تحلیلگر: امریکا به کرزی رشوه می‌دهد تا پیمان امنیتی با امریکا را امضا کند




ویلیام بیمن، تحلیلگر امور سیاسی می‌گوید که هدف ارائه بسته‌ کمک‌های امدادی بیشتر امریکا به افغانستان، نوعی رشوه دادن به کابل برای امضای پیمان امنیتی با واشنگتن است.

ادامه نوشته

جنجال‌آفرینی چفیه فلسطینی برادر اوباما (+عکس) ا

انتشار تصویر برادر بزرگتر رئیس‌جمهور آمریکا که چفیه‌ای فلسطینی با عبارت «قدس از آن ماست و ما باز می‌گردیم» را به گردن انداخته خشم رسانه‌های آمریکایی را بر انگیخت.

ادامه نوشته

سناریوی خطرناک داعش و یک کشور عربی در عراق


نوري مالكي نخست وزير عراق
نوري مالكي نخست وزير عراق
نخست وزیر عراق از سناریوی خطرناک گروه موسوم به "دولت اسلامی در عراق و شام" در استان الانبار با حمایت یک کشور عربی حاشیه خلیج فارس خبر داد."نوری مالکی" تأکید کرد که یکی از دستگیر شدگان در عملیات استان الانبار فاش کرد که اگر نیروهای ارتش تا 3 هفته دیگر وارد این استان نمی شدند، گروه‌های مسلح قصد داشتند تشکیل دولتی مستقل را در الانبار اعلام کنند، و یک کشور عربی در منطقه خلیج فارس نیز قصد داشت آن دولت را به رسمیت بشناسد.

ادامه نوشته

مرگ مشکوک تروریست سعودی در لبنان


مرگ مشكوك تروريست سعودي در لبنان
مرگ مشكوك تروريست سعودي در لبنان
خبرگزاری رسمی لبنان از مرگ سرکرده سعودی گروهک تروریست "عبدالله عزام" در این کشور خبر داد. این تروریست سعودی که به تازگی دستگیر شده بود، مسئول تیم حمله به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت بود.

ادامه نوشته

واکنش عجیب معاون فراری طالبانی به سرکوب داعش


 

طارق الهاشمي به اتهام دست داشتن در جنايات تروريستي به 6 بار اعدام محكوم شده استطارق الهاشمي به اتهام دست داشتن در جنايات تروريستي به 6 بار اعدام محكوم شده است.معاون فراری و محکوم به اعدام رئیس جمهور عراق در واکنش به عملیات نیروهای ارتش این کشور در سرکوب عناصر "داعش" از مقام خود استعفا کرد. !


ادامه نوشته

5 کشته در انفجار بیروت /کشته شدن مشاور سعد حریری در انفجار بیروت+ فیلم




به گزارش فرهنگ نیوز ، وزیر بهداشت لبنان اعلام کرد که در انفجار امروز در مرکز شهر بیروت پنج نفر کشته و حدود 70 نفر دیگر زخمی شدند. منابع خبری پیش از این شمار تلفات را 5 کشته و 15 زخمی اعلام کرده بودند. این انفجار در منطقه تجاری نزدیک هتل "فنیسیا" در مرکز بیروت روی داد.

ادامه نوشته

«نتانیاهو ممکن است مسجد الاقصی را ویران کند»


بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اسرائیل

ام. آی. بات

امريکا از زماني که يک کشور جنگ طلب و متخاصم بود تا اکنون که در حال گام برداشتن در مسير خروج صلح آميز نيروهاي خود از کشورهاست، مسير درازي را طي کرده است:عراق و افغانستان - دو جنگ بي‌سابقه همه جانبه که در آنها از عناصر شيميايي و همچنين هسته‌اي استفاده شد؛

ادامه نوشته

بازداشت جاسوس زن اطلاعات سعودی در دفتر رهبر یکی از جریان های شیعه عراق+تصاویر


پس از بررسی های انجام شده، سعودی تصمیم می گیرد یکی از عناصر خود را با هدف جاسوسی در عراق آموزش دهد، این فرد تعیین شده یک دختر اکراینی است، وی سه سال تحت آموزش اطلاعات سعودی قرار می گیرد و از آنجا به دبی فرستاده می شود و یک دفتر تجاری باز می کند تا با شناسایی برخی به هدفش نزدیکتر شود ، سپس ادعا می کند که شیعه شده و می خواهد در حوزه علمیه تحصیل کند


ادامه نوشته

کشتار و شکنجه مسلمانان توسط نیروهای پلیس در کنیا


سازمان‌های مدافع حقوق بشر در کنیا از بدرفتاری و شکنجه مسلمانان توسط نیروهای امنیتی پلیس در این کشور خبر دادند.به گزارش «آرماگدون» ، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی «islametinfo»، سازمان‌های مدافع حقوق بشر کنیا با صدور گزارشی نیروهای پلیس‌ این کشور را به بدرفتاری و شکنجه مسلمانان به بهانه تعلق آنان به گروه‌های افراطی محکوم کردند.

ادامه نوشته

بازی رایانه‌ای ترور روحانی + تصاویر

یک بازی رایانه ای که به تازگی در تهران توزیع شده است در صدد ترور یک فرمانده سپاه قدس به نام روحانی می باشد. در بازی عنوان می شود که سفارتخانه سابق آمریکا هم اکنون به یکی از مراکز سپاه قدس تبدیل شده است. شما برای نفوذ به اتاق سرور مرکزی نیاز به یک همکار دارید و گزینه ای که به شما معرفی می شود فردی است به نام ژنرال علی روحانی، فردی که درجه سرتیپ دومی دارد.

ادامه نوشته

اطلاعات تازه از تروریست های عامل انفجار بیروت


انفجار در مقابل سفارت ايران در بيروت
انفجار در مقابل سفارت ايران در بيروت
العالم - منابع لبنانی از کشف جزئیات تازه و اطلاعات اساسی درباره هویت دو بمب گذار انتحاری جلوی سفارت ایران در بیروت و لحظات اجرای عملیات خبر دادند.روزنامه الاخبار لبنان نوشت: تحقیقات دستگاههای امنیتی روز گذشته به کشف یک سری اطلاعات اساسی درباره هویت مجریان انفجار جلوی سفارت ایران در منطقه بئر حسن در جنوب بیروت منجر شد.

ادامه نوشته

هشدار مبلّغ سلفی مصری به شیعیان این کشور درباره محرم


یک مبلّغ سلفی مصری با هشدار به شیعیان این کشور درباره برگزاری مراسم عاشورا تأکید کرد که از برگزاری این مراسم جلوگیری خواهد کرد.به گزارش «آرماگدون» ، "ناصر رضوان" رئیس مرکز موسوم به "نوادگان صحابه" اعلام کرد، این مرکز با مراسمی که شیعیان مصر در روز عاشورا برگزار خواهند کرد، مقابله خواهد کرد.

ادامه نوشته

ضرب و شتم فجیع حجاج شیعه توسط وهابیون در سرزمین وحی


در مـنا رخ داد؛
اوباش وهابی به سوی شیعیان آمریکایی یورش بردند و سه نفر از مردان شیعه را به چادر دیگری منتقل کردند و آنها را با مشت و لگد مورد ضرب و جرح شدید قرار دادند. وهابیون سپس یکی از مردان شیعه آمریکایی را به چادر خانم‎ها برده و پس از ضرب و شتم٬ در آستانه خفه کردن قرار دادند. این وهابیون وحشی٬ سپس به چادرهای اطراف رفته و با زیر پا گذاشتن فلسفه و احکام حج، در میان حجاج رعب و وحشت به وجود آورند و شیعیان را به اخراج تهدید کردند و فریاد می‎زدند: ما مردان شیعه را می‌‎کشیم و به زنانشان تجاوز می‎کنیم!!
 

ادامه نوشته

فعالیت سازماندهی شده «ماسون‌های شیطان پرست» در ایران!



به تازگی متوجه شدم تشکیلات فراماسونری در ایران بازسازی و بروز شده است!!ماسون‌های دین ستیز برای جذب نوجوانان و جوانان میهنمان؛ اقدام به راه اندازی سایت‌های «مستهجن، شیطان پرستی و رپ» کرده‌اند. فعالیت ماسون‌ها در پوشش هرزه نگاری، عرفان کاذب و موسیقی رپ، بسیار آرام و خزنده است.


ادامه نوشته

انفجار خونبار در کرکوک پس از نماز عید قربان



انفجار بمب در كركوك عراق
انفجار بمب در كركوك عراق
انفجار بمب مقابل مسجدی در کرکوک در شمال عراق، 12 کشته و 24 زخمی برجای گذاشت.به گزارش روز سه شنبه پایگاه خبری شبکه العالم، تروریستها هنگامی که شماری از نمازگزاران اهل تسنن پس از نماز عید قربان از مسجد خارج می شدند، بمب را منفجر کردند.این انفجار در مقابل مسجد قدوس در شهر کرکوک در شمال بغداد به وقوع پیوست.  هنوز فرد یا گروهی مسئولیت این انفجار تروریستی را برعهده نگرفته است.پس از وقوع انفجار ، نیروهای امنیتی عراق، منطقه را به محاصره در آوردند.

 

ادامه نوشته

هلاکت متهم اصلی انفجارهای ضاحیه بیروت


هلاكت عمر الاطرش، متهم اصلي انفجارهاي ضاحيه بيروت
هلاكت عمر الاطرش، متهم اصلي انفجارهاي ضاحيه بيروت
عامل انفجارهای تروریستی ضاحیه بیروت، عصر دیروز (پنجشنبه) در مرز لبنان و سوریه به هلاکت رسید.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، سایت خبری شبکه المنار نوشت: بنا بر اطلاعات دریافتی از منابع امنیتی لبنان، "عمر الاطرش"، متهم اصلی انفجار تروریستی حومه بیروت و سه تن از همراهانش، در ساعت شش و نیم بعدازظهر پنجشنبه بر اثر اصابت موشک به خودرو حامل آنان در مرز سوریه  و لبنان کشته شدند.بنا بر این گزارش، زیاد الاطرش و سامر الحجیری دو تن از همراهان "عمر"  بودند که بر اثر این حادثه از پای در آمدند.گفتنی است، عمر الاطرش متهم اصلی انفجارهای رویس و بئرالعبد و کشتار نظامیان لبنانی در عرسال بود و در رابطه با فرماندهی عملیات پرتاب موشک به حومه جنوبی بیروت نیز از متهمان اصلی به شمار می آمد.

عاملان حمله تروریستی اربیل عراق چه کسانی بودند؟

انفجار در اربيل عراق
انفجار در اربيل عراق
سرویس های امنیتی منطقه کردستان عراق از بازداشت اعضای یک گروهک تروریستی که با حمله اخیر به مرکز امنیت عمومی در شهر اربیل (شمال عراق) در ارتباط بوده اند، خبر دادند." مسرور بارزاني" مشاور امنیت ملی منطقه کردستان عراق درنشست مطبوعاتی با " صباح نوري " مدیر امنیت اربیل گفت " توانستیم برخی از تروریست هایی را که به طور مستقیم در عملیات تروریستی در اربیل عراق ارتباط داشتند، بازداشت کنیم".

ادامه نوشته

صحنه های شلاق زدن زن مسلمان


صحنه های شلاق زدن یک زن مسلمان توسط پلیس سودان سوژه رسانه های غرب برای تخریب چهره مسلمانان  شد

روز پنج شنبه صحنه شلاق زدن یک زن در ملاء عام توسط یک پلیس مرد مورد توجه قرار گرفت. در خبر گفته شده این زن بدون داشتن محرم سوار یک ماشین سواری شده است.پلیس مرد به گونه ای زن را شلاق می زند که چندین بار چادر زن از سرش فرو می افتددر خبر ادعا شده این شلاق بر اساس قانون شریعت بوده و  در شرح واقعه نوشته شده این زن در برابر چشمان کسانی که به تماشا ایستاده بودند و دخالت و اعتراضی نمی کردند در حالیکه فریاد میزد و می گریست و تلاش داشت چادر خود را بر سرش نگه دارد از پشت  و جلو مورد اصابت شلاق پلیس مرد قرا می گرفت و پلیس مرد به او می گفت این برای این است که دیگر این گونه سوار ماشین نشوی

ادامه نوشته

آزمایشگاه سرّی Google X کجاست و چه می‌کند؟



کمپانی گوگل، لابراتواری تحت عنوان گوگل ایکس و دور از دید عموم در سال 2010 میلادی راه اندازی کرد. این آزمایشگاه سرّی در پایگاه "گوگل پلکس(Googleplex)" واقع در مانتین ویوی(Mountain View) کالیفرنیا(California) و دیگری در نقطه‌ای نامعلوم در آمریکا واقع شده است؛ عده ای از کارشناسان نیز آزمایشگاه گوگل ایکس را در حد مراکز امنیتی نظیر سی.آی.ای مرموز می‌دانند.

ادامه نوشته

سازمان عفو بین الملل: نرگس محمدی (ستایش) را اعدام نکنید!

گاف عجیب سازمان مدعی حقوق بشر:
سازمان عفو بین الملل در اشتباهی فاحش، به جای عکس سکینه محمدی آشتیانی، عکس و نام نرگس محمدی بازیگر نقش ستایش را در بیلبورد تبلیغاتی که برای آزادی سکینه محمدی آشتیانی در شهر وین اتریش نصب کرده بود درج نمود و در ذیل این بیلبورد از جامعه جهانی درخواست نمود که با فشار به دستگاه قضایی ایران مانع اعدام نرگس محمدی ! شود .

ادامه نوشته

شيعه هراسي در استراليا


عماد بر می گردد... او بر می گردد و شما حتی در اتاق خوابتان نیز در امان نخواهید بود؛ نه قلعه های مستحکم و نه تکنولوژی از شما محافظت نمی کند! در همه جای دنیا...
صراط: صبح دیروز چهارشنبه 28 آگوست 2013 تصویری از «شهید عماد مغنیه» در یک ایستگاه قطار در "سيدني" استرالیا دیده شد.

نصب کنندگان این تصاویر در زیر آن نوشته اند: "عماد بر می گردد".

این افراد همچنین این پیام را داده اند که: "او بر می گردد؛ شما حتی در اتاق خوابتان نیز در امان نخواهید بود؛ نه قلعه های مستحکم و نه تکنولوژی از شما محافظت نمی کند! در همه جای دنیا".

 هویت و انگیزه نصب کنندگان و نویسندگان این پیام مشخص نیست؛ ولی نمی توان این تهدید را بی ارتباط با حمایت دولت استرالیا از پروژه حمله نظامی به مردم مظلوم سوریه دانست.

استراليا که هم پیمان آمریکا بوده و در روزهای آینده ریاست دوره ای شورای امنیت را بر عهده می گیرد اعلام کرده است که در صورت ثابت شدن حمله شیمیایی از سوی دولت سوریه، حمله به این کشور را تأیید می کند، چه سازمان ملل با آن موافق باشد و چه نباشد!

هاليوود هم دست به کار شد/ ساخت فیلمی از فتنه 88 در کشور عمان+تصاوير

فضای این پروژه در يک فضاي کاملا القايي جذاب و دوستانه بنظر می‌رسد. همانطور که پيشتر نيز عنوان شده فيلم مورد اشاره درباره انتخابات ۸۸ ایران است، و گویا آمریکایي‌ها با ساخت این فیلم قصد دارند نقش خود در بوجود آمدن فتنه بعد از انتخابات را به نوعی کتمان کنند.
صراط - به نقل از هافينگتون پست؛ در گذشته اعلام شد "جان استوارت" مجری و تهیه کننده برنامه سیاسی "Daily Show" آمریکا تصمیم گرفته فیلمی براساس کتاب "Then They Came For M" (سپس آنها آمدند) بسازد و در آن مازیار بهاری به دروغ خاطرات بازداشت و سختی‌هایش در زمان بازداشت در ایران را روایت کند. جان استوارت علاوه بر کارگردانی، فیلمنامه اقتباسی این کتاب را نيز نوشته است.

فضای این پروژه در يک فضاي کاملا القايي جذاب و دوستانه بنظر می‌رسد. همانطور که پيشتر نيز عنوان شده فيلم مورد اشاره درباره انتخابات ۸۸ ایران است، و گویا آمریکایي‌ها با ساخت این فیلم قصد دارند نقش خود در بوجود آمدن فتنه بعد از انتخابات را به نوعی کتمان کنند.

"جان استوارت" برای فیلمبرداری صحنه‌هاي اين فيلم به عمان سفر کرده و از تصاویر بنظر می‌رسد کارگردان در تلاش است محيطي مانند محیط ایران بوجود اورد.

از موارد قابل توجه در اين فيلم مي‌توان به مشاوره برخي افراد ایرانی اشاره کرد.






Graphic design syria wmd


Graphic design syria wmd


 

طرح گرافیکی تسلیحات کشتار جمعی دروغ بزرگ

 دروغ بزرگ ، دیروز ، 2003 عراق ، امروز ، 2013 سوریه

بی شک پیشگویی های پروژه غربی عبری حوادث 2012 را در 2013 با تحولات میدانی سوریه شاهد خواهیم بود .

 

برای ذخیره طرح با کیفیت بالا اینجا کلیک کنید

حسنی مبارک پس از دو سال از زندان آزاد شد


حسنی مبارک پس از دو سال از زندان آزاد شد
بالگرد حامل حسنی مبارک که او را از زندان طره به بیمارستان نظامی در منطقه معادی در جنوب قاهره می برد
پنجشنبه 31 مرداد 1392 | 22:02

وزير کشور مصر مي‌گويد حسني مبارک با بالگرد از زندان طره در قاهره به بيمارستاني نظامي در اين شهر منتقل شده است.

تصاوير زنده تلويزيوني عصر پنج‌شنبه (۳۱ مرداد، ۲۲ اوت) تصاوير انتقال حسني مبارک از يک آمبولانس به بالگرد را نشان دادند.

..............................................


هميشه با خودم ميگفتم اين مملكتو امام زمان عج نگه داشته ولي باور قوي نداشتم و با خودم ميگفتم خوب انسان هاي سياسي و ... هم موثر هستند.

ولي وقت حال و روز مردم مصر روميبينم ميفهمم آدم كه صاحب نداشته باشه اوضاعش چطوري ميشه.
آدم بي صاحب ميشه مثل اخواني كه بيش از 70 ساله داره كار انقلابي مي كنه ولي به راحتي ديكتاتورشون ازاد ميشه خودشون زندادن ميرن و همه آرمان هاي انقلاب 25 ژوئيه شون بر باد ميره

و مصر به عنوان يك كشور بي صاحب دچار اين تفرقه و كشتار ميشه

در زمان انقلاب ما كمونيست‌ها و منافقين در داخل كشور
كومله و كردها در غرب عربهاي الاحوازي در جنوب تركم‌ن ها در شما بلوچ ها در شرق كشور را دچار بحران كردند و صدام نيز در خارج از مرزها به داخل موشك ميزد
يعني داخل بمب گذاري و ترور مسئولين مرزها پر از خائنين و آنسوي مرزها پر از دشمن
ولي به لطف خدا هيچ اتفاقي نيفتاد
حالا اوضاع مصر رو ورق بزنيد

ادامه نوشته

فيلم ضد اسلامی «سفر بدون بازگشت» در فرانسه به نمايش در می‌آيد


فيلم ضد اسلامی «سفر بدون بازگشت» در فرانسه به نمايش در می‌آيد
فيلم ضد اسلامی «سفر بدون بازگشت» همزمان با 11 سپتامبر سال جاری در فرانسه به نمايش در می‌آيد.

به گزارش «آرماگدون» ، اسلام‌ستيزان فرانسوی امسال با ساخت يك فيلم ضد اسلامی به نام «سفر بدون بازگشت» به استقبال ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۳ می‌روند.
فيلم ضد اسلامی «سفر بدون بازگشت» (Voyage sans Retour)داستان اسلامگرايان افراطی فرانسه را نمايش می‌دهد كه پس از گذراندن آموزش‌های لازم در خارج از مرزهای اين كشور، قصد ايجاد آشوب و ناآرامی در جامعه فرانسوی را دارند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی islametinfo، اين فيلم ضداسلامی در حالی در فرانسه به نمايش در می‌آيد كه «سامی ناصری» بازيگر نقش اصلی اين فيلم به تحريف صورت گرفته در فيلم‌نامه آن اعتراض و با انتشار مطالبی در صفحه توئيتر، بی‌اطلاعی خود را از اين امر علنی كرد.
گفتنی است، سال گذشته نيز مجله فرانسوی «شارلی ابدو» هم‌زمان با ۱۱ سپتامبر با انتشار تصاويری به پيامبر گرامی اسلام(ص) اهانت و خشم و ناراحتی مسلمانان فرانسه را برانگيخت.

ممنوعیت نشر مکتب حقه تشیع در مالزی، وارد ابعاد جدی تر خود می شود


ممنوعیت نشر مکتب حقه تشیع در مالزی، وارد ابعاد جدی تر خود می شود
وزیر امور دینی مالزی "جمیل خیر بحروم"جلوگیری از نشر تشیع در جامعه مالزی را حق دولت دانست و اعلام کرد دولت شدیدترین مجازات را برای تمام کسانی که مذهب تشیع را ترویج می دهند و یا موسسه هایی را در این خصوص اداره می کنند در نظر گرفته است.

به گزارش «آرماگدون» ، وزیر امور دینی مالزی "جمیل خیر بحروم" در اظهاراتی پیرامون تصمیم این کشور مینی بر تشدید اجرای قانونی که در سال ۱۹۹۶ تصویب کرده و به موجب آن نشر تشیع در مالزی ممنوع شده است عنوان کرد: این تصمیم ارتباطی با حقوق انسان و آزادی عقیده آنگونه که برخی بیان می کنند ندارد و یک قانون است.
وی در اشاره به اعتراض و محکومیت این تصمیم از سوی برخی سازمان های مدنی مالزی و اینکه این موضوع تعدی به حقوق انسانی است، گفت: این مسئله ارتباطی به حقوق انسان ندارد. وی جلوگیری از نشر تشیع در جامعه مالزی را حق دولت دانست و اعلام کرد دولت شدیدترین مجازات را برای تمام کسانی که مذهب تشیع را ترویج می دهند و یا موسسه هایی را در این خصوص اداره می کنند در نظر گرفته است.
وی سپس در سخنی نامعقول مکتب حقه تشیع را منحرف می داند و می گوید: البته کنترل اتباع این مذاهب منحرف دشوار است زیرا تحت عنوان های مختلف و به صورت سری عمل می کنند. وزیر سخنش را با این جمله پایان می دهد: موضوع بسیار ساده است ما نمی خواهیم دچار درگیری ها و تنش هایی که در اثر انتشار تشیع در خاورمیانه به وجود آمده!، شویم.
در راستای این امر امیر" عبدالله بن سلطان شاه" ولی عهد ولایت پاهانگ مالزی و رئیس مجلس شورای اسلامی این ولایت در سخنانی ضمن اعلام کردن ممنوعیت نشر تشیع، افزود: ولایت در حال تلاش برای صدور فتوایی است که گراییدن به تشیع انحراف و ارتداد از راه مستقیم به شمار آورد؛ امیدواریم فعالیت های تبلیغی تشیع را متوقف کنیم.
وی به فتواهای پیش تر ممنوعیت نشر تشیع در ولایت های دیگر مالزی مانند "کداح و نگری سمبیلان و... " اشاره کرد و افزود: امیدواریم ولایات دیگر نیز این تصمیم را هر چه زودتر عملی کنند.
صورت جدیدی از شیعه‌ ستیزی در مالزی
به تازگی ایالت "نگری سمبیلان" در جنوب مالزی اعلام کرده است که آموزه‌های شیعی در این ایالت ممنوع است.
به گزارش «آرماگدون» ، شیعه ستیزی در مالزی این روزها رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفته است و ایالت‌های این کشور یکی از پس از دیگری فشارها بر شیعیان را افزایش می‌دهند.
در این راستا به تازگی ایالت "نگری سمبیلان" در جنوب مالزی اعلام کرده است که آموزه‌های شیعی در این ایالت ممنوع است.
محمد حسن، سر وزیر این ایالت با اعلام این خبر گفت: شورای اسلامی و شورای فتوای نگری سمبیلان بر اساس قانون خانواده مسلمان سال ۲۰۰۳ تصمیم به ممنوعیت آموزه‌های شیعی گرفته‌اند.
وی تصریح کرد: این تصمیم برای اجرایی شدن نیاز به تائید سلطان این ایالت دارد.
این مقام مالزیایی افزود: خارجیانی که پیرو مذهب شیعه هستند این اجازه را دارند تا به امورات مذهبی خود بپردازند اما حق ندارند تا مذهب خود را به مالزیایی‌ها گسترش داده و برای آن تبلیغ کنند.
چند روز پیش نیز پسر ماهاتیر محمد عنوان کرده بود که دولتش شیعه را یک "مذهب انحرافی" می‌داند!
به گزارش ابنا، مخریز ماهاتیر، پسر سوم و پنجمین فرزند ماهاتیر محمد، نخست وزیر پیشین مالزی که با تلاش‌های پدرش در انتخابات سراسری ماه مه به عنوان سر وزیر ایالت کداه (زادگاه ماهاتیر محمد) انتخاب شد، در اظهار نظری جنجال برانگیز گفته است که دولت محلی، شیعه را به عنوان یک مذهب انحرافی اعلام کرده است.
وی تصریح کرد: این اقدام دولت محلی ایالت کداه در راستای فرمان شورای فتوای ملی مالزی در سال ۱۹۹۶ بوده است که شیعه را مذهبی انحرافی معرفی کرده بود.


ماهاتیر محمد:
اسلام هراسی ابزاری برای تامین منافع دشمنان مسلمانان است

نخست وزیر پیشین مالزی در سخنانی گفت: اسلام هراسی موضوعی است كه دشمنان اسلام با ایجاد آن سعی در تامین منافع خود دارند و از طریق تفرقه در میان مسلمانان ،باعث كشتار انسان های بی گناه می شوند. 

 اسلام هراسی ابزاری برای تامین منافع دشمنان مسلمانان است

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ نشستی با عنوان "درخواست مشترك از اهل تسنن و تشیع" با حضور «ماهاتیر محمد» نخست وزیر پیشین مالزی و «غلامعلی خوشرو» معاون سابق وزیر امور خارجه در امور بین الملل در پوتراجایا (پایتخت ستادی) مالزی برگزار شد.

ماهاتیر محمد در این نشست گفت: به رغم تفاوت هایی كه بین گروه های مختلف دینی وجود دارد، هویت اسلامی یگانه است و تمامی دنیا شیعیان و اهل تسنن را با عنوان پیروان اسلامی می شناسند.

نخست وزیر پیشین مالزی در ادامه با بیان اینكه در تمام دنیا علیه مسلمانان تبعیض قایل می شوند، اظهار داشت: دشمنان امت اسلامی برای رسیدن به منافع خود از سیاست اسلام هراسی و مسلمانان تروریست هستند؛ استفاده می كنند.

وی تاكید كرد: برادر كشی و كشتار مسلمانان باعث شادی دشمنان امت اسلامی می شود و زمانی كه یك گروه به خاطر جهل در احكام نورانی اسلامی مسلمان دیگری را می كشد نه تنها به دین مبین اسلام و حضرت محمد (ص) خیانت می كند بلكه امنیت سایر مسلمانان را نیز تحت تاثیر قرار می دهند.

ماهاتیر با اشاره به اینكه اسلام دین صلح و دوستی است؛ تصریح كرد: با توجه به سیاست های دشمنان امت اسلامی و شرابط به وجود آمده در برخی از كشورهای اسلامی به سختی می توان به سایر ملل ثابت كرد كه اعتقاد به صلح داریم.

در ادامه این نشست غلامعلی خوشرو معاون علمی دانشنامه اسلام معاصر و همچنین معاون سابق وزیر امور خارجه در امور بین الملل نیز در سخنانی گفت: اختلافات و تفاوت نظرات و دیدگاهها بین گروه های مختلف مسلمانان باعث شده تا دشمنان اسلام با بهره برداری از این فضا و ایجاد خشونت بین گروه های اسلامی ، درصدد دستیابی به منافع خود باشند.

فتنه جدید وهابیون در سوریه


فتنه جدید وهابیون در سوریه

عناصر مسلح در سوريه
عناصر مسلح در سوريه
مبلغان وهابی با صدور فتوایی به هدف فتنه انگیزی، قطع ارتباط با اقلیت ها در این کشور و غصب املاک و اراضی آنها را خواستار شدند.

به گزارش روز دوشنبه پایگاه خبری شبکه العالم، سی و چهار (34) مبلغ وهابی تحت عنوان علمای شهر دوما ( مرکز استان ریف دمشق سوریه) با صدور فتوایی  به ساکنین استان ریف دمشق اجازه دادند املاک و دارایی های مسیحیان، علوی ها، دروزی ها و دیگر اقلیت ها غصب کنند؛ این وهابی ها تأکید کردند به دلیل کمک نکردن اقلیت های سوری به گروه های مخالف، ساکنان این استان باید هر گونه روابط خود با اقلیت ها را قطع کنند.
در این فتوا آمده است :

- همه املاک مسیحیان ، علوی ها ، دروزی ها و دیگران که پیرو سنت نیستند ، مصادره و پول حاصل از فروش این املاک برای خرید اسلحه و تأمین نیازهای فقرا ، ایتام ، خانواده های شهدا و بیوه زنان هزینه خواهد شد.

- برقراری هر گونه رابطه و تعامل با اقلیت های ریف دمشق ممنوع است زیرا آنها از مخالفان حمایت نکردند و به علت ترسی که بر آنها مستولی شده است ، از کمک کردن به آنها امتناع کردند.

یک گروهک تروریستی عراقی از اهل سنت در ایران خواسته است که علیه جمهوری اسلامی به جهاد برخیزند!


یک گروهک تروریستی عراقی از اهل سنت در ایران خواسته است که علیه جمهوری اسلامی به جهاد برخیزند!

 

به نقل از پایگاه کردی «روداو»، گروهک تروریستی موسوم به «انصار الاسلام» که مدیریت کلان گروه‌های تکفیری سنی و عرب را در عراق بر عهده دارد، از اقلیت سنی در ایران خواسته است که علیه جمهوری اسلامی ایران متحد شده و به زعم این گروهک تروریستی، دست به جهاد بزنند.

بنابراین گزارش، این گروهک تروریستی در وبسایت و صفحه رسمی خود در فیسبوک، خواستار آن شده که سنی‌های ایران تحت پرچم واحد علیه دولت خود شورش کنند و البته نام این شورش را جهاد گذاشته است.

در شرایطی که اکثریت جامعه عراق را از دیرباز شیعیان تشکیل داده‌اند، توجیه انصارالاسلام برای دعوت از سنی‌ها به جهاد، گسترش روزافزون نفوذ تشیع در عراق عنوان شده است!

انصار الاسلام مدعی شده است که شیعیان نمی‌توانند امت اسلامی را نمایندگی کنند و تصریح کرده است که شیعیان امروز در پست‌های کلیدی در سراسر جهان قرار گرفته‌اند و میزان کنترل آنها در حال افزایش است. هدف شیعیان در این بیانیه، از بین بردن هویت ملی‌گرایانه سنی‌ها بیان شده است.

گروهک تروریستی مزبور در کشتار مردم بی‌گناه عراق و بمب‌گذاری‌های همه‌روزه در این کشور دست دارد.

جمهوری اسلامی ایران همواره بر اتحاد شیعه و سنی بر اساس کتاب، پیامبر (ص) و قبله واحد تاکید کرده و از تلاش‌های تفرقه‌افکنانه در بین شیعیان و اهل سنت انتقاد کرده است.

پشت پرده فروپاشی امپراطوری عثمانی + تصاویر


امپراطوری عظیم عثمانی چگونه «فروپاشید»؟ چه کانون های متنفذی این فروپاشی بزرگ را هدایت می کردند؟ نقش یهودیان مخفی و انگلستان در این میان چه بود؟ چه کسانی از فروپاشی عثمانی سود بردند؟ با گزارش ویژه مشرق همراه باشید تا با پشت پرده کثیف حاکم بر سیاست های یهودی - ماسونی اشنا شوید.
گروه گزارش ویژه مشرق - در گذشته ای نه چندان دور، امپراتوری عثمانی بخش قابل توجهی از جهان را برای مدّت بیش از 5 قرن زیر نگین خلافت خود داشت، در تمامی شرق اسلامی به جز «فارس(ایران)» همه جا پرچم منقوش به ماه و ستاره در اهتزاز بود؛ چنان که تا به امروز همین نقش را در سراسر جهان به عنوان نشان اسلامیّت و اسلامگرایی می شناسند.

پرچم منقوش به ماه و ستاره
پرچم امپراتوری قدرتمند عثمانی

در بخشی از این خلافت بزرگ اسلامی، «فلسطین» و «بیت المقدّس»، چون نگینی می درخشید و در مرکز آن مسجد بزرگ «ایاصوفیه»، که روزگاری جهان مسیحی به داشتن کلیسایی چون آن به خود می بالید. به هر روی، اهتزاز این پرچم در شرق و سایه نشینی مسیحیّت و انزوای یهودیّت، خوشایند غرب مسیحی و یهودیّت صهیونیستی که سودای تصرّف بیت المقدّس و تأسیس حکومت جهانی را در سر می پرورید، نیامد. از همین رو همه توان خود را در وجوه مختلف مصروف براندازی این امپراتوری نمود.

ما در این نوشتار برآنیم تا به علل انحلال این امپراتوری عظیم اسلامی بپردازیم و سعی ما براین است تا حجاب حقایق برکنیم بدآن امید که دست های پنهان در فروپاشی این دولت نمایان گردد.
 

مسجد بزرگ «ایاصوفیه» یکی از بارزترین و زیباترین نمونه‌های باقی‌مانده معماری دوره بیزانس است
 که درابتدا کلیسا بوده و بارها بازسازی شده است.
این مکان، پس از تصرف استانبول توسط ترک‌های عثمانی در سال ۱۴۵۳، به مسجد ایاصوفیا تبدیل گردید.
 


تصویری از اورشلیم(بیت المقدّس) از کوه زایون(صهیون)
 


بیت المقدّس(اورشلیم) در زمان کنونی

در ابتدا به معرفی موجزی از امپراتوری عثمانی می پردازیم.

منشأ پیدایش
مغولان پس از تسخیر آسیای مرکزی و ایران، بغداد را در سال 1258 میلادی تصرف کردند و مستعصم آخرین خلیفه عباسی و خانواده اش را به هلاکت رساندند و به فرمانروایی پانصد ساله سیاسی و مذهبی عباسیان خاتمه دادند. در این زمان شاخه‌ای از ترکهای اوغوز در اواخر امپراتوری سلجوقیان ازترکستان به آسیای صغیر کوچ کردند.  سلجوقیان روم که قسمتی از سلسله دولتهای سلجوقی بودند در این سرزمین فرمان می‌راندند. ترکان عثمانی اندک اندک در نواحی غرب آناتولی به یک قدرت منطقه‌ای و متحد سلاجقه تبدیل شدند وبعدا جانشین سلجوقیان گشتند. ایشان نام خود را از عثمان اول پسر ارطغرل که رهبر ایل ایشان بود گرفته بودند.

اقتدار و شکوه امپراتوری عثمانی
دولت عثمانی در سده‌های هفتم و هشتم هجری (سیزدهم و چهاردهم میلادی) در سرزمین آناتولی ظهور کرد. از سده چهاردهم، به رهبری بایزید اول (ایلدرم بایزید)، قلمرو آن در قاره اروپا گسترش چشمگیر یافت و در اوائل نیمه دوم سده پانزدهم با فتح قسطنطنیه، به رهبری سلطان محمد دوم (فاتح)، در مقام تنها وارث امپراتوری امپراتوری روم شرقی (بیزانس) جای گرفت. بدینسان، در پایان سده پانزدهم دولت عثمانی به اوج اقتدار و شکوه خود دست یافت؛ اقتدار و شکوهی که بیش از یک سده دوام آورد.
 

سلطان محمد دوم ملقب به محمد فاتح هفتمین پادشاه دولت عثمانی بود. در زمان او قسطنطنیه فتح شد.
 


فتح قسطنطنیه در زمان سلطان محمد دوم(فاتح)

سرآغاز انحطاط امپراتوری عثمانی
مورّخین مرگ سلیمان قانونی (۵ سپتامبر ۱۵۶۶ میلادی) را نقطه عطفی در تاریخ عثمانی و سرآغاز فرایند انحطاط تدریجی این دولت می‌دانند. دولت عثمانی سرانجام در سال 1922 میلادی از جغرافیای سیاسی جهان حذف گردید.
 

