یك دانشگاه كانادایی پوشش حجاب را ممنوع كرد




عکسی که می بینید، یکی از بانوان شیعه بحرینی را
نشان می دهد که در جریان اعتراضات مردمی به حکومت جادرانه و ضد بشری "آل
خلیفه"گرفتار مزدورانِ رژیم آل خلیفه شده است. عکسی که اگر مایه شرمندگی
مدعیان حقوق بشر در سراسر جهان نباشد(که نیست) بی شک باید عرق شرم را بر
پیشانی شیعیان امیرالمومنین (ع) بنشاند. یقینا اگر این تصویر، در یکی از
کشورهای مخالف با سیاست های آمریکا گرفته می شد، سردمداران کاخ سفید، سخن
از گزینه های روی میز به زبان می آوردند. این درحالی است که عکس مزبور،
درست کنار گوش تفنگداران دریای آمریکا گرفته شده است.

دیده بان حقوق بشر استرالیا میگوید، بیش از هزار کودک در حال حاضر در بازداشتگاههای مهاجران استرالیا در حبس هستند.کمیسیون حقوق بشر استرالیا روز دوشنبه (۱۴ بهمن، ۳ فوریه) اعلام کرد، بیش از ۱۰۰ تن از کودکان بازداشت شده در مرکز نائورو در حبس هستند؛ مرکزی که از سوی سازمان ملل به دلیل شرایط بد زندگی محکوم شده است.

بیبیسی در مطلب خود که لحن خشمگینانه و غیرحرفهای داشت، آورده است: در حالی که در بسیاری از کشورهای دنیا، اسناد محرمانه بعد از چند دهه توسط دستگاه های حکومتی برای اطلاع عمومی منتشر می شوند، در ایران اطلاع از این اسناد و به ویژه مدارک مربوط به دستگاه های اطلاعاتی، در انحصار نهادهای حکومتی است. در این کشور، برخی موسسات انتشاراتی نزدیک به نهادهای اطلاعاتی، در موارد خاص به انتشار کتاب هایی بر مبنای این اسناد می پردازند. بسیاری از منتقدان و حتی موافقان حکومت ایران، موسسات منتشر کننده چنین کتاب هایی را به انتشار گزینش شده اسناد و مدارک تاریخی متهم می کنند.

در سال 2013 نقض حریم خصوصی مسلمانان نیویورک و جاسوسی مستمر از نشستها و حریم خصوصی آنها نمونه بارز نقض حقوق اقلیت مسلمان این شهر بوده است.آژانس امنیت ملی آمریکا و پلیس شهر نیویورک در برنامه مشترکی که در سال 2013 جزئیات آن فاش شد، موسوم به«برنامه نظارتی اداره پلیس بر مسلمانان» به گردآوری اطلاعات تماس های تلفنی و اینترنتی مسلمانان در شهر نیویورک مشغول بوده است.نقض حقوق اقلیت مسلمان این شهر منجر به شکایت سازمانهای مدافع حقوق اقلیتها و حقوق بشر علیه پلیس شهر نیویورک شد.اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا و وکلای جامعه مسلمان نیویورک در این پرونده از پلیس این شهر به اتهام بیاعتبار کردن جامعه مسلمان شهر و نقض حریم خصوصی آنها شکایت کردند.در این شکایت آمده است که با جوامع و تشکلات مربوط به مسلمانان همانند«گروههای تروریستی بالقوه» رفتار میشود.




به گزارش شفقنا از دیلی میل این تصاویر که برای نخستین بار امروز منتشر شده است سرباز آمریکایی را در حال آتش زدن کشته های عراقی در فوجه عراق در سال 2004 نشان می دهد.


طارق الهاشمي به اتهام دست داشتن در جنايات تروريستي به 6 بار اعدام محكوم شده استطارق الهاشمي به اتهام دست داشتن در جنايات تروريستي به 6 بار اعدام محكوم شده است.معاون فراری و محکوم به اعدام رئیس جمهور عراق در واکنش به عملیات نیروهای ارتش این کشور در سرکوب عناصر "داعش" از مقام خود استعفا کرد. !

آنگ سان سوچی به عنوان یکی از تحسینشدهترین چهرههای حامی حقوق بشر، مبارزه با خشونت و حمایت از آشتی و صلح در جهان در مصاحبه با شبکه چهار رادیو بی بی سی، مساله اسلام هراسی بوداییهای میانمار را تایید کرد و نشان داد خود نیز به نوعی تسلیم این اسلام هراسی است.

آواره سوري كه عريان مورد تفتيش و اهانت و تحقير قرار گرفت

تحلیلی از میلاد ذوالفقاری با نگاهی به وضعیت حقوق بشر در آمریکا / بررسی وضعیت فرهنگی و اجتماعی
«ساخت فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی یکی از دلایلی است که آمریکا قدرت جهانی عمده ای است… میلیون ها شهروند کشورهای دیگر که هرگز پایشان به آمریکا نرسیده، از همین تولیدات بصری آموخته اند که شیوه مدارا و همزیستی با آنان که رنگ و نژادشان با آنها متفاوت است، چگونه است.» این ها گفته باراک اوباما [رئیس جمهور آمریکا] در دیدار از کمپانی دریم ورکس می باشد. در دنیای امروز دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست که هالیوود یکی از بزرگترین ابزارهای ایالت متحده در جنگ نرم در تئوری جنگ ها می باشد، هر چند که پیش از این دیوید ال راب[DAVID L. ROBE] خبرنگار نیویورک تایمز در کتاب عملیات هالیوود [OPERATION HOLLYWOOD] درباره سیاست گذاری بر هالیوود اینگونه می گوید که: «ممکن است که ما خیال کنیم، محتوای فیلم های هالیوودی رها از دولت آمریکا است اما در واقع برای چندین دهه است که پنتاگون [وزارت دفاع آمریکا] به فیلمسازان می گوید که در فیلم ها چه چیز باید گفته شود و چه چیز نباید گفته شود، این کثیف ترین کار هالیوود است.»

سایت اینترنتی روزنامه واشینگتن تایمز درخبری اعلام کرد: پارلمان
اروپا اعلام کرده است که مسئله سقط جنین به حقوق بشر ارتباطی ندارد . این
رای پارلمان اروپا که با 351 رای موافق در برابر 319 رای مخالف حاصل شد ،
با مخالفت بسیاری از فعالان حقوق بشری از جمله زنان مواجه شده است.



یک مدرسه انگلیسی در منطقه اکرینگتون واقع در شمال غرب این کشور دو دانش آموز مسلمان را به خاطر ریش گذاشتن از حضور در کلاس درس محروم کرده است.به گزارش شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، به نقل از ایرنا، این دو دانش آموز مسلمان ۱۴ سال سن بیشتر ندارند و مسوولان دبیرستان مانت کارمل به دلیل خودداری آنان از تراشیدن ریش شان، از ابتدای سال تحصیلی جدید(حدود یک ماه پیش) آنان را از دیگر دانش آموزان منزوی کرده و اجازه حضور در کلاس های درس را نمی دهند.





به گزارش پايگاه خبري شبكه العالم دادگاهي در آمريكا بردلي منينگ، سرباز آمريكايي همكار وبسايت ويكيليكس را در مورد اتهام "جاسوسي" گناهكار و درباره اتهام "كمك به دشمن" بيگناه دانست.
پيشتر وكيلان آقاي منينگ از قاضي خواسته بودند جديترين اتهام او يعني "كمك به دشمن" را از فهرست اتهامات موكلشان حذف كند اما اين درخواست مورد قبول قرار نگرفته بود.
آقاي منينگ در مجموع در مورد ۲۰ اتهام مختلف گناهكار شناخته شده و ممكن است حداكثر به ۱۰۰ سال زندان محكوم شود.
اين سرباز آمريكايي اعتراف كرده كه سه سال پيش ۷۵۰ هزار سند نظامي و ديپلماتيك را در اختيار گروه افشاگر ويكيليكس قرار داده اما گفته قصد ضربه زدن به امنيت ملي را نداشته است.
وي هدف از اين كار را برانگيختن بحث عمومي درباره سياست خارجي ايالات متحده دانسته است.
اقدام بردلي منينگ، بزرگترين مورد درز اطلاعات طبقه بندي شده در تاريخ آمريكا محسوب مي شود.
پيشتر يك دادستان نظامي در آمريكا گفته بود بردلي منينگ در طلب نام و شهرت به كشور خود خيانت كرده است.
اشدين فاين، دادستان نظامي، در نطق پاياني خود در دادگاه اين سرباز آمريكايي كه روز پنجشنبه ۲۵ ژوئيه (۳ مرداد) برگزار شد، همچنين گفته بود كه آقاي منينگ ميدانسته شبه نظاميان القاعده هم به اين اسناد دست پيدا خواهند كرد.
اين دادستان نظامي، دفاعيه وكلاي بردلي منينگ كه او را يك جوان آشفته و متوهم خوانده اند را رد كرده و گفته است اقدام اين سرباز ۲۵ ساله، كه در آن زمان در عراق به عنوان تحليلگر اطلاعاتي ارتش آمريكا كار كرده، "سوءاستفاده از اعتماد" بوده است.
محاكمه آقاي منينگ در پادگان "فورت ميد" ايالت مريلند برگزار ميشود كه مقر سازمان امنيت ملي، بزرگترين سازمان جاسوسي آمريكاست.
مجموعا ۲۱ اتهام بردلي منينگ در مجموع با ۲۱ اتهام مواجه است. او به ارتكاب ۱۰ مورد از اين اتهامات اعتراف كرده است.
ليبرالها در آمريكا بردلي منينگ را قهرمان ميدانند و معتقدند او جوان شجاعي است كه كشته شدن غيرنظاميان در عراق و افغانستان را افشا كرده است.
با اين همه دولت آمريكا ميگويد افشاگري او ضربه سنگيني به منافع ملي كشور و حيثيت ديپلماتيك آن زده است.
بردلي منينگ در مه ۲۰۱۰ در حالي كه در عراق در حال خدمت بود، بازداشت شد. او چند هفته را در سلولي در پايگاه نظامي آمريكا در كويت گذراند.
پس از آن به زنداني با حداكثر تمهيدات امنيتي در ايالت ويرجينيا آمريكا منتقل شد و حدود ۹ ماه را در آنجا گذراند.
او ۲۳ ساعت از روز را در سلول كوچكش زنجير ميشد و براي شبهاي متمادي بايد عريان ميخوابيد.
يك قاضي آمريكايي تاييد كرده كه در جريان بازداشت با آقاي منينگ بدرفتاري شده و به همين خاطر حكم نهايي دادگاه او هرچه باشد، ۱۱۲ روز از مدت آن كم ميشود.



فعالان رسانه ای، حقوقی و دینی شهر قدس فلسطین اشغالی نیز قطع العالم را ناشی از فشارهای آمریکا عنوان و این کشور را به نقض حق آزادی اطلاع رسانی و دیکتاتوری متهم کردند.
ارنست ساگاگا سخنگوی فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران روز شنبه در مصاحبه با شبکه خبری العالم بر لزوم تشریح علل واقعی قطع شبکه های ایرانی تأکید کرد و گفت: شرکت های ماهواره ای اروپائی اتحادیه اروپا و کشورهای غربی را مسئول قطع شبکه های ایرانی معرفی می کنند در حالی که اتحادیه اروپا هر گونه دخالت خود در قطع این شبکه ها را تکذیب می کند.
فرانک شوالبا هوت کارشناس استراتژیک پارلمان اروپا نیز خاطرنشان کرد: قطع شبکه های ایرانی قابل توجیه نیست و افراد بسیاری در بروکسل – مقر اتحادیه اروپا - با من هم عقیده هستند.
شوالبا هوت افزود: اروپا با قطع شبکه های ایرانی، اصلی را که فرانسوا ولتر اندیشمند و فیلسوف بزرگ اروپائی قائل به آن بود، پایمال کرد. ولتر می گوید: "شاید با تو همفکر نباشم ولی برای اینکه بتوانی فکرت را بیان کنی ، همه تلاشم را به کار خواهم بست."
کمال الشوبکی مدیر مؤسسه تحقیقات سیاسی و اجتماعی "بیت الشرق" در قدس نیز اعلام کرد: قطع شبکه های ایرانی یکی از خطرناک ترین انواع "راهزنی رسانه ای" است که آمریکا برای تأمین منافع خود و متحدانش بدون در نظرگرفتن دیدگاه دیگر کشورها مرتکب می شوند.
ضیاء الشوبکی وکیل مدافع فعال در قدس هم گفت: آمریکا به ظاهر منادی دموکراسی، آزادی اندیشه و آزادی بیان است ولی در عمل دیگر کشورها را از این حقوق محروم می کند.
الشوبکی افزود: قطع شبکه العالم نوعی نژادپرستی، دیکتاتوری، فاشیسم و فرصت طلبی است.
صلاح زحیکه مدیر اوقاف قدس نیز خاطرنشان کرد: اقدام آمریکا که خود را بزرگترین قدرت جهان می داند، در زمینه قطع العالم نشان می دهد که این شبکه خبری قدرتمندتر از این کشور است.
زحیکه افزود: آمریکا نگران آگاهی یافتن مردم کشورش از واقعیت های جهان است به همین دلیل سعی می کند صدای شبکه های مستقل که واقعیت ها را منتقل می کنند، خاموش نماید.





