل پيش بيني هم در آن نيمه هاي شب به وقوع پيوست . از آن جمله ورود يك كاميون حامل سوخت كه به وسيله سلاح ضد تانك منفجر مي شود . و با فرا رسيدن اتوبوس مسافربري و شليك به لاستيك هاي آن ماشين رو متوقف كرده و مسافران رو پياده مي كنند . ظاهرآ در همين اثنا كاميوني ديگر از راه رسيده و با مشاهده وضعيت فوق دور زده و از مهلكه فرار مي كند ! ترس از لو رفتن عمليات و نقص فني دو فروند هلي كوپتر ، بد جوري اعصاب خلبانان و فرماندهان رو به هم مي ريزد . در اين اثنا يكي از هلي كوپتر ها موقع بلند شدن به دليل وجود طوفان و ديد نامناسب به سمت راست متمايل شده و به يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ برخورد مي كند ... انفجار ناشي از اين برخورد كه محوطه رو مثل روز روشن كرده بود . جهنمي از اتش به وجود مي آورد كه طي آن هشت نفر از خدمه آمريكايي در آتش ناشي از سوختن هواپيما و هلي كوپتر جزغاله مي شوند ..

بمب باران مدارك باقي مانده در طبس !!

بعد از فرار با عجله كماندوها از محل ماموريت ، شب آن روز جيمي كارتر با اعلام رسمي شكست طرح خود ، افتضاح بزرگي رو در اذهان عمومي به وجود مي آورد . با پخش صداي رئيس جمهور آمريكا كه به گفته كارشناسان حامل پيامي براي عوامل سرسپرده خود در ايران بود . بني صدر كه در آن زمان مسئوليت فرماندهي كل قوا رو به عهده داشت . با پي بردن به سخنان كارتر كه رسمآ اعلام كرده بود اسناد مهمي در محل حادثه و درون هلي كوپتر ها به جاي مانده است ، به هماهنگي تيمسار باقري فرمانده وقت نيروي هوايي شكاري بمب افكن هاي ايراني بدون هيچ دليل منطقي با پرواز بر فراز منطقه باقيمانده هلي كوپتر ها رو كه اغلب قابل استفاده و سالم بودند . منهدم مي نمايند ! و تنها يك فروند از اين ماجرا سالم باقي مي ماند كه بعد ها به ارتش ايران ملحق شده و آن گونه كه شنيدم ،خدمات ارزنده اي در زمان جنگ هشت ساله ارائه داده بود . اما خبر تآسف باري كه هم زمان با بمباران محل حادثه به گوش رسيد ، شهادت مظلومانه برادر پاسدار " منتظر قائم " كه براي محافظت از اسناد و مدارك به جاي مانده از محل پاسداري مي داد بود كه دل مردم رو به درد آورد . نمونه ديگر اين كارشكني ها جمع كردن تمام توپ هاي پدافند در مهرآباد و ايستگاه هاي مهم و استراتژي كشور به دستور تيمسار باقري درست چند روز قبل از جنگ بود !!

پرواز خلخالي به طبس ...

مدتي بعد از پيروزي انقلاب آوازه روحاني اي به نام صادق خلخالي در كشور پيچيد . او كه از بدو انقلاب در مقام قاضي القضات به محاكمه و اعدام سران نظام شاهنشاهي پرداخته . و بعد ها به عنوان دادستان و رئيس دادگاه هاي انقلاب و رئيس اداره مبارزه با مواد مخدر قاچاقچيان بزرگي رو محاكمه و اعدام كرده بود ، حسابي به چهره اي شناخته شده مبدل شد . چهره اي كه نام اش لرزه بر دل خلافكاران مي انداخت . من قبل از اين كه با اين روحاني ماجراجو به پرواز بروم ، به دليل مصاحبه هاي جنجالي اش حسابي با تفكر وي آشنا شده بودم . يادمه چند هفته بعد از حادثه طبس سخنان وي با تيتر درشت در صفحات نخست روزنامه ها به چشم مي خورد . صادق خلخالي گفته بود كه حكم اعدام شاه ، فرح ، اشرف ، غلامرضا ، شعبان جعفري ، سپهبد اويسي و پاليزبان ، اردشير زاهدي و خيلي هاي ديگر رو صادر كرده است . و هر ايراني كه اين افراد رو به قتل برسانند عامل اجراي حكم دادگاه محسوب خواهد شد ! وي همچنين گفته بود .. هويدا يك ميليون دلار تقاضاي رشوه داده بود تا اعدام او دو ماه به تآخير افتاده تا فرصتي يابد توصيه هاش رو به دولت بدهد .

vr4sav9xj2rxjjz2uwm3.jpg

يك روز صبح بعد از حادثه طبس كه حرف و حديث هاي فراواني رو موجب شده بود . اعلام كردند كه يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ساعت هشت صبح به سوي طبس پرواز كنه .. تا قبل از آمدن خلخالي هيچ كس نمي دونست كه مسافران هواپيما چه كساني هستند ! دقيقآ يادم نيست كه نوبت خودم بود يا داوطلب رفتم .. به هر حال وقتي خواستيم حركت كنيم ، ديدم حاج آقا خلخالي با هياتي همراه سوار هواپيما شدند . كاري ندارم كه دست بوسان آستان ارادت او چه دولا سه لايي مي شدند . به هرحال سوار شده و به سوي طبس پرواز كرديم . هنوز كاملآ اوج نگرفته بوديم كه حاج آقا به همراه يك سرهنگ نيروي زميني كه قد بسيار بلندي داشت اجازه خواسته و به كابين آمدند .. در تمام مدت پرواز آن دو با هم حرف مي زدند .. بيشر سرهنگه حرف مي زد و خلخالي سرش رو به علامت تصديق تكان مي داد . صداي موتور هم مانع از ان بود تا مكالمات ان ها شنيده شود ! قبل از فرود همان جناب سرهنگ بلند شده و خواهش كرد حاج آقا مي فرمايند اگه امكان داره يه دور در اطراف محيط بزنيد تا وسعت عمليات آمريكايي ها مشخص بشه ! و ما وسعت رو نشون داديم !!

قرار بود جنازه هاي آمريكايي در تابوت هاي مخصوص قرار داده شود تا به آمريكا فرستاده شود . يادمه همون زمان از قيمت بالاي اين تابوت ها سخن به ميان آمده بود ! به هرحال انگار پاسداران و بچه هاي كميته از قبل مي دانستند حاج آقا مي آيد .. چون به استقبالش آمده و هر جا حاج آقا مي رفت به دنبال او به راه مي افتادند . خلاصه حاج آقا به دقت و وسواس تمام از همه صحنه ها ديدن كرده و آن جناب سرهنگ هم مرتب نظراتش رو به حاج آقا مي گفت .. ولي هر زمان حاج اقا لب به سخن مي گشودند ، جناب سرهنگ هم سريع مانند ژورناليست هاي حرفه اي تند تند يادداشت مي كرد . از جمله مواردي كه اون روز بررسي شد و تيم همراه به دنبال ان بودند ، اسناد و مداركي كه جيمي كارتر اعلام كرده بود .. ولي شدت بمباران طوري بود كه هيچ آثاري از آن به جا نماند .. بچه هاي كميته از عملكرد خود تعريف مي كردند و اين كه پرسنل ژاندارمري با آن ها همكاري لازم رو نكرده است . در ادامه بچه ها از نحوه شهادت برادر پاسدار منتظر قائم گفتند ..

آزاد سازي گروگان ها ...

من به دليل اين كه آدم سياسي نبودم ، زياد مسايل مهم روز رو دنبال نمي كردم . ولي شنيدم جيمي كارتر خيلي سعي كرد تا قبل از فرا رسيدن انتخابات مسئله گروگان ها رو حل كند . از طرفي تو امريكا غوغا بر پا شده بود كه چرا با صرف بودجه كلان فرزندان ما رو به كشتن داديد ... به هر حال تا پايان انتخابات اين امر صورت نگرفت و تنها بعد از سوگند خوردن رسمي رونالد ريگان قرار شد گروگان ها آزاد شوند .. و در نهايت در يكي از نيمه هاي شب ، يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ايرلندي به فرودگاه مهرآباد نشسته و به رمپ نظامي وارد شد . عمليات اعلام كرد هواپيماي فوق به انتهاي باند نظامي هدايت شود .. اون موقع اغلب بچه هاي خط پرواز در اداره به جاي كلاه رسمي نيروي هوايي ، كلا ه هاي محلي بر روي سر خود مي گذاشتند كه من هم از اين قاعده مستثني نبودم ! و با كلاهي كه از قوچان خريداري كرده بودم و به " قره كل " معروف بود به همراه يكي از دوستان به پيشباز كروي هواپيماي ايرلندي رفتيم . موقع سلام و عليك احساس كردم طفلكي ها بد جوري ترسيده اند !! تا اين كه دوستم گفت بهروز كلاه ات رو بردار ! با برداشتن كلاه نطق خلبانان هم باز شد و به ما اجازه دادند از داخل هواپيماي آن ها سيستم هاشون رو نگاه كنيم ...

fg3zmjj2m2t62mqz5akb.jpg

بعد از پايان حادثه طبس و باز گشت آمريكايي ها به كشورشون كتاب هاي بسياري به قلم فرماندهان و دست اندر كاران اين ماجرا به رشته تحرير در آمد . همه ان ها از حادثه طبس به تلخي ياد مي كنند .. و متذكر شده اند عملياتي كه اين همه تمرين شد و بهترين نيروهاي داوطلب در آن حضور داشتند ، چگونه با وزش طوفاني اين چنين همه چيز در يك چشم به هم زدن به خاكستر تبدل شد . بعد از اين ماجرا يك بار ديگر هم با خلخالي به پرواز رفتم .. پرواز براي خواباندن درگيري ها در كردستان بود . كه ماموريت ما جاده خاكي شهر بانه بود ...

با تشكر و احترام

از وبلاگ خلبان بهروز مدرسي

حمله آمریکا به طبس

پنجم اردیبهشت، یادآور شکست نیروهای آمریکایی در سال۱۳۵۹ در صحرای طبس است. این واقعه، پس از آن روی داد که جیمی‌کارتر، رئیس جمهور ایالات متحده، تصمیم گرفت تا به ایران حمله نظامی کند. بهانۀ این هجوم، آزادی جاسوسانی بود که در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ به اسارت دانشجویان پیرو خط امام درآمده بودند. سران کاخ سفید که از حرکت دانشجویان غافلگیر شده بودند و توطئه‌هایشان آشکار شده بود،[۱] تصمیم گرفتند از قوای نظامی استفاده کنند و با حمایت مزدوران داخلی و پشتوانه تبلیغاتی خبرگزاری‌های استعماری به افکار خود جامعه عمل بپوشانند. و یکبار دیگر دولت دلخواه خود را در ایران به قدرت برسانند.

اشغال سفارت آمریکا

ملت ایران، دسیسه‌های آن دولت مستکبر برای شکست انقلابشان را دیده بودند. آمریکایی­ها پس از انقلاب، سعی می‌کردند حضور خود را در ایران حفظ کند و بدین سبب نقاب دوستی بر چهره داشتند؛ امّا رفتارهای آنان، شک برانگیز بود؛

۱- ملاقات مقامات آمریکایی با مهندس بازرگان به صورت محرمانه؛

۲- پذیرش شاه ایران به بهانۀ معالجات پزشکی.

سابقۀ عملکرد این کشور مستکبر، سبب شد تا مردم وقوع کودتایی بر ضد انقلاب خود را قطعی بدانند؛ از این رو حدود ۴۰۰ نفر از دانشجویان، سفارت را اشغال کردند و اعضای آن را به گروگان گرفتند. اسناد به دست آمده از لانۀ جاسوسی، نشان داد که سفارت آمریکا، به مکانی برای طراحی توطئه بر ضد ایران تبدیل شده است و از این روی آن را «لانۀ جاسوسی» نامیدند.

علل و اهداف تهاجم نظامی

تداوم حرکت انقلاب، بیداری دانشجویان و اتخاذ موضع فعال و افشای دسیسه‌های آنان، همچون تلاش برای شکست یا انحراف مسیر نهضت[۲] باعث ناامیدی استعمارگران از دستیابی دوباره به منافع و منابع ایران شد. طولانی شدن اسارت گروگان‌ها، سبب تضعیف روحیۀ آمریکایی‌ها و شکستن غرور آنان شد؛ زیرا آنها عادت داشتند که همیشه، پیروز باشند و تحمل شکست، برایشان بسیار دشوار بود، آن هم شکستی تاریخی از ملتی بیدار.

از جمله اهداف آمریکا برای این تجاوز، بازیابی روحیۀ سران کاخ سفید و سیاستمداران آن، ترمیم غرور آسیب دیدۀ خویش، آزادی گروگان‌ها و تضعیف روحیۀ مردم ایران می‌توان نام برد. بنا بود پس از اجرای عملیات آزادسازی گروگان‌ها، مراکز مهم اقتصادی و مکان شخصیت‌های مهم انقلاب نیز، مورد هجوم قرار بگیرد و کودتایی علیه نظام روی بدهد. کاخ سفید می‌خواست با این عمل، هم کار انقلاب را یکسره کند و هم سایر ملت­ها و دولت‌ها عبرت بگیرند. جیمی‌کارتر می‌کوشید تا با نمایش اقتدار نیروهایش، برگ زرینی در کارنامۀ خود ثبت کند تا در انتخابات، دوباره برای ریاست جمهوری برگزیده شود.

نقشۀ دولت کارتر

سیاستمداران کاخ سفید، در ظاهر می‌کوشیدند مسألۀ گروگان‌ها به صورت مسالمت‌آمیزحل شود؛ حتی آنها پیش از آغاز برنامۀ نظامی، برای مذاکرات جدید، زمینه‌چینی می‌کردند تا مسئولان ایران را غافلگیر کنند؛[۳]

اما در واقع، مدت پنج‌ماه بود که نیروهای ویژه‌ای را برای این کار در محیطی مشابه صحرای طبس در «آریزونا» آموزش می‌دادند. بنا بود که این طرح، با نام «عملیات پنجۀ عقاب» چهارم تا ششم اردیبهشت ۱۳۵۹ اجرا شود.

برنامه‌ این گونه بود که در شب اول، هشت بالگرد و هفت هواپیمای غول پیکر C-130 در عمق خاک ایران فرود بیایند. سپس بالگردها و شبانه سوختگیری و به نقطه‌ای در نزدیکی تهران پرواز کنند و تا شب بعد منتظر بمانند. بنا بود که شب دوم گروه‌های ویژه‌ای به سفارت حمله کنند و همراه گروگان­ها، به ورزشگاهی نزدیکی سفارت بروند. سپس به طور همزمان، فرودگاه مجاور اشغال شود و همه با هواپیمایی که آنجا مستقر شده است، به پرواز درآیند.

سپس طرح پایانی اجرا می‌شد که شامل حمله به مراکز اقتصادی و اماکن شخصیت‌های مؤثر و کلیدی و در نهایت کودتایی با همکاری عوامل لیبرال، ضد انقلاب و جاسوسان مستقر در ایران بود. سرانجام کارتر در نطقی، سقوط نهضت اسلامی را اعلام می‌کرد.

طبق برنامه، چهارم اردیبهشت ۱۳۵۹ش، هفت فروند هواپیمای غول پیکر c-130 و هشت فروند بالگرد وارد مرز ایران شدند، در حالی که نیروهای ویژۀ عملیات، تجهیزات پیشرفتۀ نظامی و وسایلی همچون جیپ، موتور سیکلت‌های تندرو و مخصوص عملیات و… همراه داشتند.

آنها از جنوب کشور وارد مرزهای ایران شدند و با هماهنگی دولت بنی‌صدر پس از طی حدود یکصد کیلومتر، بدون اینکه مانعی در مسیرشان باشد، در فرودگاهی متروکه، نزدیک رباط‌خان طبس فرود آمدند. بنی‌صدر، پیش‌تر دستور داده بود که تجهیزات ضدهوایی از مسیر مورد نظر برداشته شوند. نیمه‌شب بود که نیروهای ویژه به صحرای طبس رسیدند. یکی از بالگردها از هواپیمای c-130 سوختگیری کرد و از زمین برخاست که ناگهان بر اثر اشتباه خلبان با هواپیما برخورد کرد و هر دو آتش گرفتند. سپس بر اثر طوفان شن، دو بالگرد دیگر، دچار نقص فنی شدند و از انجام عملیات باز ماندند. در نتیجه اجرای طرح با هماهنگی کارتر متوقف شد و آمریکایی‌ها از بیم آنکه، همگی در طوفان شن نابود شوند یا اسیر نیروهای ایران بشوند، از فرصت شب استفاده کردند و فرار کردند. آنان، آن­قدر برای فرار عجله کردند که هشت مزدور کشته شده، اسناد سری و محرمانه در بالگرد‌های به جا مانده را باقی گذاشتند.

صبح هنگام به وقت آمریکا، هنگامی که کارتر در تلویزیون ظاهر شد، از چشمان برافروخته و متورم وی، آشکار بود که شب را نخوابیده است. وی اعلام کرد که عملیات «پنجه عقاب» شکست خورده است. سپس اظهار کرد که اسناد طبقه‌بندی شده سری، در بالگردها به جای مانده است.

در واقع این پیام، برای بنی‌صدر، صادر شده بود. بی‌درنگ، بنی‌صدر دستور داد چند بمب‌افکن، بالگردهای به جا مانده را بمباران کنند. بر اثر این خیانت، فرمانده سپاه یزد محمد منتظر قائم که برای بازرسی و بررسی محل به آنجا رفته بود به شهادت رسید.[۴]

پیامدهای این واقعه:

شکست طبس، یک ضربۀ محکم بر پیکرۀ استکبار و سبب رسوایی سران کاخ سفید شد. آمریکا می‌خواست مردم ایران را تنبیه کند؛ ولی نتیجه برعکس شد. دیگر آنکه ملت ایران هوشیارتر و دشمنی مستکبران اشکارتر شد، منافقان و همراهان داخلی استکبار جهانی رسوا شدند. کارتر در پی آن بود که پس از آزادی گروگان‌ها، دوباره‌ برای ریاست جمهوری برگزیده شود؛ ولی به سبب این ناکامی و تصمیم امام(ره)، مبنی بر نگه‌داشتن جاسوسان تا برگزاری انتخابات، مردم ایالات متحده به کارتر رأی ندادند و وی در انتخابات، شکست خورد. بعدها وی در مصاحبه‌ای گفت:

«دوران ریاست جمهوری من، بدترین دوره‌های ریاست جمهوری در آمریکا بوده است؛ زیرا در آن زمان، دولت آمریکا در دست آیت الله خمینی در ایران به گروگان گرفته شد».[۵]

——————————————————————————–

[۱]. هادی سجادی‌پور، بازخوانی روند و پیامدهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، شریف نیوز، آبان ۱۳۸۴٫

[۲]. ر.ک: امیررضا ستوده و حمید کاویانی، بحران ۴۴۴ روزه، تهران، ص ۲۰٫

[۳]. اشغال لانه جاسوسی آمریکا زمینه‌ها و پیامدها، مجله حضور؛ ش ۸، ص ۲۰٫

[۴]. گروه تحقیق واحد مرکزی خبر صدا و سیمای ایران، شکست بزرگ آمریکا در واقعه طبس، ۴/۲/۱۳۶۱، ص ۱۹۷٫

[۵] . روزنامه کیهان، ۱۴/ ۲/ ۱۳۶۳٫

خوش‌خدمتی ضدایرانی سامسونگ برای اسرائیل+ فیلم

به گزارش سایت اوباما، در این تیزر تبلیغاتی که درست چند روز بعد از ترور دانشمند هسته‌ای ایرانی پخش شده، شرکت سامسونگ که محصولات آن به طور وسیع در ایران به فروش می‌رسد، به نوعی موضوع ترور دانشمندان هسته‌ای ایران را به سخره گرفته و آن را به مثابه آب خوردن برای جاسوسان رژیم صهیونیستی دانسته است.

داستان این کلیپ که با همکاری مشترک یک شرکت بازرگانی اسرائیلی و شرکت سامسونگ کره جنوبی ساخته شده، به 4 بازیگر اسرائیلی مربوط می‌شود که شوهای خاصی برگزار می‌کنند و شنیده‌اند که حتی در ایران نیز طرفدار دارند. به همین منظور، برای دیدار با طرفداران خود در ایران، به اصفهان سفر می‌کنند.

این چهار صهیونیست برای اینکه شناخته نشوند لباس مبدل به تن می‌کنند. شرکت سازنده این کلیپ، با نوع پوششی که برای این 4 کاراکتر در نظر گرفته، زن ایرانی را مورد تمسخر قرار داده است، به گونه‌ای که این 4 مرد با پوشیدن مانتو و در عین حال داشتن سبیل و با راه رفتن نامناسب خود، چهره ناشایست و عقب‌افتاده‌ای از زن ایرانی نشان می‌دهند.

در این کلیپ، ایران به مثابه بیابانی به تصویر کشیده شده که مملو از گرد و غبار است و مردم آن به دور از هرگونه تمدن و به صورت عصر حجری زندگی می‌کنند و زنان در هر گوشه‌ای روی زمین بر روی خاک نشسته‌اند.

این 4 نفر در جستجوی غذا به کافه‌ای می‌رسند که در این کافه یک مامور موساد را که نیروگاه هسته‌ای ایران در اصفهان را زیر نظر دارد، به طور اتفاقی می‌بینند. وجود تصاویر آیت‌الله سیستانی به عنوان چهره سیاسی ایران، بر روی دیوارهای این کافه نیز نشان می‌دهد که شرکت تبلیغاتی مزبور، حتی از اطلاعات سیاسی خاصی برای تولید این کلیپ برخوردار نیست.

این مامور موساد به بازیگران مورد علاقه‌اش توضیح می‌دهد تبلتی دارد که با آن تمام فعالیت‌های نیروگاه هسته‌ای را رصد می‌کند. یکی از بازیگران اسرائیلی، تبلت مامور موساد را برمی‌دارد و همینطور که درباره قابلیت‌های آن از مامور سوال می‌کند، دوست دیگرش از روی کنجکاوی، دکمه‌ای را روی تبلت لمس می‌کند که به محض لمس دکمه، نیروگاه هسته‌ای ایران که پشت سر آن‌هاست، منفجر می‌شود!

همه بهت‌زده می‌شوند اما بازیگری که باعث این انفجار شده، می‌گوید: چی شده؟ مگر چه اتفاقی افتاده؟! این هم فقط یک انفجار مرموز دیگر در ایران بوده! غصه نخورید!

ضمن پوزش از مخاطب فهیم ایرانی، این کلیپ را که نشان‌دهنده میزان کینه و در عین حال، واهمه رژیم اسرائیل از مردم ایران است، در ادامه می‌بینیم:

اما نکات قابل توجهی که در این کلیپ به چشم می‌خورد، ساخته شدن این کلیپ برای شرکتی چون سامسونگ است که در ایران آزادانه به فروش محصولات خود می‌پردازد و در ایام مختلف نیز تبلیغ‌های مناسبتی خود را از صدا و سیمای ایران پخش می‌کند.

سوال اینجاست که آیا ایران نیز می‌تواند چنین کلیپ‌های مشابه ضداسرائیلی از محصولات سامسونگ را در تلویزیون پخش و رژیم صهیونیستی را به ترور و خرابکاری در سرزمین‌های اشغالی تهدید کند؟ در صورتی که پاسخ منفی است، شرکت سامسونگ چه توجیهی برای این کلیپ حاوی اهانت به زنان و مردان ایرانی و صنایع ایران دارد و در قبال این اتفاق، آیا به طور صریح از مردم ایران عذرخواهی خواهد کرد؟ آیا پخش این کلیپ که تنها چند روز پس از ترور دانشمند ایرانی پخش شده و به صراحت به دخالت موساد در ترور و خرابکاری در ایران اذعان می‌کند، راه ایران را برای شکایت حقوقی از شرکت سامسونگ برای حمایت از موضوع تروریسم باز نمی‌کند؟ و اگر یک شرکت ایرانی در اقدامی مشابه، چنین محصولی را منتشر می‌کرد تا چه مبلغی موظف به پرداخت غرامت به دولت کشور هتک حرمت شده، می‌شد؟

گفتنی است که تلویزیون مرکزی چین این ویدئو را در پایان خبر ترور دانشمند هسته‌ای ایرانی نشان داده و عنوان کرده است: گرچه ممکن است برخی تصور کنند که این ویدئو خنده‌دار است اما حقیقت پشت پرده و زمانِ مرموز پخش این تبلیغ، حاوی پیام خطرناکی است که مخاطبین هرگز نباید آن را فراموش کنند.

پیام دومی که با مشاهده این کلیپ به ذهن خطور می‌کند، استفاده بهینه از هنر در خدمت ایدئولوژی و اهداف سیاسی است. رژیم صهیونیستی در حالی به بهترین وجه هنرمندان را به خدمت اهداف سیاسی‌ غیرقانونی از قبیل ترور و ارعاب بکار گرفته که بخشی از هنرمندان ایرانی معتقدند نباید هنر را برای ابراز عقیده هرچند عقیده‌های درست به کار گرفت و شاید برخی دیگر معتقد باشند که تنها مورد استفاده از هنر، برهنه شدن یا بوسیدن مردان در برابر دوربین‌های خارجی است!

پیام سومی که با مشاهده این تبلیغ می‌توان دریافت، فهم و شناخت واهمه‌ای است که ساکنان سرزمین‌های اشغالی از ایران و مردم این کشور در دل دارند. مشکل ترس و اضطراب موجود در ساکنان سرزمین‌های اشغالی، همواره بحرانی بوده که دولت این رژیم را وادار به صرف هزینه‌های زیادی کرده است.
در حالی که موشک‌های کاتیوشای مبارزان فلسطینی که تقریباً توان خاصی در تخریب اهداف ندارند، ساکنان صهیونیست را صدها متر از خانه‌های خود متواری و دولت این رژیم را مستاصل کرده است، در این کلیپ، چند بار به طور متوالی موشک‌های شهاب 3 ایران نمایش داده می‌شود که توسط حمل‌کننده در حال عبور هستند تا ترس مخاطب اسرائیلی را با طنز موجود در این کلیپ، در هم آمیزد. به علاوه، کلیپ مزبور، نکته دیگری را نیز به مخاطب خود نشان می‌دهد و آن ارزشی است که تاسیسات هسته‌ای ایران و در واقع فعالیت هسته‌ای ایران برای مخاطب اسرائیلی دارد. به گونه‌ای که آن را به مثابه یک سوژه ارزشمند هرچند منفی، در یک کلیپ دنبال می‌کند.

انتشار نخستین تصویر از مهندسان ایرانی ربوده شده در سوریه +عکس و سند

به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، پایگاه اینترنتی "عربی پرس" (ArabiPress) سه شنبه 17ژانویه (27دی) خبر داد: «برای اولین بار تصویری از مهندسان ایرانی ربوده شده در شهر حمص سوریه توسط گروهی مسلح موسوم به "گردان فاروق" -زیرشاخه گروه های شورشی مسلح موسوم به ارتش آزاد سوریه- در یک مجله فرانسوی منتشر شد.»
به نوشته این مجله، یک نظامی سوری گریخته از ارتش به نام "عبدالرزاق طلاس" که فرماندهی گروهی مسلح و کنترل بخش هایی از منطقه روستایی "باباعمرو" واقع در "حمص" را در اختیار دارد، مهندسان ایرانی را ربوده و به گروگان گرفته است. در تصویر منتشر شده، "طلاس" به همراه 4 تن از مهندسان ایرانی دیده می شود در حالی که گذرنامه یکی از مهندسان را به دست دارد.
پیش تر گروهی که خود را "مبارزان علیه گسترش تشیع در سوریه" می نامید، این آدم ربایی را به عهده گرفته بود اما تصویر جدید نشان می دهد که اپوزیسیون سوریه در خارج -یا همان شورای استانبول که بر فعالیت گروه های مسلح نظارت دارد و از آن ها حمایت سیاسی می کند- به خصوص "ارتش آزاد سوریه" مسؤول ربودن مهندسان ایرانی است.

7 تن از کارکنان و پرسنل ایرانی شاغل در نیروگاه سیکل ترکیبی "جندر" واقع در حمص سوریه، روز 29 آذرماه سال جاری در مسیر بازگشت از نیروگاه به اقامتگاه خود در دو مرحله ربوده شدند. "سجاد امیریان" مهندس برق و سرپرست گروه تست تجهیزات برقی، "احمد سهرابی کرت آباد" تکنیسین برق و سرپرست کارگاه، "حسن حسنی" تکنیسین برق و نصاب تجهیزات برقی، "مجید قنبری بیدرومی" تکنیسین برق و نصاب تجهیزات تست تجهیزات برقی، "کیومرث قبادی" تکنیسین برق و نصاب تجهیزات برقی؛ 5 نفری هستند که در مرحله اول ربوده شدند. 2 نفر دیگر از کارکنان شرکت به نام های "پژمان بویری" مهندس برق و سرپرست کارگاه احداث پست نیروگاه و "عبدالخالق صحنه" کارشناسHSE از کارکنان شرکت احداث و توسعه نیروگاه های سیکل ترکیبی مپنا که پیگیر وضعیت 5 نفر قبلی بودند نیز در عملیاتی جداگانه ربوده شدند و تاکنون اطلاعی از آن ها در دست نیست.

 

اطلاع از آخرین اخبار سیاسی ماهواره فقط با یک کلیک در جام نیوز

ترور شهيد احمدي روشن + عكس شهيد احمدي روشن + عكس محل ترور + جزئيات + عوامل ترور

عكس: محل ترور شهيد احمدي روشن
در سالروز ترور شهيد عليمحمدي ترور دانشمند هسته اي ديگر

 صبح امروز چهارشنبه ساعت 8:20 انفجار یک خودروی پژو 405 توسط یک تیم تروریستی باعث به شهادت رسیدن شهید احمدی روشن معاون بازرگانی سایت هسته ای نطنز شد.

 چهارشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۰

عکس/ آرمین کرمی

مصطفی احمدی ‌روشن فارغ‌التحصیل رشته کارشناسی نفت از دانشگاه شریف در حادثه انفجار صبح امروز شهید شد.

فردی که در عملیات تروریستی صبح امروز به شهادت رسیده مصطفی احمدی‌روشن فارغ‌التحصیل رشته صنعت نفت از دانشگاه شریف بوده است. وی متولد سال ۱۳۵۸ بوده است.

ساعت ۸:۳۰ صبح امروز یک ‌موتورسیکلت با چسباندن یک بمب مغناطیسی به یک دستگاه پژو ۴۰۵ در خیابان سیدخندان ابتدای خیابان گل نبی این خودرو را منفجر کرد.

‌این خودرو سه سرنشین داشته که یک نفر از آنها به اسم مصطفی احمدی روشن کشته شده و دو نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.

حسن عباسی، مدیر روابط عمومی اورژانس تهران در گفت‌وگو با فارس از انتقال مجروحان این حادثه به بیمارستان ایرانمهر و بیمارستان رسالت خبرداد.

سرنخ‌های جدید از ترور شهید احمدی روشن به دست آمده و در دست بررسی است و دوربین‌ها تصاویر موتورسواران عامل ترور را ضبط کرده‌اند.

خبرگزاری های فارس و مهر گزارش دادند :ساعت ۸:۳۰ صبح امروز یک دستگاه پژو ۴۰۵ با دو سرنشین که هویت یکی از آنها مشخص شده و با نام مصطفی احمدی روشن می‌باشد، در خیابان گل نبی به سمت خیابان کتابی در حرکت بوده که یک دستگاه موتور سیلکیت نزدیک این خوردو شده و دو ماده انفجاری به داخل خودرو پرتاب می‌کنند که موجب انفجار داخل خودرو می‌شود.

با توجه به وقوع این انفجار در داخل خودرو مصطفی احمدی روشن کشته شده و راننده مصدوم می شود که در حال حاضر در یکی از بخش‌های مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌های تهران بستری است.

دوربین های برخی اماکن نزدیک به انفجار تصاویر موتور سوار و ترک وی را ضبط کرده اند که در اختیار مقامات مسئول قرار گرفته و در حال بررسی است.

در حال حاضر جسد مصطفی احمدی روشن داخل خودرو بوده و به دلیل جراحات و نیز شدت انفجار، قابل انتقال به خارج از ماشین نیست.

پس از انجام اقدامات لازم خودروی احمدی روشن توسط جرثقیل از محل حادثه منتقل شد و راننده وی نیز برای مداوا در بخش سی سی یو یکی از بیمارستانهای تهران  بستری شد.

این ترور در سالروز ترور شهید علی محمدی از اساتید دانشگاه و نخبگان کشور صورت می گیرد و این نشان از برنامه ریزی دشمنان و دست نشانده های آنان برای مقابله با پیشرفت ایران دارد.

صبح امروز بمبی در خودرویی مقابل درب دانشگاه علامه طباطبایی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه‌ طباطبایی واقع در تقاطع بزرگراه شهید همت و خیابان شریعتی منفجر شد که بر اساس انفجار بمب یک استاد دانشگاه کشته ودوتن زخمی شدند.

جواد جهانگیرزاده نماینده ارومیه و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در گفت و گو با خبرنگار شفاف در واکنش به شهادت این استاد دانشگاه گفت: یکی از شهروندان کشور که استاد دانشگاه نیز بوده به شهادت رسیده و این امر جای بحث جدی دارد .چرا که ما باید در امنیت جان همه انسان ها تلاش کنیم.

وی تاکید کرد: اگر صحت داشته باشد و این استاد دانشگاه دانشمند هسته ای باشد،باید بدانیم که دشمن به شدت از موضوع هسته ای شدن جمهوری اسلامی ایران بیمناک است.در عین حال باید توضیح داده شود که چرا در سالگرد شهادت شهید علی محمدی چنین اتفاقی افتاده است لذا باید صبوری کرد تا بررسی ها نتیجه بدهد.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با اشاره به خبرهایی مبنی بر چسباندن بمب به بدنه ماشین تصریح کرد: اگر بمب را به بدنه ماشین چسبانده باشند -همانطور که در روش های قبلی نیز از این روش استفاده کردند -معمولا صهیونیست این کار را انجام می دهند و این رفتار به سرویس موساد بر می گردد .چرا که آنها از روش هایی که هم نتیجه قطعی داشته باشد و هم رعب و وحشت ایجاد کنداستفاده می کنند.

جهانگیر زاده خاطرنشان کرد: حتما چگونگی این انفجار در مجلس بررسی خواهد شد.

رد. به گزارش مشرق ، صفرعلی براتلو دبیر شورای تأمین استان تهران در گفت‌وگو با فارس به جزئیاتی از ترور شهید مصطفی احمدی‌روشن ‌اشاره کرد و اظهار داشت: این بمب از نوع مغناطیسی و همان‌هایی است که قبلا نیز برای ترور دانشمندان از آنها استفاده می‌شده و در واقع کار صهیونیست‌هاست.

وی تصریح کرد: به نظر می‌رسد در آستانه انتخابات تلاش صهیونیست‌ها این است که فضا را امنیتی کنند تا کاهش مشارکت صورت گیرد.

دبیر شورای تأمین استان تهران با بیان اینکه دشمنان ‌احساس کرده‌اند که تحریم‌ها و فشارهای تحریم به تنهایی پاسخ نمی‌دهد، گفت: از این رو آنها تلاش می‌کنند ‌با این ترورها فضا را امنیتی کرده و کاهش مشارکت را در انتخابات رقم بزنند.

براتلو با تأکید بر اینکه این ترورها قطعا محکوم به شکست است و مردم منسجم‌تر و آگاه‌تر می‌شوند، گفت: ‌دشمنان انقلاب اسلامی اهمیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران را دریافته‌اند و دست به این اقدامات می‌زنند.

وی یادآور شد: دشمن می‌خواهد از غفلت ما سوء‌استفاده کند از این رو مردم باید بیشتر در صحنه حضور پیدا کنند.

دبیر شورای تأمین استان تهران در پایان به جلسه شورای تأمین استان در این زمینه نیز اشاره ‌کرد و گفت: شورای تأمین حتما به این مسئله رسیدگی می‌کند.

واكنش همسر شهيد علي محمدي به ترور امروز

همسر شهيد علي محمدي گفت:دانشمندان هسته اي كشورمان صرفا به خاطر مسئوليت پذيري و عاشق علم بودن به شهادت مي رسند.
http://img.irna.ir/1390/13900601/30531570/30531570-1555678.jpg
همسر شهيد مسعود علي محمدي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران ضمن اعلام انزجار و محكوم كردن شهادت يكي ديگر از دانشمندان هسته اي ايران اظهار داشت: ترور اين استاد گرانقدر عمل بسيار منفورانه‌اي است و آنرا محكوم مي كنم و اگر دنيا خواهان عدالت و آزادي است، بايد در جهت مقابله با ترور ها جلوي اقدامات قييح اسرائيل را بگيرد.

واكنش همسر شهيد علي محمدي به ترور امروز

وي گفت: اميدوارم كشور ما كاري كند تا شخصيت ديگري ترور نشود.

http://img.tebyan.net/big/1389/11/20110124152951438_32.jpg


همسر شهيد علي محمدي در ادامه بيان كرد: مقامات جمهوري اسلامي ايران بايد اقدامات جدي‌تري در زمينه ترور شخصيت ها انجام و مظلوميت كشورمان را به جهانيان نشان دهد كه اينگونه دانشمندان ما را صرفا به خاطر مسئوليت پذيري و عاشق علم بودن به شهادت مي رسانند.


وي ادامه داد: آيا دانشمندان ما خطايي دارند؟ آيا وجود عليمحمدي ها نمي توانست باعث پيشرفت بيشتر ايران اسلامي شود؟ من متاسفم كه كشور عزيزمان چنين انسانهايي را از دست مي دهد.

جزئياتي از اسناد ارتباط‌هاي جندالشيطان با امريكا و جنايت‌هاي اين گروهك

http://img.irna.ir/1389/13891212/30276519/30276519-1043069.jpg

خبر در اختيار داشتن بيش از 100 سند در زمينه هدايت و طراحي امريكا در عمليات‌هاي تروريستي در ايران و منطقه در حالي روز 11 آبان از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي اعلام شد و دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان نيز دو روز بعد در تجمع مقابل لانه جاسوسي دو نمونه را به حاضران نشان داد و با احضار سفير سوئيس به‌عنوان حافظ منافع امريكا، اين مجموعه تحويل او هم شد كه مواجهه امريكایی‎ها با این موضوع قابل تامل است.

به گزارش رجانيوز، بررسي‌ها نشان مي‌دهد جمهوري اسلامي تنها ظرف پنج سال گذشته 13 مورد يادداشت اعتراض كه مشخصاً‌ در زمينه تروريسم بوده به امريكايي‌ها تحويل داده است اما طرف امريكايي به اين نامه‌ها و موارد مستند پاسخي نداده است تا موضوعات را نيز كم‌اهميت نشان دهد.

با اين حال، بيانات رهبر انقلاب مبنی بر بی آبرو کردن امريكا به‌وسیله این اسناد با بررسی برخی کدها نشان می دهد که امريكا طی چند هفته اخیر نه تنها این‌بار موضوع را جدی گرفته بلکه تلاش می کند به صورت پنهان این موضوع را مدیریت کنند.

امريكایی ها تا اين لحظه دو اقدام عمده در این زمينه انجام داده اند. اول آنکه این موضوع را به شدت در رسانه‌های‌شان سانسور کردند و اجازه هیچ‎گونه تحلیل و خبری به رسانه های زنجیره ای خود برای پرداختن به این مضوع ندادند.

تصور امريكایی ها این بود که هرنوع پرداختن رسانه ای به این مضوع موجبب حساس شدن افکار عمومی به این اسناد خواهد شد و ضمنا با اظهار نظر نكردن تلاش کردند که این اسناد را کم اهمیت نشان بدهند.

اما در همین حال عزم جمهوری اسلامی برای پیگیری قانونی و رسانه ای این اسناد موجب شده است که امريكایی ها نیز در مواجهه با این موضوع دست به اقدامات مرموزانه ای بزنند. در فاز دوم، امريكایی‎ها تلاش می کنند استدلال های ایران را در افکار عمومی دچار مشکل و شبهه کنند.

http://rajanews.com/Files_Upload/9184.jpg

به عنوان نمونه در طي چند سال اخير به‌دنبال مفقود شدن "رابرت لوینسون" یکی از ماموران باز نشسته "اف بی آی" امريكایی ها مرتب ایران را متهم می کردند که لوینسون را ماموران امنیتی ایران در کیش دستگیر کرده اند و این فرد در زندان های ایران است.

 

اما ناگهان پس از گذشت چهار سال از این موضوع، برخی از رسانه‌های امريكایی مدعی شده اند که وی احتمالاً در پاکستان حضور دارد و همچمنین کارشناسان امنیتی امريكا اعلام کرده‌اند که رابرت لوینسون را گروهک جندالشیطان به گروگان گرفته است! آسوشيتدپرس نيز ویدیو و عکس هایي را از رابرت لوینسون منتشر کرد که در آن‌ها، صدای موسیقی پشتون که در افغانستان و پاکستان رایج است، شنیده می شود و حتی گفته اند که ویدیو با آی پی پاکستان و عکس های مذکور با آی پی افغانستان فرستاده شده است. سایت رادیو فردا وابسته به سازمان سیا نيز در گزارشی نوشت که "رابرت لوینسون" اکنون در ایران حضور ندارد و اساساً ماجرای ناپدید شدن او ارتباطی با ايران ندارد!

 

این خبر که بعد از چهار سال به یکباره در رسانه های امريكا مطرح می شود که گروهک ریگی مامور امريكایی را به گروگان گرفته است، قابل تامل است. زیرا اولا این گروهک مورد حمایت امريكایی ها قرار دارد و به اعتراف سرکرده گروهک جندالشیطان وی چندین بار با افسران امريكایی ملاقات کرده و از آن‌ها برای عملیات خرابکاری در جنوب شرق ایران پول دریافت کرده است.

همچنین در طی سال‎های اخیر، همواره محل سکونت این گروه در کنار پادگان های امريكایی قرار داشته تا در مواقع لزوم، مورد پشتیبانی امريكا قرار بگیرند. بنایراین این گزاره مطرح می شود که دلیلی برای گروگان گرفتن یک افسر امريكایی توسط گروهک جندالشیطان وجود ندارد مگر اینکه در پشت این خبرسازی، سناریويی نهفته باشد.

http://www.kajnews.com/Uploads/NewsPics/IMAGE634207698723125000.jpg

جواب این سوال را باید در این حوزه جستجو کرد که امريكایی ها از این طریق می خواهند به افکار عمومی آدرس غلط بدهند که گروهک ریگی را نه تنها حمایت نمی کنند، بلکه این گروه خود را دشمن امريكا می دانند. به عبارت دیگر، امريكایی که می دانند قسمتی از 100 سند ایران درباه ارتباطات امريكا با گروهک جندالشیطان است، به‌نوعی می خواهند از این طریق بعدها در افکار عمومی، این اسناد را مورد خدشه قرار بدهند.

همچنان‌که در اوج اقدامات گروهک ریگی در کشتار مردم شیعه و سنی در سیستان و بلوچستان به یک‌باره دولت امريكا که اسناد ارتباط این گروه تروریستی با آنها بسیار شفاف و مستند است، گروه جندالشیطان را در لیست گروه های تروریستی وزارت خارجه امريكا قرار داد تا به این طریق، طی حرکتی فرار به جلو از اتهام‌هاي آینده جلوگیری کند.

گروهک ریگی از 2001 تا اوايل ۲۰۰۵ تحت آموزش و تجهیز امريكایی‌ها قرار داشته است. در فروردین ۸۶، خبرگزاری رویترز فاش کرد که آمریكا با رایزنی و تشویق گروهی از افراد مسلح پاكستانی (گروه ریگی)، آنها را ترغیب به انجام یك سری عملیات چریكی در ایران كرده است و در تیرماه ۸۸ عبدالحمید ریگی، برادر سرکرده گروهک تروریستی ریگی نیز در اعترافات خود گفت: عبدالمالک مجری سیاست‎های جنایتکارانه و تفرقه افکنانه امريكا در منطقه است.

از سوی دیگر در اسفندماه ۸۸ -سركرده گروهگ تروريستي ریگی نیز پس از دستگیری در یکی از اعتراف‌هاي خود گفت: يكي از افسران سيا به من گفت كه حمله‌ نظامي به ايران براي امريكا بسيار دشوار است اما بر آن هستيم كه از گروه‌هاي ايراني كه داراي توانايي براي ايجاد جنگ و دشواري عليه نظام ايران هستند، در بالاترين سطح حمايت كنيم.

http://abna.ir/a/uploads//38/4/38408.jpg

این در حالی است که بر اساس اعتراف‌هاي موجود مقامات امريكایی مستقر در پاکستان پس از روی کار آمدن اوباما، ارتباط خود با ریگی را افزایش می دهند و از او می‌خواهند عملیات‌های خود را به عمق خاک ایران بکشاند.

ریگی حتی با جاسوس‌های اسرائیلی هم در سال‌های جنایت خود در سیستان و بلوچستان ارتباط داشته است. او یک‌بار به همراه فردی به کازابلانکا در کشور مغرب می‌رود و با نمایندگان ناتو دیدار می‌کند. ریگی بعدها اعتراف کرد که می‌دانستند، آن‎ها جاسوسان اسرائیلی هستند نه نمایندگان ناتو.

گفتنی است ریگی بارها در پاکستان در محاصره قرار گرفت و زمینه دستگيری‌اش فراهم شد اما هلی‌کوپترهای امريكایی او را نجات دادند. یک بار هم امريكایی‌ها خواستند دستگاه استخبارات عربستان او را فراری دهد، چرا که در موسم حج دستگیر شده بود.

نکته دیگر آنکه ریگی در سال‌های جنایت خود همواره مورد حمایت رسانه های امريكایی قرار داشته است.

به‌طوری‌که در یادداشت های اعتراضی ایران به امريكا این موارد بارها اشاره شده است که برخی از این موارد در ذیل می آید.

در يادداشت اعتراضی در 22/1/86 مواردي را در مورد فعاليت‌هاي تروريستي گروهك ريگي عنوان مي‌كند كه صداي امريكا در مصاحبه با شرور عبدالمالك ريگي در تاريخ 13/1/86 از او به‌عنوان "رهبر جنبش مقاومت ايران" ياد كرده است. در تاريخ 14/1/86 نيز شبكه امريكايي abc در برنامه "night online" اذعان كرد كه مقام‎هاي امريكايي در پاسخ به سؤال ما ارتباط با گروه ريگي را رد نكردند.

اين در حالي است كه تا آن تاريخ، تعداد شهداي ناشي از عمليات‌هاي تروريستي گروهك ريگي 50 نفر بود كه در اثر تداوم حمايت‌هاي دولت امريكا از اين گروهك، تا سال 89، اين تعداد به 400 نفر رسيد.

يادداشت اعتراض‌آميز ديگر ايران در مورد گروهك ريگي مربوط به تاريخ 16/2/86 است كه در اين يادداشت به مصاحبه تلويزيون "Channel 1" اعتراض شده بود كه ريگي در مصاحبه با اين شبكه، جزئيات اقدام‌هاي تروريستي خود را بيان كرده بود و مصاحبه كننده در بازگشت از پاكستان از طريق خاك ايران به مسئولان ايراني هم اعلام كرد كه در صورتي كه پاسخي در مقابل ريگي دارند، عنوان كنند.

http://haji68.persiangig.com/image/9225.jpg

چه کسی فرمان ترور دانشمندان هسته ای ایران را داد؟ +عکس و سند

خبرنامه دانشجویان ایران:خبرنامه دانشجویان ایران: 8 آذر سال 89 بود که خبری در رسانه های ایران و جهان مبنی بر ترور 2 دانشمند هسته ای کشورمان منتشر شد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» مجید شهریاری و فریدون عباسی دو استاد دانشگاه شهیدبهشتی مورد سوقصد قرار گرفته اند.

بر این اساس در ترور اول دکتر مجید شهریاری استاد تمام دانشکده مهندسی هسته ای دانشگاه شهید بهشتی صبح دوشنبه 8 آذر ماه 89 در حالی که با خودروی شخصی خود عازم به دانشگاه شهید بهشتی بود در بلوار ارتش از طریق بمبگذاری مورد سوء قصد قرار گرفت و به شهادت رسید و دو نفر همراه وی مجروح شدند.

در ترور دوم دکتر فریدون عباسی دوانی دیگر استاد دانشگاه شهید بهشتی در میدان نزدیک این دانشگاه در اقدامی مشابه مورد سوء قصد قرار گرفت که بلافاصله متوجه موضوع شده و از محل حادثه می گریزد.

این استاد دانشگاه و همراه وی در این حادثه جان سالم به در بردند.

این اقدام در حالی بود که رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس موسوم به "MI6" ضمن اعتراف به عملیات جاسوسی متعدد علیه ایران، در توجیه فعالیت‌های جاسوسی سازمان متبوع خود مدعی شده بود که دیپلماسی برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران کافی نیست و باید به فعالیت‌های جاسوسی و اطلاعاتی برای مقابله با ایران ادامه داد.

این خبری بود که رسانه‌های خبری مختلف دنیا در روزهای آذر سال 89، اظهارات بی‌سابقه "جان ساورز" رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس ( ام آی 6) را به صورت گسترده پوشش دادند و چند روز بعد دو استاد دانشگاه کشورمان ترور و به شهادت رسیدند.

" جان ساورز " رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس ( ام آی 6) در یکی از بی‌سابقه‌ترین سخنرانی‌های خود تأکید کرده بود که فعالیت‌های اطلاعاتی و جاسوسی می‌تواند ایران را از ادامه فعالیت‌های هسته‌ای باز دارد.
ظاهر شدن رئیس ام آی سیکس در رسانه ها در یک صد سال اخیر بی سابقه بود گفته می شود جان ساورز مجری اصلی و مشورت دهنده مذاکره کننده انگلیسی در مذاکرات 5+1 بوده است.


اظهارات ساورز را از اینجا ببینید.

گفتنی است نام دکتر فریدون عباسی در قطعنامه 1747 شورای امنیت سازمان ملل نیز به عنوان یکی از افراد مرتبط با فعالیتهای هسته‌ای ایران ذکر شده و مشخص است که از مدتها قبل، برای حذف فیزیکی وی برنامه‌ریزی شده است.

به نظر می رسد این افراد مورد شناسایی دستگاه های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا بوده که تلاش داشته اند به هر نحو مانع فعالیت این اساتید شوند.غرب پس از ناکامی در متوقف کردن حرکت ملت و دولت و جامعه علمی ایرانی در مسیر هسته ای شدن صلح امیز خودو درک ناکارآمدی تحریم نقاب صلح طلبی را کنار زده و علنا دانشمندان ایرانی را تهدید به ترور می کند.اخبار بیشتر را اینجا ببینید.

روایت رییس سازمان انرژی اتمی از ماجرای ترورش

عباسی گفت: در همین زمان ها بود که ما با دکتر شهریاری آشنا شدیم و شانزده سال همراه هم بودیم و با کمک سایر اساتید انجمن هسته ای جمهوری اسلامی ایران را پایه گذاری کردیم.

وی افزود: ما به مدت ده سال این انجمن را اداره و بعد به دیگران واگذار کردیم، سال 85 بود که این مساله مطرح شد که من در معرض ترور هستم از این رو مجبور شدم که محل زندگی ام را عوض کنم اما تحت الحفظ نبودم تا اینکه سیستم یادشان رفت من می خواهم ترور شوم، با توجه به اینکه منزلم فروش نرفت مجددا به منزل خودم برگشتم و همسرم نیز راضی بود و استقبال کرد.