سلطان سلیمان اول معروف به سلطان سلیمان قانونی یا محتشم

علل فروپاشی امپراتوری عثمانی
 در تبیین علل انحطاط عثمانی به طور عمده باید به عوامل زیر توجه کرد:

1- افزایش نامتوازن جمعیّت و پیامدهای آن
« در طول سده شانزدهم ، جمعیت عثمانی به شکلی عظیم افزایش یافت. این افزایش جمعیت بر روند افزایش سطح زیر کشت اراضی کشاورزی پیشی گرفت، تعادل میان این دو از دست رفت و به پیدایش توده کثیری ”اضافه جمعیت" انجامید»1
استانفورد جی شاو(Stanford Jay Shaw) در این باره می گوید:

« مشکلات ازدیاد جمعیت بیشتر از افزایش شدید موالید و کاهش میزان مرگ و میر ناشی می شد و همین امر خود ازیک دوره صلح و امنیت در امپراتوری عثمانی و کاهش شیوع طاعون نشئت می گرفت. بنابراین، میزان جمعیت خواستار کار و زمین بسیار فراتر از امکانات امپراتوری بود»2
 

استانفورد جی شاو- تاریخدان آمریکایی در زمینه تاریخ عثمانی بود

افزایش جمعیت هرچند به جهت استراتژی های نظامی کارآمد به نظر می رسید و می توانست در امور جنگی مورد استفاده قرار گیرد و عامل جدّی در ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان امپراتوری عثمانی به حساب آید ولی پس از توقف گسترش عثمانی در قاره اروپا در پایان سده شانزدهم، به عاملی مؤثر در نابسامان نمودن اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این امپراتوری تبدیل شد. به طوری که شمار جوانان بیکار رو به ازدیاد رفت و مشکلات فراوانی را برای این امپراتوری به همراه آورد. « در اینجا این پرسش بنیادین مطرح است که چرا در اروپای غربی پدیده « انفجارجمعیت» به عاملی مهم در توسعه این مناطق بدل شد و در پایه ظهور تمدن جدید غرب قرار گرفت ولی درعثمانی تأثیری معکوس بخشید؟»3

به منظور پاسخ دادن بدین سؤال بایستی به دو عامل مهم در این جریان اهتمام بورزیم:
عامل اول: نخست اینکه برخلاف امپراتوری عثمانی در قاره اروپا چنین ازدیاد جمعیت نامتوازنی صورت نپذیرفته بود و لذا توازن میان افراد و زمین های کشاورزی و خدمات اجتماعی برقرار ماند و حتی بهبود بخشید.

در ضمن در بسیاری از کشورهای اروپایی پدیده ای با نام انفجار جمعیت تا قبل از سده نوزدهم تعریف خاصی نداشته است. به عنوان مثال « جمعیت انگلستان حتی تا پایان سده هجدهم رشدی کند داشت و از چهار میلیون و هفتصد هزار نفر در سال 1700 میلادی به 5/5 میلیون نفر رسید. تنها در سده نوزدهم بود که این کشور با پدیده ای به نام « انفجار جمعیت» مواجه شد»4 سایر دول اروپایی نیز تجربه ای مشابه دارند.

عامل دوم: با کشف قاره آمریکا و تهاجم گسترده اروپاییان به این قاره در سده شانزدهم نه تنها مشکل نبود یا کمبود زمین های کشاورزی و حاصلخیز مرتفع شد بلکه با کشتار و نسل کشی عظیم و بی رحمانه اروپاییان از بومیان آن منطقه، سیل مهاجرت اروپاییان به قاره آمریکا آغاز شد. به عنوان نمونه « در پی سلطه بریتانیا بر جزایر هند غربی، جمعیت این منطقه از 50 هزار نفر به یک میلیون نفر افزایش یافت و درسال 1760 تنها درمنطقه ویرجینیا حدود 200 هزار اروپایی و 200 هزار برده سیاه می زیستند»5

 

سیل مهاجرت اروپاییان به قاره آمریکا پس از سفر اول کریستف کلمب

با دقت در دو عامل بالا به پاسخ سؤال مذکور نائل می شویم ازآنجاکه عثمانی ها صرف نظر از غارت و کشتارهای مرسوم، کشورگشایی هایشان را در غالب فرهنگ شرقی- اسلامی صورت می دادند و هرگز در منطقه متصرفه به نسل کشی و امحاء دست جمعی دست نمی زدند. درحالی که با اتخاذ سیاست امحاء همانند اروپاییان، جمعیت اضافی سرزمین های خود را در مناطق حاصلخیز اروپا قرار دهند.

2- سلطه اروپای غربی بر قاره آمریکا و سَیَلان ثروت این قاره به این منطقه
در سال 1492 میلادی کریستف کلمب وارد جزیره ای مرجانی شد که بعدها باهاماس(Bahamas) نام گرفت. آنها در ابتدا گمان می کردند که به منطقه هندوستان رسیده اند و اهالی بومی آن منطقه را هندی(Indian)  نامیدند. کلمب از باهاماس خارج شد و به سفر خود ادامه داد و چندین جزیره دیگر در منطقه شناسایی و کشف نمود که از جمله آنان می توان به هیسپانیولا(Hispaniola) (قسمتی از هائیتی و جمهوری دومنیکن امروزی) اشاره کرد. کلمب و همراهانش از این جزایر جواهرات و طلای فراوانی بدست آوردند و به اسپانیا و نزد ملکه ایزابل بازگشتند.
 

کریستف کلمب
به گفته مورّخین، کلمب مردی طمّاع، حریص، پول دوست و هوس ران بود
 


در سال 1492 میلادی کریستف کلمب وارد جزیره ای مرجانی شد که بعدها باهاماس(Bahamas) نام گرفت.
 
 دراین زمان بود که قاره جدید با سیل مهاجرت اروپاییان مواجه شد. اروپاییان برای رسیدن به ثروت نهفته در قاره آمریکا به هر اقدام وحشیانه ای از جمله نسل کشی و امحاء دسته جمعی بومیان منطقه دست زدند. سَیَلان ثروت قاره آمریکا به اروپای غربی از اواخر سده شانزدهم میلادی تأثیر بزرگی بر تسریع در فروپاشی و افول امپراتوری عثمانی نهاد. « از زمان کارل پنجم، که خاندان هابسبورگ سلطنت اسپانیا و مستعمرات پهناور آن را در قاره آمریکا نیز به دست آورد، به تدریج این ثروت بیکران به پشتوانه مالی نیرومندی برای جنگ ها و دسیسه های آن علیه عثمانی بدل شد. بخش مهمی از مخارج سنگین حکومت جابرانه و جنگ های خونین کارل پنجم را طلا و نقره آمریکا تأمین می کرد.»6

 

کارل پنجم
بخش مهمی از مخارج سنگین حکومت جابرانه و
 جنگ های خونین کارل پنجم را طلا و نقره آمریکا تأمین می کرد.

« به نوشته دایرة المعارف بریتانیکا تنها در سال 1550 میلادی هفده کشتی برای او[کارل پنجم] سه میلیون سکه دوکات طلا از آمریکا آورد»7 با تکیه بر همین ثروت فراوان بود که خاندان هابسبورگ بعد از مدّت های طولانی توانستند از نفوذ امپراتوری قدرتمند عثمانی بکاهند و به توسعه ارضی آن پایان دهند و آغاز دوران افول امپراتوری عثمانی را کلید بزنند.
 

نشان نظامی امپراتوری هابسبورگ

« در این میان به ویژه سَیَلان نقره قاره آمریکا به بازارهای جهانی بر وضع مالی عثمانی تأثیرات وخیم و علاج ناپذیر برجای نهاد. از سال 1580 میلادی نقره ارزان معادن قاره آمریکا سراسر مملکت عثمانی را پر کرد و بحران مالی شدیدی پدید آورد، در نتیجه ارزش سکه نقره عثمانی(آقچه) به شدت کاهش یافت و بهای کالاها بالا رفت و این نیز به نوبه خود مایه بی نظمی شد.»8 در این میان تورّم شدید و رواج سکه های تقلّبی و کالاهای قاچاق و افزایش روزافزون نرخ بهره و گسترش پدیده شوم و هلاک کننده ربا، بر این اوضاع اسفبار شدّت می بخشید.

3- ورود کالاهای ارزان قیمت به ممالک عثمانی و خروج نقدینگی از این ممالک
همانطور که در اثنای مطلب بیان شد، اروپاییان به سرزمین های قاره آمریکا مهاجرت نمودند و زمین های آن را به کاربستند و ازاین جهت سیل کالاهای ارزان قیمت به سمت مرزهای امپراتوری عثمانی روانه شد و مردمان عثمانی از یک سو به سبب مشکلات مالی و بهای بالای کالاهای عثمانی و ازسوی دیگر به خاطر ارزانی کالاهای وارداتی، به این کالاها روی آوردند و لذا حجم قابل توجهی از نقدینگی امپراتوری عثمانی به سمت غرب و اروپای غربی سرازیر شد. علاوه برآن اروپاییان کالاهایی از جمله قهوه و تنباکو (که غالباً در قاره آمریکا کشت می شد) را در میان مردمان عثمانی رواج دادند و از این جهت عثمانیها را به خود وابسته نمودند.

هامر پورگشتال در این باره می نویسد:
«از جمله کارهایی که در این سال [سال ها] اتفاق افتادند... ظهور تنباکو در مملکت عثمانی می باشد. در مدت پنجاه سال قهوه و تنباکو به طوری در ممالک عثمانی شیوع یافتند که یکی از لوازم زندگی عثمانیان شدند»9
 

هامر پورگشتال: در مدت پنجاه سال قهوه و تنباکو به طوری در
ممالک عثمانی شیوع یافت که یکی از لوازم زندگی عثمانیان شد.

گشاشی بازار ممالک عثمانی بر روی کالاهای مستعمراتی از قبیل تنباکو و قهوه را بایستی به کمپانی های استعمارگر یهودی منتسب دانست. نقش یهودیان به همین موارد محدود منحصر نمی شود و در طول بحث به جایگاه ویژه یهودیّت در روند فروپاشی امپراتوری قدرتمند عثمانی اشاره می نماییم.

سلاطین عثمانی در ابتدا در قبال این وابستگی ها و رواج محصولات وارداتی بی تفاوت بودند تا این که پس از دو دهه سلطان عثمان دوّم در سال 1622 میلادی استعمال تنباکو را به شدت ممنوع کرد. مصرف قهوه نیز در همان زمان ممنوع اعلام شد. به نظر می رسد در آن زمان سلاطین عثمانی مبحث تهدید امنیتی کالاهای وارداتی و وابستگی به آنها را تاحدودی درک کردند. سقوط سلطان عثمان دوم و تزلزل حکومت بعدی باعث شد ممنوعیت قهوه و تنباکو کمتر در نظر گرفته شود تا این که در سال 1630 میلادی این ممنوعیت شدیداً پیگیری شد و موجب بهبود وضع اقتصادی ممالک عثمانی گردید. این سختگیری تا سال 1652 میلادی ادامه داشت ولی در سال 1654 میلادی به یکباره مصرف و استعمال تنباکو حتی در میان نظامیان آن چنان رواج یافت که بیم آن می رفت در صورت سختگیری و اعمال دوباره ممنوعیت سبب بروز آشوب و شورش گردد.
 

نگاره ای از سلطان عثمان دوم ملقّب به سلطان جوان

به هرحال واردات بی رویّه کالاهای ارزان قیمت به ممالک عثمانی موجب تضعیف شدید اقتصاد این مملکت و افزایش تورّم و فقر گشت.

4- گشایش راه دریایی تجارت غرب با شرق(هند)
از دیرباز و به ویژه در عصر استعمار، هندوستان در کانون توجه استعمارگران بوده است. در قرون شانزدهم و هفدهم نیز از طرفی دستیابی به ثروت این منطقه در رأس اهداف پادشاهان اروپایی قرار داشته است و از طرف دیگر امپراتوری قدرتمند عثمانی به دلیل سیطره کاملی که بر راه های ارتباطی منتهی به هندوستان داشت مانع رسیدن اروپاییان به هند می شد و یا حداقل هزینه های سفر را برای آنان بسیار بالا می برد. کریستف کلمب طرحی ارائه کرد که طبق آن اروپاییان با سفر دریایی(به سمت غرب) و پیمودن عرض اقیانوس اطلس می توانستند سریع تر و ایمن تر به منطقه هندوستان برسند. کلمب زمین را به صورت یک کره تقریبا 63درصد ارزیابی نمود و فاصله جزایر قناری تا ژاپن را حدود 2300 مایل تخمین زد. فارغ از اهمیّت کشف قاره آمریکا که در این زمان اتفاق افتاد، مهم تر کشف راه جدید دریایی غرب به شرق بود و بعد از کلمب اروپاییان برای تجارت و سفر به شرق از این راه با هزینه و خطر کمتر عازم شرق و خصوصاً هندوستان می شدند.
 

کلمب در حال مطالعه محیط جغرافیایی زمین (قرن پانزدهم)

ویل دورانت در این باره می نویسد:
« تبدیل راه مدیترانه ای- مصری هند به یک مسیر دریایی، و توسعه تجارت اروپا با آمریکا، کشورهای آتلانتیک را ثروتمند و ایتالیا را فقیر ساخت... به تدریج، ملل مدیترانه رو به انحطاط نهادند زیرا از سر راه سفر مردم و کالاها برکنار بودند؛ ملل آتلانتیک، که با تجارت و طلای آمریکا ثروتمند شده بودند، پیش افتادند. این انقلابی بود در راه های تجارت»10
 

ویل دورانت: تبدیل راه مدیترانه ای- مصری هند به یک مسیر دریایی،
 کشورهای آتلانتیک را ثروتمند و ایتالیا را فقیر ساخت

« این تحلیل در مورد عثمانی نیز صادق است که مهمترین دولت حوزه دریای مدیترانه به شمار می رفت و طی سده های چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم میلادی از رونق تجارت زمینی شرق و غرب برخوردار بود»11

بدین ترتیب بخش دیگری از درآمد اقتصادی عثمانیان نیز ازدست رفت و اقتصاد آنان را بیش از پیش رو به زوال نهاد.

5- تقابل نظامی- اطلاعاتی غرب با امپراتوری عثمانی
« حکمرانان غرب از زمان تهاجم بایزید اوّل به اعماق قاره اروپا و شکست در نیکوپولیس(Nicopolis, Nikopol) در 1396 میلادی تهدیدی به نام عثمانی را با اعماق وجود خود شناختند و از آن زمان تلاش برای منحرف کردن این دشمن مقتدر از حرکت به سوی مرکز و غرب اروپا و تضعیف و از میان بردن آن به دغدغه دائمی آنان بدل شد. شکست نیکوپولیس حادثه ای است با چنان پیامدهای شگرف که به تعبیر لسترنج(Le Strange)، شرق شناس انگلیسی"سرانجام اروپا را بیدار کرد" »12.
 

نبرد نیکوپولیس و شکست سخت اروپائیان از عثمانیها
 در این نبرد چیزی نمانده بود که پادشاه مجارستان کشته شود.

حوادث و اقداماتی که در ذیل بدان اشاره شده است را می توان در چارچوب «استراتژی دفع تهدید عثمانی» قرار داد و البته این اقدامات در موارد زیر منحصر نمی شود که بیان تمامی آنان از حوصله بحث خارج است.

الف) چرخش سمت و سوی توسعه طلبی امیر تیمور گورکانی از شرق به غرب و جنگ با بایزید اوّل و قتل او(1400-1403 میلادی)13

ب‌)    شورش شیخ بدرالدین- قاضی یهودی تبار اهل سماون- و همدستان یهودی او در زمان احیای دولت عثمانی به دست سلطان محمد اول(چلپی)14

پ) مهاجرت حدود بیست هزار یهودی از شبه جزیره ایبری به عثمانی(اواخر سده پانزدهم و اوایل سده شانزدهم میلادی)15

ت‌) پیدایش موج خونین شیعه ستیزی و قتل عام شیعیان آناتولی و آغاز جنگ های عثمانی علیه ایران(دهه 1510 میلادی)16

ث‌) آشوب ها و شورش هایی که درست به هنگام تشدید تهدید عثمانی و حرکت آن به سوی اعماق قاره اروپا در سرزمین عثمانی رخ می داد. 17

ج‌) نفوذ در دربار و حرمسرای عثمانی و دسیسه علیه شاهزادگان و نخبگان شایسته و اصلاح طلب و قتل ایشان مانند شاهزاده مصطفی(1553میلادی)و شاهزاده بایزید(1562 میلادی) پسران ارشد سلیمان قانونی و وزرایی همچون ابراهیم پاشا(1536 میلادی) و محمد سوکولی(1579 میلادی) که مخالف دسیسه های جنگ افروزانه علیه ایران بودند. 18

ح‌) استقرار یک کانون اطلاعاتی قدرتمند و مقتدر در دربار و حرمسرای عثمانی برای منحرف کردن استراتژی ها و رویکرهای این امپراتوری که برای نمونه می توان به کانون قدرتمند روکسلانه(خرم سلطان) و اطرافیان او اشاره نمود. 19

خ‌) سلطه بر ضرابخانه و امور مالیه عثمانی و کاهش ارزش پول عثمانی. 20

6- رشد فساد در ساختار سیاسی
«گسترش فساد در رأس ساختار سیاسی که در ظهور حرمسرا به عنوان یک نهاد سیاسی مقتدر، رواج خویشاوندسالاری به عنوان رویه ای تباه کننده در برابر شایسته سالاری و سوءاستفاده از مقام و منصب برای انباشت ثروت شخصی تجلّی یافت.»21

« در ساختار سیاسی عثمانی برای تضمین سلامت نهاد سلطنت تدابیری وجود داشت که در دنیای آن عصر بی نظیر و شگفت انگیز است: در بخش مهمی از تاریخ عثمانی به جز شخص سلطان، سایر اعضای خاندان آل عثمان(شاهزادگان) از مناصب حکومتی کاملا برکنار بودند و رجال کاردان و شایسته زمام امور کشور را به دست داشتند.»22

رویّه بدین شکل بود که سلاطین عثمانی معمولاً یک زن عقدی را به همسری می گرفتند و درواقع حق داشتن چهار زن عقدی به اتباع اختصاص داشت. درضمن این سلاطین همسر خود را از میان کنیزکان و نه از میان اعضای خاندان های مشهور و سرشناس انتخاب می نمودند تا بدین صورت راه خویشاوندسالاری و ورود خویشاوندان به قدرت و حکومت انسداد یابد.

هامر پورگشتال در این باره می نویسد:
«سلطانی که از این زنان[کنیزکان] متولد شده باشد، به واسطه نداشتن اقوام و ارحام وبستگانی دیگر درسلطنت وپادشاهی آزاد و خالی ازقید خواهد بود.»23

سلطان عثمان دوّم اولین پادشاهی بود که رویّه ثابت را خدشه دار نمود و تصمیم گرفت از میان اتباع عثمانی همسر عقدی اختیار کند و همزمان چهار زن عقدی داشته باشد و البته با شورش مردم سرنگون شد.

 به هرحال « فسادی که از عصر [سلطان] سلیمان[قانونی] از طریق کنیزان مجهول الهویه و مشکوک چون روکسلانه(خرم سلطان- همسر سلیمان و مادر سلیم دوم) و نوربانو سلطان یهودیّه(همسر سلیم دوّم و مادر مراد سوّم) و خواجگان بر حرمسرا و دولت عثمانی حاکم شد، تأثیرات فرهنگی و ژنتیکی خود را برحای نهاد. نماد این فساد را می توان در شخصیت فاسد و میگسار سلیم دوم به روشنی دید که با سیره سلاطین سلف مثلاً [سلطان] مراد دوّم به کلی تفاوت داشت.»24
 

روکسلانه(معروف به خرّم سلطان)
 بسیاری در مورد مذهب خرم سلطان با تردید صحبت می کنند و
 در این میان زمزمه های یهودی بودن روکسلانه جدی به نظر می رسد

7- تحجر دینی و انحطاط اندیشه سیاسی
«گسترش و اقتدار طریقت های دراویش(اهل تصوّف) از یک سو و ظهور گروه های خشک اندیش و تحجّرگرا در میان فقها از سوی دیگر تعارض فرهنگی بزرگی در عثمانی سده های هفدهم و هجدهم میلادی پدید آورد که در انحطاط و انجماد فکری عثمانیان مؤثر بود»25

اندیشه های اجتماعی و سیاسی عثمانیان در چارچوب همین انحطاط فکری محبوس ماند و از رشد آن جلوگیری شد. « برجسته‌ترین نماد این تحجر را در اندیشه و عملکرد پیروان قاضی زاده می‌توان دید که دوران اقتدار آن مقارن با دهه های 1630 تا 1650 میلادی است. قاضی زاده به‌کارگیری برخی از آداب و رسوم و سننی را که در زمان پیامبر اسلام (ص) رواج نداشت بدعت و حرام می‌دانست و صوفیان را بدترین بدعت گذاران در دین اسلام می‌شمرد.»26

براندازی صهیونیستی در امپراتوری عثمانی(نقش یهود در براندازی دولت عثمانی)
همانطور که در اثنای گزارش بیان کردیم، پیروان آیین تحریف شده یهود جایگاه و نقش اصلی در روند فروپاشی امپراتوری عثمانی را برعهده دارند. از این رو در این گزارش در محوری جداگانه به اقدامات یهودیّت صهیونیستی در اسقاط و زوال دولت مقتدر عثمانی می پردازیم.

1-اقدامات فرهنگی صهیونیسم علیه امپراتوری عثمانی

1-1- ادبیات بازگشت به صهیون
بی شک خوانندگان محترم با باور یهودیان صهیونیست مبنی بر بازگشت به صهیون یا اورشلیم آشنایی دارند ولی اگر بخواهیم در یک عبارت کوتاه به توضیح و تفسیر این باور خرافی تحریف شده بپردازیم کافی است به جملات اسحاق بن یهودا آبرابانل(Issac Abrabanel)  اشاره نماییم:

« خداوند یک منجی از خاندان داوود خواهد فرستاد، تا ملّت خوار و ذلیل را به «اورشلیم» برگرداند و معبد را بازسازی کند؛ تا قوم دوباره مقدّس شوند... پس از بازگشت قوم به «فلسطین» مردگان زنده خواهند شد.»27
 

اسحاق بن یهودا آبرابانل: پس از بازگشت قوم[یهود] به «فلسطین»
 مردگان زنده خواهند شد.

در طول زمان حکومت عثمانی آثار زیادی با هدف رواج عقاید و باورهای یهودیان صهیونیست مبنی بر بازگشت به اورشلیم نگاشته شد و تبلیغات حجیم و گسترده ای را روانه اذهان اجتماع نمود و بدین شکل حکومت عثمانی را نیز تحت فشار و هجمه تبلیغاتی قرار داد.

2-1-  ترویج ناسیونالیسم و افکار نژادپرستانه

1-2-1- ناسیونالیسم عربی(تأکید بر نژاد عربی)
انجمن های اقلیّت های دینی در سرزمین های عثمانی به ترویج عقاید ناسیونالیسم عربی برای محدود کردن سلطه ترکان عثمانی در مناطقی مثل سوریه، لبنان و فلسطین پرداختند. در این میان انجمن های یهودی و مسیحی نقش بسزایی را ایفا می نمودند به طوری که در دوره ای به فراگیری زبان عربی پرداختند و سپس نشریات مختلف به زبان عربی منتشر نمودند و فعالیت تبلیغاتی زیادی علیه ترکان و سلاطین دولت عثمانی انجام دادند. از آنجا که غالب جمعیّت عثمانیان عرب زبان بودند، این فعالیت ها در جهت تفرقه و ایجاد هرج و مرج بسیار مؤثر بود.

2-2-1- ناسیونالیسم ترکی(تأکید بر نژاد ترکی)
همانطور که بیان شد، هدف انجمن های مذکور تضعیف حکومت مرکزی بود و از این رو این انجمن ها برای هرچه بیشتر دامن زدن به اختلافات شروع به ترویج عقاید، افکار و اندیشه های ناسیونالیسم ترکی نمودند. نشریات مختلف به زبان ترکی با این هدف منتشر شدند. رواج این افکار سلاطین عثمانی را بیش از پیش خودرأی و خودکامه تر و اعراب را بیش تر از قبل خشمگین تر می نمود.

3-1- سلطه ی مطبوعاتی
« اقتدار یهود بر عرصه چاپ و نشر در قرن هجدهم میلادی، وسوسه ی صهیونیسم را جهت سیطره ی کامل بر فرهنگ جهانی، از این طریق برانگیخت و محافل و انجمن های مخفی وابسته به صهیونیسم جهانی را بر آن داشت تا در پوشش های مختلف به فعالیت بپردازند.»28

« در سال 1869 میلادی راشورون خاخام یهودی در سخنرانی خود در شهر «پراگ» درباره ی اهمیّت رسانه ها در نظر یهودیان، گفت: اگر طلا نخستین قدرت ما برای سیطره ی بر جهان است، مطبوعات باید دومین قدرت ما باشد» 29

یهودیان با بهره گیری از صنعت مطبوعات با تمام توان به نشر افکار و باورهای خود و ترویج ناسیونالیسم عربی و ترکی می پرداختند و روز به روز شکاف امنیتی دولت عثمانی را عمیق تر می نمودند.

4-1- فرقه گرایی
« دامن زدن به اختلافات مذهبی و تعمیق جریانات انشعابی اسلامی همواره مورد توجّه دشمنان اسلام قرار داشته است. این مسئله حتی در صدر اسلام و پس از ان با اختلاف در میان شیعیان و اهل سنّت سابقه ای دیرین دارد. ولی آنچه که موجب اقتدار و عظمت امپراتوری عثمانی شده بود، همانا رنگ و بوی اسلامی آن و حمایت و احترام به مقدّسات اسلامی و اصول بنیادین شرع بود، که تحت نظارت و زعامت نهاد شیخ الاسلامی در طول قرن ها محافظت و صیانت شده بود»30

رهیافت تخریب حبل المتین اسلام توسط جریانات معاند و هدایت شده در داخل امپراتوری و خارج از آن، توسط دولتمردان انگلستان به صورت گسترده درپیش گرفته شد.

به عنوان مثال، گلادستون نخست وزیر وقت انگلستان ضمن سخنرانی در پارلمان «انگلیس» پس از کوبیدن «قرآن» بر روی میز گفت:  
« تا این کتاب(قرآن)در میان مسلمانان است، امنیت و اطاعت سرزمین های مسلمان نشین در برابر انگلیس محال است»31
 

ویلیام اوارت گلادستون: تا این کتاب(قرآن)در میان مسلمانان است،
 امنیت و اطاعت سرزمین های مسلمان نشین در برابر انگلیس محال است

از این رو راهبرد افتراق و فرقه گرایی مذهبی در مین جوامع دینی از عمده ترین شگردهایی است که در سیاست خارجی بریتانیا ترسیم شده و با هدایت صهیونیسم همواره پیگیری می شود. «مستر همفر» را می توان از جمله مهمترین مأموران این دستگاه خبیث نام برد. در ادامه گزارش به تعدادی از این فِرَق اشاره خواهیم کرد و برای جلوگیری از اطناب مملّ تنها به توضیح فرقه انحرافی وهابیّت می پردازیم.

1-4-1- وهابیّت در جامعه اهل سنّت
شاید بتوان از فرقه ضالّه و انحرافی وهابیّت به عنوان مهمترین شاهکار سیاسی- مذهبی صهیونیسم انگلیسی یاد کرد. « واضح و مبرهن است که عملیات فرقه سازی از سوی استعمار و امپریالیزم، به خصوص انگلستان، ریشه در معاندات تاریخی زرسالاران و اومانیست های یهودی با ادیان بزرگی چون اسلام دارد.»32 به دلیل همین تأثیرات سیاست خارجی و راهبردی بریتانیا همواره بر دشمنی با اسلام و گسترش فِرَق و فرقه گرایی در جوامع اسلامی بوده است.

فرقه وهابیّت نیز در همین راستا و توسط محمدبن عبدالوهّاب و به تحریک «همفر»(جاسوس انگلستان) صورت گرفت. همفر در خاطراتش درباره تحریک محمدبن عبدالوهاب می نویسد:
« پس از آشنایی و مراوده با محمدبن عبدالوهّاب، بدین نتیجه رسیدم که فرد شایسته برای اجرای مقاصد بریتانیا در منطقه، شخص او تواند بود...من پیوسته در گوش او فرا می خواندم که خداوند تورا از موهبت نبوغ و قریحه ای بهره مند ساخته که به مراتب از علی و عمر بیشتر است. به او می گفتم اگر تو در زمان پیامبر بودی، یقیناً به جانشینی او انتخاب می شدی»33
 

محمدبن عبدالوهّاب(بنیانگذار مکتب ضالّه وهابیّت)
 


کتاب خاطرات مسترهمفر به چند زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

این فرقه در زمان قدرت گرفتن آل سعود به اوج خود رسید و هم اکنون به عنوان مذهب رسمی عربستان سعودی مطرح می شود.
 

محمدبن عبدالوهاب(فرد دوم از سمت چپ)
 در کنار محمدبن سعود، بنیانگذار آل سعود(نشسته)

شاید با بیان نامه زیر که از سوی عبدالعزیز (مؤسس و بنیانگذار عربستان سعودی) خطاب به «پرسی کاکس» نماینده بریتانیا نوشته شده است، حجاب وابستگی وهّابیان آل سعود به صهیونیسم انگلیسی بیش از پیش کنار رود:

« آقای من! سرپرسی کاکس نماینده بریتانیای کبیر عزّتش مستدام باد ... بزرگی خدمات ما را برای بریتانیای بزرگ و دوستی و صمیمیت ما را برای همیشه بپذیرید.

نوکر شما امیر نجد و عشایر آن، عبدالعزیز آل سعود»34
 

پرسی کاکس، نماینده بریتانیا
این نوکر صهیونیسم بین الملل در نامه ای دیگر وابستگی خود را به یهودیان زرسالار چنین تشریح می نماید:

« من سلطان عبدالعزیز بن عبدالرحمن الفیصل آل سعود اقرار و اعتراف می کنم، برای «سر پرسی کاکس» نماینده بریتانیای کبیر، از طرف من مانعی نیست که فلسطین را به مسکینان یهود یا غیر یهود که بریتانیا بخواهد ببخشم. از زیر پرچم بریتانیا بیرون نخواهم رفت تا روز قیامت.»35
 

عبدالعزیز، بنیانگذار و اولین پادشاه عربستان سعودی

2-4-1- بهائیّت در جامعه شیعه

3-4-1- پیوریتانیسم در جامعه مسیحی:
جمعیّتی از پروتستان های افراطی که اعتقاد به «بازگشت به صهیون». آنها در ابتدا «سرزمین آمریکا» را سرزمین موعود می پنداشتند و لذا از انگلستان به آمریکا مهاجرت نمودند و «پیوریتانیسم آمرکایی» را بنا نهادند.

4-4-1- اسرائیلیان انگلیس در میان پیوریتن های انگلیس

5-4-1- بابتیسم منشعب از پروتستان های انگلیس
و فرقه های متعدّد دیگر که مجال آوردن همه آنها نیست.

5-1- قوم گرایی یهودی
برطبق آیات مندرج در «تورات» مانند «اشعیا» غالبِ خاخام ها با تفاسیری که ارائه می کنند، رستاخیز بشری را در «اورشلیم»، امری محتوم و قطعی دانسته و سکونت در «ارض مقدّس» را فریضه ای الهی می دانند. «آرمان رهایی یهودیّت مدّعی است که در آخرالزمان قوم یهود تبدیل به یک قدرت جهانی در «فلسطین» خواهد شد و از آنجا حاکمیّتی عدالت خواهانه بر جهان خواهد داشت. مشاهده می شود که در ورای این اهداف مصلحانه، تأکید ویژه بر قوم یهود وجود دارد، همچنان که از این نکته وحدت بخش، صهیونیسم نهایت بهره برداری را انجام داده و توانسته است تأسیس دولت یهودی در «فلسطین» را به عنوان یک هدف(نه آرمان) قومی جایگزین بسیاری از آرمان های مسیحایی نماید.»36

2-اقدامات اقتصادی صهیونیسم علیه امپراتوری عثمانی
در دوران حامیّت کلیسای کاتولیک که به قرون وسطا معروف است، یهودیان از لحاظ مالی تحت محذوراتی خاصّ قرار داشتند و در نتیجه این محذورات یهودیان از هرگونه مالکیّت غیرمنقول منع می شدند و لذا این امر موجب شد آنان سرمایه های خود را به سمت بخش های تجاری، بازرگانی و صنعتی سیر دهند. بدین ترتیب بیشتر مراکز صنعتی و تجاری و بنادر بازرگانی مهمّ اروپا تحت نفوذ و سیطره یهودیان درآمد. حتی گفته شده مهاجرت کلمب برای راه یابی از غرب به شرق نبوده بلکه ازجهت یافتن سرزمین هایی مناسب جهت سرمایه گذاری یهودیان بوده است. قائلان این مبحث، کمک مالی انجمن برادری یهودی اسپانیا و کمک معنوی لوئیس دسانتاگل یهودی(مدیر دربار) درجهت جلب رضایت ملکه ایزابلا و فردیناند و مهاجرت بیشمار یهودیان به قاره آمریکا و دیگر دلائل را به منظور اثبات مدّعای خود مطرح می نمایند.

همانطور که در اثنای گزارش بیان شد عثمانیها در اثر مشکلات مختلف دچار یک رکود اقتصادی شدید شدند و لذا کسری بودجه های متوالی رویکرد عثمانیها را به بانک های خارجی و أخذ وام های سنگین را در پی داشت. توجه به این موضوع و اینکه اقتصاد جهانی و پایگاه های تجاری و بازرگانی تحت سیطره یهود قرار داشت می تواند سیر نزولی فروپاشی عثمانیها را روشن سازد.
دراین میان می توان به فعالیّت اقتصادی گسترده یهودیان در فلسطین اشاره نمود که براساس این فعالیت گسترده جمعیت یهودیان نسبت به دیگر اقوام روبه فزونی رفت و اقتدار دولت عثمانی را دچار چالش نمود.

3-اقدامات و فعالیت های سیاسی صهیونیسم علیه دولت عثمانی
تمامی عللی که در بخش اقدامات فرهنگی صهیونیسم علیه امپراتوری عثمانی مطرح شد، هریک به نحوی موجبات تضعیف حاکمیّت دولت مقتدر عثمانی را رغم زد. به طور مثال ترویج افکار نژادپرستانه و ناسیونالیسم موجب شکاف مردم با مردم از یک سو و مردم با دولت از سوی دیگر شد که این قضیه تضعیف حاکمیّت را به همراه داشت.

« از مخرّب ترین اقدامات صهیونیسم جهانی در روند براندازی عثمانی، ایجاد رخنه در ارکان تصمیم گیری آن امپراتوری بود. چنان که عوامل و عناصر نفوذی در لایه های حکومتی، ضمن آنکه مانع از اجرای اقدامات اصلاح گرایانه می شدند در تخریب اقتدار عثمانی گاهی به صورت فردی و گاهی نیز هدایت شده و سازمان یافته عمل می نمودند.»37

در تأیید مطلب مذکور، مصطفی کامل نویسنده مسلمان در کتاب «مسئله شرقی» می نویسد:
« درون دولت عثمانی بسیاری از زنان و مردان بیگانه نفوذ کردند و برای خود اسامی اسلامی برگزیدند و برای رسیدن به مقام های عالی کوشیدند، حتی برخی از آنها به پست های مهمی رسیده...»38

از میان این زنان و مردان بیگانه که مصطفی کامل ذکر می نماید می توان به روکسلانه(خرم سلطان- همسر سلیمان قانونی و مادر سلیم دوم) و نوربانو سلطان(همسر یهودی سلیم دوم) و دیگران اشاره نمود که تا قلب قدرت در دولت عثمانی پیش رفتند و زمینه های فساد و زوال دولت عثمانی را فراهم آوردند.

******************************

ارجاعات مستقیم

ادامه نوشته

خالکوبی مسجد بمب گذاری شده موجی از خشم را در انگلیس برانگیخت + تصویر




شفقنا – خالکوبی مسجد بمب گذاری شده از سوی یکی از طرفداران گروه ضد اسلامی و افراطی ای دی ال خشم عمومی را در انگلیس برانگیخت.

به گزارش شفقنا از انگلستان در هفته های اخیر و در پی کشته شدن لی ریگبی در یکی از خیابان های لندن (خیابان وولویچ)، رفتارهای ضد اسلامی به ویژه از سوی گروه دست راستی افراطی " ای دی ال" در این کشور گسترش یافته است و تاکنون صدها مورد رفتار ضد دینی و نژاد پرستانه علیه مسلمانان یا اماکن مذهبی گزارش شده است به گونه ای که در چند مورد در اطراف مساجد بمب گذاری صورت گرفت و چندین مسجد نیز تهدید به بمب گذاری شد.

در شنبه هفته ی گذشته نیز تظاهراتی از سوی گروه  افراطی  ای دی ال علیه مسلمانان در بیرمنگام صورت پذیرفت که به درگیری پلیس با تظاهر کنندگان انجامید و 20 تن از تظاهرکنندگان افراطی از سوی پلیس دستگیر شدند.

در این تظاهرات این گروه افراطی  ضمن سر دادن شعارهای ضد اسلامی کلاه یک مرد مسلمان را از سرش ربوده،  بر آن ادرار کرده و به آتش کشیدند. همچنین یکی از اعضای این گروه افراطی نقشی را که بر روی بدنش خالکوبی کرده بود به نمایش گذاشت. این خالکوبی نمایانگر یک مسجد مسلمانان بود که با بمب منفجر می شد. این اقدام با واکنش بسیاری از محافل مذهبی ، عمومی و رسانه ای انگلستان مواجه شد و موجی از خشم و تنفر را پدید آورد.

ماجرای کشته شدن لی ریگبی به دست دو نو مسلمان بریتانیایی، بهانه ی برای رفتارهای ضد اسلامی در بریتانیا شده است و این در حالی است که همه گروه های اسلامی در بریتانیا آن عمل را مغایر با قوانین و دستورات اسلامی دانسته و نسبت به دلایل و انگیزه های آن واکنش نشان دادند


چرا حملات «اسلام هراسانه» به مساجد انگلیس متوقف نمی شود؟ در ادامه مطلب بخوانيد
ادامه نوشته

اختلاف افكني بين شيعه و سني در عراق


وکیل بین‌المللی: قدرت‌های خارجی بین شیعیان و اهل تسنن در عراق و منطقه اختلاف ایجاد می‌کنند
تصویر آرشیوی از محل یکی از انفجارهای اخیر در عراق
سه شنبه 1 مرداد 1392 | 12:55

وکيل بين‎المللي حقوق بشر به پرس تي‌وي گفته است قدرت‌هاي غربي تلاش مي‌کنند با ايجاد اختلاف بين شيعيان و اهل تسنن در عراق و ساير نقاط خاورميانه از اين موضوع سود ببرند و شاهد تضعيف جهان اسلام در سايه چنين شکاف‌هايي باشند.


