اظهارات یک شاهد عینی تراژدی کشتار شیعیان 'چلاس'

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، علی رضا نوجوان پاکستانی و شاهد عینی تراژدی کشتار شیعیان که توانسته از این حادثه جان سالم به در ببرد، با غیر قابل وصف خواندن این جنایت، مشاهدات خود را این گونه بیان کرد: « صدها نفر همچون درندگان، شیعیان را کشتند و اجساد آنان را به گونه‌ای مورد ضرب و شتم قرار دادند که قابل شناسایی نباشد.»
وی با تشریح این حادثه تاسف برانگیز که در یکی از جاده های کوهستانی منطقه چلاس پاکستان رخ داده است گفت: « شیعیان را به جرم شیعه بودن و عشق و محبت به اهل بیت پیامبر(ص) می‌کشتند.»


علی رضا ادامه داد: « کسی که چوب داشت با چوب می‌زد، کسی که کارد داشت با کارد می‌زد، کسی که سلاح داشت با آن تیراندازی می‌کرد و آن کسی که هیچ چیزی نداشت با سنگ سرهای مظلومان را می‌شکست در حالی که قربانیان داد و فریاد می زدند. برادر در حضور خواهر شهید می‌شد، شوهر در حضور همسرش کشته می‌شد و پسر در حضور پدر جان می‌داد چه منظره‌ای بود، انسانیت را شرمنده کردند.»

این شاهد عینی ادعا کرد که شمار شهدای فاجعه چلاس بیش از 50 نفر است در حالی که رسانه‌های پاکستانی تلفات این حادثه را تنها 16 تن اعلام کرده‌اند. او در این رابطه گفت: « چند ظالم اجساد شهدا را به رودخانه "سند" ‌کشیدند و آنها را از بالای کوه به عمق رودخانه پرتاب کردند. بسیاری از شهدا را به رودخانه انداختند.»

به دنبال این کشتار بی رحمانه، شیعیان پاکستان دست به یک تحصن مسالمت آمیز زدند ولی برخی از عوامل گروهک سپاه صحابه دیروز، 21 فروردین ماه، به محل تحصن شیعیان آمدند و در مقابل شیعیان متحصن دست به تظاهرات زده و به نمادهای شیعیان حمله کردند.
ورود عوامل گروهک سپاه صحابه بعد از آن انجام گرفت که با تحصن شیعیان پاکستانی در اعتراض به ترورهایی که از سوی عوامل گروهک تروریستی سپاه صحابه انجام شد، برای20 تن از اعضای این گروهک از جمله سرکرده‏های آنان پرونده تشکیل داده شد.


"علامه امین شهیدی" درباره حضور برخی از عوامل گروهک تروریستی سپاه صحابه در محل تحصن شیعیان تصریح کرد: «ما دنبال درگیری نیستیم ولی بی‌عزت هم نیستیم، چنانچه به ما حمله شود دفاع خواهیم کرد.»


شیعیان پاکستان مورد بی رحمانه ترین حملات قرار گرفتند

علامه جعفری که در تحصن شیعیان پاکستان به مناسبت فاجعه "چلاس" در مقابل پارلمان این کشور با خبرنگاران گفت ‌وگو می‌کرد، گفت: « تا وقتی که اجساد همه شهدا تحویل بازماندگان نشده و حکومت نظامی در گلگیت پایان داده نشود و اقدامی محکم و پایدار برای برقراری صلح و امنیت در ایالت گلگیت و بلتستان صورت نگرفته و ریشه تروریسم خشکانده نشود، تظاهرات و تحصن را ادامه خواهیم داد.»


وی همچنین در دیدار با شخصیت‌های مختلف مذهبی و سیاسی و فرهنگی که به منظور ابراز همدردی و اعلام حمایت از خواسته بازماندگان شهدای چلاس به محل تحصن آمده بودند، گفت: « در فاجعه چلاس، تروریست‌ها مسافران شیعه را از اتوبوس‌ها پیاده کرده و تیرباران کرده و سر و صورت اجساد را با ضربات اجسام سنگین متلاشی کردند، سپس بر روی آنان اسید ریختند و اجساد را سوزاندند.»


این رهبر شیعیان پاکستان با طرح این پرسش که آیا اهانت به انسانیت بیشتر از این ممکن است؟ گفت: « تروریست‌های چلاس ظلم و استبداد تاریخی را رقم زدند و همچون حیوانات درنده انسان‌های بی‌گناه را کشتند و سوزاندند.»
وی با بیان اینکه حکام و دست اندرکاران دولتی از جنایتکاران حمایت و پشتیبانی می‌کنند و به فریاد مظلومان گوش نمی‌دهند، افزود: « تظاهرات و تحصن ما مسالمت‌آمیز و صلح جویانه است و ما به هیچ وجه دست به کاری نمی‌زنیم که مخالف امنیت کشور باشد.»
این عالم مذهبی و فعال سیاسی پاکستان تصریح کرد: « اگر همه تقاضای ما تا روز سه شنبه آینده برآورده نشود مراسم تظاهرات و تحصن را گسترده‌تر برپا می‌کنیم.»
رهبر مجلس وحدت مسلمین خاطر نشان کرد: « اگر دولت قصد دارد منطقه را از وجود تروریست‌ها پاکسازی کند باید مراکز آموزش نظامی آنان را در چلاس ببندد.»


