دلیل عجیب دختران انگلیسی برای رفتن به سوریه





در روز جهانی منع خشونت علیه زنان، سازمان ملل با انتشار گزارشی از برخی آمارهای تکان دهنده درباره خشونت جنسی و فیزیکی علیه زنان خبر داد. بر اساس گزارش برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) سالانه بیش از 2 میلیون زن در سرتاسر جهان مجبور یا به تن فروشی می شوند یا به سمت فحشا سوق داده می شوند که این کار عمدتا از کانال گروه های مافیایی تجارت انسان و به صورت سازمان یافته صورت می گیرد. همچنین بر اساس این گزارش 60 درصد از زنان جهان در طول عمر خود شاهد خشونت های فیزیکی یا جنسی بوده اند.

زیپی لیونی که پیشتر از برقراری روابط جنسی با تعدادی از سران عرب برای جاسوسی از آنها خبر داده بود، نام دو تن از شرکای جنسی خود را فاش کرد.به گزارش فارس به نقل از پانوراما الشرق الاوسط، زیپی لیونی که با اعتراف خود در مورد داشتن رابطه جنسی با بسیاری از سران عرب برای جاسوسی از آنها جنجالی را در فضای سیاسی منطقه به راه انداخته بود، این بار نام دو تن از شرکای جنسی خود را فاش کرد.

رئیس فراکسیون حقوق بشر مجلس شورای اسلامی، از عضویت ایران در کمیته اجرایی تدوین مقررات مقابله با خشونت علیه زنان سازمان ملل خبر داد.به گزارش مرکز مدافعان حقوق بشر،عزتالله یوسفیانملا، نماینده آمل و لاریجان در مجلس شورای اسلامی، در رابطه با شرکت خود در یازدهمین دوره اجلاس مقابله با خشونت علیه زنان و دختران در کشور فیلیپین، به خبرگزاری «خانه ملت» گفت که در این سفر به نمایندگی جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو جدید کمیته اجرایی تدوین مقررات مقابله با خشونت علیه زنان و دختران سازمان ملل انتخاب شده است.

در سوئد، سالانه، ده هزارنفر توسط نزدیکان خود مورد خشونت واقع می شوند.به گزارش مرکز مدافعان حقوق بشربه نقل از سایت رادیو سوئد، زنانی که به دلیل ضرب و شتم از سوی شوهرانشان، قصد ترک آنها را دارند، نیازمند کمک های دولتی هستند.

پیمان بهنیان - ”ما در کشور آمریکا با حجم وسیعی از ارتکاب جرم تجاوز به عنف و ارتکاب خشونت علیه زنان مواجه هستیم. اکنون خشونت های جنسیتی به عنوان موضوع و معضل اصلی کشور آمریکا محسوب می شود. البته باید گفت وضعیت جامعه آمریکا به گونه ای است که حتی خود مردان نیز قربانی خشونت های ارتکابی توسط دیگر مردان می شوند، که ارتکاب قتل به عنوان نمونه بارز این خشونت ها محسوب می شود، ولی موضوع مورد بحث ما ارتکاب خشونت توسط مردان علیه زنان است. اینجا در ایالات متحده آمریکا، در هر ۶ دقیقه، یک مورد تجاوز به عنف گزارش می شود و از ۵ زن، یک نفر در طول زندگی خود قربانی جرم تجاوز می شود. در این کشور، دیگر تجاوز گروهی باند تبهکاران حتی در مدارس دبیرستان، امری غیرعادی قلمداد نمی شود.”
منا محبی - بیش از ۵۰ درصد جمعیت ۵۹ میلیون کشور ایتالیا را زنان تشکیل می دهند. به همین دلیل مهم ترین اصل قانونی در کشور ایتالیا در ارتباط با حقوق زنان، ماده ۳ قانون اساسی این کشور است که اعلام داشته :«تمامی شهروندان ایتالیایی از کرامت اجتماعی مساوی برخوردارند و صرف نظر از جنس، نژاد، زبان، مذهب و موقعیت سیاسی خود، در مقابل قانون برابرند»






به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، وزير فرهنگ و رسانه عربستان
دیروز (دوشنبهدر پايان جلسه هفتگي دولت به رياست سلمان بن عبدالعزيز
وليعهد، در بيانيه اي اعلام كرد كه دولت تصميم گرفته تا هفت سال آينده،
شناسنامه را به عنوان تنها وسيله اثبات هويت زنان بشناسد.
شيوخ تندروی وهابی مخالف چاپ عكس زنان در كارت شناسايي هستند، چنان كه شيخ
عبدالعزيز بن عبدالله آلالشيخ مفتي عربستان خواستار جايگزيني اثر انگشت
به جاي عكس صورت شده و تاکید کرده که اگر اين امر ممكن شود، بهتر است.
گفتني است نمايندگان مجلس عربستان در نوامبر سال گذشته با تصويب طرحي با
اكثريت آراء، زنان را ملزم کردند که در یک روند تدريجي تا هفت سال آينده
شناسنامه ملي اخذ کنند.
در همين حال روزنامه های عربستانی نوشتند: طرح استفاده از اثر انگشت به
جاي عكس براي احراز هويت زنان سعودي هم اكنون از سوي وزارت كشور درحال
اجراست.
اين طرح كه مجري آن مركز داده هاي ملي است، از سوی برخی محافل دینی تندرو با استقبال روبرو شده است.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، روزنامه سعودی "الاقتصادیه" امروز
(یکشنبه) به نقل از "سمیره السویغ" نوشت: 86.5 درصد از زنان عربستانی
بیکار هستند این در حالی است که زنان کمتر از 5 درصد از کل نیروی بومی شاغل
در بخشهای خصوص را تشکیل می دهند.
وی در افتتاحیه دومین مراسم "هفته کار زنان" که دیروز تحت عنوان ( اشتغال
زنان .. افق های جدید) گفت: آمار رسمی بیانگر این است که از حدود هشت
میلیون نیروی شاغل در عربستان، زنان فقط 13.5 درصد از نیروی کار را
تشکیل میدهند.
الصویغ تأکید کرد: تعداد زنان شاغل در عربستان از 565 هزار نفر فراتر
نمیرود؛ این درحالی است که جمعیت زنان این کشور بیش از 8.4 میلیون نفر است
.
درحالیکه عربستان از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان به شمار می آید، نرخ بیکاری در این کشور طی سالهای اخیر به شدت در حال افزایش است.

به گزارش روز دوشنبه پایگاه خبری شبکه العالم، وزارت دادگستری عربستان در
گزارشی از وجود 700 هزار زن عربستانی خبر داد که با اتباع کشورهای دیگر
ازدواج کرده اند؛ و این تعداد حدود 10 درصد از زنان این کشور را تشکیل می
دهد.
منطقه مکه مکرمه از این حیث در صدر فهرست قرار دارد. به طوری که در این
منطقه 584 ازدواج میان زنان عربستانی با خارجی ها ثبت شده است. پس از آن
ریاض با 543 و منطقه شرقی با 490 ازدواج در رتبه های دوم و سوم قرار دارند.
قوانین کنونی عربستان برای ازدواج زنان این کشور با اتباع بیگانه شروط
دشواری را قرار داده است. یکی از این شروط آن است که تبعه خارجی در داخل
عربستان و از پدر و مادر غیر عربستانی یا مادری عربستانی به دنیا آمده
باشد. علاوه بر این فرد خارجی به طور قانونی در این کشور اقامت داشته و
تولد وی در ثبت احوال عربستان ثبت شده باشد، و همچنین حداقل 15 سال
در عربستان زندگی کرده باشد.
"روضه یوسف" فعال اجتماعی عربستانی درباره دلیل گرایش زنان عربستانی به
ازدواج با اتباع کشورهای دیگر می گوید: برخی از زنان عربستانی با امید
به یافتن همسری که برای آنها ارزش و احترام قائل باشد یا با هدف در امان
ماندن از سلطه استبدادی و محدودیت های شدید مردان هم وطنشان با اتباع سایر
کشورها ازدواج می کنند.
براساس تحقیقاتی که در این باره انجام شده است زنان عربستانی همچنین برای
رهایی از مجرد ماندن، به ازدواج با مردان غیر عربستانی روی می آورند.
گزارش ها نشان دهنده آن است که شمار دختران مجرد در عربستان از یک میلیون و
پانصد هزار نفر در حال حاضر به چهار میلیون نفر در پنج سال آینده خواهد
رسید.
شماری از زنان عربستانی که با مردانی از اتباع سایر کشورها ازدواج کرده
اند خواستار اصلاح قوانین با هدف بهبود وضعیت خودشان و فرزندانشان و رعایت
عدالت درباره آنها شده اند. آنها همچنین خواستار آن هستند تا از وضعیت
ازدواج درجه دوم و فاقد بسیاری از حقوق و امتیازات زنان عربستانی دارای
همسران هموطن، رهایی یابند.
هزاران زن عربستانی دارای همسر غیر عربستانی از مشکلات دشواری رنج می برند
که شاید مهم ترین آنها ندادن تابعیت عربستانی به فرزندانشان باشد که این
امر آنها را در وضعیت ناگواری قرار می دهد.
همچنین شمار زیادی از زنان عربستانی مطلقه که قبلا با همسرانی غیر
عربستانی ازدواج کرده اند، از مشکلات پس از طلاق مانند حضانت فرزندان، نفقه
یا معلق ماندن رنج می برند.
سهله زین الدین فعال مدافع حقوق زنان در این باره می گوید: فرزندان زنان
عربستانی دارای همسر خارجی، از مشکلات متعددی رنج می برند که از آن جمله
محرومیت آنها از مداوای مجانی به دلیل نداشتن تابعیت عربستانی است.
وی می افزاید: زنان مذکور همچنین از دریافت کمک مادی از طریق صندوق تدمین
اجتماعی محروم می شوند. این زنان و فرزندانشان هیچ گونه وام، مساعده یا کمک
های اقتصادی دولت دریافت نمی کنند و مشکل این زنان با بیکار شدن همسرانشان
به علت اخراج هدفمند نیروی کار خارجی در عربستان و سپردن مشاغل به
شهروندان آن کشور تشدید شده است.
بسیاری از زنان مذکور خواستار اعطای تابعیت عربستانی به همسرانشان و بهره مندی آنها از حقوق و وظایف شهروندی شده اند.
گفته می شود دولت عربستان به دلیل نگرانی از اقامت دائمی نیروی کار خارجی
در این کشور و تغییر بافت جمعیتی آن، از دادن تابعیت به این مردان خودداری
می کند.
به دنبال تلاش های فراوان فعالان حقوق زنان در عربستان، دولت سعودی
با تغییرات اندکی در قوانین ازدواج زنان تبعه آن کشور با اتباع خارجی
موافقت کرده است. از جمله این تغییرات می توان به موارد زیر اشاره کرد: به
فرزندان زنان عربستانی، اجازه داده می شود تحت کفالت مادرشان قرار گیرند.
همچنین به آنها حق درخواست ورود به عربستان - در صورت اقامت در خارج از آن
کشور – داده می شود. علاوه بر این، هزینه اقامت فرزندان این زنان به عهده
دولت خواهد بود و به آنها اجازه داده می شود در بخش خصوصی کار پیدا کنند؛
مشروط بر آنکه کفالتشان را از مادرشان به فرد دیگری منتقل نکنند. همچنین از
نظر تحصیلی با آنها مانند اتباع عربستان رفتار خواهد شد.

به گزارش روز دوشنبه پایگاه خبری شبکه العالم، مسئولان زندان "الملز" در
ریاض بازداشت "بهيه الرشودي"، "حميده الغامدي"، "حنان العميريني"، و "أم
عمار الرشودي" را به مدت 35 روز تمدید کردند، در بریده نیز مرکز امور زنان
مدت بازداشت چند زن دیگر به نام های “مي الطلق“، ، “أمينة الراشد”، و“هيفاء
الجديعي” را ده روز دیگر تمدید کرد.
نیروهای امنیتی سعودی یازدهم ژوئن گذشته ده ها زن، مرد و کودک را به بهانه برگزاری تجمع های اعتراض آمیز بازداشت کردند.
این تجمع ها با شعار "تحصن آزادی" و با هدف آزادی زندانیان خود در زندان های آل سعود به صورت کاملا مسالمت آمیز برگزار شده بود.
برخی از این بازداشت شدگان طی روزهای اخیر از زندان های سعودی آزاد شدند.
گفتنی است یکی از زنان بازداشت شده عربستانی به نام "بهيه الرشودی " پیشتر
به شش ماه حبس تعلیقی محکوم شده بود. بنا به اعلام شبکه عربی اطلاعات حقوق
بشر ، ادامه بازداشت ظالمانه زنان عربستانی در ارتباط با اعتراض آن ها
برای آزادی فرزندان خود از زندان های رژیم سعودی به منزله نقض حقوق بشر
درباره زنانی است که بدون سند قانونی بازداشت شده اند.
مرکز یاد شده افزود که اکثر زنان بازداشت شده که دوره بازداشت آن ها تمدید
شده است، کسانی هستند که به طور فعال دراعتراض های مسالمت آمیز برای آزادی
زندانیان شرکت می کردند.
شبکه عربی اطلاعات حقوق بشر در خواست کرد این زنان عربستانی فورا آزاد شوند.

سال گذشته ميلادي گروهي از "زنان جاسوس اسراييلي" براي اولين بار از فعاليتهاي مخفيانه خود براي کسب اطلاعات براي سرويس جاسوسي اسراييل موساد سخن به ميان آوردند. به گزارش "تايمز آو اسراييل"، اين جاسوسها که به "زنهاي سايه موساد" معروف هستند در بسياري از عملياتهاي جاسوسي اين رژيم شرکت داشتهاند. به گفته خود اين جاسوسها، آنها با استفاده از ويژگيهاي زنانه خود، افراد مورد نظر را جذب کرده و سپس با ايجاد روابط نامشروع با اين افراد از آنها اطلاعاتي حتي محرمانه و سري بدست ميآورند.

يکي از اين زنها با نام يائل ميگويد: طنازيهاي زنانه يکي از راههاي بسيار مناسب در ماوريتهاي جاسوسي است. اين زن جاسوس ميافزايد: زنها در برخي ماموريتها از مردان جاسوس بهتر عمل ميکنند. مردي که ميخواهد در مناطق ممنوعه وارد شود، شانس کمي براي راه پيدا کردن دارد، اما شانس موفقيت يک زن خندان و جذاب بسيار بيشتر است.
رئيس موساد درباره جاسوسان زن اين سازمان صهيونيستي ميگويد: زنها به دليل قدرت چندگانهشان، مزيت متمايزي نسبت به مردها در جنگهاي مخفيانه دارند. "تامير پاردو" "Tamir Pardo" در مصاحبه با مجله صهيونيستي Lady Globes"" ميافزايد زنها در هنگامي که بحثهاي امنيتي در اولويت هستند بهتر از مردان نقش خود را ايفا ميکنند.
مير آميت Meir Amit""، نيز در اين باره ميگويد،: زنها ياد گرفتهاند چگونه از جنسيت خود استفاده کنند. آنها حاضر هستند براي بدست آوردن اطلاعات مهم با هر کسي ارتباط برقرار كنند. آميت ميگويد رابطه ميان کارهاي اطلاعاتي و تلههاي جنسي به اندازه خود جاسوسي قدمت دارند.

"دام عسل" چيست؟
دام عسل "Honey Trap"، به ماموريتهاي ويژه زنهاي جاسوس رژيم صهيونيستي گفته ميشود. در اين عملياتهاي ويژه، جاسوسان اسراييلي با نزديک شدن به سوژههاي مورد نظر خود و نفوذ در سيستمهاي اطلاعاتي، دست به جاسوسي زده يا حتي در برخي از موارد اقدامات تروريستي انجام ميدهند.
يک خاخام اسراييلي استفاده جنسي از زنان جاسوس در ماموريتهاي دام عسل عليه دشمنان را مجاز دانسته است. در تحقيقاتي که موسسه صهيونيستي زموت با نام "رابطه نامشروع به خاطر امنيت ملي" انجام داده است، مشخص شد که رژيم صهيونيستي بارها از عملياتهاي "دام عسل" استفاده کرده است. براي مثال در سال 1966جاسوس زن اسراييلي يک خلبان عراقي را متقاعد کرد تا با هواپيماي MIG خود به سرزمينهاي اشغالي فرار کند.
کارشناس هستهاي اسراييل در دام عسل
يکي از عملياتهاي مهم موساد که در آن از زنان استفاده شد عمليات سال 1987 بود؛ "مردخاي وانونو" "Murdechai Vanun" مهندس هستهاي "نيروگاه ديمونا" رژيم صهيونيستي اسرار زرادخانههاي هستهاي اسراييل را به "ساندي تايمز" فروخت. سيندي، يکي از جاسوسان موساد، با وانونو رابطه برقرار کرده و او را به تله مياندازد. وانونو در آن موقع دستگير و به سرزمينهاي اشغالي بازگردانده ميشود.

فيلم زير، مستندي بازسازي شده از ماجراي لو رفتن عکسهاي تاسيسات هستهاي رژيم صهيونيستي توسط مردخاي وانونو است.
پس از آنکه موساد متوجه شد که وانونو، اطلاعات محرمانه مربوط به کلاهکهای اتمی اسرائیل را به هفتهنامه "ساندیتایمز" تحویل داده است، تصمیم به دستگیری وی گرفت، اما از آنجا که "مردخای وانونو" از اسرائیل خارج و در خاک انگليس اقامت گزيده بود و موساد بنا بر قراردادهای امنیتی که با سازمان اطلاعات و امنیت خارجی انگليس داشت، نمیخواست در خاک انگليس دست به آدمربایی بزند. از این روی، مقامات موساد تصمیم گرفتند تا با کمک عوامل انسانی وی را ترغیب کنند تا انگليس را به خواسته خود ترک و به کشور ایتاليا سفر کند. از این روی، یک مامور اطلاعاتی زن عضو موساد با نام عملیاتی "سیندی"، ماموریت یافت تا به عنوان یک "توریست آمریکایی" و به صورت ظاهراً اتفاقی با وی آشنا شود و پس از طرح دوستی، وانونو را متقاعد کرد تا با یکدیگر، برای تعطیلات آخر هفته به شهر "رم" در کشور ایتالیا سفر کنند. ساعاتی پس از ورود به رم، ماموران موساد وی را دستگیر و طی عملیاتی به سرزمينهاي اشغالي منتقل کردند .وی در دادگاهی به اتهام جاسوسی و خیانت به اسراييل و به علت "افشای اسرار هستهای کشور" به مدت ۱۸ سال زندانی شد.
پس از آزادی در سال 2004، اجازه خروج از اسرائیل و مصاحبه با رسانههاي خارجی را نداشت. مردخای وانونو، در دادگاهی در اسرائیل به سرپیچی از از الزامات آزادیاش (مصاحبه با خارجیها) به شش ماه حبس تعزیری، محکوم شد.
جاسوسي که به روابط جنسي خود با سران کشورهاي عربي افتخار ميکند
"تزيپي ليوني" Tzipi Livni""، در مصاحبهاي با "مجله تايم"، سال گذشته اذعان کرد که در زمان همکاري وي با موساد براي کسب اطلاعات از شخصيتهاي برجسته با آنها روابط جنسي برقرار کرده است. بنا بر اين گزارش، او از روابط نامشروع و ارتکاب قتل براي نيل اطلاعات به خاطر اسراييل ابايي نداشته است.
ليوني همچنين در اين مصاحبه اعتراف کرده است که قربانيان وي در کشورهاي اروپايي بسياري از رهبران کشورهاي عربي بودهاند.