|
||
|
و
رسانههای امریکا شاید بیش از هر عامل دیگری در ایجاد و گسترش این دروغها
و افسانههای خیالی نقش داشته باشند؛ افسانههایی از این قبیل که امریکا
به عنوان یک دموکراسی حامی حقوق بشر است و از تلاش دیگران برای آزادی نیز
حمایت میکند. به مردم امریکا «آموخته شده» که اسلام میانه رو شاید مشکلی
نداشته باشد اما مسلمانان در هر جایی که هستند باید با دقت زیر نظر قرار
بگیرند زیرا، بر اساس هراس افکنی رسانهها، اسلام افراطی، عامل ایجاد کننده
تروریسم است؛ و ایران، که یک کشور شیعه است، ثبات «جامعه بین المللی» را
با برنامه هستهای خود تهدید میکند."
مردم
امريکا توسط رسانهها، اطلاع رسانيهای غلط و شريرانه و تبليغات رسانهاي
فريبنده مانند نقل قول مذکور از سوي به اصطلاح تحليلگر امور خارجي شبکه
فاکس نيوز و نماينده خود خوانده «پارلمان در تبعيد ايران»، شست و شوي مغزي
داده شده و به همين جهت سرسختانه به دروغها و افسانههاي جعلي در مورد
کشور خود، دموکرسي، آزادي، حقوق بشر، ايران و اسلام باور پيدا کردهاند.
و
رسانههاي امريکا شايد بيش از هر عامل ديگري در ايجاد و گسترش اين دروغها
و افسانههاي خيالي نقش داشته باشند؛ افسانههايي از اين قبيل که امريکا
به عنوان يک دموکراسي حامي حقوق بشر است و از تلاش ديگران براي آزادي نيز
حمايت ميکند. به مردم امريکا «آموخته شده» که اسلام ميانه رو شايد مشکلي
نداشته باشد اما مسلمانان در هر جايي که هستند بايد با دقت زير نظر قرار
بگيرند زيرا، بر اساس هراس افکني رسانهها، اسلام افراطي، عامل ايجاد کننده
تروريسم است؛ و ايران، که يک کشور شيعه است، ثبات «جامعه بين المللي» را
با برنامه هستهاي خود تهديد ميکند.
دروغ/افسانه شماره ۱: امريکا يک دموکراسي است و دولت آن در مقابل شهروندانش پاسخگوست
امريکا
چيزي دارد که من از آن به عنوان «دموکراسي ظاهري» ياد ميکنم. در حقيقت
پدران به اصطلاح بنيانگذار امريکا به شدت نگران اين بودند که دموکراسي محض
در اين کشور منجر به هرج و مرج و بيثباتي گردد. جيمز مديسون که با لقب
«پدر قانون اساسي» امريکا شناخته ميشود، نوشته است «دموکراسيها همواره
عامل اغتشاش و درگيري بودهاند؛ و همواره با امنيت شخصي و حق مالکيت افراد
ناسازگاري داشتهاند؛ دموکراسيها به طور کلي عمر کوتاه و پايان خشونت باري
داشتهاند». از همين رو، در اصل چهارم از بخش چهارم قانون اساسي امريکا
«قالب جمهوري براي دولت» ايالات امريکا در نظر گرفته شده است و کلمه
دموکراسي حتي يک بار هم در اين قانون به کار نرفته است.
مردم
امريکا حتي اين حق را ندارد که رئيس جمهور خود را به طور مستقيم انتخاب
کنند. اصل دوم بخش اول قانون اساسي امريکا دستور ميدهد رئيس جمهور بايد
توسط هياتهاي انتخاباتي ايالتي انتخاب شود و در اصل ِ اول بخش سوم اين
قانون نيز آمده است سناتورها بايد «توسط قوه مقننه» هر ايالت انتخاب شوند.
در مقابل، رئيس جمهور ايران با راي مستقيم مردمي انتخاب ميشود و در
کارنامه جمهوري اسلامي حتي اين را داشتهايم که يک انتخابات رياست جمهوري
۱۰ نامزد داشته باشد
.
دروغ/افسانه شماره ۲: امريکا از دموکراسي و آزادي در خاورميانه حمايت ميکند
در
خط مقدم کشورهاي «دموکراتيک» تحت حمايت امريکا در خاورميانه، عربستان
سعودي است؛ کشوري که يکي از سرکوبگرترين رژيمهاي روي کره خاکي را دارد و
در عين حال يکي از متحدان نزديک امريکا و از بزرگترين مشتريان صنايع نظامي
و جنگي اين کشور است. عربستان سعودي کارنامهاي سياهي از موارد نقض حقوق
بشر دارد و نيازي به گفتن ندارد که پادشاهي خودکامه اين کشور علنا از فرقه
تندرو و مهلک وهابيت که برداشتي مرتجعانه از اسلام دارد، حمايت ميکند؛
فرقهاي که آشکارا مسلمانان شيعه در آن مرتد دانسته ميشوند. و همچنين
سلفيون تحت حمايت امريکا و عربستان بودند که به دفتر کاردار ايران در قاهره
حمله کرده و فرياد ميزدند که «روابط با ايران را عادي نکنيد.» به نظر
ميرسد که محور امريکا/سعودي در مصر نيز سرگرم شعله ور کردن احساسات ضد
ايراني است.
در حالي که اکنون ادعا ميکند دموکراسي را براي کشور
عراق به ارمغان آورده است، اين خود امريکا بود که در وهله اول صدام را بر
مردم عراق تحميل کرد. سازمان اطلاعات مرکزي امريکا (سيا) با در اختيار
گذاشتن فهرستي از افراد مظنون به حمايت از کمونيسم براي بعثيها، به صدام و
رژيم بعث در کودتاي سال ۱۹۶۳ و کشتار هزاران عراقي کمک کرد. بدتر اينکه
امريکا در پايان جنگ خليج فارس به صدام اجازه داد گارد رياست جمهوري خود را
عليه شيعيان بتازاند و دهها هزار نفر را بکشد؛ در پي اين تاخت و تاز بيش
از ۷۰ هزار نفر به ايران فرار کردند.
در سرتاسر خاورميانه، خود
مردم در فرايندي که «بهار عربي» ناميده شد، عليه ديکتاتورهاي تحت حمايت
امريکا شوريدند؛ اين فرايند از تونس آغاز شد و گستره آن به مصر، يمن،
بحرين، عربستان سعودي و کشورهاي ديگر رسيد. در نتيجه آغاز اين فرايند،
تلاشهاي امريکا براي «کنترل آسيب» جهت سرکوب دموکراسي در خاورميانه بيش از
هميشه شدت گرفت.
۱ - در ابتدا، امريکا به «متحدان» سعودي خود
اجازه داد که به بحرين، ميزبان ناو پنجم نيروي دريايي امريکا حمله کرده تا
اعتراضات مسالمت آميز و دموکراتيک مردم اين کشور عليه حمد بن عيسي آل خليفه
را سرکوب کنند. در مقابل، سعوديها اتحاديه عرب را واداشتند که از حمله
ناتو (بخوانيد بازوي نظامي پنتاگون در اروپا) به ليبي حمايت کند.
۲
- سپس امريکا براي مهار انقلاب در مصر وارد عمل شد. با وجود اينکه حسني
مبارک، ديکتاتور بيرحم مصر قدرت را از دست داده، به نظر ميرسد رئيس جمهور
جديد «اسلامگراي» اين کشور خود را به غرب فروخته است؛ اين امر را ميتوان
از اعطاي يک جنگنده اف-۱۶ از سوي امريکا به آن کشور و اعلام حمايت از وي
«تا زماني که به فرايند دموکراتيک پايبند باشد،» حدس زد.
۳ - پس از
آن امريکا از بيم گسترش انقلابهاي دموکراتيک، با ملک عبدالله، پادشاه
عربستان به توافقي رسيد که بر اساس آن قدرت از علي عبدالله صالح، رهبر فاسد
يمن که دستِ امريکاييها را در انجام حملات پهپادي باز گذاشته بود، به
عبدربه منصور هادي، معاون وي انتقال پيدا کرد.
۴ - در پايان، بشار
اسد، رئيس جمهور سوريه هدف امريکا قرار گرفت چرا که وي متحد ايران و حزب
الله دانسته ميشود و موضعي سخت ضد صهيونيستي دارد.
از آنجا که
امريکا و متحد صهيونيست اين کشور نتوانستند جنبش مقاومت لبنان را در سال
۲۰۰۶ شکست دهند، نيروهاي واسطهاي سعودي/امريکايي وهابي از قطر براي ايجاد
يک جنگ «داخلي» فرا خوانده شدند؛ جنگي که قربانيان اصلي آن مردم سوريه
هستند. اتحاديه عرب حتي اين جسارت را به خود داد که کرسي سوريه را به
«مخالفان» دولت اين کشور تقديم کند يعني يک رژيم «در تبعيد» که دست نشانده
امريکاست. اين گروه هم اکنون در قطر يک سفارتخانه دارد. همانند وضعيت
سياهپوستان و مردم بومي در امريکا در زمان تنظيم قانون اساسي اين کشور، به
مردم سوريه نيز اين حق داده نشده که در مورد آينده خود تصميم گيري بکنند.
بنابراين،
امريکا در حالي که ادعا ميکند، حامي دموکراسي است، آشکارا و به شدت سرگرم
اين است که جنبشهاي دموکراسي خواهانه چه در داخل و چه در خارج را سرکوب
کند. همانطور که گلن گرينوالد مينويسد، «در حقيقت، بين دموکراتيک بودن يک
کشور در جهان اسلام و نزديکي آن کشور به امريکا رابطه معکوس وجود.» بر اساس
معيارهاي گرينوالد، ايران دموکراتيک ترين کشور در منطقه است.
دروغ/افسانه شماره ۳: امريکا حامي حقوق بشر، عدالت و منزلت براي تمام انسانهاست
بر
اساس ماده اول اعلاميه جهاني حقوق بشر سازمان ملل «تمام انسانها آزاد
متولد ميشوند و از حقوق و منزلت يکساني برخوردارند. انسانها از نعمت عقل و
وجدان برخوردارند و بايد در قبال يکديگر با روحيه برادري برخورد کنند.» در
مقابل، اصل اول بخش دوم قانون اساسي امريکا به روشني ميگويد که دولت اين
کشور نماينده چه کساني است: انسانهاي آزاد (بخوانيد زمينداران سفيد پوست)؛
ظاهرا سياهپوستان سه پنجم يک انسان به شمار ميروند و مردمان بومي نيز در
تعريف انسانيت نميگنجند.
جا دارد در رابطه با امريکا و مسئله حقوق بشر، عدالت و منزلت انسانها به مسائل زير اشاره شود:
۱ - کشور امريکا در پي ريخته شدن خون ۱۰ ميليون (يا بر اساس بعضي تخمينهاي ديگر، ۱۹ ميليون) انسان بومي ايجاد شد.
۲
- امريکا بيشترين زنداني در سراسر جهان را دارد و امکان حبس يک جوان
سياهپوست در اين کشور ۶ برابر بيشتر از امکان حبس يک جوان سفيد پوست است.
رنگين پوستان ۶۵ درصد زندانيان امريکا را تشکيل ميدهند.
۳ - دولت
امريکا به طور مکرر از روشهاي مختلف شکنجه مانند القاي حس غرق شدگي،
محروميت از خواب، تحقير، عريان سازي، پوشاندن سر زنداني و ديگر روشهاي
بيرحمانه عليه زندانيان در گوانتانامو، ابو غريب؛ بگرام و ديگر زندانهاي
خود استفاده کرده است.
۴ - امريکا داراي اقتصادي است که باعث شده
اين کشور از جنگ جهاني دوم دست کم ۱۰ بار با رکود اقتصادي روبرو شود و دست
کم ۳.۵ ميليون نفر از مردم اين کشور بيخانمان هستند؛ طبقه متوسط امريکا در
حال کاهش است و بيشترين نابرابري درآمدي را در ميان به اصطلاح
دموکراسيهاي غربي دارد.
۵ - حدود ۵۰ ميليون امريکايي تحت هيچ بيمه
درماني نيستند و در امريکا يک بيمه درماني فراگير براي شهروندان اين کشور
وجود ندارد. شهروندان امريکايي به طور متوسط دو برابر بيش از ديگر شهروندان
کشورهاي غربي حق بيمه درماني پرداخت ميکنند.
۶ - امريکا سالانه
۷۰۰ ميليارد دلار هزينه جنگهاي خود ميکند و اين در حالي است که اين رقم
تقريبا برابر با جمع هزينه نظامي باقي کشورهاي جهان است؛ در عين حال
سياستمداران اين کشور اصرار دارند که يک بيمه درماني فراگير بسيار پر هزينه
است.
۷ - شرکتها و اعضاي کنگره در امريکا بيش از شهروندان عادي در رابط با مسئله انتخابات قدرت نفوذ دارند
.
۷
- جامعه امريکا مسلح ترين جامعه جهان است و به ازاي هر صد شهروند
امريکايي، ۹۰ سلاح گرم وجود دارد و بيش از نيمي از سلاحهاي گرم کوچک توليد
شده در جهان، در امريکا خريداري ميشوند. هندوستان با فاصله زيادي از
امريکا در رتبه دوم قرار دارد؛ از هر ۱۰۰ شهروند هندوستاني ۴ نفر سلاح گرم
دارند.
با توجه به مسائل و آمار ذکر شده، روشن است که امريکا نگران
حقوق شر، عدالت و منزلت انسان نه تنها در کشورهاي ديگ بلکه حتي در خاک خود
نيز نيست.
دروغ/افسانه شماره ۴: يک ايران هستهاي کل جامعه بين المللي را تهديد ميکند
ايران
يک کشور صلح طلب است و از سال ۱۷۳۸ ميلادي به هيچ کشوري حمله نکرده است؛
آخرين بار، نادر شاه افشار بود که به هند حمله کرد؛ اين در حالي است که
امريکا، همانند متحد صهيونيست خود از بدو تاسيس تقريبا به صورت مستمر در
جنگ بوده است. يکي از همکاران پاکستاني من ميگويد «فکر نميکنم ايرانيها
نفرت ورزيدن را بلد باشند.» اين در حالي است که امريکا، به عنوان اولين
استفاده کننده از سلاح اتمي، بيش از ۵ هزار کلاهک هستهاي در زراد خانه
اتمي خود دارد و در عين حال همراه با متحد صهيونيست خود ايران را که هيچ
سلاح اتمي در اختيار ندارد، متهم ميکند که «بزرگترين تهديد براي صلح جهاني
است.»
ايران از سال ۱۹۵۳ هدف امريکا قرار گرفته است. شاه که با
پليس مخفي خود موسوم به ساواک عليه مردم ايران وارد جنگ شده بود، در حقيقت
در پي کودتاي سال ۱۹۵۳ که منجر به سقوط دولت منتخب محمد مصدق، نخست وزير
وقت ايران شد، به روي کار آمد. اين حاکم ستمگر، تحت حمايت امريکا دهها
هزار نفر از مردم کشور خود را کشت و اين در حالي بود که امريکاييها چشمان
خود را به روي اقدامات وي بسته بودند و تنها زماني چشمانشان به روي حقيقت
باز شد که دانشجويان خشمگين ايراني در نوامبر ۱۹۷۹ سفارت امريکا را تسخير
کردند.
آنچه در پي اين حادثه آمد، ۳۴ سال تحريمهاي خصمانه اقتصادي،
حمايت از صدام عليه ايران، سرنگون کردن هواپيماي مسافربري ايران و قتل ۲۹۰
از سرنشينان آن و حملات امريکا به کشورهاي عراق و افغانستان در همسايگي
ايران بود که در پي آن هزاران نفر به ايران فرار کردند. و اکنون تحريمهاي
بيشتري عليه ايران اعمال شده و اتهامات کذبي در مورد برنامه صلح آميز انرژي
هستهاي اين کشور مطرح شده است. ايران همچنين با تهديد حمله نظامي نيز
روبرو شده است.
بر اساس يک تحقيق جديد، حمله احتمالي به تاسيسات
هستهاي ايران منجر خواهد شد که ۸۵ هزار نفر از مردم اين کشور جان خود را
از دست بدهند؛ مردمي که هم اکنون نيز با تحريمها دست و پنجه نرم ميکنند؛ و
اين در حالي است که اين تحريمها ساز و کار مشخصي در مورد معاملات کالاهاي
مجاز مانند دارو و مواد با «قابليت مصرف دوگانه» ندارند. به عنوان مثال،
دسترسي به فلورايد خمير دندان در ايران تقريبا غير ممکن است زيرا اين ماده
«قابليت کاربرد دوگانه» دارد و در ساخت اورانيوم هکزافلورايد نيز مورد
استفاده قرار ميگيرد.
ديگر اقدامات امريکا در راستاي بيثبات سازي ايران شامل موارد زير ميشود:
۱
- کنگره امريکا در سال ۲۰۰۶ قانون «آزادي و حمايت ايران» را تصويب کرد. به
موجب اين قانون ۱۰ ميليون دلار به گروههاي مخالف دولت ايران اختصاص داده
ميشود.
۲ - جرج دبليو. بوش، رئيس جمهور وقت امريکا در سال ۲۰۰۷
ميلادي ۲۰۰ ميليون دلار را براي عمليات مخفي جهت ايجاد ناآرامي در ايران
اختصاص داد.
۳ - سازمان سيا از گروه شبه نظامي موسوم به جندالله که بارها ايران را هدف حملات خود قرار داده، حمايت کرده است.
۴ - امريکا از سازمان تروريستي منافقين و گروه پژاک در کردستان را حمايت مالي کرده و به اعضاي آنها آموزش نظامي داده است.
دروغ/افسانه شماره ۵: اسلام يک مذهب غيرمنعطف و مروج خشونت است
بيش
از يک ميليارد نفر در سراسر جهان پيرو دين اسلام هستند و يا به عبارت ديگر
مسلمان هستند. کلمه مسلمان لفظا به معناي کسي است که تسليم شده و اشاره به
اين دارد که يک مسلمان، تسليم اراده خداوند يا الله است. در بين سه مذهب
ابراهيمي ِ مسيحيت، يهوديت و اسلام، خالص و ناب ترين شکل توحيد توسط اسلام
ارائه ميشود.
در حقيقت، اسلام پايه و اساس نوعي برادري و اخوت
جهاني را تشکيل ميدهد. به همين دليل است که اسلام به سرعت رشد کرده است؛
اين دين به مردم اميد ميدهد که خود را از چنگال برده داري، چه اقتصادي
باشد و چه فيزيکي، نجات دهند. خداوند در آيه ۱۳ سوره مبارکه الحجرات
ميفرمايد:
« اي مردم! ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و شما را
تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد، (اينها ملاک امتياز
نيست،) گراميترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست، خداوند دانا و آگاه
است»
ارائه تصوير دقيق و درست از اسلام در رسانههاي غربي به ندرت
به چشم ميخورد. زماني که مقتدي صدر در راس اخبار بود، رسانههاي غربي
همواره وي را با عنوان «يک روحاني شيعه تندرو و ضد امريکايي» توصيف
ميکردند و هرگز عبارت يک روحاني اسلامي در مورد وي به کار گرفته نميشد.
اين امر در مورد آيت الله خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي نيز صدق
ميکند. آيا يک روايت «منصفانه و متوازن» از امام خميني (ره) در رسانههاي
غربي وجود دارد؟ پاسخ روشن است: خير.
نتيجه گيري: حقيقت در مقابل افسانه پردازي
امريکا
در حقيقت يک کشور هستهاي و امپرياليست با رهبراني متفرعن و متکبر است که
شهروندان خود را با کمک افسانه پردازي رسانههاي خود ميفريبند. نه ايران،
نه اسلام و هيچ يک از گروههاي اسلامي بلکه خود امريکا بزرگترين تهديد براي
صلح جهاني ست و از آنجا که تعداد کمي از هموطنهاي امريکايي من حقيقت را
ميدانند، وظيفه من است که به عنوان يک مسلمان حقيقت را در مورد اين
افسانهها را بيان کنم. همانطور که رسول خدا (ص) ميفرمايد:
«آگاه باشيد كه همگى شما چون چوپان و همگى در برابر هم مسئوليد.»
مترجم: احسان فتاحي
ا ف/ا ف
پایگاه خبری مکانوپولیس؛
معیارها و برخوردهای دوگانه غرب با مقوله تروریسم و تقیسم بندی آن به تروریسم خوب و تروریسم بد بحث جدیدی نیست. یکی از این کشورها آلمان است که به کشوری امن برای فعالیت و اقامت اعضای گروه های تروریستی به خصوص پژاک که بر علیه جمهوری اسلامی فعالیت می کنند؛ تبدیل شده است.

