ریشه‌های هفت‌تیرکشی در سرزمین یانکی‌ها + فیلم

 
این‌گونه صحنه‌ها در هالیوود عجیب نیست
چرا در سرزمین یانکی‌ها به این راحتی با سلاح جنایت می‌شود؟ چرا حمل تسلیحاتی که در بسیاری از کشورهای دنیا ممنوع است و جرم محسوب می‌شود، در ایالات متحده امری عادی است؟ بدیهی است که لابی‌ها و تولیدکنندگان سلاح در آمریکا از عوامل مهم در تسری استفاده از سلاح در ایالات متحده هستند.

ادامه نوشته

انفجارهای مهیب پایتخت عراق را لرزاند


انفجارهای مهیب پایتخت عراق را لرزاند

انفجار چندين بمب در بغداد همزمان با آغاز علمليات تعقيب تروريستها
انفجار چندين بمب در بغداد همزمان با آغاز علمليات تعقيب تروريستها
خبرنگار شبکه العالم از کشته و یا مجروح شدن ده ها نفر در انفجار چندین خودروی بمبگذاری شده در پایتخت عراق خبر داد.

خبرنگار شبکه العالم شامگاه سه شنبه گزارش داد، انفجار چند خودروی بمبگذاری شده در بغداد ده ها کشته و یا مجروح بر جا گذاشت.

منابع عراقی تأکید کردند دست کم 7 خودروی بمبگذاری شده در پایتخت عراق منفجر شده است.
انفجارهای تروریستی در بغداد، در میدان النصر (مرکز)، منطقه الحسینیه (شمال شرقی)، الزعفرانیه (جنوب)، شهرکهای العامل و الاعلام (غرب)، البتاویین (مرکز) و شهر صدر (شرق)، روی داده است.
در منطقه "المدائن" در جنوب بغداد نیز 3 نفر بر اثر انفجار بمب در خیابان اصلی این منطقه مجروح شدند.
این حملات تروریستی در پایتخت عراق، همزمان با آغاز عملیات نیروهای امنیتی و ارتش برای تعقیب عناصر مسلح در مناطق مختلف بغداد صورت گرفته است.

درخت بازمانده از 11 سپتامبر که ابزار اسلام‌هراسی شد +تصاویر


درخت بازمانده از 11 سپتامبر که ابزار اسلام‌هراسی شد +تصاویر


لابی صهیونیستی در آمریکا و اروپا سعی می‌کند ضمن تبدیل سالروز حادثه 11 سپتامبر به نماد اسلام ستیزی در غرب، میان مسیحیان و مسلمانان تنش ایجاد کند. معماران یهودی برای تحریک عواطف، یک درخت گلابی را که در اکتبر 2001 در میان خاکسترهای برج دوقلو برافراشته اما سوخته بود را به عنوان نماد عاطفی در معرض دید مردم قرار داده و آن را درخت بازمانده نامیدند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا  اشاعه یک تصویر خلاف واقع، منفی و غیر متساهل از اسلام به منظور ترویج یک حس توام با تنفر و واداشتن ناخودآگاه مخاطبان به اتخاذ یک دیدگاه و رویکرد تعصب آمیز، جانبدارانه و تبعیض آمیز نسبت به اسلام و جوامع اسلامی، تعاریفی است که از اسلام هراسی ارائه شده است. برانگیختن حس تنفر نسبت به مسلمانان و تهدید جلوه دادن اسلام دو عنصر اساسی در اسلام هراسی به شمار می‌رود و ممکن است دربردارنده این استنباط باشد که اسلام در سطح پایین تری نسبت به غرب قرار داشته و نه یک دین بلکه یک ایدئولوژی سیاسی پرخاش جو است.

 


مجموعه بنای یادبود 11 سپتامبر؛ ویلیام کوهن، وزیر دفاع اسبق آمریکا و از استراتژیست های برجسته این کشور اعلام می کند که جنگ آمریکا و متحدانش با اسلام، جنگ چهارم جهانی است

 

 


لابی صهیونیستی در آمریکا و اروپا سعی می کند ضمن تبدیل سالروز حادثه 11 سپتامبر به  نماد اسلام ستیزی در غرب، میان مسیحیان و مسلمانان تنش ایجاد کند

 

 

2983 اسم بر روی 79 صفحه برنزی، دو استخر آبی که در محل سابق برج های دو قلو ساخته شده اند را در بر گرفته اند. معماران با این شیوه نام قربانیان حادثه 11سپتامبر را در معرض دید همگان قرار داده اند.



اسلام هراسی و قضیه 11 سپتامبر محافل رسانه ای و غیررسانه ای غرب با هدف مقابله با اسلام و گسترش روزافزون آن، سیاست اسلام ستیزی را با حربه اسلام هراسی در سرلوحه رویکرد تبلیغی و مواضع و تحرکات سیاسی خود قرار داده اند. افزون بر این، لابی صهیونیستی در آمریکا و اروپا سعی می کند ضمن تبدیل سالروز حادثه 11 سپتامبر به «نماد» اسلام ستیزی در غرب، اولا بین مسیحیان و مسلمانان تنش ایجاد شود؛ ثانیا این تنش به لایه های درونی تر مناسبات بین الادیانی این دو دین بزرگ ابراهیمی برسد. در این راستا اقدامات و برنامه ریزی های زیادی در عرصه های مختلف از جمله عرصه تاثیر گذار رسانه، کتاب، سینما، دیپلماسی و روابط بین الملل، ادیان، مکاتب فکری، اقوام و ...انجام می دهند.
 


پیشنهاد طرح کلی مجموعه یادبود حادثه 11 سپتامبر توسط معمار یهودی، دانیل لیبسکیند صورت گرفت. وی طراح "موزه یهود برلین" و از جمله خادمین مطرح صهیونیست ها در حوزه معماری است

 

 


جورج دبلیو بوش بعد از واقعه 11 سپتامبر اعلام می کند که جنگ های صلیبی مجددا شروع شده است

 

بعد از واقعه 11 سپتامبر بود که جورج بوش اعلام کرد جنگ های صلیبی مجددا شروع شده است. وی کشورها را از این پس به دو گروه دوست ایالات متحده و دشمن ایالات متحده تقسیم بندی می کند. که هر که با ما نیست پس بر ما است. از این روی سخن از محور شرارت کرده و کشورهای ایران، کره شمالی و سوریه را به عنوان کشورهای حامی تروریست و نقض کننده منافع دنیای آزاد و جهان غرب معرفی می کند. دو روز پس از انفجارهای 11 سپتامبر، روزنامه هرالدتریبون در مقاله‌ای به قلم جان وینکور نوشت که این حوادث برخورد تمدن های اسلامی و غرب را آشکار ساخته است.
 


"دیوارِ چهره"  قسمتی از این موزه را تشکیل می دهد که بر روی این دیوار چهره قربانیان به تصویر کشیده شده است


اسلام هراسی و اسلام ستیزی توسط امپراتوری های خبری و رسانه ای نظام سلطه آنچنان ساماندهی شد که نخست وزیر وقت ایتالیا در اظهاراتی نسنجیده تمدن غرب را اصیل تر از تمدن اسلامی خواند و مسلمانان را به علت آنچه او فرودستی می نامید مورد تحقیر قرار داد. 
در ادامه این روند، فوکویاما یک ماه پس از حادثه 11 سپتامبر در مصاحبه ای با روزنامه گاردین تاکید کرد که اسلام تنها نظام فرهنگی است که مدرنیته غربی را تهدید می کند. او تصریح کرد که آمریکا می تواند برای شکستن مقاومت کشورهای اسلامی در برابر مدرنیته از توان نظامی خود استفاده کند.
در همین رابطه ویلیام کوهن، وزیر دفاع اسبق آمریکا و از استراتژیست های برجسته این کشور اعلام داشت جنگ آمریکا و متحدانش با اسلام، جنگ چهارم جهانی است. وی جنگ جهانی سوم را دوران جنگ سرد و به مدت 45 سال می داند و جنگ جهانی چهارم را هم نبرد بین تمدن غرب و اسلام معرفی می کند.
رهبر معظم انقلاب نیز در بیاناتی هدف غرب درباره  11 سپتامبر را اینگونه تشریح می کنند: امریکائى‌ها قضیه‌ى ۲۰ شهریور، یعنى همان ۱۱ سپتامبرِ چهار پنج سال قبل را بهانه‌اى قرار دادند براى اینکه مطامع خودشان را در خاورمیانه پیش ببرند. هدف اصلى آن‌ها هم این بود که بتوانند خاورمیانه‌اى درست کنند بر محور منافع اسرائیل؛ به تعبیرى که آن روز ما مى‌کردیم، خاورمیانه‌اى با پایتختى اسرائیل؛ این‌طور چیزى مورد نظرشان بود.
 


آمریکائى‌ها قضیه‌ى ۲۰ شهریور، یعنى همان ۱۱ سپتامبرِ چهار پنج سال قبل را بهانه‌اى قرار دادند براى اینکه مطامع خودشان را در خاورمیانه پیش ببرند. هدف اصلى آن‌ها هم این بود که بتوانند خاورمیانه‌اى درست کنند بر محور منافع اسرائیل؛ به تعبیرى که آن روز ما مى‌کردیم، خاورمیانه‌اى با پایتختى اسرائیل؛ این‌طور چیزى مورد نظرشان بود.

 



"دیوارِ چهره"  


معماری، ابزاری برای اسلام هراسی؛ بنای یادبود 11 سپتامبر پس از برگزاری یک مسابقه برای طراحی بنای یادبود یازدهم سپتامبر، اجرای این طراحی به "مایکل آراد" از گروه معماری "هندل" به همراه گروه معماری منظر "پیتر واکر" واگذار شد. پیشنهاد طرح کلی این مجموعه توسط معمار یهودی، دانیل لیبسکیند صورت گرفت. وی طراح "موزه یهود برلین" و از جمله خادمین مطرح صهیونیست ها در حوزه معماری است. بدین ترتیب، در مرکز تجارت جهانی ساخت و ساز آغاز گردید و دو استخر بزرگ مربع شکل در محل فونداسیون برج های دوقلو ساخته شد که آبشارهایی از چهار طرف این استخر به مرکز آن سرازیر می شود و هدف اصلی طراحی این استخر، "بازتابش فقدان" عنوان شده است. بدین ترتیب که 2983 اسم بر روی 79 صفحه برنزی، دو استخر آبی که در محل سابق برج های دو قلو ساخته شده اند را در بر گرفته اند. معماران با این شیوه نام قربانیان حادثه 11سپتامبر را در معرض دید همگان قرار داده اند.
 


نمادی از برج های دوقلو در فضای داخلی مجموعه 



یک مقطع از مجموعه یادبود 11 سپتامبر

 
 



موزه زیرزمینی که خاطره ترس، وحشت و فرار بازماندگان حادثه 11 سپتامبر را برای بازدیدکنندگان تداعی می کند



2983 اسم بر روی 79 صفحه برنزی، دو استخر آبی که در محل سابق برج های دو قلو ساخته شده اند را در بر گرفته اند. معماران با این شیوه نام قربانیان حادثه 11سپتامبر را در معرض دید همگان قرار داده اند.



در مرکز تجارت جهانی، دو استخر بزرگ مربع شکل در محل فونداسیون برج های دوقلو ساخته شد که آبشارهایی از چهار طرف این استخر به مرکز آن سرازیر می شود و هدف اصلی طراحی این استخر، "بازتابش فقدان" عنوان شده است



2983 اسم بر روی 79 صفحه برنزی حک شده است

 
 


برانگیختن حس تنفر نسبت به مسلمانان و تهدید جلوه دادن اسلام، دو عنصر اساسی در اسلام هراسی به شمار می‌رود  

 

پس از عبور از استخر وارد ساختمان یادبود 11 سپتامبر می شویم. علاوه بر سالن تئاتر، موزه زیرزمینی غارمانندی تعبیه شده است. "دیوارِ چهره" قسمتی از این موزه را تشکیل می دهد که بر روی این دیوار چهره قربانیان به تصویر کشیده شده است. بعد از گذر از دیوارِ چهره به بخشی به نام "سرازیری بازماندگان" می رسیم که خاطره ترس، وحشت  و فرار بازماندگان حادثه 11 سپتامبر را برای بازدیدکنندگان تداعی می کند.بعد از آن به "اتاق پرچم" برخورد می کنیم که پرچم نیمه سوخته آمریکا و پرچم رژیم اشغالگر قدس در تمام فضا به چشم می خورد که از آنها به عنوان پرچم یادبود استفاده شده است. در ادامه اتاقی بزرگ تعبیه شده است که در این اتاق فیلم، عکس، مجله و روزنامه کشورهای مختلف جهان را که اخبار حادثه 11 سپتامبر را انعکاس داده اند ،جمع آوری شده است و البته هدف گروه معماری از طراحی  این اتاق ایجاد فضایی است که بازدید کنندگان در برابر حجم گسترده ای از اخبار و اطلاعاتی قرارگیرند که در آنها به تحلیل و اثبات نقش مسلمانان در حادثه 11 سپتامبر پرداخته و تروریست بودن آنان را در راستای اسلام هراسی به بازدیدکنندگان القا می نماید. 
 
اجساد قربانیان این حادثه آنقدر مخفیانه و بدون تعیین هویت دفن شد که خود، نشانه دیگری از دست داشتن دولت امریکا در این حادثه به شمار می رود

 



تسلط بر خاورمیانه در کمتر از یک ماه پس از 11 سپتامبر یعنی در 7 اکتبر 2001 در حمله به افغانستان کلید خورد و با فاصله نسبتاً کوتاهی به عراق کشید و عراق هم اشغال شد. قرار بود تکلیف ایران نیز به عنوان یکی از کشورهای محور شرارت! (عبارتی که  جرج  دبیلو بوش به‌ کار برد) روشن شود که به دلایل مختلف نتوانستند

 



معماران یهودی برای فریب مردم  و شاید برای انحراف افکار و تحریک عواطف، درخت گلابی ای را که در ماه اکتبر 2001 در میان خاکسترهای برج دوقلو برافراشته اما سوخته بود را به عنوان نماد عاطفی در معرض دید مردم قرار داده اند و آن را درخت بازمانده نامیدند 


درخت بازمانده معماران یهودی برای فریب مردم  و شاید برای انحراف افکار و تحریک عواطف، درخت گلابی ای را که در ماه اکتبر 2001 در میان خاکسترهای برج دوقلو برافراشته اما سوخته بود را به عنوان نماد عاطفی در معرض دید مردم قرار داده اند و آن را درخت بازمانده نامیدند که نشان دهنده استقامت می‌باشد.
حال آنکه، رژیم صهیونیستی و امریکا  با نقشه از پیش تعیین شده به بهانه آزمایش اجساد قربانیان وپیچیده بودن تشخیص هویت آنان و در راستای پنهان کاری های خود اقدام به انتقال از این محل به چین نموده و هیچ گاه  این اقدامات به طور کامل مورد بازرسی قرار نگرفت و اجساد قربانیان این حادثه آنقدر مخفیانه و بدون تعیین هویت دفن شد که خود، نشانه دیگری از دست داشتن دولت امریکا در این حادثه به شمار می رود.
 


درخت بازمانده


***داستان 11 سپتامبر و حقایقی که روز به روز روشن تر می شود در 11 سپتامبر 2001 میلادی برج‌های دوقلوی نیویورک که روزی رکورددار بلندترین ساختمان‌های دست‌ساز بشر بود با فاصله زمانی حدود 20دقیقه مورد اصابت 2 فروند هواپیمای غول‌پیکر قرار گرفت و یکی پس از 102 دقیقه و دیگری پس از 56 دقیقه در مقابل چشم جهانیان فرو ریخت. آمریکایی‌ها احساس کردند حیثیت و هویت آنهاست که می‌سوزد و فرو می‌ریزد. در همان روزهای اول ماجرا طی یک بررسی مشخص شد که هر آمریکایی به طور متوسط 5 هزار بار این صحنه را دیده است. مردم جهان نیز به نوعی با آمریکایی‌ها احساس همدردی می‌کردند. 
مسلمانان متهم اصلی این ماجرا معرفی شدند و اسلام هراسی با شتاب بیشتر دنبال شد. در این شرایط هر اقدامی از سوی دولتمردان آمریکا مشروع ارزیابی می‌شد. طرح آمریکا بلافاصله پس از این ماجرا و چند رویداد ساختگی دیگر در همان روز مثل اصابت هواپیما به پنتاگون یا سقوط هواپیمای دیگر در ایالت پنسیلوانیا آغاز شد. تسلط بر خاورمیانه در کمتر از یک ماه پس از 11 سپتامبر یعنی در 7 اکتبر 2001 در حمله به افغانستان کلید خورد و با فاصله نسبتاً کوتاهی به عراق کشید و عراق هم اشغال شد. 
قرار بود تکلیف ایران نیز به عنوان یکی از کشورهای محور شرارت! (عبارتی که  جرج  دبیلو بوش به‌ کار برد) روشن شود که به دلایل مختلف نتوانستند و علاوه بر ناکامی در مورد ایران، طرح آمریکایی‌ها در افغانستان و عراق را نیز با موانع بزرگی روبه‌رو ساخت. امروز که حرارت تبلیغات و جریان‌سازی سنگین رسانه‌ای درباره 11 سپتامبر فروکش کرده است مردم دنیا و خصوصاً شهروندان آمریکایی با شک و تردید بیشتری به این ماجرا نگاه می‌کنند. براساس آخرین نظرسنجی که در آمریکا صورت گرفته است بیش از 80 درصد مردم آمریکا روایت دولتمردان این کشور از عوامل 11 سپتامبر را قبول ندارند.
 


رژیم صهیونیستی و امریکا  با نقشه از پیش تعیین شده به بهانه آزمایش اجساد قربانیان و پیچیده بودن تشخیص هویت آنان و در راستای پنهان کاری های خود اقدام به انتقال از این محل به چین نموده و هیچ گاه  این اقدامات به طور کامل مورد بازرسی قرار نگرفت


***وقتی امریکا بازی را دو به صفر می بازد
1)بیداری اسلامی واقعیت امر این است که حملۀ پیش دستانۀ غرب به مسلمانان در 11 سپتامبر تبدیل به یک ضد حمله شد، آنها با حملۀ فیزیکی به جهان اسلام سعی کردند تا جهان اسلام را در موضع ضعف قرار دهند زیرا آنها به اشتباه تصور کردند که جهان اسلام است که اسلام را پیش می برد، در حالی که مسئله این است که اسلام خود به ذات خود پیش¬رونده است و جهان اسلام سال¬ها پیش خود را بازنشسته کرده است.
یکی از دلایل شکست پروژه اسلام هراسی به بهانه حادثه 11 سپتامبر، بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه می باشد.پیام بیداری اسلامی این است که ما دوباره برگشتیم تا دین را به عرصه زندگی فردی و اجتماعی انسان بازگردانیم. این احساس و خودآگاهی، ترکیبی از دو حالت شرمندگی و عزم بازگشت به ارزش‏های ناب و راستین گذشته دارد. شرمندگی در برابر عزتی که زمانی آن را در اختیار داشته و امروز مسلمین، فاقد آن اند و دوم،بازگشت به اسلام به این معنا که عقب افتادگی ما ناشی از دور شدن از اسلام است. اگر بخواهیم دو عنصرشرمندگی و بازگشت را در یک عبارت، جمع‏بندی کنیم، می‏گوییم معنا و پیام بیداری اسلامی این است که به اسلام با همه جامعیت آن و با همه ابعادش بازگردیم تا عزت گذشته خویش را باز یابیم و یا به عزت بر باد رفته خویش دست یابیم.
بنابراین بیداری اسلامی منافع غربیان و طرح هایی که برای چپاول منابع اسلامی داشتند را به خطر انداخته است، بدون شک اسرائیل یک پایگاه پیشرفته برای غربیان به شمار می رود؛  بنابراین وقتی منافع اسرائیل به خطر بیفتد در واقع منافع غرب مورد تهدید قرار می گیرد.
و البته موج بیداری اسلامی کاری کرد که دشمنان اسرائیل بیشتر شدند و ناراحتی های جهان اسلام از اسرائیل را بیشتر به نمایش گذاشت ، برای  تونس که پایگاه صهیونیزم بود چه اتفاقی افتاد و مصر که روزی اسرائیل با حضور مبارک و اعیان او قدرتی داشت، امروز ضد اسرائیل شده است و بدون شک  همه اینها منافع غربیان را به خطر می اندازد و مزدورانی که سالها غربیان را در جهان اسلام پشتیبانی می کردند و خون ملتها را می مکیدند یکی پس از دیگری ساقط شدند و روزی خواهد رسید که اسرائیل از صحنه روزگار محو خواهد شد.
2) گرایش به اسلام در اروپا و آمریکا مجریان حادثه 11 سپتامبر با خیالی خام به این نتیجه رسیده بودند که این حادثه، تیرِ خلاصی بر موج اسلام خواهی در غرب خواهد بود و باید فاتحه اسلام را خواند. این گروه از این موضوع غافل بودند که اسلام تنها دینی است که اکنون در مقابل بشر به عنوان راه سعادت قرار دارد. تعارضات فراوانی در درون ادیان تحریف شدۀ گذشته وجود دارد. علاوه بر آن دین متکامل اسلام تطبیق کامل و شگفتی با فطرت و روح و جسم انسان دارد.
 
توجه بی‌اندازۀ اسلام به مفاهیمی چون عدالت و مقابله با ظلم و تاکید بر مکارم اخلاقی و احکام دقیق آن در موضوع حقوق، آن را به پناهگاهی امن برای بشر فرسوده که جانش از نابسامانی ها و بی‌عدالتی‌های قانونی در دنیا به لب رسیده، مبدل کرده است.
 


