ماجرای مسلمان شدن و شهادت کنت لوکا گائتانی لاواتلی

کنت لوکا گائتانی لاواتلی از زمان کودکی از دوستان ادواردو بود. وی در سال ۱۹۸۸ به همراه ادواردو آنیلی به ایران آمد. در این سفر ادواردو به “قدیری ابیانه” گفت که با لوکا در مورد اسلام صحبت کرده و او را تا مرز اسلام آورده است اما نتوانسته است او را مسلمان کند اما بر این باور بود که یک هل برای اسلام آوردن او کافی بود و از قدیری می خواهد که با لوکا صحبت کند. قدیری ابیانه نیز به مدت حدود دو ساعت با لوکا در هتل آزادی (اوین) به تنهایی صحبت می کند. جلسه ای که منجر به اسلام آوردن وی و پذیرش تشیع می شود.

 

 

سپس به اتفاق هم به منزل حضرت آیت الله سید علی گلپایگانی واقع در یوسف آباد می روند و آنجا مراسم تشرف لوکا به تشیع برگزار می گردد. لوکا ناچار بود بین ثروت و عقیده یکی را انتخاب کند و او نیز مثل ادواردو، عقیده را برگزیده بود.

ادامه نوشته

قتل رئیس دادگاه جنایی دیر الزور + عکس



تروریست‌های دولت اسلامی عراق و شام قاضی زهیر طویر رئیس دادگاه جنایی دیر الزور را پس از چند روز از ربودن وی به قتل رساندند.به گزارش رحماء گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش پس از به قتل رساندن قاضی زهیر طویر رئیس دادگاه جنایی دیر الزور تصویری از جنایت خود منتشر کردند.

ادامه نوشته

سرکوب خمینیست های جوان

فقط 25 نفر آزاد شدند! در سی ام نوامبر ۱۹۷۹ حدود سیصد دانشجوی موروئی که نماینده پنج انجمن اسلامی محلی بودند، در پارکی نزدیک سفارت ایالات متحده در مانیل(فیلیپین) گرد آمدند. آنان پلاکاردهایی را حمل می کردند که حاوی شعارهایی از این دست بود: «زنده باد


ادامه نوشته

پدر شهیدم سلام! شهادتت مبارک باشد

 عکس: آخرین تصویر از دیپلمات شهید ایرانی

 

"فاطمه اسدی" دختر شهید ابولقاسم اسدی، دیپلمات کشورمان که اخیرا در صنعا پایتخت یمن به شهادت رسید، دلنوشته‌ای را در اختیار باشگاه خبرنگاران قرار داد که در ادامه آمده است:به نام خداوندی که شهادت را مایه مباهات زمینیان قرار داد 
 

ادامه نوشته

یک دیپلمات ایرانی در پایتخت یمن در حمله‌ افراد ناشناس به شهادت رسید



سربازان یمنی در حال محافظت از اقامتگاه سفیر ایران در صنعا. 28 دی 1392.


علی اسدی، رایزن اقتصادی سفارت ایران در یمن بر اثر شدت جراحات وارده در پی حمله مسلحانه افراد ناشناس در صنعا، پایتخت این کشور به شهادت رسیده است.یک منبع پزشکی در بیمارستانی که اسدی به آن منتقل شده بود گفت: «این دیپلمات ایرانی در اثر شدت جراحات از پای در آمد»، وی در «حدا»، منطقه دیپلماتیک در جنوب صنعا مورد حمله قرار گرفت.

ادامه نوشته

شهادت 8 تن از شیعیان پاکستان + تصاویر


در ایام شهادت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) تروریست های تکفیری با حمله به شیعیان مظلوم پاکستان 8 تن از آنان را به شهادت رساندند و بار دیگر خوی وحشیگیری خود را به نمایش گذاشتند.
 

ادامه نوشته

ترور عالم شیعه در پاکستان + عکس

پلیس پاکستان از ترور یکی از علمای شیعه به دست افراد مسلح ناشناس خبر داد. پلیس پاکستان اعلام کرد علامه "ناصر عباس" رئیس سازمان "تشویق برای اجرای فقه جعفری" به دست افراد مسلح ناشناس ترور شد.وی عصر یکشنبه پس از سخنرانی در یک مراسم دینی در شهر لاهور و هنگام بازگشت به منزلش هدف قرار گرفت ."چودری شفیق" رییس پلیس لاهور گفت: چند موتورسوار ناشناس از فاصله نزدیکی به وی شلیک و او را ترور کردند.

ترور یکی از فرماندهان حزب الله در لبنان + عکس

ترور يكي از فرماندهان حزب الله در لبنان
شهيد حاج حسان اللقیس
"حاج حسان اللقیس" حدود ساعت ده دیشب (به وقت محلی) مقابل منزلش در منزله "سن تریز" هدف سوء قصد قرار گرفت و به شهادت رسید.سایت "المنار" لبنان به نقل از روابط عمومی حزب الله تأکید کرد که حاح حسان همه دوران عمر خود را در خدمت مقاومت گذراند و تا آخرین لحظات عمرش در حال مجاهدت بود. وی پدر شهیدی بود که در جنگ سال 2006 به قافله شهدا پیوست.

ادامه نوشته

شهادت فرمانده حزب‌الله در دمشق (+عکس)

 منابع خبری محلی در سوریه گزارش دادند، شب گذشته یکی از فرماندهان نظامی حزب‌الله لبنان در منطقه "غوطه" در حومه دمشق به شهادت رسیده است. شب گذشته یکی از فرماندهان حزب‌الله به نام وسام شرف الدین ملقب به "سید نصر‌الله" طی عملیات نظامی در غوطه و در حومه دمشق به شهادت رسید.

ادامه نوشته

مرگ مشکوک جوان شیعه آذربایجانی در دریا


1

پیکر «عاصم محمداف» که دانشجوی سال دوم دانشکده شرق شناسی دانشگاه دولتی باکو و از جوانان فعال جریان اسلام‌گرای جمهوری آذربایجان و فعالان رسانه‌ای بود در حالی که در آب خفه شده بود پیدا شد.

ادامه نوشته

ناگفته‌هايي از مرد اول امنيتي سفارت ايران در لبنان


علت اينكه كمتر تصويري از وي منتشر شده اين است كه وي تمام تلاش خود را به كار مي برد تا در تصاوير حضور نداشته باشد و اصطلاحاً خود را كمتر آفتابي كند و پس از آغاز مراسم و رسيدن گروه حفاظت دوم همراه مقامات، محل ماموريت خود را به گروه دوم تحويل داده و عازم محل ماموريت بعدي مي شد.

ادامه نوشته

سپاه تیم ترور دادستان زابل را دستگیر کرد


اعضای تیم ترور دادستان زابل طی یک عملیات پیچیده اطلاعاتی دستگیر شدند.'موسی نوری'، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان زابل و راننده وی صبح روز چهارشنبه 15 آبانماه جاری  در مسیر منزل تا محل کار، توسط مهاجمان ناشناس ترور شدند مهاجمان پس از متوقف کردن خودروی دادستان مقابل بیمارستان 'امیرالمومنین(ع)' زابل، آنها را با کلاشینکف به رگبار بسته و به شهادت رساندند.


ادامه نوشته

شعبانی: به خاطر مستند «ادواردو» در ایتالیا دستگیر شدیم


مرتضی شعبانی رئیس مرکز مستندسازی حقیقت و فیلمبردار مستند «ادواردو» گفت: زمانی که قصد ساخت این مستند را داشتیم به ما توصیه شد به اروپا نرویم و حتی در ایتالیا دستگیر هم شدیم.


ادامه نوشته

معرفی یک کتاب منصفانه درباره ادواردو

Giuseppe Puppo


معرفی دو کتاب، یکی نسبتا منصفانه و  شاد کننده روح شهید، و دیگری کتابی کثیف و ناجوانمردان که متاسفانه تا حدی هم مورد اقبال قرار گرفته است.نام نویسنده: جوزپّه پوپّو؛ نام کتاب: هشتاد متر رازگونه؛ مرگ فاجعه‌بار ادواردو آنیلّی؛ تاریخ چاپ 2009؛ انتشارات: کائینه؛ انتشارات نو.مولف، خبرنگاری است که با مصاحبه ها و گواهی برخی این کتاب را با یک رویکرد بی‌طرفانه نگاشته است؛ تا تردیدهای پیرامون این مساله را روشن کند.  چون 8 سال سکوت، مرگ ادواردو را یک راز تبدیل کرده است.


ادامه نوشته

جزئیات شهادت دادستان زابل به دست افراد ناشناس

رئیس کل دادگستری سیستان و بلوچستان گفت: حوالی ساعت 7:30 دقیقه صبح امروز، «موسی نوری»، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان زابل و راننده اداری وی در مسیر منزل تا محل کار، توسط مهاجمان ناشناس شهید شدند.

ادامه نوشته

امام کائویانگ رهبر مسلمانان مبارز چین را بشناسید

امام کائویانگ

صاحب نیوز:امام کائویانگ یکی از روحانیون مبارز مسلمان است که برای تحصیل علوم دینی به مکه (معظمه) مهاجرت کرد درهمین دوران بود که انقلاب کمونیستی (مائو) در چین شکل گرفت وچین به سمت کمونیستی شدن رفت. امام کائویانگ در سال ۱۹۵۰ برای تبلیغ وحفظ آیین اسلام در چین به عنوان رهبر مسلمانان آن کشور به وطن خود باز گشت و مدت هفت سال با سخنرانی ها وجلسات وسفرهایش در سراسر چین از نابودی اسلام در فضای امنیتی و ضد دینی چین کمونیستی جلوگیری کرد

ادامه نوشته

تروریست‌هاي سوري يک عالم ديني را پس از کشتن مثله کردند + فیلم


تصاوير هولناک و تکان دهنده از جنايت تروريست‌ها؛
جنايت هولناک گروه‌هاي تکفيري تروريستي در سوريه در کشتن غيرنظاميان و امامان مساجد همچنان ادامه دارد.
به گزارش گروه چند رسانه‌ای باشگاه خبرنگاران، تصاويري در برخي سايت‌هاي اينترنتي منتشر شد که در آن گروه‌هاي تروريستي و تکفيري برخي از علماي ديني را پس از شکنجه به قتل رساندند و دست و پاي آن را نيز مثله کرده‌اند.
تروريست‌ها در حالي اين جنايت را در روستاي الاعيوج در الرقه مرتکب شده‌اند که مدعي شده‌اند ارتش سوريه اين افراد را به قتل رسانده است.
با توجه به سابقه جنايت‌هاي گروه‌هاي تروريستي تکفيري در مناطق مختلف سوريه از آدمخواري گرفته تا آتش زدن زنده زنده غير نظاميان تا کشتن روحانيون ديني مانند شيخ بوطي امام جماعت مسجد اموي دمشق، هيچ شک و ترديدي باقي نمي ماند که اين بار نيز اين جنايت را دستان آلوده تروريست‌ها و گروه هاي تکفيري مرتکب شده‌اند.






ترور علامه اميني


وقتی مرحوم علامه امینی (ره) از قتل جان سالم به درمی برد


شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)
کتاب‌شناس و موعودپژوه که درباره علامه امینی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، با ذکر خاطره‌ای درباره صاحب الغدیر، از چگونگی سوء قصد به جان علامه و نحوه نجات وی از مرگی که در راه یافتن کتاب تهدیدش می‌کرد، سخن گفت.

به گزارش شفقنا ، حجت‌الاسلام علی‌اکبر مهدی‌پور با اشاره به این که علامه امینی در چند ماه آخر حیات خود برای استفاده از آب دریاچه ارومیه به بندر شرف‌خانه آمده بود، اظهار داشت: علامه در این مسافرت یکی از خاطرات خود را برای کسبه‌ای در تبریز با نام «حاج حسن سفیدآبیان» نقل کرد که او نیز در همان روز به تبریز آمد و آن را بی‌کم و کاست برای من باز گفت.

وی با بیان علاقه‌مندی که علامه در مسیر دستیابی به منابع مکتوب و آثار کهن داشت، گفت: زمانی علامه امینی به کتابی نیاز شدید داشت، اما نسخه‌ای از آن اثر را در جایی سراغ نداشت. وی زمانی که به بغداد رفت و در مجلسی که عده‌ای از اهل تحقیق حضور داشتنند، این مساله را مطرح کرد. در آن هنگام یکی از علمای اهل سنت، اظهار کرد که من یک نسخه از این کتاب را در اختیار دارم، شما می‌توانید شب جمعه در نجف به منزلم بیایید و تا هر زمانی که طول کشید، از این اثر نسخه‌برداری کنید.

حجت‌الاسلام مهدی‌پور ادامه داد: مرحوم امینی از این اتفاق خوشحال شد و شب جمعه از نجف اشرف به سوی بغداد حرکت کرد. در طول راه سیدی که علامه وی را نمی‌شناخت، با او هم‌مسیر و در همان اتومبیل سوار شد. وقتی ماشین به بغداد رسید، آن فرد از علامه پرسید که به کجا می‌خواهی بروی و علامه امینی جریان کتاب را عنوان کرد. آن فرد گفت که من نیز با شما می‌آیم.

این نویسنده دینی افزود: در این هنگام، علامه امینی به او یادآور شد که من میزبان را نمی‌شناسم و از قبل با او آشنایی و دوستی ندارم. با این وجود آن فرد قبول نکرد که از همراهی با ایشان خودداری کند. علامه امینی بر خلاف میل باطنی خود و با این تصور که این سید جایی در بغداد برای اقامت ندارد، با اکراه همراهی او را پذیرفت.  

ویراستار و مبلغ مذهبی با اشاره به نگرانی علامه امینی و نشناختن میزبان اظهار داشت:‌ زمانی که علامه امینی و همراه وی به منزل آن فرد رسیدند و به داخل خانه رفتند، با خانه‌ای مواجه شدند که در طبقه دوم بود و دو در ورودی داشت که هریک به یکی از حیاط های منزل راه داشتند. در اتاق بزرگ طبقه دوم نیز پنجره‌ای تعبیه شده بود که به سوی شط(رودخانه) باز می‌شد.

وی ادامه داد: زمانی که علامه امینی در آن اتاق استقرار یافت، سید برای تجدید وضو به طبقه نخست خانه آمد و وقتی بازگشت، در روبه‌رویی اتاق را قفل و صاحبخانه را از زمین بلند کرد و از پنجره خانه در شط انداخت. علامه با دیدن این صحنه بسیار عصبانی شد. سید علامه را به سمت دست‌شویی هدایت و او را از حیاط خانه خارج کرد. هنگامی که آنان به سر کوچه رسیدند، ماشینی را برای رفتن به نجف کرایه کردند.

این مولف سرگذشت‌نگار بیان داشت: در طول مسیر به دلیل حضور راننده هیچ گفت‌وگویی میان علامه و همراه وی صورت نگرفت تا زمانی که به نجف رسیدند و از ماشین پیاده شدند و سید گفت؛ وقتی وارد اتاق شدم، دری که بستم، شش تن قمه(شمشیر) به دست با یکدیگر صحبت می‌کردند و می‌گفتند که تنها شیخ را بکشیم یا همراه او را هم از بین ببریم؟ از این رو، وقتی در طبقه پایین بودم، در حیاط را بستم و زمان ورود به طبقه بالا، در اتاقی را که به سوی آنها باز می‌شد قفل کردم، با این کار آن شش تن را محبوس کردم و صاحبخانه را به رودخانه انداختم.

نویسنده کتاب «ارمغان صافی در رد فرقه بهائی» بیان داشت: در این زمان علامه امینی گفت که آنها مرا می‌شناسند و برای انتقام سراغم خواهند آمد. آن سید گفت، مطمئن باشید تا زمانی که زنده‌اید، کسی سراغ شما نخواهد آمد. علامه امینی بعد از آن که به خانه آمد، چند روزی را در خانه سپری کرد. پس از مدتی، با  نگرانی فراوان برای خواندن نماز صبح به حرم حضرت علی(ع) رفت و هنگامی که راهی منزل بود، پیرزنی را در صحن حرم دید که دستمال و چند نسخه خطی در دست داشت و به علامه می‌گفت که اینها را می‌فروشم.

وی افزود: علامه با دیدن احوال پیر زن به او گفت که من به این‌ها احتیاج ندارم و زن گفت که من به پول آنها نیازمندم. علامه تمامی پولی را که با خود همراه داشت، بدون شمارش به وی داد و آن کتاب‌ها را از او خرید و به خانه آورد. وقتی آن دستمال را باز کرد، در کمال شگفتی علاوه بر همان کتابی که در پی آن بود و نزدیک بود جانش را بر سر آن از دست دهد، چند نسخه خطی ارزشمند دیگر را نیز که پیش‌تر در پی آنها بود مشاهده کرد. جالب این که تا آخر عمرش نیز هیچ فردی برای پیگیری آن ماجرا در پی یافتن علامه برنیامد.

نویسنده کتاب «سرچشمه کوثر: ام‌المومنین خدیجه کبری» با تاکید بر این که هرچه از علامه امینی بگوییم، کم سخن گفته‌ایم، عنوان کرد: هنوز کتاب‌هایی که شایسته تبیین مقام امینی باشد، به رشته تحریر در نیامده اند.

وی کتاب الغدیر را شاهکاری ادبی خواند و عنوان داشت: در این کتاب هزاران مطلب ارزشمند در حد اعلای تحقیق جای دارند. با کوشش «علامه محمدعلی اردوبادی» که در ادبیات عرب قهرمان زمان خود بود، این اثر سطر به سطر ویرایش شد و در نهایت، کتابی پدید آمد که در تاریخ تالیفات مسلمانان و شیعیان کم‌نظیر است.

حجت‌الاسلام علی‌اکبر مهدی‌پور، نویسنده، محقق، مترجم، خطیب، سرگذشت‌نگار، ویراستار، مبلغ، کتاب‌شناس، موعودپژوه و پژوهشگر ایرانی، سال 1364 هجری قمری(1324 هجری شمسی) در محله باغمیشه تبریز متولد شد. وی شهریور 1354 شمسی بنابر دعوت شیعیان ترکیه از سوی دارالتبلیغ به ترکیه رفت و امور شیعیان استانبول را برعهده گرفت. او انتشارات «زمان» را پایه‌گذاری و چندین کتاب به زبان ترکی منتشر کرد.

از جمله آثار این نویسنده موعودپژوه می‌توان «لزوم تفکیک علائم حتمی ظهور از علائم غیرحتمی»، «اشک روان بر امیر کاروان»، «اسرار نماز، ترجمه اسرارالصلوه»، «ارمغان صافی در رد فرقه بهائی»، «سرچشمه کوثر: ام‌المومنین خدیجه کبری»، «روزگار رهائی»، «پژوهه مهدوی»، «او خواهد آمد»، «حدیث ثقلین با دو قرائت» و «حکایت غیبت» را نام برد


منبع:خبرگزاری کتاب ایران

علامه شهيد شيخ حسن شحاته

وقتي خبر شهادت اين علامه رو شنيدم با خودم گفتم يعني ايشون كي بودند كه توفيق شهادت اونم در روز ميلاد آقا امام زمان(عج) رو پيدا كرده. وقتي زندگينامشو خوندم فهميدم به غير از شهادت مگر ميشد طور ديگري از دنيا برود.


عاش سعيدا و مات شهيدا

شهادت هنر مردان خداست




تنها گفتگوي تفصيلي با شهيد شحاته؛
رسانه‌هاي مصر او را بحث‌انگیزترین و جنجالی‌ترینِ مشایخ مصر توصیف کرده‌اند. شهيد شيخ حسن شحاته، رهبر مستبصر شيعيان مصر و مشهورترين خطيب جمعه در مساجد اين کشور بود که برخي سخنراني‌هاي او في‌المجلس باعث شيعه‌شدن 90درصد حضار مي‌شد.
گروه بین‌الملل مشرق - دو هفته پیش بود که در مصر، همايشي بین‌المللی با حضور علمایی از سراسر جهان اسلام تشکیل شد که بزرگان تکفیری هم در آن حاضر بودند. در این کنفرانس، فتوای "جهاد" علیه حکومت سوریه و حزب‌الله صادر شد و با دستور شخص محمد مرسي، رئيس‌جمهور اين کشور، رابطه قاهره با دمشق، به حال تعليق درآمد. این ماجرا، در ادامه سلسله عربده‌های تکفیرهايی بود که از چند سال پیش علیه شیعیان به گوش می‌رسید و درگیری‌های داخلی سوریه هم بستری شده بود تا سرویس‌های جاسوسی جهانی با حداکثر قوا و با استفاده از رسانه‌های پرتعداد و کارکشته، به شعله‌ورتر‌کرن آن بپردازند. درخت زشت این فتنه‌انگیزی‌ها، دیروز و در آستانه ولادت امام مهدی(عج) این بار در مصر میوه‌اي تلخ داد: شیخ حسن شحاتة از علما و رهبران اصلی شیعیان مصر به همراه سه نفر از یارانش به طرز فجیعی به شهادت رسید.

از همان حدود دو هفته پیش، در روستای «ابومسلم» در منطقه «ابوالنمرس» در استان «الجیزة» در حدود 30 کیلومتری جنوب قاهره، تبلیغات گسترده علیه شیعیان شدت گرفت چنان که با کافر و نجس خواندن آنان، اهالی روستا به کشتن آنان ترغیب می‌شدند. تا آنکه شیخ حسن شحاتة در منزل یکی از اهالی روستا حاضر شده و به همراه جمعی دیگر از شیعیان روستا مشغول جشن و شادمانی میلاد امام عصر(عج) شدند. یکی از شاهدان عینی به نام یاسر یحیی می‌گوید: «وقتی اهالی روستا از حضور شیخ حسن شحاتة در روستا مطلع شدند، از صاحب منزل خواستند که او را به آنها تحویل دهد ولی صاحب منزل نپذیرفت و آنها هم شروع کردند به حمله به منزل.» در این حمله از کوکتل مولوتف استفاده شده و تلاش برای آتش زدن منزل در جریان بوده است.

یاسر یحیی ادامه می‌دهد: «اهالی پتک و کلنگ‌های بزرگی آوردند و بخشی از دیوار منزل را خراب کردند و شیعیان حاضر در منزل را خارج کردند و شروع به کتک‌زدن آنها در میدان روستا کردند و آنقدر آنها را زدند تا کشته شدند.» بعد از کشته‌شدن هم پیکرهای شهدا بر روی زمین کشیدند.

یکی دیگر از شاهدان هم می‌گوید: «تلاش کردم نجات‌شان دهم ولی اهالی مصمم بودند که آنها را بکشند.»

به گزارش شبکه تلويزيوني المنار لبنان، اهالی روستا حین زدن و شکنجه این شیعیان، شعارهای «شیعیان کافرند» و «کافر! کافر!» سر می دادند.

در این حادثه دردآور، شیخ حسن شحاتة (66 ساله) برادرش محمد شحاتة (35 ساله) و شحاتة شحاتة (55 ساله) و عبدالقادر حسنین عمر (45 ساله) به شهادت رسیده‌اند و تعداد نامشخصی از شیعیان هم زخمی شده‌اند.

اما شيخ "حسن شحاته" مستبصر (شيعه‌شدهٔ) معروف، رهبر شيعيان مصر، استاد دانشگاه "الازهر"، امام‌جماعت سابق یکی از بزرگترین مساجد قاهره، مرشد مذهبی و معنوی ارتش مصر و برگزارکننده مجموعه برنامه‌های "العلم" در رادیو و تلویزیون و مساجد این کشور بود که در نهايت، روز نيمه شعبان امسال در سن 66 سالگي، در حمله چماقداران سلفي و وهابي مصر، به فيض شهادت رسيد.

سال‌هاي سال، هزاران هزار نفر در مسجد شيخ شحاته واقع در مقابل سفارت رژيم صهيونيستي در قاهره گرد هم می‌آمدند تا نماز خود را به امامت وی بخوانند و به خطبه‌ها و سخنرانی‌هایش گوش فرا دهند که همواره در آنها از حق و ولایت اهل بيت نبوت (عليهم السلام) سخن می‌گفت و ستمگران و منافقان و گروه‌های منحرف و ضاله را رسوا می‌کرد و صهیونیست‌ها را در برابر سفارت‌شان به فضاحت مي‌کشاند و همین موجب می‌شد تا همواره نیروهای امنیتی مصر، از ترس، تدابیر امنیتی شديدي در مقابل محل سخنرانی‌های شيخ اتخاذ کنند.

شيخ شحاته نه‌تنها از شیوخ و علمای الازهر به شمار می‌آمد بلکه استاد بسیاری از علما و روحانیونی بود که زمانی شاگردی وی را می‌کردند و دست‌پرورده او به شمار می‌آمدند. شيوخ بزرگ الازهر مانند "شيخ طنطاوی" که دوست نزديک شيخ از زمان کودکي بود، وی را به‌خوبی و  از نزدیک می‌شناختند و از وفاداری و ارادت شیخ شحاته به "اميرالمؤمنين(ع)" به‌خوبی آگاه بودند اگرچه در آن زمان شیخ حسن شحاته نه "شیعی" که يک پيرو "اهل سنت" بود. با این حال همواره به دانش آموزان و اساتید خود می‌گفت "هرچه دل‌تان می‌خواهد بگویید، اما بدانيد که پیامبر(صلي‌الله عليه وآله) و اميرالمؤمنين علي و فاطمهٔ زهرا و حسنین (علیهم‌السلام) شجره واحدی هستند که شاخه‌ها و میوه‌های آن یکی است."

به تشییع‌گرويدن شيخ شحاته آسان نبود بلکه حدود 50 سال طول کشيد. شيخ حسن در رؤیای صادقه، پیامبر(ص) را دید و همین او را به پذیرش عقیده ایمان و ابراز وفاداری به اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام و ابراز برائت از دشمنانش در منابر و رسانه‌ها رهنمون کرد. اين تصميم او مانند بمب در مصر صدا کرد و هزاران مصری را به دنبال شیخ کشاند. براي مردم پاک‌طينت مصر تنها کافی بود تا صدای حقي را بشنوند تا حقیقت و عشق و علاقه فطري خود به اهل‌بیت وحی و عصمت و طهارت را نزد شيخ و سخنراني‌هاي او بیابند.

پيکر خون‌آلود شهيد شحاته که سلفي‌ها پس از به‌شهادت‌رساندن وي، آن را روي خاک کشيدند
فعالیت‌های شیخ شحاته، موجي فراگير در سراسر مصر پديد آورد و خطبه‌ها و سخنرانی‌های شیخ در میان مردم دهان به دهان چرخيد و خطابه‌هایش دژهای وهابیت و گروهک‌هاي ضاله و فرقه‌های منحرف را به لرزه درآورد؛ به همین دلیل، این گروهک‌ها و فرقه‌های ضاله، جنگ خود را علیه شیخ آغاز کردند تا سرانجام اين حملات، منجر به بازداشت وی در سال 1996 ميلادي از سوی دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی رژيم وابسته و مخلوع حسني مبارک و به زندان افتادن وی تنها به اتهام "اعلام ولایت و وفادارای به امام علی عليه‌السلام و ترويج دوستداری و وفاداری به آن حضرت شد" اتهامی که شیخ شحاته همواره از خدا می‌خواست متهم به آن باقی بماند؛ البته او ديگر نمي‌توانست براي سخنراني به خارج از کشور برود زيرا از سوی رژيم مبارک، ممنوع‌الخروج نيز شده بود.

درست است که اعلام این ولایت مقدس برای شیخ، هزینه زیادی در برداشت و همه چیز از جمله ابقایش به عنوان امام جماعت و ادای وظیفه دینی و مذهبی و در نهايت جانش را از او گرفت اما با این حال، شکوه و محبوبيت وی همچنان با همان قوت در اذهان مردم مصر باقی ماند تا آنها همچنان وی را از علمای بزرگ این کشور و تنها صدای حق و حقیقت و نماد مقاومت در برابر باطل و اهل گمراهی و ضلالت به شمار آورند.

از زمانی که شیخ از زندان آزاد شد از هرگونه مصاحبه و گفت‌وگو با رسانه‌های دیداری و شنیداری و نوشتاری منع شد و اين در حالي بود که همه اين رسانه‌ها از جمله تلویزیون رسمی مصر، پیش از شيعه‌شدن شیخ، برای گرفتن وقت مصاحبه و گفت‌وگو از شيخ حسن، از يکديگر سبقت می‌گرفتند.

البته شیخ به علت استقبال گسترده مردمي، همچنان ويژه‌برنامه‌ای در تلویزیون مصر داشت که در نخستین برنامه پس از آزادی از زندان، به افشای غافلگيرانه شکنجه‌هايش در زندان‌های رژیم مبارک پرداخت و از ماجراي زندگی خود و عواملی که موجب توسل و تمسک وی به ثقلين یعنی كتاب خدا و عترت پیامبرش شد، سخن راند و این مصادف با ايام حزن‌انگيز محرم‌الحرام بود.


آنچه در پي می‌آید تنها گفت‌وگوي تفصيلي موجود با شهيد شيخ "حسن شحاته" است که نشريه "المنبر" آن را منتشر کرده و ترجمه آن براي نخستين بار از سوي مشرق منتشر مي‌شود:


* لطفاً خود را معرفي و درباره زندگی و سوابق خود براي‌مان بفرمایید.
 
بسم‌الله الرحمن الرحيم. این بنده، از خدای متعال و پیامبر والامقام و ائمه اطهارش اجازه می‌گیرد و تأکید می‌کند که به فضل پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) بود که پس از سختی‌هایی که برای من 50 سال به درازا کشید، اینجانب موفق به سوارشدن بر کشتی نجات اهل بيت(ع) شدم و با لطف و فضل الهی، به ولایت علی بن ابی‌طالب و دیگر ائمه اطهار(ع) گردن نهادم که این برای من، افتخاری غیر قابل وصف و بیان است.