رییس سازمان انرژی اتمی کشور گفت: ما هم دیدیم که دوستان حواس شان نیست ماشین خود را رنگ زدیم، دوباره در سال 87 گفتند باید خانه و ماشین را عوض کنید، ماشین 206 من که بمب را به آن چسباندند متعلق به خودم بود.

وی اضافه کرد: بعد از ترور شهید علیمحمدی گفتم من راننده نمی خواهم و ماشین را عوض کردم بعد از ترور ایشان قضیه ترور ما جدی شد، من منتظر ترور بودم برای همین مسیرهای خود را عوض می کردم اما دشمن از نظم من، شهریاری و علیمحمدی استفاده و ما را ترور کرد.

دکتر عباسی گفت: آنها ما را تحت نظر داشتند که چه مقاطع زمانی از یک مسیر می رفتیم و چون بنده و دکتر شهریاری صبح ها از مسیر خاصی به کلاس درس می رفتیم تروریست ها ما را زیر نظر داشتند و در همان مقطع ما را ترور کردند.

وی با تشریح شیوه ترور خود تصریح کرد: شیوه ترور من چسباندن بمب به ماشین بود، من صبح با ماشین مشغول حرکت بودم تا اینکه رسیدم به سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی، با خودم گفتم این منطقه امن است و حتما نیروهای امنیتی هستند و دوربین دارند و کنترل می کنند، بعد بلافاصله بی خیال شدم، با همسرم صحبت می کردم و سخن از صبر به میان آمد تا اینکه یک لحظه صدای چسباندن چیزی به بدنه ماشین را فهمیدم.

رییس سازمان انرژی اتمی کشور گفت: آن روز صبح سه بار رفتم که اسلحه را بردارم بعد گفتم نه لازم ندارم و در دانشگاه وبال گردنم می شود، یکدفعه که سرم را برگرداندم راکب موتورسیکلت طوری وانمود کرد که دستم به ماشین شما خورده است، اما روی کلاه ایمنی او این مساله و چسباندن بمب منعکس شد.

وی تاکید کرد: من بلافاصله متوجه شدم که بمب است، بمب را دیدم که آنتن دارد، بلافاصله ترمز کردم به خانمم گفتم بپر پایین بمب است کمربند من بسته بود، من ترمز که کردم توکل به خدا نمودم و کمربند را باز کردم و پریدم بیرون ماشین را دور زدم دیدم خانمم هنوز پیاده نشده است، خوشبختانه ایشان کمربندش را باز کرده بود، دویدم سمت در و خانمم را از ماشین کشیدم بیرون که بمب منفجر شد البته چون در ماشین را باز گذاشته بودم موج انفجار کمی تحت الشعاع قرار گرفت.

رییس سازمان انرژی اتمی بیان داشت: بر اثر این حادثه شانزده ترکش به خانمم خورد و سه مورد نیز به دست من خورد و یک ترکش نیز به صورتم خورد که یک مورد جزیی بود.

عباسی گفت: بعد از این حادثه به هر حال به بیمارستان رفتیم و بعد متوجه شدیم که دکتر شهریاری و خانم ایشان نیز مورد تهاجم قرار گرفته اند و دکتر شهریاری به شهادت رسیده اند و خانم ایشان نیز جراحت شدیدی برداشته اند که خوشبختانه حال ایشان رو به بهبودی بود.

طائب: مشايي فراماسونر و مرتاض است

حجت الاسلام مهدي طائب گفت: جريان انحرافي باد هوا بود و رفته است و رئيس جمهور هم کارش را مي کند.

به گزارش انتخاب، رئيس قرارگاه عمار در چهارمين دوره آموزشي فرهنگي انديشه هاي آسماني ويژه مديران مسوول کانونهاي فرهنگي در مشهد گفت: در جريان انتشار CD "ظهور بسيار نزديک است" جريان انحرافي به دنبال اين بود که همه چيز را تعطيل شده اعلام کند.

وي افزود: ماموريت مشايي بر خلاف آن چه برخي مي پندارند گرفتن مجلس نيست بلکه هدف او و همراهانش تخريب بوده است.

مهدي طائب با بيان اينکه تسلط مشايي بر احمدي نژاد از زمان رياست رئيس جمهور بر شهرداري شروع شد و تاکنون هم ادامه دارد افزود: مشايي يک فراماسونري و يک مرتاض است که البته براي رسيدن به اين مرحله تلاشهاي فراواني انجام داده است.

وي افزود: همه تلاش جريان انحرافي اين بود که احمدي نژاد را از جاده تحقق چشم انداز 20 ساله خارج کند.

رئيس قرارگاه عمار با بيان اين که جريان انحرافي باد هوا بود و رفته است و رئيس جمهور هم کارش را مي کند اظهار داشت: فتنه اصلي فتنه آخرالزمان است که در آن سيستم هاي تعريف شده به هم مي ريزد و همه چيز تغيير مي کند.

ترور یکی از نخبگان هسته ای کشور در شرق تهران

 
تصوير آرشيوي از خودرو دکتر مجيد شهرياري که سال گذشته در يک اقدام تروريستي کشته شد.
منابع آگاه پليس مي‌گويند، يک فيزيک‌دان هسته‌اي ايران در يک حادثه تروريستي توسط افراد ناشناس در تهران ترور شده است.

 شهيد داريوش رضايي نژاد
خبرنگار پرس تي‌وي به نقل از شاهدان گزارش داد، دو مهاجم عصر روز شنبه (1 مرداد، 23 جولاي) در حالي که سوار بر يک دستگاه موتورسيکلت بودند دکتر داريوش رضايي‌نژاد، 35 ساله و همسر وي را هنگام ورود به پارکينگ منزل مسکوني خود در تهران هدف حمله تروريستي قرار دادند.

مهاجمان وقتي به وي نزديک شدند او را به نام صدا کردند و هنگامي که وي سر خود را برگرداند از ناحيه گردن وي را هدف قرار دادند.

دو مرد مسلح همسر داريوش رضايي‌نژاد را در حالي که سعي داشت براي نجات همسر خود افرادي را براي کمک پيدا کند تعقيب کردند.

همسر اين دانشمند هسته‌اي نيز در اين حادثه تروريستي مجروح و فوراً به بيمارستان منتقل شد.

تا کنون هيچ گروهي مسئوليت اين حمله تروريستي را بر عهده نگرفته است.

بنا بر اعلام دانشگاه محقق اردبيلي شهر اردبيل، داريوش رضايي‌نژاد يک فيزيک‌دان هسته‌اي بود.

اين در حالي است که هشت آذر سال 1389 نيز، دو دانشمند هسته‌اي ايران هدف حملات تروريستي قرار گرفتند.

عوامل تروريست در دو اقدام جداگانه با کارگذاشتن بمب در خودرو دکتر مجيد شهرياري و پروفسور فريدون عباسي اين دو دانشمند هسته‌اي ايران را هدف قرار دادند.

در حادثه هشت آذر، دکتر شهرياري بلافاصله جان باخت، اما دکتر عباسي و همسرش مجروح شدند.

وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران 12 آذر و در پي اين حادثه تروريستي اعلام کرد سازمان اطلاعات رژيم اسرائيل (موساد)، سازمان اطلاعات مرکزي امريکا (سيا) و سازمان اطلاعات خارجي انگليس (ام آي 6) در آن حادثه تروريستي نقش داشتند.

اين در حالي است که در قطع‌نامه ضد ايراني 1747 شوراي امنيت سازمان ملل که ماه مارس 2007 ميلادي به تصويب رسيد، نام پروفسور عباسي به عنوان "دانشمند هسته‌اي" آمده است، از اين رو مي‌توان گفت عاملان پشت پرده ترور مي‌توانند کساني باشند که نام اين پروفسور ايراني را در قطع‌نامه 1747 گنجانده‌اند.

پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر Iran Air Flight 655

 

پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر با شناسه 'IR655' از بندر عباس به مقصد دبی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ (۳ ژوییه ۱۹۸۸ میلادی) در حرکت بود که با شلیک موشک هدایت شونده از ناو یو‌اس‌اس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ مسافر آن که شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک[۱] بودند، جان باختند.

 

Iran Air Flight 655 (IR655) was a civilian jet airliner shot down by U.S. missiles on 3 July 1988, over the Strait of Hormuz, toward the end of the Iran–Iraq War. The aircraft, an Airbus A300B2-203 operated by Iran Air, was flying from Bandar Abbas, Iran, to Dubai, United Arab Emirates, when it was destroyed by the U.S. Navy's guided missile cruiser USS Vincennes, killing all 290 passengers and crew aboard, including 66 children,[1] ranking it seventh among the deadliest airliner fatalities.[2] It was the highest death toll of any aviation incident in the Indian Ocean and the highest death toll of any incident involving an Airbus A300 anywhere in the world. Vincennes was traversing the Strait of Hormuz, inside Iranian territorial waters, and at the time of the attack IR655 was within Iranian airspace.[3]

USS Vincennes (CG-49) Aegis large screen displays.jpg

According to the US government, the crew identified the Iranian Airbus A300 as an attacking F-14 Tomcat fighter. The Iranian government maintains that the Vincennes knowingly shot down the civilian aircraft. The event generated a great deal of controversy and criticism of the U.S. Some analysts have blamed U.S. military commanders and the captain of the Vincennes for reckless and aggressive behavior in a tense and dangerous environment.[4][5]

In 1996, the United States and Iran reached "an agreement in full and final settlement of all disputes, differences, claims, counterclaims" relating to the incident at the International Court of Justice.[6] As part of the settlement, the United States agreed to pay US$61.8 million, an average of $213,103.45 per passenger, in compensation to the families of the Iranian victims. However, the United States has never admitted responsibility, nor apologized to Iran.[7]

 

As of summer 2009 Iran Air was still using flight number IR655 on the TehranDubai route.[8]

سالگرد شكست نظامی امریكا در صحرای طبس

شكست نظامی امریكا در صحرای طبس

مقدمه

انگیزه ها و زمینه های تجاوز امریكا

شرح ماجرا

صدور دستور بمباران هلی كوپترهای به جا مانده توسط بنی صدر

نكات برجسته ی دیگر درباره ی حمله نظامی امریكا

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«اَلَمْ تَرَ كَیفَ فَعلَ رَبّكَ بِاَصحابِ الْفیل، اَلم یَجعلْ كَیدهُمْ فی تَضلیلٍ و أرْسَلَ عَلیهمْ طیراً اَبابیلَ، تَرمیهمْ بِحجارةٍ مِنْ سِجیلٍ فَجعلهُمْ كَعصْفٍ مَأْكولٍ.»(1)

آیا ندیدی كه پروردگارت با صاحبان فیل چه كرد؟ آیا كید و تدبیری كه برای خرابی كعبه اندیشیدند خراب نكرد؟ و بر هلاك آنها مرغان ابابیل را فرستاد تا آن سپاه را به سنگ های سجیل (دوزخی) سنگباران كردند و تنشان را چون برگ های خرد شده گردانید.

مقدمه

به راستی كه انقلاب اسلامی گستره ی شگرفی از تاریخ است كه در بستر آن سنّت های الهی با اعجازی خاص تجلی می یابند و قانون های تاریخی در آن عرصه، نمود و نمایش می یابند؛ تا همگان به چشم دل دریابند كه:

«هرگز برای سنت خداوندی تبدیل و تغییری نیست.»

عبرت گرفتن از تاریخ كه در قرآن به آن توصیه و تأكید شده است یك ضرورت است؛ اما این امر در ذهن تحلیل گران غرب كه قدرت را، محور حركات سیاسی خویش قرار داده اند و در محاسبات خویش توازن اسباب مادی را در پدیده های هستی اصل می دانند نمی گنجد. تاریخ عرصه ی پیروزی حق بر باطل است. به مصداق آیه «وَ مَكرُوا مكْراً و مَكَرْنا مكراوهُمْ لا یَشْعرونَ»(2) تمامی كیدهاو فریب ها به سوی خود آنان بر می گردد. چرا كه همه ی جریانات به طرفی واحد كه جهت حق است حركت می كند، عدم درك حقانیت حق مثل سرنوشت یاران فیل است كه به سنگ های سجیل گرفتار آمدند و چونان برگ های خرد شده بر زمین افتادند.

قرآن هدف از بیان سرگذشت پیشینیان را این می داند كه نتایج آنها مورد تفكرو جمع بندی قرار گیرد (فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعلَّهُمْ یَتفكَّرونَ)(3). لذا واقعه طبس می تواند عظمت الهی و امدادهای غیبی را برای مردم آشكار كند. ماجرای طبس یكی از رسواترین و افتضاح ترین توطئه های شكست امپریالیسم امریكا علیه انقلاب اسلامی ایران است. بدون شك ماجرایی كه در طبس به وقوع پیوست و با شكست مزدوران امریكایی مواجه شد، یكی از معجزات بزرگ قرن به حساب می آید؛ زیرا شیطان بزرگ امریكا با تمامی توان و با سود بردن از دقیق ترین و پیچیده ترین امكانات نظامی و با تدارك همه جانبه و هماهنگی كلیه ی عوامل داخلی و خارجی به بهانه ی آزادی جاسوسان خود در ایران، و در حقیقت نابود ساختن نظام جمهوری اسلامی ایران، تهاجم خود را آغاز كرد

سران كاخ سفید و مقامات پنتاگون از موفقیت این عملیات كمال اطمینان را داشتند، و به زعم باطل خود هیچ عامل و نیرویی را در شكست عملیات خود دخیل نمی دانستند؛ اما از آنجایی كه خداوند همواره حافظ این ملت و انقلاب بوده است، در طبس نیز امدادهای غیبی او عینیت یافت تا بار دیگر ثابت شود كه اراده ی الهی بر هر چیزی تعلق بگیرد، شدنی است.

انگیزه ها و زمینه های تجاوز امریكا:

1- پس از انقلاب دوم (فتح لانه ی جاسوسی) و شكست توطئه های مزورانه ی امریكا در نفوذ به صف استوار انقلاب اسلامی و نهایتاً مسخ آن از درون و افشاء دست های خیانت بار همكار با شیطان بزرگ و به اسارت گرفتن آنها، تهدیدات نظامی و تحریم اقتصادی از ابتدایی ترین اقدامات جهت غلبه بر این پیروزی بزرگ و شكست دادن این نصر الهی بود. تمام هم كیشان شیطان بزرگ در این توطئه ها با امریكا همدلی و همكاری داشتند.

تبلیغات به منظور اجرای این دو توطئه، نخست بر روی مداخله ی نظامی تمركز یافت و چون نتیجه ای گرفته نشد، به تشدید تبلیغات بر سر مسأله ی تحریم اقتصادی و بسط آن توسط سایر كشورهای هم پیمان پرداخت و این، به دو علت بود:

اول آن كه آخرین حیلت دشمن بود، دوم انحراف اذهان و افكار عمومی از احتمال حمله ی نظامی. تا این كه زمینه ی ذهنی مردم از مسأله منحرف و دشمن خارجی فراموش شود و توجهات به مشكلات داخلی و مسائل اقتصادی معطوف شود.

2

ادامه نوشته

جاسوس آمریکا در مشهد دستگیر شد

یک متهم به قتل به جاسوسی برای نیروهای آمریکایی هم اعتراف کرد.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از سایت پلیس، پس از شکایت زنی مبنی بر قتل دختر 5 ساله اش توسط شوهر دومش، ماموران کلانتری 14 کوی پلیس مشهد فردی را دستگیر کردند که ضمن اعتراف به قتل عمد مائده، دختر 5 ساله زن صیغه ای خود، به جاسوسی برای نیروهای امریکایی نیز اعتراف کرد.

وی گفته است چند بار به صورت غیر قانونی به عراق و افغانستان رفت و آمد کرده و اطلاعاتی را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار داده است.

این متهم به قتل می افزاید: عذاب وجدان باعث شده حالا که به عنوان قاتل دستگیر شدم و سرم بالای دار می‌رود،به جاسوس بودنم هم‌ اعتراف کنم.


وی برای ارائه توضیحات بیشتر به نیروهای امنیتی تحویل داده شده است.

ندا آقاسلطان را مأمور MI6 انگلیس به قتل رساند mi6 spy killed neda

دبیر ستاد حقوق بشر ایران، نشست رأی گیری کمیته سوم مجمع سازمان ملل برای پیش نویس یک قطعنامه ضد ایرانی را به نشست محاکمه کشورهای غربی در مسأله حقوق بشر تبدیل کرد.




به گزارش «تابناک»، دکتر محمد جواد لاریجانی که عصر پنجشنبه در مخالفت با به رأی گذاشتن پیش نویس یک قطعنامه ضد ایرانی در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل سخن می گفت، اظهار داشت: اصلی ترین نقض کنندگان حقوق بشر به شکل گسترده در سراسر جهان کشورهای غربی و به ویژه آمریکا و اسرائیل هستند، ولی همه اعمال ظالمانه و ضد بشری آنها نادیده گرفته می شود.



دبیر ستاد حقوق بشر ایران، با بیان اینکه پیشنهاد دهنده این قطعنامه یعنی کانادا، زشت ترین سوابق در نقض حقوق بشر، از جمله جنایت در حق بومیان کشور خود را داراست، به قرار گرفتن نام رژیم دهشت افکن اسرائیل در کنار نام دیگر بانیان غربی پیش نویس این قطعنامه اشاره کرد و گفت: اسرائیل که خود کارنامه سیاهی در جنایت و تروریسم و نقض حقوق بیشر دارد، از بانیان این پیش نویس شده است.

طولاني ترين نسل كشي تاريخ چگونه اتفاق افتاد

چگونه ده ها ميليون از بوميان آمريكاي لاتين قتل و عام شدند؟

لاریجانی در حالی که با اظهارات مستدل و افشاگرانه خود، سکوتی معنادار را بر جلسه حکمفرما کرده بود، این پرسش جدی را مطرح کرد که به راستی ایران چه جنایتی مرتکب شده که این گونه مستوجب دشمنی و کینه توزی کشورهای غربی و از جمله آمریکاست؟ جرم ما این است که کپی دمکراسی آمریکا نیستیم و نمی خواهیم مانند دمکراسی کشورهای غربی بشویم.



وی در بخش دیگری از این سخنرانی که در پایگاه اطلاع رسانی ستاد حقوق بشر منتشر شده، به بخش های از مفاد قطعنامه ضد ایرانی با نام وضعیت حقوق بشر در ایران اشاره کرد و گفت: این پیش نویس به شدت غیر حرفه ای و پر از مسائل بی پایه و اتهامات اثبات نشدنی و اظهارات شیطنت آمیز است.



مشاور امور بین الملل رییس قوه قضاییه خاطرنشان کرد: کانادا خود را از بانیان این قطعنامه می داند، ولی اجازه بدهید که بگویم آمریکا، اصلی ترین تهیه کننده این پیش نویس قطعنامه است.



وی افزود: این متن هیچ ارتباطی با حقوق بشر و ارتقای  آن ندارد، بلکه صرفا در خدمت همان سیاست های دشمنانه و سلطه طلبانه آمریکا علیه ایران است.



لاریجانی اظهار داشت: نماینده کانادا مدعی است، کشورش نگران نقض حقوق بشر در ایران است، ولی این اعضای محترم آگاه هستند، هنگامی که قطعنامه ای برای محکومیت اسرائیل در کشتار مردم بی گناه غزه در جریان بود، همین کانادایی که نگران بشریت است به آن رأی منفی داد. کدام نگرانی درباره حقوق بشر؟ چشم بستن روی کشته شدن صدها مرد و زن بی گناه فلسطینی در غزه؟

دبیر ستاد حقوق بشر ایران گفت: از آغاز، استاندارد دوگانه موجود در این پیش نویس نمایان بود. نماینده کانادا گفت که ایران حقوق اقلیت ها را رعایت نمی کند، ولی همه  کسانی که در اینجا جمع شده اند، می  دانند که کانادا چه جنایت هایی درباره بومیان و اقلیت های کشور خود روا داشته است و چه کسی می تواند موضوع بومیان کانادا را فراموش می کند؟



وی افزود: یکی از نشانه های غیرحرفه ای، شیطنت آمیز و بی پایه بودن این پیش نویس قطعنامه، این است که اتهامات اثبات ناشدنی در آن مطرح شده که  ثابت کردن هر یک از آنها، سال ها وقت لازم دارد.

لاریجانی در ادامه گفت: اجازه بدهید که مثالی برای شما بزنم؛ لطفا توجه کنید. در پاراگراف دوم این پیش نویس آمده که ایران برای جرم محاربه که هیچ تعریف دقیقی ندارد و به معنی جنگ با خداست، حکم اعدام صادر می کند. آقایان و خانم ها همین ادعای بی پایه، نشان می دهد که همه اینها یک فریب است.



وی افزود: این درحالی است که مفهوم محاربه هسته اصلی و قانونی مبارزه با تروریسم است که همه کشورها خود را موظف به انجام آن می دانند و این جای تعجب دارد که چگونه برخی از کشورها خودشان را محق می دانند با نام جنگ با تروریسم به جنگ سراسری با سایر کشورها بروند؛ اما جمهوری اسلامی ایران را که در خط مقدم مبارزه با تروریسم است زیر سوال ببرند.

دبیر ستاد حقوق بشر ایران گفت: ناراحت کننده ترین بخش آن، این حقیقت است که آمریکا و اعضای نام آور اتحادیه اروپا، اصلی ترین حامیان گروهک های تروریستی مخوف و خطرناک مانند منافقین (مجاهدین خلق)، پژاک و دارودسته ریگی هستند که همه نوع کمکی از آمریکا فرانسه و المان دریافت می کنند.



مشاور امور بین الملل رییس قوه قضاییه اظهار داشت: رهبران این گروهک های تروریستی که مسئول کشتار صدها زن و مرد و کودک ایرانی هستند، پیوسته با اعضای مجالس آمریکا، آلمان و فرانسه در ارتباطند و مهمتر از همه اینکه دولت های این کشورهای اروپایی چگونه بشر دوستانی هستند که به آنها پناه می دهند و از آنها حمایت و پذیرایی می کنند!

لاریجانی گفت: یکی از دستاوردهای بزرگ جمهوری اسلامی در سی سال گذشته، این بوده است که یک دمکراسی مبتنی بر عقلانیت اسلامی در این کشور پدید آورده که اسباب پیشرفت جامعه ما را در همه ابعاد پدید آورده است.

وی افزود: این دستاوردها در کمتر از سه دهه، ما را به یکی از بزرگترین دمکراسی های منطقه تبدیل کرده است. کشور ما هم اینک مانند خود کانادا توانایی غنی سازی سوخت برای رآکتور را پیدا کرده، ما یکی از کشورهایی شده ایم که توانایی راهیابی به فضا و قرار دادن ماهواره در مدار را به دست آورده است. این انقلاب ایران را به کشور شماره یک در بحث سلول های بنیادی و شبیه سازی تبدیل کرده است.



دبیر ستاد حقوق بشر ایران در ادامه تشریح دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران گفت: این انقلاب برای زنان ما تحصیلات عالیه به همراه آورده است، به گونه ای که هم اینک بیش از 65 درصد از دانشجویان و دانشگاهیان ما را زنان تشکیل می دهند. همین دمکراسی بود که سبب شد بی سوادی از کشورمان ریشه کن شود.

حال پرسش این است که ما چه جنایتی مرتکب شده ایم؟ جرم ما این است که کپی دمکراسی آمریکا نیستیم و نمی خواهیم مانند دمکراسی کشورهای غربی بشویم.

وی سپس به بخشی از جملات شیطنت آمیز این پیش نویس قطعنامه اشاره و اظهار داشت:  چگونه است که اعتراضات در کشور ما از نظر شما دمکراسی را نابود می کند، اما در کشورهای دیگر این گونه نیست؟ اگر وجود اعتراض، نشانه نبود دمکراسی است، پس این اعتراضات گسترده ای که ما هر روز در امریکا و انگلیس شاهد آن هستیم، چیست؟ این اعتراضات گسترده ای که گاه و بیگاه در فرانسه روی می دهد و در تنها یکی از آنها، هزاران نفر دستگیر شدند و حتی عده ای کشته شدند، چیست؟ هدف شما از همه غوغا و آشوب چیست؟

وی خاطرنشان کرد: در همین اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری با تحقیقات گسترده ای که توسط دولت جمهوری اسلامی شد، بسیاری از حقایق روش گشت، ولی غربی ها از این حقایق خرسند نشدند، چرا که معلوم شد کشورهای غربی به شدت روی این اعتراضات سرمایه گذاری کرده بودند و حتی آموزش داده بودند و اردوگاه هایی را در کشورهای همسایه ما ایجاد کرده بودند تا به معترضان یاد بدهند که چگونه ساختمان ها را منفجر کنند، مکان های عمومی را آتش بزنند و چگونه مردم را تحریک کنند که علیه دولت ایران اعتراض و آشوب کنند.

mi6 spy killed neda

the British MI6 officer killed Neda

لاریجانی گفت: ما دریافته ایم که آمریکا در این امر تنها نبوده، بلکه دولت انگلیس، فرانسه و آلمان نیز در آن سهیم بوده اند؛ برای نمونه، دولت انگلیس نه تنها از طریق رسانه ها علیه ایران تبلیغ می کرد، بلکه به صورت عملی نیز در اعتراضات و اغتشاشات وارد شده بود. یک نکته غم انگیز اینکه یک مأمور ام ای 6 انگلیس که من می توانم نام او را افشا کنم، در یک روز دوشنبه به ایران می آید و در همان روز در یک خیابان خلوت ندا آقاسلطان، این دختر مظلوم را می کشد و در همان روز به انگلیس بازمی گردد و موجی از فتنه و ابهام را در کشور ما می پراکند.
وی افزود: فرانسه نیز در این اغتشاشات دست داشته است. آنها کسانی را به دانشگاه های ما فرستادند تا به آنان یاد دهند که چگونه علیه دولت بشورند. ما اسناد و مدارک از جمله فیلم و عکس هایی داریم که نشان می دهد نماینده پارلمان آلمان نیز در دامن زدن به اغتشاشات و فروکش نکردن آنها دخالت داشته است و ما همه این مدارک را می توانیم برای دولت آلمان بفرستیم.

دبیر ستاد حقوق بشر ایران گفت: این ها هیچ کدام نگران مسائل حقوق بشری نیستند و من می توانم برای هر پاراگراف این پیش نویس دلایلی بیاورم که این ها همه اهداف شیطنت آمیز سیاسی دارند و در راستای اهداف سلطه طلبانه آمریکا تهیه شده اند.

وی افزود: هم اکنون کاملا معلوم است که بانیان این قطعنامه از این تحقیقات ناراحت هستند. من تنها چند نمونه مثال زدم تا این ریاکاری و نفاق این کشورهای غربی نسبت به ایران مشخص شود.

مشاور امور بین الملل رییس قوه قضاییه ایران گفت: غربی ها از این عصبانی هستند که ایران نه تنها نمی خواهد یک کپی از دموکراسی امریکایی داشته باشد بلکه خودش یک نمونه منحصر به فرد دموکراسی خودش را ایجاد کرده است که بسیار موفق بوده و ایران را به آن مدارجی که اشاره کردم رسانده است.

لاریجانی در پایان با اشاره به اینکه این پیش نویس قطعنامه بسیار خطرناک، غیرسالم و دارای استاندارد دوگانه است، تأکید کرد: در حالی که موارد عدیده نقض حقوق بشر در گوشه و کنار جهان توسط کشورهای غربی نادیده گرفته می شود، ایران با وجود پیشرفت های اساسی در بخش های گوناگونی از جمله در مسأله زنان، کودکان، بهداشت و درمان، آموزش، مهاجران و تعامل سازنده با نهادهای بین المللی باز هم هدف دشمنی و کینه توزی کشورهای غربی به رهبری آمریکا می شود.

کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، عصر پنجشنبه و با تأثیر از فشار و لابی سنگین کشورهای غربی، قطعنامه ای را علیه جمهوری اسلامی ایران با هشتاد رأی از میان 192 عضو سازمان ملل به تصویب رساند. از میان 192 کشور عضو مجمع عمومی سازمان ملل 112 کشور به این قطعنامه رأی منفی یا ممتنع دادند.

شکنجه یک زن ایرانی در زندان آمریکا+عکس

 
میر قلی‌خان که در زمان دستگیری تنها 26 سال داشت، با این‎که مادر دو کودک است، از 3 سال پیش تا کنون در زندان امریکا به سر می‌برد.

شهرزاد میر قلی‌خان در گفت‎و گو با پرس تی وی گفت: "دولت امریکا برای انجام کاری مربوط به امور دولتی از من دعوت کرد .. آنان حتی برای من بلیط گرفتند ولی در فرودگاه به من دستبند زدند و زندانی‌ام کردند و به هر شکل ممکن به شکنجه من پرداختند."

میر قلی‌خان که در زمان دستگیری تنها 26 سال داشت، با این‎که مادر دو کودک است، از 3 سال پیش تا کنون در زندان امریکا به سر می‌برد.

امریکا مدعی است که همسر سابق او، محمود سیف، سعی در صادرات عینک‌های دید در شب از اتریش به ایران را داشته است، و این درحالی است که شهرزاد در غیاب او بازداشت و از سوی دادگاه فدرال فلوریدا محکوم به پنج سال زندان شد.

گفتنی است، دو دختر شهرزاد میر قلی‌خان پیش از آزادی سارا امیلی شورد که به اتهام ورود غیرقانونی به خاک ایران و جاسوسی در بازداشت بود، با وی دیدار کرده بودند.

جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 23 شهریور، سارا شورد را که به اتهام ورود غیرقانونی به خاک ایران دستگیر شده بود، با قرار وثیقه 500 هزار دلاری آزاد کرد.

سه تبعه امریکایی با نام‌های سارا امیلی شورد 31 ساله، شان مایکل بوئر و جاشوا فلیکس فاتال 27 ساله، در مرداد ماه 1388 (ژوئیه 2009) در مناطق کوهستانی استان کردستان، به اتهام ورود غیرقانونی به خاک ایران دستگیر شدند.

تهران درحالی سارا امیلی شورد را با قرار وثیقه‎ای 500 هزار دلاری آزاد کرد که دولت امریکا تاکنون چندین ایرانی را دستگیر و برای آن‌چه نقض تحریم‌های واشنگتن علیه ایران می‎نامد، زندانی کرده است.

بر خلاف رفتار خشن نیروهای امریکایی با ایرانیان بازداشت شده در امریکا، با شهروندان امریکایی زندانی در ایران با وجود این واقعیت که آنان در معرض اتهاماتی بسیار جدی بودند، به خوبی رفتار شده است.

دولت ایران همچنین بر مبنای اصول انسانی و مبانی اسلامی، با درخواست مادران بازداشت‌شدگان موافقت کرد و به آنان اجازه داد تا با سفر به ایران با فرزندان خود دیدار کنند.

 

جزئیات حادثه تروریستی مهاباد

 

وزير اطلاعات از شناسايي عوامل حادثه تروريستي مهاباد توسط خبر داد.

حيدر مصلحي تاكيد كرد: و روند پيگيري نيز همچنان ادامه دارد كه اميدواريم به زودي در هفته دفاع مقدس اين افراد را به سزاي عمل‌شان برسانيم.

وزير كشور نيز اعلام كرد: به زودي ابعاد جديدي از اين حادثه هولناك منتشر مي‌شود و در آن از جزئيات بيشتر در خصوص دستگيري عاملان اين جنايت تشريح خواهد شد.

او که با دستور رييس‌جمهور پس از نشست وزراي کشورهاي همسايه عراق در منامه خود را به مهاباد در آذربايجان غربي رسانده است با حضور بر مزار شهداي اين حادثه تأكيد كرد: دستگاه‌هاي مسوول از جمله وزارت كشور با قاطعيت و جديت و سرعت درخصوص شناسايي، دستگيري و مجازات مسببان و عاملان اين حمله تروريستي اقدام خواهند كرد و گزارش آن را به استحضار مردم شريف ايران خواهند رساند.

اين در حالي است كه به گفته معاون امنيتي و انتظامي استاندار آذربايجان غربي هنوز هيچ فرد و گروهي مسووليت انفجار رخ داده در مهاباد را بر عهده نگرفته‌است.

به گزارش ايسنا عيسي قنبري طبق آخرين آمار تعداد شهدا را 12 تن و تعداد مجروحان بستري را 35 نفر تاكيد كرد: مجروحين وضعيت خوبي دارند و اكثر آن‌ها به زودي از بيمارستان ترخيص مي‌شوند.

او در ادامه گفت: در حال بررسي اين موضوع هستيم و نتايج بررسي‌هاي‌مان را به زودي به مردم اعلام خواهيم كرد.

به دنبال وقوع اين حادثه تروريستي در مهاباد و شهادت 12 نفر از هموطنانمان، رييس جمهور كه در نيويورك به سر مي‌برد، در پيامي اين واقعه را سند تازه‌اي بر اسناد جنايات نظام ظالم و فاسد حاكم بر جهان دانست و اعلام كرد: دست پليد مستكبران، اين بار زنان پاك و مخلصي را هدف قرار داد كه دامان پرعاطفه و عفيف آنان همواره پرورش‌گاه رزمندگان و شهيدان افتخارآفرين بود و اين بار نيز آمده بودند تا در آيين بزرگداشت خاطرات دلاورمردي‌هاي 8 سال دفاع مقدس حضوري سبز داشته باشند.

رييس مجلس شوراي اسلامي نيز با صدور پيامي تاکيد کرد: حادثه تروريستي شهر مهاباد بار ديگر چهره زشت و ننگين دشمنان کوردل انقلاب اسلامي و نظام مقدس را نمايان ساخت.

علي لاريجاني در اين پيام آورده است: مردم عزيز، رشيد و دلاور ايران اسلامي همواره و در تمامي صحنه‌ها و شرايط، حامي و پشتيبان انقلاب و نظام بوده‌اند و هيچ‌گاه اجازه نخواهند داد اين گونه حوادث خللي در اراده مستحکم و قوي آنان وارد کند، بلکه با عزمي راسخ‌تر و با استواري بيشتر در راه توسعه کشور گام برخواهند داشت.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز در پيامي، دشمنان نظام جمهوري اسلامي که توان تحمل مشاهده امنيت و توسعه در اين کشور ندارند را عامل اقدام تروريستي در مهاباد دانست.

محسن رضايي در اين پيام تاكيد كرد: خطه کردنشين ايران اسلامي، سرزمين دلاور مرداني است که از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، تاکنون آزمون‌هاي سختي را با سرافرازي و رشادت پشت سر گذاشته‌اند. او در اين پيام نوشته است: اميدوارم مسوولين امنيتي ضمن حفظ هوشياري در منطقه، هرچه سريع‌تر عوامل اين جنايت هولناک را شناسايي و به سزاي اعمال پليدشان برسانند.

صبح روز چهارشنبه در حدود ساعت 10 و 20 دقيقه در مراسم رژه نيروهاي مسلح شهرستان مهاباد، بمبي در جايگاه بانوان تماشاگر اين مراسم منفجر شد كه تا زمان تنظیم اين گزارش به نقل از رييس اورژانس كشور شهادت 12 نفر در این جایگاه قطعی شده بود. به گزارش ایسنا در این مراسم 47 نفر از بانوان حاضر در جایگاه مجروح شدند.
مواد منفجره در ساک جاسازي شده بود.

در بين شهدا و مجروحان اين حادثه يک پسر بچه 6 ساله نيز بود، علاوه بر اين پسر بچه، بقيه شهيدان و مجروحان اين جنايت بانوان تماشاگر رژه بودند.

شهداي اين حادثه نيز روز پنجشنبه بعد از ظهر در مهاباد تشييع و به خاك سپرده شدند.

حادثه تروریستی در زاهدان

دو انفجار انتحاری در مسجد جامع زاهدان، جشن میلاد امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) را به کربلایی دیگر تبدیل کرد.

به گزارش «تابناک»، وقوع دو انفجار انتهایی در فاصله زمانی نزدیک به هم سبب شهادت بیست و هفت نفر و مجروح شدن نزدیک به 170 تن از هموطنانمان در سیستان و بلوچستان شد. در حالی که گمانه زنی های بسیاری درباره عوامل این اقدام تروریستی شده،ساعتی پیش گروهک تروریستی ریگی مسئولیت این اقدام را به عهده گرفت.



بر پایه این گزارش، حسينعلي شهرياري، نماینده مردم زاهدان درباره جزییات این رخداد چنین گفت: در آغاز فردي با پوشش زنانه، قصد ورود به مسجد جامع را داشته كه از ورود وي جلوگيري مي‌شود. در انفجار نخست، سه يا چهار نفر شهيد مي‌شوند، چون انفجار اول جلوي درب ورودي مسجد رخ مي‌دهد، اما چند دقيقه بعد كه مردم براي كمك‌رساني مي‌آيند در آن شلوغي فرد دومي عمليات انتحاري ديگري انجام مي دهد.



شهرياري درباره علت وقوع این رویداد نیز گفت: واقعا اين انفجارها قابل پيش‌بيني بود. بنده بارها در مصاحبه‌ها گفته‌ام كه عوامل بازمانده از جريانات وهابيت و ريگي وجود دارند و مي‌خواهند کاری کنند تا بگويند كه هنوز حضور دارند. بارها اين تذكر را به مسؤلان امنيتي استان داده‌ام و حتي پیش از تعطيلات عيد نوروز، كتبا در نامه‌اي به مسؤلان يادآوري كردم كه بايد مراقبت‌هاي امنيتي را در استان سيستان و بلوچستان گسترش دهند. اين جريانات تلاش بسياري داشته‌اند؛ اما اكنون نيز موفق نشده‌اند كه وارد مسجد جامع شهر زاهدان شوند.



اما آخرین گزارش ها حکایت از آن دارد که نماینده زاهدان در اعتراض به شرایط پیش آمده، استعفا کرده است، شهریاری در متن این استعفا آورده است: جناب آقای دکتر علی لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، احتراما اینجانب دکتر حسینعلی شهریاری، نماینده مردم زاهدان در مجلس به اطلاع می رساند با توجه به پیگیری های فراوان اینجانب متأسفانه مسئولان نتوانستند حداقل وظیفه خود را که همانا حفظ امنیت جان و مال مردم است را تأمین نمایند. از طرفی، خواسته های فراوان و بحق مردمی از اینجانب جهت پیگیری برای تأمین امنیت و احقاق حقوق شهروندی استعفای خود را در تاریخ 25 تیر ماه 89 اعلام می دارم. امیدوارم مسئولان چاره ای بیندیشند که از این پس، شاهد پرپر شدن عزیزانمان در این استان نباشیم.



اما درباره شمار شهدا و مجروحان نیز آمار متفاوتی اعلام شده است که آخرین آمار شهادت 27 تن و مجروح شدن 169 نفر از هموطنانمان را تأیید می کند؛ هرچند برخی از خبرگزاری ها،  از مجروح شدن بیش از 300 نفر در این حادثه خیر داده اند.
در همین حال، اداره کل پزشکی قانونی استان سیستان و بلوچستان اسامی 21 شهید از 27 شهید دو انفجار تروریستی زاهدان را به شرح زیر اعلام کرد؛

1- محمد رضا راغی 2- محمد اکبری  3- مصطفی نجار 4- محمود کیانی 5- عارف شهرکی 6- سجاد حاجیان 7- سید جواد حسینی 8- مصطفی آبیاری 9- محمد سرگزی 10- علی غلامحسین تهرانی 11- کاظم نجار 12- رضا میر 13- رضا شهرکی
14- غلامرضا توکلی 15- احسان فرازمند 16- محمد حسینی 17- حمسید سرحدی راد 18- محمد گلدوی 19- علیرضا کرد 20- مجتبی ثریا 21- مسعود شجاعی باغینی.

بر پایه اعلام مراجع قانونی، این حادثه تاکنون 27 شهید داشته است. اداره کل پزشکی قانونی سیستان و بلوچستان از مردم استان خواسته است برای شناسایی هویت دیگر شهیدان به مراکز پزشکی قانونی بروند.

اما در نخستین واکنش های رسمی بین المللی در برابر این حادثه، دفتر مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در بيانيه‌اي اعلام كرد: كاترين اشتون با شنيدن خبري درباره حمله به مسجد جامع در زاهدان شوكه شده است.

اين بيانيه افزود: وي شديدا اين حمله بزدلانه را كه هيچ توجيهي ندارد، محكوم مي‌كند. اشتون تسليت و همدردي خود را با خانواده‌ها و دوستان قربانيان اين حادثه اعلام مي‌كند.

در همین حال، «جان برینان»، معاون رئیس جمهوری ایالات متحده در امور امنیت داخلی مبارزه با تروریسم پس از «هیلاری کلینتون»، وزیر امور خارجه، حمله وحشیانه به مسجد جامع زاهدان را به شدت محکوم کرده و آن را یک اقدام تروریستی خواند.
وی افزود: دولت آمریکا و باراک اوباما رئیس جمهوری این کشور حملات تروریستی به مسجد جامع زاهدان را محکوم می کند.

همچنین «شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان»، وزیر خارجه امارات نیز با ابراز تنفر درباره هرگونه عملیات تروریستی، حمله وحشیانه شب گذشته به مسجد جامع زاهدان را به شدت محکوم کرد.

جنداللله عکس دو تروریست عملیات انفجار زاهدان را منتشر کرد
سایت خبری تفتان وابسته به جندالله عکس های دو عامل  که با انفجار مسجد زاهدان ده ها نفر را با خود به شهادت رساندند را منتشر کرده است.
تصاویر عبدالباسط ریگی و  محمد ریگی
این دو نفر ملعون 
 

سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران توسط آمریکا

پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر با شناسه 'IR655' از بندر عباس به مقصد دبی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ (۳ ژوییه ۱۹۸۸ میلادی) در حرکت بود که با شلیک موشک هدایت شونده کروز از کشتی جنگنده یو اس. اس. جک وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ مسافر آن که شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک بودند، جان باختند.

محل سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس

یکشنبه ۱۲/۳/۱۳۶۷بندرعباس.

هواپیمای ایرباس A300 متعلق به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست و طبق برنامه پیش‌بینی شده, قرار بود این هواپیما با شماره پرواز ۶۵۵ با دویست و نود سرنشین (۱۵۶ مرد، ۵۳ زن، ۶۶ کودک (۵۷ کودک ۲ تا ۱۲ ساله و ۸ کودک زیر دو سال )و ۴۶ نفر با ملیتهای یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و ۱۶ خدمه پروازی) در ساعت ۱۰ صبح به مقصد دوبی پرواز کند.[۱][۲][۳]

ناوجنگی آمریکایی «وینسنس» در تاریخ هفتم خرداد از بندر سن دییگو وارد خلیج‌فارس شده بود. «ایچنرمارک» قلب این رزم‌ناو به شمار می‌رفت. وظیفه اصلی آن، کشف هدفهای پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طور هم‌زمان و کنترل آتش آنها بود، هم‌چنین این رزم‌ناو به موشک‌های زمین به هوا با برد ۴۰۸ کیلومتر نیز مجهز بود.

ساعت ۱۰ صبح (بندرعباس)

USS Vincennes (CG-49) Aegis large screen displays.jpg

هواپیمای جمهوری اسلامی ایران پرواز 655 با ۱۵ دقیقه تأخیر در ساعت ۱۰:۰۵ از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس تقاضای پرواز کرد، مدت پرواز تا دوبی ۳۰ دقیقه و حداکثر ۱۴هزار پا تعیین شد. در ساعت ۱۰:۱۷ دقیقه، هواپیمای ایرباس A300 به پرواز درآمد. دقایق نخستین پرواز و مراحل اوج‌گیری تا ارتفاع ۱۲هزارپایی مطابق طرح پرواز انجام شد و خلبان به طور پیوسته با برج مراقبت فرودگاه بندرعباس و مرکز کنترل راههای هوایی ایران و امارات تماس داشت.

چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس A300 به منطقه کنترل هوایی امارات، در محلی به نام «مولبیت‌»، خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به ۱۴هزار پایی صعود کند.

ساعت ۱۰:۲۲ دقیقه (خلیج فارس)

در این لحظه ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز»، فرمانده ناو، موشک استاندارد 2 به سوی پرواز 655 شلیک کرد. ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شده و در آبهای خلیج فارس سقوط کرد. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دوبی، پیگیر سرنوشت پرواز 655 شده ولی آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد. با شناسایی دقیق محل سقوط، بالگردها و شناورها به موقعیت ۲۶ و ۴۲ عرض شمالی و ۵۶ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی منتقل شدند.

بلافاصله پس از این واقعه، مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف-۱۴ جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرارداده‌اند. پس از روشن شدن نوع هواپیما، آمریکاییها ادعا نمودند در این مورد مرتکب اشتباه شده‌اند، اما شواهد بعدی این نظر آنان را مردود جلوه داد. مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می‌کرده و رزم‌ناو آمریکایی نیز هفت‌بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است!

موشک پرتابی به جلوی وینسنس در رزمایش سال ۱۳۶۶ در خلیج فارس (از همین نوع موشک برای سرنگونی هواپیمای ایران استفاده شد)

کاپیتان کارلسون، فرمانده سابق ناو سایدز در این مورد معتقد است که ایرباس ایرانی علاوه بر علائمی که مبنی بر غیرنظامی بودن خود می‌فرستاده با سرعتی کم در حال اوج گرفتن بود و حتی اگر در چنین شرایطی نیز آن را به عنوان یک جت اف ۱۴ شناسایی می‌کردند باز من تردید دارم که یک هواپیمای اف ۱۴ می‌توانست تهدید سطحی را متوجه ناو وینسنس یا سایدز یا هر شناور دیگری کند. اپراتورهای رادار ناو هواپیمابر فورستال نیز هواپیمای مزبور را به عنوان یک هواپیمای بازرگانی شناسایی کردند. جت‌های جنگنده اف ۱۴ مستقر بر روی ناو فورستال می‌توانستند در صورتی که کاپیتان راجرز درخواست می‌کرد، با شناسایی چشمی هواپیمای ایرانی از فاصله نزدیک از غیرنظامی بودن آن اطمینان حاصل کنند، ولی زمان برای این کار هم سپری شد.

گزارش گروه حقیقت یاب ایکائو

هواپیمای ایرباس A300 متعلق به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در ساعت ۱۰:۱۷ به وقت محلی با حدود بیست دقیقه تأخیر از فرودگاه بندرعباس به مقصد دوبی برخاست. در ساعت ۱۰:۲۴ خلبان هواپیما گزارش داد که هواپیما به ارتفاع ۳۶۰۰ متری رسیده است. هواپیما در ساعت ۱۰:۲۸ دقایقی بعد هواپیما در ارتفاع بیش از چهار هزار متری با موشک زمین به هوای رزمناو ونسان سرنگون شد. در جلسه فوق العاده شورای ایکائو (سازمان بین المللی هواپیمائی کشوری) در روز ۱۴ ژوئیه ۱۹۸۸ تصمیم گرفته شد که یک تیم حقیقت یاب برای بررسی عواملی که منجر به نابودی هواپیما شده است، تشکیل شود. نمایندگان ایران و آمریکا آمادگی خود را برای همکاری با تیم تحقیق اعلام کردند. در گزارش این کمیته در مورد اتفاقات منجر به سرنگونی آمده است:

هفت دقیقه پس از بلند شدن از فرودگاه بندر عباس، ۱۱ مورد اخطار از سوی کشتیهای جنگی ایالات متحده به هواپیمای ایرانی اعلام شد. ۷ مورد توسط ناو جنگی ونسان بر روی فرکانس ۲۴۳ مگاهرتز، یک اخطار توسط ناو سایدز بر روی همین فرکانس و ۳ اخطار دیگر بر روی فرکانس اضطراری ۱۲۱/۵ مگاهرتز به هواپیمای ایرباس داده شد. از این ۱۱ مورد، ۷ مورد بر روی طول موج ۲۴۳ مگاهرتز بود که مخصوص هواپیمای نظامی است و ایرباس تجهیزات لازم برای شنیدن آن ها را نداشت (طبق دستور ایران ایر همه هواپیماها باید در مدت پرواز در منطقه خلیج فارس بر روی فرکانس ۱۲۱/۵ مگاهرتز به گوش باشند). در این هنگام بحث زیادی میان بخشهای اطلاعات جنگی سه ناو آمریکایی ونسان، مونتگمری و سایدز درگرفت. گزارش تیم تخصصی ایکائو مشخص می‌کند که در دقایق آخر حمله به هواپیما، عده‌ای هواپیما را یک هواپیمای مسافری و عده‌ای دیگر یک هواپیمای جنگی مهاجم تلقی نمودند. دو دقیقه بعد کارکنان مرکز گزارشی را مبنی بر اینکه هواپیمای مزبور اف-۱۴ می‌باشد، دریافت کردند. در همین حال کارکنان ناو سایدز فریاد زدند: هواپیما تجاری است، صبرکنید. در همین زمان یکی از افسران ونسان نیز گفته است که هواپیما احتمالا تجاری است. در همان حالی که گفتگوهای میان ۳ ناو ادامه داشه ناخدای ونسان تصمیم می‌گیرد که موشک خود را پرتاب کند.[۴]

از مسائل دیگری که در این گزارش به آن اشاره نشده بود ارتباط میان مسئولان پروازهای کشوری و واحدهای نظامی است. ضمیمه ۱۱ معاهده شیکاگو (که هر دو کشور ایران و آمریکا به آن ملحق شده اند) به ارتباط مسئولان خدمات ترافیک هوایی و واحدهای نظامی اشاره کرده است.

ادعاهای رسمی دولت آمریکا مبنی بر غیرعمدی بودن ماجرا و دلایل رد آن

ادعاهای دولت آمریکا

دولت ایالات متحده آمریکا معتقد است که ناو ونسان به اشتباه هواپیمای مورد نظر را یک هواپیمای جنگی تشخیص داده و برای دفاع از خود به سوی آن شلیک نمود. فرودگاه بندر عباس در آن هنگام به طور دوگانه برای هواپیماهای نظامی و مسافری مورد استفاده قرار می‌گرفت و هواپیماهای اف-۱۴ تام کت ایرانی این فرودگاه را مرکز عملیاتی خود قرار داده بودند. به همین جهت هر هواپیمایی که از بندرعباس پرواز می‌کرد به طور خودکار هواپیمای دشمن فرض می‌شد مگر آن که خلافش ثابت شود. هیچ سیستم هشدار هوایی نیروی هوایی و یا هواپیمای اکتشافی در منطقه وجود نداشت، بنابراین کشتی برای تصمیم‌گیری تنها به وسایل ارتباطی و درک غریزی خود متکی بود.

نماینده ایالات متحده در سازمان بین‌المللی هواپیمائی در جلسه فوق‌العاده شورای ایکائو گفته بود که در روزهای دوم و سوم جولای منطقه خلیج فارس بسیار ناامن بود و کشتی‌های مختلفی از جمله یک کشتی پاکستانی و یک کشتی لیبریایی مورد حمله قرار گرفته بودند. در همان روز یک هواپیمای اف-۱۴ ایران از فرودگاه بندرعباس پرواز کرده بود و قصد حمله به کشتی آمریکایی را داشت. با توجه به اخطارهای مکرری که بی پاسخ مانده بود، فرمانده مزبور برای دفاع از کشتی خود در برابر خطر احتمالی دست به حمله زده بود.[۵]

در گزارش نهایی هیئت حقیقت‌یاب پنتاگون به سرپرستی دریادار ویلیام فوگارتی علت وقوع حادثه فشار روانی ناشی از قرار گرفتن در وضعیت جنگی برای نخستین بار اعلام شد و تصدیق شد که هواپیمای ایرباس در خطوط هوایی تجاری بین‌المللی پیش‌بینی شده پرواز می‌کرده و در زمان حادثه در ارتفاع دوازده هزار پایی (بیش از ۳۵۰۰ متر) قرار داشت و از لحظه پرواز به روند صعودی خود ادامه داده بود.[۶] دولت آمریکا هیچگاه مسئولیت وقوع حادثه را برعهده نگرفت و غرامت قربانیان حادثه و بازماندگان و دولت ایران را تحت عنوان پرداخت بلاعوض پذیرفته و بر این نکته که ناخدای ناو جنگی چون خود را در معرض خطر می دید از خود دفاع نموده است، تأکید کرد.