آنچه تاکنون اتفاق افتاده برخلاف آن چیزی است که رژیم صهیونیستی و دولتمردان آمریکایی بعد از اجرای نمایش 11 سپتامبر در ذهن می پروراندند

 

در سرشماری اخیر در آمریکا مشخص شد که سالانه ۱۰۰هزار نفر در این کشور به دین اسلام می‌گروند. موسسه تحقیقاتی و پژوهشی فیث‌ماترز اعلام کرده است که تعداد کسانی که در انگلیس در ۱۰ سال گذشته به اسلام گرایش یپدا کرده اند، ۱۰۰هزار نفر می باشند که بیشتر آنان را زنان تشکیل می‌دهند. در این میان، تعداد دختران جوان ۲۰ تا ۳۰ ساله و دارای تحصیلات دانشگاهی که به دین اسلام گرویده‌اند، چشمگیرتر است.
روزنامه "تایمز" لندن سال گذشته در گزارشی اعلام کرد: تعداد افرادی که در انگلیس به دین اسلام روی می‌آورند، روز به روز افزایش می‌یابد. این درحالی است که تعداد مسیحیان این کشور که هر هفته به کلیسا رهسپار می‌شوند، ۲درصد کاهش می‌یابد. در این میان تعداد زنان مسلمانی که برای ادای نماز به مسجد جامع لندن می روند، دو سوم تعداد مسلمانان این شهر است که بیشتر آنان کمتر از ۳۰ سال سن دارند.
روزنامه کریستین ساینس مانیتور می نویسد: شمار افرادی که در آمریکا به اسلام می گروند روزافزون است و این رقم در میان اسپانیایی زبانان مقیم آمریکا ۳۰ درصد افزایش نشان می دهد . جمعیت کسانی که در ده سال اخیر درآمریکا به زبان لاتین سخن می گویند و به دین اسلام مشرف شده اند به ۲۰۰هزار نفر می رسند.
روزنامه سان سنتیال نیز در این باره می گوید: تعداد دختران بین ۱۸ تا ۳۰ سال که در ایالت فلوریدا با حجاب و روسری مشاهده می‌شوند نسبت به یک دهه گذشته افزایش چشمگیری داشته است. نتایج یک بررسی جدید در ترکیه نشان می‌دهد در چهار سال اخیر، تعداد بانوان با حجاب در این کشور، چهار برابر افزایش یافته است.
مرکز مطالعات اسلامی اسپانیا در آمار جدید از مسلمان شدن ۲۵۶ زن اسپانیایی در دو سال گذشته خبر داده است. این مرکز تأکید کرده است که اولین علت گرایش زنان به اسلام، مواجه شدن با افراد مسلمان و جذب رفتار و آداب آن‌ها است.
آمار منتشره پایگاه اینترنتی گروه تحقیقاتی "آیجی" در مرکز نیویورک بیانگر آن است که نسل جدید دختران جوان نیویورکی برخلاف نسل‌های قبلی علاقه چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباس‌های بدن‌نما ندارند و مردم به پوشیدگی بیشتر روی آورده‌اند. علت اصلی این امر بی‌بند و باری است که در چند سال اخیر رایج شده بود و اکنون در عکس‌العمل به آن، گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان اوج می‌گیرد. همچنین افزایش تغییر آیین به اسلام در فرانسه به چالشی بزرگ برای دولت سکولار این کشور تبدیل شده است.
آیا این تلاش مذبوحانه نشان از ضعف و ترس آنان نیست ؟! چرا که آنچه تاکنون اتفاق افتاده برخلاف آن چیزی است که رژیم صهیونیستی و دولتمردان آمریکایی بعد از اجرای نمایش 11 سپتامبر در ذهن می پروراندند و موج بیداری اسلامی و اسلام گرایی روز افزون زنان و مردان امریکایی و اروپایی کابوس هر لحظه آنان گشته و مدتی است که در بهت و حیرت بسر می برند. و برای جبران این برآشفتگی به طراحی بناهای یادبود بی هویت و بی سند روی آورده اند. غافل از اینکه، خدایی هست که یاری دهنده اهل ایمان بر روی زمین است.

Graphic design syria wmd


Graphic design syria wmd


 

طرح گرافیکی تسلیحات کشتار جمعی دروغ بزرگ

 دروغ بزرگ ، دیروز ، 2003 عراق ، امروز ، 2013 سوریه

بی شک پیشگویی های پروژه غربی عبری حوادث 2012 را در 2013 با تحولات میدانی سوریه شاهد خواهیم بود .

 

برای ذخیره طرح با کیفیت بالا اینجا کلیک کنید

اختلاف افكني بين شيعه و سني در عراق


وکیل بین‌المللی: قدرت‌های خارجی بین شیعیان و اهل تسنن در عراق و منطقه اختلاف ایجاد می‌کنند
تصویر آرشیوی از محل یکی از انفجارهای اخیر در عراق
سه شنبه 1 مرداد 1392 | 12:55

وکيل بين‎المللي حقوق بشر به پرس تي‌وي گفته است قدرت‌هاي غربي تلاش مي‌کنند با ايجاد اختلاف بين شيعيان و اهل تسنن در عراق و ساير نقاط خاورميانه از اين موضوع سود ببرند و شاهد تضعيف جهان اسلام در سايه چنين شکاف‌هايي باشند.


ادوارد کوريگن، وکيل بين‎المللي مستقر در کانادا در مصاحبه با پرس تي‌وي گفت :«اين‌که چه کساني از اين مساله سود مي‌برند نيز مساله‌اي مهم و کليدي است. مطمئنا مردم عراق يا سني‌ها و يا شيعيان از اين اختلافات سود نمي‌برند بلکه قدرت‌هاي خارجي که خواهان استثمار و تفرقه‌افکني هستند از اين موضوع سود مي‌برند.

وي افزود :«مطمئنا مردم منطقه (از درگيري‌هاي فرقه‌اي) سود نمي‌برند، نه ايران، نه عراق نه مردم سوريه که شاهد ويراني کشور خود هستند از اين قضيه نفعي نمي‌برند و اين در حالي است که تلاش‌هايي نيز براي دامن زدن به درگيري‌هاي فرقه‌اي مشابه در لبنان وجود دارد.»

کوريگن در پاسخ به سوالي درباره موج بمب‌گذاري‌ها و انفجارهاي خونين بر ضد اهدافي در عراق که اغلب غيرنظامي هستند به گزارش‌‌هاي متعددي اشاره کرد که «درباره تلاش احزاب و گروه‌هاي خارجي براي اختلاف افکندن بين افراد و جوامع مختلف در عراق» منتشر شده است.

وي تاکيد کرد هر چند به نظر مي‌رسد هدف اصلي اين گروه‌ها دامن زدن به اختلافات جوامع شيعه و سني با يکديگر است اما ساير گروه‌ها نيز هدف قرار مي‌گيرند.

کوريگن در ادامه به «تلاش‌هاي هماهنگ» طرف‌هاي خارجي نظير رژيم اسرائيل، انگليس، امريکا و فرانسه براي دامن زدن به «يک جنگ فرقه‌اي سکولار در سوريه» اشاره کرد و افزود چنين تلاش‌هاي مغرضانه‌اي ممکن است درگيري‌ها را به عراق و لبنان بکشاند.

وي افزود بخشي از تلاش‎‌هايي که با حمايت بيگانگان در عراق و سوريه روي مي‌دهد در واقع «ايران را هدف قرار داده است؛ کشوري که اکثريت جمعيت آن را شيعيان تشکيل مي‌دهند و از سياست‌هاي مستقل براي منطقه حمايت مي‌کند.»

کوريگن در پايان گفت اين «قدرت‌هاي خارجي هستند که مي‌خواهند منطقه خاورميانه ضعيف، ويران و از هم گسيخته باشد و جوامع مختلف در آن با يکديگر نزاع و درگيري داشته باشند.»

مستند حمله ناو آمریکایی به پرواز ۶۵۵


مستند حمله ناو آمریکایی به پرواز ۶۵۵

به گزارش فرهنگ نیوز ،در تاریخ دوازدهم تیرماه سال شصت و هفت شمسی، یک ناوشکن جنگی آمریکایی با نام وینسنس، هواپیمای ایرباس ایرانی را بر فراز خلیج فارس، با دو فروند موشک مورد هدف قرار داد و موجب سقوط هواپیما و شهادت همه دویست و نود نفر مسافر این هواپیما گردید.این ماجرای غم انگیز، تا مدت ها بعد نیز به شدت خشم جهانیان را برانگیخت و آمریکا را بار دیگر به عنوان یک قاتل وحشی مردم بی گناه معرفی نمود.

مستند حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران  | دانلود فیلم

۹۲/۴/۱۱ - ۲۳:۲۱
ایرانی‌ها اعطای مدال به عامل جنایت آمریکایی 12 تیر 67 را فراموش نمی‌کنند
بیانیه وزارت امور خارجه به مناسبت سالروز سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران

ایرانی‌ها اعطای مدال به عامل جنایت آمریکایی ۱۲ تیر ۶۷ را فراموش نمی‌کنند

وزارت خارجه کشورمان در سالروز سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران با صدور بیانیه‌ای با بازماندگان این حادثه جنایتکارانه آمریکا ابراز همدردی کرد.

به گزارش فرهنگ نیوز، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با صدور بیانیه ای ضمن گرامیداشت یاد شهدای هواپیمای مسافربری ایران که در دوازده تیرماه سال یکهزار و سیصد وشصت و هفت هدف حمله جنایتکارانه نیروهای آمریکایی قرار گرفت، با بازماندگان این اقدام ضدبشری ابراز همدردی کرد.

وزارت امور خارجه در این بیانیه تأکید کرده است: بدون تردید حافظه تاریخی ملت ایران هیچگاه این اقدام غیر انسانی و اعطای مدال به عاملین این جنایت را از یاد نخواهد برد و عاملین آن در پیشگاه وجدان بشری محکوم بوده و مدعیان حمایت از حقوق بشر باید پاسخگوی سکوت در مقابل این اقدام شرارت آمیز و بی اعتنایی به بدیهی ترین ارزش های انسانی باشند.


تصویر سازی: پرواز 655  برگرفته شده از rezvane.blog.ir

طرح نوشت: بیست و پنج سال پیش در سواحل نیلگون خلیج فارس جنایتی دلخراش  رقم خورد که لکه ننگ ابدی شد بر پیشانی حامیان دروغین حقوق بشر که در راس آنها دولت تروریست ایالات متحده قرار دارد.

پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ متعلق به خطوط هواپیمائی جمهوری اسلامی ایران،  ایران‌ایر با شناسه «IR655»، در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ (۳جولای ۱۹۸۸ میلادی) از بندر عباس به مقصد دبی  در حرکت بود که با شلیک موشک هدایت شونده از ناو یواس‌اس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ سرنشین آن که شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک بودند، جان باختند.


 هیچ‌کدام از خدمه ناو وینسنس تحت پیگرد قرار نگرفتند و حتی ویل راجرز، فرمانده ناو جنگی آمریکا در پایان خدمت خود مدال گرفت.
این جنایت و تجاوز آشکار تا ابد لکه ننگی بر پیشانی دولت تروریست و تروریست پرور ایالات متحده باقی خواهد ماند.

تصویر سازی پوستر زیر به سختی انجام شد چرا که عموی بنده شهید حاج حسین ملکی از این پرواز به دیدار معبود شتافتند.

 کاخ سیاه بداند، ملت ها هوشیارند
 ادعای دموکراسی غربی و حقوق بشری، ساقط کردن هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی، حمله به کشورها، اسلام ستیزی، ظلم، جنایت و کشتار انسان ها و تسلط بر خاورمیانه، یکی از اقدامات جنایتکاران کاخ سفید است.
سردمداران ددمنش کاخ سیاه بدانند ملت ها هوشیارند و مبارزه با جنایتکاران را یک وظیفه اسلامی و انسانی می دانند.

پرواز 655

برای دریافت اندازه اصلی بر روی تصویر کلیک کنید

فرازی از وصیت نامه ی سردار شهید حاج حسین ملکی


به نام آفریننده ی شهید و شاهد
شهادت می دهم معبودی جزالله نیست و محمد رسول الله فرستاده و بنده اوست و باسلام به منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و با درود برخمینی بت شکن و تمامی شهدای اسلام مخصوصاً شهدای انقلاب اسلامی . مرگ حق است و این رشته ی حیات روزی گسسته خواهد شد و این حیات مادی روزی پایان خواهد گرفت و باید ازاین جهان رخت بربست و به معبود یگانه یعنی الله پیوست . امیدوارم . ازخداوند بزرگ می خواهم که مرگ مرا شهادت درراه خود قراردهد و ما را ازآمرزیدگان و بخشودگان به حساب آورد و امیدوارم که هرکسی برگردن من حقی دارد مرا ببخشد و درحق این بنده ی حقیرازخداوند طلب مغفرت کند و دیگرشهدا و رفتگان. موفقیت و پیروزی شما و نصرت اسلام و مسلمین و سلامتی رهبرانقلاب اسلامی آرزوی ماست .
حسین  ملکی 14/6/1366



با خون خود نوشتی برلوح کهکشانها
پیروزباد قرآن مقلوب بی نشانها
رنگین نمودی ای جان با خون خویش تاریخ
نام تو ثبت گردید بر لوح آسمانها

شهید حسین ملکی

شهید حاج حسین ملکی در کنار خورشید - نفر اول از سمت چپ 

شهید حسین ملکی

شهید حاج حسین ملکی در کنار خورشید - نفر اول از سمت چپ 

شادی روح شهید حسین  ملکی و شهدای هواپیمای ایرباس صلوات

پانوشت: گرامی باید یاد و خاطره امام عزیز و شهدای دفاع مقدس، همچنین شهدای مظلوم گارد امنیت پروازی جمهوری اسلامی، شهدای مظلوم سپاه حفاظت ولی امر، شهدای مظلوم سپاه حفاظت انصار المهدی (عجه تعالی فرجه الشریف) و، علی الخصوص شهدای لشگر پر افتخار 27 محمد رسول الله (ص)

گارد امنیت پرواز جمهوری اسلامی (سپاه حفاظت هواپیمایی) بی شک یکی از نیروهای راهبردی واستراتژیک در حوزه امنیت هوایی به شمار میرود که با جانفشانی  نیروهایش، شهدای مظلومی را به این انقلاب تقدیم کرده است .

این نیرو یکی از قدرتمند ترین نیروهای امنیت هوایی در جهان به شمار میرود به گونه ای که در جهان از این نیرو با عنوان گارد آهنین یاد میشود.

وظیفه این نیرو حفظ امنیت در آسمانهاست، از همینجا به تمامی کارکنان زحمت کش این نیرو که در آسمانها حافظ جان مردم و منافع جمهوری اسلامی ایران هستند درود میفرستم.

منابع:

ویکی پدیا  +

وبلاگ رضوانه +

ساجد +

مایه ی افتخار مردم آمریکا+عکس

این کاپیتان از جان گذشته!! در سوم جولای سال 1988 ، طی عملیاتی متهورانه و جوانمردانه ، یک فروند «هواپیمای جنگی حامل کلاهک هسته ای مسافربری!! ایرانی» را با 290 مسافر تعلیم دیده برای جنگ های هسته ای را بر فراز خلیج فارس ، هدف قرار د


به گزارش صابرنیوز به نقل از مشرق، ویلیام راجرز در ماه دسامبر سال 1938 در فورت وورث( واقع در ایالت تگزاس آمریکا) متولد شد. گرچه او یکی از ده ها عضوِ خاندانِ «راجرز» است که لباس افسری نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا به تن کرد و به عنوان ژنرال چهارستاره ، بازنشسته شد ، اما  تنها راجرزی است که افتخار اعدام 290 تروریستِ غیر نظامی!! را در عرض کمتر از یک دقیقه دارد و به خاطر این شجاعت بی نظیر ، مدالِ «لژیون لیاقت» (Legion of Merit) نیز دریافت کرده است.

کاپیتان «ویلیام سی راجرز» ( که در خاندانِ ژنرال های راجرز به «ویل راجرز سوم» شهرت دارد) از سال 1978 تا سال 1989 فرماندهی ناو جنگی «یو اس اس وینسنس) را بر عهده داشت. این کاپیتان از جان گذشته!! در سوم جولای سال 1988 ، طی عملیاتی متهورانه و جوانمردانه ، یک فروند «هواپیمای جنگی حامل کلاهک هسته ای مسافربری!! ایرانی» را با 290 مسافر تعلیم دیده برای جنگ های هسته ای ، بر فراز خلیج فارس ، هدف قرار داد و در کمتر از یک دقیقه ، تمامی 290 تروریست تعلیم دیده ی!! ایرانی را (که 66 نفر آنان کودکان زیر 10 سال یودند) قطعه قطعه نمود.
  کاپیتان «ویلیام سی راجرزسوم» در پایان خدمت خود به‌خاطر «رفتار بسیار شایسته و انجام خدمات برجسته بین تاریخ آوریل ۱۹۸۷ تا مه ۱۹۸۹ به عنوان افسر فرماندهٔ ناو وینسنس »به دریافت مدال «لژیون لیاقت» از دستان رییس جمهور وقت آمریکا مفتخر شد.
این ژنرال پرافتخار آمریکایی ، امروز در سن 74 سالگی ، مشغول حال و حول بوده و مدال «لژیون لیاقت» خود را به دیوار اتاقش نصب نموده است. هیچ آدم فضولی هم تا به حال بابت اعدام 290 تروریست!! از وی سوالی نپرسیده است.
بی شک ، نه تنها خاندانِ ژنرال پرور «راجرز» ، بلکه بشریت به وجود چنین جنگجویان جوانمرد!! و بی باکی!! افتخار می کند.




 

عکس/ اسناد جنایت آمریکا در دانشگاه‌تهران

تراز: در عکس، تابوت جمعی از شهدای انهدامِ هواپیمای ایرباس ایران دیده می شود که که دقایقی قبل از تشییع توسط مردم تهران، در برابر درب اصلی دانشگاه تهران گذاشته شده اند.

به گزارش تراز به نقل از جهان، ۱۲ تیرماه هر سال، مصادف است با سالگرد جنایتِ شرم آورِ انهدام هواپیمای مسافربری ایران، بر فراز آب های خلیج فارس، توسط ناوِ آمریکایی "وینسنس". طی این آدم کشی مدرن، ۲۹۰ انسان با ملیت‌های ایرانی، اماراتی، یوگسلاوی، پاکستانی، هندی و ایتالیایی که در میان آنان ۶۶ کودک نیز وجود داشت، به قتل رسیدند . آمریکا هیچ گاه از این قتل عام سبعانه، عذرخواهی نکرد و مسئولیت حادثه را رسما بر عهده نگرفت.هیچ‌کدام از خدمه ناو "وینسنس" تحت پیگرد قرار نگرفتند و حتی "ویل راجرز"، فرمانده ناو جنگی آمریکا در پایان خدمت خود مدالِ لیاقت گرفت.
عکس زیر، در اواسط تیرماه ۱۳۶۷ در مفابل درب اصلی دانشگاه تهران گرفته شده است. در عکس، تابوت جمعی از شهدای انهدامِ هواپیمای ایرباس ایران دیده می شود که که دقایقی قبل از تشییع توسط مردم تهران، در برابر درب اصلی دانشگاه تهران گذاشته شده اند.
شادی روح شهدای هواپیمای ایرباس، صلوات


هواپیمای مسافربری که از رادارها محو شد


مرور جنایت آمریکا در خلیج فارس؛
دریاسالار «ویلیام کراو» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دوره زمامداری ریگان در گفت‌و‌گو با شبکه «بی‌بی‌سی» تأکید کرد: ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپ‌ها و موشک‌های دوربرد به کمانه آب‌های ایران آمده بود.

به گزارش مشرق، فاجعه ای که 12 تیر1367 به دست نظاميان آمريکايي در آب‌های خلیج فارس رخ داد، لکه ننگی است که هیچ‌گاه از دامان مدعیان حقوق بشر پاک نخواهد شد. متن زیر مروری بر آن حادثه دلخراش است که از نظر شما می‌گذرد:


یکشنبه دوازدهم تیرماه 1367 بندرعباس

هواپیمای ایرباس 300 متعلق به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست و طبق برنامه پیش‌بینی شده، قرار بود این هواپیما با شماره پرواز 655 با 290 سرنشین (156 مرد، 53 زن، 57 کودک 2 تا 12ساله و هشت کودک زیر دو سال و 42 نفر با ملیت‌های یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و 16 خدمه پروازی) در ساعت 10 صبح به مقصد دبی پرواز کند.


ساعت 9صبح (خلیج فارس)

تعدادی از قایق‌های تندروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مشغول گشت‌زنی در جنوب قشم بودند، با تهاجم نیروهای آمریکایی مواجه شدند. رزمندگان دریادل اسلام بلافاصله به مقابله با نیروهای آمریکایی مستقر در ناوها می‌پردازند. در جریان این درگیری چند فروند بالگرد آمریکایی برفراز قایق‌های تندرو به پرواز درآمده و به سوی آنها شلیک می‌کنند.


نيروهاي سپاه، همزمان با مقابله با ناوهای آمریکایی به آتش بالگردها نیز پاسخ می‌دهند و در این درگیری یک فروند بالگرد آمریکایی هدف قرار گرفته و به قعر آب‌های نیلگون خلیج‌فارس سقوط می‌کند.


ساعت 10 صبح (بندرعباس)

هواپیمای جمهوری اسلامی ایران پرواز 655 با 15 دقیقه تأخیر در ساعت 10 و 5 دقیقه از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس تقاضای پرواز کرد، مدت پرواز تا دوبی 30 دقیقه و حداکثر 14هزار پا تعیین شد. در ساعت 10و 17 دقیقه، هواپیمای ایرباس 300 به پرواز درآمد. دقایق نخستین پرواز و مراحل اوج‌گیری تا ارتفاع 12 هزارپایی مطابق طرح پرواز انجام شد و خلبان به طور پیوسته با برج مراقبت فرودگاه بندرعباس و مرکز کنترل راه های هوایی ایران و امارات تماس داشت.


خلیج فارس

ناو جنگی آمریکایی «وینسنس» که در تاریخ هفتم خرداد از بندر «سن‌دیه‌گو» وارد خلیج‌فارس شده بود، به قصد یک ماجراجویی هوایی به آب‌های مرزی ایران نزدیک شد. «ایچنرمارک» قلب این رزمناو به شمار می‌رفت. وظیفه اصلی آن، کشف هدف‌های پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طور همزمان و کنترل آتش آنها بود، هم‌چنین این رزمناو به موشک‌های زمین به هوا با برد 408 کیلومتر نیز مجهز بود.
چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس 300 به منطقه کنترل هوایی امارات، در محلی به نام «مولبیت‌» خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به 14 هزارپایی صعود کند.


ساعت 10 و 22 دقیقه (خلیج‌فارس)

در این لحظه ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز» فرمانده ناو، موشک استاندارد2 به سوی پرواز 655 شلیک کرد. ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شده و در طوفانی از دود و آتش به پهنه آب‌های نیلگون خلیج‌فارس فرو رفت. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دبی، پیگیر سرنوشت پرواز 655 شده ولی آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد.

با شناسایی دقیق محل سقوط، بالگردها و شناورها به موقعیت 26 و 42 عرض شمالی و 56 درجه و 3 دقیقه طول شرقی منتقل شدند.

بلافاصله پس از این جنایت هولناک، مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف 14 جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرارداده‌اند. پس از روشن ‌شدن نوع هواپیما، آمریکایی ها سعی کردند تا به نحوی وانمود کنند که در این مورد مرتکب اشتباه شده‌اند، اما شواهد بعدی، این نظر آنان را کاملاً مردود جلوه داد. 

                               
مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می‌کرده و رزمناو آمریکایی نیز هفت‌بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است!

این ادعا به دلایل زیر، غیر قابل قبول بود زیرا:
1ـ قطعات متلاشی‌شده هواپیما و اجساد سرنشینان آن در سطح وسیعی از آب‌های سواحل جنوبی جزیره هنگام، درست در داخل آب‌های ایران پراکنده شده بودند. این محل درست در زیر مرکز دالان هوایی بین‌المللی بندرعباس دوبی (آمبر56) قرار دارد و نشان می‌دهد که هواپیما درست در مسیر پیش‌بینی‌شده درحال پرواز بوده است و همان طور که چهارسال بعد روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارشی که حاوی چند نکته تازه بود، گفت که ناو وینسنس در آب‌های فلات قاره ایران بوده است نه در آب‌های بین‌المللی و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در آن زمان بر این حقیقت سرپوش گذاشته شده است.

دریاسالار «ویلیام کراو» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دوره زمامداری ریگان در گفت‌و‌گو با شبکه «بی‌بی‌سی» تأکید کرد: ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپ‌ها و موشک‌های دوربرد به کمانه آب‌های ایران آمده بود. این نشان‌دهنده آن است که ناو به عمد برای عمل سوء آماده شده بود.

2ـ هواپیمای مسافربری ایرباس از نظر حجم، شکل، اندازه و توانایی پرواز کاملاً با هواپیمای اف 14 متفاوت است.