ادوارد کوريگن، وکيل بين‎المللي مستقر در کانادا در مصاحبه با پرس تي‌وي گفت :«اين‌که چه کساني از اين مساله سود مي‌برند نيز مساله‌اي مهم و کليدي است. مطمئنا مردم عراق يا سني‌ها و يا شيعيان از اين اختلافات سود نمي‌برند بلکه قدرت‌هاي خارجي که خواهان استثمار و تفرقه‌افکني هستند از اين موضوع سود مي‌برند.

وي افزود :«مطمئنا مردم منطقه (از درگيري‌هاي فرقه‌اي) سود نمي‌برند، نه ايران، نه عراق نه مردم سوريه که شاهد ويراني کشور خود هستند از اين قضيه نفعي نمي‌برند و اين در حالي است که تلاش‌هايي نيز براي دامن زدن به درگيري‌هاي فرقه‌اي مشابه در لبنان وجود دارد.»

کوريگن در پاسخ به سوالي درباره موج بمب‌گذاري‌ها و انفجارهاي خونين بر ضد اهدافي در عراق که اغلب غيرنظامي هستند به گزارش‌‌هاي متعددي اشاره کرد که «درباره تلاش احزاب و گروه‌هاي خارجي براي اختلاف افکندن بين افراد و جوامع مختلف در عراق» منتشر شده است.

وي تاکيد کرد هر چند به نظر مي‌رسد هدف اصلي اين گروه‌ها دامن زدن به اختلافات جوامع شيعه و سني با يکديگر است اما ساير گروه‌ها نيز هدف قرار مي‌گيرند.

کوريگن در ادامه به «تلاش‌هاي هماهنگ» طرف‌هاي خارجي نظير رژيم اسرائيل، انگليس، امريکا و فرانسه براي دامن زدن به «يک جنگ فرقه‌اي سکولار در سوريه» اشاره کرد و افزود چنين تلاش‌هاي مغرضانه‌اي ممکن است درگيري‌ها را به عراق و لبنان بکشاند.

وي افزود بخشي از تلاش‎‌هايي که با حمايت بيگانگان در عراق و سوريه روي مي‌دهد در واقع «ايران را هدف قرار داده است؛ کشوري که اکثريت جمعيت آن را شيعيان تشکيل مي‌دهند و از سياست‌هاي مستقل براي منطقه حمايت مي‌کند.»

کوريگن در پايان گفت اين «قدرت‌هاي خارجي هستند که مي‌خواهند منطقه خاورميانه ضعيف، ويران و از هم گسيخته باشد و جوامع مختلف در آن با يکديگر نزاع و درگيري داشته باشند.»

لطف پادشاه سعودی شامل حال دختر ایرانی!؟


لطف پادشاه سعودی شامل حال دختر ایرانی!؟

رسانه های سعودی اطلاعات بیشتری درباره هویت دختر ایرانی و یا حداقل تصویری از او را منتشر نکرده اند.
به گزارش حدیدنیوز، رسانه های سعودی مدعی شدند که ملک "عبدالله بن عبدالعزیز" پادشاه سعودی، دستور درمان یک دختربچه ایرانی به نام ''مریم'' را که از سرطان روده رنج می برد، با هزینه دولت سعودی صادر کرد.

به نوشته خبرگزاری رسمی سعودی (واس)، ملک عبدالله بن عبدالعزیز موافقت کرده است که مریم در بیمارستان تخصصی ملک فیصل در ریاض بستری و درمان شود.

این خبرگزاری می افزاید که پادشاه سعودی خواستار تسهیل در روند ورود این دختربچه ایرانی و والدینش به سعودی و درمان او با هزینه دولت شده است.

رسانه های سعودی اطلاعات بیشتری درباره هویت دختربچه ایرانی و یا حداقل تصویری از او را منتشر نکرده اند.

همچنین سایت شبکه دولتی العربیه نوشت: «این اقدام تنها جنبه انسان دوستانه دارد و در چارچوب سیاست های اجرا شده در رسیدگی به مسلمانان -هرجا که باشند- و قرار دادن امکانات سعودی در خدمت آن ها، صورت می‌گیرد.»

این اقدام "انسان دوستانه" از سوی دولت سعودی برای کودکی که هویت او معلوم نیست در حالی صورت می گیرد که گروهک تروریستی "جندالله" با حمایت های مالی و رسانه ای رژیم سعودی، کودکان بسیاری را یتیم کرده و یا به شهادت رسانده است.



محل شهادت: مسجد امیرالمؤمنین زاهدان


خانواده بسیجی شهید محمد گلدوی "شهید فهمیده سیستان"/ محل شهادت: مسجد جامع زاهدان


همسر عبدالحمید ریگی





ده ها کشته و مجروح در انفجارهای عراق


ده ها کشته و مجروح در انفجارهای عراق

انفجار تروريستي در عراق
انفجار تروريستي در عراق
انفجارهای روز یکشنبه در مناطق مختلف عراق دست کم 31 کشته و ده ها مجروح بر جا گذاشت.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، بر اثر انفجارها امروز در کربلا، بصره، نینوا و بغداد دست کم 31 نفر مجروح شدند.

خبرنگار شبکه العالم شامگاه یکشنبه گزارش داد، وقوع 3 انفجار تروریستی در منطقه مسکونی "التحسینیه" در مرکز "بصره" دست کم 6 کشته و 15 مجروح بر جا گذاشت.

بر اثر یکی دیگر از این حملات تروریستی، انفجار خودروی بمبگذاری شده نزدیک زمین فوتبال شهرک "الجامعه" در غرب بغداد صبح امروز به کشته شدن دست کم  3 نفر و مجروح شدن  11 تن دیگر منجر شد.

عصر دیروز بر اثر انفجار تروریستی نزدیک مسجدی در شهرک "الدوره" در جنوب بغداد دست کم 16 نفر کشته شدند.

همچنین در حمله تروریستی شامگاه جمعه به يك قهوه خانه در كركوك دست كم 38 نفر كشته و 25 نفر ديگر زخمي شدند.

بیش از50 نفر در حملات عراق کشته شدند



انفجار بمب دريكي از محلات بغداد
انفجار بمب دريكي از محلات بغداد
العالم - منابع امنیتی و پزشکی عراق اعلام کردند که شمار کشته های حملات و بمب گذاری های روز پنجشنبه در مناطق مختلف این کشور به 51 نفر رسید که 25 نفر از آنها نیروهای امنیتی هستند.

به گزارش روز جمعه پایگاه خبری شبکه العالم حملات مسلحانه و انفجارهای منجربه مرگ این تعداد روز گذشته و دشیب روی داد.

از جمله این حملات حمله یک بمبگذار انتحاری با خودروی بمبگذاری شده در بغداد بود که شب گذشته روی داد و و به گفته منابع پزشکی و امنیتی عراق در آن 11 نفر کشته و 40 نفر دیگر زخمی شدند.

همچنین یک سرگرد پلیس عراق گفت: در انفجار یک دستگاه خودروی بمبگذاری شده در نزدیک حسینه الزهراء (س) 9 نفر کشته و 21 نفر دیگر زخمی شدند.

وی افزود: این انفجار حدود ساعت 11:30 دقیقه شب گذشته در نزدیک حسینیه واقع در یکی از روستاهای جنوب غربی ناحیه الدجیل روی داد.

یک پزشک بیمارستان بلد گفت که اجساد 9 نفر و 21 زخمی حمله به این بیمارستان منتقل شده است.

یک افسر پلیس در منطقه طوزخورماتو نیز گفت: انفجار یک بمب در قلب منطقه طوزخورماتو به کشته شدن یک کودک و زخمی شدن 5 نفر دیگر از جمله سه زن منجر شد.

درهمین حال، یک افسر ارتش عراق در کرکوک اعلام کرد که در حمله یک بمبگذار انتحاری به مقر ارتش در منطقه الفتحه یک سرباز کشته و 7 نفر دیگر زخمی شدند.

وی افزود: این بمبگذار سوار بر یک دستگاه اتوبوس بمبگذاری شده در ساعات پایانی شب گذشته به این مقر حمله کرده و خود را منفجر کرد.

دو نفر از نیروهای بیداری عراق نیز در انفجار بمب در جاده اصلی جنوب کرکوک زخمی شدند.

اصابت سه گلوله به مناطق مختلف شهر سامرا در شب گذشته نیز باعث زخمی شدن چهار نفر شد.

یک نیروی پلیس نیز بر اثر اصابت چهار گلوله خمپاره به مناطق مختلف شهر بیجی زخمی شد.

با این احتساب، شمار کشته های حملات و انفجارهای مختلف در سراسر عراق از آغاز ماه جاری میلادی تاکنون به بیش از 250 نفر رسید.

جاسوس/توریست‌ها درباره چه موضوعی جمع‌آوری می‌کنند؟

جاسوس/توریست‌ها درباره چه موضوعی جمع‌آوری می‌کنند؟

دیده‌بان: تعدادی از جاسوسان آلمانی بار دیگر در پوشش توریست به کشورمان سفر کرده و با انتشار گزارشی در وب‌سایت آلمانی‌زبان از نخواستن اسلام و حکومت اسلامی توسط مردم نوشته است. این گزارش مغرضانه در حالی مطرح می‌شود که روز به روز گرایش به اسلام‌گرایی بیشتر می‌شود.

به گزارش موسسه راهبردی دیده‌بان، همان‌طور که بارها دیده‌بان طی مطالبی از جاسوسانی که در پوشش توریست وارد کشور می‌شوند خبر داده بود و کشور آلمان را در این حوزه جزء کشورهای پیشتاز معرفی کرده بود که برای خوش‌خدمتی به اربابان آمریکایی و اسرائیلی از هیچ تلاشی علیه ملت ایران فروگذار نمی‌کند.

در همین راستا باردیگر تعدادی از جاسوسان آلمانی در پوشش توریست و جهانگرد وارد کشورمان شده و سپس آن بخش آشکار جمع‌آوری خود را در وب‌سایتی آلمانی زبان منتشر نموده‌اند. جاسوسان آلمانی تلاش کرده‌اند تا از ایران اسلامی تصویری به نمایش بگذارند که مردم از اسلام و دین و شریعت، زده شده‌اند و به دروغ در گزارش خود می‌نویسد که نظام اسلامی نیز دائما مردم کشور را تحت کنترل امنیتی دارد.

نویسنده این گزارش در سایت که جاسوس آلمانی است از اشتیاق! دختران و پسران ایرانی برای گرفتن عکس با اروپاییان می‌گوید و همچنین از مدام تحت کنترل بودنشان به توریست‌نماهای غربی شکایت برده‌اند. این جاسوس آلمانی در این‌باره می‌نویسد: «اینکه در شیراز و در برابر مقبره حافظ، شاعر مشهور باشید، یا شگفت زده در حال قدم زدن در میدان امام اصفهان باشید، همیشه یک زوج جوان یا گروهی دختر که می‌خندند خواهید یافت. لبخند آن‌ها اغلب راحت‌تر از انگلیسی صحبت کردنشان نمایان می‌شود. اکثر آن‌ها نیز خواستار گرفتن عکس با مهمان غربی‌اند. و پس از اینکه دوربین را به همراه چندین جمله رد و بدل می‌کنیم، کنجکاوی آن‌ها افزون می‌گردد. برخی مؤدبانه می‌پرسند: "می‌تونم کمی با شما صحبت کنم؟" و سپس با نشان دادن خشم خود از حکومت می‌گویند: اصلاً دوست ندارم که مدام تحت کنترل باشم.»

گزارش‌نویس وب‌سایت آلمانی که به خوبی دوره‌های آموزش جاسوسی را گذرانده در ادامه از تمسخر روحانیت در ایران توسط جوانان سخن می‌گوید، این جاسوس معاند که به خوبی هم گزارش مغارضانه خود را تنظیم کرده است در حالی از تمسخر روحانیون در جامعه ایران اسلامی سخن گفته که با نگاهی گذار به ماه مبارک رمضان یا ماه محرم که جوانان همچون پروانه‌هایی گرداگرد روحانیون در مساجد و تکایا در حال نوشیدن معارف الهی و اسلامی از منابع اصیل آن هستند و این بخش از گزارش جاسوس آلمانی ادعاهای واهی است که با اهداف خاص توسط دشمنان بیان می‌شود.

جاسوسان در پوشش توریست

وب سایت آلمانی زبان که گزارش جاسوس آلمانی را منتشر کرده است

جاسوس آلمانی در ادامه سعی می‌نماید تا جوانان تحصیلکرده و دانشجو را در برابر نظام تعریف نماید که به جای حکومت اسلامی و دینی به دنبال زندگی هستند که نقش مذهب در آن کمرنگ‌تر است. توریست‌نمای آلمانی در ادامه به دروغ ادعای دیگری را مطرح می‌کند که در ایران دست یکدیگر را گرفتن توسط زوج‌های جوان در ایران ممنوع است. اگر چه در چند سطر بالاتر در همین گزارش این جاسوس آلمانی مدعی می‌شود که با سفر به ایران با چهره‌ای متفاوت از آن‌چه در فیلم آرگو دیده است مواجه می‌شود ولی دروغ‌های بسیار دیگری را در این گزارش مطرح می‌کند که دست کمی از آن فیلم ندارد.

در پایان گزارش خود نیز بار دیگر دروغی سر می‌دهد کهزنان و دختران ایرانی تلاش می‌کنند تا حجاب را کنار بگذارند. به اصطلاح توریست آلمانی با گفتن این‌که اکثر مردم ایران حکومت دینی و اسلامی نمی‌خواهند دروغ شاخ‌دار دیگری می‌گوید و در حالی این گزاره را مطرح می‌کند که هر سال در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی جمعیت چند ده ملیونی به خیابان آمده و با آرمان‌های اسلام، انقلاب، امام و رهبری تجدید پیمان می‌کنند. وی در این‌باره اینچنین می‌نویسد: «دختران تلاش می‌کنند تا با شیوه‌های مداراگونه حجاب اجباری را دور بزنند. روسری‌ها برای پوشاندن مو مورد استفاده نیستند، بلکه جنبه تزئینی پیدا کرده‌اند؛ مانتوها و شلوارها بلند، ولی بسیار تنگند. شب‌ها در خیابان‌ها، زندگی چنان رنگارنگ است که گویی حکومت ایران دین‌سالار نیست، بلکه یک جمهوری مدرن است و گام بزرگی به سوی کشورهای اروپایی برداشته. و این دقیقاً همان حالتی است که اکثر مردم این کشور مایلند داشته باشند.» 

خاطر نشان می‌شود که رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از فتنه 18 تیر در سال 78 طی بیاناتی در خطبه‌های نماز جمعه تهران به تحلیل این فتنه پرداختند و از توطئه دشمنان برای تهیه گزارش‌هایی از گوشه و کنار کشور مبنی بر اینکه مردم دیگر اسلام را نمی‌خواهند برای ایجاد فضای غبارآلود و فتنه‌گون در کشور اشاره کردند. ایشان در این‌باره فرمودند: «از طرفى، برخى از خبرنگاران خارجى به‌خاطر بعضى از قضايا و مراسم گوناگون به ايران آمدند و رفتند با افرادى كه از قبيل خودشان بودند، مصاحبه كردند و از قول آن‌ها چيزهايى را نقل نمودند. در تلكس‌ها آمد كه: بله؛ فلان زن، يا فلان جوان، يا فلان مرد در فلان جاى تهران به ما گفت كه ما از اسلام بيزار شده‌ايم؛ ما از حكومت اسلامى بيزار شده‌ايم! به نظر آن‌ها رسيد كه زمينه‌هايى در حال فراهم شدن است. حالا جا دارد گله كنيم كه تيتر بعضى از روزنامه‌ها هم اين‌ها را به يك چيزهايى اميدوار مى‌كرد؛ خيال مى‌كردند كه مردم از اسلام برگشته‌اند! جاذبه‌هايى براى آن‌ها وجود داشت؛ براى اين كه فكرهايى بكنند و نقشه‌هايى بكشند و كارهايى را انجام دهند و افكارى را در سر بپرورانند!»

گفتنی است که چندی پیش نیز خبری بر روی خروجی رسانه‌ها قرار گرفت که خبر از دستگیری تعدادی از جاسوسان اسلواکی‌تبار که در پوشش توریست ولی با تجهیزات جاسوسی به کشور آمده بودند، می‌داد. آنان مأموریت داشتند تا از برخی مراکز حساس در کشور عکس‌برداری نمایند.

عضو سابق القاعده: رهبر النصره در سوریه عامل سازمان سیا

عضو سابق القاعده: رهبر النصره در سوریه عامل سازمان سیا
تصویری آرشیوی از اعضای جبهه النصره وابسته به القاعده در سوریه
پنجشنبه 6 تیر 1392 | 09:33
 
يکي از اعضاي سابق القاعده گفته است، رهبر جبهه تروريستي النصره، اولين گروه تروريستي در سوريه که با دولت دمشق مي‌جنگد، عامل سيا است.


شيخ نبيل نعيم، که فرماندهي يک اردوگاه آموزشي القاعده در مصر را برعهده داشت ، اخيرا در ويدئويي شهادت داد، « من شخصا بر اين باورم که رهبر ارتش النصره که حمايت خود را از ايمن الظواهري اعلام کرد، عامل سيا در النصره است.»

نعيم همچنين در سخناني خطاب به شورشيان النصره مرتبط با القاعده گفت: « شما از طرف امريکا در جنگ در سوريه مي‌جنگيد.»

نعيم که خشونت را کنار گذاشته است همچنين از ايمن الظواهري، رهبر القاعده به عنوان جاسوس دوجانبه امريکا نام برد.

ابومحمد الجولاني، رهبر جبهه تروريستي القاعده، ۱۰ آوريل وفاداري خود رابه ايمن الظواهري اعلام کرد.

گفته مي‌‌شود، نعيم که از شورشيان سرشناس در مصر بود، در ترور انور سادات رئيس جمهوري اسبق مصر در سال ۱۹۸۱ دخالت داشته‌است . وي پس از سرنگوني رژيم حسني مبارک در فوريه ۲۰۱۱ ميلادي از زندان آزاد شد.

وي گفت، امريکا به مدت ۱۸ سال از القاعده در افغانستان حمايت و بودجه مورد نياز اين گروه را تامين کرده است. نعيم همچنين اعتراف کرد که وي خود نيز فريب توطئه امريکا را خورده است.

شوراي امنيت سازمان ملل، جبهه النصره را که در سوريه با دولت دمشق مي‌جنگد، در فهرست گروه‌هاي تروريستي اين سازمان قرار داده است.

از زمان شروع ناآرامي‌ها در سوريه در مارس ۲۰۱۱ ميلادي، گروه تروريستي النصره در صدها بمب گذاري مرگبار عليه دولت و نهادي غير دولتي از جمله بيمارستان‌ها و مدارس سراسر سوریه دخالت داشته‌است.

اين گروه تروريستي همچنين در کشتار نيروهاي امريکايي در عراق دخالت داشته است.

به گزارش رسانه‌هاي امريکايي، ارتش امريکا از نوامبر سال گذشته ميلادي به طور مخفيانه سرگرم آموزش برخي از گروه‌هاي تروريستي بوده است.

بنابر گزارش‌ها، امريکا ارسال محموله‌هاي تسليحاتي را به اردن با هدف تسليح شورشيان آغاز کرده است. ارسال اين تسليحات پس از آن انجام شد که کاخ سفيد مدعي شد، دمشق عليه شورشيان از تسليحات شيميايي استفاده کرده است. ادعايي که دمشق قويا آن را رد مي‌کند.

دمشق مي‌گويد، اين نا آرامي‌ها از خارج طراحي و سازماندهي مي شود و گزارش‌هايي موجود است که نشان مي‌دهد شمار زيادي از شورشياني که با دولت دمشق مي‌جنگند اتباع خارجي هستند.

انفجار بمب در نجف اشرف


انفجار بمب در نجف اشرف

حملات تروريستي در عراق همچنان ادامه دارد


حملات تروريستي در عراق همچنان ادامه دارد
شبکه العالم از انفجار خودروی بمبگذاری شده در شهر نجف اشرف خبر داد.

شبکه العالم همچنین امروز (یکشنبه) از کشته شدن 14 نفر بر اثر انفجار در 3 استان جنوبی عراق خبر داد.
خبرنگار العالم گزارش داد، بر اثر انفجار بمب در مرکز شهر بصره، رئیس اداره مبارزه با مواد منفجره در فرماندهی پلیس استان بصره و 2 تن از معاونانش کشته شدند.

 

16 کشته در حملات تروریستی چهارشنبه 22 خرداد 91عراق

انفجار خودرو بمب گذاري شده در عراق - آرشيو
انفجار خودرو بمب گذاري شده در عراق - آرشيو
حملات متفرقه در مناطق مختلف عراق، 16 کشته برجای گذاشت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، منابع پلیس عراق روز چهارشنبه اعلام کردند عناصر مسلح ناشناس، هفت راننده کامیون را که آن ها را در شمال شرق شهر بعقوبه درشمال شرق بغداد ربوده بودند، در منطقه حمرین در شمال شرق بعقوبه به ضرب گلوله به قتل رساندند.

بنا به اعلام منابع یاد شده، عناصر مسلح همچنین به یک ایست بازرسی پلیس عراق در روستای زاغنیه در شمال شرق بعقوبه تیراندازی کردند که دراین حمله سه نفر از عناصر وابسته به پلیس کشته شدند.

منابع یاد شده همچنین افزودند که براثر انفجاری در مسیر گشتی پلیس عراق در منطقه الاحیمر در شرق بعقوبه ، سه نفر از عناصر وابسته به پلیس کشته و سه نفر دیگر زخمی شدند.

براساس این گزارش، گروهی از نیروهای امنیتی با اجرای عملیات امنیتی در شمال شهر بعقوبه، سه نفر از عناصر القاعده را به هلاکت رساندند و 12 بمب را کشف و خنثی کردند.

حمله تروریستی به کاروان های زائران ایرانی در منطقه هارونیه در ۸۰ کیلومتری شمال شرق بغداد


اسامی 8 شهید ایرانی انفجار دیروز
 
 

 
 

 
در حمله تروریستی به کاروان های زائران ایرانی در منطقه هارونیه در ۸۰ کیلومتری شمال شرق بغداد حداقل ۶۰ نفر شهید و زخمی شدند. تا کنون اسامی هشت تن از شهدا به صورت قطعی اعلام شده است.
به گزارش "ندای انقلاب" به نقل از تابناک، در حمله تروریستی به کاروان های زائران ایرانی در منطقه هارونیه در ۸۰ کیلومتری شمال شرق بغداد حداقل ۶۰ نفر شهید و زخمی شدند.

یک عامل انفجاری خودروی بمب گذاری شده را در میان دو دستگاه اتوبوس حامل زائران ایرانی که از مرز خسروی عازم نجف بودند منفجر کرد.

اطلاعات اولیه از شهادت شانزده نفر و زخمی شدن چهل و چهار نفر دیگر در این حمله تروریستی حکایت دارد.

به گفته سرگرد غالب العطیه سخنگوی پلیس استان دیاله خودروی بمب گذاری شده اتوبوس های زائران ایرانی را در نزدیک شهر مقدادیه در استان دیاله هدف قرار داد.

گزارش های دریافتی حاکی است مجروحان برای درمان به بیمارستان بغدادیه منتقل شدند.

این دو دستگاه اتوبوس حامل کاروان زائران ایرانی بود که از طریق حج و زیارت برای زیارت عتبات عالیات به عراق اعزام شده است. یکی از اتوبوس ها حامل زائرانی بود که از استان همدان به عراق آمده بودند.
مدیرکل عتبات عالیات سازمان حج و زیارت گفت: تاکنون تنها هویت ۸ نفر از شهدای انفجار تروریستی عراق مشخص شده است.

مسعود اخوان گفت: تاکنون اسامی ۸ نفر از شهدای انفجار تروریستی اتوبوس زائران ایرانی به طور قطعی اعلام شده است.

وی ادامه داد: علی کاظم نعیمی، احمد نعیمی، الله حسین معصومی، احمد حجتی و ابراهیم هنرمندیان زائران همدانی هستند که در این حادثه تروریستی به شهادت رسیدند.

مدیرکل عتبات عالیات سازمان حج و زیارت خاطرنشان کرد:‌ عبدالسعید احمدی مراغه، جمیله بختیاری پیر و بدریه اصغر نیز شهدایی هستند که از کاروان استان کرمانشاه به شهادت رسیده‌اند.

وی ادامه داد: اسامی بقیه شهدا تا شنبه مشخص و اعلام می‌شود.

اظهارات جنجالی و توهین آمیز تونی بلر ضد اسلام


اظهارات جنجالی و توهین آمیز تونی بلر ضد اسلام

توني بلر نخست وزير انگليس
توني بلر نخست وزير انگليس
اظهارات توهین آمیز "تونی بلر" نخست وزیر پیشین انگلیس ضد اسلام، جنجال تازه ای را در این کشور به راه انداخت.

به گزارش روز سه شنبه پایگاه خبری شبکه العالم، تونی بلر در مطلبی در روزنامه "میل او ساندی" درباره کشته شدن یک سرباز انگلیسی در اظهاراتی توهین آمیز مدعی شد: این جنایت "ثابت می کند که مشکلی در اسلام وجود دارد".
بلر در ادامه این اظهارات توهین آمیز خود اظهار داشت: "پس از آن که بذرهای تروریسم و افراطی گری آشکار شده است، باید به کودکان در انگلیس و خارج از این کشور در خصوص جایگاه دین در جامعه آموزش داده شود."
وی ادامه داد: "در اسلام مشکلی وجود دارد که مربوط به برخی افرادی است که تفکراتشان ریشه در اسلام دارد، ما باید این موضوع را بررسی کنیم و در خصوص آن صادق باشیم."
اظهارات تونی بلر با واکنشهای متعددی در انگلیس همراه شده به صورتی که برخی از فعالان در شبکه های اجتماعی اینترنتی تأکید کرده اند: "این اظهارات خجالت آور از جانب تونی بلر مطرح شده که مؤسسه ای را در خصوص تقریب ادیان اداره می کند .. کسی که خودش به احتمال زیاد جنایتکار جنگی است."

دو مامور بازداشت کننده مظنون اصلی انفجار بوستون کشته شدند


دو مامور بازداشت کننده مظنون اصلی انفجار بوستون کشته شدند

خبرگزاری Global Research نوشته است، دو مامور اف بی ای که در عملیات بازداشت مظنون اصلی انفجار بوستون شرکت داشته اند، کشته شده اند.

به گزارش شفقنا به نقل از صدای روسیه، این دو مامور به هنگام انجام تمرینات و از هلیکوپتری که سوار آن بودن به روی زمین سقوط کردند.

در حالی که مرگ این ماموران اف بی آی آمریکا بسیار تعجب انگیر می باشد در گزارش رسمی نوشته است، بدی آب و هوا و نقص فنی در هلیکوپتر می تواند علت مرگ این افراد باشد که مشکلاتی را برای آنها بوجود آورده است.

سر سرباز انگلیسی بریده شد!/نشست اضطراری کابینه انگلیس +تصاویر قاتلان


سرسربازی که مورد حمله‌ وحشیانه این دو نفر قرار گرفته ،در منطقه «وولویچ» در جنوب شرقی لندن بریده شده است .همچنین یکی از آنها، شاهدان این صحنه را تهدید کرده که هر گز جان سالم به در نخواهند برد.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران   به منظور رسیدگی به جنایت وحشیانه دو مرد به یک سرباز در شهر  لندن و بریدن سر او، کابینه انگلیس جلسه اضطراری تشکیل داد.

گفته می‌شود سرسربازی که مورد حمله‌ وحشیانه این دو نفر قرار گرفته ،در منطقه «وولویچ» در جنوب شرقی لندن بریده شده است .همچنین یکی از آنها، شاهدان این صحنه را تهدید کرده که هر گز جان سالم به در نخواهند برد.

گفتنی است پلیس انگلیس به این دو قاتل تیر اندازی و آنها را زخمی کرده است. یکی از افرادی که هدف شلیک پلیس قرار گرفته بود به ناظرانی که با حیرت او را می‌نگریستند گفت: «باید با آنها که با ما می‌جنگند، مبارزه کنیم. موشک، جواب موشک. عذر می‌خواهم که زنان امروز مجبور شدند این صحنه را ببینند، اما در سرزمین ما، زنان ما هم مجبورند چنین صحنه‌هایی ببینند. مردم، شما هرگز ایمن نخواهید بود. دولتتان را از بین ببرید، آنها به شما اهمیت نمی‌دهند.»

شبکه تلویزیونی آی‌تی‌وی در پی این حادثه،گزارش داد: کابینه دولت انگلیس جلسه اضطراری تشکیل داد و دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس آن را «کاملاً تکان‌دهنده» خواند.













 یک مردسرباز انگلیسی که تیشرتی با عنوان "HELP FOR HEROES" پوشیده بود توسط ۲ مرد مسلمان در خیابانهای لندن گردن زده شده است حمله کنندگان تلاش کرده اندکه از حمله خود در حالی که فریاد "الله اکبر"سر میدادند، فیلم برداری کنند.

EXTREMISM-Parviz-Khan-37-from-Birmingham-has-pleaded-guilty-

EXTREMISM: Parviz Khan, 37, from Birmingham has pleaded guilty

پرويز خان ،37ساله، از بيرمنگام،متهم

Basiru-Gassama-30-pleaded-guilty-to-planning-to-kidnap-and-kill-a-soldier Basiru Gassama, 30, pleaded guilty to planning to kidnap and kill a soldier

بصيرو قصام، 30 ساله، متهم به چاقوكشي و قتل سرباز

Hamid-Elasmar-44-also-pleaded-guilty Hamid Elasmar, 44, also pleaded guilty

حميد الاسمر، 44 ساله، او هم متهم است

مطالب مرتبط :

تهدید به مسلمان کشی در یونان


تهدید به مسلمان کشی در یونان

حزب افراطی « فجر طلایی» که 10 درصد از کرسی های پارلمان را در اختیار دارد، تهدید کرد که اگر مسلمانان کشور را ترک نکنند و مساجد را تعطیل ننمایند، آنان را در خیابان ها خواهد کشت.


جام دینی: به گزارش پایگاه الفجر، این تهدید با استفاده از پیامی به اتحادیه مسلمانان در آتن ارسال شد و در آن از مسوولین خواسته شد که مساجد را فوری تعطیل کرده و کشور را ترک کنند.


در پیام گروه افراطی آمده بود: اگر مساجد را تعطیل نکنید، به جهنم خواهید رفت و از ابتدای ماه جولای اگر از یونان خارج نشوید، شما را در خیابان ها خواهیم کشت.


آنان در ادامه به قرآن و اسلام با الفاظ رکیکی اهانت کرده بودند.


در همین راستا اتحادیه مسلمانان یونان در پیامی اعلام کرد که در این تهدیدات تمام مسلمانان یونان و نه تنها مسلمانان مهاجر مورد هدف قرار گرفته اند.


در ادامه بیانیه اتحادیه آمده است: مسلمانان در کشور یونان تاکنون تهدیدات زیادی را تحمل کرده اند و مورد آزار و اذیت های فراوان قرار گرفته اند به این امید که روزی همه چیز تغییر کند ، اما متاسفانه هر روز به اهانت علیه آنان افزوده می شود.


اتحادیه همچنین تاکید کرد: اما همه باید بدانند که مسلمانان از این که دین اسلام را قبول کرده اند به خود می بالند  و از هیچ تهدیدی نمی هراسند ؛ زیرا مرگ در راه حمایت از دین و قرآن هدف و غایت هر مسلمان است اما از دولت و جامعه یونان می خواهیم تا از قانون، دموکراسی و آزادی با احترام بیشتری حمایت کنند.


در طول هفته گذشته برخی از افراطیون، سه تن از مسلمانان یونانی کشتند و در برابر دیدگان مسوولین دولتی به شکنجه مسلمانانی پرداختند که به مساجد تردد می کنند.


لازم به ذکر است که حزب مذکور تاکنون حدود 33 کرسی از کرسی پارلمان قانونگذاری را از آن خود کرده است ، بعد از انتخابات هجوم های حزب مذکور علیه مسلمانان و اقلیت اسلامی در یونان افزایش یافت.

كشته شدن 4پليس عراقي به دست مهاجمان مسلح


كشته شدن 4پليس عراقي به دست مهاجمان مسلح

حملات تروریستی در عراق شدت گرفته است
حملات تروریستی در عراق شدت گرفته است
يك مسؤول عراقي اعلام كرد كه مردان مسلح دیشب چهار پليس را در استان الانبار در غرب عراق كشتند.

به گزارش روز دوشنبه پايگاه خبري شبكه العالم، اين مسؤول محلي خاطرنشان كرد كه مردان مسلح در حمله به مقر پليس شهر "روا" در فاصله 260 كيلومتري شمال غربي بغداد چهار پليس را كشتند و سه نفر ديگر را زخمي كردند.

افراد مسلح همچنين به يك پادگان حمله كرده و آنجا را به آتش كشيدند.

استان الانبار در هفته هاي گذشته صحنه حملات متعدد عليه نيروهاي امنيتي عراق بود.

از شنبه گذشته تا كنون 10 نفر در اين استان ربوده شده اند.

معترضان عراقی بر تشکیل منطقه خودمختار اصرار دارند

آغاز مرحله دیگری از طرح آمریکایی تجزیه عراق؛

معترضان عراقی بر تشکیل منطقه خودمختار اصرار دارند

تحصن كنندگان در سامراء
تحصن كنندگان در سامراء
برگزار کنندگان تحصن "میدان الحق" شهر سامراء، دیروز (شنبه) با تأکید بر این که تشکیل منطقه خودمختار (فدرال) بهترین گزینه برای پایان دادن به مشکلات آنها است، اعلام کردند که به زودی نشستی را در این شهر برای بررسی "آخرین فرصت تشکیل منطقه خودمختار" برگزار خواهند کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، محمد طه حمدون سخنگوی تظاهرکنندگان برخی استان های عراق در کنفرانسی خبری در میدان الحق اعلام کرد: نشست های متوالی از یک هفته پیش با حضور صاحبنظران برای انتخاب بهترین گزینه برای پایان دادن به مشکلات استان هایِ محل تظاهرات برگزار شده و ما سرانجام گزینه "تشکیل منطقه خودمختار در استان هایِ محل تظاهرات" را انتخاب کردیم.

 

حمدون افزود : تشکیل منطقه خودمختار در استان هایِ محل تظاهرات عزت ما را حفظ می کند و به مشکلات ما پایان می دهد.

 

حمدون گفت: نشستی مهم با حضور بزرگان دینی، اندیشمندان و رؤسای قبایل به زودی در سامراء برای بررسی مساله آخرین فرصت تشکیل منطقه خودمختار در 6 استانِ محل تظاهرات برگزار خواهد شد.



استان های الانبار، نينوا، دياله، صلاح الدين، بغداد و كركوك از مدتی پیش صحنه تظاهرات اعتراض آمیز است.

 

حمدون در عین حال تصریح کرد: برخی افراد مخالف تشکیل منطقه خودمختار هستند، ولی اکثریت حامی این طرح می باشند.



آزادی شیخ نمر در برابر تبرئه طارق الهاشمی؟!


آزادی شیخ نمر در برابر تبرئه طارق الهاشمی؟!

شيخ نمر باقر النمر روحاني مجاهد عربستاني
شيخ نمر باقر النمر روحاني مجاهد عربستاني
برخی منابع خبری از تلاش مقامات سعودی برای مشروط کردن آزادی شیخ نمر باقر النمر روحانی مخالف عربستانی، به "تبرئه طارق الهاشمی" معاون اسبق رییس جمهور عراق خبر می دهند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، اخبار منتشرشده حاکی از آن است که مقامات عربستان تلاش می کنند از طریق یک واسطۀ ترک، مقامات عراق را وادار کنند که در ازای آزادی شیخ نمر، آنها نیز طارق الهاشمی را از اتهامات متعددی که به اثبات رسیده، تبرئه کنند.


خبرگزاری النخیل عراق به نقل از منابع آگاه نوشت: رژیم عربستان درصدد استفاده از بازداشت شیخ نمر برای وارد کردن فشار به محافل شیعی این کشور و حتی دولت های شیعی منطقه است و عجیب آن که در ازای آزادی یک روحانی و عالم دین که اتهامی جز سخن گفتن از آزادی و عدالت در عربستان ندارد، خواهان آزادی سرکرده تروریست هایی شده اند که در هدایت ده ها عملیات و کشتن صدها تن از بیگناهان مشارکت داشته و دستش به خون مردم عراق آلوده است و در دادگاه های عراق چندین بار به اعدام محکوم شده است.

«فیلمی ویدیویی نیروهای ویژه اسرائیل در سوریه را نشان می‌دهد»


«فیلمی ویدیویی نیروهای ویژه اسرائیل در سوریه را نشان می‌دهد»


28 اردی بهشت 1392 | 19:18

شبکه فاکس نيوز فيلمي ويديويي را منتشر کرد که ادعا مي‌شود نيروهاي ويژه رژيم اسرائيل را در حال انجام ماموريت در خاک سوريه نشان مي‌دهد.


اين شبکه خبري امريکايي افزود، «براي اولين بار اين شبکه از کماندوهاي اسرائيلي در حال بازگشت از يک ماموريت در سوريه تصوير برداري کرد.»