سایت پربیننده مکانوپولیس که در سوئیس منتشر می شود در مقاله ای تحلیلی به سیاست دوگانه آلمان در قبال تروریسم پرداخته و آن را در تضاد با ادعای حمایت این کشور از آزادی و دموکراسی دانسته است. در این مقاله که به روابط گرم پژاک و گروههای مافیایی ترانزیت و پخش مواد مخدر و فروش زنان و دختران در اروپا اشاره شده، پژاک را به عنوان یک فرقه تروریستی معرفی میکند.

نویسنده در ادامه این مقاله دولت آلمان را بخاطر دادن اقامت قانونی به حاجی احمدی، سرکرده پژاک در شهر کلن زیر سئوال می برد و مدعی می شود که سرویس های اطلاعاتی آلمان به او کمک میکنند و این در حالی که سرکرده پژاک قاتل صدها غیرنظامی و نظامی کرد و غیر کرد ایرانی است.
در این مقاله به منابع در آمد پژاک از ترانزیت و توزیع مواد مخدر نیز اشاره شده و آن را تهدیدی برای امنیت اجتماعی اروپا می داند و از انفعال اروپا در این زمینه ابراز تعجب میشود.
نویسنده صراحتاً اعلام میکند پژاک بخشی از پ. ک. ک است و با این که پ. ک. ک در لیست تروریستی اروپا قرار دارد اما پژاک در این لیست دیده نمیشود. وی علت این کار را اقدامات تروریستی پژاک علیه ایران میداند و این خود نیز تعریف و برخوردی دوگانه با مقوله تروریسم است.

در پایان این مقاله نویسنده آن خواهان دستگیری و تحویل حاجی احمدی به مقامات قضایی جهت محاکمه به خاطر جنایت و قتل علیه شهروندان ایرانی شده است.
نکته ای که باید بدان اشاره کرد این است که حاجی احمدی از لحاظ روحی و روانی آنقدر پریشان شده است که هر هفته مرتب به روانپزشک مراجعه می کند و همچنین در جلسات خصوصی اعلام کرده دیگر توانایی ادامه کار را ندارد.
جای تعجب نیست که سازمان ملل و سازمانهایی مانند دیوان بین المللی دادگستری علیه امریکا و همدستان این کشور کاری از پیش نبردهاند. اینگونه به نظر میرسد که در دوران جنگ علیه ترور، هیچ قانون یا سازمانی قادر نیست که تجاوزگری امریکا را محدود کند."

به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از کیهان:
يك هفته پس از دفاع صادق-ز در يكي از روزنامه هاي زنجيره اي از متهم اول
پرونده بزرگ فساد اقتصادي، يك عضو متواري گروهك تروريستي منافقين از مه
آفريد امير خسروي جانبداري و با حكم اعدام وي مخالفت كرد.
پيش از
اين صادق-ز ضمن مطلبي مدعي شده بود امير خسروي يك كارآفرين نابغه است كه در
حق او ظلم مي شود. وي اما به اهداي چمدان هاي پر از پول رشوه كه هر كدام
بالغ بر ۲۰۰ تا ۳۰۰ ميليون تومان مي شد و آلودن برخي مديران بانكي و اجرايي
به ميلياردها تومان رشوه هيچ اشاره اي نكرده بود.
يك هفته بعد،
حسين باقرزاده از اعضاي گروهك منافقين دست به قلم شده و اين بار به بهانه
مخالفت با اعدام، به مخالفت با اعدام مه آفريد خسروي پرداخت. اين در حالي
بود كه بي بي سي و راديو فردا نيز به جانبداري از اين مفسد بزرگ اقتصادي
برخاسته اند. باقرزاده پس از رسوايي هاي پي در پي سازمان منافقين مدعي
جدايي از اين سازمان شد. وي در مقاله اي كه از سوي سايت ايران امروز منتشر
شده، ادعا مي كند داراي سوابق پيكار با سنت اعدام و حامي حقوق بشر است بي
آن كه كمترين اشاره به جنايت هاي سازمان منافقين عليه افراد بيگناه و ۱۲
هزار ترور اين سازمان كند.
باقرزاده با ادعاي اينكه اعدام امير
خسروي مخالف حقوق بشر است، تصريح كرده كه حاميان اين مفسد گردن كلفت نمي
توانند او را از اجراي حكم نجات دهند.
يادآور مي شود نامبرده در دوره اصلاحات (سال ۷۸) مقاله اي عليه حكم الهي و قرآني قصاص در روزنامه زنجيره اي نشاط به چاپ رساند.
در
همين حال گروه موسوم به ديدبان حقوق بشر در بيانيه اي نسبت به سرنوشت
جنايتكاراني كه در پيوند با سازمان موساد و سازمان منافقين به ترور
دانشمندان هسته اي ايران پرداختند، ابراز نگراني كرد و خواستار آزادي آنان
شد.
اين در حالي است كه ديدبان حقوق بشر به هنگام ترور وقيحانه
شهداي والامقامي چون شهيدان شهرياري، علي محمدي، احمدي روشن و رضايي نژاد
كه با سبعيت تمام و مقابل زن و فرزند خردسال انجام گرفت، كوچك ترين واكنشي
نشان نداد.