3ـ با توجه به ارتباط کلامی و ارتباط ناوبری هر هواپیمای بازرگانی و مسافربری، ناو آمریکایی می‌توانست به راحتی با شنیدن مکالمات خلبان به ماهیت هواپیمای مسافربری پی‌ببرد.

4ـ مقامات ناو آمریکایی ادعا کرده‌اند که سه اخطار روی باند نظامی فرستاده‌اند ولی پاسخی دریافت نکرده‌اند. مسلماً اخطار نظامی ارسال شده به گوش خلبان 655 نرسیده است، ولی سه اخطار روی باند غیرنظامی (اضطراری) را هیچ منبع غیر‌نظامی دریافت نکرده است و از آنجا که کلیه خلبانان دو منطقه همیشه در این باند به گوش هستند، این ادعایی واهی بیش نبود.

مقامات آمریکایی که سرنگونی یک هواپیمای مسافربری کره‌جنوبی در سال 1362 را «بربریت» نامیدند و خواستار تحریم بین‌الملل خطوط هواپیمایی شوروی سابق شدند. پس از ارتکاب جنایت حمله به هواپیمای مسافربری ایران سعی کردند با توسل به تبلیغات کذب و طرح ادعاهای بی‌اساس، فاجعه را کوچک و کشتار 290 انسان بی‌گناه را که در نوع خود در تاریخ هواپیمای غیرنظامی بی‌سابقه است، امری عادی جلوه دهند.

در شهریور 62 یک هواپیمای بوئینگ 747 شرکت هواپیمایی کره‌جنوبی (ک.ال.ال) در حالی‌ که با 269 مسافر از مسیر عادی خود منحرف شده بود و حدود 500 کیلومتر مسافت را زمانی نزدیک به دو ساعت در داخل خاک شوروی سابق طی کرده بود، به دلیل بی‌توجهی به اخطارهای مکرر هواپیماهای شکاری این کشور توسط سیستم دفاع موشکی شوروی سرنگون شد.

در این ماجرا ریگان ابراز عقیده کرد که هیچ مطلبی نمی‌تواند توجیه‌کننده سرنگون ساختن یک هواپیمای غیرمسلح باشد. وی اعلام کرد: شوروی (سابق) با حمله به یک هواپیمای مسافربری، دست به یک عمل تروریستی زده است و یکی از اعضای کمیته امور خارجه مجلس آمریکا، دولت این کشور را به مقابله به مثل ترغیب کرد.

                                         


تبلیغات وسیع آمریکا در این خصوص‌، دست کم برای مدت شش‌ماه ادامه داشت. شورای امنیت پیرامون این واقعه و جهت محکوم‌کردن عمل شوروی (سابق) چهاربار تشکیل جلسه داد و متحدان اروپایی آمریکا پیرامون این موضوع شدیداً واکنش نشان دادند.

آمریکا برای رسیدن به اهدافش از به‌کارگیری هیچ وسیله‌ای ابا ندارد؛ حقوق بشر، حقوق بین‌الملل، وجدان بین‌الملل و افکار عمومی در راستای اهداف مذبور توجیه و یا سرکوب می‌شوند. در فاجعه ایرباس‌، اساسی‌ترین حقوق بشر پایمال گردید و حقوق بین‌الملل به بازیچه گرفته شد؛ وجدان بین‌المللی مجبور به سکوت شد و افکارعمومی منحرف گردید؛ سایر دولت های جهان با بی‌تفاوتی خود، میدان را برای ارائه چنین بازی‌ای از سوی آمریکا بازگذاشتند و این گویای این حقیقت تلخ است که حقوق بشر تحریف شد و حقوق بین‌الملل به‌راحتی قابل نقض است. واشنگتن هنوز هم واقعیت نقض حقوق بشر در مورد ایرباس را رد می‌کند. در حالی‌که با تعریف‌های خاص خود حتی در امور داخلی دیگر کشورهای جهان از ایران گرفته تا چین دخالت کرده و هیچ‌گونه انتقادی در مورد اقدامات سبوعانه پنتاگون را نمی‌پذیرد.

فاجعه ایرباس مهم‌ترین مورد نقض حقوق هواپیمای کشوری در تاریخ محسوب می‌شود. فرمانده ناو وینسنس به خاطر جنایتش نشان لیاقت گرفت و پرصداترین محافل سیاسی غرب در مقابل این فاجعه سکوت اختیار کردند و یا آن را در چارچوب اخبار کذب پنتاگون ارزیابی و تحلیل نمودند.

هرگونه کوتاه آمدن یا به فراموش سپردن این حادثه و یا موضع‌گیری نکردن در مقابل چنین حوادثی در عرصه جهانی‌، پیامدهای بسیار دردناکی را برای بشریت خواهد داشت. اگر آن روز، مردم ژاپن «قانون تسلیم زورشدن» را نپذیرفته بودند، پس از آن مردم جهان این همه تاوان تسلیم زورشدن را نمی‌پرداختند، ولی این قانون باید روزی شکسته شود. گویا تحولات امروزه جامعه بشری‌، زمینه مساعدی را در کشورهای تحت ستم برای درهم شکستن این قانون و ساختن نظام نوین برپایه اخلاق و عدالت فراهم ساخته است.

بزرگترین عامل ماندگاری و جاودانگی قیام امام حسین(ع‌) درهمین اصل «تسلیم زور نشدن» بوده است. هرچند او بهای گرانی را برای آن پرداخت‌، اما درس بزرگی به انسانها آموخت‌، درسی که امروزه درچهره انقلاب اسلامی در سراسر جهان خودنمایی می‌کند. انقلابی که با تکیه بر «ارزش‌های دینی واخلاقی» در صدد نجات بشر امروز است و بشر امروز نیز با ناامیدی از تمدن مادی غرب به سوی آن آغوش گشوده است.

در مورد ایرباس، واشنگتن مدعی است همه چیز با قرار پرداخت خسارت پایان یافته است اما پرداخت خسارت شاید بتواند بخشی از ضایعات مادی جنایت را جبران کند، ولی ضایعات معنوی آن جبران ناپذیراست.

نکته آخر اینکه آنها که هنوز چشم به سوی غرب دارند و فکر می‌کنند در سایه تمدن غرب و رابطه با آمریکا، زندگی راحتی خواهند کرد باید بدانند که اساس تمدن غرب بر «تسلیم و ذلت دیگران» پایه‌ریزی شده است و آنها جهان را به ورطه نیستی و نابودی کشانده‌اند. ما نه‌تنها باید به نجات خویش بیندیشیم بلکه باید به نجات همه جهان فکر کنیم و این امر تنها در سایه مبارزه و مقاومت درمقابل این منطق مخرب غرب ممکن است.

حقوق بشر، دموکراسی، صلح و ثبات، علم و فناوری، رشد و توسعه... اینها همه خوبند و شایسته که همه به دنبال آن باشند‌، اما همه اینها امروز به دست سردمداران غرب گرفتارند و وسیله‌ای برای سرکوب جهان سومی‌ها شده است.

وینسنس هرچه بود، ماشین بود و فاقد اراده انگشت «ویل راجرز» فرمانده وینسنس اگرچه ماشه را چکاند اما به تیمارستان روانه شد. او هیچ‌کاره بود‌ و فقط یک آدمک بود. فرمان حمله از واشنگتن صادر شده بود و موشک‌های وینسنس از پنتاگون دستور آتش گرفتند.

بدون شک این روسیاهی‌، همیشه بر چهره کریه آمریکای جنایتکار باقی خواهد ماند و سقوط ایرباس سند محکمی بر این حقیقت است که آمریکا سردمدار تروریسم درعصر ماست و امروز 25 سال پس از آن حادثه غیرانسانی و موحش‌، خوی و خصلت تجاوزگر و خود‌محور آمریکا هیچ تغییری نکرده است.

25 سال از فاجعه‌ای سخت که قلب هر انسانی را به درد می‌آورد گذشته است و ملت ایران همچنان سوگوار کودکان و زنانی است که در حادثه ضدبشری جان باختند.

عضو سابق القاعده: رهبر النصره در سوریه عامل سازمان سیا

عضو سابق القاعده: رهبر النصره در سوریه عامل سازمان سیا
تصویری آرشیوی از اعضای جبهه النصره وابسته به القاعده در سوریه
پنجشنبه 6 تیر 1392 | 09:33
 
يکي از اعضاي سابق القاعده گفته است، رهبر جبهه تروريستي النصره، اولين گروه تروريستي در سوريه که با دولت دمشق مي‌جنگد، عامل سيا است.


شيخ نبيل نعيم، که فرماندهي يک اردوگاه آموزشي القاعده در مصر را برعهده داشت ، اخيرا در ويدئويي شهادت داد، « من شخصا بر اين باورم که رهبر ارتش النصره که حمايت خود را از ايمن الظواهري اعلام کرد، عامل سيا در النصره است.»

نعيم همچنين در سخناني خطاب به شورشيان النصره مرتبط با القاعده گفت: « شما از طرف امريکا در جنگ در سوريه مي‌جنگيد.»

نعيم که خشونت را کنار گذاشته است همچنين از ايمن الظواهري، رهبر القاعده به عنوان جاسوس دوجانبه امريکا نام برد.

ابومحمد الجولاني، رهبر جبهه تروريستي القاعده، ۱۰ آوريل وفاداري خود رابه ايمن الظواهري اعلام کرد.

گفته مي‌‌شود، نعيم که از شورشيان سرشناس در مصر بود، در ترور انور سادات رئيس جمهوري اسبق مصر در سال ۱۹۸۱ دخالت داشته‌است . وي پس از سرنگوني رژيم حسني مبارک در فوريه ۲۰۱۱ ميلادي از زندان آزاد شد.

وي گفت، امريکا به مدت ۱۸ سال از القاعده در افغانستان حمايت و بودجه مورد نياز اين گروه را تامين کرده است. نعيم همچنين اعتراف کرد که وي خود نيز فريب توطئه امريکا را خورده است.

شوراي امنيت سازمان ملل، جبهه النصره را که در سوريه با دولت دمشق مي‌جنگد، در فهرست گروه‌هاي تروريستي اين سازمان قرار داده است.

از زمان شروع ناآرامي‌ها در سوريه در مارس ۲۰۱۱ ميلادي، گروه تروريستي النصره در صدها بمب گذاري مرگبار عليه دولت و نهادي غير دولتي از جمله بيمارستان‌ها و مدارس سراسر سوریه دخالت داشته‌است.

اين گروه تروريستي همچنين در کشتار نيروهاي امريکايي در عراق دخالت داشته است.

به گزارش رسانه‌هاي امريکايي، ارتش امريکا از نوامبر سال گذشته ميلادي به طور مخفيانه سرگرم آموزش برخي از گروه‌هاي تروريستي بوده است.

بنابر گزارش‌ها، امريکا ارسال محموله‌هاي تسليحاتي را به اردن با هدف تسليح شورشيان آغاز کرده است. ارسال اين تسليحات پس از آن انجام شد که کاخ سفيد مدعي شد، دمشق عليه شورشيان از تسليحات شيميايي استفاده کرده است. ادعايي که دمشق قويا آن را رد مي‌کند.

دمشق مي‌گويد، اين نا آرامي‌ها از خارج طراحي و سازماندهي مي شود و گزارش‌هايي موجود است که نشان مي‌دهد شمار زيادي از شورشياني که با دولت دمشق مي‌جنگند اتباع خارجي هستند.

دستگیری یک سرباز آمریکایی به جرم همکاری با جبهه النصره


دستگیری یک سرباز آمریکایی به جرم همکاری با جبهه النصره


وزارت دادگستری آمریکا از دستگیری یک شهروند 30 ساله آمریکایی که در سال 2003 خدمتش در ارتش آمریکا به علت مصدومیت به پایان رسیده است خبر داد و اعلام نمود او بهنگام بازگشت از سوریه در فرودگاه دالاس شهر واشنگتن بازداشت شد.

به گزارش شفقنا به نقل از انتخاب؛ در بیانیه این وزارت آمده است: این سرباز سابق بنام "اریک هارون" در جریان بازجویی ها به ارتباطش با جبهه تروریستی النصره و شرکت با آنها در عملیات نظامی اعتراف کرده است.

بر اساس گفته وزارت دادگستری آمریکا، وی همچنین گفته است که در جریان درگیریها از یک قبضه اسلحه کلاشینکف در جنگ علیه نیروهای نظامی سوریه استفاده میکرده و همچنین اقدام به شلیک موشکهای ضد تانک کرده است.

"نیل مک براید"، دادستان ایالتی شرق ویرجینیا تصریح کرد، در صورتی که اتهام وی مبنی بر استفاده از سلاحهای کشتار جمعی در  طی همکاری با جبهه تروریستی النصره اثبات شود وی بدون شک با حکم اعدام مواجه خواهد شد.

«جنگ عراق و افغانستان بین 4 تا 6 تریلیون دلار هزینه برای امریکا خواهد داشت»


«جنگ عراق و افغانستان بین 4 تا 6 تریلیون دلار هزینه برای امریکا خواهد داشت»
تفنگداران نیروی دریایی امریکا در کویت که آماده ورود به عراق هستند، 20 مارس 2003
10 فروردین 1392 | 08:36

نتايج تحقيق جديد دانشگاه هاروارد نشان مي‌دهد جنگ‌هاي امريکا در افغانستان و عراق در بلندمدت براي ماليات‌دهندگان امريکايي بين ۴ تا ۶ تريليون دلار هزينه دربرخواهد داشت.


به گزارش واشنگتن پست، نتايج اين تحقيق که روز پنج‌شنبه (۸ فروردين) منتشر شد با احتساب هزينه معالجه و درمان کهنه‌سربازان مجروح و تعمير و نگهداري تجهيزات نظامي امريکا را که با گذشت بيش از يک دهه از جنگ فرسوده شده‌اند اعلام شده است.

ليندا جي بيلمز، استاد سياست دولتي در اين گزارش تاکيد کرد «امريکا در نتيجه پرداخت هزينه‌‌هاي زمان جنگ با محدوديت‌هايي در تامين مالي سرمايه‌گذاري‌ها در بخش کارکنان و ديپلماسي، تحقيق و توسعه و ابتکار عمل‌هاي جديد نظامي مواجه خواهد شد.»

بيلمز افزود :«ميراث تصميم‌هايي که در جنگ عراق و افغانستان اتخاذ مي‌شود براي چند دهه آتي بر بودجه‌هاي فدرال سايه مي‌افکند.»

وي خاطرنشان کرد واشنگتن در جنگ‌هاي عراق و افغانستان تاکنون ۲ تريليون دلار هزينه کرده است که فقط بخشي از هزينه نهايي اين جنگ‌ها به شمار مي‌رود.

بيلمز در ادامه تصريح کرد بهره‌اي را که واشنگتن بايد براي قرض گرفتن مبالغي که هزينه مالي اين جنگ‌ها را تامين مي‌کند بپردازد نيز به هزينه‌هاي جنگ عراق و افغانستان اضافه خواهد شد.

امريکا و انگليس سال ۲۰۰۳ ميلادي با نقض آشکار قوانين بين‌المللي و به بهانه يافتن تسليحات کشتار جمعي به عراق حمله کردند اما چنين سلاح‌هايي هيچ‌گاه در اين کشور يافت نشد.

طبق اعلام سازمان تحقيقاتي پراجت سنسورد که در کاليفرنيا مستقر است بيش از يک ميليون عراقي در نتيجه تهاجم تحت رهبري امريکا و اشغال کشورشان جان خود از دست دادند.

تهاجم تحت امر امريکا به افغانستان سال ۲۰۰۱ ميلادي به بهانه مقابله با تروريسم آغاز شد . اين تهاجم نظامي گرچه در ابتدا به برکناري طالبان از قدرت انجاميد اما به رغم حضور هزاران نيروي خارجي در افغانستان، ناامني سراسر اين کشور را فراگرفته است.

طبق اعلام سازمان ملل، هزاران شهروند افغان در اين جنگ که بيش از ۱۱ سال به طول انجاميده جان خود را از دست داده‌اند و صدها هزار نفر ديگر نيز آواره شده‌اند.

آمریکا و انگلیس می‌دانستند عراق سلاح کشتار جمعی ندارد


آمریکا و انگلیس می‌دانستند عراق سلاح کشتار جمعی ندارد
دوشنبه 28 اسفند 1391 | 21:50


بر پایه گزارش‌ها نهادهای جاسوسی انگلیس و امریکا قبل از حمله به عراق اطلاعات مربوط به عدم وجود سلاح کشتار جمعی در این کشور را نادیده گرفته‌اند.


بر پایه یک گزارش، افرادی در وزارت خارجه صدام حسین به طور مخفیانه به ام آی ۶ و سازمان سیا اطلاع داده بودند که عراق هیچ گونه سلاح کشتار جمعی در اختیار ندارد.

این در حالی است که تونی بلر، نخست وزیر پیشین انگلیس در پارلمان این کشور اعلام کرده بود که بر پایه منابع اطلاعاتی، برنامه سلاح‌های هسته‌ای، شیمیایی و بیولوژیک عراق «فعال» و «رو به رشد» است.

بر اساس برنامه پانورمای شبکه بی بی سی، سازمان‌های جاسوسی انگلیس و امریکا ماه‌ها پیش از حمله به عراق، از سوی منابع ارشد خود مطلع شدند که عراق هیچ گونه برنامه فعالی برای پیشبرد سلاح کشتار جمعی ندارد.

در این برنامه تشریح شد که چگونه ناجی صبری، وزیر خارجه صدام به رئیس مقر سازمان سیا در پاریس خبر داده است که عراق هیچ برنامه‌ای در رابطه با پیشبرد تسلیحات کشتار جمعی در دست ندارد.

با وجود این پانورما تایید می‌کند که سه ماه پیش از جنگ عراق، افسران ام آی ۶ با طاهر حبوش تکریتی، رئیس سازمان اطلاعات عراق دیدار کردند و وی نیز تصریح کرد صدام هیچگونه سلاح کشتار جمعی فعال ندارد.

این دیدار که در عمان، پایتخت اردن برگزار شد چند روز قبل از خبر کذبی بود که دولت انگلیس در سال ۲۰۰۲ درباره عراق منتشر کرده بود.

لرد باتلر، یکی از مقامات دولتی سابق کابینه که سرپرستی تحقیق درباره جنگ عراق را بر عهده داشت، گفت از آنچه صبری گفته آگاهی نداشته و باید از آن مطلع می‌شد.

«امریکا از بحران گروگان‌‎گیری در الجزایر به نفع خود استفاده می‌کند»


میدان گازی المناس در شرق الجزایر (تصویر آرشیوی)

طبق یک گزارش، مقام‌های ارشد دولت امریکا درصددند با قرار دادن ایده بکر حمله ماه گذشته به یک کارخانه گاز طبیعی در الجزایر در فهرست ترور رئیس جمهور کشورشان و به بهانه تعقیب عاملان این حمله، حضور نظامی امریکا را گسترش دهند.


بر اساس گزارشی که روز جمعه (۲۰ بهمن) در وال استریت ژورنال منتشر شد، نام مختار بلمختار، شورشی الجزایری به فهرست کشتارهای هدفمند امریکا اضافه شده است تا واشنگتن را قادر سازد که حضور نظامی خود در شمال غرب آفریقا را گسترش دهد.

ماه گذشته افراد مسلح با حمله به تاسیسات گاز طبیعی المناس در نزدیکی مرز الجزایر و لیبی، ۳۷ گروگان خارجی از جمله ۳ امریکایی را کشتند. بلمختار ۲۰ ژانویه در بیانیه‌ای که در خبرگزاری دولتی موریتانی (ای ان آی) منتشر شد مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.

بر اساس این گزارش، همکاری مشترک مقام‌های نظامی و اطلاعاتی امریکا به واشنگتن اجازه می‌دهد حملات پهپادها و سایر عملیات‌های خود را در منطقه گسترش دهد.

در ادامه این گزارش آمده است که تعدادی از مقام‌های امریکایی برای یک مشارکت مستقیم‌تر در جستجو برای یافتن بلمختار از طریق پهپادها یا سایر هواپیماها و یا نیروهای امریکایی در حال اعمال فشار هستند.

امریکا همواره با ادعای هدف قرار دادن تروریست‌ها، یمن، پاکستان، افغانستان و سومالی را هدف حملات پهپادهای خود قرار می‌دهد. با این وجود، این حملات اغلب به کشتار گسترده غیرنظامیان منجر شده است.

سازمان ملل، حملات پهپادهای امریکا را به عنوان کشتارهای هدفمند تقبیح کرده و تاکید می‌کند که این حملات، قوانین بین‌المللی را به استهزا گرفته است.

چند مقام‌امریکایی که نام‌شان فاش نشده ماه گذشته اعلام کردند واشنگتن برای استقرار یک پایگاه برای پهپادهای خود در شمال غرب آفریقا برنامه‌ریزی می‌کند تا عملیات‌های جاسوسی را در این منطقه افزایش دهد؛ این پایگاه احتمالا در نیجر یا بورکینافاسو مستقر خواهد شد.

پنتاگون نیز اخیرا از طرح‌های خود برای استقرار نیروهای ویژه ارتش امریکا در ۳۵ کشور آفریقایی خبر داد.

گروه‌های حقوق بشر، برنامه کشتار هدفمند امریکا که در دوره ریاست جمهوری اوباما افزایش یافته را محکوم کرده‌اند.

اوباما بارها نام افرادی را که در فهرست کشتار قرار داشتند تائید کرده است؛ فهرستی که در عملیات‌های کشتار هدفمند و توسط پهپادهای امریکایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تقریبا هر هفته بیش از ۱۰۰ عضو تیم امنیت ملی امریکا از طریق ویدئو تلکنفرانس پنتاگون دور هم جمع می‌شوند و به بررسی بیوگرافی مظنونان در یمن، سومالی، پاکستان می‌پردازند و نام افرادی را که باید در این حملات هدف قرار بگیرند مشخص می‌کنند.

سپس مشخصات افرادی که در فهرست کشتار قرار گرفته‌اند در اختیار باراک اوباما قرار می‌گیرد و تمامی حملات پهپادهای امریکا به یمن و سومالی و همچنین پاکستان با تایید وی انجام می‌شود.

لارنس فریمن: قتل عام، سیاست غرب در قبال کشورهای آفریقایی

لارنس فریمن از بررسی اطلاعات اجرایی در واشنگتن

کارشناس امريکايي معتقد است که سياست غرب در قبال کشورهاي منطقه غرب قاره آفريقا سياست «قتل عام» است و غرب اجازه برقراري ثبات و رشد اقتصادي در اين منطقه را نمي‌دهد. 


فرانسه با ادعاي جلوگيري از پيشرفت شورشيان مالي که کنترل بخش‌هاي شمالي اين کشور را در اختيار دارند، از روز شنبه مداخله نظامي خود را در اين کشور آفريقايي آغاز کرده است. فرانسه اعلام کرده است که قصد دارد شمار نظاميان خود در مالي را سه برابر کند و از ۸۰۰ نيروي نظامي به ۲۵۰۰ نظامي افزايش دهد. 

از زماني که آمادو توماني توره رئيس‌جمهور مالي در تاريخ ۲۲ مارس سال ۲۰۱۲ ميلادي در جريان يک کودتا سرنگون شد، اين کشور صحنه نا آرامي و درگيري بوده است. سران کودتا مي‌گويند آنها اين کودتا را در واکنش ضعيف دولت به شورشيان الطوارق در شمال مالي که در دو ماه اخير ادامه داشته، انجام داده‌اند. 