بنده "حسن بن محمد بن شحاتة بن موسى العناني" هستم و در روز دوشنبه سیزدهم ذي‌الحجة سال 1365 هجری قمری برابر با دهم نوامبر 1964 میلادی در روستای "هربيط" ار توابع "ابو كبير" در استان "الشرقيه" مصر در خانواده‌ای متوسط و از پدری که دارای سه همسر بود، به دنیا آمدم. مادر من، آخرین همسر پدرم بود و من دومین برادر از شش برادر هستم.

دوبار ازدواج کرده‌ام و از همسر اولم صاحب سه فرزند هستم، سپس وی را طلاق دادم و اکنون از همسر دومم، صاحب یک فرزند دخترم. پدرم آموزش قرآن را از هنگامي که در شکم مادرم بودم، آغاز کرد که این موضوع را خودش به من گفته بود. پس از پایان دوره شیرخوارگی و گرفتن از شیر یعنی در سن دو سالگی، مرا به مکتب‌خانه بردند تا قرآن را به دست "شيخ عبدالله العويل" فرا بگیرم، در حالی که در آن زمان، پنج سال و شش ماه داشتم و این تاریخ را از آنچه پدرم در گوشه قرآن نوشته است، دريافته‌ام.

پس از آن، وارد دومین دوره مکتب‌خانه شدم و به دست "شيخ محمد موسى شنب" آموزش دیدم و پس از او هم "شيخ عبدالحليم عبدالنبي اسماعيل" آموزش مرا برعهده گرفت. پس از پایان دوره تحصیلات مقدماتی که در آن، رتبه اول را به دست آوردم هم راهی الازهر شدم.

درباره تألیفاتم باید بگویم که کتاب "إحياء علوم‌الدين" را درحالی تصحيح و منتشر کردم که هنوز به سن 15 سالگی نرسیده بودم به همین دلیل آن را از هرگونه اکاذیب و دروغ‌پردازی ویرایش کردم. همچنین دارای قصاید و اشعار و رساله‌هايی همچون رساله "سراج الأمة، في خصائص السادة الأئمه" و غيره هستم.

فعالیت مذهبی را خیلی زود آغاز کردم؛ چون پدرم همه فرزندان خود را با عشق و وفاداری به اهل بیت(ع) تربيت کرده بود و برای ما از شخصیت اميرالمؤمنين (صلوات الله عليه) بسیار سخن گفته بود. او به من می‌گفت: "پسرم! اميرالمؤمنين بزرگترین حامی و یاور اسلام بود؛ وقتي ایشان در کنار پیامبر(ص) راه می‌رفتند، هیچ کس جرأت آزار و اذیت پیامبر را نداشت".

نخستين بار برای خواندن خطبه‌های نماز جمعه در حالي به منبر رفتم که هنوز به سن 15 سالگی نرسیده بودم. خطبه نماز جمعه را هم خودم به دست خودم نوشته بودم اما هنگامی که از منبر بالا رفتم، نوشته‌ها را به کناری نهادم و با کمک‌خواستن از اهل بیت و به لطف برکات و عنایت‌های آنها خطبه را به پایان رساندم.

پنج سال در مسجد "الأشراف" روستای خودمان خطبه می‌خواندم و پس از آن به عنوان امام جماعت راهی مسجد "الأحراز" در روستای مجاور شدم که از برخی فتنه‌انگيزي‌ها تأثیر پذیرفته بود. دو سال امام جماعت آن مسجد بودم و در آن مدت، تمام همّ و غمّ من مقابله با دشمنان اهل‌بيت(ع) یعنی وهابی های خبيث چه در مسجد و میان مردم عامی و چه در میان اساتید دانشگاه ها و دیگر شیوخ مصر بود.

پس از آن در سال 1968 ميلادي به خدمت نظام وظیفه اعزام شدم و عهده‌دار هدایت و ارشاد معنوی نیروهای مسلح مصر در یگان مهندسی ارتش و ايراد خطبه برای آنها شدم. در این دوره قصیده خود به نام "الدرة البهية في مدح العترة النورانية" را سرودم و پژوهشی درباره "فاتحة الكتاب" نوشتم. همچنين در این دوره موفق شدم، شماری از مسیحیان را به اسلام بیاورم.


* می‌توانيد مهم‌ترین مراحل زندگی خود را خلاصه کنيد؟

1– مرحله ارتش که طی آن در جنگ ماه رمضان عليه رژيم صهيونيستي مشارکت داشتم.

2 – مرحله «الدورامون» که نام یکی از شهرهای استان «الشرقیه» است که هم دژ مستحکم إخوان‌المسلمين و هم قلعه وهابیت به شمار می‌آمد. در آنجا بود که توانستم بیش از 90 درصد دانش‌آموزان را به آیین تشییع درآورم.

3 – مرحله قاهره که از سال 1984 آغاز و تا سال 1996 ميلادي ادامه يافت که اوج فعالیت‌های مذهبی‌ام را تشکیل می‌دهد و در این دوره بود که نماز جمعه را در منطقه «کوبری» ادا می‌کردم تا زمانی که از سوی نیروهای امنیتی رژیم سابق دستگیر شدم. درحالی که در آن زمان، برنامه‌هایی در رادیو قرآن کریم و رادیو مردم و همچنین همایش‌هایی در مناطق مختلف قاهره و دیگر استان‌های مصر داشتم. سپس برنامه تلویزیون هفتگی به نام "أسماء الله الحسنى" را ضبط کردم که از شبکه یک تلویزیون مصر پخش می‌شد.


* وفاداری خود به اميرالمؤمنين و ائمه اطهار(ع) را کي اعلام کردید؟

هنگامی که سینه‌ام به تنگ آمد و مشکلاتم افزایش یافتند، ولایت خود به أمير المؤمنين (عليه السلام) را بر منابر و در تلویزیون و مطبوعات و برائتم از دشمنان اهل‌بيت(ع) را اعلام و در همه رسانه‌ها دشمنان خاندان پيامبر(ص) را لعن کردم؛ به همین دلیل در ماه ربيع‌الثاني سال 1416 هجری قمری برابر با سپتامبر 1996 ميلادی بازداشت شدم. تنها اتهام من "اعلام ولايت به علي بن ابي‌طالب و ترويج و تبليغ عشق و علاقه به ايشان" بود.

 
* لطفاً در این ارتباط بیشتر توضیح دهید؟

من از همان کودکی با عشق به خاندان اهل بیت(ع) و وفاداری به آنها بزرگ شدم اما پس از سال‌های طولانی، حق و حقیقت برای من آشکار شد که این امر طی سال 1994 تا 1996 ميلادی و به دنبال دیدن رؤیایی صادقه حاصل شد. پیامبر(ص) را بر بلندای کوهی دیدم که اميرالمؤمنين(ع) از راه رسیدند و با یکدیگر به زبانی که آن را می‌فهمیدم، به سخن گفتن پرداختند. سپس پیامبر اميرالمؤمنين(ع) را برای کاری اعزام کردند و با دست چپ خود به من اشاره کردند که به دنبال ایشان حرکت کنم؛ دنبال آن حضرت به راه افتادم و از قامت مبارک‌شان، تنها گردن ایشان را می‌دیدم که در اوج زیبایی بود و من پشت سر ایشان از کوه‌ها سرازیر می‌شدم و هرگاه که می‌خواستم بر زمین بیفتم، ایشان با حرکت و اشاره دست مبارک‌شان مانع از افتادن من بر زمین می‌شدند. از خواب که بیدار شدم، دریافتم که باید تا ابد به حق و حقیقت ایمان بیاورم و در وراي امیرالمؤمنین حرکت کنم و فهميدم که در معرض مشکلات بسیاری قرار خواهم گرفت اما با این حال به ولایت ایشان وفادار خواهم ماند.

از آن زمان، به رغم همه مشکلات، به ریسمان سخت و محکم خداوند و صراط مستقیم چنگ زدم و ولایت و وفاداری خود به اهل بیت(ع) را اعلام کردم و دشمنان اهل بیت را در همه جا رسوا کردم. اگرچه این امر برای من بهای سنگینی به دنبال داشت، اما این کمترین چیزی است که می‌توانم آن را به مولا و سرورم أمير المؤمنين(ع) تقدیم کنم و امیدوارم آن حضرت این اندک ناچیز را از من بپذیرند.
 

* پس از آن بازداشت شدید؟

بله سه ماه بازداشت شدم و سپس مرا آزاد کردند.


* آيا درست است که درباره برگزاری مجالس ذکر امام حسين(ع) می‌گفتند که این اقدام شما شبیه زمینه‌سازی برای تدارک یک انقلاب علیه رژيم است؟

بني اميه که لعنت خداوند بر آنها باد روز عاشورا را به عنوان روز عید در کشور ما مرسوم کردند و دروغ‌هایی مانند دعوت به دید و بازدید و پوشیدن لباس‌های نو و غسل و گرفتن روزه در روز عاشورا را به پیامبر(ص) بستند و به دروغ القا کردند که عاشورا روز خوشبختي بشری است.

من تمام این یاوه‌سرایی‌ها را می‌دیدم و قلبم از همه اينها به درد می‌آمد. از اینکه می‌دیدم عامه مردم این روز را جشن می‌گیرند و در آن شیرینی مخصوصي به نام "شیرینی عاشورا" پخش می‌کردند، زجر مي‌کشيدم. نتوانستم جلوی خود را بگیرم. فریاد زیادم: "مردم! چگونه می‌توانید در چنین روزی جشن بگیرید و خوشحال باشید در حالي که در چنين روزی، فرزند پیامبر(ص) و نور دیدگانش را به قتل رساندند؟" و خود شروع به برگزاری مجالس عزاداری برای امام حسين(ع) کردم. من به همراه دوستانم، روزهای محرم مراسمی به یاد آن امام بزرگ برگزار و ذکر مصبیت گرفتيم و تمام طول شب گریه می‌کردیم و لباس‌های سیاه می‌پوشیدیم و چون در کنار مقام و بارگاه مطهر آن حضرت یعنی "مسجد الإمام الحسين"(ع) بوديم رژیم ترسید که ملت مصر علیه آنها بشورد و اين شد که آن مصائب و بلاها را بر سر من آوردند.


* آیا آنها واقعاً تا این اندازه از ذکر امام حسين(ع) می‌ترسيدند؟

آیا به نظر شما یاد ایشان در طول تاریخ ظالمان و طاغوت‌ها را به لرزه در نیاورده است؟


* کلاً نظر شما درباره شعائر حسینی چیست؟
 
شعائر حسینی نیز مانند دیگر عبادات و آداب و رسوم دینی و مذهبی است و گریه خالصانه و از روی معرفت و شناخت، در واقع سپر امان از عذاب جهنم در روز قیامت است. به همین دلیل باید یاد ائمه و روزهای ولادت و شهادت ایشان را گرامی داشت. به نظر شما آیا فرد عاقلی می‌تواند بدون ذکر نام و یاد محبوبش به زندگی خود ادامه دهد؟

من از اقدامات برخی رژیم‌ها براي فراموش‌سازي ذکر اهل بیت(ع) تعجب می‌کنم درحالی که می‌بینیم مسیحیان یاد و خاطره و آثار برجای مانده از حضرت مسيح(ع) را گرامی می‌دارند و کلیساهایی برای ایشان برپا می‌کنند يا اينکه يهود کنار دیوار بُراق می‌ایستند و براي معبد هیکل می‌گریند و هیچ کس به آنها اعتراض نمی‌کند اما اگر ما برای امام خود بگرییم به ما متعرض می‌شوند در حالی که در رثای امام حسين(ع) همه خلقت و همه موجودات گریستند.


* جایگاه اهل بیت(ع) در شریعت چیست؟

جایگاه آنها را باید جایگاه بزرگ "امامت" به شمار آورد؛ آنها اصل و ماهیت هستی و ستارگان هدایت هستند و پس از اطاعت از خداوند و پیامبرش، اطاعت از آنها بر همه واجب و ضروری است.


* برخی از فرقه‌های اهل سنت می‌گویند که برخی از همسران پیامبر(ص) هم جزء اهل‌بیت(ع) پیامبر به شمار می‌آیند، نظر شما در این باره چیست؟

اهل بیت(ع)، اهل کساء و 9 نفر از ائمه، از سلاله حضرت حسین(ع) هستند و هیچ یک از صحابه و همسران پیامبر(ص) به این افتخار مشرف نشده‌اند و حدیث موجود در این ارتباط، بیانگر همه موضوع است.


* آیا مي‌توان در میان اهل بیت(ع) فردی را بر فرد دیگر مقدم یا برتر شمرد؟

بالطبع خیر. تمام ملائکه نزدیک به بشر و همه موجودات جهان در آسمان و زمین مدح و ثنای پیامبر(ص) و آل بیت او را می‌گویند و در این بین از آل بیت(ع)، هیچ کس بر دیگری ارجحیت و اولویت ندارند.


* درباره کسانی که پیامبران(ع) را برتر از اهل بيت(ع) می‌دانند، چه نظری دارید؟

آل البيت(ع) بهترین خلق خدا پس از رسول خدا(ص) هستند و بالطبع از تمام پیامبران و فرستادگان و ملائکه برتر هستند. بنابراین از حیث مقام و مرتبه تنها پیامبر خداست که بالاتر از اهل بیت قرار دارد.


* به اعتقاد شما وظیفه امت اسلامی در برابر اهل بیت(ع) چیست؟

وظیفه سنگینی بر دوش این امت نهاده شده است. امت اسلامی باید به این امر اعتقاد کامل داشته باشند که عصمت تام و مطلق، از آنِ اهل بیت است و برای رسیدن به این باور پیش از هر چیز باید از دشمنان آنها برائت جست.


* می‌بینیم وقتی از دشمنان اهل بیت یاد می‌کنید، لحن صدای شما بسیار تند و شدید مي‌شود؛ چرا؟

آنها سزاوار فراتر از اینها هستند. چون پیامبر ما بیش از تمام پیامبران الهی آزار و اذیت دیدند. پس از آن نوبت به برادر ایشان، اميرالمؤمنين(ع) رسید که در طول حیات مبارک‌شان ظلم بسیار دیدند. پس از آن بر حضرت فاطمه زهرا(ع) و نور دیدگان پیامبر(ص) شوریدند و حق ایشان را غصب کرده و با شکستن پهلو و آتش‌زدن خانه آن بزرگوار، موجب سقط جنین آن حضرت و شهادتش شدند.

خطابه‌هاي پرشور شهيد شحاته، مردم مصر را با آموزه‌هاي اهل بيت(ع) آشنا کرد

* گفته مي‌شود شیعیان نباید خلفا را مورد نقد قرار دهند، تا حساسیت امت اسلامی را موجب نشوند، نظر شما در این باره چیست؟

در یکی از سفرهایم به آمریکا برای سخنرانی در همایشی درباره سید و سرورم امام حسن(ع) یکی از علمای شيعه که از انگلیس به آمریکا آمده بود، از من خواست که به خاطر حفظ رابطه‌مان با اهل‌سنت از سبّ خلفا جلوگیری کنم، من به او گفتم که من هرگز به هیچ یک از خلفا ناسزا نخواهم گفت چون خلفای مشروع و بر حق کسانی جز ائمه معصومين صلوات الله عليهم نیستند و من جز آنها کسی را به عنوان خليفه نمی‌شناسم که بخواهم اجازه سبّ او را بدهم يا ندهم.


* درباره صحابه کدام دیدگاه متعادلی هست که مسلمانان بايد از آن برخوردار باشند؟

"صحابه" كلمه‌اي جعلي و اصطلاحی ابداع‌شده است که در قرآن و احاديث پیامبر(ص) ذکري از آن نیامده است. این "صحابه" چه کسانی هستند؟ آیا آنهایی هستند که در سختی‌ها و شداید به اميرالمؤمنين پناه می‌بردند؟ من حاضرم در خصوص صحابه با کسانی که از صحابه دم می‌زنند در رسانه ها مناظره کنم.


* درباره حقيقت محمديه چه نظری دارید و دیدگاه‌تان چیست؟

بله ما به حقيقت محمديه ایمان و باور داریم و آن را یکی از اسرار دنیوی و اخروی هستی می‌دانیم. حقيقت محمديه بالاترین حقیقت جهان است و ما به آن ایمان داریم.


* نظرتان درباره شیعه امامیه چیست؟
 
شیعه امامیه اهل ایمان و اهل اصلاح و بهترین و برترین بشر روی زمین هستند و از خداوند متعال می خواهیم که ما را جزء آنها قرار دهد. تشیع، مدرسه عالی فقه اسلامی و آزادی و جوانمردی و مردانگی است. شیعیان، دست‌پروردگان امير‌المؤمنين(ع) و سربازان ابي‌عبدالله الحسين(ع) سرور آزادگان جهان و رهروان بنیانگذار تشیع در میان بشریت، سرورمان امام جعفر بن محمد صادق(ع) و وارثان ائمه معصومين هستند اما از علمای شيعه گله‌مندم.


* چه گله‌ای؟

رکود و عدم تبلیغ آیین و دین صحیح و درست در میان مسلمانان جهان و بی‌توجهی به حملات سختی که افراد جاهل و نادان بر دوستداران اهل بيت(ع) می‌کنند و علماي ما از تمام آنها بی‌تفاوت می‌گذرند و آنها هم ما را به دلیل گریستن بر سيدالشهداء(ع) و برترین انسان‌های روی زمین سرزنش می‌کنند.


* آیا امامتِ مفضول را می‌پذیرید؟

بالطبع خیر، چون وقتی آب وجود دارد، تیمم باطل است.


* نظر شما درباره کسانی که آباء و اجداد پیامبر(ص) را (نعوذ بالله) کافر و مشرک می‌دانند، چیست؟
 
آباء و اجداد پیامبر(ص) از حضرت آدم، همه یکتاپرست بودند و به این موضوع در قرآن به‌صراحت اشاره شده است.


* نظرتان درباره تشيع در مصر چیست؟

ملت مصر طبیعتاً مردمی دوستدار اهل بیت(ع) هستند اما عناصری از وهابيت بر این باورند که زيارت امام حسين(ع) موجب ورود افراد به جهنم است. باید بگویم آنچه مردم مصر کم دارند، معرفت و آگاهی است؛ بدون تردید آنها اگر به راستی آل بيت(ع) را بشناسند، آنها را خواهند پذیرفت و اگر حقيقتاً دشمنان خود را بشناسند از آنها اعلام برائت می‌کنند.

پيکر آغشته به خون شهيد شيخ حسن شحاته در روز نيمه شعبان

* در گذشته الازهر با مذهب امامیه محافظه‌کارانه برخورد می‌کرد اما هم‌اکنون روی به تندروی گذاشته. حتی یکی از آنها در گفت‌وگو با مجله سعودی "المجله" شیعیان را دارای ریشه‌هاي یهودی خوانده است. نظر شما در این باره چیست؟

در میان علمای قدیم الازهر، افرادی مانند شيخ "عبدالله الشبراوي" و شيخ "محمد عبده" و شيخ "سليم البشري" و شيخ شلتوت وجود داشتند، اما هم‌اکنون چنین مردانی در الازهر مشاهده نمی‌شود. به همین دلیل برخی از آنها سخنانی بر زبان می‌آورند که یا جاهل هستند و نمی‌دانند و یا می‌دانند و به عمد می‌گویند.


* درباره سفرهای خود به کشورهای اسلامی و غیر اسلامی بگویید.

سفرهای بسیاري داشته‌ام که شرح و توضیح آن از حوصله این مقال خارج است. سفرهای داخل‌ام، تمام استان‌های مصر را دربر می‌گیرد. اما در خارج، شش سال تمام، ماه رمضان را در ابوظبي سپری کردم و درس‌هایی در مسجد بلال آنجا می‌دادم که از تلویزیون هم پخش می‌شد. همچنین مناقشه‌ها و مناظره‌هایی هم با شیوخ وهابی در "مسجدالحرام" و "منا" داشته‌ام. به آلمان و انگلیس و کانادا و آمریکا نیز سفر کرده و در همایش‌ها و کنفرانس‌هایی که در این کشورها برگزار می‌شد، شرکت داشته‌ام.


* چه پیامی برای مسلمانان جهان دارید؟
 
از مسلمانان جهان می‌خواهم به ولایت اميرالمؤمنين(ع) و ائمه اطهار متوسل شوند و از دشمنان پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) دوری کنند و همواره در اعمال خویش تعقل و تدبر کنند.

عکس شهید حسن شحاته در ایران

عکس شهید حسن شحاته در ایران

در این عکس شهید شحاته در کنار فرزند آیت‌الله العظمی تبریزی دیده می شود.

به گزارش فرهنگ نیوز، در حادثه دردآوری كه روز عصر روز یکشنبه در مصر اتفاق افتاد، شیخ حسن شحاتة(۶۶ ساله) عالم بزرگ دینی این کشور، برادرش محمد شحاتة(۳۵ ساله) و شحاتة شحاتة(۵۵ ساله)و عبدالقادر حسنین عمر(۴۵ ساله) بدست یك گروه تندروی سلفی به شهادت رسیدند و تعداد نامشخصی از شیعیان این كشور هم زخمی شدند.

 
 
عکس شهید حسن شحاته در ایران
 

*** جهت دریافت تصویر در اندازه بزرگ بر روی آن کلیک نمایید ***

ترور امام یکی از مساجد بصره


ترور امام یکی از مساجد بصره


امام مسجد «عویسان» بامداد امروز شنبه توسط افراد مسلح ناشناسی در استان بصره ترور شد.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، یک منبع امنیتی در این باره گفت: «اسعد المناصیر» امام مسجد «عویسان» بامداد امروز شنبه توسط افراد مسلح ناشناسی در هنگام خروج از این مسجد در منطقه «ابی الخصیب» در جنوب بصره ترور شد.

این منبع امنیتی افزود: مهاجمان پس از شلیک گلوله های پی در پی  به طرف اسعد المناصیر که باعث کشته شدن وی شد، پای به فرار گذاشتند.

منبع مذکور ادامه داد: نیروهای امنیتی، محل وقوع حادثه را محاصره کرده و تحقیقات اولیه خود را برای شناسایی عاملان این ترور آغاز کردند.

براساس گزارش پایگاه خبری خبرگزاری «فرات نیوز» عراق، یادآور می شود که این دومین حادثه طی یک هفته در منطقه ابوالخصیب به شمار می رود. در حادثه مشابه دیگری، افراد مسلح ناشناسی، «علی حسین» از اعضای شورای استانی بصره را در همین منطقه ترور کردند.

سیا نوه مالکوم اکس را کشت؟

Malcolm Shabazz MARTYR  cia killed grandson 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

Malcolm Shabazz

انجمن اسلامی‌شهید ادواردو آنیلی، خبر شهادت مالکم شباز( Shabazz Malcolm-Latif)،‌را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر(عجل‌الله ‌تعالی‌فرجه‌الشریف) و تمام مسلمانان جهان تسلیت عرض نموده و از تمامی آزادی‌خواهان جهان پی‌گیری مُجدانه‌ی این جنایت تاریخی را خواستار است.مالکم شباز، جوان حقیقت طلبی بود که فقط به جرم اعتقاد به تشیع و روحیه‌ی حقیقت طلبانه‌اش از سوی امپراتوری وحشت و فریب ایالات متحده آمریکا ، ناجوانمردانه به شهادت رسید. جرم او آن بود که برای انجام تحصیلات حوزوی قصد سفر به ایران را داشت.

شباهت شهادت این شهید به ماجرای شهادت ادواردو آنیلی ،‌نشان دهنده‌ی رویه دشمنان اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله) است که هم از این بزرگمردان مجاهد هراس دارند و هم از برملا شدن حقیقت.

هراس ایالات متحده از به پا خواستن سید حسن نصراللهی دیگر در ایلات متحده و زنده شدن یاد و خاطره شهید بزرگوار اسلام،‌ مالکم ایکس(پدربزرگ مالکم شباز) سبب شد تا سرانجام پس از مدتها فشار، شکنجه و ارعاب این جوان حقیقت‌جو را به شهادت برسانند. غافل از اینکه « ویدالله فوق ایدیهم»، شهادت مالکم پایان راه او نیست بلکه آغازی است بر یک جریان حقیقت طلب. اگر ایالات متحده با شگردهای مختلف،‌ جنبش وال استریت را به انحراف سوق داد. همانگونه که خودشان نیز به صراحت می ‌دانند ؛ هرگز نخواهد توانست نور خدا را در قلب مومنین خاموش کنند.

انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی (مهدی) که از نزدیک با شهید مالکم شباز ارتباط داشته و مقدمات سفر ایشان به ایران را فراهم نموده بود، بدین وسیله اعلام می دارد که ؛ به یاری خدا اجازه نخواهیم داد خون آن مجاهد فی سبیل‌الله پایمال شود.

و در ادامه دادن راه او که راه روشن حقیقت است از هیچ کوششی فروگذار نخواهیم کرد. پادشاهی نرون، امپراتوری جلاد عصر کنونی؛ دوام نخواهد یافت و با ظهور تنها منجی عالم بشریت، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه‌الشریف) ریشه ظلم و ستم برای همیشه خشک خواهد شد. (انشاءالله)

در آستانه روز جهانی مالکم ایکس(۱۹می) باردیگر این پرسش در ذهن جهانیان شکل می‌گیرد که علت خاموش کردن صدای مالکم ایکس و نوه‌اش چیست؟! و بار دیگر فریادمظلومانه‌ «‌بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» به آسمان بلند می‌شود.

      
مالکوم شباز

نوه مالکوم ایکس پیش از سفر به ایران ترور شد

مرگ یکی دیگر از مسلمانان مخالف دولت آمریکا

خبرگزاری تسنیم: نوه مالکوم ایکس که به رغم مخالفت اف‌بی‌آی تلاش داشت به ایران سفر کند، در مکزیک ترور شد.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل خبرگزاری تسنیم مستقر در واشنگتن، بعدازظهر دیروز پنجشنبه خبر ترور نوه مالکوم ایکس در کشور مکزیک به سرعت در رسانه های اجتماعی همچون فیس بوک پیچید.

همه مطالب منتشر شده در فیس بوک از خبری با عنوان «مالکوم شباز، نوه مالکوم ایکس ترور شد» خبر می‌داد.

آمستردام نیوز که اولین منبع انتشار این خبر بوده آورده است: نوه مالکوم ایکس که در مکزیک به سر می برد کشته شده و سفارت آمریکا در مکزیک نیز این خبر را تایید کرده است. اگرچه هنوز اطلاعات دقیقی از نحوه ترور در دست  نیست، اما جسد وی صبح پنج شنبه در حالی پیدا شد که جراحات ناشی از پرتاب شدن از ساختمان و شلیک گلوله در جسدش آشکار بود. ظاهرا پیش از این وی را در تیجوانا ربوده بودند.

خبرنگار خبرگزاری تسنیم بلافاصله برای پی بردن به جزئیات حادثه و اطلاع از صدق یا کذب بودن اصل خبر با دوستان و آشنایان شباز تماس گرفت. ظاهرا مالکوم شباز تا چهارشنبه شب با دوستانش از طریق پیامک در ارتباط بوده اما جسد وی صبح پنج شنبه پیدا می شود.
مالکوم شباز، نوه مالکوم ایکس در حالی کشته شده است که چند ماه پیش زمانی که برای حضور در جشنواره فیلم فجر قصد خروج از آمریکا به مقصد ایران را داشت  توسط ماموران اف‌بی‌آی دستگیر شد.

احتمال می رود مالکوم شباز برای سفر به ایران به کشور مکزیک رفته باشد زیرا برای ادامه دروس حوزوی در حوزه علمیه قم برنامه ریزی کرده بود.

مالکوم شباز در بیانیه  خود که چندی پیش منتشر کرد پیرامون علت دستگیری و رفتار ماموران پلیس آمریکا با وی افشاگری کرده بود. به نظر می رسد مقامات آمریکایی نمی خواهند نوه یک مبارز مسلمان آمریکایی که هنوز در یاد و قلب سیاهپوستان است  به عنوان یک جوان حوزه  رفته و  شیعه از  ایران به آمریکا برگردد.


سیا نوه مالکوم اکس را کشت؟
21 اردی بهشت 1392 | 19:07
دکتر کوين برت
مالکوم شباز
من هرگز مالکوم شباز اين فعال سرشناس را که پدربزرگ وي مالکوم اکس پرنفوذترين آفريقايي/امريکايي قرن بيستم بود، نديدم. حال نيز وي را هرگز نخواهم ديد. بر اساس گزارش‌ها، مالکوم شباز اخيرا در مکزيک به قتل رسيد.


من اميدوار بودم که بالاخره مالکوم شباز را در کنفرانس هاليووديسم ماه فوريه در تهران ملاقات کنم. اما امنيت ملي امريکا افکار ديگري در سر داشت. مالکوم در حالي که قصد داشت به پرواز خود به تهران برسد، توسط پليس فدرال امريکا (اف‌بي‌آي) دستگير شد. هرگز توضيحي براي اين دستگيري ارائه نشد.

چرا مقامات امريکا از سفر مالکوم به تهران جلوگيري کردند؟


انگيزه اين دستگيري بدون ترديد سياسي بود. حضور مالکوم شباز در کنفرانس هاليووديسم براي اين رويداد تبليغي بسيار ارزشمند محسوب مي‌شود. بويژه در بين سياهپوسيتان، مسلمانان، ضد صهيونيست‌ها و ضد امپرياليست‌ها. و مطرح شدن کنفرانس هاليووديسم خود به شناخته‌تر شدن مالکوم و رسيدن وي به جايگاه فوق ستاره مخالفان دولت امريکا سرعت مي‌بخشيد.

اشتباه نکنيد: مالکوم شباز مانند پدربزرگ خود، تهديدي جدي، آسيب رسان و طولاني مدت براي سردمداران قدرت‌ها محسوب مي‌شد.