براساس گزارش اهرام آنلاین، به گفته فعالان، لمیا الغمادی که با آسیبهای متعدد، از جمله شکستگی در جمجمه، چندین دنده و بازوی چپ، کبودی و سوختگی در سطح زیادی از پوست، در تاریخ ۴ دی سال ۱۳۹۰ در بیمارستان بستری شده بود، در اول آبان سال جاری فوت کرد اما خبر کشته شدن این دختر ۵ ساله توسط مفتی سعودی، در بایکوت کامل رسانهای قرار گرفت.
فعالان
گروه "رانندگی برای زنان" که اعضای آن، گروهی از زنان عربستانی هستند که
موارد نقض حقوق زنان در این کشور را رسانهای میکنند، در بیانیه ای اعلام
کردند: فیحان الغمادی، مفتی سعودی و مهمان ثابت شبکههای آموزههای وهابی
در عربستان، اعتراف کرد که از چندین کابل و عصا برای تحمیل صدمات استفاده
کرده است.
دادگاه سعودی در حالی مفتی وهابی را از مجازات مرگ رهانیده که حکم صریح اسلامی برای جرایمی مانند تجاوز به عنف و تعدی به کودکان، اعدام است.
من با قمه زني و خودزني در عزاداري امام حسين (ع) كاملا مخالفم.
اما آيا اين كار بدتر است كه به خاطر عشق و يادبود به خود ضربه بزني يا اينكه به خاطر خودخواهي مست كني و ديگران را لت و پار كني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خبرگزاری فارس: انگلیسیها آخرین جمعه هر سال را جشن میگیرند و در آن تا حد امکان مینوشند و از فرط این کار به جان هم میافتند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه «دیلیمیل»، انگلیسیها بر اساس سنتی که آن را «جمعه چشم کبود» مینامند، در جمعه پیش از تعطیلات پایان سال در نوشیدن مشروبات افراط میکنند و جشنهای افراطی میگیرند.
این مراسم هر سال با زد و خورد انگلیسیهایی همراه است که از فرط نوشیدن از خود بی خود شده و به جان هم میافتند. این شب هرسال یکی از شلوغترین شبهای ماموران پلیس انگلیس است. به نوشته دیلیمیل بازداشتگاههای پلیس در مناطق مختلف انگلیس در این شب مملوء از افراد مستی میشود که به دلیل درگیری با هم بازداشت شدهاند.


پلیس انگلیس در جمعه شب گذشته نیز که آخرین جمعه انگلیسیها پیش از آغاز تعطیلات آخر سال به شمار میرفت، با همین مسئله روبرو شد. جمعه شب این رسم انگلیسیها بسیاری از شهرهای این کشور را به بینظمی و اغتشاش کشاند.

منطقه کامبریا یکی از مناطقی است که به گفته پلیس بسیار شلوغ بوده و حتی مدتی ظرفیت تمام سلولهای بازداشتگاههای این شهر پر شده است.


«بوچگریت» هم از دیگر مناطقی بود که این سنت به شدت در آن اجرا شد. یکی از ساکنان این منطقه، وضعیت جمعه شب این شهر را با میدان جنگ مقایسه کرده است.
این ناآرامیها زخمیهای زیادی داشته اما گزارشی از کشته شدن کسی در این درگیریها منتشر نشده است.






جام سیاسی؛ سایت بی بی سی فارسی (BBCPersian) امروز نوشت: «تحقیقات درباره روش بازجویی سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا -سیا- بدون تصمیم به پیگرد متخلفان احتمالی، پایان یافته است.»
وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرده است که تحقیقات این وزارتخانه در مورد کشته شدن دو فرد بازداشتی در افغانستان و عراق، با بررسی وضعیت یکصد و یک نفر پایان یافته که از زمان حملات انتحاری یازدهم سپتامبر سال ٢٠١١ در آمریکا بازداشت شده بودند. "اریک هولدر" دادستان کل ایالات متحده، گفته است: «با وجود انجام تحقیقاتی گسترده، "شواهد متقنی" به دست نیامده تا بتوان با اتکای به آن ها، به پیگرد مظنونان به تخلف از قوانین در بازجویی از زندانیان مبادرت کرد. نتایج این تحقیقات، زمینه لازم برای پیگرد قضایی افراد خاصی را فراهم نیاورده و به این ترتیب، تشکیل پرونده های قضایی توجیهپذیر نبوده است.»
این سایت افزود: «نتایج به دست آمده از تحقیقات و اظهارات مقامات دادگستری آمریکا با انتقاد شدید مدافعان حقوق بشر مواجه شده و یک گروه برجسته آمریکایی فعال در زمینه حمایت از حقوق مدنی، رویکرد دولت نسبت به موضوع بدرفتاری با مظنونان به جرایم تروریستی را "ننگ آور" خوانده است. در مقابل، یک مقام سازمان سیا از نتیجه تحقیقات و تصمیم به خودداری از پیگرد قانونی کارکنان این سازمان استقبال کرده است. مقامات سیا همواره تأکید کردهاند که روش بازجویی این سازمان از مظنونان اقدامات تروریستی، با دستورالعمل صادره از سوی مشاوران حقوقی دولت "جرج بوش" رئیس جمهور سابق ایالات متحده منطبق بوده و در نتیجه، تخلفی از روش های مورد تأیید دولت وقت این کشور صورت نگرفته است.»
در ماه ژوئن سال ٢٠١١، وزارت دادگستری ایالات متحده دستور آغاز تحقیقات جنایی در مورد کشته شدن دو نفر در بازداشتگاه های تحت نظر نیروهای آمریکایی در خارج را صادر کرد. اگرچه اسامی این دو رسما منتشر نشده است، اما گفته می شود که آنان "گل رحمان" و "مناضل الجمادی" بوده اند.
مناضل الجمادی، اهل عراق، که در ارتباط با بمب گذاری منجر به مرگ دوازده نفر در دفاتر صلیب سرخ در آن کشور دستگیر شده بود، هنگام بازداشت در زندان ابوغریب عراق در نوامبر سال ٢٠٠٣ جان داد و گل رحمان، که توسط نیروهای آمریکایی در جریان درگیری با شبه نظامیان حزب اسلامی گلبدین حکمتیار در سال ٢٠٠٢ در افغانستان دستگیر شده بود، کوتاه مدتی پس از دستگیری در یک زندان مخفی سیا در نزدیکی کابل درگذشت.
مدافعان حقوق بشر کشته شدن این دو نفر را به شکنجه و بدرفتاری در جریان بازجویی نسبت داده و خواستار انجام تحقیقات و مجازات بازجویان شده بودند. در پی درگذشت گل رحمان در زندان مخفی سیا، مشخص شد که وی هنگام مرگ به یک دیوار بتونی زنجیر شده بود.
سازمان های مدافع حقوق بشر، این روش را نوعی شکنجه و در نتیجه مغایر قوانین ایالات متحده دانسته و خواستار تعقیب قانونی و مجازات بازجویان شده بودند.
در مورد مناضل الجمادی در زندان ابوغریب، پزشک قانونی ارتش آمریکا مرگ او را "قتل" دانست و بر اساس برخی گزارش ها، این شهروند عراقی هنگام بازداشت هدف ضرب و شتم نفرات ارتش آمریکا قرار گرفته بود. کسان دیگری نیز گفته بودند که زندانبانان او را به نردههای پنجره زندان زنجیر کرده و یک کیسه شن را روی سر او گذاشته بودند.
دادستان کل آمریکا به مناسبت پایان تحقیقات جنایی در مورد مرگ این دو نفر و بازجویی از افراد دیگری توسط مأموران سیا در خارج از خاک آمریکا، بیانیه ای صادر کرد. در این بیانیه آمده است: «بر اساس سوابق مربوط به مرگ این دو نفر، وزارت دادگستری تصمیم گرفته است از پیگرد قانونی متهمان احتمالی خودداری کند؛ به این دلیل که کیفیت و کمیت شواهد موجود در حدی نیست که بتوان بر اساس آن ها، صدور رأی محکومیت علیه متهمان را محتمل دانست.»
اریک هولدر در عین حال تأکید کرده که هدف از تحقیقات وزارت دادگستری، رفع تردیدهای موجود نسبت به قابل قبول بودن روش بازجویی مورد استفاده در این موارد نبوده است.
این تحقیقات در سال ٢٠٠٨ و برای روشن کردن این موضوع آغاز شد که "آیا نحوه رفتار با بازداشتیان، با دستورالعمل های صادره توسط مشاوران حقوقی دولت بوش انطباق داشته است یا نه؟
بر اساس آن دستورالعمل ها، انواعی از روش های بازجویی شامل القای حس خفگی در آب یا خفگی مصنوعی مجاز دانسته می شد، هر چند دولت باراک اوباما این روش ها را مصداق شکنجه دانسته و ممنوع کرده است.
بی بی سی فارسی در توجیه اقدام دادستانی آمریکا افزود: «در برخی از کشورها، به منظور جلوگیری از برگزاری محاکمات طولانی و بدون نتیجه، معمولا دادستانی صرفا در مواردی به تعقیب کیفری متهمان مبادرت می ورزد که احتمال بدهد شواهدی که در اختیار دارد به محکومیت متهم منجر خواهد شد.»
.jpg)
به نوشته سایت بی بی سی فارسی، تحقیقات اولیه صرفا با این هدف آغاز شد که به چه دلیل فیلم های ویدیویی جلسات بازجویی به شکلی مرموز از میان رفته؟ اما دادستان کل بعدا دستور گسترش دامنه تحقیقات در مورد بازداشت و بازجویی از یکصد و یک تن از کسانی را صادر کرد که گفته شده است پس از حملات یازدهم سپتامبر سال ٢٠٠١ توسط مأموران آمریکایی بازداشت شدند.
گفتنی است بعضی دیگر از روش هایی که بازجویان سیا به آن متهم شده اند عبارت است از: «پا گذاشتن بر روی زنجیر پابند زندانیان که باعث آزار مچ پای آنان می شد» ، «شستشوی افراد با برس سیمی» و «دمیدن مداوم دود سیگار به صورت فرد تحت بازجویی».
با اعلام خاتمه تحقیقات، "دیوید پترائوس" رئیس سیا، از کارمندان این سازمان به خاطر همکاری با هیأت تحقیق قدردانی کرد و گفت: «به عنوان مأموران اطلاعاتی، با خاتمه این تحققیات، ما به جای نگریستن به گذشته، به چالش های آتی نگاه می کنیم، اما بسیار مهم است که با تحقیقات وزارت دادگستری در مورد حوادثی که در گذشته روی داده نیز همکاری کامل به خرج داده ایم.»
در مقابل، "جمیل جافر" مدیر اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا، نتیجه تحقیقات وزارت دادگستری را "شرم آور" توصیف کرده است.
337

پس
از اینکه بیش از 20 سازمان و گروه حقوق بشری پیشتر در نامهای به اعضای
شورای حقوق بشر سازمان ملل، خواستار تمدید فعالیت احمد شهید، گزارشگر ویژه
این شورا در امور ایران، شده بودند، ماموریت او برای یک سال دیگر تمدید شد!
به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، خبرگزاری آسوشیتد پرس گزارشی در مورد نحوه تمدید شدن این ماموریت روی خروجی خود قرار داد.
این
خبرگزاری در این مورد نوشت: شورای حقوق بشر سازمان ملل در رای گیری روز
پنجشنبه، ماموریت احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران را برای یک سال
دیگر تمدید کرد و از او خواست به بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران ادامه
دهد!
در این رای گیری که در مقر این شورا در ژنو انجام شد، 22 کشور رای
موافق دادند و پنج کشور چین، روسیه، قطر، بنگلادش و کوبا رای مخالف دادند.
دیگر اعضای 47 کشور عضو این شورا هم رای ممتنع دادند.
شورای حقوق بشر
سازمان ملل سال گذشته احمد شهید، وزیر خارجه سابق مالدیو را به عنوان
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران، منصوب کرد.
این
سازمانها در نامه مشترک خود، حمایت کشورهای عضو شورای حقوق بشر از تمدید
ماموریت احمد شهید را «به دلیل نامطلوب دانستن وضعیت فعلی حقوق بشر در
ایران» دارای اهمیت حیاتی خواندند.
گفتنی است که این گزارشات برمبنای
اظهارات افراد ضدانقلاب تهیه شده و حقوق بشر، به ابزاری در دست غربی ها
برای تحت فشار قراردادن ایران تبدیل شده است.
احمد شهید گفته که درباره
مشاهدات و تحقیقات خود در مورد وضعیت حقوق بشر ایران، با شماری از شاهدان
عینی که توانسته اند از ایران خارج شوند و همچنین خانوداه های زندانیان
سیاسی گفتگو کرده است.
او مدعی شده است، که با 163 نفر از شاهدان درجه اول (قربانیان نقض حقوق بشر) در داخل و خارج از ایران صحبت کرده است!
گزارشگر
ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران در آخرین گزارش خود، از
وضعیت زهرا رهنورد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی پس از یک سال بازداشت و این
که هیچ اطلاعی از وضعیت این افراد در دست نیست، ابراز نگرانی کرده است!!!
با
توجه به این حساسیت کشورهای غربی در مورد نقض حقوق بشر مشخص نیست چرا
اینگونه جنجال ها در مورد کشور آمریکا که بیشترین مورد نقض حقوق بشر در آن
انجام می شود ایجاد نمی شود!؟
با این وجود دیگر نمی توان به کشته شدن معترضان بحرینی توسط گازهای سمی اشاره کرد چون باید حرف های شنیده نشود.