ماه گذشته تروریست‌ها در منطقه "کوهستان" اتوبوس‌های مسافربری را با زور نگه داشتند و پس از پیاده کردن مسافران، پیروان شیعه را شناسایی کرده و با رگبار گلوله آنان را به شهادت رساندند.
به دنبال ناآرامی‌های اخیر در ایالت گلگیت و بلتستان پاکستان، تاکنون بیش از 60 تن از شیعیان در این منطقه به شهادت رسیده‌اند و در حال حاضر ارتباط این منطقه با سایر نقاط کشور قطع شده است

کشتار وحشیانه 21 راننده شیعه در عراق و سوزاندن پیکر آنان

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، گروه های تروریستی مسلح، بیست و یک راننده شیعی را در منطقه "نباعی" واقع در غرب استان "صلاح الدین" عراق کشته و در اقدامی وحشیانه جسد آنان را در آتش سوزاندند.
بر اساس این گزارش، این قربانیان راننده کامیون‎های مخصوص حمل مواد ساختمانی و از اهالی مناطق مختلف عراق از جمله دیوانیه و استان های جنوبی و مرکزی عراق به شمار می روند.
"ثامر حمیداوی" از مسئولین استان دیوانیه عراق، پس از برگزاری جلسه فوری در استانداری دیوانیه در مورد این فاجعه، عناصر گروهک مسلح موسوم به "الصحوه" را مسئول این فاجعه دانست.
وی خاطر نشان کرد: « این فاجعه وحشیانه پس از آن صورت گرفت که برخی از رانندگان در مقابل باج خواهی این گروهک مبنی بر پرداخت مبلغ زیادی پول برای ورود به معادن شن و ماسه مقاومت کرده و موضوع را به گشتی های پلیس گزارش داده بودند که در پی آن تصمیم بر اخراج گروهک "صحوه" از این منطقه گرفته شده بود.
در همین راستا «حجت الاسلام عبدالمهدی کربلائی» نماینده آیت‌الله العظمی سیستانی در کربلا، در خطبه‌های نماز جمعه این شهر با تأیید این خبر، این حادثه تروریستی را محکوم کرد.

وی با اشاره به این‌که برخی طرف‌های خارجی و داخلی برای باقی ماندن عراق در وضعیت ناامنی و خشونت تلاش می‌کنند، تاکید کرد: « این جنایت با اهداف سیاسی صورت گرفته است.»
نماینده‌ آیت الله سیستانی در ادامه تصریح کرد: « کشتن و سوزاندن21 راننده شیعه در منطقه "نباعی" یک جنایت وحشیانه دارای اهداف سیاسی است و با هدف شعله ور کردن آتش فتنه طائفه ای صورت گرفت.»
وی افزود: « نحوه سوزاندن وحشیانه پیکرهای این افراد به گونه ای بوده تا احساسات شهروندان در مرکز و جنوب بغداد را برای واکنشی مقابله به مثل برانگیزد.»
وی از شخصیت‌های سیاسی عراق خواست تا اختلافات و تفرقه‌ها را کنار گذارند زیرا که شکست در روند سیاسی عراق گریبانگیر همه خواهد شد و موفقیت آن نیز برای همه سودمند خواهد بود.
 

ناگفته‌های شنیدنی از پاراچنار؛ شعبه جمهوری اسلامی ایران در پاکستان

سهیل کریمی، روزنامه نگار و مستندساز ایرانی در دفتر جنبش عدالتخواه دانشجویی به ارائه گزارشی از وضعیت کنونی آرمان‌خواهان پاراچنار پرداخت. آنچه می خوانید خلاصه این جلسه است.

‌‌پاراچنار کجاست؟!
پاراچنار مرکز منطقه‌ی خودمختار کُرام ایجنسی است. این گونه فرض کنید که یک شبهه جزیره در مجاورت افغاستان است که با چهار استان طالبان خیز پکتیا، خوست، ننگرهار و لوگر در آن کشور همسایه بوده و قسمت جنوبی آن هم در پاکستان از یک جهت مجاور ایالت وزیرستان (از مراکز اصلی فعالیت طالبان در پاکستان) و از جهتی دیگر با مناطق ناصبی نشین در ایالت سرحد به مرکزیت پیشاور همسایه است. یک منطقه ی نسبتا خودمختار که مردم خودشان امورات شان را می گذرانند. در جنوب غربی به یک منطقه ی سلفی پرور ختم می شود، جنوب شرقی اش هم که پیشاور است یک منطقه ی طالبان پرور است. تنها جاده مستقیم ارتباطی این منطقه دست ناتو است و آمریکا راه را بسته است.


یک مسیر صعب کوهستانی دارد که با هم‌کاری قوم جاجی (از اقوام سنی مذهب افغانستان) می‌توانند در مواقع بسیار بحرانی از طریق افغانستان با دنیای بیرون ارتباط بگیرند. هر از چندی که مثلا کاروان چندین کامیونی راه می افتد که بیاید این جا در راه طالبان ترتیب کامیون ها را می دهند، مثلا سر راننده ها را می فرستند و… برای هر ۱۰ کاروان تقریبا فقط یکی دو بار رخ می دهد که بتوانند از منطقه رد شوند.

شهر، ادویه، نان محلی، مرغ مینا و اینترنت ۳۰ کیلوبایتی!
در کوی و برزن پیشاور بوی تعفن و فاضلاب می آید، ولی در پاراچنار و مناطق اطرافش این شرایط کاملا متفاوت است. در این شهر بوی ادویه و نان برشته است که شامه‌ها را می‌نوازد. در عموم شهرهای پاکستان شما چشم‌تان به پرنده‌گان بسیار بزرگ شکاری می‌افتد که از خانواده‌ی کرکس‌ها هستند ولی در پاراچنار این مرغ مینا است که بر روی درختان نغمه‌خوانی می‌کند و این برای من خیلی عجیب بود. پاراچنار آب و هوا و میوه های خوبی دارد. به خاطر نبود سوخت مجبورند، مثلا درختان میوه‌ی باغشان را ببرند و بسوزانند یا فضله ی حیوانات را بسوزانند. دولت به این ها برقی داده است که یک لامپ تنگستن صرفا در آن تارش دیده می شود. که تازه این هم در شبانه روز فقط ده، دوازده ساعت است. البته این قدر هست که بشود موبایل و… را شارژ کرد. دولت البته تلفن هم به منطقه داده برای این که کنترل شان کند. یک پادگان ارتش هم هست که نمایشی است. دو سه پمپ گاز و پمپ بنزین هم در منطقه وجود دارد. ماشین هم عمدتا تویوتای استیشن است که قاچاقی از افغانستان آورده اند و لذا هیچ کدام پلاک ندارد. آخرین آسفالت منطقه هم مال سی و چند سال پیش است. اینترنت هم در حد سی کیلوبایت که سایت‌ها را به سختی باز می کند در شهر پاراچنار موجود است ولی در مناطق دیگر از این خبرها نیست. با وجود محاصره ی عجیب این مردم دسترنج شان برکت عجیبی دارد. در هر خانه که بروید سفره رنگین پهن می کنند. مردم آنجا انگلیسی را به راحتی صحبت می‌کنند.

