شرایط دشوار مسلمانان روهینگیا میانماری در هند


هزاران تن از مسلمانان روهينگيا آواره ميانماري در شرايطي بسيار دشوار در کمپ‌هاي پناهندگان در هند زندگي مي‌کنند.اين آوارگان روهينگيا مي‌گويند آنها به غذا و خدمات بهداشتي فوري در هند نياز دارند.يکي از زنان روهينگيا که در کمپ پناهندگان در هند زندگي مي‌کند، گفت: «مردان ما بيکار هستند. اگر هم آنها کاري انجام دهند، دستمزد بسيار کمتري (نسبت به ديگران) دريافت مي‌کنند. کودکان ما به خاطر نبود مواد غذايي و داروي کافي، از مشکلات شديد بهداشتي رنج مي‌برند. ما نيازمند کمک هاي فوري غذايي و دارويي هستيم.»

ادامه نوشته

دولت آمریکا 60سال مرغ سرطان‌زا به خورد مردم داد


به گزارش سایت اوباما، پایگاه خبری وورد تروث در گزارشی تصریح کرد: بعد از 60 سال پنهان کردن آلودگی گوشت مرغ‌های مرغداری‌های آمریکایی به سم آرسنیک و امید به اینکه کسی به آن توجه نخواهد کرد، سرانجام اداره دارو و غذای آمریکا (FDA) تایید کرد که گوشت مرغ‌ها دارای آرسنیک با میزان دوز بالا بوده که محرّکِ سرطان به شمار می‌رود.

ادامه نوشته

وقتی مک دونالد می گوید کار خیر می کند ، اما نمی کند


شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)-سایت اینترنتی روزنامه واشینگتن تایمز در خبری اعلام کرد: مک دونالد - بزرگترین رستوران زنجیره‌ای غذای فوری جهان - همیشه با افتخار از کارهای خیری که می کند دم می زند اما وقتی پای عمل که می رسد چندان به قول های خود پایبند نیست .

ادامه نوشته

امریکا کمک غذایی به میلیون‌ها امریکایی را کاهش دد




با پايان يافتن زمان قانوني ارائه کمک‌ غذايي در امريکا، دولت اين کشور پرداخت کالابرگ‌هاي غذايي به ميليون‌ها امريکايي را متوقف کرده است. برنامه الحاقي کمک غذايي امريکا از ۱۰ آبان (۱ نوامبر) براي نزديک به ۴۸ ميليون امريکايي کاهش یافته است. لورين ميلر، رئيس موقت انجمن ملي پيشرفت رنگين پوستان امريکا گفت: «مقام‌هاي منتخب ما هنگامي اين کمک‌ها را قطع کرده‌اند که بسياري از خانواده‌هاي امريکايي هنوز هم از نرخ بالاي بيکاري و افزايش بي‌خانماني رنج مي‌برند.»

م

ادامه نوشته

«نسل کشی در آفریقا ادامه دارد»



یک تحلیل‌گر سیاسی می‌گوید، چندین دهه است که سیاست نسل کشی در آفریقا ادامه دارد.

مصاحبه با لارنس فریمن

 آنها به جای ساخت امور زیر بنایی در امور سوختی، آب رسانی، حمل و نقل ریلی و کشاورزی که می‌تواند به مردم کمک کند، تصمیم گرفته‌اند که آنها را بکشند."شبکه پرس تي‌وي با لارنس فريمن، از نشريه بررسي اطلاعات اجرايي (Executive Intelligence Review) ساکن واشنگتن در مورد فقر و سوء تغذيه در سراسر جهان بويژه در آفريقا مصاحبه‌اي را ترتيب داده است.


ادامه نوشته

سازمان ملل: سوء تغذیه جان 362 کودک در نیجر را گرفته است



بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، بيش از ۳۶۰ کودک زير ۵ سال در کشور آفريقايي نيجر از آغاز سال جاري ميلادي تا نهمين ماه آن بر اثر سوء تغذيه جان خود را از دست داده‌اند. دفتر سازمان ملل براي هماهنگي امور انسان دوستانه در نيامي اعلام کرد، کودکان زير ۵ سال بين‌ماه‌هاي ژانويه تا سپتامبر در منطقه زيندر جان خود را از دست دادند. در گزارشي که دفتر مذکور منتشر کرد، آمده است: «بر پايه آخرين گزارش ايپدميولوژي در مورد وضعيت در زيندر، ۷۹ هزار و ۸۷ مورد سوء تغذيه حاد در بين کودکان زير ۵ سال وجود داشته که از اين بين ۳۶۲ مورد در بازه زماني ۱ ژانويه يا ۲۳ سپتامبر به مرگ منجر شده است.»


ادامه نوشته

تولیدگران ترین قهوه از مدفوع گربه!!+عکس



بیش از40 هزار نفر با امضای توماری، از فروشگاه مشهور هارودز لندن خواستند تا فروش یک نوع قهوه گرانقیمت تولید شده از مدفوع گربه Civet را متوقف کند.به گزارش قدس آنلاین به نقل از العالم، کاپی لواک (Kopi Luwak) نام نوعی قهوه است که از دانه‌های قهوه دفع شده از یک پستاندار به نام گربه Civet از خانواده «راسویان» بدست می‌آید.


ادامه نوشته

کشته شدن 258 هزار سومالیایی براثر گرسنگی در یک سال و نیم اخیر


کشته شدن 258 هزار سومالیایی براثر گرسنگی در یک سال و نیم اخیر


سازمان ملل در یکی از گزارشات خود اعلام کرد: از اکتبر 2010  تا آوریل 2012، حدود 258 هزار سومالیایی بر اثر گرسنگی در کشور سومالی فوت شدند.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، در این گزارش که از سوی سازمان غذا و کشاورزی (فاو) و شبکه زنگ خطر گرسنگی سازمان ملل متحد صادر شده، آمده است: قحطی و فقدان امنیت غذایی، منجر به فوت 258 سومالیایی بین اکتبر 2010 تا آوریل 2012 شده است.

در این گزارش که روز پنجشنبه صادر شده، همچنین آمده است: 133 هزار نفر از قربانیان گرسنگی در سومالی، کودکان زیر پنج سال بوده اند.

براساس گزارش پایگاه خبری اسکای نیوز عربی، کشور سومالی از نوعی بحران غدایی شدید رنج می برد که موجب وقوع قحطی شش ماهه در این کشور شده است.

دخالت يک مقام وابسته به ملکه انگليس در توزيع گوشت اسب


گاردين:
يک شرکت مرتبط با خانواده سلطنتي انگليس گوشت گاو چرخ کرده آلوده به يک شرکت توليد مواد غذايي که غذاي بخش هاي خدمات عمومي در انگليس را تامين مي کند، فروخته بود.
به گزارش سرويس بين‌ الملل باشگاه خبرنگاران ؛ به نوشته شماره امروز روزنامه گاردين در اينترنت:‌ يک شرکت تجاري تحت مالکيت خانواده لرد وستي سرپرست اسب هاي ملکه انگليس تاييد کرده است که گوشت گاو مخلوط با گوشت اسب به يکي از بزرگترين شرکتهاي خصوصي توليد مواد غذايي در اين کشور فروخته است.

اين عضو مجلس اعيان  از سال 1995 رئيس گروه غذايي وستي بوده است  و به گزارش پايگاه اينترنتي سلطنتي انگليس، سرپرست اسبهاي ملکه درواقع مامور عالي رتبه خاندان سلطنتي است که مسئول اصطبلهاي سلطنتي و کالسکه ها و اسبهاي ملکه است.

اين شرکت که از زمان تاسيس آن در سال 1897  تحت مالکيت خانواده وستي بوده است، گوشت گاو چرخ کرده و گوشت گاو حلال حاوي بيش از يک درصد گوشت اسب را  به شرکت غذايي سودکس فروخته است  که تامين کننده غذاي بخش هاي خدمات  عمومي از جمله نيروهاي مسلح،‌ مدارس، آسايشگاهها و زندانها است.

سودکس 22 فوريه اعلام کرد، در پي کشف DNA اسب در يکي از نمونه فرآورده هاي گوشتي آزمايش شده،  همه فرآورده هاي گوشتي منجمد را از اکثر مراکز فروش جمع آوري کرده است. اما اين شرکت از ذکر نام عرضه کننده فرآورده هاي گوشتي آلوده خودداري کرد. دولت انگليس نيز درخواست نمايندگان پارلمان را براي ذکر نام شرکت عرضه کننده نپذيرفت.

سايت بيزينس ويک؛ طي گزارشي درمورد منع مصرف گوشت اسب نوشت؛ در دوران باستان، مردم قاره سبز بدون توجه به اصول و قواعد شرعي و انساني، گوشت اسب را مانند ساير مواد موجود در آن زمان استفاده مي‌کردند، اما در قرن هشتم پاپ "گرگوري سوم" (Gregory III) خوردن گوشت اسب را از آيين بت پرستي نام برد و آن را مغاير با اصول شرعي و انساني برشمرد.

 ولي با اين وجود، در حال حاضر گوشت اسب همچنان در منوي رستوران‌هاي اروپا وجود دارد و مردم سالانه حدود 80 هزار تن، از اين گوشت شيرين مزه، ترد و کم چرب را مصرف مي‌کنند.

وجود داروي "فنيل بوتازون" در گوشت اسب

براساس گزارش ديلي ميل؛ با توجه به آزمايشات انجام شده بر روي گوشت اسب که توسط "اداره استاندارد غذاي انگليس" (FSA) صورت گرفت، مشخص شد که نوعي ماده دارويي در گوشت‌هاي صادراتي وجود داشت.