شهرزاد میر قلیخان در گفتو گو با پرس تی وی گفت: "دولت امریکا برای انجام کاری مربوط به امور دولتی از من دعوت کرد .. آنان حتی برای من بلیط گرفتند ولی در فرودگاه به من دستبند زدند و زندانیام کردند و به هر شکل ممکن به شکنجه من پرداختند."

میر قلیخان که در زمان دستگیری تنها 26 سال داشت، با اینکه مادر دو کودک است، از 3 سال پیش تا کنون در زندان امریکا به سر میبرد.

امریکا مدعی است که همسر سابق او، محمود سیف، سعی در صادرات عینکهای دید در شب از اتریش به ایران را داشته است، و این درحالی است که شهرزاد در غیاب او بازداشت و از سوی دادگاه فدرال فلوریدا محکوم به پنج سال زندان شد.

گفتنی است، دو دختر شهرزاد میر قلیخان پیش از آزادی سارا امیلی شورد که به اتهام ورود غیرقانونی به خاک ایران و جاسوسی در بازداشت بود، با وی دیدار کرده بودند.

جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 23 شهریور، سارا شورد را که به اتهام ورود غیرقانونی به خاک ایران دستگیر شده بود، با قرار وثیقه 500 هزار دلاری آزاد کرد.
![]()
سه تبعه امریکایی با نامهای سارا امیلی شورد 31 ساله، شان مایکل بوئر و جاشوا فلیکس فاتال 27 ساله، در مرداد ماه 1388 (ژوئیه 2009) در مناطق کوهستانی استان کردستان، به اتهام ورود غیرقانونی به خاک ایران دستگیر شدند.

تهران درحالی سارا امیلی شورد را با قرار وثیقهای 500 هزار دلاری آزاد کرد که دولت امریکا تاکنون چندین ایرانی را دستگیر و برای آنچه نقض تحریمهای واشنگتن علیه ایران مینامد، زندانی کرده است.
![]()
بر خلاف رفتار خشن نیروهای امریکایی با ایرانیان بازداشت شده در امریکا، با شهروندان امریکایی زندانی در ایران با وجود این واقعیت که آنان در معرض اتهاماتی بسیار جدی بودند، به خوبی رفتار شده است.

دولت ایران همچنین بر مبنای اصول انسانی و مبانی اسلامی، با درخواست مادران بازداشتشدگان موافقت کرد و به آنان اجازه داد تا با سفر به ایران با فرزندان خود دیدار کنند.