در همين راستا لارنس فريمن از بررسي اطلاعات اجرايي در واشنگتن در گفتگو با شبکه پرس تي وي به بررسي اين موضوع پرداخته است. در اين برنامه همچنين از نظرات دو مهمان ديگر برنامه، ديويد لاولي خبرنگار و فيلم ساز در لندن و همچنين اريک درايستر موسس stopimperialism.com در نيويورک استفاده مي‌شود. آن چه در زير مي‌خوانيد، متن گفتگوي لارنس فريمن با شبکه پرس تي وي مي‌باشد : 

پرس تي وي : زماني که فرانسه حملات هوايي را به مالي آغاز کرد، تاکيد داشت که از همسايگان مالي نيز کمک خواهد گرفت اما اکنون اين گونه به نظر مي‌رسد که فرانسوا اولاند رئيس جمهور فرانسه از موضع خود کنار کشيده است؛ وي گفته بود که به اندازه کافي در مالي حضور نظامي خواهد داشت تا شورشيان را از بين ببرد و ثبات را در اين کشور برقرار کند. نظر شما درباره اين موضوع چيست؟ 

فريمن : فکر نمي‌کنم که وي از موضع خود کنار کشيده باشد. فکر مي‌کنم که مداخله نظامي فرانسه در مالي با موفقيت همراه نخواهد بود؛ اهداف اين تهاجم هنوز مشخصا عنوان نشده است؛ در حقيقت هيچ هدف راهبردي وجود ندارد. مشکل با کشورهاي همسايه، اکواس (جامعه اقتصادي کشورهاي غرب آفريقا) و بورکينا فاسو، نيجريه و نيجر اين است که آنها توانايي اين مسئله را ندارند و نمي‌توانند به آموزش اين نوع تسليحات نامتعارف به ويژه در صحرا بپردازند. 

بنابراين اين عمليات از آغاز، عملياتي شکست خورده است که با گسترش آن، در واقع مناطق ساحل، ساهارا و غرب آفريقا را در درگيري غوطه ور مي‌سازد و مشکل اينجاست که شما شاهد هستيد که دقيقا همان نيروهايي که از آنها براي سرنگوني معمر قذافي رئيس جمهور ليبي استفاده شد، يعني نيروهاي امريکايي، فرانسوي و انگليسي، در مالي نيز استفاده مي‌شود. 

آنها نقش هاي متفاوتي را بر عهده مي‌گيرند اما آنها در اين عمليات دخالت دارند و اين نشان از شکست کلي اين سياست دارد؛ به ويژه اين حقيقت جاي تامل دارد که شرايط مالي پس از سرنگوني معمر قذافي و سرازير شدن سربازان آموزش ديده و تجهيزات و سلاح ها به مناطق شمالي اين کشور، وخيم تر شده است. 

بنابراين کل رويه غرب قديمي شده است، منظورم اين رويه قتل عام عليه مردم آفريقا مي‌باشد. ما نيازمند رويه اي براي توسعه، رشد اقتصادي، احداث پروژه هاي زير بنايي به منظور ارسال آب به مناطق مختلف نيجر و استفاده از رودخانه نيجر هستيم و فکر نمي‌کنم که اين رويه اصلا براي فرانسوي ها سودي داشته باشد و فکر مي‌کنم که روبرو شدن با فجايعي مهم در آينده اي نزديک، در صورت ادامه اين رويه، دور انتظار نباشد. 

پرس تي وي : مي‌خواهم مطلبي در مخالفت با آن چه شما گفتيد مطرح کنم؛ شما گفتيد که اين جنگي نيست که فرانسه به همراه برخي از متحدانش در ناتو مي بايست در آن دخالت مي‌کردند. من از گفته هاي مدير انجمن تحقيقات استراتژيک استفاده مي‌کنم. وي گفته است که ما اين چنين جنگ هايي را براي مدت هاي طولاني تمرين کرده‌ايم؛ 

برنامه اي وجود دارد که براساس آن قرار است گروه هاي تروريستي و راهزنان را از بين ببريم. آيا به نظر شما فکر نمي‌کنيد که اين ممکن است بخشي از به اصطلاح نظم جديد ژئوپولتيک در آفريقا باشد که از ليبي آغاز شد و اکنون شاهد ادامه آن در مالي و از سوي ديگر در سوريه هستيم؟ 

فريمن : مهمان پيشين برنامه به اين سياست دورويي و کنايه آميز غرب اشاره کرد؛ درست است دولت اوباما همراه با سارکوزي و کامرون جنگي براي سرنگوني قذافي رئيس جمهور ليبي به راه انداختند و آنها با گروه هاي مبارز اسلامي در ليبي و گروه هاي ديگر و رهبران آنها در اين جنگ همراهي کردند؛ اکنون نيز ما با مبارزان به اصطلاح القاعده در مالي مبارزه مي‌کنيم که همان نيروهايي هستند که ما در ليبي به آنها ملحق شده بوديم و در حقيقت ما در سوريه نيز براي سرنگوني دولت حاکم با چنين نيروهايي همراه شده‌ايم. 

بنابراين اگر شما قصد داريد با تروريسم مبارزه کنيد، شما در حقيقت بايد به سراغ افرادي پشت پرده برويد و اکنون همه به خوبي مي‌دانند که خاندان سلطنتي سعودي که با خاندان سلطنتي انگليس و قطري ها همکاري مي‌کنند، وهابيون و سلفي ها را از نظر مالي تامين مي کنند و اين افراد که هم اکنون در بيشتر مناطق غرب آفريقا پراکنده شده‌اند، اين گروه ها را تشکيل مي‌دهند و اکنون نيز ما با چنين گروه هايي در اين منطقه مبارزه مي‌کنيم. 

بنابراين اين جنگي براي ريشه کن کردن تروريسم نيست؛ اين سومين جنگي است که فرانسه در آفريقا درگير آن شده است. سياست نخبگان مالي و اقتصادي در شهر لندن، در قبال آفريقا، قتل عام مردم است و اين سياست ها برقراري ثبات در کشورهاي منطقه غرب آفريقا را دنبال نمي‌کند. منظورم اين است که همه به خوبي مي‌دانند که مالي چقدر با ثبات بود و اين کشور از چه دموکراسي بهره مي‌برد، اما اين دموکراسي و ثبات در يک لحظه از هم پاشيد. 

شما دقيقا شاهد همين شرايط در جمهوري آفريقاي مرکزي و نيجريه هستيد و مي‌بينيد که اين کشورها دچار مشکل هستند؛ کنگو نيز دچار مشکل است؛ آفريقاي جنوبي در مشکل و بحران به سر مي برد. غرب از سياست هاي گذشته خود، سياست هايي نظير آن چه فرانکلين روزولت براي توسعه کشورهاي قدرتمند براساس مليت، توسعه اقتصادي و دموکراسي واقعي دنبال مي‌کرد، فاصله گرفته است. مردم در اين گونه کشورها مي‌توانستند در روند توسعه کشور خود مشارکت داشته باشند. 

غرب از اين سياست ها فاصله گرفته است و سياست استعمارگري انگليس بر آفريقا در واقع تا امروز ادامه داشته است و اين همان چيزي است که ما امروز تحت عنوان حملات اخير از سوي فرانسه مشاهده مي‌کنيم، اما در حقيقت اين سياست ها از حمايت هاي اوباما و کامرون نيز برخوردار بوده است. 

پرس تي وي : و البته ما هم اکنون شاهد سرايت اين مسئله به ديگر کشورها از جمله در الجزاير هستيم و شرايط در اين کشور ناآرام است. همچنين شاهد هستيم که ناآرامي و درگيري به الجزاير کشيده شده است؟ 

فريمن : اين موضوعي است که فکر مي‌کنم بسياري از مردم درباره آن به جد تفکر مي‌کنند زيرا در حقيقت کشورهاي منطقه غرب قاره آفريقا توانايي رويارويي با اين نوع تسليحات غير متعارف را ندارند. 

الجزاير تا حدودي اين توانمندي را دارد و گفته مي‌شود که الجزايري ها به نيروهاي فرانسوي اجازه داده و براي آنها مجوز صادر کرده‌اند تا از حريم هوايي اين کشور براي انجام حملات هوايي به مالي استفاده کنند. اما اين موضوع که خود الجزاير نيز در اين درگيري حضور خواهد داشت يا خير، موضوعي است که هنوز مشخص نيست. 

در ابتدا بايد گفت که آنها احتمالا به فرانسوي ها مشکوک هستند و دو طرف ... چيزي که ما آن را القاعده مغرب اسلامي و الطوارق مي‌ناميم، نيروهايي مردمي هستند که مي‌توان عليه آنها در کشور خودشان استفاده کرد. 

اما در حقيقت اين مسئله اين حقيقت را آشکار مي‌کند که هيچ هدف استراتژيک بلند مدتي درباره چگونگي عملکرد در مالي، براي چگونگي عمليات در منطقه ساحل، براي چگونگي فعاليت در کشورهاي منطقه صحرا وجود ندارد. منظور من اين است که شما شاهد يک قرن خشکسالي و قحطي در مالي بوده‌ايد و هم اکنون بيش از ۱۰ ميليون نفر در اين کشور با تهديد امنيت غذايي روبرو هستند. 

سرمايه گذاري براي به دست آوردن آب و سرمايه گذاري آن در زير ساخت ها به منظور ثمر بخش کردن اين کشور کجاست؟ اصلا چنين چيزي وجود ندارد. موضوع به اصطلاح آزادي مالي از سوي فرانسوي ها، واژه اي کاملا مبهم است و اگر شمار نيروهاي نظامي فرانسوي به ۲۵۰۰ نيروي نظامي افزايش يابد، آن موقع شاهد گسترش (ناآرامي در سراسر منطقه) خواهيد بود و من با برخي اظهارات ديگر مهمانان برنامه موافق هستم. 

اين مسئله نمي‌تواند شامل تروريسم باشد؛ اين موضوع در عوض موجب گسترش تروريسم مي‌شود. بنابراين مي‌توان گفت که رويه اي درست و صادقانه از سوي فرانسوي ها، امريکايي ها، خود شخص اوباما که به اصطلاح به پسر آفريقا معروف است و انگليسي ها به منظور کمک واقعي به آفريقا در پيش گرفته نشده است و اين مشکلي است که مردم آفريقا در چند دهه اخير از آن رنج برده‌اند. 

در سازمان من، ما تلاش داريم تا تغييراتي در اين رويه انجام دهيم؛ ما در حقيقت کشورها را به همگرايي فرا مي‌خوانيم تا با کمک هم، توسعه اقتصادي و حاکميت کاري را براي همه کشورهاي سراسر جهان از جمله کشورهاي آفريقايي به ارمغان بياوريم؛ ولي چيزي که اکنون شاهد آن هستيم، حمله به حاکميت و حمله به مردم آفريقاست و اين مسئله نمي‌تواند نتايج موثري داشته باشد و برعکس عواقبي براي مردم آفريقا و فرانسوي ها به دنبال خواهد داشت. من در اين برهه زماني بسيار بسيار براي آفريقا نگران هستم.
 

تحلیل‌گر سیاسی: القاعده دستور کار استعماری ناتو را پیش می‌برد



رندي شورت، عضو سازمان منزلت، حقوق بشر و صلح ساکن واشنگتن در گفت‌وگو با پرس تی‌وی



يک تحليل‍‌گر سياسي مي‌گويد، القاعده در حال پيشبرد دستور کار استعماري امريکا و ناتو در منطقه پر اهميت و استراتژيک خاورميانه است.


رندي شورت، عضو سازمان منزلت، حقوق بشر و صلح ساکن واشنگتن در گفت‌وگو با شبکه پرس تي‌وي بيان کرد: «القاعده نسخه‌اي از سپاه خارجي و امپرياليستي ناتو، امريکا و آن دسته از کشورهاي غربي است که خواستار استعمار مجدد خاورميانه هستند. اين مسئله در آفريقا نيز وجود دارد. »

وي افزود: «هر جايي که شبه نظاميان القاعده پا به آنجا بگذارند، ورود نيروهاي ناتو يا امريکا به آنجا توجيه مي‌شود و به همين دليل آنها (غرب) حقوق تضمين شده در منشور سازمان ملل مانند حق تصميم گيري براي خود و حاکميت کشورها را نقض کرده و آن را ناديده مي‌گيرند. »

شورت در ادامه گفت: «به نظر مي‌رسد القاعده گروهي از تروريست‌ها باشد که براي عمل در راستاي نژادپرستي غربي، امپرياليسم و سرمايه داري درنده خوي ايجاد شده است.»

اين تحليل‌گر سياسي ادامه داد: «کشورهايي که در جنگ جهاني دوم با آلمان نازي مي‌جنگيدند، مانند انگليس و فرانسه بعد از اين جنگ به آفريقا، آسيا و خاورميانه هجوم بردند تا با کشتار و قتل عام سياه پوستان، زرد پوستان و ديگر نژادهاي جهان، ثروت‌هاي آنها را تاراج کنند. »

وي همچنين گفت: «هلندي‌ها در اندونزي، فرانسوي‌ها در ماداگاسکار و انگليسي‌ها در مالزي و کنيا مشغول کشتار مردم بودند.»

شورت اضافه کرد: «بنابراين به نظر مي‌رسد اين کشورها به دنبال بازگشت به دوران استعماري هستند و اين کار را با توجيه حفاظت از جهان در برابر تروريسمي که خود آن را پرورش داده‌اند، انجام مي‌دهند. القاعده توسط سازمان سيا ايجاد شده است.»

اين تحليل‌گر سياسي هدف نهايي غرب از تلاش براي مداخله نظامي در سوريه گفت: «به دليل منابع گازي سوريه، غرب خواستار ايجاد خط لوله‌هايي در اين کشور است. همچنين قطر نيز مي‌خواهد با خط لوله از منابع گازي اين کشور استفاده کند.»

وي با اشاره به وجود منابع طبيعي در افغانستان و حمله غرب به آن گفت: «بنابراين کشورهايي مانند امريکا، فرانسه، انگليس و احتمالا ديگر کشورهاي عضو ناتو از اين مسئله (منابع طبيعي سوريه) سود خواهند برد. اين کشورها در داخل دچار مشکل هستند و از آنجا که نمي‌توانند از شهروندان خود محافظت کنند، خواستار جنگ هستند تا منابع طبيعي ديگر کشورها را سرقت کنند.»

سوريه از مارس ۲۰۱۱ صحنه ناآرامي بوده است. در خشونت و ناآرامي‌هاي اين کشور بسياري از سوري‌ها از جمله تعداد زيادي از نيروهاي امنيتي و نظامي اين کشور کشته شده‌اند.

دولت سوريه مي‌گويد اين ناآرامي‌ها از خارج کشور طراحي مي‌شوند و گزارش‌ها نشان مي‌دهند، شمار بسيار زيادي از شورشيان درگير با دولت دمشق، اتباع خارجي هستند.

دمشق همچنين برخي از کشورهاي غربي و متحدان منطقه‌اي آن از جمله عربستان سعودي، قطر و ترکيه را به تامين بودجه و تجهيز تسليحاتي شورشيان معارض با دولت سوريه متهم کرده است.

برخي از سازمان‌هاي بين‌المللي حقوق بشر، شورشيان مورد حمايت خارج در سوريه را به ارتکاب جنايات جنگي متهم کرده‌اند.

بازخوانی كودتای آمریكائی - انگلیسی 28 مرداد 1332

عوامل داخلی

طرح كودتای 25مرداد 1332

شكست كودتای 25 مرداد

هشدار آیت‌الله كاشانی به مصدق

كودتای 28 مرداد و سقوط دكتر مصدق

طرح كودتای 28مرداد

گزارش وزیر كشور از واقعه كودتا

عوامل داخلی

فضای سیاسی و اختلافات گسترده میان رهبران نهضت باعث شد كه سرلشگر فضل‌الله زاهدی- كه سابقه طولانی در خونریزی و بی‌رحمی نسبت به مردم و شورش‌های داخلی داشت. و در دولت دكتر مصدق نیز مدتی عهده‌دار سمت وزارت كشور بود، پس از بركناری، به یك نظامی مدعی نخست وزیری و محور مخالفان دكتر مصدق تبدیل شود. در ششم اسفند سال 1331 به دستور وی بازداشت گردید پس از مدتی به دلیل اهمال مسئولان دولت آزاد شد. از طرف دیگر آمریكایی‌ها و انگلیسی‌ها با هماهنگی اعضای خانواده سلطنت از جمله اشرف پهلوی به جلب همكاری عوامل خود پرداختند. اشرف پهلوی، در این مورد می‌نویسد: «تابستان 1332 یك نفر ایرانی.... به من تلفن كرد كه آمریكا و انگلیس در باره وضع كنونی ایران بسیار نگرانند لذا می‌خواهم با دو مرد یكی آمریكائی و دیگری انگلیسی ملاقاتی داشته باشید. ... مرد آمریكائی به من گفت كه نماینده جان فاستر دالس و آن مرد انگلیس هم نماینده وینستون چرچیل است كه حزب محافظه كارش اخیراً به قدرت رسیده است. مرد انگلیسی .... گفت زمان عمل فرا رسیده است ولی ما باید از شما تقاضای كمك كنیم. و چون از شما تقاضا می‌كنیم كه عملاً زندگی خود را به خطر بیندازید چك سفیدی را در اختیارتان قرار می‌دهیم تا هر مبلغی كه مایل باشید روی آن بنویسید. ... وقتی كه به تهران رسیدم هنوز نیم ساعت نگذشته بود كه فرماندار نظامی تهران دستور مصدق برای خروج را ابلاغ كرد ولی من نپذیرفتم و مصدق 24 ساعت فرصت داد. و من در این مدت پاكت ارسالی آن مرد آمریكایی را از طرف همسر شاه به وی دادم.»

مضمون پاكت ارسالی، دستور امریكائی‌ها مبنی بر همكاری با كودچیان بود كه از طریق اشرف به شاه ابلاغ شد. در همان روز ژنرال نورمن شوارتسكف، مستشار سابق ژاندارمری، با وجوه اعطائی سازمان سیا به مبلغ پنج میلیون دلار، به منظور سازماندهی كودتا وارد تهران شد و پس از ملاقات با جمعی از افسران و سرلشكر زاهدی از كشور خارج شد. او در این سفر، پنج میلیون دلار به زاهدی بابت هزینه‌های كودتا پرداخت. در ششم مرداد ماه جان فاستر دالس، وزیرخارجه آمریكا، گفت: «فعالیت روز افزون حزب غیرقانونی كمونیست توده در ایران و اغماض و چشم پوشی دولت ایران از این گونه فعالیت‌ها، نگرانی بزرگی برای دولت آمریكا ایجاد كرده است.» در پی آن كرمیت روزولت مسئول امور خاورمیانه سازمان سیا، با نام جعلی جیمز اف لاكریج از طریق مرز عراق در استان كرمانشاه وارد ایران شد.

ژانرال نورمن شوارتسكف، مستشار سابق ژاندارمری،... به منظور سازماندهی كودتا وارد تهران شد و پس از ملاقات با جمعی از افسران و سرلشكر زاهدی از كشور خارج شد. او در این سفر، پنج میلیون دلار به زاهدی بابت هزینه‌های كودتا پرداخت.

با ورود روزولت، تحرك بیشتری به فعالیت كودتا داده شد. رزولت علاوه بر پول، حجم قابل توجهی مقاله، كاریكاتور، و امكانات لازم برای فضاسازی نیز به همراه خود آورده بود. در یازدهم مرداد  سال 1332 كرمیت روزولت، رهبر كودتا، با شاه ملاقات كرد و طرح كودتا و بركناری مصدق و نخست وزیری زاهدی را با وی مطرح و رضایت نهایی وی را در عزل مصدق و انتصاب زاهدی جلب نمود.

سه روز بعد در چهاردهم مرداد سال 1332 ژانرال آیزنهاور، رئیس جمهور آمریكا، در یك سخنرانی تصریح كرد كه: «آمریكا مصمم است راه پیشروی كمونیسم در ایران و دیگر كشورهای آسیائی را مسدود كند. پیروزی نخست وزیر بر اقلیت ناراضی مجلس و انحلال آن ثمره همكاری مصدق و حزب توده بوده است.»طرح كودتای 25مرداد 1332عملیات كودتا در بیست و پنجم و بیست و هشتم مرداد سال 1332 با همكاری مشترك انگلیس و آمریكا عملی شد. ولی برنامه‌ریزی و طراحی نقش اصلی آن با انگلیسی‌ها و عوامل آنها بود. سرلشكر فضل‌الله زاهدی چهره‌ای شناخته شده‌ای بود كه فقط نقش فرماندهی را بازی می‌كرد. سرهنگ حسن اخوی كه طراح عملیات اجرائی كودتا بود، به همراه برادران سیف الله، اسدالله و قدرت الله رشیدیان، مهدی میراشرافی و اعضای شبكه بدامن كه زیر نظر شاپور جی و اسدالله علم رهبری می‌شدند، همگی عوامل دولت انگلستان بودند. كرمیت روزولت نیز نقش نظارت بر حسن اجرای كودتا را به عهده داشت.

دكتر حسین فاطمی، وزیر خارجه: «نظام سلطنتی باید برچیده شود و حكومت جمهوری اعلام شود و شاه ایران روی ملك فاروق مصر را سفید كرده است.»
مراحل اجرای طرح كودتای بیست و پنجم مرداد به شرح ذیل بود:1-روز بیست و چهار مرداد شاه، دو حكم جداگانه یكی مبنی بر عزل دكتر مصدق از نخست وزیری و دیگری مبنی بر انتصاب زاهدی به نخست وزیری را امضا می‌كند.

2-سرهنگ نصیری، فرمانده‌ گارد، فرمان انتصاب زاهدی را به وی می‌دهد.

3-رأس ساعت ده شب، نصیری فرمان عزل مصدق را به او تحویل می‌دهد.

در این صورت اگر دكتر مصدق پذیرفت، كودتا منتفی است و اگر نپذیرفت طرح كودتا اجرا می‌شود. كه با محاصرة خانه مصدق و تصرف رادیو، سقوط مصدق اعلام می‌شود. این عملیات قرار بود توسط سه واحد ارتش به اجرا گذاشته شود. در هجدهم مرداد، شاه  در ملاقات شبانه با كرمیت روزولت پس از بررسی عملیات كودتا فرمان‌ها را امضا كرد و خود به نوشهر پرواز كرده و منتظر نتایج ماند تا در صورت شكست كودتا از كشور خارج شود.شكست كودتای 25 مرداددر شب بیست و پنجم مرداد، وزیر دفاع دكتر مصدق، تقی ریاحی، از طریق چند نفر از عوامل نفوذی كودتا گردید. سرهنگ نصیری، فرمانده گارد، به هنگام ابلاغ حكم عزل در نیمه شب دستگیر شد و فرمانده‌هان نیروهای سه گانه و وزیر دفاع فوراً در صدد مقابله با كودتا بر می‌آمدند و واحدهای كودتا كننده را خلع سلاح كردند.

اما بعضی از واحدهای كودتا موفق شدند كه چند نفر از اعضای دولت مصدق را دستگیر و زندانی كنند كه پس از محاصره و خلع سلاح آنها، فرماندهان آنها دستگیر شدند. لكن در نهایت كودتاچیان آزاد شدند. محمدرضا پهلوی پس از شنیدن خبر شكست كودتا، از نوشهر به بغداد و از آنجا به رم (ایتالیا) فرار كرد.