براساس اين گزارش، اسب‌هايي که در کشتارگاه ناشناسي در انگليس سلاخي شدند، طي آزمايشاتي مشخص شد که نوعي داروي ضد التهاب به نام "فنيل بوتازون" (Phenylbutazone) در گوشت آنها وجود داشت؛ اما نکته قابل توجه اين است که نتايج آزمايشات زماني منتشر شد که مقادير زيادي از گوشت‌هاي بسته بندي شده به سراسر اروپا صادر شد و مردم زيادي در رستوران‌ها و مدارس آنها را تناول کردند.

فنيل بوتازون دارويي است که براي درمان بيماري حيوانات از آن استفاده مي شود، بنابراين مي‌توان اين نتيجه را گرفت که اسب‌ها دچار نوعي بيماري بودند که اين دارو براي درمان آنها مورد استفاده قرار گرفته است.

"ماري کريف" (Mary Creagh) سخنگوي حزب کارگر و يکي از نمايندگان مجلس انگليس، که از ابتدا در بطن ماجرا حضور داشت، در اين باره گفت: انتظار مي‌رود که در هفته‌هاي آتي ابعاد تازه و گسترده‌تري از اين رسوايي افشا شود.

رسوايي فروش گوشت اسب بجاي گوشت گاو

به گزارش ديلي ميل؛ علاوه بر وجود ماده ذکر شده در گوشت اسب، رسوايي ديگري نيز در اين قضيه وجود دارد؛ اينکه در غذاي آماده برخي شرکت‌ها که بر روي آنها ليبل "گوشت گاو" (beef) قرار داشت، پس از پخت و مصرف اين گوشت‌ها مشخص شد که طعم آنها مثل سابق نبود.

بنابراين پس از آزمايشاتي که بر روي اين محصولات صورت گرفت، مشخص شد درصد کمي از "دي ان اي" (DNA) گوشت اسب در آنها وجود دارد که حتي به گزارش سايت "گاکر" (gawker) در برخي  موارد، اين ميزان به صد در صد هم رسيد.

مهم‌ترين شرکت متهم شده در اين ماجرا، شرکت محصولات غذايي "نستله" (Nestle ) فرانسه است. شرکت نستله که بزرگترين شرکت توليد کننده مواد غذايي و کشاورزي جهان به شمار مي آيد طي بيانيه اي اعلام کرد با توجه به جنجالي که بر سر استفاده از گوشت اسب به جاي گوشت گاو در اروپا در گرفته است مواد غذايي نستله آزمايش شده اند که در دو دسته از غذاها دي ان اي اسب پيدا شده است.

نستله تاکيد کرد علاوه بر اين دو غذا، يک نوع خوراک لازانياي آماده را که براي صنايع غذايي فرانسه توليد مي‌شد به علت پيدا شدن اثر گوشت اسب در آن از بازار خارج خواهد کرد.

"دافيد را-ريز" (Dafydd Raw-Rees) ، صاحب کارخانه فرآوري گوشت "فارمباکس ميتس" (Farmbox Meats) در "ولز" (Wales) که پس از انتشار اين موضوع، کارخانه وي بسته شد، يکي از مهم‌ترين عناصر در رسوايي استفاده از گوشت اسب است.

دافيد را-ريز، که در خانواده‌اي مرفه به دنيا آمده، فردي بسيار ثروتمند است که همه او را در روستاي شهر "آبريستويت" (Aberystwyth)در ولز به خوبي مي‌شناسند.

وي به اين دليل متهم شده که گوشت اسب را از کشتارگاه خريداري کرده و پس از ترکيب با گوشت گاو، آن را در بسته بندي که صرفا مخصوص گوشت گاو بوده، فروخته است.

با اين وجود، را-ريز هرگونه اتهامي را رد کرد و کارخانه وي با وجود حکم ادراه استاندارد غذا، پس از وقفه‌اي کوتاه به طور عجيبي مجددا باز شد، که به عقيده برخي‌ها احتمالا نفوذ ثروت وي عامل آن بوده است. وي همچنين در صحبت‌هايش ادعا کرد که محصولات کارخانه او به بلژيک صادر شده و در انگليس و کشورهاي همسايه وجود ندارد.

يکي ديگر از متهمان کليدي اين پروند شخصي به نام "جان فيسن" (Jan Fasen) است، که بنابر گزارشات، او هم ليبل "گوشت خالص گاو" را بر روي بسته‌هايي از برگر و لازانيا زده بود که درصدي از گوشت اسب هم در آنها وجود داشت.

اما جان فيسن ادعا مي‌کند، گوشت‌هاي خريداري شده از کشور روماني (کشتارگاه‌هاي روماني از متهمان اصلي هستند که بواسطه فروشگاه‌ها گوشت ناخالص را عرضه کردند) ، به درستي ليبل گذاري شدند و به هچ وجه اين رسوايي را نپذيرفت.

يکي از مشتريان دائم و ثابت اين تاجر، شرکت فرانسوي "اسپانگهيرو" (Spanghero) است که غذاهاي آماده تقلبي را به شرکت "فاينداس" (Findus) در انگليس فروخته است.

اين درحالي است که فيسن در ژانويه سال گذشته نيز، گوشت اسب را به عنوان گوشت "حلال" به بازار عرضه کرد. براساس گزارشات مستند، وي تاکنون حدود 3.5 ميليون پوند کلاهبرداري کرده است.

    

از وقتي ماجراي واردات گوشت اسب  در اروپا مطرح شد، فروش گوشت و مواد غذايي منجمد حاوي گوشت و فرآورده هاي آن، در انگليس بيست درصد و در فرانسه پنج درصد کاهش يافته است.

هنوز معلوم نيست ماجراي توزيع گوشت اسب در اروپا به صنايع گوشتي چقدر آسيب وارد کرده اما روشن است که اين ماجرا به نفع قصابي‌ها و فروشگاه‌ها تمام شده است.


در جدول زير اسامي ساير شرکت‌هاي متخلف ذکر شده است:




مرگ سالانه ۲۳هزار زن در آمریکا به دلیل مصرف مشروبات الکلی


مصرف بیش از حد مشروبات الکلی هر ساله دست کم از میان زنان۲۳ هزار قربانی می گیرد.

به گزارش فرهنگ نیوز، یک هشتم زنان آمریکایی سه بار در ماه بدمستی می کنند و سالانه بیست و سه هزار زن و دختر بر اثر مصرف بیش از حد مشروبات الکلی در این کشور می میرند.

تازه ترین گزارشی که مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها (سی دی سی) در آمریکا منتشر کرده است، نشان می دهد حدود ۱۴میلیون زن آمریکایی سه بار در ماه بدمستی می کنند.

این درحالی است که این یک سرگرمی بی خطر برای آنها به شمار نمی رود. مصرف بیش از حد از مشروبات الکلی سالانه عامل مرگ ۲۳ هزار زن و دختر در آمریکا است.

"وندی والش" کارشناس درباره تاثیر منفی نوشیدن مشروبات الکلی بر زنان از جمله در بروز سرطان سینه می گوید: "این گزارش نشان می دهد که حتی بسیاری از دختران دبیرستانی به مصرف بیش از حد از مشروبات الکلی روی می آورند. از هر پنج دختر دبیرستانی در آمریکا یکی بیش از حد از مشروبات الکلی استفاده می کند. بدن زنان نمی تواند این میزان الکل را تحمل کند و در سوخت و ساز آن با مشکل مواجه می شود. به همین علت این رفتار برای دختران جوان بسیار مخاطره آمیز است.گزارش سی دی سی نشان می دهد بدمستی کردن در زنان آنها را مستعد سرطان سینه، بیماری های قلبی و بیماری های کبد می سازد."

این کارشناس علت این نوع رفتارها در زنان را ناشی از الگوپذیری از مردان می داند و اینکه این رفتار به شکلی نادرست نمادی از آزادی افراد تلقی شده است. اما وی این مسئله را یک "تله آزادی" می خواند که زنان را گرفتار می کند.

وزیع مواد غذایی مسموم میان زائران حسینی


هشدار وزارت بهداشت عراق درباره توزیع مواد غذایی مسموم میان زائران حسینی

خبرگزاری فارس: وزارت بهداشت و سرویس مبارزه با تروریسم عراق اعلام کردند اطلاعاتی در دست است که نشان می‌دهد، تروریست‌ها قصد دارند مواد غذایی مسموم میان زائران عزادار حسینی پخش کنند.

خبرگزاری فارس: هشدار وزارت بهداشت عراق درباره توزیع مواد غذایی مسموم میان زائران حسینی



به گزارش فارس به نقل از رسانه‌های عراقی، وزارت بهداشت عراق درباره احتمال پخش اغذیه مسموم میان زائران در ایام عزاداری دهه اول محرم، از سوی تروریست‌ها هشدار داد و از زائران خواست تا احتیاط کنند.

در بیانیه وزارت بهداشت عراق آمده است: هموطنان مراقب باشند زیرا احتمال دارد، تروریست‌ها میان آنها غذا، نوشیدنی و ادویه مسموم پخش کنند.

این وزارت‌خانه در ادامه از زائران عزادار حسینی خواست تا هرگونه مورد مشکوک را به نیروهای امنیتی گزارش دهند.

خبرگزاری عراقی «براثا» نیز نوشت: سرویس مبارزه با تروریسم عراق نیز از طرح تروریست‌ها برای مسموم کردن زائران حسینی خبر دارد و از تمامی زائران خواست تا از خوردن غذا در کاروان‌های بدون مجوز خودداری کنند.

مک دونالد ؛ ظاهری خوب برای نابودی انسان

مک دونالد ؛ ظاهری خوب برای نابودی انسان

به راستی، چه ارتباطی است میان «مک دونالد» و گرسنگی در جهان، نابودی جنگل‌های استوایی و سلامت انسان‌ها؟!