مالکوم شباز به اسلام ِ شيعي تغيير کيش داده بود و تبديل به يکي از سخنگويان «محور مقاومت» ِ نه فقط نيروهاي ضد صهيونيسم در خاورميانه بلکه سخنگوي نيروهاي ضد امپرياليستي در تمام جهان شده بود. همانند پدربزرگ خود، زماني که جوان بود يکي سري قانون شکني در سابقه خود داشت و باز هم همانند پدربزرگ خود، در مسير کنار گذاشتن گذشته خود و تبديل شدن به سخنگوي کاريزماتيک مستضعفان جهان قرار داشت.

من اطمينان کامل ندارم که مظنونان هميشگي که همواره دشمنان نظام امپرياليستي را از جانب سيا، بانک جهاني و نهادهاي مربوطه به قتل مي‌رسانند، اين بار هم مالکوم اکس را کشته باشند اما صد در صد اطمينان دارم که آنها دست کم به اين موضوع فکر کرده‌اند.

چگونه مي‌توانم تا اين حد اطمينان داشته باشم؟

من سالهاست که در مورد اين ترورها مطالعه و تحقيق کرده‌ام. نتيجه‌اي که گرفتم اين است که آدم کش‌هاي امپرياليسم فهرستي از دشمنان خود تهيه کرده و سپس تصميم مي‌گيرند که کدام يک از آنها تهديدي قابل پيگيري و جدي در بر دارد؟

رهبران کاريزماتيک که به رسانه‌ها دسترسي دارند، در بين جدي ترين تهديدها هستند. جان اف کندي، رئيس جمهور سابق امريکا به اين دليل کشته شد که بسيار کاريزماتيک و رسانه شناس بود و مي‌توانست سياست‌هايي را که محافظان نظام امپرياليستي غيرقابل قبول مي‌دانند، پيش ببرد: خلع سلاح هسته‌اي، برقراري روابط دوستانه با کوبا، مصالحه با روسيه، عقب نشيني از ويتنام و پيماني جديد براي کشورهاي جهان سوم. جيمز داگلاس، يکي از فعالان صلح مطرح امريکايي در کتاب خود به نام «جي‌اف‌کي و ناگفتني‌ها» به خوبي اين ماجرا را شرح داده است.

رابرت کندي، برادر جان اف کندي نيز تهديدي جدي و قريب الوقوع براي سردمداران قدرت به شمار مي‌رفت. اگر وي در سال 1968 ميلادي به دست آدم‌کش‌هاي سيا به ضرب گلوله کشته نمي‌شد، رئيس جمهور امريکا مي‌شد. رابرت مي‌خواست رئيس جمهور شود تا قاتلان برادر خود را تحت تعقيب قرار داده و سياست‌هاي وي را ادامه دهد. اما «شهاب‌‌هاي آسماني»(اشاره به آدم‌کش‌ها) و اربابان بانکدار آنها برنامه‌هاي ديگري در سر داشتند.

مارتين لوتر کينگ هم يک تهديد جدي و «قابل پيگيري» بود. وي مخالف جنگ ويتنام و کل مجموعه صنعتي-نظامي امريکا بود. اف‌بي‌آي قصد داشت وي را ديوانه کند و ساز و کاري را فراهم کند تا لوتر کينگ دست به خودکشي بزند. مارتين لوتر کينگ، دور از هرگونه انديشه براي خودکشي، قصد داشت نيم ميليون نفر را رهبري کند تا واشنگتن را تا زماني که جنگ و فقر به پايان نرسيده، تحت اشغال خود قرار دهند. بدين ترتيب، همانطور که يک هيئت منصفه در سال 1999 راي داد، ارتش امريکا، اف‌بي‌آي و سيا با همکاري هم دکتر کينگ را به قتل رساندند. ماجراي کامل در کتاب ويليام پپر به نام «اقدام حکومتي» آمده است.

ديگر تهديدهاي جدي امپرياليسم در تاريخ معاصر شامل جان اف کندي ِ پسر مي‌شود که در سال 1999 به دليل تحت تعقيب قرار دادن قاتلان پدر خود کشته شد؛ سناتور پل ولستون که به دليل برنامه ريزي‌هايش جهت تحقيق در مورد حادثه 11 سپتامبر و جلوگيري از حمله امريکا به عراق به قتل رسيد؛ و هوگو چاوز، رئيس جمهور پيشين ونزوئلا که به جرم ِ داشتن کاريزماي کافي جهت رهبري آفريقاي لاتين و بيرون کشيدن آن از سيطره امپراطوري امريکا توسط سلاحي سرطان زا به قتل رسيد.

پدربزرگ مالکوم شباز يعني مالکوم اکس نيز زماني که سيا برنامه ترور وي را در سال 1965 ميلادي طراحي کرد، يک تهديد جدي و قابل پيگيري محسوب مي‌شد. مالکوم اکس در حال ايجاد يک ائتلاف ضد امپرياليستي متشکل از مسلمانان و ديگر قربانيان غيرغربي امپرياليسم و همچنين سياهپوستان طبقه متوسط و فقير امريکايي بود...دکتر کينگ نيز سه سال بعد در حال تشکيل چنين ائتلافي بود که به قتل رسيد.

و اکنون مالکوم شباز که در حال تشکيل نسخه‌اي جديد از همان ائتلاف ضد امپرياليستي بود، در مکزيک کشته شده است. تصادف است؟ شايد؟

اما به قتل مالکوم شباز از نگاه قاتلان احتمالي وي نگاه کنيد. از نگاه آنها، وي ظاهرا در حال ادامه دادن مسير و راه پدربزرگ خود بود. اگر آنها بيشتر صبر مي‌کردند و به وي اجازه مي‌دادند که وجهه خود را به عنوان يک فعال مورد احترام ارتقا بخشد، صحنه سازي يک قتل ساده و سپس انتشار تبليغات رسانه‌اي در مورد سوءرفتارهاي ادعا شده وي در دوران نوجواني‌اش و اينکه وي «تنها يک اوباش» بود، کار سختي مي‌شد.

اگر آنها صبر مي‌کردند تا کتاب وي به پايان رسيده و سپس منتشر شود، ترور وي امري مشکوک به نظر مي‌رسيد.

و اگر آنها منتظر مي‌مانند تا وي مانند پدربزرگ خود معروف و پرنفوذ شود، احتمالا با دستان خود مشکلي عمده را ايجاد کرده بودند.

بنابراين، ظاهرا آنها تصميم گرفتند که دست به اقدامي پيشگيرانه بزنند. و در عملياتي موسوم به «عمليات مرغ مقلد» وي را به نحوي بکشند که اين ادعا - «جواني پر مشکل با سوء سابقه کيفري» -، در رسانه‌هاي خبري کنترل شده بارها شنيده شود.

صرفنظر از اينکه دقيقا چه اتفاقي براي مالکوم شباز افتاد، کاملا مشخص است که ماموران آژانس اطلاعاتي با رخنه در رسانه‌هاي جريان اصلي امريکا، در حال ترور شخصيت و ارائه تصويري از پيش طراحي شده از مالکوم هستند تا نقش وي را به عنوان يک فعال موفق و تهديدي بلند مدت براي امپرياليسم پنهان کنند.

اگر در تارنماي گوگل که واسته به سيا و موساد است نام «مالکوم شباز» را جستجو کنيد، اولين نتيجه ‌اين جستجو گزارشي است که توسط جبهه تبليغاتي سازمان سيا يعني هافينگتون پست از قتل وي ارائه شده است. اين گزارش، تلاشي است براي مخدوش کردن وجهه و نام مالکوم.

هافينگتون پست: «وي در دوران جواني‌اش، يک آتش سوزي به راه انداخت که مرگ مادربزرگش را به همراه داشت.»

حقيقت: مالکوم شباز راه اندازي آتش سوزی در دوران کودکي خود را تکذيب کرده است؛ وي ناچار شد همانگونه که تقريبا تمام متهمان، بويژه متهمان آفريقايي/امريکايي ناچار مي‌شوند، اتهام خود را بپذيرد تا از حبسي طولاني مدت فرار کند.

هافينگتون پست: شباز در ادامه زندگي خود نيز با نظم و قانون مشکل داشت.

حقيقت: آخرين حکم عليه وي در سال 2002 يعني بيش از يک دهه پيش صادر شده است؛ تنها «مشکلي» که ترورکنندگان شخصيت وي مي‌توانستند از آن زمان به بعد پيدا کنند، يک مورد دستگيري بود که منجر به هيچ گونه محکوميتي نشد و اين يعني اينکه وي از نظر حقوقي بيگناه بود و بيگناه باقي ماند. به عبارت ديگر، وي از نظر حقوقي در رابطه با اتهام «ايجاد يک حفره با مشت در پنجره يک فروشگاه» در سال 2006 بيگناه شناخته شد. (7 سال پيش!)

در امريکا، جايي که رياست جمهوري اوباما هم باعث نشده «رانندگي سياهپوستان» امري طبيعي قلمداد شود، تمام مردان جوان سياهپوست، «با قانون مشکل دارند.» در واقع، نه اينکه آنها با قانون مشکلي داشته باشند بلکه قانون با آنها مشکل دارد. در امريکا، اگر جوان باشي، سياهپوست باشي و مذکر هم باشي، تا وقتي بيگناهي ات ثابت نشده، گناهکاري.

اصحاب امپرياليست رسانه در نشرياتي همچون نيويورک تايمز، هافينگتون پست و ديگر رسانه‌هاي مشابه به شدت در تلاشند تا چهره‌اي مخدوش از مالکوم شباز ارائه دهند. اين مخدوش سازي و فرايند ترور شخصيت ِ از پيش طراحي شده، بوي دخالت آژانس‌هاي اطلاعاتي را به مشام مي‌رساند. اين يک اماره قضايي قوي است مبني بر اينکه مالکوم شباز نيز قرباني يک ترور سياسي شده است.

«جرم» واقعي مالکوم شباز، مانند پدربزرگ معروف خود، پيوستن به محور مقاومت و ايستادن در مقابل صهيونيسم و امپراطوري امريکا و سخن گفتن از حقيقت بود.

مترجم: احسان فتاحي


اف‌بی‌آی مانع از سفر نوه مالکوم‌ایکس به ایران شد
تصویر آرشیوی از مالکوم شباز
دوشنبه 16 بهمن 1391 | 18:20

به گزارش شبکه پرس تی‎وی، اف‌بی‌آی با دستگیری نوه مالکوم ایکس، فعال آفریقایی- امریکایی در زمینه حقوق مدنی، مانع از سفر وی به ایران شد.


منابع خارج از امریکا روز دوشنبه (۱۶ بهمن، ۴ فوریه) تایید کردند که بر پایه گزارش‌ها مالکوم شباز قبل از آغاز برنامه خود برای سفر به ایران و حضور در نشستی در رابطه با هالیوودیسم دستگیر شد.

اداره تحقیقات فدرال امریکا (FBI) تاکنون درباره محل حبس وی جزئیاتی بیان نکرده است.

تهران روز یکشنبه در حاشیه سی و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر میزبان نشست بین‌المللی هالیوودیسم بود.

بسیاری از فیلمسازان، کارگردانان، بازیگران و منتقدان فیلم و همچنین سیاستمداران و اقتصاددانان در این نشست شرکت کردند.

مایک گریول، سناتور پیشین امریکایی که در این نشست حضور یافت نقش هالیوود را در تحمیل دیدگاه‌های امپریالیستیک به مردم جهان محکوم کرد.

وی گفت: «هالیوود تنها ابزار دولت امریکا و همچنین دولت‌های اورپایی برای دنبال کردن دیدگاه‌های امپریالیست‌شان در اقتصاد، فرهنگ و حتی مذهب است.»

اولین نشست سینما و هالیوودیسم در سال ۲۰۱۱ در ایران برگزار شد.

البوطی چه گفت که ترور شد؟


البوطی چه گفت که ترور شد؟
 
علامه شهید محمد سعید البوطی در آخرین خطبه نماز جمعه دمشق در 25 اسفند ماه 91، چند روز پیش از شهادت خود، با رسوا کردن مسیحیان "یهودی شده" ای که امید نابودی دولت و ملت سوریه را در دل می پرورانند، شجاعت الهی ارتش سوریه را موجب بر باد رفتن امید جنایتکاران غرب و اذناب منطقه ای آنان دانست.

به گزارش جهان به نقل از العالم، در بخشی از خطبه های آخرین نماز جمعه خود در مسجد اموی دمشق می گوید:

از دو سال پیش که این بحران آغاز شد و به تدریج شدت گرفت، گمان می کردیم که به سرعت ظرف چند ماه پایان می پذیرد، اما ناگهان دیدیم که از سوی غرب، اعم از اروپا و آمريكا، "جنگی جهانی" علیه سوریه برپا شده است و این جنگ را "مسیحیان یهودی شده" ای رهبری می کنند که چشم به راه آمدن مسیح هستند، اما مسیح "یک چشم"!

دیدیم که در این جنگ جهانی، گروه ها و کشورهایی از چپ و راست و شرق و غرب ما مشارکت دارند؛ و دیدیم که در این جنگ جهانی نابرابر، نه یک لشکر، که چندین ارتش از انواع و اقسام مزدوران به کار گرفته شده است، که اغلب آنها سابقه دار هستند و سال ها در زندان به سر برده اند. همان هایی که به دست آمریکا ساخته شده اند، اعم از القاعده و اذناب آن.

چشم باز کردیم و دیدیم کسانی که برای ادامه این جنگ به سوریه آورده می شوند، این لشکریان التقاطی و چندملیتی هستند؛ و به چشم خود دیدیم که ده ها تُن اسلحه از همه طرف به این سرزمین سرازیر می شود، به سوریه ای که رسول خدا (ص) آن را قلب و مرکز شام نامیده است.

جنایتکاران غرب در دل امید داشتند که به جای دولت بزرگ سوریه، ظرف چند ماه چهار کشور کوچک و متخاصم به وجود آید، اما نتیجه این تلاش ها چه شد؟

نزدیک به دو سال یا بیشتر، تنها کسی که در برابر این جنگ جهانی ایستادگی کرد، تنها یک ارتش از یک کشور بود. همین ارتش سوریه که امیدهای جنایتکاران غربی را به کلی بر باد داد، و اکنون این است دولتی که امروزه مستحکم تر و پایدارتر از قبل شده است.

 
ارتش این کشور در مقابله با این توطئه جهانی به هیچ کس و هیچ چیز نیاز پیدا نکرد، جز یک نفر که کسی نیست غیر از خداوند متعال.

ارتشی که از شجاعتی بهره دارد که آن را خداوند عز و جل بر ما ارزانی داشته و در قرآن کریم درباره این شجاعت می فرماید: «با آنان بجنگید که خداوند آنها را به دست شما عذاب کند و خوار گردانَد و شما را بر آنان پیروز کند و دل های مؤمنان را شفا عنایت فرماید».

این است شجاعت ارتش ما، که بسیاری یارای شنیدن آن را ندارند. شجاعتی که از جانب آفریدگار آسمان و زمین بر ما ارزانی داشته شد.

ترور و مثله کردن پیکر امام جماعت سوری

برگ دیگری از جنایات تروریست های سوریه ؛
يك گروه تروريستي شامگاه ديروز جمعه، امام جماعت مسجد جامع الحسن در منطقه شيخ مقصود واقع در شمال شهر حلب را ترور كرده و پيكر وي را مثله کردند و بر روي زمين كشيدند.
به گزارش سرويس بين‌ الملل باشگاه خبرنگاران به نقل از شبكه خبري العالم، رسانه های رسمی سوریه و آنچه "دیدبان حقوق بشر سوریه" نامیده می شود، تاکید کردند که یک گروه مسلح در سوریه پس از ترور شیخ حسن سیف الدین امام مسجد جامع الحسن در منطقه شیخ مقصود در حلب، پیکرش را نیز مثله کردند.
 مركز اوقاف شهر حلب تاكيد كرد كه علماي حلب و اصحاب مناسك و شعائر ديني اين جنايت زشت و پليد را كه دشمنان انسانيت با ترور شيخ حسن سيف الدين و آويزان كردن سر وي بر بالاي مناره جامع الحسن در منطقه شيخ مقصود مرتكب شدند، محكوم كردند و از ارتش عربي سوريه خواستند تا براي رها كردن سوريه از دست اين جنايتكاران مزدور و صاحبان انديشه تكفيري سياست مشت آهنين در پيش بگيرند.
 از سوي ديگر خبرنگار العالم گزارش داد كه درگيريها ميان ارتش سوريه و گروه هاي مسلح در منطقه شيخ مقصود در حلب همچنان ادامه دارد و درگيري ها ميان ارتش سوريه و نيروهاي مسلح در منطقه الموظفين در ديرالزور نيز ادامه دارد و طي آن تعدادي از نيروهاي مسلح كشته شدند.
 به گفته خبرگزاري سوري "سانا"، يگانهايي از ارتش سوريه هنگام تعقيب گروههاي مسلح د كشتزارهاي الشيفونه و العتيبه و جوبر در منطقه الغوطه الشرقيه در ريف دمشق، بسياري از نيروهاي مسلح را كشته و زخمي كردند و بسياري از پناهگاه هاي تروريست ها و اسلحه و مهمات آنها را تخريب كردند.
 
 
 

استاد دانشگاه شیعه در کراچی پاکستان شهيد شد


مردان مسلح یک استاد دانشگاه شیعه را در کراچی پاکستان کشتند
حمل یک قربانی زخمی پاکستانی بر اثر حمله در ایالت خیبرپختونخواه پاکستان (تصویر آرشیوی)
دوشنبه 28 اسفند 1391 | 17:13

به گزارش پرس تي‌وي، شبه نظاميان وابسته به طالبان يک استاد دانشگاه شيعه را در شهر کراچي واقع در جنوب پاکستان کشتند.


مقامات پاکستاني گفتند، مردان مسلح روز دوشنبه (۲۸ اسفند، ۱۸ مارس) به روي يک شاعر و مداح اهل بيت (ع) مدير مدرسه و استاد دانشگاه به نام پروفسور سيد سبط جعفر زيدي تقوي در منطقه لياقت آباد واقع در بزرگترين شهر پاکستان آتش گشودند.

اين حمله جديدترين مورد از سري حملات عليه شيعيان پاکستان طي هفته‌هاي اخير است.

اين حمله در حالي رخ داد که در پي انفجار يک خودروي بمب گذاري شده در شهر کراچي در ۳ مارس بيش از ۴۵ نفر کشته و ۱۵۰ نفر نيز زخمي شدند. زنان و کودکان نيز در بين قربانيان اين حمله بودند.

همچنين در پي انفجاري ديگر در يکي از بازارهاي بزرگ شهر کويته در ۱۶ فوريه که طي آن مسلمانان شيعه هدف قرار گرفته بودند، دست کم ۹۰ نفر از جمله چندين زن و کودک کشته و بيش از ۲۰۰ نفر زخمي شدند.

از سوي ديگر، يک انفجار دو گانه در ۱۰ ژانويه در يک منطقه پر جمعيت شهر کويته، مرکز ايالت بلوچستان پاکستان بيش از ۹۰ نفر که بيشتر آنها شيعه بودند، جان خود را از دست دادند.


شهيد
پروفسور سيد سبط جعفر زيدي تقوي
گزارش‌ها حاکي از اين است که گروه تروريستي و ضد شيعي لشکر جهنگوي عامل بيشتر حملات عليه شيعيان پاکستان است.

سازمان ديده بان حقوق بشر مي‌گويد، بيش از ۴۰۰ شيعه در سال ۲۰۱۲ در پاکستان جان خود را از دست دادند و اين سال مرگبارترين سال براي شيعيان پاکستان بود.

شيعيان پاکستان مي‌گويند، دولت بايد عليه عاملان اين حملات دست به اقدامات جدي و قطعي بزند. آنها همچنين اسلام آباد را به فراهم نکردن امنيت مسلمانان شيعه متهم مي‌کنند.

آشنایی با شهید امیر توکل کامبوزیا ؛ اندیشمند ضد صهیونیسم + عکس


امیر توکل کامبوزیا یکی از پیشگامان مبارزه با صهیونیسم در ایران شناخته می شود . این مرد بزرگ در سال 1283 در تهران متولد شد و در 70 سالگی در زاهدان توسط عوامل رژیم پهلوی به دلیل فعالیت ها و مبارزات ضد صهیونیستی و ضد استبدادی اش به شهادت رسید. در این گزارش به بررسی زندگی این رادمرد می پردازیم.
گروه گزارش ویژه مشرق؛

امیر توکل کامبوزیا یکی از پیشگامان مبارزه با صهیونیسم در ایران شناخته می شود . این مرد بزرگ در سال 1283 در تهران متولد شد و در 70 سالگی در زاهدان توسط عوامل رژیم پهلوی به دلیل فعالیت ها و مبارزات ضد صهیونیستی و ضد استبدادی اش به شهادت رسید.


زندگی نامه مرحوم کامبوزیا

استاد امیر توکل کامبوزیا فرزند امیر بابا مشیردیوان در33ماه دلو 1283 هجری شمسی در تهران متولد شد و اصالتا از اکراد زعفرانلو که ساکن قوچان هستند،میباشد.
او تحصیلات ابتدایی را بدوا در تهران،مدرسه علمیه واقع در خیابان (شنی سابق)گلشن فعلی ومدرسه رحیمیه مشهد به مدیریت میرزاسید علی خان و دوره متوسطه را در دبیرستان احمدی مشهد به تصدی میرزا جوادخان و استادانی چون غلامرضاخان ریاضی و منتخب الملک را گذرانده و برای ادامه تحصیلات عالی عازم تاشکند گردیده ودر بحران انقلاب روسیه به ایران برگشت .
استادکامبوزیا دوره مدرسه نظام ژاندارمری را به مدیریت و استادی کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان سپری نمودو به سال 1300 شمسی به علت لیاقت وشناختی که کلنل پسیان از وی داشته به ریاست تلگراف و رموزات خود انتخاب می‌نماید پس از شهادت کلنل به سیستان وبلوچستان تبعید می‌گردد.

مرحوم کامبوزیا
 از اندیشمندان شهید ضد صهیونیسم


ازسال1301الی1303بازرس دارایی در اداره راه و متصدی باجگیرخانه (مالیاتی-دارایی)تربت حیدریه
از سال 1304الی 1306رئیس دارایی بلوچستان
ازسال1307الی 1312دبیر دبیرستان شوکتیه بیرجند
از سال 1313تازمان فوت کلیه وقتش به مطالعه ، تالیف و کشاورزی گذشته است.

مرحوم استاد امیر توکل کامبوزیا در کتابخانه خویش

 مسئولیت های شغلی استاد کامبوزیا

درسال1300متصدی امور تلگرافی مرحوم کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان بودند وپس از شهادت کلنل تا 1305 بازرس شعبه های در آمد بین مشهد و زاهدان .
مرحوم کلنل محمد تقی خان پسیان

ازسال1305تا1307پیشکاردرسال1308براثراصرار وتقاضای مرحوم شوکت الملک برای اقدام به تبدیل شوکتیه بیرجند از وضع ادبی به علمی وتعلیم زبان فرانسه در آنجا مشغول به خدمت شدم.سال1312به زاهدان آمدم تا مزرعه ای راکه قبلا آباد کرده بودم فروخته به خارج از ایران مهاجرت کنم مرحوم مهدی قلی خان تاج بخش که سوابق خانوادگی با ما داشتند به سمت استانداری سیستان وبلوچستان زاهدان درآمدندومرا از این تصمیم بازداشته وبه زراعت پرداختم.

سال1320با تمام عوارضش رسید وباز دوره تعالی وترقی شناسانه وعسرت وبدبختی ثابت قدمان خداپرست ومیهن خواه رسید.
ازسال1326تا1327رهبری حزب دموکرات ایران رادر استان برعهده داشتم.
مرحوم امیر توکل کامبوزیا و فرزندانشان

درسال1331مرحوم دکتر مصدق،اینجانب را به سمت مسئول حزب ایران در استان منصوب نموده بدینسان دوران پرفراز ونشیب استاد علامه کامبوزیا از زبان خود ایشان دورانی پر رنج وزحمت وتلاش است ایشان در زمان حیات خویش در زمینه سیاسی به سیاست گذشتگانی چون آیت ا...کاشانی وجمال عبدالناصراحترام می گذارد.
مرحوم کامبوزیا به سیاستمداران دینی گذشته همچون آیت الله کاشانی احترام می گذاشت

مرحوم کامبوزیا از سیاستهای اسلامی انقلاب امام خمینی شدیدا پشتیبانی می نمود ودر ارتباط با این علاقه وارشاد علاقمندان به اعلامیه ونشریات امام از هیچ کوششی فروگذار نکرده وبه همین جهت آخرین بار سال1349توسط عمال ساواک دستگیرشد. استاد بجز زبان فارسی به زبانهای عربی،فرانسه،روسی،انگلیسی وترکی تسلط کامل داشت ودر حکمت وعرفان وتفسیر،فلسفه ومنطق وبه خصوص تاریخ صاحب نظر بود چنانکه نظرش درباره تاریخ این بود که علم تاریخ از همه علوم سخت تر وازهرعلمی محتاج تر است.مطالعات وتالیفات استاد با اینکه به چندین جلد می رسد همگی به صورت مجمل وبه عقیده خودش ناقص ولی در نزد علمای بیگانه وخودی دارای ارزش فراوانی می باشند.

فعالیت های سیاسی مرحوم کامبوزیا

فعاليت‌های سياسي كامبوزيا به دو دوره زماني خاص تقسيم بندي می‌شود:

الف) از سال‌های 1300 تا 1332

در تقسيم بندي اول همانگونه كه اشاره رفت، كامبوزيا شيفته مرحوم كلنل محمد تقي خان پسيان می‌شود كه عليه استبداد داخلي – رضا خان مير پنج- پرچم مبارزه را در خطه خراسان علم نموده است. با كشته شدن وي، كامبوزيا كه به رياست تلگراف و رموزات خراسان از طرف پسيان منسوب شده بود، به دزد آب (زاهدان) مهاجرت می‌كند هر چند كه بسياري بر اين عقيده اند كه وي از سوي رضا خان تبعيد شده است.
در زمان استبداد رضاخاني (20-1304) با توجه به ايجاد خفقان توسط وي و تازه تاسيس بودن شهر زاهدان، تقريبا فعاليت سياسي خاصي از ايشان ديده نمي شود.
در زمان استبداد رضا خانی ، مرحوم کامبوزیا به زاهدان تبعید شد.

در اواخر دهه 20 كه نغمه‌های رهايي از يوغ استعمار انگليس در كشور نواخته شد، شهيد نواب صفوي توسط استبداد داخلي دستگير گرديد. مرحوم كامبوزيا در نامه‌اي به مرحوم آيت ا... كاشاني، حمايت خود را از نواب چنين عنوان داشت:

زاهدان- اول تير ماه 1327

بنده خداوند آقاي سيد ابوالقاسم كاشاني
از بازداشت سيد مجتبي نواب صفوي هيچ تاثري بر افراد مجاهد ما نخواهد بود، زيرا او به مزد خود رسيده، از خداوند اميدواريم كه شديد ترين مرحله آن نصيب ما گردد... البته اين شخص از حيث مقام با ما مساوي نيست.

شهید نواب صفوی

كامبوزيا براي خدمت به دين اسلام و كشور ايران اين بار با قبول رهبري حزب ايران كه توسط دكتر مصدق به وي پيشنهاد شده بود، به فعاليت سياسي خود ادامه داد. در پي قطع روابط ايران و انگليس كه به دنبال اختلاف بر سر ملي شدن نفت بوجود آمده بود، كامبوزيا در نامه اي خطاب به آيت ا... كاشاني چنين ابراز مسرت و شادماني نمود:

" به مژده بستن كنسول گري‌های دولت ستمگر انگليس، مفتخرم خدا را گواه دهم كه مال و قلم وزبان و جان خود و تمام فرزندان و كسانم را براي انتقام از اين دشمن بي آزرم بشريت و غلامان فرومايه او در ايران تا دم واپسين در اختيار شما گذارم."

در اين سال‌ها (دهه 1320) كامبوزيا يكي از افراد متنفذ، مقبول، موجه و صاحب امتياز در استان سيستان و بلوچستان شناخته می‌شده است. يكي از عوامل اسد ا... علم در 28\10\1330 در خصوص نفوذ كامبوزيا در ميان مردم استان( به علم) چنين گزارش می‌دهد:
" وضع زاهدان را به طور اختصار به عرض می‌رساند: شهر تقريبا صدي 30با ريگي، بقيه صدي 20به نام آقايان كفعمي و توكل كامبوزيا... است."

به دنبال كودتاي نافرجام 25 مرداد 1332 و فراري شدن شاه از كشور، مرحوم كامبوزيا طي نامه اي به دكتر مصدق، محاكمه و مجازات دسيسه كاران را خواستار می‌گردد. با انجام كودتاي دوم( 28 مرداد) و موفقيت كودتاگران كه در نهايت به بازگشت استبداد به كشور منتهي شد، مرحوم كامبوزيا نيز مانند بسيار از چهره‌های سياسي كشور براي مدتي در لاك انزوا فرو رفت و موقتا فعاليت‌های سياسي را به كناري نهاد. شايد در اين سال‌ها ( از سال 1332 تا 1342) او به دنبال رهبري می‌گشت كه با پيروي از وي راه را از بيراهه بشناسد.

ب) از سال‌های 1342 تا مهر 1353

در اين سال‌ها نهضت حضرت امام خميني (ره) آغاز به فعاليت می‌كند و مرحوم كامبوزيا به فعاليت‌های خود عليه رژيم محمد رضا شاهي وسعت می‌دهد. در سال 1342 به صورت پاره وقت به استخدام اداره راديو زاهدان در می‌آيد و اين همان فرصتي بود كه سال‌ها به دنبالش می‌گشت تا صورت واقعي رژيم را به مردم نشان دهد. بنابراين با ارائه نطق هايي عليه شاه و انتقاد از حكومت او بغض خود را می‌تركاند، هر چند كه ساواك اجازه پخش اين بغض تركيده را هيچگاه نمي دهد. در نتيجه کامبوزيا به بزرگترين سوژه ساواك در استان سيستان و بلوچستان تبديل می‌شود و از آن به بعد ساواك در نامه نگاري‌های مختلف و دستورات به منابع خود، خواستار جمع آوري اطلاعات و اخبار از كامبوزيا می‌گردد.