امکان پیش گیری

ناو ونسان می‌توانست که با ارسال علائم هشدار دهنده بر روی گیرنده‌های خودکار رادیویی فرمانده هواپیما را متوجه این امر کند که با او صحبت می‌شود (نه یک هواپیمای دیگر) البته استفاده از این علائم معمول نیست.[۷]

نظرات مخالف بعضی کارشناسان نظامی آمریکا

 

کاپیتان دیوید کارلسون فرمانده ناو سایدز در این مورد نظر دیگری دارد. به اعتقاد او هیچ راهی وجود نداشته که خلبان ایرباس ایرانی بداند که بر روی ناحیه‌ای پرواز می‌کند که فرمانده یک ناو آمریکایی تصمیم می‌گیرد با چند قایق کوچک تندرو وارد زورآزمایی شود. کارلسون اضافه می‌کند:

« من اعتقاد دارم که چنانچه وینسنس با قایق‌های تندرو درگیر نمی‌شد، در شرایطی قرار نمی‌گرفت که علائم رسیده از یک هواپیمای مسافربری را به عنوان یک جت جنگنده تلقی کند و ما امروز درباره این حادثه سخن نمی‌گفتیم‌.  »

دریادار بازنشسته یوچین لاروک از مرکز اطلاعات دفاعی نیز با اظهار نظری مشابه می‌گوید:

« ناو وینسنس اصولاً نمی‌بایست برای عملیات به خلیج فارس اعزام می‌شد. ما در حال جنگ با ایران نبودیم و هیچ اعلان جنگی میان دو کشور وجود نداشت. هواپیمای ایرانی در یک محدوده هوافضای بین‌المللی بر فراز آب‌های بین‌المللی بود و آمریکا حق نداشت آن را برای هر هواپیمای مشکوک یا غیرمشکوک منطقه جنگی اعلام کند، زیرا رسماً با ایران در حال جنگ نبود. دلیلی هم وجود نداشت که ایرباس ایرانی به پیام‌های هشدار ما پاسخ دهد.  »

دریادار بازنشسته، یوجین کارول پیرامون عواملی که موجب تصمیم‌گیری اشتباه و سرنگون‌سازی ایرباس ایرانی شد، معتقد است که حادثه هدف قرار گرفتن ناو یواس‌اس استارک به وسیله یک جت جنگنده عراقی چند ماه پیش از آن، و عدم اتخاذ تدابیر دفاعی کافی و به موقع از سوی خدمه استارک به تصور آنکه خلبان عراقی آنها را هدف قرار نخواهد داد، نوعی فشار عصبی را برای خدمه وینسنس به وجود آورده بود.

ذهنیت ناخدای کشتی این بوده که با تهدیدی روبه‌رو است و قبل از دیر شدن می‌بایست درباره اقدامی مقتضی تصمیم گیرد. کاسپار واینبرگر، وزیر دفاع وقت ایالات متحده نیز با ابراز نظری مشابه می‌گوید:

« کمبود وقت از لحظه‌ای که هواپیما به عنوان هدفی تهدید کننده شناسایی شد تا زمانی که خدمه باید تصمیم به شلیک یا عدم شلیک به آن را می‌گرفتند، موجب شتابزدگی در اخذ تصمیم شد.  »

دریادار کارول در ادامه سخنان خود تاکید می‌کند که کاپیتان راجرز هرگز ایرباس ایرانی را ندیده بود، او تنها علائم الکترونیکی و اطلاعات نقل قول شده به وسیله خدمه‌اش را برای تصمیم‌گیری نهایی در اختیار داشت که روشن است اطلاعاتی اشتباه و نادرست بود. در مقابل کاپیتان کارلسون، ضمن آنکه تائید می‌کند، راجرز بر پایه اطلاعاتی که در اختیارش گذاشته شده بود تصمیم به سرنگون سازی ایرباس ایرانی گرفت، این سئوال را مطرح می‌کند که چرا اطلاعات مذکور اینچنین و تا این حد اشتباه بوده‌است.

جان مک‌کین، سناتور جمهوری‌خواه از ایالت آریزونا و خلبان سابق نیروی دریایی و اسیر جنگی سابق در ویتنام که عضو کمیسیون تحقیق پیرامون حادثه سرنگون سازی ایرباس ایرانی نیز بود، عقیده دارد:

« ترکیب تکنولوژی پیشرفته و خطای انسانی تصمیم گیرندگان کم‌تجربه، خطرناکترین سناریو ممکن را به وجود می‌آورد. زیرا بدون در اختیار داشتن توانایی «سیستم اجیس» که ناو وینسنس دارای آن بود، مسلماً با عواقبی که دچار آن شد، مواجه نمی‌شد.  »

کاپیتان کارلسون با تائید این نظر تاکید می‌کند، وقتی که به اندازه کافی روی کیفیت آموزش و تمرین شرایط خاص، نظیر آنچه در ۳ ژوییهٔ ۱۹۸۸ رخ داد، تاکید نداشته باشیم و آدم‌های آموزش ندیده را مسئول کار با سیستم‌های بسیار پیچیده و مرگبار سازیم، شرایط بسیار خطرناکی پدید می‌آید.

دیوید ایونز، مفسر نظامی شیکاگو تریبیون نیز معتقد است که سیستم شناسایی و هدایت آتش ناو وینسنس، در آن روز سوم ژوییه، روی کنترل خودکار نبود و خطای انسانی و قضاوت نادرست موجب سرنگونی ایرباس ایرانی شده و چنانچه کنترل در حالت اتوماتیک بود، دلیلی برای اشتباه در شناسایی هواپیما وجود نداشت و این فاجعه انسانی رخ نمی‌داد. به عقیده ایونز، برگزاری یک دادگاه نظامی برای ناخدا راجرز و عملکرد او در حادثه سرنگون کردن یک جت مسافربری با ۲۹۰ سرنشین بی گناه امری عادلانه محسوب می‌شد، ولی ایالات متحده در مقابل دیدگان ایرانیان، در پایان خدمت راجرز به وی مدال اعطا کرد و هیچکدام از خدمه وینسنس تحت پیگرد قانونی قرار نگرفتند.

بعد از فاجعه

  • هیچ‌کدام از خدمه جنگی ناو وینسنس تحت پیگیرد قرار نگرفتند و حتی فرمانده ناو نیز در پایان خدمت خود مدال گرفت.[۸]
  • دولت آمریکا مبلغ ۵۵ میلیون دلار به خانواده‏های قربانیان و نیز مبلغ ۴۰ میلیون دلار برای غرامت ناشی از سقوط هواپیمای مسافربری پرداخت. این مبالغ به طور داوطلبانه و بدون قبول مسئولیت حادثه پرداخته شد.[۹]

جستارهای وابسته

  • پرواز شماره ۰۰۷ (هواپیمایی کره جنوبی)
  • ایرانی‌ستیزی
  • پانویس

    1. علي اكبر ولايتي، تاريخ سياسي جنگ تحميلي، ص 274، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، اول، 1376 ش.
    2. سالگرد حمله موشکی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران
    3. انفجار هواپيماي مسافربري توسط ناو آمريكايي
    4. ICAO Report: Anonymous, Destruction of Iran Air Airbus A300 in the Vicinity of Qeshm Island, Islamic Republic of Iran on 3 July 1988, “Report of ICAO Fact-Finding Investigation, November 1988” (International Civil Aviation Organization, Appendix to “C-WP/8708 Restricted,” November 7 1988, derestricted December 7 1988), reprinted (omitting important appendixes), 28 I.L.M. 896-943 (1989). http://www.asil.org/resources/ilm.html
    5. منصور جباری، حقوق بین المللی هوایی، انتشارات فروزش، تبریز، ۱۳۸۱، ص ۱۹۶، ISBN 3-74-6704-964
    6. [U.S Department of Defense Investigation Repaort, Formal Investigation into the Circumstances Surrounding the Downing of Iran Air Flight 655 on 3 July 1988 http://homepage.ntlworld.com/jksonc/docs/ir655-dod-report.html]
    7. [Military Blunders at History.net http://www.history.com/minisite.do?content_type=Minisite_Generic&content_type_id=1271&display_order=3&mini_id=1278]
    8. از اشغال سفارتخانه تا تاسیس دفتر حافظ منافع (صادق زیبا کلام:اصلا و ابدا مدال ندادند آقای شکوهی، چه کسی می‌گوید که مدال دادند؟ به نظر شما که هیچ کدام نظامی‌نیستیم زدن یک هواپیمای مسافربری از سوی یک فرمانده نیروی دریایی اینقدر افتخار دارد که به او مدال بدهند»؟شکوهی: «من آن موقع سردبیر کیهان هوایی بودم و متن کامل روزنامه‌ای که با عکس در یک روزنامه غربی منتشر شد را که در آن به آن کاپیتان مدال داده بودند را منتشر کردیم و این یک حادثه قطعی است و به خاطر اینکه با دستگاه تحلیلی شما جور در نمی‌آید آن را انکار می‌کنید» - آفتاب نیوز،۱۱ مرداد ۱۳۸۷)
    9. ترور در آسمان(سقوط هواپیمای ایران توسط ناو آمریکایی

    منابع

  • سایت جامع دفاع مقدس (ساجد) - بررسی جنایت آمریکا درحمله به هواپیمای مسافری ایران وشه - صفحه ۱ - صفحه ۲
  • سایت جامع دفاع مقدس (ساجد) - آمریکا، بزرگ‌ترین جنایتکار جنگی (انعکاس اخبار و نظرات منعکس شده در رسانه‌های آمریکایی) - ۲
  • مسجدی به نام شکر

    اینجا طبس روایتی عجیب از تاریخ است.

    باز هم اربابان قدرت در پی ویرانی تمام قبله حق شکست می خورند.

    مسجد شکر

    این مسجد شکر در دل صحرای طبس است که واقعا اسم به جایی دارد.

    در همین مکان شهید منتظر قائم توسط دژخیم نامرد بنی صدر به شهادت رسید.

    در این چنین روزی من خود را به آنجا رساندم تا خود را در آن لحظه نابودی کفر حس کنم.

    عکس شهید منتظر قائم در صحرای طبس

    سالگرد فاجعه در اسمان خلیج فارس

     

    پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر با شناسه 'IR655' از بندر عباس به مقصد دبی، در تاریخ 3 ژوییه 1988 برابر با 12 تیر 1367 با شلیک موشک هدایت شونده کروز از کشتی جنگنده یو اس. اس. جک وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده امریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی 290 مسافر آن كه شامل 39 مسافر غیر ایرانی و 66 کودک بودند، جان باختند.

    • ساعت شمار

    یکشنبه 1367/03/12 بندرعباس.

    هواپیمای ایرباس 300 متعلق به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست و طبق برنامه پیش‌بینی شده, قرار بود این هواپیما با شماره پرواز 655 با دویست و نود سرنشین (156 مرد 53 زن 57 کودک 2 تا12ساله و8 کودک زیر دو سال و 42 نفر با ملیتهای یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و 16 خدمه پروازی) در ساعت 10 صبح به مقصد دوبی پرواز کند.



    ناوجنگی آمریکایی «وینسنس» در تاریخ هفتم خرداد از بندر «سان دیه گو» وارد خلیج‌فارس شده بود. «ایچنرمارک» قلب این رزم‌ناو به شمار می‌رفت. وظیفه اصلی آن، کشف هدفهای پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طور همزمان و کنترل آتش آنها بود، هم‌چنین این رزم‌ناو به موشک‌های زمین به هوا با برد 408 کیلومتر نیز مجهز بود.

    ساعت ۷:۱۱ صبح

    ناو یو‌اس‌اس مونتگمرى گزارش وقوع ۵ تا ۷ انفجار در یک کشتى نفتکش لیبریایى را به مرکز عملیات نیروى دریایى ایالات متحده در خلیج فارس واقع در بحرین مخابره کرد. در این مرکز کاپیتان ریچارد مک کنیا دستور داد تا مونتگمرى مسیر خود را به سمت جنوب ادامه دهد و از قایق‌هاى مسلح ایرانی فاصله گیرد. در همین حال کاپیتان مک کنیا به کاپیتان ویل راجرز فرمانده ناوشکن موشک انداز وینسنس دستور داد تا یکى از بالگردهای خود را براى شناسایى قایق هاى مسلح اعزام کند، اما خود ناو در موقعیت قبلى آن در جنوب ناحیه مذکور به منظور پشتیبانى از ناو مونتگمرى باقى بماند.

    کمى دورتر در تنگه هرمز و در کاروان نفتکش‌هاى کویتى اسکورت شده به وسیله شناور‌هاى جنگى نیروى دریایى آمریکا، ناو یواس‌اس سایدز به فرماندهى کاپیتان دیوید کارلسون، دستور گرفت تا در اسرع وقت خود را به ناو وینسنس برساند.

    ساعت ۷:۴۲ صبح

    ساعت ۷:۴۲ خلبان بالگرد ناو وینسنس گزارش داد که قایق‌هاى ایرانی با حالتى خصمانه به دور یک کشتى بازرگانى آلمانی گردش مى‌کنند. راجرز در واکنش به این خبر در وینسنس اعلام وضعیت فوق العاده مى کند و خود به مرکز جنگى ناو مى‌رود و دستور مى‌دهد که کشتى به سرعت به سوى محل شناور آلمانى رهسپار شود. اما بنا به گزارش‌هاى رسمى پیرامون حادثه ایرباس ایرانی، هیچ کشتى بازرگانى در محل مورد بحث، درخواست کمک نکرده بود. با نزدیک شدن وینسنس به آب‌هاى عمان، گارد ساحلى این کشور گزارش داد که قایق یا قایق‌هاى مسلح ایرانی آب‌هاى عمان را ترک کرده‌اند. اما به رغم گزارش گارد ساحلى عمان در مورد عدم وجود هرگونه خطر، ناو وینسنس مسیر خود را در کنار مونتگمرى به سوى شمال تنگه هرمز و به سمت قایق‌هاى ایرانی دنبال مى‌کند. چند دقیقه بعد، کاپیتان مک کنیا از اینکه ناو وینسنس ۴۰ مایل (۶۴ کیلومتر) بالاتر از محلى قرار دارد که مى‌بایست در آن مستقر باشد، متعجب شد. در تماس‌هاى رادیویى پس از آن، مک کنیا به طور موکد از فرماندهان هر دو ناو وینسنس و مونتگمرى مى‌خواهد که مجدداً به سوى جنوب خلیج فارس بازگردند.

    دیوید ایونز، خبرنگار امور نظامى روزنامه شیکاگو تریبیون در این باره مى‌گوید:

    روشن بود که در فرماندهى عملیات واقع در بحرین، کسى میل ندارد که کاپیتان راجرز وارد معرکه مذکور شود. کاپیتان مک کنیا در بحرین مى دانست که در چنین صورتى باید انتظار پیش آمدن مشکل را داشته باشد.

    در این حال راجرز دستور پیشین خود مبنى بر اعلان حالت جنگى در ناو را لغو کرد و دستور داد تا وینسنس به سمت جنوب باز گردد. اما با این همه از بالگرد خود خواست تا پشت ناو باقى بماند و به زیر نظر گرفتن قایق‌هاى ایرانی ادامه دهد.

    ساعت ۹:۱۰ صبح

    با نزدیک شدن شناور های ایرانی به آب‌هاى سرزمینى خود، خلبان بالگرد ناو وینسنس گزارش کرد که شناور های ایرانی به سوى او تیراندازى کرده‌اند. در واکنش به این گزارش، راجرز بار دیگر در ناو حالت جنگى اعلام مى‌کند و مجدداً راهى شمال تنگه هرمز مى‌شود تا به شناور هایى که به سوى بالگردش تیراندازى کرده‌اند، پاسخ گوید. اما ایونز، مفسر نظامى روزنامه شیکاگو تریبیون اعتقاد دارد که این بالگرد آمریکایى بود که با کم کردن فاصله‌اش باشناور های ایرانی، بیش از حدى که بدان مجاز بوده، قوانین درگیرى را نقض کرده و دست به انجام اقدامى خصمانه نسبت به واحد‌هاى سطحى ایرانی زده است.

    کاپیتان کارلسون نیز در این مورد مى‌گوید:

    «وقتى بخواهیم منطقى به موضوع نگاه کنیم، مى‌بینیم، بالگرد مورد اصابت قرار نگرفته بود و مى‌توانست منطقه را با سرعت ترک کرده و ظرف چند دقیقه به ناو وینسنس باز گردد. هیچ ضرورتى نبود که ناو وینسنس با سرعت تمام به سمت شناور های ایرانی حرکت کند.»

    کاپیتان راجرز حال آماده استقبال از دردسر است، اما هیچ دردسرى پیش روى وى وجود ندارد. در همین لحظات ناو وینسنس از میان دوشناورایرانی عبور مى‌کند ولى هیچ اتفاقى نمى‌افتد. راجرز در پى گرفتن اجازه از مرکز فرماندهى مستقر در بحرین بود تا با شناور های ایرانی درگیر شود. به گفته ایونز، در تمامى این دوره که در حدود ۳۰ دقیقه به طول انجامیده بود، بالگرد بدون آنکه آسیبى دیده باشد به ناو بازگشته بود و هیچ شاهد و مدرک محکمى دال بر انجام اقدامى خصمانه از سوى شناور های ایرانی علیه وینسنس یا بالگرد آن وجود نداشت.

    به اعتقاد ایونز، در آن روز کاپیتان راجرز هدفى جز درگیرى با ایرانی ها را نداشت و در حال اجراى مانور‌هاى تحریک آمیزى بود تا زمینه را براى درگیر شدن با شناور های ایرانی به وجود آورد.

    ساعت ۹:۳۷ صبح

    کاپیتان راجرز پس از آنکه به بحرین گزارش مى‌کند که قایق‌هاى ایرانى به کشتى وى نزدیک‌تر شده‌اند بر سرعت آنها افزوده شده و آرایشى خصمانه گرفته‌اند، درخواست اجازه براى درگیرى و آتش گشودن بر روى آنها را مى‌کند. فرماندهى عملیات این درخواست را مى‌پذیرد. کاپیتان کارلسون در این مورد تاکید مى‌کند که از دیدگاه او و افسرانش بر روى ناو سایدز، وینسنس به هیچ وجه در شرایطى قرار نداشت که لزوم درگیر شدن با آن قایق‌هاى کوچک ایرانى را توجیه کند. ایونز نیز در همین زمینه مى‌افزاید:

    «وینسنس دست به مانور‌هایى زد که در موقعیت حمله به قایق‌ها قرار گیرد در حالى که اجازه انجام چنین مانور‌هاى تحریک کننده‌اى را نداشت و این عمل به طور آشکار با اقدام در "دفاع از خود" متفاوت بود»

    در حقیقت تحرکات جنگى کاپیتان راجرز، پوششى براى گرفتن اجازه حمله به قایق‌هاى ایرانى بود.

    ساعت ۹:۴۲ صبح

    سرانجام در ساعت ۹:۴۲ قایق‌هاى ایرانى به سوى ناو وینسنس که در حال تعقیب آنها بود نزدیک شدند و یک دقیقه پس از آن توپ‌هاى ناو آمریکایى به سوى قایق‌هاى ایرانى شلیک کردند. وینسنس با غرق کردن دو قایق ایرانى و صدمه‌زدن به سومى تعدادى از دریانوردان ایرانى را به قتل مى‌رساند.

    مقامات نظامی ایران واقعه را این‌گونه گزارش می‌کنند:

    تعدادی از قایق‌های تندروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مشغول گشت‌زنی در جنوب قشم بودند, با تهاجم نیروهای آمریکایی مواجه شدند. نیروهای ایرانی نیز به مقابله با نیروهای آمریکایی مستقر در ناوها می‌پردازند. در جریان این درگیری چند فروند چرخبال آمریکایی برفراز قایق‌های تندرو به پرواز درآمده و به سوی آنها شلیک می‌کنند. نیروهای ایرانی، همزمان با مقابله با ناوهای آمریکایی به آتش چرخبالها نیز پاسخ می‌دهند و در این درگیری یک فروند چرخبال آمریکایی مورد هدف قرار گرفته و در آب‌های خلیج‌فارس سقوط می‌کند.

    ساعت 10 صبح (بندرعباس)

    هواپیمای جمهوری اسلامی ایران پرواز 655 با 15دقیقه تأخیر در ساعت ۱۰:۰۵ از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس تقاضای پرواز کرد، مدت پرواز تا دوبی 30 دقیقه و حداکثر 14 هزار پا تعیین شد. در ساعت ۱۰:۱۷ دقیقه، هواپیمای ایرباس 300 به پرواز درآمد. دقایق نخستین پرواز و مراحل اوج‌گیری تا ارتفاع 12 هزارپایی مطابق طرح پرواز انجام شد و خلبان به طور پیوسته با برج مراقبت فرودگاه بندرعباس و مرکز کنترل راههای هوایی ایران و امارات تماس داشت.

    چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس 300 به منطقه کنترل هوایی امارات, در محلی به نام «مولبیت‌», خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به 14 هزارپایی صعود کند.

    ساعت ۱۰:۲۲ دقیقه (خلیج فارس)

    در این لحظه ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز»، فرمانده ناو، موشک استاندارد 2 به سوی پرواز 655 شلیک کرد. ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شده و در آبهای خلیج‌فارس سقوط کرد. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دوبی، پیگیر سرنوشت پرواز 655 شده ولی آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد. با شناسایی دقیق محل سقوط, چرخبالها و شناورها به موقعیت 26و42 عرض شمالی و56 درجه و3 دقیقه طول شرقی منتقل شدند.

    بلافاصله پس از این واقعه, مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف 14 جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرارداده‌اند. پس از روشن ‌شدن نوع هواپیما, آمریکاییها ادعا نمودند در این مورد مرتکب اشتباه شده‌اند, اما شواهد بعدی, این نظر آنان را مردود جلوه داد. مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می‌کرده و رزم‌ناو آمریکایی نیز هفت‌بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است!

    کاپیتان کارلسون، فرمانده سابق ناو سایدز در این مورد معتقد است که ایرباس ایرانى علاوه بر علائمى که مبنى بر غیرنظامى بودن خود مى‌فرستاده با سرعتى کم در حال اوج گرفتن بود و حتى اگر در چنین شرایطى نیز آن را به عنوان یک جت اف 14 شناسایى مى‌کردند باز من تردید دارم که یک هواپیماى اف 14 می‌توانست تهدید سطحى را متوجه ناو وینسنس یا سایدز یا هر شناور دیگرى کند. اپراتور‌هاى رادار ناو هواپیمابر فورستال نیز هواپیماى مزبور را به عنوان یک هواپیماى بازرگانى شناسایى کردند. جت‌هاى جنگنده اف 14 مستقر بر روى ناو فورستال مى‌توانستند در صورتى که کاپیتان راجرز درخواست مى‌کرد، با شناسایى چشمى هواپیماى ایرانى از فاصله نزدیک از غیرنظامى بودن آن اطمینان حاصل کنند، ولى زمان براى این کار هم سپرى شد.

    هواپیمای 103

    اسپیلبرگ در آستانه ساخت یك فیلم ضد ایرانی

    هالیوود در نظر دارد فیلم جدیدی به نویسندگی جووال آویو، جاسوس سابق اسرائیل و با موضوع حادثه سقوط هواپیما لاكربی بسازد كه در آن نه لیبی بلكه ایران مقصر اصلی این حادثه معرفی می‌شود.

    به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه اسكاتلند آن ساندی، در این فیلم كه قرار است از كتابی نوشته «جووآل آویو»، جاسوس سابق اسرائیل و مشاور «استیون اسپیلبرگ» در فیلم جنجال‌برانگیز «مونیخ» اقتباس شود، ادعا شده، كه در حادثه سقوط هواپیمای لاكربی، نه لیبی كه ایران عامل كشته شدن بیش از 270 نفر سرنشین این هواپیما است.
    «آویو» كه خود فیلمنامه نویسی این پروژه را به عهده خواهد داشت، اظهار امیدواری كرده كه اسپیلبرگ بتواند كارگردانی این فیلم سینمایی پرهزینه را به عهده بگیرد.
    به گزارش اسكاتلند آن ساندی، كتاب «هواپیمای 103» به نویسندگی «جووآل آویو»، كه در آن ایرانیان بعنوان متهم اصلی حادثه انفجار هواپیمای لاكربی معرفی شده‌، اوایل سال جدید میلادی منتشر خواهد شد.
    بنا به گفته این روزنامه اسكاتلندی، «آویو»، نویسنده این كتاب هم‌اكنون در حال رایزنی با چند تن از كارگردان صاحب نام هالیوود است تا یكی از آنها ساخت این فیلم را به عهده بگیرد كه در این میان «اسپیلبرگ» به جهت دوستی و همكاری كه پیش از این در فیلم مونیخ با «آویو» داشته، بیش از بقیه گزینه‌ها مطرح است.
    این نویسنده صهیونیست در مصاحبه با مطبوعات داخلی و خارجی گفت: این داستان بسیار قدرتمندی است كه تعداد زیادی از كارگردانان مشهور هالیوود آن را دیده و نسبت به ساخت آن ابراز علاقه كرده‌اند.
    وی افزود: هنوز هیچ امضاء و توافقی صورت نگرفته ولی من بسیار خوش‌بینم كه بزودی توافقنامه‌ای امضاء خواهد شد.
    «آویو» كه پیش از این بعنوان یكی از كاركنان بلند پایه نیروی دفاع رژیم صهیونیستی مشغول به كار بوده است، گفت: به عقیده من «اسپیلبرگ» حقیقتا گزینه بسیار ایده‌آلی برای به تصویر كشیدن این داستان است.
    وی گفت: استیون هم‌اكنون در حال مطالعه كتاب من است. ما در فیلم مونیخ با هم همكاری تنگاتنگی داشتیم، كه من در ابتدا وحشت داشتم كه نكند مونیخ به یك فیلم نه چندان مهم جیمزباندی یهودی تبدیل شود ولی استیون توانست از دل‌ این پروژه یك فیلم سیاسی تفكر برانگیز بیرون آورد.
    به گزارش روزنامه اسكاتلند آن ساندی، در این رمان، «سم ولفمن»، جاسوس بازنشسته اسرائیلی، در‌می‌یابد كه ایران به تلافی انهدام هواپیمای ایرباس ایرانی با 133 سرنشین(رقم درست 290 سرنشین است) در سال 1988، دستور تخریب یك هواپیمای آمریكایی را می‌دهد و در این میان دولت ایران یك تروریست باتجربه فلسطینی به نام «احمد» را برای انجام این كار استخدام می‌كند.
    این روزنامه اسكاتلندی در ادامه افزود: گزارش‌های رسیده بیانگر این مطلب است كه «هریسون فورد»، گزینه احتمالی برای بازی در نقش «سم ولفمن» است.
    به گزارش فارس، جاسوس سابق رژیم صهیونیستی در حالی انگشت اتهام را در این پروژه به سوی ایران نشانه رفته كه مدتی پس از وقوع این حادثه، ایران از تمامی اتهامات مبراء شناخته شده و با استناد به مدارك فراوانی كه وجود داشت یك فرد لیبیایی با نام «عبدالباسط علی المِقراحی»، متهم اصلی این پرونده شناخته شد.
    اهالی‌ منطقه‌ روستای‌ «لاكربی‌» در خاك‌ اسكاتلند، زمانی‌ كه‌ یك‌ صبح‌ دیگر را آغاز كرده‌ بودند، شاهد یك‌ شی‌آتشین‌ بودند كه‌ در حال‌ سقوط به‌ زمین‌ بود.
    چند دقیقه‌ بعد این‌ اخبار بر روی‌ تلكس‌ خبرگزاریها آمده‌ بود: هواپیمای‌ 747 متعلق‌ به‌ شركت‌ «پان‌ آمریكن‌»آمریكا در منطقه‌ لاكربی‌ در خاك‌ اسكاتلند سقوط كرد. از همان‌ اوایل‌ احتمال‌ خرابكاری‌ در این‌ هواپیما مشخص‌بود. گرچه‌ عده‌ای‌ از منتقدان‌ سیاسی‌ بر این‌ باور بودند كه‌ هواپیما بر اثر نقص‌ فنی‌ سقوط كرده‌، اما دولتمردان‌آمریكا به‌ خاطر سمت‌ و سوهای‌ سیاسی‌ می‌خواستند این‌ انفجار و سقوط را «تروریستی‌» جلوه‌ دهند. كشورهایی‌مورد اتهام‌ قرار گرفتند، اما پس‌ از مدتی‌ آمریكایی‌ها، به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدند كه‌ انفجار لاكربی‌، كار دولت‌ لیبی‌ است‌ و به‌ دستور شخص‌ سرهنگ‌ قذافی‌ رهبر لیبی‌ صورت‌ گرفت‌، از این‌ رو تحریم‌های‌ سخت‌ علیه‌ این‌ كشورآغاز شد تا این‌ كه‌ چندی‌ پیش‌ سرهنگ‌ قذافی‌ تحت‌ فشارهای‌ شدید كوتاه‌ آمد و اعلام‌ داشت‌ كه‌ ما پس‌ ازشانزده‌ سال‌ از حادثه‌ لاكربی‌، غرامت‌ پرداخت‌ خواهیم‌ كرد،

    تروریسم سازمانی

    نقش بهزادنبوی وسازگاراوعطریانفرو ...وسازمان مجاهدین(انقلاب)درشهادت رجایی وباهنر

    درباره پرونده مبهم انفجار نخست وزيريپرونده ناتمام يك انفجار

    پرونده انفجار دفتر نخست وزيري، با وجود آنكه شهادت چند تن از كارگزاران نظام را در خود دارد و ابعاد فاجعه از نظر كمّي قابل مقايسه با انفجار 7 تير حزب جمهوري اسلامي نيست اما همواره حساسيت هاي فراواني را در خود داشته و ناظران سياسي كماكان از آن به عنوان يكي از نقاط كور تاريخ انقلاب ياد مي كنند.اگرچه سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بلافاصله پس از اين انفجار مسئوليت آن را برعهده گرفت اما حواشي اين رويداد، نشان داد، اين اعلام، بيشتر به يك اظهار وجود و اعلام قدرت كاذب شبيه بوده تا واقعيت.مسعود كشميري عامل انفجار دفتر نخست وزيري كه در روزهاي آخر حتي تا مقام دبيري شوراي عالي امنيت ملي نيز ارتقا يافته بود، پس از اين انفجار از كشور گريخت.

    بهزاد زمان شهادت رجایی و باهنر

                                        

     ماجراي روز واقعه دفتر نخست وزيري، بارها طي سالهاي اخير دهان به دهان گشته است: ساعت 3 بعدازظهر، جلسه شوراي امنيت ملي؛ حاضران: محمدعلي رجايي رئيس جمهور، محمد جواد باهنر نخست وزير، مسعود كشميري دبير شوراي امنيت بالاي ميز جلسه نشسته اند. تيمسار وحيد دستجردي كنار باهنر و بعد از او اخياني به جاي فرماندهي ژاندارمري كل نشسته، در كنار وي به ترتيب تيمسار كتيبه، سرورالديني معاون وزير كشور، خسرو تهراني از اطلاعات نخست وزيري، كلاهدوز قائم مقام سپاه يك طرف ميز بودند و طرف ديگر ميز تيمسار شرف خواه معاون نيروي زميني، سرهنگ وحيدي معاون هماهنگي ستاد مشترك، سرهنگ وصالي فرمانده عمليات نيروي زميني، و سرهنگ صفاپور فرمانده عمليات ستاد مشترك قرار دارند. ضبط صوت بزرگ كشميري كه مخصوص ضبط جلسات است، درست نزديك رجايي و باهنر قرار مي گيرد و در اثناي جلسه...   كشميري از ساختمان نخست وزيري و به تبع آن از كشور خارج مي شود اما يك گروه نام آشنا در دفتر اطلاعات نخست وزيري، اصرار دارند كه كشميري در جريان انفجار شهيد شده و از او فقط خاكستري مانده است! 

    سرهنگ كتيبه درباره واقعه روي داده در گفتگو با هفته نامه سروش مورخ 6/8/1361 مي گويد: «جناب سرهنگ «كتیبه» شما كه خود در جلسه 8 شهریور حضور داشتید توضیح بفرمایید كه موضوع آن جلسه چه بود و حادثه انفجار چگونه رخ داد؟...من موقع ورودم به اتاق كنفرانس مشاهده نمودم كه آن خائن از خدا بی‌خبر («كشمیری») در حال ورود به جلسه است... قبل از همه مرحوم «شهید وحید دستجردی» گزارش وقایع هفته شهربانی را عنوان كرد...
    مرحوم كلاهدوز هم در آن جلسه از طرف سپاه پاسداران حضور داشت ... در همین لحظات كه بحث و گفتگو در جلسه ادامه داشت من ناگهان احساس كردم همین‌طور كه روی صندلی نشسته بودم بی‌اراده سرپا ایستاده و تمام صورتم و مخصوصاً پیشانیم بشدت می‌سوزد...
    مسئله‌ای كه برای من اهمیت دارد، شدت انفجار بود كه ما صدای آن را در آن لحظه نشنیدیم، ولیكن پرده‌های گوش افرادی كه آنجا بودند تمام پاره شده بود...»

    بهزاد حالا

     خبرگزاري فرانسه به نقل از خبرگزاري پارس (كه بعدها به خبرگزاري جمهوري اسلامي ايرنا تغيير نام يافت) اعلام كرد، گروه مجاهدين خلق در انگلستان طي اطلاعيه اي مسئوليت اين انفجار را پذيرفته اند.  با اين حال بهزاد نبوي، در مصاحبه مندرج در كتاب "بيم ها و اميدها" تأكيد مي كند توجه كنید! منافقین [مجاهدین خلق]، هرگز مسئولیت فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی و انفجار نخست‌وزیری را كه طی آن بسیاری از چهره‌های شاخص نظام و انقلاب به شهادت رسیدند، به عهده نگرفتند. 

    اصرار برخي اعضاء دفتر اطلاعات نخست وزيري بر شهادت كشميري از ديگر نقاط مبهم در اين پرونده است به طوريكه با گذشت روز پس از انفجار، روابط عمومي نخست وزيري در اطلاعيه اي با تأكيد بر اينكه پيكر سومي كه توسط مردم تشييع شده متعلق به كشميري نبوده بلكه جسد سيد عبدالحسين دفتريان مديركل مالي اداري نخست وزيري بوده است، افزود: بر اساس همین گزارش پیكر «شهید مسعود كشمیری» در واقعه انفجار متلاشی شده بود، كه قسمتهای بدست آمده نیز همراه سه شهید دیگر به خاك سپرده شده است!

     

    تشييع تابوت خالي به نام کشميري در مقابل مجلس شوراي اسلامي، مسعود کشميري

     نويسنده كتاب شنود اشباح پس از اشاره به اين اطلاعيه، چنين مي نويسد: «در این اطلاعیه رسمی كه سندی غیرقابل انكار می‌باشد، به دروغ نه تنها «مسعود كشمیری» به عنوان شهید اعلام می‌گردد، بلكه پس از افشای كذب بودن، بر دفن قسمتهای بدست آمده از جسد وی! به همراه سه شهید دیگر تأكید می‌گردد... نكته عجیب دیگر اینكه مطابق قسمت اول اطلاعیه: «شهید دفتریان» در اثر خفگی شهید شده و نه سوختگی. پس پیكر او از ابتدا قابل تشخیص هویت بوده، پس چگونه او را با «مسعود كشمیری» اشتباه گرفته بودند؟ و الله یشهد انَّ‌المنافقین لكاذبون»

    همسر شهيد دفتريان نيز درگفتگو با همان شماره هفته نامه سروش مي گويد: «این قدر می‌دانم كه ساعت حدود هشت و چند دقیقه‌ای بود كه نام «كشمیری» را به عنوان سومین شهید نام بردند حتی تا ساعت 2 آنروز هم نام «دفتریان» به عنوان شهید اعلام نشد و فردا بعدازظهر ساعت 2 نام «دفتریان» را اعلام كردند. معلوم شد كه به هرحال شهید اول و دوم و سوم هم «كشمیری» و چهارم شهید «دفتریان» ولی چون سه جنازه بیشتر حمل نشد یكی جنازه «شهید رجایی» ‌و یكی جنازه «شهید باهنر» كه سوخته بودند و غسل نمی‌خواستند ولی جنازه ما تا رفت، شسته شد و دفن كردیم حدود سه بعداز ظهر شد و فردای آن روز كه من و خانم «باهنر» و خانم «رجایی» كه قرار گذاشتیم با هم صبح به بهشت زهرا برویم در آنجا متوجه شدم كه بعد از جنازه «دفتریان» جنازه «كشمیری» دفن شده كه این برای من سؤال شد كه دو تا جنازه كه سوخته بود كنار هم دفن شده بود. مگر نگفتند كه كشمیری هم سوخته بود خوب این هم باید سریع دفن می‌شده. چطور شد كه دو تا جنازه سوخته كنار هم بعد از آن جنازه‌ای كه سوخته نشده و بعد از آن یك خشتی زده‌‌اند و نوشته‌اند «كشمیری» به هر حال این سؤال برای ما بود...» 

    هاشمي رفسنجاني در كتاب عبور از بحران درباره اين ماجرا مي نويسد: «دوشنبه 9 شهریور [1360]... جنازه‌ها را به سالن مجلس آورند، مشاهد كردم. سخت سوخته بودند. آقایان «باهنر» و «رجایی» را فقط از داندانهای طلای جلو دهان و آسیابشان، می‌شد تشخیص داد. علامت دیگری نمانده بود.   مقداری گوشت [؟!] هم در كیسه نایلونی [جمع] كرده بودند؛ به عنوان فرد دیگری به نام «مسعود كشمیری» منشی جلسه»

     سيد رضا زواره اي نماينده وقت مجلس شوراي اسلامي در سؤالي از وزير دادگستري وقت، مي پرسد: «هیچ‌گاه ندیدیم، كه به صورت سؤال در رسانه‌ها، چه روزنامه‌ها و چه رادیو و تلویزیون مطرح بشود، كه مثلاً انفجار حزب جمهوری اسلامی، نتیجه تعقیبش به كجا انجامید؟ مسئله نخست‌وزیری به كجا انجامید؟ آنچه در این قضیه جلب توجه می‌كند، این است كه این عوامل نفوذی یك شبكه بهم پیوسته‌ای هستند كه عواملشان را به راحتی در جاهای حساس نفوذ می‌دهند.» 

    جمع كردن مقداري خاكستر در يك كيسه نايلون به عنوان جسد كشميري، ورود شيون كنان يك زن به عنوان همسر شهيد با فريادهاي مسعود مسعود، تشييع با شكوه تابوت منتسب به كشميري با شعار "كشميري چي شد؟ كشته شد!" به روي دست مردم و خلاصه اغفال مسئولين توسط يك باند محفلي در اطلاعات نخست وزيري در حالي صورت مي گرفت كه مسعود كشميري براي خروج از كشور نياز به فرصت و عدم حساسيت بود و يقيناً بر روي يك فرد كشته شده و بيجان كمترين حساسيتي وجود ندارد!

     آيت الله امامي كاشاني نيز، همچون بسياري ديگر، پرونده انفجار دفتر نخست وزيري را مبهم مي پندارد. امام جمعه موقت تهران در خاطراتي كه در ماهنامه شاهد ياران به چاپ رسيد، مي گويد: «این سوال پیوسته مطرح خواهد بود که عوامل نفوذی چگونه توانستند تا این سطح رسوخ کنند... اندکی دقت نشان می دهد که وسعت اقدامات این گروه تا بدان پایه است که از عامل واقعی جنایت دفتر نخست وزیری، شهید! می سازد. بسیار ساده لوحانه است اگر گمان کنیم این اشتباه سهوا پدید آمده که تکه هایی را که به عنوان تکه های بدن کشمیری در یک کیسه پلاستیکی جمع شده با عنوان شهید کشمیری! مطرح شود، ولی جسد سالم برادر شهیدمان، دفتریان تا 48 ساعت به عنوان یکی از شهدای حادثه، اعلام نشود.»

     زواره اي در بخش ديگري از سؤال خود بر نكته مهمي انگشت مي گذارد. سازمانهاي جاسوسي امريكا كه مقدمات ارتقاء كشميري تا اين حد را فراهم كرده اند، نفوذيهاي به مراتب قويتري در دستگاهها دارند كه حاضرند اين مهره كارآمد را قرباني كنند.

     

    سعيد حجاريان، خسرو تهراني و علي يونسي

     نويسنده كتاب شنود اشباح اما در گفتگو با منبعي كه از آن با عنوان منبع (ص) ياد مي كند، ناگفته هاي بيشتري از چگونگي پخش خبر جعلي شهادت كشميري را بازگو مي نمايد: «از مصاحبه محقق با «منبع (ص)»- بحث شهید سازی از «كشمیری» خبیث:.. ببین بعد از انفجار هیچ نشانه‌ای از مجروح شدن یا كشته شدن «كشمیری» نبود... آقای «بهزاد باستانی» كه معاون و رئیس‌ دفتر «بهزاد نبوی» بود، «محمد سازگارا» معاون سیاسی اجتماعی «بهزاد نبوی»، «علی‌اكبر تهرانی»، «بیژن تاجیك» و «محمد رضوی» بودند كه به نحوی هسته اولیه پخش خبر شهادت «كشمیری» ملعون به حساب می‌آمدند... (ص595)
    باز بین همین جمع پنج تایی هم «سازگارا» و «باستانی» به نظرم توی روابط عمومی [نخست‌وزیری]، روی این قصه كه «كشمیری» كاملاً سوخته و هیچ چیزی جز خاكستر ازش نمانده، خیلی محكم مانور كرده بودند... رئیس ‌روابط عمومی نخست‌وزیری یكی بود به نام «محمد دوائی» كه خبر صددرصد كذب شهید شدن «مسعود كشمیری» را به رادیو می‌دهد، كه اعلام می‌شود به عنوان شهید «كشمیری»...

     

    محسن سازگارا، در حال مشاوره دادن به نومحافظه کاران آمريکايي

    س) خود آقای «بهزاد نبوی» توی آن بحبوحه انفجار كجا بود؟ [«منبع (ص)»:]... تقریباً همزمان با آتش‌سوزی ساختمان، «بهزاد نبوی» به سمت مجلس رفته بود و خودش را به رئیس مجلس رسانده بود. درست همون لحظه همه از مجلس برای كمك به جهت برعكس می‌رفتند... اگر روال ظاهری قضایا انجام می‌شد و تابوت جنازه خیالی «كشمیری» باز نمی‌شد، الان یك تابوت خالی در كنار قبر «شهید رجایی» و «باهنر» وجود داشت، به نام «شهید مسعود كشمیری».
    س) در بحث تابوت و جنازه درست شده «كشمیری»، عوامل آن دقیقاً چه كسانی بودند؟ [«منبع (ص)»:] «علی اكبر تهرانی»، «محمدمحسن سازگارا»، «نادر قوچكانلو» و «سیف‌الله ابراهیمی»، بدون كوچكترین دلیل از مجروحیت یا قتل «كشمیری» از خاكسترهای محل انفجار، یك جنازه ساختگی كه داخل پلاستیكی ریخته شده بود، را به اسم بقایای پیكر مطهر «شهید كشمیری» همراه با جنازه‌های واقعی «شهید رجایی» و «شهید باهنر» به مرأسم تشییع، برای دفن به بهشت‌زهرا فرستادند... البته این تیم هماهنگ‌كننده تشییع جنازه، صبح روز تشییع جنازه‌ها یعنی نهم [شهریور] توسط «بهزاد نبوی» در نخست‌وزیری تشكیل شده بود...
    س)‌در بحث دفن توی بهشت‌زهرا چه شد؟
    [«منبع‌(ص)»:] حالا چون جلوی مجلس كار برای اونها از حالت پیش‌بینی شده خارج شده بود؛ در بهشت زهرا هم دچار مشكل شد. یعنی دفن جنازه ساختگی، غیرقانونی انجام می‌شود. نظریه پزشكی قانونی، جواز دفن و مراحل اداری و كارهای دفتری در بهشت زهرا برای «كشمیری» انجام نشد. در حالیكه همه این تشریفات برای «شهید رجایی» و «شهید باهنر» انجام شد... كه همان موقع نماینده سپاه [پاسداران انقلاب اسلامی] در پزشكی قانونی به مسئولین بهشت‌زهرا در مورد اجازه دفن برای «كشمیری» شدیداً اعتراض كرده بوده...
    س) او كه بود؟
    [«منبع (ص)»:] اسمش «تاجیك» بود. اسم كوچكش یادم نیست. ولی فامیلی‌اش «تاجیك» بود...در زمینه دفن جنازه‌ها هم مهندس «صنیع‌پور» بود، قائم‌مقام «بهزاد نبوی». «سازگارا» بود و «علی‌اكبر تهرانی» كه جالبه دائماً با «بهزاد نبوی» در تماس بودند...بعد از اینكه تدفین صورت گرفت، «بهزاد نبوی» یك عده‌ای را دعوت كرد كه به اصطلاح تیم تحقیق و بررسی انفجار نخست‌وزیری باشند كه خودش هم آن را سرپرستی می‌كرد. دسته اول آنها «خسرو تهرانی»، «محمد رضوی»، «علی‌اكبر تهرانی»، «بیژن تاجیك» و «سعید حجاریان» بودند. دسته دوم هم سرهنگ «حجاری» رئیس شهربانی و چند نفر از آگاهی و یك نفر از سپاه بود، كه البته همه كارها با دسته اول پیگری شد و دسته دوم بیشتر جنبه تشریفاتی داشت...نكته عجیب هم وجود داشت كه یك زنی به عنوان همسر «شهید كشمیری» در مرأسم ختم شهدا شركت داده شده بود، در صورتی كه زن «كشمیری» با بچه‌هایش فراری بودند...خانواده كشمیری را هم به عنوان خانواده شهید در مدرسه عالی «شهید مطهری» آورده بودند [!]...دسته اول بدون مجوز دادستانی، منزل «كشمیری » را تفتیش می‌كنند و اسناد و مداركی را غیرقانونی ضبط می‌كنند كه ظاهراً سر از كمیته اداره دوم در آورده بود. گویا در مورد سوابق كار «كشمیری» توی اداره دوم و نیروی هوایی بود كه بعداً هم روی این اسناد با بازپرسی ویژه، كش و قوس شد... در حقیقت همین تفتیش غیرمجاز باعث شد كه دادستان كل كشور، بازپرس ویژه‌ای را جهت بررسی انفجار نخست‌وزیری مأمور بكند. این بازپرس ویژه دسته تحقیق اول را منحل اعلام كرد كه «بهزاد نبوی» شدیداً مخالت كرد. بعداً همین بازپرسی ویژه دادستان كل، بعضی از افراد دسته اول را دستگیر و ممنوع‌الملاقات كرد... نكته‌ای كه وجود داشت، این بود كه در حقیقت آقای «بهزاد نبوی» رسیدگی به موضوع را به دوستان صمیمی و همكارهای خود «مسعود كشمیری» سپرده بود، كه ظاهراً همین‌ها بعدها گفتند كه «سازگارا» از طرف «بهزاد» مسائل پزشك قانونی را داشته پیگری می‌كرده و برای بررسی و تشخیص نوع بمب هم باز به دعوت «بهزاد نبوی» عده‌ای از مراكز مختلف آمده بودند، كه با نظر خود او هماهنگ بودند...
    س) چرا منزل «كشمیری» بدون هماهنگی دادستانی تفتیش شده بود؟
    [«منبع (ص)»:] خب این را برو از آقای «بهزاد نبوی» بپرس. بگو فلانی [نام منبع] پرسید هم «كشمیری» هم «جواد قدیری» خانه‌هایشان به دستور شما كه صلاحیت قضایی انجام چنین كاری نداشتی، تفتیش شده. چرا؟ (ص599-595)» (جواد قديري شوهرخواهر محمد عطريانفر است كه با فرار از ايران به گروهك ممنافقين پيوست)

     

    محمد عطريانفر و شوهر خواهر سابقش جواد قديري

     سيدرضا زواره اي در ادامه سؤال خود از وزير وقت دادگستري كه در صورتجلسه 345 مجلس شوراي اسلامي منعكس است، سؤالي كليدي درباره چگونگي ورود كشميري به نخست وزيري مطرح مي سازد: «كشمیری» چه كسی است؟ «كشمیری» قبل از انقلاب، مدیر عامل یك شركت انگلیسی است و رفت وآمدهای مشكوكی در جزایرخلیج [فارس] دارد. مداركی كه از خانه‌اش به دست آمد، خانواده‌ای بی‌قید و بی‌بند و بار دارد... ایشان از طریق دادستانی كل انقلاب در ابتدای انقلاب به اداره دوم ارتش معرفی می‌شود و می‌رود، در آنجا مشغول كار می‌شود. یعنی یك مركز حساس و مركز اسرار مهم مملكت. از اداره دوم به نیروی هوایی... این چه شبكه‌ای است كه این قدر نفوذ دارد و این را این قدر رشدش می‌دهد؟ مسائلی كه در همین چند روزه، برادرانی از نیروی هوایی در مورد اقدامات «كشمیری» می‌گفتند، درخور توجه است... شخصی به نام ستوان یكم «هرمز یعقوبی» می‌رود، از كنار خیابان، یقه‌اش را می‌گیرد، می‌آورد كیفش را می‌گیرند باز می‌كنند. می‌بینند یك مقدار اسناد سری درون كیفش است و دارد می‌برد... باز بچه‌های نیروی هوایی می‌گفتند: كه یك كامیون اسناد سری تحت عنوان كاغذ باطله از نیروی هوایی به وسیله «كشمیری» خارج می‌شود... مطلب دیگر آقای «كشمیری»، ‌به عنوان سرپرست كمیته خنثی سازی كودتای نوژه تمام جریانات كودتای نوژه را در دست می‌گیرد و یك عاملی كه قرائن نشان می‌دهد به احتمال زیاد عضویت (سی.آی.ا) را دارد، تمام سرنخهای اصلی (س-آی-ا) را در این كودتای خائنانه كور می‌كند و قطع می‌كند و بعد چطور می‌شود؟‌ چه شبكه قوی هست كه این را می‌آورد در نخست‌وزیری؟ بعد از این همه مسائل؟... سوال اینجاست كه چه كسی صلاحیت «كشمیری» را برای ورود به نخست‌وزیری تأیید كرد و چگونه او را آوردند در نخست‌وزیری؟... بعد از آنكه «كشمیری» خانه تكانی كرده و همه اسنادش را برده، درست برای ساعت 3 كه نخست‌وزیری منفجر می‌شود، یك ماشین می‌آید در خانه‌اش و زن و بچه‌هایش را برمی‌دارد و می‌برد... (ص610-608)»

     كشميري در جلسه روز واقعه در مكاني كه براي استقرار خسرو تهراني معاون وقت اطلاعات نخست وزيري بوده، مي نشيند و در حين جلسه برخاسته براي رئيس جمهور چاي مي ريزد و پس از گفتگويي كوتاه با تهراني از جلسه خارج مي شود. ارسال اين پرونده به دادگستري و جلوگيري از رسيدگي به آن توسط سيد اسدالله لاجوردي در حاليكه پرونده هاي مرتبط با منافقين همگي در اختيار وي به عنوان دادستان انقلاب تهران قرار مي گرفته، از ديگر نقاط مبهم اين پرونده است.

