ظلم اکثریتی در پاکستان... پس از 66 سال دولت جدید انتخاب می شود
شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری
های خبری شیعه): منان احمد عاصف، استادیار رشته تاریخ در دانشگاه کلمبیا و
نویسنده کتاب "پیشروهای ماجراجو کجا هستند: پاکستان و پندار آمریکایی"
است. او در نیویورک تایمز نوشت: نیمه شب 14 آگوست 1947، ایستگاه رادیویی
پیشاور که پیش از آن با نام "رادیو آل ایندیا" فعالیت می کرد حیات جدید خود
را با این جمله اعلام کرد: "این، صدای سرویس خبری پاکستان است." سپس
ابیاتی از احمد ندیم قاسمی، شعار اردو زبان پخش شد: "آه ای خالق پاکستان،
تبریک به پاکستان."

امروز شنبه پاکستانی ها پای صندوق های رای می روند تا برای نخستین بار
پس از 66 سال دولت جدیدی را انتخاب کنند. با توجه به گذشته پر آشوب
پاکستان، برپایی یک انتخابات دموکراتیک دستاورد بزرگی به شمار می آید، اما
این دستاورد نباید مانع از این شود که مردم از کاندیداها بپرسند: پاکستانی
که شما ساخته اید، چگونه کشوری است؟
موسسان پاکستان، رعایا و کارگران بوده اند. در سال 1940 آنها قطعنامه ای
را در لاهور به تصویب رساندند که خواستار تشکیل یک سرزمین مسلمان نشین
مجزا و پایان اشغالگری و استعمار بریتانیا بود. در سال 1946 آرای آنها، حزب
سیاسی مسلم لیگ را به قدرت رساند. آنها محمد علی جناح، یک تکنوکرات
مدرنیست را به عنوان رهبر خود برگزیدند.
جناح ضمن آنکه از قانونگذاران حزب خود خواست تا توجه خود را روی رفاه
"توده ها و فقرا" متمرکز کنند، به آنها گفت: "هر یک از شما، فارغ از این که
به کدام طبقه از جامعه تعلق دارید، چه کیش و عقیده ای دارید، چه رنگی
دارید، در درجه اول و دوم و آخر شهروند این کشور هستید و حقوق و امتیازات و
الزاماتتان با همه مردم یکسان است." مردانی مثل محمد ذوالفقار خان (یکی از
دیپلمات های احمدی) و راجا احمد خان (از چهره های برجسته شیعه) سال ها
دوشادوش جناح کار کردند تا رویای "مساوات همگانی" او را در این کشور محقق
سازند.