در گزارش اين شبکه توضيح داده نمي‌شود که اين فيلم ويديويي چگونه و کجا گرفته شده است. اما به نظر مي‌رسد که اين فيلم در نزديکي ارتفاعات اشغال شده جولان گرفته شده باشد. رژيم اسرائيل اخيرا فعاليت‌هاي نظامي خود را در اين منطقه افزايش داده است.

بر پايه اين گزارش، انتشار اين فيلم ويديويي نگراني‌هايي را در مورد نقش رژيم اسرائيل در ناآرامي‌هاي ۲۶ ماهه در سوريه برانگيخته است.

مقامات اسرائيل در مورد اين گزارش اظهار نظر نکرده‌اند.

انتشار اين فيلم ويديويي در حالي صورت گرفته که رژيم اسرائيل از ماه ژانويه سه بار سوريه را هدف حملات هوايي يک جانبه خود قرار داده است.

سوريه همراه با شماري از کشورهاي منطقه اين حملات را محکوم کرده و آن را نقض حاکميت خود توصيف کرده است.

بحران در سوريه در مارس ۲۰۱۱ آغاز شد و شمار زيادي از جمله بسياري از نيروهاي امنيتي و ارتش در جريان خشونت‌ها جان خود را ز دست دادند.

دولت سوريه مي‌گويد، هرج و مرج جاري در اين کشور از خارج طراحي و هدايت مي‌شود و شمار زيادي از شبه نظاميان از اتباع غيرسوري و خارجي هستند.

توزیع رایگان کتاب های ضد شیعی در مصر

توزیع رایگان کتاب های ضد شیعی در مصر

پیروان مذهب ضاله ی وهابیت، در ادامه ی دشمنی خود با مکتب اهل بیت (علیم السلام)، به توزیع مجانی این کتاب ضد شیعی، از طریق کنفرانسها، سخنرانیها، نشستها و... پرداخته است. کتاب این مفتی وهابی حاوی ۱۲۶ سوال و جواب در مورد مذهب حقه ی شیعه است که با یک مقدمه و خلاصه آغاز می شود

به گزارش مفرهنگ نیوز، حزب سلفی مصر در تازه ترین حرکت ضد شیعی خود، به چاپ کتابی در مورد عقاید شیعه، به نام "مختصر سؤال و جواب فى أهم المهمات العقدية لدى الشيعة الإمامية"، از مفتی سلفی " عبدالرحمن الشثری" اقدام نموده است.

پیروان مذهب ضاله ی وهابیت، در ادامه ی دشمنی خود با مکتب اهل بیت (علیم السلام)، به توزیع مجانی این کتاب از طریق کنفرانسها، سخنرانیها، نشستها و... پرداخته است.

کتاب این مفتی وهابی حاوی ۱۲۶ سوال و جواب در مورد مذهب حقه ی شیعه است که با یک مقدمه و خلاصه آغاز می شود.

از سویی دیگر، یکی از مقامات ارشد حزب سلفی "النور" تاکید کرد: ما از هیچ تلاشی در این خصوص دریغ نمی کنیم و در حال حاضر، برای بیدار کردن اذهان عمومی، انواع کتاب، کتابچه، پوستر و.... در میان مردم توزیع شده است.

شایان ذکر است که "عبدالرحمن الشثری"از جمله مفتیان وهابی سعودی است که چندی پیش بیانیه ی تکفیر شیعیان را امضا کرده است.

جبهه النصره: بیروت را به آتش می کشیم


جبهه النصره: بیروت را به آتش می کشیم

تروريست هاي عضو جبهه النصره
تروريست هاي عضو جبهه النصره
گروهک تروریستی جبهه النصره به میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان هشدار داد که بیروت را به آتش خواهد کشید.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، دفتر اطلاع رسانی گروهک تروریستی جبهه النصره در سوریه با انتشار بیانیه ای، ادعای دخالت حزب الله لبنان در امور سوریه را بار دیگر تکرار کرد.

این گروهک تروریست به میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان، 24 ساعت مهلت داد تا به "دخالت" موهوم "حزب الله" لبنان در سوریه پایان دهد و تهدید کرد که این بیانیه، آخرین هشدار به میشل سلیمان است و 24 ساعت پس از آن، بیروت را به آتش خواهد کشید.

 

جبهه النصره، یک گروهک تروریست سلفی است که اواخر سال 2011 و در جریان وقایع سوریه تشکیل شد و عناصر آن، مرتکب جنایت های تروریستی متعدد در حلب و دمشق شده اند.

این گروهک که نام آن، در فهرست سازمان های تروریست بین المللی درج شده، علاوه بر ادامه فعالیت های تروریستی در سوریه، اکنون تهدید کرده که لبنان را به آتش می کشد.

 

این گروهک تاکنون در هیچ یک از بیانیه های خود، به خطر رژیم صهیونیستی برای مسلمانان اشاره ای نداشته و به هیچ وجه درباره آزادسازی اراضی اشغالی به جای کشتن شهروندان بی گناه و غیرنظامی، سخنی به میان نیاورده است.

"عدنان منصور" وزیر امور خارجه دولت موقت لبنان در واکنش به این تهدید، هرگونه دخالت مستقیم حزب الله در سوریه را تکذیب و تاکید کرد که نیروهای حزب الله تنها به منظور دفاع از مردم لبنان، در روستاهای مرزی لبنان حضور دارند و در عملیات نظامی در داخل سوریه هیچ گونه مشارکتی ندارند.


منصور تاکید کرد: لبنان همچنان به سیاست کناره جویی از درگیر شدن در بحران سوریه پایبند است و قصد دخالت در امور دیگری به ویژه امور داخلی سوریه را ندارد.
وی افزود: اگر طرف هایی در لبنان دعوت به جهاد در سوریه کنند، این به آن معنی نیست که دولت لبنان در قبال آن مسئول است.

 

حزب الله نیز به نوبه خود اتهامات مختلف درباره شرکت داشتن عناصر این حزب در درگیری های ارتش سوریه با گروه های مسلح را تکذیب؛ و تاکید کرده است که سلاح و امکانات حزب الله برای مقابله با تهدیدات رژیم صهیونیستی است.


انفجارهاي بوستون، آغاز چه پروژه‌اي است؟+ اسناد و تصاوير


انفجارهاي بوستون، آغاز چه پروژه‌اي است؟+ اسناد و تصاوير

موارد مشکوکي در حادثه تروريستي پانزدهم آوريل 2013 در ماراتن بوستون به چشم مي‌خورد که نمي‌توان به راحتي از کنار آن گذشت و تأمل در آنها آغاز پروژه‌اي شوم از سوي واشنگتن را برملا مي کند.

به گزارش خبرگزاری مقاومت اسلامی به نقل از باشگاه خبرنگاران، حواشي حادثه بمب‌گذاري در مسابقات ماراتن شهر بوستون آمريکا نکات قابل تاملی دارد که در ادامه به آن پرداخته می شود؛

 عکس‌العمل اوباما به انفجار بوستون زير ذرّه‌بين

واکنش اوباما، نسبت به واکنش جورج دبليو بوش بعد از حملات 11 سپتامبر متعادل و متفاوت بود. بوش در زمان وقوع حادثه، در کاخ سفيد حضور نداشت؛ در ادامه و بعدازظهر روز 11 سپتامبر نيز اظهاراتي شتابزده، انتقام‌جويانه و کاملاً نظامي در مقابل دوربين‌ها داشت. وي عاملان حادثه را که هنوز مجهول بودند، مخصوصاً نسبت به کشورهاي پناه‌دهنده‌شان مورد تهديد قرار داد. واکنش کنگره کاخ سفيد به حملات تروريستي برج‌هاي دوقلوي تجارت جهاني، در مجموع ابهامات و سوءظن‌هاي بسياري را در ميان صاحبنظران برانگيخت.

width=

در آوريل 2013 پس از شوک ناگهاني که با انفجارهاي بوستون سراسر ايالات متحده را فرا گرفت، واکنش ديرهنگام اوباما بسيار آرام بود. سه روز بعد، تنها يک عکس از نشست مشورتي وي با اعضاي کاخ سفيد منتشر شد. وب‌سايت روزنامه اشپيگل نوشت: شيشه‌هاي آب معدني روي ميز و فنجان قهوه اوباما، مثلاً نشان مي‌دهند که همه‌چيز تحت کنترل ماست...

width=

واشنگتن در حالي سکوت کرد که بوستون به خود مي‌لرزيد. براي دليل سکوتش هم فقط مي‌گفت بايد همه چيز روشن شود، هنوز نامطمئن هستيم... تازه هنگامي که دومين مظنون انفجارها دستگير شد، همزمان با خوشحالي مقامات محلّي، اوباما هم جلوي دوربين‌ها ظاهر شد و گفت که او هم مانند ساير شهروندان، از طريق تلويزيون متوجه اين حادثه شده است. اوباما با آرامش کامل از بوستون، پليس و اف.بي.آي تشکر کرد. وي بدون اشاره به هويت مظنونين حادثه (دو برادر اصالتاً اهل چچن) نسبت به ترور از جانب اين جوانان ابراز تأسف کرده، رسيدگي به عاملان اين حادثه و تدابير امنيتي شديدتري را وعده داد. اما اين دو برادر، چه کساني هستند؟

تيمورلنگ (Tamerlan Tsarnaev) 26 ساله، نخستين مظنون انفجارها:

وي متأهل و داراي يک دختر سه ساله به نام زهرا (Zahara) است.

/

او به تازگي گرين‌کارت خود را دريافت نموده و براي شرکت در المپيک بوکس تمرين مي‌کرد. تيمورلنگ به دست پليس و به جرم بمب‌گذاري در مسابقات ماراتن بوستون کشته شد. تصاوير منتشرشده از زندگي شخصي تيمورلنگ، اين ابهام را در اذهان ملت آمريکا پديد آورده که آيا اين مرد جوان، تروريست به نظر مي‌رسد؟

width=

به تازگي ويدئويي از شب پنجشنبه 18 آوريل در اينترنت منتشر شده که در آن تيمورلنگ به صورت عريان، در بازداشت پليس به سر مي‌برد اما زنده است و هيچ اثري از آسيب‌ديدگي در بدنش ديده نمي‌شود. اين در حالي است که بر اساس ادعاي رسانه‌ها، وي توسط گلوله پليس به قتل رسيده و بلافاصله با ماشين دزدي برادر کوچکترش که در حين فرار بوده، زير گرفته شده است. تناقض آشکار در اين سناريو اينکه چطور مي‌شود فردي سالم که در محافظت صددرصد پليس ديده مي‌شود، شبانه در عرض چند ساعت به جسدي شديداً مجروح در بيمارستان تبديل گردد؟ آيا فردي که با ماشين زير گرفته شده، اين گونه آسيب مي‌بيند؟

width=

جوهر (Dzhokar Tsarnaev) 19 ساله، مظنون دوم:

دومين مظنون انفجارها جوهر، برادر کوچکتر تيمورلنگ است که در رشته کشتي‌کج، فردي شاخص بوده و حتي موفق به اخذ بورس تحصيلي دانشگاه شده بود.

/

جوهر پس از اتهام نسبت به حادثه بوستون، به شدت از ناحيه گلو مجروح شده و در همان بيمارستان بستري است. پزشکان پيش‌بيني کرده‌اند که وي هرگز نتواند سخن بگويد، حداقل فعلاً امکان بازجويي سازمان اف.بي.آي از وي مقدور نيست.

اين دو برادر، از سال 2002 مقيم آمريکا هستند. پدر و مادر آنان مصرانه بيان داشته‌اند: «فرزندان ما بي‌گناهند، اين يک دام است و آن‌ها سپر بلا ي ديگران شده‌اند. اف.بي.آي سال‌ها پسر بزرگ ما را تحت‌نظر داشت و هيچ فعاليت منفي يا نکته‌اي از وي پيدا نکرده بود. چطور باور کنم که پسرم دست به چنين عمل تروريستي زده؟ آن هم درست جلوي چشم نهادهاي امنيتي؟ که اگر اينطور بوده باشد، دستگاه ضدّ ترور آمريکا، شکست سنگيني خورده است.»

width=

به گزارش خبرگزاري رويترز، خود جوهر عصر روز پنجشنبه، يعني تنها زمان کوتاهي قبل از دستگيري‌اش، در پيامي کوتاه بر روي صفحه فيس‌بوک خود خطاب به پدرش نوشت: «اين آخرين پيام من به شما پيش از دستگيري‌ام است. من هرگز چنين کاري را نکرده‌ام، آن‌ها براي من تله گذاشته‌اند. پدر مرا ببخش، متأسفم که کار به اينجا کشيد.»

width=

در چنين انفجاري، برنده و بازنده چه کساني هستند؟

تاريخ معاصر راهبردهاي آمريکا نشان مي‌دهد که برنامه‌هاي سياستمداران اين کشور، بدون سياست وحشت و ترور (Terror-Horror) پيش نمي‌رود.

پليس ايالت بوستون و نهادهاي اطلاعاتي آمريکا تنها 5 ثانيه بعد از رويداد انفجار، 40 تير به مظنون شليک نمودند، ولي نتوانستند پيش از وقوع اين حادثه، آن را مهار کنند. صرف‌نظر از کشته و زخمي‌هاي اين حادثه تروريستي، اين حادثه عملاً هيچ زياني ندارد و بازنده‌اي در کار نيست؛ اما از سوي ديگر، موارد مشکوکي در حادثه هست که نمي‌توان به راحتي از کنار آن گذشت:

1. چرا در آمريکا اکنون صحبت از اين است که اوباما 23 قانون تسليحاتي را به امضاء برساند؟

2. سگ‌هاي مخصوص تشخيص مواد منفجره، در محل ماراتن بوستون حضور داشتند. اين حادثه در چنين وضعيتي چطور رخ داد؟

3. چرا در زمان وقوع انفجارها، شبکه‌هاي ارتباطي تلفن همراه قطع بود؟

4. تنها دو روز بعد از حادثه، وب‌سايت رسمي يادبود قربانيان ماراتن بوستون راه‌اندازي شد. آيا دو روز براي خروج از شوک اين اتفاق و اقدامي اين چنين، کمي کوتاه نبود؟

5. شهروندان تحت نظارت‌ها و تجسس‌هاي شديدتر و پيچيده‌تري قرار مي‌گيرند، آن هم با هدف حفظ امنيت خود شهروندان، لذا پيش‌بيني مي‌شود در آينده‌اي نه چندان دور ماليت‌هاي بيشتري از آنان اخذ شده و حتي خودشان نيز از اين اقدام راضي باشند!

جمع‌بندي

در منطق بي‌منطق ايالات متحده، جنگ عليه ترور عملاً به جنگ براي ترور تبديل شده است.

بهترين توجيهي که اصطلاحاً در برقراري امنيت وجود دارد، القاي ناامني است. گرچه مردم ايالت‌هاي گوناگون آمريکا در اين روزها از شدت هراس و دلهره، ‌دست و پايشان مي‌لرزد اما اين احساس ناامني، مناسب‌ترين بستر را براي اقدامات سياسي بزرگ فراهم مي‌کند؛ البته مهم اين است که مردم آمريکا اکنون ترورزده شده‌اند و ممکن است ديگر عکس‌العمل دلخواه دولتمردان را به آن‌ها نشان ندهند. به خصوص اينکه با کشته شدن برادر بزرگتر و عدم توانايي برادر کوچکتر براي سخن گفتن، افکارعمومي احساس مي‌کنند هرگز حقيقت را نخواهند فهميد.

width=

الکس جانز (Alex Jones) خبرنگار، بازيگر، مستندساز، نويسنده و تئوريسين آمريکايي، تنها اندکي پس از انفجارهاي بوستون، به شبکه توييتر گفت: «دل‌هاي ما براي قربانيان اين حادثه مي‌تپد اما کلّ ماجرا بوي مشکوک تعفن مي‌دهد.»

تهیه گزارش:فاطمه طاهری

عکس‌هایی که اف‌بی‌آی در بوستون ندید


دیدبان: به گزارش گروه رصد دیدبان به نقل از مهر، در جریان تعقیب و گریز ماموران امنیتی آمریکا تیمور لنگ سارنایف،مظنون اول که جوانی ۲۶ ساله کشته شد و پس از یک جستجوی خانه به خانه طی ۲۴ ساعت برادر ۱۹ ساله او جوهر در حالی که به شدت زخمی بود بازداشت شد. اکنون مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که این دو برادر با اصالت چچنی قصد انجام حملات بیشتری را داشته‌اند و تیمی ویژه از نیروهای امنیتی این کشور منتظر بازجویی از جوهر هستند.

یک گروه از فعالان اینترنتی اما در روزهای گذشته تلاش گسترده‌ای برای جلب توجه به دو مظنون  دیگر در صحنه این بمبگذاری هستند که به گفته آنها از نیروهای ویژه آمریکا بوده‌اند و به همین خاطر مقام‌های اف‌بی‌آی در تلاش برای سرپوش گذاشتن روی ماجرا هستند. 
این فعالان اینترنتی که فعالیت‌های آنها به نام هکتیویسم شناخته می‌شود در آخرین اقدام خود برای جلب توجه مردم در این رابطه حساب‌های کاربری  شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس را در توئیتر هک و عکس‌های این دو مظنون را منتشر کرده‌اند. مسوولان  سی‌بی‌اس‌  تایید کرده‌اند که اکانت برنامه هایی مانند 60 minutes،  48 Hours، CBSDenver و همچنین اکانت رسمی این شبکه بدست هکرها افتاده است.
 
 
 
هکتیویسم به صورت خلاصه به استفاده از رایانه و شبکه‌های رایانه‌ای برای اعتراض و مقاصد سیاسی گفته می‌شود. این فعالان اینترنتی که برخی به آنها نام کارآگاهان مجازی را هم داده‌اند با اشاره به علامت روی کلاه دو مظنونی که در این تصاویر پیدا کرده‌اند آنها را از نیروهای ويژه آمریکا می‌دانند.
بر روی کلاه یکی از این افراد لوگویی مانند جمجمه دیده می‌شود که توسط گروهی از نیروهای ویژه (Seal Team 3) و در دوره‌ای حتی توسط شرکت جنجالی بلک‌واتر استفاده می‌شده است.
 
 
هکتیویست‌ها با منتشر کردن عکس‌های این دو نفر که کوله‌پشتی مشابه به کار رفته در بمبگذاری را دارند دولت آمریکا را متهم کرده‌اند که در جریان بمبگذاری دست داشته است. به همین خاطر هکرها پس از به دست‌آوردن کنترل حساب‌های شبکه سی‌بی‌اس پیام‌هایی با عنوان  امریکا و القاعده دست شان در یک کاسه است  و فراخوان برای بازداشت اوباما تحت قانون ضد تروریسم منتشر کرده‌اند.در تصاویر قبل از بمبگذاری این دو مرد کوله‌پشتی‌های مشکی دارند اما در تصاویر پس از بمبگذاری یکی از آنها بدون کیف خود در حال دویدن است.
 
 
همچنین تصویری از مردی که در هنگام انفجار روی پشت‌بام ساختمان مجاور محل بمبگذاری مشغول گشت زدن در آرامش است منتشر شده که مورد توجه روزنامه‌هایی مانند دیلی میل قرار گرفته است.  مقام‌های آمریکا نسبت به این تصاویر هنوز واکنشی نداشته‌اند اما با این ماجراها نظر می‌رسد حرف و حدیث‌ها درباره بمبگذاری بوستون تا مدتها ادامه خواهد داشت. 
 
 
 
 

شیخ الازهر شمشیر خود را از رو بست

شیخ الازهر شمشیر خود را از رو بست

احمد الطيب
احمد الطيب
شيخ الازهر که مانند برخی گروه ها و جریانهای مصری با سکوت درباره سفر اشغالگران صهیونیست به مصر تحت عنوان گردشگر و وجود سفارت صهیونیستها در قاهره، نظر موافق خود را با این رژیم به صورت غیرمستقیم اعلام کرده، در آستانه سفر به عربستان سعودی، ایران را به دخالت در کشورهای عربی و گسترش تشیع متهم کرد!!.

به گزارش روز شنبه پایگاه خبری شبکه العالم، "احمد الطیب" در ديدار"علي فضل الله" رئيس موسسه خيريه المبرات بيروت و هیأت همراهش، با تکرار مواضع یک بام و دو هوای خود ضد جمهوری اسلامی ایران ، گفت که با "گسترش تشیع" و "دخالت ايران" در امور داخلي كشورهاي عرب حوزه خليج فارس مخالف است.
روزنامه سعودی "الریاض" تأکید کرد که دیدار احمد الطيب و "علي فضل الله" به طرح اشكالاتي منحصر شد كه روند تفاهم بين اهل سنت و شیعیان را با مانع روبرو مي كند.
احمد الطيب همچنین مدعی شد: الازهر دژ محكمي براي اهل سنت است كه اصول ثابت امت در برابر تحريف و تغيير محافظت مي كند و از دعوت مسلمانان در سراسر جهان اسلام به پیروی از اعتقادات صحيح در گفتار و كردار و برگرفته شده از اهل سنت در طول عصرها و نسل ها خسته نمي شود.
شیخ الازهر درحالیکه وی و همقطارانش تا کنون بارها اظهارات کینه توزانه‌ای را ضد ایران مطرح کرده‌اند، در این دیدار خاطرنشان کرد: ما به گسترش فرهنگ تسامح و مبارزه با فرهنگ كينه توزی و اهانت به خواست اين امت نياز مبرم داريم.
وي تصريح كرد: موضوعي كه بايد روي آن تمركز كرد همان نفوذ شيعه در كشور اهل سنت است مثلا مصر همواره جايگاه اهل سنت و جماعت بوده است و الازهر قاطعانه اين نفوذ شيعه را رد مي كند و دوست نداريم كه جوانان مصر و مردم آن شيعه شوند.
این اظهارات شیخ الازهر درحالی مطرح می‌شود که دانشگاه الازهر هفته گذشته در همایشی در قاهره، طرح‌هایی مداخله جویانه و خصمانه را ضد جمهوری اسلامی ایران بررسی کرده است.

مادر متهمان انفجار بوستون: اف بی ای در حال صحنه سازی است


مادر متهمان انفجار بوستون: اف بی ای در حال صحنه سازی است


شفقنا - تی آر تی - پلیس امریکا که از این انفجارها دو برادر چچن را مسئول میداند " تامرلان " بردار بزرگ را مرده و " چهار" برادر کوچک را در حالیکه زخمی است بچنگ آورده است.

پلیس فدرال امریکا "چهار" را در حالیکه خود را زیر برزنت یک قایق پنهان کرده بود، دستگیر کرد و وی را به ضرب گلوله شدیدا مجروح نمود.

گفته میشود متهم بمب گذاری بوستون که بازجوئی از او تا بهبودی کاملش به تعویق افتاده است، به علت صدماتی که به گلویش وارد امده قادر به تکلم نیست و بازجوئی از او پس از بهبود شرایط جسمانی اش انجام خواهد گرفت.

در این میان "زوبیده سارنایف"، مادر متهمین بمب گذاری بوستون، اظهار داشت:"پسرانم قدم به قدم توسط مامورین اف بی آی، تعقیب میشدند. من نمیدانم که چگونه توانسته اند بی خبر از اف بی آی، به چنین اقدامی دست بزنند."

وی به ارتباط نزدیک پسرانش با " اف بی آی " اشاره کرد و حادثه را صحنه سازی " اف بی آی" دانست.

پدر مظنونان بمب‌گذاری در بوستون: اف‌بی‌آی فرزندانم را تحت نظر داشت


پدر مظنونان بمب‌گذاری در بوستون: اف‌بی‌آی فرزندانم را تحت نظر داشت
انزور سارنایف، پدر دو مظنونِ حادثه بوستون
دوشنبه 2 اردی بهشت 1392 | 16:26

پدر دو مظنون بمب‌گذاري در مسابقه دوي ماراتن بوستون ضمن تاکيد بر اينکه پسرانش بي‌گناه بوده‌اند، مي‌گويد که آنان مدت‌ها تحت نظارت پليس فدرال امريکا قرار داشته‌اند.


انزور سارنايف، پدر دو مظنونِ حادثه بوستون روز دوشنبه (۲ ارديبهشت، ۲۲ آوريل) در مصاحبه تلفني با روزنامه « کومسو مولساکايا پراودا» گفت اين انفجار از سوي پليس فدرال امريکا (اف بي آي) رهبري شده است که «دائما تامرلنِ مرا زير نظر داشتند.»

تامرلن سارنايف، مظنون ۲۶ ساله اين بمب‌گذاري‌ها در تاريخ ۱۹ آوريل در بيمارستاني واقع در بوستون به دليل شدت جراحات وارده در پي يک تعقيب و گريز و تبادل آتش با پليس جان باخت. جوهر، برادر ۱۹ ساله وي نيز در جريان يک عمليات دستگيري در شهر وسترتاون دستگير شد.

انزور گفت که در نظر دارد پرونده پسرانش را در داخل امريکا دنبال کند. وي گفت: «ما تنها از آن چيزي خبر داريم که در تلوزيون نشان داده مي‌شود، قصد داريم اگر خدا بخواهد به امريکا برويم و او را ببينيم»

وي افزود که پسر بزرگترش پس از اين حادثه به وي گفته است که کسي با او تماس گرفته و از مظنون بودنش خبر داده است.

پدر اين دو مظنون گفت: «آنها فقط مي‌‎خواستند بر ضد جوهر و تامرلن که گويا در زمان نامناسب و در جاي نامناسب قرار داشتند، پاپوش درست کنند.»

انزور اظهار کرد: «تامرلن در حال رساندن جوهر به دانشکده بود که به آنها شليک کردند. اين يک توطئه است، يک دستور سياسي، يک نمايش هاليوودي.»

وي همچنين ادعاها مبني بر اين تامرلن ديدگاه‌هايي افراطي داشته است را رد کرد.

وي گفت: «تامرلن پس از ازدواجش مذهبي شد. وي هر جمعه به مسجد مي‌رفت. روزي پنج نوبت نماز مي‌خواند. وي مسلماني حقيقي بود و نمي‌تواند کاري را که به آن متهم شده است انجام داده باشد.»

انزور سارنايف در ادامه گفت که جوهر، پسر کوچکترش يکي از دانشجويان ممتاز کمبريج بود. «وي به عنوان نجات غريق در يک استخر کار مي‌کرد، نقشه‌هاي بزرگي در سر داشت، اينکه پزشک شود، کسب و کار به راه بياندازد، به اينجا بيايد.»

اين دو برادر از مظنونان اصلي انفجارهاي بوستون در ۱۵ آوريل هستند. اين انفجارها سه کشته و بيش از ۱۷۰ زخمي بر جاي گذاشت.

اين ۲ برادر به قتل يک مامور پليس در محوطه موسسه فناوري ماساچوست در تاريخ ۱۸ آوريل نيز متهم شده‌اند.

زوبيدات تزارنايف، مادر اين دو مظنون در يک مصاحبه تلفني با شبکه انگليسي زبان راشا تودي گفت که پسر بزرگترش نزديک به ۵ سال تحت کنترل اف‌بي‌آي بوده است.

وي گفت: « وي (تامرلن) حدود ۳ تا ۵ سال تحت کنترل اف‌بي‌آي بود.»

پليس فدرال امريکا همچنين تاييد کرد که افسران آن در سال ۲۰۱۱ به درخواست يک دولت خارجي با تامرلن مصاحبه‌کرده‌اند. اف‌بي‌اي نام اين دولت خارجي را فاش نکرد. پليس فدرال امريکا همچنين افزود، مقامات آن در جريان مصاحبه به «هيچ گونه فعاليت تروريستي داخلي يا خارجي پي نبردند.»

انگیزه عوامل انفجارهای اخیر بوستون همچنان در هاله‌ای از ابهام است


انگیزه عوامل انفجارهای اخیر بوستون همچنان در هاله‌ای از ابهام است
یکشنبه 1 اردی بهشت 1392 | 13:41

نیروهای اطلاعاتی و پلیس امریکا همچنان برای یافتن انگیزه عاملان انفجارهای مرگبار اخیر در شهر بوستون تلاش می‌کنند.


مظنون‌های بمب‌گذاری «دوی مارتون» بوستون دو برادر چچنی تبار به نام تیمور و جوهر سارنایوف هستند که تیمور، برادر بزرگتر، روز جمعه (۱۹ آوریل) در درگیری مسلحانه با نیروی پلیس کشته شد؛ جوهر تزارنایف، ۱۹ ساله، از این درگیری فرار کرد، اما همان روز در عملیات نیروی پلیس شهر نيوتاون زخمی و سپس بازداشت شد.

این درحالی است که مظنون بازمانده از این پرونده به علت جراحات شدید در بیمارستان به سر می‌برد و قادر به سخن گفتن نیست.

ماموران امریکایی روز شنبه (۲۰ آوریل، ۳۱ فروردین) اعلام کردند، منتظرند از جوهر سارنایوف مظنون ۱۹ ساله چچنی درباره انگیزه وی و برادر بزرگترش در بمب‌گذاری‌های هم‌زمان نزدیک خط پایان دوی ماراتون سؤال کنند.

پانزده آوريل ۲۰۱۳ ميلادي، انفجار هم‌زمان دو بمب، شهر بوستون در شمال شرق امريکا را لرزاند.

اين انفجارهاي تروريستي که نزديک خط پايان مسابقه دوي ماراتن بوستون روي داد، سه کشته و حدود صد و هشتاد زخمی برجا گذاشت؛ پنجاه و هشت زخمی این انفجارها همچنان در بیمارستان بستری هستند و حال سه نفر از آنان وخیم است.

دیوال پاتریک Deval Patrick، فرماندار ایالت ماساچوست امریکا ابراز امیدواری کرده است، مظنون ۱۹ ساله این بمب‌گذاری‌ها که از ناحیه گردن و سر به شدت زخمی شده است، زنده بماند.

فرماندار ایالت ماساچوست می‌گوید: «وضعیت جسمانی جوهر سارنایف همچنان وخیم اما پایدار است. من فکر می‌کنم که وی هنوز قادر به صحبت کردن نیست، امیدوارم این جوان زنده بماند و به ده‌ها سؤالی که از روز دوشنبه در ذهن همه ما به وجود آمده است پاسخ دهد.»

به گفته پاتریک، دولت و دیگر سازمان‌های مربوطه امیدوارند وی زنده بماند و بتواند در جریان تحقیقات به ماموران کمک کند.

باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا نیز اذعان کرده است، «سؤال‌های بی‌پاسخ بسیاری» همچنان در ارتباط با این پرونده باقی مانده‌است.

اوباما بعد از دستگیری جوهر در اظهارات خود پرسید: «در میان آنان، چرا جوانانی که در اینجا به عنوان بخشی از جامعه و کشور ما بزرگ شده و تحصیل کرده‌اند، به این گونه خشونت‌ها متوسل شده‌اند؟ آنان چگونه این حملات را برنامه‌ریزی و اجرا کرده‌اند؟ و آیا آنان کمک دریافت کرده‌اند؟»

رئیس جمهور امریکا همچنین تاکید کرد، مقامات این کشور درباره هرگونه ارتباط این دو مظنون که اعضای خانواده آنان چچنی هستند، تحقیق خواهند کرد.

این درحالی است که ماموران اف بی آی روز جمعه اذعان کردند، اوایل سال ۲۰۱۱ میلادی، «جوهر»، برادر بزرگ‌تر را فراخوانده و از وي در زمینه تمايلات افراط گرايانه و هرگونه ارتباط احتمالی تروریستی، پرس‌وجو کرده‌اند اما مورد مشکوکي مبنی بر هرگونه فعالیت تروریستی خارجی و یا داخلی نیافتند.
پلیس امریکا مظنون دوم انفجارهای بوستون را زنده دستگیر کرد
نیروهای پلیس ورودی خیابان فرنکلین در واترتاون در ایالت ماساچوست را برای تعقیب و گریز به منظور دستگیری مظنونان بمب‌گذاری‌های بوستون مسدود کردند، 19 آوریل 2013
31 فروردین 1392 | 10:48

به گزارش پرس تي‌وي در پي تعطيلي يک روزه شهر بوستون براي تعقيب و گريز سراسري به منظور دستگيري دومين مظنون بمب‌گذاري‌ها در اين شهر، پليس امريکا از دستگيري وي خبر داده است.


اين مظنون ۱۹ ساله که جوهر سارنائف نام دارد روز جمعه (۳۰ فروردين) در قايقي در حياط يکي از خانه‌ها در شهر «واترتاون» دستگير کرد.

به گفته اد ديويس، رئيس پليس بوستون يکي از همسايه‌ها، سارنائف را که مجروح شده بود در يک قايق پيدا کرد و به پليس اطلاع داد و سپس نيروهاي پليس با محاصره محل و درگيري که حدود ۲ ساعت به طول انجاميد توانستند وي را دستگير کنند.

ديويس افزود :«ما در يک ساعت بعدي به تبادل آتش با اين مظنون که داخل يک قايق بود پرداختيم و نهايتا گروه نجات گروگان‌ها از اف بي آي با ورود به قايق، فرد مظنون را که هنوز زنده بود دستگير کرد.»

گفته مي‌شود اين فرد ۱۹ ساله که براي مداوا به بيمارستان منتقل شد به علت شدت جراحات حاصل از تيراندازي‌هاي اوليه بين وي و نيروهاي پليس امريکا در وضعيتي وخيم به سر مي‌برد.

ديويس تاکيد کرد :«ما حدس مي‌زنيم که اين جراحات حاصل درگيري‌هاي عصر روز گذشته باشد. البته وقتي وي در قايق بود نيز تبادل آتش صورت گرفت ولي من نمي‌دانم که آيا گلوله‌اي به سارنائف اصابت کرد يا نه.»

مظنون ديگر اين حادثه که بر اثر شدت جراحت‌هاي ناشي از گلوله‌هاي نيروهاي پليس در بيمارستان جان باخت، برادر بزرگ‌تر وي به نام تامرلن بود که ۲۶ سال سن داشت. اين دو مظنون در هنگام درگيري با نيروهاي پليس که در ساعات ابتدايي روز جمعه در واترتاون در حومه بوستون روي داد به مواد منفجره و اسلحه مسلح بودند.

به گفته مقامات امريکايي اين مظنونان به هنگام فرار از ميان گروهي از نيروهاي پليس که در حال شليک و تيراندازي به سوي آنان بودند از يک خودروي مسروقه به سوي پليس مواد منفجره پرتاب کردند.

در اثر انفجار ۲ بمب در نزديک خط پايان مسابقات دوي ماراتون در بوستون که ۱۵ آوريل به وقوع پيوست ۳ نفر کشته و بيش از ۱۷۰ نفر ديگر نيز زخمي شدند.

اين دو برادر به قتل يک مامور پليس در محوطه «موسسه فني ماساچوست» (ام‌آي‌تي) در شامگاه روز پنج‌شنبه (۲۹ فروردين) نيز متهم هستند.
از دانشجوهای سر به راه تا تیراندازی و انفجار در آمریکا
این فرشته‌ها چطور قاتل ‌شدند؟+عکس
مقام‌های پلیس می‌گویند پیش از این تیراندازی تنها باری که جیمز هولمز در عمرش عملی غیرقانونی انجام داده مربوط به دریافت یک برگ جریمه رانندگی به خاطر سرعت غیر مجاز بوده است. جوهر و تیمور لنگ عم هیچ سابقه تخلفی در پرونده خود با وجود بیشتر از ۱۰ سال زندگی در آمریکا نداشته‌اند.
راه دانشجو: دو برادر ۱۹ ساله و ۲۴ ساله که از سوی مقام‌های امنیتی آمریکا به عنوان مظنونان بمبگذاری بوستون معرفی شده‌اند هیچ سابقه تخلفی ندارند و دوستان و خانواده‌شان آنها را به عنوان جوان‌هایی آرام و باهوش معرفی کرده‌اند. جوهرسارنایف که پس از ساعتها تعقیب بازداشت شد دانشجوی پزشکی است.

به گزارش مهر، مقام‌های پلیس آمریکا پس از ساعتها آماده‌باش و آوردن خودروهای زرهی به خیابان‌های شهر واترتاون ایالت ماساچوست اعلام کردند که سرانجام توانسته‌اند جوهر سارنایف،مظنون دوم بمبگذاری بوستون را دستگیر کنند. تیمور لنگ برادر بزرگ جوهر هم که از سوی پلیس آمریکا مظنون اول این بمبگذاری معرفی شده طی تیراندازی کشته شده بود. نکته مهم درباره این دو برادر که باعث تعجب همه رسانه‌ها شده است معرفی شدن آنها از سوی همه کسانی که آنها را می‌شناختند به عنوان جوان‌هایی باهوش،درسخوان و بسیاری عادی است.