    حجت الاسلام روح الله حسينيان رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي در سخنراني 10/6/1379 خود در اين زمينه مي گويد: «اینها چنان تظاهر به خط «امامی» می‌كردند كه خط «امام» را در انحصار خودشان قرار داده بودند و گفتند كه فقط ما در خط «امام» هستیم... اولین خیانتی كه كردند شهادت مرحوم «شهید رجایی» و «شهید باهنر» بود، آنها اطلاعات نخست‌وزیری را داشتند و می‌دانستند «كشمیری» منافق است. با او سابقه‌دار و هم بند بودند. او را آوردند در نخست‌وزیری و به پستهای بالا ارتقاء دادند... بلافاصله آمدند، یك جنازه برای «كشمیری» درست كردند... وقتی با اعتراض و آگاهی دیگران روبرو شدند، آمدند این شعار را ترفند خودشان قرار دادند كه بله ما می‌دانستیم، می‌خواستیم منافقین «كشمیری» را خارج نكنند، تا دستگیرش كنیم! تنها كسی كه به این مسئله پی‌ برد و رحمت خدا بر او باد، مرحوم «شهید لاجوردی» بود. پرونده‌ای تشكیل داد، عده‌ای از اینها را دستگیر كرد. یك نفر به نام «تقی محمدی» كاردار ایران در افغانستان بود. دستگیر شد. آمد تا شروع كرد به پرده برداشتن از مسائل، یك روز بعد جنازه او را كف سلول دیدند! نفوذ داشتند [-] یكی از همین منافقین به نام «قدیری» در اوین بود [-] او [«تقی محمدی»] را كشتند و نگذاشتند پرونده [«كشمیری»] پیگیری شود.»

     تقي محمدي عضو دفتر اطلاعات نخست وزيري همان فرديست كه رسانه هاي بيگانه بلافاصله پس از انتخاب احمدي نژاد به رياست جمهوري با انتشار عكس او مدعي شدند، احمدي نژاد در گروگانگيري سفارت امريكا حضور داشته است. سعيد حجاريان از اعضاء وقت اطلاعات نخست وزيري اما با رد اين اظهارات تأكيد كرد، عكس مورد نظر مربوط به تقي محمدي است كه در زندان خودكشي كرد. حجاريان از ارتباط نزديكي با محمدي برخوردار بوده است. تقي محمدي پس از انفجار دفتر نخست وزيري به سفارت ايران در افغانستان رفته و به عنوان كاردار سفارت منصوب مي شود با اين حال، تقي محمدي درحالي از سوي لاجوردي به تهران فراخوانده مي شود كه گمان مي رود، وي اطلاعات مناسبي درخصوص نقاط مبهم اين پرونده ناتمام دراختيار دارد اما پس از آنكه وي حاضر به همكاري مي شود، ادعا مي شود با كمربند خود را حلق آويز كرده است.

     

    تقي محمدي ، سعيد حجاريان

     بهزاد نبوي كه همواره اتهم ارتباط سازمان مجاهدين انقلاب با انجار نخست وزيري را رد كرده است، در گفتگويي با روزنامه دوران امروز 21/2/1379 در اين خصوص مي گويد: «این خیلی جالب است. بحث انفجار نخست‌وزیری را در مرحله اول به بنده منتسب كردند و در مرحله بعد نیز خواستند سازمان [مجاهدین انقلاب] را به همراه من در پرونده، شریك و ذینفع كنند... تا خیلی جاها هم پیش رفتند. علیرغم اینكه «امام رحمه‌الله علیه» در سال 1364 و یا 1365 بر اساس گزارش رئیس قوه قضائیه وقت، آقای «موسوی‌اردبیلی»، دادستان كل كشور [آقای «موسوی خوئینی‌ها»] و دادستان انقلاب اسلامی، آقای «رئیسی» كه در یك جلسه، هر سه به حضور «امام (ره)» رسیدند. در آنجا گزارش پرونده را پس از بازجویی‌های مفصل از تمام افرادی كه در این زمینه متهم بودند، انجام داده بودند. گزارش نتایج را به ایشان ارائه دادند. ایشان دستور مختومه شدن پرونده را به دلیل عدم وقوع بزه صادر كردند و حتی دستور دادند كسانی كه در این پرونده سازی شركت داشته‌اند، تحت پیگرد قرار بگیرند؛ تا اینكه معلوم شود، این افراد از كجا آمده‌اند و چرا علیه خدمتگزاران انقلاب و نظام، پرونده‌سازی می‌كنند، كه البته این كار هرگز انجام نشد...»

     ادعاي كذب بهزاد نبوي درباره مختومه شدن اين پرونده از سوي امام (ره) و اشتياق وي به اين مسئله در حالي صورت مي گيرد كه اين پرونده هيچ گاه مختومه نشد و تنها با اصرار برخي مسئولان قضايي وقت از جمله محمد موسوي خوئيني ها (كه از قبل از انقلاب ارتباط نزديكي با حلقه نازي آباديها داشت)، به دليل شرايط ويژه كشور، جنگ و لزوم حفظ انسجام، مسكوت ماند.

     هاشمي رفسنجاني در خاطرات سال 63 خود كه اخيراً منتشر شده است، مي نويسد: «دو سه نفر از بازپرسان زندان اوين آمدند. براي تعقيب پرونده انفجار نخست وزيري، پيشنهاد دستگيري بعضي از مسئولان معروف را داشتند. قبلاً هم از امام اجازه خواسته اند. امام آن را به شيخ يوسف صانعي دادستان كل كشور ارجاع داده اند؛ ضررهاي احتمالي را تذكر دادم.» در پاورقي همين بخش آمده است: « در پرونده انفجار نخست وزيري و شهادت دكتر باهنر و محمد علي رجائي، افراد مختلفي متهم شدند. از جمله آقاي علي تهراني يكي از كاركنان نخست وزيري به علت اينكه معرّف مسعود كشميري –عامل بمب گذاري – بوده و با وي رفاقت داشته، دستگير شد. بعد از دستگيري علي تهراني، پاي افراد ديگري مانند مهندس بهزاد نبوي –وزير صنايع سنگين-، خسرو قنبري تهراني –رئيس اداره اطلاعات نخست وزيري- و چند نفر ديگر به ميان آمد. به اين پرونده رسيدگي كامل نشد و به دستور امام خميني، پيگيري اتهامات متهمان پرونده، متوقف گرديد.»

     نزديكان شهيد سيد اسدالله لاجوردي تأكيد دارند كه وي در روزهاي منتهي به شهادت در تب و تاب به جريان انداختن دوباره پرونده اي بوده كه روزي به دليل شرايط ويژه كشور، متوقف شده بود. پرونده اي ناتمام كه در حالتي تعجب برانگيز با گذشت بيش از 26 سال كماكان مسكوت مانده و در آستانه 8 شهريور در كنار اطلاعات و تصاوير كليشه اي، غريوي درباره آن برنمي خيزد.

     اسدالله لاجوردي ، در زماني که در صدد بازگشايي پرونده 8 شهريور بود، ترور شد

     پس از شهادت لاجوردي، روزنامه هاي نزديك به سازمان مجاهدين انقلاب از به كار بردن لفظ شهيد براي وي خودداري كردند./  «خدایا! تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف، خطر منافقان انقلاب را، همان‌ها كه التقاط سراسر وجودشان را و همه‌ ذهن و باورشان را پر كرده است و همان‌ها كه ریاكارانه برای رسیدن به مقصودشان، دستمال ابریشمی بزرگی به بزرگی مجمع‌الاضداد را به دست گرفته‌اند و همان‌ها كه رجایی و باهنر را می‌كشند و هم به سوگشان می‌نشینند... به مسوولان گوشزد كرده‌ام، ولی نمی‌دانم چرا...» بخشي از وصيتنامه شهيد لاجوردي / منبع:رجانیوز

    ترور شهید رجایی و باهنر

    سخن اول:

    "خدایا تو شاهدی چندین بار با عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را (همانها که التقاط به گونه ی منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را گرفته و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند هم رجایی و باهنر را می کشند هم به سوگشان  می نشینند هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی وسپس...برقرار می کنند ، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف انان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان (و در حقیقت برای جلب رضایت مسولین  و نجات بنیادی آنان)خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فاهت روی  روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند. )به مسئولین گوشزد کرده ام.
    گفته ام که خطر اینان (منافقين انقلاب) به مراتب زيادتر از خطر منافقين خلق است چرا كه علاوه بر همه شيوه هاي منافقانه منافقين سالوسانه در صف حزب اللهيان قرار گرفته صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه اي كه عملا عقل و اراده منفصل برخي تصميم گيرندگان قرار گرفتند."
    از وصيت نامه شهيد "اسد الله لاجوردی" دادستان سابق انقلاب
     و از مسئولان بررسی پرونده هشت شهريور

    سخن دوم :

    شهید لاجوردی در زمان رسیدگی به پرونده هشت شهریور با دستگیری برخی عناصر مشکوک به سرعت به هسته اصلی یعنی طراحان فاجعه هشت شهریور نزدیک می شد.نکته قابل توجه اینکه تاکنون همه کسانی که به نوعی در پیگیری هشت شهریور نقش داشته اند به شهادت رسیده اند از جمله شهید ربانی املشی و شهید قدوسی را نیز می توان علاوه بر شهید حاج سید اسد الله لاجوردی نام برد.

    سخن سوم:

    از روزنامه «جمهوری اسلامی»14/6/1360- خطبه‌ نماز جمعه «هاشمی رفسنجانی»:

    ... برنامه می‌ریزند، یكی را بكشند. یكی هم در كنار او بدنام كنند... اخیراً من شنیدم تلفنهایی به كار افتاده و افرادی و جریانهایی كه تحقیقاً ریشه‌اش در لیبرالیسم است و یا خود منافقین است شخصیت بسیار معتبر این جمهوری، آقای «بهزاد نبوی» را دارند زیر علامت سؤال قرار می‌دهند و این ترور دوم است. (ص559)

    از كتاب «پس از بحران» - خاطرات «هاشمی‌رفسنجانی»:

    ... یكشنبه 7 تیر [1361]... شب آقای «صبوری» از گروه پیگیری پرونده انفجار نخست‌وزیری و جنایت («مسعود) كشمیری» آمد و اطلاعات زیادی راجع به «كشمیری» و همكاران او داد. یك سازمان انقلابی را زیر سؤال برده بود كه باید تحقیق كنیم. مطلب مهمی است. [توضیحات پاورقی مربوطه نیز چنین است:] اشاره به نقش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و شخص آقای «بهزاد نبوی» و «خسرو تهرانی» كه تاكنون صحت یا سقم آن به اثبات نرسیده است...

    خسرو تهرانی ، از چهره های معروف امنیتی و مشاوران خاتمی که در زمان بررسی پرونده ترور توسط مراجع قضایی بازداشت شد.


    از جلد دوم كتاب «مجموعه آثار یادگار امام [ره]» - خاطره حاج «سید احمد خمینی»(7/7/1371):

    ...«كشمیری»  بنا بود یك چمدان مواد منفجره را بیاورد و در كنار «حضرت امام» بگذارد...

    منبع:وبلاگ انجمن مبارزه با تهاجم فرهنگی

    مسجدی به نام شکر

    روایت شیدایی

    اینجا طبس روایتی عجیب از تاریخ است.

    باز هم اربابان قدرت در پی ویرانی تمام قبله حق شکست می خورند.

    مسجد شکر

    این مسجد شکر در دل صحرای طبس است که واقعا اسم به جایی دارد.

    در همین مکان شهید منتظر قائم توسط دژخیم نامرد بنی صدر به شهادت رسید.

    در این چنین روزی من خود را به آنجا رساندم تا خود را در آن لحظه نابودی کفر حس کنم.

    عکس شهید منتظر قائم در صحرای طبس

    تبلیغات «نستله» در تلویزیون، سكوت نمایندگان مجلس

    تبلیغات «نستله» در تلویزیون، سكوت نمایندگان مجلس و بی‌توجهی به درخواست دانشجویان!


     

    علیرغم اعتراضات فعالان دانشجویی و بسیاری از حامیان تولیدات داخلی، تبلیغات محصولات شرکت صهیونیستی «نستله» همچنان در سیمای جمهوری اسلامی ادامه دارد.

    به گزارش «شریف نیوز»، مورد اخیر این تبلیغات در یک برنامه آشپزی در شبکه ۲ سیما نمایش داده شده که به طور خاص محصول «مگی» متعلق به این شرکت سفارش و تبلیغ شده است.

    ماه گذشته نیز تعدادی از تشكل‌ها‌ی دانشجویی در نامه‌ای به عزت‌الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما نسبت به پخش تبلیغات محصولات نستله در تلویزیون اعتراض کردند.

    این در حالی است که اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، که قاعدتا نظارت بر فعاليت ارگان‌های فرهنگی کشور از جمله وظايف آنهاست، سکوت معنی‌داری را در برابر رسانه ملی که عظیم‌ترین دستگاه فرهنگی تبلیغاتی کشور است اختیار کرده‌اند.

     

     

     

    پول ملت ایران را به جیب صـهـیونیست‌ها نریزید
    چندی پیش نیز جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران مقابل دفتر نمایندگی شركت غذایی «نستله» در تهران تجمع كردند.

    تجمع‌كنندگان با در دست داشتن پلاكارد‌هایی خواستار توقف فعالیت این شركت در ایران شدند.

    در دستان تجمع‌كنندگان پلاكارد‌هایی با عناوین زیر دیده می‌شد: «كاكائوی نستله = گلوله‌های صهیونیستی»، «وحشی‌گری صهیونیست‌ها را متوقف كنید»، «پول ملت ایران را به جیب صهیونیست‌ها نریزید» و....

    در بیانیه دانشجویان تجمع كننده آمده بود: «امروز اقتصاد ایران در بخش تغذیه به خودكفایی نسبی رسیده است و به طور عادی سرمایه‌گذاری شركت‌های بیگانه در این بخش ضربه به شركت‌های تولیدی داخلی و اقتصاد ملت ایران است، چه رسد به اینكه شركت سرمایه‌گذار خارجی از مهمترین تامین‌كنندگان اقتصادی رژیمی است كه موجودیت خود را جزء در نابودی اقتصاد، فرهنگ و هویت مسلمانان جهان متصور نمی‌شود و اكنون بولدوزرهای این رژیم قطعی از هویت مسلمانان بلكه همه‌ی پیروان ادیان توحیدی را زیر گرفته است.»


     
    شرکت نستله
    در سایت شرکت نستله آمده است: نستله یک کمپانی تغذیه بین‌المللی است که در سال 1866 میلادی در سوئیس توسط هانری نستله تاسیس شد و اکنون در 100 کشور جهان، 350 شعبه دارد. محصولات غذایی نسکافه، سرلاک، مگی، کافی میت و ... از جمله تولیدات این شرکت در سطح جهانی است.

    نستله در سال 1998 جایزه جوبیلی (Jubilee Award) را از دست نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی (بنیامین نتانیاهو) دریافت کرد. این جایزه به بزرگترین شرکت‌های تامین کننده اقتصاد اسرائیل اعطا شده است.

    این شرکت در سال 2000 میلادی، مبلغ 6/14 میلیون دلار به صندوق غرامت هلوکاست واریز کرده است. بیانیه رسمی این پرداخت در پایگاه اینترنتی این شرکت موجود است.

    شرکت نستله مالک 1/50 درصد سهام شرکت اسرائیل Osem (از بزرگترین شرکت‌های غذایی اسرائیل) است. همچنین آمریکا سالانه 24 میلیون دلار را به ازای سرمایه‌گذاری در اسرائیل به این شرکت اعطا می‌کند.
     

     

    Iran Air Flight 655


    From Wikipedia, the free encyclopedia Jump to: navigation, search Information in this article or section has not been verified against sources and may not be reliable.Please check for inaccuracies and modify as needed, citing the sources against which it was checked. Iran Air Flight 655 Summary Date  July 3, 1988 Cause  Civilian airliner shoot-down Site  Persian Gulf Origin  Mehrabad International Airport Last stopover  Bandar Abbas International Airport Destination  Dubai International Airport Fatalities  290 Aircraft  Aircraft type  Airbus A300B2-203 Operator  Iran Air Tail number  EP-IBU Passengers  275 Crew  15 Survivors  0 Iran Air Flight 655 (IR655) was a commercial flight operated by Iran Air that flew from Bandar Abbas, Iran to Dubai, UAE. Towards the end of the Iran Iraq War, On Sunday July 3, 1988, the aircraft flying IR655 was shot down by the U.S. Navy guided missile cruiser USS Vincennes between Bandar Abbas and Dubai, killing all 290 passengers and crew aboard, including 38 non-Iranians and 66 children. The Vincennes was inside Iranian territorial waters at the time of the shoot-down. According to the U.S. government, the Iranian airbus was mistakenly identified as an attacking military fighter. The Iranian government, however, maintains that the Vincennes knowingly shot down a civilian aircraft. The flight number IR655 is still used by Iran Air on the Tehran-Bandar Abbas-Dubai route.[1] Contents [hide]   1 The incident   2 U.S. government accounts   3 Iranian government account   4 Independent sources   5 Radio communication   6 Potential factors   7 Medals awarded   8 Compensation   9 References   9.1 Cited   9.2 Others   10 See also   11 External links   12 Further reading The incident The USS Vincennes shot down an Iran Air passenger aircraft similar to this Iran Air Airbus, killing all 290 passengers (including 66 children) and crew on board. The plane, an Airbus A300B2, registered as EP-IBU and flown by Mohsen Rezaian, a veteran captain with 7,000 hours of flight time, left Bandar Abbas at 10:17 am Iran time (UTC+0330), 27 minutes after its scheduled departure time of 9:50 am. It would have been a 28-minute flight. After takeoff, it was directed by the Bandar Abbas tower to turn on its transponder and proceed over the Persian Gulf. The flight was assigned routinely to commercial air corridor Amber 59, a twenty-mile-wide lane on a direct line to Dubai airport. The short distance made for a simple flight pattern: climb to 14,000 feet (about 4300 m), cruise for a short time, and descend into Dubai. At that same time, the Vincennes, under the command of Captain William C. Rogers III and fitted with the then-new AEGIS combat system, was nearby in the Strait of Hormuz. Aegis screen displays on USS Vincennes The Vincennes had been rushed to the area after the April 14 mining of the USS Samuel B. Roberts by Iranian forces. Iran had purchased Silkworm missiles from China, and an AEGIS cruiser was the only type of vessel that could counter the threat. The Roberts had been operating in the Persian Gulf as part of Operation Earnest Will, the effort to protect Kuwaiti oil tankers during the Iran-Iraq War. On the morning of July 3, the Vincennes crossed into Iranian territorial waters during clashes with Iranian gunboats. Earlier in the day, the Vincennes — along with Iranian gunboats — had similarly violated Omani waters until challenged by an Omani warship. The USS Sides (FFG-14) and USS Elmer Montgomery (FF-1082) were nearby. The event triggered an intense controversy, with Iran condemning the shootdown as a "barbaric act." On the other hand, George H.W. Bush, at the time Vice President of the United States in the Reagan Administration, defended his country at the United Nations by declaring that the shootdown had been a wartime incident and that the crew of the Vincennes had acted appropriately to the situation at the time. At a news conference on 2 August 1988 he said "I will never apologize for the United States of America—I don’t care what the facts are" in reference to the incident.[2] [edit] U.S. government accounts According to the U.S. government, the Vincennes mistakenly identified the Iranian airbus as an attacking military fighter. The officers identified the flight profile being flown by the Airbus A300B2 as being similar to that of an F-14A Tomcat during an attack run;[3] the commercial flight had originated at Bandar Abbas, which served dual roles as a base for Iranian F-14 operations and as a hub for commercial, civilian flights.[4] According to the same reports, the Vincennes tried more than once to contact Flight 655, but there was no acknowledgement. At 10:24 am, with the civilian jet 11 nautical miles away, the Vincennes fired two SM-2MR Surface-to-air missiles. The first missile broke the aircraft in two and damaged the tailplane and right wing. After the engagement, the Vincennes’ crew realized that the plane had been a civilian airliner. This version was finalized in a report by Admiral William Fogarty, entitled Formal Investigation into the Circumstances Surrounding the Downing of Iran Air Flight 655 on 3 July 1988.[5] Only parts of this report have been released (part I in 1988 and part II in 1993), which has drawn criticism from many observers.[citation needed] The unclassified version of a Congressional report of a U.S. Navy investigation headed by Admiral William Fogarty reports that the USS Vincennes was in international waters, contrary to the claims of the Iranian government.[citation needed] When questioned by BBC journalists in a 2002 documentary, the U.S. government stated in a written answer that they believed the incident may have been caused by a simultaneous psychological condition amongst the 18 bridge crew of the Vincennes called 'scenario fulfillment’ which is said to occur when persons are under pressure. In such a situation, the men will carry out a training scenario, believing it to be reality while ignoring sensory information that contradicts the scenario — in the case of this incident, the scenario was an attack by a lone military aircraft. This hypothesis, if true, could explain why the records of the Vincennes’ instruments never indicated a craft resembling an F-14 being detected, while a civilian IFF signal was detected. [edit] Iranian government account A block of 45 rials postage stamps released by Iran on 11 August 1988, in commemoration of the downing of Iran Air Flight 655 by the USS Vincennes. According to the Iranian government, the shooting down of IR 655 by the Vincennes was an intentionally performed and unlawful and inhumane act. Even if there was a mistaken identification, which Iran has not accepted, it argues that this constituted gross negligence and recklessness amounting to an international crime, not an accident.[6] In April 1988, the US Navy carried out Operation Praying Mantis against Iran and directly attacked Iranian Naval vessels and installations and Iranian off-shore oil facilities. The battle was launched in retaliation for the 14 April mining of the USS Samuel B. Roberts (FFG-58). U.S. forces sank two Iranian warships and as many as six armed speedboats in the engagement. In effect, Iran and the USA were in outright military conflict. Iran thus regarded the USA as being an open military ally of Saddam Hussein’s Iraq and feared that the US would expand its naval war with Iran into attacks on Iran’s soil. The Iranian government contended at the time of the incident that the attack was intended as a warning to Iran that if it did not agree to some form of armistice with Iraq, the USA would itself directly attack the Iranian mainland and Iranian civilians in order to assist Iraq.[citation needed] [edit] Independent sources Newsweek reporters John Barry and Roger Charles wrote that Rogers acted recklessly and without due care. Their report accused the U.S. government of a cover-up.[7] An analysis of the events by the International Strategic Studies Association described the deployment of an Aegis cruiser in the zone as irresponsible and felt that the expense of the ship had played a major part in the setting of a low threshold for opening fire.[8] The Vincennes had been nicknamed 'Robo-cruiser', both in reference to its AEGIS system, and to the supposed aggressive tendencies of its captain. The US fighter base in Bahrain had refused to provide supporting aircraft to cover the Vincennes — the commander of the base stated that his decision was based on a fear that the Vincennes would accidentally shoot down one of his aircraft.[citation needed] On November 6, 2003 the International Court of Justice ruled that "the actions of the United States of America against Iranian oil platforms on 19 October 1987 and 18 April 1988 cannot be justified as measures necessary to protect the essential security interests of the United States of America."[9] However, the case relating to the Airbus downing, "the Aerial Incident of 3 July 1988, (Islamic Republic of Iran v. United States of America)", was dropped 22 February 1996 following settlement and reparations by the United States.[10] Three years after the incident, Admiral William J. Crowe admitted on American television show Nightline that the Vincennes was inside Iranian territorial waters when it launched the missiles.[11] This contradicted earlier Navy statements. Captain David Carlson, commander of the USS Sides, the warship stationed near to the Vincennes at the time of the incident, is reported (Fisk, 2005) to have said that the destruction of the aircraft "marked the horrifying climax to Captain Rogers’ aggressiveness, first seen four weeks ago." His comment referred to incidents on June 2, when Rogers had sailed the Vincennes too close to an Iranian frigate undertaking a lawful search of a bulk carrier, launched a helicopter within 2-3 miles (3.2-4.8 km) of an Iranian small craft despite rules of engagement requiring a four-mile (6.4 km) separation, and opened fire on a number of small Iranian military boats. Of those incidents, Carlson commented, "Why do you want an Aegis cruiser out there shooting up boats? It wasn’t a smart thing to do." At the time of Rogers’ announcement to higher command that he was going to shoot down the plane, Carlson is reported (Fisk, 2005) to have been thunderstruck: "I said to folks around me, 'Why, what the hell is he doing?' I went through the drill again. F-14. He’s climbing. By now this damn thing is at 7,000 feet." However, Carlson thought the Vincennes might have more information, and was unaware that Rogers had been wrongly informed that the plane was diving. According to the BBC documentary of 2002, Carlson identified IR655 as a civilian craft based on its radar signature, its 'squawk' (IFF) code, and the fact that it was ascending at low speed — an attacking military aircraft would be descending towards the Vincennes at high speed. At first Carlson thought that the 'Iranian Tomcat' identified by the Vincennes was actually another craft that he could not identify, as it was surprising to Carlson that the Vincennes crew would mistake a Tomcat with a civilian aircraft. The Vincennes’ warnings were on a military channel, addressed to 'Iranian Tomcat'. When Carlson concluded that the Vincennes was referring to IR655 in its warning to turn away or receive fire, he urgently warned IR655 on a civilian freqency that it was in danger, having been mistaken for a military craft and should turn away. IR655 immediately complied and changed course onto a trajectory away from the Vincennes. The Vincennes fired regardless. Carlson expressed the view that the incident was a mistake brought about by an overly aggressive approach by the captain of the Vincennes. Craig, Morales & Oliver, in a slide presentation published in M.I.T.'s Spring 2004 Aeronautics & Astronautics, as the "USS Vincennes Incident," commented that Captain Rogers had "an undeniable and unequivocal tendency towards what I call 'picking a fight.'" On his own initiative, Rogers moved the Vincennes 50 miles northeast to join the USS Montgomery. An angry Captain McKenna ordered Rogers back to Abu Musa, but the Vincennes helicopter pilot, Lt Mark Collier, followed the Iranian speedboats as they retreated north, eventually taking some fire: "…the Vincennes jumps back into the fray. Heading towards the majority of the speedboats, he is unable to get a clear target. Also, the speedboats are now just slowly milling about in their own territorial waters. Despite clear information to the contrary, Rogers informs command that the gunboats are gathering speed and showing hostile intent and gains approval to fire upon them at 0939. Finally, in another fateful decision, he crosses the 12-mile limit off the coast and enters illegally into Iranian waters."[12] The Fogarty report concluded, "The data from USS Vincennes tapes, information from USS Sides and reliable intelligence information, corroborate the fact that [Iran Air Flight 655] was on a normal commercial air flight plan profile, in the assigned airway, squawking Mode III 6760, on a continuous ascent in altitude from takeoff at Bandar Abbas to shoot-down." The fault in the USS Vincennes lying directly in the airplane’s pathway is Captain Rogers’. [edit] Radio communication Throughout its final flight IR655 was in radio contact with various air traffic control services using standard civil aviation frequencies, and had spoken in English to Bandar Abbas Approach Control seconds before the Vincennes launched its missiles. According to the U.S. Navy investigation the Vincennes at that time had no equipment suitable for monitoring civil aviation frequencies, other than the International Air Distress frequency, despite being a sophisticated anti-aircraft warship operating two helicopters. Subsequently U.S. Navy warships in the area were equipped with dialable VHF radios, and access to flight plan information was sought, to better track commercial airliners. The official ICAO report stated that 10 attempts were made to contact Iran Air flight 655: seven on military frequencies and three on commercial frequencies, addressed to the supposed "unidentified Iranian aircraft" and giving its speed as 350 knots. However IR655 was arguably not "unidentified" as its commercial 'squawk' code was active and it was travelling at an airspeed of 300 knots. The reference to "350 knots" was its speed over ground, as observed by radar. IR655's flight instruments would have recorded the airspeed. International investigations concluded that the crew of IR655 assumed that the three calls that they received before the missiles struck must have been directed at an Iranian P3 (see below). [edit] Potential factors The ship’s crew did not efficiently consult commercial airliner schedules, due to confusion over which time zone the schedules referred to. The airliner’s departure was 27 minutes later than scheduled. "The CIC was also very dark, and the few lights that it did have flickered every time the Vincennes fired at the speedboats. This was of special concern to Petty Officer Andrew Anderson, who first picked up Flight 655 on radar and thought that it might be a commercial aircraft. As he was searching in the Navy’s listing of commercial flights, he apparently missed Flight 655 because it was so dark."[12] An Iranian P-3 was in the area some time before the attack, providing a potential (albeit unlikely) explanation for the lack of target acquisition radar interrogation[13] It was first claimed that Flight 655 deviated from the centre of its air corridor — an unusual occurrence with commercial flights — namely that it was 3.35 NM off the 20 NM-wide corridor at the time of being shot down. It is further claimed that this deviation had it bearing straight at the Vincennes. It is unclear how much of this deviation was true, and how much was claimed to obscure the Vincennes’ position within Iranian territorial waters. It is claimed that a Mode II IFF signal of 21100 was attributed to the Airbus track, identifying it as an Iranian military aircraft (commercial aircraft respond with Mode III signals). According to the official military report, the flight was in fact using the correct 'squawk' mode. The Vincennes either heard it incorrectly or believed it to be a military aircraft using Mode III 36760 to deceive them. It has since been assumed that the tracking device used to identify IFF squawks was left in the original position of Flight 655 when first sighted (at take-off), confusing the Flight 655 squawk with that of an Iranian F-14 fighter within the area. The Bandar Abbas airport was shared between commercial and military aircraft at that time. The crew of the Vincennes’ Combat Information Center (CIC) confusingly reported the plane as ascending and descending at the same time (there were two "camps"). This seems to have happened because the Airbus’ original CIC track, number 4474, had been replaced by the Sides’ track, number 4131, when the computer recognised them as one and the same. Shortly thereafter, track 4474 was re-assigned by the system to an American A-6, several hundred miles away, which was following a descending course at the time. Apparently not all the crew in the CIC realized the track number had been switched on them. This incident took place just over a year after the USS Stark was attacked in the Persian Gulf by an Iraqi Mirage F-1, killing 37. The psychology and mindset after engaging in a battle with Iranian gunboats. There are claims that Vincennes was engaged in an operation using a decoy cargo ship to lure Iranian gunboats to a fight. However, those claims are denied by Fogary in "Hearing Before The Investigation Subcommittee and The Defense Policy Panel of The Committee on Armed Services, House of Representatives, One Hundred Second Congress, Second Session, July 21, 1992". Also, the initial claims of Vincennes being called for help by a cargo ship attacked by Iranian gunboats have been ruled out. That leads to claims that the Iranian gunboats were provoked by helicopters inside Iranian waters and not the other way around.[14] This might have contributed to the mistakes made. The actual reasons for the Vincennes’ engagement with gunboats is not so clear to this date. Software development expert Steve McConnell claimed: “ Iran Air Flight 655 was shot down by the USS Vincennes’ Aegis system in 1988, killing 290 people. The error was initially attributed to operator error, but later some experts attributed the incident to the poor design of the Aegis user interface.[15] ” A lack of training contributed to the disaster. “ It was, however, a known fact that many of the senior officers on board the Vincennes knew very little about computerized warfare. The tactical officer for surface warfare, Lt Cmdr Guillory, knew so little that he routinely used his computer screens as a surface for sticky notes instead. Petty Officer Anderson, who missed Flight 655 on the schedule because it was so dark, also later claimed that he was confused by the gulf’s four different time zones, something proper training could have easily helped with. Lt Clay Zocher was the boss of Air Alley, which was responsible for air warfare, but he had only stood watch at that post twice before and had never fully learned and mastered the console routines. In fact, when he was finally given the green light to fire upon the incoming aircraft, he pressed the wrong keys 23 times, until a veteran petty officer leaned over and hit the right ones. Nerves were shattered, and the training seemed nonexistent."[12] ” [edit] Medals awarded The U.S. government issued notes of regret for the loss of human life but never admitted wrongdoing, accepted responsibility, nor apologised for the incident. Officially, it continues to blame Iranian hostile actions for the incident. The men of the Vincennes were all awarded combat-action ribbons. Lustig, the air-warfare co-ordinator, won the navy’s Commendation Medal for "heroic achievement," noting his "ability to maintain his poise and confidence under fire" that enabled him to "quickly and precisely complete the firing procedure"[16] The Legion of Merit was presented to Rogers and Lustig on 3 July 1988, according to a 23 April 1990 article in The Washington Post. The citations did not mention the Iran Air flight. It should be noted that the Legion of Merit is often awarded to high-ranking officers upon successful completion of especially difficult duty assignments and/or last tours of duty before retirement. The incident overshadowed U.S.-Iran relations for many years. Following the explosion of Pan Am Flight 103 six months later, the British and American governments initially blamed the PFLP-GC, a Palestinian militant group backed by Syria, with assumptions of assistance from Iran in retaliation for Iran Air Flight 655.[citation needed] The cause of the crash was later determined to be a bomb associated with the Libyan intelligence service. The Flight 655 incident has often been compared to the downing of Korean Air Flight 007 by the Soviet Air Force in 1983. [edit] Compensation On February 22, 1996 the United States agreed to pay Iran US$61.8 million in compensation ($300,000 per wage-earning victim, $150,000 per non-wage-earner) for the 248 Iranians killed in the shootdown, but not for the aircraft, which was estimated to be worth approximately US$30 million. This was an agreed settlement to discontinue a case brought by Iran in 1989 against the U.S. in the International Court of Justice.[17] The payment of compensation was explicitly characterised by the US as being on an ex gratia basis, and the U.S. denied having any responsibility or liability for the incident. The process of compensation itself proved a major cause for controversy, again by comparison to the bombing of Pan Am Flight 103. The Washington Post reported on August 13, 2003 with the headline "Deal Reached with Libya on Pan Am Bombing"[18]: Lawyers representing the families of the victims of the Pan Am 103 bombing struck a deal with Libyan officials last year involving a $10 million payment to each victim’s family. An initial $4 million would be paid once U.N. sanctions have been formally lifted. An additional $4 million would be paid once the United States lifts its sanctions. The final $2 million would be delivered if Libya is removed from the State Department’s list of states allegedly sponsoring terrorism. [edit] References [edit] Cited ^ Iran Air flight timetable http://www.iranair.com/util/img/index.do;jsessionid=a0303461311181370009687?imgPath=%5Cfiles%5CabtIrnAir%5Cdownload%5C520_file_en.pdf ^ "Perspectives", Newsweek, August 15, 1988, p. 15.  ^ An Airbus A300B2 is 177 feet long (54.08 m), nearly three times as long as an F-14, which is 61 ft 9 in long (18.6 m). Analysis of the radar return’s strength can tell them apart, but this is not done in a busy environment because of the time that it requires.[citation needed] ^ Military Blunders, History.com. ^ Fogarty, William M. (July 28 1988). Formal Investigation into the Circumstances Surrounding the Downing of Iran Air Flight 655 on 3 July 1988. Retrieved on 2006-03-31. ^ International Court of Justice. Aerial Incident of 3 July 1988 (Islamic Republic of Iran v. United States of America) — Iranian submission: Part IV B, The shooting down of flight IR 655, para. 4.52-4.53. Accessed 2007-01-20. ^ "Newsweek", July 13, 1992.  ^ A Look at the Naval Lessons Available to the US from the Iraq War (May 5, 2003). Retrieved on 2006-03-31. ^ International Court of Justice. Oil Platforms (Islamic Republic of Iran v. United States of America). Accessed December 12, 2006. ^ International Court of Justice. Aerial Incident of 3 July 1988 (Islamic Republic of Iran v. United States of America). Accessed December 12, 2006. ^ The USS Vincennes: Public War, Secret War (July 1, 1992). Retrieved on 2006-03-31. ^ a b c USS Vincennes Incident, Aeronautics & Astronautics, Spring 2004, MIT, MA, USA. ^ Klein, Gary (1999). Sources of Power: How People Make Decisions, Chapter 6. The MIT Press. ISBN 0-262-61146-5.  ^ Iran Air 655, House Armed Services Hearing, July 21, 1992 ^ Professional Software Development, page 166 ^ History.com, Military Blunders Retrieved September 13, 2006 ^ Aerial Incident of 3 July 1988 (Islamic Republic of Iran v. United States of America). Retrieved on 2006-03-31. ^ Washington Post, 2003-08-13. [edit] Others Nunn Wants to Reopen Inquiry into Vincennes’ Gulf Location. Washington Times, July 4, 1992. Abstract: Senator Sam Nunn called on the Pentagon to probe allegations that the Navy "deliberately misled Congress" about the location of the USS Vincennes when it shot down an Iranian civilian airliner four years ago. Fisk, Robert. The Great War for Civilisation — The Conquest of the Middle East. London: Fourth Estate, 2005. 318–328. ISBN 1-84115-007-X Marian Nash Leich, "Denial of Liability: Ex Gratia Compensation on a Humanitarian Basis" American Journal of International Law Vol. 83 p. 319 (1989) USS Vincennes Incident; Dan Craig, Dan Morales, Mike Oliver; M.I.T. Aeronautics & Astronautics, Spring 2004 [edit] See also Operation Praying Mantis (earlier naval action in the area) Lists of accidents and incidents on commercial airliners Category:Airliner shootdowns Korean Air Flight 007, shot down by Soviet Su-15 aircraft September 1, 1983 west of Sakhalin island. El Al Flight 402, shot down by two Bulgarian Mig-15s and crashed near Petrich, Bulgaria July 27, 1955. Libyan Arab Airlines Flight 114, shot down by an Israeli Air Force F-4 aircraft February 21, 1973. Korean Air Lines Flight 902, shot down by Soviet Su-15 aircraft April 20, 1978 near Murmansk. [edit] External links ABC Nightline interview with Admiral William Crowe aired 1 July 1992, in which Crowe admits that the Vincennes was inside Iranian waters at the time of the shooting, despite what the Navy had been claiming. US Senate, Armed Services Committee hearing, 8 September 1988 A collection of US government statements on Iran Air Flight 655 Tragedy over the Persian Gulf, from Chapter 9 of Trapped in the Net:The Unanticipated Consequences of Computerization by Gene I. Rochlin Vincennes A Case Study, Lieutenant Colonel David Evans, U.S. Marine Corps (Retired) Iran Air shot down, The History Channel Iran Air 655 Shootdown, Iran Chamber Mehr News, Mehr News Agency ICJ case — Written Pleadings, Iran and U.S. cases to the International Court of Justice U.S. Department of State Bulletin Sept. 1988 Transcripts: July 3, 1998, President’s Statement; July 4, 1988, Letter To Congress; July 6, 1988, U.S. Letter To The UN Security Council; July 11, 1988, Herbert S. Okun, White House Statement; July 13, 1988, Assistant Secretary Richard S. Williamson, ICAO Council, Montreal; July 14, 1988, Vice-President Bush, UN Security Council Sea of Lies, Newsweek, July 13, 1992 [edit] Further reading Rochlin, Gene I. (1997). Trapped in the Net: The Unanticipated Consequences of Computerization. USA: Princeton University Press.  Wise, Harold Lee (2007). Inside the Danger Zone: The U.S. Military in the Persian Gulf 1987-88. Annapolis: Naval Institute Press. ISBN 1-59114-970-3.  Coordinates: 26°40′06″N, 56°02′41″E Retrieved from "http://en.wikipedia.org/wiki/Iran_Air_Flight_655" Categories: Articles with unsourced statements since February 2007 | All articles with unsourced statements | Wikipedia articles needing factual verification | Articles with unsourced statements since April 2007 | Airliner shootdowns | Aviation accidents and incidents in 1988 | History of Iran | Military history of the United States 1900-1999 | Non-combat accidents involving military | Aviation accidents and incidents in Iran  

    Iran Air Flight #655

    Iran Air Flight #655

    This is the anniversary of "the accident" that saw USS Vincennes (a.k.a. "Freedom's Fortress") bring down an Iranian passenger jet over Persian Gulf, killing all 290 people on board. It is a shame that the truth has never been told about what really happened on that day and virtually nobody has been reprimanded for their actions. 290 families, their friends and associates, along with millions of their other countrymen and women were given yet another reason to hate the world super-power's uncontrolled and senseless military machine.

    My thoughts today are with Leila Behbahani, a 3 year old passenger on that flight, who "was still dressed in her tidy blue dress, black shoes, white socks, and little gold bangles on her wrists" when found

    Posted by Pedram .

    حقوق بشر آمريکایی

    حقوق بشر آمريکايي;
        300 هزار دلار براي‌ ايراني‌ و 10 ميليون‌ دلار براي‌ آمريكايي‌
        
         هيجده
    سال‌ گذشت‌، هيجده سال‌ پيش‌، در بعدازظهر روز دوازدهم‌ تيرماه‌ سال‌ 1367 كه‌ برج‌ مراقبت‌ فرودگاه‌بين‌المللي‌ دبي‌ در انتظار فرود هواپيماي‌ ايرباس‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ از بندرعباس‌ بود. اما 290 سرنشين‌اين‌ پرواز هرگز به‌ دبي‌ نرسيدند، چرا كه‌ آنها به‌ مانند دسته‌ گل‌هايي‌ بودند كه‌ در آبهاي‌ خليج‌فارس‌ پرپر شدند وملتي‌ را سياهپوش‌ كردند.
        و دقايقي‌ بعد اين‌ خبر بر روي‌ تلكس‌ خبرگزاريهاي‌ جهان‌ بود. پرواز 655 هدف‌ دو موشك‌ ناو آمريكايي‌«وينسنسن‌» قرار گرفت‌ و تروريسم‌ دولتي‌، واقعي‌ترين‌ معني‌ خود را يافت‌ و حد و مرز تمامي‌ مقررات‌ متعارف‌بين‌المللي‌ فرو ريخت‌ و «كاخ‌سفيد» حقيرانه‌ انتقام‌ كينه‌هاي‌ ديرين‌ را از مردم‌ ايران‌ گرفت‌.
        و نتيجه‌ آن‌ شد كه‌ يك‌بار ديگر معناي‌ حقوق‌ بشر آمريكايي‌ در برابر آزادگان‌ جهان‌ به‌ نمايش‌ درآمد.

        
        
        يكشنبه‌ دوازدهم‌ تيرماه‌ سال‌ 1367 (3 ژوئيه‌ 1988) ميلادي‌ هواپيماي‌ ايرباس‌ ايران‌ با 257 مسافر و 16خدمه‌ بندرعباس‌ را به‌ مقصد دبي‌ ترك‌ كرد. خلبان‌ در ساعت‌ پانزده‌ و ده‌ دقيقه‌ بعدازظهر، سطح‌ پرواز دوازده‌هزار پايي‌ خود را به‌ برج‌ مراقبت‌ گزارش‌ كرد و از آن‌ ساعت‌ ديگر هيچ‌ تماسي‌ برقرار نشد، چرا كه‌ هواپيما مورداصابت‌ دو فروند موشك‌ قرار گرفته‌ بود و در نزديكي‌ تنگه‌ هرمز بين‌ شارجه‌ و بندرعباس‌ در نزديكي‌ جزيره‌ ايراني‌«هنگام‌» منفجر شد و سقوط كرد، در اين‌ فاجعه‌ همه‌ سرنشينان‌ به‌ شهادت‌ رسيدند كه‌ در ميان‌ آنان‌ 66 كودك‌ زير12 سال‌ و 52 زن‌ در ميان‌ قربانيان‌ بودند، همچنين‌ 46 تبعه‌ كشورهاي‌ هندوستان‌، پاكستان‌، ايتاليا، شارجه‌،دبي‌، كويت‌، افغانستان‌ و يوگسلاوي‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد. مردمي‌ كه‌ به‌ دور از هياهوي‌ سياسي‌ مي‌خواستندروزهاي‌ تعطيل‌ خود را در خارج‌ از كشور سپري‌ كنند اما...
        
        

    لاكربي‌ هم‌ در آن‌ سال‌ اتفاق‌ افتاد


        اهالي‌ منطقه‌ روستاي‌ «لاكربي‌» در خاك‌ اسكاتلند، زماني‌ كه‌ يك‌ صبح‌ ديگر را آغاز كرده‌ بودند، شاهد يك‌ شي‌آتشين‌ بودند كه‌ در حال‌ سقوط به‌ زمين‌ بود. يك‌ ثانيه‌ دو ثانيه‌، سه‌ ثانيه‌ و... انفجار...
        چند دقيقه‌ بعد اين‌ اخبار بر روي‌ تلكس‌ خبرگزاريها آمده‌ بود. هواپيماي‌ 747 متعلق‌ به‌ شركت‌ «پان‌ آمريكن‌»آمريكا در منطقه‌ لاكربي‌ در خاك‌ اسكاتلند سقوط كرد. از همان‌ اوايل‌ احتمال‌ خرابكاري‌ در اين‌ هواپيما مشخص‌بود. گرچه‌ عده‌اي‌ از منتقدان‌ سياسي‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ هواپيما بر اثر نقص‌ فني‌ سقوط كرده‌، اما دولتمردان‌آمريكا به‌ خاطر سمت‌ و سوهاي‌ سياسي‌ مي‌خواستند اين‌ انفجار و سقوط را «تروريستي‌» جلوه‌ دهند. كشورهايي‌مورد اتهام‌ قرار گرفتند، اما پس‌ از مدتي‌ آمريكايي‌ها، به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدند كه‌ انفجار لاكربي‌، كار دولت‌ ليبي‌است‌ و به‌ دستور شخص‌ سرهنگ‌ قذافي‌ رهبر ليبي‌ صورت‌ گرفت‌، از اين‌ رو تحريم‌هاي‌ سخت‌ عليه‌ اين‌ كشورآغاز شد تا اين‌ كه‌ چندي‌ پيش‌ سرهنگ‌ قذافي‌ تحت‌ فشارهاي‌ شديد كوتاه‌ آمد و اعلام‌ داشت‌ كه‌ ما پس‌ ازشانزده‌ سال‌ از حادثه‌ لاكربي‌، غرامت‌ پرداخت‌ خواهيم‌ كرد، او خيلي‌ زيركانه‌ در سفر اخير خود به‌ اروپا كه‌بازتاب‌ وسيعي‌ داشت‌ اعلام‌ كرد كه‌ ما مسئول‌ انفجار هواپيمايي‌ 747 پان‌ آمريكن‌ برفراز لاكربي‌ نبوده‌ايم‌، امابراي‌ حل‌ مشكل‌، پرداخت‌ غرامت‌ را پذيرفته‌ايم‌
        كاملا مشخص‌ است‌ كه‌ آمريكا به‌ نوعي‌ مي‌خواست‌ غرامتي‌ سنگين‌ را دريافت‌ كند و از اين‌ سو دولت‌ ليبي‌ را متهم‌اعلام‌ كرد تا مبلغ‌ 10 ميليون‌ دلار غرامت‌ نقدي‌ براي‌ هر قرباني‌ آن‌ حادثه‌ دريافت‌ كند، 270 نفر قرباني‌ كه‌ تا به‌امروز مشخص‌ نشده‌ آيا هواپيما بر اثر نقص‌ فني‌ سقوط كرده‌ يا بمبي‌ در هواپيما باعث‌ اين‌ انفجار شد، اما در هرصورت‌ آمريكايي‌ها براي‌ خانواده‌ هر قرباني‌، 10 ميليون‌ دلار دريافت‌ كردند، حال‌ پرسش‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌دولت‌ آمريكا براي‌ حادثه‌ تروريستي‌ سقوط پرواز 655 ايران‌ به‌ 290 خانواده‌ قرباني‌ چه‌ مقدار پرداخت‌كرده‌ است‌؟ پاسخ‌ اين‌ بود... آنها براي‌ هر فرد شاغل‌ 300 هزار دلار و براي‌ كساني‌ كه‌ شاغل‌ نبودند 150 هزاردلار به‌ بازماندگان‌ خانواده‌هاي‌ ايراني‌ غرامت‌ دادند، اما 300 هزار دلار كجا و ده‌ ميليون‌ دلار كجا... چرا بايدچنين‌ تفاوت‌ فاحشي‌ وجود داشته‌ باشد؟ تاسف‌انگيزتر آن‌ بود كه‌ فرمانده‌ ناو متجاوز آمريكا پس‌ از بازگشت‌ به‌آمريكا جايزه‌ ويژه‌ شجاعت‌ خود را از رئيس‌جمهور آمريكا دريافت‌ كرد.
        به‌ راستي‌ چرا اين‌ تفاوت‌ در برخورد وجوددارد؟ مگر خون‌ انسانها با هم‌ فرق‌ دارد؟ اگر قرارباشد حقوق‌ بشر رعايت‌ شود ابتدا بايد براي‌تمامي‌ انسانها يك‌ ارزش‌ واحد در نظر بگيريم‌، مگرخون‌ يك‌ انسان‌ آمريكايي‌ به‌ خاطر آمريكايي‌بودن‌ از يك‌ ايراني‌ سرخ‌تر است‌؟
        در هر صورت‌ در مقايسه‌ پرونده‌ لاكربي‌ وايرباس‌ ايراني‌، پرسش‌ مهم‌ اين‌ است‌ چرا بهاي‌خون‌ انسان‌ها متفاوت‌ است‌؟
        
        

    آمريكا: عمدي‌ در كار نبود؟


        بهترين‌ مكان‌ براي‌ پاسخگويي‌ به‌ اين‌ پرسش‌دفتر خدمات‌ حقوقي‌ بين‌المللي‌ رياست‌جمهوري‌ است‌. دكتر «محسن‌ محبي‌» مشاور ارشدو يكي‌ از اعضاي‌ فعال‌ و موثر گروهي‌ بود كه‌سرانجام‌ با پيگيري‌هاي‌ فراوانشان‌ توانستندحداقل‌ يك‌ تار مو را از تن‌ خرس‌ بزرگ‌ بكنند.
        محبي‌ در ابتدا مي‌گويد: «پس‌ از اين‌ فاجعه‌دردناك‌ سه‌ اقدام‌ كرديم‌: ابتدا، وزارت‌ امورخارجه‌ به‌ شوراي‌ امنيت‌ شكايت‌ برد، سپس‌سازمان‌ هواپيمايي‌ كشوري‌ به‌ شوراي‌ «ايكائو» كه‌بالاترين‌ مرجع‌ سازمان‌هاي‌ هواپيمايي‌ دنياست‌،احقاق‌ حق‌ نمود و در نهايت‌ دولت‌ وقت‌، به‌ديوان‌ بين‌المللي‌ دادگستري‌ در «لاهه‌» هلندشكايت‌ كرد. در رابطه‌ با شكايت‌ وزارت‌ امورخارجه‌، شوراي‌ امنيت‌ تنها به‌ يك‌ ابراز تاسف‌بسنده‌ كرد و در مورد شكايت‌ سازمان‌ هواپيمايي‌كشوري‌ «شوراي‌ ايكائو» يك‌ هيات‌ به‌ ايران‌فرستاد كه‌ آنان‌ پس‌ از بررسي‌هاي‌ به‌ عمل‌ آورده‌در نهايت‌ اعلام‌ كردند كه‌ اين‌ حادثه‌ عمدي‌ نبوده‌است‌، از اين‌ رو دادخواستي‌ توسط مشاورين‌حقوقي‌ و وكلاي‌ ايراني‌ و تعدادي‌ حقوقدان‌برجسته‌ بين‌المللي‌ تهيه‌ گرديد و من‌ در راس‌هدايت‌ اين‌ گروه‌ بودم‌، ما از ديوان‌ لاهه‌خواستيم‌ كه‌: 1ـ دادگاه‌، آمريكا را مسئول‌ فاجعه‌اعلام‌ كند كه‌ نقض‌ حقوق‌ بين‌المللي‌ نموده‌ است‌.2ـ آمريكا بايد به‌ ايران‌ بابت‌ هواپيما و قربانيان‌حادثه‌ غرامت‌ بپردازد.
        اولين‌ عكس‌العمل‌ آمريكا نسبت‌ به‌دادخواست‌ ايران‌ اين‌ بود كه‌ اين‌ دادگاه‌،صلاحيت‌ رسيدگي‌ ندارد، چرا كه‌ اين‌ سقوط درجريان‌ درگيري‌ نظامي‌ رخ‌ داده‌، چون‌ قايق‌هاي‌تند روي‌ ايراني‌، به‌ ناوهاي‌ آمريكا حمله‌ كرده‌ و مادر مقام‌ دفاع‌، به‌ اشتباه‌ هواپيماي‌ مسافربري‌ راساقط نموده‌ و هدف‌ قرار داديم‌
        به‌ دليل‌ پيچيدگيهاي‌ پرونده‌، همين‌ مورد سالهابه‌ طول‌ انجاميد كه‌ سرانجام‌ آمريكايي‌ها اعلام‌كردند حاضرند در مقابل‌ ادعاي‌ ايران‌ تسليم‌ وغرامت‌ بپردازند و اين‌ پيروزي‌ بزرگي‌ بود، چون‌تمام‌ سازمان‌ها و ادارات‌ بين‌المللي‌، پشتيبان‌آمريكا بودند.
        پس‌ از اين‌ پيروزي‌، اولين‌ مذاكرات‌ درباره‌غرامت‌ بود. آمريكايي‌ها ابتدا مي‌گفتند براي‌ هرشهيد شاغل‌ 150 هزا رو هر شهيد بيكار 100 هزاردلار مي‌پردازند، اما ما اعتراض‌ كرديم‌، از طرفي‌آنان‌ مي‌گفتند تنها به‌ بستگان‌ درجه‌ اول‌ غرامت‌مي‌دهند. اما در نهايت‌ توافق‌ شد كه‌ اين‌ غرامت‌طبق‌ قوانين‌ ايران‌ به‌ صورت‌ تساوي‌ بين‌ تمام‌ ورثه‌تقسيم‌ شود و پس‌ از گذشت‌ هشت‌ سال‌ دراسفندماه‌ سال‌ 1375 اين‌ توافقنامه‌ امضاء وورثه‌ 248 شهيد ايراني‌، اين‌ غرامت‌ را دريافت‌كنند، تشخيص‌ ورثه‌ با ايران‌ بود و يك‌ حساب‌بانكي‌ باز شد و غرامت‌ها به‌ دلار گرفته‌ شد و به‌حساب‌ ورثه‌ واريز شد، حتي‌ هزينه‌هاي‌ حواله‌بانكي‌ از آنان‌ دريافت‌ نشد و از ماليات‌ نيز معاف‌گرديدند. تاكنون‌ همه‌ خانواده‌ها غرامت‌ خود رادريافت‌ كردند و تنها خانواده‌ دو شهيد باقي‌مانده‌اند».
        از دكتر محبي‌ پرسيديم‌ فرق‌ اين‌ پرونده‌ باپرونده‌ سقوط لاكربي‌ در چيست‌؟
        محبي‌ در پاسخ‌ به‌ همكار ما مي‌گويد: «درپرونده‌ لاكربي‌، دولت‌ ليبي‌ مسئوليت‌ را قبول‌كرد، اما در حادثه‌ ايرباس‌، آمريكا عمدي‌ بودن‌حمله‌ را نپذيرفت‌ و متاسفانه‌ شوراي‌ «ايكائو» هم‌كه‌ يك‌ مرجع‌ تخصصي‌ است‌، طرف‌ آمريكا راگرفت‌ و اعلام‌ كرد اين‌ فاجعه‌ تصادفي‌ به‌ وجودآمده‌ است‌»
        محبي‌ در ادامه‌ مي‌گويد: «همين‌ ميزان‌غرامت‌، حاصل‌ پشتكار هيات‌ حقوقي‌ بود، چرا كه‌همه‌ سازمانهاي‌ جهاني‌، پشت‌ آمريكا درآمدند».دكتر محبي‌ در پايان‌ از دكتر افتخار جهرمي‌،محمدكريم‌ اشراق‌، محمد حسين‌ زاهدين‌، كورش‌عاملي‌، دكتر ولايتي‌، دكتر پوسنچي‌، دكتر ممتازو... همچنين‌ پروفسور برانلي‌ مشاور اين‌ هيات‌ ازدانشگاه‌ كمبريج‌، پروفسور كرافورد، پروفسوركندرللي‌ و... كه‌ از اعضاي‌ هيات‌ ايراني‌ بودند كه‌سرانجام‌ آمريكا را به‌ زانو درآوردند، تشكر كرد.
        اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ «نسرين‌ نيكتاش‌» وكيل‌دادگستري‌ و مشاور حقوقي‌ دفتر خدمات‌بين‌المللي‌ رياست‌ جمهوري‌ كه‌ مسئوليت‌ تقسيم‌ وپرداخت‌ غرامت‌ را به‌ بازماندگان‌ شهدا برعهده‌داشت‌ مي‌گويد: «جمعا 61 ميليون‌ و 800 هزاردلار غرامت‌ دريافت‌ كرده‌ايم‌ كه‌ آنها را به‌خانواده‌هاي‌ شهداي‌ هواپيمايي‌ ايرباس‌پرداخت‌ كرديم‌».
        