در تشییع جنازه های شان لباس بسیجی می پوشند و سربند یازهرا می بندند
اصلا زمانی نیست که صدای خمپاره و انفجار آن جا شنیده نشود. بیش از ۱۳۰۰ نفر در سه سال گذشته در مناطق گوناگون کُرام ایجنسی شهید شده اند. و در سه چهار سال اخیر به خاطر بیماری و نبودن درمانگاه و… ۱۵۰۰ نفر زن و کودک از بین رفته اند. در هر کوچه دو سه شهید را به صورت پراکنده دفن کرده اند. بر سر مزار شهدا هم یا پرچم جمهوری اسلامی نصب است، یا پرچم قرمز رنگ یا حسین. در کم‌تر مغازه‌ای که عکس امام و آقا نباشد. عموما ولایتمدار و علاقه مند به جمهوری اسلامی هستند. یک عده آن جا هستند که مدام در مورد مسائل داخل ایران درباره پاراچنار سمپاشی می کنند. اما عموم مردم شدیدا به ولایت فقیه و حضرت آقا اعتقاد دارند. مردم آن جا می گویند ما ۴۰۰، ۵۰۰ سال است این جاییم اما حاضریم ما را ببرند ایران، اهل سنت ایران را بیاورند این جا که دعوا خاتمه پیدا کند. ما چیز زیادی هم نمی خواهیم حاضریم کارگری کنیم.

در پاکستان بزرگ ترین افتخار، کار در سعودی است، در پاراچنار اکثرا ۶، ۷ ماه سابقه ی کار در ایران دارند، همه هم می گویند که مثلا ۹ ماه کار کردیم در مترو یا فلان شرکت پول ما را ندادند. می گویند حاضریم به جای وهابی ها بیاییم برای شیعیان ایرانی کار کنیم، نصف حقوق افغانی ها را به ما بدهند فقط ما را مهاجر حساب کنند. در تشییع جنازه های شان لباس بسیجی می پوشند و سربند یازهرا می بندند و مثل همین ادای احترام مسئولین و خارجی ها به حرم امام، یک عکس حضرت امام را برداشته و با مراسم خاصی آن قاب عکس را بر سر پیکر شهید می‌گذارند. ما واقعا برای این مردم کاری نکردیم. در لبنان عشق و علاقه نسبت به جمهوری اسلامی هست، ما ده برابر آن برای شان کار کردیم. حالا خود مردم پاراچنار لاپوشانی می کنند و برای عدم کمک ما توجیه می آوردند. عشق شان این است که بگویند این ها ایرانی هستند و به خاطر همین به شهادت برسند. بعضی گروه های صوفی در کراچی و پاراچنار هم زیاد هستند که خیلی از شایعات به آن ها برمی گردد، ولی ربطی به این تیم ولایت مدار مقلد آقا در پاراچنار ندارد.

همه چیز از شهید عارف حسینی نشئت می گیرد
منشأ انقلابی شدن مردم منطقه شهید عارف الحسینی است. این‌ها اکثرا طایفه‌ی طوری یا بنگش هستند و فامیلی ندارند. آقای جنتی که برای قرائت پیام حضرت امام و تشییع پیکر شهید عارف رفته بودند آنجا، بسیاری شان شهرت‌شان را جنتی گذاشته بودند.علامه‌ی شهید، در ابتدای انقلاب و در حمایت از حرکت انقلابی امام رحمة‌الله و به پشتیبانی از انقلاب اسلامی ایران، راه‌پیمایی چند هزار نفری به مسافت دویست کیلومتر از «پاراچنار» تا «پیشاور» را تدارک دید و در پیشاور، ضمن تشکیل یک اجتماع عظیم، به دفاع از انقلاب اسلامی و ره‌بری امام خمینی رحمة‌الله پرداخت که این تجمع عظیم و اجتماع بزرگ مسلمین که در نوع خود در تاریخ پاکستان بی‌نظیر بود، باعث جلب توجه مردم پاکستان به انقلاب اسلامی ایران گردید.

در همان سال‌ها و در جریان کشتار وحشیانه‌ی شیعیان «پاراچنار» توسط نواصب که از جانب حکومت «ضیا‌ء‌الحق» حمایت می‌شدند، شهید الحسینی روز عید فطر آن سال را به عنوان «روز سیاه» اعلام کرد و با یک اشاره‌ی وی، بازار و مغازه‌های شهر تعطیل شد. در ادامه این اعتراضات، شهید عارف حسینی دست‌گیر شد. دست‌گیری این عالم بزرگ‌وار، راه‌پیمایی عظیم‌ شیعیان را در پی داشت که با فریادهای «یا حجت ابن‌الحسن، العجل، العجل» و «کل ارض کربلا، کل یوم عاشورا» به سمت زندان علامه ی شهید راهی شدند و ظرف ۲۲ روز اعتراض بیش از ۴۰۰ نفر از این افراد به خواست خود به زندان افتادند و پس از این مدت، حکومت «ضیاء‌الحق» آزادی مبارزین شیعه را اعلام کرد ولیکن شهید «الحسینی» با آزادی خودش از زندان مخالفت ورزیده و به مأمورین تصریح کرد: «من در زندان برای زندانیان دیگر، سلسله درس‌هایی را شروع کرده‌ام که فعلاً ناتمام است و تا وقتی که این درس‌ها به پایان نرسد از زندان بیرون نخواهم رفت.» لذا شهید پس از اتمام یک دوره‌ی کامل از این دروس، از زندان خارج شد.