تزیپی لیونی، "وزیر خارجه سابق رژیم صهیونیستی" اعتراف کرد از روابط نامشروع و غیراخلاقی با مقامات برخي كشورهاي عربي فیلمبرداری کرده است.

روزنامه الدیار لبنان در این ارتباط نوشت که این نماینده سابق کنست اسرائیل گفته است که در این ارتباط از خاخام بزرگ اسرائیل طلب اذن و اجازه کرده و خاخام بزرگ نیز درباره وی فتوا داده که تزيپی میتواند با بیگانگان روابط نامشروع داشته باشد به شرط آنکه این امر به منافع اسرائیل خدمت کند.

اما لیونی در این ارتباط میگوید اتاقی که با برخي شخصیتهای سياسي عرب در آنجا روابط نامشروع داشته مجهز به دوربینهایی بوده که از این روابط فیلمبرداری کردهاند. لیونی شماری از شخصیتهای عربی را تهدید کرد که اگر نخواهند دستورات وی را به اجرا بگذارند، اقدام به انتشار فیلمهای غیر اخلاقی آنها در یوتیوب میکند.

به علاوه، ليوني در نشريه آمريكايي "تايم" اعتراف كرده بود كه در دوران فعاليت خود در موساد به عنوان جاسوس با "حمد بن خليفه آل ثاني" "امير قطر" كه در آن دوران در دربار فعاليت داشت رابطه داشته است. ليوني علاوه بر اعتراف به داشتن روابط با پادشاه كنوني قطر به برقراري ارتباط جنسي با "حمد بن جاسم" نخست وزير قطر نيز اذعان كرد.
وي داشتن روابط با اين دو مقام قطري را نمونهاي از بهترين موفقيتهايش در دوران تصدي مسئوليت "وزارت خارجه رژيم صهيونيستي" عنوان كرد.
"شولا کوهن" برای گرفتن اطلاعات محرمانه از برخی مقامهای عربی با
آنها رابطه جنسی برقرار کرده و در این بین وی اعلام کرده است که با "محمد عوض"، مسئول اقامت بیگانگان در لبنان ارتباط جنسی داشته است.
به نوشته پایگاه خبری النخیل، کوهن پس از مدتی آشنایی با عوض و
تاثیرگذاری بر او، خواستار گزارشهای اطلاعاتی از او شد.

عمده فعالیت کوهن در دهههای 1950 و 1960 بود. او علاوه بر جاسوسی در زمینه سرقت بانکها و قاچاق پول یهودیان به اسرائیل نیز فعاليت داشت.
جاسوسان اغواگر اسراييلي در شبکههاي اجتماعي
يک وبسايت گروههاي مقاومت در فلسطين اشغالي هشدار داده است که کاربران شبکههاي اجتماعي نظير فيسبوک در معرض خطر جاسوسان اسراييلي هستند. بنا بر اين گزارش، اين جاسوسها با تصاوير زنان جذاب سعي بر ايجاد رابطه با افراد داشته و به راحتي ميتوانند به رايانههاي افراد نفوذ کرده و اطلاعات آن را به سرقت ببرند. در اين مقاله که نام آن "چگونه متوجه شويم يک عضو موساد دوست ما در فيسبوک است؟"به کاربران هشدار داده شده است که از دختران زيباي فيسبوکي که که تصوير حساب کاربري آنها کوچک بوده و قابليت بزرگنمايي ندارد، پرهيز کنند.

تنفروشي حلال است
"عاري شوات" خاخام صهيونيستي نيز، طي ادعايي اعلام كرد كه زنان اجازه دارند براي جمعآوري اطلاعات حياتي براي امنيت اسرائيل، با دشمنان رابطه جنسي داشته باشند. بر اساس اين گزارش، شوات اعلام كرده است كه برقراري رابطه جنسي با تروريستها در راستاي بدست آوردن اطلاعاتي كه به دستگيري آنها منجر شود، قابل قبول است. تحقيق اين خاخام يهودي تحت عنوان "ارتباط غيرقانوني در راستاي امنيت ملي" توسط موسسه تحقيقات ديني در شهرك "گوش استزيون" در نزديكي بيتالمقدس منتشر شده است .عاري شوات پيشنهاد داده در جاهايي كه زنان يهودي بايد با مبارزان دشمن ازدواج كنند، ابتدا بايد از شوهر واقعي خود طلاق گرفته و بعد اقدام به ازدواج با دشمنان كنند.






شفقنا - بر اساس گزارشی که روز دوشنبه (پانزده آوریل) توسط کمیسیون اروپا منتشر شد، در سال۲۰۱۰ در اروپا ۹۵۰۰ نفر قربانی قاچاق انسان شده اند که این رقم هجده درصد بیش از آمار سال ۲۰۰۸بوده است. قاچاق انسان که آن را می توان شیوه نوین برده داری دانست قربانیانی عمدتا زن و کودک دارد، امروزه به سومین منبع سودآور غیرقانونی جهان، پس از قاچاق اسلحه و مواد مخدر تبدیل شده است. بهره کشی جنسی، کار غیر قانونی و قاچاق اعضای بدن سه گونه ازشایع ترین اشکال قاچاق انسان است.
به گزارش شفقنا از یورونیوز بر اساس آمار بروکسل، قوانین
جدیدی که از سوی اتحادیه اروپا برای مبارزه با قاچاق انسان وضع شده، تنها
در شش کشور از بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا اجرا می شود.
سیسیلیا مالشتروم، کمیسر اتحادیه اروپا در امور داخلی در این باره می
گوید:“قبل از هر چیز باید دانست علت تاخیر و کندی اجرای قوانین در این
کشورها چیست و باید این موانع را برطرف کرد. چراکه گزارش جدید پیام بدی است
برای قربانیان قاچاق انسان که تعدادشان نیز بسیار زیاد است.”
یکی دیگر از موارد نگران کننده در این گزارش، کاهش آمار محکومان قاچاق انسان در اروپاست. این رقم طی سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ به میزان سیزده درصد سقوط کرده است.
او می گوید:“محکوم کردن مجرمان قاچاق انسان بسیار دشوار است. اما شاید با قانون جدید محکوم کردن آنها آسانتر شود. زیرا در این حالت تعریف مشترکی از این جرم در تمام کشورهای عضو به دست می آید.”





به گزارش مشرق، مایکل اسنایدر در پایگاه اینفووارز نوشت: آیا انقلاب جنسی نتایج خوبی برای زنان در آمریکا به همراه داشته است؟ به هیچ وجه. در حقیقت با نگاه به واقعیتهای موجود، مشخص میشود که انقلاب جنسی، پیامدهایی فاجعهبار برای زنان آمریکایی در پی داشته است.
امروزه در ایالات متحده مردان یاد میگیرند تا اساساً زنان را کالایی جنسی در نظر گیرند. فرهنگ این کشور روز به روز با بیبند و باری بیشتری مواجه میشود. در نتیجه این موارد، آمریکا مقام اول بارداری نوجوانان را در سطح جهان به خود اختصاص داده است. در این کشور، سالیانه 19 میلیون مورد جدید از ابتلاء به بیماریهای مقاربتی گزارش میشود و بیش از نیمی از کودکان آمریکایی که از مادران زیر سی سال متولد میشوند، نامشروعاند. ما در آمریکا شاهد فروپاشی سیستماتیک کانون خانواده هستیم.
با این وجود، کسانی که سعی دارند به دختران آمریکایی لزوم پوشش بیشتر و حفظ پاکدامنی خود را آموزش دهند با انتقاداتی گسترده مواجه میشوند. مطمئناً اگر آمریکاییها پاکدامنی خود را تا زمان ازدواج واقعاً حفظ کنند، ما تقریبا هیچ مشکلی در زمینه بیماریهای مقاربتی، بارداری نوجوانان و سقط جنین – مشکلاتی که امروز با آن مواجهیم - نخواهیم داشت.
پیامدهای آموزش به دختران جوان در احساس آزادی در معاشرت و همخوابگی با مردان مختلف، بسیار تلخ است. در زیر به 25 مورد از نشانههای نابودی زنان آمریکایی، به واسطه انقلاب جنسی و ترویج فرهنگ بیبند و باری اشاره میشود....
1- سالیانه 19 میلیون مورد جدید ابتلاء به بیماریهای مقاربتی در آمریکا گزارش میشود؛ نیمی از این موارد جدید، جوانانی هستند که در گروه سنی 15 تا 24 سال قرار دارند.
2- سیستم بهداشت آمریکا باید برای درمان بیماریهای مقاربتی هزینهای در حدود 17 میلیارد دلار در هر سال متحمل شود.
3- در سال 2011، بیش از 1.4 میلیون مورد ابتلاء به بیماری کلامیدیا گزارش شده که 33 درصد از این موارد را جوانان کمتر از 20 سال تشکیل میدهند. این رقمی خیرهکننده است.
4- پیشبینی میشود که از هر 6 آمریکایی در گروه سنی 14 تا 49 سال، 1 نفر دارای بیماری تبخال در دستگاه تناسلی خود است.
5- سالیانه 24 هزار زن در آمریکا به دلیل عدم تشخیص به موقع بیماریهای مقاربتی دچار نازایی میشوند.
6- امروزه در ایالات متحده حدود 47 درصد از کل دانشآموزان دبیرستانی روابط جنسی را تجربه کردهاند.
7- متاسفانه از هر 4 دختر نوجوان در ایالات متحده، یک نفر دارای دستکم یک بیماری مقاربتی است.
8- یافتههای یک تحقیق نشان میدهد که 24 درصد از تمامی نوجوانان آمریکاییِ مبتلاء به بیماریهای مقاربتی، همچنان دارای روابط جنسی پرخطرند.
9- به طور حیرتآوری، از هر 5 دختر نوجوان در ایالات متحده، 1 نفر خواهان مادر شدن در سنین نوجوانی است.
10- شاید باور نکنید ولی ایالات متحده دارای بالاترین نرخ بارداری نوجوانان در بین کشورهای جهان است. در واقع، نرخ بارداری نوجوانان در این کشور، 2 برابر کانادا، بیش از 3 برابر فرانسه و 7 برابر ژاپن است.
11- هنگامی که مردان برای داشتن روابط جنسی تا زمان ازدواج صبر نمیکنند، ازدواج خود را به تاخیر انداخته و یا اصلاً ازدواج نمیکنند. یافتههای "مرکز تحقیقاتی پیو" نشان میدهد که تنها 51 درصد از کل آمریکاییها دارای حداقل 18 سال سن، تاکنون ازدواج کردهاند. این میزان در سال 1960، 72 درصد بود.
12- امروزه تنها 44.2 درصد افراد گروه سنی 25 تا 34 سال در آمریکایی ازدواج کردهاند. این میزان در طول تاریخ آمریکا رقمی بیسابقه است.
13- امروزه در ایالات متحده بیش از نیمی از تمامی زوجها، قبل از ازدواج نیز در کنار یکدیگر به طور مشترک زندگی کردهاند.
14- نرخ طلاق در میان زوجهایی که قبل از ازدواج، دارای زندگی مشترک با یکدیگر بودهاند، به طور چشمگیری بالاتر از دیگر زوجها است.
15- آمریکا با فاصلهای طولانی از دیگر کشورهای جهان، دارای بالاترین نرخ طلاق است.
16- بیش از نیمی از کل نوزادانی که از مادران زیر 30 سال در آمریکا متولد میشوند، نامشروعاند.
17- از این لحاظ، از هر 4 کودک آمریکایی بیش از 1 نفر تنها نزد یکی از والدین خود بزرگ میشود.
18- حدود 42 درصد از کل مادران مجرد در آمریکا، [به دلیل ناتوانی در تامین معاش خود] سوبسید غذا دریافت میکنند.
19- انقلاب جنسی باعث شده تا به زنان عمدتاً به عنوان کالایی جنسی نگریسته شود. در چنین محیطی، انفجار در تولید مطالب مستهجن در سالهای اخیر تعجبآور نیست. 30 درصد از کل ارتباطات اینترنتی به بازدید از سایتهای هرزهنگاری اختصاص دارد و ایالات متحده، نسبت به دیگر ملل، بیشترین محتوای هرزهنگاری را در کل تاریخ تولید کرده است.
20- یافتههای یک تحقیق نشان میدهد که 25 درصد تمامی کارکنانی که در آمریکا به اینترنت دسترسی دارند، در هنگام کار از تارنماهای مستهجن بازدید میکنند.
21- در مجموع، بیش از 50 میلیون نوزاد بعد از اجرای حکم تاریخی "رو علیه وید"[1] در آمریکا در سال 1973 سقط شدهاند.
22- با در نظر گرفتن تمامی اشکال سقط جنین ( از جمله موارد سقط توسط داروی شیمیایی "میفپریستون” یا RU-486 ) مجموع کل سقطهای انجام شده در آمریکا بالغ بر یک میلیون مورد در هر سال است.
23- تعداد نوزادانی که در هر سال در آمریکا به واسطه عمل سقط جنین کشته میشوند، تقریبا برابر با کل تلفات این کشور در تمامی جنگهای آن در طول تاریخ چند صد ساله خود است.
24- بنا به گزارشها، 41 درصد از زنان باردار در شهر نیویورک، نوزاد خود را سقط کردهاند که رقمی خیرهکننده است.
25- یافتههای یک تحقیق نشان میدهد که 86 درصد عملهای سقط جنین در آمریکا بیدلیل و صرفاً به خاطر مصلحت جویی و راحتطلبی صورت میگیرد.
بنابراین برای موارد بالا چه میتوان کرد؟
متاسفانه، تغییر فرهنگ آمریکایی کار آسانی نیست. بیبند و باری جنسی در تلویزیون، در فیلمها، در رادیو و در مجلات آمریکایی دائماً تبلیغ میشود. با نگاه به هر سو، میتوان تصاویر جنسی زننده را مشاهده کرد.
فرهنگ آمریکایی نسبت به سالهای دهه 60 میلادی بسیار تغییر کرده است. طی چندین دهه اخیر، این فرهنگ به معجونی تهوعآور تبدیل شده و هیچ نشانهای از بازگشت آن به آداب و اصول به چشم نمیخورد. تمایلات جنسی کودکان، به دلیل آنکه شرکتهای تجاری حتی دختران کودکستانی را نیز هدف تبلیغات خود قرار میدهند، بسیار زودهنگام شکل میگیرد. تلویزیونهای کابلی ( مانند شبکههای ایبیسی، سیبیاس، انبیسی ) چیزی بیش از تولید کنندگان مطالب مبتذل نیستند. اگرچه عنوان مستهجن تنها به بعضی کانالها و برخی دیگر اطلاق میشود، ولی تصاویر جنسی همه جا در معرض دید قرار دارد. در حال حاضر سه شبکه بزرگ ایبیسی، سیبیاس، انبیسی و تمامی شبکههای دیگر، گناه و سکس را دائماً در طول هفته به خانوادهها تزریق میکنند.
علاوه بر این، ما نسلی از مردان جوان پرورش دادهایم که مرد بودن را بلد نیستند. فرهنگ آمریکایی به آنها یاد میدهد که پیرامون شوهر بودن یا پدر بودن مردد باشند و در عوض آنها را ابلهانی با جنون جنسی بار میآورد که تنها در پی همخوابگی با زنان بیشتری هستند.
تا زمانی که فرهنگ آمریکایی این ارزشها را ترویج و ترغیب میکند، مشکلاتی که در بالا بدان پرداخته شد، همچنان در برابر ما خودنمایی خواهد کرد.
از این رو نظر شما در این مورد چیست؟
آیا فکر میکنید همچنان امیدی به آمریکا هست؟
مرکز عدالت اجتماعی انگلستان اعلام کرد، یک دختر نوجوان 90 بار مورد تجاوز قرار گرفته است و این در حالی است که مقامات رسمی میگویند، وی در خطر نبوده است.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از دیلیمیل، این خبر در حالی منتشر شده است که مقامات مدعی تلاشها برای کنترل بحران قاچاق بیش از یک هزار بزرگسال و کودک سالهای 2011 و 2012 شده بودند.
این دختر 16 ساله شواهدی را به مرکز عدالت اجتماعی ارائه کرده است که نشان میدهد، تنها در طول یک تعطیلات آخر هفته 90 بار مورد تجاوز قرار گرفته است؛ این گزارش یکی از تکاندهندهترین گزارشها در موضوع بردهداری انگلستان بوده است.
بنا به گفته نشریه ساندی تایمز، اندرو والیس، سرپرست کارگروه تهیه گزارش جدید اظهار داشته است که این دختر قربانی «اکنون در امنیت است.» با این حال وی با وجود «زخمهای عمیق روحی» درباره اتفاقات زمان تجاوز هیچ مطلبی به کمیته تحقیق ارائه نکرد.
مرکز عدالت اجتماعی انگلستان یک موسسه گروه مشاوران است که توسط یان دونکان اسمیت پایهگذاری شد؛ این مرکز مقامات لندن را به «پاسخهای ناکافی» درباره بررسیهای موضوع «دنیای زیرزمینی تکاندهنده» در مورد قاچاق انسان در انگلستان متهم کرده است.
مطالعات این مرکز نشان میدهد که در طی سالهای 2011 و 2012 بیش از 1000 مورد قاچاق بزرگسال و کودک در انگلستان گزارش شده است اما کارشناسان بر این باورند که این آمار «فقط نوک یک قله یخ در آب» است.
این درحالی است که چنین مواردی بخشی از پروندههای زنان و دختران خارجی و یا حتی انگلیسی است که در دام تجارت جنسی افتادهاند.
گفته میشود که دختران انگلیسی که در چنین دامی میافتند، نیمی از قربانیان تجارت جنسی را تشکیل میدهند.
کریستین گای، مدیر مسئول مرکز عدالت اجتماعی میگوید، «تحقیقات ما نشان میدهد که کودکان و بزرگسالانی که بیشتر آنان شهروندان انگلیس هستند، پس از برده شدن، در شرایطی خفتبار زندگی میکنند.»
وی گفت که همچنان مقامات از طبیعت چنین تجاوزاتی چشم خود را میبندند اما باری دیگر ملت انگلیس در سایه شرمآور پیشینیان خود قرار گرفتهاند.
متن کامل خبر در منبع اصلی:

در آلمان گرچه این موقعیت را دارم که بدنم را بفروشم و چیزی قانونی است. اما اگر روی پلی بروم و خودم را پرتاب کنم، مردم می آیند و نجاتم می دهند، ولی وقتی هر روز بدنم را می فروشم و آرام آرام خودم را از بین می برم، این طور به نظر می آید که تصمیم آزادانه خودم بوده است.
جام فرهنگی؛ انتخاب این متن بدین جهت بوده که به نظر می رسد امروزه مقوله تجارت جنسی با مفهوم آزادی، حق انتخاب و حقوق زنان توجیه و توضیح داده می شود. شما معتقدید از دسته زنانی هستید که با اختیار (چه کلمه قشنگی) به تن فروشی مشغول اند. توضیح می دهید؟ ابتدا ماری پاسخ می دهد: من در آلمان این موقعیت را دارم که بدنم را بفروشم، چیزی که قانونی است و من می توانم درباره اش تصمیم بگیرم که این کار را انجام بدهم. این تصمیم، آزادانه و با اختیار من گرفته می شود. اما همزمان با این تصمیم، مشکلاتی هم آغاز می شود. من هیچ زنی را نمی شناسم که این کار را از روی اجبار احتیاج به پول انجام نداده باشد. وقتی کسی می خواهد وارد این کار شود، خیلی ساده می تواند، از طریق اینترنت.