توصیف این دو برادر ۱۹ و ۲۶ ساله به عنوان جوان‌هایی بسیار آرام نه تنها از سوی خانواده آنها صورت گرفته بلکه دوستان و افرادی که آنها را می‌شناختند هم عقیده مشابهی درباره آنها دارند. انزور سارنایف، پدر دو مظنون که در روسیه زندگی می‌کند اعلام کرده پسرهایش نمی‌توانسته‌اند دست به کشتار بزنند. او پسرش تیمورلنگ را «یک فرشته واقعی» توصیف کرده و گفته است که پسر دیگرش جوهر هم دانشجوی سال دوم پزشکی بوده که در عمرش حتی اسلحه‌ای را از نزدیک ندیده بوده است.
در حالی که مقام‌های پلیس و رسانه‌های آمریکا می‌خواهند این دو برادر را به خاطر اصالت‌شان به گروه‌های افراطی چچن ارتباط دهند پدر آنها بچه‌هایش را بی‌گناه می‌داند و آنها را قربانی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا می‌خواند. انزور سارنایف در گفت و گو با رسانه‌ها گفته است: این بمبگذاری یک حمله تروریستی بوده که به صورت دقیق از سوی سرویس‌های مخفی آمریکا برنامه‌ریزی شده است. فرزند من به مسجد می‌رفته است؛ آنها به همین خاطر پسرهایم را متهم و به آنها شلیک کردند.
جوهر سارنایف،۱۹ ساله دانشجوی سال دوم پرشکی بود که به گفته پدرش قصد داشته جراح مغز شود. او در سال ۲۰۱۱ توانسته بود به خاطر وضعیت خوب درسی‌‌اش بورسیه تحصیلی دریافت کند. تیمورلنگ،برادر بزرگ او هم یک بوکسور آماتور بود که قصد داشت با ادامه تمرین‌هایش وارد تیم ملی بوکس آمریکا شود. او به دوستانش گفته بود که با وجود اصالت چچنی خود ترجیح می‌دهد به عنوان ورزشکار تیم ملی آمریکا به میدان برود. دوستان و هم‌کلاسی‌های این دو برادر هم آنها را آدم‌هایی خونگرم و شوخ طبع معرفی کرده‌اند که هیچ مشکلی با اطرافیان خود نداشته‌اند.
اگر اتهام مقام‌های آمریکا درباره این بمبگذاری درست باشد، برای اولین بار نیست که دانشجوهای باهوش و درسخوان در این کشور ناگهان دست به چنین اقدامی می‌زنند.مردم آمریکا هنوز تیراندازی در سینمای شهر آئورا را که کشته و مجروح شدن بیش از ۷۰ نفر را به دنبال داشت را فراموش نکرده‌اند. جیمز هولمز که حالا به عنوان عامل کشتار تماشاگران فیلم جدید بتمن (شوالیه سیاه برمی‌خیزد) مورد تنفر آمریکایی‌هاست تا همین چند وقت پیش دانشجوی مقطع دکترای عصب‌شناسی دانشگاه کلورادو دنور بود و کسی نمی‌داند چه چیزی باعث شده تا او با جلیقه ضد گلوله به سالن سینِما بیاید و پس از پرتاب گاز اشک‌آور بی‌هدف تماشاگران را با مسلسل و سلاح کمری به گلوله ببندد.
مقام‌های پلیس می‌گویند پیش از این تیراندازی تنها باری که جیمز هولمز در عمرش عملی غیرقانونی انجام داده مربوط به دریافت یک برگ جریمه رانندگی به خاطر سرعت غیر مجاز بوده است. جوهر و تیمور لنگ عم هیچ سابقه تخلفی در پرونده خود با وجود بیشتر از ۱۰ سال زندگی در آمریکا نداشته‌اند.
بعد از بازداشت جیمز هولمز هم بار دیگر جوانی 20ساله با در اختیار داشتن دو قبضه اسلحه به دبستان ساندی هوک در شهر نیوتاون در ایالت کانتیکت حمله کرد و در اقدامی جنون آمیز، دانش‌آموزان را به گلوله بست. مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که جوهر و تیمورلنگ،دو برادری که هیچکس سابقه تخلف از آنها ندارد عامل انفجارهای برنامه‌ریزی شده با بمب‌های دست‌ساز بوده‌اند؛ بمب‌هایی که به گفته مقام‌های آمریکایی با استفاده از میخ و ساچمه‌های بلبرینگ طوری ساخته شده بودند تا تعداد مجروحان را تا حد امکان بیشتر شود

«سوء استفاده رسانه‌های امریکا از انفجارهای بوستون»


«سوء استفاده رسانه‌های امریکا از انفجارهای بوستون»
جک شاهين، مولف کتاب « عرب‌ها، قومي شرور و بد»
یکشنبه 1 اردی بهشت 1392 | 12:40

به گزارش پرس تي وي، مشاور سابق شبکه خبري سي بي اس در امور خاورميانه، گفته است، رسانه‌هاي امريکايي از بمب گذاري‌هاي بوستون براي پيشبرد اهداف اسلام هراسانه خود استفاده مي‌کنند.


جک شاهين، مولف کتاب « عرب‌ها، قومي شرور و بد» در گفت و گو با بخش امريکاي پرس تي وي ، اقدام برخي از عوامل « غيرمسئول» در رسانه‌هاي امريکايي را در نشان دادن غرض ورزي خود در قبال مسلمانان به هنگام پوشش انفجارهاي بوستون به باد انتقاد گرفت

جک شاهين، افزود، « مشکلي که همواره وجود داشته و دارد اين است که روزنامه نگاران غير مسئول و ناشراني چون نيويورک پست و گروه‌هاي ويژه ذي نفع از چنين رويدادهاي تراژيک براي بدنام کردن تمامي مسايل مرتبط با اسلام سو استفاده مي کنند .»

وي افزود،« در نتيجه ، مردم بي‌گناه متحمل مشکلاتي شده و در برخي از موارد کشته مي شوند، حملات خرابکارانه عليه مساجد انجام و آزار و اذيت هايي صورت مي گيرد و مردم صدمه مي بينند.»

اظهارات اين تحليلگر سياسي پس از آن بيان شد که نيويورک پست به دروغ گزارش داد، مظنون بمب گذاري‌هاي بوستون يک تبعه عربستاني است.

اين روزنامه همچنين روز جمعه از حمله به مردي بنگلادشي ساکن برونکس که برخي از گروه‌هاي ياغي وي را اشتباه يک تبعه عرب دانسته بودند، خبر داد.

در اثر انفجار ۲ بمب در نزديک خط پايان مسابقات دوي ماراتون در بوستون که ۱۵ آوريل به وقوع پيوست ۳ نفر کشته و بيش از ۱۷۰ نفر ديگر نيز زخمي شدند.

پليس روز جمعه دومين مظنون انفجارهاي بوستون را بازداشت کرد. اين مظنون ۱۹ ساله که جوهر سارنائف نام دارد روز جمعه (۳۰ فروردين) در قايقي در حياط يکي از خانه‌ها در شهر «واترتاون» دستگير کرد.

مظنون ديگر اين حادثه که بر اثر شدت جراحت‌هاي ناشي از گلوله‌هاي نيروهاي پليس در بيمارستان جان باخت، برادر بزرگ‌تر وي به نام تامرلن بود. اين دو مظنون در هنگام درگيري با نيروهاي پليس که در ساعات ابتدايي روز جمعه در واترتاون در حومه بوستون روي داد به مواد منفجره و اسلحه مسلح بودند.

اسلام هراسي به طور سيستماتيک در امريکا در حال ترويج و از حمايت مالي برخوردار است. نتايج تحقيقات مرکز پيشرفت امريکا تحت عنوان " هراس، ريشه‌هاي شبکه اسلام هراسي در امريکا" از تلاش جمعي گروه‌هاي صهيونيستي در ترويج اسلام هراسي پرده برداشته است.

اين تحقيقات نشان مي‌دهد که گروه‌هاي صهيونيستي که از حمايت مالي دولت امريکا برخوردارهستند، به طرق مختلف از جمله کتاب‌ها، گزارش‌ها، وب‌سايت ها ، وبلاگ‌ها و اظهارات حساب شده، براي ايجاد نفرت و ترس از اسلام تلاش مي‌کنند.

تحلیل‌گر سیاسی: امریکا عامل افزایش تولید تریاک در افغانستان است


تحلیل‌گر سیاسی: امریکا عامل افزایش تولید تریاک در افغانستان است
تصویر آرشیوی از یک مرد افغان در مزرعه خشخاش واقع در ولایت ننگرهار
سه شنبه 27 فروردین 1392 | 18:25

يک تحليل‌گر امريکايي به پرس تي‌وي گفت، واشنگتن و بانک‌هاي عمده در نيويورک مسئول افزايش توليد ترياک در افغانستان هستند.


استفن لندمن، نويسنده و مجري راديو روز سه شنبه (۲۷ فروردين، ۱۶ آوريل) در مصاحبه با پرس تي‌وي گفت: «واشنگتن (در قبال افزايش توليد ترياک در افغانستان) مسئول است؛ بانک‌هاي بزرگ در نيويورک و وال استريت مسئول هستند. دولت امريکا با آنها توطئه مي‌کند و بانک‌ها وجوه به دست آمده از تجارت ترياک را پولشويي مي‌کنند. اين امريکا بود که مزارع خشخاش را دوباره در افغانستان ايجاد کرد.»

سازمان ملل متحد روز دوشنبه با انتشار گزارشي اعلام کرد، کشت خشخاش براي سومين سال متوالي در کشور افغانستان افزايش پيدا کرده است.

در گزارش سازمان ملل همچنين آمده است، «پيش بيني مي‌شود مناطق جنوبي افغانستان در سال ۲۰۱۳ نيز همچنان به عنوان بزرگترين منطقه توليد کننده ترياک باقي بمانند. همچنين پيش بيني مي‌شود کشت خشخاش در هلمند و قندهار که دو ولايت عمده توليد ترياک هستند، افزايش پيدا کرده و همچنين هلمند مانند گذشته تبديل به ولايتي شود که بيشترين ميزان ترياک را در کشور افغانستان توليد مي‌کند.»

شايان ذکر است، نيروهاي تحت امر امريکا طي سال‌هاي گذشته عمدتا در بخش‌هاي جنوبي کشور افغانستان مستقر بوده‌اند.

لندمن در ادامه گفت: «سازمان اطلاعات مرکزي امريکا (سيا) نيز در اين مسئله نقش دارد. اين سازمان از پول بدست آمده از تجارت مواد مخدر براي تامين سرمايه عمليات خود استفاده مي‌کند. اين بخش پنهان و گزارش نشده تجارت هروئين و مواد مخدر است و طالبان هيچ نقشي در توليد افزايش ترياک دارد.»

اين تحليل‌گر سياسي خاطر نشان کرد: «بيشتر پول بدست آمده از تجارت مواد مخدر از کشور افغانستان خارج مي‌شود و به دست بانک‌هاي بزرگ مي‌رسد تا پولشويي کنند.»

لندمن در رابطه با نزديک شدن تاريخ خروج نيروهاي خارجي از افغانستان گفت: «امريکايي‌ها به افغانستان آمدند تا در اين کشور بمانند. تا زماني که کشت خشخاش ادامه داشته باشد و امريکايي‌ها کنترل افغانستان را در دست داشته باشند، آنها در اين کشور باقي خواهند ماند. و اين مردم عادي افغانستان و ديگر مردم جهان هستند که بيش از همه از اين فرايند آسيب خواهند ديد.»

گفتني است ۷۵ درصد هروئين جهان در سال گذشته ميلادي در کشور افغانستان توليد شد. پيش بيني مي‌شود، اين رقم در سال جاري ميلادي به دليل افزايش کشت خشخاش به ۹۰ درصد برسد. هروئين يکي از مشتقات ترياک است.

همكاري آل سعود يهودي با صهيونيسم بين الملل براي مقابله با رشد اسلام در اروپا


«اعمال محدودیت جدید برای سفر مسلمانان اروپایی به خانه خدا»؛ حجت الاسلام سالار درگفت وگو با شفقنا: عربستان حق ممانعت از زیارت خانه خدا را ندارد


طبق گزارش اخیر مقامات عربستانی مسلمانان ساكن كشورهاي اروپايي از این پس در انجام حج با محدوديت مواجه خواهند شد. بنا به گزارش پایگاه خبری سازمان حج و زیارت، به موجب این قوانين جديد، مسلمانان کشورهای اروپایی اجازه خواهند داشت تنها هر پنج سال یک بار برای انجام فریضه حج به عربستان سفر کنند.

حجت الاسلام محمد سالار، معاون امور بین الملل مجمع جهانی اهل بیت(ع) در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، اقدام کشور عربستان در خصوص محدودیت مسلمانان اروپایی برای سفر به خانه خدا را خلاف قوانین شرعی و اسلامی عنوان کرد و گفت: خانه خدا و حرم پیامبر اکرم(ص) متعلق به همه مسلمانان است، لذا همه مسلمانان حق زیارت از این مکان های مقدس را دارند و ممانعت از این امر، خلاف قوانین شرعی و اسلامی است. در واقع این قانون وضع شده از سوی کشور عربستان، تضییع حق مسلم مسلمانان است.

او اظهار کرد: این اقدام عربستان باید از نظر قانونی و بین المللی پیگیری شود و مسلمانان حق اعتراض به چنین تصمیمی را دارند. آنها باید به مجامع بین المللی شکایت کنند و مانع از حرکت های این چنینی آل سعود شوند.

او در مورد هدف کشور عربستان از وضع چنین قانونی تصریح کرد: کشور عربستان جلوی هرگونه حرکت، فکر و اندیشه ای که با افکار آنان مغایرت داشته باشد را می گیرد و طبعاً گاهی هم تحت تاثیر بعضی از کشورها و قدرت های بزرگ و دشمنان اسلام قرار می گیرند و این عوامل سبب چنین تصمیم گیری هایی می شود.

سالار ادامه داد: خانه خدا متعلق به یک فرقه، طایفه یا کشور خاصی نیست بلکه خانه ای برای همه مسلمانان است بنابراین هیچ کشوری حق ممانعت از زیارت خانه خدا توسط مسلمانان را ندارد.

معاون امور بین الملل مجمع جهانی اهل بیت(ع) در پایان به محدودیت هایی که برای مسلمانان در هنگام زیارت بقیع صورت می گیرد اشاره کرد و گفت: در بقیع یکسری محدودیت هایی برای مسلمان ها و زائرین ایجاد می کنند. افرادی را آنجا گماشته اند که مانع از زیارت بزرگان و پیشوایان توسط مسلمانان شده و موجب آزار و اذیت آنها می شوند. این حرکت ها در قانون و شرع هیچ جای ندارد و باید جلوگیری شود.

گزارش‌ها حاكي از آن است، از سال 1980 ميلادي سالانه 20 تا 30 هزار مسلمان فرانسوي براي شركت در مراسم حج تمتع عازم مكه مي‌شوند. طي سال‌هاي جاري شمار شركت‌كنندگان در مراسم حج در ميان جوانان بسيار بالا رفته است؛ به‌طوري‌كه بسياري از آنها با امتناع از حضور در تعطيلات تابستاني فرانسه، روزهاي مرخصي خود را براي اين فريضه ديني ذخيره مي‌كنند.

در كشورهاي اروپايي، وظيفه سازمان‌دهي حاجيان بر عهده سازمان دولتي خاصي نيست و آماده سازي حاجيان و حمل و نقل آنان در قالب كاروان‌هايي صورت مي‌گيرد كه به دست شركت‌هاي مسافرتي برنامه‌ريزي مي‌شوند. در عربستان سازماني ويژه با نام مؤسسه مطوفين تركيه، اروپا ، امريكا و استراليا وظيفه سازمان‌دهي و اسكان حاجيان اروپا يي را بر عهده دارد و فعاليت شركت‌هاي مسافرتي را سامان مي‌دهد.

ارمیا عنصر ائتلاف منافقین با شبکه من و تو +عكس+فيلم+سند رسوايي

متولد خمين اصفهان جايي كه مجافقين بسيار دارد هنوز هم در نجف آباد و شهرستان هاي اطراف اصفهان مجافقين بسياري فعاليت دارند.

ارمیا عنصر ائتلاف منافقین با شبکه من و تو۱

شبکه من و تو۱ در سری برنامه آکادمی موسیقی گوگوش سعی در ایجاد الگویی دقیقا همانند الگو های رفتاری سازمان منافقین را دارد. سازمانی که هیچگاه اخلاق و انسانی را رعایت نکرده است. البته در ابتدای راه این سازمان با دنبال کردن مبانی اسلامی خودرا به عنوان یک تشکیلات دین محور معرفی کرد و از این طریق با جذب جوانان متدین مبارزات خود را با رژیم شاهنشاهی آغاز کرد.

خواننده به ظاهر با حجاب آکادمی موسیقی کیست؟

یکی از افرادی که در بعنوان خواننده در برنامه ای تحت عنوان آکادمی موسیقی در شبکه من و تو حضور پیدار کرده از اعضای گروهک تروریستی منافقین است.

بنا بر این گزارش فردی به نام ارمیا که با حجاب!!! در این برنامه در حال خوانندگی است عضو گروهک منافقین  است و برای افرادی که ذره ای با این سازمان تروریستی آشنا هستند این حرف قطعی و حتمی است. به دلیل اینکه منافقین رفتار شناسی خاص خود را دارند و افرادی که به دنبال مدرک هستند، افرادی هستند که تابه حال هیچ گونه مطالعه ای در رابطه با جنایات این سازمان مخوف نداشته اند! سازمان مخوفی که برپایه دروغ بنا شده است!
حال حاضر شاهد هستیم که یکی از اعضای منافقین در یک شبکه طرفدار سلطنت حاضر شده و به نوعی ائتلاف پنهان را شکل داده است.

 

 

ارمیا

عکس گذرنامه اورینب مشایخی که در پرونده هویتی ایشون در سازمان منافقین خلق ثبت شده

 

نام اصلی این فرد اورینب مشایخی است که دراین شبکه با ظاهری با حجاب بنابر دستور سازمانی این گروهک مشغول آوازه خوانی است .گفتنی است این برنامه توسط خواننده بدنام و بدکاره زمان طاغوت (فائقه آتشین معروف به گوگوش) مدیریت می شود و ظاهرا نامبرده با همکاری گروهک تروریستی منافقین قصد دارد امسال تمام قد در خدمت این گروهک تروریستی باشد.

شبکه من و تو۱ در سری برنامه آکادمی موسیقی گوگوش سعی در ایجاد الگویی دقیقا همانند الگو های رفتاری سازمان منافقین را دارد. سازمانی که هیچگاه اخلاق و انسانی را رعایت نکرده است. البته در ابتدای راه این سازمان با دنبال کردن مبانی اسلامی خودرا به عنوان یک تشکیلات دین محور معرفی کرد و از این طریق با جذب جوانان متدین مبارزات خود را با رژیم شاهنشاهی آغاز کرد. پس از پیروزی انقلاب و براندازی رژیم شاه سران جمهوری اسلامی با بی اخلاقی ها و خودسری های این سازمان برخورد کرد و درنتیجه این سازمان به یکی از دشمنان اصلی جمهوری اسلام ایران تبدیل شد. در زمان شروع جنگ ایران و عراق نیز این سازمان از هیچ گونه دشمنی با مردم ایران دریغ نکرد تا جایی که ۱۲۰۰۰ نفر از مردم عادی را به قتل رساندند تا رژیم ایران را قانع کنند تا با آنان تعامل نمایند.

از آنجا که سالهاست از سرنوشت رهبر اصلی این گروه خبری در دست نیست، مریم رجوی رهبری سازمان را در دست دارد و جنایت های خود را با هماهنگی سازمان های جاسوسی اسرائیلی و غربی پی گیری می کند. اما جدای از بخش تروریستی، این سازمان دست به انجام فعالیت های در زمینه فرهنگی و اجتماعی زده است تا به خیال خود در صورتی که حکومت فعلی ایران تغییر کرد خود را درون حلقه نظام حاکمیتی نماید و آرزوی خود یعنی بدست گرفتن قدرت را محقق نماید. از جمله این اقدامات فرهنگی ایجاد شبکه ماهواره ای منافقین، حضور در رسانه های اجتماعی اینترنتی مانند فیس بوک، بالاترین و پالتاک، ایجاد سایت های خبری، و ایجاد دفاتر و نهاد های به ظاهر بشردوستانه و حقوق بشری در کشورهای اطراف ایران به منظور ارتباط گیری با ایرانیان مهاجر و خارج نشین است که تا به حال نتوانسته است لکه ننگ ابدی خیانت را از دامن این سازمان تروریستی حتی کمرنگ کند!

جدیدترین توطئه این سازمان مخوف برای سفید کردن خود را می توانید در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش مشاهده کنید. متذکر می شوdم به هیچ عنوان این چهره در صدد نام بردن از این سازمان نیست و فقط در پی ایجاد یک تصویر مثبت از بانوانی با این ظاهر (مریم رجوی) دارد. بانگاهی کوتاه به ظاهر ارمیا و شباهت او به مریم رجوی می توانیم به این موضوع پی ببریم. تاکید می کنdم هدف فقط و فقط  کاشتن یک ذهنیت خوب از این چهره در ذهن بینندگان است.



نام: اورینب

نام خانوادگی: مشایخی

متولد: اردیبهشت ۱۳۶۰

نام پدر: ح.مشایخی

نام مادر: ف.شهبازی

خواهر ایشون: ع.مشایخی

متولد: ۱۳۶۵

همسر اول: سید ع.ش (ساکن اصفهان)

نام فرزند از همسر اول در ایران: علی

طلاق در سال :۸۵

مهاجرت به ترکیه در سال ۸۶

ازدواج دوم: در سال ۸۷

نام همسر دوم: میشائیل هانس

نام فرزندان ازهمسر دوم در آلمان:  ارلاوپانا – الیزابت

مادر و پدر ایشان از هم جدا شدند و پدر ایشون هم مجددا ازدواج کردند که مادر ارمیا همسر اول ایشون هستش.

مادر ساکن: ایران-تهران-منطقه نیروی هوائی

محله فعلی خیابان سازمان برنامه

پدر ساکن: ایران-تهران-شهرک غرب

همسر ارمیا با نام میشائیل هانس از مسیحیان جذب شده توسط این سازمان است که همکاری با این سازمان را پذیرفته است.

اورینب مشایخی یا ارمیا در آلمان توسط ۳ خانواده طرفدارن منافقین حمایت مالی می شود پس از معرفی وی به شبکه من و تو۱ مقدمات حضور وی برای شرکت در این شوی تلویزیونی انجام می شود. وی پس از گذراندن دوره های آواز و شناخت دستگاه های موسیقی وارد آکادمی موسیقی گوگوش شد. لازم به ذکر است این شخص به گونه ای انتخاب شده است که از هر نظر در فضای مجازی بدون سابقه قبلی است. شخصی که حتی یک ایمیل و  پروفایل در هیچ سایتی ندارد. این درحالی است که بقیه هنرجویان حاضر در آکادمی حضور فعالی در اینترنت دارند.

منبع: بولتن نیوز

آیا ارمیا آکادمی گوگوش عضو سازمان ضد ایرانی است؟




از وبلاگ ميس طلبه
فرجام!
سلام ارمیا


آیا ارمیا آکادمی گوگوش عضو سازمان ضد ایرانی است؟

بگذار بهتر بگویم سلام ارینب مشایخی .شاید مرا به خاطر نیاوری .ولی من تصویری واضح و روشن از تو توی ذهنم دارم.یادت می آید صبحگاه هایی را که توی نماز خانه قران می خواندی و همه غرق در سکوت گوش می کردند.روزهایی را که با نعیمه می رفتید مسابقات قران و تو همیشه رتبه میاوردی ؟الحق و الانصاف صدای خوبی داشتی .راستی خوابگاه هشتادو چهار یادت هست؟به یاد داری با همسرت قرار گذاشتی بودید راس ساعت نه به ماه نگاه کنید.دبیرستان که تمام شد تو رفتی دانشگاه ما امدیم حوزه .

تو فلسفه خواندی ما دروس دینی .

از این جا راهمان جدا شد و ولی تو همایش های فارغ التحصیلان معمولا بچه ها ازهم خبر می دادند.

مرادی تورا توی دانشگاه علامه دیده بود.

حالا تو از ایران رفته ای.و این چند روزه که من تو را شناخته ام زندگیم با بهت عمیقی رو به رو شده.باور نمی کنم ارینب دختر ارام و خوش صدای مدرسه حالا تبدیل شده به اولین خواننده محجبه اکادمی گوگوش.این روزها تا پشت سیستم می نشینم ناخود اگاه سرچ می کنم :اورینب مشایخی

این روزها به عکست خیره می شوم .همان چشم های سبز همان لب و دهان .همان صدا.کاش می فهمیدی تو را هم در مسلخ گلشیفته ها قربانی کردند.این روزها سربه سجده می گذارم انقدر می گویم اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا تا نفسم بند بیاید.



كجايي ميس طلبه كه دوستت عضو منافقين خلق شده


لازم به ذکر است این شخص به گونه ای انتخاب شده است که از هر نظر در فضای مجازی بدون سابقه قبلی است. شخصی که حتی یک ایمیل و پروفایل در هیچ سایتی ندارد. این درحالی است که بقیه هنرجویان حاضر در آکادمی ، حضور فعالی در اینترنت دارند.

این خبر چندی قبل در صفحه فیس بوکی به نام ( من از آکادمی موسیقی گوگوش متنفرم | I Hate Googoosh Music Academy ) که طی چند هفته اخیر امار بالایی را توانسته بود کسب کند برای اولین بار منتشر شد

این صفحه در قسمتی از متن خود مینویسد : « خانم ارمیا پس از یک دوره مشکلات شخصی که با همسر سابق خود داشتند از ایشان جدا شده و قصد مهاجرت از ایران رو میکنند . بهترین راه برای ایشون خروج ار طریق ترکیه و سپس وابستگی به گروهی سیاسی بوده . گروهکی به نام مجاهدین خلق . به احترام همسر سابق ایشون و فرزند مشترکشون که در ایران زندگی میکنند ، قصد ندارم بیش از این وارد مسائل خصوصی این افراد شوم .خانم ارمیا در طول این سالها هرگز از وفاداری به این گروه دریغ نکرده و همیشه یار با وفای خانواده رجوی بوده »

اما صحبت های جالب یکی از کاربران در فضای مجازی درباره کلیپی که چندی پیش از ارمیا و خواننده مرد دیگر این شو پخش شد جالب توجه است : « با اینکه من رفتارای این فرد رو زیر نظر داشتم و با مصاحبه هایی که سالومه سیدنیا ازین فرد می کرد و می گفت که شوهرم گفته با روسری هم میشه خوند راستش خیلی از مردمی که اصل دین رو خودبخود زیر سوال می برند این باور رو پذیرفتند چون صدای زن نباید پخش بشه صدای آواز زن رو میگم و این به نوعی بدعت توی دینه چون شبکه ی منوتو در پیشبرد اهداف فرقه ی ضاله ی بهائیت جلو میره از بهائی جماعت این چیزا بعید نیست و من یه تیکه فیلم از حذف شدن امیر بهمن دانلود کردم که نوشته بود سوتی ارمیا و در این کلیپ ارمیا خیلی آروم به امیر میگه وقتی نتیجه اعلام شد بغلم نکنیا!امیر هم می گه باشه حواسم هست!پس چی؟مشخص میشه این خانوم رو بغل هم کردند! برای گوش دادن این تیکه حرف باید هدست بذارید تو گوشتون و صدا رو تا ته بالا ببرید و دقت کنید »

دانلود فیلم با کیفیت بالا + لینک کمکی

منبع:  zohur12.ir

اِرمیا کیست و در آکادمی چه می کند؟
 
"اِرمیا" به صورتی کاملا تصادفی! متولد خمین (زادگاه امام خمینی (ره) ) است؛ او زنی است که مخاطبان شبکه بهایی "من و تو" برای اولین بار با دیدن او دچار تعجب و یا بعضاٌ حیرت شده و همین موضوع سبب شد تا عده ای او را مورد تمسخر قرار داده و عده ای داشتن حجاب و یا نداشتن حجات را حقی انسانی برای وی قلمداد کرده و از ملامت کردن او مانند بسیاری از دیگران خودداری کردند.
 

حضور ارمیا در قسمت اول آکادمی موسیقی گوگوش با حجابی بسیار کامل تر از زنان و دختران داخل کشور چنان شوکه کننده بود که تا به امروز  بعد از گذشته بیش از 15 هفته مهمترین صحبت بین بینندگان آکادمی گوگوش موضوع اِرمیا است.


وی علی رغم داشتن حجاب برای تست به آکادمی ورود کرد و توانست با رها کردن صدایش برای تست خوانندگی و ورود به جرگه مسابقه دهندگان شایستگی خود را به هومن خلعتبری و بابک سعیدی اثبات کند.
 
چهره اِرمیا به اعتراف تمامی بینندگان شبکه خاندان عباسی، معصومانه و حیامندانه بود.
 
او در همان جلسه به هنگام خواندن دچار خجالت شده بود و حتی در روز های بعد از قبولی و به هنگام تمرین برای مسابقه این امر در او مشهود بود.
 
به گفته وی، او همیشه آرزوی شرکت در مسابقه آکادمی گوگوش را داشته است اما به دلیل داشتن حجاب خود را وارد این عرصه نمی کرد. مشوق اصلی او همسر وی بوده و او معتقد است داشتن حجاب و خوانندگی تضادی با دین داری ندارد و موجب نمی شود انسانی که دین دار است خود را از شادی ها محروم کند!، و دین تنها برای عزا و غم نیست.!!
اِرمیا همسری آلمانی دارد و خانواده‌ي آن ها مسیحی می باشند اما وی در صحبت هایش مشخص نکرد که آیا همسرش مسلمان شده است و یا خیر؟!
 
اِرمیا به مانند دیگر زنان آکادمی مردان را درآغوش نمی گیرد، از دست دادن با نامحرم خودداری می کند و در جایی که همگان با یکدیگر در حال رقصند او در انتها ایستاده و دیگران را تماشا می کند.
در واقع او در آکادمی موسیقی گوگوش با حیا ترین فرد محسوب می شود.!!!
 
اِرمیا دین را به زعم خود تفسیر می کند و نه آنچه در قرآن کریم آمده است و گویی نمی داند در آيه 32 سوره احزاب آمده است:
يا نِساءَ النَّبِيّ‏ِ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا

اى همسران پيامبر، شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر] نيستيد، اگر سَرِ پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد؛ و گفتارى شايسته گوييد

او تنها بخشی از دین را قبول دارد که مورد پسندش واقع شود. اِرمیا علت حضور خود در مسابقه را علاقه زیاد به خوانندگی و همچنین دادن اعتماد به نفس به کسانی که به دلیل موانعی مانند حجاب نمی‌توانند به علاقه خود بپردازند، اعلام کرده است. این جمله او شباهت زیادی با جمله هومن خلعتبری دارد، او در قسمتی از پخش مسابقه، حضور اِرمیا را در آکادمی را همین امر تلقی می کند.

با نگاهی کاملا خوشبینانه و گذشته از تمامی شایعات در رابطه با وی می توان گفت، او در بازی مدیران شبکه من و تو قرار گرفته و از اتفاقات روی داده و استفاده ابزاری از خود بی خبر است.
 
با بررسی قسمت اول آکادمی گوگوش تا قست های پایانی آن می توان به خوبی روند نزولی حیا در اِرمیا را مشاهده کرد.
 
با این ارزیابی به خوبی می توان دریافت او در نسبت به گذشته خود از حیامندی کمتری برخوردار بوده و این تحول ظاهری در حالی است که حضور زنی محجبه و خواننده از اساس در تضاد با یکدیگر و از دیدگاه شرع مقدس حرام واقع شده است.

اما بر فرض آنکه این امر اشکالی نداشته باشد نشان می‌دهد اِرمیا از نقطه گذشته خود نیز به سطح پایین تری افول کرده است و این موضوع دقیقا کلید رمز چرایی حضور اِرمیا در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش است.
 

قسمت اول آکادمی موسیقی گوگوش
 


قسمت شانزدهم آکادمی موسیقی گوگوش
      

تحول ژست و پوشش "ارمیا" طی شانزده جلسه آکادمی
به عبارتی دیگر حیا زدایی زن ایرانی توسط شبکه من و تو برای افرادی نظیر اِرمیا در داخل ایران دلیل اصلی حضور این دختر به ظاهر با حجاب در مسابقات خوانندگی می باشد.
 


با نگاهی واقع بینانه و نداشتن نگاه سیاه و سفید به مخاطبان شبکه، می‌توان تعداد عظیمی از طیف خاکستری را یافت که از مخاطبان اصلی برنامه آکادمی موسیقی گوگوش هستند که بسیاری از آن ها داری حجاب اسلامی هستند و مدیران شبکه بهایی من و تو با اطلاع از این موضوع و هدف قرار دادن این طیف، تیر بی‌حیایی خود را به سوی این دست افراد رها کرده اند.

"اِرمیا" هر چند با داشتن تنها حجاب سر، فردی محجبه محسوب می شود، اما پوشیدن لباس های بدن نما و آرایش نسبتا غلیظ به بهانه داشتن استیل مناسب به هنگام خوانندگی که توسط دست اندرکاران مسابقه انتخاب و طراحی می‌شود، کاملا در تضاد با احکام دینی است و این دقیقا همان اسلام آمریکایی و اسلام انگلیسی است که مدیران شبکه من و تو آن را دنبال می کنند.
 

 مدیران شبکه من و تو با هدف ترویج سبک زندگی آمریکایی و بی حیاسازی جامعه اسلامی و خانواده های ایرانی، اِرمیا را به نمایندگی از این طبقه جامعه ایران انتخاب کرده اند تا بتواند با القای بی‌حیایی توسط اِرمیای با حجاب و ایراد نداشتن امری مانند خوانندگی، دختر و زن ایرانی را گام به گام به درّه بی حیایی سوق دهند.
 
اِرمیا با حضور خود در آکادمی موسیقی گوگوش و حمایت تعمدی مدیران شبکه و داوران به مراحل نهایی رسید و این امر پیامی آشکار به دختران محجبه است مبنی بر اینکه شما هم می‌توانید حتی با داشتن حجاب در مسیر های ممنوعه قدم بگذارید، غافل از آنکه قدم برداشتن در این مسیر ها به ناکجا آباد می انجامد.
 
مدیران شبکه من و تو برای پیش برد اهدافشان خود را محدود به اِرمیا نکرده و در بخش صدا های غایب که از آثار دریافتی از داخل کشوراست، دختری که حجابی همانند اِریما دارد را انتخاب و به عنوان بهترین خواننده آن بخش از مسابقه اعلام می‌کنند. منا 25 ساله از تهران را می‌توان نفر دومی نامید که به عنوان دختری نمونه در داخل کشور مهر تایید خود را از این شبکه دریافت کرده است و الگویی مناسب برای دختران جامعه ایران معرفی می شود.
 
"اِرمیا" دانسته و یا ندانسته در زمینی بازی می کند که توسط دشمن طراحی شده است و برنده نهایی آن خاندان عباسی است.
او اما برای ادامه این مسیر و ادامه خوانندگی، نیاز به همراهانی خواهد داشت. همراهانی که روند نزولی حیا در وی را تکمیل خواهند کرد و با القای بی‌حیایی به هواداران و کسانی که بیش از چند ده برنامه با اِرمیا همراه بوده اند ضربه ای مهلک وارد خواهند نمود.
 
"اِرمیا" برای ادامه کار بعد از آکادمی، نیاز به تبرج و خود نمایی بیشتری دارد و این امر تنها با برداشتن کامل حجاب رخ خواهد داد هر چند ممکن است زمان وقوع این امر سریع و فوری نباشد اما بدون شک برنامه ریزان برای رسیدن به اهدافشان، این امر را مد نظر دارند.
 
 منبع : مشرق


اعزام هيئتي ويژه به عربستان براي پيگيري كشته شدن دو زائر ايراني + عكس حادثه


بروجردي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران خواستار شد
رئيس کميسيون امنيت ملي سياست خارجي مجلس گفت: بايد هيئتي از وزارت امور خارجه به عربستان اعزام و موضوع کشته شدن 2 زائر زن ايراني در فرودگاه جده را پيگيري کنند.
علاالدين بروجردي در گفتگو با خبرنگار  پارلماني باشگاه خبرنگاران، خبر فوت 2 زائر زن ايراني در فرودگاه جده عربستان را تأييد کرد و گفت: متأسفانه روز گذشته 2 زن ايراني در فرودگاه جده کشته و 2  نفر ديگر مصدوم شدند.
وي افزود: ما مسأله را پيگيري کرديم که برخورد تانکر سوخت در محل اسکان مسافران در فرودگاه جده باعث کشته شدن اين هموطنانمان شده است.

رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت: در اين رابطه 2 نظر وجود دارد، نخست آنکه اين ماشين در حال پارک بوده و خود به خود حرکت کرده و دوم آنکه راننده نتوانسته آن را کنترل کند و در نتيجه باعث اين حادثه شده است.

نماينده بروجرد در ادامه تصريح کرد: ضمن تسليت به خانواده اين دو هموطن، ضرورت دارد وزارت امور خارجه هيئتي را به عربستان اعزام کند تا موضوع را بصورت جدي پيگيري کنند.

وي افزود: دولت عربستان از زماني که مسافران ايراني وارد اين کشور مي‌شوند، وظيفه تأمين امنيت زائران را داشته و بايد در اين راستا پاسخگو باشد.

بروجردي همچنين اظهار داشت: سازمان حج و زيارت نيز که مسئول نقل و انتقال زائران است بايد جوابگوي اين مسأله باشد.

رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تأکيد کرد: هيئت اعزامي بايد مسأله را بصورت دقيق بررسي و گزارش آن را ارائه کنند تا اگر محل استقرار زائران از امنيت لازم برخوردار نيست، از طريق مذاکره با دولت عربستان محل امني را در نظر بگيرند.

وي تصريح کرد: پيشنهاد اعزام تيمي جهت بررسي موضوع را به وزارت امور خارجه ارائه کرديم و آمادگي داريم يک نفر از اعضاي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس را نيز به همراه اين تيم اعزام کنيم.
مطالب مرتبط :

گوگل صهيونيستي


همیشه  حرف و حدیث‌های زیادی درباره خدمات  گوگل مطرح بوده است. از درج آن نام جعلی برای خلیج‌فارس در سرویس نقشه این شرکت گرفته تا قضایا و ماجراهای دیگر. این بار اما کاربران فارسی زبان این سرویس مسئله جدیدی را متوجه شده‌اند که به عقیده آنها نشان می‌دهد ماشین ترجمه گوگل تمایل خاصی به رژیم اسرائيل دارد.