در خیابان ها آن جا بیش تر از تبلیغات، عکس امام و آقا نصب شده است. شهید ظاهر حسین شهید همت آن هاست، چند ماه پیش شهید شده است. در خیلی از خانه ها به جز تصاویر حضرت امام و آقا، عکس شهید مطهری، شهید آوینی، شهید رجایی و سید حسن نصرالله بود و در همه‌ی مراسم رسمی و غیر رسمی برای اینان، شهید بهشتی، شهید محمدباقر صدر، شهید سید عباس موسوی و شهید سیدمحمدباقر حکیم دعا می کنند. دقیقا با الگوبرداری از بسیج ما، رده‌های مقاومت سازمان‌دهی شده که همان‌طور بسیجی‌گونه پای‌داری می‌کنند.

علیرغم اخبار رسانه‌های ایران؛ جنگ سر اسلام ناب و اسلام آمریکایی است نه نبرد قبیله‌ای
این تبلیغاتی که در داخل کشور ما می شود که آن جا جنگ قبیله ای است و… همه بی مبناست. آن جا خود مردم با رفتارهای تند برخورد می کنند. اول هر شهر ، یک تابلو زده اند و یک علم بزرگ که رویش نوشته یا حضرت علمدار(مردم آن‌جا بسیار به حضرت عباس علیه‌السلام با عنوان حضرت علم‌دار ارادت دارند) طالبان هم هرجا را که می گیرند اولین چیزی را که به محض ورود تخریب می کنند، همین علم است. در چندین روستا، کل خانواده ها را کشته اند، اسیر شده های شان گفته بودند، تنها بچه‌ی گهواره‌ای مانده بود گفته بودند در رگ‌های این نوزاد هم خون شیعه جریان دارد و بعد سر نیزه را در گلوی‌ش فشرده بودند. یا در روستای دیگر یک دیوانه پیدا کرده بودند، او را هم به این بهانه که در طول عمرش یک بار یا علی گفته پس ریختن خون ش حلال است به شهادت رسانده بودند.

به مناطق که حمله می کنند، اولین جایی که آتش می زنند حسینیه ها هستند. بعد که شیعیان می آیند مناطق خودشان را آزاد کنند، دولتی ها برای دفاع از ناصبیون به شیعیان حمله می کنند. آن وقت حضرات ما در داخل کشور کمکی که نمی‌کنند هیچ، شایعه‌ی جنگ قبیله‌ای هم راه می‌اندازند. شایعاتی که از منطقه می رسد را طالبان در روزنامه های اسلام آباد اعلام می کند. دولت در آن منطقه دخالت ندارد. البته از طالبان حمایت می کند. مردم می گویند دولت پاکستان به تعهد سه جانبه بین مهاجرین، مردم پاراچنار و دولت وفادار بماند.آمریکایی ها مسیر ارتباطی این ها با افغانستان را بسته اند، البته عملیات خود امریکا در منطقه ی جنوب این هاست.

برادری اهالی منطقه و دشمنی نمک ناشناسان
ضیاء الحق روی قضیه ی شیعه و سنی خیلی کار می کرد. شیعیان این منطقه بیش‌تر از دیگر مناطق به جمهوری اسلامی اعتقاد دارند. در سال ۱۹۸۶ ژنرال ضیاءالحق ۱۱ هزار مهاجر افغانی با گرایش سلفی‌گری را مسلح کرد که این جا را بگیرند. در اوایل دهه‌ی ۶۰ شهید عارف حسینی می گفت، مهاجرین افغانی برادر شما هستند، مسجدها را با این ها شریک شده بودند، در باغ های شان چادر زده بودند، اجازه داده بودند بعضا اتاق بسازند و… امکان نماز جماعت خواسته بودند مسجد را دو تکه کرده بودند، . حالا مسجد ضرار مسجد ناصبیون آن جا بود در فیلم هست از آن جا خمپاره و تیربار گذاشته اند ملت را گلوله باران می‌کنند.

سلفی ها مدام علیه امام حسین شعار می دهند و می آیند بیرون. در هفته‌ی وحدت کشتار شیعیان را باز شروع می‌کنند، شیعیان هم که طاقتشان طاق شده بود کل پاراچنار را از سلفیون پاکسازی می کنند. زن و بچه های شان را می گویند بیایید ببریم تان پیشاور تکلیف تان را مشخص کنید. زن و بچه های شان مخالفت می کنند می گویند این کسانی که ما را رها کردند مرد نیستند! بعد با هماهنگی دولت پاکستان آن ها را تحت الحفظ می برند پیشاور. بعد از این قضایا در سال ۲۰۰۷ جنگ در پاراچنار علنی می شود. خود ما در دوران دفاع مقدس کار به جایی رسید که مجبور شدیم شهرهای عراق را بزنیم، آن جا هم همین طور شده، اعلام می کنند، تخلیه کنید بعد می زنند. صلیب سرخ و UN فقط در اسلام آباد حضور دارند.