با ورود برنامه‌ریزی شده لوی هندرسن، سفیر آمریكا، از پاكستان به تهران، در 25 مرداد وی به ملاقات دكتر مصدق رفت و به دكتر مصدق اطلاع داد كه: «دولت آمریكا دیگر نمی‌تواند حكومت وی را به رسمیت بشناسد و با او همچون نخست وزیری قانونی رفتار نماید.»

آیت‌الله كاشانی: صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است.... خودتان بهتر از هر كس می‌‌دانید كه تمام هم و غمم در نگهداری دولت جنابعالی است كه خودتان به بقای آن مایل نیستید... حرف اینجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندم نشنیدید... مجلس را كه ترس داشتید شما را ببرد بستید، حالا نه مجلسی هست و نه تكیه گاهی برای این ملت گذاشته‌اید. زاهدی را كه من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل كنترل نگه داشته بودم با لطایف الحیل خارج كردید و حالا همانطور كه واضح بود درصدد به اصطلاح كودتا است.

هندرسن به دكتر مصدق تكلیف كرد كه باید از پست خود كناره‌گیری نماید. ولی دكتر مصدق او را با عتاب از خانه خود بیرون كرد. و هندرسن نیز پس از مشاجره با مصدق با رابطان خود تماس گرفته و به آنها اعلام نمود كه: «دولت آمریكا فقط دولت زاهدی را دولت رسمی و قانونی ایران می‌‌داند.» با فرار شاه، در سراسر كشور تظاهرات عمومی برپا شده و مجسمه‌های شاه و پدرش به پایین كشیده شد. عكس‌های وی از ادارات جمع‌آوری گشت. در تجمع بزرگی در میدان بهارستان، دكتر حسین فاطمی، وزیرخارجه، اعلام كرد كه: «نظام سلطنتی باید برچیده شود و حكومت جمهوری اعلام شود و شاه ایران روی مللك فاورق مصر را سفید كرده است.» اما سایر اعضای كابینه، بعد از سخنان فاطمی تاكید كردند كه: «علیحضرت باید برگردد» در چنین شرایطی كه كشور شدیداً به مجلس نیاز دارد. دكتر مصدق پیروزی در رفراندوم و انحلال مجلس را اعلام كرد.

در همین روز‌ها تظاهرات گسترده‌ای به حمایت از دولت مصدق بر پا شد. اما دكتر مصدق دستور منع تظاهرات در حمایت از دولتش را صادر كرد و تكلیف كرد كه مردم به خانه‌های خود برگردند. در حالی كه كودتاچیان درصدد اجرای برنامه دیگری برای پیروزی بودند.هشدار آیت‌الله كاشانی به مصدقدر روز بیست و هفتم مرداد، آیت‌الله كاشانی طی نامه‌ای به دكتر مصدق او را از شرایط جدیدی كه كودتاچیان تدارك دیده بودند مطلع ساخت و از او خواست كه با همكاری با او تصمیمات لازم برای جلوگیری از كودتا را تدارك ببیند.

هر چند دوستان دكتر مصدق بسیار كوشیدند كه در صحت نامه تردید ایجاد كنند تا به نحوی بار مسئولیت اهمال در مقابله با كودتا و رها كردن نهضت در اوج خطر را از دوش دكتر مصدق و همكارانش بكاهند. توجه به این واقعیت تاریخی كه با همكاری آیت‌الله كاشانی و دكتر مصدق امكان جلوگیری از كودتا و سلطه بیست و پنج ساله آمریكا وجود داشته است، امری در خور توجه است كه برای ملت ایران در شرایطی این‌گونه می‌تواند راهگشا باشد اما دكتر مصدق در اوج مشكلات و مخاطرات دست حمایت دوستان و همكاران خود را نفشرد معذلك اصرار و ابرام دوستان دكتر مصدق در مقصر جلوه دادن دیگران از جمله آیت‌الله كاشانی و یا حزب توده و سازمان نظامی، هیچ از بار مسئولیت اهمال در برابر كودتا نمی‌كاهد. و هر دولتی مكلف است از امانت مردمی خویش به طور جدی مراقبت و دفاع نماید. صرف نظر از دستخط و امضا، متن و فضای حاكم بر آن و ادبیات نوشتاری آیت‌الله كاشانی، پاسخ رسمی دكتر مصدق و امضای وی در پای نامه نیز هیچ تردیدی در صحت صدور آن باقی نمی‌گذارد.

 متن نامه بدین شرح است:«حضرت نخست وزیر معظم جناب آقای دكتر مصدق دام اقباله»

«گرچه امكانی برای عرایضم باقی نمانده است ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است... خودتان بهتر از هر كسی می‌دانید كه تمام هم و غمم در نگهداری دولت جنابعالی است كه خودتان به بقای آن مایل نیستید از تجربیات روی كار آمدن قوام و لجبازی‌های اخیر بر من مسلم است كه می‌خواهید مانند سی‌ام تیر كذائی یكبار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف اینجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندم نشنیدید مرا لكه حیض كردید خانه‌ام را سنگ باران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را كه ترس داشتید شما را ببرد بستید حالا نه مجلسی هست و نه تكیه گاهی برای این ملت گذاشته‌اید. زاهدی را كه من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل كنترل نگه داشته بودم با لطایف الحیل خارج كردید و حالا همانطور كه واضح بود درصدد به اصطلاح كودتا است.

بعد از تسلیم دكتر مصدق، كرمیت روزولت با شاه ملاقات كرد و شاه ضمن تشكر از او گفت: «من تاج و تختم را از بركت خداوند، ملتم و ارتشم و شما دارم ... وهر گاه فاطمی را به خاطر سرنگونی مجسمه‌های من و پدرم پیدا كنم، بی‌درنگ اعدامش خواهم كرد.»

اگر نقشه شما نیست كه مانند سی‌ام تیرماه عقب‌نشینی كنید و به ظاهر قهرمان بمانید... همان‌طور كه گفتم آمریكا ما را در گرفتن نفت از انگلیسی‌ها كمك كرد حالا به صورت ملی و دنیا‌پسندی می‌خواهد به دست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد و اگر واقعاً با دیپلماسی نمی‌خواهید كنار بروید این نامه من سندی است در تاریخ ملت ایران كه من شما را با وجود همه بدی‌های خصوصی‌تان نسبت به خودم از وقوع حتمی یك كودتا توسط زاهدی كه مطابق با نقشه‌های خود شماست آگاه كردم كه فردا جای هیچ‌گونه عذری نباشد اگر براستی در این فكر اشتباه می‌كند با اظهار تمایل شما.... سید مصطفی و ناصر خان قشقایی را برای مذاكره، خدمت می‌فرستم. سید ابوالقاسم كاشانی»

دكتر مصدق در پاسخ نامه آیت الله كاشانی نوشت:«27مرداد ماه مرقومة حضرت آقا توسط آقای حسن سالمی زیارت شد اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. و السلام. دكتر محمد مصدق.»

با این پاسخ دكتر مصدق، آیت‌الله كاشانی را از دخالت در حوادث آینده منع كرد و حتی اعلام حمایت وی را نیز لازم نشمرد.كودتای 28 مرداد و سقوط دكتر مصدقبا شكست طرح اولیه كودتا و استفاده از ارتش، كه بیشتر با برنامه آمریكائی‌ها هم‌خوانی داشته است، مرحله دوم كودتا در بیست و هشتم مرداد ماه توسط شاپور جی و عوامل انگلیسی و حمایت آمریكائی‌ها به اجرا گذاشته شد.

براساس برنامه‌ریزی‌های سرهنگ حسن اخوی، طراح اجرائی كودتا، باید از مردم و جمعی از اراذل و او باش علیه مصدق و دولت او استفاده گردد. خاصه آن كه دولت مصدق دستور داده بود كه هوادارانش خیابان‌ها را ترك نمایند و این، بهترین فرصت را برای كودتا فراهم كرده بود.طرح كودتای 28 مردادمراحل طراحی عملیات اجرائی كودتای بیست و هشتم مرداد به شرح زیر بود:

1-از نقاط مختلف شهر جمعیت‌هائی تشكیل شود و تعداد تقریبی هر جمعیت و رهبر هر گروه معلوم گردد.

2-هر یك از جمعیت‌ها در مسیرهای تعیین شده به مركز شهر حركت نمایند و همزمان به مقصد محل خیابان شاه- نادری برسند.

3-باشگاه‌های ورزشی مانند باشگاه تاج نیز به حركت در آیند.

4-شعار كلیه افراد سلطنت محمدرضا باشد.

5-افراد گارد جاویدان به جمعیت بپیوندند.

6-خانه دكتر مصدق را محاصره و وی را دستگیر نمایند.

7-دستگیری دكتر مصدق از رادیو اعلام و زاهدی با تانك به نخست وزیری برود و از شاه دعوت به بازگشت كند.

در روز بیست و هشتم مرداد، طرح فوق به طور كامل اجرا شد و واحدهای نظامی طرفدار دكتر مصدق دخالتی در خنثی سازی كودتا نكردند. در روز بیست و هشتم مرداد دولت مصدق هیچ اقدام عملی علیه كودتاچیان نكرد و از مردم نیز برای مقابله با كودتا دعوت ننمود رئیس شهربانی را كه مشكوك به همكاری با كودتاچیان بود، بركنار و خواهرزاده خویش، سرتیپ دفتری، را كه از همكاران جدی كودتاچیان بود، به ریاست شهربانی منصوب كرد. گزارش دكتر غلامحسین صدیقی وزیر كشور دولت دكتر مصدق از خواندنی‌ترین گزارش‌های كودتا است.گزارش وزیر كشور از واقعه كودتادكتر غلامحسین صدیقی، وزیر كشور دكتر مصدق و از دوستان نزدیك وی، حوادث و حال و هوای كابینه دكتر مصدق و چگونگی عكس‌العمل آنها در برابر كودتا را چنین توصیف می‌كند:

«صبح زود روز 28 مرداد دكتر مصدق مرا خواست تا راجع به رفراندم شورای سلطنت تصمیم‌گیری نمائیم و پس از آن، موضوع را با تیمسار ریاحی رئیس ستاد ارتش در میان گذاشته تا با بی‌سیم ارتش به فرمانداران و استانداران ابلاغ شود... ناگهان رئیس اداره آمار وارد اطاق شد گفتند- دسته‌ای از مردم شعار «زنده باد شاه» می‌گویند و شعار‌هائی در ضد دولت می‌‌‌دهند عده‌ای پاسبان نیز با آنها هماهنگی می‌كردند. در میدان سپه نیز وضع چنین بود. بعد به سرتیپ «مدبر» رئیس شهربانی تلفن كردم و راجع به حضور پاسبان‌ها پرسیدم- متوجه شدم كه تجاهل می‌كند. در همین موقع تیمسار ریاحی تلفن كردند كه نخست وزیر دستور دادند حكم ریاست شهربانی به نام سرتیپ شاهنده صادر كنید... من حكم را امضا كردم. تظاهرات در شهر و مناطق مختلف ادامه داشت. ساعت یازده نخست وزیر تلفن كردند كه حكم را به نام سرتیپ محمد دفتری كه فرمانداری نظامی بر عهده اوست صادر كنید تا حكم را صادر كنم سرتیپ دفتری در شهربانی حضور یافت... تظاهرات به جلوی وزارت كشور كشیده شد... ساعت پانزده وارد منزل نخست وزیر شدم دیدم جمعی همه در حال انتظار و تفكر نشسته‌اند دكتر مصدق پرسید: اوضاع چگونه است؟ گفتم: اوضاع خوب نیست... پس از چند دقیقه رئیس شهربانی و فرماندار نظامی سرتیپ دفتری به نخست وزیر تلفن كرد كه «اعلامیه حمایت از شاه صادر نماید» در اطاق دیگر آقایان كاظم حسیبی، سید علی شایگان، احمد رضوی و حسین فاطمی نشسته و یا دراز كشیده بودند. بعد اعلام كردند مخالفین رادیو را اشغال كردند و مهدی میراشرافی و پیراسته سخنرانی می‌كردند بعد... حال آقای نخست وزیر بهم خورده و به شدت گریه می‌كردند. با تشدید تیراندازی، مهندس رضوی ملحفه‌ای را به علامت تسلیم بیرون برد و بر بام نصب كردند.»

بدین ترتیب كودتا به پیروزی رسید و سرلشگر زاهدی به نخست وزیری رفت محمدرضا پهلوی به كشور بازگشت و به تعبیر امام خمینی «محمدرضا رفت و رضاشاه برگشت» و این در حالی بود كه دین بزرگی از آمریكا و انگلیس بر گردن داشت. به همین دلیل محمدرضا پهلوی در كتاب «مأموریت برای وطنم» می‌نویسد:

«گاهی این سوال طرح می‌شود كه آیا دولت‌های آمریكا و انگلیس در قیام تاریخی كه در 28 مرداد رخ داد، در برانداختن مصدق كمك مالی كرده‌اند یا خیر؟ هر چند من در حین انقلاب در خارج از ایران بودم ولی از جزئیات امور اطلاع داشتم ولی انكار نمی‌كنم كه شاید به منظور پیشرفت هدف این انقلاب ملی، وجوهی هم از طرف هموطنان من خرج شده باشد.»

بعد از تسلیم دكتر مصدق، كرمیت روزولت با شاه ملاقات كرد و شاه ضمن تشكر از او گفت:

«من تاج و تختم را از بركت خداوند، ملتم و ارتشم و شما دارم... و هرگاه فاطمی را به خاطر سرنگونی مجسمه‌های من و پدرم پیدا كنم، بی‌درنگ اعدامش خواهم كرد.»و بدینسان عصر جدیدی در سرنوشت ملت ایران رقم خورد كه هزینه آن بیست و پنج سال سلطه مستقیم آمریكا و دهها هزار كشته و زخمی و زندانی بوده است. كه نهایتاً با انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به آن خاتمه داده شد.

منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامی

جغرافیای تروریسم

حدود جغرافیایی تروریسم از نظر ایالات متحده امریکا و برخی متحدانش محدوده کشورهایی است که مصمم اند در رابطه با سرنوشت و منافع خود دخالت مستقیم داشته باشند و تمایلی به دخالت بیگانگان به خصوص در امور داخلی یا تدوین سیاست خارجی خود ندارند.

ایالات متحده امریکا اعلام کرده؛ «جهت مقابله با کشورهایی مانند ایران، کره شمالی و... مصمم است در مناطقی از اروپای شرقی و آسیای مرکزی اقدام به استقرار سپر موشکی کندبه نظر می رسد ایده فوق تا حدود زیادی جدی باشد زیرا طرح آن، اجلاس اخیر کشورهای صنعتی جهان در آلمان، موسوم به گروه هشت را با تنش مواجه کرد و رئیس جمهور روسیه رسماً مخالفت خود را با طرح مذکور اعلام و آن را پوششی جهت مقابله با روسیه خواند.
در اینجا این سوال مطرح است که مخالفت روسیه تا چه حد می تواند بر این تصمیم گیری اثرگذار باشد و اصولاً روسیه تا چه زمانی بر مخالفت خود اصرار خواهد ورزید؟ آنچه مسلم و غیرقابل تردید به نظر می رسد این نکته است که پس از حادثه
۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱، نقشه سیاسی جهان به نحو بی سابقه ای به نفع کشورهای قدرتمند جهان در حال تغییر است.
کشورهایی که می کوشند در رابطه با سرنوشت و منافع خود تصمیم گیرنده باشند، به سرعت از دیگر سرزمین ها جدا می شوند و تعبیر سمبلیک «دیوار آهنین» که در دوره جنگ سرد به کار می رفت اکنون با اهدافی متفاوت به کار گرفته می شود. می توان اوج بلوک بندی کشورهای جهان را پس از جنگ جهانی دوم و در فاصله سال های
۱۹۶۲ - ۱۹۴۷ ذکر کرد.
بسیاری از دانشمندان علم سیاست مانند کاپلان، مورگشتا، والتز و... معتقدند؛ «نظام دوقطبی سخت و انعطاف ناپذیر و تقسیم کامل نقشه سیاسی جهان به دو اردوگاه شرق و غرب تنها تا سال
۱۹۶۲ به قوت خود باقی بوده و پس از آن از شدتش کاسته و نظام دوقطبی سست و انعطا ف پذیر بر جهان حاکم شد
آنچه در طول جنگ سرد
۱۹۸۹ - ۱۹۴۷ از بلندگوهای تبلیغاتی دو ابرقدرت به گوش جهانیان می رسید حاکی از دشمنی و عداوت و چنگ و دندان نشان دادن میان آنها بود، به طوری که کشورهای اقماری و وابسته به هر دو بلوک قدرت، همواره با ترس و وحشت، نسبت به حملات احتمالی یا بهره گیری از سلاح های غیرمتعارف، تمامی سعی و اهتمام خود را در رضایت حامی بزرگ خود به کار می بردند و از نفوذ و دخالت ابرقدرت ها حتی در مسائل داخلی و محلی سرزمینشان خرسند و راضی به نظر می رسیدند زیرا حمایت های فوق را جهت بقا و عدم اضمحلال حاکمیت خود ضروری و حیاتی می دانستند، با این وجود وقایع و بحران ها در سال های فوق نشان می دهند که دو ابرقدرت به هماهنگی و توافقی در خفا دست یافته بودند، به خصوص از ابتدای دهه ۱۹۶۰ جریان مسائل واقعاً آنگونه نبود که راجع به آنها بحث و صحبت می شد.
به طور کلی در فاصله سال های
۱۹۸۵-۱۹۴۵ که جهان ظاهراً در دوره موسوم به جنگ سرد به سر می برد ایالات متحده امریکا با ۴۵ بحران و اتحاد شوروی سابق با ۲۲ بحران در نقاط مختلف جهان درگیری مستقیم داشتند که در بسیاری از این بحران ها هر دو ابرقدرت منافع مشترک تقریباً مساوی برای خود قائل بودند لکن هیچ کدام از این بحران ها به جنگ و رویارویی دو قدرت شرق و غرب منجر نشد و برخلاف تبلیغاتی که دو کشور قدرتمند (ایالات متحده امریکا و شوروی سابق) علیه یکدیگر در مجامع بین المللی، رسانه ها و... می کردند جنگی میان آنها به وقوع نپیوست. می توان مثال های متعددی در این رابطه ذکر کرد مانند؛ بحران خلیج خوک ها در سواحل کوبا در آوریل ۱۹۶۱، حمله امریکا به ویتنام در ۱۹۶۹ (که مقدمه آن از اوایل دهه ۱۹۶۰ فراهم شده بود)، اشغال کامبوج توسط امریکا در دهه ۱۹۷۰، سرکوب بحران موسوم به بهار پراگ توسط اتحاد شوروی در ۱۹۶۸، تصرف افغانستان به وسیله شوروی در ۱۹۷۹، جنگ شوروی در آنگولا در ۱۹۷۶، سرکوب شورش در مجارستان و لهستان در ۱۹۵۶، جنگ سوئز، سینا (۱۹۵۶)، جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل (۱۹۶۷)، جنگ اکتبر - یوم کیپور (۱۹۷۳ - ۱۹۷۴)، بحران دیوار برلین (۱۹۶۱) و... بنابراین با توجه به عدم برخورد فیزیکی دو ابرقدرت و از سر گذراندن بحران های حساس و متعدد در نقاط مهم و ژئوپولتیکی دنیا می توان به جرات اذعان کرد که فروپاشی اتحاد شوروی سوسیالیستی در سال ۱۹۸۹میلادی حادثه غریب و نادری نبود و احتمال آن می رفت زیرا در رابطه با مدیریت بحران ها ایالات متحده امریکا قدرتمندتر عمل می کرد.
به خصوص در دهه
۱۹۸۰ اتحاد شوروی با توجه به بحران های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و عدم توازن و شکاف میان مناطق، به تدریج به سمت ناتوانی و ضعف قدرت پیش می رفت.
فروپاشی اتحاد شوروی اوج پیروزی ایالات متحده امریکا و دکترین لیبرال دموکراسی اعلام شد؛ پیروزی بدون درگیری مستقیم و به کارگیری سلاح های غیرمتعارف و هسته ای. اگرچه مورخان معتقدند؛ «امریکا و شوروی تا سال
۱۹۸۵ تعداد ۶۸ بحران را مستقیماً مدیریت کرده اند لکن حدود ۵۱۹ بحران طی این سال ها در جهان روی داده که دو ابرقدرت در آنها به نوعی مشارکت داشته اند و با وجودی که مدیریت بحران احتمالاً با قدرت های پایین تر بوده لکن در آنها دخالت کرده اند. بنابراین طی این سال ها و تا قبل از فروپاشی شوروی جمعیت قابل توجهی از مردم بی گناه قربانی و بسیاری از شهرها و سرزمین ها با نابودی مواجه شده اند که زیان و تلفات آنها کمتر از جنگ تمام عیار نبوده است. و امروز شاهد یک نوع بلوک بندی و تحول در نقشه سیاسی جهان هستیم که ریشه در نوع تفکر و اندیشه سیاسی لیبرالیسم یا سوسیالیسم و... ندارد بلکه ریشه در دکترینی با عنوان مبهم و استتار شده «جغرافیای تروریسم» دارد.
«جوزف هابز» جغرافیدان سیاسی و استاد دانشگاه کلمبیا در جدیدترین تالیف خود مقاله ا ی تحریر کرده با عنوان جغرافیای تروریسم. این مقاله از فعالیت های «القاعده» آغاز می شود و به تحلیل موضوع می پردازد. هابز در مقاله فوق بنیادگرایی اسلامی و افراطی بودن این تشکیلات را نسبت به اعتقادات مذهبی عامل مهم رفتارهای آنها ذکر کرده و اذعان داشته با توجه به این نکته که بن لادن رهبر گروه القاعده دائماً در حال تغییر مکان در منطقه است بنابراین ایالات متحده امریکا خود را ملزم می داند که به مناطق مظنون به وجود این تشکیلات حمله نظامی کند و درصدد سرکوب این گروه آدمکش باشد
جغرافیای تروریسم
حدود جغرافیایی تروریسم از نظر ایالات متحده امریکا و برخی متحدانش محدوده کشورهایی است که مصمم اند در رابطه با سرنوشت و منافع خود دخالت مستقیم داشته باشند و تمایلی به دخالت بیگانگان به خصوص در امور داخلی یا تدوین سیاست خارجی خود ندارند. ضرورتی هم وجود ندارد که این تفکر در قالب مرزهای فیزیکی و شناخته شده باشد حتی از نظر غرب یک فرقه سیاسی یا قبیله یا طرفداران احزاب و گروه ها هم نمی توانند مستثنی باشند.
به عنوان مثال در فلسطین اشغالی برخی گروه ها و وابستگان ستیزه جو و برخی آزادی طلب و مثبت ارزیابی می شوند بنابراین خطوط تقسیم نقشه در فلسطین را به گونه ای طراحی می کنند که گروه های فعال و سیاسی حتی با اهدافی مشترک و مرام و مذهبی یکسان در دو طرف خطوط ترسیم شده قرار می گیرند و طبعاً رودرروی یکدیگر باید بایستند. دقیقاً در سرزمین عراق هم این گونه عمل می شود. ساخت دیوار جداکننده فرق مذهبی و طوایف، خط کشی میان مراکز سنتی، شیعه نشین و... در حقیقت ترفندی است جهت جداسازی مردمی که تبعه یک سرزمین هستند و سال ها برادرگونه کنار یکدیگر زندگی کرده اند.
در رابطه با ایران هم سعی بسیاری می کنند که میان اقوام مختلف ایرانی خطوطی رسم کنند. تاکید بر کاستی های حقوق اقلیت های مذهبی و ایجاد شایعه پراکنی مبنی بر فقدان حقوق مساوی میان گروندگان مذاهب مختلف در ایران نیز دستاویزی جهت خط کشی های بیگانه به شمار می رود، بنابراین امروز مفهوم جغرافیایی تروریسم به خارج از سرزمین ها یا مرزهای فیزیکی محدود نمی شود. به طور کلی در هر محدوده ای که آوای آزادیخواهی و نفرت از سلطه به گوش جهانیان می رسد خطوط جغرافیایی تروریسم ترسیم شده و لزوم دخالت قدرتمندان غیرقابل اجتناب به شمار می آید.
نتیجه گیری
همانگونه که شاهدیم چند سالی است قدرت های غربی و در رأس آنها ایالات متحده امریکا به بهانه های مختلف مانند تعقیب گروه تروریستی القاعده، دستیابی برخی از کشورها به فناوری هسته ای، گسترش دموکراسی و دفاع از حقوق بشر و... به صور مختلف از تهدیدهای سیاسی و اقتصادی و اصرار بر تحریم و ایجاد محدودیت گرفته تا حمله نظامی و بهره گیری از تسلیحات و در نهایت ایجاد سپر موشکی حصار و جداسازی هایی را اطراف برش کشورها به وجود آوردند و در واقع بلوک بندی نوینی را به نفع خود انجام دادند و در صورت ضعف داخلی برخی حکومت ها حتی به داخل مرزهای فیزیکی هم نفوذ و جداسازی های قومی، مذهبی و نژادی می کنند. در چنین شرایطی کشورهای مشکوک از نظر ایالات متحده امریکا و غرب چگونه باید عمل کنند که ضمن حفظ استقلال و تسلط بر منافع ملی بتوانند خود را از آسیب های ناشی از برخی تفکرهای بدبینانه مصون نگه دارند؟
بدیهی است کشورهای مورد سوءظن نباید خود را دلخوش به الفاظ و برخی سیاست بازی ها کنند. زیرا تاریخ ثابت کرده بسیاری از مخالفت ها کم عمق هستند و با اعطای امتیازاتی از جانب طرف مقابل فراموش می شوند. به عنوان مثال اتحاد شوروی سابق حدود یک دهه (
۱۹۸۹ - ۱۹۷۹) سرزمین افغانستان را اشغال کرد. لکن به دلیل اشتیاق تاریخی در گرفتن امتیاز در قبال پذیرفته شدن در گروه کشورهای صنعتی جهان (هفت سابق و هشت فعلی) حدود دهه ۱۹۹۰ نیروهای خود را از افغانستان تخلیه، سپس با اندکی فاصله از حمله نیروهای نظامی کشورهای ائتلاف کننده به خاک عراق (۱۹۹۱ - ۱۹۹۰) علیه هم پیمان سابق خود (صدام حسین) اعلام حمایت کرد.بنابراین ایجاب می کند در شرایط کنونی به راهکارهایی جهت خنثی سازی برخی فشارها و محدودیت های احتمالی اندیشید، از آن جمله:۱) استمرار و گسترش همکاری های منطقه ای و دوری گزینی از استراتژی انزواگرایی۲) عدم افراط در بزرگنمایی بیگانگان فراتر از حد واقعی آنها یا بالعکس۳) دقت در تعیین کد ژئوپلتیکی در سطوح ملی، منطقه ای و فرامنطقه ای۴) به کارگیری زبان دیپلماسی مناسب و بهره گیری از روان شناسی سیاسی، فرصت تحلیل های سوء و تاویل های مغرضانه را سلب کرده و می توان ضمن طرح ایده ها و آرمان ها ی مناسب آسیب ها را کاهش داد.۵) ایجاد زمینه های رشد و توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به صورت یکسان در سراسر کشور۶) تقویت شاخص های اقتصادی، کوشش در امر خودکفایی و افزایش امنیت اقتصادی۷) تقویت عوامل ایجاد همگرایی مانند اشتراکات نژادی، قومی، مذهبی، زبانی و کاستن از عوامل ایجاد واگرایی مانند وجود برخی موارد افتراق۸) هوشیاری نسبت به تحرکات و فعالیت های منطقه ای و فرامنطقه ای کشورهای همجوار و غیرهمجوار۹) اصرار در حفاظت از منافع مشروع و قانونی ملت در داخل و خارج از مرزهای فیزیکی