استدلالات و شخصيت علمي مذهبي كامبوزيا در ساواك زاهدان، كاركنان اين سازمان مخوف را مقهور خود نمود به حدي كه پس از حضور سه هفته بازداشت در نهايت با عنوان اينكه وي فردي فاضل و دانشمند است،او را آزاد نمودند!


دستگیری و آزاد شدن مرحوم کامبوزیا

به دنبال تصويب قانون كاپيتولاسيون و اعتراض حضرت امام به آن كه در نهايت به تبعيد ايشان به تركيه منجر گرديد( آبان 1343) كامبوزيا كه در صدد روشن نمودن افكار مردم و آشنا نمودن آنان با اقدام رهبرش بود، در اداره راديو سعي در تبليغ فعاليت‌ها و مواضع حضرت امام در ارتباط با كاپيتولاسيون نمود:
" واقعا ما مردم خيلي بدبخت هستيم، همه چيزمان را گرفته اند، شرفمان را، ثروتمان را، همه چيزمان را، اگريك سرباز آمريكايي در خيابان در انظار مردم به خواهرمان، به زنمان دست درازي كند، قدرت اعتراض نداريم. اينها مصونيت دارند، براي آنكه ارباب ما هستند، هيچكس نمي تواند بگويد بالاي چشمتان ابروست..."
سند تصویب کاپیتولاسیون

ادامه نوشته

ترور سردار سپاه پاسداران توسط رژیم صهیونیستی در سوریه/ عکس



سردار "حاج حسن شاطری" رئیس هیئت ایرانی ستاد بازسازی لبنان بدست مزدوران رژیم صهیونیستی، در خارج از ایران به شهادت رسید.
خبرگزاری های ایران نوشته اند قرار است جسد آقای خوش نویس به زادگاهش سمنان انتقال یابد و" پس از نمازجمعه طی مراسمی به خاک سپرده شود." خبرگزاری های ایرانی همچنین از آقای خوش نویس به نام سردار حسن شاطری نام برده و او را از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران معرفی کرده اند. در این گزارش ها همچنین آمده بود که آقای خوش نویس (شاطری) در زمان جنگ ایران و عراق در امور مهندسی جنگ و جاده سازی در مناطق جنگی فعال بوده و پس از جنگ نیز در افغانستان فعالیت داشته است.

گمنامِ گمنامِ گمنام بود.

افسران - جایزه پلیس FBI برای زنده یا مرده عماد

به فارسی سلیس و عبری مسلط بود. در مذاکرات امنیتی ایران با اعراب بعنوان مترجم حضور می یافت. طراح عملیات های سال 2000 و جنگ 33 روزه بود. تا موقع شهادتش کسی او را نمی شناخت.


گمنامِ گمنامِ گمنام بود.

23
بهمن سالروز شهادت سرباز گمنام امام زمان(عج)، شهید "عماد فائز مغنیه" (حاج رضوان) گرامیباد.

شهید عماد مغنیه معروف به حاج رضوان معاون جهادی حزب الله لبنان بود، که در بهمن ماه ۱۳۸۶ در منطقه کفرسوسه سوریه به دنبال انفجار یک خوردوی بمب‌گذاری شده، توسط سازمان‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.
مغنیه که در خانواده‌ای پنج نفره متشکل از پدر، مادر و دو برادرش به نام‌های «جهاد» و «فواد» می‌زیست، تحصیلات عالی خود را در دانشگاه آمریکایی بیروت به پایان رساند.

جهاد، برادر عماد، در سال ۱۳۶۳ در عملیات علیه اشغالگران به شهادت رسید. فؤاد نیز قربانی توطئه سازمان جاسوسی اسرائیل موساد شد و به شهادت رسید.

عماد از سن ۱۷ سالگی با سازمان آزادیبخش فلسطین همکاری مبارزاتی داشت، مدتی محافظ شخصی یاسر عرفات بود، ولی پس از حمله سراسری ارتش صهیونیستی در خرداد ماه ۱۳۶۱ به لبنان که تا بیروت پایتخت این کشور پیش رفت، پس از عقب‌نشینی و خروج نیروهای عرفات از راه بندر بیروت، از این گروه فاصله گرفت و به جنبش شیعی «افواج المقاومة اللبنانیة» که توسط امام موسی صدر و شهید دکتر مصطفی چمران بنیانگذاری شده بود، پیوست.

استعداد فراوان، از خودگذشتگی و شجاعت که از ویژگی‌های بارز او به شمار می‌آمدند، در هم آمیخته و از او شخصیتی انقلابی تمام عیار پدید آورد.

با تشکیل حزب‌الله لبنان در سال ۱۳۶۲، عماد مغنیه نیز همچون حجت‌الاسلام «سیدعباس موسوی»، دبیر کل حزب‌الله که بعدها در حمله تروریستی بالگردهای رژیم صهیونیستی به شهادت رسید و سیدحسن نصرالله، دبیر کل کنونی حزب‌الله، از جنبش امل خارج شد و در مقاومت اسلامی نقش بسزایی ایفا کرد.

شرکت او در سلسله عملیات نظامی و کارساز علیه اشغالگران صهیونیست، باعث شد تا دشمنان از او به عنوان شخص اول در نبرد با مقاومت اسلامی یاد کنند.

آن چه مسلّم است، بر خلاف آنچه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه عماد مغنیه جوّسازی می‌کنند و او را تروریستی بزرگ می‌نامند، وی تنها رزمنده‌ای خالص از مقاومت اسلامی لبنان بود که برای نجات کشورش از اشغالگران، تا پای جان مبارزه کرد و بیش از ۲۶ سال، سازمان‌های اطلاعاتی سیا و موساد را به دنبال خود کشاند. جایزه ۲۵ میلیون دلاری پلیس «اف.بی‌.آی» آمریکا برای زنده یا مرده عماد، نشان از هراس جنایتکاران و تروریست‌های دولتی از هرگونه مقاومت دارد.

از عماد مغنیه به عنوان مغز متفکر به اسارت در آوردن سربازان رژیم صهیونیستی در تابستان سال ۱۳۸۵ و همچنین فرمانده جنگ ۳۳ روزه رزمندگان مقاومت اسلامی علیه تهاجم همه جانبه اسراییل نامبرده می شود

نقش قطر در ترور مولوی زهی



در اعترافات عوامل ترور مولوی جنگی زهی آمده است که مولوی نقشبندی از وهابیون قطر بابت این ترور 800 میلیون تومان پول دریافت می کند و از عوامل این ترور درخواست میکند که ازصحنه قتل فیلمبردای کرده تا او این فیلم را به قطر ارسال کند.

جام دینی: به گزارش زاهدان پرس، در اولین سالگرد شهادت مولوی مصطفی جنگی زهی امام جمعه اهل سنت راسک بلوچستان اعترافات عوامل ترور وی نشان میدهد که کشور قطر تامینن کننده پول این ترور بوده است.

 

این ترور که با فتوا و طراحی مولوی نقشبندی – از علمای وهابی منطقه بلوچستان- صورت گرفته بوسیله فردی به نام آبادیان و همکاری مستقیم پسر مولوی نقشبندی صورت گرفته است.

 

بر طبق اعترافات فرزند مولوی نقشبندی وی بر اساس فتوای پدرش و با پرداخت 700 میلیون تومان پول به فردی به نام آبادیان و چند فرد جوان ناآگاه منجمله فرزند خودن آبادیان این ترور صورت گرفته است.

 

فرزند مولوی نقش بندی اعتراف می کند که پدرش چندین بار به کشورهای همچون قطر و امارات رفته و از وهابیون این کشورها پول برای تبلیغ و گسترش وهابیت در بلوچستان ایران دریافت کرده است.

 

در اعترافات عوامل ترور مولوی جنگی زهی آمده است که مولوی نقشبندی از وهابیون قطر بابت این ترور 800 میلیون تومان پول دریافت می کند و از عوامل این ترور درخواست میکند که ازصحنه قتل فیلمبردای کرده تا او این فیلم را به قطر ارسال کند.

 

لازم به ذکر است مولوی جنگی زهی از علمای بسیجی و وحدت طلب سیستان و بلوچستان بود که به علت پایبندی به گفتمان انقلاب، امام و رهبری یکسال قبل بعد از بازگشت از نماز جمعه توسط عوامل وهابی منطقه به شهادت میرسد.

 

گفتنی است زاهدان پرس به زودی فیلم اعترافات طراحان و عاملان ترور مولوی جنگی زهی را منتشر خواهد کرد.

نماینده پارلمان عراق در حمله انتحاری در استان الانبار کشته شد



«آیفان سعدون العیسوی»، نماینده پارلمان عراق (تصویر آرشیوی)


يک قانون‌گذاري عراقي و پنج نفر ديگر از جمله سه محافظ وي در يک حمله انتحاري در استان غربي الانبار کشته شده‌اند.


خبرگزاري فرانسه به نقل از منابع عراقي گزارش کرد، يک بمب‌گذار بازوهاي خود را دور «آيفان سعدون العيسوي»، نماينده ۳۷ ساله پارلمان عراق حلقه و سپس مواد منفجره همراه خود را منفجر کرد.

عيسوي، عضو جبهه العراقيه در زمان اين حادثه در حال بررسي يک جاده تحت احداث در جنوب فلوجه بود.
سحيب حقي، رييس دفتر پارلمانت عراق با بيان اين که «عيسوي به همراه سه محافظ خود و دو غير نظامي ديگر کشته شدند» گفت که در اين حادثه سه تن نيز زخمي شدند.

وي افزود: «زماني که وي از ماشين براي بررسي جاده فلوجه ـ اميريه خارج شد مردي آنجا بود و به سراغ وي رفت و او را در آغوش گرفت و خود را منفجر کرد.»

اين حمله دو روز پس از آن رخ داد که رفا العيسوي، وزير دارايي عراق از يک حمله ظاهرا تروريستي در همين منطقه جان سالم به در برد.

سعدون عبيد، معاون شوراي استاني الانبار گفت که عيسوي به خاطر اين که مخالف فعاليت‌هاي ضد القاعده بود کشته شد.

شوراي استاني الانبار سه روز عزاداري براي عيسوي اعلام کرد.

از دانشگاه شماره تلفنش را خواستند؛ شماره راكه داديم مشخص شد منافقين بودند/ماجراي سوال‏هاي MI6 دربار

مسئولين كشور به شهيد گفتند : شما خيالاتي شده ايد!


ایشان اصلاً محافظی نداشتند در حالی که می دانستند از سال 83 تحت تعقیب بود. دوستانشان که می رفتند خارج از کشور، 6اM انگلیس بعضی را می‌گرفتند و فقط راجع به کارهای علمی ایشان تحقیق می کردند.

مشرق- صبح یک روز دل انگیز در اسفند ماه 90 میهمان منزل شهید علیمحمدی شديم. اولین شهید راه علم در دوران ما. در دوران ما که تمام دانسته هایمان از مردانی که رفتند، خیالی بیش نبود. بهار نزدیک است و درختان بی‌جان کم کم برای نمایش شکوفه‌ها آماده می‌شوند. وارد خانه که می‌شویم حسی صمیمانه وجودمان را پر می‌کند. خانم کرمی ما را به اتاقی دعوت می‌کنند که "اتاق همسرشان" بوده‌است.جایی که شهید علیمحمدی چه گره‌هایی را وا کرده است.

اتاقی رو به حیاط با پنجره‌هایی سرتاسری رو به قبله، رو به جنوب و یک میز کار رو به پنجره. نظم کاغذها و کتاب‌ها و حتی صندلی دکتر به همان شکل است. همه چیز مهیاست که دکتر دوباره از دانشگاه برگردد و دوباره مجاهدت آغاز کند. همسر شهید پذیرایی می‌کنند و صحبت‌هایمان آغاز می‌شود. مادری مهربان روبرویمان نشسته است و قصه‌ی زندگی پدری را برایمان روایت می‌کند:


در ابتدا لطفا از آشنايي و شروع زندگی خود با شهید علیمحمدی بگوييد.
من و همسرم سال 61 ازدواج کردیم که بانی این ازدواج برادرم بود.برادر و همسرم در ستاد انقلاب فرهنگی کارمی‌کردند.همسرم در گروه فیزیک بودند و برادرم در گروه شیمی.به طرقی با هم آشنا شده بودند و ایشان فهمیده بودند که برادرم خواهری دارند و بالاخره آمدند خواستگاری.یادم هست اولین جلسه‌ی خواستگاری را که آمدند ایشان رفته بودند جبهه و مادر و زن‌دایی و خواهرشان آمدند و عکسشان را آورده بودند و گفتند که شما می پسندید یا نه. که ما هم پسندیدم و برادرم هم خیلی از خصوصیات اخلاقی ایشان را می پسندیدند.آن موقع هم من تازه دیپلمم را گرفته بودم و حدود یک هفته بود که نتیجه ی امتحاناتم را گرفته بودم و خیلی هم خواستگار داشتم. من هم تردید داشتم که بالاخره چه کار کنم برادرم به من توصیه کردند که همسرم مسعود را انتخاب کنم که خیلی صفات اخلاقی خوبی دارند و بسیار هم علاقه مند به ادامه تحصیل و علم هستند.

من یادم هست که برعکس الان که جوان ها خیلی مادی فکر می‌کنند من اصلا مادی فکر نمی کردم و دوست داشتم همسرم آدمی روشنفکر و تحصیل کرده باشد. خوب طرز تفکر یک آدم تحصیل کرده خیلی متفاوت است با آدمی که همینطوری در یک شغلی مشغول هست و به دنبال پول درآوردن است. آن زمان هم کمتر کسی وارد دانشگاه می‌شد. برعکس الان که از هر طیفی دوست دارند که وارد دانشگاه بشوند.

الان بیشتر به اجبار خانواده‌ها بچه ها وارد دانشگاه می شوند ولی آن زمان هرکسی که واقعا مایل بود دانشجو می شد به همین خاطر دانشجوها خیلی درسخوان‌تر بودند. همسر من هم از دانش آموزان برجسته‌ی زمان خودش بود.برای همین دانشگاه شیراز قبول شده بودند. آن زمان دانشگاه شیراز دانشگاه بسیار معتبری بود.حتی بهتر از شریف! اساتید خیلی خوبی داشت و هرکس که وارد دانشگاه شیراز می شد نباید در دوران دانش آموزی حتی یک درس را هم تجدید می شد. 

همسر من هم این ویژگی را داشت و آنجا قبول شد. خودشان می گفتند دومین انتخابم بود.


در دانشگاه شیراز هم دروس کاملاً به زبان انگلیسی تدریس می شد و هردانشجویی باید 6 ماه دوره‌ی زبان انگلیسی می گذراند. ایشان می گفتند ترم اول برایم خیلی سخت بود. ولی خوب چون آدم خیلی باهوش و کوشایی بودند - خیلی کوشا بودند- موفق شدند. که البته ادامه‌ی تحصیلشان مقارن شد با انقلاب فرهنگی و ایشان در ستاد انقلاب فرهنگی مشغول به کار شدند. 22 مهر 61 ازدواج کردیم و فروردین 62 دانشگاه ها باز شدند.

مي‌گفت 50 سال ديگر را ببين

یک دوره ای هم رفتند جبهه که همان زمانی بود که آمدند به خواستگاری من. آنجا هم یک بیماری سختی گرفتند؛ ناراحتی معده داشتند و بدنشان خیلی حساس بود. من همیشه بهشان می گفتم که شما چون یکی یه دونه بودید لوس بارتان آوردند! به همین دلیل ایشان برگشتند از جبهه و بعد از این ماجرا هم دیگر پدرشان اجازه نداده بودند که ایشان برگردند جبهه. البته ایشان معتقد بودند همه‌جا سنگر است. حتی آن مغازه هم برای کاسب سنگر است. مخصوصاًآن زمان که زمان جنگ بود که همه چیز سهمیه بندی بود و خیلی ها به اصطلاح زرنگ بازی در می آوردند و اجناس را احتکار می کردند و الان هم می‌کنند، آن کاسب اگر کارش را درست انجام بدهد مغازه برایش سنگر است.

ایشان خیلی آینده نگر بود.‌‌ همیشه به من می گفت منصوره الان را نبین، 50 سال دیگر ما نیستیم و این نفت بالاخره تمام می شود. جهان دارد به سمت خشکسالی می رود و چند سال دیگر ما دچار بحران آب می شویم و همه‌ی اینها یک جایگزین می خواهد که جز کارهای علمی راه دیگری وجود ندارد و دیگر آن موقع ابر قدرت‌ها حتی می توانند ما را به خاطر یک لیوان آب تحت فشار قرار بدهند.


لیسانسشان که تمام شد برای فوق لیسانس آمدند شریف آزمونش را دادند و قبول شدند و هم‌زمان بورسیه شدند برای خارج کشور. من خودم خیلی اصرار داشتم که برویم خارج کشور بهشان می گفتم آنجا بهتر می توانید پیشرفت کنید. ولی ایشان قبول نمی کردند. می گفتند من تحقیق کردم اساتیدی که من می خواهم با آنها کار کنم کمتر از اساتید آنجا نیستند. چه دلیلی دارد که ما به آنجا برویم؟ خلاصه از شیراز آمدیم تهران.

آقای دکتر اهل کجا هستند؟

مادرشان تهرانی الاصل هستند و پدرشان اهل کن بودند. هر کس ازشان می پرسید اهل کجا هستید می گفتند انتهای همت! همیشه به شوخی به من می گفتند شما دهاتی ها آمدید تهران را گرفتید! من خودم اهل تویسرکان همدان هستم.

ایشان فکر می کنم دوره ی فوق لیسانسشان شاگرد اول شدند. دکترایشان هم همینطور. اولین فارغ التحصیل رشته‌ی فیزیک هم بودند ایشان.

بعد بهشان پیشنهاد شد که بروند و دانشگاه اراک تدریس کنند ولی قبول نکردند و گفتند که من می خواهم در دانشگاه های معتبر مشغول بشوم تا بتوانم کاری انجام بدهم و خودم هم رشد علمی داشته باشم. خودشان دوست نداشتند دانشگاه شریف تدریس کنند. می گفتند که من نمی توانم آنجا پیشرفت زیادی داشته باشم چون اساتید خودم آنجا هستند و من نسبت به آن ها خیلی باید خضوع و خشوع داشته باشم و شاید به خوبی نتوانم ایرادات کار را مطرح کنم.

اساتيدي كه شب را در كلاس‌ها مي‌خوابيدند

ابتدا رفتند دانشگاه تربیت معلم، بعد از مدتی یکی از دوستانشان دعوت کردند برای کار در دانشگاه تهران و ایشان هم پذیرفتند. البته برای طرحشان هم دو ترم رفتند دانشگاه اردبیل.

یکی از دوستانشان بعد از شهادت دکتر علیمحمدی برای من تعریف کردند که زمانی که دکتر علیمحمدی در دانشگاه تهران مشغول به کار شدند وضعیت فیزیک دانشگاه خیلی بد بود طوری که برای دروس تخصصی استاد از تبریز می آوردند و این اساتید شب را در کلاس های دانشگاه سپری می کردند تا صبح حرکت کنند به سمت تبریز. این ماجرا مربوط به سال 71-72 بود.


ایشان تا وارد دانشگاه شدند شروع کردند به جذب دکترهای جوان. معتقد بودند استاد ضعیف نباید وارد دانشگاه بشود و این را نوعی خیانت به دانشجویانی که به سختی وارد دانشگاه می شدند می دانستند. معتقد بودند که همه جا باید استانداردها رعایت بشود و خودشان هم یک استانداردهایی داشتند که در مقالاتشان، کلاس‌های درسشان و نمره دادن هایشان رعایت می‌کردند.

نگاه دکتر به مردم کوچه و بازار چطور بود؟

همسر من بسیار آدمی خاکی بود. یادم هست که ایشان بعد از تحصیلاتشان در مرکز تحقیقات فیزیک نظری مشغول شدند. آن مرکز یک باغبانی داشت به نام علی آقا. یک روز آقای دکتر برگشتند منزل من دیدم که تعداد خیلی زیادی گردو در ماشین ایشان پخش شده. ازشان پرسیدم که این گردو ها از کجا مده و چرا این طور پخش شده است؟ ایشان گفتند که موقع برگشتن از مرکز علی آقا گفته بودند که شیشه‌ی ماشین را بکشید پایین. من هم همین کار را کردم و علی آقا این گردوها را می ریزند داخل ماشین و می گویند که این گردوها مال شماست. شما برای ما خیلی با بقیه فرق می کنید. ایشان هم گفته بودند که نه من هم مثل بقیه هستم. علی آقا جواب داده بودند که آخر شما تنها دکتر اینجا هستید که به من سلام می‌کنید.

خیلی به بزرگترها احترام می گذاشتند و اگر هم می‌دیدند یکی از دکترها برخورد بدی دارد، برخورد می کردند. می گفتند که اطرافیانم همیشه به من می گویند که دوست و دشمنی تو برای ما روشن است. چون هر وقت ایرادی در کار ما می‌بینی بی‌رو‌دربایستی می‌گویی.

نگوييد دكتر، من همان مسعودم

خیلی به مسائل طهارت اهمیت می دادند. یک دمپایی گذاشته بودند در دفترشان که موقع وضو گرفتن از دمپایی استفاده می کردند. تعریف می کردند یک روز یکی از همکارانم به من گفت می بینید آقای دکتر فلانی چه بد لباس می‌پوشند و شروع کردند به توصیف ایشان که من متوجه شدم ویژگی‌های من را می‌گویند و منظورشان من هستم! من هم البته به ایشان چیزی نگفتم. بله ایشان کار خودشان را می‌کردند و می‌گفتند که خوب این هم نظر ایشان است و بهشان احترام هم می‌گذاشتند.


برادرمن کانادا بودند. چون به هم دسترسی نداشتیم یادم هست که هرکس که می خواست سفر کند به خارج کشور ما فیلمی ضبط می کردیم و خودمان صحبت می کردیم و فیلم را می دادیم به آن فرد تا به دست برادرم برساند. چند وقت پیش یکی از این فیلم ها را می‌دیدم که مربوط به حدود سال 87،‌88 بود. مادرم ایشان را آقای دکتر خطاب کردند که ایشان گفتند دکتر نه؛ دکتر مال محل کار هست. من همان مسعودم. خیلی خاکی بودند.

شما فکر می‌کنید چرا ایشان به عنوان اولین دانشمند شهید ایران هدف گیری شدند؟

من همه جا گفتم همسر من یک عاشق واقعی بود. بسیار برای امام و خون شهدا ارزش قائل بود. من خودم گاهی از بعضی اتفاق‌ها گله می‌کردم ایشان همیشه به من می‌گفتند که مواظب باش، برای این انقلاب خون ریخته شده، مبادا به بی‌راهه بروی. عاشق پیشرفت وطنش بود و از لحاظ علمی هم بسیار برجسته. خوب مسلما چنین آدمی خیلی کارها می‌تواند بکند.

ایشان برای ساخت شتاب‌دهنده که سفر کرده بودند به اردن (این شتاب دهنده ابتدا قرار بود در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی در ایران ساخته بشود که به دلایلی نشد). یکی از دانشمندان اسرائیلی با ایشان صحبت می‌کند و پیشنهادی به ایشان می دهد که شما و ما هرکدام یک قسمتی از ساخت شتاب‌دهنده را برعهده بگیرد و هزینه اش را هم متقبل بشود. چون که در خاورمیانه که قرار بود در پروژه سزامی شریک باشند این دستگاه بیشتر به درد ایران و اسرائیل می‌خورد تا بقیه. ایشان هم موافقت کرده بودند.

به ایران که برگشتند و این موضوع را تعریف کردند. من از ایشان پرسیدم حالا به نظر شما دولت این هزینه را پرداخت می‌کند؟ ایشان گفتند که باید بکند. من به هر زحمتی که شده این هزینه را می‌گیرم و بعد بهشان گفتم که اصلاً توانایی ساخت این قسمت از شتابدهنده را دارید؟ ایشان گفتند باید بتوانیم. ماباید ساختش را یاد بگیریم تا بتوانیم خودمان یکی از این شتاب‌دهنده‌ها را در ایران بسازیم.


می گفتندکه فرض کنید ده سال مردم ما پنیر نخورند.ما پنیر وارد نکنیم.چه اشکالی دارد؟ چه اتفاقی می افتد ما پنیر خوردن یادمان برود؟ ولی اگر مسئولین برای این طور کارهای علمی هزینه کنند 50 سال آینده‌ی فرزندان همین آدم‌هایی که الان به فکر پنیر و نان و چلو کباب خودشان هستند تامین می شوند.

پس به نظر شما از همین ماجرا ایشان شناسایی و هدف گیری شده بودند؟

نه. به قول مسولین دشمن یک پازل دارد. جاهای مختلف را تست می کند. ایشان زودتر از این‌ها شناسایی شده بود.

در اولین لحظات بعد از حادثه به چه فکر می‌کردید؟ ذهنتان به سمت چه کسی معطوف شد؟

حقیقتاً آن ساعت من خیلی گنگ شده بودم. همسرم چند سال قبل از شهادتش به من شماره تماس یکی از دوستانش را داده بود و گفته بود که اگر برای من اتفاقی افتاد، حتی قبل از اینکه پلیس را مطلع کنی ایشان را در جریان بگذار. آن زمان من به قدری گنگ شده بودم که اصلاً متوجه موتور نشده بودم. بعدها که تصاویر را دیدم متوجه شدم که موتوری هم بوده. از روی شیشه ها راه می رفتیم و اصلاً متوجه نمی‌شدیم.

من ایشان را تا دم راهرو بدرقه می‌کردم. ایشان هم ماشینشان را از حیاط بردند بیرون. برگشتند داخل که ظرف غذایشان را از من بگیرند. در ماشین و در حیاط باز بود. غذایشان را گرفتند و رفتند از لای در هم یک نگاهی به من کردند و خداحافظی کردند. در حیاط را که بستند بمب منفجر شد. من آن لحظه فکر کردم لابد زلزله آمده. چون شیشه‌های پنجره هم روی سرم می‌ریخت. دخترم گریه کنان از اتاقش بیرون آمد و گفت چه اتفاقی افتاده؟

من همینطور چشمم به در خشک شده بود. در هم به خاطر موج شدید انفجار از جا کنده شده بود.که دیدم دود از ماشین بلند شد. فقط بهش گفتم: بابات... اصلاً فکر نمی کردم بمب باشد. 

سراسیمه دویدیم. دیدم لب ماشین نشسته. دو دستش روی رکاب ماشین بود و پیشانیش هم بین دو دستش در حالت سجده. از پشت کاملاً سالم بود. چند بار صدا کردمش: مسعود، مسعود جان.کشیدمش توی بغلم دیدم که لباسش کاملا پاره شده. سرش را گرفتم تو سینه ام تا به صورتش بزنم و به هوش بیاید دیدم که یک قسمتی از سرش کاملاً خالی شده. یعنی اصلاً هدف گیری روی مغزش بود. آنجا دیگر متوجه شدم که همه چیز تمام شده است.

گفتند چيزي نيست، خيالاتي شديد!

ایشان اصلاً محافظی نداشتند و منزل تحت حفاظت نبود در حالی که می دانستند ایشان از سال 83-84 تحت تعقیب بود. دوستانشان که می رفتند خارج کشور MI6انگلیس بعضی را می‌گرفتند بعضی ها را 24 ساعت بعضی ها را 48 ساعت فقط راجع به کارهای علمی ایشان تحقیق می کردند. دوستانشان هم می آمدند و اطلاع می دادند به آقای دکتر و ایشان هم به مسئولین می‌گفتند ولی همچنان ایشان بدون محافظ بود.


یکی از دوستانشان را که MI6 در ایتالیا گرفته بود، تهران که برگشتند ماجرا را برای آقای دکتر تعریف کردند و گفتند که فقط راجع به شما ازمن سوال می‌کردند و من هم همه چیز را انکار کردم و می‌گفتم که شما را نمی‌شناسم. آقای دکتر هم بهشان گفتند این دفعه اگر آمدند بگویید که من را می شناسید ولی خوب از کارهایی که دارم می کنم اطلاعی ندهید. چون به هر حال آن ها که از کارهای من مطلع هستند حتما از رابطه‌ی خانوادگی ما هم خبر دارند.

ما سال 87 هم مکه بودیم. یک روز که برای طواف رفته بودیم موقع بازگشت همسرم به من گفت برنگرد زیاد نگاه نکن. آن آقایی که فلان شکلی هست من را تعقیب می‌کند و از من هم دائم فیلم گرفته. بعد موبایلشان را دادند به من چون خیلی شماره تماس در آن بود که نباید دست کسی بیفتد. اگر من را بردند شما مواظب بچه‌ها باش. که بعد از ماجرا کمتر از هتل خارج می‌شدند. این اتفاق را هم برای مسولین تعریف کردند که مسولین گفتند نه شما خیالاتی شده‌اید!

شهریور سال 88 بود که آقایی تماس گرفتند منزل و گفتند که از دفتر آقای دکتر رهبر تماس می‌گیرند و آقای رهبر کار فوری با ایشان دارند. آقای دکتر شماره تماس جدیدشان را به ما داده‌اند ولی ما متاسفانه گم کردیم. اگر امکان دارد شماره جدیدشان را به ما بدهید. آن موقع آقای دکتر در هیئت ممیزی دانشگاه تهران مشغول بودند و شماره تماسشان هم چون لو رفته بود یک شماره‌ی جدید گرفته بودند. من هم شماره را بهشان دادم. عصر که همسرم برگشت، ازشان پرسیدم از دفتر دکتر رهبر با شما تماس گرفتند؟ چه کاری با شما داشتند؟ گفتند پس کار شمابود؟! پرسیدم چه کاری؟ چه اتفاقی افتاده؟ گفتند چیزی نیست منافقین بودند چند تا سوال هسته‌ای پرسیدند من هم جوابشان را ندادم و تلفن را قطع کردم. باز این مسئله را هم اطلاع دادند به مسولین.