امیلیا در ادامه سخنان ماری می گوید: در برلین خیابانی که روسپی گری در آن انجام می شد درست مقابل خانه ی من بود و من دخترانی را که آنجا می ایستادند، مشاهده می کردم. یک هفته بعد خودم آنجا ایستادم. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. به همین سادگی! البته بودند مردانی که مشتری های تازه ای را به من معرفی می کردند و برای این کارشان ما را مجانی طلب می کردند. امیلیا در پاسخ به انگیزه خود برای این کار غیراخلاقی می گوید: درآمد سریع. البته من این پول را برای زنده بودن نیاز نداشتم. انگیزه ام بیشتر تنبیه و یا حتی صدمه به خودم بود. از این طریق می خواهم به خودم صدمه بزنم. این حس را به من می دهد کاری که دلم می خواهد را با بدنم می توانم بکنم. من این قدرت را دارم. اما وقتی اولین رابطه این چنینی را تجربه کردم، چیزی از قدرت در آن نبود، مثل مرده ها بودم. هیچ کنترلی وجود نداشت. مانند گذشته. امیلیا در توضیح کلمه گذشته و جنایاتی که در آن زمان بر سرش می آمده می گوید: پدرم در کودکی به من تجاوز می کرد. حس ات مثل همان موقع ها می شود. این یعنی همین درماندگی. در آن لحظه نمی توانستم مثل یک آدم بالغ نه بگویم. امیلیا می گوید اولین بار در هجده سالگی شروع به تن فروشی کرده است. به گفته ماری؛ اینجا برخی می خواهند برای حمایت از تن فروش ها سن قانونی برای آغاز فحشاء را به شانزده سال کاهش بدهند.
ماری هم درباره چگونگی ورودش به این کار کثیف و غیراخلاقی می گوید: من به پول احتیاج داشتم. هزینه دانشگاه دخترم بالا بود و من دیگر از پس آن برنمی آمدم. اما با این حال دخترش از کار مادر بی خبر است. ماری که اکنون 47 ساله است و از دو سال پیش تن به این رذالت داده هم مانند امیلیا از کودکی اش خاطرات خوشی بیاد ندارد، او در پاسخ به اینکه پیش از این هم چنین تجربیاتی داشته، توضیح می دهد: نه. اما یک داستان هایی توی زندگیم بود. دوازده سالم بود که مادرم مرد و پدرم هم وقتی چهار یا پنج ساله بودم به من تجاوز می کرد و من به شدت سعی می کردم که اینها را در خودم سرکوب کنم و فراموش کنم، به طوری که چیزهای مبهمی از آن در خاطرم مانده. او در شانزده سالگی تجربه های تجاوز بدتری هم داشته است. امیلیا در توصیف کار ناشایست اش می گوید: هر دفعه برای من مثل تجاوز می ماند. می دانم که تجاوز چگونه است و می دانم که حس فروختن تن ات چگونه است؛ هر دو عین هم هستند. امیلیا درباره اولین تجربه اش می گوید: کلی مشروب خوردم و صبح بعدش حس خیلی بدی داشتم. بیدار شدم و فکر کردم که با این کار خودم را از بین می برم. خیلی برایم دردآور بود. اما دوباره انجام دادم. چرا که آدم خودش را ضعیف حس می کند اما همزمان احساس کردم که تقریبا گستاخ تر شده ام. قبلش همیشه الکل می خورم. تقریبا مثل بیماری لاغری می ماند. آنجا هم به خودت آسیب می زنی. ماری درباره ارزش این زن ها برای مردان هرز می گوید: معنی پول برای مردها به گونه ای است که به هر اندازه ای که برای چیزی بپردازند، به همان نسبت هم با آن رفتار می کنند. این به معنی احترام به من نیست، بلکه احترام به پولشان است. این زن که با مردان بسیاری معاشرت داشته اما اکنون به نوعی بی اعتمادی درباره آنها رسیده، او در این باره می گوید: دیگر نمی توانم شکل مشخصی از اعتماد به مردها را تجربه کنم. دیگر هیچ وقت قهرمان سوار بر اسب برای من وجود نخواهد داشت. باور دارم که دیگر نمی توانم به مردی اطمینان کامل داشته باشم. ماری ادامه می دهد: پیشنهادهای کمک برای خروج از این راه کم است. برای ورود همه مشاوره می کنند، اما برای خروج؟ من به بخشی که مربوط به کار ما می شود زنگ زدم. آنجا قسمتی وجود دارد که مسئول زنان تن فروش است. اما تنها چیزی که مددکار اجتماعی به من پیشنهاد داد، گرفتن «هارتز فیر» (Hartz 4) بود، یعنی پول بخور و نمیری که دولت آلمان به بیکاران می دهد. اما من که برای پول به آنجا مراجعه نکرده بودم. به کمک نیاز داشتم. من به موسسه «هیدرا» در برلین هم تلفن زدم. اما آنجا هم حسم این بود که آنها نمی خواهند درگیر مشکلات تن فروشی بشوند. خب واضح است که هیچ حساسیتی برای صدمات روحی که به تن فروش ها وارد می شود وجود ندارد. امیلیا 21 ساله هم با تائید آنچه ماری درباره مایوس شدن از کمک نهادهای اجتماعی به نتیجه رسیده می گوید: درست است. با کلی امید به کلینیک رفتم اما هیچ کس نمی فهمید که چرا این قدر حال من بد است. من همه چیز را برای شان تعریف کردم. خب آنها آدم های متخصص بودند. اما به رغم این، من تنها بودم. پلیس هم کمکی نمی کند. یک بار توسط گشت پلیسی که مسئول کنترل زنان خیابانی غیرقانونی بودند، کنترل شدم. به آنها گفتم که مرا با خودتان ببرید. در اوج ناامیدی هایم بودم و برای شان همه چیز را تعریف کردم، برایشان کسی که مردها را به من معرفی می کرد را معرفی کردم. اما آنها دوباره مرا به خیابان پس فرستادند. هیچ کمک و راهی اصلا وجود ندارد. زن 47 ساله در واکنش به گفتگوهای تلویزیونی تن فروشان که با هیجان از این کار حرف می زنند، می گوید: چه چیز دیگری می توانند بگویند؟ مشتری ها دارند به آنها نگاه می کنند. اگر زن بگوید که من هیچ لذتی نمی برم، اما یک شوی قشنگ برایتان بازی می کنم. خب کسی دیگر پیشش نمی رود. او در این باره بیشتر توضیح می دهد: طبیعی است که من هم خودم را متهم می کنم که این شغل مناسب من نیست، اما یک وقتی یک طوری باید جبرانش کنی. یکی از آشناهایم که مدت طولانی تن فروشی می کند، قبل از اولین مشتری اش باید سه تا ودکا بخورد تا بتواند شروع کند. بعدها وقتی که الکل را ترک کرد متوجه شد که اصلا بدون الکل نمی تواند کارش را انجام بدهد. کس دیگری بود که سال ها از آزادانه بودن انتخابش و کارش با شور حرف می زد، اما آرام آرام شکست. آنهایی که از تن فروشی بیرون آمدند به این خاطر بود که دیگر نمی توانند انجامش بدهند، به این برنامه های تلویزیونی نمی آیند، چون برایشان خیلی سخت است، آنها یک زندگی جدید برای خودشان درست کرده اند و دلشان می خواهد که گمنام بمانند. ماری در خصوص اینکه چه اتفاقی باید روی بدهد تا زنان دیگر سراغ تن فروشی نروند، می گوید: باید ممنوع بشود. مردهایی که زن ها را می خرند باید مجازات بشوند. جایی که تقاضا وجود دارد، خب عرضه هم هست. و مافیاها و قاچاقچیان انسان باید خیلی سخت مجازات بشوند. به خاطر رنج و درد بی اندازه ای که به زن ها وارد می کنند.
امیلیا 21 هم که گویی کاملا با ماری 47 ساله موافق است می افزاید: من هم موافق ممنوعیتش هستم. نمی شود به همین راحتی آدم ها را خرید. ماری اما می افزاید: این وظیفه ی دولت است که از من حمایت کند. آرزوی من بوده که دولت این کار را بکند، اما از من به عنوان یک زن هیچ حمایتی نمی کند. دولت مالیات می گیرد و از این راه در آمد دارد، اما هیچ راه حلی برای خروج از این وضعیت ارائه نمی کند. اینها همه محصول جامعه ای است که اینها را می پذیرد و به آن اجازه می دهد. امیلیا در پایان به نکته ظریفی اشاره می کند که شاید پاسخ تمامی فمنیست هایی باشد که حکم به تن فروشی زنان می دهند: اگر به روی پلی بروم و خودم را پرتاب کنم، مردم می آیند و نجاتم می دهند، اما وقتی هر روز بدنم را می فروشم و آرام آرام خودم را از بین می برم، این طور به نظر می آید که تصمیم آزادانه خودم بوده است. گفتنی است برخی از فمنیست ها که متاسفانه نفوذ بسیاری نیز در جوامع خود یافته اند با سوء استفاده از بحث آزادی می گویند بدن زنان مال آنهاست و آنها حق دارند و آزادند تا با آنچه متعلق به آنهاست هر طور بخواهند رفتار کنند، با این دیدگاه خطرناک پیش آمدند و با فشارهای فراوان رفتار بسیار کثیف روسپی گری را به عنوان شغلی در کنار دیگر مشاغل جامعه به رسمیت شناختند. امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، بویژه در غرب با این توجیه و به بهانه آزادی و حقوق زنان بدترین و کثیف ترین رفتارهای انسانی را با آنها داشته اند.








به گزارش تعامل، حمله آمریکا به عراق گرچه مردم این کشور را از دیکتاتوری صدام حسین رها ساخت، اما قریب به یک دهه اشغال این کشور و ادامه جنگ فرسایشی باعث از بین رفتن زیرساختهای اقتصادی شد. آمار بالای تلفات غیرنظامیان و رشد زنان و دختران بدون سرپرست از یکسو و ورود دموکراسی غربی به عراق چهره فرهنگی این کشور مسلمان را دستخوش تغییر کرده است.
پایگاه خبری المانیتور در گزارشی به رواج روسپیگری در شهرهای غیرمذهبی عراق پرداخته است و مینویسد رستورانها و زیرزمینهای بغداد یکی پس از دیگری در حال تبدیل به فاحشهخانه هستند و زنان و دختران عراقی که در جنگ بیوه و آواره شدهاند در پی کسب درآمد از این راه، شهرهای خود را به مقصد بغداد ترک میکنند.
"سه ماهه باردار بودم که شوهرم جواهراتم را دزدید و برای همیشه ترکم کرد. من هم از بصره آمدم بغداد و اینجا به هر کس که پول بدهد لذت میدهم."
این آغاز داستان زندگی ورده، 23 ساله، است که در آپارتمانی در مرکز شهر امروز را نیز به پایان میرساند؛ جایی که وی در ازای250 دلار و یک بطری مشروب شب را با مردی میگذراند.
بدون شک ورده نام اصلی او نیست، و حتی شاید او اهل بصره هم نباشد. اوضاع روسپیها در بغداد این گونه است. برگزیدن نام مستعار یکی از اقدامات احتیاطی است که آنها در جامعه انجام میدهند.
جلب اعتماد این افراد و مصاحبه با آنها کار بسیار دشواری است. آنها از کشوری گله میکنند که امکانات لازم برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه را در اختیارشان قرار نداده است و به دیده حقارت به آنها مینگرد.
در یک پایگاه پلیس در بغداد تعداد زیادی روسپی را که پس از یورش پلیس در سطح شهر بازداشت شده بودند در سلولی کوچک زندانی کرده بودند. آن شب آنها شام خود را از رستورانی مجلل و بستههای سیگار و دیگر لوازم را از نگهبانان بند گرفتند.
یک افسر پلیس به خبرنگار روزنامه الحیات میگوید: "زندان برایشان فرقی با بیرون ندارد. اینجا برایشان مثل هتل است و آنها هم انگار آمدهاند تعطیلات."
دو تا سه روز پس از دیدار خبرنگار الحیات از پاسگاه پلیس، دخترها به قید ضمانتی بالا آزاد شدند. این تنها یکی از حوادث روزانه زندگی شبانه در بغداد است.
حاشیه امن گروههای فحشاء سازمانیافته با حمایت پنهان پلیس
در منطقهای نزدیک به شرق مرکز پایتخت، در ساختمانهای مسکونی بلند زنانی زندگی میکنند که مردان جوان آنها را "شیخه" میخوانند. در این شرایط اجتماعی و امنیتی بیثبات، این زنان ، علاوه بر خدماتی همچون اقدامات پیشگیرانه سلامتی، مسئول اسکان زنان جوانی هستند که به روسپیگری مشغولند. آنها مسئول تأمین امنیت زنان هستند و البته سهم قابل توجهی از درآمد آنان را نیز میگیرند و این مراقبت بیشتر برای تضمین درآمدهای خودشان است.
برای تامین امنیت زنان و دختران از نیروهای پلیس و و دیگر شبه نظامیان کمک گرفته میشود و گاه تا 20 درصد مبلغ پرداختی مشتریان به این نیروها داده میشود تا روسپی مورد نظر را اسکورت کنند!
شیخهها اغلب سنشان بالاتر از آن است که خودشان بتوانند مردان را جذب کنند، و حتی اگر هم بتوانند مردی را جذب کنند دستمزدشان به مراتب کمتر از زنان بیست و چند ساله خواهد بود. بنابراین، روسپیان پس از چند سال شیخه میشوند و میتوانند روسپیانی تحت نظر خود داشته باشند.

پلیس در حرکتی ضربتی، به باشگاه شبانهای در مرکز بغداد، که پس از سالیان سال زندگی شبانهاش دوباره از سر گرفته شده است، ریخته و باشگاه را بسته است. این گونه حملات بخشی از مبارزات دولتی علیه فروشگاههای مشروبفروشی و کلوبهای شبانهاند. مبارزاتی که مقطعی و بدون ضمانت قانونی و کیفری در همان مراحل اولیه متوقف میشود.
یکی از مقامات بلندپایه امنیتی به الحیات گفته است که "بنا بر تصمیم مقامات بالاتر، راهاندازی این قبیل مراکز تفریحی ممنوع است."
به گفته مقامات بغداد مردم از گسترش این گونه مکانها بسیار عصبانی هستند. کمپینهایی که در فیس بوک در مخالفت با باشگاههای شبانه با نام "no to night clubs" نیز در همین رابطه به راه افتادهاند.
این کلوب پیشتر رستوران بوده است. نمای رنگارنگ و بخشی از داخل آن پیش از آن که رسماً تعطیل شود در آتش سوخته است. الحیات از یکی از کارکنان این باشگاه درباره حادثه آتشسوزی پرسید. اما او از پاسخ دادن سرباز زد و تنها گفت که "یک شب که کلوب شلوغ بود [...] این اتفاق به دلیل ایراد در سیستم برق رخ داد."
فضای افسرده و جنگزده حاکم بر عراق علت افزایش گرایش به فحشاء و فساد
اما اکنون فضای داخل کلوب نه تنها بسیار آشفته است، بلکه به شدت نشانگر تعارض در بغداد و نیز احساس فرسودگی و سنگینی بار زندگی بر دوش مردمانش است. مردان عراقی آشفته از اوضاع اقتصادی و اجتماعی دور میزهای این باشگاهها جمع میشوند تا هرزهگی دختران و زنان هموطن خود را تماشا کنند و در ازای آن پولی بپردازند. معمولا درگیری و دعوا بر سر این زنان به امری عادی تبدیل شده است.
جمعیت تماشاچیان متشکل است از مردان جوانی که به دلیل نبود فرصتهای زندگی سرخورده شدهاند، تاجرهایی که پس از جنگ به نان و نوایی رسیدهاند و افسرانی که در آن منطقه دارای نفوذند.
مأمور پلیس مستقر در نزدیکی یکی از باشگاهها میگوید "یک بار چندین افسر در یک میهمانی شرکت کرده بودند، و میهمانی پایان خوشی نداشت. علتش نیز شرطبندی بر روی یک دختر بود." بدیهی است که این حقایق به طور رسمی به ثبت نرسیدهاند، یا حتی در رسانهها نیز سخنی از آنها به میان نیامده است.

زنان بیهمسر و دخترانی که سرپرست خود را در جنگ از دست دادهاند اولین قربانیان گروههای فساد هستند
"ورده" که پسر 4 سالهاش "حماده" را هنگام کار نزد یکی از دوستانش میگذارد میگوید: "من با پنچ دختر دیگر روی صحنه [...] . معمولا حدود 15 مرد مست حضور دارند و دستههای اسکناس خود را باز میکنند و روی ما میریزند. یکی از افرادی که برای شیخه کار میکند پولها را جمع میکند. وقتی یکی از مردان یکی از ما انتخاب میکند، هزینه میز و یک بطری مشروب را میپردازد و [...]."
این زنان خطرات بسیاری را نیز در کمین دارند و حتی جان خود را نیز در این راه از دست میدهند.
"ورده" که یک سال پیش از حمله مردی معتاد جان سالم به در برد، یکی از دوستانش را که شب در مکان یک باند مواد مخدر در شمال شرق بغداد بود از دست داد.
طراحی خانههای فساد در بغداد به عهده کیست؟
اما پرسشی که همه میکوشند پاسخی برای آن بیابند این است که این دختران چگونه توانستهاند به این دنیای زیرزمینی در پایتخت راه یابند. پیشتر گفته میشد که رومانیاییها این زندگی شبانه را به راه انداختهاند. اما این داستان قدیمی شده و به زمانی بازمیگردد که مهرههای کلیدی رژیم صدام حسین امنیت رومانیاییها را تأمین میکردند، چرا که تعدادی از آنها مشتاق بودند اوقات خود را با آنها بگذرانند.
یکی از افسران "پلیس اجتماعی" داستان متفاوتی نقل کرد: "روسپیان آخرین حلقه از زنجیری هستند که از تاجران و دلالان پشت پردهای هستند که پولشان را در تجارت سکس سرمایهگذاری میکنند. این اتفاق جدیدی در بغداد نیست. منتهی دختران عراقی که به تازگی از کشورهایی که در آنها پناهنده شده بودند به عراق بازگشتهاند کلوبها و خانههای فساد را قرق کردهاند."