معصومه طاهری
منابع:
۱ـ مایکل پرچر، بحران، تعارض و بی ثباتی، ترجمه صبحدل، تهران ۱۳۸۲
۲- J.Hobbs. World Regional Geography. Colmbia. ۲۰۰۶

تروریست كیست؟ حماس یا آمریكا

 

تاریخ بشریت بر این واقعیت روشن گواه است و به باور بنده هنور فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی سابق از خاطره آمریكا پاك نشده است. آخرین اشتباه تاریخی آن تجاوز به خاك افغانستان بود و در حال حاضر نیز در گرداب عراق گرفتار آمده است.

 

ستاد فاضل برادر عزیز و ارجمند جناب آقای "احمد علی" مدیر عامل روزنامه وزین "الوطن" ضمن عرض سلام و ادب خدمتتان، خواهشمندم این نامه را كه از طریق روزنامه وزینتان به "آدام ارلی" مشاور عالی "كاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه آمریكا ارسال می كنم، منتشر نمایید. كسی كه با او مصاحبه انجام دادید؛ مصاحبه ای كه سراسر بهتان و دروغ بود و روز یكشنبه برابر با ۱۹/۱۱/۲۰۰۶ در شماره "۴۰۹۵" منتشر گردید و از خداوند متعال می خواهم تا به ما و شما و خوانندگان حكمت و معرفت و اصول سخنرانی را بیاموزد.

در آغاز اجازه بفرمائید بگویم، زمانی كه این مصاحبه را مطالعه كردم شوكه و بهت زده شدم، اما خودم را كنترل كردم تا این مصاحبه را تا پایان بخوانم، چرا كه تحمل شنیدن این دروغ ها و چرندیات كه در لابه لای كلامش نهفته بود نداشتم؛ چرا كه راستگویی پیشه افرادی نیست كه دستانشان به خون بی گناهان و انسان های مظلوم آغشته شده باشد و اگر چنین بود در آن صورت با قانون طبیعت و سنت الهی تضاد پیدا می كرد. خداوند پاك و منزه یك حقیقت است و كلامش نیز عین حقیقت است. پروردگار عالمیان در قرآن مبین می فرماید:" چه كسی از خداوند متعال راستگوتر است" (سوره نساء) باز در جای دیگری می فرماید:" اگر حق از هوا و هوس و خواسته های آنان پیروی می كرد آسمان ها و زمین ها و هر آنچه در آنهاست تباه می گردیدند." (سوره مومنون) پس حق كه نامی از نام های خداوند پاك و منزه وتجلی گر شوكت و جلالش است، هرگز امكان ندارد كه جلالش را به ستم پیشگان و جنایتكاران بدهد. خداوند متعال در جایی دیگر نیز می فرماید": ای بندگان من ظلم كردن برای خودم را حرام كرده ام و آن را بر شما حرام كردم. پس هرگز به همدیگر ظلم و ستم روا مدارید."

برادر عزیز پس از این پیشگفتار اینك به بقیه سخنانم گوش كن:

▪ اولا: سخنان دو پهلوی این مرد (ارلی) برای خوانندگان این مصاحبه هویداست و این همان چیزی است كه خودت نیز به آن به هنگام پاسخ دادن وی به آن اشاره كردی؛ به نحوی كه حتی برای نابینایان نیز عین روز روشن است و آن مشابه همان پاسخ به سخن تو درباره عدم به رسمیت شناختن نتایج انتخابات فلسطین است.

● برداشت شما از تروریسم چیست؟

وی در پاسخ گفت كه بر اساس قانون آمریكا جنبش مقاومت اسلامی "حماس" یك سازمان تروریستی است، انگار كه قانون آمریكا وحی منزل است و هیچ چیز باطل در آن وجود ندارد. همگان می دانند كه این قانون چند گانه برای تامین منافع آمریكایی كه بر اساس فلسفه "مصلحت اندیشی" شكل گرفته است وضع شده است و آمریكا این فلسفه را از بدو تاسیسش پذیرفته است و این امر در قتل عام میلیون ها سرخ پوست صاحبان اصلی زمین و همچنین در ارتكاب جنایاتی هولناك نظیر قتل عام دسته جمعی مردم خواه در هیروشیما و خواه در ناكازاكی یا ویتنام یا صومالی یا عراق نمود پیدا می كند. این قانون فقط مصالح و منافع آمریكا را لحاظ كرده است و اگر موضع كسی یا دولتی یا ملتی با مصالح آمریكا در تضاد باشد در آن صورت قانون آنان می گوید كه من و پس از من طوفان و این همان چیزی است كه مسئولان آنان به این مسئله اذعان می كنند؛ به نحوی آنان اعتراف می كنند كه نفط در جهان و تمامی ذخائر آن باید تحت سلطه و سیطره آمریكا باشد و هر كس از این خط قرمز تخطی كند در آن صورت باید آن را از هر سو كوبید.

▪ ثانیا: اگر به این ادعای او توجه كنیم كه می گوید حماس یك سازمان تروریستی است و برای نیل به مقاصد و اهداف سیاسی خود، انسان های بی گناه را از دم تیغ می گذراند ـ كه اصلا پایه و اساس ندارد ـ پس اگر این ادعا را با جدل پذیرفتیم، آیا قتل عام افراد بی گناه با جنگنده ها و با تانك ها و توپ ها و موشك ها ـ همان بلا و مصیبتی كه آمریكا بر سر مردم ویتنام آوردند و در خلال این جنگ هزاران تن انواع بمب را بر سر مردم این كشور ریخت و همین جنایات در افغانستان در این كشور فلك زده و محنت دیده و اكنون ارتكاب این جنایات وحشیانه در عراق فلسطین ـ تروریست دولتی به شمار نمی آید؟

آری! این اقدامات جنایات كشورهای مستبد و ابرقدرت علیه مستضعفان در روی زمین به شمار می رود. پس وای بر كافران آنانی كه آیات خداوند را به باد مسخره می گیرند و دست به تعدی و تجاوز می زدند و خداوند متعال در كتابش می فرماید:" در این گیرودار گناهكاران آتش دوزخ را می بینند و می دانند كه بدان می افتند، اما محلی نمی یابند كه (از دست دوزخ بگریزند) و بدان رو كنند." (سوره كهف)

▪ ثالثا: از سوی دیگر، گفتن اینكه حماس از قتل عام بی گناهان به منظور نیل به مقاصد سیاسی حمایت می كند آیا این دقیقا همان چیزی نیست كه آمریكا در جهان آن را انجام می دهد؟ یا اینكه آمریكا چنین حقی را دارد؟ انگار كه آمریكا خداست و همه جهانیان باید بنده ذلیل او باشند؛ بنده ای كه باید تسلیم محض و بی چون و چرای قانون آمریكا باشد. شاید این توهم برای گناهكارهای كاخ سفید ایجاد شده باشد. شاید آنان چنین تصوری داشته باشند. خداوند سبحان می فرماید:" در این سرزمین یك خداوند است." شاید آن هم به گمان این گناهكاران بوش باشد. چه كسی می داند؟! سوال اینجاست كه اگر بوش بخواهد در روی زمین خدایی كند، آیا قصد دارد كه با دوز و كلك و خونریزی این كار را انجام دهد.

یا اینكه می خواهد دولت آمریكا ـ كه جهانیان را امروزه اداره می كند و فقط دو سال از مدت حكومتش مانده است ـ شایستگی رهبری و هدایت جهان ما را پیدا كند. نخستین شرط یك چنین رهبری این است كه باید از عدالت آسمانی الهام گرفته باشد كه در هدایت اهل زمین نمود پیدا می كند به وسیله تورات و انجیل و درك صحیح و فهم عمیق از قرآن" نه آن چه را كه با فهم خودش رواج می دهد یعنی تورات و انجیل كه دلهایشان را از كینه و دشمنی و عداوت به نبی مكرم اسلام (ص) و خاندانش مالامال كرده است و آن هم به خاطر یاران حضرت موسی و عیسی (ع) در تبیین حقایق و هدایت خلقت و باطل ستیزی و گستراندن نعمت های خداوند به تمامی بندگانش" (مراجعه شود به كتاب مبارزه دینی امام محمد غزالی)

عدالت آسمانی كه به آن اشاره كردیم هرگز اجازه نمی دهد كه خون بی گناهان به خاطر ثروت ـ هر اندازه هم زیاد باشد ـ ریخته شود. حرمت و ارزش جان انسان از هر چیزی بالاتر است؛ به ویژه اینكه این انسان خدامحور و خداجو باشد. خداوند متعال می فرماید:" به همین جهت بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم كه متجاوز كشته شود چرا كه هر كس انسانی را بدون ارتكاب قتل یا فساد در زمین بكشد چنان است كه گوئی همه انسان ها را كشته است." (سوره مائده.) تا اینجا ای آمریكایی ها! این شماها بودید كه با همدستی و توطئه شیطان ها هزاران نفر را در عراق به خاك و خون كشیدید.

این انسان های بی گناه و ارواح طیبه زنان و كودكان و سالمندان و پیران و جوانان از دست شماها به درگاه احدیت شكوه برده اند و از خداوند جبار می خواهند تا انتقام خونشان را از شما بگیرند. حضرت محمد مصطفی (ص) در حدیثی می فرمایند:"خداوند به ستمكاران آن قدر مجال می دهد تا آنان را به عذاب خویش گرفتار سازد." كافران ( و بی دینانی كه ایمان را فروخته و كفر را خریداری كرده اند) گمان نبرند كه اگر به ایشان مهلت می دهیم (و وسایل رفاه دنیوی برایشان مهیا میداریم و بر عمرشان می افزائیم ) به صلاح آنان است بلكه ما به ایشان فرصت می دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند و در آخرت به عذاب شدیدی دچار آیند) بی گمان برای آنان عذاب خوار كننده ای است. (سوره آل عمران)

اولین كاری كه باید تصمیم گیرندگان و بازیگران عرصه سیاسی آمریكا بدان عمل كنند، این است كه با بهره گیری از تجربه نه با توسل به زور و قوه قهریه، جلوی خونریزی را در عراق بگیرند. مگر این رئیس جمهور آمریكا نبود كه با تمامی توانش اصرار داشت تا به كشوری كه نسبت به فرهنگ و تاریخ مردم آن كشور بیگانه است تعدی و تجاوز كند؟

نباید افراد و مسئولانی كه هنوز به بلوغ و پختگی سیاسی نرسیده اند و بسیاری از مردم آمریكا این افراد را به عنوان بچه به شمار می آورند، تصمیم تجاوز و تعدی به كشوری را اتخاذ كنند كه كشورهای بزرگی نظیر آمریكا روی آن حساب باز كرده اند.

به یگانگی خداوند متعال سوگند كه من به ملت آمریكا احترام قائلم و بارها به این كشور و صفای باطن این ملت را لمس كرده ام و نسبت به آینده تمدن عظیم آمریكا كه آن را به واسطه نبوغ چهره های علمی و زنانش به جهانیان صادر كرده، نگرانم. اما با تاسف هر چه تمامتر می گویم، هر آمریكایی كه به محله تصمیم گیری می رسد بنا به دلایلی منجمله اعمال فشار برخی دستگاه های نظارتی نمی تواند پاره ای از امور و مسائل را در تصمیم سازی های خود منظور كند. این سیاستمدار تصور می كند كه مصلحت آمریكا در این است كه فلان تصمیم را اتخاذ كند كه در ظاهر با منافع عالی آن همسویی دارد و شاید این امر نزد این افراد از منظر منافع مادی زودگذر صواب باشد، ولی سنت هستی كه خداوند آن را بنیان نهاده است و آن را مایه و ضامن حفظ و تداوم این هستی قرار داده است ایجاب می كند كه خودپسندی كه به ظلم و سركشی و قهر و جبروت منجر می شود ـ همانطوری كه این وضعیت در سیاست های كنونی آمریكا حاكم است ـ نتیجه آن حتما باید فنا و نابودی باشد. خداوند متعال در این باره می فرماید:" شما (كه با پیمان بستن به نام خدا تعهدی را می پذیرید به عهد خود وفا كنید و همانند آن زنی نباشید كه به سبب دیوانگی، رشته خود را بعد از تابیدن از هم وا می كرد." سوره نحل

تاریخ بشریت بر این واقعیت روشن گواه است و به باور بنده هنور فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی سابق از خاطره آمریكا پاك نشده است. آخرین اشتباه تاریخی آن تجاوز به خاك افغانستان بود و در حال حاضر نیز در گرداب عراق گرفتار آمده است. ناظران بر این باورند كه گرفتار شدن آمریكا در باتلاق عراق آن را كامل از خاور میانه خارج خواهد كرد همانگونه كه فرانسه و انگلیس را پس از تجاوز به مصر از آن خارج كرد.

ویسنده: احمد ابوبكر المصلح

منبع: مركز اطلاع رسانی فلسطین

مسجدی به نام شکر

روایت شیدایی

اینجا طبس روایتی عجیب از تاریخ است.

باز هم اربابان قدرت در پی ویرانی تمام قبله حق شکست می خورند.

مسجد شکر

این مسجد شکر در دل صحرای طبس است که واقعا اسم به جایی دارد.

در همین مکان شهید منتظر قائم توسط دژخیم نامرد بنی صدر به شهادت رسید.

در این چنین روزی من خود را به آنجا رساندم تا خود را در آن لحظه نابودی کفر حس کنم.

عکس شهید منتظر قائم در صحرای طبس

the kids are the victim war s boush in iraq

 