ده روز قبل شهادتشان هم یک شب ایمیلشان را چک می کردند دیدند یک ایمیلی فرستاده‌اند. به من نشان دادند و گفتند اینها همه مدارک هسته‌ای ایران است. فرستاده‌اند و گفته‌اند که نظرت را راجع به اینها بگو. بعدها من دیدم در یک شبکه ماهواره‌ای با افتخار همان مدارک را منتشر کردند، مدارک خیانتشان را. ایشان هم این ایمیل را فرستادند برای دوستانشان.

فکر می‌کنید فضای سال 88 و ناامنی های ناشی از آن روی این ماجرا تاثیر داشت؟

نمی‌شود این‌طور گفت كه به دلیل مسائل 88 مسئولین غافل شدند.آن کسی که آمده و موتور را خریداری کرده، موقعی که قرار بوده موتور را به نامش کنند،آن آقا می گوید که من یادم رفته شناسنامه‌ا م را بیاورم و 30 هزار تومان ناقابل به محضردار می‌دهد تا راضی بشود و بدون شناسنامه موتور به نامش بکند. آن فرد هم یک اسم جعلی گفته بود که رفتیم تحقیق کردیم دیدیم یک آقای دکتری بودند که اصلاً ربطی به این ماجراها نداشتند. به طرز خیلی مشکوکی آن فرد می‌گوید موتور را تا سر خیابان بیاورید، آنجا یک نفر موتور را از شما تحویل می‌گیرد. ببینید این همه اتفاقات مشکوک ولی هیچ کس اصلاً شک نمی کند. کاملاً به شکل سلولی عمل کردند.

شما خودتان بمب گذار را دیدید؟

بله قبل از محاکمه رفتم زندان اوین. او که فقط گریه می‌کرد و می‌گفت حلال کنید. من هم گفتم شما مگر جایی هم برای حلال کردن گذاشته اید؟

به عنوان سئوال آخر چرا بعضی از اساتید ما علمشان نافع نیست و بعضی ها برعکس مثل این شهدای هسته‌ای این‌قدر برکت از کارشان جاری می‌شود؟

همسرم همیشه می گفتند شما هر کاری را برای خدا انجام بدهی هم احساس بهتری داری هم موفق‌تری. برای خدا سلام کن برای خدا به گل‌ها آب بده. در همه چیز خدا را در نظر داشت. به نظر من علت شهادتش هم همین خلوص نیتش بود. آدمی معمولی بود. مثل من مثل شما. نمازش هم حتی گاهی دیر می شد! من گاهی با اقوام کدورتی داشتم نمی آمدم جایی. ایشان می گفتند شما به خاطر آن آدم نیا، به خاطر خدا بیا. این جوری احساس بهتری خواهی داشت.

نماز را روی جانماز شهید می‌خوانیم. جانماز مخمل قدیمی سبز رنگی که شهید سالها رویش قامت بسته است و به سجود نشسته است روی سنگ گرد کوچکی که به جای مهر پیشانی بر آن می ساییده که پاکیزه بماند و صیقلی. دعا می‌کنیم برای همه‌تان که دعای همسر شهید در حقتان مستجاب شود. که روزی برسد که نام شما، نام کشورمان را پرآوازه کند.

منبع: نشريه دانشجويي ريان

ده‌ها کشته و زخمی در عملیات‌های تروریستی امروز پاکستان

مهاجمان مسلح، یک مسلمان شیعه را در پاکستان ترور کردند
تصویری آرشیوی از مسلمانان شیعه در پاکستان که علیه کشتار شیعیان تظاهرات کرده‌اند


مردان مسلح در پاکستان، يکي از شخصيت‌هاي برجسته شيعيان را در ایالت پنجاب واقع در شرق اين کشور، ترور کرده‌اند.


به گفته منابع محلي، مالک مختار حسين، از سازمان‌دهندگان فعاليت‌هاي مذهبي شيعيان روز دوشنبه به ضرب گلوله شش مرد مسلح به قتل رسيد.

دو نوجوان نيز در اين حمله که هدف آن برگزاري مراسم اربعين حسيني، چهلمين روز شهادت سالار وسرور شهيدان امام حسين (ع) بود، زخمي شدند.

يکي از شاهدان عيني گفت ، «حسين چندين بار از جمله از ناحيه سر هدف شليک گلوله قرار گرفت.»

تا کنون هيچ فرد يا گروهي مسئوليت اين ترور را بر عهده نگرفته است.

با اين حال، شيعيان منطقه «چينوت»، هويت يکي از مهاجمان را رهبر سابق سپاه پاکستان شناسايي کرده‌اند.

گروه موسوم به سپاه صحابه در دو دهه اخير، حملات تروريستي بسياري را عليه شيعيان اجرا کرده‌است

۳۰ دسامبر ۲۰۱۲ نيز، بمبي در مسير سه اتوبوس حامل زائران شيعه در منطقه «مستانگ» واقع در ۳۰ کيلومتري جنوب کويته در استان بلوچستان منفجر شد. دستکم ۲۰ زائر که براي زيارت عازم ايران بودند، در اين انفجار کشته شدند.

بان کي مون، دبير کل سازمان ملل با محکوم کردن اين حمله از افزايش خشونت در پاکستان ابراز نگراني کرد.

سخنگوي بان کي مون، ۳۰ دسامبر در بيانيه‌اي اعلام کرد،« دبير کل سازمان ملل متحد با ابراز نگراني از گسترش خشونت‌ها در پاکستان، به ويژه خشونت‌هايي را که در آنها اقليت‌هاي مذهبي مورد هدف قرار مي‌گيرند،محکوم مي‌کند.»

گروه‌هاي شبه نظامي طرفدار طالبان درسال‌هاي اخير در بسياري از خشونت‌ها عليه شيعيان در پاکستان دخالت داشته‌اند.در سال ۲۰۱۲ ميلادي، صدها شيعه در پاکستان کشته شدند.

رهبران شيعه در پاکستان از دولت اسلام آباد خواسته‌اند تا با تشکيل يک کميته قضايي در خصوص کشتار شيعيان در اين کشور تحقيقات لازم را آغاز کند.

بر اساس گزارش ديده بان حقوق بشر، دولت پاکستان در توقف خشونت عليه شيعيان که حدود ۲۰ درصد از جمعيت حدود ۱۷۰ ميليوني اين کشور را تشکيل مي‌دهند، ناموفق بوده است.

خبرگزاری فارس: در دو عملیات تروریستی که امروز در پاکستان صورت گرفت، چندین نفر کشته و زخمی شدند.

خبرگزاری فارس: ده‌ها کشته و زخمی در عملیات‌های تروریستی امروز پاکستان

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه «ایندین تایمز»، انفجار بمب در شهر کراچی پاکستان به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن دهها نفر دیگر منجر شد.

بر اساس گزارشهای تلویزیونی، این انفجار در یک بازار مبلمان پر ازدحام در کراچی صورت گرفت.

شاهدان عینی گزارش داده‌اند هدف این بمبگذاری، یک اتوبوس در حال حرکت بود.

گزارشها حاکی از آن هستند که 13 نفر در این بمب‌گذاری زخمی شدند که به بیمارستانی در همان حوالی منتقل شدند.

در همین راستا، گزارش شده صبح امروز نیز چند فرد مسلح در استان « خیبر پختونخواه» پاکستان به یک خودروی ون حمله کرده و 5 معلّم زن و دو نفر دیگر را به قتل رساندند.

بشیر احمد بلور وزیر ارشد ایالت خیبر پشتونخواه پاکستان توسط طالبان کشته شد



یک بمب گذار انتحاری مواد انفجاری حامل خود را در جلسه حزب "عوامی نیشنل پارتی" پاکستان انفجار داده است و علاوه بر بشیر احمد بلور وزیر ارشد ایالت خیبر پشتونخواه این کشور، پنج تن دیگر را کشت.

به گزارش پایگاه بین المللی همکاریهای خبری شیعه (شفقنا) به نقل از بخدی؛ بشیر احمد بلور ده سال پیش، وزیر اعلای صوبه سرحد پاکستان بود و در حکومت ائتلافی با حزب مردم پاکستان به عنوان وزیر خط آهن این کشور برگزیده شد بشیر احمد بلور ده سال پیش، وزیر اعلای صوبه سرحد پاکستان بود و در حکومت ائتلافی با حزب مردم پاکستان به عنوان وزیر خط آهن این کشور برگزیده شد

میا افتخار حسین وزیر اطلاعات ایالت خیبر پشتونخواه پاکستان گفت: "بشیر احمد بلور در حالی سخنرانی بود که مورد حمله انتحاری قرار گرفت و کشته شد."
آقای افتخار حسین می گوید که بیش از بیست تن بر اثر این انفجار زخمی شدند.
این رویداد حوالی ساعت هفت شام امروز در شهر پشاور در منطقه مشهور "قصه خوانی پشاور" در جلسه رسمی حزب عوامی نیشنل پاکستان رخ داده است.
گروه طالبان  پاکستانی مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است.

بشیر احمد بیلور برادر غلام احمد بیلور وزیر راه آهن پاکستان است . این وزیر پاکستانی پیش از این در اظهاراتی برای قتل کارگردان فیلم توهین آمیز به ساحت مقدس و نورانی پیامبر اکرم (ص) پاداش 100 هزار دلاری تعیین کرده بود.

بشیر احمد بلور ده سال پیش، وزیر اعلای صوبه سرحد پاکستان بود و در حکومت ائتلافی با حزب مردم پاکستان به عنوان وزیر خط آهن و در این اواخیر به وزارت ارشد ایالت خیبر پشتونخواه این کشور برگزیده شد.

پیشتر، آقای بلور برای مرگ جویل آساج کشیشی که فیلم توهین آمیز به پیامبر اسلام را نشر کرد، صد هزار دالر جایزه تعیین کرده بود.
این موضوع بحث های زیادی را در پاکستان ایجاد کرد و حتی حکومت این کشور در برابر اظهارات بشیر احمد بلور واکنش نشان داد.
روز گذشته، بشیر احمد بلور در مصاحبه با رسانه های پاکستان گفت که هیچ ترسی از تروریزم ندارد و به گفته او اگر زمان مرگ فرا برسد در خانه هم خواهد مرد.

بلور در این مصاحبه به شدت از عملکرد برخی از گروهای "تندرو" انتقاد کرد و خواستار بسیج احزاب پاکستان در برابر تروریزم و گروهای تندرو شد.

با این حال، میا افتخار حسین وزیر اطلاعات ایالت خیبر پشتونخواه پاکستان می گوید که حمله به هدف جان بشیر احمد بلور و اعضای حزب نیشنل پاکستان صورت گرفته است.
افتخار حسین گفت: "حداقل پنچ عضو ارشد حزب عوامی نیشنل به شمول سکرتر "خاص" بشیر احمد بلور در بین کشته شدگان هستند."
او تایید کرد که وضع در منطقه و در دفتر مرکزی حزب اضطراری است و تا هنوز به طور دقیق رقم قربانیان و زخمی ها معلوم نیست.


احسان الله احسان، سخنگوي طالبان نيز در گفت وگو با بي بي سي مسئوليت اين حمله را بر عهده گرفت.

رئیس اداره امنیت افغانستان در یک سوء قصد مجروح شد

اسدالله خالد، رئیس اداره امنیت افغانستان
 
 
 
اسدالله خالد، رئيس اداره امنيت افغانستان، در يک سوء قصد پس از چند حادثه انفجار بمب در مهمان‌خانه‌هاي او در کابل مجروح شده است.

به گزارش خبرگزراي اسوشيتد پرس، رئيس اداره امنيت ملي افغانستان روز پنج‌شنبه (۱۶ آذر، ۶ دسامبر) در پي حمله تروريستي از بخش پاييني بدن آسيب ديد.

بر اساس گزارش‌ها، خالد از مهمان‌خانه‌هاي خود براي برگزاري نشست‌هاي خصوصي استفاده مي‌کرد و اين مکان‌ها را به جاي ساختمان امنيت ملي ترجيح مي‌داد.

همچنين بر اساس گزارش‌ها، خالد پس از حادثه بي‌درنگ به بيمارستان منتقل شد.

در همين حال، خبرگزاي شينهوآ چين به نقل از يک مقام امنيتي افغان حال خالد را مناسب گزارش داد، اما يک ديپلمات غربي به خبرگزاري فرانسه گفت که وی در اين حمله «به شدت آسيب ديده است.»

هنوز هيچ فرد يا گروهي مسئوليت اين حمله را بر عهده نگرفته است.

خالد که پيشتر وزير امور قبيله‌اي و مرزي و والي دو ولايت افغانستان بود، با وجود انتقادهاي شديد گروه‌هاي حقوق بشري غربي، ماه سپتامبر به عنوان رئيس سرويس اطلاعاتي افغانستان منصوب شد.

حامد کرزي، رئيس جمهور افغانستان، ماه اوت خالد را براي رياست اداره امنيت ملي معرفي کرد و نمايندگان افغان نيز به وي راي دادند.

عفو بين‌الملل نيز تحقيق درباره نقش خالد را در پرونده‌هاي مربوط به شکنجه و کشتارهاي غيرقانوني در زمان مسئوليت وي به عنوان والي ولايت غزني از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ و والي قندهار از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ خواستار شده است.

همچنين، اين نهاد بين‌المللي خالد را به ارتباط با انفجار خودرويي که در آوريل سال ۲۰۰۷ به کشته شدن پنج تن از کارکنان سازمان ملل منجر شد، متهم کرده است.

ادواردو آنیلی که بود؟ / ردپای صهیونیست‌ها در یک قتل

در بازگشت از حرم امام رضا(ع) از او پرسیده بودند که از امام چه خواستی؟ وی گفته بود: «از او خواستم قلب پدرم را نسبت به من مهربان کند.» در سفر مشهد دوستانش او را به کوه‌سنگی هم می‌برند. ادواردو پس از مشاهده تفریحگاه‌های بسیار در مشهد می‌گوید: «در ایتالیا شهری بود که به عنوان مرکزی مذهبی شناخته می‌شد، کسانی که مخالف آن محل مذهبی بودند، کوشیدند تا با پدید آوران تفریحگاه‌های بسیار پیرامون شهر، چهره شهر را دگرگون کنند و شما مراقب باشید که مشهد را تنها با نام امام رضا(ع) بشناسند

به گزارش نیمروز به نقل از فردا،  ادواردو آنیلی تا 10 - 15 سال پیش شخصیت ناشناختهای برای ایرانیان بود. بیشترین خبری که در اینباره شنیده بودند این بود که مالک باشگاه فوتبال مطرح یوونتوس یک میلیاردر ایتالیایی به نام آنیلی است. اما با شهادت ادواردو برخلاف میل و تصور دشمنان او، نام و آوازهاش جهانی شد و در ایران برای او مجالس زیادی برگزار کردند، فیلم ساختند و کتاب نوشتند. ماجرای مسلمان شدن، پذیرش تشیع، سفر به ایران و دیدار با محبوبش امام خمینی و سرانجام مبهمی که پیدا کرد، همه در رسانه‌ها مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه گزیده‌های مهمی را در رابطه با او می‌خوانید.

 ادورادو آنیلی و خانواده‌اش که بودند؟

جیوانی آنیلی، پدر کاتولیک ادواردو یکی از پولدارترین و بانفوذترین افراد ایتالیا است. مادر ادواردو یک پرنسس یهودی بود. درآمد سالیانه خانواده آنیلی بیش از 60 میلیارد دلار تخمین زده می شود. بسیاری از اطرافیان ادواردو بر این باورند که ازدواج یک زن یهودی با خانواده آنیلی اتفاقی نبوده است. پس از این ازدواج، یکی از عموهای ادواردو فوت می­ کند. نکته جالب دیگر این است که خواهر ادواردو نیز با یک خبرنگار یهودی به نام "الکان” ازدواج میکند و از او چهار بچه دارد. بدین ترتیب به نظر می­ رسد پیوند این خانواده با صهیونیست­ ها محکم و محکم ­تر می­ شد

 

ادواردو آنیلی در 9 ژوئن 1954 در نیویورک متولد شد. ادواردو پس از اتمام تحصیلاتش در کالج آتلانتیک، برای ادامه تحصیلاتش در زمینه ادبیات مدرن و فلسفه شرق به دانشگاه پرینستون رفت. وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای مطالعه عرفان و مذاهب شرقی به کشورهای هند و ایران سفر کرد و در جریان سفرش به کشورمان با آیت­ الله خمینی دیدار کرد و به اسلام و تشیع گروید.

 

ادورادو و اسلام

ادواردو دانشجوی فلسفه ادیان در دانشگاه معروف "پرینستون ” نیویورک بود. خودش هم متولد نیویورک بود. او انجیل و تورات را خوانده، اما این‎‎ها او را قانع نکرده بود. در 20 سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه چشمش به قرآن افتاده و چند آیه از آن را میخواند و احساس میکند این نمیتواند کلام بشر باشد. قرآن را کامل میخواند و تصمیم میگیرد مسلمان شود؛ بدون اینکه نیاز به مشورت با کسی را احساس کند. به یک مرکز اسلامی در نیویورک میرود و آنجا میگوید من میخواهم مسلمان شوم، شهادتین را میگوید و آنجا نامش را "هشام عزیز ” میگذارند.

دکتر قدیری ابیانه که از نزدیک ترین دوستان ادورادو آنیلی بود، درباره رابطه خودش با او و همچنین شیعه شدن ادواردو اینگونه می گوید: «در دهه فجر انقلاب و در شهریور ۱۳۵۸ بهعنوان رایزن مطبوعاتی مشغول به کار در سفارت ایران در ایتالیا شدم؛ در حالیکه هنوز دانشجو بودم.

شش ماه قبل از جنگ ایران و عراق در فروردین ۱۳۵۹ من را دعوت کردند برای شرکت در مناظرهای با مسئولین مطبوعاتی سفارتخانه‎‎های آمریکا، عراق، یک خبرنگار ایتالیایی و یک مجری در شبکه دو تلویزیون ایتالیا. این زمانی بود که بهخاطر مسئله گروگانگیری‎‎ها اخبار ایران در اوج رسانه‎‎ها بود.

گفتم حاضر به مناظره با دیپلماتهای آمریکا نیستم، مگر اینکه هر دو طرف بهعنوان خبرنگار برویم. عنوان برنامه بهنظرم "بحران خلیجفارس، خطری برای جهان ” بود.

من آن مناظره را اینگونه آغاز کردم: به نام خداوند بخشنده مهربان و به نام خداوند قویتر از ناوهای آمریکا

و بعد گفتم من این عنوانی را که شما برای برنامه انتخاب کردید، قبول ندارم. من میگویم "سلطهگری آمریکا خطری برای جهان ” و مناظره را شروع کردم.

من پیروز مطلق این مناظره بودم. بر حسب اتفاق، ادواردو این مناظره را دیده و خوشش آمده بود. یک هفته بعد ادواردو آمد منزل ما، با یک موتورسیکلت گازی دست دوم، بدون اینکه خودش را معرفی کند؛ به نگهبان در منزل ما که ایتالیایی بود، گفته بود میخواهم آقای "قدیری ” را ببینم. در آن زمان من خیلی مشغله داشتم. برای همین گفتم به او بگویید فردا به سفارت بیاید تا با هم صحبت کنیم. ولی چون ممکن بود در آنجا او را بشناسند، نمیخواست به آنجا بیاید. بنابراین پیغام داد به قدیری بگویید خداوند هر در بستهای را میگشاید و من به محض گرفتن این پیغام گفتم، او را به داخل راهنمایی کنید. به استقبالش رفتم.

او جوان قدبلندی بود. خواستم خودش را معرفی کند. گفت من ادواردو آنیلی هستم. من بدون آنکه انتظار جواب مثبتی داشته باشم، پرسیدم شما با آن خانواده معروف آنیلی نسبتی دارید؟ گفت بلی، من پسرش هستم. گفتم تو اگر واقعا پسر آنیلی هستی پس چرا با این موتور دست دوم آمدهای؟ گفت این مال نگهبانمان است و من با این آمدهام تا شناخته نشوم. من مصاحبه شما را دیدم و مسلمان هستم. گفتم چه زمان مسلمان شدی؟ گفت چهار سال قبل. شرح مسلمان شدنش را گفت.

میخواست که با هم دوست باشیم. از آن به بعد هر وقت که به شهر رم میآمد – منزلش در شهر تورینو بود – به من هم سر میزد. بعد از چند جلسه که با هم بودیم، شیعه شد. وقتی برایش راجع به تشیع توضیح دادم، خوشش آمد. بعد از شیعه شدن و ذکر شهادتین در نزد آقای فخرالدین حجازی، نام او را "مهدی ” گذاشتیم.

بار اول که به ایران آمد، خدمت حضرت امام (ره) رفت. در آن ملاقات، حضرت آیتا… خامنهای، آقای هاشمی، سیداحمد خمینی و فخرالدین حجازی حضور داشتند و این دوست ایرانی ما که الان در مشهد است و نمیخواهد اسمش را ببریم و دوست ادواردو نیز بود، کار ترجمه را بر عهده داشت. این دوست مشترکمان بعدها گفت که بعد از دیدار با امام به نماز جمعه رفتیم که ادواردو در صف اول بود.

متن فوق دستخط ادواردو در مورد دیدارش با حضرت امام خمینی (ره) است.

بنابراین من پیگیری کردم تا عکس‎‎‎ها و فیلم‎‎های مربوط به آن نماز را که ادواردو در آن حضور داشت، پیدا کنم. بعد از پخش فیلم و عکس‎‎های نماز جمعه، ایتالیایی‎‎ها موضوع را انکار کردند و روزنامه‎‎های اصلاحطلب هم همینطور. این همسویی آن‎‎ها در این زمینه با غرب شگفتانگیز است. البته از کسانیکه میخواهند جوانان ما از دین دور شوند و حکومت دینی نباشد و الگویشان نیز جوامع غربی است، بعید نیست.

در این سفر او به مشهد، برای زیارت امامرضا رفت. وقتی یکی از دوستان او را به یک شهربازی که بهتازگی در آنجا ساخته شده بود برد، به او گفت که مراقب باشید که مشهد جنبه مذهبی خودش را حفظ کند؛ چراکه لاییک‎‎ها برای آنکه جنبه مذهبی شهرهای مذهبی را بگیرند، مراکز تفریحی متعددی در آنجا ساختند؛ بهطوری که در اذهان جنبه تفریحی این شهرها برجستهتر از جنبه مذهبی آن شد. مراقب باشید مشهد هم دچار این بحران نشود. در آنجا بهشدت تحت تأثیر زیارت قرار گرفته بود و میگفت که من وجود امام رضا را حس میکردم. وقتی از او پرسیدم از امام رضا چهچیزی خواستی؟ گفت: خواستم که از خدا بخواهد که قلب پدرم را نسبت به من مهربان کند

فشارهای وارده بر ادواردو

حسین عبداللهی از صمیمی ترین دوستان ایرانی ادواردو، فشارهای وارد شده به ادواردو از سوی خانواده اش را غیرقابل باور توصیف می کند. او می گوید: "ادواردو تحت فشار اقتصادی بسیار زیادی قرار داشت. خانواده آنیلی وی را به صورت کامل از لحاظ اقتصادی تحریم اقتصادی کرده بودند. به گونه ای که وی حتی برای تاکسی سوار شدن پول نداشت." حسین می گوید: "یک روز با ادواردو به نمایندگی هواپیمایی ایران ایر در ایتالیا رفتیم تا برای ادواردو بلیط سفر به ایران تهیه کنیم. کارگزار ایتالیایی شرکت ایران ایر گفت که من نمی توانم برای ادواردو بلیط بخرم. پس از مشاجره بسیار با وی مشخص شد که منشی پدر ادواردو با آن کارمند تماس گرفته بود و به وی دستور داده بود، حق ندارد برای ادواردو بلیط صادر کند."

خانواده آنیلی برای آنکه ادواردو را از ارث محروم کنند، سعی زیادی در دیوانه جلوه دادن وی داشتند. به همین منظور وی را در یک بیمارستان روانی بستری کردند که به گفته خود ادواردو همه اعضای آن یهودی بودند. ادواردو می ترسید که در آن تیمارستان وی را تحت درمان های شستشوی مغزی قرار دهند و حتی یک بار از آنجا فرار کرده بود.

خودکشی یا شهادت؟!

ادوارد، جانشین بزرگترین سرمایه‌دار ایتالیا و فرزند آنیلی‌ها، از بسیاری از اسرار کشورش و سازمان‌های مافیایی و صهیونیستی آگاه بود و اکنون با مسلمان شدن و طرفداریش از انقلاب اسلامی بسیار خطرناک می‌نمود؛ به ویژه آنکه علیه سلمان رشدی در ایتالیا فعالیت می‌کرد، جنایت صهیونیست‌ها را در فلسطین اشغالی محکوم می‌نمود و برای این کارها حتی با نخست وزیر و رییس جمهور ایتالیا هم تماس تلفنی می‌گرفت. وی نگران سوء‌قصد از سوی صهیونیست‌ها بود و به رایزن مطبوعاتی ایران در ایتالیا گفته بود که «آن‌ها سرانجام او را به خاطر اسلام آوردنش خواهند کشت و آن جنایت را به خودکشی، حادثه نابهنگام و یا بیماری نسبت خواهند داد.» حتی او را به زور و به صورت پنهانی در بیمارستانی ویژه میلیاردرها در نزدیکی مرز سوییس که همه پزشکان و پرستارانش یهودی بودند، بستری کرده بودند.

سرانجام، همان‌گونه که خود ادواردو پیش‌بینی کرده بود، در ۲۵ آبان ۱۳۷۹ در ماجرایی ساختگی و در سن ۴۶ سالگی او را به شهادت رساندند؛ وی در آن روز برای انجام کارهای روزانه خود از منزل خارج شده بود. پیش از بیرون رفتن، به آشپز خانواده سفارش غذای دلخواهش که از گوشت حلال بود، داد، اما ساعتی بعد پیکر بی‌جان او در کنار رودخانه و زیر پل بزرگ رومانو پیدا شد. در آن روز، فرانکلینی، معاون شبکه حمل و نقل تورینو ساوونا، به هنگام گشت‌زنی روزانه‌اش، به فیات کرومای خاکستری ‌رنگی برخورد که روی پل رومانو بدون سرنشین پارک شده بود؛ چراغ راهنمای ماشین روشن بود و درها قفل نشده بودند. او ابتدا فکر می‌کند که خودرو دچار نقص فنی شده و راننده آن به تعمیرگاهی در همان نزدیکی رفته است، اما هنگامی که کارکنان تعمیرگاه از مراجعه چنین شخصی اظهار ناآگاهی می‌کنند، فرانکلینی پی می‌برد که باید اتفاق بدی افتاده باشد. وی به محل خودرو بازمی‌گردد و به آرامی از نرده‌های پل به پایین نگاه می‌کند. جسد مردی را در ارتفاع یک و نیم متری می‌بیند که با صورت بر روی زمین افتاده است. بی درنگ کلانتری محل را خبر می‌کند. ساعت ۱۱ ماموران کلانتری بالای سر جسد می‌رسند؛ چهره‌اش در اثر ضربه به سختی زخمی شده بود، ولی با کارتی که در جیب کتش بدست می‌آید، ادواردو شناسایی می‌شود.

ظاهراً، مزدوران اسراییل وی را کشته و از روی پل به پایین پرت کرده بودند. دادرس پرونده بدون کالبدشکافی جسد، یک روز پس از جنایت، مرگ وی را خودکشی اعلام کرد و او را در آرامگاه آنیلی به خاک سپردند. موضوع مرگ وی تا چند روز در را‌س اخبار قرار گرفت و هزاران پایگاه اینترنتی، روزنامه و شبکه تلویزیونی درباره درگذشت او خبرهایی را پخش کردند.

این رسانه‌ها، ادواردو را فردی حساس، گوشه‌گیر، خجالتی، معتاد و بیمار توصیف کردند، اما در میان انبوه خبرهای پخش شده، خبری از انجمن اسلامی دانش آموختگان ایرانی در ایتالیا منتشر گردید که ادواردو را مسلمانی «شیعه انقلابی» معرفی می‌کرد و یادآور می‌شد که مزدوران صهیونیست وی را به شهادت رسانده‌اند. با وجود ارسال این خبر برای رسانه‌های گوناگون، هیچ‌کدام حتی اشاره‌ای هم به آن نکردند.

رد دلایل ساختگی برای مرگ ادورادو


پلیس ایتالیا مرگ ادواردو را خودکشی تشخیص داد و علت آن را استفاده بیش از حد از مواد مخدر اعلام کرد. اما دلایل روشنی وجود دارد که حاکی از قتل ادورادو است. در ادامه به ذکر این دلایل می ­پردازیم:

1) نخست اینکه ادواردو به هیچ وجه معتاد نبود و حتی در مواردی مشاهده شده است که با دوستان و نزدیکانش که از مواد مخدر استفاده می­ کردند، ساعت ­ها گفت و گو می­ کرد تا آن­ها را از این کار بازدارد. دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ شخصی خودش درباره یک مورد از تلاش ­های اینچنینی ادواردو می­ گوید: "در سفری که ادواردو به ایران داشت، با برادر یکی از دوستان ما که معتاد بود کلی صحبت کرد و خیلی تلاش کرد تا او را با منطق و استدلال از مصرف مواد مخدر منصرف کند." به هیچ وجه منطقی به نظر نمی­رسد که چنین فردی به دلیل استفاده بیش از حد از مواد مخدر خودکشی کند."

2) در اسلام خود کشی به شدت منع شده است. ادواردو شخصی به شدت آرمان­گرا بود که حتی مایل نبود برای کاستن از فشارها و تهدیدات، به صورت مصلحت­آمیز اعلام کند که از اسلام روی برگردانده است. هدف وی شناساندن اسلام به مردم ایتالیا و غربی­ها بود. چنین فردی چگونه می­تواند خودکشی کند؟ خودکشی اقدامی است که افراد بی­دین و کسانی که به آخر خط رسیده­اند، انجام می­دهند. این در حالی است که ادواردو به فردی کاملا معتقد تبدیل شده بود و هنوز در ابتدای راه بود و کارهای زیادی برای انجام دادن داشت.