در پس لبخند به ظاهر بی‌غل و غش رونالد مک دونالد چه میگذرد؟دلقک نمادین این رستوران زنجیره‌ای، حقیقتی وحشتناک پنهان است : بهره‌برداری جهانی از انسان‌ها، حیوانات و طبیعت!

از سال۱۹۷۰ م. کره زمین به دلیل مصرف‌گرایی روزافزون و بهره‌برداری بی‌رویه کشورهای صنعتی غربی از منابع، ۳۰% از ثروت‌های طبیعی خود را از دست داده است و اوضاع همچنان رو به وخامت می‌رود. عامل این مصرف‌گرایی افراطی، غول‌های چند ملّیتی از جمله شرکت‌های بزرگ غذاهای آماده، مانند مک دونالد هستند که جهان سوم و ساکنان آن را به اسارت گرفته‌اند. مک دونالد، بزرگ‌ترین ثروت غیرمنقول جهان به شمار می‌رود که سالانه ۲ میلیارد دلار صرف تبلیغات خود می‌کند؛ امّا چه چیزی در پس چهره خندان و رنگین این غول غذاهای آماده که ادّعای نوع‌دوستی‌اش گوش فلک را کر می‌کند، پنهان است؟

مک دونالد و گرسنگی در جهان

مک دونالد صرفاً یکی از صدها شرکت غول چند ملّیتی است که در گستره‌های عظیم کشورهای فقیر، سرمایه‌گذاری کرده و پا گرفته‌اند. پهنه‌هایی که سران و بزرگان تشنه دلار این کشورها با بیرون راندن کشاورزان کم بضاعت از مزارعشان به سودجویان غالباً غربی واگذار کرده‌اند! قدرت دلار در واقع بدین معناست که کشورهای فقیر با هدف کسب تکنولوژی و دریافت محصولات صنعتی، چاره‌ای جز این نمی‌بینند که به تولید هر چه بیشتر موادّ خوراکی در راستای صادرات آن به آمریکا، اقدام کنند. در این ارتباط، باید گفت که ۳۶ کشور از مجموع ۴۰ کشوری که در شمار فقیرترین‌ها محسوب می‌شوند، محصولات غذایی خود را به ثروتمندترین کشورها صادر می‌کنند.

در واقع، برخی کشورهای جهان سوم که غالب کودکانشان از سوءتغذیه رنج می‌برند، راهی جز صادر کردن تولیدات کشاورزی خود که جزو نیازهای اوّلیه‌شان محسوب می‌گردد، پیش رو نمی‌بینند. از جمله این محصولات، می‌توان به موادّ غذایی لازم برای فربه ساختن دام‌ها اشاره کرد که سیلشان، بازار همبرگرهای جهان غرب را برداشته است. بدین‌سان، میلیون‌ها هکتار از زمین‌های قابل کشت کشورهای فقیر به استفاده کشورهای غربی اختصاص یافته است (چای، قهوه، توتون و …)، در حالی که در خود این کشورها مردم از گرسنگی جان خود را از دست می‌دهند. مک دونالد آمریکایی به گونه‌ای مستقیم در این امپریالیسم اقتصادی که بخش اعظم مردم رنگین پوست را در فقر و گرسنگی فرو برده است، دخالت دارد و این در حالی است که مشاهده می‌کنیم، بسیاری از مردم سفیدپوست، هر روز بر حجم چربی‌های خود می‌افزایند.

در کشورهای آمریکای لاتین، دام‌ها به کمک دانه‌های غلّات تغذیه می‌شوند تا گوشت مصرفی همبرگرهای مک دونالد و دیگر چند ملّیتی‌های غذاهای آماده، تأمین گردد. گلّه‌های دام، ده برابر، بیش از انسان‌ها دانه و سویا مصرف می‌کنند؛ زیرا برای به دست آوردن یک کیلو گوشت گاو که مک دونالد، بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آن در سطح جهان به شمار می‌رود، به ۱۰ کیلوگرم پروتئین گیاهی نیاز است. بنابراین، برای تولید یک تن گوشت، لازم است هفت برابر بیشتر پروتئین گیاهی مصرف گردد. به عبارت دیگر، ۱۴۵ میلیون تن دانه غلّاتی که به خوراک دام‌ها می‌گردد، تنها ۲۱ تن گوشت و محصولات جانبی تولید می‌کند و این بدان معناست که سالانه ۱۲۴ میلیون تن غلّات به ارزش ۲۰ میلیارد دلار آمریکا به هدر می‌رود؛ در حالی که طبق محاسبات انجام گرفته این مبلغ می‌تواند امکان تأمین خوراک، پوشاک و مسکن کلّ جمعیّت جهان را به مدّت یک سال فراهم آورد. بی‌اغراق می‌توان گفت هنگامی که لقمه‌ای از ساندویچ بیگ مگ، این چند ملّیتی آمریکایی از حلقمان فرو می‌رود، در واقع لقمه‌ای از دهان یک گرسنه دزدیده شده است (۵ هکتار سویا می‌تواند پروتئین لازم برای ۶۰ فرد گیاه‌خوار را تأمین کند؛ در حالی که به عنوان خوراک دام، مقدار پروتئین لازم برای تنها دو نفر تأمین می‌گردد).

به عبارت دیگر، در حالی که میلیون‌ها نفر از مردم جهان از فرط گرسنگی جان می‌بازند، مناطقی وسیع از کشورهای جهان سوم به پرورش دام یا کشت دانه‌ها به هدف تغذیه حیواناتی که مقصد نهایی‌شان شکم غربی‌هاست، اختصاص می‌یابد. بدین سان، کشورهای در حال توسعه، تحت فشار طرح‌های تعدیل ساختاری پیشنهادی «صندوق بین المللی پول» و «بانک جهانی» به این شکل، کشاورزی صادراتی به زیان کشاورزی مورد نیاز مردم محلّی روی می‌آورند. نتیجه آنکه، بیش از سه چهارم زمین‌های کشاورزی جهان به حیوانات پرورشی و ۴۰% کشت غلّات به تغذیه دام‌ها اختصاص یافته است. «اروپا» به میزان هفت برابر مساحت کشاورزی خود از زمین‌های جهان سوم به منظور تغذیه دام‌های این قارّه استفاده می‌کند و این در حالی است که ۸۰۰ میلیون فرد بشر از گرسنگی رنج می‌برند.

دیگر آنکه، دام‌های پرورش‌یافته در سطح کره زمین سالانه حدود ۳۶۰۰ میلیارد متر مکعب آب مصرف می‌کنند؛ در حالی که این عنصر حیاتی چالش عمده قرن بیست و یکم به حساب می‌آید؛ زیرا ۱۵ میلیون نفر از جمعیّت جهان، سالانه به دلیل عدم دسترسی به این مادّه حیاتی، جان خود را از دست می‌دهند. بدین‌سان، مردم کشورهای فقیر از گرسنگی می‌میرند؛ در حالی که زمین‌های آنان صرف منافع چند ملّیتی‌های غربی گردیده، مورد بهره‌برداری بیش از حدّ آنها قرار می‌گیرد و این منطق لیبرال است، سودجویی پیش از هر چیز، حتّی امنیّت غذایی!

مک دونالد ؛ ظاهری خوب برای نابودی انسان

نابودی کره زمین

شرکت‌های چند ملّیتی غذاهای آماده از زیباترین جنگل‌های جهان را با سرعتی غیرقابل تصوّر به نابودی می‌کشانند. از سال ۱۹۶۰ م. مساحتی معادل وسعت «اسپانیا» و از سال ۱۹۷۵ م. گستره‌ای به اندازه کلّ وسعت «پرتغال» و «فرانسه» از «جنگل آمازون» تخریب گردیده و با آهنگ کنونی (دقیقه‌ای ۲۵ هکتار)، نابودی کامل آن برای پنجاه سال آینده پیش‌بینی شده است.

گاوین ادواردز، هماهنگ کننده بین‌المللی مبارزات «سازمان صلح سبز» برای حفظ جنگل‌ها، با تأکید بر ارتباط میان فعّالیت‌های مک دونالد، از میان چند ملّیتی‌های «فست فود» و جنگل‌زدایی بی‌رویّه، می‌گوید: مک دونالد برای کشت سویای مورد نیاز تغذیه ماکیانی که به غذاهای آماده رستوران‌های زنجیره‌ای این شرکت مبدّل می‌گردند، منطقه آمازونی را نابود می‌سازد. تلاش‌های ما تأثیر این چند ملّیتی‌ها و شرکای آنان را بر جنگل‌ها، زیستگاه‌های طبیعی و انواع و گونه‌های بسیار غنی گیاهی و جانوری به طور مستقیم به نمایش می‌گذارد.

میلیون‌ها نفر از افراد بشر به آبی که از این جنگل‌ها جاری است، وابسته‌اند. در منطقه آمازونی که حدود یکصد هزار مزرعه پرورش گاو را در خود جای می‌دهد، باران‌های شدید درّه‌های فاقد درخت را به طور کامل می‌شوید و موجبات فرسایش زمین‌ها را فراهم می‌آورد. بدین گونه، زمین خشک و برهنه در زیر آفتاب سوزان منطقه استوایی به زمینی بی‌حاصل برای کشاورزی تبدیل می‌گردد. کارشناسان معتقدند این نابودی در هر پنج ساعت، به انقراض نسل یکی از انواع و گونه‌های حیوانی، گیاهی یا حشرات می‌انجامد.