Iran Air Flight 655


From Wikipedia, the free encyclopedia Jump to: navigation, search Information in this article or section has not been verified against sources and may not be reliable.Please check for inaccuracies and modify as needed, citing the sources against which it was checked. Iran Air Flight 655 Summary Date  July 3, 1988 Cause  Civilian airliner shoot-down Site  Persian Gulf Origin  Mehrabad International Airport Last stopover  Bandar Abbas International Airport Destination  Dubai International Airport Fatalities  290 Aircraft  Aircraft type  Airbus A300B2-203 Operator  Iran Air Tail number  EP-IBU Passengers  275 Crew  15 Survivors  0 Iran Air Flight 655 (IR655) was a commercial flight operated by Iran Air that flew from Bandar Abbas, Iran to Dubai, UAE. Towards the end of the Iran Iraq War, On Sunday July 3, 1988, the aircraft flying IR655 was shot down by the U.S. Navy guided missile cruiser USS Vincennes between Bandar Abbas and Dubai, killing all 290 passengers and crew aboard, including 38 non-Iranians and 66 children. The Vincennes was inside Iranian territorial waters at the time of the shoot-down. According to the U.S. government, the Iranian airbus was mistakenly identified as an attacking military fighter. The Iranian government, however, maintains that the Vincennes knowingly shot down a civilian aircraft. The flight number IR655 is still used by Iran Air on the Tehran-Bandar Abbas-Dubai route.[1] Contents [hide]   1 The incident   2 U.S. government accounts   3 Iranian government account   4 Independent sources   5 Radio communication   6 Potential factors   7 Medals awarded   8 Compensation   9 References   9.1 Cited   9.2 Others   10 See also   11 External links   12 Further reading The incident The USS Vincennes shot down an Iran Air passenger aircraft similar to this Iran Air Airbus, killing all 290 passengers (including 66 children) and crew on board. The plane, an Airbus A300B2, registered as EP-IBU and flown by Mohsen Rezaian, a veteran captain with 7,000 hours of flight time, left Bandar Abbas at 10:17 am Iran time (UTC+0330), 27 minutes after its scheduled departure time of 9:50 am. It would have been a 28-minute flight. After takeoff, it was directed by the Bandar Abbas tower to turn on its transponder and proceed over the Persian Gulf. The flight was assigned routinely to commercial air corridor Amber 59, a twenty-mile-wide lane on a direct line to Dubai airport. The short distance made for a simple flight pattern: climb to 14,000 feet (about 4300 m), cruise for a short time, and descend into Dubai. At that same time, the Vincennes, under the command of Captain William C. Rogers III and fitted with the then-new AEGIS combat system, was nearby in the Strait of Hormuz. Aegis screen displays on USS Vincennes The Vincennes had been rushed to the area after the April 14 mining of the USS Samuel B. Roberts by Iranian forces. Iran had purchased Silkworm missiles from China, and an AEGIS cruiser was the only type of vessel that could counter the threat. The Roberts had been operating in the Persian Gulf as part of Operation Earnest Will, the effort to protect Kuwaiti oil tankers during the Iran-Iraq War. On the morning of July 3, the Vincennes crossed into Iranian territorial waters during clashes with Iranian gunboats. Earlier in the day, the Vincennes — along with Iranian gunboats — had similarly violated Omani waters until challenged by an Omani warship. The USS Sides (FFG-14) and USS Elmer Montgomery (FF-1082) were nearby. The event triggered an intense controversy, with Iran condemning the shootdown as a "barbaric act." On the other hand, George H.W. Bush, at the time Vice President of the United States in the Reagan Administration, defended his country at the United Nations by declaring that the shootdown had been a wartime incident and that the crew of the Vincennes had acted appropriately to the situation at the time. At a news conference on 2 August 1988 he said "I will never apologize for the United States of America—I don’t care what the facts are" in reference to the incident.[2] [edit] U.S. government accounts According to the U.S. government, the Vincennes mistakenly identified the Iranian airbus as an attacking military fighter. The officers identified the flight profile being flown by the Airbus A300B2 as being similar to that of an F-14A Tomcat during an attack run;[3] the commercial flight had originated at Bandar Abbas, which served dual roles as a base for Iranian F-14 operations and as a hub for commercial, civilian flights.[4] According to the same reports, the Vincennes tried more than once to contact Flight 655, but there was no acknowledgement. At 10:24 am, with the civilian jet 11 nautical miles away, the Vincennes fired two SM-2MR Surface-to-air missiles. The first missile broke the aircraft in two and damaged the tailplane and right wing. After the engagement, the Vincennes’ crew realized that the plane had been a civilian airliner. This version was finalized in a report by Admiral William Fogarty, entitled Formal Investigation into the Circumstances Surrounding the Downing of Iran Air Flight 655 on 3 July 1988.[5] Only parts of this report have been released (part I in 1988 and part II in 1993), which has drawn criticism from many observers.[citation needed] The unclassified version of a Congressional report of a U.S. Navy investigation headed by Admiral William Fogarty reports that the USS Vincennes was in international waters, contrary to the claims of the Iranian government.[citation needed] When questioned by BBC journalists in a 2002 documentary, the U.S. government stated in a written answer that they believed the incident may have been caused by a simultaneous psychological condition amongst the 18 bridge crew of the Vincennes called 'scenario fulfillment’ which is said to occur when persons are under pressure. In such a situation, the men will carry out a training scenario, believing it to be reality while ignoring sensory information that contradicts the scenario — in the case of this incident, the scenario was an attack by a lone military aircraft. This hypothesis, if true, could explain why the records of the Vincennes’ instruments never indicated a craft resembling an F-14 being detected, while a civilian IFF signal was detected. [edit] Iranian government account A block of 45 rials postage stamps released by Iran on 11 August 1988, in commemoration of the downing of Iran Air Flight 655 by the USS Vincennes. According to the Iranian government, the shooting down of IR 655 by the Vincennes was an intentionally performed and unlawful and inhumane act. Even if there was a mistaken identification, which Iran has not accepted, it argues that this constituted gross negligence and recklessness amounting to an international crime, not an accident.[6] In April 1988, the US Navy carried out Operation Praying Mantis against Iran and directly attacked Iranian Naval vessels and installations and Iranian off-shore oil facilities. The battle was launched in retaliation for the 14 April mining of the USS Samuel B. Roberts (FFG-58). U.S. forces sank two Iranian warships and as many as six armed speedboats in the engagement. In effect, Iran and the USA were in outright military conflict. Iran thus regarded the USA as being an open military ally of Saddam Hussein’s Iraq and feared that the US would expand its naval war with Iran into attacks on Iran’s soil. The Iranian government contended at the time of the incident that the attack was intended as a warning to Iran that if it did not agree to some form of armistice with Iraq, the USA would itself directly attack the Iranian mainland and Iranian civilians in order to assist Iraq.[citation needed] [edit] Independent sources Newsweek reporters John Barry and Roger Charles wrote that Rogers acted recklessly and without due care. Their report accused the U.S. government of a cover-up.[7] An analysis of the events by the International Strategic Studies Association described the deployment of an Aegis cruiser in the zone as irresponsible and felt that the expense of the ship had played a major part in the setting of a low threshold for opening fire.[8] The Vincennes had been nicknamed 'Robo-cruiser', both in reference to its AEGIS system, and to the supposed aggressive tendencies of its captain. The US fighter base in Bahrain had refused to provide supporting aircraft to cover the Vincennes — the commander of the base stated that his decision was based on a fear that the Vincennes would accidentally shoot down one of his aircraft.[citation needed] On November 6, 2003 the International Court of Justice ruled that "the actions of the United States of America against Iranian oil platforms on 19 October 1987 and 18 April 1988 cannot be justified as measures necessary to protect the essential security interests of the United States of America."[9] However, the case relating to the Airbus downing, "the Aerial Incident of 3 July 1988, (Islamic Republic of Iran v. United States of America)", was dropped 22 February 1996 following settlement and reparations by the United States.[10] Three years after the incident, Admiral William J. Crowe admitted on American television show Nightline that the Vincennes was inside Iranian territorial waters when it launched the missiles.[11] This contradicted earlier Navy statements. Captain David Carlson, commander of the USS Sides, the warship stationed near to the Vincennes at the time of the incident, is reported (Fisk, 2005) to have said that the destruction of the aircraft "marked the horrifying climax to Captain Rogers’ aggressiveness, first seen four weeks ago." His comment referred to incidents on June 2, when Rogers had sailed the Vincennes too close to an Iranian frigate undertaking a lawful search of a bulk carrier, launched a helicopter within 2-3 miles (3.2-4.8 km) of an Iranian small craft despite rules of engagement requiring a four-mile (6.4 km) separation, and opened fire on a number of small Iranian military boats. Of those incidents, Carlson commented, "Why do you want an Aegis cruiser out there shooting up boats? It wasn’t a smart thing to do." At the time of Rogers’ announcement to higher command that he was going to shoot down the plane, Carlson is reported (Fisk, 2005) to have been thunderstruck: "I said to folks around me, 'Why, what the hell is he doing?' I went through the drill again. F-14. He’s climbing. By now this damn thing is at 7,000 feet." However, Carlson thought the Vincennes might have more information, and was unaware that Rogers had been wrongly informed that the plane was diving. According to the BBC documentary of 2002, Carlson identified IR655 as a civilian craft based on its radar signature, its 'squawk' (IFF) code, and the fact that it was ascending at low speed — an attacking military aircraft would be descending towards the Vincennes at high speed. At first Carlson thought that the 'Iranian Tomcat' identified by the Vincennes was actually another craft that he could not identify, as it was surprising to Carlson that the Vincennes crew would mistake a Tomcat with a civilian aircraft. The Vincennes’ warnings were on a military channel, addressed to 'Iranian Tomcat'. When Carlson concluded that the Vincennes was referring to IR655 in its warning to turn away or receive fire, he urgently warned IR655 on a civilian freqency that it was in danger, having been mistaken for a military craft and should turn away. IR655 immediately complied and changed course onto a trajectory away from the Vincennes. The Vincennes fired regardless. Carlson expressed the view that the incident was a mistake brought about by an overly aggressive approach by the captain of the Vincennes. Craig, Morales & Oliver, in a slide presentation published in M.I.T.'s Spring 2004 Aeronautics & Astronautics, as the "USS Vincennes Incident," commented that Captain Rogers had "an undeniable and unequivocal tendency towards what I call 'picking a fight.'" On his own initiative, Rogers moved the Vincennes 50 miles northeast to join the USS Montgomery. An angry Captain McKenna ordered Rogers back to Abu Musa, but the Vincennes helicopter pilot, Lt Mark Collier, followed the Iranian speedboats as they retreated north, eventually taking some fire: "…the Vincennes jumps back into the fray. Heading towards the majority of the speedboats, he is unable to get a clear target. Also, the speedboats are now just slowly milling about in their own territorial waters. Despite clear information to the contrary, Rogers informs command that the gunboats are gathering speed and showing hostile intent and gains approval to fire upon them at 0939. Finally, in another fateful decision, he crosses the 12-mile limit off the coast and enters illegally into Iranian waters."[12] The Fogarty report concluded, "The data from USS Vincennes tapes, information from USS Sides and reliable intelligence information, corroborate the fact that [Iran Air Flight 655] was on a normal commercial air flight plan profile, in the assigned airway, squawking Mode III 6760, on a continuous ascent in altitude from takeoff at Bandar Abbas to shoot-down." The fault in the USS Vincennes lying directly in the airplane’s pathway is Captain Rogers’. [edit] Radio communication Throughout its final flight IR655 was in radio contact with various air traffic control services using standard civil aviation frequencies, and had spoken in English to Bandar Abbas Approach Control seconds before the Vincennes launched its missiles. According to the U.S. Navy investigation the Vincennes at that time had no equipment suitable for monitoring civil aviation frequencies, other than the International Air Distress frequency, despite being a sophisticated anti-aircraft warship operating two helicopters. Subsequently U.S. Navy warships in the area were equipped with dialable VHF radios, and access to flight plan information was sought, to better track commercial airliners. The official ICAO report stated that 10 attempts were made to contact Iran Air flight 655: seven on military frequencies and three on commercial frequencies, addressed to the supposed "unidentified Iranian aircraft" and giving its speed as 350 knots. However IR655 was arguably not "unidentified" as its commercial 'squawk' code was active and it was travelling at an airspeed of 300 knots. The reference to "350 knots" was its speed over ground, as observed by radar. IR655's flight instruments would have recorded the airspeed. International investigations concluded that the crew of IR655 assumed that the three calls that they received before the missiles struck must have been directed at an Iranian P3 (see below). [edit] Potential factors The ship’s crew did not efficiently consult commercial airliner schedules, due to confusion over which time zone the schedules referred to. The airliner’s departure was 27 minutes later than scheduled. "The CIC was also very dark, and the few lights that it did have flickered every time the Vincennes fired at the speedboats. This was of special concern to Petty Officer Andrew Anderson, who first picked up Flight 655 on radar and thought that it might be a commercial aircraft. As he was searching in the Navy’s listing of commercial flights, he apparently missed Flight 655 because it was so dark."[12] An Iranian P-3 was in the area some time before the attack, providing a potential (albeit unlikely) explanation for the lack of target acquisition radar interrogation[13] It was first claimed that Flight 655 deviated from the centre of its air corridor — an unusual occurrence with commercial flights — namely that it was 3.35 NM off the 20 NM-wide corridor at the time of being shot down. It is further claimed that this deviation had it bearing straight at the Vincennes. It is unclear how much of this deviation was true, and how much was claimed to obscure the Vincennes’ position within Iranian territorial waters. It is claimed that a Mode II IFF signal of 21100 was attributed to the Airbus track, identifying it as an Iranian military aircraft (commercial aircraft respond with Mode III signals). According to the official military report, the flight was in fact using the correct 'squawk' mode. The Vincennes either heard it incorrectly or believed it to be a military aircraft using Mode III 36760 to deceive them. It has since been assumed that the tracking device used to identify IFF squawks was left in the original position of Flight 655 when first sighted (at take-off), confusing the Flight 655 squawk with that of an Iranian F-14 fighter within the area. The Bandar Abbas airport was shared between commercial and military aircraft at that time. The crew of the Vincennes’ Combat Information Center (CIC) confusingly reported the plane as ascending and descending at the same time (there were two "camps"). This seems to have happened because the Airbus’ original CIC track, number 4474, had been replaced by the Sides’ track, number 4131, when the computer recognised them as one and the same. Shortly thereafter, track 4474 was re-assigned by the system to an American A-6, several hundred miles away, which was following a descending course at the time. Apparently not all the crew in the CIC realized the track number had been switched on them. This incident took place just over a year after the USS Stark was attacked in the Persian Gulf by an Iraqi Mirage F-1, killing 37. The psychology and mindset after engaging in a battle with Iranian gunboats. There are claims that Vincennes was engaged in an operation using a decoy cargo ship to lure Iranian gunboats to a fight. However, those claims are denied by Fogary in "Hearing Before The Investigation Subcommittee and The Defense Policy Panel of The Committee on Armed Services, House of Representatives, One Hundred Second Congress, Second Session, July 21, 1992". Also, the initial claims of Vincennes being called for help by a cargo ship attacked by Iranian gunboats have been ruled out. That leads to claims that the Iranian gunboats were provoked by helicopters inside Iranian waters and not the other way around.[14] This might have contributed to the mistakes made. The actual reasons for the Vincennes’ engagement with gunboats is not so clear to this date. Software development expert Steve McConnell claimed: “ Iran Air Flight 655 was shot down by the USS Vincennes’ Aegis system in 1988, killing 290 people. The error was initially attributed to operator error, but later some experts attributed the incident to the poor design of the Aegis user interface.[15] ” A lack of training contributed to the disaster. “ It was, however, a known fact that many of the senior officers on board the Vincennes knew very little about computerized warfare. The tactical officer for surface warfare, Lt Cmdr Guillory, knew so little that he routinely used his computer screens as a surface for sticky notes instead. Petty Officer Anderson, who missed Flight 655 on the schedule because it was so dark, also later claimed that he was confused by the gulf’s four different time zones, something proper training could have easily helped with. Lt Clay Zocher was the boss of Air Alley, which was responsible for air warfare, but he had only stood watch at that post twice before and had never fully learned and mastered the console routines. In fact, when he was finally given the green light to fire upon the incoming aircraft, he pressed the wrong keys 23 times, until a veteran petty officer leaned over and hit the right ones. Nerves were shattered, and the training seemed nonexistent."[12] ” [edit] Medals awarded The U.S. government issued notes of regret for the loss of human life but never admitted wrongdoing, accepted responsibility, nor apologised for the incident. Officially, it continues to blame Iranian hostile actions for the incident. The men of the Vincennes were all awarded combat-action ribbons. Lustig, the air-warfare co-ordinator, won the navy’s Commendation Medal for "heroic achievement," noting his "ability to maintain his poise and confidence under fire" that enabled him to "quickly and precisely complete the firing procedure"[16] The Legion of Merit was presented to Rogers and Lustig on 3 July 1988, according to a 23 April 1990 article in The Washington Post. The citations did not mention the Iran Air flight. It should be noted that the Legion of Merit is often awarded to high-ranking officers upon successful completion of especially difficult duty assignments and/or last tours of duty before retirement. The incident overshadowed U.S.-Iran relations for many years. Following the explosion of Pan Am Flight 103 six months later, the British and American governments initially blamed the PFLP-GC, a Palestinian militant group backed by Syria, with assumptions of assistance from Iran in retaliation for Iran Air Flight 655.[citation needed] The cause of the crash was later determined to be a bomb associated with the Libyan intelligence service. The Flight 655 incident has often been compared to the downing of Korean Air Flight 007 by the Soviet Air Force in 1983. [edit] Compensation On February 22, 1996 the United States agreed to pay Iran US$61.8 million in compensation ($300,000 per wage-earning victim, $150,000 per non-wage-earner) for the 248 Iranians killed in the shootdown, but not for the aircraft, which was estimated to be worth approximately US$30 million. This was an agreed settlement to discontinue a case brought by Iran in 1989 against the U.S. in the International Court of Justice.[17] The payment of compensation was explicitly characterised by the US as being on an ex gratia basis, and the U.S. denied having any responsibility or liability for the incident. The process of compensation itself proved a major cause for controversy, again by comparison to the bombing of Pan Am Flight 103. The Washington Post reported on August 13, 2003 with the headline "Deal Reached with Libya on Pan Am Bombing"[18]: Lawyers representing the families of the victims of the Pan Am 103 bombing struck a deal with Libyan officials last year involving a $10 million payment to each victim’s family. An initial $4 million would be paid once U.N. sanctions have been formally lifted. An additional $4 million would be paid once the United States lifts its sanctions. The final $2 million would be delivered if Libya is removed from the State Department’s list of states allegedly sponsoring terrorism. [edit] References [edit] Cited ^ Iran Air flight timetable http://www.iranair.com/util/img/index.do;jsessionid=a0303461311181370009687?imgPath=%5Cfiles%5CabtIrnAir%5Cdownload%5C520_file_en.pdf ^ "Perspectives", Newsweek, August 15, 1988, p. 15.  ^ An Airbus A300B2 is 177 feet long (54.08 m), nearly three times as long as an F-14, which is 61 ft 9 in long (18.6 m). Analysis of the radar return’s strength can tell them apart, but this is not done in a busy environment because of the time that it requires.[citation needed] ^ Military Blunders, History.com. ^ Fogarty, William M. (July 28 1988). Formal Investigation into the Circumstances Surrounding the Downing of Iran Air Flight 655 on 3 July 1988. Retrieved on 2006-03-31. ^ International Court of Justice. Aerial Incident of 3 July 1988 (Islamic Republic of Iran v. United States of America) — Iranian submission: Part IV B, The shooting down of flight IR 655, para. 4.52-4.53. Accessed 2007-01-20. ^ "Newsweek", July 13, 1992.  ^ A Look at the Naval Lessons Available to the US from the Iraq War (May 5, 2003). Retrieved on 2006-03-31. ^ International Court of Justice. Oil Platforms (Islamic Republic of Iran v. United States of America). Accessed December 12, 2006. ^ International Court of Justice. Aerial Incident of 3 July 1988 (Islamic Republic of Iran v. United States of America). Accessed December 12, 2006. ^ The USS Vincennes: Public War, Secret War (July 1, 1992). Retrieved on 2006-03-31. ^ a b c USS Vincennes Incident, Aeronautics & Astronautics, Spring 2004, MIT, MA, USA. ^ Klein, Gary (1999). Sources of Power: How People Make Decisions, Chapter 6. The MIT Press. ISBN 0-262-61146-5.  ^ Iran Air 655, House Armed Services Hearing, July 21, 1992 ^ Professional Software Development, page 166 ^ History.com, Military Blunders Retrieved September 13, 2006 ^ Aerial Incident of 3 July 1988 (Islamic Republic of Iran v. United States of America). Retrieved on 2006-03-31. ^ Washington Post, 2003-08-13. [edit] Others Nunn Wants to Reopen Inquiry into Vincennes’ Gulf Location. Washington Times, July 4, 1992. Abstract: Senator Sam Nunn called on the Pentagon to probe allegations that the Navy "deliberately misled Congress" about the location of the USS Vincennes when it shot down an Iranian civilian airliner four years ago. Fisk, Robert. The Great War for Civilisation — The Conquest of the Middle East. London: Fourth Estate, 2005. 318–328. ISBN 1-84115-007-X Marian Nash Leich, "Denial of Liability: Ex Gratia Compensation on a Humanitarian Basis" American Journal of International Law Vol. 83 p. 319 (1989) USS Vincennes Incident; Dan Craig, Dan Morales, Mike Oliver; M.I.T. Aeronautics & Astronautics, Spring 2004 [edit] See also Operation Praying Mantis (earlier naval action in the area) Lists of accidents and incidents on commercial airliners Category:Airliner shootdowns Korean Air Flight 007, shot down by Soviet Su-15 aircraft September 1, 1983 west of Sakhalin island. El Al Flight 402, shot down by two Bulgarian Mig-15s and crashed near Petrich, Bulgaria July 27, 1955. Libyan Arab Airlines Flight 114, shot down by an Israeli Air Force F-4 aircraft February 21, 1973. Korean Air Lines Flight 902, shot down by Soviet Su-15 aircraft April 20, 1978 near Murmansk. [edit] External links ABC Nightline interview with Admiral William Crowe aired 1 July 1992, in which Crowe admits that the Vincennes was inside Iranian waters at the time of the shooting, despite what the Navy had been claiming. US Senate, Armed Services Committee hearing, 8 September 1988 A collection of US government statements on Iran Air Flight 655 Tragedy over the Persian Gulf, from Chapter 9 of Trapped in the Net:The Unanticipated Consequences of Computerization by Gene I. Rochlin Vincennes A Case Study, Lieutenant Colonel David Evans, U.S. Marine Corps (Retired) Iran Air shot down, The History Channel Iran Air 655 Shootdown, Iran Chamber Mehr News, Mehr News Agency ICJ case — Written Pleadings, Iran and U.S. cases to the International Court of Justice U.S. Department of State Bulletin Sept. 1988 Transcripts: July 3, 1998, President’s Statement; July 4, 1988, Letter To Congress; July 6, 1988, U.S. Letter To The UN Security Council; July 11, 1988, Herbert S. Okun, White House Statement; July 13, 1988, Assistant Secretary Richard S. Williamson, ICAO Council, Montreal; July 14, 1988, Vice-President Bush, UN Security Council Sea of Lies, Newsweek, July 13, 1992 [edit] Further reading Rochlin, Gene I. (1997). Trapped in the Net: The Unanticipated Consequences of Computerization. USA: Princeton University Press.  Wise, Harold Lee (2007). Inside the Danger Zone: The U.S. Military in the Persian Gulf 1987-88. Annapolis: Naval Institute Press. ISBN 1-59114-970-3.  Coordinates: 26°40′06″N, 56°02′41″E Retrieved from "http://en.wikipedia.org/wiki/Iran_Air_Flight_655" Categories: Articles with unsourced statements since February 2007 | All articles with unsourced statements | Wikipedia articles needing factual verification | Articles with unsourced statements since April 2007 | Airliner shootdowns | Aviation accidents and incidents in 1988 | History of Iran | Military history of the United States 1900-1999 | Non-combat accidents involving military | Aviation accidents and incidents in Iran  

Iran Air Flight #655

Iran Air Flight #655

This is the anniversary of "the accident" that saw USS Vincennes (a.k.a. "Freedom's Fortress") bring down an Iranian passenger jet over Persian Gulf, killing all 290 people on board. It is a shame that the truth has never been told about what really happened on that day and virtually nobody has been reprimanded for their actions. 290 families, their friends and associates, along with millions of their other countrymen and women were given yet another reason to hate the world super-power's uncontrolled and senseless military machine.

My thoughts today are with Leila Behbahani, a 3 year old passenger on that flight, who "was still dressed in her tidy blue dress, black shoes, white socks, and little gold bangles on her wrists" when found

Posted by Pedram .

حقوق بشر آمريکایی

حقوق بشر آمريکايي;
    300 هزار دلار براي‌ ايراني‌ و 10 ميليون‌ دلار براي‌ آمريكايي‌
    
     هيجده
سال‌ گذشت‌، هيجده سال‌ پيش‌، در بعدازظهر روز دوازدهم‌ تيرماه‌ سال‌ 1367 كه‌ برج‌ مراقبت‌ فرودگاه‌بين‌المللي‌ دبي‌ در انتظار فرود هواپيماي‌ ايرباس‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ از بندرعباس‌ بود. اما 290 سرنشين‌اين‌ پرواز هرگز به‌ دبي‌ نرسيدند، چرا كه‌ آنها به‌ مانند دسته‌ گل‌هايي‌ بودند كه‌ در آبهاي‌ خليج‌فارس‌ پرپر شدند وملتي‌ را سياهپوش‌ كردند.
    و دقايقي‌ بعد اين‌ خبر بر روي‌ تلكس‌ خبرگزاريهاي‌ جهان‌ بود. پرواز 655 هدف‌ دو موشك‌ ناو آمريكايي‌«وينسنسن‌» قرار گرفت‌ و تروريسم‌ دولتي‌، واقعي‌ترين‌ معني‌ خود را يافت‌ و حد و مرز تمامي‌ مقررات‌ متعارف‌بين‌المللي‌ فرو ريخت‌ و «كاخ‌سفيد» حقيرانه‌ انتقام‌ كينه‌هاي‌ ديرين‌ را از مردم‌ ايران‌ گرفت‌.
    و نتيجه‌ آن‌ شد كه‌ يك‌بار ديگر معناي‌ حقوق‌ بشر آمريكايي‌ در برابر آزادگان‌ جهان‌ به‌ نمايش‌ درآمد.

    
    
    يكشنبه‌ دوازدهم‌ تيرماه‌ سال‌ 1367 (3 ژوئيه‌ 1988) ميلادي‌ هواپيماي‌ ايرباس‌ ايران‌ با 257 مسافر و 16خدمه‌ بندرعباس‌ را به‌ مقصد دبي‌ ترك‌ كرد. خلبان‌ در ساعت‌ پانزده‌ و ده‌ دقيقه‌ بعدازظهر، سطح‌ پرواز دوازده‌هزار پايي‌ خود را به‌ برج‌ مراقبت‌ گزارش‌ كرد و از آن‌ ساعت‌ ديگر هيچ‌ تماسي‌ برقرار نشد، چرا كه‌ هواپيما مورداصابت‌ دو فروند موشك‌ قرار گرفته‌ بود و در نزديكي‌ تنگه‌ هرمز بين‌ شارجه‌ و بندرعباس‌ در نزديكي‌ جزيره‌ ايراني‌«هنگام‌» منفجر شد و سقوط كرد، در اين‌ فاجعه‌ همه‌ سرنشينان‌ به‌ شهادت‌ رسيدند كه‌ در ميان‌ آنان‌ 66 كودك‌ زير12 سال‌ و 52 زن‌ در ميان‌ قربانيان‌ بودند، همچنين‌ 46 تبعه‌ كشورهاي‌ هندوستان‌، پاكستان‌، ايتاليا، شارجه‌،دبي‌، كويت‌، افغانستان‌ و يوگسلاوي‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد. مردمي‌ كه‌ به‌ دور از هياهوي‌ سياسي‌ مي‌خواستندروزهاي‌ تعطيل‌ خود را در خارج‌ از كشور سپري‌ كنند اما...
    