این افسر پلیس میگوید که تلاش برای افشای هویت دلالان به شکست انجامید، زیرا برخی گروههای بانفوذ برای احیای این بازار اعمال فشار میکنند.
وقتی از ورده درباره از بین بردن صنعت قاچاق انسان پرسیده شد، وی که خود الکلی شده بوده، پاسخ داد: "این چیزی جز رویا نیست."
قاچاق زنان در رتبه چهارم جرایم عراقیها
گرچه پلیس بغداد گاهی با انجام عملیاتهای محدود سعی در مبارزه با گسترش خانههای فساد در بغداد و دیگر شهرها میکند، اما در مجموع اراده چندانی برای برخورد جدی با این معضل وجود ندارد. اندکی قبل پلیس با حمله به برخی از خانههای فساد، 50 تن از دلالان را در مرکز بغداد دستگیر کرد.
یک منبع امنیتی گفته است که "دلالان علاوه بر پناه دادن به عوامل تحت تعقیت، اقدام به تجارت قرصهای روانگردان نیز میکردهاند."
به گفته منابع امنیتی، در عراق قاچاق زنان پس از تروریسم، قتل و قاچاق دارو در رتبه چهارم جرایم قرار دارد.
لازم به ذکر است که وزارت حقوق بشر عراق در سال 2010 اعلام کرد که قاچاق زنان از سال 2006 به معضلی بدل شده است، که با به ثبات رسیدن نیروهای امنیتی فروکش کرده بود، اما به دلیل پیگیریها و نظارتهای ضعیف، این صنعت دوباره جان گرفته است.
قربانیان اغلب از نواحی فقیر هستند که مجبورند یا خودفروشی کنند و یا ساعات طولانی با دستمزد پایین یا اصلاً بدون دستمزد کار کنند. این معضل محصول شرایط وخیم اقتصادی است.
شیوخ حاشیه خلیج فارس مشتری ثابت نوامیس مردم عراق
بنا به گفته یکی از منابع پلیس محلی به تازگی فردی در ارتباط با تجارت روسپیان و سوءاستفاده از دختران جوان ساکن در مناطق فقیرنشین در بغداد دستگیر شده است. این فرد به همکاری با یکی از شبکههای فساد بزرگ که شبکههای دیگر را در داخل و خارج از عراق تغذیه میکند اقرار کرد. کار این شبکهها اغوا و استثمار زنان و دختران است. این شبکهها قربانیان خود را به کشورهای همسایه و کشورهای حوزه خلیج فارس منتقل میکنند. در تاریخ 11 اکتبر امسال در یک وبسایت کاریابی عراقی برای جذب نیروی کار در یک شرکت نفتی کویتی یک آگهی منتشر شد که یکی از مشاغل نام برده شده " اسکورت زنان" بوده است.
یکی از کسانی که علاقهای به ممنوعیت فعالیت خانههای فساد ندارد یک کارآگاه پلیس است. به گفته وی، "روسپیها بهترین منبع کسب اطلاعات هستند. درباره اعضای جیش المهدی و القاعده هر اطلاعاتی که بخواهید دارند."
به گفته یکی از مشتریان یک باشگاه شبانه در سوریه، 95 درصد دخترانی که در این کلوب کار میکنند عراقیاند و مشتریان اهل کشورهای حوزه خلیج فارس، به خصوص عربستان سعودی، هستند.
یکی از این دخترها زهرا نام دارد. 16 سالش است. وی پس از آغاز جنگ از بغداد به سوریه گریخته است و از آن زمان در این کلوب فعالیت میکند. میگوید "علاقهای به این کار ندارم، اما چه کار کنم؟ امیدوارم شرایط در عراق بهتر شود چون دلم برای کشورم تنگ شده. دلم میخواهد برگردم اما باید از خواهرم مواظبت کنم." زهرا به دختری لاغراندام با موهای بلند مشکی اشاره میکند [...]. نامش نادیاست و 13 سالش است. کارش را در کلوب از دو ماه پیش شروع کرده است.
آوارگان عراقی اولین طعمههای گروههای فساد در عراق و کشورهای همسایه
در حال حاضر بیش از یک میلیون پناهنده عراقی در سوریه سکونت دارند، که بیشترشان زنانی هستند که یا همسرشان و یا پدرشان کشته شدهاند. آنها که به طور قانونی اجازه کار کردن ندارند گزینههای چندانی جز خودفروشی برایشان باقی نمانده است. آماری از تعداد زنانی که به خودفروشی روی آوردهاند در دست نیست، اما حنا ابراهیم، بنیانگذار گروه "اراده زنان" در عراق، این رقم را 50 هزار تن ذکر می کند.
یکی دیگر از این زنان فاطمه نام دارد که در خانه فسادی مخفی در محله سیده زینب در دمشق کار میکند. او میگوید "وقتی شوهرم کشته شد و من را با دو بچه تنها گذاشت به سوریه آمدم. عمهام از من خواست با او کار کنم، و برادرهایم هم بهم فشار آوردند که قبول کنم." او خبر نداشت کاری که عمهاش از آن میگوید چه کاری است، تا این که به اینجا آمد.
فاطمه اکنون در اواسط دهه سوم زندگیش است، اما فعالان اجتماعی میگویند که تعداد کودکان عراقی که به خودفروشی مشغولند بالاست. بسام الکدی عضو انجمن دیدهبان زنان میگوید: "برخی از این کودکان در عراق مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند، اما بسیاری نیز به اجبار پدر و عموهایشان که به بهانه محافظت از آنها اینجا آورده شدهاند به این کار مشغولند. آنها باکرهاند، به آنها به چشم نوعی سرمایهگذاری نگاه میشود و به شیوهای بسیار وقیح استثمار میشوند."
ساجده محمد زنی عراقی است که خانوادهاش در فقر شدیدی به سر میبردند. وقتی 28 سال داشت با مردی ازدواج کرد که کاملاً غریبه بود اما قول داده بود که به ساجده و خانوادهاش کمک مالی کند.
ازدواج آن دو سر گرفت اما یک ماه بعد ساجده دریافت که همسرش وی را فروخته است. وی میگوید: "او برای مدت کوتاهی رفتار خوبی با من داشت و به خانوادهام مقداری پول داد. تا این که به آپارتمان کوچکی نقل مکان کردیم و یک روز او چند تن از دوستانش را به منزلمان دعوت کرد و به من گفت که باید هر کاری آنها میخواهند انجام دهم، حتی رابطه جنسی."

تصویر دیگری از یک خانه فساد در بغداد
"اول زیر بار نرفتم، اما شوهرم مست بود و من را به باد کتک گرفت." این حمله به حدی شدید بود که ساجده از هوش رفت. بعد از به هوش آمدن همسرش آب پاکی را روی دستش ریخت: باید برای او کار کند و با هر کس که او به خانهشان، واقع در مرکز بغداد، میآورد همبستر شود. اگر هم اعتراض کند دیگر به خانوادهاش پول نمیدهد و حتی او را میکشد. "چارهای نداشتم. برای همین کاری که ازم خواست را انجام داد. به مدت یک سال به همین شیوه زندگی کردم. با هر مردی که شوهرم به خانه میآورد میخوابیدم. هیچ راه فراری از این شرایط پیدا نمیکرد و به کسی هم نگفته بودم چه بلایی داشت بر سرم میآمد.
در عراق، و دیگر کشورهای خاورمیانه، چنین قربانیانی به شدت مورد قضاوت دیگران قرار میگیرد. این گونه تصور میشود که زنانی که مورد تجاور قرار میگیرند لکه ننگی برای خانوادهشان هستند و از سوی بستگان خود یا طرد میشوند و یا به قتل میرسند. به همین دلیل ساجده در سکوت خود زجر کشید و به خانواده خود حرفی نزد. بخت زمانی به او روی آورد که حدود یک سال پس از ازدواجش پلیس برای تفتیش به خانهشان آمد و همسرش را به جرم اقدام تروریستی دستگیر و زندانی کردند.
بنا بر تحقیقات پلیس، مردی که ساجده با وی ازدواج کرده بود عضوی از یک باند فساد بود. او چند زن داشت و دارای هویتهای مختلف بود. در زمان پیگیری پرونده ساجده با یکی از اعضای "سازمان زنان بغداد" آشنا شد. این سازمان متشکل از گروهی از فعالان اجتماعی است که برای حقوق زنان مبارزه میکنند و زنان نیازمند، از جمله زنانی که برای روسپیگری فروخته شدهاند، را مورد حمایت قرار میدهند. داوطلبان به او کمک کردند تا از شوهرش طلاق بگیرد و ساجده پیش خانوادهاش، که با آغوش باز پذیرای او بودند، بازگشت.
با این که هیچ گونه آمار رسمی از چنین مواردی در دست نیست، لیسا نیسان، رئیس سازمان زنان بغداد، میگوید که تجارت زنان از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 به شدت رونق گرفته و روز به روز نیز بدتر میشود.
"تشکیلات سازمانیافتهای پشت این وقایع است و برخی از مقامات دولتی نیز با آنها همکاری میکنند و کارهای اداریشان را راه میاندازند، خصوصاً در رابطه با زنانی که به خارج از کشور صادر میشوند." خانم نیسان با انتقاد از مقامات عراقی که هیچ اقدامی برای خاتمه دادن به این تجارت یا رسیدگی به پیامدهایش نمیکنند گفت: "ما در رابطه با این معضل به دولت هشدار دادهایم. اما همچنان کمکهای مالی تاجران عراقی، برخی سازمانهای بشردوستانه و حتی نمایندگان عراقی است که در پیشبرد اهدافمان کمکمان میکند. دولت هیچگونه کمک مالی به ما نمیکند."
با ورود نیروهای آمریکایی به عراق، براساس گزارشهای منتشر شده، گروههایی از قطر، عربستان و کویت در پی زنان آواره عراقی وارد این کشور شدند و به شکار طعمههای خود پرداختند. همزمان در حدود 50 هزار روسپی نیز از کشورهای دیگر به عراق و سوریه منتقل شد تا شبکه فساد به راحتی در پایتخت گسترش پیدا کند. نیروهای خارجی حاضر در عراق از اولین مشتریان خانههای فساد راهاندازی شده با کمک شیوخ عرب بودند و همین حاشیه امنیت سبب آزادی عمل بیشترین این گروهها شد و هماکنون نیز چتر پنهان حمایتی نیروهای امنیتی حاضر در عراق و حتی پلیس این کشور، از فعالیتهای آنان حمایت میکند.
شاید با ادامه این روند، کشور عراق که پیش از این با شهرهای مقدس و عتبات عالیات شناخته میشد، با استقرار کامل دموکراسی آمریکایی و گذار از فرهنگ غالب اسلامی به فرهنگ لیبرال - که از جمله اهداف ادامه حضور نیروهای آمریکا در این کشور بوده است -، چهره ناخوشایند دیگری به خود بگ
برای مشاهده فیلم سمینار آغاز بکار انجمن زنان (کلیک کنید) قسمت اول فیلم گزارش سمینار آغاز بکار انجمن زنان
رجوی گردنبندی طلا که عکس خودش بر روی آن حک شده را به خانم ها هدیه می کرده است!
افشای اسامی بیش از 95 نفر از زنان قربانی فرقه مجاهدین که به دستور مسعود رجوی رحم خود را خارج کرده اند
این عضو سابق سازمان مجاهدین خلق، از اجبار به برقراری رابطه جنسی و عاشقانه با مسعود رجوی سخن گفته و اضافه کرده است: «ما را تشویق میکردند که رابطهای یگانه بزنیم با مسعود رجوی و از کلمات عاشقانه و صحبتهای عاطفی با مسعود رجوی صحبت بکنیم خوب ما همیشه برايمان سخت بود چون بیشتر از هرچیز ما این را یک روابط ایدئولوژیک میدانستیم بخاطر فرهنگ سنتی و فرهنگی که بین زنان ایران رواج داشت و بحث شیعه و مسلمان بودن روابطی بود که اقتباس گرفته شده بود از امام حسین یا پیامبر روابط زنان با پیامبر بیشتر ما در این رِنج میدیدیم و فکر میکنیم که ما چیزی را نمیفهمیم که باید بفهمیم و از این زنان شورای رهبری که قبلا این مسیر را گذرانده و بیشتر شناخت دارند و آگاهتر از ما هستند بعنوان خواهران بزرگتر ما باید یاد بگیریم و مرحله به مرحله اینطوری مغز شوئی ما گسترش و عمق پیدا میکرد. مثلا غیر از آن هدایائی که گفتم گردنبندهای طلا میدادند گردنبندها ابتدا گردنبند مریمی بود که به خودم هم هدیه دادند ما در جلساتي كه فقط زنان بودند بامسعود رجوی خوب بعضا ما مشاهده میکردیم و خود من تعجب میکردم بالاخره بحثی که بود بعنوان زنان مسلمان داشتیم این بود که بحث محرم ونامحرم و اینجورچیزها هم در سازمان خیلی مطرح کرده بودند ما در این تحویل گرفتن هدیه میدیدیم که حتی دست مسعود رجوی لمس میشد یا خود مسعود رجوی از روابطی که داشت از شوخی هائی که استفاده میکرد و بحثی که او هم مستمر مطرح میکرد: ناموس همچون خودش ما نمیفهمیدیم که ناموس همچون خودش یعنی و همینطور تکرار میکردیم خوب البته اگر کمی دقت میکردیم خوب در خیلی از بحثها گفته شده بود که بحث طلاق شامل مسعود و مریم نمیشود پس این بحث ناموس که مطرح میکنند ناموس همچون خودش پس ما هم باید همچون مریم این مراحل را طی کنیم. این را هیچوقت نمیفهمیدیم و بیشتر به اصطلاح روی ابرها وبحثهای ایدئولوژیک سیر میکردیم. مثلا غیر از آنکه گفتم گردنبند مریمی که عکس حضرت مریم بود روی آن طلائی که داده بودند غیر از آن در مرحله بعد به زنان شورای رهبری لایه دوم که من جزو آنها بودم و می گفتند شورای رهبری آزمایشی گردنبندی به ما هدیه داده شد در این جشنها که الان شما مشاهده می کنید عکس مسعود رجوی روی آن حک شده است.» خانم میرباقری در بخش دیگری از سخنان خود به ترفندهای مسئولان پادگان اشرف برای اجبار دختران و زنان به انجام عمل جراحی اشاره کرده و با اشاره به توجیهات سرکرده تروریستهای منافقین برای ارضای شهوانی خود، گفته است: «این لیست که مشاهده میکنید همانطور که گفتم شامل ۹۵ نفر از قربانیان زن این فرقه را شامل میشود که با حیلههای مختلف حیلههای مختلف مثلا چی بود اینکه شما کم خون هستید، برای عمل سنگ کلیه، برای درمان سردر باید این عمل را انجام بدهید مثلا افسانه طاهریان دوست من بود یعنی با هم هم یگان بودیم او فرمانده یک یگان بود من فرمانده یک یگان و همانطور که میشناسید همسر سابق محمد آقا هستند افسانه من دیدم بستری بود بیمارستان خوب کمردرد داشت اینها مراحل مختلفی را داشتند برای انتقام گرفتن یا برای بیبازگشت کردن اینها و برای اینکه برای اینها آیندهای متصور نباشد یا اینهمه انرژی گذاشتن برای اینها و اینکه با دادن مقام و منصب به آنها او را از شوهرسابقش جدا بکنند و به مسعود رجوی نزدیک بکنند. ایشان لایه اول بودند و من متوجه شدم خواهر دیگرم هم که شورای رهبری لایه اول است به من گفت که افسانه را عمل زنان کردند. تو را هم اگر اینکار را بکنی کمرت بهتر میشود این در واقع پیغامشان را به من میرساند یکی از فرماندهان رده بالا عجیب دنبال من افتاده بود که این عمل را انجام بده. چون همه اینها قبل از این آگاه شده بودند که نفراتی که جدا میخواهند بشوند از سازمان و مسئله دارند به این شکل اینها را هم به رهبری نزدیکتر میکنند اسم این مرحله را گذاشته بودند رفتن بالای قله! اینها زنانی هستند که به قله رهائی رسیدهاند، اگر این قله رهائی است پس چرا مسعود رجوی خودش در هنگام اجرای روابط جنسی خودش با شورای رهبری لایه اول میگوید این روابط جنسی از نماز شب هم واجبتر است. از آن طرف به آقایان و خانمهای داخل تشکیلات میگوید فکر رابطه جنسی هم حرام و خیانت است ولی خودش در اتاق خوابش برای وادار کردن زنان میگوید که مثل نماز شب است و به زنانی که عمل جراحی میکردهاند تشویق کرده و میگوید که از جنسیت رها شدید و بالای قله رفتید.» این اظهارات تکاندهنده درباره رفتار جنسی فوق کثیف سران سازمان مجاهدین خلق و بردهداری رسمی آنان در پادگان اشرف زمانی دردناکتر به نظر میرسد که کشورهای اروپایی و غربی که همیشه جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر و حقوق زنان متهم میکنند، در برابر این جنایات هولناک علیه زنان و دختران در اشرف کاملا سکوت میکنند و حتی به عنوان پاداش این جنایات جنگی، نام این گروهک تروریستی را از لیست سیاه گروههای تروریستی خارج میکنند.
افشای لیست اسامی زنانی که درسازمان مجاهدین خلق وتشکیلات در عراق و یا سایر مقرهای این تشکیلات عمل جراحی زنان بر روی آنها انجام شده است
1 مهوش سپهری(نسرین سومین مسئول اول زن سازمان 2 فهیمه اروانی دومین مسئول اول زن سازمان 3 کبری طهماسبی هاجر معاون شاخه داخله سازمان وازمعاونین مسول اول 4 ملیحه تدینی شورای رهبری لایه اول ازعناصرقدیمی سازمان 5 سوسن بزرگانفرد شورای رهبری لایه اول ازعناصرقدیمی سازمان 6 صدیقه خدایی صفت شورای رهبری لایه اول ازعناصرقدیمی سازمان 7 حبیبه طاولی شورای رهبری لایه اول ازعناصرقدیمی سازمان 8 حوری سیدی ازمعاونین مسول اول 9 حوری چرندابی شورای رهبری لایه اول 10 شهربانوی فسنقری شورای رهبری لایه دوم است 11 شراره فریبرز شورای رهبری لایه دوم است 12 فرزانه پوراقبال لایه قبل ازشورای رهبری لایه دوم ازگویندگان سیمای مقاومت تلویزیون سازمان 13 پروین پوراقبال لایه قبل ازشورای رهبری لایه دوم ازگویندگان سیمای مقاومت تلویزیون سازمان 14 طاهره زارنجی شورای رهبری لایه دوم است 15 انسیه گلشاهی شورای رهبری لایه اول است 16 مهوش کرمی لایه قبل ازشورای رهبری لایه دوم است 17 مهوش علیمددی شورای رهبری لایه دوم است 18 ماندانا روستا شورای رهبری لایه اول وازخوانندگان سازمان است 19 مریم نظام الملک جداشده ازسازمان شورای رهبری لایه اول سابق است 20 فرح امامی جداشده ازسازمان شورای رهبری لایه اول سابق است 21 فروزان تقی زاده جداشده ازسازمان شورای رهبری لایه اول سابق است 22 مریم طباطبایی شورای رهبری لایه دوم است 23 انسیه قلی زاده شورای رهبری لایه دوم است 24 فاطمه همدانی شورای رهبری لایه اول و ازفرماندهان سازمان است 25 افسانه طاهریان شورای رهبری لایه اول مسول یکان اماد وترابری سازمان است 26 سوسن میرزایی اشپزخانه شاخه داخله اشپزی می کند 27 سوده تقوایی شورای رهبری لایه دوم که پدرش آقای مهدی تقوایی ازمسولین بالای سازمان بود که به همرا ه داما دو2دختر وهمسرش سالهای گذشته ازسازمان جداشده اند 28 میتراوطنی شورای رهبری لایه اول است 29 مهری حاجی نژاد فرمانده اطلاعات سازمان وازشورای رهبری لایه اول 30 محبوبه اذرجمشیدی پاریس است فرمانده حافظ مریم رجوی 31 بدری اسم مستعاراست که خارج ورده بالاست 32 زهره اخیانی عمل زنان کرده است ولی نوع آنرا نمی دانم 33 شهره امامی لایه قبل از لایه دوم شورای رهبری 34 ناهید طهماسبی شورای رهبری است 35 مرضیه موبران لایه قبل از لایه دوم شورای رهبری 36 مرضیه 37 مژگان مهدوی سیتی زن امریکا ازفرماندهان سازمان 38 شیوا صادق شورای رهبری لایه اول است 39 نیره سلطانی شورای رهبری لایه اول ازفرماندهان سازمان است 40 نیر سلطانی لایه قبل از لایه دوم شورای رهبری 41 پروین امدادگر درستاد داخله 42 فرزانه معدومی شورای رهبری لایه دوم سازمان وازپرستاران 43 شمسی زرگران درستاد تبلیغات است شورای رهبری لایه اول است 44 نصرت زهرا توکلی رئیس بیمارستان داخلی سازمان 45 مرضیه شورای رهبری 46 شهرزاد شریعت پرسنلی کل وستاد جنگ سیاسی ازشورای رهبری لایه اول 47 شهرزاد رحیمی سیتی زن آمریکا ازفرماندهان سازمان 48 منیره نظری لایه دوم شورای رهبری 49 گوهرصالحی لایه اول شورای رهبری ازفرماندهان سازمان 50 منیر فتح پور لایه دوم شورای رهبری 51 مهین حری لایه اول شورای رهبری مفسروگوینده سیمای مقاومت 52 کلثوم صراحتی لایه دوم شورای رهبری 53 بدری رحیمی شورای رهبری لایه دوم حفاظت رجوی 54 ژیلا طلوع شورای رهبری لایه دوم حفاظت رجوی 55 سیما وطنخواه شورای رهبری لایه دوم فرمانده حفاظت رجوی 56 منیژه ازمحافظین رجوی وشورای رهبری لایه اول است 57 رویا دررودی ازمحافظین رجوی وشورای رهبری لایه اول است 58 راضیه طبری شورای رهبری لایه دوم دفترشخصی فهیمه اروانی 59 زیبا خرسند ازروسای ستاد تبلیغات سازمان وازاولین گوینده گان سیمای مقاومت عمل خارج کردن یک تخمدان 60 پوران نایبی شورای رهبری لایه اول ومترجم فرانسه وانگلیسی بیمارستان سازمان 61 مریم ازفرماندهان سازمان 62 پوران پوراصغری شورای رهبری لایه اول سازمان 63 مهرانه مستانه ازفرماندهان سازمان 64 فرشته مجاهد نیا لایه قبل ازشورای رهبری لایه دوم سازمان 65 مهری مترجم انگلیسی وپرستاروشورای رهبری لایه اول سازمان 66 شهلا طوسی شورای رهبری اول درشاخه داخله سازمان 67 اعظم شورای رهبری لایه اول مترجم آلمانی وریس بخش کودکان سازمان در آلمان که به قرارگاه اشرف فرستاده شده بود 68 زهرا ابوحمزه لایه اول شورای رهبری قبلا مسول رادیو وتبلیغات سازمان بود 69 مینا دانشور شورای رهبری لایه اول سازمان 70 مریم گل مریمی لایه قبل ازلایه دوم شورای رهبری سازمان وازپرستاران سازمان 71 میمنت فضل مشهدی شورای رهبری لایه اول سازمان 72 مریم محمد شورای رهبری لایه اول سازمان ومترجم انگلیسی سابق بیمارستان سازمان 73 فرح مبصری لایه اول شورای رهبری 74 عصمت دهدشتی لایه قبل ازلایه دوم شورای رهبری سازمان 75 ثریا یزدان لا یه اول شورای رهبری وازمسولین آموزش سازمان 76 صفورا مقدسی لا یه اول شورای رهبری وازمسولین مالی سازمان 77 مهین نظری لایه اول شورای رهبری ازمسولین در شاخه داخله کشور سازمان 78 نسرین نظری لایه اول شورای رهبری ازمسولین در شاخه داخله کشور سازمان 79 لیلا کاظم خانلو لایه دوم شورای رهبری 80 طیبه میرمحمدی لایه دوم شورای رهبری 81 صغری خانمحمدی لایه قبل ازشورای رهبری لایه دوم سازمان 82 سهیلا رضایی گوینده سیمای مقاومت تلویزیون سازمان 83 فخری اصفهانیان لایه دوم شورای رهبری 84 طلعت عزیزی لایه اول شورای رهبری ازمسولین پذیرش سازمان 85 فرانک شاکرمی لایه اول شورای رهبری ازفرماندهان سازمان 86 ثمر حلوایی مترجم وگوینده فرانسه در تبلیغات سازمان 87 زری حلمی شورای رهبری لایه اول سازمان ومترجم انگلیسی سازمان 88 نوشین نامور ازفرماندهان سازمان 89 فرشته ازفرماندهان سازمان 90 فرزانه کمانی ازفرماندهان سازمان 91 آذرمنافی لایه قبل ازشورای رهبری لایه دوم سازمان
یک دختر مسلمان 12 ساله ی اهل فرانکفورت که در کلاس آموزش شنای مختلط پسر و دختر شرکت نمی کرد، کارش به دادگاه رسید و دادگاه این کشور مدعی آزادی و حقوق بشر نیز درخواست این دختر مسلمان برای عدم شرکت در این کلاس آموزشی مختلط را به بهانه ضرورت آموزش برای همه آلمانی ها رد کرد!
به گزارش سرویس بین الملل بی باک، هانس روت هاوگ، قاضی دادگاه هسن گفت: این دختر مسلمان باید در کلاس آموزش شنا شرکت می کرد لذا در چنین زمانی و موارد استثنایی دلیلی برای عدم شرکت وجود ندارد.
گفتنی است؛ سابقا و در دادگاه های دیگر آلمان نیز در مواردی شبیه به مورد بالا قضاوت های مشابهی صورت گرفته است اما به دلیل تکرار این مسئله، دادگاه ایالت هسن تصمیم به تجدید نظر گرفت. این تجدید نظر برای سنجیدن دو جنبه ی حقوق آزادی دینی و مأموریت دولت آلمان در آموزش مردم این کشور برگزار می شود.
روت هاوگ در این باره گفت: این دختر مسلمان بی شک در اعتقادش کاملا استوار و جدی است اما پوشیدن یک لباس شنای بلند در این موقعیت اضطراری برای او امکان پذیر بوده است. از نظر او این لباس مطابق احکام اسلام است.
دختر مسلمان پوشیدن این لباس را رد کرد و کلاوس مایسنر، وکیل او نیز در دفاع گفته است که این لباس مانند یک گونی پلاستیکی می ماند که آدم را زشت جلوه می دهد و به تحقیر او منجر می شود.
او همچنین در دفاع از دختر مسلمان درباره جلب توجه آن لباس در بین دانش آموزان دیگر صحبت کرد و گفت: علاوه بر موضوع مطرح شده، حضور وی در جمعی مختلط که پسرهای برهنه هم هستند؛ احساس حیای او را خدشه دار می کند.
دختر مسلمان نیز ضمن تائید سخنان وکیلش گفت: من دوست ندارم که پسرها را در لباس کوتاه ببینم.
اما دادگاه آلمان این استدلال ها را قبول نکرد و اعلام کرده است که این دختر مسلمان قصد دارد در آینده پزشک بشود و چنین شغلی خارج از موقعیت های اضطراری برای شنا نیست.
دادگاه فرانکفورت نیز در گذشته درخواست این دختر مسلمان را رد کرده بود.
دادگاه فدرال آلمان در سال 1993 تصمیم گرفته بود که دانش آموزان برای شرکت نکردن در کلاس آموزش شنا آزاد باشند مگر اینکه مدرسه کلاس های جداگانه برای پسر و دختر پیشنهاد دهد.
با این حال نماینده ی کشور آلمان در مقابل دادگاه هسن گفت: قوانین آموزش و پرورش تغییر کردند و باید به آنها احترام گذاشته شوند. همچنین دادگاه فدرال آلمان تأکید کرده است که افراد به دلیل مسایل دینی خود را از اکثریت جدا نکنند و آزادی دینی دختر مسلمان در این مورد استثنایی باید رد بشود.
قابل ذکر است که در ماه ژوئن سال جاری دادگاه فدرال آلمان در شهر برمن اعلام کرد که دختران مسلمان پایه ی ابتدایی دلیلی برای رهایی از کلاس آموزش شنا ندارند.
این دادگاه در این باره گفت: در دوران ابتدایی بنا به اختلافات بسیار، رهایی از این کلاس ها بی معنا است و رهایی از آن فقط بعد از سن بلوغ امکان پذیر می شود.
اما هم اکنون مسلمانان شاهدند که این رویه به سنین بعد از بلوغ هم سرایت کرده است و دولت مدعی آزادی و حقوق بشر قصد دارد؛ ابتدایی ترین حقوق مسلمانان را به بهانه ضرورت اموزش نادیده بگیرد.
دادگاه ایالت نرد راین وستفالن آلمان نیز در سال 2009 اعلام کرد که دانش آموزان مسلمان وظیفه دارند در کلاس آموزش شنا و اردوها شرکت کنند.
این اتفاقات در حالی می افتد که اخیرا مرکل برای فریب افکار عمومی جهان اسلام المان اعلام کرده بود که اسلام بخشی از آلمان است
لینک:
http://www.n-tv.de/politik/Ein-Burkini-ist-zumutbar-article7347531.html