مقامات شهری در آمریکا در راستای حفظ اخلاق اجتماعی، برای کسانی که لباس زیرشان نمایان است جریمه نقدی در نظر گرفتند!! پیشتر ایران، عربستان و امارات متحده گشتهای مشابهی تحت عنوان امنیت اجتماعی به راه انداخته بودند
به گزارش سایت خبری "سوانتزیش مینوته" آلمان، مقامات شهری در شیکاگوی آمریکا برای اجبار مردم به حفظ موارد اخلاقی و رعایت عرف جامعه قانون جدیدی را تصویب کردند.
بر اساس این قانون از این پس شهروندان شهر "لینوود" ایالت شیکاگو برای بیرون بودن لباس زیر خود جریمه می شوند. در مصوبه جدید شورای این شهر آمده است هیچ کسی حق ندارد به گونه ای لباس بپوشد که پوشش زیرش نمایان باشد. تصویب کنندگان این قانون، امنیت اخلاقی در جامعه آمریکا را علت تصویب آن عنوان کرده اند.
طبق این قانون پلیس این شهر متخلفانی را که بیش از 7 سانتیمتر از لباس زیرشان در معرض دید باشد، 25 دلار جریمه خواهد کرد. در همین حال "اوژن ویلیامز" شهردار این شهر با تقدیر از تصویب چنین قانونی گفت مردم از این پس کمتر با دیدن مردانی در خیابان که بخشی از لباس زیرشان نمایان است، متعجب می شوند.
این در حالی است که "اتحادیه حقوق شهروندی" آمریکا با انتقاد از این قانون اعلام کرده است: با اجرای این قانون شهروندان سیاهپوست بیشتر از دیگران مورد مجازات قرار می گیرند زیرا هم اکنون داشتن شلوارهای آویزان در بین سیاهپوستان مد شده است. به گفته این اتحادیه جوانان این شهر با این اقدام احساس محدودیت در آزادی های خود خواهند کرد.
یکی دیگر از معترضان که یک ایرانی مقیم ایالت شیکاگو هست در گفتگو با شهروند چنین میگوید: ما از ایران فرار کرده ایم تا با خیال راحت در یک کشور آزاد زندگی کنیم واین قانون مضحک، باعث میشود که من و تمام اعضای خانواده و فامیل و اکثر ایرانی هایی که میشناسم، هر روز جریمه بدهند. این قوانین نشانه ظهور طالبان در آمریکاست و ما شدیدا به تصویب آن معترضیم. اگر امروز مردم شیکاگو این قانون را تحمل کنند فردا در لس آنجلس و نیویورک هم اینجور قوانین تصویب خواهد شد و این به معنای مرگ دموکراسی است
منبع : سایت خبری "سوانتزیش مینوته" آلمان
تاریخ بشریت بر این واقعیت روشن گواه است و به باور بنده هنور فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی سابق از خاطره آمریكا پاك نشده است. آخرین اشتباه تاریخی آن تجاوز به خاك افغانستان بود و در حال حاضر نیز در گرداب عراق گرفتار آمده است.
ستاد فاضل برادر عزیز و ارجمند جناب آقای "احمد علی" مدیر عامل روزنامه وزین "الوطن" ضمن عرض سلام و ادب خدمتتان، خواهشمندم این نامه را كه از طریق روزنامه وزینتان به "آدام ارلی" مشاور عالی "كاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه آمریكا ارسال می كنم، منتشر نمایید. كسی كه با او مصاحبه انجام دادید؛ مصاحبه ای كه سراسر بهتان و دروغ بود و روز یكشنبه برابر با ۱۹/۱۱/۲۰۰۶ در شماره "۴۰۹۵" منتشر گردید و از خداوند متعال می خواهم تا به ما و شما و خوانندگان حكمت و معرفت و اصول سخنرانی را بیاموزد.
در آغاز اجازه بفرمائید بگویم، زمانی كه این مصاحبه را مطالعه كردم شوكه و بهت زده شدم، اما خودم را كنترل كردم تا این مصاحبه را تا پایان بخوانم، چرا كه تحمل شنیدن این دروغ ها و چرندیات كه در لابه لای كلامش نهفته بود نداشتم؛ چرا كه راستگویی پیشه افرادی نیست كه دستانشان به خون بی گناهان و انسان های مظلوم آغشته شده باشد و اگر چنین بود در آن صورت با قانون طبیعت و سنت الهی تضاد پیدا می كرد. خداوند پاك و منزه یك حقیقت است و كلامش نیز عین حقیقت است. پروردگار عالمیان در قرآن مبین می فرماید:" چه كسی از خداوند متعال راستگوتر است" (سوره نساء) باز در جای دیگری می فرماید:" اگر حق از هوا و هوس و خواسته های آنان پیروی می كرد آسمان ها و زمین ها و هر آنچه در آنهاست تباه می گردیدند." (سوره مومنون) پس حق كه نامی از نام های خداوند پاك و منزه وتجلی گر شوكت و جلالش است، هرگز امكان ندارد كه جلالش را به ستم پیشگان و جنایتكاران بدهد. خداوند متعال در جایی دیگر نیز می فرماید": ای بندگان من ظلم كردن برای خودم را حرام كرده ام و آن را بر شما حرام كردم. پس هرگز به همدیگر ظلم و ستم روا مدارید."
برادر عزیز پس از این پیشگفتار اینك به بقیه سخنانم گوش كن:
▪ اولا: سخنان دو پهلوی این مرد (ارلی) برای خوانندگان این مصاحبه هویداست و این همان چیزی است كه خودت نیز به آن به هنگام پاسخ دادن وی به آن اشاره كردی؛ به نحوی كه حتی برای نابینایان نیز عین روز روشن است و آن مشابه همان پاسخ به سخن تو درباره عدم به رسمیت شناختن نتایج انتخابات فلسطین است.
● برداشت شما از تروریسم چیست؟
وی در پاسخ گفت كه بر اساس قانون آمریكا جنبش مقاومت اسلامی "حماس" یك سازمان تروریستی است، انگار كه قانون آمریكا وحی منزل است و هیچ چیز باطل در آن وجود ندارد. همگان می دانند كه این قانون چند گانه برای تامین منافع آمریكایی كه بر اساس فلسفه "مصلحت اندیشی" شكل گرفته است وضع شده است و آمریكا این فلسفه را از بدو تاسیسش پذیرفته است و این امر در قتل عام میلیون ها سرخ پوست صاحبان اصلی زمین و همچنین در ارتكاب جنایاتی هولناك نظیر قتل عام دسته جمعی مردم خواه در هیروشیما و خواه در ناكازاكی یا ویتنام یا صومالی یا عراق نمود پیدا می كند. این قانون فقط مصالح و منافع آمریكا را لحاظ كرده است و اگر موضع كسی یا دولتی یا ملتی با مصالح آمریكا در تضاد باشد در آن صورت قانون آنان می گوید كه من و پس از من طوفان و این همان چیزی است كه مسئولان آنان به این مسئله اذعان می كنند؛ به نحوی آنان اعتراف می كنند كه نفط در جهان و تمامی ذخائر آن باید تحت سلطه و سیطره آمریكا باشد و هر كس از این خط قرمز تخطی كند در آن صورت باید آن را از هر سو كوبید.
▪ ثانیا: اگر به این ادعای او توجه كنیم كه می گوید حماس یك سازمان تروریستی است و برای نیل به مقاصد و اهداف سیاسی خود، انسان های بی گناه را از دم تیغ می گذراند ـ كه اصلا پایه و اساس ندارد ـ پس اگر این ادعا را با جدل پذیرفتیم، آیا قتل عام افراد بی گناه با جنگنده ها و با تانك ها و توپ ها و موشك ها ـ همان بلا و مصیبتی كه آمریكا بر سر مردم ویتنام آوردند و در خلال این جنگ هزاران تن انواع بمب را بر سر مردم این كشور ریخت و همین جنایات در افغانستان در این كشور فلك زده و محنت دیده و اكنون ارتكاب این جنایات وحشیانه در عراق فلسطین ـ تروریست دولتی به شمار نمی آید؟
آری! این اقدامات جنایات كشورهای مستبد و ابرقدرت علیه مستضعفان در روی زمین به شمار می رود. پس وای بر كافران آنانی كه آیات خداوند را به باد مسخره می گیرند و دست به تعدی و تجاوز می زدند و خداوند متعال در كتابش می فرماید:" در این گیرودار گناهكاران آتش دوزخ را می بینند و می دانند كه بدان می افتند، اما محلی نمی یابند كه (از دست دوزخ بگریزند) و بدان رو كنند." (سوره كهف)
▪ ثالثا: از سوی دیگر، گفتن اینكه حماس از قتل عام بی گناهان به منظور نیل به مقاصد سیاسی حمایت می كند آیا این دقیقا همان چیزی نیست كه آمریكا در جهان آن را انجام می دهد؟ یا اینكه آمریكا چنین حقی را دارد؟ انگار كه آمریكا خداست و همه جهانیان باید بنده ذلیل او باشند؛ بنده ای كه باید تسلیم محض و بی چون و چرای قانون آمریكا باشد. شاید این توهم برای گناهكارهای كاخ سفید ایجاد شده باشد. شاید آنان چنین تصوری داشته باشند. خداوند سبحان می فرماید:" در این سرزمین یك خداوند است." شاید آن هم به گمان این گناهكاران بوش باشد. چه كسی می داند؟! سوال اینجاست كه اگر بوش بخواهد در روی زمین خدایی كند، آیا قصد دارد كه با دوز و كلك و خونریزی این كار را انجام دهد.
یا اینكه می خواهد دولت آمریكا ـ كه جهانیان را امروزه اداره می كند و فقط دو سال از مدت حكومتش مانده است ـ شایستگی رهبری و هدایت جهان ما را پیدا كند. نخستین شرط یك چنین رهبری این است كه باید از عدالت آسمانی الهام گرفته باشد كه در هدایت اهل زمین نمود پیدا می كند به وسیله تورات و انجیل و درك صحیح و فهم عمیق از قرآن" نه آن چه را كه با فهم خودش رواج می دهد یعنی تورات و انجیل كه دلهایشان را از كینه و دشمنی و عداوت به نبی مكرم اسلام (ص) و خاندانش مالامال كرده است و آن هم به خاطر یاران حضرت موسی و عیسی (ع) در تبیین حقایق و هدایت خلقت و باطل ستیزی و گستراندن نعمت های خداوند به تمامی بندگانش" (مراجعه شود به كتاب مبارزه دینی امام محمد غزالی)
عدالت آسمانی كه به آن اشاره كردیم هرگز اجازه نمی دهد كه خون بی گناهان به خاطر ثروت ـ هر اندازه هم زیاد باشد ـ ریخته شود. حرمت و ارزش جان انسان از هر چیزی بالاتر است؛ به ویژه اینكه این انسان خدامحور و خداجو باشد. خداوند متعال می فرماید:" به همین جهت بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم كه متجاوز كشته شود چرا كه هر كس انسانی را بدون ارتكاب قتل یا فساد در زمین بكشد چنان است كه گوئی همه انسان ها را كشته است." (سوره مائده.) تا اینجا ای آمریكایی ها! این شماها بودید كه با همدستی و توطئه شیطان ها هزاران نفر را در عراق به خاك و خون كشیدید.
این انسان های بی گناه و ارواح طیبه زنان و كودكان و سالمندان و پیران و جوانان از دست شماها به درگاه احدیت شكوه برده اند و از خداوند جبار می خواهند تا انتقام خونشان را از شما بگیرند. حضرت محمد مصطفی (ص) در حدیثی می فرمایند:"خداوند به ستمكاران آن قدر مجال می دهد تا آنان را به عذاب خویش گرفتار سازد." كافران ( و بی دینانی كه ایمان را فروخته و كفر را خریداری كرده اند) گمان نبرند كه اگر به ایشان مهلت می دهیم (و وسایل رفاه دنیوی برایشان مهیا میداریم و بر عمرشان می افزائیم ) به صلاح آنان است بلكه ما به ایشان فرصت می دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند و در آخرت به عذاب شدیدی دچار آیند) بی گمان برای آنان عذاب خوار كننده ای است. (سوره آل عمران)
اولین كاری كه باید تصمیم گیرندگان و بازیگران عرصه سیاسی آمریكا بدان عمل كنند، این است كه با بهره گیری از تجربه نه با توسل به زور و قوه قهریه، جلوی خونریزی را در عراق بگیرند. مگر این رئیس جمهور آمریكا نبود كه با تمامی توانش اصرار داشت تا به كشوری كه نسبت به فرهنگ و تاریخ مردم آن كشور بیگانه است تعدی و تجاوز كند؟
نباید افراد و مسئولانی كه هنوز به بلوغ و پختگی سیاسی نرسیده اند و بسیاری از مردم آمریكا این افراد را به عنوان بچه به شمار می آورند، تصمیم تجاوز و تعدی به كشوری را اتخاذ كنند كه كشورهای بزرگی نظیر آمریكا روی آن حساب باز كرده اند.
به یگانگی خداوند متعال سوگند كه من به ملت آمریكا احترام قائلم و بارها به این كشور و صفای باطن این ملت را لمس كرده ام و نسبت به آینده تمدن عظیم آمریكا كه آن را به واسطه نبوغ چهره های علمی و زنانش به جهانیان صادر كرده، نگرانم. اما با تاسف هر چه تمامتر می گویم، هر آمریكایی كه به محله تصمیم گیری می رسد بنا به دلایلی منجمله اعمال فشار برخی دستگاه های نظارتی نمی تواند پاره ای از امور و مسائل را در تصمیم سازی های خود منظور كند. این سیاستمدار تصور می كند كه مصلحت آمریكا در این است كه فلان تصمیم را اتخاذ كند كه در ظاهر با منافع عالی آن همسویی دارد و شاید این امر نزد این افراد از منظر منافع مادی زودگذر صواب باشد، ولی سنت هستی كه خداوند آن را بنیان نهاده است و آن را مایه و ضامن حفظ و تداوم این هستی قرار داده است ایجاب می كند كه خودپسندی كه به ظلم و سركشی و قهر و جبروت منجر می شود ـ همانطوری كه این وضعیت در سیاست های كنونی آمریكا حاكم است ـ نتیجه آن حتما باید فنا و نابودی باشد. خداوند متعال در این باره می فرماید:" شما (كه با پیمان بستن به نام خدا تعهدی را می پذیرید به عهد خود وفا كنید و همانند آن زنی نباشید كه به سبب دیوانگی، رشته خود را بعد از تابیدن از هم وا می كرد." سوره نحل
تاریخ بشریت بر این واقعیت روشن گواه است و به باور بنده هنور فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی سابق از خاطره آمریكا پاك نشده است. آخرین اشتباه تاریخی آن تجاوز به خاك افغانستان بود و در حال حاضر نیز در گرداب عراق گرفتار آمده است. ناظران بر این باورند كه گرفتار شدن آمریكا در باتلاق عراق آن را كامل از خاور میانه خارج خواهد كرد همانگونه كه فرانسه و انگلیس را پس از تجاوز به مصر از آن خارج كرد.
ویسنده: احمد ابوبكر المصلح
منبع: مركز اطلاع رسانی فلسطین
با شروع دور دوم انتفاضه و به قدرت رسیدن آریل شاورن، رژیم صهیونیستی پایبندی خود به پیمان اسلو و زمین برای صلح را رها كرد. آریل شارون گفت: من دیگر با یاسر عرفات مذاكره نمیكنم، چون او یك تروریست است.
قذافی مسؤول انفجار هواپیمای آمریكایی بر فراز لاكربی است، امّا چون او برنامههای هستهای خود را رها كرد و به خانوادههای قربانیان هواپیمای پان آمریكن غرامت پرداخت، بوش تحریمهای آمریكا علیه لیبی را لغو نمود. تیتو، بگین، شامیر و نلسون ماندلا كه همه به نوعی متهم به اعمال تروریستی بودند به كاخ سفید دعوت شدند.
با شروع دور دوم انتفاضه و به قدرت رسیدن آریل شاورن، رژیم صهیونیستی پایبندی خود به پیمان اسلو و زمین برای صلح را رها كرد. آریل شارون گفت: من دیگر با یاسر عرفات مذاكره نمیكنم، چون او یك تروریست است.
دو تن ا ز نخستوزیران رژیم صهیونیستی یعنی رابین و پرز به همراه عرفات برندهی جایزهی صلح نوبل شدند، سومین آنها یعنی نتانیاهو، شهر هبرون را در اختیار عرفات گذاشت و چهارمین آنها ایهود باراك ۹۵% از كرانهی غربی رود اردن به پایتختی اورشلیم را به عرفات داد. ولی شارون سیاست سرسختانهای را در پیش گرفت و حتی جورج بوش را وادار كرد كه سیاستهای او را تأیید كند.
با اینكه در دوران ریاست جمهوری كلینتون، عرفات حتی بیشتر از باب دال به كاخ سفید رفت و آمد میكرد، ولی در دوران جورج بوش به آنجا ممنوعالورود شد.
نفرت شارون از عرفات ذاتی و واقعی بود. ولی این رویكرد یك زرنگی و مصلحت سیاسی هم بود. به گفتهی یكی از تحلیلگران، كشورها وقتی دشمنان خود را تروریست مینامند، در واقع مشروعیت آنها را زیر سؤال برده و از مذاكره با آنها برای صلح شانه خالی میكنند. آنها خود را پشت یك فرمول قدیمی پنهان میكنند: ما با تروریستها مذاكره نمیكنیم. درست است كه سازمان فتح و سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO) مرتكب اقدامات تروریستی شدهاند، ولی شارون در سال ۱۹۵۳ واحدی را به نام واحد ۱۰۱ به كرانهی غربی رود اردن برد و به انتقام كشتهشدن یك زن یهودی و فرزندانشان به دست چند عرب، ۶۹ فلسطینی را كه اغلب آنها زن و كودك بودند قتل عام كرد و خانههای آنها را ویران كرد. شارون، هنگامی كه نظامیان اسراییلی فالانژها را به ارودگاههای صبرا و شتیلا فرستادند و چنان شعلهای در آن شب به راه انداختند كه قاتلان بتوانند كارهای خود را به راحتی انجام دهند، فرمانده ارتش بود.
●در مورد آمریكاییها چطور؟ آیا آنها با تروریستها مذاكره میكنند؟
در مذاكرات تهران و یالتا، روزولت رئیس جمهور وقت آمریكا، شرق اروپا را در اختیار تروریست قهاری گذاشت كه خود او را عموجو مینامید. پرزیدنت هدی ترومن در پوتسدام امتیازاتی را به استالین اعطاء كرد. سه سال بعد از آنكه تانكهای شوروی انقلاب مجارستان را در هم كوبیدند، آیزنهاور، رئیس جمهور وقت آمریكا، قصاب بوداپست را به كمپدیوید دعوت كرد و در یك تور ۱۰ روزهی دور آمریكا او را همراهی كرد.
در سالی كه ویت كنگها در حال ارتكاب قتلعام بودند، و با فهرستی دردست، خانه به خانه میرفتند و در حدود ۳۰۰۰ نفر از ویتنام جنوبی را قتل عام كردند، سفیر آمریكا به همراه معاون خود و نمایندگان ویتنام شمالی در پاریس به مذاكره نشستند. در سال ۱۹۷۲ نیكسون به پكن رفت تا با بزرگترین تروریست قرن یعنی، مائوتسهتونگ دست دوستی دهد، در حالی كه دارودستهی چهار نفرهی مائو كه شامل همسرش هم میشد، در حال اجرای بزرگترین قتل عام چین تحت نام انقلاب فرهنگی كارگری بودند.
بعدها دونالد رامسفلد به نمایندگی از رونالد ریگان به دیدار صدام حسین رفت و آمریكا صدام را در تجاوزش به خاك ایران یاری كرد. در مورد حافظ اسد، رئیس جمهور سابق سوریه نیز گفته میشد كه یك تروریست دولتی است، ولی بوش پدر در جنگ اول خلیج فارس با او متحد شد.
قذافی مسؤول انفجار هواپیمای آمریكایی بر فراز لاكربی است، امّا چون او برنامههای هستهای خود را رها كرد و به خانوادههای قربانیان هواپیمای پان آمریكن غرامت پرداخت، بوش تحریمهای آمریكا علیه لیبی را لغو نمود. تیتو، بگین، شامیر و نلسون ماندلا كه همه به نوعی متهم به اعمال تروریستی بودند به كاخ سفید دعوت شدند.
این نمونهها حاكی از یك نكته است و آن اینكه آمریكا یك ابر قدرت است و منافع آن در خاورمیانه وسیعتر از اسراییل است و اگر آمریكا میخواهد آن منافع را حفظ كند و نقش تاریخی خود را ایفاء كند، نباید اجازه دهد هیچ كشور دیگری خواستههایش را نقض كرده و نادیده بگیرد. در حالی كه اغلب آمریكاییها مایلند كشورشان در راه حفظ امنیت و بقاء اسراییل تلاش كند ولی آمریكا باید استقلال سیاسی و دیپلماتیك خود از اسراییل را به همه نشان دهد . همان طور كه آیزنهاور، نیكسون و ریگان این كار را كردند. آمریكا به بن گوریون دستور داد از صحرای سینا خارج شود، نیكسون در سال ۱۹۷۳ با استفاده از ترابری هوایی، اسراییل را در جنگ یوم كیپور نجات داد سپس به گولد میر گفت كه اسراییل باید اجازه دهد مصر ارتش سوم خود را مجدداً در كرانهی شرقی مستقر كند. ریگان از تجاوز اسراییل به جنوب لبنان حمایت كرد، سپس طولی نكشید كه دستور توقف داد و چندی بعد به عربستان سعودی F-۱۶ فروخت.
حال بسیار مضحك به نظر میرسد كه به فرمان اسراییل با دولت خودگردان فلسطین كه در دست حماس است گفتگویی صورت نگیرد، در حالی كه حماس در انتخاباتی آزاد انتخاب شده و خود جورج بوش درخواست كردهبود كه حماس نیز در انتخابات گنجانده شود. و از طرف دیگر سوریه و ایران با آمریكا فاصله گرفتهاند و خصومت بین آمریكا و این دو كشور تشدید شده است امّا این دو كشور نه طالب جنگ با آمریكا هستند و نه در ده سال گذشته تعرضی به آن كردهاند.
اگر ما میتوانیم با قذافی كه دستش به خون آمریكاییها آلوده است گفتگو كنیم، چرا نتوانیم با بشار اسد و احمدینژاد مذاكره كنیم؟ هیچ كدام از این دو نفر حملهی تروریستی به آمریكا انجام نداده و دستشان به خون آمریكاییها آلوده نیست. پیش از آنكه جورج بوش طرح گسترش دمكراسی خود را آغاز كند، به او هشدار داده شد كه انتخابات آزاد ممكن است فرصتهای زیادی در اختیار گروههای نظامی اسلامی قرار دهد. با مقاومت او، نتایج انتخابات از این قرار بود: در مصر اخوانالمسلمین ۶۰% كرسیهای مجلس را به خود اختصاص داد. حزبالله كرسیهای جنوب لبنان را از آن خود كرد. حماس پیروزی درخشانی را در نوار غزه و كرانهی غربی رود اردن به دست آورد. این انتخابات آزادترین و عادلانهترین انتخاباتی بودند كه در آن كشورها برگزار شد. ولی بوش حاضر به گفتگو با برندگان نشد.
حقیقت دردناك آن است كه در خاورمیانه دمكراسی دو حزب عمده را ایجاد میكند. یكی از آنها حزب دولتی خواهد بود و دیگری حزبی كه ریشه در باورهای اسلامی دارد. پس آمریكا باید بداند كه زمان درك واقعیت و خارج كردن این كشور از انزوا فرا رسیده است.
نویسنده: پاتریك.جی.بوچانان
منبع: Anti War