3) آشپز ادواردو میگوید صبح روزی که وی به قتل رسید، نوع غذای ناهارش را مشخص کرده بود. حال این سوال مطرح می­شود کسی که قصد خودکشی داشته باشد، چرا باید برای دو یا سه ساعت بعدش سفارش غذا بدهد. همچنین ادواردو در صبح روز حادثه با دایی خود به صورت تلفنی مکالمه کرده بود و به گفته دایی ادواردو هیچگونه مورد مشکوکی در میان صحبت های وی به چشم نمی خورد و وی کاملا عادی صحبت می کرد. همچنین ادواردو هیچگونه یادداشتی مبنی بر تصمیمش برای خودکشی از خود به جای نگذاشته بود.

4) حسین عبداللهی با اشاره به برنامه های بلندمدت ادواردو می گوید: "ادواردو می گفت می خواهم به ایران بروم و پناهنده سیاسی شوم و در قم به تحصیلاتم ادامه دهم." محمد عبداللهی نیز می گوید: "یک هفته قبل از آنکه ادواردو فوت کند، با هم نشسته بودیم و سوره بنی اسرائیل را به زبان ایتالیایی می خواندیم. ادواردو به من گفت می خواهد زبان عربی را فرابگیرد تا بتواند بهتر قرآن را درک کند. بدیهی است که فردی که برنامه های بلندمدت برای زندگی خود دارد و اهداف والایی را دنبال می کند به هیچ وجه دست به خودکشی نخواهد زد.

5) مورد مشکوک دیگری که درباره شهادت ادواردو وجود دارد این است که هیچ­ گونه بررسی تکمیلی در مورد نحوه قتل او انجام نشد. جسد وی کالبد شکافی نشد و مرگ وی فوراً خودکشی جلوه داده شد. حتی قبل از آنکه پلیس مرگ وی را به صورت رسمی خودکشی اعلام کند، برخی روزنامه­ ها خبر خودکشی پسر رئیس کارخانه فیات را چاپ کردند و ذهن مردم را کاملا به سمت گزینه خودکشی سوق دادند. جسد وی نیز تا ظهر فردای روز حادثه به خاک سپرده شد تا فرصت برای هیچ گونه تحقیقی مهیا نباشد.

6) پس از مرگ ادواردو سانسور مطلقی درباره مسلمان بودن، عقاید و حتی سفر وی به ایران انجام شد. اظهارنظرهای روزنامه­ های ایران به ویژه انجمن اسلامی فارغ التحصیلان ایتالیا درباره احتمال قتل وی به هیچ­وجه بازتاب داده نمی­شد. در حالی که خانواده آنیلی یکی از بزرگترین خانواده­ های ایتالیا است و کوچکترین اظهارنظری درباره این خانواده به سرعت منعکس می­ شود، به نحوی که نخست وزیر ایتالیا درگذشت ادواردو را به خانواده آنیلی تسلیت گفت و قبل از بازی ایتالیا و انگلستان، ورزشگاه یک دقیقه به احترام ادواردو سکوت کرد. همچنین پس از مرگ ادواردو تمامی اسناد و شواهد مربوط به فعالیت­ ها و زندگی وی جمع ­آوری شد و حتی فیلم مستندی که توسط وی ساخته شده بود و در آرشیو کانال 1 ایتالیا بود، از آرشیو این کانال خارج شد.

7)چند سال پس از قتل ادواردو، یکی از دوستان بسیار نزدیک وی به نام لوکا کائتانی لواتلی نیز با همین سناریو به قتل رسید. او دوست ادواردو بود و با وی به ایران آمده و در ایران شیعه شده بود. لوکا نیز یکی از نجیب زادگان ایتالیایی بود. پدر لوکا به سلطان شراب ایتالیا معروف بود و خانوده­اش از سرشناس­ترین خانواده­های این کشور به حساب می­آمدند. با توجه به سرنوشت مشابه او با ادواردو، به نظر می­رسد تاکتیک "خودکشی سازی" یکی از تاکتیک­ های اصلی برای از بین بردن چنین جوانانی است که حاضر نیستند در جهالت باقی بمانند.

8) دکتر مارکو باوا یکی از دوستان صمیمی ادواردو بود که به نحوه زسیدگی به پرونده ادواردو اعتراض کرد. وی در سال 2001 نامه ای به شورای عالی قضایی ایتالیا نوشت و در آن ضمن انتقاد از فرآیند رسیدگی به پرونده ادواردو، علت عدم استفاده از آدمک انسانی برای بازسازی صحنه خودکشی را جویا شد. به عقیده وی شواهد موجود درباره لباس ها و کفش ادواردو، خودکشی را تایید نمی کنند. وی همچنین عدم انجام کالبدشکافی را غیرقابل قبول خوانده بود


این مطلب به نقل از سایت دکتر قدیری ابیانه www.ghadiri.ir می باشد.

ترور یک عالم شیعی در پاکستان+فیلم


«علامه آفتاب حیدر جعفری» از علمای برجسته «مجلس وحدت مسلمین» پاکستان صبح امروز هدف حمله افراد مسلح ناشناس قرار گرفت و به شهادت رسید.

به گزارش مشرق  به نقل از فارس، علامه آفتاب حیدر جعفری ساعتی قبل از منزلش عازم دفتر کار خود بود که هدف حمله افراد مسلح قرار گرفت.

افراد مسلح ناشناس صبح امروز با تیراندازی بی‌هدف به سمت خودروی علامه جعفری، وی و یکی از دوستانش به نام «علی میرزا» را به شهادت رساندند.

وی از علمای برجسته گروه سیاسی- مذهبی «مجلس وحدت مسلمین» در پاکستان بود.

پس از این حادثه، جسد علامه جعفری به بیمارستان «جناح» در کراچی منتقل شد، جایی که تعداد زیادی از مردم در انتظار پیکر اغشته به خون وی بودند.

مردم پیکر علامه جعفری را به حسینیه «شاه خراسان» انتقال دادند و در اعتراض به این جنایت خیابان جناح را مسدود کردند.

همچنین مردم با به آتش کشیدن لاستیک خودرو‌ها در حال مسدود کردن خیابان‌های منتهی به خیابان جناح هستند.

تاکنون هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این حمله تروریستی را به عهده نگرفته است.

مجلس وحدت مسلمین پاکستان ضمن محکوم کردن این حمله تروریستی که منجر به شهادت این عالم شیعه و فرد همراهش شد، در سراسر پاکستان سه روز عزای عمومی اعلام کرده است.

اعضای مجلس وحدت مسلمین کراچی و هواداران آن با تجمع در مقابل بیمارستان مرکزی این شهر که محل نگهداری اجساد قربانیان است علیه نهادهای امنیتی و مجریان قانون شعار سردادند و اعلام کردند که سازمان‎های مجری قانون و امنیت در جلوگیری از خشونت‎ها و قتل‎های هدفمند در کراچی شکست خورده‎اند.

شیعیان پاکستان سال‌ها است که هدف حمله گروه‌های تروریستی چون «لشکر جهنگوی» قرار دارند که این موضوع اعتراضات گسترده شیعیان و برخی احزاب این کشور را به دنبال داشته است.


فيلم

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/8/16/233974_600.flv


همیشه پای یک مسلمان نمای وهابی در میان است/ ماهیت بمب گذار داغستان فاش شد

عالم و محقق داغستانی از چهره های سرشناس و پرطرفدار جمهوری داغستان و مخالف فعالیت های وهابیون بود چرا که اعتقاد داشت آنان باعث تنش و اختلاف در این جمهوری آرام خواهند شد.

جام دینی؛بی بی سی نوشت: پس از ترور روحانی مشهور داغستان توسط مسلمان نماهای وهابی جزئیات بیشتری توسط پلیس روسیه منتشر شد.

فرد تروریست زنی30 ساله بود که با ورود به خانه روحانی مشهور داغستان در حین صحبت با وی، جلیقه انفجاری همراه خود را منفجر کرد که در این انفجار 7 نفر کشته شدند.

وی پیشتر به رقاصی در روسیه مشغول بود که بعدها به مسلمان نماهای وهابی پیوست. او چهار بار با افراد این گروهک ازدواج کرد که سه شوهر اولی وی در عملیات های مختلف تروریستی علیه مسلمانان کشته شدند. شوهر چهارم وی در حال حاضر به زندان تعلیقی محکوم شده است.

راویل عین‌الدین، مفتی اعظم روسیه روز گذشته نسبت به بروز خشونت‌ها میان مسلمانان در واکنش به قتل شیخ افندی هشدار داد.

او گفت که این حملات تهدیدی برای گفت و گو میان گروه‌های اسلامی و خطری برای تنش‌های قومی است که می‌تواند باعث ایجاد شکاف میان مسلمانان شود.

بطریق کیریل اول، رهبر کلیسای ارتودوکس روسیه نیز خواهان خویشتن‌داری مسلمانان شده و گفت: از اعمال خشونت آمیز و انتقام جویانه دوری کنید.

در مراسم تشییع جنازه شیخ افندی نزدیک به ۱۵۰ هزار نفر شرکت کردند که نشان محبوبیت این روحانی مسلمان می باشد.

گفتنی است بیشتر جمعیت جمهوری داغستان را مسلمانان مخالف وهابی تشکیل می دهند که مسلمان نماهای وهابی مدتها است که تلاش می‌کنند تا مردم منطقه را جذب خود کنند.

امام جماعت مسجد"امام النووی" سوریه ترور شد

امام جماعت مسجد "امام النووی" شخصیتی برجسته در بین علمای سوری بود و غالبا در فضای رسانه ای سوریه ظاهر می شد. گروه های تکفیری و مسلمان نمای وهابی خانه ی وی را چندین مرتبه سوزانده بودند.

جام دینی؛ شیعه نیوز خبر داد: با وجود اینکه گروه های تکفیری و وهابی خانه ی امام جماعت مسجد امام النووی "شیخ ابو هیثم" را چندین مرتبه سوزاندند ولی در عین این تهدیدات به فعالیت خود ادامه می داد ولی سه شنبه توسط همان گروه های تکفیری به قتل رسید.

لازم به ذکر است شیخ اابو هیثم چندی پیش در روز عید سعید فطر در کنار بشار اسد نماز عید فطر را خواند.

جزئیات طرح ترور داشمندان هسته ای ایران در گفتگوی نویسنده آمریکایی با بی بی سی/فیلم

'دان راویو' نویسنده آمریکایی کتاب جاسوسان علیه نبرد آخر الزمان در مصاحبه با شبکه بی بی سی فارسی به جزئیات طرح ترور داشمندان هسته ای ایران پرداخت.
 
به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، در پی خبر انتشار کتاب «جاسوسان علیه آرماگدون» که اطلاعاتی مشروحی را درباره چگونگی آموزش مأموران رژیم صهیونیستی و انجام عملیات ترور در ایران را فاش کرد، شبکه بی بی سی فارسی شب گذشته (دوشنبه 19 تیر /July.9) در مصاحبه ای با نویسنده این کتاب به بررسی اسناد و شواهد مورد ادعا در این کتاب پرداخت.

"دان راویو" نویسنده آمریکایی کتاب "جاسوسان علیه نبرد آخرالزمان" در پاسخ به این سوال که "شاهد و سندتان در این کتاب چیست؟" گفت: «البته در کار خبرنگاری در مورد جاسوسی، به دست آوردن اطلاعات خیلی سخت است و بهترین کار این است که آدم هایی را ملاقات کنیم و با آنها صحبت کنیم ولی من نمی توانم بگویم که آنها دقیقا کیستند.»

وی افزود: «من و همکارم پس از این ملاقات ها متقاعد شدیم که در عملیاتی که در ایران انجام شد و به قتل دانشمندان هسته ای منجر شد، دست اسرائیلی ها و مأموران موساد در کار بوده و با وجود اینکه گزارش های دیگری وجود دارد مبنی بر دست داشتن مجاهدین خلق یا گروه های مخالف در ترور دانشمندان ایرانی، ما آنها را باور نمی کنیم.»

در ادامه مجری بی بی سی با تلاش برای فهمیدن افرادی که این اطلاعات را در اختیار "راویو" گذاشته از وی پرسید "آیا این افراد از مقام های اسرائیلی بودند؟" دان راویو در پاسخ گفت: «شما سعی می کنید که منابع من را پیدا کنید و این هم برای من جالب است، اما جواب این است که بله، آدم هایی هستند که می دانند موساد دقیقا چگونه رفتار می کند. اسرائیلی ها معتقدند که چند قتل هدفمند، بهتر است از وارد شدن در جنگ مستقیم است.»

بار دیگر مجری پرسید: "معمولا سازمان های اطلاعاتی درباره عملیات خودشان اطلاعات چندانی نمی دهند، چطور شده که الآن این موضوع علنی شده و شما می گویید اطلاعاتی را به دست آورده اید که ادعاهای شما را تأیید می کند؟"دان راویو چنین پاسخ داد: «سازمان های اطلاعاتی اسرائیل حدود ده سال پیش با موافقت شارون، نخست وزیر وقت اسرائیل، به این نتیجه رسیدند که برنامه هسته ای ایران مهمترین تهدید علیه اسرائیل است و این موضوع، به موضوع مهمی برای اسرائیل تبدیل شد. موساد میداند که چگونه مأمورانش را وارد یک کشور کند و پس از انجام عملیات، چگونه خارج کند. البته ممکن است برای ورود و خروج مأمورانش از مجاهدین خلق[منافقین] و دیگر گروه های مخالف داخل ایران کمک بگیرد.»

یک فعال حقوق بشر عربستان از توطئه ترور جان سالم به در برد

مخلف الشمری، فعال عربستان از توطئه ترور در ریاض جان سالم به در برد.
 
بنابر گزارش‌ها، یک فعال حقوق بشر عربستاني از آنچه که توطئه ترور در رياض، پايتخت عربستان خوانده شده، جان سالم به در برده است.


شبکه خبري الجزيره به نقل از برخي از منابع گزارش داد که مخلف الشمري روز سه شنبه (۳۰ خرداد) هدف تيراندازي قرار گرفت و به بيمارستاني در رياض منتقل شد.

اين منابع، وزارت کشور عربستان را مسئول اين حمله دانسته‌اند.

گفته مي‌شود که اين تيراندازي پس از پيامي که الشمري در وبسایت توئيتر ارسال کرد، انجام شد. الشمري در اين پيام از نايف بن عبدالعزيز وليعهد پیشین و درگذشته عربستان انتقاد کرده است.

الشمري در مطلب خود، نايف را به دخالت در زنداني شدن و شکنجه خود وحتي آواره شدن اعضاي خانوده‌اش به دليل اين که تنها حقايق را درباره موارد نقض حقوق بشر در عربستان فاش کرده، متهم کرده است.

گفته مي‌شود هزاران فعال در زندان‌هاي سراسر عربستان صرفا به دليل اين که پادشاهي عربستان تاب مخالفان را ندارد، در حبس به سر می‌برند.

انجمن حقوق بشر عربستان پيش‌تر گفته بود که زندانيان سیاسی در زندان‌هاي آل سعود مورد شکنجه‌هاي جسمی و روحي قرار مي‌گيرند

سید حسن نصرالله با لباس شخصی+ عکس

تصویر موجود در این مطلب مربوط به این زیارت است که اکنون و پس از گذشت چند سال از این ماجرا توسط برخی سایت های لبنانی منتشر شده است.


امام جماعت مسجد رقیه دمشق به دست مردان مسلح ترور شد

مردم سوریه در حال تشییع تابوت‌های جان باختگان انفجارهای روز پنج‌شنبه؛ 23 اردیبهشت 1391.
 
 
به گزارش پرس تي‌وي، مردان مسلح، شیخ عباس لحام امام جماعت مسجد رقيه در دمشق، پايتخت سوريه را هدف حمله تروريستي قرار داده‌اند.



مهاجمان روز يک‌شنبه (۲۴ ارديبهشت، ۱۳ مي) شيخ اللهام را در مسير مسجد به خانه هدف حمله قرار دادند که وي بر اثر اين حادثه جان خود را از دست داد.

او يکي از چند چهره مذهبي سوريه است که در ماه‌هاي اخير هدف حملات تروريستي قرار گرفت.

ترور اللهام يک روز پس از آن صورت گرفت که رئيس هيات ناظران سازمان ملل در سوريه اوضاع اين کشور را آرام توصيف کرده بود.

ژنرال رابرت مود، رئيس هيات ناظران سازمان ملل در سوريه با ستايش از ميزباني اين کشور گفت که سازمان ملل براي کمک به مردم سوريه تلاش مي‌کنند.

اوايل روز يک‌شنبه نيز جمعيت زيادي براي شرکت در مراسم عزاداري يک بانوي جوان مسيحي شرکت کردند که در پي وقوع دو انفجار روز پنج‌شنبه در دمشق کشته شد.

ديما فرح، بانوي سي ساله مسيحي سوري هنگام وقوع انفجارها در راه رفتن به محل کار خود بود.

در همين حال، ناظران سازمان ملل به نظارت خود بر نحوه آتش‌بس که به طور رسمي از سه‌هفته پيش تا کنون به اجرا درآمده است، ادامه مي‌دهند.

اين آتش‌بس بخشي از طرح صلح شش ماده‌اي کوفي عنان، نماينده ويژه سازمان ملل و اتحاديه عرب در امور سوريه است که ماه مارس از سوي وي ارائه شد.

نخستين گروه ناظران سازمان ملل ۲۷ فروردين (۱۵ آوريل) بر اساس قطعنامه ۲۰۴۲ شوراي امنيت سازمان ملل که يک روز قبل از آغاز ماموريت اين ناظران به تصويب رسيد وارد دمشق شدند.

همچنين، شوراي امنيت سازمان ملل ۲ ارديبهشت (۲۱ آوريل) به اتفاق آرا قطعنامه ۲۰۴۳ را براي اعزام ۳۰۰ ناظر به سوريه تصويب کردند.

یكی از مبلغان شیعه در منطقه زینبیه دمشق ترور شد

به گزارش خبرنگار ایرنا از دمشق، 'سید ناصر علوی' 36 ساله از اتباع افغانستان در نزدیكی منزل مسكونی خود توسط دو فرد موتور سوار با مسلسل مورد هدف قرار گرفت و كشته شد.

جنازه وی هم اكنون در بیمارستان مجتهدی دمشق قرار دارد و براساس اعلام برخی منابع قرار است عصر روز شنبه ۶/۱/۹۱ تشییع شود.

 

 عكسي از سيد علوي در حال نماز جماعت به امامت سيد مرتضى شيرازي

 

جزئیات جدید از انگیزه‏های حمله تروریستی به مسجد امام رضا(ع) بلژيك

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز؛ مقارن غروب شرعی روز دوشنبه اخیر(به وقت محلی بروکسل) در هجوم عوامل تروریستی به مسجد امام رضا(ع) در پایتخت بلژیک «حجت الاسلام والمسلمین شیخ عبد الله دهدوه، عضو بلژیکی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و امام جماعت این مسجد به شهادت رسید.
خبرگزاری ابنا جزئیات بیشتری از این حادثه دردناک را منتشر می‏کند:
"پادشاهی بلژیک" کشوری در غرب قاره اروپا است که 11 میلیون نفر جمعیت دارد. بیش از 400 هزار نفر از جمعیت این کشور را مسلمانان تشکیل می‎دهند که حدود 30هزار نفر از آنان شیعه هستند.
شیعیان بروکسل بیشتر در چهار مسجد مراسم و عبادات خود را انجام می‏دهند که "مسجد و مرکز اسلامی امام رضا علیه السلام" بزرگ‏ترین محل تجمع آنان است. این مسجد در محله "اندرلخت" قرار دارد، محله‏ای مهاجرنشین که اکثریت جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می‎دهند.

از مدتی پیش اقدامات خشونت‏آمیز طایفه‏ای در منطقه اندرلخت صورت می‎گیرد و سلفیان در برخی از مساجد خود اظهارات خصمانه‎ای را علیه شیعیان ابراز می‏دارند. در همین راستا مسجد و مرکز امام رضا(ع) نامه‎های تهدیدآمیزی را از گروه‏های سلفی تندروی بلژیک دریافت کرده بود که با "درگیری‎های طایفه‏ای در عراق" مرتبط است.
تا اینکه دوشنبه گذشته و مقارن با اذان مغرب با هجوم تروریستی به این مسجد، ضمن به آتش کشیده شدن آن، امام جماعت این مسجد جان خود را از دست داد و تعدادی از نمازگزاران مجروح شدند.
این حمله در حالی صورت گرفته است که مسجد امام رضا(ع) به جهت تهدیدات مذکور از سوی سلفیان، مورد حمایت نیروهای پلیس بروکسل قرار داشت.
«عزالدین لغمیش» یکی از مسؤولان مسجد این حادثه را اینگونه روایت می‏کند: « فرد مهاجم وارد مسجد شد و با استفاده از بنزین اقدام به آتش زدن مسجد کرد. وی پس از جنایت خود قصد فرار داشت که با ممانعت نمازگزاران و نیز عابرین پیاده خارج از مسجد مواجه گشت و دستگیر شد. با شعله ور شدن آتش در مسجد، شیخ دهدوه و به همراه یکی از کارکنان مسجد، قصد خاموش کردن آن را داشتند اما تلاش آنان برای مهار آتش ناکام ماند. با فراگیر شدن آتش شیخ دهدوه بر اثر دود زیاد دچار حالت خفگی گردید اما فرد همراه وی موفق به خروج از مسجد شد.»
وی درباره انگیزه فرد تروریست هم گفت: « شعارهایی که فرد مهاجم به هنگام آتش زدن مسجد سر می‎داد شعارهایی بود که سلفیان علیه شیعیان می‏دهند. لذا شواهد حاکی از آن است که این شخص از عناصر سلفی است، بخصوص که در برهه اخیر، سلفیان بروکسل در برخی از مساجد خود اظهارات خصمانه‎ای را علیه شیعیان ابراز داشته‎اند و مسجد امام رضا(ع) هم نامه‎های تهدید آمیزی را از ناحیه این گروه‏های تندرو دریافت کرده است.»
«ایزابل برایلی»، نایب رئیس مجلس مسلمانان بلژیک که از شیعیان این کشور است نیز اعلام کرد: « شواهد نشان می‏دهد که این اقدام از سوی سلفیان تندرو صورت گرفته است.»
برخی منابع غیر رسمی نیز ادعا کرده‏اند که حجت الاسلام شهید دهدوه به علت علاقه به جمهوری اسلامی ایران و نیز مخالفت با توطئه غربی ـ عربی علیه سوریه، مورد حمله مهاجمان قرار گرفته است.
«ژوئل میلکه» وزیر کشور بلژیک، این حمله را بشدت محکوم کرد و گفت: « هیچ توجیهی برای دست زدن به چنین اعمالی وجود ندارد و من از روی‌دادن این حادثه که منجر به جان باختن یکی از شهروندان مسلمان بروکسل شده است، شوکه هستم.»
مقامات بلژیکی که مسؤولیت پیگیری این حادثه را برعهده دارند، اعلام کرده‏اند که یک مظنون در این زمینه بازداشت شده است. آنان خاطر نشان کردند: « تحقیقات اولیه حاکی از آن است که این حمله، اقدامی انفرادی نیست و گروه‎هایی در پشت این حادثه قرار دارند، ولی درعین حال همه احتمالات بر روی این پرونده درنظر گرفته می‎شود.»

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز؛ در هجوم عوامل وهابیون تروریست به مسجد امام رضا (ع) شهر بروکسل در پایتخت بلژیک، عضو مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت (ع) و امام جماعت شیعیان این مسجد به شهادت رسید.
در این هجوم وحشیانه که مقارن اذان مغرب به وقت محلی رخ داد، وهابیون با پرتاب بمب آتش زا و ریختن بنزین بر روی امام جماعت مسجد امام رضا (ع)، مسجد را به آتش کشیده و حجت الاسلام شیخ "عبد الله دهدوه" امام جماعت این مسجد را به طرز وحشیانه ای به شهادت رساندند.
گفته می شود که اورژانس تلاش خود را برای زنده نگه داشتن این روحانی انجام داده ولی به نتیجه ای نرسیده است.
آقای "راشد" مدیر کل اروپایی مجمع جهانی اهل بیت (ع) در گفت و گو با خبرگزاری ابنا به نقل از منابع آگاه محلی اعلام کرد که: « یکی از افراد مهاجم دستگیر شده است .وی خود را مسلمان معرفی کرده است ولی بدلیل جعلی بودن مدارک اطلاعات دقیقی از هویت این شخص هنوز در دست نیست.»
وزیر کشور بلژیک هم گفت که: « ازحوادثی که روی داده بسیار شوکه شده است.» خبرگزاری های محلی شهادت یک تن دیگر از نمازگزاران را نیز گزارش داده اند.
"ماری فیرفیکی" سخنگوی پلیس بروکسل نیز اعلام کرد: « گروه های تکفیری وهابی به هنگامی که شیعیان در حال اقامه نماز بودند با ریختن بنزین در مسجد اقدام به آتش سوزی کردند که در پی آن بخش زیادی از مسجد در آتش سوخت.»
وی افزود: « یک مظنون در این زمینه بازداشت شده است شاهدان عینی این مظنون را درحالی که در حال روشن کردن آتش در ساختمان مسجد بود، دیده بودند.»
خبرگزاری بلژیک به نقل از "اندرلخت فانسون" شهردار منطقه اعلام کرد: « شخص مظنون در حال پرتاب کوکتل مولوتف داخل مسجد امام رضا(ع) دیده شده است.»
گفتنی است حجت الاسلام شیخ "عبد الله دهدوه" امام جماعت مسجد امام رضای شهر بروکسل که در این حادثه تروریستی به شهادت رسید، عضو مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت (ع) و دانش آموخته فقه و معارف اسلامی جامعه المصطفی العالمیه بود که طی سال ها حضور در بروکسل منشاءخدمات فراونی برای مسلمانان و پیروان اهل بیت در اروپا بود.

ناگفته‌هايي از مولوي جنگي زهي به همراه فيلم آخرين سخنراني

با گذشت چند روز از حادثه ترور مولوی مصطفی جنگی زهی از روحانیون برجسته اهل سنت در سیستان و بلوچستان ابعاد مختلفی از زندگی این شهید والامقام پنهان مانده و رسانه ها کمتر به آن پرداخته اند.

براي دانلود اينجا كليك كنيد

به گزارش رجانیوز، مولوی مصطفی که امروز در جنوب شرق ایران به عنوان شهید بصیرت از او یاد می شود، از شخصیت های استثنایی اهل سنت در سیستان و بلوچستان بود که عملکرد وی موجب شده بود خاری در گلوی دشمنان این مرز و بوم باشد.

مولوی مصطفی در جایگاه امام جمعه شهرستان راسک فرمانده دسته رزمی بسیج بود و معتقد بود که یک بسیجی باید همواره مطیع فرمان ولی امر باشد و بر بصیرت مردم منطقه بسیار تاکید می کرد.

وی در یکی از سخنرانی هایش گفته بود: «امروز ما رهبری داریم که بر همه چیز آگاه است و مسائل سیاسی منطقه را به خوبی رصد می کند و همین آگاهی امام خامنه ای است که ما را از شر شیاطین حفظ کرده است.»

يكي از نكات قابل توجه در روزهاي اخير سكوت مولوي عبدالحميد امام جمعه مسجد مكي زاهدان است كه وي از سويي براي خود شأن مرجعيت را در ميان اهل سنت قائل است و از سوي ديگر با گذشت حدود يك هفته از انجام اين جنايت عليه يك مولوي اهل سنت، هنوز سكوت خود را نشكسته و در اين جنايت را محكوم نكرده است.

یکی از بسیجی های پایگاه مقاومتی که مولوی مصطفی فرمانده آن بود، به خبرنگار رجانیوز مي‌گويد: «مولوی مصطفی فرمانده بسیجی بود که همواره به مردم محروم منطقه نیز توجه ویژه داشت و با جوانان منطقه رابطه پدر و فرزندی داشت.»

وی افزود: «همواره به ما توصیه می کرد که جان‌فدای رهبر معظم انقلاب باشیم و از تهدیدهاي جانی و مالی دشمنان نهراسیم. در هیچ سخنرانی از او به‌یاد ندارم که درباره پشتیبانی از رهبری و ولایت فقیه سخنی نگفته باشد.»

این بسیجی اهل سنت افزود: «مولوی مصطفی هیچ‌وقت حاضر نشد علی‌رغم تهدیدهاي فراوان با خود محافظی همراه داشته باشد و می گفت برای شهادت همیشه باید آماده بود.»

در اين زمينه، سردار علیرضا عظیمی جاهد فرمانده ارشد سپاه سیستان و بلوچستان گفت: «محاسبه دشمن اشتباه خواهد بود اگر تصور می کند با اقدامات تروریستی و شهادت علمای اهل سنت موجب خواهد شد که مردم سیستان و بلوچستان دست از همراهی، وفاداری و حمایت از نظام و مقام معظم رهبری بردارند، بلکه برعکس این پیوند بیشتر و مستحکم تر خواهد شد.»

وي ضمن تقدیر از حضور پرشور مردم در مراسم تشییع شهید جنگی زهی اظهار داشت: «مردم سیستان و بلوچستان با پیروی از مقام معظم رهبری حافظ مرزها و سرحدات کشور اسلامی هستند و اقدامات تروریستی، کوچک‌ترین خللی در اعتقادات و اهداف‌شان وارد نخواهد کرد.»

جاهد با يادآوري اقدامات شهید مولوی مصطفی در جهت تعمیق فرهنگ بیسجی در منطقه، از وی به عنوان یک آمر واقعی به‌معروف و ناهی از منکر یاد کرد و افزود: «این شهید بزرگوار همیشه مشوق جوانان در پیوستن به بسیج و مبتکر و مروج حلقه های صالحین و فرمانده دسته رزمی و یک بسیجی تمام عیار بود.»