منطقه استوا در حصار کمربندی سبز، متشکّل از جنگلی فوق العادّه زیبا و حارّه‌ای قرار دارد که پنج میلیون سال از گزند هر گونه تمدّن و توسعه انسانی در امان بوده و نیمی از اشکال زندگی کره زمین، از جمله سی هزار گونه گیاهی را در خود شکل بخشیده است. مک دونالد، امروز خود اعتراف دارد که از گوشت گاوهایی استفاده می‌کند که در زمین‌هایی که به جنگل‌های استوایی متعلّق است، پرورش یافته‌اند و بدین سان مانع احیای جنگل‌ها گردیده است. آنچه از این حیوانات دفع می‌گردد، مسئول ۴۰% از انتشارات جهانی گاز آمونیاک است که یکی از دلایل عمده بارش باران‌های اسیدی به شمار می‌رود.

در واقع، مک دونالد و برگر کینگ، دو شرکت از مجموع شرکت‌های بی‌شمار آمریکایی‌اند که از حشره‌کش‌ها به منظور نابودی مناطقی وسیع از جنگل‌های حارّه‌ای در آمریکای مرکزی و ایجاد چراگاه‌های مورد نیاز دام‌هایی استفاده می‌کنند که سپس در ایالات متّحده – که به کشور فست فود معروف است – به همبرگر، خوراک حیوانات و نیز موادّ لازم جهت بسته‌بندی غذاهای آماده تبدیل می‌شوند و اگرچه این چند ملّیتی‌ها خود مدّعی‌اند از کاغذهای بازیافت شده، برای رفع نیازهای خود بهره می‌گیرند؛ امّا واقعیّت این است که ۱۳۰۰ کیلومتر مربع از جنگل باید تخریب گردد تا کاغذ مورد نیاز یک سال بسته‌بندی فست فود فراهم آید. علاوه بر این، مردم بومی که توسط شبه نظامیان تحت امر چند ملّیتی‌ها و نیز نیروهای دولتی از زمین‌های خود رانده می‌شوند، به اجبار در دیگر مناطق جنگلی اسکان یافته و به ناچار به نابودی جنگل‌ها دامن می‌زنند.

از دیگر سو، ۲۱۰۰۰ شعبه مک دونالد، در جای جای کره زمین، به تنهایی سالانه بیش از یک‌هزار تن زباله جعبه بسته‌بندی غذا تولید می‌کنند که خود مستلزم استفاده از موادّ شیمیایی آلاینده است. مک دونالد و دیگر رستوران‌های زنجیره‌ای فست فود یا غذاهای آماده، شعارهای خود را صرفاً با این هدف، بر حفظ محیط زیست، متمرکز ساخته‌اند که به دنبال امتیازات مالی و نیز جلا بخشیدن به تصویر مخدوش خود نزد مردم کوچه و بازار و مشتریان خود هستند.

بدین سان، مک دونالد و دیگر شرکت‌های چند ملّیتی مشابه، طیّ تهاجم استعماری خود، زمینه را برای وقوع یک فاجعه زیست‌محیطی فراهم می‌آورند. آنها زمین‌ها را نابود ساخته، امنیّت غذایی مردم محلّی را از بین می‌برند، بومیان را قتل عام می‌کنند و اقوام متعدّد و کشاورزان کوچک را از زمین‌های آبا و اجدادی‌شان بیرون رانده و هزاران سال زندگی آرام و بی‌دغدغه آنان را کاملاً مختل می‌سازند. به غیر از این، موادّ شیمیایی به کار رفته در کشاورزی، به طور منظّم آب‌های زیرزمینی و جریان‌های آب دهکده‌های اطراف را آلوده ساخته، سبب مرگ روزانه ۶۰۰ کودک می‌گردد.

جنگل‌زدایی فزاینده این چند ملّیتی‌ها، طیّ ۱۵۰ سال گذشته، گازهای گلخانه‌ای را حدود ۳۰% افزایش داده است. جنگل از طریق جذب گاز کربنیک نقشی اساسی در کنترل آب و هوا و حفاظت از منابع آب شیرین ایفا می‌کند. این، نمونه‌ای کامل از استکبار و انحراف شرکت‌های چند ملّیتی غربی است که بی‌وقفه در اندیشه سودجویی‌اند و کره زمین و جنگل‌های آن نیز به شکلی تراژیک این سیاست‌ها را متحمّل می‌گردند.

هنگامی که می‌دانیم به عنوان مثال، در ایالات متّحده آمریکا، سرزمین غذاهای آماده، در هر ساعت یک میلیون حیوان تناول می‌شود، این به معنای مردود شمردن حاکمیّت جنوب به سود مصرف اضافی گوشت در شمال است. در واقع، چنانچه ساکنان آمریکا ۱۰% از مصرف گوشت خود بکاهند، آب، زمین و انرژی صرفه‌جویی شده می‌تواند، خوراک بیش از یکصد میلیون نفر را تأمین سازد؛ این در حالی است که گزارش شگفت انگیز «سازمان کشاورزی و خواروبار جهانی (فائو)» نشان می‌دهد که کشاورزی کنونی قادر است، دوازده میلیارد شهروند کره زمین، یعنی تقریباً دو برابر رقم کنونی افراد بشر را سیر کند!

پولدار باید سهم فقیر را بالا بکشد و ارباب باید بر برده خود حکومت کند! این، درس اخلاقی است که غربی‌ها برای فرزندان خود به جا می‌گذارند و آن را تقدیر می‌نامند! آنها از یک سو، ما را به حقیقت کذب زیادی جمعیّت خو می‌دهند تا اندیشه کنترل موالید را به ما بقبولانند و از دیگر سو، تمامی تلاش‌ها به کار گرفته می‌شود تا توزیع ثروت، معنای مدینه فاضله را یابد! در نیم‌کره جنوبی، بیش از هشتصد و پنجاه میلیون نفر از سوء تغذیه مداوم رنج می‌برند و دو میلیارد نفر بشر با کمبودهایی مواجهند که می‌تواند آنها را به معلولیت‌های دائم رهنمون گردد؛ در حالی که در شمال، بیش از یک میلیارد تن از مردم، از زیادی تغذیه در عذابند.

گرسنگی، خود ابزاری فوق العادّه برای ترس است! و بر این اساس است که فلسفه غرب شکل می‌گیرد: بقای من به بهای فقر و گرسنگی دیگری! و همین فلسفه است که اندیشه‌های غیر انسانی را به جریان می‌اندازد؛ همان گونه که هنری کیسینجر، وزیر خارجه اسبق آمریکا و برنده جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۷۳ م. نیز در خاطرات خود تحت عنوان «تأثیرات رشد جمعیّت جهانی بر امنیّت ایالات متّحده آمریکا و منافع آن در آن سوی دریاها» بر آن تأکید می‌ورزد: لازم است (البتّه به باور خودش) جمعیّت سیزده کشور جهان سوم (هند، بنگلادش، نیجریه،…) را که وزن جمعیّتی‌شان به تنهایی، آنها را به ایفای نقشی مهم، در سیاست بین‌المللی محکوم می‌سازد، تحت کنترل درآورد یا حتّی کاهش داد. خانم مارگارت سانگر، بنیان‌گذار «سازمان طرح تنظیم خانواده»، نیز به نوبه خود دلسوزانه می‌نویسد:

تمامی بدبختی‌های جهان از این ناشی می‌شود که به افراد غیرمسئول، جاهل، بی‌سواد و فقیر اجازه می‌دهیم تولید مثل کنند، بدون آنکه هیچ کنترلی بر باروری آنها داشته باشیم!

و در ادامه این اندیشه پیرو نازیسم، دکتر ام. کینگ، معتقد است:

سعی کنید طرح تنظیم خانواده را به اجرا در آورید؛ امّا چنانچه طرح کارآمد نبود، بگذارید فقیرها بمیرند؛ زیرا که تهدیدی برای محیط زیست محسوب می‌شوند!

پس نتیجه آنکه، تهدید محیط زیست همانا فرد فقیر است! آنکه کم تولید می‌کند، کم مصرف می‌کند – یا که اصلاً مصرف نمی‌کند – و نوع‌دوستی تمدّن‌های پیشرفته موسوم به توسعه یافته را به اجبار متحمّل می‌گردد! همه را بکشیم تا نژاد سفید، زندگی رو به زوال خود را ادامه دهد! در اینجا، لازم است به این افراط‌گرایان بی‌مغز یادآوری شود که انسان، سرطان جهان نیست؛ بلکه تمدّنی را که دنبال می‌کند و روش تولید و مصرف این تمدّن است که باید زیر سؤال رود!

مک دونالد ؛ ظاهری خوب برای نابودی انسان

بزرگ‌ترین فست فود

مک دونالد، در واقع بزرگ‌ترین رستوران زنجیره‌ای غذاهای آماده در جهان محسوب می‌گردد و روزانه حدود ۶۴ میلیون مشتری خود را تغذیه می‌کند. این شرکت که در آمریکا پایگاه دارد، در سال ۱۹۵۵ م. توسط تاجری به نام ری کروک بنیان نهاده شد. او در واقع شرکت خود را با خرید حقّ امتیاز یک همبرگر فروشی کوچک زنجیره‌ای که صاحبان آن، موریس و ریچارد مک دونالد بودند، پایه‌گذاری کرد. رستوران‌های مک دونالد، در سراسر جهان یا به وسیله خود شرکت اداره می‌شوند یا آنکه امتیاز استفاده‌شان به افراد محلّی واگذار گردیده است (فرانشیز)، که این خود درآمدی کلان برای شرکت به ارمغان می‌آورد.

بدین‌سان شرکت مک دونالد، یک چند ملّیتی است که بیش از ۳۷ هزار و ۷۳۷ فرانشیز تحت نام مک دونالد در ۱۲۱ کشور جهان – از جمله ۱۲ هزار شعبه در خود آمریکا ـ‌ دارد؛ امّا در بسیاری از دیگر رستوران‌های زنجیره‌ای نیز سهیم است. درآمد این شرکت در سال ۲۰۰۱ م. به ۸۷/۱۴ میلیارد دلار بالغ می‌شد و سود خالص آن ۶۴/۱ میلیارد دلار بوده است.