        

    برادر شهيد: غرامت‌ را پس‌ از ده‌ سال‌ دريافت‌كرديم‌


        دلمان‌ مي‌خواست‌ با خانواده‌هاي‌ زيادي‌ درمورد سقوط هواپيماي‌ ايرباس‌ صحبت‌مي‌كرديم‌،اما يا بيشتر آنان‌ در شهرهاي‌ دورزندگي‌ مي‌كردند و عده‌اي‌ هم‌ كه‌ در تهران‌بودند، يا حاضر به‌ مصاحبه‌ نمي‌شدند يا آدرسشان‌عوض‌ شده‌ بود، زماني‌ كه‌ «نيكتاش‌» تلفن‌ حدود20 نفر خانواده‌هاي‌ اين‌ عزيزان‌ را به‌ من‌ داد، باخودم‌ گفتم‌ به‌ راحتي‌ همه‌ آنها را پيدا مي‌كنم‌، اماافسوس‌ كه‌ نشد، به‌ هر حال‌ در آخرين‌ لحظاتي‌ كه‌مجله‌ زير چاپ‌ مي‌رفت‌، با برادر شهيد «رضااكبري‌مقدم‌»، ارتباط برقرار كردم‌، غلام‌عباس‌اكبري‌ مقدم‌ مي‌گويد: «در منزل‌ بودم‌ كه‌ زنگ‌زدند و گفتند يك‌ هواپيماي‌ ايراني‌ توسط ناوگان‌آمريكايي‌ مورد هدف‌ قرار گرفته‌ و به‌ احتمال‌ زيادبرادرت‌ رضا هم‌ جزو شهداست‌»، وي‌ كه‌ تعجب‌كرده‌ بود، پس‌ از سال‌ها از آن‌ حادثه‌ يك‌ نشريه‌به‌ سراغ‌ اين‌ خانواده‌ آمده‌ است‌، مي‌گويد:«شبانه‌ خودم‌ را به‌ فرودگاه‌ رساندم‌، هنوز چيزي‌مشخص‌ نبود، خانواده‌هاي‌ زيادي‌ به‌ فرودگاه‌آمده‌ بودند. صبح‌ زود بود كه‌ اسامي‌ را اعلام‌كردند و برادر من‌ هم‌ جزو شهدا بود. زماني‌ كه‌براي‌ تشييع‌ جنازه‌ مقابل‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌بودم‌ و تابوت‌هاي‌ كوچك‌ كودكان‌ را مشاهده‌كردم‌، يك‌ لحظه‌ برادرم‌ از يادم‌ رفت‌. از برادرم‌دو فرزند به‌ نام‌هاي‌ امير و وحيد به‌ يادگار مانده‌است‌ كه‌ هر دو در حال‌ ورود به‌ دانشگاه‌ هستند».وي‌ در مورد نحوه‌ دريافت‌ غرامت‌ مي‌گويد:«غرامت‌ را حدود نه‌ يا ده‌ سال‌ پس‌ از آن‌ حادثه‌دريافت‌ كرديم‌، نامه‌اي‌ از دفتر خدمات‌ حقوق‌بين‌الملي‌ رياست‌ جمهوري‌ به‌ دستمان‌ رسيد كه‌جهت‌ دريافت‌ غرامت‌ مداركي‌ از والدين‌،همچنين‌ فرزندان‌ و همسر شهيد ارائه‌ دهيم‌، تاپرونده‌اي‌ تشكيل‌ شود. ما هم‌ همين‌ كار را انجام‌داديم‌ و پس‌ از مدتي‌ متوجه‌ شديم‌ كه‌ حساب‌ارزي‌ در بانكي‌ در سوئيس‌ به‌ نام‌ پدر و مادرم‌ وهمسر و فرزندان‌ برادرم‌ اختصاص‌ داده‌ شد.كارهاي‌ مربوط به‌ پدر و مادرم‌ را من‌ انجام‌ دادم‌ وديگر كارها را همسر برادرم‌ و طبق‌ قوانين‌جمهوري‌ اسلامي‌ سيصدهزار دلار بين‌ اعضاي‌خانواده‌ برادرم‌ تقسيم‌ شد و مالياتي‌ هم‌ از آن‌ كسرنشد.
        پدر و مادرم‌ ارز خود را به‌ بانك‌ مركزي‌ با نرخ‌دولتي‌ فروختند، البته‌ مي‌توانستند به‌ نرخ‌ آزاددلارها را بفروشند كه‌ پدر و مادرم‌ تصميم‌ گرفتندآن‌ را به‌ نرخ‌ دولتي‌ بفروشند». برادر شهيد درادامه‌ مي‌گويد: «متاسفانه‌ تمام‌ سازمان‌هاي‌جهاني‌ به‌ يك‌ اظهار تاسف‌ بسنده‌ كردند كه‌ اين‌نشانه‌ حمايت‌ از آمريكا بود و در چنين‌ شرايطي‌حتي‌ گرفتن‌ همان‌ مبلغ‌ غرامت‌ توسط مسئولان‌دست‌ مريزاد دارد».
        
        
        

    و اما داستان‌ حقوق‌ بشر


        شايد سالها بگذرد، اما داستان‌ هواپيماي‌ايرباس‌ ايراني‌ فراموش‌ نمي‌شود. داستان‌برخورد دوگانه‌ سازمانهاي‌ جهاني‌ و كشورهاي‌سلطه‌گر جهان‌ فراموش‌ نمي‌شود. آنها زور دارند،بمب‌ اتم‌ دارند، رسانه‌هاي‌ مختلف‌ ديداري‌ وشنيداري‌ دارند اما نمي‌توانند حرف‌ زورشان‌ را به‌ما تحميل‌ كنند. به‌ عنوان‌ يك‌ ايراني‌ واقعامي‌پذيريد كه‌ ارزش‌ خون‌ شما كمتر از يك‌آمريكايي‌ محاسبه‌ شود؟ آيا اين‌ انساني‌ و منطقي‌است‌ كه‌ در پرواز لاكربي‌ سالها تحريم‌ اقتصادي‌ وفشار جهاني‌ عليه‌ متهم‌ پرونده‌ اعمال‌ شود، اما درسقوط ايرباس‌ ايراني‌ به‌ فرمانده‌ ناو جايزه‌ داده‌شود.
        اين‌ موضوع‌ را از آن‌ جهت‌ انتخاب‌ كرديم‌ كه‌يك‌بار ديگر براي‌ همه‌ ما تداعي‌ شود كه‌ آمريكاواقعا شيطان‌ بزرگ‌ است‌. شيطاني‌ كه‌ نمي‌توان‌ به‌او اعتماد و اطمينان‌ كرد. شيطاني‌ كه‌ براي‌ انسانهاارزش‌ برابري‌ قائل‌ نيست‌. همه‌ چيز را براي‌خودش‌ مي‌خواهد همه‌ مفاهيم‌ را آن‌طور كه‌خودش‌ مي‌خواهد و مي‌فهمد معنا مي‌كند و دنيارا وادار مي‌كند آن‌طور كه‌ او مي‌گويد حرف‌بزنند و رفتار كنند. او شايد زور داشته‌ باشد امانمي‌تواند فكر و انديشه‌مان‌ را از ما بگيرد. مامي‌فهميم‌ پس‌ هستيم‌. چرا يك‌ خانواده‌،ده‌ميليون‌ دلار غرامت‌ مي‌گيرد اما خانواده‌ ديگركمتر از يك‌ صدم‌ آن‌، آيا اين‌ حقوق‌ بشر است‌؟
        به‌ عنوان‌ يك‌ انسان‌ و يك‌ ايراني‌ فارسي‌ زبان‌،نمي‌توان‌ اين‌ حرف‌ زور را پذيرفت‌. آمريكائيهادر طول‌ بيست‌ سال‌ گذشته‌ با همين‌ عملكردضدايراني‌ خود ديوار بلند بي‌اعتمادي‌ را به‌وجودآورند. آنها اموال‌ و دارايي‌هايي‌ را كه‌ متعلق‌ به‌همه‌ ايرانيان‌ است‌ به‌ ناحق‌ در كشور خود بلوكه‌كردند، آنها با عملكردهاي‌ اين‌چنين‌ مي‌خواهنددر پشت‌ حرف‌هاي‌ شيك‌ و لباسهاي‌ مدرن‌ وتكنولوژي‌ برتر، خود را از همه‌ مردم‌ دنيا برتر وبالاتر نشان‌ دهند. در حالي‌ كه‌ همان‌طور كه‌سعدي‌ عليه‌الرحمه‌ مي‌گويد:
        
    تن‌ آدمي‌ شريف‌ است‌ به‌ جان‌ آدميت‌
        نه‌ همين‌ لباس‌ زيباست‌ نشان‌ آدميت‌

    ابعاد حقوقي حمله آمريكا به هواپيماي مسافربري ايرباس    



    ابعاد حقوقي حمله آمريكا به هواپيماي مسافربري ايرباس
    عباس باقرپور اردكانياين مقاله در پيش‎شماره دوم فرهنگ پايداري به چاپ رسيده است.

    اشاره: در صبحگاه دوازدهم تيرماه 1367، از عرشة ناو آمريكايي وينسنز دو فروند موشك به سمت هواپيماي مسافربري ايرباس ايراني پرتاب شد و منجر به سقوط هواپيما و شهادت 290 نفر مسافر عادي و خدمة هواپيماي مزبور گرديد. اين اقدام آمريكا يك بار ديگر نيّت تجاوزكارانة دولت آمريكا و نقش اين دولت در بي‎ثبات كردن و ناامن نمودن خليج فارس را به اثبات رساند. علاوه بر اين، اين واقعه نشان داد كه دولت آمريكا عليرغم اينكه به عنوان يكي از اعضاي دائم شوراي امنيت سازمان ملل متحد، وظيفة اولية حفظ صلح و امنيت بين‎المللي را به عهده دارد، با جانبداري خود از يكي از طرفين درگير در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، نه تنها به تعهد خود عمل نكرده، بلكه با نقض فاحش اصول اولية حقوق بين‎الملل عمومي، عملاً صلح و امنيت بين‎المللي را به مخاطره افكنده است. در مقاله حاضر، با بررسي ماهيت حادثه و توصيف آن، اقداماتي را كه دولت ايران در پيگيري حقوقي اين فاجعه در صحنة بين المللي (از جمله ارجاع دعوا به ديوان بين‎المللي دادگستري) به عمل آورد مورد بررسي قرارمي‎دهيم .
    تشريح واقعه: در صبحگاه يكشنبه مورخ سوم ژوئيه 1988 (12 تيرماه 1367)، هواپيماي مسافربري خط هوايي ايران اير (به شماره 655) كه بر طبق برنامة منظم و معمول خود بين بندرعباس و دوبي در پرواز بود، در ساعت 9:48 صبح به وقت تهران از فرودگاه بندرعباس به هوا برخاست. هفت دقيقه بعد، هنگامي كه هواپيماي مزبور بر فراز درياي خليج فارس بود، تنها پس از گذشت يازده ثانيه از ارسال آخرين تماس راديويي خلبان هواپيما به برج مراقبت، مورد اصابت موشكهاي پرتاب شده از سوي ناو آمريكايي وينسس مستقر در خليج فارس قرار گرفت و تمامي 290 سرنشين آن در دم جان سپردند.
    هواپيماي مزبور حامل 274 مسافر و شانزده خدمه بود. از اين تعداد، 254 ايراني ، سيزده نفر تبعه امارات عربي متحده، ده نفر هندي، 6 نفر پاكستاني، شش نفر تبعه يوگسلاوي و يك نفر ايتاليايي بود. شصت‎وپنج نفر از افراد مزبور را نيز اطفال و كودكان تشكيل مي‎دادند.
    از سوي ديگر، زماني كه هواپيما مورد اصابت موشك ناو وينسس قرار گرفت، هنوز در فضاي هوايي جمهوري اسلامي ايران قرار داشت. موقعيت تقريبي هواپيما در زمان سقوط 26 درجه و 38 دقيقه و 22 ثانيه شمالي و 56 درجه و 1 دقيقه و 24 ثانيه شرقي بود.
    دلايل و قرائن نشان مي‎دهد كه نه تنها كشتيهاي جنگي ايالات متحده از پيامهاي راديويي هواپيماي ايرباس شمارة 655 كه بر روي فركانسهاي باز و به زبان انگليسي مخابره مي‌شد ، باخبر و مطلع بودند، بلكه قطعاً آن پيامها را نيز در اختيار داشتند. پيامهاي راديويي‎اي كه نشان دهندة غيرنظامي بودن هواپيما و مسافري و تجاري بودن آن بود. اين مدعا با بررسي يافته‎هاي مربوط به تحقيقات رسمي كه ايالات متحده بلافاصله بعد از حادثه انجام داد، ثابت مي‎شود. تحقيقات وزارت دفاع آمريكا در خصوص حادثة مزبور در تاريخ 19 ژوئيه (28 تيرماه)انجام و در تاريخ 28 ژوئيه(6 مرداد) منتشر شد.
    گزارش وزارت دفاع آمريكا در پاراگراف چهارم از صفحه E-8 اظهار مي‎دارد:
    «پرواز 655 ايران اير از بندرعباس شروع شد و به پرواز خود در مسيري عادي ادامه داد تا اينكه هفت دقيقه پس از پرواز توسط يك موشك پرتاب شده از سوي ناو وينسس مورد اصابت قرار گرفت… آخرين تماس خلبان براي گزارش دهي در خصوص موقعيت هواپيما نيز حدوداً در ساعت 9:58 بود.»
    از اين رو بايد نتيجه گرفت كه در زمان مزبور، آمريكا از مسئله مسافربري بودن هواپيما و غيرنظامي بودن آن پرواز اطلاع كاملي داشته است.
    از سوي ديگر، وقتي كه از ژنرال ويليام فوگارتي (رئيس تيم تحقيق در خصوص حادثه) خواسته شد كه در مجلس سناي آمريكا حاضر شده و در خصوص حادثه سقوط هواپيماي مسافربري ايران گزارش دهد، از او سؤال شد كه ايالات متحده مشخصاً از كجا اين اطلاعات را كسب كرده است؟ وي در پاسخ گفت:
    «آقايان، لازم است كه من در رابطه با منبع اطلاعات آمريكا در يك جلسه غيررسمي و بسته سخن بگويم و در مورد آن، در اين سطح[علني] به بحث نپردازم.» (1)
    گزارش وزارت دفاع نيز منبع اين اطلاعات را ذكر نمي‎كند. ولي آنچه محرز است اين است كه اينكه ايالات متحده تجهيزات دريافت پيامهاي راديويي در آن سطح را قطعاً داشته است. گزارش وزارت دفاع نيز نشان مي‎دهد كه كشتيهاي جنگي ايالات متحده قابليت ثبت چنين تماسهايي را در عرشه داشتند. (2). با وجود اين فرمانده Task Force خاورميانه اي ايالات متحده به ناو وينسس دستور شليك موشك به سمت هواپيماي مزبور را صادر مي‎كند. (3)
    حضور ناوگانهاي نظامي آمريكا در خليج فارس در آن مقطع زماني اگر چه به ادعاي خود آمريكايي‎ها به منظور تضمين كشتيراني آزاد در درياهاي بين‎المللي بود، اما در واقع نمايش قدرت نظامي از سوي آمريكا دليلي جز برانگيختن حساسيت نيروهاي ايراني و كمك به عراق در طول جنگ تحميلي نبود. سقوط يك هواپيماي مسافربري ايراني بر فراز آبهاي ساحلي جمهوري اسلامي ايران در خليج فارس ، يكي از بارزترين نمونه‎هاي نقض بيطرفي آمريكا در طول جنگ به شمار مي‎رود. يك نمونة آشكار ديگر كه مورد تأييد وزارت دفاع آمريكا نيز قرار گرفته ، آن است كه مطابق گزارش وزارت مذكور ، تشديد جنگ در سال 1987 (1366) و تسري آن به آبهاي نيلگون خليج فارس ، به نحوي بود كه بر اساس گزارش وزارت دفاع آمريكا:
    USS STARK« عراق از نيروي هوايي خود براي توسل به حملات نظامي عليه امكانات و كشتيهاي نفتكش ايراني در خليج فارس استفاده مي‎نمود. اين حملات كه كانون اصلي توجهشان مركز خليج فارس بود در سال 1987 شدت يافت. به نحوي كه اين تشديد حملات منجر به حمله اشتباه نيروهاي عراقي به ناو USS STARK گرديد.» (4)
    نكتة مهم اين است كه ، ايالات متحده ، عراق را به لحاظ قانوني مسؤول اين حمله معرفي كرد، اما هيچ كاري عليه اين اقدام عراق انجام نداد. ازسوي ديگر ، آمريكا كشتيهاي جنگي خود را به منطقه خليج فارس گسيل داشت؛ تنها با اين ادعاي واهي كه «با رفتار بي‎باكانه ايران در رابطه با عبور و مرور كشتيهاي بيطرف و ثالثي كه مشغول تجارت قانوني بودند، مقابله نمايد.» (5). در جاي ديگري، وقتي كه به دنبال حادثه استارك يكي از مقامات مسؤول آمريكا به ارائه توضيحاتي نزد نمايندگان كنگره آمريكا پرداخت، بر اين نكته تصريح شد كه:
    «عراق دوست ماست و يا حداقل رفتار دوستانه‎اي با ما دارد و ايران يكي از كشورهايي است كه دشمني زيادي با ما دارد.»(6).
    بديهي است چنين مماشاتي جز از رفتار يكسويه آمريكا در قبال جنگ ايران و عراق (به نفع عراق) ناشي نمي‎شد. هواپيماي مزبور از سوي آمريكا مورد شناسايي نادرست قرار نگرفته بود:بر اساس گزارش وزارت دفاع، در ساعت 9:51 صبح حادثه ، افسر اطلاعات جنگي وينسس با اشاره به آسمان به فرمانده گفت كه گويا يك هواپيماي تجاري در حال عبور است.(7) از آنجايي كه افسر فرمانده اين گفته را با توجه به صعود آرام هواپيما از ارتفاع 8000 پايي به ارتفاع 9000 پايي و نيز غرش هواپيما به عنوان يك هواپيماي تجاري ابراز نمود و فرمانده وي نيز با سكوت خود اين امر را تأييد كرد و در مخالفت با آن چيزي به زبان نياورد، مي توان نتيجه گرفت كه ادعاي آمريكا مبني بر شناسائي نادرست هواپيما كذب بوده است.
    گزارش اوليه و محرمانة وزارت دفاع پس از انتشار در اين قسمت با حذف مطالب بسياري همراه بود. در اين رابطة تلاش دست‎اندركاران امر در وزارت دفاع آمريكا اين بود كه وضعيتي از سردرگمي و ابهام را در ميان فرمانده و افسران ناو وينسس در مورد نوع و كيفيت هواپيماي ايرباس القاء نموده ، در نتيجه از يقين آنها در خصوص تجاري و مسافربري بودن پرواز تا حد امكان بكاهد. (8)
    ـ تلاش آمريكا براي انكار مسؤوليت خود: بلافاصله پس از حادثه، ايالات متحده در يك حركت هماهنگ تلاش كرد تا افكار عمومي را گمراه كند و مسؤوليت خود در قبال اين حادثه را انكار نمايد. ريگان، رئيس جمهور وقت آمريكا ، اظهار داشت كه هواپيما مستقيماً به سمت ناو وينسس حركت كرده و لذا مورد اصابت موشك قرار گرفته است تا ناو از خود در مقابل حمله احتمالي مراقبت نمايد. ژنرال ويليام جي. كراو يكي از رؤساي ستاد مشترك اين كشور نيز ابراز داشت كه وينسس «با هدف دفاع از خود شليك كرده است.»(9)
    در روزهاي بعد نيز سناريوهاي مختلفي طرحريزي شد تا بهانه و عذر آمريكا را در توسل به حق دفاع از خود (Self-Defense) مشروع نشان دهد. از جمله اين سناريوها مي‎توان به اين موارد اشاره كرد:‌ يك هواپيماي جنگي F14 در پشت هواپيماي مسافربري ايرباس پنهان شده بود؛ هواپيماي ايرباس در حال انجام يك مأموريت انتحاري بود؛ اين عمليات سطحي همراه با عمليات قايقهاي تندرو ايراني در صبح آن روز قسمتي ازيك عمليات برنامه‎ريزي شده بود و نيز اين مورد كه هواپيماي ايرباس خارج از كريدور پروازي در حال پرواز بود و بالاخره اين ادعا كه عمليات مزبور بخشي از يك رشته عمليات نيروهاي ايراني بود كه از قبل آغاز شده بود (10) اينها همه و همه ادعاهايي بودند كه گاه و بيگاه از سوي فرماندهان ارشد نظامي و مقامات عاليرتبه سياسي آمريكا براي سرپوش نهادن بر ماهيت اصلي اقدامي كه آشكارا ناقض اصول اوليه حقوق بين‎الملل به شمار مي‎رفت، مطرح مي‎شد و گذشت زمان به تدريج بطلان هر يك از ادعاهاي مذكور را ثابت نمود. در واقع، دولت آمريكا تمامي اين ادعاهاي واهي را به اين دليل مطرح مي‎كرد كه محملي براي توسل اين كشور به حق دفاع مشروع به عنوان يك حق ذاتي دولتها بر طبق اصول بنيادين حقوق بين‎الملل و ماده 51 منشور ملل متحد باشد. اين در حالي است كه چنين تفسير و برداشتي از حق دفاع مشروع، نه تنها با عقل سليم و منطق حقوقي سازگاري ندارد بلكه با روح منشور ملل متحد و شرايط توصيف شده در ماده 51 منشور نيز همخواني ندارد. واكنش آمريكا در قبال موارد مشابه: مجموعه توجيهات و معاذير مطرح شده در حالي از سوي مقامات آمريكا عنوان مي‎شد كه اين كشور در ساير موارد مشابه ، واكنشهاي متفاوت و بلكه متعارضي از خود نشان داده بود. مقامات آمريكا سرنگوني يك هواپيماي مسافربري در سال 1984 (1363) را بربريت ناميدند و خواستار تحريم بين‎المللي كليه خطوط هوايي اتحاد جماهير شوروي سابق شدند. بيان مختصر اين حادثه از اين قرار است كه در سپتامبر 1983 (شهريور 1362) يك فروند هواپيماي بوئينگ 747 شركت هواپيمايي كره جنوبي (K.L.L) با 269 نفر مسافر از مسير عادي خود منحرف شده و مسافتي در حدود پانصد كيلومتر را در زماني نزديك به دو ساعت در داخل خاك شوروي سابق طي نمود. نهايتاً به دليل بي‎توجهي هواپيماي مزبور به اخطارهاي مكرر هواپيماهاي شكاري اين كشور، هواپيماي مذكور توسط سيستم دفاع موشكي شوروي سرنگون گرديد. در اين ماجرا، ريگان اظهار داشت كه هيچ چيزي نمي‎تواند توجيه‎كننده سرنگوني يك هواپيماي غيرمسلح باشد. تبليغات وسيع آمريكا در اين خصوص حدوداً شش ماه ادامه يافت. شوراي امنيت سازمان ملل متحد با هدف محكوم كردن اقدام شوروي چهاربار تشكيل جلسه داد و متحدينِ اروپايي آمريكا در شوراي امنيت شديداً نسبت به عمل شوروي واكنش نشان دادند. (11)

    Will C. Rogers

    تلاشهاي بين‎المللي ايران در پيگيري حقوقي مسئله


    ـ شكايت نزد شوراي ايكائو؛ بلافاصله پس از وقوع حادثه، جمهوري اسلامي ايران تلاش كرد تا مسئله را نزد شوراي سازمان بين‎المللي هواپيمايي كشوري (ايكائو) مطرح و حقوق از دست‎رفته خود را اعاده نمايد. در سوم ژوئيه 1988 (روز حادثه) معاون وزير راه و ترابري و رئيس سازمان هواپيمايي كشوري ايران تلكسي را به عنوان رياست شوراي ايكائو ارسال كرد و طي آن وي را در جريان حمله به هواپيماي 655 ايران قرار داد و از شورا درخواست نمود كه اقدام مؤثري در جهت محكوميت ايالات متحده انجام دهد . در همان روز، مجدداً تلكسي از طرف معاون وزير راه و ترابري به عنوان رياست شوراي ايكائو ارسال و به موجب آن از رياست شورا درخواست شد كه رياست و اعضاي شورا همراه با متخصصين‎ با هم ملاقات نموده ، بر روي اين حادثه مطالعه كنند. شايان ذكر است كه در روز مذكور، وزير خارجه وقت ايران نامه‎اي را براي دبيركل سازمان ملل متحد ارسال و در آن نگراني عميق كشورش را از اين حادثه ابراز كرد و اضافه نمود كه اقدام تجاوزكارانه آمريكا عليه خطوط هوايي جمهوري اسلامي ايران در تناقض آشكار با همه قواعد و اصول بين‎المللي و بويژه مواد 1 و 2 كنوانسيون 1944 شيكاگو و تهديد جدي هوانوردي كشوري در منطقه مي‎باشد.
    در تاريخ 4 ژوئيه 1988(13 تيرماه 1367) ، رياست شوراي ايكائو به تلكس معاون وزير راه و ترابري ايران پاسخ داد. رياست شورا در اين نامه نگراني و تأسف عميق خود را از بروز اين حادثه به دولت و خانواده قربانيان اعلام نموده و اطلاع داد كه تلاشهايي به عمل‌ آورده تا اعضا را براي برگزاري اجلاس فوق‎العاده شورا به منظور بررسي درخواست جمهوري اسلامي ايران متقاعد سازد. در اين نامه همچنين مطلب مهمي اضافه شده بود كه در پيگيريهاي قضايي بعدي، مستند دولت ايران قرار گرفت. رياست شوراي ايكائو در اين نامه اضافه كرده بود:
    «خط‎مشي ايكائو تضمين امنيت و نظم پروازهاي كشوري و مقابله جدي با استفاده از قواي قهريه عليه هواپيماهاي غيرنظامي مي‎باشد.»
    در تاريخ 5 ژوئيه 1988(14 تيرماه 1367) ، رياست شوراي ايكائو به نمايندگان شورا اطلاع داد كه در تاريخ 13 ژوئيه 1988(23 تيرماه) جلسه فوق‎العاده‎اي بنا به درخواست ايران و به منظور رسيدگي به قضيه سقوط هواپيماي مسافربري ايرباس ايراني برگزار خواهد شد. در اين جلسه، رياست ايكائو بر اين نكته تأكيد كرد كه «اين اصل بنيادين كه به موجب آن دولتها بايستي از توسل به اقدامات مسلحانه عليه هواپيماهاي غيرنظامي خودداري نمايند، بايد توسط همه دولتها رعايت شود»(12) در اين جلسه همچنين نمايندة جمهوري اسلامي ايران ضمن تشريح واقعه، درخواستهاي مشروع خود را متذكر شد. نمايندة ايالات متحده نيز به تبيين مواضع خود پرداخت و اعلام كرد كه پرداخت هر خسارتي از سوي آمريكا بايد به موجب شرايط حقوقي قوانين ايالات متحده و با مشورت با كنگره اين كشور باشد و نه قواعد بين‎المللي.
    مديرعامل سازمان هواپيمايي كشوري ايران در تاريخ 19 ژوئيه 1988(28 تيرماه 1367) تلكسي را جهت رياست ايكائو فرستاد و نارضايتي جمهوري اسلامي ايران را از نتايج جلسه فوق‎العاده (كه صرفاً بيان مواضعي كلي بود) ابراز داشت. وي در ادامه اضافه نمود كه: «رفتار بيرحمانه و غيرمسؤولانة يك دولت عضو را نبايد بدون مجازات رها كرد.»
    از سوي ديگر، به موجب تصميم اتخاذ شده در جلسة فوق‎العاده شوراي ايكائو (كه در روزهاي 13 و 14 ژوئيه 1988 برگزار شد)، نشستي در دفتر ايكائو در پاريس در 6 اكتبر 1988 (14 مهرماه 1367) برگزار شد و طي آن مسائل چندي از جمله مقررات ناظر بر خدمات كنترل هوايي در مسير A59 كه هواپيماي ايرباس در آن مسير سقوط كرده بود، مورد بررسي قرار گرفت. در تاريخ 7 نوامبر(15 مهرماه) نيز رياست شوراي ايكائو و دبيركل اين سازمان ، گزارش كميتة حقيقت‎ياب را در رابطه با اين حادثه به شورا ارائه نمودند.
    شوراي ايكائو در روزهاي پنجم تا هفتم نوامبر 1988 (13 تا 15 مهرماه 1367) نشست ديگري را به منظور بررسي درخواستهاي ايران تشكيل داد. در اين جلسه گزارش ايكائو مورد بررسي قرار گرفت و نمايندگان برخي از كشورها نيز در راستاي مواضع ايران سخنراني نمودند. نهايتاً نيز شوراي ايكائو آخرين نشستهاي خود در رابطه با اين حادثه را از 13 تا 17 مارس 1989 (22 تا 26 اسفند 1367) برگزار و طي آن قطعنامه‎اي را در تاريخ 17 مارس 1989 به تصويب رساند. در اين قطعنامه، شوراي ايكائو با اشاره به حادثة شليك موشك به سمت هواپيماي مسافربري ايرباس در تاريخ 3 ژوئيه 1988 كه توسط ناو جنگي آمريكا رخ داد، تأسف عميق خود را نسبت به اين حادثه ابراز نمود. در ادامه ، شورا خط مشي خود در خصوص محكوميت استفاده از قوه قهريه عليه هواپيماهاي غيرنظامي در حال پروازرا ابراز كرد واز دولتها درخواست نمود كه تمامي اقدامات لازم را براي تضمين امنيت هوانوردي بين‎المللي اتخاذ نمايند. مع الاسف ، شوراي ايكائو همچنان از محكوميت اقدام آمريكا سرباز زد.
    با توجه به اينكه شوراي ايكائو عملاً اقدام مناسبي در احقاق حقوق از دست رفته ايران صورت نداده بود، لذا كشور ايران ناگزير شد به سبب ناكارآمدي ايكائو و بر اساس ماده 48 كنوانسيون شيكاگو به ديوان بين‎المللي دادگستري رجوع نمود.
    ارجاع قضيه از سوي ايران به ديوان بين‎المللي دادگستري
    در تاريخ 17 مي 1989(27 ارديبهشت1368) جمهوري اسلامي ايران دادخواستي را نزد ديوان بين‎المللي دادگستري تنظيم كرد و طي آن شكايتي را عليه دولت آمريكا در رابطه با سقوط هواپيماي مسافربري ايراني و كشته شدن 290 مسافر و خدمه آن در 3 ژوئيه 1988 مطرح نمود. دادخواست جمهوري اسلامي ايران به لحاظ حقوقي مبتني بر اختلاف ناشي از تفسير و اجراي كنوانسيون 1944 هوانوردي كشوري بين‎المللي و كنوانسيون 1971 در خصوص ممنوعيت اقدامات غيرقانوني عليه امنيت هوانوردي كشوري در رابطه با حادثه مذكور بود. مطابق بند دوم از ماده 38 قواعد مربوط به آيين دادرسي ديوان بين‎المللي دادگستري، دادخواست بايد حتي‎المقدور دربرگيرندة مواردي از قبيل دلايل و مباني حقوقي صلاحيت ديوان براي رسيدگي به قضيه، ماهيت دقيق ادعا و شرح مختصري از وقايع و دلايلي باشد كه دعوا بر آن مبتني است. (13)
    بر اين اساس، دادخواست جمهوري اسلامي ايران و لايحه تنظيمي آن پنچ بخش را در برمي‎گرفت. بخش اول، تشريح واقعيتها و حقايق مادي قضيه، تلاشهاي حقوقي بين‎المللي ايران و رفتار غيرمسؤولانه آمريكا پس از حادثه؛ بخش دوم، بررسسي مبناي صلاحيتي ديوان بين‎المللي دادگستري با توجه به اساسنامه ديوان و قواعد قراردادي حقوق بين‎الملل؛ بخش سوم، تشريح قواعد و اصول حقوقي لازم‎الاجرا در اين قضيه؛ بخش چهارم، درخواست ايران مبني بر اعمال قواعد و اصول حقوق بين‎المللي بر واقعيات و حقايق مادي قضيه و بالاخره بخش پنجم نيز مسئله جبران خسارات وارده را دربرمي‎گرفت.در بخشهاي پيشين اين گزارش به اختصار بخش اول اين لايحه (تشريح ماهيت و چگونگي وقوع حادثه) از نظر گذشت.
    مباني حقوقي صلاحيت ديوان بين‎المللي دادگستري:
    صلاحيت ديوان براي رسيدگي به مسئله بر سه مبنا استوار بود: كنوانسيون شيكاگو، كنوانسيون مونترآل ، معاهده مودت.
    صلاحيت ديوان به موجب كنوانسيون 1944 شيكاگو: ماده 84 كنوانسيون مذكور كه در فصل هيجدهم كنوانسيون با عنوان «اختلافات و قصور» قرار دارد، مؤيد صلاحيت ديوان در اين زمينه است. به موجب ماده 84 كنوانسيون شيكاگو:
    «حل و فصل اختلافات:
    چنانچه در مورد تفسير و اجراي اين كنوانسيون و ضمائم آن اختلافي بين طرفهاي معظم معاهداتي بروز نمايد كه از طريق مذاكره حل نشده باشد، در آن صورت موضوع بنا به درخواست هر يك از طرفهاي اختلاف توسط شورا مورد تصيميم‎گيري قرار مي‎گيرد. چنانچه هر يك از طرفهاي اختلاف عضو شورا باشند، در اين رسيدگي نمي‎توانند صاحب رأي باشند. بر اساس ماده 85، هر يك از طرفهاي معاهده مي‎تواند درخواست كند تصميم شورا به يك ديوان ويژه كه مورد توافق ساير اعضاست و يا به ديوان دائمي دادگستري بين‎المللي ارجاع گردد. چنين درخواستي را بايد ظرف 60 روز از ابلاغ تصميم شورا به شوراي سازمان اطلاع داد.»
    در لايحة جمهوري اسلامي ايران، با بيان اين ماده، تحقق سه شرط مربوط به ارجاع قضيه به يك محكمه بين‎المللي اثبات شده و در ادامه آمده است كه لذا جمهوري اسلامي ايران اين حق را دارد كه برابر ماده 84 كنوانسيون شيكاگو ، اختلاف را به ديوان بين‎المللي دادگستري احاله نمايد.(14)
    صلاحيت ديوان به موجب كنوانسيون مونترآل:
    اعتقاد جمهوري اسلامي ايران بر اين بود كه به دليل اقدام آمريكا در سقوط هواپيماي مسافربري ايرباس به شماره 655 ايران اير و قصور ايالات متحده در اتخاذ اقدامات مناسب براي جلوگيري از بروز اين حادثه و عدم مجازات شديد عاملين آن ، اين كشور مواد 1 و 3 و بند 1 از ماده 10 كنوانسيون مونترآل را نقض كرده است. از طرف ديگر، اين واقعيت مسلم كه دولت آمريكا هرگونه مسؤوليت حقوقي خود را در قبال اين حادثه انكار و تكذيب مي‎نمايد، نشان مي‎دهد كه بين دو دولت در خصوص معنا و مفهوم بند «يك» از مادة 14 كنوانسيون مونترآل اختلافي وجود دارد. اين بند اشعار مي‎دارد:
    «هرگونه اختلافي بين دو يا چند عضو معاهده كه مربوط به تفسير يا اجراي كنوانسيون باشد و از طريق مذاكره حل نشود، بنا به درخواست هر يك از آنها به داوري ارجاع مي‎شود. چنانچه ظرف شش ماه پس از درخواست ارجاع مسئله به داوري، طرفين نتوانند در مورد سازمان داوري به توافق برسند، در آن صورت مي‎تواند اختلاف را بر طبق اساسنامه ديوان بين‎المللي دادگستري به اين ديوان ارجاع نمايد.»
    ـ صلاحيت به موجب معاهده مودت: در اين لايحه، دولت ايران همچنين موادي از معاهده 1955 مودت بين ايران و آمريكا را به عنوان مبناي صلاحيتي ديوان مورد استناد قرار داده بود. به موجب استدلال جمهوري اسلامي ايران، بند 2 ماده 21 معاهده مودت نيز مبناي صلاحيتي مستقل و ديگري براي ديوان خواهد بود تا به اين مسئله رسيدگي نمايد. برابر اين ماده:
    «هر اختلافي كه در رابطه با تفسير و اجراي اين معاهده بين طرفهاي معظم بروز نمايد و از طريق ديپلماسي حل آن رضايت‎بخش نباشد، به ديوان بين‎المللي دادگستري ارجاع خواهد شد، مگر اينكه طرفين به اين توافق برسند كه اختلاف را از طرق ديگر حل‎وفصل نمايند.»
    اين در حالي بود كه مقامات آمريكا در ساير موارد مشابه، اين ماده را مستند صلاحيت ديوان قرار داده بوده و ديوان نيز صلاحيت خود را به موجب اين معاهده احراز كرده بود. در اين رابطه، قضية مربوط به گروگان‎گيري كاركنان سفارت آمريكا در تهران قابل ذكر است كه ديوان مشخصاً به همين بند از ماده 21 معاهده مودت براي اثبات صلاحيت خود استناد كرده بود.(15)
    ضمن اينكه ديوان در قضية اقدامات نظامي و شبه‎نظامي در نيكاراگوئه نيز بر اساس معاهده 1956 آزادي كشتيراني و تجارت بين دو كشور (و مشخصاً ماده 19 آن) تصريح كرده بود كه: «ترديدي نيست كه به موجب شرايطي كه نيكاراگوئه به ديوان مراجعه كرده است و بر پايه واقعياتي كه اظهار شده، اختلافي بين دو طرف مخصوصاً در مورد تفسير و اجراي معاهده وجود دارد.»(16)
    مبناي ديگر استدلالي ايران اين بود كه ايالات متحده نيز همواره بر اعتبار و لازم‎الاجراء بودن معاهده مودت تأكيد كرده است.
    اصول و قواعد حقوقي حاكم بر اختلاف:
    در اين قسمت، شكايت ايران مشتمل بر اصول و قواعد قراردادي و نيز قواعد عرفي حقوق بين‎الملل بود. جمهوري اسلامي ايران در اين رابطه تلاش نمود تا قواعد مشخص و مندرج در معاهدات دو يا چندجانبه‎اي را مبناي استدلال خود ذكر كند كه دو كشور ايران وآمريكا اعضاي پيوسته و كامل آن معاهدات بودند. كنوانسيون شيكاگو، كنوانسيون مونترآل، معاهده مودت و نيز قواعد عرفي حقوق بين‎الملل در خصوص مسئله بيطرفي از جملة اين موارد بود.
    نقض كنوانسيون 1944 شيكاگو: كنوانسيون شيكاگو دربرگيرنده مجموعه جامعي از قواعد حاكم بر هوانوردي كشوري بين‎المللي است. اين كنوانسيون كه در آن زمان بيش از 160 كشور عضو داشت ، توسط دو كشور ايران و آمريكا تصويب شده بود. ايالات متحده اين كنوانسيون را در تاريخ 9 اوت 1946 و دولت وقت ايران آن را در 19 آوريل 1950 به تصويب رسانده بودند. مقدمه كنوانسيون، مواد ا، 2 و 3، بند الف ماده 44 و ضمائم شماره 2، 11 و 15 مشخصاً مواردي را در برمي‎گيرد كه ايالات متحده با اين اقدام غيرانساني خود مرتكب نقض آنها شده است كه در ادامه به برخي از آنها اشاره مي‎شود.
    در مقدمه كنوانسيون تصريح شده كه هوانوردي كشوري بين‎المللي غير نظامي از طريق رفتار دوستانه و تفاهم بين كشورها و پرهيز از تنش و اصطكاك توسعه يافته و طرفها با امضاي اين كنوانسيون اصول و قواعدي را به منظور گسترش هوانوردي غيرنظامي بين‎المللي در فضايي از امنيت و نظم مورد توافق قرار مي‎دهند و اين كنوانسيون نيز در راستاي تحقق چنين اهدافي مدون گرديده است. ماده«يك» كنوانسيون صلاحيت كامل و انحصاري هر كشور بر فضاي هوايي بالاي سرزمين خود را مورد شناسايي قرار داده است. در مادة«دو» قلمرو سرزميني هر كشور معين شده و عبارت از فضاي بالاي مناطق خشكي كشور و نيز فضاي بالاي درياي سرزميني يك كشور در مجاورت قلمرو زميني آن دانسته شده است. مادة«سه» مكرر ( كه به پروتكل 1984 مونترآل به كنوانسيون شيكاگو معروف است)، تصريح مي‎كند هر يك از طرفهاي كنوانسيون مي‎پذيرد كه از توسل به زور و قوه قهريه عليه هواپيماهاي كشوري كه حامل مسافران عادي و غيرنظامي است خودداري نمايد. (17)
    بخشي از مادة 44 كنوانسيون شيكاگو (كه سازمان هوانوردي كشوري بين‎المللي «ايكائو» بر اساس آن تأسيس شده است) نيز، تصريح مي‎نمايد كه هدف از ايجاد سازمان از جمله آن است كه رشد مطمئن و منظم هوانوردي كشوري بين‎المللي را در جهان گسترش دهد و امنيت پروازي را در اين رابطه تضمين نمايد.
    نقض كنوانسيون 1971 مونترآل: اين كنوانسيون كه به مسائل مربوط به توقيف و ممنوعيت اقدامات غيرقانوني بر ضد هواپيماهاي غيرنظامي و مسافران و خدمه آن مي‎پردازد، در پاراگراف الف و ب مادة«يك» خود برخي از اين اقدامات ممنوعه را فهرست نموده و از جمله اشاره مي‎كند كه چنانچه شخصي مرتكب تهاجم غيرقانوني و عمدي شود، از جمله اينكه اقدامي را عليه شخصي كه در يك پرواز غيرنظامي به سر مي‎برد، صورت دهد و امنيت هواپيما را به خطر اندازد و يا هواپيما را نابود سازد يا به نحوي به آن خسارت وارد نمايد كه امنيت پروازي را به خطر اندازد، اين ممنوعيت ، قانوني وكامل و قطعي است. مادة سوم كنوانسيون مونترآل نيز مرتبط با اين قضيه است. زيرا به موجب اين ماده، هر يك از طرفهاي معاهده متعهد مي‎شود كه براي هر يك از اقدامات تجاوزكارانه مندرج در مادة«يك» مجازات شديدي وضع نموده و آن را اجرا نمايد. بالاخره، بند «يك»ماده 10 كنوانسيون مذكور نيز در اين رابطه حائز اهميت است كه عنوان مي‎كند اعضاي كنوانسيون بر طبق حقوق بين‎الملل و قواعد حقوق داخلي تلاش خواهند كرد تا اقدامات عملي مناسب را به منظور جلوگيري از بروز اقدامات تجاوزكارانه مندرج در ماده «يك» اتخاذ نمايند.
    نقض معاهده مودت: مواد 4، 8، 10، از معاهده مودت ايران و آمريكا بنابر ارتباطي كه با اين اقدام تجاوزكارانه آمريكا در قبال ايران دارند، از سوي ايالات متحده نقض شده است. ماده 4 بيانگر اين تعهد است كه طرفين معاهده رفتار برابر و منصفانه‎اي را با اتباع و اموال دو دولت خواهند داشت و از توسل به اقدامات نامعقول و تبعيض‎آميز كه به حقوق قانوني آنها لطمه مي‎زند، اجتناب خواهند كرد. برابر ماده 8 نيز دو طرف متعهد شده‎اند كه نسبت به توليدات كشور مقابل رفتاري برابر با توليدات ساير كشورها داشته و هيچ يك از دو طرف نبايد محدوديتها يا ممنوعيتهايي را بر توليدات يكديگر اعمال نمايند، مگر آنكه چنان محدوديتهايي را در مورد كشورهاي ثالث نيز اعمال نموده باشند. بالاخره ماده 10 معاهده مودت نيز اشعار مي‎دارد كه در سرزمينهاي دو كشور آزادي تجارت و كشتيراني وجود خواهد داشت.
    دولت آمريكا با حملة عمدي و تجاوزكارانه هواپيماي مسافربري ايران‎اير نه تنها اصول و قواعد مشخص قراردادي فيمابين دو دولت را (كه به مواردي از آن اشاره شد) آشكارا نقض كرد، بلكه قواعد آشكار و مسلم حقوق بين‎الملل را نيز زيرپا نهاد. در اين رابطه، اصولي از منشور ملل متحد در خصوص ممنوعيت توسل به زور (بند 4 ماده منشور) و لزوم احترام به حاكميت و تماميت ارضي واحدهاي سياسي جامعه بين‎المللي نيز حائز اهميت است.
    اعمال قواعد و اصول حقوق بين‎‎الملل بر قضيه: با در نظر گرفتن اصول و قواعد حقوق بين‎المللي كه در قضيه متنازع فيه قابليت اجرائي داشت، مناسب آن است كه قواعد و اصول مذكور را بر واقعيات و حقايق مادي قضيه (كه قبلاً تشريح شد) اعمال نمود. اين قسمت در واقع بخش چهارم لايحه شكوائيه دولت جمهوري اسلامي ايران را تشكيل داده و مشخصاً دو بحث مجزا را دنبال مي‎كند. ابتدا، موضوع اقدام آمريكا در استخدام و بكارگيري ناوگان جنگي در منطقه خليج فارس بود كه از مدتها قبل از وقوع حادثه آغاز شده و پس از آن نيز ادامه يافت. موضوع دوم نيز در واقع ماهيت اصلي دعوا را شكل مي‎دهد كه همانا اقدام آمريكا درحمله به هواپيماي ايرباس ايراني مي‎باشد. با عنايت به ضررها و زيانهاي متعدد مادي و معنوي كه به اتباع ايراني و حقوق حاكميتي جمهوري اسلامي ايران در اين حادثه وارد شده بود، لذا دولت ايران از ديوان بين‎المللي دادگستري خواست كه دولت آمريكا را متعهد نمايد تا خسارات وارده به جمهوري اسلامي ايران و اتباعش را از نظر مادي و معنوي و نيز از حيث خسارات وارده به اشخاص حقيقي و حقوقي ذي‎دخل در حادثه بپردازد.
    درخواستهاي مشخص ايران از ديوان بين‎المللي دادگستري: در دادخواستي كه جمهوري اسلامي ايران در رابطه با حادثه سقوط هواپيماي ايرباس نزد ديوان بين‎المللي دادگستري و عليه دولت آمريكا تنظيم نموده بود، درخواستها و مطالبات چندي مطرح شده بود. در اين دادخواست ، دولت جمهوري اسلامي ايران از ديوان بين‎المللي دادگستري درخواست نموده بود كه اين ديوان اعلام نمايد :
    ـ ديوان صلاحيت رسيدگي به اين قضيه را دارد.
    ـ آمريكا با اقدام خود در سقوط هواپيماي ايراني ايرباس اصول و قواعد اساسي حقوق بين‎الملل را نقض كرده و مرتكب يك جنايت بين‎المللي شده است.
    ـ دولت آمريكا با عدم پيگيري جدي قضيه و مجازات شديد عاملين و مرتكبين آن مسئوليتهاي حقوقي خود را به موجب ماده 3 و بند «يك» ماده 10 كنوانسيون مونترآل نقض كرده است.
    ـ دولت آمريكا با رفتارهاي خود امنيت هوانوردي را مختل نموده و ماده 44 و ضميمه شماره 2، 11 و 15 كنوانسيون شيكاگو را نقض نموده است.
    ـ ايالات متحده با استقرار ناوگان نظامي خود در منطقه خليج فارس و در محدوده آبهاي سرزميني ايران و توسل اين كشور به رفتارهاي متجاوزانه بند «يك» از ماده 10 معاهده مودت فيمابين را نقض نموده است.
    ـ آمريكا با حضور در آبهاي سرزميني خليج فارس و اقدام تجاوزكارانه خود حاكميت ملي جمهوري اسلامي ايران و اصل عدم مداخله را نقض نموده است.
    ـ اقدامات و فعاليتهايي كه مي‎تواند ناقض تعهدات حقوق بين‎المللي اين كشور در خليج فارس باشد، بايد فوراً متوقف شود و همچنين اين كشور بايد متعهد به جبران خسارات وارده در اشكال مختلف آن باشد.
    خاتمة زودرس دعوا در ديوان بين‎المللي دادگستري
    جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 17 مي 1989 (27 ارديبهشت 1368) دادخواستي را مبني بر شكايت عليه دولت آمريكا در ارتباط با اختلاف ناشي از تفسير و اجراي كنوانسيون 1944 هوانوردي كشوري بين‎المللي و كنوانسيون 1971 توقيف (ممنوعيت) اقدامات غيرقانوني عليه امنيت هوانوردي كشوري و در رابطه با سقوط هواپيماي مسافربري ايراني و كشته شدن 290 مسافر و خدمه آن كه در 3 ژوئيه 1988 اتفاق افتاد، در ديوان بين‎المللي دادگستري تنظيم نمود. دولت ايران همچنين لايحه خود را در تاريخ 24 ژوئيه 1990 (2 مرداد 1369) ودر فاصله مهلتهاي تعيين شده نيز تسليم ديوان كرد. پس از آن، دولت آمريكا دفاعيه خود را ابتدا در چارچوب اعتراضات مقدماتي به صلاحيت ديوان تهيه و نزد ديوان ثبت كرد. در اين مرحله، دولت آمريكا تلاش كرده بود تا به نقد استدلالهاي ايران در ذيصلاح بودن ديوان بين‎المللي دادگستري در رسيدگي به اين قضيه بپردازد. شايان ذكر است كه اعتراضات مقدماتي آمريكا به صلاحيت ديوان در تاريخ 4 مارس 1991 (13 اسفند 1369) به ديوان عرضه شد. در تاريخ 9 سپتامبر 1992 (18 شهريور 1371) نيز جمهوري اسلامي ايران ملاحظات و نظريات خود را در خصوص اعتراضات مقدماتي ديوان عرضه نمود و به انتقاداتي كه دولت آمريكا مطرح نموده و طي آن مدعي شده بود كه ديوان بين‎المللي دادگستري صلاحيت رسيدگي به اين قضيه را ندارد، پاسخ داد.
    از سوي ديگر، ديوان بين‎المللي دادگستري از سازمان ايكائو درخواست نمود كه ملاحظات وديدگاههاي خود را ارائه نمايد. ايكائو نيز نهايتاً در تاريخ 4 دسامبر 1992 (13 آذر 1371) ملاحظات مكتوب خود را در مهلت مقرر توسط ديوان و در تعقيب ماده 69 پاراگراف سوم از آيين دادرسي ديوان ارائه نمود.
    با وجود اين، در تاريخ 8 اوت 1994(17 مرداد 1373) ، نمايندگان دو طرف مشتركاً طي ارسال نامه‎اي به ديوان اطلاع دادند كه دولت متبوعشان مايل است كه تا اطلاع ثانوي، رسيدگي شفاهي به ديوان را به تأخير اندازند. نهايتاً نيز در تاريخ 22 فوريه 1996 طرفين نامه‎اي را به ديوان ارائه و طي آن اعلام نمودند كه دولتهاي متبوعشان موافقت نموده‎اند كه قضيه را ادامه ندهند، زيرا آنها « به تهيه و تنظيم موافقتنامه‎اي نائل شده‎اند كه بر اساس آن اختلافات، تفاوت در ديدگاهها، ادعاها، دعاوي متقابل و مسائلي را كه مستقيماً يا به صورت غيرمستقيم از اين قضيه ناشي مي‎شود يا با آن ارتباط دارد، به طور نهايي حل وفصل نموده‎اند.»
    شايان ذكر است كه پس از خاتمه زودرس دعوا در ديوان كه قبل از صدور رأي نهايي صورت پذيرفت، دولت آمريكا به عنوان غرامت مبلغ 55 ميليون دلار براي خانواده‎هاي قربانيان و نيز مبلغ 40 ميليون دلار براي غرامت ناشي از سقوط هواپيما به دولت جمهوري اسلامي ايران پرداخت. (18)
    پرداخت غرامت از سوي آمريكا را چنانچه در پرتو قواعد حقوق بين الملل ارزيابي كنيم ، منطقاً مي توان نتيجه گرفت كه آمريكا نه تنها مسؤوليت خود را در قبال اين فاجعه به عهده گرفته است ، بلكه به لوازم بعدي آن ( يعني پرداخت غرامت وارده ) ‌نيز ملتزم شده است ،
    با اين حال سؤالي كه اكنون فرا روي ماست اين است كه آيا صرف پرداختن چنين غرامتي ، جبران كننده تمامي آثار زيانبار مادي و معنوي وارده به حيثيت حقوقي نظام جمهوري اسلامي ايران از يك سو و التيام بخش عواطف جريحه دار شده ملت ايران از سوي ديگر بود يا خير ؟! سؤالي كه پاسخ آن بغايت دشوار است.
    كوتاه سخن آنكه؛ فاجعه ايرباس اگرچه مهمترين مورد نقض حقوق بين‎الملل هوايي و قواعد اساسي تضمين امنيت و سلامت هواپيمايي بين‎المللي كشوري به شمار مي‎رود، اما فرمانده ناو وينسس به خاطر اين عمل از دولتمردان آمريكا نشان لياقت گرفت و پرسروصداترين محافل سياسي غرب به آرامي از كنار آن گذشتند. انگشت «ويت راجز» فرمانده وينسس اگرچه ماشه را چكاند و نشان لياقت گرفت ، اما خود او روانه تيمارستان شد (19) ، همانگونه كه خلبان هواپيماي آمريكايي كه بر سر هيروشيما بمب اتم فرو ريخته بود، روانه تيمارستان شد. اين وقايع بيانگرآنند كه دولت آمريكا عليرغم همه ادعاهايي كه در حمايت و پاسداري از حقوق بشر داشته و دارد، در عمل راهي بر خلاف اين ادعاها را طي مي‌كند .