با این حال، تولد پاکستان برای اقلیت ها مبارک و فرخنده نبود. ادعای
اصلی پاکستان – یعنی مساوات مذهبی- اولین ادعایی بود که درست از آب در
نیامد. محمد ذوالفقار خان، که به عنوان نخستین وزیر خارجه پاکستان منصوب
شده بود، مورد خشم و غضب محافظه کاران مذهبی قرار گرفت و به خاطر تعلقش به
کیش "احمدی" با برچسب مرتد و از دین برگشته مواجه شد. احمدی ها پیروان
میرزا غلام احمد (1835-1908) هستند و خود را اهل سنت اسلام می دانند اما
سنی ها با آنها سخت مخالفند و می گویند که احمدی ها پیرو یک پیامبر دروغین
هستند.
در دهه 80 میلادی ژنرال محمد ضیاء الحق، نخستین دیکتاتور نظامی کشور،
قوانین تنبیهی خاصی را علیه پیروان "احمدی" تصویب کرد مبنی بر این که
"گرایش به فرقه احمدی نشانه الحاد و جرم محسوب می شود". در حال حاضر احمدی
ها فقط مجاز به شرکت در انتخابات پارلمان هستند و تنها می توانند به
کاندیداهای غیرمسلمان رای بدهند. البته طبق قانون، مادامی که یک احمدی به
طور رسمی غیر مسلمان بودن خود را تایید نکند، نمی تواند رای بدهد و این به
معنای محرومیت احمدی ها از یکی از بدیهی ترین حقوق شهروندی است.
اوضاع شیعیان نیز چندان بهتر از احمدی ها نبوده است. راجا امیر احمد نیز
کوتاه مدتی پس از سال 1947 به خاطر نگرانی هایی که در خصوص شیعیان پاکستان
داشت، کشور را ترک کرد. در پنج سال گذشته بیش از هزار نفر از شیعیان
هزاره، در شهر کویته مورد حمله واقع و کشته شده اند. در ماه فوریه، وقتی که
84 شیعه در یک حمله بمبگذاری کشته شدند، هزاره های شهر کویته ضمن خودداری
از خاک سپاری پیکر خویشاوندان خود، از دولت خواستند تا امنیت شان را تامین
کند. اجساد قربانیان پوشیده در کفن در خیابان ها نگاه داشته شدند، در حالی
که هزاران نفر از شیعیان بالای سر آنها سوگواری می کردند. این اعتراض مدنی
ملت پاکستان را شوکه کرد، اما تاثیر به سزایی در عملکرد و تدابیر دولت
نداشت.
امروز، قدرت تحمل و مدارا در پاکستان از هر سو تحت محاصره و تنگناست.
حتی عمران خان، یکی از ستارگان ورزشی که به دنیای سیاست قدم گذاشته و از
اقبال مناسبی نزد جوانان و طبقه شهرنشین پاکستان برخوردار است، سهمی را در
"به حاشیه راندن اقلیت ها" از آن خود ساخته است. در چهارم مه بود که او در
یکی از گردهمایی ها گفت احمدی ها را مسلمان نمی داند و برای کسب آرای آنها
مبارزه تبلیغاتی نخواهد کرد. عمران خان اساس ستاد تبلیغاتی خود را روی شعار
"تغییر" استوار کرده که یادآور شعار تبلیغاتی اوباما در سال 2008 است.
عمران خان به عنوان کاندیدایی که خود را یک تازه وارد در دنیای سیاست
معرفی می کند، می توانست یک فضای گفت و گوی ملی را بر اساس مساوات تمام
شهروندان باز کند تا رای دهندگان بیشتری از جمله احمدی ها، هندوها و
مسیحیان را متوجه خود سازد. در عوض وی به رویکرد "محروم سازی سیاسی اقلیت
ها" صحه گذاشت و در مقابل چشم میلیون ها جوان آرمان گرای کشورش، به فضای
"عدم تحمل و مدارا" مشروعیت بخشید.
در 5 سال گذشته، صدها نفر از پیروان آیین احمدی در شهرهای مختلف پاکستان
مورد حمله واقع شده اند و جان خود را از دست داده اند. فقط در سال 2010،
94 نفر از احمدی ها در یک حمله تروریستی در لاهور کشته شدند و از آن زمان
تاکنون، مساجد، منازل و حتی قبرهای کشته شدگان آنها مورد حمله قرار گرفته
است. دولت نه تنها واکنشی به این حملات نشان نداده، بلکه هنوز از اعطای
حقوق شهروندی به آنها – حقوقی مساوی با شهروندان عادی- خودداری می کند.
اقلیت های مسیحی نیز تحت حمله قرار می گیرند. رهبران برجسته اقلیت مسیحی،
از جمله شهباز بهاتی وزیر اقلیت های پاکستان، ترور شده اند. در حالی که
دولت اقدام موثری در جهت مجازات عاملان این حملات انجام نمی دهد، سازمان
های مختلف شبه نظامی بدون هیچ واهمه ای مسوولیت حملات یاد شده را به عهده
می گیرند.
کاندیداهای انتخابات امروز به جای آنکه خواستار احقاق حقوق برای تمام
پاکستانی ها باشند، روند "به حاشیه راندن اقلیت های مذهبی" را تشدید و در
واقع مجوز حمله به آنها را صادر کرده اند.

به رغم آنکه شمار تلویزیون های ماهواره یی و رسانه های آنلاین در
پاکستان افزایش یافته و شرایط مشارکت توده ها در دنیای سیاست مهیاتر از
گذشته شده است، به نظر می رسد شکل جدیدی از استبداد اکثریتی در پاکستان شکل
گرفته است. این شکل جدید استبداد از دل نگرانی های کلاسیکی برآمده است که
نزد طبقه متوسط رو به فزونی پاکستان دیده می شود: "ترس از دیگری؛ همان ترسی
که می گوید مبادا یک توطئه گر و خائن بین ما باشد."
امروز این مصرع از شعر فیض احمد فیض، شاعری که توسط دیکتاتورهای نظامی
پاکستان زندانی و تبعید شد، برای بیان احوال کشور مناسب تر به نظر می رسد:
"به راه رفتنت ادامه بده، چرا که ما هنوز به مقصد نرسیده ایم."
منبع: نیویورک تایمز
ترجمه: فرهاد فرجاد- شفقنا