این غول غذاهای آماده، اغلب هدف انتقادات فراوان قرار دارد که علاوه برجنبه‌های فوق، جنبه سلامتی و انسانی را نیز شامل می‌شود. در واقع، تحقیقات متعدّد نشان می‌دهد که غذاهای مک دونالد به لحاظ چربی، قند، نمک و موادّ شیمیایی به کار رفته در آنها، بسیار غنی و به لحاظ فیبرهای گیاهی و ویتامین‌ها بسیار فقیرند و خطر بیماری‌های قلبی، برخی سرطان‌ها (پروستات، پانکرآس، سینه، ریه، روده و …)، دیابت، چاقی مفرط و دیگر امراض را بسیار افزایش می‌دهند. افزودنی‌های شیمیایی یافت شده در این غذاها (بیش از ۱۲ مادّه شیمیایی) مسبّب سالانه ده‌ها هزار مرگ بر اثر سرطان شناخته شده و می‌توانند کودکان را به انواع بیماری مبتلا سازند و آنها را به سمت بیش‌فعّالی سوق دهند. در این راستا، ارقام ذیل بسیار قابل توجّه است:

از هنگامی که مک دونالد، به «آسیا» قدم گذارده، ۱۵% کودکان «تایلند»، یک پنجم چینی‌ها و … به چاقی مفرط مبتلا گردیده‌اند؛ در حالی که در آمریکا، سرزمین مک دونالد، از هر ۴ شهروند یک نفر (۴۵% شهروندان) و در انگلیس از هر ۴۰ زن، یک نفر به چاقی مفرط مبتلا است.

مجلس نمایندگان آمریکا، سال گذشته لایحه قانونی «چیزبرگر» را به تصویب رساند که هدف آن حمایت از رستوران‌های زنجیره‌ای غذاهای آماده و گروه‌های غذایی آمریکا در برابر شکایات افراد چاق بود.

باید گفت که تبلیغات مک دونالد، کودکان را هدف گرفته و مغز آنان را با ترفندهای خود کاملاً شست و شو می‌دهد؛ زیرا کودکان تأثیرپذیرتر از بزرگسالانند! و به منظور جذب بهتر این کودکان، انواع هدایا (کلاه کاغذی، بادکنک، انواع اسباب بازی و …) در کنار غذاهای آماده خود به آنها اهدا می‌کند. طبق تحقیقات دکتر توماس رابینسون از دانشکده پزشکی دانشگاه «استانفورد» (کالیفرنیا)، تبلیغات کاملاً بر مغز کودکان اثر گذارده، حتّی درک آنان از غذا و نیز قوّه چشایی‌شان را تغییر می‌دهد؛ امّا آنچه این کودکان نمی‌دانند، این است که برای شاد کردن دل آنها، کودکان دیگری در «چین» که بین ۱۰ تا ۱۶ سال سن دارند، در شرایطی وحشتناک و اسفبار و به ازای دستمزدی بسیار ناچیز، یازده ساعت در روز و شش روز در هفته جان می‌کنند تا انواع اسباب بازی‌ها را برایشان تهیه کنند.

مک دونالد، برای جذب بهتر کودکان و بزرگسالان، همچنین دو شرکت «کوکاکولا» و «والت دیسنی» را نیز با خود هم‌داستان ساخته است که هدفی مشترک را با این غول غذاهای آماده دنبال می‌کنند. این در حالی است که تحقیقات متعدّد کوکاکولا را مسئول ایجاد دیابت و پوکی استخوان در کودکان دانسته است. پل زیمت، کارشناس استرالیایی، در ارتباط با بیماری دیابت می‌گوید: این بیماری در واقع پیامد «کوکا استعمار جهان» است.

مک دونالد ؛ ظاهری خوب برای نابودی انسان

نظام بهره‌کشی

مک دونالد، علاوه بر کودکان چینی از کارکنان خود نیز بهره‌کشی می‌کند. در واقع، شرایط کاری کارکنان این شرکت چندان بد و دستمزد آنان چندان ناچیز است که اغلب، کار خود را پس از یک ماه ترک می‌گویند. بیشتر این افراد از میان اقلیّت‌های قومی و نژادی یا آنها که زیر سنّ قانونی قرار دارند، انتخاب شده و با مزدی اندک در شرایطی طاقت‌فرسا و بسیار دشوار (گرما، سر و صدا، انواع بوی ناخوش، استرس فراوان، نبود امکان رشد و …) به کار مشغول می‌گردند.

سیاست مک دونالد این است که از پیوستن کارکنان خود به اتّحادیه‌های کارگری به شدّت جلوگیری و آن عدّه از این افراد را که در سندیکاها عضویت دارند، اخراج کند. این سیاست در تمامی رستوران‌های مک دونالد (به غیر از سوئد و دوبلین، آن هم پس از مبارزه‌ای طولانی) به اجرا در می‌آید. یکی از رؤسای مک دونالد در «انگلیس» می‌گوید: ارائه هر گونه اطّلاعات درباره شرایط کاری در رستوران‌ها به سندیکاها، به منزله نقض قرارداد کاری است و خطایی مهم به حساب می‌آید که مجازات آن اخراج است.

در شهر «سانفرانسیسکو»، مک دونالد حتّی به هنگام استخدام پرسنل خود از دستگاه‌های دروغ‌سنج استفاده می‌کند تا مشخّص شود آیا متقاضی استخدام به اتّحادیه‌ای خاص تعلّق یا حتّی بدان گرایش دارد، یا خیر! بدین سان، زنان بدون فرزند، دانشجویان و خارجی‌تبارها بهترین ابزار کار برای این چند ملّیتی به حساب می‌آیند. ۶۶% از مزدبگیران مک دونالد در سطح جهان (معادل یک میلیون و پانصد هزار تن) زیر ۲۱ سال و نیمی از این تعداد زیر ۱۸ سال سن دارند.

بنیاد رونالد مک دونالد

برای شرکت مک دونالد، همانند بسیاری از دیگر شرکت‌های چند ملّیتی، فریب و ریا، سلاح‌هایی هستند که با دقّت تمام به کار گرفته می‌شوند و مثال‌ها نیز فراوانند. در واقع، هر بهانه‌ای برای مبرّا ساختن این قدّیسان، از اتّهام سودجویی و بهره‌کشی به نظر خوب و مطلوب می‌آید. به همین منظور نیز، مک دونالد، در سال ۱۹۹۴ م. اقدام به گشایش بنیاد خود کرده و کوشیده است تا تجارت خود را به سُس قداست آغشته سازد.

«بنیاد رونالد مک دونالد» که از سوی وحشتناک‌ترین شرکت‌های تولیدگرا حمایت می‌شود، با نقاب نوع‌دوستی بر چهره خود، به کمک کودکان بیمار می‌شتابد؛ حتّی می‌کوشد ترحّم و دل‌سوزی مصرف‌کنندگان را نیز به این موضوع معطوف سازد. حال، اگرچه اشخاص زود باور این نوع‌دوستی ظاهری را مورد تحسین قرار می‌دهند؛ امّا باید گفت که در پس این نقاب، همان شرکتی نهفته است که صدها کودک را در نیم‌کره فقیر جهان به استثمار می‌کشد. هنگامی که کودکی با مشاهده اسباب‌بازی هدیه خود در کنار ظرف غذایش غرق در شادی و شعف می‌گردد، کودکی دیگر در زیر بار ساعات اضافی کار خود، برای ساخت همین اسباب بازی خرد می‌شود.
چه باید کرد؟

آنچه در بالا گفته شد، درباره تمامی دیگر رستوران‌های زنجیره‌ای غذاهای آماده (کنتاکی، ویمپی، برگرکینگ ، …) نیز صادق است. جملگی این غول‌های چند ملّیتی تمامی تلاش خود را به کار می‌گیرند تا بهره‌برداری بی‌رحمانه خود از منابع، حیوانات و انسان‌ها را در پس نمایی شاد و رنگین از افکار عمومی پنهان دارند. افزایش رقم این چند ملّیتی‌ها که فهرست غذایی‌شان چندان متفاوت نیست؛ نه به معنای تنوّع انتخاب، بلکه به منزله کاهش این انتخاب است. این روحیه مادّی‌گرایی به دلیل وجود غول‌هایی که بازار را در تصرّف خود دارند، در تمامی زمینه‌ها بر زندگی روزمرّه افراد تأثیر گذارده، محل و فرصتی برای آنها که انتخاب واقعی را پیشِ روی شهروندان قرار می‌دهند، باقی نمی‌گذارد.

بسیاری از شخصیّت‌ها، کارشناسان و سازمان‌ها در سراسر جهان از جمله: آمریکا، استرالیا و انگلیس، مک دونالد و دیگر شرکت‌های چند ملّیتی غذاهای آماده را به دلایل گوناگون مورد انتقاد قرار داده، اقدامات بی‌شماری علیه آنها به عمل آورده‌اند. در اواسط سال‌های دهه ۱۹۸۰‌م. اقدام سازمان صلح سبزِ لندن که خواستار یک روز اقدام علیه مک دونالد شده بود، با استقبال گرم بسیاری افراد و سازمان‌های جهان روبه‌رو گردید. بدین ترتیب هر ساله مراسمی در ۱۶ اکتبر در سراسر جهان برگزار و تظاهرات و راهپیمایی‌های متعدّدی به مناسبت آن برپا می‌گردد.