    پي‎نوشت‎ها:
    1. The testimony of Rear Admiral William M. Fogarty Before the Committee on Armed Services of the United States Senate, 8 September 1988 (S. Hrg 100-1035) P.25.
    2. Defense Department Report, P. E-53, Para.6.
    3. Defense Department Report , P. E-9
    4. See. P. E-10 of the Defense Department Report.
    ‏‏5. The Persian Gulf Conflict and Iran Air 655,United states Dept.Of States,Bureau Of Public Affairs,CurrentPolicy Publication No.1093.
    6. See,Hearings before the Committee On Forign Affairs,House Of Repersentatives,On 19May,1987(75-507,1987),at p.41.
    7. Defense Department Report, P. E-37; ICAO Report, Appendix A, P. A-8.
    8. See, For Example, PP. E-59 of the Defense Department Report.
    9. Internationam Herald Tribune, 4 July 1988.
    10. See, Kayhan International , 21 November 1988.
    11. روزنامه اطلاعات، چهارشنبه مورخ 12/4/81، ص 10
    12. C-Min. Extraordinary (1988)/1; P.3.
    13. INTERNATIONAL COURT OF JUSTICE; RULES OF COURT (1978) AS AMENDED ON 5 DECEMBER 2000, Art. 38.2
    14. شايان ذكر است كه به موجب ماده 37 اساسنامه ديوان بين‎المللي دادگستري، در صورت تحقق چند شرط، اين ديوان خلف ذيصلاح ديوان دائمي دادگستري بين‎المللي (كه تا قبل از جنگ جهاني دوم به امر رسيدگي قضايي بين‎المللي مشغول بود) خواهد شد.
    15. United States Diplomatic and Consular Staff in Tehran, Judgment, I.C.J. Reports, P.28, Para.54.
    16. Military and Paramilitary Activities in and against Nicaragua (Nicaragua V. United States of America); Jurisdiction and Admissibility , Judgment, I.C.J. Reports 1984, P.428, Para. 83.
    17.اين ماده در اجلاس فوق‎العاده مجمع ايكائو در دهم مي 1984 به تصويب رسيد.
    18.تهران ، واحد مركزي خبر ، به نقل از خبر گزاري فرانسه ، 12/4//1381.
    19. روزنامه اطلاعات ، چهارشنبه مورخ 12/4/81 ، ص 10 .

    حمله به ایرباس ایرانی در خلیج فارس، بدترین حادثه هوایی

    یک موسسه تحقیقاتی هلند اعلام کرد که سال ‪ ۲۰۰۶‬میلادی از جمله امن‌ترین سالها برای مسافرت هوایی بوده است.

    به گزارش ایرنا، موسسه «شبکه امنیت هوانوردی» هلند اعلام کرد: از مجموع میلیون‌ها ساعت پرواز سالانه در خطوط مختلف هوایی دنیا، در سال ‪ ۲۰۰۶‬میلادی در مجموع فقط ‪ ۲۷‬سانحه هوایی رخ داد که ‪ ۸۹۲‬نفر در آن کشته شدند.

    این گزارش حاکی است که از مجموع آمار مذکور ‪ ۸۸۸‬نفر از کشته‌شدگان جزو سرنشینان هواپیما و ‪ ۴‬نفر از قربانیان نیز از ساکنان زمینی بودند.

    همچنین در آمار مقایسه‌ای که این موسسه از سال ‪ ۱۹۴۳‬تاکنون جمع‌آوری کرده، در ده‌سال اخیر نیز بطور میانگین سالانه حدود ‪ ۳۶‬سانحه هوایی در جهان روی داده است که در آن بطور متوسط هر سال یک هزار و ‪ ۵‬نفر کشته شده‌اند.

    این گزارش حاکی است، بر پایه این آمار روند سوانح هوایی در همه نقاط جهان بجز قاره آفریقا، در سالهای اخیر کاهش یافته است.

    در قاره آفریقا که تنها سه درصد از مجموع کل پروازهای دنیا در آن انجام می‌شود، نرخ سوانح هوایی حدود ‪ ۱۸/۵‬درصد است و به این خاطر در گزارش مذکور، این قاره جزو بدترین مناطق پروازی در سال ‪ ۲۰۰۶‬تلقی شده است.

    از سوی دیگر در زمینه هواپیماربایی هم بنا به این گزارش در سال ‪۲۰۰۶‬ میلادی تنها سه فقره اقدام صورت گرفته است و این روند در سالهای اخیر هم کاهش نزولی داشته است به حدی که میانگین سالانه آن حدود ‪ ۵/۶‬درصد از مجموع کل پروازهای ‪ ۵‬ساله اخیر را شامل می‌شود.

    همچنین بنا به نتایج این تحقیقات، بیشترین سقوط هوایی در سال ‪۲۰۰۶‬ متعلق به هواپیماهای آنتونوف بویژه مدل‌های ‪ ۳۲، ۲۸ ،۲۶ ،۲۴ ،۱۲، ۲‬و ‪ ۷۲-۷۴‬بوده است و پس از آن هواپیماهای ایلیوشین، توپولوف، فوکر و ایرباس آ-‪ ۳۲۰‬در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

    در این گزارش همچنین از سقوط هواپیمای ایلیوشین ‪ ۷۶‬حامل پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مسیر زاهدان به کرمان به عنوان یکی از ده مورد بدترین سوانح هوایی در آسیا نام برده شده است.

    به علاوه در گزارش مذکور ساقط شدن یک فروند هواپیمای ایرباس ایرانی در آبهای خلیج فارس توسط ناو آمریکایی یواس‌اس وینسنز هم به عنوان بدترین سانحه هوایی در آبهای بین‌المللی اعلام شده است.


    منبع:بازتاب

    توسط دکتر امیر راهبر

    هجده سال پیش ، جنایتکاران کاخ سفید ، در اقدامی متجاوزانه و وحشیانه ، هواپیمای مسافری ایران را بر فراز آبهای خلیج فارس سرنگون ساخته و 291 نفر بیگناه را به شهادت رساندند.

    این ماجرای غم انگیز، تا مدتها بعد نیز به شدت خشم جهانیان را بر انگیخت و آمریکا را بار دیگر به عنوان یک قاتل وحشی مردم بی گناه معرفی نمود. در این فاجعه انسانی ، تمام سرنشینان هواپیما به شهادت رسیدند . 66 کودک زیر 12 سال و 52 زن در میان قربانیان بودند و 46 تن تبعه کشورهای یوگسلاوی ، کویت ، افغانستان ، هندوستان ، پاکستان ، ایتالیا ، شارجه و دوبی ، از جمله وابسته نظامی پاکستان در ایران و خانواده اش ، در میان کشته شدگان بودند .در زیر، به نقل ماجرای پرواز 655 ایران به مقصد دوبی می پردازیم.

    در آن سال ها، هر هفته دو پرواز از تهران به مقصد دوبی در در روزهای یکشنبه و سه شنبه وجود داشت که که پرواز 655، جزو همان پرواز ها و در روز یکشنبه بود. در صبح روز یکشنبه دوزادهم تیر سال شصت و هفت شمسی، کاپیتان محسن رضائیان، با حدود هفت هزار ساعت پرواز که دو هزار ساعت آن را با هواپیمای ایرباس پرواز کرده بود، همراه با خدمه و مسافرین، تهران به مقصد بندر عباس ترک گفتند. همیشه این پرواز با یک نشست در فرودگاه بندر عباس به منظور سرویس و خدمات همراه بود. در حدود ساعت نه و نیم صبح، هواپیمای ایرباس A-300 با دویست و نود نفر مسافر در فرودگاه بندر عباس به زمین نشسته و آماده سوخت گیری مجدد و سرویس های دیگر شد. پس از اتمام تمام خدمات، مجدداً کاپیتان سوار بر هواپیما شده و از برج مراقبت اجازه روشن کردن موتورها ها را تقاضا کرد. کاپیتان 38 ساله نمی دانست که دیگر هیچ گاه از این هواپیما پیاده نخواهد شد.پس از انجام تاکسی به سمت باند فعال و قرار گرفتن در مسیر باند، برج مراقبت به او اجازه پرواز داده، از او خواست که ارتفاع خود را در سطح هفت کیلومتر حفظ نماید و برای او آرزوی پرواز موفقیت آمیزی را نمود. لازم به ذکر است این پرواز تنها 28 دقیقه زمان برای رسیدن به مقصد نیاز داشت. پس از برخاست، هواپیما در مسیر پرواز خود قرار گرفته و پیش به سوی فرودگاه دوبی به پرواز خود ادامه داد. از آن سو، ناوچه جنگی وینسنز آمریکایی، با رادارهای نیرومند خود در حال اسکن کردن منطقه بود که ناگهان کاپیتان راجرز، شئ ناشناسی را بر روی صفحه رادار مشاهده نمود که در فاصله حدود 38 کیلومتری ناوچه در حال پرواز بود. به دلیل جنگ های دریایی مختصری که در شب قبل بین قایق های جنگی ایرانی و آمریکایی روی داده بود، کاپیتان فوراً احتمال یک حمله از طرف ایران به این ناوچه را داده و وضعیت اضطراری را اعلام نمود. کاپیتان راجرز، از مسئول رادیوی اتاق فرمان خواست تا روی همه فرکانس ها به هواپیمای ایرانی هشدار بدهد که به این منطقه به دلیل انجام مانور نظامی نزدیک نشود.

    اما افسوس که به دلیل این که موج ترانسپوندر هواپیمای ایرانی در حالت غیر نظامی تنظیم شده بود و ناوچه آمریکایی پیام خود را بر روی موج نظامی می فرستاد، کاپیتان رضایی هیچ کدام از سه پیغام اخطار ناوچه آمریکایی را دریافت ننمود. سپس، ناوچه آمریکایی از طریق دستگاه تشخیص دوست از دشمن، هواپیما را ردیابی نمود و چون پاسخی از سوی هواپیما دریافت نشد، هواپیما، دشمن شناسایی شد. کاپیتان راجرز احتمال داد که این هواپیما، یک اف-14 تامکت ایرانی است که در حال شیرجه به سمت ناوچه جنگی است. کاپیتان خوب می دانست که هواپیمای اف-14 توانایی حمل موشک های هوا به کشتی را ندارد، اما بعدها اعلام کردند که احتمال بر انجام یک عملیات انتحاری و برخورد اف-14 به کشتی می رفته است. پس از نزدیک شدن بیش از حد هواپیما به ناوچه جنگی، کاپیتان راجرز دستور آماده کردن دو فروند موشک سطح به هوای SM-2 را صادر کرد. چند لحظه بعد از قفل کردن موشک ها بر روی هدف، در اتاق فرمان، صدای آماده شدن موشک ها برای پرتاب شنیده شد. کاپیتان دستور داد که موشک ها را شلیک کنند. مهناوی جوان، بیست و چهار بار کلید های اشتباه موشک را فشار داد، تا اینکه سرانجام مهناوی کهنه کار خم شد و کلید های درست را فشار داده و دو فروند موشک از سطح تاوچه با نفیری شوم به هوا برخاستند و این آغاز جنایت بود. در آن سو، کاپیتان رضایی وضعیت را به فرودگاه بندر عباس، عالی گزارش نمود. سی ثانیه بعد اولین موشک بال سمت چپ هواپیما را جدا کرده و متعاقباً موشک دیگر نیز مسقیم به قسمت دم هواپیما برخورد کرده و آن ها را از جا کندند و هواپیما مستقیم به سمت دریا شیرجه رفت. بر روی ناوچه وینسنز، غوغایی برپا بود.

    چند لحظه بعد به کاپیتان راجرز اعلام شد که قطعات هواپیمای ساقط شده که از آسمان به دریا می افتند، بسیار بزرگتر از یک اف-14 هستند و نقل می کنند که در آن لحظه حال کاپیتان به هم خورد. هشتاد و چهار ثانیه پس از شلیک موشک ها، هواپیمای ایرباس ایرانی، به سطح دریا برخورد نمود و همانجا، مزار شهدای این پرواز شد. صبح روز بعد، حقایق بر همگان آشکار شد و جهانیان آگاه شدند که اشتباهی در کار نبوده و ناوچه آمریکایی تنها از روی لجبازی و اینکه هواپیمای ایرانی خواسته بود بر فراز آن ها عبور نماید، آن را مورد هدف قرار داده بود و جالب اینکه در آن لحظه، هم ناوچه آمریکایی و هم هواپیمای ایرانی هر دو در آب های ایران بودند. کاپیتان راجرز و همکارانش به خاطر این جنایت مدال افتخار گرفته و ترفیع درجه داده شدند. از آن جنایت کاران سوال می کنم که آیا واقعاً هدف قرار دادن یک هواپیمای بدون دفاع و مسافربری که هیچ گونه سلاحی با خود حمل نکرده و تنها محموله آن، چند انسان بی گناه است، جای افتخار دارد؟ از همینجا، از خداوند برای شهدای هواپیمای ایرانی که به واقعیت، بی گناه از زندگی محروم شده و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند، آرزوی علو درجات نموده و امید قربت رحمت تمامیشان را دارم.


    متعاقب این تجاوز آشکار، جمهوری اسلامی ایران در روز 14 تیر 1367 ، در نامه ای به رئیس شورای امنیت ، خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد . 25 تیر 1367 مطابق با 16 ژوئیه 1988 ، شورای امنیت تشکیل جلسه داد . از سوی جمهوری اسلامی ایران دکتر « علی اکبر ولایتی »  وزیر  امور  خارجه  وقت  ایران  ،     و از جانب آمریکا « جورج بوش » معاون وقت رئیس جمهوری آمریکا در جلسه حضور داشتند .


    وزیرامور خارجه جمهوری اسلامی ایران ، در فرازی از سخنان خود عنوان کرد :« حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس ، تنها منادی مرگ و بی قانونی و شرارت بوده و جز ناامنی چیزی به ارمغان نیاورده است . عمل جنایتکارانه آمریکا در حمله به هواپیمای کشوری ، به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست . ».


    در بررسی سانحه مشخص شد که هواپیمای مسافربری برفراز آبهای سرزمین ایران مورد هدف واقع ،‌و در حوالی جزیره هنگام سقوط کرده است . و در این تهاجم ناو وینسنس به آبهای سرزمین ایران تجاوز کرده است . قبل از این واقعه نیز توسط نیروهای آمریکایی ،‌به هواپیماهای گشت ایرانی از لحظه برخاستن از باند بندرعباس تا لحظه فرود اخطار داده می شد . معنای این اقدام آن است که نیروهای آمریکایی حتی برفراز خاک جمهوری اسلامی ایران نیز هواپیماهای ایرانی را مورد تهدید قرار می دادند .
    در 8 ژانویه 1988 آمریکاییان مرتکب نقض حریم هوایی ایران برای رهگیری شدند . از دیگر سو نیروهای آمریکایی بدون مجوز شورای امنیت در منطقه حضور پیدا کرده و با نقض بی طرفی در خلیج فارس علیه ایران و به نفع عراق ، عملا در کار بازرسی کشتیها از سوی جمهوری اسلامی ایران ممانعت به عمل آوردند و نیز در مقابل تهاجم عراق به کشتی های تجاری ساکت و در برابر عمل متقابل ایران عکس العمل نشان می دادند و تا آنجا پیش رفتند که سکوهای نفتی ایران و کشتی ایرانی « ایران اجر» را مورد حمله قرار داده و به آتش کشیدند
    .


    ماده 2 (4)‌منشور ملل متحد کلیه اعضا را از تهدید به زور یا استعمال زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری که با مقاصد ملل متحد مباینت داشته باشد ،‌منع نموده است .
    نیروهای نظامی آمریکا مستقر در آبهای خلیج فارس و دریای عمان در زمان حادثه و قبل از آن ، عملا تمامیت ارضی ایران را با استفاده از انواع ترفندها مورد تجاوز قرار داده و به انحاء مختلف کشتیها و هواپیماهای ایران را مورد تهدید قرار دادند .


    حمله آمریکا به هواپیمای مسافربری در حریم هوایی ایران و در مسیر هوایی بین المللی مشخص و اعلام شد ه که نقض قاعده حقوقی عدم توسل به زور و همچنین نقض آشکار تمامیت ارضی یک دولت عضو سازمان ملل می باشد . همچنین مصداق کامل تجاوز مندرج در بند «ب» ماده 3 ضمیمه قطعنامه تعریف تجاوز مورخه 1974 مجمع عمومی سازمان ملل می باشد ، که به استناد آن کاربرد هر نوع سلاح توسط یک دولت علیه سرزمین دولت دیگر ، ‌محاصره بنادر یا سواحل یک دولت توسط نیروهای مسلح دیگر را ، ‌از مصادیق تجاوز دانسته است و دست آخر بند «ت» ماده مزبور، مبین آشکار تجاوز آمریکا به ناوگان هوایی دولت جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود .


    هر چند مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه 3314 توجه شورای امنیت را به تعریف تجاوز جلب و به آن توصیه کرده است که در احراز تجاوز ، تعریف مزبور را به نحو مقتضی راهنمای خود قرار دهد ،‌ اما عملا شورای امنیت در قضیه مطروحه با جو حاکم بر شورا از کنار قضیه گذشته و دولت ایران را به اجرای قطعنامه 598 سوق داده است و نهایتا حمایت کامل نسبت به ایمنی هواپیماهای بین المللی و بویژه ممنوعیت مطلق توسل به زور که در ضمیمه دوم کنوانسیون شیکاگو مورد تاکید قرار گرفته و به صورت قاعده مسلم حقوق بین الملل درآمده است ، از طرف شورای امنیت کاملا نادیده گرفته شده است .


    عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تاسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت . به دلیل حاکمیت چنین اوضاعی بر سازمان ملل متحد ، ‌آمریکا پس از سرنگونی هواپیما اعلام نمود که در نظر ندارد هیچ تجدید نظری در دستورات جنگی موجود به عمل آورد و با تشکیل نیروهای تحت فرمان شورای امنیت برای برقراری امنیت در خلیج فارس بکرّات مخالفت کرد

     

    تصاویر صحنه‌های پس ازسقوط هواپیما در آب‌های خلیج فارس چنان دلخراش بود که دل هر بیننده را بشدت به درد می‌آورد.

    در میان اشیا و لوازمی که از مسافران به روی آب و در سکوت غمبار دریا، به هر سو پراکنده و سرگردان بودند، دیدن عروسکی‌کوچک متعلق به دختر بچه‌ای متلاشی شده، بیش از هر صحنه دیگر آزاردهنده و تاثرfvانگیز بود.

    تاثر از جنایتی که انسان را ناخودآگاه به‌یاد فجایع هیروشیما، ناکازاکی، ویتنام و عراق می‌اندازد و بی‌تردید; هرگز از صفحه تاریخ محو نخواهد شد.

    پس از فاجعه سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایرانی، دولت آمریکا نه‌تنها از بابت این جنایت از ملت‌ایران عذرخواهی نکرد،بلکه در یک اقدام شگفت‌انگیز ،به فرمانده ناو "وینسنس "به خاطر هدایت و اجرای عملیات حمله به هواپیمای غیر نظامی، مدال افتخار نیز دادند!
    صرف نظر از این اقدام نظامی آمریکا علیه یک هدف غیر نظامی، متاسفانه کشورهای غربی بخصوص رسانه‌های وابسته به آنها نیز در اقدامی هماهنگ هیچ واکنشی در زمینه این جنایت تاریخی، از خود بروز ندادند.

    در همان روزها که‌این واقعه تاسف بار رقم خورد،این سوال در نزدافکارعمومی طرح شد که چرا کشورهای اروپایی که خود را مدافع حقوق بشر می‌دانند و مدعی آزادیخواهی و آزادی هستند، این عمل کاملا غیرانسانی را محکوم نکردند؟ آیا دنیا چنان به قهقرای سقوط اخلاقی وبی‌قانونی سقوط کرده است که آمریکا از سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ابراز مسرت کند و به فرمانده ناو مهاجم مدال لیاقت بدهد و هیچکس در سراسر جهان دم نزند؟
    پس از این واقعه، ناخدا یکم "ویلیام (ویل) راجرز" فرمانده ناو "وینسنس" در مصاحبه‌ای مطبوعاتی به صراحت اعلام کرد:" اگر صدها بار نیز آن اتفاق رخ دهد، باز هم دستور شلیک خواهد داد!"
    بعد از سقوط هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند.

    اما برغم این کوشش کاخ سفید، با توجه به مجهز بودن ناو جنگی وینسنس به پیشرفته‌ترین سیستم‌های راداری و رایانه‌ای و هم چنین مشخص بودن‌نوع هواپیمای در حال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه توسط فرمانده ناو نه تنها وجود نداشته بلکه بسیاری از کارشناسان نظامی این اقدام را اقدامی کاملا خصمانه و تعمدی تشخیص دادند.

    سیستم‌های ردیابی و رهگیری ناو وینسنس به قدری پیشرفته است که این امکان را به خدمه و فرمانده آن می‌دهد که آنان بتوانند در یک لحظه بیش از ۲۰۰هدف را در برد ۴۰۰کیلومتری تشخیص دهند و سرعت، مسیر و اهداف آنان را مشخص کنند.

    بنابراین به فرض این هم که بگویند"اشتباه کرده‌ایم "خوددروغ بزرگی است.

    تیمسارسرتیپ شهید "منصور ستاری" فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش ایران در گفت‌وگو با خبرنگاران دلایل آمریکا در مورد اشتباه هدف قرار گرفتن هواپیمای ایران را رد کرد و گفت:"ما به شدت معتقدیم این کار عمدی انجام گرفته‌است."
    هرچند در ابتدا مجامع جهانی براحتی از کنار این فاجعه عظیم انسانی و جنایت بی‌نظیر تاریخ گذشتند و آمریکا نیز اعلام کرد که حاضر نیست از این بابت غرامت به دولت ایران بپردازد، اما سرانجام و در پی شکایت دولت ایران و نیز خانوادهای قربانیان، دادگاه‌بین‌المللی لاهه پس از گذشت
    ۶سال از این فاجعه ،در برابردلایل محکم و مستند مبنی بر شلیک عمدی به‌هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو جنگی آمریکا، تسلیم شد و دولت آمریکا را به پرداخت ۱۳۱ میلیون و ۸۰۰هزار دلار غرامت به ایران و خانواده‌های قربانیان این تهاجم وحشیانه محکوم کرد.

    غرامتی که نشان‌دهنده محکومیت سیاست ساکنان کاخ‌سفید در برخوردبا جهانیان است.

    نکته قابل توجه در این ماجرا این است که به ظاهر آمریکا بیش از هر کشور دیگری خود را پای بند به مبارزه با تروریسم و دفاع از حقوق بشر می‌داند، اما در عمل کماکان پای‌بندی به حقوق بشر، نقش چندانی در سیاست خارجی این کشور ندارد و چنین اعمالی نشان از بی‌توجهی این کشور به حقوق سایر کشورها دارد.

    نکته آخر اینکه، همه ساله به‌دلیل فجایعی که آمریکا بانی و مسبب آن بوده در جای جای جهان از جمله ژاپن، ویتنام، پاناما، و ایران مراسم خاصی به منظور گرامیداشت یاد و خاطره از دست رفتگان برپا می‌شود که به نظر می‌رسد تاکنون این مراسم توسط هیچ مرکز جهانی هماهنگ نشده است.

     

    پاسخ به نامه يك مادر آمريكايي

    بسمه تعالي
    مادر محترم سلام عليكم
    ابتدا بابت تأخيري كه در جواب دادن به نامه شما پيش آمده است عذرخواهي مي‌كنم. اين تأخير را به پاي گرفتاري و مشغله بيش از اندازه من بگذاريد.
    تا كنون تعداد زيادي از اين نوع پيام را دريافت كرده‌ام.
    اگر پسر شما از رفتن به عراق و تحميل فشار به مردم آن ديار ناراضي بوده است، مطمئن باشيد كه خدا به او كمك خواهد كرد و در جهان آخرت كساني كه فرزند دلبند شما را به زور به جنگ برده‌اند بايد پاسخگوي خون او و ساير خون‌هاي ريخته شده باشند.
    اما در مورد نگراني شما، جوابتان را از طريق ايميل براي شما ارسال نكردم تا احياناً كساني كه وارد حريم خصوصي شهروندان آمريكايي مي‌شوند و آنها را به طور غيرقانوني تحت كنترل دارند براي شما مشكلي درست نكنند، در عوض جواب شما را بر روي وبلاگ قرار مي‌دهم تا ساير كساني هم كه ممكن است مانند شما بينديشند جواب خود را بگيرند.

    خانم محترم
    ما براي همه مردم دنيا احترام قائليم و جان و مال و آبرو و كرامت همه انسان‌ها از جملة مردم آمريكا براي ما محترم است و دين ما به ما اجازه نمي‌دهد آسايش و آرامش هيچ بشري را برهم بزنيم.
    حتي آن دسته از مادران ايراني كه فرزند خود را به خاطر جنايات آمريكا در ايران از دست داده‌اند و يا فرزنداني كه پدران و مادران‌شان به شهادت رسيده‌اند، راضي نيستند مردم آمريكا قرباني كج‌انديشي و خودخواهي‌هاي دولت‌مردانشان شوند. حتي دختران و پسران ايراني كه تمام خانواده خود را در حمله ناو جنگي آمريكا به هواپيماي مسافربري ايران در خليج فارس از دست داد‌ه‌اند، مايل به آغاز هيچ‌ جنگي نيستند.
    ما هشت سال در برابر تهاجم همه‌جانبه صدامي جنگيديم كه حمايت قدرت‌هاي جهاني را با خود داشت و هر اسلحه و هر امكان و هر اطلاعاتي را كه نياز داشت، فوراً در اختيارش مي‌گذاشتند.
    حتي مردم ما از سلاح‌هاي شيميايي صدام هم در امان نبودند و صدام با چراغ سبز قدرت‌هاي بزرگ از جمله دولت آمريكا كشنده‌ترين سلاح‌هاي شيميايي توليد شده در غرب را بروي مردم مظلوم ايران آزمايش كرد.
    آيا فكر مي‌كنيد صدام و اربابانش در آمريكا و برخي كشورهاي ديگر چه سودي از تحميل اين هشت سال جنگ به ايران بردند؟ هيچ! حتي يك وجب از خاك كشور ما هم اشغال نشد. آنها به هيچ يك از خواسته‌هاي نامشروع خود نرسيدند.
    جوانان ما با سلاح ايمان از سرزمين خود دفاع كردند و دنيا را در بهت و حيرت فرو بردند.

    خواهرم
    بله؛ ما هم مانند شما از جنگ بيزاريم. البته از جنگ دفاعي نيز نمي‌هراسيم ولي معتقديم راههاي ديپلماتيك و مسالمت‌آميز براي جلوگيري از زورگويي‌ها و زياده‌خواهي‌هاي آمريكا، رژيم غاصب صهيونيستي و انگليس فراوان است.
    به شما اطمينان مي‌دهم كه ايران آغازگر هيچ جنگي نخواهد بود.
    متأسفانه امروز همه جهان گرفتار برخي قدرت‌ها و سياستمداران غيرخودساخته، قدرت‌طلب و آتش‌افروز است. روزانه هزاران نفر انسان بي‌گناه به خاك و خون كشيده مي‌شوند و مادران فراواني به عزاي فرزندان عزيزشان مي‌نشينند. عطش ثروت‌اندوزي و سلطه‌طلبي اين افراد سيري‌ناپذير است و فضاي تهديد و ارعاب زندگي را بر آحاد بشر و ملت‌هاي گوناگون تيره و تار كرده است و متأسفانه شما تنها آسيب‌ديدگان از اين خودخواهي‌ها نيستيد. همه‌روزه در فلسطين، عراق، افغانستان و جاي‌جاي جهان پدران و مادران فراواني در سوگ فرزندانشان غمگين مي‌شوند و فريادشان به آن سوي ديوار بلند قدرت‌هاي متكي بر ثروت و سلاح نمي‌رسد.

    مادر رنجديده
    اميدوارم مردم دنيا بتوانند سياستمداران خودخواه و جنگ‌طلبي را كه همه چيز را فداي منافع چند كمپاني اقتصادي و گروه‌هايي خاص مي‌كنند، سرجاي خودشان بنشانند.
    مطمئن هستم شما و مردم آمريكا به دروغ‌سازي‌ها و تبليغات پيچيده و مسمومي كه توسط شبكه تبليغي سرمايه‌داري متجاوز و غيرانساني منتشر مي‌شود، اعتماد نداريد و دنبال حقيقت هستيد و براي يافتن حقيقت تلاش مي‌كنيد.
    حتماً مي‌دانيد كه رسانه‌هاي صهيونيستي و وابسته به باندهاي قدرت، بارها و بارها سخنان شخص من را نيز تحريف كرده‌اند و دربارة كشور ما نيز دروغ‌هاي متعددي به شما گفته‌اند. مي‌دانم در فضايي كه شما در آن زندگي مي‌كنيد و با وجود آن همه رسانه‌هاي وابسته به گروه‌هاي خاص، يافتن حقيقت بسيار دشوار است، ولي با هوشمندي مردم آن ديار حتماً غيرممكن نيست.
    من متأسفم كه بگويم مردم آمريكا در رابطه با جهان اطرافشان از طرف دولت آمريكا در يك سانسور مطلق زندگي مي‌كنند.
    مطمئن هستم اگر مردم آمريكا بدانند كه ماليات‌هاي آنها صرف چه اموري مي‌شود، حتي حاميان سرسخت دولت نيز در اعتراض به خيابان‌ها خواهند ريخت.
    كاري كه از دست شما بر مي‌آيد اين است كه در حد توان خود فضاي دروغ و فريبي را كه رسانه‌هاي وابسته در آمريكا ايجاد كرده‌اند بشكنيد و در حد وسع خود براي آشكار شدن حقيقت تلاش كنيد.

    مادر محترم
    از خدا مي خواهم جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم، هيچ‌گاه تاريكي و ظلمت جنگ را بر خود نبيند و مردم دنيا بتوانند خواست و نداي صلح‌طلبي خود را به گوش جنگ‌طلباني كه در لباس دولتمرد ظاهر شده‌اند و خود را قيم ديگران مي‌دانند، برسانند.
    اميدوارم با خروج هرچه سريعتر نيروهاي اشغالگر آمريكايي از عراق، صلح و آرامش و برادري به منطقه ما برگردد و مردم عراق نيز بتوانند در كنار خانواده و در دوستي و محبت ادامه زندگي دهند و جوانان آمريكايي نيز در كنار خانواده خود به كشور خود خدمت كنند.
    اگر به خدا تكيه كنيد موفق خواهيد بود.

    A Reply to an American Mother`s MessageIn the Name of Almighty God, the All-knowing, the Most Lovingly Compassionate

    Venerable mother
    Greetings

    First of all, I apologize for the delay of answering your question. This is due to my heavy schedules. So far, I have received many letters – with the same type of messages - such as yours.
    If your son opposed to go to Iraq and impose pressure on the people of that region, and then was forcibly taken there, certainly Almighty God would help him. And those who have forced your beloved son to go to the war are responsible for his blood and the bloodshed that they have caused. They should answer Almighty God in the Day of Judgment.
    In regard to statement you have made, since I did not want my reply lead to any problem for you, did not send it through e-mail, because if some agents are getting into private life of the American citizens and eligitimatley control them, may create problem for you. Instead, I decided to post the reply on the web log that those who may have the same views such as yours, get the answer.

    Respectable lady
    We respect all people of the world- including the American people. We think highly of all human’s life, dignity, reputation and also their properties. Our religion – Islam- does not allow us to disturb the peace and tranquility of human beings. Even those Iranian mothers who have lost their children due to American atrocities in Iran or those children, who their parents have been martyred, do not concur that the American people be immolated for the wrong-headedness and arrogance of their Statesmen. Even the Iranian girls and boys, who have lost all their family members in U.S. warship attack against Iranian passenger airplane in Persian Gulf, do not assent that Iran initiates any war. For eight years, we defended ourselves against all-out invasion of Saddam who was supported by the world powers. And any type of weaponry, intelligence and supplies that he needed was provided to him immediately. Our people were not even safe from Saddam’s chemical bombs. When the green light was given to Saddam by the big powers - including U.S. government - he tested the most lethal chemical weapons – produced in the west – on the innocent people of Iran.
     
    What benefit do you think Saddam and his masters in United States of America and some other countries drew from the imposition of the eight year war on Iran? Nothing! Even a square foot of our land was not kept occupied by Saddam’s forces. They could achieve none of their illegitimate goals and wills. Our youths with the strength of their faith, defended their own land and astonished the world.

    Dear sister
    Of course, we too hate war – as you do. Certainly, we are not panic-stricken of a defensive war, but we believe there are many diplomatic and peaceful ways and approaches to intercept paranoidal bullying and expansion policies and practices of U.S., Zionist usurper regime – the occupier of Palestine – and Britain. I assure you that Iran would not initiate any war! Unfortunately today, the entire world is somehow afoul of some hostile powers and politicians that are non-edified, power greed and warmongers. Consequently, thousands of innocent human lives are being lost every day and many mothers mourn their beloved children. The greed of the aforementioned politicians for wealth and power is unbounded. The atmosphere of threat and intimidation has made the life unpleasant and miserable for every human being of different nations. Unfortunately, you are not the only one who is tormented and aggrieved from the egoistic politicians with their egotistic mentality. Everyday in Palestine, Iraq, Afghanistan, and almost everywhere in the world, many fathers and mothers mourn their children and have become grief-stricken. Their outcry would not go beyond the high wall of powers - that based on wealth and weapons.

    Tormented mother
    I hope the people of the world bring to book these egoistic and bellicose politicians – who have immolated everything for the interest of a few companies and certain groups. I am confident that you and American people would not trust the pre-fabricated lies and complicated, poisonous propagandas that are made and broadcasted by the inhumane, aggressive and capitalist networks. And you do search and try to find out about the truth. Perhaps as you know - so many times - the Zionist media and those that are related to power clans, have even distorted my own words, and have told the people of the world, bunch of untruth regarding my country as well. I know that the environment you live in – even though there are many large networks of media that are affiliated to certain groups - to discover the truth is very difficult, yet, to uncover and expose the truth, for the intelligent people of that region does not sound impossible.

    I am sorry to say that the American people are kept in an absolute censorship concerning the outside world by their government.
     
    I am certain if the American people know where and on what, their tax money are spent, even the strong supporters of the government would not stand it and rush to the street to show their opposition in regard to that issue. What you can do is - to break the aura of deception and fabrication which has been created by the media affiliated to the government - and try your best to uncover and reveal the truth.

    Esteemed mother
    I hope that the world we live in would never see the darkness of a war and the people of the world can bring their call for peace across to the warmongers who have appeared as statesmen and call themselves as the guardians of others. I hope by early withdrawal of U.S. occupied forces from Iraq, peace, tranquility and fraternity would come back to the region. I also hope that the people of Iraq be able to live in peace and harmony next to their families and continue their own lifestyle. And finally, I hope that the American youth live next to their families and serve their own country.
    If you rely on Almighty God, you would succeed

     

    تلاش‌هاي گسترده لابي صهيونيستي براي تعطيلي «بازتاب»

    با گذشت چند هفته از تلاش‌هاي گسترده لابي صهيونيستي براي تعطيلي «بازتاب»، روزنامه اسرائيلي «هاآرتص» از اين تلاش‌ها پرده برداشت.

    اين روزنامه كه از مهم‌ترين مطبوعات اسرائيل به شمار مي‌رود، در گزارشي به قلم «يوسي ملمان» اعلام كرد كه لابي صهيونيستي «AIPAC» با اعلام جرم عليه «بازتاب» از دولت آمريكا خواسته است كه سايت «بازتاب» را مسدود كند.

    در متن گزارش «هاآرتص» آمده است: كميته روابط آمريكا و اسرائيل (AIPAC) از دولت آمريكا، خواستار قطع ارتباط يك سايت خبري ايران از سرورهاي اينترنتي آمريكا شده بود. اين كميته اعلام كرده بود كه اين سايت اينترنتي، داراي پيوندهايي با سازمان‌هاي تروريستي است؛ اين اتهامات بنا بر گزارش منتشره «هاآرتص» در ماه گذشته بوده است.

    بنا بر گزارش «هاآرتص»، سايت «بازتاب»، يك ماه پيش جزيياتي را در مورد اعترافات دو سرباز اسرائيلي دزديده شده توسط حزب‌الله فاش كرد. «بازتاب» در گزارشي ادعا كرد: سربازان تأييد كرده‌اند كه اسرائيل طرح يك حمله نظامي به حزب‌الله را در ماه سپتامبر يا اكتبر داشته و اين آدم‌ربايي، باعث جلو افتادن برنامه شده است.

    بر پايه اين گزارش و ديگر اطلاعات منتشره توسط اين سايت، «AIPAK» به اين نتيجه رسيده كه «بازتاب» كه داراي يك سرور آمريكايي است، داراي پيوندهايي با يك سازمان تروريستي بوده و در نتيجه، از وزارت منابع آمريكا، خواستار تعطيلي اين سايت شده است.


    درگذشت ذاکر مداح معروف

    درگذشت يک مداح معروف

    شب گذشته سیدجواد ذاکر مشهور به سید ذاکر پس از یک دوره 40 روزه مرگ مغزی، درگذشت به گزارش خبرنگار بازتاب، این مداح جوان که از مدتی پیش از سرطان حنجره رنج می برد، از 40 روز پیش به حالت اغما رفته و در یکی از بیمارستان های کاشان و بیمارستان میلاد تهران بستری بود.

    سید ذاکر بدلیل استفاده از برخی تعابیر غلوآمیز درباره اهل بیت(ع) و انجام برخی حرکات مورد انتقاد شدید مراجع تقلید و برخی مداحان قرار گرفته بود . با این حال گفته می شود، وی در سال های اخیر تا اندازه ای شیوه خود را اصلاح کرده بود.

    گفتنی است پیکر این مداح فردا صبح، از مقابل مسجد امام حسین عسکری(ع) قم تشییع می شود

    IRAN AIR SHOT DOWN/JULY 3, 1988

    Military Blunders Soldier Graphic
    Iran Air Header

    Iran Air Photo Summary: On patrol in the Persian Gulf, the USS Vincennes shot down an Iranian passenger jet that it had mistaken for a hostile Iranian fighter aircraft. U.S. Navy Captain Will C. Rogers III ordered a single missile fired from his warship, which hit its target and killed all 290 people aboard the commercial airbus. The attack came towards the end of the Iran-Iraq War, while U.S. vessels in the Persian Gulf had been patrolling to ward off Iranian attacks on Kuwaiti oil tankers. The international community was outraged by the American attack on a large civilian aircraft, but the Pentagon and White House defended the action. The United States claimed that the aircraft was outside the commercial jet flight corridor, flying at only 7,000 feet, and on a descent toward the Vincennes. One month later, U.S. authorities admitted that both the Vincennes and the airbus had been within a recognized commercial flightpath, and that the Iranian jet was flying at 12,000 feet and not descending. The U.S. Navy's final report blamed crew error caused by psychological stress on men in combat for the first time.

    What do you think?

    Should Rogers or other members of the crew have been reprimanded?

    Click here to tell us what you think on the message boards.

    -->Related Links

    Read a conspiracy theory about the USS Vincennes and Iran Air Flight 655.

    See the official text of the United Nations resolution regarding the incident.

    Read another viewpoint on where the U.S. government stands.

    -->Details: An Iran Air passenger plane, Flight 655, was shot down by the U.S.S. Vincennes--a U.S. Navy warship--killing all 290 passengers and crew as the plane flew over the Strait of Hormuz in the Persian Gulf. Stationed in the Gulf during the Iran-Iraq war, U.S. presence was intended to escort and defend Kuwait oil tankers registered under the U.S. flag. The crew of the Vincennes, in battle with gunboats of the Iranian Revolutionary Guard that were harassing the passing oil tankers at the time, apparently misidentified the plane as an Iranian F-14 fighter. Tracking the plane's approach, the Vincennes radioed repeated warnings to the Iran Air plane not to approach. When it became obvious that the crew of the plane would not concede, the Vincennes fired two surface-to-air missiles, exploding the plane.

    Questions abounded about how the bulky passenger plane could have been mistaken for an F-14 fighter plane, which is much smaller and sleeker--about a third of the size of the Boeing 747 passenger plane. However, due to the sand haze from the Arabian Desert that shrouded the Gulf, the approaching plane was not visible to the naked eye, even at the nine-mile mark where the Vincennes fired. Additionally, the plane was flying towards the warship head-on, showing a smaller dot on the radar than it would have from the side. Further adding to the confusion, the passenger flight had taken off from Bandar Abbas airport, which served both civilian and military craft and happened to be the center of Iran's F-14 operations. Any plane lifting off from Bandar Abbas was automatically tracked and assumed hostile until shown to be otherwise. No Air Force Airborne Warning and Control System or Navy Hawkeye sentry planes were positioned over the Gulf to provide further identification of the aircraft, leaving the ship to rely on its own communication tools and instinct to make a decision.

    Several contradictions exist in the telling of the events surrounding the attack on Flight 655. U.S. Navy Capt. Will C. Rogers III had received orders earlier to stay in a position where the Vincennes could monitor the movement of the Iranian gunboats. When the Vincennes fired on the Iran Air flight, claiming that it was four miles outside of the standard commercial flight path from Bandar Abbas airport in Iran to Dubai, in the United Arab Emirates, records show that the Vincennes was actually inside of Iran's territorial waters, not forty miles south (where the ship had been ordered by fleet headquarters to stay) as Rogers and government reports had claimed. Furthermore, Flight 655 was directly inside of its commercial flight path, not four miles outside of it--as Rogers and the Vincennes crew also claimed.

    The reason for Rogers moving the Vincennes so far away from his ordered post? The warship was purportedly off to defend its helicopter, which had been deployed--under orders from fleet headquarters--on a reconnaissance mission, to check out the group of gunboats hovering further north. Anti-aircraft rounds from one or more of the gunboats were fired, giving Rogers reason to approach; when the Vincennes arrived on the scene, lookouts reported that a few of the gunboats were headed towards the ship. It remains unclear whether this was actually the case: the gunboats likely couldn't see the Vincennes, with their low profiles and amidst the sandy haze hovering over the gulf; also, the gunboats were within Iranian territorial waters--firing on them here would be a breach of international law.

    Unfortunately, that is exactly what Rogers decided to do. It was in the midst of this gunfire that Flight 655 took off, and was (as is routine) identified initially as a hostile aircraft by the Vincennes' AEGIS monitoring system. The first person to try to establish the plane's identity was Petty Officer Andrew Anderson, who sent out the electronic query, "Identify, Friend or Foe?" The automated response from Flight 655 came back as "commair"--a commercial airliner. Anderson tried to confirm this, but in checking navy listings of scheduled flights over the Gulf, Anderson apparently missed Flight 655, possibly confused by the Gulf's four different time zones. The Vincennes sent out the first of four warnings over the military emergency channel for the plane to change its course. Three subsequent warnings were sent out over the civilian emergency channel as well, although none were broadcast over air traffic control--despite the Vincennes having the capability. It is speculated that inside the cockpit of Flight 655, all channels were in use communicating with ground control, since the plane had just taken off. When Anderson again sent out the "Identify, Friend or Foe?" query, he received a different response: military aircraft. Rogers' decision to fire was made while under the impression that the query was correct--in fact, Anderson had forgotten to reset the system after the first query, and the response he received was probably from a fighter plane on the runway back at Bandar Abbas. Rogers held that, at the time that he ordered for the crew to fire, the plane was descending and rapidly approaching--in fact, Flight 655 was actually ascending, and its speed was holding steady.

    Still more factors come into play. The captains of all of the ships stationed in the Persian Gulf were under specific "Rules of Engagement" at that time, with orders to fire to avoid being fired upon. The heightened response to aircraft was due to an incident the previous year when the USS Stark was fired upon by an Iraqi fighter plane, killing thirty-seven American sailors. Navy officials reported also that on at least eight separate counts, Iraqi commercial planes had flown over commercial warships in what they deemed "a threatening manner"--possibly leading to anxious crew conditions. In fact, the U.S. military later issued a statement holding the crew accountable for the shooting, but held that their actions were influenced by the stress of being in battle for the first time.

    In the end, nothing in the way of punishment happened to Rogers and his crew. Rogers became a military instructor, and then retired in 1991. The crew of the Vincennes received combat-action ribbons. The air warfare coordinator on board, Lt. Cmdr. Scott Lustig, received a commendation medal for his ability to "quickly and precisely complete the firing procedure"--the same firing procedure that shot down Flight 655.

    Military Blunders Bottom Graphic

    ابعاد حقوقي حمله آمريكا به هواپيماي مسافربري ايرباس    



    ابعاد حقوقي حمله آمريكا به هواپيماي مسافربري ايرباس
    عباس باقرپور اردكانياين مقاله در پيش‎شماره دوم فرهنگ پايداري به چاپ رسيده است.