وي خطاب به دشمنان و عاملان این ترور بیان کرد: «مولوی جنگی زهی از مردم و نظام گرفته نشده است، بلكه جنگی زهی های دیگری خلق خواهد شد و این راه با قدرت و صلابت مضاعف ادمه می یابد.»

همچنین مسئول نماینده ولی فقیه در سپاه سلمان سیستان و بلوچستان نیز اظهار داشت: «جرم مولوی مصطفی که به شهادت رسید بصیر بودن و بسیجی بودن بود.»

حجت الاسلام باقری افزود: «من چندین بار با شهید مصطفی دیدار داشته و با ایشان هم صحبت شدم و هر زمان که او را می دیدم احساس می کردم که آماده شهادت است.»

وی افزود: «دشمنان نظام و مردم منطقه تحمل چنین مردان مؤمن و پاک مثل مولوی جنگی زهی که موقعیت شناس، آگاه به مسائل سیاسی روز هستند و شرایط سیاسی منطقه را خوب می دانند و علاوه بر این ها یک بسیجی فعال و عالم دین شناس بود را ندارند.»

باقری تصریح کرد: «بدخواهان راهی به‌جز شهادت برای حذف این گونه افراد نمی توانند پیدا کنند اما غافل از این که مردم منطقه را برای حفظ دستاوردهای نظام و پشتیبانی از ولایت فقیه مصمم تر و قوی تر می‌كند.»

مولوی مصطفی جنگي زهي پس از چند سال مجاهدت با گروه های وهابی منطقه و تهدیدات مکرر گروهک ریگی روز جمعه هفته قبل در حالی‌که از نماز جماعت به سمت خانه خود بر می گشت، توسط راکبان ناشناس دو موتور سیکلت با شلیک چندین گلوله به شهادت رسید.

امام جمعه ای که ترور شد + عكس

http://jebhemottahed.ir/images/docs/000000/n00000877-t.jpg

«مولوی جنگی زهی» امام جمعه انقلابي اهل سنت شهر راسک که توسط عوامل استكبار جهاني به شهادت رسيد، از طرفداران گفتمان انقلاب اسلامی و از حامیان جدي وحدت شیعه و سنی محسوب مي شد که افشاگری هاي وي درباره فرقه ضاله وهابیت و تروريسهايي چون گروهك ريگي و.. موجب شد تا خون يك عالم برجسته به زمين ريخته شود تا درخت تنومند اسلام، قرآن و انقلاب در مسير ارزشهاي بزرگ الهي همچنان استوار بماند.

به گزارش امت اسلامی به نقل از رجانیوز، این مولوی اهل سنت در حالی به شهادت رسید که پیش از این گروهک جند الشیطان در بیانیه های مختلفی وی را تهدید به قتل کرده بود.

http://img.irna.ir/1389/13891004/30141530/30141530-816879.jpg

عبدالرئوف ریگی بردار عبدالمالک ریگی نیز که مفتی و تئورسین این گروهک وهابی و تروریستی محسوب می شود، پیش از این بارها قتل مولوی جنگی زهی را مجاز و جهاد علیه کفار معرفی کرده بود.

در آخرین مورد از این تهدیدها، سال قبل تعدادی از عوامل گروهک ریگی با حمله به خانه مولوی جنگی زهی قصد ترور وی را داشته بودند که موفق به این‌کار نشدند.

http://media.farsnews.net/Media/8705/Images/jpg/A0482/A0482372.jpg

مولوی جنگی زهی بارها علی‎رغم تهدیدهای گروه های مختلف وهابی در سیستان و بلوچستان و خارج از کشور اعلام کرده بود که شهادت را در راه انقلاب اسلامی یک افتخار بزرگ برای خود می داند و از افشاگری درباره وهابیت و عوامل ضد وحدت در سیستان و بلوچستان کوتاه نخواهد آمد.

وی حتی پس از ربودن پسرش به دست عوامل وهابی نیز حاضر به کوتاه آمدن در دفاع از انقلاب اسلامی نشد.

در عین حال، سخنرانی‌های مولوی جنگی زهی تنها به افشاگری در مورد وهابیت و گروهک ریگی محدود نبود و وی در طی یک‌سال اخیر افشاگری درباره آل سعود و آل خلیفه را نیز جزو وظایف علمای اهل سنت در ایران می دانست.

http://ammaryaser.ir/posters/shohada/shoushtari/89/masih/shoushtari-89-masih_ammaryaser.ir_only-for-web.jpg

مولوی جنگی زهی در دوران فعالیت شهید شوشتری در سیستان و بلوچستان رابطه نزدیکی با این شهید برقرار کرده بود و با وی در مناطق مختلف بلوچستان از جمله سرباز و راسک و پیشین -محل شهادت شهید شوشتری- همکاری های گسترده ای داشت.

وی از منادیان فعال وحدت شیعی و سنی در جنوب شرق بود و تنها راه حفظ وحدت در سیستان و بلوچستان را اطاعت کامل از رهبری می دانست.

امام جمعه منطقه راسک، در آخرین مصاحبه خود قبل از شهادت نیز گفته بود که “اطاعت از رهبری در نزد اهل سنت یک واجب شرعی است.”

جنگی زهی همچنین در برخی سخنرانی های اخیر خود در مورد انتخابات مجلس، نسبت به طراحی دشمن برای کم‌رنگ کردن حضور مردم در انتخابات هشدار داده بود و حضور در انتخابات آینده را برای اهل سنت به‌عنوان یک واجب دینی تبلیغ می کرد.

وی تأکید داشت “از آنجایی که هم امام راحل (ره) و هم مقام معظم رهبری به عنوان ولی امر مسلمین بر شرکت آحاد مردم در صحنه های سیاسی- اجتماعی از جمله انتخابات تاکید داشته و دارند، لذا این امر تکلیفی بر دوش همه ملت بزرگ ایران اسلامی است.”

بنابراین، به نظر می‌رسد با توجه به سخنرانی‎های متعدد مولوی جنگی زهی برای تشویق اهل سنت منطقه جنوب سیستان و بلوچستان برای شرکت در انتخابات مجلس، یکی از اهداف این ترور، هدف کم‌رنگ کردن مشارکت اهل سنت سیستان و بلوچستان برای حضور در انتخابات نهمین دوره مجلس است.

نکته جالب اینکه مولوی جنگی زهی همواره خود را یک بسیجی برای نظام معرفی می کرد و با وجود اشتغالات فراوان از جمله امام جمعه بودن و تربیت طلاب دینی و تدریس در حوزه های علمیه، فرمانده یکی از پایگاه های مقاومت شهرستان راسک بود و خود شخصاً برای جذب جوانان اهل سنت منطقه به بسیج فعالیت می کرد.

http://www.taghribnews.ir/images/docs/000055/n00055110-b.jpg

با وجود اینکه هنوز گروه خاصی مسئولیت ترور مولوی جنگی زهی را برعهده نگرفته است، به نظر می‌رسد این ترور در ادامه پروژه‌ی حذف علمای اهل سنت طرفدار جمهوری اسلامی است که در چند سال اخیر از طرف دستگاه های جاسوسی و اطلاعاتی غرب به‌طور جدی پی‌گیری می‌شود.

در این زمینه، یکی از نزدیکان و شاگردان مولوی جنگی زهی در گفت‌وگو با رجانیوز بیان داشت: «وصیت این روحانی شهید، اطاعت از ولایت فقیه و وفاداری به نظام اسلامی بود و همواره طلاب اهل سنت را در مورد وفاداری به جمهوری اسلامی به عنوان پرچم‎دار بیداری اسلامی در جهان توصیه می کرد.»

وی ابراز امیداوری کرد که شهادت استاد شهیدش موجب رسوایی چهره خبیث عوامل ضد وحدت در سیستان و بلوچستان شود.

نقش دستگاه امنیتی عربستان در ترور هدفمند مولوی مصطفی

مهدی جهانتیغی روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی در گفتگو با مشرق درباره ترور اخیر یکی از ائمه جمعه اهل سنت در جنوب سیستان و بلوچستان گفت: ترور مولوی مصطفی که از حامیان سرسخت گفتمان امام و رهبری در جنوب شرق محسوب می شود با توجه به شواهد موجود یک ترور هوشمند و در عین حال ایدولوژیک محسوب می شود.

http://taghribnews.ir/images/docs/000080/n00080070-b.jpg

وی افزود: شواهد فراوانی نشان می دهد که این ترور هدف گذاری های مهمی را دنبال میکرده و ابعاد این ترور نیازمند واکاوی بیشتر از ویژگی های مذهبی و سیاسی مولوی مصطفی می باشد.

این تحلیلگر سیاسی افزود: سه ویزگی بسیار شفاف مولوی مصطفی جنگی زهی شامل روحیه ضد وهابی گری، آل سعود و فتنه گران داخلی و حمایت قاطع از گفتمان امام و رهبری در سیستان و بلوچستان از او یک روحانی اهل سنت ساخته بود که سرویس های اطلاعاتی فعال را در جنوب شرق را بسیار آزار می داد.

جهانتیغی در ادامه افزود: در کنار این ویزگی ها وقتی پایگاه بسیار خوب این روحانی اهل سنت را در قلب بلوچستان ایران نیز اضافه می کنید به خوبی مشاهده می شود که دلایل کافی برای حذف فردی با جایگاه وی نمی تواند  مدنظر دشمنان جمهوری اسلامی نباشد.

http://www.taghribnews.ir/images/docs/000080/n00080396-b.jpg

این روزنامه نگار در ادامه اظهار داشت: به همین دلیل مشاهده می شود که از چند سال قبل گروهک ریگی که امروز ارتباط ان با سرویس های جاسوسی موساد و سیا کاملا عیان شده است بارها وی را رسما تهدید به قتل کرده بود و حتی چند اقدام علیه وی و نزدیکانش نیز در اینباره از طرف این گروه های وهابی انجام شده بود که بنا به دلایلی ناکام ماند.

جهانتیغی ادامه داد: گروهک ریگی همواره به عنوان بخشی از استراتژی عملیات اطلاعاتی آمریکا علیه ایران به عنوان تکمیل کننده گزینه های همچون تحریم عمل کرده است.

وی بیان کرد: وقتی از این دریچه به این ترور نگاه می شود نقش دستگاه امنیتی عربستان سعودی نیز در اینباره بسیار پررنگ می شود و چه بسا معادله ترور را حل می کند.

این تحلیلگر سیاسی افزود: شواهد زیادی نشان می دهد که دستگاه اطلاعاتی آل سعود در حال حاضر سه ماموریت عمده را در جنوب شرق ایران در دستور کار دارد. اول آنکه با ترزیق پول فراوان به برخی حوزه های علمیه اهل سنت درصدد عمق بخشی به تفکر وهابی گری در میان عموم اهل سنت مخصوصا جوانان بلوچ می باشد. دوم آنکه بالا بردن هزینه برای علمای اهل سنت حامی گفتمان جمهوری اسلامی در جنوب شرق از طریق ایجاد گروه های وهابی تروریست و تخریب در افکار عموی از طریق عوامل منطقه ای خود می باشد. سومین ماموریت دستگاه اطلاعاتی آل سعود به تصویر کشیدن چهره ای ضد سنی از جمهوری اسلامی – پروزه بزرگ ایران هراسی - در منطقه می باشد. در کنار این هدفگذاری مشاهده می شود که دستگاه رسانه ای آل سعود منجمله العربیه همواره اخبار گروهک ریگی و علمای متمایل به گفتمان وهابی گری را حمایت رسانه ای کرده و همواره در جهت دو قطبی کردن شیعی سنی در جنوب شرق ایران و خارج از ایران -خاورمیانه - عمل می کند. پیش فرض مهم هر سه  هدفگذاری این می باشد که سرویس جاسوسی آل سعود حضور علمای اهل سنت حامی گفتمان انقلاب  همانند مولوی جنگی زهی را که جایگاه مردمی مناسبی نیز را دارند مانع جدی تحقق این اهداف می دانند.

جهانتیغی اظهار داشت: این ترور در حالی اتفاق می افتد که منابع امنیتی چندی قبل از دیدار جانشین عبدالمالک ریگی با مسولین امنیتی ال سعود در ریاض خبر داده بودند.

وی افزود: بنابراین می توان گفت که قلب راهبرد ترور مولوی مصطفی ایجاد فضا بیشتر برای تبلیغ و هابیت در جنوب شرق ایران می باشد.

این روزنامه نگار افزود: سرویس های جاسوسی می دانند ایران با حمایت بی دریغ از آرمان فلسطین و گروه های جهادی سنی مانند حماس و همچنین برخورداری از حمایت ده ها عالم سنی در داخل ایران و عموم جامعه اهل سنت ایران از جمهوری اسلامی در میان کشورهای سنی منطقه منجمله مصر، لیبیی، تونس و  حتی عربستان سعودی دارای جذابیت های خاص و قدرت نرم بی نظیری می باشد که باید هرچه سریعتر به آن خدشه وارد کنند . ترور مولوی جنگی زهی هدف گرفتن یکی از این پاردایم های  تشکیل دهنده برتری قدرت نرم ایران در منطقه می باشد. به همین دلیل سرویس اطلاعاتی غرب با همکاری عناصر منطقه ای خود می خواهند قدرت نرم ایران را در کشورهای همچون عربستان سعودی و بحرین با اقدامات نیمه سخت مانند ترور تحت تاثیر قرار دهند.

جهانتیغی افزود: امثال مرحوم مولوی مصطفی با حضور به موقع در صحنه های دفاع از انقلاب و حمایت از رهبری و جمهوری اسلامی همواره به پروزه تصویر سازی از نظام ایران به عنوان یک نظام ضد سنی خدشه های جدی وارد کرده اند که تنها راه برای سرویس های اطلاعاتی برای مقابله گزینه ترور و حذف فیزیکی می باشد.

این تحلیلگر سیاسی بیان کرد: ویژگی دیگر مولوی مصطفی مقابله وی با برنامه های فتنه گران داخلی می باشد که در آخرین مورد همزمان با پروزه تحریم انتخابات از طرف سران فتنه و عوامل آنها سخنرانی ها و مصاحبه های متعدد مولوی جنگی زهی نشان می دهد که وی همواره در میان اهل سنت نسبت به انتخابات آینده از طراحی دشمن و استراتژی کم کردن مشارکت مردمی سخن گفته و حضور اهل سنت را در انتخابات یک واجب شرعی می دانسته است.

این روزنامه نگار افزود: این سخنرانی های افشاگرانه مولوی جنگی زهی مصادف با طراحی غرب برای کمرنگردن مشارک مردم در انتخابات آتی و علی الخصص اقلیت های مذهبی و مخصوصا به صورت ویژه در جنوب شرق ایران بود. گزینه تحریم انتخابات در سیستان و بلوچستان گرچه امکان تحقق واقعی این سناریو در این استان هیچگاه به دلایل مختلف امکان اجرایی شدن ندارد ولی می تواند به صورت محدود در حد هدف گذاری رسانه ای منجر شود. برای اجرای همین پروزه است که چندی قبل خبرگزاری دویچه وله از چگونگی احتمال اجرای تحریم انتخابات در سیستان و بلوچستان گزارشی را منتشر کرد و در این گزارش تحریک آمیز درصدد القا این مطلب بود که گزینه تحریم انتخابات در سیتستان و بلوچستان از طرف اهل سنت یک گزینه جدی می باشد! این در حالیست که میزان مشارکت اهل سنت در سیستان و بلوچستان در انتخابات های قبلی همواره بالای 80 درصد بوده است. فتواهای علمایی همچون مولوی مصطفی مبنی بر واجب بودن حضور اهل سنت در انتخابات سدی محکم در مقابل این سناریو سرویس های غربی بوده است.

وی افزود: پیش بینی حضور گسترده حضور اهل سنت در انتخابات آت مجلس سبب خواهد شد که قسمت اعظمی از گزارش حقوق بشری احمد شهید که به حقوق اقلیت ها در ایران می پردازد را از اعتبار بیاندازد و این ترور بی ارتباط با این موضوع نیز نمی باشد.

http://www.upsara.com/images/am1qbj2nmi2u2lqbc2ll.jpg

جهانتیغیی افزود: اما تشییع جنازه با شکوه این عالم سنی با حضور گسترده مردم آحاد اهل سنت نشانه شکست  تمامی این پروزه ها می باشد و هراس روز افزون سرویس های غربی از محبوبیت رهبر معظم انقلاب در میان اهل سنت بیشتر از قبل شده است.

این روزنامه نگار در ادامه نیز افزود: این ترور از بعد ملی نیز قابل اهمیت می باشد، زیرا فاصله کم میان ترور مهندس احمدی روشن و مولوی مصطفی نشان دهنده این می باشد که ایجاد ناامنی و امنتیتی کردن فضای جامعه ایران در آستانه انتخابات اینک به استراتژی ثابت سرویس های اطلاعاتی غرب تبدیل شده است .

جهانتیغی افزود: ضمن آنکه ترور مولوی مصطفی نشان داد که سناریو روسی انتخابات که در آن امنیتی کردن فضای استانهای مرزی و دارای تنوع مذهبی و قومی یک اصل جدی می باشد و گشترش فضای امنیتی از مرکز کشور به سمت شهرهای مرزی مدنظر می باشد باید بیش از پیش دستگاه های امنیتی کشورمان را نسبت به این موضوع حساس کند.

این روزنامه نگار در پایان تاکید کرد: پی گیری عوامل ترور و شناساندان انها به مردم سیستان و بلوچستان سبب افشای خط نفاق و وهابیت در این استان خواهد شد.

ترور شهيد احمدي روشن + عكس شهيد احمدي روشن + عكس محل ترور + جزئيات + عوامل ترور

عكس: محل ترور شهيد احمدي روشن
در سالروز ترور شهيد عليمحمدي ترور دانشمند هسته اي ديگر

 صبح امروز چهارشنبه ساعت 8:20 انفجار یک خودروی پژو 405 توسط یک تیم تروریستی باعث به شهادت رسیدن شهید احمدی روشن معاون بازرگانی سایت هسته ای نطنز شد.

 چهارشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۰

عکس/ آرمین کرمی

مصطفی احمدی ‌روشن فارغ‌التحصیل رشته کارشناسی نفت از دانشگاه شریف در حادثه انفجار صبح امروز شهید شد.

فردی که در عملیات تروریستی صبح امروز به شهادت رسیده مصطفی احمدی‌روشن فارغ‌التحصیل رشته صنعت نفت از دانشگاه شریف بوده است. وی متولد سال ۱۳۵۸ بوده است.

ساعت ۸:۳۰ صبح امروز یک ‌موتورسیکلت با چسباندن یک بمب مغناطیسی به یک دستگاه پژو ۴۰۵ در خیابان سیدخندان ابتدای خیابان گل نبی این خودرو را منفجر کرد.

‌این خودرو سه سرنشین داشته که یک نفر از آنها به اسم مصطفی احمدی روشن کشته شده و دو نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.

حسن عباسی، مدیر روابط عمومی اورژانس تهران در گفت‌وگو با فارس از انتقال مجروحان این حادثه به بیمارستان ایرانمهر و بیمارستان رسالت خبرداد.

سرنخ‌های جدید از ترور شهید احمدی روشن به دست آمده و در دست بررسی است و دوربین‌ها تصاویر موتورسواران عامل ترور را ضبط کرده‌اند.

خبرگزاری های فارس و مهر گزارش دادند :ساعت ۸:۳۰ صبح امروز یک دستگاه پژو ۴۰۵ با دو سرنشین که هویت یکی از آنها مشخص شده و با نام مصطفی احمدی روشن می‌باشد، در خیابان گل نبی به سمت خیابان کتابی در حرکت بوده که یک دستگاه موتور سیلکیت نزدیک این خوردو شده و دو ماده انفجاری به داخل خودرو پرتاب می‌کنند که موجب انفجار داخل خودرو می‌شود.

با توجه به وقوع این انفجار در داخل خودرو مصطفی احمدی روشن کشته شده و راننده مصدوم می شود که در حال حاضر در یکی از بخش‌های مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌های تهران بستری است.

دوربین های برخی اماکن نزدیک به انفجار تصاویر موتور سوار و ترک وی را ضبط کرده اند که در اختیار مقامات مسئول قرار گرفته و در حال بررسی است.

در حال حاضر جسد مصطفی احمدی روشن داخل خودرو بوده و به دلیل جراحات و نیز شدت انفجار، قابل انتقال به خارج از ماشین نیست.

پس از انجام اقدامات لازم خودروی احمدی روشن توسط جرثقیل از محل حادثه منتقل شد و راننده وی نیز برای مداوا در بخش سی سی یو یکی از بیمارستانهای تهران  بستری شد.

این ترور در سالروز ترور شهید علی محمدی از اساتید دانشگاه و نخبگان کشور صورت می گیرد و این نشان از برنامه ریزی دشمنان و دست نشانده های آنان برای مقابله با پیشرفت ایران دارد.

صبح امروز بمبی در خودرویی مقابل درب دانشگاه علامه طباطبایی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه‌ طباطبایی واقع در تقاطع بزرگراه شهید همت و خیابان شریعتی منفجر شد که بر اساس انفجار بمب یک استاد دانشگاه کشته ودوتن زخمی شدند.

جواد جهانگیرزاده نماینده ارومیه و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در گفت و گو با خبرنگار شفاف در واکنش به شهادت این استاد دانشگاه گفت: یکی از شهروندان کشور که استاد دانشگاه نیز بوده به شهادت رسیده و این امر جای بحث جدی دارد .چرا که ما باید در امنیت جان همه انسان ها تلاش کنیم.

وی تاکید کرد: اگر صحت داشته باشد و این استاد دانشگاه دانشمند هسته ای باشد،باید بدانیم که دشمن به شدت از موضوع هسته ای شدن جمهوری اسلامی ایران بیمناک است.در عین حال باید توضیح داده شود که چرا در سالگرد شهادت شهید علی محمدی چنین اتفاقی افتاده است لذا باید صبوری کرد تا بررسی ها نتیجه بدهد.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با اشاره به خبرهایی مبنی بر چسباندن بمب به بدنه ماشین تصریح کرد: اگر بمب را به بدنه ماشین چسبانده باشند -همانطور که در روش های قبلی نیز از این روش استفاده کردند -معمولا صهیونیست این کار را انجام می دهند و این رفتار به سرویس موساد بر می گردد .چرا که آنها از روش هایی که هم نتیجه قطعی داشته باشد و هم رعب و وحشت ایجاد کنداستفاده می کنند.

جهانگیر زاده خاطرنشان کرد: حتما چگونگی این انفجار در مجلس بررسی خواهد شد.

رد. به گزارش مشرق ، صفرعلی براتلو دبیر شورای تأمین استان تهران در گفت‌وگو با فارس به جزئیاتی از ترور شهید مصطفی احمدی‌روشن ‌اشاره کرد و اظهار داشت: این بمب از نوع مغناطیسی و همان‌هایی است که قبلا نیز برای ترور دانشمندان از آنها استفاده می‌شده و در واقع کار صهیونیست‌هاست.

وی تصریح کرد: به نظر می‌رسد در آستانه انتخابات تلاش صهیونیست‌ها این است که فضا را امنیتی کنند تا کاهش مشارکت صورت گیرد.

دبیر شورای تأمین استان تهران با بیان اینکه دشمنان ‌احساس کرده‌اند که تحریم‌ها و فشارهای تحریم به تنهایی پاسخ نمی‌دهد، گفت: از این رو آنها تلاش می‌کنند ‌با این ترورها فضا را امنیتی کرده و کاهش مشارکت را در انتخابات رقم بزنند.

براتلو با تأکید بر اینکه این ترورها قطعا محکوم به شکست است و مردم منسجم‌تر و آگاه‌تر می‌شوند، گفت: ‌دشمنان انقلاب اسلامی اهمیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران را دریافته‌اند و دست به این اقدامات می‌زنند.

وی یادآور شد: دشمن می‌خواهد از غفلت ما سوء‌استفاده کند از این رو مردم باید بیشتر در صحنه حضور پیدا کنند.

دبیر شورای تأمین استان تهران در پایان به جلسه شورای تأمین استان در این زمینه نیز اشاره ‌کرد و گفت: شورای تأمین حتما به این مسئله رسیدگی می‌کند.

واكنش همسر شهيد علي محمدي به ترور امروز

همسر شهيد علي محمدي گفت:دانشمندان هسته اي كشورمان صرفا به خاطر مسئوليت پذيري و عاشق علم بودن به شهادت مي رسند.
http://img.irna.ir/1390/13900601/30531570/30531570-1555678.jpg
همسر شهيد مسعود علي محمدي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران ضمن اعلام انزجار و محكوم كردن شهادت يكي ديگر از دانشمندان هسته اي ايران اظهار داشت: ترور اين استاد گرانقدر عمل بسيار منفورانه‌اي است و آنرا محكوم مي كنم و اگر دنيا خواهان عدالت و آزادي است، بايد در جهت مقابله با ترور ها جلوي اقدامات قييح اسرائيل را بگيرد.

واكنش همسر شهيد علي محمدي به ترور امروز

وي گفت: اميدوارم كشور ما كاري كند تا شخصيت ديگري ترور نشود.

http://img.tebyan.net/big/1389/11/20110124152951438_32.jpg


همسر شهيد علي محمدي در ادامه بيان كرد: مقامات جمهوري اسلامي ايران بايد اقدامات جدي‌تري در زمينه ترور شخصيت ها انجام و مظلوميت كشورمان را به جهانيان نشان دهد كه اينگونه دانشمندان ما را صرفا به خاطر مسئوليت پذيري و عاشق علم بودن به شهادت مي رسانند.


وي ادامه داد: آيا دانشمندان ما خطايي دارند؟ آيا وجود عليمحمدي ها نمي توانست باعث پيشرفت بيشتر ايران اسلامي شود؟ من متاسفم كه كشور عزيزمان چنين انسانهايي را از دست مي دهد.

چه کسی فرمان ترور دانشمندان هسته ای ایران را داد؟ +عکس و سند

خبرنامه دانشجویان ایران:خبرنامه دانشجویان ایران: 8 آذر سال 89 بود که خبری در رسانه های ایران و جهان مبنی بر ترور 2 دانشمند هسته ای کشورمان منتشر شد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» مجید شهریاری و فریدون عباسی دو استاد دانشگاه شهیدبهشتی مورد سوقصد قرار گرفته اند.

بر این اساس در ترور اول دکتر مجید شهریاری استاد تمام دانشکده مهندسی هسته ای دانشگاه شهید بهشتی صبح دوشنبه 8 آذر ماه 89 در حالی که با خودروی شخصی خود عازم به دانشگاه شهید بهشتی بود در بلوار ارتش از طریق بمبگذاری مورد سوء قصد قرار گرفت و به شهادت رسید و دو نفر همراه وی مجروح شدند.

در ترور دوم دکتر فریدون عباسی دوانی دیگر استاد دانشگاه شهید بهشتی در میدان نزدیک این دانشگاه در اقدامی مشابه مورد سوء قصد قرار گرفت که بلافاصله متوجه موضوع شده و از محل حادثه می گریزد.

این استاد دانشگاه و همراه وی در این حادثه جان سالم به در بردند.

این اقدام در حالی بود که رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس موسوم به "MI6" ضمن اعتراف به عملیات جاسوسی متعدد علیه ایران، در توجیه فعالیت‌های جاسوسی سازمان متبوع خود مدعی شده بود که دیپلماسی برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران کافی نیست و باید به فعالیت‌های جاسوسی و اطلاعاتی برای مقابله با ایران ادامه داد.

این خبری بود که رسانه‌های خبری مختلف دنیا در روزهای آذر سال 89، اظهارات بی‌سابقه "جان ساورز" رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس ( ام آی 6) را به صورت گسترده پوشش دادند و چند روز بعد دو استاد دانشگاه کشورمان ترور و به شهادت رسیدند.

" جان ساورز " رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس ( ام آی 6) در یکی از بی‌سابقه‌ترین سخنرانی‌های خود تأکید کرده بود که فعالیت‌های اطلاعاتی و جاسوسی می‌تواند ایران را از ادامه فعالیت‌های هسته‌ای باز دارد.
ظاهر شدن رئیس ام آی سیکس در رسانه ها در یک صد سال اخیر بی سابقه بود گفته می شود جان ساورز مجری اصلی و مشورت دهنده مذاکره کننده انگلیسی در مذاکرات 5+1 بوده است.


اظهارات ساورز را از اینجا ببینید.

گفتنی است نام دکتر فریدون عباسی در قطعنامه 1747 شورای امنیت سازمان ملل نیز به عنوان یکی از افراد مرتبط با فعالیتهای هسته‌ای ایران ذکر شده و مشخص است که از مدتها قبل، برای حذف فیزیکی وی برنامه‌ریزی شده است.

به نظر می رسد این افراد مورد شناسایی دستگاه های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا بوده که تلاش داشته اند به هر نحو مانع فعالیت این اساتید شوند.غرب پس از ناکامی در متوقف کردن حرکت ملت و دولت و جامعه علمی ایرانی در مسیر هسته ای شدن صلح امیز خودو درک ناکارآمدی تحریم نقاب صلح طلبی را کنار زده و علنا دانشمندان ایرانی را تهدید به ترور می کند.اخبار بیشتر را اینجا ببینید.

روایت رییس سازمان انرژی اتمی از ماجرای ترورش

عباسی گفت: در همین زمان ها بود که ما با دکتر شهریاری آشنا شدیم و شانزده سال همراه هم بودیم و با کمک سایر اساتید انجمن هسته ای جمهوری اسلامی ایران را پایه گذاری کردیم.