به گزارش مجله مهر، ترجمه‌گر گوگل قرار بوده نرم‌افزاری برای ترجمه بخشی از یک متن یا صفحه‌ای از وب باشد. همیشه اما حرف و حدیث‌های زیادی درباره خدمات این شرکت مطرح بوده است. از درج آن نام جعلی برای خلیج‌فارس در سرویس نقشه این شرکت گرفته تا قضایا و ماجراهای دیگر. ترجمه‌گر گوگل به گفته مقام‌های این شرکت، الگوریتم‌هایش بر تحلیل‌های آماری استوار است و از روش ترجمه ماشینی آماری برای ترجمه متون استفاده می‌کند. این بار اما کاربران فارسی زبان این سرویس مسئله جدیدی را متوجه شده‌اند که به عقیده آنها نشان می‌دهد ماشین ترجمه گوگل تمایل خاصی به رژیم اسرائيل دارد.

برای متوجه شدن  موضوع مطرح شده کافی است چند جمله را در ترجمه‌گر گوگل (به آدرس: translate.google.com) وارد کنید تا متوجه آن شوید. اگر تایپ کنید «خدا ایران را پیروز کرد» ترجمه‌گر گوگل این ترجمه را تحویل شما می‌دهد: God will prevail in Iran که معنای تحت الفظی‌اش می‌شود: خدا در ایران حاکم خواهد شد. می‌شود این ترجمه اشتباه را می‌توان به حساب اینکه ترجمه‌گر گوگل قوانین دستوری را اعمال نمی‌کند گذاشت. کافی است اما ایران را با اسرائیل جایگزین کنید؛ترجمه گوگل به این صورت تغییر می‌کند: God gave Israel victory که معنای تحت الفظی‌اش می‌شود خدا پیروزی را به اسرائیل بخشید.

 
حالا اگر فعل جمله را منفی کنید و تایپ کنید «خدا ایران را پیروز نکرد» با ترجمه «God did not conquer Iran» مواجه می‌شود. این ترجمه را می‌توان قبول کرد اما کافی است این بار هم جای ایران را با اسرائیل عوض کنید. ترجمه گوگل می‌شود: «God gave Israel victory». یعنی به صورت کلی ترجمه‌گر گوگل منفی بودن فعل در این جمله که اسرائيل در آن وجود داشته باشد را در نظر نمی‌گیرد!
 
جنگی در کار است؟
گوگل خیلی وقتها کاربران فارسی زبان را آزرده کرده است. این یک واقعیت است که یک برنامه هیچ وقت نمی تواند مانند یک مترجم واقعی مفهوم متن را معنی کند و قطعا خطاهای زیادی دارد. ترجمه‌گر گوگل هم با وجود اینکه از نرم‌افزار ترجمهٔ اختصاصی خودش استفاده می‌کند و برخی بر این باورند که انقلابی در صنعت زبان به وجود آورده هیچ وقت نمی‌تواند ترجمه‌ای بی‌نقص داشته باشد.
گوگل در گذشته نشان داده که خیلی با کاربران ایرانی میانه خوبی ندارد اما برخی اعتقاد دارند که ترجمه‌های اشتباه گوگل در رابطه با این جملات به خاطر پیشنهادها ( همانSuggestion) گروهی از کاربران است. گوگل برای بهتر شدن خود پیشنهادهای کاربران را برای ترجمه می‌پذیرد و به همین خاطر می‌تواند شیطنت با قصد و غرض یک گروه از کاربران ترجمه‌های گوگل را به این شکل درآورده باشد. کار،کار گوگل باشد یا کاربران طرفدار رژيم اسرائیل یک چیز مشخص است که ترجمه‌گر گوگل آن قدرها که برخی فکر می‌کنند قابل اعتماد نیست.

«سیا محقق حادثه 11 سپتامبر را در یک عملیات مخفی کشت»


«سیا محقق حادثه 11 سپتامبر را در یک عملیات مخفی کشت»
تصویر آرشیوی از فیلیپ مارشال (وسط) همراه با الکس (راست) و میکالیا فرزندان وی
یکشنبه 13 اسفند 1391 | 20:08

يک افسر سابق آژانس امنيت ملي امريکا مي‌گويد، فيليپ مارشال نويسنده محقق حادثه ۱۱ سپتامبر و فرزندان وي طي يک «عمليات ضربتي مخفی» سازمان سيا کشته شدند و فرضيه خودکشي در اين باره صحت ندارد.


وين مدسن در جريان برنامه‌اي که کوين برت، از بنيانگذاران ائتلاف اسلام- يهوديت-مسيحيت ترتيب داده بود، گفت بعد از تحقيقاتي که يک هفته به طول انجاميد، به اين نتيجه رسيده است.

مدسن ضمن بيان اينکه مارشال نگران بود که صدايش به دليل افشاگري‌ها در مورد حادثه ۱۱ سپتامبر خاموش شود، افزود يک درب فرعي که مارشال هرگز از آن استفاده نمي‌کرد در زمان پيدا شدن جسد وي کاملا باز بود.

بر پايه اين گزارش، همراه با جسد مارشال اجساد ميکالياي ۱۴ ساله و الکس ۱۷ ساله، فرزندان اين نويسنده امريکايي نيز پيدا شد.

مدسن خاطرنشان کرد، مارشال که ناظر بسياري از عمليات مخفي بود، در سال‌هاي آخر زندگي خود تصميم گرفت که از مسائل مرموز و پنهان پرده بردارد.

مارشال اعتقاد داشت، جرج دبليو بوش رئيس جمهور وقت امريکا به منظور راه انداختن يک کودتاي دولتي حملات ۱۱ سپتامبر را ترتيب داد. وي قرار بود در کتاب چهارم خود اطلاعاتي حياتي را در اين زمينه منتشر کند.

به گفته مدسن، صحنه جنايت توسط افراد حرفه‌اي پاکسازي شد و همچنين يک خودروي شاسي بلند با پلاکي نامشخص همراه با دسته‌اي از آنتن‌هاي ارتباطي که به سقف آن نصب شده بودند در خارج از ساختمان محل جنايت وجود داشت.

همچنين کوين برت اخيرا در مصاحبه‌اي با پرس تي‌وي گفت «در امريکا گروه‌هاي امنيت ملي مي‌توانند هم اسرائيلي و هم امريکايي باشند زيرا اساسا جامعه امريکا از ۱۱ سپتامبر تحت تصرف اسرائيلي‌ها قرار گرفته است.»

وي افزود: «به نظر مي‌رسد همانطور که مدسن مي‌گويد، فيليپ مارشال به يک سري اطلاعات حساس و انفجاري دست پيدا کرده بود و قصد داشت اين اطلاعات را در کتاب بعدي خود منتشر کند.»

جذب دختران اروپایی برای عملیات های انتحاری


۹۱/۱۲/۱۹ - ۱۶:۰۱

جذب دختران اروپایی برای عملیات های انتحاری

میریل دیجوج" كه یك بلژیكی تازه مسلمان شده بود و ۳۸ سال سن داشت، ۹ نوامبر ۲۰۰۵ میلادی در شهر "بعقوبه" عراق دست به عملیاتی انتحاری زد.

به گزارش فرهنگ نیوز، شبكه تروریستی القاعده كه در سراسر جهان نیرو دارد و به انجام عملیات های تروریستی و انتحاری می پردازد، هر از چند گاهی شیوه ای جدید ابتكار می كند تا بتواند با استفاده از این شیوه، به انجام عملیات اقدام ورزد.

جدید ترین شیوه ابتكاری این شبكه تروریستی، جذب دختران اروپایی و آمریكایی تازه مسلمان شده، برای انجام عملیات های انتحاری است.

آمار دقیقی از تعداد دختران اروپایی و آمریكایی كه عضو شبكه القاعده شده اند در دست نیست اما برخی اطلاعات موجود حكایت از آن دارد كه قبل از سال ۲۰۰۵ میلادی تنها یك دختر اروپایی عضو القاعده بود.

اما جدید ترین اطلاعات بدست آمده نشان می دهد كه از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ میلادی تعداد دختران اروپایی و آمریكایی القاعده از یك نفر به ۱۰ نفر افزایش یافت كه سرشناس ترین آنها "سمانتا"، "كولین" و "موریل" نام دارند.

«ماتیو جیدار» نگارنده كتاب "تروریست های جدید و بهار اسلامی" كه این اطلاعات را فاش كرده، در این باره نوشته: این دختران اروپایی و آمریكایی در چند وقت اخیر بیش از پیش مورد توجه مقامات القاعده قرار گرفته اند زیرا آنان می توانند به راحتی در نقاط مختلف جهان رفت و آمد كنند و دست به هر كاری بزنند لذا به نظر می رسد مقامات شبكه القاعده برای انجام عملیات های انتحاری در آینده، به این زنان تكیه كند.

وی در ادامه افزود: البته پیش از این نیز القاعده به چنین زنانی تكیه كرده است. برای مثال "میریل دیجوج" كه یك بلژیكی تازه مسلمان شده بود و ۳۸ سال سن داشت، ۹ نوامبر ۲۰۰۵ میلادی در شهر "بعقوبه" عراق دست به عملیاتی انتحاری زد كه بر اثر آن ۵ آمریكایی كشته شدند.

او با این كار از شهرت بسیار زیادی در سراسر جهان به ویژه در میان نیروهای القاعده، برخوردار شد و به اصطلاح راه را برای دیگر دختران و زنان اروپایی و آمریكایی تازه مسلمان شده باز كرد تا به عملیات های مشابهی دست بزنند.

منبع: شیعه آنلاین

دوباره خواني يك ادعا عليه احمدي نژاد


در اسفند سال 85 يك مطلبي را در وبلاگ گذاشته بودم خودم بدم نيومد دوباره بذارمش اينبار بعد از 6 سال بهش فكر كنيم.

يك سايت تبليغاتي صهيونيست‌هاي تندرو در مطلبي با نام «احمدي‌نژاد، مأمور مخفي ما در ايران»، رئيس‌جمهور را به برآوردن خواسته‌هاي اسرائيل متهم كرد. به گزارش سرويس بين‌املل «بازتاب» به نقل از «ynetnews»، نويسنده با اشاره به برخي اقدامات انجام شده در ايران و نسبت دادن آنها به شخص احمدي‌نژاد، تلاش كرد تا ضمن اختلاف‌افكني ميان مسئولان ايراني، آنان را به تسليم در برابر غرب تشويق كند. در اين مطلب آمده است: آيا ممكن است محمود احمدي‌نژاد براي ما كار كند؟ ولي به هر حال هر طوري كه هست، او هم‌اكنون واقعا به سود اسرائيل در حال فعاليت مي‌كند. اين هفته در حالي كه تهران بين اصولگراياني كه خواهان تعليق غني‌سازي اورانيوم (و يا دست‌كم مذاكره با آمريكا) هستند و نظامياني كه براي هر اقدامي حاضرند، احمدي‌نژاد نظامي مطمئنا تحت حمايت است. تعليق برنامه اتمي ايران، خبر بدي براي اسرائيل است، چراكه باعث از بين رفتن فشارهاي بين‌المللي شده و به زودي رئيس‌جمهور جديدي در آمريكا به قدرت مي‌رسد و ايرانيان باهوش، بار ديگر پروژه خود را دوباره از سر مي‌گيرند، اما خوشبختانه ما احمدي‌نژاد را داريم كه اصرار دارد كشورش منزوي شود. در زير ليستي از دستاوردهاي احمدي‌نژاد در كمتر از دو سال را مي‌بينيم.

• با بيانات توهين‌آميز برنامه اتمي ايران را به صدر مسائل بين‌المللي آورده است. اگر اين مسئله مربوط به او نبوده، چه كسي اين كار را كرده است؟ در زمان رفسنجاني و خاتمي، دو رئيس‌جمهور پيشين ايران، برنامه اتمي در جريان بود، اما تا اين اندازه مورد توجه جهانيان قرار نگرفته بود. هم‌اكنون آمريكا، انگليس و روسيه بايد تضمين دهند كه ايران به بمب اتم دست پيدا نمي‌كند.

• احمدي‌نژاد، آمريكا را عليه ايران به چالش كشانده است كه مرتبا وي را تحريك به اقدام نظامي مي‌كند.

• رئيس‌جمهور ايران، حمايت اروپايي‌ها را به اندازه‌اي از دست داده كه كشورهايي مانند آلمان، فرانسه و انگليس تأكيد بر گسترش تحريمات عليه ايران دارند. هم‌اكنون فرانسه و انگليس، پيش از آن‌كه با آمريكا نزاع داشته باشند، با ايران در نزاعند.

• او با انكار هولوكاست، همه دنيا را حامي اسرائيل و با تهديد به نابودي اين كشور، حمايت بين‌المللي از اسرائيل را قوي‌تر كرد و پس از سال‌ها، باعث مطرح شدن دوباره اسرائيل شد؛ يك بار ديگر ما داوود شديم نه جالوت.

• احمدي‌نژاد با كارهايش در حال ايجاد يك اتحاد بزرگ از سنيان عليه شيعيان و ايران است. او نگراني و خصومت زيادي را در كشورهايي مانند عربستان و كشورهاي حوزه خليج [فارس] و حتي در ميان فلسطينيان ايجاد كرده است كه هم‌اكنون عليه ايران متحد مي‌شوند. احتمال همكاري اين اتحاد سني با اسرائيل در آينده وجود دارد.

• با تمركز ايران بر شيعيسم، اختلاف آنان با سوريه ـ تنها متحد ايران ـ هم روز به روز بيشتر مي‌شود. سوري‌ها از جاه‌طلبي شيعيان، كه ممكن است به قيمت خود آنان تمام شود، نيز نگرانند.

• تحريم‌هاي اقتصادي غيررسمي عليه ايران در حال افزايش است و احتمال دارد به زودي با اقدام شوراي امنيت رسمي هم بشود. اين امر اقتصاد بي‌ثبات كنوني ايران را كه به شدت متكي بر نفت است، متلاشي مي‌كند.

• احمدي‌نژاد روز به روز، بيشتر حمايت روس‌ها را از دست مي‌دهد كه علت مشخص نيست، اما روس‌ها در تحويل مواد اتمي به رآكتوري كه خود در بوشهر ساخته‌اند، تأخير مي‌كنند.

• احمدي‌نژاد در داخل كشورش بدون توجه به خط سير تاريخي كه از خط‌مشي محافظه‌كاري فاصله گرفته، به شدت در حال اعمال اين خط‌مشي است كه باعث شده عده بسياري در ايران و بخش‌هاي گوناگون كشور، عليه او موضع‌گيري كنند. آيا احمدي‌نژاد واقعا مي‌تواند موجوديت رژيم آيت‌الله‌ها در ايران را به خطر اندازد؟ اگر موفق شد، آنگاه مأمور مخفي ما كار بزرگي انجام داده است!

منبع:

تحرکات جدید شیخ فتنه در لبنان



احمد الاسیر شیخ فتنه در لبنان که با حمایت برخی کشورهای منطقه سعی در برافروختن آشوب های مذهبی ـ قومی در لبنان است این بار نیز خبر ساز شد.

جام دینی: خبرگزاری حوزه، شیخ احمد الاسیر یا همان شیخ فتنه در یک نشست مطبوعاتی که در حلقه امنیتی وی در مسجد بلال بن رباح برگزار شد، بار دیگر تهدید کرد که اگر راه مناطق خارج از صیدا را بر روی او ببندند، راه های شهر صیدا را بر شخصیت ها و مسؤولان خواهد بست.

 

الاسیر همچنین تهدید کرد که از عبور محموله های سوخت به سمت سوریه از خیابان های صیدا جلوگیری خواهد کرد. وی بر این باور است که این محموله های سوخت برای فعال سازی جنگ افزارهای نظام بشار اسد مورد استفاده قرار میگیرد.

 

موضع گیری های تحریک آمیز اسیر، به تازگی موجب نارضایتی اهالی صیدا شده و باعث شده که این روزها این سؤال را مطرح کنند که این درگیری ها که به سود وحدت ملی و اسلامی لبنان نیست چه سودی دارد آن هم در زمانی که آتش درگیری در کشورهای متعدد عربی شعله ور است.

 

از سوی دیگر شیخ حسام العیلانی امام جماعت مسجد الغفران صیدا نیز گفت: شیخ اسیر چگونه ادعا میکند که به دنبال برپایی حکومت قانونی و مساوات است در حالی که بدون هیچ قانونی خود را مسؤول و رییس دولت میداند و خود را به جای حکومت قرار میدهد؟

 

شیخ عیلانی به اسیر تذکر داد که تو یک شهروند همانند سایر مردم لبنان هستی و باید همچون آنها در برابر قانون لبنان کرنش کنی و این حق را نداری که همچون یک حاکم و رییس رفتار کنی.

 

وی همچنین از حکومت لبنان خواست به وظیفه خود در زمینه های مختلف عمل کند و به هیچکس اجازه ندهد نظر خود را به مردم لبنان تحمیل کند.

«امریکا از بحران گروگان‌‎گیری در الجزایر به نفع خود استفاده می‌کند»


میدان گازی المناس در شرق الجزایر (تصویر آرشیوی)

طبق یک گزارش، مقام‌های ارشد دولت امریکا درصددند با قرار دادن ایده بکر حمله ماه گذشته به یک کارخانه گاز طبیعی در الجزایر در فهرست ترور رئیس جمهور کشورشان و به بهانه تعقیب عاملان این حمله، حضور نظامی امریکا را گسترش دهند.


بر اساس گزارشی که روز جمعه (۲۰ بهمن) در وال استریت ژورنال منتشر شد، نام مختار بلمختار، شورشی الجزایری به فهرست کشتارهای هدفمند امریکا اضافه شده است تا واشنگتن را قادر سازد که حضور نظامی خود در شمال غرب آفریقا را گسترش دهد.

ماه گذشته افراد مسلح با حمله به تاسیسات گاز طبیعی المناس در نزدیکی مرز الجزایر و لیبی، ۳۷ گروگان خارجی از جمله ۳ امریکایی را کشتند. بلمختار ۲۰ ژانویه در بیانیه‌ای که در خبرگزاری دولتی موریتانی (ای ان آی) منتشر شد مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.

بر اساس این گزارش، همکاری مشترک مقام‌های نظامی و اطلاعاتی امریکا به واشنگتن اجازه می‌دهد حملات پهپادها و سایر عملیات‌های خود را در منطقه گسترش دهد.

در ادامه این گزارش آمده است که تعدادی از مقام‌های امریکایی برای یک مشارکت مستقیم‌تر در جستجو برای یافتن بلمختار از طریق پهپادها یا سایر هواپیماها و یا نیروهای امریکایی در حال اعمال فشار هستند.

امریکا همواره با ادعای هدف قرار دادن تروریست‌ها، یمن، پاکستان، افغانستان و سومالی را هدف حملات پهپادهای خود قرار می‌دهد. با این وجود، این حملات اغلب به کشتار گسترده غیرنظامیان منجر شده است.

سازمان ملل، حملات پهپادهای امریکا را به عنوان کشتارهای هدفمند تقبیح کرده و تاکید می‌کند که این حملات، قوانین بین‌المللی را به استهزا گرفته است.

چند مقام‌امریکایی که نام‌شان فاش نشده ماه گذشته اعلام کردند واشنگتن برای استقرار یک پایگاه برای پهپادهای خود در شمال غرب آفریقا برنامه‌ریزی می‌کند تا عملیات‌های جاسوسی را در این منطقه افزایش دهد؛ این پایگاه احتمالا در نیجر یا بورکینافاسو مستقر خواهد شد.

پنتاگون نیز اخیرا از طرح‌های خود برای استقرار نیروهای ویژه ارتش امریکا در ۳۵ کشور آفریقایی خبر داد.

گروه‌های حقوق بشر، برنامه کشتار هدفمند امریکا که در دوره ریاست جمهوری اوباما افزایش یافته را محکوم کرده‌اند.

اوباما بارها نام افرادی را که در فهرست کشتار قرار داشتند تائید کرده است؛ فهرستی که در عملیات‌های کشتار هدفمند و توسط پهپادهای امریکایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تقریبا هر هفته بیش از ۱۰۰ عضو تیم امنیت ملی امریکا از طریق ویدئو تلکنفرانس پنتاگون دور هم جمع می‌شوند و به بررسی بیوگرافی مظنونان در یمن، سومالی، پاکستان می‌پردازند و نام افرادی را که باید در این حملات هدف قرار بگیرند مشخص می‌کنند.

سپس مشخصات افرادی که در فهرست کشتار قرار گرفته‌اند در اختیار باراک اوباما قرار می‌گیرد و تمامی حملات پهپادهای امریکا به یمن و سومالی و همچنین پاکستان با تایید وی انجام می‌شود.

خشم اوتاوا از پوشش خبری پرس تی وی



تجمع هزاران نفر در فروشگاه وست ادمونتون در کانادا در حمایت از حقوق بومیان این کشور. 13 ژانویه 2013



پوشش خبري شبکه بين‌المللي پرس تي‌وي از اعتراضات گسترده بوميان در کانادا‌ و نقض حقوق بشر در اين کشور، خشم اوتاوا را درپي داشته است.


تريستين هاپر، ۱۸ ژانويه (۲۹ دي)، در گزارشي که در نشنال‌پست، روزنامه سراسري و رسمي کانادا، منتشر شد، به درج بخش‌هايي از برنامه‌ها، مصاحبه‌ها و گزارش‌هاي پرس تي‌وي پرداخته و سعي کرده است پوشش خبري پرس تي‌وي از نقض حقوق بشر کانادا را با اقدامات و مواضع اخير ضد ايراني کانادا ارتباط دهد.

هاپر در ابتداي مقاله خود از خبرنگاران و حتي نظريه‌پردازان، شخصيت‌ها و مقاله‌نويسان برجسته‌اي که در برنامه‌هاي پرس تي‌وي به ابراز عقايد و تجزيه و تحليل نقض حقوق بشر در کانادا پرداخته‌اند، انتقاد مي‌کند و مدعي مي‌شود، پرس تي‌وي در شش ماه اخير به تبليغات ضد کانادايي روي آورده است.

وي در ادامه، اين روند را به قطع روابط ديپلماتيک کانادا با ايران نسبت مي‌دهد و مدعي مي‌شود کانادا به جديدترين هدف خارجي پرس تي‌وي تبديل شده است.

هاپر بدون اشاره به ريشه و علل اعتراضات گسترده اخير بوميان در کانادا، از پوشش خبري پرس تي‌وي درباره حقايق اوضاع حقوق بشر کانادا انتقاد کرده و نوشته است، اين شبکه در گزارش‌هاي خود درباره اعتراضات، به نظام منحل‌شده مدارس شبانه‌روزي بوميان و موضوع ناپديدشدن و قتل ۶۰۰ زن بومي در کانادا به عنوان توطئه‌هاي دولت کانادا اشاره مي‌کند.

وي همچنين اظهارات مثبت و يا نوشته‌هاي تحليل‌گران درباره پوشش خبري پرس تي‌وي را نوعي ادعا دانسته است.

برخي از تحليل‌گران پوشش خبري پرس تي‌وي از موضوع بوميان کانادا را انعکاس «ديدگاه‌هاي بين‌المللي» عنوان کرده‌اند.

اريک والبرگ از نويسندگان وبسايت پرس تي وي که خود کانادايي است با بيان اين که رسانه‌هاي ايران صرفا «اخبار را دنبال مي‌کنند»، در واکنش به ادعاهاي «نشنال پست» نوشته است: به جستجوي توطئه در جايي که چنين چيزي وجود ندارد، نپردازيد.

کشته شدن 11 آدم ربا در شرق الجزایر در پی حمله ارتش این کشور



تصویر آرشیوی از میدان گازی این آمناس در شرق الجزایر




در پي عمليات نجات گروگان‌ها در يک ميدان گازي صحرايي در شرق الجزاير توسط ارتش اين کشور، دست کم ۷ گروگان خارجي و ۱۱ آدم ربا کشته شدند.


يک منبع امنيتي روز شنبه (۱۹ ژانويه، ۳۰ دي) گفت: «حمله (ارتش) اواسط صبح رخ داد. ۱۱ تروريست همراه با گروگان‌هاي خارجي جان خود را از دست دادند.»

تلويزيون دولتي الجزاير نيز اعلام کرد: «ارتش الجزاير ۱۱ تروريست را کشته و گروه تروريستي ۷ گروگان خارجي را به قتل رساند.»

ويکتور پونتا، نخست وزير روماني تاييد کرد که يک تبعه روماني در جريان اين حمله کشته و يکي نيز زخمي شده است؛ اين در حالي است که تابعيت ديگر افراد هنوز مورد تاييد قرار نگرفته است.

گروگان گيران اوايل روز گفته بودند که همچنان ۷ گروگان خارجي را در ميدان گازي اين آمناس واقع در شرق الجزاير در نزديکي مرز ليبي در اختيار دارند.

شبه نظاميان عضو گروه موسوم به «گردان امضا شده با خون» ۱۶ ژانويه با حمله به يک مجموعه گازي در شرق الجزاير، دو نفر را که يکي فرانسوي و ديگري انگليسي بود، کشته و باقي کارگران را ربودند. شرکت انگليسي بريتيش پتروليوم بخشي از اين مجموعه گازي را در اختيار دارد.

شبه نظاميان مسلح که به نيروهاي شورشي در کشور مالي مرتبط دانسته مي‌‎شوند، گفتند، اين حمله را در انتقام از حمايت الجزاير از عمليات نظامي تحت هدايت فرانسه در مالي ترتيب دادند.

نيروهاي ارتش الجزاير يک روز بعد اولين عمليات خود را براي نجات گروگان‌ها از دست شبه نظاميان انجام داده که طي آن ۳۰ نفر شامل ۱۲ اسير و ۱۸ آدم ربا کشته شدند. با وجود اين، اين عمليات شکست آميز خوانده شد.

الجزاير به جنگنده‌هاي فرانسوي اجازه داده است از قلمرو هوايي آن کشور براي انجام عمليات هوايي در بخش‌هاي شمالي کشور مالي که تحت کنترل نيروهاي شورشي است، استفاده کنند.

فرانسه به بهانه جلوگيري از پيشرفت شبه نظاميان در کشور مالي، ۱۱ ژانويه (۲۲ دي) مداخله نظامي در اين کشور را آغاز کرد.


اخبار مرتبط:

استفاده صهیونیست ها از اذان برای رأی آوردن / فیلم و تصویر

جام بین الملل؛ شبکه المیادین(almayadeen) امروز در گزارشی به یکی از فعالیت های تبلیغاتی یکی از احزاب صهیونیستی که شعارهای دینی نیز می دهد و  نمونه افکار شیطنت آمیز آنان برای جلب آراء است، اشاره کرد.

 

بنا بر این گزارش، یکی از احزاب اسرائیلی، حزب راست گرای "عوتسماه لئسرائیل"  که تلاش می کند آراء بیشتری را به خود اختصاص دهد ثابت کرد که انجام هرکاری حتی استفاده از اعمال و مقدسات ادیان دیگر نیز برای کسب رای جایز و مباح است.

 

این حزب در اقدامی شیطنت آمیز تصمیم گرفتند برای تبلیغ و کسب رای شهرک نشینان صهیونیست در مناطق پرجمعیت در سحرگاه هر روز اذان پخش کنند. هدف از این کار این است که صهیونیست ها را آزرده و کاری کنند که به حزبشان رای دهد چرا که با رای آوردن این حزب، آنان دیگر این صدا ها را نخواهند شنید و در غیر این صورت باید منتظر آزادی بیشتری برای مسلمانان و پخش اذان بیشتری باشند.


دو عضو تندرو و افراطی کنیست از این حزب، "اریل الداد" و "میخائیل بن ئآری" کسانی بودند که این روش شیطنت آمیز را برای کسب آرا برگزیده و اعضای خود پیشنهاد اجرای آن را داده اند.

 

 

فیلم مربوط به خبر

 

این روش تحریک آمیز مورد قبول منطقه ثروتمند نشین تل آویو قرار نگرفت و ساکنان این منطقه با پلیس تماس گرفتند اما پلیس تنها به جریمه کردن خودروهای این اعضای حزب اکتفا کرد ولی صهیونیست های تندرو به ساکنان وعده دادند که بازهم خواهند آمد و آنان را با صدای اذان از خواب بیدار خواهند کرد.

نماینده پارلمان عراق در حمله انتحاری در استان الانبار کشته شد



«آیفان سعدون العیسوی»، نماینده پارلمان عراق (تصویر آرشیوی)


يک قانون‌گذاري عراقي و پنج نفر ديگر از جمله سه محافظ وي در يک حمله انتحاري در استان غربي الانبار کشته شده‌اند.


خبرگزاري فرانسه به نقل از منابع عراقي گزارش کرد، يک بمب‌گذار بازوهاي خود را دور «آيفان سعدون العيسوي»، نماينده ۳۷ ساله پارلمان عراق حلقه و سپس مواد منفجره همراه خود را منفجر کرد.

عيسوي، عضو جبهه العراقيه در زمان اين حادثه در حال بررسي يک جاده تحت احداث در جنوب فلوجه بود.
سحيب حقي، رييس دفتر پارلمانت عراق با بيان اين که «عيسوي به همراه سه محافظ خود و دو غير نظامي ديگر کشته شدند» گفت که در اين حادثه سه تن نيز زخمي شدند.

وي افزود: «زماني که وي از ماشين براي بررسي جاده فلوجه ـ اميريه خارج شد مردي آنجا بود و به سراغ وي رفت و او را در آغوش گرفت و خود را منفجر کرد.»

اين حمله دو روز پس از آن رخ داد که رفا العيسوي، وزير دارايي عراق از يک حمله ظاهرا تروريستي در همين منطقه جان سالم به در برد.

سعدون عبيد، معاون شوراي استاني الانبار گفت که عيسوي به خاطر اين که مخالف فعاليت‌هاي ضد القاعده بود کشته شد.

شوراي استاني الانبار سه روز عزاداري براي عيسوي اعلام کرد.

تحلیل‌گر سیاسی: القاعده دستور کار استعماری ناتو را پیش می‌برد



رندي شورت، عضو سازمان منزلت، حقوق بشر و صلح ساکن واشنگتن در گفت‌وگو با پرس تی‌وی



يک تحليل‍‌گر سياسي مي‌گويد، القاعده در حال پيشبرد دستور کار استعماري امريکا و ناتو در منطقه پر اهميت و استراتژيک خاورميانه است.


رندي شورت، عضو سازمان منزلت، حقوق بشر و صلح ساکن واشنگتن در گفت‌وگو با شبکه پرس تي‌وي بيان کرد: «القاعده نسخه‌اي از سپاه خارجي و امپرياليستي ناتو، امريکا و آن دسته از کشورهاي غربي است که خواستار استعمار مجدد خاورميانه هستند. اين مسئله در آفريقا نيز وجود دارد. »

وي افزود: «هر جايي که شبه نظاميان القاعده پا به آنجا بگذارند، ورود نيروهاي ناتو يا امريکا به آنجا توجيه مي‌شود و به همين دليل آنها (غرب) حقوق تضمين شده در منشور سازمان ملل مانند حق تصميم گيري براي خود و حاکميت کشورها را نقض کرده و آن را ناديده مي‌گيرند. »

شورت در ادامه گفت: «به نظر مي‌رسد القاعده گروهي از تروريست‌ها باشد که براي عمل در راستاي نژادپرستي غربي، امپرياليسم و سرمايه داري درنده خوي ايجاد شده است.»

اين تحليل‌گر سياسي ادامه داد: «کشورهايي که در جنگ جهاني دوم با آلمان نازي مي‌جنگيدند، مانند انگليس و فرانسه بعد از اين جنگ به آفريقا، آسيا و خاورميانه هجوم بردند تا با کشتار و قتل عام سياه پوستان، زرد پوستان و ديگر نژادهاي جهان، ثروت‌هاي آنها را تاراج کنند. »

وي همچنين گفت: «هلندي‌ها در اندونزي، فرانسوي‌ها در ماداگاسکار و انگليسي‌ها در مالزي و کنيا مشغول کشتار مردم بودند.»

شورت اضافه کرد: «بنابراين به نظر مي‌رسد اين کشورها به دنبال بازگشت به دوران استعماري هستند و اين کار را با توجيه حفاظت از جهان در برابر تروريسمي که خود آن را پرورش داده‌اند، انجام مي‌دهند. القاعده توسط سازمان سيا ايجاد شده است.»

اين تحليل‌گر سياسي هدف نهايي غرب از تلاش براي مداخله نظامي در سوريه گفت: «به دليل منابع گازي سوريه، غرب خواستار ايجاد خط لوله‌هايي در اين کشور است. همچنين قطر نيز مي‌خواهد با خط لوله از منابع گازي اين کشور استفاده کند.»

وي با اشاره به وجود منابع طبيعي در افغانستان و حمله غرب به آن گفت: «بنابراين کشورهايي مانند امريکا، فرانسه، انگليس و احتمالا ديگر کشورهاي عضو ناتو از اين مسئله (منابع طبيعي سوريه) سود خواهند برد. اين کشورها در داخل دچار مشکل هستند و از آنجا که نمي‌توانند از شهروندان خود محافظت کنند، خواستار جنگ هستند تا منابع طبيعي ديگر کشورها را سرقت کنند.»

سوريه از مارس ۲۰۱۱ صحنه ناآرامي بوده است. در خشونت و ناآرامي‌هاي اين کشور بسياري از سوري‌ها از جمله تعداد زيادي از نيروهاي امنيتي و نظامي اين کشور کشته شده‌اند.

دولت سوريه مي‌گويد اين ناآرامي‌ها از خارج کشور طراحي مي‌شوند و گزارش‌ها نشان مي‌دهند، شمار بسيار زيادي از شورشيان درگير با دولت دمشق، اتباع خارجي هستند.

دمشق همچنين برخي از کشورهاي غربي و متحدان منطقه‌اي آن از جمله عربستان سعودي، قطر و ترکيه را به تامين بودجه و تجهيز تسليحاتي شورشيان معارض با دولت سوريه متهم کرده است.

برخي از سازمان‌هاي بين‌المللي حقوق بشر، شورشيان مورد حمايت خارج در سوريه را به ارتکاب جنايات جنگي متهم کرده‌اند.

عکس/همسراينترنتي رهبر القاعده


اين چهره زن غربي است که با يکي از رهبران تندرو القاعده ازدواج کرده است ، وي با کمک يک جاسوس دو جانبه دانمارکي که مورد اعتماد رهبران القاعده بوده و در عين حال براي سازمان سيا کار ميکرده است وارد زندگي اين تندروي مذهبي شد.
سرويس بين‌الملل تعامل- اولين تصوير منتشر شده از همسر اينترنتي يکي از رهبران القاعده در حالی منتشر شد که پرونده این پروژه پرهزینه جاسوسی سازمان سیاه بسته شد.

اين چهره زن غربي است که با يکي از رهبران تندرو القاعده ازدواج کرده است ، وي با کمک يک جاسوس دو جانبه دانمارکي که مورد اعتماد رهبران القاعده بوده و در عين حال براي سازمان سيا کار ميکرده است وارد زندگي اين تندروي مذهبي شد.

"مورتون استورم" جاسوس دو جانبه سازمان سيا با دريافت ۲۵۰ هزار دلار اين زن را در يک سايت دوست يابي وارد زندگي افلاکي يکي از رهبران با نفوذ القاعده يمن کرد. اين در حالي است که وي دو همسر قانوني دارد. او و اين زن که بعد از تشرف به اسلام "امينه " نام گرفت از طريق پيامهاي ويدئويي با يکديگر در ارتباط بودند تا اينکه قرار شد به صورت رسمي با هم زندگي کنند. بعد از اينکه سازمان سيا آموزش هاي لازم را به اين زن داد او به سمت يمن پرواز کرد. اما بعد از اين همه هزينه کردن سازمان سيا براي ورود اين زن جاسوس به زندگي اين القاعده اي مشخص شد قبل از اينکه اين دو يکديگر را ملاقات کنند "افلاکي" کشته شده است.

و به اين ترتيب اين پروژه با اهميت سازمان سيا با شکست مواجه شد.

عکس منتشرشده از همسراينترنتي رهبر القاعده

 

 

 

مقامات اطلاعاتی: عملیات نظامی اسرائیل در سودان


تصویری از کارخانه اسلحه سازی سودان که از سوی اسرائیل هدف قرار گرفت.

یکی از مقامات اطلاعاتی اسرائیل یک روز پس از آن که خارطوم تل آویو را به بمباران یک کارخانه اسلحه سازی در حومه پایتخت سودان متهم کرد، «برای اولین بار تایید کرد که ارتش اسرائیل عملیاتی نظامی در سودان انجام داده است».


به گزارش ان پی آر، یکی از مقامات اطلاعاتی اسرائیل که می‌خواست نامش فاش نشود، گفت: «هر اقدامی که ارتش اسرائیل انجام دهد یا خیر، با هماهنگی دوستان اسرائیل در غرب صورت می‌گیرد.»

افریم اینبار مدیر مرکز مطالعات استراتژیک بگین سادات همچنین گفت احتمال دارد که اسرائیل در عملیات نظامی اخیر در سودان نقش داشته باشد.

این در حالی است که مقامات اسرائیلی درباره حمله اخیر به کارخانه اسلحه سازی در سودان سکوت کرده‌اند.


سودان روز چهارشنبه (۳ آبان) از شورای امنیت سازمان ملل خواسته است تا اقدام اسرائیل در نقض تمامیت ارضی این کشور و بمباران کارخانه اسلحه سازی را محکوم کند.

دافا اعلا الحاق علی عثمان نماینده سودان در سازمان ملل گفت چهار فروند هواپیمای جنگنده رژیم اسرائیل کارخانه اسلحه سازی در خارطوم را هدف قرار دادند که در این حمله دو نفر کشته شدند.