ک دونالد که سالانه حدود ۲ میلیارد دلار، صرف تبلیغات خود می‌کند، با تهدید به اقدام قانونی علیه این معترضان، تمامی تلاش خود را در جهت خاموش ساختن صدای اعتراض جهانی به کار می‌گیرد. بسیاری از مخالفان این شرکت صرفاً بدان دلیل که به لحاظ مالی قادر به مقاومت در برابر شکایات آن نیستند، مجبور به عقب‌نشینی شده‌اند. با این حال، اعتراض‌ها علیه این غول غذاهای آماده که حجم معاملات آن به سالانه ۲۶ میلیارد دلار بالغ می‌گردد، همچنان ادامه دارد.

به هر شکل، مسابقه جاری برای کسب هر چه بیشتر درآمد، در پس نقاب تمدّن، جامعه‌ای غیر انسانی پدید آورده است که در آن، شهروندان بیش از هر زمان آلت دست سودجویان و اربابان قدرت قرار گرفته‌اند. کشورهای جنوب که پیش‌تر استعماری با رنگ و لعاب قانونی را تجربه کرده و امروز به شکلی نامحسوس‌تر تحت کنترل چند ملّیتی‌ها قرار دارند، با انتقال منابع طبیعی خود به کشورهای سودجوی غربی، به هدف و قربانی انواع سوءاستفاده‌ها و بهره‌برداری‌ها مبدّل گردیده‌اند؛ در حالی که جهان مسخ شده در برابر جریانات بازارهای مالی، همچنان بی‌تفاوت از کنار موارد متعدّد شکنجه، گرسنگی، بی‌عدالتی، قتل عام اقوام مختلف، بهره کشی از زنان و کودکان و بسیاری فجایع دیگر، می‌گذرد.

صنعت غذاهای آماده از نفوذ اقتصادی – و در نتیجه، سیاسی- بسیاری برخوردار است و این نفوذ را در راه افزایش سود و منافع خود، به زیان مردم به کار می‌گیرد. با این حال، می‌توان تحریم رستوران‌های زنجیره‌ای غذاهای آماده را راه حلّی به منظور مبارزه با این غول‌ها دانست؛ امّا ایجاد تغییر در جامعه همّت بلند می‌طلبد. جنبش‌ها هیچ نیستند، جز افراد معمولی که یک به یک به هم پیوسته‌اند. در برابر فشار سازمان‌ها، قدرتمندان و اربابان جهان که بر زندگی‌ها و کره‌مان تسلّط یافته‌اند، راهی جز مقاومت باقی نمی‌ماند. بسیارند کسانی که به لطف اتّحاد با یکدیگر کوشیده‌اند، ابزاری برای مبارزه با نظام مادّی‌گرای چند ملّیت‌هایی چون مک دونالد آمریکایی بیابند. یادمان باشد که انتخاب یک رستوران غذاهای آماده به منزله حفظ بقای یک چند ملّیتی و کمک به ادامه بهره‌برداری از افراد و امکانات جهان سوم است.

مقاله پرطرفدار هم موضوع با این مطلب مارا بخوانید : فراماسونری در صنعت غذاها

منبع : موعود.ظهور۱۲

حقایقی شگفت انگیز درباره مک‌دونالد + عکس

به گزارش مشرق؛ شرکت مک دونالد دارای بزرگترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای فست فود در سراسر دنیا است. این شرکت با فعالیت در 119 کشور روزانه دارای 68 میلیون مشتری است. تاریخ آغاز به کار این شرکت به 1940 باز می‌گردد، وقتی که برادران ریچارد و موریس مک دونالد در کالیفرنیا اولین رستوران خود را راه‌اندازی کردند.

تصمیم آنها به استفاده از "سیستم خدمات رسانی سریع" در سال 1948 پایه و اساس شکل‌گیری رستوران‌های فست فود در آینده را رقم زد. البته این سیستم دو دهه پیش از این توسط رستوران زنجیره‌ای وایت کسل (white castle) مورد استفاده قرار می‌گرفت اما عرضه غذا در زمانی کوتاه با مک‌دونالد شناخته شد.

دفتر مرکزی این شرکت در ایالت ایلینویس ایالات متحده واقع شده است. بر اساس آمار موسسه اینتر‌برند در سال 2011 مک‌دونالد با ارزش سهامی معادل 35,593 میلیون دلار و 6% رشد نسبت به سال 2010 به عنوان ششمین برند تجاری برتر در دنیا شناخته شد.

مک‌دونالد، بزرگترین رستوران زنجیره‌ای فست‌فود در جهان


در سال 1961 مک‌دونالد برای اولین بار نام و لوگوی تجاری خود که به شکل قوس‌های طلایی ((Golden Arches بود و به نوعی سمبل حرف ام به شمار می‌رفت را ثبت کرد. به عقیده کارشناسان شکل خاص و ترکیب رنگ زرد و قرمز استفاده شده در لوگوی مک‌دونالد خود یکی از دلایل جذب کودکان به سمت این رستوران است.

برادران مک‌دونالد اولین شعبه رستوران‌های زنجیره‌ای خود را با کمک ری کراک (Ray Kroc) در اوریل 1955 در ایالت ایلینویس امریکا افتتاح کردند و این آغازی بود برای گسترش رستوران‌های زنجیره‌ای مک‌دونالد در سراسر دنیا. البته کراک و برادران مک‌دونالد برای توسعه فعالیت تجاری خود همواره با یکدیگر مشکل داشتند، اما از نقش کراک در موفقیت این نام تجاری در دنیا نمی‌توان به سادگی گذشت.

لوگوی مک‌دونالد که به قوس‌های طلایی معروف است و سمبل حرف ام در زبان انگلیسی است

ادامه نوشته

به گزارش مشرق، برند کوکا کولا طی سالیان اخیر همواره به عنوان برترین برند تجاری در جهان مشغول فعالیت

به گزارش مشرق، برند کوکا کولا طی سالیان اخیر همواره به عنوان برترین برند تجاری در جهان مشغول فعالیت می­باشد. ارزش سهام این شرکت که در حوزه نوشیدنی در سراسر دنیا نامی شناخته شده به شمار میرود با 2% افزایش نسبت به سال 2010 به 71861 میلیون دلار رسید.


لوگوی کوکاکولا


این شرکت در سال 1892 توسط فردی به نام آسا کندلر (Asa Candler) تاسیس شد. امروزه در بیش از 200 کشور دنیا چیزی نزدیک به 1.7 میلیارد عدد از این نوشابه مصرف می­شود.[1] دفتر مرکزی این شرکت در شهر آتلانتا ایالات متحده واقع شده و مدیر فعلی این شرکت فردی با نام موهتار کنت ( Muhat Kent) است.[2]

در حال حاضر بیش از 500 برند تجاری در دنیا تحت نظارت کوکا کولا فعالیت می­کنند.برندهایی مانند فانتا (Fanta) و اسپرایت ( Sprite ) از محصولات دیگر این شرکت به شمار می­روند. بر اساس گزارشات 42% از فروش این شرکت در داخل ایالات متحده ، 37% در کشورهای مکزیک، هند، چین، ژاپن و برزیل بوده و 20% نیز سهم دیگر کشورها است.

این شرکت بر اساس مقتضیات جغرافیایی و فرهنگی با ایجاد برندهای جدید جای پای خود در کشورهای مختلف را باز کرده است و حتی در حوزه نوشیدنی های غیر گاز دار نیز با معرفی برندهایی مانند مینت مید (Minute Maid) ، پاورید (Powerade)، چای طعم دار نستی (Nestea)حضور پر رنگی در این کشورها دارد.

اگرچه برند کوکاکولا در اکثر کشورهای دنیا به عنوان برترین و پرفروش­ترین نوشیدنی غیر الکلی شناخته می­شود، با این وجود در برخی مناطق، مانند خاورمیانه و بخصوص کشورهای مسلمان نتوانسته بازار مناسبی برای خود پیدا کند.

دلیل این عدم موفقیت تحریم محصولات این شرکت از سوی بسیاری از مسلمانان است و از آنجا که خاورمیانه با داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب (گرم و خشک) بازار قابل توجهی برای نوشیدنی به شمار می­رود رقبای کوکاکولا مانند پپسی از این فرصت به نفع خود بهره گرفته و درآمد بسیاری را از این بازار به دست آورده اند.[3]

سوء­استفاده از اعتقادات مسلمانان در تبلیغات کوکاکولا


امروزه کوکاکولا تنها یک نام تجاری نبوده، بلکه با ریشه داشتن در فرهنگ ایالات متحده به عنوان یک نماد آمریکایی شناخته ­شده و حتی واژه Coca-colanization نیز بیانگر همین مساله است.[4]

حضور نام کوکاکولا در اکثر حوزه های مهم مانند مسابقات ورزشی، برنامه های تلوزیونی و بازیهای رایانه ای به امری عادی تبدیل شده است. این شرکت به این بسنده نکرد و برای نشان دادن میزان نفوذ خود حتی در خارج از کره زمین، یک منبع تامین نوشابه برای فضا پیمای شاتل طراحی و تولید نمود.

[5]

منبع تامین نوشابه

طراحی شده برای فضاپیمای شاتل در سال 1996


این شرکت اگرچه به ظاهر به عنوان برترین برند تجاری در دنیا شناخته می­شود اما در پشت پرده مسائل تکان دهنده دیگری وجود دارد که از سال 2000 به بعد هجمه انتقادات در خصوص محصولات و فعالیتهای این شرکت را به همراه داشته است.


تبعیض نژادی و جنایت

شرکت پانامکو (Panamco) در کشور کلمبیا که بزرگترین تولید کننده کوکاکولا در آمریکای لاتین به شمار می­رود به استفاده از مزدوران شبه نظامی برای سرکوب رهبران اتحادیه کارگری شرکت متهم شد.