    اشاره: در صبحگاه دوازدهم تيرماه 1367، از عرشة ناو آمريكايي وينسنز دو فروند موشك به سمت هواپيماي مسافربري ايرباس ايراني پرتاب شد و منجر به سقوط هواپيما و شهادت 290 نفر مسافر عادي و خدمة هواپيماي مزبور گرديد. اين اقدام آمريكا يك بار ديگر نيّت تجاوزكارانة دولت آمريكا و نقش اين دولت در بي‎ثبات كردن و ناامن نمودن خليج فارس را به اثبات رساند. علاوه بر اين، اين واقعه نشان داد كه دولت آمريكا عليرغم اينكه به عنوان يكي از اعضاي دائم شوراي امنيت سازمان ملل متحد، وظيفة اولية حفظ صلح و امنيت بين‎المللي را به عهده دارد، با جانبداري خود از يكي از طرفين درگير در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، نه تنها به تعهد خود عمل نكرده، بلكه با نقض فاحش اصول اولية حقوق بين‎الملل عمومي، عملاً صلح و امنيت بين‎المللي را به مخاطره افكنده است. در مقاله حاضر، با بررسي ماهيت حادثه و توصيف آن، اقداماتي را كه دولت ايران در پيگيري حقوقي اين فاجعه در صحنة بين المللي (از جمله ارجاع دعوا به ديوان بين‎المللي دادگستري) به عمل آورد مورد بررسي قرارمي‎دهيم .
    تشريح واقعه: در صبحگاه يكشنبه مورخ سوم ژوئيه 1988 (12 تيرماه 1367)، هواپيماي مسافربري خط هوايي ايران اير (به شماره 655) كه بر طبق برنامة منظم و معمول خود بين بندرعباس و دوبي در پرواز بود، در ساعت 9:48 صبح به وقت تهران از فرودگاه بندرعباس به هوا برخاست. هفت دقيقه بعد، هنگامي كه هواپيماي مزبور بر فراز درياي خليج فارس بود، تنها پس از گذشت يازده ثانيه از ارسال آخرين تماس راديويي خلبان هواپيما به برج مراقبت، مورد اصابت موشكهاي پرتاب شده از سوي ناو آمريكايي وينسس مستقر در خليج فارس قرار گرفت و تمامي 290 سرنشين آن در دم جان سپردند.
    هواپيماي مزبور حامل 274 مسافر و شانزده خدمه بود. از اين تعداد، 254 ايراني ، سيزده نفر تبعه امارات عربي متحده، ده نفر هندي، 6 نفر پاكستاني، شش نفر تبعه يوگسلاوي و يك نفر ايتاليايي بود. شصت‎وپنج نفر از افراد مزبور را نيز اطفال و كودكان تشكيل مي‎دادند.
    از سوي ديگر، زماني كه هواپيما مورد اصابت موشك ناو وينسس قرار گرفت، هنوز در فضاي هوايي جمهوري اسلامي ايران قرار داشت. موقعيت تقريبي هواپيما در زمان سقوط 26 درجه و 38 دقيقه و 22 ثانيه شمالي و 56 درجه و 1 دقيقه و 24 ثانيه شرقي بود.
    دلايل و قرائن نشان مي‎دهد كه نه تنها كشتيهاي جنگي ايالات متحده از پيامهاي راديويي هواپيماي ايرباس شمارة 655 كه بر روي فركانسهاي باز و به زبان انگليسي مخابره مي‌شد ، باخبر و مطلع بودند، بلكه قطعاً آن پيامها را نيز در اختيار داشتند. پيامهاي راديويي‎اي كه نشان دهندة غيرنظامي بودن هواپيما و مسافري و تجاري بودن آن بود. اين مدعا با بررسي يافته‎هاي مربوط به تحقيقات رسمي كه ايالات متحده بلافاصله بعد از حادثه انجام داد، ثابت مي‎شود. تحقيقات وزارت دفاع آمريكا در خصوص حادثة مزبور در تاريخ 19 ژوئيه (28 تيرماه)انجام و در تاريخ 28 ژوئيه(6 مرداد) منتشر شد.
    گزارش وزارت دفاع آمريكا در پاراگراف چهارم از صفحه E-8 اظهار مي‎دارد:
    «پرواز 655 ايران اير از بندرعباس شروع شد و به پرواز خود در مسيري عادي ادامه داد تا اينكه هفت دقيقه پس از پرواز توسط يك موشك پرتاب شده از سوي ناو وينسس مورد اصابت قرار گرفت… آخرين تماس خلبان براي گزارش دهي در خصوص موقعيت هواپيما نيز حدوداً در ساعت 9:58 بود.»
    از اين رو بايد نتيجه گرفت كه در زمان مزبور، آمريكا از مسئله مسافربري بودن هواپيما و غيرنظامي بودن آن پرواز اطلاع كاملي داشته است.
    از سوي ديگر، وقتي كه از ژنرال ويليام فوگارتي (رئيس تيم تحقيق در خصوص حادثه) خواسته شد كه در مجلس سناي آمريكا حاضر شده و در خصوص حادثه سقوط هواپيماي مسافربري ايران گزارش دهد، از او سؤال شد كه ايالات متحده مشخصاً از كجا اين اطلاعات را كسب كرده است؟ وي در پاسخ گفت:
    «آقايان، لازم است كه من در رابطه با منبع اطلاعات آمريكا در يك جلسه غيررسمي و بسته سخن بگويم و در مورد آن، در اين سطح[علني] به بحث نپردازم.» (1)
    گزارش وزارت دفاع نيز منبع اين اطلاعات را ذكر نمي‎كند. ولي آنچه محرز است اين است كه اينكه ايالات متحده تجهيزات دريافت پيامهاي راديويي در آن سطح را قطعاً داشته است. گزارش وزارت دفاع نيز نشان مي‎دهد كه كشتيهاي جنگي ايالات متحده قابليت ثبت چنين تماسهايي را در عرشه داشتند. (2). با وجود اين فرمانده Task Force خاورميانه اي ايالات متحده به ناو وينسس دستور شليك موشك به سمت هواپيماي مزبور را صادر مي‎كند. (3)
    حضور ناوگانهاي نظامي آمريكا در خليج فارس در آن مقطع زماني اگر چه به ادعاي خود آمريكايي‎ها به منظور تضمين كشتيراني آزاد در درياهاي بين‎المللي بود، اما در واقع نمايش قدرت نظامي از سوي آمريكا دليلي جز برانگيختن حساسيت نيروهاي ايراني و كمك به عراق در طول جنگ تحميلي نبود. سقوط يك هواپيماي مسافربري ايراني بر فراز آبهاي ساحلي جمهوري اسلامي ايران در خليج فارس ، يكي از بارزترين نمونه‎هاي نقض بيطرفي آمريكا در طول جنگ به شمار مي‎رود. يك نمونة آشكار ديگر كه مورد تأييد وزارت دفاع آمريكا نيز قرار گرفته ، آن است كه مطابق گزارش وزارت مذكور ، تشديد جنگ در سال 1987 (1366) و تسري آن به آبهاي نيلگون خليج فارس ، به نحوي بود كه بر اساس گزارش وزارت دفاع آمريكا:
    USS STARK« عراق از نيروي هوايي خود براي توسل به حملات نظامي عليه امكانات و كشتيهاي نفتكش ايراني در خليج فارس استفاده مي‎نمود. اين حملات كه كانون اصلي توجهشان مركز خليج فارس بود در سال 1987 شدت يافت. به نحوي كه اين تشديد حملات منجر به حمله اشتباه نيروهاي عراقي به ناو USS STARK گرديد.» (4)
    نكتة مهم اين است كه ، ايالات متحده ، عراق را به لحاظ قانوني مسؤول اين حمله معرفي كرد، اما هيچ كاري عليه اين اقدام عراق انجام نداد. ازسوي ديگر ، آمريكا كشتيهاي جنگي خود را به منطقه خليج فارس گسيل داشت؛ تنها با اين ادعاي واهي كه «با رفتار بي‎باكانه ايران در رابطه با عبور و مرور كشتيهاي بيطرف و ثالثي كه مشغول تجارت قانوني بودند، مقابله نمايد.» (5). در جاي ديگري، وقتي كه به دنبال حادثه استارك يكي از مقامات مسؤول آمريكا به ارائه توضيحاتي نزد نمايندگان كنگره آمريكا پرداخت، بر اين نكته تصريح شد كه:
    «عراق دوست ماست و يا حداقل رفتار دوستانه‎اي با ما دارد و ايران يكي از كشورهايي است كه دشمني زيادي با ما دارد.»(6).
    بديهي است چنين مماشاتي جز از رفتار يكسويه آمريكا در قبال جنگ ايران و عراق (به نفع عراق) ناشي نمي‎شد. هواپيماي مزبور از سوي آمريكا مورد شناسايي نادرست قرار نگرفته بود:بر اساس گزارش وزارت دفاع، در ساعت 9:51 صبح حادثه ، افسر اطلاعات جنگي وينسس با اشاره به آسمان به فرمانده گفت كه گويا يك هواپيماي تجاري در حال عبور است.(7) از آنجايي كه افسر فرمانده اين گفته را با توجه به صعود آرام هواپيما از ارتفاع 8000 پايي به ارتفاع 9000 پايي و نيز غرش هواپيما به عنوان يك هواپيماي تجاري ابراز نمود و فرمانده وي نيز با سكوت خود اين امر را تأييد كرد و در مخالفت با آن چيزي به زبان نياورد، مي توان نتيجه گرفت كه ادعاي آمريكا مبني بر شناسائي نادرست هواپيما كذب بوده است.
    گزارش اوليه و محرمانة وزارت دفاع پس از انتشار در اين قسمت با حذف مطالب بسياري همراه بود. در اين رابطة تلاش دست‎اندركاران امر در وزارت دفاع آمريكا اين بود كه وضعيتي از سردرگمي و ابهام را در ميان فرمانده و افسران ناو وينسس در مورد نوع و كيفيت هواپيماي ايرباس القاء نموده ، در نتيجه از يقين آنها در خصوص تجاري و مسافربري بودن پرواز تا حد امكان بكاهد. (8)
    ـ تلاش آمريكا براي انكار مسؤوليت خود: بلافاصله پس از حادثه، ايالات متحده در يك حركت هماهنگ تلاش كرد تا افكار عمومي را گمراه كند و مسؤوليت خود در قبال اين حادثه را انكار نمايد. ريگان، رئيس جمهور وقت آمريكا ، اظهار داشت كه هواپيما مستقيماً به سمت ناو وينسس حركت كرده و لذا مورد اصابت موشك قرار گرفته است تا ناو از خود در مقابل حمله احتمالي مراقبت نمايد. ژنرال ويليام جي. كراو يكي از رؤساي ستاد مشترك اين كشور نيز ابراز داشت كه وينسس «با هدف دفاع از خود شليك كرده است.»(9)
    در روزهاي بعد نيز سناريوهاي مختلفي طرحريزي شد تا بهانه و عذر آمريكا را در توسل به حق دفاع از خود (Self-Defense) مشروع نشان دهد. از جمله اين سناريوها مي‎توان به اين موارد اشاره كرد:‌ يك هواپيماي جنگي F14 در پشت هواپيماي مسافربري ايرباس پنهان شده بود؛ هواپيماي ايرباس در حال انجام يك مأموريت انتحاري بود؛ اين عمليات سطحي همراه با عمليات قايقهاي تندرو ايراني در صبح آن روز قسمتي ازيك عمليات برنامه‎ريزي شده بود و نيز اين مورد كه هواپيماي ايرباس خارج از كريدور پروازي در حال پرواز بود و بالاخره اين ادعا كه عمليات مزبور بخشي از يك رشته عمليات نيروهاي ايراني بود كه از قبل آغاز شده بود (10) اينها همه و همه ادعاهايي بودند كه گاه و بيگاه از سوي فرماندهان ارشد نظامي و مقامات عاليرتبه سياسي آمريكا براي سرپوش نهادن بر ماهيت اصلي اقدامي كه آشكارا ناقض اصول اوليه حقوق بين‎الملل به شمار مي‎رفت، مطرح مي‎شد و گذشت زمان به تدريج بطلان هر يك از ادعاهاي مذكور را ثابت نمود. در واقع، دولت آمريكا تمامي اين ادعاهاي واهي را به اين دليل مطرح مي‎كرد كه محملي براي توسل اين كشور به حق دفاع مشروع به عنوان يك حق ذاتي دولتها بر طبق اصول بنيادين حقوق بين‎الملل و ماده 51 منشور ملل متحد باشد. اين در حالي است كه چنين تفسير و برداشتي از حق دفاع مشروع، نه تنها با عقل سليم و منطق حقوقي سازگاري ندارد بلكه با روح منشور ملل متحد و شرايط توصيف شده در ماده 51 منشور نيز همخواني ندارد. واكنش آمريكا در قبال موارد مشابه: مجموعه توجيهات و معاذير مطرح شده در حالي از سوي مقامات آمريكا عنوان مي‎شد كه اين كشور در ساير موارد مشابه ، واكنشهاي متفاوت و بلكه متعارضي از خود نشان داده بود. مقامات آمريكا سرنگوني يك هواپيماي مسافربري در سال 1984 (1363) را بربريت ناميدند و خواستار تحريم بين‎المللي كليه خطوط هوايي اتحاد جماهير شوروي سابق شدند. بيان مختصر اين حادثه از اين قرار است كه در سپتامبر 1983 (شهريور 1362) يك فروند هواپيماي بوئينگ 747 شركت هواپيمايي كره جنوبي (K.L.L) با 269 نفر مسافر از مسير عادي خود منحرف شده و مسافتي در حدود پانصد كيلومتر را در زماني نزديك به دو ساعت در داخل خاك شوروي سابق طي نمود. نهايتاً به دليل بي‎توجهي هواپيماي مزبور به اخطارهاي مكرر هواپيماهاي شكاري اين كشور، هواپيماي مذكور توسط سيستم دفاع موشكي شوروي سرنگون گرديد. در اين ماجرا، ريگان اظهار داشت كه هيچ چيزي نمي‎تواند توجيه‎كننده سرنگوني يك هواپيماي غيرمسلح باشد. تبليغات وسيع آمريكا در اين خصوص حدوداً شش ماه ادامه يافت. شوراي امنيت سازمان ملل متحد با هدف محكوم كردن اقدام شوروي چهاربار تشكيل جلسه داد و متحدينِ اروپايي آمريكا در شوراي امنيت شديداً نسبت به عمل شوروي واكنش نشان دادند. (11)

    Will C. Rogers

    تلاشهاي بين‎المللي ايران در پيگيري حقوقي مسئله


    ـ شكايت نزد شوراي ايكائو؛ بلافاصله پس از وقوع حادثه، جمهوري اسلامي ايران تلاش كرد تا مسئله را نزد شوراي سازمان بين‎المللي هواپيمايي كشوري (ايكائو) مطرح و حقوق از دست‎رفته خود را اعاده نمايد. در سوم ژوئيه 1988 (روز حادثه) معاون وزير راه و ترابري و رئيس سازمان هواپيمايي كشوري ايران تلكسي را به عنوان رياست شوراي ايكائو ارسال كرد و طي آن وي را در جريان حمله به هواپيماي 655 ايران قرار داد و از شورا درخواست نمود كه اقدام مؤثري در جهت محكوميت ايالات متحده انجام دهد . در همان روز، مجدداً تلكسي از طرف معاون وزير راه و ترابري به عنوان رياست شوراي ايكائو ارسال و به موجب آن از رياست شورا درخواست شد كه رياست و اعضاي شورا همراه با متخصصين‎ با هم ملاقات نموده ، بر روي اين حادثه مطالعه كنند. شايان ذكر است كه در روز مذكور، وزير خارجه وقت ايران نامه‎اي را براي دبيركل سازمان ملل متحد ارسال و در آن نگراني عميق كشورش را از اين حادثه ابراز كرد و اضافه نمود كه اقدام تجاوزكارانه آمريكا عليه خطوط هوايي جمهوري اسلامي ايران در تناقض آشكار با همه قواعد و اصول بين‎المللي و بويژه مواد 1 و 2 كنوانسيون 1944 شيكاگو و تهديد جدي هوانوردي كشوري در منطقه مي‎باشد.
    در تاريخ 4 ژوئيه 1988(13 تيرماه 1367) ، رياست شوراي ايكائو به تلكس معاون وزير راه و ترابري ايران پاسخ داد. رياست شورا در اين نامه نگراني و تأسف عميق خود را از بروز اين حادثه به دولت و خانواده قربانيان اعلام نموده و اطلاع داد كه تلاشهايي به عمل‌ آورده تا اعضا را براي برگزاري اجلاس فوق‎العاده شورا به منظور بررسي درخواست جمهوري اسلامي ايران متقاعد سازد. در اين نامه همچنين مطلب مهمي اضافه شده بود كه در پيگيريهاي قضايي بعدي، مستند دولت ايران قرار گرفت. رياست شوراي ايكائو در اين نامه اضافه كرده بود:
    «خط‎مشي ايكائو تضمين امنيت و نظم پروازهاي كشوري و مقابله جدي با استفاده از قواي قهريه عليه هواپيماهاي غيرنظامي مي‎باشد.»
    در تاريخ 5 ژوئيه 1988(14 تيرماه 1367) ، رياست شوراي ايكائو به نمايندگان شورا اطلاع داد كه در تاريخ 13 ژوئيه 1988(23 تيرماه) جلسه فوق‎العاده‎اي بنا به درخواست ايران و به منظور رسيدگي به قضيه سقوط هواپيماي مسافربري ايرباس ايراني برگزار خواهد شد. در اين جلسه، رياست ايكائو بر اين نكته تأكيد كرد كه «اين اصل بنيادين كه به موجب آن دولتها بايستي از توسل به اقدامات مسلحانه عليه هواپيماهاي غيرنظامي خودداري نمايند، بايد توسط همه دولتها رعايت شود»(12) در اين جلسه همچنين نمايندة جمهوري اسلامي ايران ضمن تشريح واقعه، درخواستهاي مشروع خود را متذكر شد. نمايندة ايالات متحده نيز به تبيين مواضع خود پرداخت و اعلام كرد كه پرداخت هر خسارتي از سوي آمريكا بايد به موجب شرايط حقوقي قوانين ايالات متحده و با مشورت با كنگره اين كشور باشد و نه قواعد بين‎المللي.
    مديرعامل سازمان هواپيمايي كشوري ايران در تاريخ 19 ژوئيه 1988(28 تيرماه 1367) تلكسي را جهت رياست ايكائو فرستاد و نارضايتي جمهوري اسلامي ايران را از نتايج جلسه فوق‎العاده (كه صرفاً بيان مواضعي كلي بود) ابراز داشت. وي در ادامه اضافه نمود كه: «رفتار بيرحمانه و غيرمسؤولانة يك دولت عضو را نبايد بدون مجازات رها كرد.»
    از سوي ديگر، به موجب تصميم اتخاذ شده در جلسة فوق‎العاده شوراي ايكائو (كه در روزهاي 13 و 14 ژوئيه 1988 برگزار شد)، نشستي در دفتر ايكائو در پاريس در 6 اكتبر 1988 (14 مهرماه 1367) برگزار شد و طي آن مسائل چندي از جمله مقررات ناظر بر خدمات كنترل هوايي در مسير A59 كه هواپيماي ايرباس در آن مسير سقوط كرده بود، مورد بررسي قرار گرفت. در تاريخ 7 نوامبر(15 مهرماه) نيز رياست شوراي ايكائو و دبيركل اين سازمان ، گزارش كميتة حقيقت‎ياب را در رابطه با اين حادثه به شورا ارائه نمودند.
    شوراي ايكائو در روزهاي پنجم تا هفتم نوامبر 1988 (13 تا 15 مهرماه 1367) نشست ديگري را به منظور بررسي درخواستهاي ايران تشكيل داد. در اين جلسه گزارش ايكائو مورد بررسي قرار گرفت و نمايندگان برخي از كشورها نيز در راستاي مواضع ايران سخنراني نمودند. نهايتاً نيز شوراي ايكائو آخرين نشستهاي خود در رابطه با اين حادثه را از 13 تا 17 مارس 1989 (22 تا 26 اسفند 1367) برگزار و طي آن قطعنامه‎اي را در تاريخ 17 مارس 1989 به تصويب رساند. در اين قطعنامه، شوراي ايكائو با اشاره به حادثة شليك موشك به سمت هواپيماي مسافربري ايرباس در تاريخ 3 ژوئيه 1988 كه توسط ناو جنگي آمريكا رخ داد، تأسف عميق خود را نسبت به اين حادثه ابراز نمود. در ادامه ، شورا خط مشي خود در خصوص محكوميت استفاده از قوه قهريه عليه هواپيماهاي غيرنظامي در حال پروازرا ابراز كرد واز دولتها درخواست نمود كه تمامي اقدامات لازم را براي تضمين امنيت هوانوردي بين‎المللي اتخاذ نمايند. مع الاسف ، شوراي ايكائو همچنان از محكوميت اقدام آمريكا سرباز زد.
    با توجه به اينكه شوراي ايكائو عملاً اقدام مناسبي در احقاق حقوق از دست رفته ايران صورت نداده بود، لذا كشور ايران ناگزير شد به سبب ناكارآمدي ايكائو و بر اساس ماده 48 كنوانسيون شيكاگو به ديوان بين‎المللي دادگستري رجوع نمود.
    ارجاع قضيه از سوي ايران به ديوان بين‎المللي دادگستري
    در تاريخ 17 مي 1989(27 ارديبهشت1368) جمهوري اسلامي ايران دادخواستي را نزد ديوان بين‎المللي دادگستري تنظيم كرد و طي آن شكايتي را عليه دولت آمريكا در رابطه با سقوط هواپيماي مسافربري ايراني و كشته شدن 290 مسافر و خدمه آن در 3 ژوئيه 1988 مطرح نمود. دادخواست جمهوري اسلامي ايران به لحاظ حقوقي مبتني بر اختلاف ناشي از تفسير و اجراي كنوانسيون 1944 هوانوردي كشوري بين‎المللي و كنوانسيون 1971 در خصوص ممنوعيت اقدامات غيرقانوني عليه امنيت هوانوردي كشوري در رابطه با حادثه مذكور بود. مطابق بند دوم از ماده 38 قواعد مربوط به آيين دادرسي ديوان بين‎المللي دادگستري، دادخواست بايد حتي‎المقدور دربرگيرندة مواردي از قبيل دلايل و مباني حقوقي صلاحيت ديوان براي رسيدگي به قضيه، ماهيت دقيق ادعا و شرح مختصري از وقايع و دلايلي باشد كه دعوا بر آن مبتني است. (13)
    بر اين اساس، دادخواست جمهوري اسلامي ايران و لايحه تنظيمي آن پنچ بخش را در برمي‎گرفت. بخش اول، تشريح واقعيتها و حقايق مادي قضيه، تلاشهاي حقوقي بين‎المللي ايران و رفتار غيرمسؤولانه آمريكا پس از حادثه؛ بخش دوم، بررسسي مبناي صلاحيتي ديوان بين‎المللي دادگستري با توجه به اساسنامه ديوان و قواعد قراردادي حقوق بين‎الملل؛ بخش سوم، تشريح قواعد و اصول حقوقي لازم‎الاجرا در اين قضيه؛ بخش چهارم، درخواست ايران مبني بر اعمال قواعد و اصول حقوق بين‎المللي بر واقعيات و حقايق مادي قضيه و بالاخره بخش پنجم نيز مسئله جبران خسارات وارده را دربرمي‎گرفت.در بخشهاي پيشين اين گزارش به اختصار بخش اول اين لايحه (تشريح ماهيت و چگونگي وقوع حادثه) از نظر گذشت.
    مباني حقوقي صلاحيت ديوان بين‎المللي دادگستري:
    صلاحيت ديوان براي رسيدگي به مسئله بر سه مبنا استوار بود: كنوانسيون شيكاگو، كنوانسيون مونترآل ، معاهده مودت.
    صلاحيت ديوان به موجب كنوانسيون 1944 شيكاگو: ماده 84 كنوانسيون مذكور كه در فصل هيجدهم كنوانسيون با عنوان «اختلافات و قصور» قرار دارد، مؤيد صلاحيت ديوان در اين زمينه است. به موجب ماده 84 كنوانسيون شيكاگو:
    «حل و فصل اختلافات:
    چنانچه در مورد تفسير و اجراي اين كنوانسيون و ضمائم آن اختلافي بين طرفهاي معظم معاهداتي بروز نمايد كه از طريق مذاكره حل نشده باشد، در آن صورت موضوع بنا به درخواست هر يك از طرفهاي اختلاف توسط شورا مورد تصيميم‎گيري قرار مي‎گيرد. چنانچه هر يك از طرفهاي اختلاف عضو شورا باشند، در اين رسيدگي نمي‎توانند صاحب رأي باشند. بر اساس ماده 85، هر يك از طرفهاي معاهده مي‎تواند درخواست كند تصميم شورا به يك ديوان ويژه كه مورد توافق ساير اعضاست و يا به ديوان دائمي دادگستري بين‎المللي ارجاع گردد. چنين درخواستي را بايد ظرف 60 روز از ابلاغ تصميم شورا به شوراي سازمان اطلاع داد.»
    در لايحة جمهوري اسلامي ايران، با بيان اين ماده، تحقق سه شرط مربوط به ارجاع قضيه به يك محكمه بين‎المللي اثبات شده و در ادامه آمده است كه لذا جمهوري اسلامي ايران اين حق را دارد كه برابر ماده 84 كنوانسيون شيكاگو ، اختلاف را به ديوان بين‎المللي دادگستري احاله نمايد.(14)
    صلاحيت ديوان به موجب كنوانسيون مونترآل:
    اعتقاد جمهوري اسلامي ايران بر اين بود كه به دليل اقدام آمريكا در سقوط هواپيماي مسافربري ايرباس به شماره 655 ايران اير و قصور ايالات متحده در اتخاذ اقدامات مناسب براي جلوگيري از بروز اين حادثه و عدم مجازات شديد عاملين آن ، اين كشور مواد 1 و 3 و بند 1 از ماده 10 كنوانسيون مونترآل را نقض كرده است. از طرف ديگر، اين واقعيت مسلم كه دولت آمريكا هرگونه مسؤوليت حقوقي خود را در قبال اين حادثه انكار و تكذيب مي‎نمايد، نشان مي‎دهد كه بين دو دولت در خصوص معنا و مفهوم بند «يك» از مادة 14 كنوانسيون مونترآل اختلافي وجود دارد. اين بند اشعار مي‎دارد:
    «هرگونه اختلافي بين دو يا چند عضو معاهده كه مربوط به تفسير يا اجراي كنوانسيون باشد و از طريق مذاكره حل نشود، بنا به درخواست هر يك از آنها به داوري ارجاع مي‎شود. چنانچه ظرف شش ماه پس از درخواست ارجاع مسئله به داوري، طرفين نتوانند در مورد سازمان داوري به توافق برسند، در آن صورت مي‎تواند اختلاف را بر طبق اساسنامه ديوان بين‎المللي دادگستري به اين ديوان ارجاع نمايد.»
    ـ صلاحيت به موجب معاهده مودت: در اين لايحه، دولت ايران همچنين موادي از معاهده 1955 مودت بين ايران و آمريكا را به عنوان مبناي صلاحيتي ديوان مورد استناد قرار داده بود. به موجب استدلال جمهوري اسلامي ايران، بند 2 ماده 21 معاهده مودت نيز مبناي صلاحيتي مستقل و ديگري براي ديوان خواهد بود تا به اين مسئله رسيدگي نمايد. برابر اين ماده:
    «هر اختلافي كه در رابطه با تفسير و اجراي اين معاهده بين طرفهاي معظم بروز نمايد و از طريق ديپلماسي حل آن رضايت‎بخش نباشد، به ديوان بين‎المللي دادگستري ارجاع خواهد شد، مگر اينكه طرفين به اين توافق برسند كه اختلاف را از طرق ديگر حل‎وفصل نمايند.»
    اين در حالي بود كه مقامات آمريكا در ساير موارد مشابه، اين ماده را مستند صلاحيت ديوان قرار داده بوده و ديوان نيز صلاحيت خود را به موجب اين معاهده احراز كرده بود. در اين رابطه، قضية مربوط به گروگان‎گيري كاركنان سفارت آمريكا در تهران قابل ذكر است كه ديوان مشخصاً به همين بند از ماده 21 معاهده مودت براي اثبات صلاحيت خود استناد كرده بود.(15)
    ضمن اينكه ديوان در قضية اقدامات نظامي و شبه‎نظامي در نيكاراگوئه نيز بر اساس معاهده 1956 آزادي كشتيراني و تجارت بين دو كشور (و مشخصاً ماده 19 آن) تصريح كرده بود كه: «ترديدي نيست كه به موجب شرايطي كه نيكاراگوئه به ديوان مراجعه كرده است و بر پايه واقعياتي كه اظهار شده، اختلافي بين دو طرف مخصوصاً در مورد تفسير و اجراي معاهده وجود دارد.»(16)
    مبناي ديگر استدلالي ايران اين بود كه ايالات متحده نيز همواره بر اعتبار و لازم‎الاجراء بودن معاهده مودت تأكيد كرده است.
    اصول و قواعد حقوقي حاكم بر اختلاف:
    در اين قسمت، شكايت ايران مشتمل بر اصول و قواعد قراردادي و نيز قواعد عرفي حقوق بين‎الملل بود. جمهوري اسلامي ايران در اين رابطه تلاش نمود تا قواعد مشخص و مندرج در معاهدات دو يا چندجانبه‎اي را مبناي استدلال خود ذكر كند كه دو كشور ايران وآمريكا اعضاي پيوسته و كامل آن معاهدات بودند. كنوانسيون شيكاگو، كنوانسيون مونترآل، معاهده مودت و نيز قواعد عرفي حقوق بين‎الملل در خصوص مسئله بيطرفي از جملة اين موارد بود.
    نقض كنوانسيون 1944 شيكاگو: كنوانسيون شيكاگو دربرگيرنده مجموعه جامعي از قواعد حاكم بر هوانوردي كشوري بين‎المللي است. اين كنوانسيون كه در آن زمان بيش از 160 كشور عضو داشت ، توسط دو كشور ايران و آمريكا تصويب شده بود. ايالات متحده اين كنوانسيون را در تاريخ 9 اوت 1946 و دولت وقت ايران آن را در 19 آوريل 1950 به تصويب رسانده بودند. مقدمه كنوانسيون، مواد ا، 2 و 3، بند الف ماده 44 و ضمائم شماره 2، 11 و 15 مشخصاً مواردي را در برمي‎گيرد كه ايالات متحده با اين اقدام غيرانساني خود مرتكب نقض آنها شده است كه در ادامه به برخي از آنها اشاره مي‎شود.
    در مقدمه كنوانسيون تصريح شده كه هوانوردي كشوري بين‎المللي غير نظامي از طريق رفتار دوستانه و تفاهم بين كشورها و پرهيز از تنش و اصطكاك توسعه يافته و طرفها با امضاي اين كنوانسيون اصول و قواعدي را به منظور گسترش هوانوردي غيرنظامي بين‎المللي در فضايي از امنيت و نظم مورد توافق قرار مي‎دهند و اين كنوانسيون نيز در راستاي تحقق چنين اهدافي مدون گرديده است. ماده«يك» كنوانسيون صلاحيت كامل و انحصاري هر كشور بر فضاي هوايي بالاي سرزمين خود را مورد شناسايي قرار داده است. در مادة«دو» قلمرو سرزميني هر كشور معين شده و عبارت از فضاي بالاي مناطق خشكي كشور و نيز فضاي بالاي درياي سرزميني يك كشور در مجاورت قلمرو زميني آن دانسته شده است. مادة«سه» مكرر ( كه به پروتكل 1984 مونترآل به كنوانسيون شيكاگو معروف است)، تصريح مي‎كند هر يك از طرفهاي كنوانسيون مي‎پذيرد كه از توسل به زور و قوه قهريه عليه هواپيماهاي كشوري كه حامل مسافران عادي و غيرنظامي است خودداري نمايد. (17)
    بخشي از مادة 44 كنوانسيون شيكاگو (كه سازمان هوانوردي كشوري بين‎المللي «ايكائو» بر اساس آن تأسيس شده است) نيز، تصريح مي‎نمايد كه هدف از ايجاد سازمان از جمله آن است كه رشد مطمئن و منظم هوانوردي كشوري بين‎المللي را در جهان گسترش دهد و امنيت پروازي را در اين رابطه تضمين نمايد.
    نقض كنوانسيون 1971 مونترآل: اين كنوانسيون كه به مسائل مربوط به توقيف و ممنوعيت اقدامات غيرقانوني بر ضد هواپيماهاي غيرنظامي و مسافران و خدمه آن مي‎پردازد، در پاراگراف الف و ب مادة«يك» خود برخي از اين اقدامات ممنوعه را فهرست نموده و از جمله اشاره مي‎كند كه چنانچه شخصي مرتكب تهاجم غيرقانوني و عمدي شود، از جمله اينكه اقدامي را عليه شخصي كه در يك پرواز غيرنظامي به سر مي‎برد، صورت دهد و امنيت هواپيما را به خطر اندازد و يا هواپيما را نابود سازد يا به نحوي به آن خسارت وارد نمايد كه امنيت پروازي را به خطر اندازد، اين ممنوعيت ، قانوني وكامل و قطعي است. مادة سوم كنوانسيون مونترآل نيز مرتبط با اين قضيه است. زيرا به موجب اين ماده، هر يك از طرفهاي معاهده متعهد مي‎شود كه براي هر يك از اقدامات تجاوزكارانه مندرج در مادة«يك» مجازات شديدي وضع نموده و آن را اجرا نمايد. بالاخره، بند «يك»ماده 10 كنوانسيون مذكور نيز در اين رابطه حائز اهميت است كه عنوان مي‎كند اعضاي كنوانسيون بر طبق حقوق بين‎الملل و قواعد حقوق داخلي تلاش خواهند كرد تا اقدامات عملي مناسب را به منظور جلوگيري از بروز اقدامات تجاوزكارانه مندرج در ماده «يك» اتخاذ نمايند.
    نقض معاهده مودت: مواد 4، 8، 10، از معاهده مودت ايران و آمريكا بنابر ارتباطي كه با اين اقدام تجاوزكارانه آمريكا در قبال ايران دارند، از سوي ايالات متحده نقض شده است. ماده 4 بيانگر اين تعهد است كه طرفين معاهده رفتار برابر و منصفانه‎اي را با اتباع و اموال دو دولت خواهند داشت و از توسل به اقدامات نامعقول و تبعيض‎آميز كه به حقوق قانوني آنها لطمه مي‎زند، اجتناب خواهند كرد. برابر ماده 8 نيز دو طرف متعهد شده‎اند كه نسبت به توليدات كشور مقابل رفتاري برابر با توليدات ساير كشورها داشته و هيچ يك از دو طرف نبايد محدوديتها يا ممنوعيتهايي را بر توليدات يكديگر اعمال نمايند، مگر آنكه چنان محدوديتهايي را در مورد كشورهاي ثالث نيز اعمال نموده باشند. بالاخره ماده 10 معاهده مودت نيز اشعار مي‎دارد كه در سرزمينهاي دو كشور آزادي تجارت و كشتيراني وجود خواهد داشت.
    دولت آمريكا با حملة عمدي و تجاوزكارانه هواپيماي مسافربري ايران‎اير نه تنها اصول و قواعد مشخص قراردادي فيمابين دو دولت را (كه به مواردي از آن اشاره شد) آشكارا نقض كرد، بلكه قواعد آشكار و مسلم حقوق بين‎الملل را نيز زيرپا نهاد. در اين رابطه، اصولي از منشور ملل متحد در خصوص ممنوعيت توسل به زور (بند 4 ماده منشور) و لزوم احترام به حاكميت و تماميت ارضي واحدهاي سياسي جامعه بين‎المللي نيز حائز اهميت است.
    اعمال قواعد و اصول حقوق بين‎‎الملل بر قضيه: با در نظر گرفتن اصول و قواعد حقوق بين‎المللي كه در قضيه متنازع فيه قابليت اجرائي داشت، مناسب آن است كه قواعد و اصول مذكور را بر واقعيات و حقايق مادي قضيه (كه قبلاً تشريح شد) اعمال نمود. اين قسمت در واقع بخش چهارم لايحه شكوائيه دولت جمهوري اسلامي ايران را تشكيل داده و مشخصاً دو بحث مجزا را دنبال مي‎كند. ابتدا، موضوع اقدام آمريكا در استخدام و بكارگيري ناوگان جنگي در منطقه خليج فارس بود كه از مدتها قبل از وقوع حادثه آغاز شده و پس از آن نيز ادامه يافت. موضوع دوم نيز در واقع ماهيت اصلي دعوا را شكل مي‎دهد كه همانا اقدام آمريكا درحمله به هواپيماي ايرباس ايراني مي‎باشد. با عنايت به ضررها و زيانهاي متعدد مادي و معنوي كه به اتباع ايراني و حقوق حاكميتي جمهوري اسلامي ايران در اين حادثه وارد شده بود، لذا دولت ايران از ديوان بين‎المللي دادگستري خواست كه دولت آمريكا را متعهد نمايد تا خسارات وارده به جمهوري اسلامي ايران و اتباعش را از نظر مادي و معنوي و نيز از حيث خسارات وارده به اشخاص حقيقي و حقوقي ذي‎دخل در حادثه بپردازد.
    درخواستهاي مشخص ايران از ديوان بين‎المللي دادگستري: در دادخواستي كه جمهوري اسلامي ايران در رابطه با حادثه سقوط هواپيماي ايرباس نزد ديوان بين‎المللي دادگستري و عليه دولت آمريكا تنظيم نموده بود، درخواستها و مطالبات چندي مطرح شده بود. در اين دادخواست ، دولت جمهوري اسلامي ايران از ديوان بين‎المللي دادگستري درخواست نموده بود كه اين ديوان اعلام نمايد :
    ـ ديوان صلاحيت رسيدگي به اين قضيه را دارد.
    ـ آمريكا با اقدام خود در سقوط هواپيماي ايراني ايرباس اصول و قواعد اساسي حقوق بين‎الملل را نقض كرده و مرتكب يك جنايت بين‎المللي شده است.
    ـ دولت آمريكا با عدم پيگيري جدي قضيه و مجازات شديد عاملين و مرتكبين آن مسئوليتهاي حقوقي خود را به موجب ماده 3 و بند «يك» ماده 10 كنوانسيون مونترآل نقض كرده است.
    ـ دولت آمريكا با رفتارهاي خود امنيت هوانوردي را مختل نموده و ماده 44 و ضميمه شماره 2، 11 و 15 كنوانسيون شيكاگو را نقض نموده است.
    ـ ايالات متحده با استقرار ناوگان نظامي خود در منطقه خليج فارس و در محدوده آبهاي سرزميني ايران و توسل اين كشور به رفتارهاي متجاوزانه بند «يك» از ماده 10 معاهده مودت فيمابين را نقض نموده است.
    ـ آمريكا با حضور در آبهاي سرزميني خليج فارس و اقدام تجاوزكارانه خود حاكميت ملي جمهوري اسلامي ايران و اصل عدم مداخله را نقض نموده است.
    ـ اقدامات و فعاليتهايي كه مي‎تواند ناقض تعهدات حقوق بين‎المللي اين كشور در خليج فارس باشد، بايد فوراً متوقف شود و همچنين اين كشور بايد متعهد به جبران خسارات وارده در اشكال مختلف آن باشد.
    خاتمة زودرس دعوا در ديوان بين‎المللي دادگستري
    جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 17 مي 1989 (27 ارديبهشت 1368) دادخواستي را مبني بر شكايت عليه دولت آمريكا در ارتباط با اختلاف ناشي از تفسير و اجراي كنوانسيون 1944 هوانوردي كشوري بين‎المللي و كنوانسيون 1971 توقيف (ممنوعيت) اقدامات غيرقانوني عليه امنيت هوانوردي كشوري و در رابطه با سقوط هواپيماي مسافربري ايراني و كشته شدن 290 مسافر و خدمه آن كه در 3 ژوئيه 1988 اتفاق افتاد، در ديوان بين‎المللي دادگستري تنظيم نمود. دولت ايران همچنين لايحه خود را در تاريخ 24 ژوئيه 1990 (2 مرداد 1369) ودر فاصله مهلتهاي تعيين شده نيز تسليم ديوان كرد. پس از آن، دولت آمريكا دفاعيه خود را ابتدا در چارچوب اعتراضات مقدماتي به صلاحيت ديوان تهيه و نزد ديوان ثبت كرد. در اين مرحله، دولت آمريكا تلاش كرده بود تا به نقد استدلالهاي ايران در ذيصلاح بودن ديوان بين‎المللي دادگستري در رسيدگي به اين قضيه بپردازد. شايان ذكر است كه اعتراضات مقدماتي آمريكا به صلاحيت ديوان در تاريخ 4 مارس 1991 (13 اسفند 1369) به ديوان عرضه شد. در تاريخ 9 سپتامبر 1992 (18 شهريور 1371) نيز جمهوري اسلامي ايران ملاحظات و نظريات خود را در خصوص اعتراضات مقدماتي ديوان عرضه نمود و به انتقاداتي كه دولت آمريكا مطرح نموده و طي آن مدعي شده بود كه ديوان بين‎المللي دادگستري صلاحيت رسيدگي به اين قضيه را ندارد، پاسخ داد.
    از سوي ديگر، ديوان بين‎المللي دادگستري از سازمان ايكائو درخواست نمود كه ملاحظات وديدگاههاي خود را ارائه نمايد. ايكائو نيز نهايتاً در تاريخ 4 دسامبر 1992 (13 آذر 1371) ملاحظات مكتوب خود را در مهلت مقرر توسط ديوان و در تعقيب ماده 69 پاراگراف سوم از آيين دادرسي ديوان ارائه نمود.
    با وجود اين، در تاريخ 8 اوت 1994(17 مرداد 1373) ، نمايندگان دو طرف مشتركاً طي ارسال نامه‎اي به ديوان اطلاع دادند كه دولت متبوعشان مايل است كه تا اطلاع ثانوي، رسيدگي شفاهي به ديوان را به تأخير اندازند. نهايتاً نيز در تاريخ 22 فوريه 1996 طرفين نامه‎اي را به ديوان ارائه و طي آن اعلام نمودند كه دولتهاي متبوعشان موافقت نموده‎اند كه قضيه را ادامه ندهند، زيرا آنها « به تهيه و تنظيم موافقتنامه‎اي نائل شده‎اند كه بر اساس آن اختلافات، تفاوت در ديدگاهها، ادعاها، دعاوي متقابل و مسائلي را كه مستقيماً يا به صورت غيرمستقيم از اين قضيه ناشي مي‎شود يا با آن ارتباط دارد، به طور نهايي حل وفصل نموده‎اند.»
    شايان ذكر است كه پس از خاتمه زودرس دعوا در ديوان كه قبل از صدور رأي نهايي صورت پذيرفت، دولت آمريكا به عنوان غرامت مبلغ 55 ميليون دلار براي خانواده‎هاي قربانيان و نيز مبلغ 40 ميليون دلار براي غرامت ناشي از سقوط هواپيما به دولت جمهوري اسلامي ايران پرداخت. (18)
    پرداخت غرامت از سوي آمريكا را چنانچه در پرتو قواعد حقوق بين الملل ارزيابي كنيم ، منطقاً مي توان نتيجه گرفت كه آمريكا نه تنها مسؤوليت خود را در قبال اين فاجعه به عهده گرفته است ، بلكه به لوازم بعدي آن ( يعني پرداخت غرامت وارده ) ‌نيز ملتزم شده است ،
    با اين حال سؤالي كه اكنون فرا روي ماست اين است كه آيا صرف پرداختن چنين غرامتي ، جبران كننده تمامي آثار زيانبار مادي و معنوي وارده به حيثيت حقوقي نظام جمهوري اسلامي ايران از يك سو و التيام بخش عواطف جريحه دار شده ملت ايران از سوي ديگر بود يا خير ؟! سؤالي كه پاسخ آن بغايت دشوار است.
    كوتاه سخن آنكه؛ فاجعه ايرباس اگرچه مهمترين مورد نقض حقوق بين‎الملل هوايي و قواعد اساسي تضمين امنيت و سلامت هواپيمايي بين‎المللي كشوري به شمار مي‎رود، اما فرمانده ناو وينسس به خاطر اين عمل از دولتمردان آمريكا نشان لياقت گرفت و پرسروصداترين محافل سياسي غرب به آرامي از كنار آن گذشتند. انگشت «ويت راجز» فرمانده وينسس اگرچه ماشه را چكاند و نشان لياقت گرفت ، اما خود او روانه تيمارستان شد (19) ، همانگونه كه خلبان هواپيماي آمريكايي كه بر سر هيروشيما بمب اتم فرو ريخته بود، روانه تيمارستان شد. اين وقايع بيانگرآنند كه دولت آمريكا عليرغم همه ادعاهايي كه در حمايت و پاسداري از حقوق بشر داشته و دارد، در عمل راهي بر خلاف اين ادعاها را طي مي‌كند .

    پي‎نوشت‎ها:
    1. The testimony of Rear Admiral William M. Fogarty Before the Committee on Armed Services of the United States Senate, 8 September 1988 (S. Hrg 100-1035) P.25.
    2. Defense Department Report, P. E-53, Para.6.
    3. Defense Department Report , P. E-9
    4. See. P. E-10 of the Defense Department Report.
    ‏‏5. The Persian Gulf Conflict and Iran Air 655,United states Dept.Of States,Bureau Of Public Affairs,CurrentPolicy Publication No.1093.
    6. See,Hearings before the Committee On Forign Affairs,House Of Repersentatives,On 19May,1987(75-507,1987),at p.41.
    7. Defense Department Report, P. E-37; ICAO Report, Appendix A, P. A-8.
    8. See, For Example, PP. E-59 of the Defense Department Report.
    9. Internationam Herald Tribune, 4 July 1988.
    10. See, Kayhan International , 21 November 1988.
    11. روزنامه اطلاعات، چهارشنبه مورخ 12/4/81، ص 10
    12. C-Min. Extraordinary (1988)/1; P.3.
    13. INTERNATIONAL COURT OF JUSTICE; RULES OF COURT (1978) AS AMENDED ON 5 DECEMBER 2000, Art. 38.2
    14. شايان ذكر است كه به موجب ماده 37 اساسنامه ديوان بين‎المللي دادگستري، در صورت تحقق چند شرط، اين ديوان خلف ذيصلاح ديوان دائمي دادگستري بين‎المللي (كه تا قبل از جنگ جهاني دوم به امر رسيدگي قضايي بين‎المللي مشغول بود) خواهد شد.
    15. United States Diplomatic and Consular Staff in Tehran, Judgment, I.C.J. Reports, P.28, Para.54.
    16. Military and Paramilitary Activities in and against Nicaragua (Nicaragua V. United States of America); Jurisdiction and Admissibility , Judgment, I.C.J. Reports 1984, P.428, Para. 83.
    17.اين ماده در اجلاس فوق‎العاده مجمع ايكائو در دهم مي 1984 به تصويب رسيد.
    18.تهران ، واحد مركزي خبر ، به نقل از خبر گزاري فرانسه ، 12/4//1381.
    19. روزنامه اطلاعات ، چهارشنبه مورخ 12/4/81 ، ص 10 .

    Iran Air Flight #655

    Iran Air Flight #655

    This is the anniversary of "the accident" that saw USS Vincennes (a.k.a. "Freedom's Fortress") bring down an Iranian passenger jet over Persian Gulf, killing all 290 people on board. It is a shame that the truth has never been told about what really happened on that day and virtually nobody has been reprimanded for their actions. 290 families, their friends and associates, along with millions of their other countrymen and women were given yet another reason to hate the world super-power's uncontrolled and senseless military machine.

    My thoughts today are with Leila Behbahani, a 3 year old passenger on that flight, who "was still dressed in her tidy blue dress, black shoes, white socks, and little gold bangles on her wrists" when found

    Posted by Pedram .

    سالگرد وفات مرحوم آقاسی

    تو محمدرضاي آقاسي!

    علي‌رضا قزوه تو محمدرضاي آقاسي! بچه‌ي چارراه مختاري!
    كشته‌ي صبح سوم خرداد! شاعري عزت است يا خواري؟

    تو محمدرضاي آقاسي! بيمه هستي؟ نه -تلخ مي‌خندد-
    كار و بارتو چيست؟
    - شعر، آقا!
    - شعر؟ -يعني هنوز بيكاري؟

    تو محمدرضاي آقاسي! هديه‌ها را چه مي‌كني؟
    - هديه؟
    (دور و بر را ببين! عزيز دلم!
    تو كه از اين همه خبر داري!)

    جمعه شب –دير وقت–مهرآباد– خسته مي‌آمديم از سفري
    خسته از شعر – بر لبت سيگار
    خستگي، سرفه، درد، بيماري

    - با شمايم كه زور و زر داريد، هيچ از درد ما خبر داريد؟
    درد ما را نمي‌توان گفتن با سياست‌مدار ِ بازاري!

    با غمي – ماتمي - تبي - دردي مثل حافظِ غريب ساخته‌ايم
    بعد از اين با كلاه فقر به سر، كار ما رندي است و عياري

    دارد از دست مي‌رود شاعر، روزها را سياست آلوده‌ست
    اين همه طلحه، اين همه تلخك، اين همه حرف‌هاي تكراري-

    تو محمدرضاي آقاسي، شيعه يعني دو دست خالي ِ تو
    شعر وقتي شكستن من و ماست، شاعري عزت است يا خواري؟


    پاسخ ایران در مورد «هولوكاست»

    پاسخ ایران در مورد «هولوكاست»



    نماینده ایران در كمیته اطلاعات سازمان ملل در پاسخ به اعتراض اسرائیل به رد موضوع هولوكاست، با تشریح مواضع اصولی دولت جمهوری ‌اسلامی ایران در خصوص وقایع تاریخی تصریح كرد كه هر واقعه تاریخی از نوع شنیع و هولناك به منظور ممانعت از وقوع آن در آینده، باید مورد بررسی و تحقیق علمی قرار گیرد و نه اینكه درها را روی هر نوع سؤال بست.

    به گزارش ایرنا، حسین ملكی روز چهارشنبه در مقر سازمان ملل در نیویورك گفت: اصول دمكراسی از جمله حق آزادی بیان و عقیده باید راه را برای تحقیق در مورد جنبه‌های مختلف حوادث تاریخی بدون محدودیت‌های مستبدانه باز كند.

    وی افزود كه ایران تاكنون هرگز دیگران را تهدید نكرده است و در حقیقت خود در سالهای اخیر پیوسته مورد تهدید رژیم‌های دیگر از جمله رژیم غاصب اسرائیل بوده است.

    نماینده ایران در كمیته اطلاعات سازمان ملل ادامه داد: تهدیدی كه از ناحیه اسرائیل متوجه ایران شده خود نشانه بارز رفتار غیرمنطقی و نامشروع و سیاست رژیم‌ اسرائیل ‌است كه‌سوابقش ویترینی از تجاوز، ظلم، كشتار و تروریسم را شامل می‌شود. نسل كشی و رنج شدید همراه با جنایت هولناك نبایستی مورد سوء‌استفاده سیاسی قرار گیرد.

    ملكی تصریح كرد: متأسفانه رژیم اسرائیل به‌طور روزمره سعی در استفاده از رنجهای گذشته قوم یهود برای سرپوشی بر جنایات امروز خود علیه ‌فلسطینی‌ها در سرزمینهای اشغالی از جمله كشتار، ویرانی خانه‌ها، مایملك و مزارع و همچنین تروریسم دولتی می‌نماید.

    وی اظهار داشت: جامعه بین‌الملل باید اقدام عملی شدیدی علیه جنایات وحشتناك رژیم اسرائیل به عمل آورده و اجازه ندهد كه از احساسات انسانی برای تعقیب اهداف نامشروع خود سوء استفاده كند.