    

لاكربي‌ هم‌ در آن‌ سال‌ اتفاق‌ افتاد


    اهالي‌ منطقه‌ روستاي‌ «لاكربي‌» در خاك‌ اسكاتلند، زماني‌ كه‌ يك‌ صبح‌ ديگر را آغاز كرده‌ بودند، شاهد يك‌ شي‌آتشين‌ بودند كه‌ در حال‌ سقوط به‌ زمين‌ بود. يك‌ ثانيه‌ دو ثانيه‌، سه‌ ثانيه‌ و... انفجار...
    چند دقيقه‌ بعد اين‌ اخبار بر روي‌ تلكس‌ خبرگزاريها آمده‌ بود. هواپيماي‌ 747 متعلق‌ به‌ شركت‌ «پان‌ آمريكن‌»آمريكا در منطقه‌ لاكربي‌ در خاك‌ اسكاتلند سقوط كرد. از همان‌ اوايل‌ احتمال‌ خرابكاري‌ در اين‌ هواپيما مشخص‌بود. گرچه‌ عده‌اي‌ از منتقدان‌ سياسي‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ هواپيما بر اثر نقص‌ فني‌ سقوط كرده‌، اما دولتمردان‌آمريكا به‌ خاطر سمت‌ و سوهاي‌ سياسي‌ مي‌خواستند اين‌ انفجار و سقوط را «تروريستي‌» جلوه‌ دهند. كشورهايي‌مورد اتهام‌ قرار گرفتند، اما پس‌ از مدتي‌ آمريكايي‌ها، به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدند كه‌ انفجار لاكربي‌، كار دولت‌ ليبي‌است‌ و به‌ دستور شخص‌ سرهنگ‌ قذافي‌ رهبر ليبي‌ صورت‌ گرفت‌، از اين‌ رو تحريم‌هاي‌ سخت‌ عليه‌ اين‌ كشورآغاز شد تا اين‌ كه‌ چندي‌ پيش‌ سرهنگ‌ قذافي‌ تحت‌ فشارهاي‌ شديد كوتاه‌ آمد و اعلام‌ داشت‌ كه‌ ما پس‌ ازشانزده‌ سال‌ از حادثه‌ لاكربي‌، غرامت‌ پرداخت‌ خواهيم‌ كرد، او خيلي‌ زيركانه‌ در سفر اخير خود به‌ اروپا كه‌بازتاب‌ وسيعي‌ داشت‌ اعلام‌ كرد كه‌ ما مسئول‌ انفجار هواپيمايي‌ 747 پان‌ آمريكن‌ برفراز لاكربي‌ نبوده‌ايم‌، امابراي‌ حل‌ مشكل‌، پرداخت‌ غرامت‌ را پذيرفته‌ايم‌
    كاملا مشخص‌ است‌ كه‌ آمريكا به‌ نوعي‌ مي‌خواست‌ غرامتي‌ سنگين‌ را دريافت‌ كند و از اين‌ سو دولت‌ ليبي‌ را متهم‌اعلام‌ كرد تا مبلغ‌ 10 ميليون‌ دلار غرامت‌ نقدي‌ براي‌ هر قرباني‌ آن‌ حادثه‌ دريافت‌ كند، 270 نفر قرباني‌ كه‌ تا به‌امروز مشخص‌ نشده‌ آيا هواپيما بر اثر نقص‌ فني‌ سقوط كرده‌ يا بمبي‌ در هواپيما باعث‌ اين‌ انفجار شد، اما در هرصورت‌ آمريكايي‌ها براي‌ خانواده‌ هر قرباني‌، 10 ميليون‌ دلار دريافت‌ كردند، حال‌ پرسش‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌دولت‌ آمريكا براي‌ حادثه‌ تروريستي‌ سقوط پرواز 655 ايران‌ به‌ 290 خانواده‌ قرباني‌ چه‌ مقدار پرداخت‌كرده‌ است‌؟ پاسخ‌ اين‌ بود... آنها براي‌ هر فرد شاغل‌ 300 هزار دلار و براي‌ كساني‌ كه‌ شاغل‌ نبودند 150 هزاردلار به‌ بازماندگان‌ خانواده‌هاي‌ ايراني‌ غرامت‌ دادند، اما 300 هزار دلار كجا و ده‌ ميليون‌ دلار كجا... چرا بايدچنين‌ تفاوت‌ فاحشي‌ وجود داشته‌ باشد؟ تاسف‌انگيزتر آن‌ بود كه‌ فرمانده‌ ناو متجاوز آمريكا پس‌ از بازگشت‌ به‌آمريكا جايزه‌ ويژه‌ شجاعت‌ خود را از رئيس‌جمهور آمريكا دريافت‌ كرد.
    به‌ راستي‌ چرا اين‌ تفاوت‌ در برخورد وجوددارد؟ مگر خون‌ انسانها با هم‌ فرق‌ دارد؟ اگر قرارباشد حقوق‌ بشر رعايت‌ شود ابتدا بايد براي‌تمامي‌ انسانها يك‌ ارزش‌ واحد در نظر بگيريم‌، مگرخون‌ يك‌ انسان‌ آمريكايي‌ به‌ خاطر آمريكايي‌بودن‌ از يك‌ ايراني‌ سرخ‌تر است‌؟
    در هر صورت‌ در مقايسه‌ پرونده‌ لاكربي‌ وايرباس‌ ايراني‌، پرسش‌ مهم‌ اين‌ است‌ چرا بهاي‌خون‌ انسان‌ها متفاوت‌ است‌؟
    
    

آمريكا: عمدي‌ در كار نبود؟


    بهترين‌ مكان‌ براي‌ پاسخگويي‌ به‌ اين‌ پرسش‌دفتر خدمات‌ حقوقي‌ بين‌المللي‌ رياست‌جمهوري‌ است‌. دكتر «محسن‌ محبي‌» مشاور ارشدو يكي‌ از اعضاي‌ فعال‌ و موثر گروهي‌ بود كه‌سرانجام‌ با پيگيري‌هاي‌ فراوانشان‌ توانستندحداقل‌ يك‌ تار مو را از تن‌ خرس‌ بزرگ‌ بكنند.
    محبي‌ در ابتدا مي‌گويد: «پس‌ از اين‌ فاجعه‌دردناك‌ سه‌ اقدام‌ كرديم‌: ابتدا، وزارت‌ امورخارجه‌ به‌ شوراي‌ امنيت‌ شكايت‌ برد، سپس‌سازمان‌ هواپيمايي‌ كشوري‌ به‌ شوراي‌ «ايكائو» كه‌بالاترين‌ مرجع‌ سازمان‌هاي‌ هواپيمايي‌ دنياست‌،احقاق‌ حق‌ نمود و در نهايت‌ دولت‌ وقت‌، به‌ديوان‌ بين‌المللي‌ دادگستري‌ در «لاهه‌» هلندشكايت‌ كرد. در رابطه‌ با شكايت‌ وزارت‌ امورخارجه‌، شوراي‌ امنيت‌ تنها به‌ يك‌ ابراز تاسف‌بسنده‌ كرد و در مورد شكايت‌ سازمان‌ هواپيمايي‌كشوري‌ «شوراي‌ ايكائو» يك‌ هيات‌ به‌ ايران‌فرستاد كه‌ آنان‌ پس‌ از بررسي‌هاي‌ به‌ عمل‌ آورده‌در نهايت‌ اعلام‌ كردند كه‌ اين‌ حادثه‌ عمدي‌ نبوده‌است‌، از اين‌ رو دادخواستي‌ توسط مشاورين‌حقوقي‌ و وكلاي‌ ايراني‌ و تعدادي‌ حقوقدان‌برجسته‌ بين‌المللي‌ تهيه‌ گرديد و من‌ در راس‌هدايت‌ اين‌ گروه‌ بودم‌، ما از ديوان‌ لاهه‌خواستيم‌ كه‌: 1ـ دادگاه‌، آمريكا را مسئول‌ فاجعه‌اعلام‌ كند كه‌ نقض‌ حقوق‌ بين‌المللي‌ نموده‌ است‌.2ـ آمريكا بايد به‌ ايران‌ بابت‌ هواپيما و قربانيان‌حادثه‌ غرامت‌ بپردازد.
    اولين‌ عكس‌العمل‌ آمريكا نسبت‌ به‌دادخواست‌ ايران‌ اين‌ بود كه‌ اين‌ دادگاه‌،صلاحيت‌ رسيدگي‌ ندارد، چرا كه‌ اين‌ سقوط درجريان‌ درگيري‌ نظامي‌ رخ‌ داده‌، چون‌ قايق‌هاي‌تند روي‌ ايراني‌، به‌ ناوهاي‌ آمريكا حمله‌ كرده‌ و مادر مقام‌ دفاع‌، به‌ اشتباه‌ هواپيماي‌ مسافربري‌ راساقط نموده‌ و هدف‌ قرار داديم‌
    به‌ دليل‌ پيچيدگيهاي‌ پرونده‌، همين‌ مورد سالهابه‌ طول‌ انجاميد كه‌ سرانجام‌ آمريكايي‌ها اعلام‌كردند حاضرند در مقابل‌ ادعاي‌ ايران‌ تسليم‌ وغرامت‌ بپردازند و اين‌ پيروزي‌ بزرگي‌ بود، چون‌تمام‌ سازمان‌ها و ادارات‌ بين‌المللي‌، پشتيبان‌آمريكا بودند.
    پس‌ از اين‌ پيروزي‌، اولين‌ مذاكرات‌ درباره‌غرامت‌ بود. آمريكايي‌ها ابتدا مي‌گفتند براي‌ هرشهيد شاغل‌ 150 هزا رو هر شهيد بيكار 100 هزاردلار مي‌پردازند، اما ما اعتراض‌ كرديم‌، از طرفي‌آنان‌ مي‌گفتند تنها به‌ بستگان‌ درجه‌ اول‌ غرامت‌مي‌دهند. اما در نهايت‌ توافق‌ شد كه‌ اين‌ غرامت‌طبق‌ قوانين‌ ايران‌ به‌ صورت‌ تساوي‌ بين‌ تمام‌ ورثه‌تقسيم‌ شود و پس‌ از گذشت‌ هشت‌ سال‌ دراسفندماه‌ سال‌ 1375 اين‌ توافقنامه‌ امضاء وورثه‌ 248 شهيد ايراني‌، اين‌ غرامت‌ را دريافت‌كنند، تشخيص‌ ورثه‌ با ايران‌ بود و يك‌ حساب‌بانكي‌ باز شد و غرامت‌ها به‌ دلار گرفته‌ شد و به‌حساب‌ ورثه‌ واريز شد، حتي‌ هزينه‌هاي‌ حواله‌بانكي‌ از آنان‌ دريافت‌ نشد و از ماليات‌ نيز معاف‌گرديدند. تاكنون‌ همه‌ خانواده‌ها غرامت‌ خود رادريافت‌ كردند و تنها خانواده‌ دو شهيد باقي‌مانده‌اند».
    از دكتر محبي‌ پرسيديم‌ فرق‌ اين‌ پرونده‌ باپرونده‌ سقوط لاكربي‌ در چيست‌؟
    محبي‌ در پاسخ‌ به‌ همكار ما مي‌گويد: «درپرونده‌ لاكربي‌، دولت‌ ليبي‌ مسئوليت‌ را قبول‌كرد، اما در حادثه‌ ايرباس‌، آمريكا عمدي‌ بودن‌حمله‌ را نپذيرفت‌ و متاسفانه‌ شوراي‌ «ايكائو» هم‌كه‌ يك‌ مرجع‌ تخصصي‌ است‌، طرف‌ آمريكا راگرفت‌ و اعلام‌ كرد اين‌ فاجعه‌ تصادفي‌ به‌ وجودآمده‌ است‌»
    محبي‌ در ادامه‌ مي‌گويد: «همين‌ ميزان‌غرامت‌، حاصل‌ پشتكار هيات‌ حقوقي‌ بود، چرا كه‌همه‌ سازمانهاي‌ جهاني‌، پشت‌ آمريكا درآمدند».دكتر محبي‌ در پايان‌ از دكتر افتخار جهرمي‌،محمدكريم‌ اشراق‌، محمد حسين‌ زاهدين‌، كورش‌عاملي‌، دكتر ولايتي‌، دكتر پوسنچي‌، دكتر ممتازو... همچنين‌ پروفسور برانلي‌ مشاور اين‌ هيات‌ ازدانشگاه‌ كمبريج‌، پروفسور كرافورد، پروفسوركندرللي‌ و... كه‌ از اعضاي‌ هيات‌ ايراني‌ بودند كه‌سرانجام‌ آمريكا را به‌ زانو درآوردند، تشكر كرد.
    اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ «نسرين‌ نيكتاش‌» وكيل‌دادگستري‌ و مشاور حقوقي‌ دفتر خدمات‌بين‌المللي‌ رياست‌ جمهوري‌ كه‌ مسئوليت‌ تقسيم‌ وپرداخت‌ غرامت‌ را به‌ بازماندگان‌ شهدا برعهده‌داشت‌ مي‌گويد: «جمعا 61 ميليون‌ و 800 هزاردلار غرامت‌ دريافت‌ كرده‌ايم‌ كه‌ آنها را به‌خانواده‌هاي‌ شهداي‌ هواپيمايي‌ ايرباس‌پرداخت‌ كرديم‌».
    
    

برادر شهيد: غرامت‌ را پس‌ از ده‌ سال‌ دريافت‌كرديم‌


    دلمان‌ مي‌خواست‌ با خانواده‌هاي‌ زيادي‌ درمورد سقوط هواپيماي‌ ايرباس‌ صحبت‌مي‌كرديم‌،اما يا بيشتر آنان‌ در شهرهاي‌ دورزندگي‌ مي‌كردند و عده‌اي‌ هم‌ كه‌ در تهران‌بودند، يا حاضر به‌ مصاحبه‌ نمي‌شدند يا آدرسشان‌عوض‌ شده‌ بود، زماني‌ كه‌ «نيكتاش‌» تلفن‌ حدود20 نفر خانواده‌هاي‌ اين‌ عزيزان‌ را به‌ من‌ داد، باخودم‌ گفتم‌ به‌ راحتي‌ همه‌ آنها را پيدا مي‌كنم‌، اماافسوس‌ كه‌ نشد، به‌ هر حال‌ در آخرين‌ لحظاتي‌ كه‌مجله‌ زير چاپ‌ مي‌رفت‌، با برادر شهيد «رضااكبري‌مقدم‌»، ارتباط برقرار كردم‌، غلام‌عباس‌اكبري‌ مقدم‌ مي‌گويد: «در منزل‌ بودم‌ كه‌ زنگ‌زدند و گفتند يك‌ هواپيماي‌ ايراني‌ توسط ناوگان‌آمريكايي‌ مورد هدف‌ قرار گرفته‌ و به‌ احتمال‌ زيادبرادرت‌ رضا هم‌ جزو شهداست‌»، وي‌ كه‌ تعجب‌كرده‌ بود، پس‌ از سال‌ها از آن‌ حادثه‌ يك‌ نشريه‌به‌ سراغ‌ اين‌ خانواده‌ آمده‌ است‌، مي‌گويد:«شبانه‌ خودم‌ را به‌ فرودگاه‌ رساندم‌، هنوز چيزي‌مشخص‌ نبود، خانواده‌هاي‌ زيادي‌ به‌ فرودگاه‌آمده‌ بودند. صبح‌ زود بود كه‌ اسامي‌ را اعلام‌كردند و برادر من‌ هم‌ جزو شهدا بود. زماني‌ كه‌براي‌ تشييع‌ جنازه‌ مقابل‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌بودم‌ و تابوت‌هاي‌ كوچك‌ كودكان‌ را مشاهده‌كردم‌، يك‌ لحظه‌ برادرم‌ از يادم‌ رفت‌. از برادرم‌دو فرزند به‌ نام‌هاي‌ امير و وحيد به‌ يادگار مانده‌است‌ كه‌ هر دو در حال‌ ورود به‌ دانشگاه‌ هستند».وي‌ در مورد نحوه‌ دريافت‌ غرامت‌ مي‌گويد:«غرامت‌ را حدود نه‌ يا ده‌ سال‌ پس‌ از آن‌ حادثه‌دريافت‌ كرديم‌، نامه‌اي‌ از دفتر خدمات‌ حقوق‌بين‌الملي‌ رياست‌ جمهوري‌ به‌ دستمان‌ رسيد كه‌جهت‌ دريافت‌ غرامت‌ مداركي‌ از والدين‌،همچنين‌ فرزندان‌ و همسر شهيد ارائه‌ دهيم‌، تاپرونده‌اي‌ تشكيل‌ شود. ما هم‌ همين‌ كار را انجام‌داديم‌ و پس‌ از مدتي‌ متوجه‌ شديم‌ كه‌ حساب‌ارزي‌ در بانكي‌ در سوئيس‌ به‌ نام‌ پدر و مادرم‌ وهمسر و فرزندان‌ برادرم‌ اختصاص‌ داده‌ شد.كارهاي‌ مربوط به‌ پدر و مادرم‌ را من‌ انجام‌ دادم‌ وديگر كارها را همسر برادرم‌ و طبق‌ قوانين‌جمهوري‌ اسلامي‌ سيصدهزار دلار بين‌ اعضاي‌خانواده‌ برادرم‌ تقسيم‌ شد و مالياتي‌ هم‌ از آن‌ كسرنشد.
    پدر و مادرم‌ ارز خود را به‌ بانك‌ مركزي‌ با نرخ‌دولتي‌ فروختند، البته‌ مي‌توانستند به‌ نرخ‌ آزاددلارها را بفروشند كه‌ پدر و مادرم‌ تصميم‌ گرفتندآن‌ را به‌ نرخ‌ دولتي‌ بفروشند». برادر شهيد درادامه‌ مي‌گويد: «متاسفانه‌ تمام‌ سازمان‌هاي‌جهاني‌ به‌ يك‌ اظهار تاسف‌ بسنده‌ كردند كه‌ اين‌نشانه‌ حمايت‌ از آمريكا بود و در چنين‌ شرايطي‌حتي‌ گرفتن‌ همان‌ مبلغ‌ غرامت‌ توسط مسئولان‌دست‌ مريزاد دارد».
    
    
    

و اما داستان‌ حقوق‌ بشر


    شايد سالها بگذرد، اما داستان‌ هواپيماي‌ايرباس‌ ايراني‌ فراموش‌ نمي‌شود. داستان‌برخورد دوگانه‌ سازمانهاي‌ جهاني‌ و كشورهاي‌سلطه‌گر جهان‌ فراموش‌ نمي‌شود. آنها زور دارند،بمب‌ اتم‌ دارند، رسانه‌هاي‌ مختلف‌ ديداري‌ وشنيداري‌ دارند اما نمي‌توانند حرف‌ زورشان‌ را به‌ما تحميل‌ كنند. به‌ عنوان‌ يك‌ ايراني‌ واقعامي‌پذيريد كه‌ ارزش‌ خون‌ شما كمتر از يك‌آمريكايي‌ محاسبه‌ شود؟ آيا اين‌ انساني‌ و منطقي‌است‌ كه‌ در پرواز لاكربي‌ سالها تحريم‌ اقتصادي‌ وفشار جهاني‌ عليه‌ متهم‌ پرونده‌ اعمال‌ شود، اما درسقوط ايرباس‌ ايراني‌ به‌ فرمانده‌ ناو جايزه‌ داده‌شود.
    اين‌ موضوع‌ را از آن‌ جهت‌ انتخاب‌ كرديم‌ كه‌يك‌بار ديگر براي‌ همه‌ ما تداعي‌ شود كه‌ آمريكاواقعا شيطان‌ بزرگ‌ است‌. شيطاني‌ كه‌ نمي‌توان‌ به‌او اعتماد و اطمينان‌ كرد. شيطاني‌ كه‌ براي‌ انسانهاارزش‌ برابري‌ قائل‌ نيست‌. همه‌ چيز را براي‌خودش‌ مي‌خواهد همه‌ مفاهيم‌ را آن‌طور كه‌خودش‌ مي‌خواهد و مي‌فهمد معنا مي‌كند و دنيارا وادار مي‌كند آن‌طور كه‌ او مي‌گويد حرف‌بزنند و رفتار كنند. او شايد زور داشته‌ باشد امانمي‌تواند فكر و انديشه‌مان‌ را از ما بگيرد. مامي‌فهميم‌ پس‌ هستيم‌. چرا يك‌ خانواده‌،ده‌ميليون‌ دلار غرامت‌ مي‌گيرد اما خانواده‌ ديگركمتر از يك‌ صدم‌ آن‌، آيا اين‌ حقوق‌ بشر است‌؟
    به‌ عنوان‌ يك‌ انسان‌ و يك‌ ايراني‌ فارسي‌ زبان‌،نمي‌توان‌ اين‌ حرف‌ زور را پذيرفت‌. آمريكائيهادر طول‌ بيست‌ سال‌ گذشته‌ با همين‌ عملكردضدايراني‌ خود ديوار بلند بي‌اعتمادي‌ را به‌وجودآورند. آنها اموال‌ و دارايي‌هايي‌ را كه‌ متعلق‌ به‌همه‌ ايرانيان‌ است‌ به‌ ناحق‌ در كشور خود بلوكه‌كردند، آنها با عملكردهاي‌ اين‌چنين‌ مي‌خواهنددر پشت‌ حرف‌هاي‌ شيك‌ و لباسهاي‌ مدرن‌ وتكنولوژي‌ برتر، خود را از همه‌ مردم‌ دنيا برتر وبالاتر نشان‌ دهند. در حالي‌ كه‌ همان‌طور كه‌سعدي‌ عليه‌الرحمه‌ مي‌گويد:
    
تن‌ آدمي‌ شريف‌ است‌ به‌ جان‌ آدميت‌
    نه‌ همين‌ لباس‌ زيباست‌ نشان‌ آدميت‌

بوش : علاقه ام به پوتین به معنای موافقت با او نیست.

«جورج بوش» رئيس‌‏جمهوري آمريكا گفت كه گزينه‌‏هاي ديگري به غير از ديپلماسي براي پايان‌‏دادن به بحران موشكي كره‌‏شمالي در اختيار دارد.

ایلنا به نقل از رويترز گزارش داد: «رئيس‌‏جمهوري آمريكا در مصاحبه با شبكه خبري سي‌‏ان‌‏ان ضمن رد احتمال ارائه هرگونه مشوق جديد به كره‌‏شمالي گفت كه گزينه‌‏هاي ديگري به غير از ديپلماسي براي جلوگيري از بحران موشكي و هسته‌‏اي پيونگ‌‏يانگ در اختيار دارد. وي با انتقاد از صحبت‌‏هاي «ولاديمير پوتين» رئيس‌‏جمهوري روسيه افزود: «ما نيز خواستار حل مشكلات از طريق ديپلماسي هستيم و استفاده از مذاكره گزينه نخست پيش روي ما است.»
بوش تاكيدكرد: «من پوتين را دوست دارم, اما اين امر لزوماً به معني موافقت با هر تصميمي كه وي اتخاذمي‌‏كند، نيست.»
وي افزود: «بسيار مهم است كه روابط دوستانه با روسيه را حفظ‌‏كنيم, ولي هيچ‌‏كس دوست ندارد كه توسط شخص ديگر مورد خطاب قرار گيرد.»
بوش در پاسخ به اين پرسش كه آيا نسبت به خاتمه بحران كره‌‏شمالي كه توأم با جنگ عراق صورت‌‏گرفته‌‏است، خوش‌‏بين است، گفت: «بدون شك به حل اين بحران خوش‌‏بين هستم. ما در عراق پيروز خواهيم‌‏شد و به مقامات كره‌‏شمالي كمك‌‏مي‌‏كنيم كه منطق همكاري با جامعه بين‌‏الملل را درك كند.»
رئيس‌‏جمهوري آمريكا هرگونه مذاكره مستقيم با مقامات كره‌‏شمالي را ردكرد.
وي در اين مصاحبه قول داد كه با «فليپه كالدرون» پيروز انتخابات رياست‌‏جمهوري مكزيك همكاري كند.

بوش در مورد عراق گفت: «بدون شك اگر جرم سرباز آمريكايي كه پس از تجاوز به يك زن عراقي و قتل عام خانواده‌‏اش ثابت شود عدالت كامل در مورد وي اجرا خواهدشد.»