اسلام آمریکایی شیعی آن جا هم هست
یک شیخ در آن جا هست که در مایه ی منتظری ماست. وقتی بنده آن‌جا بودم ایشان در منطقه‌ی گلگیت بود، تا فهمید من ایرانی به پاراچنار آمده‌ام، تماس گرفت و کلی هم قربان صدقه ی آقا رفت. حالا در مدرسه عکس آقا را برداشته عکس خود را بزرگ جای آن زده است. یک مدرسه دیگر هم هست مدرسه ی امام خامنه ای که رییس‌اش سید عابد حسینی است، روحانی‌ مبارز و متعبدی است که کار فرهنگی می کند و تلاش می کند که در منطقه اختلاف ایجاد نشود. آن آقای پیش‌گفته سال پیش حضور در راه‌پیمایی روز قدس را حرام اعلام کرده بود که مورد اعتراض مردم ولایت‌مدار قرار گرفته بود.

تفکری که دشمن اول را شیعه می داند در دانشگاه تدریس می شود!
آن کسی که در این مناطق سلفی نظامی می شود، طبیعتا جزو طالبان می شود، به خصوص کسانی که در دانشگاه سلفیه اسلام آباد درس خوانده باشند. ریشه ی طالبان به جنگ مجاهدین افغانستان با کمونیست ها بر می گردد. بچه های شهدای مجاهدین را می آوردند پیشاور می بردند تحت آموزش علوم دینی. شد دهه ی۹۰ که چند وقت پیش تا نزدیک افغانستان پیش روی کردند. آن تفکر می گوید باید سلاح دست بگیری باید بیایی سراغ نیروهای غیر وهابی. دشمن اول هم شیعه است، مرحله ی بعد می رود سراغ بعدی ها. کلا عملیات های استشهادی ما را هم زیر سوال بردند در این چند سال دیگر خیلی نتوانستیم عملیات استشهادی کنیم. دانشگاه سلفیه در مجاورت مدرسه ی علمیه آقای خویی است. این قدر علنی و راحت دارند کار می کنند. خود دولت هم خوشش می آید. بزرگ ترین مسجد، مسجد ملک فیصل است، بزرگ ترین بزرگ‌راه اسلام‌آباد هم به نام ملک فیصل است و… عربستان دارد خیلی آشکار کار می کند.

خرمشهر ۴۵ روز مقاومت کرد؛ این ها ۳۱ سال
مهمات مقاومت شان هم اصولا غنیمتی است. هر چه شخصی خریده اند با گلوله و… هیچ آموزش تاکتیکی ندیده اند. اما در هفت ماه گذشته خیلی جاها را پاک سازی کرده اند. آن روزی که داشتینم منطقه را ترک می‌کردیم خبر رسید که در پشت مرزهای افغانستان ۱۶ هزار نفر طالبان را مسلح کرده اند. در منطقه‌ی خیو‌َص که بنده افتخار مواجهه با طالبان را پیدا کردم، دو یا سه شهید بودند که همین اخیرا جنازه های شان را در آورده بودند، جسارت هایی کرده بودند، یکی را کلا سوزانده بودند، آثارش هنوز آن‌جا بود. امکان ندارد جایی جنازه ی شهدا را بیابند جسارت نکنند، با همین وضعیت در این مدت چند شبه مقاومت توانست ۱۱ روستا را آزاد کند و ده‌ها نفر را به هلاکت برساند. انجمن حسینیه زیر نظر همان آخوند درباری‌است. سازمان دانش‌جویان امامیه موسوم به ISO هم زیر نظر سید عابد حسینی هستند و بقیه همه زیر نظر مرکز علمای اسلامی که این‌ها هم ولایت‌مدار هستند، اما مستقل عمل می کنند.

در حاشیه‌ی روستای پیوار شهید عارف حسینی سال ۶۵ یکی از خانه‌های روستای پیوار را نشان داده بود و گفته بود این خانه را محکم نگه دارید. صاحب خانه یک برج سه طبقه بالای خانه اش ساخته که اهالی به نوبت و داوطلبانه شب ها می آیند آن‌جا نگه بانی می دهند. مقاومت خرمشهر با این عظمتش مال ۴۵ روز است ولی این ها ۳۱ سال است دارند مقاومت می کنند. واقعا موضوع خرمشهر جلوی ۳۱ سال مقاومت پاراچنار خیلی کم است. نه این‌که بی‌حرمتی به آن پای‌داری و خون شهدا کرده باشم. منظورم این است که حداقل به همین مقدار هم ما باید به مقاومت پاراچنار ارزش و بها بدهیم.

سید ساجد نقوی و… هیچ کاری نمی کنند. سید عابد حسینی دارد کار می کند. بچه‌های ISO هم خیلی فعال‌ند. کار فرهنگی بیش‌تر از حد توان‌شان دارند انجام می‌دهند. آن جا بچه های امامیه یک تلویزیون کابلی دارند به اسم البلاغ اما تکنولوژی های صوتی و تصویری خیلی درمنطقه هست. در شهر کراچی یک مجموعه دارند به اسم پیام سنتر مثل مهستان خودمان است. منتها فیلم های درست به آن جا نمی رود، خیلی از بازیگر های ما را می شناسند. مشکل اینترنت آن مناطق را خیلی راحت می شود حل کرد. بچه های ISO به همان ۳۰Kb اینترنت امید دارند . در خود پاکستان عجیب فیس بوک بازند.

هیچ خبری از پاراچنار به این جا نمی رسد
اطلاعات آن جا به کشور ما نمی رسد، پاراچنار جای کار کردن زیاد دارد. این مردم خط مقدم دفاع از ما هستند، ما در ارتباط با پاکستان چه چیز را داریم که از دست بدهیم؟ آقا زاده ی عارف حسینی سید علی بعد از چند ماه می آید پاراچنار یک خمپاره جلوی پایش می خورد می آید بقیه الله این جا عملش نمی کنند، گوشت پای زخمی اش می گندد! برمی گردد کراچی بیمارستان اسماعیلیه آن جا می گویند عملش می کنیم. جریان های مردمی دانشجویی می توانند کمک مالی بکنند و از آن مهم تر تبلیغات است. مهم ترین کاری که می شود کرد، همین تبلیغ است، نشست و راهپیمایی و… ما می گوییم این ها فقط حداقل در امنیت زندگی کنند.

