ما و صوفیا

این یه گزارش واقعی است که خودم بودم

الان که دارم می نویسم

سیر گاز اشک آور خوردم

قضیه اینه که الان پلیس با صوفیا تو قم درگیرن

اینم به خاطر اینه که خانقاه اونا رو

بنا به فرمایش حضرت آیت الله مکارم شیرازی بستن

بعد اونا هم به تحصن تو خیابون کنار حرم حضرت معصومه (علیها السلام) کردن

و الان یه دو روزی هست که اینجا

به خاطر تجمع و راهبندون پلیس اومد که اونا رو جمع کنه

 که این در گیری از ظهر تا الان ادامه داره

مردم هم رفته بودن تماشا

صوفیا که حدودا ۵۰ یا ۶۰ نفرشون بودن که رفتن بالا پشت بوم

یکی از مطبای دکتر و تمام وسایلشو ریختن بیرون

تمام شیشه های اطراف رو هم شکستن

مردم شعار می دادن :

صوفیه بی حیا

اسم علی را نیار

پلیس هم تونست یکی از پشت بوم ها رو بگیره

بعد برای اینکه پراکنده شن و متفرقشون کنن

گاز اشک آور زدن

اونا هم نامردی نکردن انداختن تو سر مردم

یعنی کنار من حدود ۲ یا ۳ متری خورد زمین

کور شدیم خفه شدیم همه در می رفتن نزدیک بود زیر دست و پا له شیم یه وضعی بود

واقعا اینا که دم از انسانیت می زنن اگه چنتا آدم این وسط خفه می شدن چی می گفتن

واقعا حقشه به خاطر اینکه مردم یه شعار دادن تازه بعضی هم ندادن و ازشون دفاع می کردن

طرفشون گاز اشک آور رو پرت کنن می دونینمن که از این همه ادعا بدم اومد

راستی بگم مردم زیادی هم به خاطر کنجکاوی از دختر و زن و مرد و پیر اونجا وایساده بودن

و یکی مثل من خودمون با اینکه حدس می زدیم حتی کشته هم شیم جلو رفتیم

چون می گفتن سر دمداراشون کلت دارن