جام فرهنگی؛ فارس به نقل از روزنامه ایندیپندت نوشت:
اطلاعات به دست آمده در مورد تجاوز جنسی در انگلیس نشان میدهد که پلیس در بررسیهای خود ضعیف عمل کرده است.
تعداد جرایم جنسی در انگلیس افزایش یافته اما اقدامات پلیس برای قربانیان تجاوز جنسی ناعادلانه است.
طبق گزارش ها، بررسیهای موثق، در انگلیس سالانه 80 هزار زن مورد تجاوز جنسی قرار میگیرند در حالی که فقط 11 درصد از این قربانیان این موضوع را با پلیس درمیان میگذارند.
تعداد افرادی که در طول 3 سال گذشته توسط پلیس شناسایی و مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند به 3261 نفر یعنی 26 درصد افزایش یافته است.
اهمیت ندادن به موضوع جرایم جنسی زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که ریان کولمن فارو، افسر سابق پلیس پایتخت که تجاوزات جنسی و سایر حملات جنسی را بررسی میکرد در دادگاه ساوت وارک کرون محاکمه شد.
کولمن فارو که در دادگاه به عنوان یک افسر رذل معرفی شد، اتهامات برخی متجاوزان را نادیده گرفت و از گناه آنان چشم پوشی کرد.
یک زن که این افسر به طور ناعادلانه در مورد او حکم کرده بود خودکشی کرد.
حدود 9 نفر از هر 10 قربانی مسائل جنسی هرگز به پلیس مراجعه نمیکنند زیرا به افسران پلیس اعتماد ندارند.
گزارش جدید کمیسیون مظالم پلیس مستقل، حاکی است، بسیاری از افسران پلیس از موقعیت خود سوء استفاده میکنند و زنان ضعیف را برای برقراری رابطه جنسی اغفال میکنند.
در پایان این گزارش مقامات انگلیس آمده است: باید آگاهی بیشتری در مورد تجاوز جنسی کسب کرد. اگر شخصی نمیخواهد با کسی رابطه جنسی برقرار کند نباید این کار را انجام دهد، مهم نیست که طرف مقابل چقدر صاحب قدرت باشد، مشهور باشد یا نه، یا اینکه چقدر الکل مصرف کرده باشد.

طی دو سال گذشته 1000 زن در هندوراس کشته اند. و طی یک دهه گذشته بیش از سه هزار زن در این کشور کشته شده اند ، این آمار بسیار بالایی است و نکته جالب در این مسئله اینجاست که در 90 درصد موارد علت قتل مورد بررسی قرار نمیگیرد. این کشور توسط سازمان ملل پرکشتارترین کشور دنیا شناخته شده است و نکته قابل تامل اینکه طبق آمار سازمان حقوق بشر 40 درصد آمار قتل زنان در این کشور در دو سال گذشته رخ داده است.
![]()
در سال 2010 هرماه 36 زن کشته شده اند و در نیمه نخست سال جاری میلادی این آمار به هر دو روز قتل 3 زن رسیده است. بنابر گزارشات اکثر این قتلها توسط افراد خانواده این زنها صورت میگیرد و یا بر اساس خشونتهای قومی و قبیله ای است. آژانس حقوق بشر فعال در این کشورپلیس را متهم کرده است که چشمش را روی این اتفاقات بسته است.
![]()
رئیس سازمان حقوق بشر میگوید مهمترین مسئله کنونی در مورد حقوق بشر قتل زنان در هندوراس است. طبق گزارشات آمار این قتلها از سال 2009 رو به افزایش است. درحالیکه آمار غیر رسمی زنان به قتل رسیده در این کشور خیلی بیشتر از آمار رسمی است و بسیاری از این قتلها هرگز گزارش نمیشوند. زنان در این کشور در بدترین و نا امن ترین شرایط ممکن زندگی میکنند و این کشور یکی از بدترین مکانها برای زندگی زنان شناخته شده است.
![]()
در بسیاری از موارد زنان کشته شده به هیچ وجه درگیر مسائلی نظیر قاچاق اسلحه و مواد و یا فحشا نیستند و تنها قربانیان بی گناهی هستند که به قتل میرسند بدون اینکه مقامی در این کشور در پی علت وقوع چنین جرائمی باشد.هندوراس کشوری است در امریکای جنوبی با آمار 82.1 قتل در سال گذشته که این کشور رابه قتلگاه زنان تبدیل کرده است.