    نماینده ایران تصریح نمود: همانگونه كه به مناسبت‌های مختلف توسط مقام‌های ایرانی گفته شده، ایران طی ‪ ۲۵۰‬سال اخیر هیچگونه كشوری را مورد تجاوز قرار نداده و قصد هم ندارد كه در آینده چنین كند.

    ملكی در خصوص بخش دیگری از فضاسازی نماینده رژیم غاصب اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران گفت كه رژیمی مانند اسرائیل، كه به‌طور مخفیانه به سلاح اتمی دست پیدا كرده و اینك همسایگان خودرا مورد تهدید و حمله قرار می‌دهد، فاقد مشروعیت بوده و لذا نمی‌تواند فعالیت‌های قانونی كشور دیگری را كه به‌دنبال استفاده صلح‌آمیز از دانش هسته‌ای است مورد سوال قرار دهد.

    وی همچنین از بخش اطلاع‌رسانی سازمان ملل خواست كه در خصوص فعالیتهای نامشروع رژیم اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی اطلاع‌رسانی نماید.


    کالبدشکافی تخریب حسینیه دراویش گنابادی

    سه شنبه، 15 فروردين 1385 - 16:01


    کالبدشکافی تخریب حسینیه دراویش گنابادی



    عبدالله شهبازی

     

    از زمان وقوع درگیری قم و تخریب حسینیه دراویش گنابادی (24 بهمن 1384) به این حادثه به دیده بدبینی ‌نگریستم. شم سیاسی و تجربه تاریخی به من می‌گفت که در اوضاع حساس کنونی منطقه و تهدیدات علیه ایران این بلوا نمی‌تواند طبیعی باشد. ولی چند و چون ماجرا برایم روشن نبود. نمی‌دانستم این فتنه را که برافروخته و تحریکات از جانب که سازماندهی شده است: دراویش گنابادی، مقامات امنیتی قم یا محافل افراطی؟ در روزهای اخیر فرصتی پیش آمد تا با دو تن از مطلعین ساکن قم مصاحبه کنم و ابعاد حادثه را بسنجم. منابع اصلی یادداشت حاضر گفتگوی من با این دو تن است: یکی از فضلا و مجتهدان جوان و مورد وثوق است و دیگری از بنیانگذاران و گردانندگان هیئت فاطمیون قم که در ماجرا دخیل بود. سرانجام، گزارشی از نتیجه بررسی کمیته تفحص در پیرامون حادثه قم دیدم. در این گزارش آمده است:

    «کمیته بررسی کننده ماجرای تخریب حسینیه دراویش گنابادی در قم حمله به این حسینیه را کاری اشتباه و ناشی از ارائه اطلاعات غلط به مسئولان، علما و مراجع تقلید دانست... کمیته... در گزارشی به مسئولان اعلام کرد که دراویش گنابادی یکی از فرق همراه با اسلام و تشیع و انقلاب بوده و از جانب آنان هیچ خطری متوجه جامعه شیعی نیست. بر اساس این گزارش، بزرگنمایی خطر این گروه باعث تحریک گروه‌هایی از مردم و برخی از علما و مسئولان شد که این امر ماجرای تخریب حسینیه آنان در قم را به همراه داشت... کمیته بررسی کننده این ماجرا- که در آن افرادی از وزارت اطلاعات، وزارت کشور، نیروی انتظامی و نیروی مقاومت بسیج حضور داشتند- اعلام کرد که اختلاف بر سر مالکیت حسینیه دراویش گنابادی قم یک امر کوچک شهری بود و می‌توانست به‌وسیله شهرداری و اوقاف و مالک آن (شریعت) حل‌و‌فصل شود ولی با دخالت برخی نهادها و افراد غیرمسئول در این ماجرا یک پدیده محلی به یک ماجرای امنیتی و ملّی تبدیل شد که قطعاً کاری ناشایست بود. این امر پس از ماجرای اهانت به ساحت حضرت رسول (ص) در اروپا و انسجامی که در اعتراض به این امر در جهان اسلام ایجاد شد یک امر تفرقه‌افکنانه محسوب می‌شود و این در حالی است که ایجاد جنگ و تفرقه مذهبی در دستور کار دشمنان اسلام قرار دارد...»

    گزارش فوق مؤید فرضیات اوّلیه و نتایج بررسی من بود. در نتیجه مصمم شدم که دیدگاه خود را منتشر کنم. روشن است که تعلقی به دراویش ندارم که به‌عکس در مقالات و مصاحبه‌های خود از نقش کانون‌های استعماری در تقویت یا ایجاد برخی از فرقه‌های دراویش، مانند بکتاشیان، گفته ‎ام. بهرروی، نتیجه بررسی من به شرح زیر است:

    در ماجرای تخریب حسینیه دراویش گنابادی در قم سه نیرو مؤثر بودند: هیئت فاطمیون قم، یکی از دستگاه‌های امنیتی کشور در استان قم، دراویش طریقت گنابادی.

    مقتدای معنوی هیئت فاطمیون حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ مرتضی آقا تهرانی، از فضلای میان‌سال حوزه علمیه قم، است که در ماه‌های اخیر، پس از صعود دولت دکتر احمدی‌نژاد، شهرت یافته است. او در انتخابات اخیر سفرهایی به برخی نقاط کشور کرد و کوشید تا نظر علما را به سود ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد جلب کند. آقای تهرانی اخیراً به عنوان معلم اخلاق دولت دکتر احمدی‌نژاد شهرت یافت و تصاویر وی در جلسات هیئت دولت را خبرگزاری‌ها پخش کردند. همین پیشینه کافی بود تا آقای تهرانی را به آماج برخی انتقام‌جویی‌ها و دسیسه‌های پیچیده بدل کند. پیوند هیئت فاطمیون با آقای تهرانی از یکسو و پیوند تهرانی با احمدی‌نژاد به‌گونه‌ای است که هر گونه عملکرد سوء و حرکت افراطی از سوی هیئت فاطمیون را به سادگی می‌توان به آقای تهرانی و از این طریق به دولت احمدی‌نژاد نسبت داد و چنین القاء کرد که حامیان معنوی و روحانی دکتر احمدی‌نژاد گروهی از روحانیون قشری و افراطی هستند که با به قدرت رسیدن دولت جدید فضا را برای یکه‌تازی و افراطی‌گری مساعد یافته‌اند و مانع و رادعی نمی‌شناسند.

    هیئت فاطمیون قم از سال‌ها پیش در جستجوی مکانی برای انجام فعالیت‌های مذهبی- هیئتی خود بود ولی به دلیل عدم تمکن مالی موفق نمی‌شد. رئیس هیئت، که از مداحان معروف کشور به شمار می‌رود، به شدت از عدم امکان مالی هیئت و نداشتن مکانی مناسب دلگیر بود.

    از سوی دیگر، آقای سید احمد شریعت، شیخ سلسله گنابادی، و برادر وی، دکتر سید حسن شریعت، از مدتی پیش قصد داشتند در جوار ساختمان مطب دکتر شریعت و خانه مسکونی سید احمد شریعت در نبش خیابان ارم (بهترین نقطه قم) حسینیه‌ای احداث کنند. آنان ابتدا به‌طور علنی ساخت و ساز را شروع کردند ولی یکی از دستگاه‌های امنیتی استان از ادامه کار جلوگیری کرد. در نتیجه، مخفیانه ساخت و ساز را ادامه دادند و از طریق ساختمان شریعت و کوچه پشت احداث بنا را به پایان بردند. دستگاه امنیتی فوق، به‌رغم اطلاع، از عملیات ساخت جلوگیری نکرد و اجازه داد که بنای حسینیه، با صرف صدها میلیون تومان، به اتمام رسد. پس از اتمام و افتتاح ساختمان فوق، دستگاه امنیتی به آقای سید احمد شریعت مراجعه کرد و خواستار تعطیل آن شد. شریعت گفت که حسینیه موقوفه است. پاسخ داده شد که اگر موقوفه است باید اداره اوقاف درباره صلاحیت متولی نظر دهد. این خواست بهانه‌جویی و برخلاف عرف است زیرا بسیاری از مراجع و علما، که نمی‌خواهند موقوفات مربوط به آنان زیر نظر اداره اوقاف باشد، موقوفات را به‌نام خود ثبت می‌کنند. این‌گونه املاک از نظر ثبتی شخصی است ولی از نظر شرعی موقوفه به‌شمار می‌رود. بهرروی، کمی بعد دستگاه امنیتی اعلام کرد که متولی حسینیه از نظر اداره اوقاف صلاحیت ندارد و باید ساختمان را به اوقاف تحویل دهد. این در حالی است که آقایان شریعت در قم به تدین شهرت دارند و پسر دکتر شریعت، به‌نام محمد شریعت، شهید انقلاب یا جنگ تحمیلی است و کوچه‌ای در محله صفائیه (منشعب از کوچه بیگدلی) به‌نام اوست. به‌علاوه، دراویش سلسله گنابادی در میان طریقت‌های مختلف صوفیه معتدل‌ترین ایشان به‌شمار می‌روند؛ برخلاف برخی از فرقه‌های صوفیه در موضع عناد با جمهوری اسلامی ایران قرار ندارند، از نظر شرعی قطعاً مسلمان شیعه محسوب می‌شوند، و به تبع آن اموال و موقوفات‌شان محترم است و کسی حق تعرض به آن را ندارد. دراویش گنابادی نه تنها به تقلید از مجتهد جامع‌الشرایط باور دارند، و بنا به ادعای خود ایشان بعضاً مقلد آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای می‌باشند، بلکه حتی به احداث مکانی به‌نام «خانقاه» اعتقاد ندارند و مسجد را محل عبادت می‌دانند. در وبگاه این طریقت چنین می‌خوانیم:

    «این سلسله چون در ظاهر و وظایف شرعیه هیچگونه اختلافی در اعمال و اعتقادات با علمای اعلام و شیعه حقه اثنی‌عشریه ندارند به حسب ظاهر و لباس و محل عبادت که مسجد است تمایزی نداشته و حتی محل خاصی به‌نام خانقاه را که موجب دوئیت و تشتت گردد معتقد نیستند چه بزرگ‌ترین علت ضعف و انحطاط اسلام را همین ایجاد فرق مختلف اسلام می‌دانند... (سید هبت الله جذبی اصفهانی، خلاصه اصول تعلیمات و رویه سلسله نعمت‌اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی)».

    دستگاه امنیتی حسینیه شریعت را تعطیل و مهروموم کرد و سپس مسئول دستگاه فوق، که از وضع مالی هیئت فاطمیون و علاقه و تلاش رئیس آن برای داشتن مکان آبرومندی مطلع بود، به وی پیشنهاد کرد که می‌تواند حسینیه آماده و مجهزی را در اختیار هیئت قرار دهد؛ حسینیه‌ای که به‌قول مسئول فوق در دست «معاندین نظام» است و نظر مسئولین نظام و مراجع عظام بر خلع‌ید از آنان است. در این زمان حجت‌الاسلام و المسلمین تهرانی در سفر آمریکا بود. دستگاه امنیتی از حسینیه رفع پلمب کرد و در روز عید غدیر خم (28 دی 1384) مراسم افتتاح حسینیه با حضور اعضای هیئت فاطمیون و مسئولین استان در محل فوق برگزار شد. رئیس هیئت می‌گوید که در تماس تلفنی با آقای تهرانی ایشان تنها اجازه داد که اعضای هیئت در مراسم افتتاح حسینیه شرکت کنند نه بیش‌تر و هیئت قصد تصرف و استقرار در حسینیه را نداشت. از عید غدیر حسینیه در اختیار هیئت فاطمیون قرار گرفت.

    اندکی بعد آقای تهرانی از آمریکا بازگشت و با مسئول دستگاه امنیتی ملاقات کرد. آقای تهرانی از مقام امنیتی پرسید که چه مدارک کتبی دال بر نظر موافق مسئولین نظام با تصرف حسینیه شریعت در اختیار دارد. مسئول فوق گفت که مدرکی در اختیار ندارد. آقای تهرانی پس از احراز عدم وجود مجوز شرعی و قانونی گفت: «به چه دلیل اموال مسلمین را مصادره می‌کنید، مال مسلم محترم است.» در پی این ملاقات آقای تهرانی دستور خروج هیئت از حسینیه را صادر کرد و در 5 بهمن 1384 هیئت مکان فوق را تخلیه نمود.

    آقای.... (از بنیانگذاران و گردانندگان هیئت فاطمیون) در گفتگو با من دیدگاه آقای تهرانی را چنین بیان کرد:

    «حاج آقا تهرانی جریان ملاقات با... [مسئول امنیتی] را برایم گفت. حجت شرعی می‌خواهد. [مسئول امنیتی] می‌گوید که نظر دستگاه متبوعش است. حاج آقا می‌گوید: «نظر دستگاه متبوع وی برای ما حجت شرعی ایجاد نمی‌کند.» [مسئول امنیتی] می‌گوید: [نظر مراجع درباره تخریب حسینیه] در روزنامه‌ها هست. حاج آقا می‌گوید: «روزنامه‌ها برای ما حجت نمی‌شود. از اوّل هم بچه‌ها اشتباه کردند.» (آن موقع [زمان اشغال] حاج آقا نبودند، در آمریکا بودند.) بعد حاج آقا فرمودند که اینجا را خالی کنید.

    با حاج آقا که صحبت کردم، حاج آقا فرمودند که من اصلاً نظرم این نبوده که بروند تو. قبل از تلفن به حاج آقا [در آمریکا]، آقای... [رئیس هیئت] با من تلفنی صحبت کرد که اینجور و آنجور. من گفتم: فکر نمی‌کنم حاج آقا راضی بشوند. می‌شود مثل جریان حسینیه شیرازی [حسینیه آیت‌الله سید محمد شیرازی] و اصلاً درست نیست برای هیئت. من گفتم که از حاج آقا تهرانی بپرس. من چهار روز قبل پیش حاج آقا [تهرانی] بودم، حاج آقا گفت: دیدی چی پشت سر من می‌گویند؟ گفتم: چی می‌گویند؟ گفتند: می‌گویند از اوّل هم شما گفتید بروند آنجا [حسینیه را اشغال کنند.] در حالی‌که نظر من این نبوده. گفتم: حاج آقا متأسفانه می‌سازند. خود حاج آقا گفت که من اصلاً نگفتم بروند.

    این‌ها می‌خواهند توپ ببندند در زمین ما، والا پیشنهاد اصلی از طرف خود آقای... [مسئول دستگاه امنیتی] بوده.»

    با خروج هیئت فاطمیون، دراویش در حسینیه مستقر شدند و به اموال باقیمانده از هیئت مطلقاً تعرض نکردند. پس از استقرار دراویش، دستگاه امنیتی اعلام کرد که باید مکان را تخلیه کنند. دراویش گنابادی از سراسر ایران، به‌ویژه از کردستان و لرستان، برای حمایت از حسینیه وارد قم شدند و به مدت سه روز در خیابان ارم و کوچه منتهی به حسینیه تحصن کردند. دستگاه امنیتی اعلام کرد که تحصن دراویش مخل نظم عمومی است و حاضر است با اتوبوس آن‌ها را به خارج از شهر قم هدایت کند. دراویش نپذیرفتند. در نتیجه گروهی به‌نام «مردم» علیه آن‌ها وارد عمل شدند. دراویش بر روی پشت‌بام‌های منتهی به حسینیه مستقر شدند و با چوب و سنگ مقابله کردند. نیروی انتظامی نیز وارد عمل شد. تا ساعت 9:30 بعد از ظهر خیابان ارم مملو از جمعیتی کثیر بود که بیش‌تر آن‌ها برای تماشا گرد آمده بودند. در این حادثه حدود 1200 الی 2000 نفر از دراویش دستگیر و زندانی و حدود 300 نفر زخمی شدند.

    فردای آن روز ساختمان حسینیه و ساختمان مسکونی آقای شریعت و مطب دکتر شریعت با لودر تخریب شد، استاندار قم ماجرا را به عنوان توطئه صوفیه مطرح کرد و نمایشگاهی برگزار شد که در آن عملیات غیراخلاقی برخی از گروه‌ها و فرقه‌های دراویش به گنابادی‌ها نسبت داده می‌شد. منابعی که با آنان مصاحبه کردم، هر دو، انتساب برخی مفاسد نسبت داده شده به حسینیه و دراویش گنابادی را، که در رسانه‌ها انعکاس یافت، به‌کلی منکر بوده و آن‌ها را جعلیات مضحکی دانستند که مورد تمسخر مردم قم قرار گرفته است.

    به این ترتیب، در پی این شعبده، سلسله دراویش گنابادی که، چنان‌که گفتم، در میان فرقه‌های موجود دراویش معتدل‌ترین آنان به‌شمار می‌رفت و دارای پیروان کثیری در سراسر کشور، از جمله در لرستان و کردستان، است عملاً به یک معضل مهم امنیتی بدل شد؛ و در پیامد آن از یکسو دولت دکتر احمدی‌نژاد به سرکوب فرقه‌های دینی بی‌آزار متهم شد و از سوی دیگر موج تبلیغاتی گسترده‌ای علیه جمهوری اسلامی به راه افتاد.

    یکی از منابع من، که از فضلا و مجتهدان مورد وثوق قم است، گفت:

    «بسیاری از مردم قم تا پیش از این درگیری اصولاً از وجود دراویش گنابادی در شهر قم مطلع نبودند. این حادثه علاوه بر بزرگنمایی طریقت فوق و ایجاد مظلومیت شدید برای آن کاهش شدید محبوبیت دولت احمدی‌نژاد را در شهر قم سبب شد. مردم می‌پرسند: چگونه است که یهودیان و مسیحیان می‌توانند در ایران دارای ملک و عبادتگاه باشند و دولت از حقوق آن‌ها حمایت می‌کند ولی به‌ناگاه گروهی از دراویش معتدل مسلمان و شیعه، که تاکنون برکنار از مسائل سیاسی بودند، به عنوان نیروی معاند معرفی می‌شوند و حق داشتن عبادتگاه و حتی وقف کردن اموال شخصی از ایشان سلب می‌شود؟»

    تشکیل کمیته تحقیق و گزارش صریح و منصفانه آن دال بر محکومیت اقدام جاهلانه، و به گمان من توطئه سنجیده و سازمان‌یافته، اشغال و تخریب حسینیه شریعت اقدامی جسورانه و قابل ستایش از سوی دولت دکتر احمدی‌نژاد است که باید با ریشه‌یابی دقیق ماجرا و شناسایی انگیزه عاملان آن کامل شود. جسورانه از اینرو که گزارش فوق برخلاف جو سنگینی است که در پوشش مقابله با صوفیه و دفاع از حرمت و تقدّس شهر قم ایجاد شده بود. در گذشته نیز از این‌گونه اقدامات خودسرانه و مشکوک رخ می‌داد، که بعضاً تبعات سنگین بین‌المللی داشت، ولی مسئولین وقت در قبال آن سکوت و با حادثه‌سازان مماشات می‌کردند. دکتر احمدی‌نژاد با تشکیل کمیته فوق نشان داد که اجازه نمی‌دهد ماجراجویان خودسر یا دست‌های مشکوک در برهه حساس کنونی ماجراهای دیگری از این دست بیافرینند.

     

     

    پی‌نوشت:

    پس از نوشتن یادداشت پیشین، به سندی دست یافتم که مؤید تحلیلم است دال بر غیرمعاند بودن دراویش گنابادی و حفظ حرمت آنان در سال‌های گذشته. این سند به امضای آیت‌الله محمد محمدی گیلانی، حاکم شرع وقت، است و به سال 1360 تعلق دارد.

     

     

    hspace=0

     

     بنده حود شاهد تمام ماجرا بوده و هم آقای تهرانی را از بدو ورود به ایران پس از ۸ سال اقامت در آمریکا می شناسم

    و هم استاد شهبازی رو که حتما لینک سایتشون رو می بینید

    البته دراویش اسلحه و تبر و چاقو گاز اشک آور داشتند و چون من همان روز که حمله شد جزو تماشاگران بودم خودم شاهد اینکه دراویش به سوی مردم گاز اشک آور پرتاب کردند بودم چون خودم نزدیک بود هم خفه شوم هم زیر دست و پا له شم

    البته من کار رو تایید یا تقبیح نمی کنم چون با اینکه در عمق ماجرا بودم هنوز هم مبهمات فراوانی وجود دارد

    چون کسانی که به دراویش حمله کردند گروهی از بچه های لات محله های بالا و پایین قم بودند که با زنجیر و چاقو و صرفا برای دعوا به آنجا آمده بودند و عده ی دیگری هم که کاملا آنها را می شناسم با تشویق و حمایت فردی معلوم الحال(مشتهر به عجول بودن و اطلاعات نادرست داشتن) برای سوار کردن و متفرق کردن دراویش آمده بودند که بعداْ منجر به درگیری شد وناگفته نماند که سخنرانی شوهر خواهر شریعت که مردی نیک سرشت و ساده لوح بود هم سبب تحریک بیشتر افراد آنجا شد و بعد که این فرد برای مذاکره جلو رفت تا حد مرگ از دراویش کتک خورد.

    این یک مطلب

    مطلب دیگر اینکه خودم باز شاهد بودم وجود دوربین های اطلاعات و شبکه های bbcو... بالای پشت بام های اطراف حسینیه بود که خود جای تامل دارد که وزرات اطلاعات و بی بی سی چقدر با هم هماهنگ عمل می کنند البته خودم همان شب چند دقیقه بعد ماجرا را وارد وبلاگ کردم به آرشیو مراجعه کنید و سایت بی بی سی بسته بود ولی خوب من بازش کردم تا ببینم آیا این خبر را نوشته یا نه هنوز خبر به دست سایت نرسیده بود.

    من باز ابهام موجود رو پیگیر هستم و تاکنون هیچ مطلب مهم قابل عرضه ای پیدا نکردم

    البته من نمی دانم این روحانی که این گروه را معرفی کرده چقدر با این فرق و خصوص این فرقه آشنایی داشته ولی من خودم با تنها کسی که در حوزه علمیه قم درس فرق موجود خصوصا این فرقه را می دهد و کار می کند و آشناتر از آن هم وجود ندارد حضوری دیدار داشتم ایشان با صحه بر این مطلب که رئیس فرقه در زمان خود توسط مرجع تقلید محکوم به اعدام و بعد توسط مردم کشته شد را تایید کردند و مطالب دیگری هم ارائه کردند که لزومی به گفتن آنها نیست.

    بماند که از امامان جماعات مساجد راجع به افلام موجود و خبرهایی... شنیدیم ولی خوب من خود به شخصه به افراد غیر کارشناس مراجعه نمی کنم و مدرک مستدلی ندیدم چون اگر بود جزو اولین کسانی بودم که به این اطلاعات می رسیدم و برای همین ابهام است که نتیجه نگرفتم و فقط کار دراویش در پرتاب گاز اشک آور به طرف مردم را تقبیح کردم چون مردم فقط به عنوان تماشاچی بودند و بس و اینکه چرا نیروی انتظامی تا آخر ماجرا هیچ کاری نکرد و اینکه چه کسی به بچه های لات قم خبر داده بود و هزاران و دیگر    باید مورد بررسی قرار گیرد

    والله اعلم بالغیوب

     

    ايرانيان، اولين تدوين‌كنندگان قوانين بين‌المللي

     

    استاد پيشين ايرانشناسي دانشگاه هاروارد معتقد است که ايرانيان اولين تدوين کنندگان قانون بين المللي بود و اين قوانين همگي جداي از حوزه دولت و سياست بودند. اهميت اين قوانين در اين است که اساس قانونهاي رومي را همين قانون ايرانيها تشکيل مي دهند.

    به گزارش"مهر"، سخنراني پروفسور نلسون ريچار فراي، استاد پيشين ايرانشناسي دانشگاه هاروارد، درباره "دين و دولت و مدخل پژوهشي در تاريخ" عصر امروز در مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران برگزار شد.
    پروفسور فراي سخنراني اش را به زبان فارسي ارائه کرد و از اينکه مجدداً توانسته در ايران حضور پيدا کند و خاک پاک ايران وطن خويش را مجدداً ببيند ابراز خوشحالي کرد و اظهار داشت : در تاريخ و حدوداً چهار هزار سال پيش در بين النهرين ما مملکتهاي کوچکي داشتيم و يا به عبارتي هر شهري يک کشور محسوب مي شد. بابل، اوروک، عيلام هر يکي يک کشور محسوب مي شد. هر کدام از اين ممالک يک رئيس داشتند که آن فرد هم رئيس و هم کشيش بود. به عبارتي ديگر در آنجا دين و دولت يکي بود. در مصر اين گونه افراد فراوان بودند که خود را خدا مي نماياندند مانند فرعون.
    وي در ادمه افزود: بعدها فلسفه دين و دولت گسترش يافت و آراميها و سومريها اين نگرش را قبول کردند و تا زمانهاي طولاني دين و دولت در دست يکنفر بود. همچنين تا زمان اسلام و بني اميه و بني عباس و در دوران پايتختي بغداد نيز خليفه هم رئيس دين و هم رئيس دولت بود.
    پروفسور فراي نگرش ايرانيان را به دين و دولت بسيار متفاوت دانست و گفت : ايرانيان در سه هزار سال پيش يک فلسفه ديگري داشتند و آن اين بود که يک نفر رئيس قبيله و يک نفر شامان و کشيش بود. بدين ترتيب رياست بر عهده دو نفر بود. در بين النهرين کلمه دين دو معني داشت يکي قانون و ديگري مذهب. البته به نظر من براي تاريخ بشر بسيار اهميت دارد و آن اين بود که ايرانيان قانون مخصوص بين المللي را تدوين کردند.
    وي افزود: قانون بين المللي از قانون محلي جدا بود و اهميت آن در اين است که اساس قانونهاي رومي همين قانون ايرانيها به حساب مي آمد. اما آنها نمي گويند که اين قوانين از ايران آمده است نه از روم. و اين موضوع از نظر تاريخ بشر بسيار مهم است.
    پروفسور فراي با ياد آوري اين نکته که تقريباً 64 سال پيش به خدمت آيت الله العظمي بروجردي به قم رفته بود گفت : من يادم هست که ايشان گفتند باب اجتهاد بايد هميشه باز باشد و نبايد هيچ وقت اجتهاد بسته بماند. معناي اين حرف اين است که علم و فرهنگ و دين تغيير مي يابد و بايد قبول کنيم که در دنيا پيشرفتي وجود دارد و اين از اصول مهم تشيع است. ما نمي توانيم به قرن ششم و هفتم باز گرديم. از تکنولوژي بايد استفاده کرد اما ميراث ايران را نبايد فراموش کرد.
    استاد ايران شناسي دانشگاه هاروارد در بخش پاياني سخنانش اظهار داشت : ما امروزه در دوره جنگهاي مذهبي هستيم. پنجاه سال پيش در شهر کراچي مشکل بين هندوها و مسلمانان بود اما امروز بين سني و شيعه جنگ هست و يکديگر را مي کشند و پاکستان و افغانستان تبديل به وضعيت جنگ مذهبي شده است. امروزه جنگ براي دين است و اوج آن را در فلسطين مي بينيم. البته ايران خوشبختانه يک جزيره اي است که جنگ ديني در آن وجود ندارد.

    صوفیای نامرد نزدیک بود مردمو به کشتن بدن

    ما و صوفیا

    این یه گزارش واقعی است که خودم بودم

    الان که دارم می نویسم

    سیر گاز اشک آور خوردم

    قضیه اینه که الان پلیس با صوفیا تو قم درگیرن

    اینم به خاطر اینه که خانقاه اونا رو

    بنا به فرمایش حضرت آیت الله مکارم شیرازی بستن

    بعد اونا هم به تحصن تو خیابون کنار حرم حضرت معصومه (علیها السلام) کردن

    و الان یه دو روزی هست که اینجا

    به خاطر تجمع و راهبندون پلیس اومد که اونا رو جمع کنه

     که این در گیری از ظهر تا الان ادامه داره

    مردم هم رفته بودن تماشا

    صوفیا که حدودا ۵۰ یا ۶۰ نفرشون بودن که رفتن بالا پشت بوم

    یکی از مطبای دکتر و تمام وسایلشو ریختن بیرون

    تمام شیشه های اطراف رو هم شکستن

    مردم شعار می دادن :

    صوفیه بی حیا

    اسم علی را نیار

    پلیس هم تونست یکی از پشت بوم ها رو بگیره

    بعد برای اینکه پراکنده شن و متفرقشون کنن

    گاز اشک آور زدن

    اونا هم نامردی نکردن انداختن تو سر مردم

    یعنی کنار من حدود ۲ یا ۳ متری خورد زمین

    کور شدیم خفه شدیم همه در می رفتن نزدیک بود زیر دست و پا له شیم یه وضعی بود

    واقعا اینا که دم از انسانیت می زنن اگه چنتا آدم این وسط خفه می شدن چی می گفتن

    واقعا حقشه به خاطر اینکه مردم یه شعار دادن تازه بعضی هم ندادن و ازشون دفاع می کردن

    طرفشون گاز اشک آور رو پرت کنن می دونینمن که از این همه ادعا بدم اومد

    راستی بگم مردم زیادی هم به خاطر کنجکاوی از دختر و زن و مرد و پیر اونجا وایساده بودن

    و یکی مثل من خودمون با اینکه حدس می زدیم حتی کشته هم شیم جلو رفتیم

    چون می گفتن سر دمداراشون کلت دارن

    اولين و عاليترين درس حادثه كربلا اين است كه اسلام با ترور و تروريسم مخالف است

    آيت‌الله يوسف صانعي، از مراجع عظام تقليد قم گفت: اولين و عاليترين درس حادثه كربلا اين است كه اسلام با ترور و تروريسم مخالف است و همه ما وظيفه داريم كه اين مطلب را به گوش جهانيان برسانيم.

    به گزارش ايرنا، وي در پايان درس خارج خود به مناسبت ماه محرم با تاكيد براينكه اسلام دين آسايش و سهولت است، خاطرنشان كرد: متاسفانه امروز دنياي اسلام گرفتار افراد متحجري است كه به نام اسلام ترور مي‌كنند.

    وي گفت: اين افراد مردم را زير شكنجه و فشار قرار مي‌دهند و مراكز را منفجر مي‌كنند تا مردم را وادار به سكوت كنند.

    وي از همه مبلغان، سخنوران وروزنامه نگاران خواست كه دردفاع از مظلوميت اسلام اولين و عاليترين درس حادثه كربلا را مبتني بر اين‌كه اسلام با ترور، خشونت و تروريسم مخالف است، به گوش جهانيان برسانند.

    آيت‌الله صانعي بااشاره به حادثه كربلا وبيان ماجراي طرح ترور «عبيدالله بن زياد» توسط برخي از نزديكان «مسلم بن عقيل» سفير امام حسين (ع) در كوفه و مخالفت ايشان با اين اقدام تروريستي، گفت: به رغم اين‌كه همه چيز براي ترور عبيدالله ابن زياد فراهم بود اما مسلم ابن عقيل از اين كار امتناع كرد.

    اين مرجع تقليد گفت: وقتي علت سرباز زدن مسلم را از ترور عبيدالله ابن زياد پرسيدند، ايشان پاسخ داد: «الايمان قيد الفتك» (ايمان جلوگيري‌كننده از ترور است).

    آيت‌الله صانعي از متحجرين ، واپس گرايان و كساني كه مردم را بي‌ارزش تلقي مي‌كنند و كساني كه به نام اسلام دست به ترور مي‌زنيد و افرادي كه اسلام را دين خشونت مي‌دانندخواست تا قدري در اين عمل مسلم ابن عقيل تامل كنند.

    وي در بخش ديگري از سخنان خود به مبلغان توصيه كرد كه هدف از قيام امام حسين (ع) را به خوبي براي مردم بيان كنند.

    آيت‌الله صانعي اظهار داشت: امر به معروف و نهي از منكري كه به عنوان فلسفه قيام امام حسين (ع) ذكر شده است معنايش اين نيست كه ايشان مي‌خواست مردم را مجبور كند تا به معروف عمل كنند.

    اين مرجع تقليد خاطرنشان كرد: هدف امام حسين (ع) ازامر به معروف و نهي از منكر مقطعي نبود، بلكه هدف اساسي ايشان بوجود آوردن فرهنگ معروف از نظر علمي و عملي بود يعني جامعه را طوري بسازند كه خود به خود معروف را انجام دهند.

    وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به ‌اين‌كه در جامعه بشري هر انساني براي خود ركني است و داراي احترام و منزلت مي‌باشد، گفت: سرنوشت بشر در اعمال حاكميت و حكومت قانون در دوران غيبت دست خود مردم است.

    وي اين سخنان را كه مردم در اسلام سياهي لشكرند ، اشتباه دانست و گفت: اين سخنان مردم چه بيايند يا نيايند فايده‌اي ندارد يا اين سخن كه ما به مردم كاري نداريم ومردم در زمان غيبت مجبورند كه بيايند، سخن اشتباهي است.

    آيت‌الله صانعي خاطرنشان كرد: عزاداري ابي عبدالله معنايش اين است كه به ظالم احترام نگذاريم و از ظلم و ظالم تبري بجوييم واو را در جامعه بايكوت كنيم.

    وي ياد آور شد: ظالم هر كسي كه مي‌خواهد باشد و يا هر كجا كه باشد وظيفه ما به عنوان عاشقان ابي عبدالله حسين (ع) تبري جستن از اوست.

    عذرخواهی دیرهنگام CNN

    امان پور در سی.ان.ان

    شبکه خبری آمریکایی سی.‌ان.‌ان که در بازتاب مصاحبه مطبوعاتی داخلی و خارجی روز شنبه دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران واژه تسلیحات هسته‌ ای را به جای انرژی هسته ‌ای به کار برده بود، پس از یک روز مجبور به عذرخواهی شد.
    به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه اینترنتی شبکه خبری سی.‌ان.‌ان، این اقدام را ناشی از اشتباه در ترجمه اظهارات دکتر احمدی نژاد عنوان کرد و از این اشتباه عذرخواهی نمود.

    این درحالی است که این شبکه خبری این برداشت اشتباه خود را بارها از تلویزیون و پایگاه اینترنتی خود پخش کرده است.

    ازسوی دیگر نکته حائز اهمیت این است که این به اصطلاح اشتباه خبری درحالی صورت گرفت که کریستین امانپور خبرنگار ایرانی الاصل آمریکایی روز شنبه درمیان خبرنگاران حاضر در کنفرانس مطبوعاتی احمدی نژاد حضور داشت و در عین حال وی به زبان فارسی تسلط کامل دارد.

    رئیس جمهوری در این کنفرانس مطبوعاتی تاکید کرد: استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای حق ملت ماست و جزو قوانین است. ما هم در چارچوب مقررات حرکت می‏کنیم. ملتی هستیم که بیشترین پایبندی را داشتیم و هیچ سند و دلیلی دال بر تخلف ما گزارش نشده است.

    وی افزود: ما علاقه نداریم که فضای جهانی متشنج شود، ما علاقه نداریم گفتگوهای بی مورد در فضای دنیا وارد شود و فضا را آلوده بکند، تا امروز از یک منطق بسیار روشن تبعیت کردیم. این حق ماست که در چارچوب آژانس حرکت می‏کنیم. امروز هم مشغول کار تحقیقات هستیم، اما این را هم عرض بکنم طبیعی است که ملت ما هیچ تهدیدی را نمی‏پذیرد. حق قطعی ملت ایران استفاده از فناوری صلح آمیز هسته ای است که این را به دست خواهد آورد.
    احمدی نژاد خاطرنشان کرد: ما بارها اعلام کرده ایم ملت ایران نیاز به سلاح هسته ای ندارد، ما یک ملت فرهنگی و یک ملت متمدن و تاریخی هستیم ملتی که فرهنگ و منطق و تمدن دارد نیاز به سلاح هسته ای ندارد. سلاح هسته ای را کسانی می‏خواهند که همه معادلات را با زور بازو و گردن کلفتی حل می‏کنند، ملت ما یک منطق بسیار روشن در همه عرصه‌ها‌ی بین المللی دارد و باورش این است که در یک فضای آرام و صلح آمیز مسائل خود را دنبال کند. منطق ملت ایران یک منطق قوی، بسیار روشن و منطبق بر فطرت انسان‌هاست

    آن‌ها كه ما را تهديد مي‌كنند، مطمئنا بيشتر به ما نياز دارند

    محمود احمدي نژاد در مصاحبه مطبوعاتي مهم امروز خود تاكيد كرد، آنان كه اكنون ما را تهديد مي‌كنند، مطمئنا به ما بيشتر نياز دارند.

    رييس‌جمهور ايران در پاسخ خبرنگار يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني ژاپن كه پرسيد ، اگر پرونده‌ ايران به شوراي امنيت برود ايران از معاهده NPT خارج مي‌شود؟ گفت: ما در چارچوب NPT عمل و از حق خود نيز دفاع مي‌كنيم و اگر قرار باشد كه حق ما ضايع شود، ايران بر اساس راهكارهاي مختلفي احقاق حق خواهد كرد كه البته اين راه‌ها كم‌هزينه خواهد بود.
    رييس‌جمهور ادامه داد: كشورهايي كه اكنون ما را تهديد مي‌كنند مطمئنا به ما بيشتر نياز دارند. يعني نياز آنها به ما بيشتر از نياز ما به آنهاست. پس چرا قيافه‌ قدرتمندانه مي‌گيريد؟ من به شما توصيه مي‌كنم كه ملت ايران و انقلاب ايران را بشناسيد. ممكن است زماني برسد كه شما پشيمان شويد و ديگر پشيماني سودي ندارد.


    رييس‌جمهور ادامه داد: كساني كه خودشان سلاح هسته‌يي دارند مدعي مبارزه با سلاح هسته‌يي شده‌اند و با وجود اين‌كه بازرسي‌هاي بي‌سابقه‌اي از تاسيسات هسته‌يي ايران انجام داده‌اند و كوچك‌ترين دليلي مبني بر فعاليت غيرصلح‌آميز هسته‌يي ايران پيدا نكرده‌اند اما باز هم به صراحت اعلام مي‌كنند كه مخالف تحقيقات هسته‌يي در ايران هستند. آن‌ها مي‌خواهند انرژي هسته‌يي در انحصار خودشان باشد و آن را به قيمت گزاف به ملت‌ها بفروشند.
    وي با بيان اين‌كه ملت ايران با وجود منطق، تمدن و فرهنگ از سلاح هسته‌يي بي‌نياز است، گفت: آن‌هايي كه مي‌خواهند با زور حاكميت كنند به سلاح هسته‌يي محتاجند.
    احمدي‌نژاد گفت: كساني كه امروز مدعي شده‌اند، 30 سال قبل همه‌ امكانات را در اختيار رژيم سابق قرار مي‌دادند اما به محض اين‌كه ملت ايران قيام كرد، از همان روز اول در مقابل ملت ما ايستادند و دشمنان ما را در جنگ تجهيز كردند. اما ملت ما هيچ‌گاه اصول اخلاقي خود را زير پا نگذاشته است و به حاكميت معنويت در مناسبات جهاني پايبند است.
    وي تحقيقات را لازمه‌ رشد و پويايي يك ملت دانست و گفت: تعليق غني‌سازي اورانيوم از سوي ما داوطلبانه بود اما اكنون به ما مي‌گويند كه تعليق بايد دائم باشد. آن‌ها به ما مي‌گويند اعتمادسازي كنيد، اما پاسخ ما اين است كه دو سال و نيم دولت ايران از موضع رحمت و رأفت تلاش كرد اعتمادسازي كند و امروز وقت آن رسيده كه كشورهاي غربي اعتمادسازي كنند. ما به صداقت آن‌ها اعتماد نداريم. آن‌ها به چه حقي با آغاز تحقيقات هسته‌يي مخالفت مي‌كنند؟

    وي خطاب به كشورهاي غربي گفت: چرا آژانس را وادار مي‌كنيد كه وارد كارهاي سياسي شود؟ چرا شوراي امنيت را بازيچه‌ سياسي خود قرار داده‌ايد؟ شوراي امنيت متعلق به همه‌ ملت‌هاست، نه چند كشور خاص. سياست يكجانبه‌گرايي امنيت بين‌المللي را به خطر مي‌اندازد.
    احمدي‌نژاد گفت: امروز به عنوان خادم ملت ايران ريشه‌هاي تنش، ناامني و تروريسم را بهتر از گذشته درك مي‌كنم. چند كشور كه براي خود حقي بيشتر از ديگران قائل هستند مي‌خواهند قرن 21 را اداره كنند.
    رييس‌جمهور در پاسخ به سوال خبرنگار شبكه العربيه مبني بر اظهارات اخير بوش در مورد ارجاع پرونده‌ ايران به شوراي امنيت و تعليق غني‌سازي اورانيوم گفت: ما در چارچوب مقررات آژانس و معاهده‌ي منع گسترش سلاح هسته‌يي تعهداتمان را دنبال مي‌كنيم و به لحاظ اعتقادي با انباشت سلاح هسته‌يي مخالفيم. انرژي هسته‌يي ده‌ها كاربرد مفيد دارد و ما به دنبال استفاده‌ صلح‌آميز از آن هستيم. كساني كه مدعي صلح و آرامش هستند بايد اول خود را خلع سلاح كنند و به قوانين پايبند باشند.

    در ادامه مصاحبه‌ مطبوعاتي روزشنبه رييس‌جمهور با خبرنگاران خارجي و داخلي احمدي نژاد در پاسخ به سوال رويترز مبني بر اينكه آيا در صورت ارجاع پرونده‌ ايران به شوراي امنيت، ايران از طريق كاهش صادرات نفت اين اقدام را پاسخ خواهد داد يا خير گفت: ما ابزار لازم براي دفاع از خود را در اختيار داريم. كساني كه با ادبيات خشن با ملت ايران گفت‌وگو مي‌كنند، نيازشان به اين ملت بيشتر است.
    وي همچنين درباره رابطه ايران با روسيه نيز گفت: با روسيه ارتباط خوب و رو به گسترشي داريم.

    دوازدهم تير سالگرد سقوط هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران توسط ناوگان امريكايي

     

     

    دوازدهم تير سالگرد سقوط هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران توسط ناوگان امريكايي


    در دوازدهم تيرماه 1367 شمسي برابر با سوم ژوئيه 1988 ميلادي، هواپيماي مسافري ايرباس ايران که از بندرعباس عازم دُبي بود، بر فراز آب هاي خليج فارس و در نزديکي جزيره "هنگام" مورد هجوم يگان هاي دريايي متجاوز آمريکايي مستقر در آب هاي خليج فارس قرار گرفت و سقوط کرد.

    اين هواپيما که با موشک ناو جنگي وينسنس مورد حمله عمدي نيروهاي تجاوزگر و جنايت پيشه شيطان بزرگ قرار گرفت حامل 398 مسافر و خدمه بود که تمامي آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع اين جنايت فجيع به شهادت رسيدند.

    در ميان سرنشينان هواپيما، 66 کودک زير 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهاي خارجي نيز بودند که کشته شدند. ساقط کردن هواپيماي مسافربري ايران از سوي جنايتکاران آمريکايي، در حقيقت يکي ديگر از مراحل رويارويي استکبار جهاني با جمهوري اسلامي ايران براي تقويت متجاوزان عراقي در جبهه هاي جنگ و به زانو در آوردن مسؤولان نظام جمهوري اسلامي ايران بود.

    پس از سقوط اين هواپيما، مقامات آمريکايي براي توجيه اين جنايت نابخشودني، دلايل ضد و نقيضي عنوان کردند و کوشيدند اين اقدام خصمانه را يک اشتباه قلمداد کنند. اما با توجه به مجهز بودن کشتي جنگي وينسنس به پيشرفته ترين سيستم هاي راداري و رايانه اي و هم چنين مشخص بودن نوع هواپيماي در حال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و اين اقدام، کاملاً خصمانه بوده است.

    با اين حال مقام هاي آمريکايي پس از چندي، در توهيني آشکار به ملت ايران، مدال شجاعت بر گردن ناخداي اين ناو انداختند و بدين سان حمايت رسمي خود را از اين جنايت اعلام نمودند. به هر تقدير، اين جنايت نيز در کنار جنايات بي شمار دولت آمريکا، در پرونده سياه استکبار جهاني ثبت شد و لکه ننگ ديگري بر تارک آن جنايت پيشگان نقش بست. 

     

    شرح حادثه:

    يك سال پس از تجاوز رژيم عراق عليه ايران در سال 1360 حمله به كشتيهاي تجاري در خليج فارس شروع شد و با اعلام مين گذاري سواحل بندر امام خميني (ره) و حمله به دو كشتي تجاري در تاريخ 31 دي ماه 1360 امنيت خليج فارس به وسيله عراق مختل شد و پس از آنكه فرانسه هواپيماهاي سوپر استاندارد و موشكهاي اگزوسه را به عراق تحويل داد، ابعاد اين حملات افزايش يافت. در برابر اين حملات كه عراق به صراحت مسئوليت آن را بر عهده مي گرفت، شوراي امنيت عكس العمل مناسبي نشان نداد ولي در قبال انتساب به دور از واقعيت چند حمله، به ايران و شكايت شوراي همكاري خليج فارس، شوراي امنيت در 11 خرداد 1363 مطابق با اول ژوئن 1984 ميلادي مبادرت به صدور قطعنامه 533 كرد و در آن خواستار توقف اين حملات شد.

     

    از آغاز جنگ تا 10 ژوئيه 1984 ميلادي، 113 كشتي در خليج فارس مورد حمله موشكي قرار گرفت. جمهوري اسلامي ايران در ژانويه 1985 ميلادي به دبير كل وقت سازمان ملل اعلام كرد كه از هر گونه اقدامي براي تامين آزادي و امنيت كشتيراني در خليج فارس حمايت و استقبال خواهد كرد، اما حملات به كشتيها ادامه يافت. تا تيرماه 1366 حدود 5/8 ميليون تن كالا از محموله هاي كشتيها در خليج فارس به زير آب رفت. 41 كشتي كاملا نابود شدند و به 34 تن محموله كالا آسيب وارد شد و بيش از 300 تن از ملوانان كشورهاي گوناگون به قتل رسيدند و به همين تعداد نيز مجروج شدند.

    بدين ترتيب عراق در هدف خود مبني بر بين المللي كردن جنگ خليج فارس تا اندازه زيادي موفق شد و قدرتهاي غربي و در راس آنها آمريكا حضور گسترده و تهديدآميزي در خليج فارس يافتند و سرانجام كشتي هاي نفت كش كويتي با پرچم آمريكا در خليج فارس حركت كردند و اسكورت نظامي نفتكشها و كشتي هاي تجاري مورد نظر آمريكا در خليج فارس آغاز شد. در 31 سپتامبر كشتي ايراني مورد حمله نيروهاي نظامي آمريكا قرار گرفت. همچنين حملات نظامي آمريكا به سكوهاي نفتي ايران دخالت آشكار آن دولت در منطقه به نفع عراق و عليه جمهوري اسلامي ايران را به وضوح نشان داد.

    يكي از نتايج شوم تشنج آفريني وسيع رژيم عراق و دامن زدن ايالات متحده به ناامني درخليج فارس حمله به هواپيما مسافربري جمهوري اسلامي ايران بود. در مورخه 13 تير 1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988 ميلادي هواپيماي مسافربري كه بر فراز آبهاي سرزمين ايران و در آبهاي حوالي جزيره «هنگام» حركت مي كرد به وسيله دو موشك از ناو امريكايي ونيسنس كه خود به آبهاي سرزميني ايران تجاوز كرده و در آن مستقر بود مورد اصابت قرار گرفت. همه مسافران و خدمه هواپيما با وضع اسفناكي به شهادت رسيدند.

    متعاقب اين تجاوز آشكار جمهوري اسلامي ايران در روز 14 تير 1367 طي نامه اي به رئيس شوراي امنيت خواستار تشكيل جلسه فوري شورا براي رسيدگي به موضوع شد.

    35 تير 1367 مطابق با 16 ژوئيه 1988 ميلادي شورا تشكيل جلسه داد. از سوي جمهوري اسلامي ايران دكتر ولايتي وزير امور خارجه وقت ايران و از جانب امريكا جرج بوش معاون وقت رئيس جمهوري در جلسه حضور داشتند. وزير خارجه جمهوري اسلامي ايران در فرازي از سخنان خود عنوان كرد:

    حضور نظامي آمريكا در خليج فارس تنها منادي مرگ و بي قانوني و شرارت بوده و جز ناامني چيزي به ارمغان نياورده است. عمل جنايتكارانه آمريكا در حمله به هواپيماي كشوري به هيچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجيه نيست.

     

    قطعنامه 616 شوراي امنيت (1988)
    شوراي امنيت پس ازاستماع سخنان دكتر ولايتي و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاريخ 30 ژوئيه 1988 ( 39/4/1367) طرح قطعنامه اي پيشنهادي را تصويب كرد. متن قطعنامه به شرح زير است:
    "شوراي امنيت، با بررسي نامه مورخه 5 ژوئيه 1988 جانشين نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران خطاب به رئيس شوراي امنيت و با استماع بيانات نماينده جمهوري اسلامي ايران،
    ( وزير امور خارجه وقت " علي اكبر ولايتي" ) و سخنان نماينده ايالات متحده آمريكا ( معاون رئيس جمهوري جرج بوش ) ، با ابراز تاسف عميق از اين كه يك هواپيماي غيرنظامي " ايران اير" در پرواز برنامه ريزي شده بين المللي 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسيله موشك شليك شده از ناو جنگي ايالات متحده آمريكا ( وينسنس) منهدم گرديده است بر ضرورت تبيين حقايق سانحه توسط بازرسي بي طرفانه درمنطقه خليج [ فارس]  تاکيد داشته و اظهارات خود را به شرح زير اعلام نمود:

    1- تأسف عميق خود را از ساقط ساختن هواپيماي غيرنظامي ايران به وسيله موشكي كه از يك ناو جنگي آمريكا شليك شده و تسليت عميق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگيز جان انسانهاي بي گناه ابراز مي دارد.
    2- همدردي صميمانه خود را به خانواده هاي قربانيان سانحه غم انگيز و دولت ها و كشورهاي آنان اعلام مي دارد.

    3- از تصميم سازمان بين المللي هواپيمايي كشوري در پاسخ به درخواست جمهوري اسلامي ايران مبني بر ايجاد گروه تحقيق براي بررسي تمام حقايق موجود همچنين از اعلام ايالات متحده آمريكا و جمهوري اسلامي ايران مبني بر تصميمشان براي همكاري با بر
    ر
    سي سازمان هواپيمايي كشوري استقبال مي كند.

    4- از تمامي اعضاي كنوانسيون 1944 شيكاگو، درخواست مي كند كه در همه شرايط، مقررات و رويه هاي سلامت هوانوردي كشوري به ويژه ضمائم آن كنوانسيون به منظور جلوگيري از چنين پيشامدهايي را دقيقاً مراعات نمايند.

    5- لزوم اجراي فوري و كامل قطعنامه 598(1987)، شورا را به عنوان تنها مبناي حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار
    ، منازعه ميان ايران و عراق ابراز و پشتيباني خود را از دبير كل براي اجراي اين قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همكاري با دبير كل براي تسريع در اجراي طرح اجرايي او مي نمايد."
     

    جمهوري اسلامي ايران علاوه بر  شوراي امنيت و شوراي ايكائو، شكايت خود را در ديوان بين المللي دادگستري لاهه نيز مطرح كرد. عنصر تخصصي سازمان ملل متحد يعني ايكائو (سازمان هواپيمايي كشوري بين المللي) نيز از مسائل سياسي به دور نمانده و به جاي بررسي فني و ارائه طريق به شوراي امنيت به ابراز تاسف و تسليت به بازماندگان سانحه پرداخت.


    روحشان شاد و يادشان گرامي.