ما کل انقلاب را صادر کرده ایم، هیچ چیزش برای خودمان نمانده است
اتفاقی که در ترکیه دارد می افتد خیلی جالب است. چه قدر هم دولت ترکیه دست این ها را باز گذاشته اند. آزادی کامل دینی است. مردم برای شان خیلی چیزها حل شده، مثل بچه بسیجی‌های ما شبی با شهدا گذاشته بودند با عکس شهدای کاروان آزادی و چچن و فلسطین و… بچه های بسیار پاک در استانبول، شیعه های همین جوری دیده می شوند. عجیب انقلاب اسلامی نفوذ کرده بود. در هنگام پخش صدای اذان همه چیز قطع می شود. بفهمند ایرانی هستی هر چه بشود می گویند احمدی نژاد. ما کل انقلاب را صادر کردیم، هیچی اش برای خودمان نمانده است.

حتی صدا و سیمای ما تجمع بزرگ استانبول را پخش نکرد

یک شهید متین در سال ۵۷ راهپیمایی برای انقلاب ایران راه می انداخته، لاییک ها دم در مسجد فاتح بعد از نماز جمعه ترورش می کنند. الآن سرود برایش ساخته اند، با تم سرود به لاله ی در خون خفته. من آن را در فیس بوکم شیرش کرده‌ام. به خصوص ۹ شهید ماوی مرمره به قدری این گفتمان را زنده کرده است که قابل وصف نیست. جالب این جاست در این قضیه هم عده‌ای در ایران گفتند گول این قصه را نخورید. حتی صدا و سیمای ما تجمع بزرگ استانبول را پخش نکرد. ببنید چه قدر آدم آمده پرچم اسراییل و آمریکا را دارد آتش می زند. شهید چتین توپچی اوغلو که تنها شهید شیعه‌ی کشتی ماوی مرمره هم هست اهل آدانا است که پایگاه اینجرلیگ بزرگ ترین پایگاه ناتو نیز در آن است. این‌ خون‌ها ثمره دارد. اثر دارد. در این زمینه دولت ترکیه دارد خوب عمل می کند، در مقابل لاییک ها آدم باید همین جوری برخورد کند. در آن‌جا هم همه‌ی مردم، ایران را دوست دارند، همه تشنه ی انقلاب ایران هستند. وقتی می شنوند شما ایرانی هستی مثل تاج روی سر می گذارند. ما در کانون مستند سازان جهادی با همه‌ی این بچه‌های انقلابی در تماس هستیم. فعلا همین فیس بوک صهیونیستی در این حالت اضطرار به‌ترین وسیله‌ی ارتباطی ما با آرمان‌خواهان ایران، پاکستان و ترکیه است.

پاراچنار فراتر از غزه

To:  Governments of Pakistan, USA, UK, China, Afghanistan, Saudi Arabia, Iran, UNESCO, UN Human Rights Council, UN Security Council, OIC, European Union, Amnesty International, HRCP, Human Rights Watch, ICG


Aim

The aim of this petition is to draw the world's attention to the plight of minority Shia Muslims in Pakistan. Hundreds of Shias have been killed in the last one year alone in various acts of terrorism by the Taliban, Al Qaeda, Sipah-e-Sahaba, and other sectarian and jihadi groups in Pakistan.


Background

Shia population in Pakistan

Islam is the state religion of Pakistan with Sunni Muslims forming the majority of the population (Europa 2008 2008, 3498; US 19 Sept. 2008). According to the United States (US) Department of State's International Religious Freedom Report 2008, the Shia minority is roughly 10 to 20 percent of the population (US 19 Sept. 2008, Sec. 1; see also ibid. 6 Nov. 2008) whereas Sunnis are estimated to be constituting 70 to 85 percent of the population.


The treatment of Shias

According to the US Department of State's Country Reports on Human Rights Practices for 2007, Shia Muslims in Pakistan "faced discrimination and societal violence" (US 11 Mar. 2008, Sec. 5). Country Reports 2007 further states that Shia Muslims "were the targets of religious violence" (ibid. 11 Mar. 2008, Sec. 2.c). The International Religious Freedom Report 2008 indicates that some Sunni Muslim groups have published literature calling for violence against Shia Muslims (US 19 Sept. 2008, Sec. 3). Freedom House states that Shia Muslims (along with Christians and Ahmadis) are targeted by extremist groups in Pakistan (2008). Country Reports 2007 states that the "[p]olice often failed to protect members of religious minorities � particularly ... Shias � from societal attacks" (US 11 Mar. 2008, Sec. 1.d).

Source: UNHCR Report PAK102973.E: The treatment of Shias in Pakistan (2006 - November 2008) http://www.unhcr.org/refworld/publisher,IRBC,,,49913b5e59,0.html


An account of recent Shia killings in Pakistan (from 1 Jan to 20 Feb 2009)

Note: This is only a brief glimpse of systematic and continuous killings of Shia in Pakistan in the last few weeks. For a detailed account of the Shia genocide in the last many years in Pakistan, visit: http://www.shaheedfoundation.org/home.asp

1. On 20 February 2009, a suicide bomber killed at least 32 Shias and injured another 157 who were attending the funeral of an already murdered Shia leader in the southern district of D.I. Khan (Dera Ismail Khan) in the NWFP. Previously on 21 November 2008, 6 Shia were killed and 25 more received severe injuries when a powerful bomb ripped through the funeral procession of a slain Shia leader who was shot the previous night.