بر اساس گزارشات، شرکت کوکاکولا در کلمبیا مرتکب 179 مورد نقض حقوق بشر در قبال کارگران خود شده است که از این بین 9 مورد منجر به مرگ شده است. خانواده های اعضاء اتحادیه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتند. برخی از اعضاء اتحادیه شغل خود در کارخانه را از دست دادند و برخی دیگر در اثر فشارهای وارده مجبور به خروج از اتحادیه شدند.

اتهامات مبنی بر نقش داشتن مدیران شرکت در این حادثه از آنجا قوت گرفت که بر اساس گزارشات امکان دسترسی شبه نظامیان به کارخانه کوکاکولا بدون اطلاع و اخذ تایید از شرکت غیر ممکن بود. در نهایت تعجب و در اثر اعمال نفوذ کوکاکولا مسئولان رسیدگی به این پرونده رابطه میان شبه نظامیان و مدیران شرکت را مورد بررسی قرار ندادند.[6]

در سال 2001 از سوی صندوق بین المللی حقوق کارگران (International Labor Rights Fund) و انجمن کارگران صنعت فولاد ایالات متحده (United Steelworkers of America) در خصوص این پرونده در دادگاه آمریکا علیه کوکاکولا اقامه دعوا شد.[7]

اما در نهایت شگفتی کوکاکولا ایلات متحده به دلیل عدم ارتباط نزدیک با مدیران شرکت در کلمبیا از این اتهام مبرا شد و مسوول نقض حقوق بشر در کوکا کولای کلمبیا شناخته نشد! نمونه مشابه این اتفاق نیز در 1970 در گواتمالا اتفاق افتاد که در جریان آن تعدادی از اعضاء حزب کارگری شرکت کوکاکولا در گواتمالا به طرز مشکوکی به قتل رسیده بودند.

اعتراضات به کوکاکولا در آمریکای جنوبی به حدی رسید که به این شرکت لقب کولای قاتل داده شد


مساله تبعض نژادی در غرب، در شرکت کوکاکولا نیز به شکلی چهره خود را نشان داد. از این رو معترضین در سال 2003 طی جلسه سالیانه کوکاکولا مدعی شدند که افراد سیاه پوست در این شرکت مورد تبعیض واقع شده و به پست­های بالای مدیریتی دست پیدا نمی­کنند. بنا بر اظهارات این افراد، سیاه پوستان از دستمزد کمتری نسبت به سفید پوستان برخورداربوده و بیشتر از بقیه در معرض اخراج قرار دارند.

[8]

حمایت از آپارتاید افریقای جنوبی

کوکاکولا در سال 1938 وارد بازار افریقای جنوبی شد و با آغاز سیاست آپارتاید (جدایی میان سفید پوستان و سیاه پوستان) در این کشور در 1948 ، این شرکت به سرعت رشد پیدا کرد و با داشتن 4500 کارمند در این کشور به یکی از بزرگترین شرکتهای امریکایی در جمهوری آپارتاید تبدیل شد.[9]

این شرکت تحت حمایت کانل سیستم آپارتاید 90% بازار نوشیدنی افریقای جنوبی را در اختیار داشت و بر اساس گزارش مرکز تحقیقات مسئولیت سرمایه گذاری (Investor Responsibility Research Center) فروش این شرکت در سال 1983 در افریقای جنوبی معادل 5% فروش کوکاکولا در سراسر دنیا بود.[10] 48

سال رشد و توسعه کوکاکولا در این کشور همزمان با سلطه اقلیت سفیدپوستان و سیستم آپارتاید بر کشور بود. رشد این شرکت با حمایت سیستم نژادپرست افریقای جنوبی به بهای ظلم و سرکوب اکثریت سیاه پوست آن کشور صورت گرفت.

در این تبلیغ کوکاکولا تنها برای سفید پوستان قابل عرضه است


در اواسط 1970 تحت فشار اتحادیه های کارگری و فعالان حقوق بشر افریقای جنوبی شرکت مجبور به ارائه برنامه­های آموزشی برای کارگران سیاهپوست خود شد و پس از آن سعی کرد که با استفده از ابزار تبلیغاتی از این اقدام به نفع خود بهره گیرد. با این وجود در سال 1983 دستمزد کارگران سیاهپوست شاغل در شرکت کوکاکولا یک سوم کارگران سفید­پوست بود. علاوه بر این با وجود تغییر سیاست شرکت و امکان ترقی سیاهپوستان به مدارج بالای مدیریتی، در عمل چنین مساله­ای به وقوع نپیوست و اوج پیشرفت سیاهپوستان تا سطوح پایین نظارتی در شرکت بود.[11]

با وجود ادعا های شرکت کوکاکولا در خصوص اقدامات شفاف در قبال کارگران، این شرکت تا قبل از وقوع اعتصابات سال 1983 ، اتحایه­ های کارگری در کارخانه­ های تولید نوشیدنی را به رسمیت نشناخته بود. علاوه بر این اطلاعات کمی در مورد شرکتهای مستقل و خصوصی تولید محصولات کوکاکولا وجود دارد ،اما بر اساس گزارشات منتشر شده شرایط کارگران در این شرکتها به مراتب وخیم­تر بوده­ است. برای نمونه می­توان به اعتراضات کارگران شرکت اومتاتا (Umtata) در خصوص نژادپرستی و اقدامات بیرحمانه مدیریت در سال 1986 اشاره کرد.[12]

به همین دلایل اکثریت سیاه ­پوستان آفریقای جنوبی خواستار خروج این شرکت از بازار این کشور و ممنوعیت فروش محصولات آن شدند.

بسیاری از اتحادیه های کارگری خواستار خروج کوکاکولا از افریقای جنوبی بودند


همکاری با آلمان نازی در جنگ جهانی دوم

از نکات جالب توجه و عجیب ارتباط این شرکت آمریکایی با آلمان نازی در طول جنگ جهانی دوم بوده است. این ارتباط که به پیش از جنگ باز می­گردد در طول جنگ جهانی نیز ادامه پیدا کرد. دلیل ادامه حیات یک شرکت آمریکایی در کشوری که عقاید فاشیستی و نژاد پرستانه بسیار پر رنگ به نظر می­رسید بسیار جالب بود. برای حل این مساله بسیاری از مدیران ارشد شرکت کوکاکولا در آلمان از اعضای حزب نازی انتخاب شدند. بدین ترتیب پس از وقوع جنگ این شرکت همچنان بازار فروش خود در آلمان را در دست داشت.

در هنگام اغاز جنگ، کوکاکولا شروع به توزیع رایگان نوشابه های خود در میان سربازان آمریکایی به عنوان یک نوشیدنی ملی کرد[13] و بدین ترتیب جیره بندی شکر شامل حال این شرکت نشد و از این موضوع به نفع خود استفاده کرد.[14]

ارتش ایالات متحده به شرکت این اجازه را داد که از طریق کارمندانش در مناطق جنگی به توزیع نوشابه میان سربازان اقدام کند. گرچه این اقدام در ظاهر عادی به نظر می­رسد اما هدف اصلی و سیاست شرکت به دست آوردن بازار در کشورهایی بود که اخیرا به تسخیر درآمده بود.[15]

این شرکت که به نوعی حامی آمریکا در جنگ به شمار می­رفت، چهره دیگر خود را نشان داد و از سوی دیگر در آلمان با استفاده از راهبرد ویژه تبلیغاتی در صدد حفظ بازار این کشور بود. به دنبال ناکافی بودن میزان تولید نوشابه کوکاکولا در آلمان ،پس از پایان جنگ برند فانتا (Fanta) نیز توسط این شرکت وارد بازار شد تا جوابگوی تقاضای بازار باشد.[16]

فعالیت کوکاکولا در آلمان نازی با برند فانتا

کوکاکولا و کنترل ذهن

بر اساس گزارش منتشره از سوی شرمن اسکولنیک (Sherman Skolnick) روزنامه نگار و فعال سیاسی امریکایی شرکت کوکاکولا در برهه­ای از ماده مخدر کوکائین در محصولات خود استفاده نموده است.

به گفته وی تا سال 1989 پس از نوشیدن کوکاکولا (Coke) نوعی حالت سرخوشی به فرد دست می­داد. برخی دیگر نیز معتقد بودند که شرکت برای ایجاد یک حس بهتر از نوعی دارو در محصولات خود استفاده می­کند.

بر اساس مصاحیه اسکولنیک با یکی از مدیران ارشد شرکت شیمیایی استپان ( Stepan Chemical Company) که مسئول ساخت یک پایگاه مخفی برای کوکاکولا در حومه شیکاگو بود، وی موافق این موضوع بود که در آزمایشات انجام شده در پایگاه مخفی کوکاکولا کوکائین محصول جانبی برگ کاکائو بوده است.

پس از بالا گرفتن شایعات در خصوص پایگاه مخفی کوکاکولا و وجود کوکائین در محصولات این شرکت، در سال 1989 مقامات ارشد سازمان غذا و دارو آمریکا (U.S Food and Drug Administration) شروع به تحقیق در مورد شرکت کوکاکولا کردند. از این به بعد بود که محصولات کوکاکولا آن حالت نشاط و سرحالی گذشته را به مشتریان خود در آمریکا عرضه نمی­ کرد.

برخی گزارشات از وجود ماده مخدر و اعتیادآور کوکائین در محصولات کوکاکولا خبر داده است.

اما در مقابل، مشتریان این محصول در خارج از مرزهای آمریکا روز به روز در حال افزایش بود، به نوعی که گوی سبقت را از نوشیدنی­های داخلی برخی کشورها نیز ربود . افراد پس از استفاده از این محصول به نوعی به آن اعتیاد پیدا می­کردند. شرکت کوکاکولا حتی در تبلیغات خود نیز این حس نشاط و سرخوشی ناشی از مصرف محصولات را منعکس کرده است.