در بخشی از گزارش نقض حقوق بشر در آمریکا آمده است: نرخ فقر در میان زنان آمریکائی بسیار بالا است. طبق اطلاعات اداره آمار آمریکا، بیش از 17 میلیون زن در آمریکا در فقر زندگی میکنند.
به گزارش پایگاه خبری سقوط والاستریت به نقل از فارس، خبرگزاری "شینهوا" در گزارشی به نادیده گرفته شدن وضعیت حقوق بشر در آمریکا پرداخته که "زمینه حقوق زنان و کودکان"، پنجمین مصداق این گزارش تفصیلی است و مینویسد: در آمریکا 15 میلیون کودک زیر فقر زندگی می کنند و
* تنها 17 درصد کرسیهای کنگره در اختیار زنان است
تاکنون آمریکا هیچ کدام از کنوانسیونهای "رفع تبعیض علیه زنان" و "حقوق کودک" را به تصویب نرسانده است. با قصور آمریکا درباره حقوق زنان و کودکان وضعیت آنها بدتر میشود.
تبعیض جنسیتی علیه زنان در آمریکا بسیار گسترده است. طبق آمار موجود، زنان در تمام سطوح نماینده کامل در دولتها در آمریکا ندارند و تنها 17 درصد کرسیهای کنگره را در اختیار دارند (www.wcffoundation.org). زنانی که کارشان مانند مردان است در آمریکا دستمزدی کمتر از آنها دریافت میکنند و خلاء دستمزدی در نیم قرن گذشته تنها 18 سنت بهبود یافته است (www.thedailybeast.com).
* دستمزد کارگران زن آمریکایی 33 درصد کمتر از مردان است
طبق گزارش منتشرشده توسط "اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا" در سال 2009 دستمزد زنانی که در تمام مدت سال تمام وقت کار میکنند بطور متوسط به ازای هر دلاری که به مردان پرداخته میشود 77 سنت دریافت میکنند (www.aclu.org). زنان در آمریکا از تبعیض گسترده در زمینه اشتغال، ترفیع و کار رنج میبرند. در مطالعهای جدید تصریح شده که شرکتهای تکنولوژیکی در آمریکا به ندرت زنان را در میان اعضای هیئت مدیره و مدیران با دستمزد بالای خود شامل میکنند. بهطور متوسط کمتر از یک در 28 مدیر ارشد در این صنعت زن هستند. در بزرگترین شرکتهای دولتی کالیفرنیا تنها حدود 10 درصد اعضای هیئت مدیره و مدیران ارشد زن هستند (نیویورک تایمز، 9 دسامبر 2011).
* 17 میلیون زن آمریکایی زیر خط فقر به سر میبرند
نرخ فقر در میان زنان آمریکائی بسیار بالا است. طبق اطلاعات اداره آمار آمریکا، بیش از 17 میلیون زن در سال 2010 در آمریکا در فقر زندگی میکردند که بیش از 5/7 میلیون نفر آنها در فقر شدید و 7/4 میلیون نفر مادران مجرد فقیر بودند. نرخ فقر در میان زنان در سال 2010 از 9/13 درصد در سال 2009 به 5/14 درصد رسید که در طی 17 سال گذشته بالاترین رقم بوده است؛ نرخ فقر شدید در میان زنان از 9/5 درصد در سال 2009 به 3/6 درصد در سال 2010 رسید که بالاترین رقم ثبت شده تاکنون بوده است (www.merchantcircle.com). طبق گزارش "آسوشیتدپرس" در 12 آوریل 2011 یک مادر مجرد به نام "لاشاندا آرمسترانگ"، بعلت فشار غیرقابلتحمل بزرگ کردن کودکانش خود با چهار کودکش را با یک مینیون در دریاچه هودسون در نیوبرگ غرق کرد. تنها پسر ده ساله او جان سالم بهدربرد.
* زنان آمریکایی قربانی تبعیض، خشونت و تجاوز جنسی
زنان در آمریکا اغلب قربانی تبعیض، خشونت و تجاوز جنسی میشوند. زنان اقلیتهای قومی طی بارداری با تبعیض مواجه میشوند. طبق گزارش LAMB ("پروژه مادران و کودکان لسآنجلس") 4/32 درصد مادران آمریکائی-آسیایی طی دوران بارداری مورد تبعیض قرار میگیرند و مادران آمریکائی-آفریقایی در این زمینه در رتبه اول قرار دارند (9/47 درصد)، درحالیکه این نسبت در میان مادران آمریکای لاتینی 1/31 درصد است (چین پرس، 1 ژوئن 2011).
![]() |
طبق آمار منتشر شده در پایگاه پلیس لسآنجلس، بیش از دو میلیون مادر آمریکائی سالانه قربانی خشونت خانگی میشوند. "بررسی ملی خشونت همسر و خشونت جنسی" نشان میدهد تقریباً از هر پنج زن آمریکائی یک نفر طی عمرش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و از هر چهار زن یک نفر خشونت شدید فیزیکی از جانب همسر را تجربه کرده است (لسآنجلس تایمز، 14 دسامبر 2011).
طبق بررسی انجام شده در زمینه خشونت و تجاوز جنسی در ارتش آمریکا، خشونت جنسی روی تقریباً 19 درصد گروهانهای زن تاثیر میگذارد اما اکثر آنها سکوت اختیار میکنند (www.csmonitor.com). از ماه مارس تا اکتبر 2011، 20 تجاوز جنسی در "بای ریدج"، "سانست پارک" و "پارک اسلوپ اتفاق" افتاد و قربانیان آنها همه زنان جوان بودند (نیویورک تایمز، 19 اکتبر 2011). گزارشها حاکی از آن است که بیش از یک میلیون زنان زندانی در آمریکا برخوردهای خشن را تجربه میکنند و حتی در زمان زایمان دست و پاهایشان در زنجیر است (www.globalissues.org).
* 15 میلیون کودک آمریکایی زیر خطر فقر هستند
نرخ فقر در کودکان در آمریکا نیز به رقم بالایی رسیده است. طبق گزارش اداره آمار آمریکا، بیش از یک میلیون کودک بین سالهای 2009 تا 2010 به جمعیت فقر کشور افزوده شده و تعداد کل کودکانی که زیر خط فقر زندگی میکنند به بیش از 15 میلیون نفر رسیده است که بالاترین رقم از سال 2001 است.
نرخ فقر در کودکان در سال 2010 از 20 درصد در سال 2009 به 6/21 درصد رسید و 653 شهرستان شاهد افزایش قابلتوجه نرخ فقر در میان کودکان 5 تا 17 ساله بودند و در حدود یک سوم شهرستانها نرخ فقر در سن مدرسه بالای نرخ فقر ملی بود (www.census.gov). "دیلی میل" در 17 آگوست 2011 گزارش کرد که نرخ فقر کودکان در 38 ایالت از سال 2000 تا 2009 افزایش داشته است و بالاترین میزان فقر در ایالات میسیسیپی با 31 درصد بوده است. اداره آمار آمریکا اعلام کرد کودکانی که در فقر زندگی میکنند، بهویژه کودکان کم سن وسال، بیشتر در معرض مشکلات رفتاری و شناختی قرار بگیرند و ممکن است دوره تحصیل کوتاهتر و مدت زمان بیکاری طولانیتری در بزرگسالی داشته باشند (چین پرس، 21 نوامبر 2011).
* 33 درصد افزایش کودکان بیخانمان و 10 درصد افزایش در کودکان ساکن کمپها
تعداد کودکان بیخانمان افزایش پیدا کرده است. در سال 2010، 6/1 میلیون کودک در آمریکا در خیابانها، پناهگاههای بیخانمانها یا متلها زندگی میکردند که طبق گفته "مرکز ملی بیخانمانی خانوادگی" این رقم نسبت به سال 2007، 33 درصد افزایش داشته است (یواسآ تودی، 15 دسامبر 2011).
طبق گزارش اداره آموزش و پرورش نیویورک، 53503 دانشآموز بیخانمان و کودک 3 تا 21 ساله در نیویورک وجود دارد، و طبق برآورد "اداره خدمات بیخانمانها" بهطور متوسط ماهانه 6902 کودک 6 تا 17 ساله در شهر زندگی میکنند (نیویورک تایمز، 14 نوامبر 2011). از ماه می 2011 تا نوامبر 2011، تعداد کودکانی که در پناهگاهها زندگی میکردند 10 درصد افزایش یافت (نشریه والاستریت، 9 نوامبر 2011).
* 20 هزار کودک آمریکایی به دست خانواده خود کشته میشوند
کودکان روز به روز بیشتر در معرض خشونت و هرزهنگاری قرار میگیرند. طبق گزارش BBC در 17 اکتبر 2011، این باور وجود دارد که طی ده سال گذشته بیش از 20 هزار کودک آمریکائی توسط اعضای خانواده خود کشته شدهاند. بیش از یک میلیون کودک هر ساله بعنوان قربانی سوءاستفاده از کودکان شناخته میشوند (www.preventchildabuse.org) و از هر دو خانواده آمریکائی یک خانواده گاهی علیه کودک خود خشونت خانگی اعمال میکند (www. reverepolice.org). نشریه والاستریت در 14 نوامبر 2011 گزارش داد که تقریباً 120 هزار تماس با خط تلفنى بیست و چهار ساعته ایالت در زمینه سوءاستفاده از کودکان در پنسیلوانیا گرفته شده است، اما تنها حدود 24 هزار مورد بررسی شده است.
![]() |
یک پسر 13 ساله به نام "کریستین چوآت"، در سال 2009 در اثر کتکهای پدرش جان باخت. این گزارش میگوید شاکیان مدعی شدهاند که این پسربچه هر روز از پدرش کتک میخورده و در یک قفس سگ کوچک با غذایی کم زندانی میشده است (شیکاگو تریبون، 24 ژوئن 2011). خشونت دانشگاهی و زورگویی سایبری در آمریکا روبهافزایش است. طبق گزارش "یو اس نیوز اند ورلد ریپورت" در 3 ژوئن 2011 ، دستکم 40 درصد دانشآموزان دبیرستانی تحت زورگوییهای سایبری قرار گرفتهاند (www.usnews.com).
* 75 درصد افزایش تجاوزهای جنسی
"ومن نیوز" در 23 می سال گذشته گزارش داد که قاچاق جنسی در ایالت جورجیا درحالوخامت است و برآورد میشود هر ماه 250 تا 300 نوجوان و دختر نابالغ در این ایالت مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند (womensenews. org). طبق گزارش منتشرشده توسط دانشگاه استنفورد، تعداد گزارشهای تجاوزهای جنسی رسیده به این دانشگاه در سال 2010 نسبت به سال 2009، 75 درصد افزایش داشته است (CBS، 30 سپتامبر 2011).
* نوزادان سیاهپوست 5 برابر نوزدان سفید پوست میمیرند
نرخ مرگ و میر نوزادان همچنان در آمریکا بالا است. طبق گزارش نیویورک تایمز در 15 اکتبر 2011، نرخ مرگ و میر نوزادان در آمریکا 7/6 مرگ به ازای هر هزار تولد زنده است. این نرخ در میان زنان آمریکائی-آفریقائی 3/13 مرگ به ازای هر هزار کودک است درحالیکه این نرخ در میان سفیدپوستان، اسپانیاییها و آمریکائی-آسیاییها به ترتیب 6/5، 5/5 و 8/4 به ازای هر هزار کودک است. در پیتسبرگ نرخ مرگ و میر نوزادان در میان ساکنین سیاهپوست شهرستان آلگنی در سال 2009 7/20 به ازای هر هزار نوزاد بود، درحالیکه این نرخ برای سفیدپوستان تنها 4 به ازای هر هزار نوزاد در همان دوره زمانی بود. در سطح ملی احتمال مرگ کودکان پیش از سن یک سالگی در کودکان سیاهپوست دو برابر بیشتر از کودکان سفیدپوست است.
ادامه دارد...
به گزارش مشرق، بر اساس گزارش مرکز جرایم آمریکا، روزانه در این کشور به طور میانگین 1871 زن مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند. این آمار نشان دهنده عدم کارایی سیستم امنیت اجتماعی کشوری است که به بهانه امنیت و حقوق بشر و دفاع از این مفاهیم خودساخته هر از گاهی آتش جنگی را در گوشه ای از جهان بر پا می کند. جالب است که در ساختار ابزار دفاع از امنیت شهروندان آمریکایی، یعنی ارتش این کشور، جسم و روان شهروندان نظامی آمریکا در امان نبوده و از زن تا مرد هر لحظه در معرض خطر تجاوز و آزار و اذیت جنسی است!
و باز جالب است که آمار تجاوز به زنان در ارتش آمریکا از میانگین جامعه غیر نظامی بالاتر بوده و به حدی رسیده است که مدیران ارتش اقدام به راه اندازی "یگان ویژه قربانیان" برای تجزیه و تحلیل صحنه های جرم و مصاحبه با قربانیان کرده اند تا این کارگروه ویژه بتواند اجرای عدالت در مورد مجرمان را ممکن سازد.
تجاوز جنسی در ارتش، واقعیتی ساختاری!
بحران تجاوز جنسی در ارتش آمریکا که در زیر چتری از سکوت همچنان وسیع تر می شود؛ نگرانی هایی را در بین مردم و حتی کارشناسان نظامی آمریکا ایجاد کرده است. کارشناسان این پدیده را به صورت واقعیتی سیستماتیک و حتی هدفمند در ارتش آمریکا ارزیابی می کنند که ممکن است از بعضی جهات سبب ناکارآمدی یگان های ارتش این کشور شود.
از سوی دیگر برخی نیز موضوع را از دیدگاه دیگری بررسی کرده و سکوت مقامات مسئول را نشانه ای از دستوری بودن عدم برخورد می دانند و مطرح می کنند که شاید استخدام نیروها و سربازان زن در ارتش آمریکا به خصوص در عملیات ها و پایگاه های خارجی صرفا جهت سرخوشی فرماندهان و ... انجام می گیرد.
![]() |
| در ارتش آمریکا از هر سه زن دست کم یک نفر مورد تجاوز قرار می گیرد |
نگهبانان امنیت ملی گوی سبقت را از اراذل و اوباش شهری ربوده اند
در جامعه آمریکا از هر شش زن یک نفر مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرد در حالی که این رقم در ارتش بنا به آمارهای رسمی یک مورد از هر سه نفر است. برخی معتقدند آن دو نفر دیگر نیز نمی خواهند چیزی در این مورد بگویند و الا شاید آمار دقیق تری در دست بود.
این در حالیست که تجاوز جنسی از مهمترین جرایم اجتماعی در آمریکا محسوب می شود و گروه های فعال اجتماعی شدیدترین بازخواست ها را در این مورد نشان می دهند. حال چگونه ممکن است بدون دستوری بودن سهل گیری در قبال این جرایم آمار تجاوز در ارتش حداقل دو برابر این آمار در جامعه غیر نظامی باشد در حالیکه هم اکنون زنان فقط پانزده درصد نیروهای ارتش امریکا را تشکیل می دهند.
![]() |
| تجاوز به زنان نظامی اتفاقی است که ممکن است در هر مکان و زمانی روی دهد |
تجاوز جنسی در ارتش آمریکا موضوع نوظهوری نیست
طبق مطالعات انجام شده، در سال 1995 نود درصد زنان موجود در دسته های نظامی اعزام شده به جنگ خلیج فارس از آزار جنسی مصون نبوده اند. این آمار همواره از سوی ارتش دست کاری و جرح و تعدیل می شد تا این که در سال 2003 کنگره آمریکا وزارت دفاع این کشور را مامور کرد که تعداد تجاوزهای جنسی رخ داده در ارتش این کشور را گزارش دهد.
![]() |
| 90 درصد زنان شاغل در ارتش آمریکا در طی جنگ خلیج فارس مورد تجاوز قرار گرفتند |
این موضوع مقامات وزارت دفاع را مجبور به دست کاری آمار و پنهان کردن تعداد دقیق زنان نظامی مورد تجاوز قرار گرفته کرد؛ به طوری که در سال 2007 وزارت دفاع آمریکا وقوع تنها 2200 مورد تجاوز جنسی را در ارتش آمریکا گزارش داد!
در سال 2009 این آمار در پرشی ناگهانی به 3300 مورد افزایش یافت و بعدها اعلام شد که یک زن از هر سه زن شاغل در ارتش آمریکا به نوعی در معرض تجاوز جنسی است!
![]() |
| گروه های اجتماعی در آمریکا به وضیت زنان در ارتش معترضند |
براساس تحقیقات وزارت دفاع آمریکا، در سال 2010 بیش از 19 هزار مورد تجاوز جنسی در ارتش صورت گرفت که فقط کمتر از 3 هزار مورد آن گزارش شده است.
روزنامه آمریکایی کریستینساینس مانتیور در اوایل می 2011 با اشاره به افزایش خشونتهای جنسی در میان ارتش آمریکا تصریح کرد 19 درصد از زنان ارتش آمریکا و 2 درصد از مردان ارتش این کشور مورد حملات و خشونت های جنسی در ارتش آمریکا قرار میگیرند اما گزارش چندانی در این باره منتشر نمیشود.
![]() |
| احتمال تجاوز به یک زن نظامی آمریکایی حداقل دو برابر احتمال تجاوز به یک زن غیر نظامی آمریکایی است! |
تجاوز با سلسله مراتب: دشمن داخلی
در سال 2007 دو روزنامه نگار به نام های (Pascale Bourgaux and Mercedes Gallego) در طی مسافرتی به عراق با زنان نظامی شاغل در ارتش مصاحبه کرده و از شنیدن ماجراهای مربوط به فرهنگ تجاوز در ارتش شوکه شدند. این دو روزنامه نگار با 4 سرباز زن در عراق مواجه شدند که به کرات از سوی همرزمان خود مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند. حاصل کار این روزنامه نگاران به صورت یک فیلم مستند به نام (تجاوز با سلسله مراتب: دشمن داخلی) در فستیوال فیلم مستقل نیویورک به نمایش در آمد. از میان این چهار زن یکی چند هفته بعد از تجاوز در خوابگاه خود به قتل رسیده بود.
![]() |
| پاسکال بورگاش، سازنده مستندی در مورد تجاوز به سربازان زن در عراق |
مستند دیگری که در اوایل سال 2012 در این مورد در آمریکا به اکران عمومی درآمد «جنگ نامرئی» (The Invisible War) بود. کربی دایک (Kirby Dick) کارگردان این مجموعه، که سابقه ساختن فیلم مستندی در مورد تجاوز جنسی در کلیسای کاتولیک را در کارنامه دارد، در این فیلم نشان می دهد که تجاوز جنسی در تمامی نیروهای ارتش آمریکا اعم از دریایی، گاردهای مرزی، هوایی و دیگر نیروها روی می دهد.
![]() |
| در درون ارتش آمریکا جنگ نامرئی تجاوز جنسی شعله ور است |
![]() |
| زنان پس از انجام شکایت یا با بی تفاوتی مقامات مواجه شده اند و یا از خدمت در ارتش عزل گردیده اند |
از یک نظر فضای تبرئه و عفوی که در این مورد به کار گرفته می شود شاید از خود ماجرا مهم تر باشد. در سال 2010 شبکه خبری الجزیره که خود به نوعی در خدمت پروپاگاندای جهانی نظام سلطه است گزارشی تهیه و پخش کرد که در آن اذعان شد بیش از پنجاه درصد موارد گزارش شده به دلایلی همچون عدم اثبات یا نبود اطلاعات کافی از رسیدگی کتار گذاشته می شوند. در مورد مجرمینی هم که واقعا محاکمه می شوند؛ بالاترین چیزی که روی می دهد این است که تنها 10 درصد از آنها به پرداخت جریمه سبک و یا کاهش درجه محکوم می گردند.
هشتاد درصد متهمین نیز به راحتی تبرئه می شوند. ساندرا پارک (Sandra Park) از فعالین پیگیری کننده پرونده های تجاوز به نظامیان زن در ارتش می گوید: «آنچه به کرات از نظامیان می شنویم این است که در مورد تجاوز جنسی یک فرهنگ سکوت جا افتاده وجود دارد.
هنگامی که یک زن نظامی از سوی یک نظامی دیگر مورد آزار جنسی قرار می گیرد؛ این زن مجبور است موضوع را از طریق مراتب فرماندهی خود گزارش دهد که اساسا احتمال وقوع آن چیزی نزدیک به صفر است. زیرا که فرمانده و احتمالا افراد دیگری نیز بلافاصله از وضعیت زن آسیب دیده آگاه خواهند شد.
![]() |
| ساندرا پارک: در مورد تجاوز جنسی یک فرهنگ سکوت جا افتاده وجود دارد |
دکتر کای وایتلی (Dr Kaye Whitley) مدیر اداره پیشگیری از جرایم جنسی در پنتاگون اعتراف می کند که «با توجه به ترس و ننگ مرتبط با جرایم جنسی، این نوع جرایم هم در جوامع نظامی و هم در جوامع غیر نظامی یکی از پنهان ترین جرم ها در میان ملت ما است». دکتر وایتلی اضافه می کند که افزایش آمار تجاوزهای جنسی گزارش شده صرفا به معنی افزایش تعداد جرم نیست؛ بلکه می تواند به دلیل عدم ترس قربانیان برای افشای این جرم نیز باشد.
![]() |
|
دکتر وایتلی: افزایش آمار تجاوزهای جنسی می تواند به عدم ترس قربانیان برای افشای این جرم نیز مربوط باشد. |
تجاوز جنسی در ارتش آمریکا صرفا متوجه زنان نبوده و سربازان مرد نیز از این خطر در امان نیستند. اما طبق آمارهای اداره پیشگیری از جرایم جنسی در ارتش آمریکا 79 درصد زنان و 78 درصد مردانی که در ارتش آمریکا مورد تجاوز قرار می گیرند این موضوع را افشا نکرده و از پیگیری قانونی موضوع صرف نظر می کنند. تنها یک نفر از 5 زن نظامی آمریکایی و یک نفر از 15 مرد نظامی زمانی که توسط نظامیان دیگر آمریکایی مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند، گزارش آن را به مقامات بالاتر خود داده اند.
![]() |
| سازمان امور نظامیان سابق آمریکا اجتماع های اعتراضی متعددی برای محکوم کردن تجاوز در ارتش آمریکا برگزار می کند. |
جرات داری اسلحه ات را زمین بگذار ...!
![]() |
| مارتی ریبیرو: من فقط برای لحظهای اسلحه ام را زمین گذاشتم! |
کیت اورژانسی تجاوز جنسی
شاید تنها کار مفیدی که ارتش آمریکا در مورد تجاوز به عنف به اعضای خود انجام داده است این باشد که کیت های بهداشتی و اورژانسی خاصی به نام "کیت تجاوز" تهیه کرده و به تمامی پایگاه ها و ادارات خود تحویل داده است تا از آن برای رسیدگی بهداشتی و پزشکی به قربانیان و مستند سازی تجاوز به خصوص در مواقعی که زنان مورد تجاوز دسته جمعی همکاران خود قرار می گیرند؛ استفاده شود.
![]() |
|
کیت های اورژانسی تجاوز جنسی در ادارات و پایگاه های ارتش آمریکا توزیع شده است. |
![]() |
|
این زنان پس از شکایت یا با بی تفاوتی مقامات مواجه شده و یا از خدمت در ارتش عزل گردیده اند. |
منابع و مآخذ:
http://www.guardian.co.uk/society/2011/dec/09/rape-us-military
http://www.huffingtonpost.com/sandra-park/military-sexual-assault-rape_b_1398474.html
http://theweek.com/article/index/212187/the-us-militarys-rape-epidemic
http://edition.cnn.com/2012/04/14/health/military-sexual-assaults-personality-disorder/index.html
http://edition.cnn.com/2012/02/07/opinion/speier-military-rape/index.html
http://www.aljazeera.com/indepth/features/2010/12/2010122182546344551.html
http://www.msmagazine.com/fall2004/scandalpatrol.asp
http://ipsnews.net/news.asp?idnews=54485
Speier Critical Over Military’s Handling of Rape, KGO-TV, March 7, 2012
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=44755
http://militaryrapecrisiscenter.org/
http://madmikesamerica.com/2010/12/rape-rampant-in-us-military/
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از سایت شهرزاد نیوز؛ گروه زیادی از مردان در شهر سان خوزه ایالت کالیفرنیا با کفش های پاشنه بلند در راهپیمایی به نام "یک مایل با کفش های او راه برو" شرکت کردند تا حساسیت ها علیه خشونت جنسی ضد زنان را افزایش دهند.
این راهپیمایی اعتراضی ده سال است که در نقاط مختلف آمریکا برگزار می شود. بر پایه آمار اداره ملی جرایم این کشور بین سال های 2006 تا 2010 در هر دو دقیقه یک زن مورد تجاوز قرار گرفته اند. در مجموع 207 هزار و 755 زن در این مدت خشونت خانگی و جنسی را تجربه کردند.