2. On 19 February 2009, six Shia were killed in Parachinar when Taliban terrorists opened indiscriminate fire on them at mid-day. They had gone to collect wood from local forest. It may be noted that the Shia are under siege in Parachinar for the past many years. The massacres of hundreds of Shias in Kurram Agency in 2007 and 2008 saw regular trickles of Shias migration. (Over the years, cities like Thal, Hangu and Kohat have developed significant pockets of migrant Shia population. All this area is also the target of the Afghan refugees who have leaked out of the Afghan refugee camps and don�t plan on going home because becoming a part of the Al Qaeda fighting machine is more lucrative. They take the identity of Taliban and do a lot of Shia-killing on the side. An informally named ghetto, Shiagarh, is an obvious target, located just 10 miles from Kohat going to the city of Hangu.)

3. On 19 February 2009, a Shia man, Qurban Ali, was killed and another Sabir sustained injuries when terrorists opened fire on their van in the Gilgit area.

4. On 10 February 2009, Mualana Syed Shabeer Hussain Shah was killed near Qureshi Maur; he was a prayer leader at Masjid-e-Kotla-Qaim Shah in D.I. Khan. He was 45 years old.

5. On 9 February 2009, Sardar Ali Baba, 45, was killed in Peshawar. He was the bread-winner of the family and used to run medicines' business. He is survived by four mourning children.

6. On 5 February 2009, at least 35 Shia were killed and more than 50 injured in a suicide attack on a Shia gathering in D.G. Khan.

7. On 3 February 2009, Syed Iqbal Haider Zaidi was killed when terrorists attacked him near Dabal Road, Quetta. He worked in a Wood factory to earn livelihood.

8. On 2 February 2009, Syed Munawar Kazmi of Shia Dialogue Committee was shot in D.I. Khan.

9. On 27 January 2009, Syed Ather Shah was killed by terrorists on Dial Road outside of his home in D.I. Khan. Syed aged 40 years was the caretaker of Imambargah Faqir Shah Muhallah Totaan Walla. Previously on 18 January, another Shia, Ali Abbas was killed in the same city.

10. On 26 January 2009, Hussain Ali Yousufi president of Hazara Democratic Party was killed in firing by terrorist in today morning at Jinnah Road Quetta. The killing of Shia notables in Quetta, particularly those belonging to Hazara community, has sadly become a frequent occurrence. Some of the killings have been owned by Lashkar-e-Jhangavi, a sister organization of Pakistani Taliban. The number of the Shia community members killed there over the recent years has exceeded 300. Besides religious figures, liberal politicians, businessmen and government officials have been targeted.

11. On 14 January 2009, 3 Shia Police officials named DSP Hassan Ali, Mohammad Baqir and Sifwatullah were killed in Quetta, four were injured. They were going to Police Training Centre Quetta at Saryab Road at 10: 30 AM (PST) when terrorists sprayed fires upon them. All killed and two of injured belong from Shia Community. Four days ago president of Shia Conference was also targeted in Sibi (Baluchistan). On 8th June 2003 12 Shia cadets were also killed on Sariab Road Quetta.

12. On January 2009 in Hangu,17 Shia Muslims were killed and more than 35 injured. Taliban terrorists attacked with heavy weapons on Shia populated areas of Hungo City like; Ali Abad town, Muhallah Ganjanokalay, Muhallah Sangerh and Muhallah Paskaley.

13. On 10 Jan 2009, 4 Shia were killed and another 10 are injured when Taliban attacked the Shia converged for Ashura Procession in Hangu.


In Summary

1. There is an ongoing, systematic killing of Shias in all areas in Pakistan, particularly in Kurram Agency, Kohat, Hangu, D.I. Khan and Quetta, and also in other areas.

2. Taliban have openly claimed responsibility for attacks on Shia gatherings in Pakistan. They are supported by their sister organizations such as Sipah-e-Sahaba Pakistan, Lashkar-e-Jhangavi and other jihadi and sectarian organizations.

3. Looming large over all sectarian violence in Pakistan in recent times are various Taliban/jihadi figures, such as that of Qari Hussain, a militant commander based in South Waziristan, who is also known by the nom de guerre Ustad-i-Fidayeen (teacher of suicide bombers). Qari Hussain is believed to be a recruiter and trainer of suicide bombers and has infused his ideology with a virulent stream of anti-Shia sectarianism. This is an approach similar to the one adopted by Abu Musab Al Zarqawi in Iraq.

4. Since the ISI is involved in promoting and protecting jihadi outfits such as Taliban, Lashkar-e-Taiba, and other jihadi and sectarian organization, the ISI's willingness to curb and eliminate acts of sectarian terror is seriously compromised or is doubtful.

5. The government's failure to track down the culprits has emboldened the perpetrators to kill with impunity. The situation has understandably enraged Shias in Pakistan. The Shia community is exasperated with the government's inability to perform one of its basic functions, that of ensuring that the lives of the people are protected. They are tired of hearing trite repetitions of promises by the Pakistan Government to 'find' the culprits and give them 'exemplary punishment'.

6. While the government has failed, the opposition's and media's role in Pakistan is no less pathetic. Some of them are clearly sympathetic to the Taliban, justifying their acts of terror, despite the fact that the Taliban have openly claimed responsibility of scores of Shia killings in Pakistan.

7. The world at large has paid little attention to the plight of Shia Muslims in Pakistan. The number of Shias killed in Pakistan in the last one year alone is much larger than the total number of Palestinians killed in the recent Gaza war. Yet, there is little international attention to the plight of Pakistani Shias.