وی افزود: ما به مدت ده سال این انجمن را اداره و بعد به دیگران واگذار کردیم، سال 85 بود که این مساله مطرح شد که من در معرض ترور هستم از این رو مجبور شدم که محل زندگی ام را عوض کنم اما تحت الحفظ نبودم تا اینکه سیستم یادشان رفت من می خواهم ترور شوم، با توجه به اینکه منزلم فروش نرفت مجددا به منزل خودم برگشتم و همسرم نیز راضی بود و استقبال کرد.

رییس سازمان انرژی اتمی کشور گفت: ما هم دیدیم که دوستان حواس شان نیست ماشین خود را رنگ زدیم، دوباره در سال 87 گفتند باید خانه و ماشین را عوض کنید، ماشین 206 من که بمب را به آن چسباندند متعلق به خودم بود.

وی اضافه کرد: بعد از ترور شهید علیمحمدی گفتم من راننده نمی خواهم و ماشین را عوض کردم بعد از ترور ایشان قضیه ترور ما جدی شد، من منتظر ترور بودم برای همین مسیرهای خود را عوض می کردم اما دشمن از نظم من، شهریاری و علیمحمدی استفاده و ما را ترور کرد.

دکتر عباسی گفت: آنها ما را تحت نظر داشتند که چه مقاطع زمانی از یک مسیر می رفتیم و چون بنده و دکتر شهریاری صبح ها از مسیر خاصی به کلاس درس می رفتیم تروریست ها ما را زیر نظر داشتند و در همان مقطع ما را ترور کردند.

وی با تشریح شیوه ترور خود تصریح کرد: شیوه ترور من چسباندن بمب به ماشین بود، من صبح با ماشین مشغول حرکت بودم تا اینکه رسیدم به سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی، با خودم گفتم این منطقه امن است و حتما نیروهای امنیتی هستند و دوربین دارند و کنترل می کنند، بعد بلافاصله بی خیال شدم، با همسرم صحبت می کردم و سخن از صبر به میان آمد تا اینکه یک لحظه صدای چسباندن چیزی به بدنه ماشین را فهمیدم.

رییس سازمان انرژی اتمی کشور گفت: آن روز صبح سه بار رفتم که اسلحه را بردارم بعد گفتم نه لازم ندارم و در دانشگاه وبال گردنم می شود، یکدفعه که سرم را برگرداندم راکب موتورسیکلت طوری وانمود کرد که دستم به ماشین شما خورده است، اما روی کلاه ایمنی او این مساله و چسباندن بمب منعکس شد.

وی تاکید کرد: من بلافاصله متوجه شدم که بمب است، بمب را دیدم که آنتن دارد، بلافاصله ترمز کردم به خانمم گفتم بپر پایین بمب است کمربند من بسته بود، من ترمز که کردم توکل به خدا نمودم و کمربند را باز کردم و پریدم بیرون ماشین را دور زدم دیدم خانمم هنوز پیاده نشده است، خوشبختانه ایشان کمربندش را باز کرده بود، دویدم سمت در و خانمم را از ماشین کشیدم بیرون که بمب منفجر شد البته چون در ماشین را باز گذاشته بودم موج انفجار کمی تحت الشعاع قرار گرفت.

رییس سازمان انرژی اتمی بیان داشت: بر اثر این حادثه شانزده ترکش به خانمم خورد و سه مورد نیز به دست من خورد و یک ترکش نیز به صورتم خورد که یک مورد جزیی بود.

عباسی گفت: بعد از این حادثه به هر حال به بیمارستان رفتیم و بعد متوجه شدیم که دکتر شهریاری و خانم ایشان نیز مورد تهاجم قرار گرفته اند و دکتر شهریاری به شهادت رسیده اند و خانم ایشان نیز جراحت شدیدی برداشته اند که خوشبختانه حال ایشان رو به بهبودی بود.

ادواردو آنیلی edoardo agnelli

 

 

 

 

 

 

شهادت در سالروز تولد

شهادت در سالروز تولد

سخنگوی اداره‌ پلیس کابل در گفت‌وگو با فارس جزئیاتی را درباره ترور رئیس جمهور سابق افغانستان عنوان کرد.

"حشمت الله ستانیکزایی" سخنگوی اداره‌ پلیس کابل در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس اظهار داشت: آقای "برهان الدین ربانی" ساعاتی پیش بر اثر یک حمله‌ انتحاری  در منزل شخصی خود واقع در منطقه‌ وزیر اکبر خان کابل کشته‌ شده‌ است.

وی افزود: یک فرد انتحاری توانسته‌ است با گذر از موانع امنیتی شدید ، خود را به‌ داخل خانه‌ برهان الدین ربانی برساند و در نزدیکی رئیس جمهور سابق افغانستان خود را منفجر کند.

 به‌ گفته‌ این مقام امنیتی ،در این حمله‌ تروریستی  ، "ربانی" بلافاصله‌ کشته‌ شده‌ و چند تن از محافظان وی نیز به‌ شدت زخمی شده‌اند.

سخنگوی اداره‌ پلیس کابل اعلام کرد تحقیقات درباره‌ چگونگی گذر این عامل انتحاری از موانع امنیتی آغاز شده‌ است.

هنوز هیچ گروهی مسئولیت این حمله‌ انتحاری را بر عهده‌ نگرفته‌ است.

برهان الدین ربانی در سال ۱۹۴۰ در ولایت بدخشان افغانستان متولد شده‌ است.
برهان‌الدین ربانی (
۲۹ شهریور ۱۳۱۹ در فیض‌آباد - ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ در کابل) رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان، رئیس جمهور سابق این کشور و نماینده مجلس نمایندگان افغانستان از ولایت بدخشان بود. وی در یک حمله انتحاری در خانه‌اش در محله وزیر اکبرخان کابل کشته شد. ربانی در زمان مرگ رئیس شورای عالی صلح در افغانستان و مذاکره کننده ارشد دولت با گروه طالبان بود.

معروف به استاد ربانی / پروفسور ربانی
زادروز ۲۹ شهریور[نیازمند منبع] ۱۳۱۹ (۲۰ سپتامبر ۱۹۴۰)
زادگاه فیض‌آباد بدخشان،  افغانستان
تاریخ مرگ ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ (۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱)
محل مرگ کابل، افغانستان
اطلاعات سیاسی
تاریخ ریاست از ۲۸ ژوئن ۱۹۹۲ تا ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶
ترتیب دهمین رئیس جمهور افغانستان (دولت اسلامی)
پیش از حامد کرزی
پس از صبغت‌الله مجددی
جناح سیاسی رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان
پست‌های دیگر مجلس نمایندگان افغانستان از ولایت بدخشان
رهبر جبهه ملی افغانستان

ترور یکی از نخبگان هسته ای کشور در شرق تهران

 
تصوير آرشيوي از خودرو دکتر مجيد شهرياري که سال گذشته در يک اقدام تروريستي کشته شد.
منابع آگاه پليس مي‌گويند، يک فيزيک‌دان هسته‌اي ايران در يک حادثه تروريستي توسط افراد ناشناس در تهران ترور شده است.

 شهيد داريوش رضايي نژاد
خبرنگار پرس تي‌وي به نقل از شاهدان گزارش داد، دو مهاجم عصر روز شنبه (1 مرداد، 23 جولاي) در حالي که سوار بر يک دستگاه موتورسيکلت بودند دکتر داريوش رضايي‌نژاد، 35 ساله و همسر وي را هنگام ورود به پارکينگ منزل مسکوني خود در تهران هدف حمله تروريستي قرار دادند.

مهاجمان وقتي به وي نزديک شدند او را به نام صدا کردند و هنگامي که وي سر خود را برگرداند از ناحيه گردن وي را هدف قرار دادند.

دو مرد مسلح همسر داريوش رضايي‌نژاد را در حالي که سعي داشت براي نجات همسر خود افرادي را براي کمک پيدا کند تعقيب کردند.

همسر اين دانشمند هسته‌اي نيز در اين حادثه تروريستي مجروح و فوراً به بيمارستان منتقل شد.

تا کنون هيچ گروهي مسئوليت اين حمله تروريستي را بر عهده نگرفته است.

بنا بر اعلام دانشگاه محقق اردبيلي شهر اردبيل، داريوش رضايي‌نژاد يک فيزيک‌دان هسته‌اي بود.

اين در حالي است که هشت آذر سال 1389 نيز، دو دانشمند هسته‌اي ايران هدف حملات تروريستي قرار گرفتند.

عوامل تروريست در دو اقدام جداگانه با کارگذاشتن بمب در خودرو دکتر مجيد شهرياري و پروفسور فريدون عباسي اين دو دانشمند هسته‌اي ايران را هدف قرار دادند.

در حادثه هشت آذر، دکتر شهرياري بلافاصله جان باخت، اما دکتر عباسي و همسرش مجروح شدند.

وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران 12 آذر و در پي اين حادثه تروريستي اعلام کرد سازمان اطلاعات رژيم اسرائيل (موساد)، سازمان اطلاعات مرکزي امريکا (سيا) و سازمان اطلاعات خارجي انگليس (ام آي 6) در آن حادثه تروريستي نقش داشتند.

اين در حالي است که در قطع‌نامه ضد ايراني 1747 شوراي امنيت سازمان ملل که ماه مارس 2007 ميلادي به تصويب رسيد، نام پروفسور عباسي به عنوان "دانشمند هسته‌اي" آمده است، از اين رو مي‌توان گفت عاملان پشت پرده ترور مي‌توانند کساني باشند که نام اين پروفسور ايراني را در قطع‌نامه 1747 گنجانده‌اند.

luca gaetani lovatelli  لوکا گائتانو لاواتللی

کنت لوکا گائتانی لاواتلی (luca gaetani lovatelli)


مسلمان و شیعه،فرزند یکی از بزرگ‌ترین و معروفترین تولید کنندگان شراب در ایتالیا که به معروف(سلطان شراب)است بود که در سال ۱۳۸۶ کشته شد.
پدر وی مالک کارخانه بزرگ و قدیمی تولید مشروبات الکلی به نام مونتالچینو (Montalcino)می باشد.
لوکا از زمان کودکی از دوستان ادواردو بود.وی در سال 1988 به همراه ادواردو آنیلی به ایران آمد.
در آن زمان ادواردو از طرف شبکه یک تلویزیون ایتالیا مسئول تهیه یک فیلم مستند در مورد ایران شده بود.
در این سفر ادواردو،دوست خود لوکا گائتانو لاواتللی را با خود به ایران آورد.لوکا در این سفر به عنوان فیلمبردار به ایران آمده بود.
در این سفر ادواردو به قدیری ابیانه گفت که با لوکا در مورد اسلام صحبت کرده و او را تا مرز اسلام آورده است اما نتوانسته است او را مسلمان کند اما بر این باور بود که یک هل برای اسلام آوردن او کافی بود و از قدیری میخواهد که با لوکا صحبت کند.قدیری ابیانه نیز به مدت حدود دو ساعت با لوکا در هتل آزادی(اوین)به تنهایی صحبت میکند.جلسه ای که منجر به اسلام آوردن وی و پذیرش تشیع میشود.
لوکا ناچار بود بین
ثروت و عقیده یکی را انتخاب کند و او نیز مثل ادواردو عقیده را برگزیده بود.
لوکا و ادواردو
خبر درگذشت لوکا ۱۳فروردین ۱۳۸۶درحالیکه جسد وی درست مثل دوستش شهید ادواردو در زیر پلی کشف شده بود،منتشر شد.

عکسی از گلاسیو برادر لوکا در کارخانه شراب سازی پدرشان

اساتيد ترور شده از افراد مومن و متعهد جامعه بودند قابل توجه كساني كه تهمت زنان سياه نمايي مي كنند

فریدون عباسی دوانی از متخصصان لیزری وزارت دفاع و از معدود متخصصان جداسازی ایزتوپ است.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/9/8/157587_644.jpg

دکتر فریدون عباسی دوانی که صبح امروز طی یک عملیات تروریستی در میدان دانشجو تهران مجروح شده و به بیمارستان انتقال پیدا کرده ، از ابتدای انقلاب عضو سپاه پاسداران بوده و سه دور در جبهه جنگ عراق بر علیه ایران حضور داشته است. بعد از جنگ دکترای فیزیک هسته ای گرفته است.

وی از سال 72 عضو هیئت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه امام حسین سپاه شده و در ادامه به ریاست دانشکده فیزیک این دانشگاه رسیده است .

وی همزمان نیز در وزارت دفاع کار تحقیقات هسته ای را شروع کرده است.

عباسی 52 ساله از متخصصین لیزری وزارت دفاع و از معدود متخصصان جدا سازی ایزتوپ بود.

وی مسئول آموزش و تحقیقات هسته ای وزارت دفاع نیز بود.

فریدون عباسی ریاست گروه فیزیک در دانشگاه امام حسین سپاه پاسداران هم داشت ولی بندرت به این دانشگاه میرفت.

وی روز دهم اردیبهشت ماه 1386 توسط محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور به علت خدمات علمی به کشور، به عنوان استاد نمونه کشوری و 27 مهرماه امسال نیز در مراسمی در دانشگاه شهید بهشتی که با حضور پرویز داوودی و غلامعلی حدادعادل برگزار شد، مورد تقدیر قرار گرفت.

وی روز دهم اردیبهشت ماه 1386 توسط محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور به علت خدمات علمی به کشور، به عنوان استاد نمونه کشوری و 27 مهرماه امسال نیز در مراسمی در دانشگاه شهید بهشتی که با حضور پرویز داوودی و غلامعلی حدادعادل برگزار شد، مورد تقدیر قرار گرفت.

شهيد دكتر شهرياري از اعضاي شوراي ملي سزامي (مركز تابش سينكروترون براي تحقيقات و علوم كاربردي در خاورميانه) و از مشاوران ايران در اين پروژه بود.


دكتر علي محمدي، استاد فيزيك دانشگاه تهران نيز كه سال گذشته با انفجار بمب در يك اقدام تروريستي به شهادت رسيد، نماينده ايران در اين پروژه علمي منطقه‌اي بود.

گفتني است، طرح سزامي (مركز تابش سينكروترون براي تحقيقات و علوم كاربردي در خاورميانه) مربوط به بهره‌برداري از يك دستگاه سينكروترون در منطقه است که قرار است با همکاري کشورهاي منطقه در کشور اردن راه اندازي شود.

سينكروترون، دستگاهي است كه داراي كاربردهاي مختلفي در تحقيقات علوم بنيادي، فن‌آوري نانو، زيست‌فن‌آوري، باستان‌شناسي، علم ساختارشناسي، مهندسي مواد، محيط زيست، تهيه داروهاي نوين و پزشكي است.

داودی: از شهید شهریاری حفاظت می‌شد

پرویز داودی استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه از شهید دکتر مجید شهریاری محافظت می‌شده است درباره ضرورت ارتقای تدابیر امنیتی برای دانشمندان هسته ای کشور گفت: باید مسائل امنیتی را بیشتر رعایت کنیم و حفاظت را بالا ببریم.

پرویز داودی در پی ترور دو استاد دانشگاه شهید بهشتی و شهادت دکتر شهریاری در گفتگو با  مهر افزود: ضرورت افزایش تدابیر امنیتی برای محافظت از استادان و دانشمندان هسته ای کشور بالا است. البته از این عزیزان حفاظت می شد.

معاون اول رئیس جمهور در دولت نهم اضافه کرد: وقتی مشاهده می شود که چگونه رزمنده و مجاهد بزرگی مانند شهید فتحی شقاقی را شناسایی می کنند به این نتیجه می رسیم که دشمنان قسم خورده انقلاب تمام شناسایی هایشان را کرده اند و از تمام امکانات مالی و اطلاعاتی‌شان استفاده می کنند تا به موقع ضربه‌شان را بزنند.
 
داودی با بیان اینکه کشورمان همیشه در معرض این آسیب ها است گفت: قطعا باید مسائل امنیتی را بیشتر رعایت کنیم و حفاظت را بیشتر بالا ببریم. این ترورها هشدار مجددی به مسئولان نظام است که نسبت به موضوع تامین امنیت و حافظت از این چهره ها حساسیت بیشتری نشان دهند.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی خاطرنشان کرد: با توجه به این که یکسری نظام های اطلاعاتی خیلی متمرکز و پیچیده به دنبال دانشمندان هسته ای کشورمان هستند بنابراین باید تدابیر حفاظتی‌مان را قوی تر کنیم.
 
معاون اول رئیس جمهور در دولت نهم در پاسخ به اینکه نحوه و کیفیت حفاظت از شهید دکتر مجید شهریاری یا دکتر فریدون عباسی دو استادی که مورد سوء قصد دشمنان قسم خورده انقلاب قرار گرفته اند چگونه بوده است  گفت: وزارت اطلاعات و مسئولانی که بیشتر در این زمینه ها دست اندرکار هستند بیشتر می توانند توضیح دهند.
 
داوی با بیان اینکه دشمن فهمید چه کسی را از میان بردارد گفت: شهید دکتر شهریاری از لحاظ علمی یکی از برجستگان بود و یک سر و گردن از همه بالاتر بود. همچنین یک انسان وارسته و با مکارم اخلاق و با تواضع و بسیار متدین و یک انسان کامل بود. دشمنان هم می دانستند که چه کسی را باید بردارند.
 
صبح روز دوشنبه 8 آذر ماه 89 مجید شهریاری و فریدون عباسی دو استاد فیزیک دانشگاه شهید بهشتی در دو حادثه جداگانه مورد سوء قصد قرار گرفتند که در این حادثه دکتر شهریاری به مقام شهادت نائل آمد و دکتر عباسی مجروح شد.

Edoardo Agnelli

Edoardo Agnelli

Edoardo Agnelli (1954 � 2000) son of the industrialist patriarch of Fiat, Gianni Agnelli. Originally expected to be the heir apparent as the only son, his life made it clear he would never succeed his father.

He despised the Agnelli business interests and capitalism. After studying at Atlantic College, he read literature and philosophy at Princeton University.

 this man guid him to convert to islam and shia

he converted to Islam.

 

He spent much time in Africa and India, pursuing his interest in spirituality and also helping poor ones.



Fiat is by far the biggest family firm in Italy, probably the biggest in Europe. It is also one of the oldest. Inevitably, the House of Agnelli has provided the world with a century's worth of gossip about sibling feuds, prolonged regencies, princely debauchery, sudden death. There are only so many disasters which can hit a dynasty, and the Agnellis have had most of them twice.

Gianni married Princes Marella Caracciolo, an elegant and shy woman who set out to humanise him while keeping herself out of the papers. They had two children. One is Margherita Elkann, whose eldest son, John Elkann. The other was the tragic Edoardo.

Gianni's general manager had been his brother Umberto, 13 years younger than him. But Umberto was no good in this prolonged crisis, and in 1980 Gianni replaced him with a non-Agnelli, the thuggish but effective Cesare Romiti. The trouble was that Romiti was no spring chicken himself. So the search for a true heir - like the search for a reincar nated Lama - went on. Edoardo was obviously hopeless. But what about Umberto's son, Giovannino Agnelli (1964-1997) Here was an intelligent young man with industrial experience (his mother owned a scooter factory and let him run it).



So it became understood that Romiti would eventually give way to Giovannino Agnelli, who would in turn succeed his uncle. In 1997, Giovannino died of a rare cancer. Edoardo Agnelli never married, and his son is not expected to take any role in Fiat and he also not interested to capture all business. John Elkann will serve as Vice Chairman of Fiat, a position he has been groomed for over the last five years.

On November 15th, 2000 Edoardo apparently committed suicide by jumping off a banked road, reported by police, which is false. The funeral was immediate. Later that day, the Agnellis began to arrive at the family mansion at Villar Perosa, near Turin. Edoardo was laid in the Agnelli vault on Friday.

 The gigantic Fiat vehicle plants paused for a moment of respect, then resumed production. In subsequent years, only Muslims claimed that Edoardo is a martyr killed by Zionists.

 They claim, some of the close friends of him, that before his death he wanted to go to Tehran and seek political asylum, as his life was in danger. Further more they claim that the zionist regime could not have let such a big wealthy estate run in the hands of a devote muslim, particularly when he is a supporter of Muslims, specially Iran.



IRANIAN PAPER CLAIM EDOARDO AGNELLI MIGHT BE KILLED BY ZIONISTS

IRANIAN PAPER CLAIM EDOARDO AGNELLI MIGHT BE KILLED BY ZIONISTS

PARIS 20 Nov.

 

(IPS) An Iranian newspaper says Edoardo Agnelli, the 46 years-old son of the Italian tycoon Giovanni Agnelli may have been assassinated. The badly mutilated body of Edoardo was discovered Wednesday in deep ravine on the Turin-Savone highway. His car, a Fiat Croma, was found stopped on the sidewalk, bearing no trace of theft or violence. Italian Police concluded to a possible suicide, but the English language newspaper "Iran Daily" claimed, quoting an e-mail received from an unidentified friend of Edoardo, that "being a good Muslim and having a strong faith, it is difficult to believe to his suicide, rather, he might have been assassinated".

According to the same source, Edoardo had converted secretly to Islam several years ago on studying the Koran, the Muslim's holly book and adopted the name of Mehdi. "Because of this conversion that was not accepted by the family, he had been rejected and hospitalised in a psychiatric hospital cared by Zionist doctors", Iran Daily said. Though he was the only son of the elder Agnelli also known as the "Avocatto", but Edoardo never showed much interested in ruling the family conglomerate of Fiat, Italy’s and one of Europe’s largest carmaker and preferred travelling to India to study Hinduism and other Easter philosophies and religions. "Mehdi would express often concerns about dangers presented by Zionists, repeating that he was afraid from their threats, thinking his life was in danger", the paper added, quoting the same source. Family sources confirmed that the New York-born Edoardo was weak and detached, showing more interest in philosophy than in big business. ENDS AGNELLI 201100

 

EDOARDO AGNELLI iraniano LIBRO DOMANDE POSSONO essere ucciso dai sionistiPARIGI 20 novembre (IPS) Un giornale iraniano, dice Edoardo Agnelli, il figlio di 46 anni di età del magnate italiano Giovanni Agnelli potrebbe essere stato assassinato.
Il corpo gravemente mutilate di Edoardo è stato scoperto Mercoledì in profonda forra in autostrada Torino-Savona. La sua auto, una Fiat Croma, è stata trovata si fermò sul marciapiede, senza alcuna traccia di furto o di violenza.
La polizia italiana ha concluso ad un possibile suicidio, ma il quotidiano in lingua inglese "Iran Daily" ha affermato, citando una e-mail ricevute da un amico non identificato di Edoardo, che "essere un buon musulmano e avere una fede forte, è difficile credere a suo suicidio, piuttosto, avrebbe potuto essere assassinato ".
Secondo la stessa fonte, Edoardo si era convertito all'Islam segretamente ad anni diversi anni a studiare il Corano, il libro di Holly il musulmano ed ha adottato il nome di Mehdi. "A causa di questa conversione che non è stata accettata dalla famiglia, era stato respinto e ricoverato in un ospedale psichiatrico curato dai medici sionista", l'Iran Daily.
Anche se era l'unico figlio del vecchio Agnelli noto anche come "Avocatto", ma Edoardo non ha mai mostrato molto interesse la pronuncia della conglomerato famiglia di Fiat, in Italia e uno dei più grande casa automobilistica europea e di viaggio preferito India a studiare l'induismo e le altre Pasqua filosofie e religioni.
"Mehdi si esprimono spesso preoccupazioni circa i pericoli presentati da parte dei sionisti, ripetendo che aveva paura di loro minacce, pensando che la sua vita era in pericolo", aggiunge il giornale, citando la stessa fonte.
Famiglia fonti hanno confermato che il New York-nato Edoardo era debole e distaccato, mostrando maggiore interesse per la filosofia che in un grande business. FINISCE AGNELLI 201.100

در آستانه بیست و چهارمین سالگرد ربوده شدن چهار دیپلمات


آخرین خبرها :

* صداوسيما به‌خاطر به‌كاربردن واژه «شهيد» براي كاظم اخوان از سوي كميته پيگيري سرنوشت 4ديپلمات در دولت تذكر گرفت

* عادل عون: يكي از دوستانم صداي ناله 4ديپلمات ايراني را از ساختمان فالانژها شنيده بود

* روایت وبلاگ آدم ربایی از اعتراض فرزند دیپلمات ربوده شده به کمیته پیگیری

* مشروح گزارش فارس از نشست خبري پيگيري سرنوشت 4ديپلمات و امام موسي صدر

* سید رائد موسوی : نباید برای پیگیری پرونده چهار دیپلمات سیاسی کاری کرد

* ابوطالب : دلايل فراواني براي زنده بودن چهار ديپلمات ايراني وجوددارد

* بررسی طرح هایی با سوریه و لبنان برای رهایی چهار دیپلمات

* موسوي:احمدي‌نژاد در مورد پيگيري سرنوشت 4ديپلمات رويكردي جدي دارد

شهادت مغنیه خسارتی بزرگ برای فلسطینیان است

نایب رییس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی، حماس، با محکوم کردن ترور عماد مغنیه از فرماندهان زبده و برجسته‌ی حزب الله لبنان، شهادت این مجاهد دلاور را خسارتی بزرگ برای فلسطینیان و همه‌ی مجاهدان اسلام دانست.
نایب رییس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی، حماس، با محکوم کردن ترور عماد مغنیه از فرماندهان زبده و برجسته‌ی حزب الله لبنان، شهادت این مجاهد دلاور را خسارتی بزرگ برای فلسطینیان و همه‌ی مجاهدان اسلام دانست.
دکتر موسی ابو مرزوق، نایب رییس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی، حماس، ابو مرزوق شهادت مغنیه را به سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله و آحاد مردم لبنان و امت اسلام و خانواده‌ی این شهید تسلیت گفت.
مرکز اطلاع رسانی فلسطین در ادامه به نقل از وی آورده است: انتخاب دمشق به عنوان مکانی برای ارتکاب این جنایت ترویستی پیام‌های متعددی را دربردارد که مهمترین آن این است که عملیات‌های تروریستی اشغالگران حد و مرزی نمی شناسد و همه‌ی کشورهای منطقه را تهدید می کند.
نایب رییس دفتر سیاسی حماس ضمن اشاره به جنایت‌های تروریستی رژیم صهیونیستی در دهه‌های گذشته در فلسطین، لبنان، تونس، اردن، سوریه و برخی از کشورهای اروپایی گفت: رژیم صهیونیستی با ارتکاب این جنایت‌ها خوی وحشی گری و درنده خویی خود را کاملا ثابت کرد و نشان داد که هرگز نمی تواند از این طبیعت ننگین خود دست بردارد.
وی خاطرنشان ساخت که ترورمغنیه در حالی اجرا شد که کشورهای عربی خود را برای نشستی در دمشق در ماه آینده آماده می کنند.
ابومرزوق از سران عرب خواست تا خود را برای مقابله با خطر"صهیونیسم" که همه‌ی کشورهای منطقه را هدف قرار داده کاملا آماده کنند.
این رهبر برجسته‌ی حماس تاکید کرد ترور مغنیه که نقش ویژه‌ای در پیروزی حزب‌الله در برابر متجاوزان صهیونیست در جریان جنگ تابستان سال گذشته در لبنان داشت، به وضوح شکست مفتضحانه‌ی اشغالگران را در این جنگ ثابت کرده است.
رژیم صهیونستی طی دهه‌های گذشته مرتکب جنایت‌های تروریستی زیادی شده است از جمله: ترور ولکا برنادت، میانجی بین‌المللی سوئدی تبار در سال ۱۹۴۸، ترور مصطفی حافظ در غزه در سال ۱۹۶۵، ترور صلاح مصطفی، وابسته‌ی نظامی سفارت مصر در اردن در سال ۱۹۵۶، ترور غسان کنفانی، داستان نویس مشهور فلسطینی و یکی از رهبران جبهه‌ی خلق برای آزادی فلسطین در سال ۱۹۷۲، ترور سه تن از رهبران برجسته‌ی فلسطینی در لبنان به نام‌های ابو یوسف نجار، کمال عدوان و کمال ناصر طی عملیاتی که ایهود باراک، وزیر جنگ کنونی رژیم صهیونیستی نیز در آن شرکت کرده بود، ترور محمود همشری در سال ۱۹۷۵ در پاریس، ترور خلیل وزیر در سال ۱۹۸۸ در تونس، ترور دکتر فتحی شقاقی، دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین در مالت هنگام بازگشت از لیبی در سال ۱۹۹۵، تلاش برای ترور خالد مشعل، رییس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی حماس در امان، ترورعزالدین شیخ خلیل در سال ۲۰۰۴ در دمشق و ده‌ها جنایت تروریستی دیگر و در مقدمه ترور شیخ احمد یاسین، بنیانگذار جنبش حماس و عبد العزیز رنتیسی و ابوعلی مصطفی و غیره.
عزت الرشق، عضو دفتر سیاسی حماس نیز ترور عماد مغنیه را محکوم کرد و رژیم صهیونیستی و سرویس‌های اطلاعات برون مرزی این رژیم، موساد را مسوول این جنایت خواند.
وی تاكید كرد: ضمن محکوم کردن این جنایت وحشیانه تاکید می کنیم که این جنایت نه تنها روحیه‌ی مقاومت لبنان را تضعیف نخواهد کرد، بلکه موجب پایبندی هر چه بیشتر مبارزان لبنان به گزینه‌ی مقاومت خواهد شد.
الرشق در ادامه تصریح كرده است: این جنایت ما را بر آن داشت تا از رژیم های عربی بخواهیم در سیاست‌ها و مواضع شان در قبال اسراییل تجدید نظر کنند؛ به ویژه این که جنایت مذکور پس از گذشت ۲ ماه از کنفرانس آناپولیس رخ داد و این امر تاکید می‌کند تجاوزگری و ترور مشی تغییر ناپذیر اسراییل است.
این مقام فلسطینی هم‌چنین شهادت مغنیه و یکی از محافظانش را به سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان و ملت لبنان تسلیت گفت و از ملت لبنان خواست تا در جهت تحکیم و تقویت وحدت ملی به عنوان رکن رویارویی با اقدامات تروریستی اسراییل تلاش کنند.