کوکاکولا و رژیم صهیونیستی، رابطه ­ای عمیق و جدی

رابطه میان کوکاکولا و رژیم صهیونیستی به سال 1966 بازمی­گردد. حمایت کوکاکولا از این رژیم به حدی بوده است که طی این سالها به طور پیوسته مورد تقدیر مقامات اسرائیل قرار گرفته و به عنوان یکی از شرکای نزدیک تجاری رژیم صهیونیستی معرفی شده است.[17]

بر اساس گزارشها بخشی از درآمد سالانه کوکاکولا برای کمک به اسرائیل اختصاص یافته است

شرکت کوکاکولا همچنین دارای روابط نزدیکی با اتاق بازرگانی مشترک امریکا-رژیم صهیونیستی (AICC) است. مقر این اتاق همانند کوکاکولا در آتلانتا قرار دارد. به نظر می­رسد که مدیران ارشد کوکاکولا همواره در هیات رئیسه AICC حضور دارند..[18]

کوکاکولا با حمایت مالی به صورت فعال شرکتهای دیگر را تشویق به سرمایه­گذاری در اسرائیل و رشد اقتصاد این رژیم می­کند.[19] این حمایت تا آنجا پیش رفته است که تامین پاداش شرکتهای برتر امریکایی در حوزه سرمایه­گذاری و ایجاد اشتغال در اسرائیل را بر عهده گرفته است.


کوکاکولا یکی از اعضای فعال اتاق بازرگانی آمریکا اسرائیل است.


در سال 2007 کوکاکولا در دفتر مرکزی خود میزبان مراسم گالا اتاق بازرگانی مشترک آمریکا-اسرائیل (American-Israel Chamber of Commerce Awards Gala) بود. ریچارد ایزاک، مدیر اسرائیلی شرکت کوکاکولا و مدیر برنامه­ریزی راهبردی گروه اوراسیا (Eurasia Group) سخنران اصلی مراسم گالا بود.[20]

حمایت مالی از مراسم عقاب طلایی (Eagle Star Awards) اتاق مشترک بازرگانی دو کشور در سال 2009 در راستای قدردانی از لابی اسرائیلی آیپک (AIPAC) و لابی این گروه با مجلس سنای آمریکا و در نتیجه رد درخواست سازمان ملل به اعلام آتش­بس در جریان درگیری اسرائیل و فلسطین نیز از سوی شرکت کوکاکولا صورت گرفت.[21] در همین سال در دفتر مرکزی کوکاکولا از ژنرال بن الیزر (Ben Eliezer)قدردانی شد. این در حالی است که وی به عنوان جنایت­کار جنگی تحت تعقیب بوده و مسئول یک سوم جنایتهای صورت گرفته توسط رژیم صهیونیستی در جنگ 6 روزه به شمار می­رود.[22]

ریاست اتاق بازرگانی مشترک دو کشور بین سالهای 91 تا 96 به عهده یکی از عوامل موساد به نام موشه ورتیم (Moshe Wertheim ) بود. وی شخصی بود که در سال 1968 باعث شروع به کار شعبه کوکاکولا در اسرائیل شد و از آن زمان تا کنون ریاست این شرکت را به عهده دارد.[23]

آبراهام فینبرگ که از لابی کننده های پر قدرت رژیم صهیونیستی به شمار می­رفت تا زمان مرگش در 1998 به عنوان مدیر عامل شرکت کوکاکولا در اسرائیل مشغول به فعالیت بود. او به تنهایی تامین سرمایه ترومن (Truman) در انتخابات ریاست جمهوری را بر عهده گرفت. وی از چنان نفوذی بر رئیس جمهور لیندون جانسون برخوردار بود که رژیم صهیونیستی را از عدم نیاز به امضاء معاهده منع گسترش تسلایحات اتمی (NPT) مطمئن ساخت.[24]


مورشه ورتیم
رئیس و موسس کوکاکولا در اسرائیل
آبراهام فینبرگ، لابی­گر صهیونیست
در حال دست دادن با ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا

در سال 2007 کوکاکولا هیاتی تجاری از مدیران ارشد خود را با هدف سرمایه­گذاری و توسعه فناوری در شرکتهای اسرائیلی اعزام نمود. [25]

این اولین باری بود که اتاق بازرگانی آمریکا-اسرائیل تنها نماینده­های یک شرکت را به اسرائیل اعزام می­کنند. پس از این سفر بود که موهتار کنت از برنامه های کوکاکولا برای سرمایه­گذاری در جهت پیشرفت صنایع غذایی اسرائیل خبر داد و برای هر نوع سرمایه­گذاری مناسب و قابل قبول قول چک سفید داد.[26]

کنت در سخنرانی سال 2009 خود در اسرائیل از تعهد این شرکت به دسترسی مردم به آب سالم خبر داد و این در حالی بود که در چندین کیلومتر دورتر 90 تا 95 درصد آب آشامیدنی مردم غزه (که 65% مصرف کنندگان این آب کودکان بودند) از دسترسی به آب سالم محروم بودند.[27]

این روابط نزدیک از دلایل تحریم کوکاکولا در بین مسلمانان به شمار می­رود.




منابع و مآخذ

[3] Coke and Pepsi battle it out". AME Info. April 8, 2004. http://www.ameinfo.com/37492.html. Retrieved May 11, 2006.

[4] See George McKay 'Consumption, Coca-colonisation, cultural resistance—and Santa Claus', in Sheila Whiteley, ed. (2008) Christmas, Ideology and Popular Culture. Edinburgh University Press, pp. 50–70.

[6] http://www.corporatenarc.com/cocacolascandal.php

[10] Coca-Cola in South Africa," The Africa Fund, July 1986, http://africanactivist.msu.edu/document_metadata.php?objectid=32-130-133A

[11] kora.matrix.msu.edu/.../32-130-F43-84-al.sff.document.af000217.pdf

[12] kora.matrix.msu.edu/.../32-130-F43-84-al.sff.document.af000217.pdf

[13] Mark Pendergrast (2000). For God, Country and Coca-Cola. Basic Books. ISBN 0-465-05468-4.

[15] Mark Pendergrast (2000). For God, Country and Coca-Cola. Basic Books. ISBN 0-465-05468-4.

[16] http://xroads.virginia.edu/~class/coke/coke2.html

[17] http://atlanta.mfa.gov.il/mfm/Web/main/document.asp?documentid=168942

[18] http://web.archive.org/web/19971222015026/http://aiccse.org/board.htm

[19] http://www.rdu-yok-meg.org.il/HereAndNow/Newsletter/newsletter.htm

[20] http://stories.globalatlanta.com/2007stories/015289.html

[21] http://www.opednews.com/articles/Amnesty-vs-AIPAC-Senate-by-Robert-Naiman-090108-850.html

[22] http://www.washington-report.org/backissues/0296/9602017.html

[23] www.biu.ac.il/Besa/bulletin/bulletin21.pdf

[24]http://books.google.co.uk/books?id=WeMCAAAAMBAJ&lpg=PA14&ots=iEWD1j3y_5&dq=Abraham%20Feinberg%20coca%20cola&pg=PA14#v=onepage&q=&f=false

[25] http://www.ivc-online.com/ivcWeeklyItem.asp?articleID=5484

[27] http://www.amnesty.org.uk/news_details.asp?NewsID=18466

استفاده از جنین در محصولات پپسی و نستله+ عکس

به گزارش سایت اوباما، گاف یک سناتور آمریکایی در ایالت اوکلاهاما فاش کرد که شرکت‌های پپسی، کرافت و نستله از جنین‌های سقط شده به عنوان طعم‌دهنده نوشیدنی‌های خود استفاده می‌کنند و روزانه میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، از این نوشیدنی‌ها استفاده می‌کنند.
براساس گزارش نچرال نیوز، اظهارات سناتور رالف شورتی در مورد پیامدهای اخلاقی این عمل و تاکید بر اینکه ایالت اوکلاهاما درصدد صدور قانون جدیدی برای ممنوعیت این اقدام است، ناظران اجتماعی را با این سوال مواجه کرده است که مگر تا پیش از این، چنین اقدامی از سوی پپسی، نستله و کرافت انجام می‌شده است؟!

 تصویری دلخراش از یک جنین است که کبد وی برای استفاده در طعم‌دهنده‌ها، توسط کارکنان آزمایشگاه شرکت پپسی از بدن وی خارج شده است.http://www.barackobama.ir/files/en/news/2012/1/30/1959_205.jpg
براساس این گزارش، خبرگزاری آسوشیتدپرس و روزنامه O'Collegian برای اولین بار این خبر را منتشر و عنوان کردند: شورتی بعد از این اظهارات، پاسخی به تماس‌های آنها برای توضیح در مورد این مسئله نمی‌دهد. سرانجام رادیوی تولسا موفق شد با سناتور تماس بگیرد و او در این مصاحبه عنوان کرد: تحقیقات نشان می‌دهد که این سه شرکت با استفاده از کبد جنین‌های سقط شده، به ایجاد طعم دهنده برای نوشیدنی‌های خود اقدام می‌کنند.

سناتور شورتی در این مصاحبه رادیویی همچنین عنوان کرد: "ما قصد نداریم اجازه دهیم که تولید این نوع کالاها در اوکلاهاما صورت بگیرد."

براساس اذعان نشریات اسرائیلی، پپسی و نستله از حامیان مالی رژیم صهیونیستی هستند اما کمک‌های پپسی از سال 1980 در پی تهدید دولت‌های عربی به قطع خرید از این شرکت، حالت مخفیانه پیدا کرد.