نماینده سودان در سازمان ملل همچنین گفت: «ما همه از نقش داشتن اسرائیل در درگیری های دارفور در دهه گذشته اطلاع داریم.» براساس اعلام سازمان ملل، بیش از سیصد هزار نفر در این درگیری ها جان خود را از دست داده‌اند.

خارطوم در ماه می اسرائیل را مسئول حمله به این کشور کرد. در این حمله یک تاجر کشته و یک خودرو در بندر سودان منهدم شد.

سودان در ماه آوریل ۲۰۱۱ همچنین اسرائیل را مسئول حمله موشکی دیگر نزدیک بندر سودان عنوان کرد.

اگرچه رژیم تل آویو هر گونه دخالت در این حملات را نه تکذیب و نه تایید کرده است.

«اقدام درست سودان در ارجاع پرونده حمله اسرائیل به سازمان ملل»

نی آکوئته کارشناس سیاسی مسائل آفریقا
 

فکر می کنم که اقدام خارطوم در ارجاع این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل بسیار حائز اهمیت است که البته این حق دولت خارطوم به شمار می‌آید و اعتقاد دارم که سودان اقدام درستی انجام داده است.»

صدها تن از مردم سودان با برگزاری اجتماعی در شهر خارطوم پایتخت این کشور، علیه حمله هوایی رژیم اسرائیل به کارخانه تسلیحات نظامی در سودان تظاهرات کرده‌اند.


معترضان چهارشنبه شب (۳ آبان) شعارهایی علیه رژیم اسرائیل و دولت امریکا سر دادند؛ معترضان شعارهایی نظیر «مرگ بر اسرائیل» و «اسرائیل باید از نقشه برداشته شود» سر دادند.

این تظاهرات پس از آن برگزار شد که احمد بلال عثمان وزیر اطلاعات و فرهنگ سودان گفت چهار هواپیمای جنگنده رژیم اسرائیل روز چهارشنبه به یک کارخانه تسلیحات نظامی در شهر خارطوم حمله کردند که در این دستکم دو نفر کشته شدند.

ایهود باراک وزیر امور نیروهای نظامی رژیم اسرائیل در پاسخ به سوالی درباره این حمله گفت: «درباره این موضوع چیزی وجود ندارد که بتوانم بگویم.»

سودان همچنین از شورای امنیت سازمان ملل خواسته است تا اقدام اسرائیل در نقض تمامیت ارضی این کشور را محکوم کند.

نی آکوئته کارشناس امور سیاسی قاره آفریقا در واشنگتن در گفتگو با پرس تی وی به بررسی این موضوع پرداخته است.

پرس تی وی: در ابتدا می‌خواهم نظر شما را درباره اهمیت این حمله نظامی رژیم اسرائیل به کارخانه‌ای در سودان بدانم؟

آکوئته: در ابتدا باید بگویم همان طور که شما اشاره کردید، مقامات اسرائیلی گفته‌اند که آنها هیچ اظهار نظری درباره این حمله ندارند، و باید این مسئله را در ذهن داشته باشیم. از سوی دیگر این چهارمین حادثه از این دست به شمار می‌آید؛ این حملات در سال های ۲۰۰۹، ۲۰۱۱ و امسال صورت گرفته است. در حقیقت، در سال ۲۰۱۱ دو حمله از سوی اسرائیل صورت گرفته است. و همان طور که شما اشاره کردید، این چهارمین حمله اسرائیل به سودان به شمار می‌آید؛ در حقیقت مدارک زیادی وجود دارد که این حمله احتمالا از سوی هواپیماهای جنگنده رژیم اسرائیل صورت گرفته است اما می‌خواهم بر این موضوع تاکید کنم که اسرائیلی‌ها درباره این حمله اظهار نظری نکرده‌اند.

فکر می کنم که اقدام خارطوم در ارجاع این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل بسیار حائز اهمیت است که البته این حق دولت خارطوم به شمار می‌آید و اعتقاد دارم که سودان اقدام درستی انجام داده است.

موضوع جالبی که متوجه آن شدم این است که آنها از حمایت اتحادیه آفریقا در این موضوع بهره مند نشده‌اند و تعجب می‌کنم که چگونه اتحادیه آفریقا درباره این موضوع واکنش نشان خواهد داد.

پرس تی وی: اگر اثبات شود که این حمله از سوی رژیم اسرائیل صورت گرفته است، در آن صورت برنامه بازی اسرائیلی ها درباره این حمله چه خواهد بود؟

آکوئته: فکر می‌کنم که این سوال خوبی باشد و کارشناسان و تحلیل گران بر این اعتقادند که اگر اثبات شود که اسرائیل این حملات را انجام داده است، این گونه توجیه خواهد شد که این تسلیحات از سودان به مصر قاچاق شده و از آنجا از طریق صحرای سینا در اختیار جنبش حماس در فلسطین قرار می گیرد. بنابراین این روشی برای مقابله با روند انتقال تسلیحات نظامی از سودان به سرزمین های اشغالی و ارسال این تسلیحات برای حماس به شمار می‌آید؛ اسرائیلی ها با طرح این ادعا، انگیزه خود از این حمله را توجیه کرده و تلاش دارند تا این روند را متوقف کنند.

سعد حریری بشار اسد را متهم کرد +عکس + فیلم .... ولی وسام الحسن در بیروت کشته نشده است!

 

در پی انفجار یک خودروی بمب گذاری شده که باعث کشته شدن سرهنگ وسام الحسن، رئیس بخش اطلاعات نیروهای امنیت ملی لبنان شد، تعدادی از مخالفان دولت این کشور به خیابان‌ها ریختند.

تظاهرات در چند شهر لبنان از جمله صیدا و طرابلس و بیروت تا پاسی از شبِ جمعه ادامه داشت.

دانلود فیلم روی عکس بالا کلیک کنید

انفجار لبنان کار چه کسی بود؟

خاورمیانه - حسن هانی زاده کارشناس مسائل خاورمیانه در این یادداشت انفجار لبنان را که منجر به کشته شدن رئیس اطلاعات سازمان امنیت داخلی لبنان شد را بررسی کرده است.

حسن هانی زاده:

وقوع یک انفجارمهیب در منطقه مسیحی نشین الاشرفیه در شرق بیروت بار دیگرلبنان را در کانون توجه رسانه های منطقه ای وبین المللی قرار داد.اگر چه در گذشته نیز انفجارهای مشابهی در لبنان رخداده است اما قتل وسام الحسن رئیس اطلاعات سازمان امنیت داخلی لبنان در جریان انفجار الاشرفیه بطور طبیعی انگشت اتهام را متوجه نظام بشار اسد کرد.
سرتیپ وسام الحسن یکی از نوابغ اطلاعاتی لبنان وجهان عرب بود و از یک شامه اطلاعاتی بسیارقوی برخوردار بود. اودر کشف بیش از 30 شبکه جاسوسی اسرائیل در لبنان نقش فعالی داشت ودرجریان کشف توطئه میشل سماحه وزیر سابق اطلاعرسانی لبنان ویکی از عوامل وابسته به دولت سوریه برای ایجاد نا امنی در لبنان توان اطلاعاتی خود را به اثبات رساند.
وسام الحسن یکی از یاران نزدیک به جریان 14 مارس به رهبری سعدالحریری بشمار می رفت وتلاش کرد تا قدرت نفوذ سر لشکر علی مملوک رئیس سازمان امنیت سوریه را که نقش محوری در جریان سازی های سیاسی لبنان دارد بشدت کاهش دهد.
گفته می شود سر لشکر علی مملوک از میشل سماحه وزیر اطلاعرسانی سابق لبنان خواسته بود تا برای نجات نظام بشار اسد از بحران فعلی ، از رهگذر عوامل خود دست به انجام انفجارهائی در لبنان بزند.
اما قبل از این که میشل سماحه دست به اقداماتی بزند ،سر تیپ وسام الحسن با کشف تحرکات مشکوک سماحه زمینه دستگیری وی را فراهم ساخت.
لذا گروه 14 مارس به رهبری سعد الحریری بلافاصله پس از ترور وسام الحسن در انفجار الاشرفیه انگشت اتهام را متوجه سوریه کرد.
پذیرش این اتهام از سوی افکار عمومی لبنان با این توجیه که وسام الحسن دشمن نظام سوریه بود واین نظام در ترور وی دست دارد، کاملا قابل قبول است.
اما از سوی دیگر گروه8 مارس " طرفدار مقاومت اسلامی " نیز دلایل قابل قبولی در رد ادعای حریف خود یعنی گروه 14 مارس دارد. مجموعه 8 مارس معتقد است که وسام الحسن در کشف بیش از 30 شبکه جاسوسی اسرائیل نقش مستقیمی داشت ولذا ترور وی توسط این رژیم صورت گرفته.
تقابل دو جریان سیاسی قدرتمند لبنان پیرامون عاملان ترور وسام الحسن شرایط امنیتی وسیاسی دشواری را بر کشور آسیب پذیر لبنان حاکم ساخت.
از یک سو گروه 14 مارس عوامل خود را به بهانه خونخواهی مرگ وسام الحسن به خیابانهای بیروت کشانده واتهام زنی های خود را علیه جریان 8 مارس بویژه حزب الله تشدید کرد.
جریان 14 مارس تهدید کرده که اجازه نخواهد داد سرنوشت پرونده ترور وسام الحسن به سرنوشت پرونده رفیق الحریری نخست وزیر سابق لبنان منتهی شود وتا دستگیری عاملان انفجار از پای نخواهد نشست.
لذا اکنون شعله های آتش بحران سوریه به قلب بیروت رسیده واین احتمال وجود دارد که تقابل دو جریان 14 مارس و 8 مارس از تقابلی سیاسی ورقابت های صرف حزبی به تقابلی فیزیکی کشیده شود.
در چنین شرایطی قطعا اوضاع سوریه از مدار توجه آمریکا ،غرب وکشورهای منطقه خارج خواهد شد وموضوع لبنان ونا امنی های احتمالی این کشور، بحران سوریه را تحت الشعاع قرار خواهد گرفت.
اما چه کسانی از نا امنی های لبنان سود میبرند؟قطعا اسرائیل یکی از برندگان تنش های سیاسی وامنیتی لبنان خواهد بود زیرا در فضای نا امنی ها است که این رژیم طرح های امنیتی خود را عملیاتی می کند .
از سوی دیگر سعد الحریری نخست وزیر سابق لبنان که بیش از یک سال است درپاریس به سر می برد تلاش می کند تا با استفاده از فضای موجود دولت نجیب میقاتی را سر نگون و خود پست نخست وزیری را بعهده بگیرد.
با این حال عبور از خطوط قرمز ترسیم شده از سوی دو جراین 14 مارس و8 مارس به مفهوم بروز جنگ داخلی در لبنان خواهد بود که برخی شخصیت های تاثیر گذار لبنان مانند سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله ، نجیب میقاتی نخست وزیر و نبیه بری رئیس پارلمان لبنان نسبت به عواقب آن هشدار داده اند.
لذا بر اساس یک عرف موجود در لبنان هر انفجاری که در لبنان رخ دهد تا" اطلاع ثانوی !" سوریه و احزاب نزدیک به این کشور مورد اتهام قرار می گیرند مگر عکس آن ثابت شود.
به همین دلیل تا قبل ازانتشار گزارش کمیته تحقیق که از سوی دولت نجیب میقاتی تشکیل شده هر گونه داوری پیرامون عاملان اصلی انفجار الاشرفیه بیروت از سوی هر یک از احزاب سیاسی لبنان ممکن است به بروز تنش های نا خواسته امنیتی وسیاسی در این کشور منجر شود.

وسام الحسن در بیروت کشته نشده است!

خاورمیانه - یک کارشناس مسائل خاورمیانه می گوید وسام الحسن به همراه دست یارش عقاب صقر در انفجار بیروت کشته نشده اند بلکه جنازه آنها را به بیروت منتقل کرده اند.

عبدالله آلبوغبیش در یادداشتی با عنوان از سیاست تا امنیت در لبنان نوشته است: موضوع دیگری که در همین دو روز مطرح شد و در رسانه های رسمی انعکاسی نداشت، کشته شدن وسام الحسن به همراه عقاب صقر در مرز میان ترکیه و سوریه است. بنا به این خبر، وسام سه روز پیش از ترور، در مرز سوریه کشته شده و عقاب صقر هم زخمی شده و روز جمعه برای بهره برداری سیاسی گروهی مشخص در لبنان، جسد وی در ماشینی در الاشرفیه بیروت به هوا رفته تا بهترین استفاده از وی بشود.
به گزارش خبرآنلاین عقاب صقر چهره کمتر شناخته شده در رسانه های ایرانی دستیار ارشد الحسن بوده و مسئول توزیع پول های ارسالی از قطر و عربستان در میان مخالفان مسلح، تروریست ها و مزدورانی که در کنار یکدیگر در سوریه می جنگند بوده است. از سوی دیگر وب سایت المانیتور که مسائل خاورمیانه را رصد می کند نیز ساعاتی پس از انفجار بیروت در گزارشی نوشت که حتی نزدیکترین افراد به وسام الحسن از حضور او در بیروت خبر نداشته اند و او خارج از کشور بوده و گویا ساعاتی پس از ورود به بیروت مورد سوء قصد قرار گرفته است.
با این همه نویسنده یادداشت می نویسد این خبر تا کنون به صورت رسمی از سوی جریان یا گروهی تایید نشده و رسانه های کثیر الانتشار نیز به آن نپرداخته اند.

هشدار؛ حمله اسرائیل به مسابقات المپیک 2012

«اطلاعات به شدت موثقی وجود دارد که موید برنامه ریزی اسرائیل برای ترتیب دادن حمله‌ای به مسابقات المپیک است.»
 

به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، گوردون داف، سردبیر ارشد وترنز تودی (Veterans Today) در مقاله‌ای که در وب‌سایت پرس تی‌وی منتشر شد خاطرنشان کرد: در صورت حمله، ارتش اسرائیل به راحتی از سوی ایرانی‌ها کنار زده خواهد شد، زیرا ارتش تل‌آویو توانایی اجرای عملیات لجستیک را ندارد و هم اکنون در داخل با مردمی روبروست که خواستار پایان خدمت وظیفه عمومی اجباری هستند.

وی گفت: جوانان اسرائیلی می‌گویند که از شنیدن هراس‌افکنی‌های مکرر خسته شده‌اند و دیگر هیچ یک از تهدیدهای رژیم لیکود را باور ندارند. بیش از 50 درصد جوانان اسرائیلی از رفتن به خدمت سربازی که یهودیان ارتدوکس افراطی پیش‌تر از آن معاف شده‌اند، امتناع می‌کنند.

داف افزود: "در گفتگو با وابسته نظامی پیشین امریکا در اسرائیل، متوجه شدم که تنها یگان‌های کمی از ارتش اسرائیل درجه یک هستند و باقی یگان‌ها توانایی کمتری دارند."

وی تاکید کرد که اسرائیل به خاطر هراس از ایران، ممکن است به هر تدبیری برای ورود دیگر کشورها به جنگ علیه ایران متوسل شود. اسرائیل احتمالا تلاش می‌کند تا با حمله به نیروهای امریکا در منطقه خلیج فارس یا حمله به یکی از کشورهای اروپایی عضو ناتو در مسابقات المپیک، تهاجم به ایران را تسریع بخشد... اطلاعات به شدت موثقی وجود دارد که موید برنامه ریزی برای ترتیب دادن حمله‌ای به مسابقات المپیک است."

سردبیر ارشد وترنز تودی افزود: اسرائیل پس از حمله به کشتی امریکایی در خلیج فارس یا المپیک لندن، از لابی قدرتمندش در امریکا و رسانه‌های بین‌المللی برای نکوهش ایران به اتهام ارتکاب این حملات، استفاده خواهد کرد.

داف در پایان نتیجه گیری کرد: "در حالی که اقتصادهای جهان در ورطه نابودی قرار دارند، هر گونه درگیری مهم به ویژه جنگی که پای چین را به وسط بکشاند یا بدتر از آن امریکا در آن نقشی تجاوزگر ایفا کند و ارتش اسرائیل بار دیگر همراه واشنگتن باشد، به لحاظ تاریخی قابل تحمل نخواهد بود."

چهار روحانی نمای شيعه مورد حمایت وهابیت

به گزارش شیعه آنلاین، در یک ده اخیر وهابیون سعودی تلاش کرده اند با ایجاد و یا حمایت از چهار حرکت شیعی، به هدف پلید خود یعنی ایجاد تفرقه میان شیعیان دست یابند اما در سه توطئه گذشته شناسایی شدند و برگه آنان سوخت. چهارمین و جدید ترین توطئه آنان نیز اکنون در عراق ادامه دارد و به رغم شناسایی شدن از سوی شیعیان اما همچنان ادامه دارد.

در این گزارش سعی کرده ایم به پرونده این چهار حرکت شیعی حمایت شده از سوی وهابیت نگاهی گذرا داشته باشیم:

* ماجرای انکار وجود امام زمان توسط «أحمد الکاتب»
حدود ده سال پیش فردی به نام «أحمد الکاتب» با تألیف کتابی تحت عنوان "تکامل اندیشه سیاسی شیعه" تلاش کرد به اصطلاح با تکیه بر باز بودن باب اجتهاد در فقه شیعه، نظریه هایی اصلاحی ارائه دهد اما متأسفانه به انحراف کشیده شد و در نهایت، نتیجه کتابش حذف امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از مکتب تشیع بود. در همان زمان انتشار کتاب وی با واکنش های شدیدی مواجه شد. برخی او را مرتد خوانده و به شدت مورد حمله و انتقاد قرار دادند و گروهی دیگر نیز بر این اعتقاد بودند که نیت وی خیر بوده اما به دلیل عدم توانایی در پیاده کردن اندیشه هایش، باعث شد که برداشت غلطی از وی شود.

در این میان وهابیون عربستان سعودی فرصت را مغتنم شمرده و با حمایت همه جانبه از وی، برای ایجاد شکاف و اختلاف میان شیعیان و شبه افکنی، تلاش کردند. با پول وهابی های سعودی، کتاب «أحمد الکاتب» که نام اصلی او «عبدالرسول لاری» است، ده ها بار تجدید چاپ و به طور رایگان میان شیعیان توزیع گردید اما به دلیل ضعیف بودن اندیشه و دلایل وی، و نیز رو شدن دست های آلوده وهابیت در حمایت از وی، در مدت زمان بسیار کوتاهی او از یادها فراموش شد و «أحمد الکاتب» و اندیشه هایش به تاریخ پیوست. وی تحصیل کرده حوزه کربلا و سپس قم بوده و در اواخر دهه های 90 قرن گذشته میلادی پناهنده انگلستان شد. او سال هاست که در این کشور اقامت دارد.

* تشکیل گروهکی شبیه به حزب الله لبنان
سید «محمدعلی الحسینی» یک روحانی نمای لبنانی بوده که چند سال پیش با تأسیس یک گروه مسلح شبیه به حزب الله لبنان، تلاش کرد خود را رقیب حزب الله معرفی کند. در مدت زمان کوتاهی دست او رو شد و حمایت رژیم وهابی عربستان سعودی از وی فاش شد. سعودی ها برای تشکیل گروهک مسلح وی که آن را «مقاومت اسلامی عربی» نامید، میلیون ها دلار هزینه کرده بودند. سال گذشته سازمان اطلاعات ارتش لبنان موفق شد اسناد و مدارکی بدست آورد که ثابت می کرد «محمدعلی الحسینی» و نیروهایش علاوه بر همکاری تنگاتنگ با رژیم عربستان سعودی، برای رژیم صهیونیستی نیز تجسس می کرده است. در پی کشف شدن این اسناد، نیروهای امنیتی لبنان فوری الحسینی را بازداشت کردند. وي بخاطر مواضع تند علیه حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران، به شدت مورد علاقه رسانه‌هاي غربي بود.

دستگاه امنیتی - اطلاعاتی لبنان در حالي اين روحاني نمای شيعه را به جرم جاسوسي براي رژیم صهیونیستی بازداشت کرده که وي طي ماه‌هاي پیش از بازداشت شدنش، خوراک مناسبي را براي القاي فضاي تشتت در جامعه شيعي لبنان براي رسانه‌هاي غربي فراهم کرده بود. وی پیش از بازداشت، چندین سفر پیاپی به عربستان سعودی داشت و در یکی از آن سفرها با «ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود» پادشاه سعودی نیز دیدار و گفت و گو کرد. تنها مدرک تحصيلي اين جاسوس لبناني، تقدیرنامه ‌ای است که نشان می‌دهد وی در سال تحصیلی ۸۱ – ۸۲ از طلبه‌های ممتاز مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی در قم بوده است.

*طرح ترور مراجع نجف توسط "جند السماء"

در سال 2007 میلادی، سازمان اطلاعات و امنیت عراق از کشف یک گروهک مسلح تروریستی بنام "جند السماء" خبر داد. پس از بازداشت نیروهای این گروهک، آنان در اعترافات خود از طراحی برای ترور دسته جمعی مراجع تقلید نجف اشرف خبر دادند. مدتی بعد سازمان امنیت عراق اعلام کرد که "جند السماء" چند ماهی بود که در منطقه ای در نزدیکی نجف اشرف پناهگاهی را برای خود ایجاد کرده و به انجام تمریناتی نظامی برای اجرای طرح خود بودند اما پس از شناسایی شدن، توسط سازمان امنیت عراق مورد حمله قرار گرفتند. رهبر این گروهک «ضیاء الکرعاوی» نام داشت. او در درگیری ها به هلاکت رسیده بود. شبکه خبری BBC نیز کشته شدن وی را تأیید کرد.

پس از بررسی دقیق پرونده "جند السماء" و رهبرش، مشخص شد که «ضیاء الکرعاوی» از اعضای سابق سازمان اطلاعات و امنیت حزب منحله بعث بوده که پس از سقوط رژیم «صدام حسین»، به انتقام گیری از شیعیان پرداخت. هدف اصلی او از انتقام گیری، ترور مراجع تقلید بود. نیروهای وی در اعترافات خود فاش کردند که عربستان سعودی نیز حمایت مالی و تسلیحاتی سنگینی از وی کرد. پس از فاش شدن هویت واقعی الکرعاوی، سابقه او از پرونده های سازمان امنیت بعث بیرون آورده شد. وی عاشق موزیک بوده و چندین پرونده فساد اخلاقی داشت. او پس از آغاز طرح خود برای ترور مراجع، لباس روحانیت بر تن کرد و برای جذب نیرو، خود را نماینده امام زمان (عج) معرفی نمود و موفق شد با پولی که به افراد می پرداخت، تعدادی نیرو جذب کند.

* حمله یاران «محمود الصرخی» به دفاتر آیت الله سیستانی

چندی پیش در رسانه های عربی منتشر شد مبنی بر حمله هماهنگ شده و همزمان به دفاتر و وکلای حضرت آیت الله سیستانی، مرجع عالیقدر جهان تشیع در شهرها و مناطق مختلف عراق. در پی انتشار آن خبرها، حملاتی نیز به طور همزمان به تعدادی از دفاتر فردی به نام سید «محمود الحسنی الصرخی» که خود را از مراجع تقلید شیعیان می داند و چند سال پیش ادعای دیدار با امام زمان (عج) را کرده بود، انجام شد. در این تصویر که مربوط به دوران حکومت حزب بعث بوده، او در حال رقصیدن است. با گذشت چند ساعت، رسانه های نزدیک به سعودی به ویژه شبکه العربیه، با انتشار گسترده این خبر، مدعی آغاز درگیری میان شیعیان عراق شد. این شبکه با انتشار گزارشی خبر از احتمال افزایش درگیری میان شیعیان عراق داد.

گفتنی اس در سال 2005، سید «محمود الحسنی الصرخی» به طور ناگهانی در شهر "حله" عراق نمایان شد و در مدت زمان بسیار کوتاهی تعدادی دفتر در شهرهای مختلف شیعه نشین عراق افتتاح کرد و پس از اعلام مرجعیت، علیه ارتش اشغالگر آمریکا موضع گرفت. نیروهای وی چند روز بعد در شهر کربلای معلا به تعدادی سرباز آمریکایی حمله کرده و سه تن از آنان را به هلاکت رساندند. پس از آن او ادعای دیدار با امام زمان (عج) کرد که با واکنش شدید مراجع و شیعیان عراق مواجه شد. پس از بررسی سابقه وی، مشخص شد که او نیز از نیروهای سابق سازمان امنیت حزب بعث بوده که با اکنون با همکاری با سازمان اطلاعات سعودی، با هدف تخریب مرجعیت شیعه، پا به عرصه گذاشته است. مدتی بعد ارتش آمریکا دستور پیگیرد قانونی وی را صادر کرد، از همین رو او فورا ناپدید شد. رسانه های خبری در همان زمان اعلام کردند که او به لبنان گریخت.

به گزارش مشرق، برند کوکا کولا طی سالیان اخیر همواره به عنوان برترین برند تجاری در جهان مشغول فعالیت

به گزارش مشرق، برند کوکا کولا طی سالیان اخیر همواره به عنوان برترین برند تجاری در جهان مشغول فعالیت می­باشد. ارزش سهام این شرکت که در حوزه نوشیدنی در سراسر دنیا نامی شناخته شده به شمار میرود با 2% افزایش نسبت به سال 2010 به 71861 میلیون دلار رسید.


لوگوی کوکاکولا


این شرکت در سال 1892 توسط فردی به نام آسا کندلر (Asa Candler) تاسیس شد. امروزه در بیش از 200 کشور دنیا چیزی نزدیک به 1.7 میلیارد عدد از این نوشابه مصرف می­شود.[1] دفتر مرکزی این شرکت در شهر آتلانتا ایالات متحده واقع شده و مدیر فعلی این شرکت فردی با نام موهتار کنت ( Muhat Kent) است.[2]

در حال حاضر بیش از 500 برند تجاری در دنیا تحت نظارت کوکا کولا فعالیت می­کنند.برندهایی مانند فانتا (Fanta) و اسپرایت ( Sprite ) از محصولات دیگر این شرکت به شمار می­روند. بر اساس گزارشات 42% از فروش این شرکت در داخل ایالات متحده ، 37% در کشورهای مکزیک، هند، چین، ژاپن و برزیل بوده و 20% نیز سهم دیگر کشورها است.

این شرکت بر اساس مقتضیات جغرافیایی و فرهنگی با ایجاد برندهای جدید جای پای خود در کشورهای مختلف را باز کرده است و حتی در حوزه نوشیدنی های غیر گاز دار نیز با معرفی برندهایی مانند مینت مید (Minute Maid) ، پاورید (Powerade)، چای طعم دار نستی (Nestea)حضور پر رنگی در این کشورها دارد.

اگرچه برند کوکاکولا در اکثر کشورهای دنیا به عنوان برترین و پرفروش­ترین نوشیدنی غیر الکلی شناخته می­شود، با این وجود در برخی مناطق، مانند خاورمیانه و بخصوص کشورهای مسلمان نتوانسته بازار مناسبی برای خود پیدا کند.

دلیل این عدم موفقیت تحریم محصولات این شرکت از سوی بسیاری از مسلمانان است و از آنجا که خاورمیانه با داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب (گرم و خشک) بازار قابل توجهی برای نوشیدنی به شمار می­رود رقبای کوکاکولا مانند پپسی از این فرصت به نفع خود بهره گرفته و درآمد بسیاری را از این بازار به دست آورده اند.[3]

سوء­استفاده از اعتقادات مسلمانان در تبلیغات کوکاکولا


امروزه کوکاکولا تنها یک نام تجاری نبوده، بلکه با ریشه داشتن در فرهنگ ایالات متحده به عنوان یک نماد آمریکایی شناخته ­شده و حتی واژه Coca-colanization نیز بیانگر همین مساله است.[4]

حضور نام کوکاکولا در اکثر حوزه های مهم مانند مسابقات ورزشی، برنامه های تلوزیونی و بازیهای رایانه ای به امری عادی تبدیل شده است. این شرکت به این بسنده نکرد و برای نشان دادن میزان نفوذ خود حتی در خارج از کره زمین، یک منبع تامین نوشابه برای فضا پیمای شاتل طراحی و تولید نمود.

[5]

منبع تامین نوشابه

طراحی شده برای فضاپیمای شاتل در سال 1996


این شرکت اگرچه به ظاهر به عنوان برترین برند تجاری در دنیا شناخته می­شود اما در پشت پرده مسائل تکان دهنده دیگری وجود دارد که از سال 2000 به بعد هجمه انتقادات در خصوص محصولات و فعالیتهای این شرکت را به همراه داشته است.


تبعیض نژادی و جنایت

شرکت پانامکو (Panamco) در کشور کلمبیا که بزرگترین تولید کننده کوکاکولا در آمریکای لاتین به شمار می­رود به استفاده از مزدوران شبه نظامی برای سرکوب رهبران اتحادیه کارگری شرکت متهم شد.

بر اساس گزارشات، شرکت کوکاکولا در کلمبیا مرتکب 179 مورد نقض حقوق بشر در قبال کارگران خود شده است که از این بین 9 مورد منجر به مرگ شده است. خانواده های اعضاء اتحادیه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتند. برخی از اعضاء اتحادیه شغل خود در کارخانه را از دست دادند و برخی دیگر در اثر فشارهای وارده مجبور به خروج از اتحادیه شدند.

اتهامات مبنی بر نقش داشتن مدیران شرکت در این حادثه از آنجا قوت گرفت که بر اساس گزارشات امکان دسترسی شبه نظامیان به کارخانه کوکاکولا بدون اطلاع و اخذ تایید از شرکت غیر ممکن بود. در نهایت تعجب و در اثر اعمال نفوذ کوکاکولا مسئولان رسیدگی به این پرونده رابطه میان شبه نظامیان و مدیران شرکت را مورد بررسی قرار ندادند.[6]

در سال 2001 از سوی صندوق بین المللی حقوق کارگران (International Labor Rights Fund) و انجمن کارگران صنعت فولاد ایالات متحده (United Steelworkers of America) در خصوص این پرونده در دادگاه آمریکا علیه کوکاکولا اقامه دعوا شد.[7]

اما در نهایت شگفتی کوکاکولا ایلات متحده به دلیل عدم ارتباط نزدیک با مدیران شرکت در کلمبیا از این اتهام مبرا شد و مسوول نقض حقوق بشر در کوکا کولای کلمبیا شناخته نشد! نمونه مشابه این اتفاق نیز در 1970 در گواتمالا اتفاق افتاد که در جریان آن تعدادی از اعضاء حزب کارگری شرکت کوکاکولا در گواتمالا به طرز مشکوکی به قتل رسیده بودند.

اعتراضات به کوکاکولا در آمریکای جنوبی به حدی رسید که به این شرکت لقب کولای قاتل داده شد


مساله تبعض نژادی در غرب، در شرکت کوکاکولا نیز به شکلی چهره خود را نشان داد. از این رو معترضین در سال 2003 طی جلسه سالیانه کوکاکولا مدعی شدند که افراد سیاه پوست در این شرکت مورد تبعیض واقع شده و به پست­های بالای مدیریتی دست پیدا نمی­کنند. بنا بر اظهارات این افراد، سیاه پوستان از دستمزد کمتری نسبت به سفید پوستان برخورداربوده و بیشتر از بقیه در معرض اخراج قرار دارند.

[8]

حمایت از آپارتاید افریقای جنوبی

کوکاکولا در سال 1938 وارد بازار افریقای جنوبی شد و با آغاز سیاست آپارتاید (جدایی میان سفید پوستان و سیاه پوستان) در این کشور در 1948 ، این شرکت به سرعت رشد پیدا کرد و با داشتن 4500 کارمند در این کشور به یکی از بزرگترین شرکتهای امریکایی در جمهوری آپارتاید تبدیل شد.[9]

این شرکت تحت حمایت کانل سیستم آپارتاید 90% بازار نوشیدنی افریقای جنوبی را در اختیار داشت و بر اساس گزارش مرکز تحقیقات مسئولیت سرمایه گذاری (Investor Responsibility Research Center) فروش این شرکت در سال 1983 در افریقای جنوبی معادل 5% فروش کوکاکولا در سراسر دنیا بود.[10] 48

سال رشد و توسعه کوکاکولا در این کشور همزمان با سلطه اقلیت سفیدپوستان و سیستم آپارتاید بر کشور بود. رشد این شرکت با حمایت سیستم نژادپرست افریقای جنوبی به بهای ظلم و سرکوب اکثریت سیاه پوست آن کشور صورت گرفت.

در این تبلیغ کوکاکولا تنها برای سفید پوستان قابل عرضه است


در اواسط 1970 تحت فشار اتحادیه های کارگری و فعالان حقوق بشر افریقای جنوبی شرکت مجبور به ارائه برنامه­های آموزشی برای کارگران سیاهپوست خود شد و پس از آن سعی کرد که با استفده از ابزار تبلیغاتی از این اقدام به نفع خود بهره گیرد. با این وجود در سال 1983 دستمزد کارگران سیاهپوست شاغل در شرکت کوکاکولا یک سوم کارگران سفید­پوست بود. علاوه بر این با وجود تغییر سیاست شرکت و امکان ترقی سیاهپوستان به مدارج بالای مدیریتی، در عمل چنین مساله­ای به وقوع نپیوست و اوج پیشرفت سیاهپوستان تا سطوح پایین نظارتی در شرکت بود.[11]

با وجود ادعا های شرکت کوکاکولا در خصوص اقدامات شفاف در قبال کارگران، این شرکت تا قبل از وقوع اعتصابات سال 1983 ، اتحایه­ های کارگری در کارخانه­ های تولید نوشیدنی را به رسمیت نشناخته بود. علاوه بر این اطلاعات کمی در مورد شرکتهای مستقل و خصوصی تولید محصولات کوکاکولا وجود دارد ،اما بر اساس گزارشات منتشر شده شرایط کارگران در این شرکتها به مراتب وخیم­تر بوده­ است. برای نمونه می­توان به اعتراضات کارگران شرکت اومتاتا (Umtata) در خصوص نژادپرستی و اقدامات بیرحمانه مدیریت در سال 1986 اشاره کرد.[12]

به همین دلایل اکثریت سیاه ­پوستان آفریقای جنوبی خواستار خروج این شرکت از بازار این کشور و ممنوعیت فروش محصولات آن شدند.

بسیاری از اتحادیه های کارگری خواستار خروج کوکاکولا از افریقای جنوبی بودند


همکاری با آلمان نازی در جنگ جهانی دوم

از نکات جالب توجه و عجیب ارتباط این شرکت آمریکایی با آلمان نازی در طول جنگ جهانی دوم بوده است. این ارتباط که به پیش از جنگ باز می­گردد در طول جنگ جهانی نیز ادامه پیدا کرد. دلیل ادامه حیات یک شرکت آمریکایی در کشوری که عقاید فاشیستی و نژاد پرستانه بسیار پر رنگ به نظر می­رسید بسیار جالب بود. برای حل این مساله بسیاری از مدیران ارشد شرکت کوکاکولا در آلمان از اعضای حزب نازی انتخاب شدند. بدین ترتیب پس از وقوع جنگ این شرکت همچنان بازار فروش خود در آلمان را در دست داشت.

در هنگام اغاز جنگ، کوکاکولا شروع به توزیع رایگان نوشابه های خود در میان سربازان آمریکایی به عنوان یک نوشیدنی ملی کرد[13] و بدین ترتیب جیره بندی شکر شامل حال این شرکت نشد و از این موضوع به نفع خود استفاده کرد.[14]

ارتش ایالات متحده به شرکت این اجازه را داد که از طریق کارمندانش در مناطق جنگی به توزیع نوشابه میان سربازان اقدام کند. گرچه این اقدام در ظاهر عادی به نظر می­رسد اما هدف اصلی و سیاست شرکت به دست آوردن بازار در کشورهایی بود که اخیرا به تسخیر درآمده بود.[15]

این شرکت که به نوعی حامی آمریکا در جنگ به شمار می­رفت، چهره دیگر خود را نشان داد و از سوی دیگر در آلمان با استفاده از راهبرد ویژه تبلیغاتی در صدد حفظ بازار این کشور بود. به دنبال ناکافی بودن میزان تولید نوشابه کوکاکولا در آلمان ،پس از پایان جنگ برند فانتا (Fanta) نیز توسط این شرکت وارد بازار شد تا جوابگوی تقاضای بازار باشد.[16]

فعالیت کوکاکولا در آلمان نازی با برند فانتا

کوکاکولا و کنترل ذهن

بر اساس گزارش منتشره از سوی شرمن اسکولنیک (Sherman Skolnick) روزنامه نگار و فعال سیاسی امریکایی شرکت کوکاکولا در برهه­ای از ماده مخدر کوکائین در محصولات خود استفاده نموده است.

به گفته وی تا سال 1989 پس از نوشیدن کوکاکولا (Coke) نوعی حالت سرخوشی به فرد دست می­داد. برخی دیگر نیز معتقد بودند که شرکت برای ایجاد یک حس بهتر از نوعی دارو در محصولات خود استفاده می­کند.

بر اساس مصاحیه اسکولنیک با یکی از مدیران ارشد شرکت شیمیایی استپان ( Stepan Chemical Company) که مسئول ساخت یک پایگاه مخفی برای کوکاکولا در حومه شیکاگو بود، وی موافق این موضوع بود که در آزمایشات انجام شده در پایگاه مخفی کوکاکولا کوکائین محصول جانبی برگ کاکائو بوده است.

پس از بالا گرفتن شایعات در خصوص پایگاه مخفی کوکاکولا و وجود کوکائین در محصولات این شرکت، در سال 1989 مقامات ارشد سازمان غذا و دارو آمریکا (U.S Food and Drug Administration) شروع به تحقیق در مورد شرکت کوکاکولا کردند. از این به بعد بود که محصولات کوکاکولا آن حالت نشاط و سرحالی گذشته را به مشتریان خود در آمریکا عرضه نمی­ کرد.