8. The Sunni population also fears that unhindered killings of the Shias might cause sectarian strife in an area where the sects have generally coexisted peacefully for centuries. The Human Rights Commission of Pakistan has expressed its concern that the state agencies' consistent failure to track down the killers may prompt the Shia to retaliate against members of other sects, which is perhaps the sort of violence those behind the target-killings want to trigger. Source: http://www.hrcp-web.org/hrcpDetail_2.cfm?catId=180&catName=Press%20Releases


The Petition

According to the Human Rights Commission of Pakistan, the recent string of target-killing of Shias in Pakistan and the government's failure to bring any of the perpetrators to justice is a cause for growing alarm.

We, the citizens of Pakistan, of all religious affiliations (including Sunni and Shia Muslims, Ahmadis, Christians, Hindus and others) are extremely sad and concerned about the ongoing, systematic killing of Shias in various parts of Pakistan. We urge you to take immediate action to stop killing of innocent Shia in Pakistan, particularly in Parachinar, D.I. Khan, Kohat, Hangu, Quetta and other areas affected by violence against Shia.

We believe that the Shia killing is not an act of sectarian violence by Sunnis. In fact, these acts of terror are being perpetrated by a handful of extremist Deobandis and Wahhabis (Salafis) who are currently operating under different names, such as Tehreek-e-Taliban Pakistan (TTP), Sipah-e-Sahaba Pakistan (SSP), Lashkar-e-Jhangvi (LeJ) and other jihadi and sectarian organisations.

We also believe that Pakistan's Inter Services Intelligence (ISI) is responsible for engineering, planning and facilitating these acts of terror in order to execute and expand its jihadi agenda, and to implement a plan to convert Pakistan into a puritanical Wahhabi state.

The sad and gory events of Shia massacres in Quetta, D. I. Khan, D. G. Khan, Parachinar, Hangu and other areas in Pakistan in the last few weeks should have acted as awakeners for the Pakistan Government - especially for those sections of it directly responsible for protecting lives of the people (i.e. Police, ISI and the Army). They have failed to fulfil their duty to protect the lives of citizens who, in the words of the newspaper 'Dawn', are the continued targets of "a one-sided massacre of unwary mourners."

However, given that the current civilian government in Pakistan has little power over the ISI and its unholy alliance with the jihadi/sectarian organisations, we urge that external and internal stakeholders in Pakistan (e.g., the UN, USA, UK, Saudi Arabia, China, Iran, Afghanistan) will be able to influence the military leadership in Pakistan to reconsider their policy of abetting and protecting jihadi and sectarian terrorists.

If, however, Government of Pakistan is serious about taking steps to control and reverse the menace of target killing of Shias, here are some steps for immediate implementation.

We demand that:

� Government must constitute a permanent, high-power Anti-Sectarianism Commission in Pakistan, comprising the Chief of Army Staff, Chief of the ISI, a judge of the Supreme Court, federal minister of religious affairs, representatives of Shia, Deobandi, Barelvi, Salafi communities as well as members of minority communities. The Commission must meet at least once every three months to monitor the state of sectarian violence in Pakistan and deliberate on the progress to curb sectarian terrorism.

� Local commandants of the ISI as well as local DIG/SP of Police must be held responsible for any act of sectarian terror which takes place their respective areas of jurisdiction. If they are unable to stop acts of terror or to arrest terrorists involved, the ISI and Police officials must be dismissed from their duties, arrested and tried for their negligence or complicity in the acts of terror.

� Terrorists involved in acts of violence and those supporting them within the military and civil establishment must be arrested and tried immediately in anti-terrorist courts (ATCs). Bring people responsible and behind these killing to justices; punish them to maximum limit � the maximum time between arrest and sentence must not be more than three months. All of those involved in encouraging or executing sectarian violence must be punished with death sentence because there are instances in which these terrorists either managed to flee the prison by bribing the jail authorities or by harassing the judges through the ISI or Taliban.

� The arch-terrorists of Taliban, Sipah-e-Sahaba and Lashkar-e-Jhangvi who are already under arrest, e.g., Akram Lahori, Malik Ishaque and Hafiz Shahid, all of whom have accepted killing Shia Muslims, shown no remorse, and promised 'more of the same' if they get the opportunity, should be publicly hanged forthwith as per sentences already handed down by ATCs. This will act as a strong deterrent to prospective travellers of this short-cut to heaven.

� The mullahs who advocate 'takfeer' of Shia Muslims (i.e. declaring Shias as non-Muslims; creating sectarian hatred) be jailed immediately and tried in anti-terrorism courts, and barred from holding membership of parliament or legislatures. Sitting members of assemblies and other famous 'scholars' who have published the fatwa of takfeer of Shia Muslims include Maulana Samiul Haq, Hafiz Hussain Ahmed, Maulana Abdul Ghafoor, Maulana Maula Bakhsh, Maulana Muhammad Ayub Khan Binori and others.

� The madrassahs in which Shias are portrayed as Kafir (non-Muslim) or which promote sectarian hatred against Shias must be immediately closed down, and their leaders arrested.

� Defeating the hydra of militancy does require different tactics at the local level, but there must be overall strategic coherency too. Currently, Pakistan is fighting the militants piecemeal in different areas of the country. That must change; the militants must be pursued across the length and breadth of the country simultaneously. There must be no dialogue with sectarian terrorists; they deserve no mercy.

� Compensate Shia Muslims affected during sectarian attacks financially; Rs. 1 million compensation per Shia death must be paid to the family of each Shia killed; Rs. 5 lac per person should be paid as compensation to those injured. Other loss of property must be totally compensated.

� Provide security and support to Shia not only through adequate police security but also by providing Shia mosques and imambargahs with latest scanners, anti-bomb equipment and anti-terrorism training so that Shias could secure themselves from any future attacks.

� STOP SHIA KILLINGS in Pakistan.


Sincerely,
The Undersigned

Sincerely,

The Undersigned

لینک فیلم کشتار مردم شیعه پاراچنار پاکستان