سازمان دهندگان این راهپیمایی در وب سایت خود آن را یک "اپیدمی" نامیده و نوشته اند: «از هر 6 زن یک تن قربانی خشونت جنسی می شود.»
راهپیمایی نمایشی "مردان با کفش های پاشنه بلند" برای آن صورت می گیرد که بسیاری از انواع خشونت تابو قلمداد شده و پنهان نگه داشته می شوند.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از سایت هافینگتون پست؛ در آمریکا زنان باید چند برابر کار کنند تا حقوقی یکسان با مردان دریافت کنند.
طبق آمارهای اقتصادی جهان در سال 2011، آمریکا از نظر برابری حقوق پرداختی به زنان و مردان در بین 135 کشور در رتبه 68 ایستاده است و این بدین معناست که دستمزد مردان در درجه اهمیت بیشتری قرار دارد و زنان با نوعی تبعیض مواجه اند.
ابعاد این مساله زمانی روشن تر می شود که بدانیم آمریکا رتبه نخست زنانی را داراست که تحصیلات عالی دانشگاهی دارند ولی به درآمد آنها اهمیت داده نمی شود.
این در حالی است که زنان بیش از نیمی از نیروی کار در آمریکا را تشکیل می دهند.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از روزنامه دیلی میل؛ رسانه دولتی انگلیس این روزها با شکایت 30 کارمند زن اخراج شده خود روبروست که معتقدند حقوق شان در "بی بی سی" پایمال شده است.
در پی شکایت 30 کارمند زن اخراج شده از شبکه بی بی سی و درز آن به رسانه ها، انتقادها از این شبکه باز به عرصه رسانه ای و عمومی برگشته است، منتقدان می گویند این رسانه قادر نیست حقوق برابر و یکسان را برای کارکنان زن و مرد خود به اجرا در آورد. شاکیان معتقدند که قربانی تبعیض جنسیتی(Gender discrimination) و پیرستیزی شدهاند. بعضی از موارد شکایت توسط وکیل کامیلا پالمر در حال تنظیم شدن است که وکالت میریام اوریکلی 53 ساله را نیز به عهده داشت و طی این پرونده موفق شد این شبکه را محکوم کند. پس از پیروزی قانونی خانم میریام اوریکلی بر شبکه بی بی سی، تامپسون مدیر عامل آن، از اعلام آمادگی خود برای انجام اصلاحاتی بدین منظور، خبر داده بود. دوریس از نمایندگان محافظه کار مجلس انگلیس با اشاره به این موضوع، معتقد است که پیشرفت کمی در تلاش برای از بین بردن نابرابری صورت گرفته است، وی نسبت به مطرح شدن شکایات جدید دیگر علیه شبکه، هشدار داد. این نماینده، سیاست فعلی حاکم بر این شبکه را، استخدام مردان مسن، جوان و زنان جذاب دانست و اعلام کرد که به اعتقاد وی هیچ جائی برای زنانی که پا به سن میگذارند، وجود ندارد. یک زن دیگر هم در مصاحبه با ساندی تلگراف گفته است: «مدیران بی بی سی بعد از بچه دار شدنم، رفتار بسیار متفاوتی را با من در پیش گرفتند.»
وی به این روزنامه همچنین گفته است: «کارکردن در شغلی تمام وقت به خودی خود سخت است حال چه رسد به اینکه فرزند کوچکی نیز داشته باشی، بدتر اینکه در چنین شرایطی که فرزند شما در دوره شیر دهی قرار دارد کارفرما به یکباره تصمیم می گیرد شما را به ماموریتهائی بفرستد که کودکان تان را نمی توانید با خود همراه سازید. یکی از کارمندان کهنهکار بی بی سی هم معتقد است که بی بی سی، تحت اشراف مردان میباشد، چرا که تبعیض جنسیتی ذاتی بر آن حاکم میباشد. با توجه به تحلیل وی می توان دریافت که فقط 13 درصد از 68 درصد از گردانندگان برنامه های رادیو 1 و رادیو 2 بی بی سی زن میباشند. بدتر از همه این که طی 55 برنامه از سریweekday breakfast shows ، تنها از یک زن میزبانی به عمل آمده است.
طی سالهای اخیر، بی بی سی، به لحاظ آماری، تحت تسلط مردان قرار گرفته است. درصد حضور زنان در رادیو 1، کمتر از 25 سال پیش میباشد، در حالی که رادیو 2، هیچ مجری زنی بعد از سال 1995، استخدام نکرده است.
دوریس میگوید: «او زنانی را میشناسد که آماده اقدام قانونی علیه شبکه بی بی سی بودهاند.»
معرفي سايت تجاوز شده به وسيله سربازان

Thu Jan 13, 2011
The daughter of an Afghan politician has reportedly died of her injuries after being raped by American soldiers stationed in Afghanistan’s southwestern province of Farah. US forces aboard five Toyota Hiace vans transferred the teenage girl along with several other Afghan women and girls to a military base in the province. They then sexually assaulted them, Afghan sources, who requested anonymity, told Iran Newspaper on Network on Wednesday
10 Oct 2011
The Australian Defence Department is investigating the alleged rape of a soldier while on duty in Afghanistan. It is alleged the woman was raped at a military base in Tarin Kot in Uruzgan province last month. She reported the incident to her superiors last week.
JOHN KAY and VIRGINIA WHEELER,
thesun.co.uk
18th Jan 2012
Two British soldiers have been arrested over claims they abused Afghan children aged about ten. The accused pair — a sergeant and a private in the Mercian Battle Group — allegedly encouraged a boy and a girl to touch them through their clothes. They are said to have filmed the children doing it before showing the footage to other soldiers on laptops.
By JANET BAGNALL, The Montreal Gazette, October 8, 2010
This week, more than four years after she became the first Canadian servicewoman to die in combat, Captain Nichola Goddard was back in the news. Goddard, who was deployed to Afghanistan in January 2006, was killed in a battle with the Taliban on May 17, 2006, two weeks after her 26th birthday. Before she died, she wrote to her husband about a culture of oppressive sexual harassment and assault at her camp in Afghanistan, saying, “There were six rapes in the camp last week, so we have to work out an escort at night.”
‘Dreadful offence’: Rapist Anthony Jackson has been jailed for six years.
DETECTIVES have praised the community for helping bring to justice a soldier who raped a teenage girl. Anthony Jackson, 25, has been jailed for six years for raping a 17-year-old girl as she walked along Kingston Road, in Willerby, during the early hours of the morning. He then fled the country by flying to Tenerife.
Mary Slosson
Jan 19, 2012
(Reuters) – Violent sex crimes committed by active U.S. Army soldiers have almost doubled over the past five years, according to an Army report released on Thursday. Reported violent sex crimes increased by 90 percent over the five-year period from 2006 to 2011. There were 2,811 violent felonies in 2011, nearly half of which were violent felony sex crimes. Most were committed in the United States.
This site is designed to be a place where victims of rape, in conflicts around the world, can post their stories in the hope that this all-too-often unexamined aspect of war can be highlighted.
If you have a story that you’d like to share, email it to us and we’ll post it anonymously.
خبرگزاری فارس: "سازمان پایان خشونت علیه زنان در گزارشی عنوان کرده است که هر 9 دقیقه یک زن در انگلستان مورد تجاوز قرار میگیرد و حقوق افراد مورد تجاوز هم استرداد نمیشود.
به
گزارش فارس، در واقع جوامع غربی که داعیه حفظ حقوق بشری را دارند امروزه
یکی از پر خشونت ترین جوامع علیه زنان بشمار میروند و انگلیس هم از این
قاعده مستثنی نیست و این کشور جایگاه ویژه در رابطه با خشونت علیه زنان
دارد.
این خشونتها به جایی رسیده است که " سازمان پایان خشونت علیه زنان"
(EVAW) که قدرتمندترین ائتلاف ضدخشونت زنان است خواستار پایان آن علیه
زنان و دختران شده است.
سه میلیون زن هر ساله در سراسر بریتانیا شکلی از خشونت را تجربه می کنند و
تقریباً نیمی از زنان در انگلیس و ولز از خشونت ها در داخل خانه ها، آزار
و اذیت جنسی، و آسیب رنج می رند و بر اساس قوانین ضد آسیب زنی به زنان که
در سال 2003 تصویب شد هیچ محکومیتی در این باره وجود نداشته است.
این مقوله بر آن است تا به صورت مطالعه موردی ابعاد مختلف این پدیده را در بریتانیا بررسی کند.
* خشونت؛ عامترین شیوه نقض حقوق زنان
در روز بین المللی محو خشونت علیه زنان سازمان های مدافع حقوق زنان در
بریتانیا از دولت این کشور خواستند تا اقداماتش را برای حذف و ریشه کنی
این نوع خشونتها در داخل کشور و در قاره اروپا افزایش دهد.
این گروه چند درخواست از دولت انگلیس کردند که از جمله آنها عبارتند از؛
- ما خواهان حمایت آن هستیم تا دولت انگیس با امضای کنوانسیون شورای اروپا
در رابطه با خشوت علیه زنان به مبارزه در این مسیر بپیوندد.
- ما به همراه مؤسسه زنان و دیگر گروهها و طی نامه ای به روزنامه گاردین
یاد آورد شدیم که قطع کمک های حقوقی و قانونی از زنان می تواند امنیت آنها
را به خطر بیندازد.
- ما از نخستوزیر می خواهیم تا تدابیری را در برابر ازدواج های اجباری و
دیگر مظاهر خشونت که عمدتاً در اقلیتهای قومی در این کشور صورت می گیرد
بکار گیرد.
نقض حقوق بشر که خشونت علیه زنان یکی از مصادیق مهم آنان تلقی می شود سبب
شد تا 40 سازمان مردم نهاد حامی حقوق بشر در بریتانیا با نوشتن نامه ای به
رهبران سیاسی این کشور از آنها بخواهند تا از حقوق بشر حمایت کنند.
این نامه که در 10 دسامبر در تایمز لندن چاپ شد درست چند روز پیش از هشدار
رئیس نهاد حقوق بشر سازمان ملل به انگلیس نوشته شد و سازمان حقوق بشر با
هشدار به بریتانیا به این کشوراعلام کرد که هرگونه تلاش برای تغییر، و
تضعیف قانون حقوق بشر می تواند تاثیری منفی بر دموکراسی جهانی در مجامع
حقوق بشری بگذارد.
* خشونت در مدارس بریتانیا
خشونت علیه دختران درمدارس بریتانیا یکی از مصادیق بارز نقض حقوق این قشر از جامعه به اصطلاح متمدن در بریتانیا است.
تجاوز، قتل، آزار و اذیت جنسی تهدید از جمله جرائمی است که علیه دختران در
مدارس بریتانیا صورت می گیرد. در گزارشی که در سال 2008 در انگلیس نوشته
شد آمده است: پلیس امسال 7 هزار و 311 بار به مدارس فراخوانده شد که این
موارد در رابطه با خشونت های جنایی بوده که سهم هر منطقه متفاوت است.
در این بین سهم دانش آموزان دختر و آسیب پذیری آنها بیشتر است.
"مایکل گوو" (Michael Gove) وزیر کودکان در دولت سایه در این باره می
گوید: تعدا دفعاتی که پلیس به مدارس فراخوانده شده بسیار نگران کننده است.
دکتر "جین براون" و دکتر "مندی وینترنتون" از انجمن تحقیقات آموزشی
بریتانیا BERA در تحقیقاتی در باره خشونت در مدارس انگلیس می نویسند:
دخترها در بارر خشونت و آزاد جنشی سبسیرا آسیب پذیر هستند ... دخترها
آنگونه که گزارش می شود پیامک های بیشتری از غریبه ها دریافت کرده اند که
خواهان ملاقات و روابط پیش از ازدواج با آنها بوده اند.
این دو در بخش دیگری از این گزارش می نویسند: پیام های صوتی و متنی یکی از
شایع ترین شیوه ها برای تهدید دختران در بریتانیا بشمار می رود و این
مسئله سبب اخراج دختران از مدارس می شود که این روند هر سال بیش از سال
گذشته نمود پیدا می کند.
* تجاوز؛ شاخص مهم نقض حقوق زنان
تجاوز به زنان از شایع ترین جنایاتی است که علیه این گروه صورت می گیرد.
امروزه دیگر تجاوز به زنان از مهمترین مصادیق نقض حقوق بشر و زنان است و
این مسئله مورد اجماع فعالان این عرصه است.
جامعه انگلیس به خاطر مصرف بالای الکل در آن بستر آماده ای در این ارتباط است و در آن میزان تجاوزات به صورت خیر کننده ای بالاست.
"سازمان پایان خشونت علیه زنان" EVAW در گزارشی عنوان کرده است که هر 9
دقیقه یک زن در این کشور مورد تجاوز قرار می گیرد و حقوق افراد مورد تجاوز
هم استرداد نمی شود.
این سازمان همچنین می گوید: میزان محکومیت به خاطر تجاوز در انگلیس و ولز کمتر از 6 درصد بود و این رقم در اسکاتلند 3 درصد بوده است.
به گفته این سازمان، قربانیان تجاوز در رابطه با زنان در انگلیس به مراتب
بیش از قربانیان دیگر جرائم اجتماعی بوده و از این حیث زنان در این کشور
با مسائل روانی و روحی نیز منجر می شود. همچنین بر اساس این گفته قاچاق
زنان در انگلیس دستکم 4 هزار نفر بوده است و تقریباً تمامی این زنان مورد
سوء استفاده قرار می گیرند.
* نقش رسانه در اشاعه نقض حقوق زنان
برخی دیدگاههای معتقدند رسانه ها در این باره کم کاری ی کنند لذا ارتباطی
بین این کم کاری و خشونت علیه زنان وجود دارد. در کارگاههای بحث و گفتگویی
در زمینه که از سوی سازمان پایان خشونت علیه زنان نقش رسانه ها در خشونت
علیه زنان در بریتانیا صورت گرفته عنوان شده است که رسانه ها زمینه اجرایی
خشونت علیه زنان را فراهم می کنند.
پرفسور"لیز کلی" رئیس ائتلاف پایان خشونت علیه زنان می گوید: ما می دانیم
که دختران بویژه گروه قربانی خشونت های جنسی هستند اما خشونت جنسی بحث کلی
تری است. این مسئله برای مدتهای مدیدی بعنوان یک رسوایی ملی بوده و امکان
احیای زندگی بعد از تجاوز برای بیشتر قربانیان با استفاده از خدمات تخصصی
وجود ندارد به همین دلیل و ما از سرمایه گذاری های جدید در این زمینه
استقبال می کنیم.
* تفاوت در دستمزدها؛ مصداق دیگر نقض حقوق زنان
یکی از مشکلات زنان در جامعه بریتانیا نابرابری آنها در زمینه دریافت حقوق
و دستمزد در برابر مردان است. این مسئله نشان می دهد که جامعه صنعتی
بریتانیا هنوز نتوانسته است از تبعیض در زمینه پرداخت علیه زنان و حفظ
حقوق آنها اقدام مؤثری صورت دهد.
ژورنال اقتصادی در این کشور در گزارشی می نویسد: در چند دهه گذشته تلاش
های زیادی از سوی دولت برای تغییر وضعیت زنان در بازار کار صورت گرفته
است. "قانون پرداخت برابر" که در سال 1970 به تصویب رسد بر آن بود تا
وضعیت را در جایی که مردان و زنان کار مشابهی را با دستمزدهای متغییر انجا
می دهند تغییر هد.
در ادامه این مطلب آمده است: بخش دوم این قانون مربوط به تبعیض های جنسی
مربوط به بسیاری از حوزه های اقتصادی و فعالیت اجتماعی بود که تصویب شد و
کمیسیون فرصت های برابر در حال حاضر تلاش دارد تا تغییراتی هم در قانون و
هم در آمدهای زنان ، استخدام آموزش و تحصیل آنها بوجود آورد.
این مطلب می نویسد: در کل همه بر این عقیده هستند که تبعیض علیه زنان وجود داشته و وجود دارد و این یک افسانه نیست.
"آلن منینگ" و "باربارا پترونگولو" از مدرسه اقتصادی لندن در گزارشی به
تاریخ سال 2006 در این باره به تبعیض علیه زنانی که شغل نیم وقت دارند
پرداخته اند و آنها را با پرداخت نسبت به زنان تمام وقت مقایسه کرده و می
نویسند: پرداخت به این زنان به مثابه مجازات آنان است.
این دو می نویسند: زنانی که در بریتانیا شغل نیمه وقت دارند دستمزد هر
ساعت آنها 25 درصد کمتر از زنانی است که شغل آنها تمام وقت است. این گزارش
همچنین عنوان می کند که در بریتانیا 45 درصد از زنان شغل نیمه وقت دارد که
نشان از تبعیض نسبت به بخش اعظمی از جامعه بریتانیا دارد.
در گزارش شکاف بین حقوق زنان نیمه وقت با تمام وقت بسیار عمیق و نگران کننده توصیف شده است.
در این گزارش همچنین به کاهش تفاوت ها در پرداخت نسبت به زنان و مردان هم
اشاره می کند اما می نویسند که این شکاف ها کمتر شده ولی هنوز وجود دارند.