اقدام اخير سازمان عفو بينالملل در محكوميت اعدام تنها حدود هزار تروريست كه تاكنون صدها هزار نفر از مردم بيگناه عراق را سلاخي كردهاند، با واكنش منفي حقوقدانان مستقل روبهرو شده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، سازمان عفو بينالملل در گزارشي، عراق را چهارمين كشور به لحاظ تعداد احكام اعدام صادره دانسته و از دولت اين كشور انتقاد كرده است. اين در حالي است كه هماكنون روزانه بيش از يكصد نفر بر اثر حوادث تروريستي در اين كشور كشته ميشوند و اين سازمان در برابر آن، سكوت كرده است.
سازمان عفو بينالملل كه بنا بر گزارش خود، از اواسط سال 2004 ميلادي؛ يعني پس از سقوط صدام تاكنون، 270 نفر محكوميت اعدام داشته و حدود يكصد نفر اعدام شدهاند، از ياد برده است كه پيش از تشكيل دولت قانوني و در زمان حكومت ديكتاتوري صدام، روزانه بيش از صدها تن كشته و يا سر به نيست ميشدند، به طوري كه امروز گورهاي دستهجمعي آنها در مقياسهاي چند هزار نفره، كشف ميشود و جالب آنكه اين سازمان، در آن زمان سكوت كرده بود و گزارشي از جنايات صدام و حزبش در عراق نميداد.
گزارش سازمان عفو بينالملل درباره اعدام در عراق، در حالي ارايه ميشود كه بيشتر افرادي كه تاكنون حكم اعدام براي آنان اجرا شده است، افراد جاني و تروريست (مانند صدام و علي شيميايي) بودهاند كه يا در زمان حكومت صدام جنايت كردهاند و يا پس از آن به اعمال تروريستي اقدام كردهاند.
سازمان عفو بينالملل كه تنها بنا بر قوانين حاكم بر كشورهاي غربي حكم و بيانيه و گزارش صادر ميكند، قوانين داخلي كشورها را ناديده ميگيرد؛ قوانيني كه در آنها مجازاتهايي چون اعدام بنا بر احكام اسلام و براي تنبيه افراد و عبرتگيري افراد جامعه از آينده افراد بزهكار و جاني پيشبيني شده است.
امروزه عراق بيش از هر چيز، از نبود امنيت و ترور و جنايت رنج ميبرد و دولت و ملت آن نيز در راستاي برقراري امنيت در كشورشان در تلاشند.
«جعفر موسوي»، يکي از بلندپايهترين قضات عراق، ميگويد: مجازات اعدام در قانون اساسي اين کشور گنجانده شده و افزوده است كه زندانيان عراقي از حقوق بيشتري نسبت به زندانيان در بسياري کشورهاي غربي برخوردارند.
يک سخنگوي دولت عراق نيز در واکنش به گزارش عفو بينالملل اعلام کرده که همه اعدامها منطبق بر قانون اين کشور اجرا و نهايت شفافيت در اجراي آنها به کار گرفته شده است.
دولت عراق در توجيه اعمال دوباره مجازات اعدام، آن را عاملي بازدارنده در وضعيت بحراني امنيت اين کشور معرفي کرد، اما سازمان عفو بينالملل ميگويد، دامنه خشونتها در عراق پيوسته رو به افزايش بوده و محتمل دانسته که اجراي احکام اعدام در خشن کردن جامعه اين کشور، نقش داشته است.
در حالي كه بسياري از اعمال تروريستي عراق، سازمانيافته بوده و اين ادعا كه اعدام، خشونت به بار ميآورد، بياساس است زيرا اگر حتي بپذيريم، اعدام خشونت را افزايش ميدهد، در مورد كشورهايي كه از ثبات و امنيت نسبي برخوردارند، صادق خواهد بود هرچند كه نه تنها ثابت نشده كه اجراي حكم اعدام، خشونت را در جوامع گسترش ميدهد بلكه ثابد شده كه حكم اعدام كه تنها براي افراد جاني صادر ميشود، در جلوگيري از گسترش خشونت و بزه در جوامع، مؤثر بوده است.
«كيت آلن»، مدير عفو بينالملل در بريتانيا نيز در اينباره اظهارنظر كرده است: ساعت در عراق به عقب برگشته و ما شاهد محکوم شدن افراد متعدد به اعدام و اجراي با عجله آن بدون دادگاهي منصفانه هستيم.
آلن ميافزايد: به جاي اين عطش انتقام مانند دوران صدام، دولت عراق بايد همه تلاش خود را براي ارج نهادن هرچه بيشتر به زندگي معطوف کند.
اين در حالي است كه كشور انگلستان، خود يكي از اشغالگران عراق به شمار ميرود كه بنا بر قوانين بينالمللي، مسئول تأمين امنيت كشور تحت اشغال (عراق) است، حال آنكه كه شاهديم روزانه بيش از صد نفر در عراق كشته و ترور ميشوند.
كاسترو:
بوش دستور آزادي تروريست كوبايي را صادر كرده است 
خبرگزاري فارس: فيدل كاسترو رئيس جمهور كوبا تاكيد كرد: جرج بوش در آزادي لوئيس پوسادا كاريلس تروريست كوبايي تبار دخالت داشته است .
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از آژانس پرنسا لاتينا، فيدل كاسترو روز گذشته با اشاره به صدور حكم آزادي مشروط پوسادا كاريلس از سوي دادگاهي در ال پاسو تگزاس گفت، دستور صدور چنين حكمي فقط از كاخ سفيد بر مي آيد.
فيدل كاسترو افزود، چنين تصميمي از سوي خالص ترين نماينده نظام وحشت كه توسط آمريكا بر جهان تحميل ميشود اتخاذ شده است.
رئيس جمهور كوبا خاطرنشان كرد، جرج بوش كسي است كه همواره از اقرار به شخصيت تروريستي و جنايتكارانه لوئيس پوسادا كاريلس طفره رفته است.
كاسترو همچنين تصريح كرد، رئيس جمهور آمريكا كاريلس تروريست را مورد حمايت قرار داده و فقط به او اتهام نقض قوانين مهاجرتي وارد آورده و اينك اين ديو را آزاد كرده است.
كاتلين كاردونه قاضي دادگاه فدرال ال پاسو تگزاس اخيرا حكم آزادي لوئيس پوسادا كاريلس را با سپردن وثيقه 350 هزار دلاري صادر كرد.
كاريلس شهروند ونزوئلايي و كوبايي تبار به ارتكاب اقدامات تروريستي متعدد از جمله انفجار هواپيماي مسافربري كوبلا در سال 1976 كه به كشته شدن تمام 73 سرنشين آن منجر شد متهم مي باشد.
اين تروريست شناخته شده كه پيشتر مامور سيا بوده دو سال قبل به جرم ورود غير قانوني به آمريكا در اين كشور بازداشت شد.
هيجده سال گذشت، هيجده سال پيش، در بعدازظهر روز دوازدهم تيرماه سال 1367 كه برج مراقبت فرودگاهبينالمللي دبي در انتظار فرود هواپيماي ايرباس جمهوري اسلامي ايران از بندرعباس بود. اما 290 سرنشيناين پرواز هرگز به دبي نرسيدند، چرا كه آنها به مانند دسته گلهايي بودند كه در آبهاي خليجفارس پرپر شدند وملتي را سياهپوش كردند.
خانم عبادی، وطندوستی و مساله هستهای

مهدی علیخانی
بیتردید آزادی بیان از حقوق لاینفک شهروندان و جوامع دموکراتیک محسوب میشود و اصل متقنی از حقوق بشر است، اما آیا با تکیه بر این حق میتوان تا آنجا پیش رفت که اصول ملی و میهنی را نادیده گرفت و وطنفروشی کرد؟
مقاله اخیر خانم «شیرین عبادی» در روزنامه لوسآنجلستایمز که بطور مشترک با «محمد سهیمی» استاد دانشگاههای آمریکا در تاریخ دوم بهمن ماه جاری (22 ژانویه 2006) و سخنان ایشان در ارتباط با بیخطر دانستن فعالیتها و تأسیسات هستهای رژیم (دموکراتیک) صهیونیستی(!) و تقاضای محدودیت تحقیقات دانشمندان هستهای ایران و ارائه طرحهای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران، تعجب و تأسف اینجانب را برانگیخت و برآن داشت تا از سهم شهروندی خود از آزادی بیان استفاده نمایم و از آنجایی که مطالعات و پژوهشهایی در ارتباط با مباحث مورد اشاره ایشان داشته و دارم، مطالبی را یادآوری نمایم.
خانم «عبادی» در قسمت نخست، فعالیتها، زرادخانهها و تأسیسات هستهای رژیمی را بیخطر تلقی نمودهاند که مخاطره آمیز بودن آن برای جامعه جهانی اظهر من الشمس است.
تعجب اینجانب از آنجایی است که طبق شواهد تاریخی و اذعان رسمی مؤسسان و رهبران این رژیم غاصب چون موشه دایان و شیمون پرز، کلید بقای اسرائیل در گروی رسیدن به تکنولوژی سلاحهای هستهای است و تداوم این سیاست و جهتگیریهای این رژیم در زمینه بیاعتنایی و عدم پذیرش پیمانها و قراردادهای منع گسترش سلاحهای هستهای، جای شک و تردیدی را باقی نمیگذارد و افشای فعالیتهای سری اسرائیل توسط دانشمندان و کارکنان این رژیم مهر تأییدی برآن است.
و بهراستی، اگر تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی بیخطر است، چرا تاکنون به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه هیچگونه بازرسی از تأسیسات خود را نداده و از امضای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای امتناع میورزد.
در این راستا ذکر نمونههای مستند زیر نیز مؤید این ادعاست:
در سال 1965 «آباابان» از نقطهنظر اسرائیل عنصر جاودانگی را با گفتن «ما میخواهیم در ذهن اعراب شك و عملاً بیتفاوتی و نومیدی را درباره رویای حذف اسرائیل از نقشه جهان ایجاد كنیم» تشریح كرد.(1)
نظر «دایان» آن بود كه بمب هستهای تنها برگ برنده در مسابقه بیانتهای سلاحهای عادی است كه اسرائیل نمیتواند از آن بگذرد.(2)
در دهه 1960 اسرائیل حداقل دوبار عملیات سری برای دستیابی به اورانیوم غنیشده و پلوتونیوم انجام داده است. اولی مشهور به «انحراف نومك» است.(3)
در سال 1967 «كمیته مقررات هستهای» (NRC) ایالات متحده اجازه داد كه هشت هزار پاوند از اورانیوم و پلوتونیوم غنی شده از موجودی كسر گردد. 1000 پاوند از این مواد دارای كیفیت بسیار بالایی بود كه فقط 22 پاوند از آن برای ساختن یك بمب كافی به نظر میرسید. سیا و آژانس اطلاعاتی دفاعی (دیا) و چندین عضور كنگره از جمله سناتور «موریس اودال» متقاعد شده بودند كه دویست پاوند از آن در سال 5-1964 به وسیله «شركت تجهیزات و مواد هستهای» (نومك) به اسرائیل داده شده است.(4)
عملیات محرمانه دوم مشهور به مسئله «پلمبات» است.(5)
مؤسسه حمل و نقل آلمانی «شیرزبورگ» در نوامبر 1968 در مدیترانه مورد هجوم واقع شد و 200 تن از مواد هستهای كه از هلند صادر میشد به وسیله موساد به غارت رفت. كنترل سست «اوراتوم» این امر را امكان بخشیده و آنچنان برای كمیسیون اتمی اروپا پردردسر بود كه مسئله برای نه سال مخفی نگه داشته شد.(6)