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، کارشناس شبکه تصویر ایران 26 دسامبر (5 دی) در ادامه بحث های خود در مورد تجاوز جنسی ضمن بیان تعریف تجاوز جنسی و اینکه چقدر در آمریکا شیوع دارد و در مقابل این تجاوز ها چه باید کرد گفت: «چون چیزی که در آمریکا مهم است این است که یکی از پایه های تجاوز و خشونت، عدم تعادل قدرت است یعنی کسی که قدرت دارد مثل معلم در دانشگاه یا مدرسه، رئیس در محیط کار، دکتر به پرستار، پدر یا مادر در محیط خانه، پدر بزرگ یا دایی یا عمو در محیط خانواده در همه این موارد وقتی عدم تعادل قدرت وجود دارد خیلی بیشتر امکان سوء استفاده از این قدرت پیش می آید.»
وی در ادامه با بیان تعریفی از تجاوز جنسی در محیط کار آمریکا می افزاید: «در محیط کار تجاوز جنسی به چیزی گفته می شود که یکی از کارمندان یا همکاران، محیط کار را بر خلاف میل خودش در وضعیت ناراحت کننده قرار دهد مانند گفتن کلمات نا مناسب یا حرکات بدنی و تقاضاهای نا مناسب.»
البته گونه های دیگری از تجاوز جنسی درآمریکا وجود دارد و می توان به گرو کشیدن اشاره داشت. مجری شبکه تصویر ایران در این زمینه با بیان مثالی می افزاید: «مثلا رئیس به کارمندش می گوید اگر اضافه حقوق می خواهی یا اگر می خواهی این شغل را به تو بدهم باید با من مهربانتر باشی وقتی که کارمند می پرسد مهربانتر یعنی چه؟! می گوید راستی من دارم به لاس وگاس می روم و دوست دارم که تو لب تاپت را بیاوری و به من کمک کنی ولی پشت این حرف تقاضاهای دیگری نیز خوابیده است!»
وی در ادامه با بیان قانون آمریکا و یکی از اشکالات وارد بر آن می افزاید: «یکی از مشکلات قانونی این است که وقتی این دو نفر که یکی مورد تجاوز قرار گرفته است چون این دو نفر تنها بوده اند و یکی مدعی است و دیگری منکر، در این مورد خیلی سخت می توان قضاوت های روشن گرفت ولی در مواقعی که یک نفر به چند نفر تجاوز کرده باشد این قانون صدق نمی کند چون وقتی که چند نفر گزارش می دهند آن وقت محکومیت کسی که این اقدام را کرده تقریبا قطعی است.»
مجری تصویر ایران در پایان با اشاره به سختی اثبات تجاوزها در آمریکا می گوید: «در محیط کار اثبات کردن این مساله و نشاندن متجاوز پشت میله های قانونی خودش کار چندان آسانی نیست ولی این دلیل نمی شود که ما به افراد پیشنهاد نکنیم که تحمل نکنند یا محل کار را ترک نکنند یا به کسی گزارش دهند یا به مرکز روابط انسانی گزارش دهند و به هر حال تحمل نکنند و این درحالی است که در اینجا کاربرد قدرت و رشوه خیلی رایج است.»


شايد در اين ميان نگاهي به آمار و ارقام وضعيت زنان در غرب گواهي بر غلط بودن الگوي زن غربي باشد. زنان، 51 درصد جمعيت ايالات متحده را تشکيل ميدهند، درحالي که در يکصدودهمين کنگره ايالات متحده فقط 88 زن مشغول به خدمت هستند. 16 زن در مجلس سناي آمريکا انجام وظيفه ميکنند که شامل 16 درصد صندليها ميشود و72 زن در مجلس نمايندگان حضور دارند که 6/16 درصد صندليها را تشکيل ميدهد. از تاريخ دسامبر 2007، 73 زن پستهاي اجرايي انتخابي ايالتي را در سراسر کشور بهدست آوردهاند که 3/23 درصد پستهاي قابل دسترس را شامل ميشود. سهم زنان در قوه مقننه 7/23 درصد است در جولاي 2008، در بين 100 شهر بزرگ ايالات متحده، تنها 11 شهردار زن بودند.

تبعيض جنسيتي در استخدام بسيار جدي است. کميسيون فرصتهاي برابر براي اشتغال در ايالات متحده اعلام کرده است که در سال 2007، 24826 شکايت راجع به تبعيض جنسي دريافت کرده است که 1/30 درصد کل شکايات عليه تبعيض را شامل ميشود. همچنين در سال مالي 2008، تعداد شکايتهاي ناشي از تبعيض در محيط کار به 95 هزار و 402 مورد رسيده است که نسبت به سال پيش از خود 15 درصد افزايش نشان ميدهد.

درصد بسيار بالايي از اين شکايتها به تبعيض جنسيتي باز ميگردد. تعداد روبه رشدي از زنان، بهدليل باردار بودن و يا اميد به بارداري با رفتار ناشايست و غيرمنصفانه کارفرمايان روبه رو شدهاند.
![]()
مطابق آمارهاي اداره آمار ايالات متحده که در آگوست 2008 منتشر شد، ميانگين درآمد زناني که در سال 2007 بهطور تماموقت کار ميکردند 102/35 دلار آمريکا بود که اين رقم تنها 78 درصد ميانگين درآمد مردان که 113/45 دلار بود را شامل ميشود.
در اين ميان، ميانگين دارايي زنان سفيدپوست بين سنين 36 تا 49 سال 42 هزار و 600 دلار بوده درحالي که اين ميزان براي زنان رنگينپوست تنها پنج دلار است. با پايان سال 2008 ميلادي، 7/28 درصد از خانوارهايي که سرپرست آنها زن بوده است در شرايط فقر بهسر ميبردهاند. حدود 64 ميليون زن شاغل در آمريکا که 70 درصد از نيروي کار مونث اين کشور را تشکيل ميدهند از بيمه درماني محرومند يا اينکه پوشش بيمهاي ايشان به حد کفايت نيست و نميتوانند بهدليل هزينههاي بالا از خدمات درماني مناسب بهرهمند شوند. ميزان بيکاري زنان بزرگسال روبه رشد است. اين ميزان در نوامبر 2008 به 5/5 درصد رسيد.
![]()
زنان آمريکايي قربانيان خشونت خانگي و خشونت جنسي هستند. آمارها نشان ميدهند که يکسوم زناني که به معالجه اورژانسي نياز پيدا ميکنند قربانيان خشونت خانگي هستند.

واحد آمار دادگستري آمريکا به نشاني اينترنتي bjs.ojp.usdoj.govدر سال 2009 نشان داد که حدود 25 درصد از قتل زنان در اين کشور در سال 2007 تا 2008 توسط زوجهاي آنان صورت گرفته درحالي که اين آمار براي مردان چهار درصد است.

خشونت جنسي، تهديدي جدي براي زنان آمريکايي است. گزارشها حاکي از آن است که ايالات متحده بالاترين ميزان تجاوز به عنف را در بين کشورهايي که چنين آمارهايي را منتشر ميکنند، داراست. ميزان تجاوز به عنف در آمريکا 13 برابر بيشتر از انگلستان و 20 برابر بالاتر از ژاپن است.

به گزارش پايگاه خبري Now.org در ايالات متحده زنان جوان کمدرآمد در سنين بين 20 تا 24 سال بيشتر در معرض خشونتهاي خانگي و آزارهاي جنسي قرار دارند و در هر 2 دقيقه يک نفر قرباني تجاوز ميشود.

پايگاه خبري «Now.org» مستندات جالب ديگري نيز دارد. هرساله 8/4 ميليون نفر زن در آمريکا مورد ضربوشتم قرار ميگيرند.
![]()
زنان جوان اقليتهاي مذهبي در معرض خطرهاي ناشي از سوءاستفادههاي جنسي يا ضربوشتم هستند. از هر پنج دختر دانشجوي آمريکايي يک نفر مورد تجاوز قرار گرفته است و تنها کمتر از پنج درصد از اين موارد به پليس گزارش ميشود. آمارها همچنان حکايت از عمق فاجعه در آمريکا دارند. به نوشته پايگاه خبري «آلترنت» در اين کشور هر 6 دقيقه يک زن مورد سوءاستفاده جنسي قرار ميگيرد.

در اين کشور هر 15 ثانيه مورد ضربوشتم گزارش شده است. تجاوز جنسي به زنان بومي در ايالات متحده شايع است. برخي از زناني که توسط سازمان عفو بينالملل مورد مصاحبه قرار گرفتهاند اظهار داشتهاند که در جامعه خودشان کسي را نميشناسند که تجربه خشونت جنسي نداشته باشد.

| تایلند چگونه تبدیل به مرکز توریسم جنسی و روسپیگری شد؟! | |
|
| |
| هم اكنون نه تنها زنان تایلندی بلكه زنان چینی، فیلیپینی، اندونزیایی، اروپای شرفی و حتی آسیای میانه برای تامین درآمد خود در خانه های فساد تایلند مشغول كار می شوند... | |
|
سال 1957 بیست هزار زن روسپی كه عمدتا نیز خارجی بودند، در خانههای فساد زندگی میكردند اما ظرف مدت هفت سال تعداد زنان روسپی به 400 هزار نفر رسید و تایلند در كنار فیلیپین به بهشت جنسی سربازان آمریكایی تبدیل شد.
طی نزدیك به 10 سال نبرد سنگین در ویتنام مهم ترین اولویت برای فرماندهان نظامی آمریكا و مقامات سیاسی این كشور حفظ روحیه سربازان آمریكایی برای ادامه اشغال این كشور بود. جنایات بی شمار، نبود یك هدف مشخص برای نبرد و سربازان جوانی كه هزاران كیلومتر دورتر از خانه و خانواده خود در حال نبرد با دشمنی سرسخت بودند، شرایط ناگواری را از لحاظ روحی و روانی برای ارتش ایالات متحده آمریكا فراهم كرده بود. تمرد از دستور مافوق، خودكشی، استفاده از مواد مخدر تنها گوشه ای از مشكلاتی بود كه گریبانگیر نیروهای آمریكایی شده بود. از همین مسئولان ارتش ایلات متحده برای تخدیر فضای ذهنی سربازان آمریكایی و پیش گیری از معضلاتی كه ناشی از نبود روحیه نبرد در بین سربازان آمریكایی می شد، شروع به برگزاری برنامه هایی در قالب سفرهای تفریحی به كشورهای هم پیمان آمریكا همچون تایلند، فیلیپین، كره و ژاپن كرد. این برنامه ها در واژگان ارتش ایلات متحده معنایی جز فراهم كردن شرایط مناسب برای ارضای جنسی سربازان ایالات متحده از طریق خانه های فساد نداشت. ![]() فساد و تن فروشی ارمغان آمریكایی برای كشورهای جنوب شرقی آسیا سابقه گسترش فحشا و خانه های فساد برای استفاده سربازان آمریكایی در منطقه جنوب شرق آسیا به تصرف فیلیپین در اوایل قرن یستم بر می گردد. فیلیپین كه پیش از این به صورت مستعمره ای در اختیار كشور اسپانیا قرار داشت، بار دیگر در جنگ های بین آمریكا و اسپانیا تحت كنترل یك قدرت استعماری دیگر قرار گفت. تن فروشی تا زمان ورود اسپانیایی ها در فیلیپین ناشناخته بود و هیچ واژه بومی برای آن وجود نداشت. حتی در دوران تسلط اسپانیا هم این كار كاملا ناشناخته بود و در سال 1900 میلادی سرشماری ها نشان می داد كه در شهر مانیل تنها 11 زن تن فروشی می كردند كه چهار تن از آنان خارجی بودند. اما در اوایل قرن بیستم و پس از اشغال فیلیپین به واسطه حضور ارتش ایالات متحده روسپی گری سازماندهی شده در مقیاسی وسیع پایه گذاری شد. ارتش ایالات متحده در همان زمان قانونی را به تصویب رساند كه براساس آن "خانه های فساد " جهت "محافظت " از نیروهای آمریكایی در مقابل بیماریهای مقاربتی اجازه تأسیس پیدا می كرد. پس از پیروزی آمریكا در جنگ جهانی دوم نیز ارتش ایالات متحده خود برای این كار وارد عمل شد و به پایگاه "كلارك ایر " در كشور فیلیپین فرمان داد تا برای سرگرمی سربازان آمریكایی ده خانه فساد را تأسیس كند و از كشورهای مجاور زنانی را در اختیار سربازان آمریكایی قرار دهند. نكته جالب در اینجا بود كه درصد وسیعی از این خانه فساد در تصاحب نیروهای ارتشی پیشین ایالات متحده قرار داشت. ![]() فیلیپین پایگاه اصلی عیاشی سربازان آمریكایی در ویتنام در دوران جنگ ویتنام به دلیل حضور صدها هزار سرباز آمریكایی در منطقه آسیای جنوب شرقی، فیلیپین به دلیل موقعیت آن و سابقه طولانی حضور ارتش آمریكا تبدیل به پایگاه اصلی برای عیاشی سربازان آمریكایی شد. در دهه 60 و اوایل دهه 70، آمریكایی ها و سرمایه داران فیلیپنی چندین مركز "استراحت و سرگرمی " برای سربازان آمریكایی ایجاد كردند كه به این ترتیب روزانه 10.000 سرباز آمریكایی برای استفاده از این خانه های فساد توسط هواپیماهای آمریكایی از جبهه های ویتنام به این كشور منتقل می شدند. در اوج جنگ ویتنام حدود 7000 زن فیلیپینی مشغول سرگرم كردن سربازان آمریكایی در اوكیناوا، ژاپن و فیلیپین بودند. البته تمام این اقدامات با پشتیبانی بانك جهانی از سیاست دولت فیلیپین در رابطه با توسعه خانه فساد بود و كلیسای كاتولیك نیز به عنوان اصلی ترین مرجع مذهبی مردم این كشور نسبت به این سیاست هیچ اعتراضی تكرد. ![]() 50 هزار كودك بدون پدر ثمره توریسم جنسی نتیجه پیگیری چنین سیاستی درفیلیپین از سوی آمریكا بر جای ماندن پنجاه هزار كودك بی پدر تا سال 1992 بود كه اغلب زنان فحشه فیلیپینی موفق به سقط كردن آن ها نشده بودند. بسیاری از این كودكان بار دیگر به چرخه توریسم جنسی بازگردانده می شوند و یا به گروهای قاچاق انسان فروخته می شوند. گذشته از تبعات اجتماعی چنین مسئله ای گسترش بیماری های مقاربتی در فیلیپین و به خصوص گسترش ایدز از مهم ترین تبعات اتخاذ چنین سیاستی در این كشور بود. فیلیپین هنوز هم از گسترش فحشا و خانه های فساد در دوران جنگ ویتنام كه زمینه های آن از زمان تسلط ایالات متحده در این كشور فراهم شده است، رنج می برد. ![]() تایلند، قربانی دیگر سرگرمی آمریكایی تایلند كشوری كه امروز به عنوان مهد توریسم جنسی مطرح است، تا قبل ازجنگ ویتنام میانه ای با این صنعت كثیف نداشت. درحقیقت اولین نشانه های مرتبط با گسترش صنعت فحشا زمانی بود كه برخی از زنان چینی كه توسط سربازان ژاپنی به اجبار برای تن فروشی به سربازخانه های ژاپنی برده شده بودند، برای كسب درآمد بیشتر از این طریق وارد تایلند شدند. با وجود این هم چنان تعداد زنان روسپی در تایلند به هیچ عنوان درصد بزرگی از جمعیت این كشور را تشكیل نمی دادند. بر طبق آخرین آمار سال 1957 تنها بیست هزار زن روسپی كه عمدتا نیز خارجی بودند، در خانه های فساد زندگی می كردند، اما ناگهان با آغاز حضور نظامی آمریكا در جنگ ویتنام همه چیز عوض شد. مسئولان آمریكایی گسترش خانه های فساد را به عنوان سیاستی پر رونق برای گسترش گردشگردی در كشورهای منطقه به دولتمردان آسیای جنوب شرقی معرفی كردند. رشد آمار حیرت آور است. ظرف مدت هفت سال تعداد تعداد زنان روسپی به 400 هزار نفر رسید و تایلند در كنار فیلیپین به بهشت جنسی سربازان آمریكایی تبدیل شد رونق بی نظیر خانه فساد سبب شد تا تایلند در سال 1967 خود را به عنوان مركز توریسم جنسی و در رقابتی نزدیك با فیلیپین معرفی كند. كاری كه تنها انگیزه آن دلارهای سربازان آمریكایی بود كه روزانه بالغ بر 180 هزاردلار می شد. نتیجه چنین سیاستی تبدیل تایلند به مركز توریسم جنسی بودبا پایان جنگ ویتنام، نه تنها ازادامه روند تبدیل شدن تایلند به مركز توریسم جنسی نكاست، بلكه دولت تایلند كه به دلارهای آمریكایی معتاد شده بود، مجبور به پیگیری این سیاست در دهه 70 شد. بانك جهانی به رهبری "رابرت مك نامارا " وزیر سابق آمریكا نیز دولت تایلند را به بهانه توسعه گردشگری و جهانگردی با دادن اعتبارات چشمگیر تشویق به گسترش این سیستم كرد. نتیجه چنین سیاستی تبدیل تایلند به مركز توریسم جنسی بود. هم اكنون نه تنها زنان تایلندی بلكه زنان چینی، فیلیپینی، اندونزیایی، اروپای شرفی و حتی آسیای میانه برای تامین درآمد خود در خانه های فساد تایلند مشغول كار می شوند. البته عواقب چنین سیاستی نیز كاملا روشن است. گسترش بی بند و باری، تجاوز، فرزندان بدون والدین مشخص همه و همه نتیجه عیاشی سربازان آمریكایی در این منطقه بوده است منبع: tabnak.com | |



و بخوانید در ادامه مطلب از آمار خشونت در آمریکا اتریش ایرلند عربستان
قانون اجباري يكي از مدارس انگليس كه دختران را مجبور به پوشيدن لباسهاي پسرانه ميكند مورد اعتراض حقوقدانان قرار گرفت.
به گزارش فارس به نقل از پايگاه اينترنتي دورست ديلي يكي از قضات انگليسي با تنظيم دادخواستي عليه مسئولان مدرسه برودستون شكايتي را عليه آنها مطرح نموده كه عنوان آن ناديده گرفتن حق قانوني دختر بودن دختران است.اين قاضي انگليسي معتقد است كه قوانين اين مدرسه كه دختران را مجبور به پوشيدن لباسهايي ميكند كه پسرانه هستند در حقيقت حق دختر بودن را از دختران اين مدرسه ميگيرد.

مسئولان مدرسه برودستون در عوض معتقدند كه دختران براي آنكه بتوانند مانند پسران در مدرسه در كلاسهاي ورزشي و ... شركت داشته باشند نبايد لباسهايي دخترانه مانند دامن و ... بپوشند بلكه بايد مانند پسران از پيراهن و شلوار استفاده كنند.
قاضي مذكور در عوض معتقد است كه اين قانون هر چند در ظاهر به نفع دختران جلوه ميكند اما در حقيقت تبعيضي جدي عليه آنان است.
او ميافزايد: چرا به پسران اجازه ميدهيد كه مطابق جنسيت خود لباس بپوشند اما دختران را از اين حق محروم ميكنيد.
او معتقد است كه: دختران حق دارند دختر باشند و بايد لباسها و خصوصيات دخترانه داشته باشند و شبيه كردن آنها به پسران نه تنها خدمتي به آنان نيست، بلكه تبعيضي عليه ايشان است