در 5 اكتبر 1986، روزنامه ساندیتایمز انگلیس گزارشی را منتشر كرد كه از وجود تسلیحات هستهای اسرائل پرده بر میداشت. این افشاگری مدیون اطلاعاتی بود كه «مردخای وانونو (Mordechai Vanunu)» در اختیار خبرنگار روزنامه ساندیتایمز گذاشت. عكسهایی كه وانونو (تكنسین سابق نیروگاه هستهای دیمونا)، از تأسیسات هستهای اسرائیل تهیه كرد و به ساندی تایمز ارائه كرد، تا به امروز تنها مدرك مستند فعالیت هستهای اسرائیل به شمار میرود.
اهمیت این افشاگری برای دولت اسرائیل به اندازهای بود كه وانونو توسط سرویس اطلاعاتی - امنیتی اسرائیل ربوده شد. وی پس از ورود به رم در 13 سپتامبر 1986، با فرمان مستقیم «شیمون پرز»، نخستوزیر وقت اسرائیل و توسط سرویس اطلاعاتی - امنیتی ربوده و مخفیانه با كشتی به اسرائیل بازگردانده شد. وانونو اندكی بعد پشت درهای بسته دادگاه ویژه اسرائیل محاكمه و به اتهام خیانت به اسرائیل به 18 سال زندان انفرادی محكوم شد.
البته اظهارات وانونو در سال 1990، توسط «سیمور هرش» (گزارشگر پژوهشی نیویورک تایمز) در کتابی با عنوان (راه حل سامسون) مورد تأیید و تآکید قرار گرفت.
![]()
اما در سالهای پس از محاكمه وانونو، سكوت سنگینی بر اخبار سلاحهای هستهای اسرائیل سایه افكند، تا اینكه چهار سال پیش «ایسام مخول (Issam Makhoul)» برای نخستین بار در پارلمان اسرائیل در مورد برنامه هستهای اسرائیل صحبت كرد. اما این اقدام «مخول» كه یك نماینده عرب - اسرائیل است، به شدت با اعتراض دیگر نمایندگان مجلس اسرائیل مواجه شد.
این در حالیست که علیرغم آزادی مشروط «وانونو» در سال گذشته بدون اجازه مصاحبه و ترک اسرائیل، وی هنوز با گذشت سالها زندان انفرادی، تأسیسات و فعالیتهای هستهای اسرائیل را برای منطقه و جهان بسیار خطرناک تلقی میداند.
در این رابطه، گزارش دفتر ارزیابی فناوری برای كنگره آمریكا، چنین نتیجه میگیرد كه: «اسرائیل دارای «تواناییهای جنگافزار شیمیایی تهاجمی اعلام نشده» است و «گزارشهای حاكی است كه برنامه اعلام نشده برای تولید جنگافزار میكروبی تهاجمی» دارد، چه كسی میتواند در صحت آنها تردید یا با آنها مخالفت كند؟ در مورد انواع بمبها، موشكها، سیستمهای حمل و شلیك آنها، گازهای شیمیایی، میكروبها؟ تلآویو مقدار زیادی از آنها دارد. ما بحث درباره این موضوعات را فقط به این دلیل فراموش (!) میكنیم كه موضوعی مناسب برای بحث دیپلماتیك مؤدبانه نیست (!)».(7)

از طرفی یکی از اصلیترین و خطرناکترین تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی که در سال 1958 دایر شد و عمر 40 ساله آن نیز پایان یافته و خطر نشت تشعشعات هستهای از آن اردن و مصر را به علت جهت وزش باد تهدید میکند، نیروگاه دیمونا (Dimona)، است. دیمونا كه یك بار توسط «دیوید بنگورین» به عنوان یك كارخانه نساجی معرفی شده بود، با تكنولوژی و كمك مستقیم فرانسویها ساخته شد. نخستین بار، این نیروگاه توسط هواپیماهای جاسوسی یو.2 آمریكایی شناسایی شد. سوخت نیروگاه دیمونا از نوع اورانیوم و توان آن 70 مگاوات تن (MWT) است. دیمونا قابلیت تولید 40 تا 60 كیلوگرم پلوتونیوم غنیشده را در هر سال دارد كه این مقدار پلوتونیوم برای تولید 5 تا 10 كلاهك هستهای در سال كافی است.
حال میتوان فعالیتهای این مراکز هستهای را بیخطر تلقی نمود!

در این راستا طی چهار دهه اخیر، برنامه تقویت و گسترش نیروی هستهای اسرائیل كه (بر اساس اسنادی که اخیراً منتشر شدند) با كمك فرانسویها و تحت نظر مستقیم «شیمون پرز» آغاز شد، تا تولید بیش از 200 كلاهك هستهای متعارف و 35 كلاهك هستهای - حرارتی پیش رفته است.
در حال حاضر كلاهكهای هستهای اسرائیل در ایلابون (Elabun) نگهداری میشود كه در غرب دریای گالیله و در نزدیكی شهری به همین نام واقع است. ایلابون یكی از دو مركز نگهداری سلاحهای استراتژیك اسرائیل است. دومین مركز نگهداری سلاحهای استراتژیك اسرائیل در تیروش (Tirosh) قرار دارد كه مركز نگهداری موشكهای بالستیك اسرائیل از
جمله موشكهای جریكو-2 (Jericho-2) و جریكو -1 (Jericho-1) است. مسئولیت تولید سلاحهای هستهای اسرائیل بر عهده مجتمع تحقیقاتی سلاحهای پیشرفته رافائل است كه تحت نظر مستقیم وزارت دفاع اسرائیل قرار دارد.
آنچه بیان شد، گزیده کوتاهی از تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی به عنوان نمونه است که منطقه خاورمیانه و جهان را مورد تهدید جدی قرارداده و شرح کلی آن در حوصله این مقال نیست و ما را از موضوع بحث خارج میکند و تنها برای اهمیت بحث مطرح شد.
در قسمت دوم مقاله خانم عبادی و همکار محترمشان، درحالیکه مردم ایران را حامی فعالیتهای هستهای مسئولان میدانند، تقاضای محدودیت فعالیتهای تحقیقاتی دانشمندان ایرانی و مبارزه با ایران را با راهکارهای پیشنهادی خود دارند که اقدام گروهک منزوی منافقین در دسامبر 2002 را در ذهن تداعی میکند و تأسف از اینروست که ایشان چگونه به عنوان یک ایرانی ! (در حالیکه هزاران دانشجو و ورزشکار ایرانی با تشکیل حلقه انسانی برگرد تأسیسات هستهای نطنز و اصفهان، تداوم تحقیقات بومی و صلحآمیز هستهای را فریاد میزنند) ایشان چنین تقاضایی میکنند؟!
مگرنه اینکه صلحآمیز بودن تحقیقات و فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران در بازرسیهای مکرر آژانس بینالمللی انرژی هستهای، تعلیق داوطلبانه غنیسازی و گزارشات متعدد رئیس آژانس، بارها در نشستهای گذشته مورد تأیید واقع شده است.
پس آیا براستی اظهارات ایشان در آستانه برگزاری نشست آتی شورای حکام، آب به آسیاب بدخواهان این مرز و بوم ریختن نیست و حاکی از وطنپرستی است؟!
خانم عبادی گروهی را به محدود کردن فعالیتهای هستهای ایران فرا میخواند که علیرغم داعیهداری تبیین اصول اولیه حقوق بشر و اجرای آن در اروپا، در بیانات اخیر خود استفاده از تسلیحات هستهای را دربرابر دشمنان خود امری ضروری و اجتنابناپذیر تلقی میکنند و در ایالات متحده در پی ساختن نسل جدیدی از بمبهای متوسط هستهای هستند و این ادعا در حالیست که به اذعان سران رژیمی که ایشان تأسیسات هستهایش را بیخطر میپندارند، اگر ایران بدون نظارت و خارج از محدودیتهای بینالمللی به تحقیقات در زمینه ساخت تسلیحات هستهای بپردازد، دستیابی به اولین سلاح، حداقل یک دهه بطول میانجامد.
در صورتیکه بر اساس آمار، رژیم صهیونیستی در حال حاضر بیش از 300 کلاهک هستهای در اختیار دارد و بارها در مقاطع مختلف تهدید به استفاده از آنها کرده است.
لذا برای خانم عبادی که افتخار جایزه صلح نوبل را در کارنامه فعالیتهای خویش دارند جای تأسف است در حالیکه خارجیان براساس واقعیات و شواهد، فعالیتهای صلحآمیز هسته ای ایران را به رسمیت میشناسند، ایشان به عنوان یک ایرانی به راحتی فعالیتهای هستهای رژیمی را که دستش به خون هزاران زن و مرد و کودک بیگناه آلوده است را بیخطر قلمداد میکنند و اساس این رژیم را دموکراتیک (!) میدانند و در کنار هموطنان خود که در سادهترین صحبتها و اظهارنظرها یک دل و یک صدا تداوم تحقیقات و فعالیتهای بومی دانشمندان هستهای این سرزمین را خواستارند، تقاضای محدودیت این تحقیقات را از کسانی دارند که جزئیترین و حیاتیترین حقوق مردم را به رسمیت نمیشناسند!
آیا این براستی وطن پرستی است یا وطنفروشی؟!
پینوشت:
------------------------------------
1- - Abba Eban. Jew Observer and Middel East Review دوم ژوئیه 1965.
2- برنامه پانوراما- BBCI، 29 ژوئن 1978.
3- Numec Diversion.
4- گاردین- لندن، 20 اوت 1977.
5- Plumbat.
6- - The Plumbat affair- London – Andre Oeutsch 1978
7- گزارش محرمانه دفتر ارزیابی کنگره امریکا، به نقل از روزنامه گاردین.
منبع : شریف نیوز
یك مقام ارشد دادگاهی كه صدام را محاكمه میكند، اعلام كرد رییس جدید این دادگاه عضو حزب بعث سابق عراق بوده است.
پایگاه اینترنتی ورلد نیوز روز پنجشنبه با اعلام این خبر افزود: تاكید این مقام عراقی بر لزومبركناری قاضی جدید، دادگاه را به تشنج كشاند.
ورلد نیوز به نقل از علی فیصل مدیر اجرایی كمیته مستقل بعثی زدایی نوشت سید الحماشی اكنون تحت تعقیب كمیته بعثی زدایی است و حضور او در این دادگاه ناقض مقررات است و باید كس دیگری به جای وی انتخاب شود. به نوشته این رسانه اینترنتی، از سال گذشته میلادی كه محاكمه صدام آغاز شد، تاكنون چند تن از صاحب منصبان این دادگاه به خاطر ارتباط داشتن با حزب سابق بعث عراق از كار بركنار شدهاند، اما برخورد با الحماشی از همه موارد پیشین، شدیدتر بوده است. اما برخی وكلای همكار الحماشی از وی حمایت میكنند.
این رسانه اینترنتی نوشت:استعفای رزگار امین رییس قبلی این دادگاه كه یك كرد عراقی است، تزلزل زیادی در دادگاه صدام ایجاد كرد.
براساس این گزارش، یكی از اعضای هیات ۵نفر قاضیهای این دادگاه نیز به دلیل وجود منافع گروهی متضادی كه در این دادگاه وجود دارد، پیش از این كنارهگیری كرده بود.

جوان 19 ساله نيويوركي كه سر مارمولكي را بريده و آن را خورده بود، توسط پليس بازداشت شد. 
به گزارش «سي.ان.ان» پليس نيويورك «دريك فورد» جوان 19 ساله نيويوركي را به جرم كشتن ظالمانه حيوانات و خوردن آنها بازداشت كرد.
فورد كه در مهماني دوستان خود در ازاي 10 دلار شرط خوردن مارمولك را قبول كرده بود، بعد از بريدن سر مارمولك آن را خورد و بلافاصله راهي بيمارستان شد. مسئولان بيمارستان نيز بعد از مداواي وي پليس را خبر كرده و اين جوان مارمولكخوار را تحويل پليس دادند.
ماموران پليس بعد از شنيدن حادثه، فورد را به جرم رفتار ظالمانه با حيوانات بازداشت نموده و تحويل دادگاه دادند.