برخی گزارشات از وجود ماده مخدر و اعتیادآور کوکائین در محصولات کوکاکولا خبر داده است.

اما در مقابل، مشتریان این محصول در خارج از مرزهای آمریکا روز به روز در حال افزایش بود، به نوعی که گوی سبقت را از نوشیدنی­های داخلی برخی کشورها نیز ربود . افراد پس از استفاده از این محصول به نوعی به آن اعتیاد پیدا می­کردند. شرکت کوکاکولا حتی در تبلیغات خود نیز این حس نشاط و سرخوشی ناشی از مصرف محصولات را منعکس کرده است.


کوکاکولا و رژیم صهیونیستی، رابطه ­ای عمیق و جدی

رابطه میان کوکاکولا و رژیم صهیونیستی به سال 1966 بازمی­گردد. حمایت کوکاکولا از این رژیم به حدی بوده است که طی این سالها به طور پیوسته مورد تقدیر مقامات اسرائیل قرار گرفته و به عنوان یکی از شرکای نزدیک تجاری رژیم صهیونیستی معرفی شده است.[17]

بر اساس گزارشها بخشی از درآمد سالانه کوکاکولا برای کمک به اسرائیل اختصاص یافته است

شرکت کوکاکولا همچنین دارای روابط نزدیکی با اتاق بازرگانی مشترک امریکا-رژیم صهیونیستی (AICC) است. مقر این اتاق همانند کوکاکولا در آتلانتا قرار دارد. به نظر می­رسد که مدیران ارشد کوکاکولا همواره در هیات رئیسه AICC حضور دارند..[18]

کوکاکولا با حمایت مالی به صورت فعال شرکتهای دیگر را تشویق به سرمایه­گذاری در اسرائیل و رشد اقتصاد این رژیم می­کند.[19] این حمایت تا آنجا پیش رفته است که تامین پاداش شرکتهای برتر امریکایی در حوزه سرمایه­گذاری و ایجاد اشتغال در اسرائیل را بر عهده گرفته است.


کوکاکولا یکی از اعضای فعال اتاق بازرگانی آمریکا اسرائیل است.


در سال 2007 کوکاکولا در دفتر مرکزی خود میزبان مراسم گالا اتاق بازرگانی مشترک آمریکا-اسرائیل (American-Israel Chamber of Commerce Awards Gala) بود. ریچارد ایزاک، مدیر اسرائیلی شرکت کوکاکولا و مدیر برنامه­ریزی راهبردی گروه اوراسیا (Eurasia Group) سخنران اصلی مراسم گالا بود.[20]

حمایت مالی از مراسم عقاب طلایی (Eagle Star Awards) اتاق مشترک بازرگانی دو کشور در سال 2009 در راستای قدردانی از لابی اسرائیلی آیپک (AIPAC) و لابی این گروه با مجلس سنای آمریکا و در نتیجه رد درخواست سازمان ملل به اعلام آتش­بس در جریان درگیری اسرائیل و فلسطین نیز از سوی شرکت کوکاکولا صورت گرفت.[21] در همین سال در دفتر مرکزی کوکاکولا از ژنرال بن الیزر (Ben Eliezer)قدردانی شد. این در حالی است که وی به عنوان جنایت­کار جنگی تحت تعقیب بوده و مسئول یک سوم جنایتهای صورت گرفته توسط رژیم صهیونیستی در جنگ 6 روزه به شمار می­رود.[22]

ریاست اتاق بازرگانی مشترک دو کشور بین سالهای 91 تا 96 به عهده یکی از عوامل موساد به نام موشه ورتیم (Moshe Wertheim ) بود. وی شخصی بود که در سال 1968 باعث شروع به کار شعبه کوکاکولا در اسرائیل شد و از آن زمان تا کنون ریاست این شرکت را به عهده دارد.[23]

آبراهام فینبرگ که از لابی کننده های پر قدرت رژیم صهیونیستی به شمار می­رفت تا زمان مرگش در 1998 به عنوان مدیر عامل شرکت کوکاکولا در اسرائیل مشغول به فعالیت بود. او به تنهایی تامین سرمایه ترومن (Truman) در انتخابات ریاست جمهوری را بر عهده گرفت. وی از چنان نفوذی بر رئیس جمهور لیندون جانسون برخوردار بود که رژیم صهیونیستی را از عدم نیاز به امضاء معاهده منع گسترش تسلایحات اتمی (NPT) مطمئن ساخت.[24]


مورشه ورتیم
رئیس و موسس کوکاکولا در اسرائیل
آبراهام فینبرگ، لابی­گر صهیونیست
در حال دست دادن با ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا

در سال 2007 کوکاکولا هیاتی تجاری از مدیران ارشد خود را با هدف سرمایه­گذاری و توسعه فناوری در شرکتهای اسرائیلی اعزام نمود. [25]

این اولین باری بود که اتاق بازرگانی آمریکا-اسرائیل تنها نماینده­های یک شرکت را به اسرائیل اعزام می­کنند. پس از این سفر بود که موهتار کنت از برنامه های کوکاکولا برای سرمایه­گذاری در جهت پیشرفت صنایع غذایی اسرائیل خبر داد و برای هر نوع سرمایه­گذاری مناسب و قابل قبول قول چک سفید داد.[26]

کنت در سخنرانی سال 2009 خود در اسرائیل از تعهد این شرکت به دسترسی مردم به آب سالم خبر داد و این در حالی بود که در چندین کیلومتر دورتر 90 تا 95 درصد آب آشامیدنی مردم غزه (که 65% مصرف کنندگان این آب کودکان بودند) از دسترسی به آب سالم محروم بودند.[27]

این روابط نزدیک از دلایل تحریم کوکاکولا در بین مسلمانان به شمار می­رود.




منابع و مآخذ

[3] Coke and Pepsi battle it out". AME Info. April 8, 2004. http://www.ameinfo.com/37492.html. Retrieved May 11, 2006.

[4] See George McKay 'Consumption, Coca-colonisation, cultural resistance—and Santa Claus', in Sheila Whiteley, ed. (2008) Christmas, Ideology and Popular Culture. Edinburgh University Press, pp. 50–70.

[6] http://www.corporatenarc.com/cocacolascandal.php

[10] Coca-Cola in South Africa," The Africa Fund, July 1986, http://africanactivist.msu.edu/document_metadata.php?objectid=32-130-133A

[11] kora.matrix.msu.edu/.../32-130-F43-84-al.sff.document.af000217.pdf

[12] kora.matrix.msu.edu/.../32-130-F43-84-al.sff.document.af000217.pdf

[13] Mark Pendergrast (2000). For God, Country and Coca-Cola. Basic Books. ISBN 0-465-05468-4.

[15] Mark Pendergrast (2000). For God, Country and Coca-Cola. Basic Books. ISBN 0-465-05468-4.

[16] http://xroads.virginia.edu/~class/coke/coke2.html

[17] http://atlanta.mfa.gov.il/mfm/Web/main/document.asp?documentid=168942

[18] http://web.archive.org/web/19971222015026/http://aiccse.org/board.htm

[19] http://www.rdu-yok-meg.org.il/HereAndNow/Newsletter/newsletter.htm

[20] http://stories.globalatlanta.com/2007stories/015289.html

[21] http://www.opednews.com/articles/Amnesty-vs-AIPAC-Senate-by-Robert-Naiman-090108-850.html

[22] http://www.washington-report.org/backissues/0296/9602017.html

[23] www.biu.ac.il/Besa/bulletin/bulletin21.pdf

[24]http://books.google.co.uk/books?id=WeMCAAAAMBAJ&lpg=PA14&ots=iEWD1j3y_5&dq=Abraham%20Feinberg%20coca%20cola&pg=PA14#v=onepage&q=&f=false

[25] http://www.ivc-online.com/ivcWeeklyItem.asp?articleID=5484

[27] http://www.amnesty.org.uk/news_details.asp?NewsID=18466

مؤسسین بنیاد خصوصی و اسرارآمیز ضدتروریسم

مؤسسین بنیاد خصوصی و اسرارآمیز ضدتروریسم

خبرگزاري بين‌المللي اينتر پرس سرويس (IPS)  گزارشی با عنوان «مؤسسین بنیاد خصوصی و اسرارآمیز "ضدتروریسم" اداره پلیس نیویورک» به قلم نویسندگان "علی قریب" و "الی کلیفتون" منتتشر کرد. http://www.armyrecognition.com/components/ebygallery/CIPATE_2011_Police_Anti-Terrorism_Exhibition_China/up/mercedes_police_vehicle_international_exhibition_symposium_police_anti_terrorism_technology_equipment_china_001.jpg

به گزارش اشراف این پایگاه اینترنتی در گزارش خود اینطور می نویسد: زمانی که اداره پلیس نیویورک در سال 2008 تصمیم گرفت یک متخصص تروریسم را برای ارائه آموزش در مورد تروریسم در داخل کشور استخدام نماید روی به سوی مارک ساگمن (Marc Sageman)، متخصص مشهور تروریسم که در اندیشکده‌‌ ای متمایل به راستگراها فعالیت می ‌کرد، آورد. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس که سال گذشته منتشر شد، اداره پلیس نیویورک دستمزد خوبی به ساگمن پرداخت می ‌کرد. در مقاله آسوشیتدپرس به صورت گذرا به مسأله ‌ای عجیب در مورد ساگمن اشاره شده است:

http://www.e-prism.org/images/188_1_513762_1_34.jpg

حضور دکتر ساگمن در بزرگترین اداره پلیس کشور از ماه می آغاز شده و به مدت یک سال ادامه خواهد داشت. یک بنیاد خصوصی حقوق وی بالغ بر 180/000 دلار را پرداخت خواهد نمود.http://www.readthehook.com/files/old/images/issues/2009/0841/cover-gallaway.jpg
به گزارش لئونارد لویت (Leonard Levitt) که در هفته جاری در وب‌سایت "محرمانه پلیس نیویورک" (NYPD Confidential) منتشر شد، چنین به نظر می ‌رسد که خود اداره پلیس نیویورک بنیادی را که دستمزد ساگمن را پرداخت می‌کرد تأسیس نموده است. به گزارش لویت دو نفر از سه پلیسی که در بنیاد غیرانتفاعی ضدتروریسم اداره پلیس نیویورک فعالیت می ‌کنند از کارمندان غیرنظامی پلیس شهر هستند. اما این بنیاد که به عنوان یک مؤسسه معاف از پرداخت مالیات و غیرانتفاعی ثبت شده است، از منابع خصوصی کمک‌ های نقدی دریافت می ‌کند. لویت به ردگیری این کمک ‌های نقدی پرداخت و اگرچه نتوانست منشأ آنها را بیابد اما متوجه شد که این بنیاد در مجموع نزدیک به 300/000 دلار پول دریافت داشته است. وی نوشت: "ظاهرا این اولین بار است که اداره پلیس نیویورک که یک سازمان وابسته به شهرداری است، یک مؤسسه خصوصی متعلق به خود، اگرچه تحت پوشش دو کارمند غیرنظامی، را تأسیس کرده تا بودجه لازم برای برنامه ‌های خود را تهیه نماید":

ادامه نوشته

براندازی دولت اسلام گرای ترکیه توسط نظامیان فاش شد

به دنبال استعفای مقامات عالی رتبه نظامی در ترکیه، بحث درباره تقابل نظامیان سکولار و اسلام گرایان حزب عدالت و توسعه بالا گرفته است؛ موضوعی که هرچند عبدالله گل، رئیس جمهور این کشور، آن را حالتی بحرانی نمی داند و استعفای ژنرال ها را خواسته خود آنان می داند، اما کسی تردید ندارد که یکی از اولویت های دولت اردوغان، کوتاه کردن دست نظامیان از سیاست است.

حال پرسش اینجاست که نخستین برخورد جدی دولت اردوغان با نظامیان، از کجا و چگونه آغاز شد؟

به گزارش «تابناک»، روزنامه «صباح» گزارشی را منتشر کرده که بنا بر آن، نخستین تقابل دولت ترکیه با نظامیان این کشور، آشکارا در سال 2007 و در جریان تحقیق و تفحص در شبکه «ارگنکون» پدید آمد؛ شبکه ای که به انجام جنایت معروف و در آن سال متهم بود که افرادی در درون دولت ترکیه با این شبکه برای سرنگونی اردوغان همکاری می کنند.

بر پایه این گزارش، روند افشای این شبکه با پیدا شدن نارنجک های دست ساز در خانه ای در استانبول آغاز شد و به دنبال آن، شمار بسیاری از روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه و نظامیانی که احتمال می رفت با این شبکه در ارتباط باشند، بازجویی شدند.

این شبکه در آن زمان متهم بود که مجموعه ای از حملات تروریستی از جمله در حمله به شورای دولتی ترکیه و کشتن یک قاضی بلندپایه و همچنین قتل روزنامه نگار دست داشته است و این گونه بود که در مراحل دادگاه متهمان، تصمیم حمله به شورای دولتی ترکیه را به دلیل تصویب قانون ممنوع نبودن حجاب اعلام کردند.

بنابراین، 25 جولای، چهارمین سالروز بازجویی از اعضای این شبکه مخوف تروریستی بود. در این چهار سال، 223 مظنون دستگیر شده در دادگاه بر تلاش این گروه برای ساقط کردن دولت اسلامگرا شهادت دادند.

همچنین در روند رسیدگی به اتهامات افراد در یک مرحله، 118 نفر و در مرحله دیگر، هفت نفر از مظنونین اعتراف کردند که در قالب طرح «مقابله با واپس گرایان مرتجع» به دنبال براندازی دولت اسلامگرا بوده اند و به دنبال آن، چندین نفر از این متهمان آزاد شدند؛ اما رأی دادگاه هنوز اعلام نشده و گویا به زودی این رأی اعلام شود!

ادامه نوشته

دریفوس ، پروتکل و گلدستون

Dreyfus, The Protocols and Goldstone

February 21st, 2010 3:30 AM   Print

by Gilad Atzmon

Alan Dershowitz on Judge Goldstone: “But now I see him as a traitor… It’s as if they would have taken a Jew to edit the Protocols of the Elders of Zion. He uses his Jewish last name to kosher his slander of the Jewish People.”

For those who still cannot make their minds up about Jewish nationalism and the Zionist violent abuse of Western academic culture (tolerance, academic freedom, pluralism etc) Rabbi Shmully Hecht of Yale’s University Jewish society, gives an exemplary opportunity to see it all. Rabbi Hecht confronted Judge Goldstone last week while Goldstone was delivering an address at Yale University. Rabbi Hecht and his supporters held up a sign at the back of the conference room equating the Goldstone report with the Protocols of the Elders of Zion and the Dreyfus affair.

For a while, the Dreyfus affair and the Protocols were pretty effective Zionist propaganda tools, they were used mainly to silence criticism of Jewish power, Jewish lobbying and Israel. However, it is about time to face the truth.

Drawing a parallel between the Dreyfus affair, The Protocols of the Elders of Zion and the Goldstone report can also produce an interesting insight, but not for the reasons Rabbi Hecht or Dershowitz suggest. It allows us to look at Zionism in an historical perspective. We can review where Zionism started from and what it matured into.

The Dreyfus affair was a political scandal that divided France in the 1890s and the early 1900s. It involved the conviction for treason in 1894 of Captain Alfred Dreyfus, a young French artillery officer of Jewish descent. The Dreyfus affair had a huge impact on Herzl, the father of Zionism, who was assigned by a Viennese paper to cover the trial. Soon afterward, Herzl wrote Der Judenstaat (The Jewish State, 1896) and founded the World Zionist Organization.

During the last century Zionists regarded the Dreyfus Affair as an exemplary case of anti Semitism motivated by racial discrimination. In fact the Zionists were wrong. For a century they have been misleading themselves and others. French society at the time was divided about Dreyfus. The Left and the intelligentsia rushed to support the young officer, which led eventually to a 2nd trial. Dreyfus was exonerated and reinstated as a Major in the French Army in 1906. However, the case of Goldstone is totally different. The images of the IDF’s white phosphorus shells bursting over UN refugee shelters are engraved in our collective memory. As if this is not enough, initial Israeli denial of the usage of white phosphorous is also stored in our minds. The perception that Israel committed a massacre in broad daylight is not going to be wiped out either.

Unlike divided France that couldn’t make up its mind about Dreyfus, we are not divided about Israel being a criminal state and the biggest threat to world peace. The repulsion towards Israel and its brutality is actually a growing unifying force amongst humanists, peace lovers and the world at large. Israel will not be exonerated and considering the fact that it defines itself as the Jewish state, its crimes reflect disastrously on Jews as a collective, something that not even a dozen Jewish anti Zionist activists around the world can change. From an historical perspective it is rather clear that Israel has been very successful in exhausting the last drops of sympathy garnered for the idea of Jewish nationalism. As it happens, not a single humanist stands up against Goldstone or his balanced report.

But the truth must be said. As much as humanists are united behind the Goldstone report, our democratically elected leaders are failing to confront Israel and its Jewish lobbies. They rush to appease AIPAC, they pocket money given by Zionist lords and Israeli Lobbies. Interestingly enough, the political morbid conditions in which we live was actually described by an unusual fictional text that was published in 1903 namely, the Protocols of the Elders of Zion.

The Protocols is widely considered a forgery. It is a manual for a prospective new member of the "Elders", describing how they will run the world through control of the media and finance, replacing the traditional social order with one based on mass manipulation. Though the book is considered a hoax by most experts and regarded as a vile anti-Semitic text, it is impossible to ignore its prophetic qualities and its capacity to describe both the century unfolding and the political reality in which we live I am referring here to: AIPAC, The Credit Crunch, Lehman Brothers, Neocon wars,interventionist ideology, a British Foreign SecretaryListed as Israeli Propaganda (Hasbara) author trying to amendBritain’s ethical stand, aZionist by admission put on an inquiry panel to investigate why Britain launched a Zionist war and so on.

As it happens staunch Zionists such asDavid Aaronovitch,Nick Cohen and Alan Dershowitz use a very banal spin to divert the attention from the devastating prophetic reality depicted by the Protocols. A reality in which they themselves promote interventionist wars in our midst. Again and again they stress the fact that the Protocols was a forgery. They insist that we look at its anti Semitic origin while evading its content and meaning. However whether or not the Protocols is a fictional text or a forgery doesn’t change the fact that it explores our disastrous contemporary reality. A reality in which we are killing en mass the enemies of Israel in the ‘name of democracy’, a reality in which Dershowitz himself puts enormous effort into cleansing academia of any critical voices of Israel, Zionism and Jewish power in America and the West.

This is exactly where Goldstone is coming into the picture. In the last century we have been witnessing an evolving murderous Jewish nationalist movement. A movement that was born in part due to a calculated misinterpretation of the Dreyfus affair. For a century, the Zionist movement has managed to silence its critics using different tactics that are all explored in that fictional text from 1903. Zionism was very successful; it managed to mature into a state, at the expense of the Palestinian people. Only through violent expansionist methods including massacres and racially orientated ethnic cleansing have the Zionists and Israel managed to fulfill what they define as the Jewish national aspiration. But as Goldstone reveals, this aspiration matured into a criminal state that is terrorizing its indigenous population and threatening its neighbours

If we ever want to amend the reality we live in, we must curtail the Zionist operators in our midst, in the government, in politics, in the media, in academia, in finance and in the legal system. I am not talking here about Jews but about Zionists, people who are affiliated with a specific foreign tribal interest that counters universalism, ethics and humanism. Unless we do that we may soon have to face another Goldstone report investigating a much greater Zionist crime against humanity.

If we want to help Israelis and Jewish nationalists recover from their nationalist racist fanatical dream, we must persuade them that the Goldstone report is their new Bible, a recent catalogue of their departure from humanity.

-###-

by Gilad Atzmon http://www.gilad.co.uk/writings/dreyfus-the-protocols-and-goldstone-by-gilad-atzmon.html

دریفوس ، پروتکل و گلدستون

February 21st, 2010 3:30 AM February 21st ، 2010 3:30 چاپ

by Gilad Atzmon توسط Atzmon گیلاد

Alan Dershowitz on Judge Goldstone: “But now I see him as a traitor… It's as if they would have taken a Jew to edit the Protocols of the Elders of Zion. Dershowitz آلن در تاریخ قاضی گلدستون : "اما حالا من به او را به عنوان خائن... آن را به عنوان اگر آنها را گرفته اند یک یهودی را ویرایش پروتکل بزرگان صهیون. He uses his Jewish last name to kosher his slander of the Jewish People.” او با استفاده از نام خانوادگی یهودی خود را به او تهمت کوشر از مردم یهودی است. "

For those who still cannot make their minds up about Jewish nationalism and the Zionist violent abuse of Western academic culture (tolerance, academic freedom, pluralism etc) Rabbi Shmully Hecht of Yale's University Jewish society, gives an exemplary opportunity to see it all. برای کسانی که هنوز نمی تواند ذهن خود را در مورد یهودی و ملی گرایی خشونت آمیز سوء استفاده صهیونیست ها از فرهنگ غربی دانشگاهی (تحمل و مدارا ، آزادی آکادمیک ، پلورالیسم و غیره) خاخام Shmully Hecht جامعه یهودی دانشگاه ییل است ، فرصت می دهد نمونه برای دیدن آن همه. Rabbi Hecht confronted Judge Goldstone last week while Goldstone was delivering an address at Yale University. خاخام Hecht مواجه قاضی گلدستون هفته گذشته در حالی که گلدستون بود تحویل آدرسی که در دانشگاه ییل. Rabbi Hecht and his supporters held up a sign at the back of the conference room equating the Goldstone report with the Protocols of the Elders of Zion and the Dreyfus affair. خاخام Hecht و حامیان او برگزار شد تا نشانه در پشت اتاق کنفرانس معادل گزارش گلدستون با پروتکل بزرگان صهیون و ماجرای دریفوس.

For a while, the Dreyfus affair and the Protocols were pretty effective Zionist propaganda tools, they were used mainly to silence criticism of Jewish power, Jewish lobbying and Israel. برای در حالی که ، امر دریفوس و پروتکل بودند بسیار موثر ابزارهای تبلیغاتی رژیم صهیونیستی ، آنها عمدتا به انتقاد از سکوت قدرت یهودی ، لابی یهودی و اسرائیل مورد استفاده قرار گرفت. However, it is about time to face the truth. با این حال ، در مورد زمان به چهره حقیقت است.

Drawing a parallel between the Dreyfus affair, The Protocols of the Elders of Zion and the Goldstone report can also produce an interesting insight, but not for the reasons Rabbi Hecht or Dershowitz suggest. نقشه کشی موازی بین امر دریفوس ، پروتکل بزرگان صهیون و گزارش گلدستون همچنین می تواند تولید بینش جالب توجه است ، اما نه برای دلایل خاخام Hecht یا Dershowitz پیشنهاد. It allows us to look at Zionism in an historical perspective. این به ما اجازه می دهد در صهیونیسم در چشم انداز تاریخی نگاه کنند. We can review where Zionism started from and what it matured into. ما می توانیم بررسی که در آن صهیونیسم آغاز شده و آنچه از آن به بلوغ.

The Dreyfus affair was a political scandal that divided France in the 1890s and the early 1900s. ماجرای دریفوس رسوایی سیاسی است که فرانسه در تقسیم 1890s و 1900s اولیه بود. It involved the conviction for treason in 1894 of Captain Alfred Dreyfus, a young French artillery officer of Jewish descent. این شرکت اعتقاد راسخ به خاطر خیانت در سال 1894 سروان آلفرد دریفوس ، جوان افسر توپخانه فرانسوی تبار یهودی است. The Dreyfus affair had a huge impact on Herzl, the father of Zionism, who was assigned by a Viennese paper to cover the trial. ماجرای دریفوس به حال تاثیر عظیمی در تاریخ هرتسل ، پدر صهیونیسم ، که توسط کاغذ Viennese اختصاص داده بود برای پوشش محاکمه. Soon afterward, Herzl wrote Der Judenstaat (The Jewish State, 1896) and founded the World Zionist Organization. به زودی بعد از آن ، هرتسل نوشت Der Judenstaat (یهودی امور خارجه ، 1896) و تاسیس سازمان جهانی صهیونیستی.

During the last century Zionists regarded the Dreyfus Affair as an exemplary case of anti Semitism motivated by racial discrimination. صهیونیست ها در طول قرن گذشته در نظر گرفته امور دریفوس به عنوان نمونه مورد ضد سامی تبعیض نژادی انگیزه. In fact the Zionists were wrong. در واقع صهیونیست ها در اشتباه بودند. For a century they have been misleading themselves and others. برای قرن شده اند گمراه کننده خود و دیگران است. French society at the time was divided about Dreyfus. جامعه فرانسه در زمان مورد دریفوس تقسیم شد. The Left and the intelligentsia rushed to support the young officer, which led eventually to a 2nd trial. چپ و روشنفکران عجله برای حمایت از افسر جوان ، که در نهایت باعث شد از یک محاکمه 2nd. Dreyfus was exonerated and reinstated as a Major in the French Army in 1906. دریفوس تبرئه شد و به عنوان عمده در ارتش فرانسه در سال 1906 ابقاء. However, the case of Goldstone is totally different. با این حال ، مورد گلدستون است کاملا متفاوت است. The images of the IDF's white phosphorus shells bursting over UN refugee shelters are engraved in our collective memory. تصاویری از نیروهای دفاعی اسرائیل از فسفر سفید در پوسته ترکیدن بیش از پناهگاه های سازمان ملل متحد پناهنده هستند در حافظه جمعی ما حک. As if this is not enough, initial Israeli denial of the usage of white phosphorous is also stored in our minds. همانطور که در صورتی که این کافی نیست ، انکار اولیه اسرائیل از فسفر سفید استفاده شده است نیز در ذهن ما ذخیره می شود. The perception that Israel committed a massacre in broad daylight is not going to be wiped out either. ادراک که اسرائیل متعهد قتل عام گسترده ای را در نور روز است نمی شود یا از بین برود.

Unlike divided France that couldn't make up its mind about Dreyfus, we are not divided about Israel being a criminal state and the biggest threat to world peace. بر خلاف فرانسه تقسیم شده که نمی تواند ذهن را تشکیل می دهند خود را در مورد دریفوس ، ما در مورد اسرائیل که یک دولت جنایتکار و بزرگترین تهدید برای صلح جهانی نیست تقسیم شده است. The repulsion towards Israel and its brutality is actually a growing unifying force amongst humanists, peace lovers and the world at large. تنفر نسبت به اسرائیل و خشونت آن است در واقع یک نیروی متحد کننده در حال رشد در میان اومانیست ، دوستداران صلح و جهان است. Israel will not be exonerated and considering the fact that it defines itself as the Jewish state, its crimes reflect disastrously on Jews as a collective, something that not even a dozen Jewish anti Zionist activists around the world can change. اسرائیل نمی شود تبرئه و با توجه به این واقعیت که آن را خود تعریف می کند به عنوان دولت یهود ، جنایات خود را منعکس فاجعه در تاریخ یهودیان به عنوان جمعی ، چیزی است که حتی ده ضد یهودی فعالان صهیونیست در سراسر جهان می توانند تغییر کنند. From an historical perspective it is rather clear that Israel has been very successful in exhausting the last drops of sympathy garnered for the idea of Jewish nationalism. از منظر تاریخی آن است و نه روشن است که اسرائیل بسیار موفق در فرسوده کننده آخرین قطره از همدردی دست آورد شده است برای اندیشه ملی گرایی یهودی است. As it happens, not a single humanist stands up against Goldstone or his balanced report. همانطور که اتفاق می افتد ، نه تنها انسان می ایستد تا در برابر گلدستون یا گزارش متعادل است.

But the truth must be said. اما حقیقت را باید گفت. As much as humanists are united behind the Goldstone report, our democratically elected leaders are failing to confront Israel and its Jewish lobbies. تا آنجا که اومانیست ها در پشت گزارش گلدستون متحد ، دموکراتیک انتخاب رهبران ما هستند ناکامی در مقابله با اسرائیل و لابی یهودیان است. They rush to appease AIPAC , they pocket money given by Zionist lords and Israeli Lobbies. عجله دارند زودتر به دلجویی از AIPAC ، آنها پول توجیبی داده شده توسط اربابان صهیونیستی و لابی اسرائیل. Interestingly enough, the political morbid conditions in which we live was actually described by an unusual fictional text that was published in 1903 namely, the Protocols of the Elders of Zion. به اندازه کافی جالب توجه ، شرایط ناسالم سیاسی است که در آن زندگی می کنیم در واقع توسط متن داستانی غیر معمول که در سال 1903 منتشر شد یعنی توصیف شد ، پروتکل بزرگان صهیون.

The Protocols is widely considered a forgery. پروتکل به صورت گسترده ای در نظر گرفته جعل. It is a manual for a prospective new member of the "Elders", describing how they will run the world through control of the media and finance, replacing the traditional social order with one based on mass manipulation. این کتابچه راهنمای کاربر برای عضو جدید آینده نگر است "بزرگان" ، توصیف آنها چگونه خواهد دنیا را از طریق کنترل رسانه ها و امور مالی اجرا شود ، جایگزین نظم اجتماعی سنتی با یک دستکاری بر اساس دسته جمعی. Though the book is considered a hoax by most experts and regarded as a vile anti-Semitic text, it is impossible to ignore its prophetic qualities and its capacity to describe both the century unfolding and the political reality in which we live I am referring here to: AIPAC, The Credit Crunch , Lehman Brothers, Neocon wars, interventionist ideology , a British Foreign Secretary Listed as Israeli Propaganda (Hasbara) author اگرچه کتاب در نظر گرفته جعل توسط اکثر کارشناسان و در نظر گرفته به عنوان متن دون ضد سامی ، غیر ممکن است که چشم پوشی از کیفیت نبوی و استعداد خود را در هر دو قرن اتفاق می افتند و واقعیت سیاسی است که در آن زندگی می کنیم من در اینجا اشاره به شرح : AIPAC ، اعتباری صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ و غیره ، لیمن برادرز ، جنگ Neocon ، ایدئولوژی مداخله ، وزیر خارجه بریتانیا در فهرست به عنوان اسرائیل تبلیغات (Hasbara) نویسنده trying to amend Britain's ethical stand , a Zionist by admission put on an inquiry panel to investigate why Britain launched a Zionist war and so on. تلاش برای اصلاح اخلاقی ایستاده در انگلیس ، رژیم صهیونیستی توسط پذیرش قرار داده در میزگرد بررسی که چرا انگلیس راه اندازی جنگ رژیم صهیونیستی و غیره.

As it happens staunch Zionists such as David Aaronovitch , Nick Cohen and Alan Dershowitz use a very banal spin to divert the attention from the devastating prophetic reality depicted by the Protocols. همانطور که اتفاق می افتد صهیونیست ها ثابت قدم مانند دیوید Aaronovitch ، نیک کوهن و الن Dershowitz استفاده مبتذل چرخش بسیار پروتکل به منحرف کردن توجه از ویرانگر نبوی واقعیت به تصویر کشیده شده. A reality in which they themselves promote interventionist wars in our midst. واقعیت است که در آن خود آنها ترویج جنگ مداخله گرانه در میان ما است. Again and again they stress the fact that the Protocols was a forgery. دوباره و دوباره آنها استرس واقعیت است که پروتکل جعل شد. They insist that we look at its anti Semitic origin while evading its content and meaning. آنها اصرار دارند که ما در آن اصل ضد سامی در حالی که نگاه فرار محتوای آن و معنا. However whether or not the Protocols is a fictional text or a forgery doesn't change the fact that it explores our disastrous contemporary reality. با این حال یا نه پروتکل است متن داستانی یا جعل سند می کند این واقعیت است که آن را به بررسی فاجعه معاصر ما واقعیت را تغییر دهید. A reality in which we are killing en mass the enemies of Israel in the 'name of democracy', a reality in which Dershowitz himself puts enormous effort into cleansing academia of any critical voices of Israel, Zionism and Jewish power in America and the West. واقعیت است که در آن ما به جرم قتل en دشمنان اسرائیل در «به نام دموکراسی ، یک واقعیت است که در آن Dershowitz خود را می گذارد تلاش فراوان به پاکسازی دانشگاه ها از هر صدای انتقاد از اسرائیل ، صهیونیسم و قدرت یهودیان در امریکا و غرب است.

This is exactly where Goldstone is coming into the picture. این دقیقا همان جایی که گلدستون در حال آمدن است به تصویر. In the last century we have been witnessing an evolving murderous Jewish nationalist movement. در قرن گذشته ما شاهد بوده اند در حال تحول خونین جنبش ناسیونالیستی یهودی است. A movement that was born in part due to a calculated misinterpretation of the Dreyfus affair. جنبشی که در بخشی به دلیل misinterpretation محاسبه از امور دریفوس متولد شد. For a century, the Zionist movement has managed to silence its critics using different tactics that are all explored in that fictional text from 1903. برای قرن ، جنبش صهیونیستی توانسته است برای خاموش کردن منتقدان خود را با استفاده از تاکتیک های مختلف است که همه در متن داستانی است که از 1903 می گذرد. Zionism was very successful; it managed to mature into a state, at the expense of the Palestinian people. صهیونیسم موفق بود ؛ آن موفق به به حالت بالغ ، در هزینه از مردم فلسطین است. Only through violent expansionist methods including massacres and racially orientated ethnic cleansing have the Zionists and Israel managed to fulfill what they define as the Jewish national aspiration. فقط از طریق روشهای خشن و توسعه طلب از جمله قتل عام نژادی جهت گیری و پاکسازی قومی را صهیونیست ها و اسرائیل موفق به تحقق آنچه به عنوان آرمان ملی یهود را تعریف کنیم. But as Goldstone reveals, this aspiration matured into a criminal state that is terrorizing its indigenous population and threatening its neighbours اما به عنوان گلدستون نشان میدهد ، این آرمان را به دولت های جنایی است که ارعاب جمعیت بومی خود و تهدید همسایگان خود بالغ

If we ever want to amend the reality we live in, we must curtail the Zionist operators in our midst, in the government, in politics, in the media, in academia, in finance and in the legal system. اگر ما همیشه می خواهند به اصلاح واقعیت که ما در زندگی ، ما باید از اپراتورها صهیونیست ها در میان ما محدود ، در دولت ، در سیاست ، در رسانه ها ، در دانشگاه ها ، در امور مالی و در نظام قانونی است. I am not talking here about Jews but about Zionists, people who are affiliated with a specific foreign tribal interest that counters universalism, ethics and humanism. من در اینجا صحبت نمی کنم اما در مورد یهودیان صهیونیست در مورد افرادی که با منافع خاص خارجی وابسته به قبیله ای که جهان گرایی شمارنده ، اخلاق و ادبیات و فرهنگ. Unless we do that we may soon have to face another Goldstone report investigating a much greater Zionist crime against humanity. مگر در مواردی که ما انجام این کار ما به زودی ممکن است گزارش دیگری گلدستون بررسی جرم بسیار بیشتری صهیونیستی علیه بشریت را به صورت می شود.

If we want to help Israelis and Jewish nationalists recover from their nationalist racist fanatical dream, we must persuade them that the Goldstone report is their new Bible, a recent catalogue of their departure from humanity. اگر ما می خواهیم برای کمک به اسرائیلی ها و ملی گرایان یهودی از ملی خود را رویایی نژادپرست متعصب بهبود می یابند ، ما باید آنها را که گزارش گلدستون است جدید کتاب مقدس خود ، فروشگاه های اخیر از خروج خود را از بشریت متقاعد کردن.

-###- -###-

by Gilad Atzmon http://www.gilad.co.uk/writings/dreyfus-the-protocols-and-goldstone-by-gilad-atzmon.html توسط گیلاد Atzmon http://www.gilad.co.uk/writings/dreyfus-the-protocols-and-goldstone-by-gilad-atzmon.html

تیزر تامل برانگیز هدیه رسانه ای اعراب به ایران

بررسی تیزر اولین تلویزیون فارسی زبان عرب ها موید نکات قابل تاملی است.

به گزارش «فردا»، از چند روز پیش در شبکه های متعلق به کارتل رسانه ای MBC (شامل MBC1،MBC2،MBC کودکان، MBC4، MBC ACTION و شبکه خبری العربیه) تیزر MBC Persia با آهنگی تند به همراه پخش بخشی از فیلم های هالیوودی آغاز شده است.
 
«جذاب ترین ستاره» برای ما ایرانی ها!

بنابراین گزارش گوینده فارسی زبان این تیزر می گوید:«بزودی... شبکه ای برای شما، به زبان شما ... MBC Persia ... جدیدترین فیلم های هالیوودی برای شما به زبان شما... جذاب ترین هنرمندان هالیوودی را ببینید... MBC Persia»

اولین صحنه تیزر پخش تصویری از یک بازیگر مشهور آمریکایی است.

سپس کات به صحنه های دیگر که سرشناس ترین بازیگران هالیوود در آن بازی می کنند؛ با این تفاوت که زن ها بسیاری در حالات ابهام برانگیزی نشان داده می شوند.

در لحظه ای دیگر از این تیزر، هنگامی که عبارت « The Hollywood Hottest stars» بر روی صفحه تلویزیون حک می شود، گوینده می گوید «برای شما»! و سپس چند تصویر از ...

با نگاهی گذرا بر سابقه این شبکه ها و تحلیلی بر تیزر پخش شده می توان به آسانی به هدف اصلی تاسیس این شبکه که چیزی جز سرگرمی است، پی برد.

شبکه MBC Persia تلویزیونی 24 ساعته خواهد بود که فیلم های هالیوودی را با زیرنویس فارسی پخش خواهد کرد.

 درباره MBC
 
این سه حرف کلمه اختصاری مرکز پخش رسانه ای خاورمیانه (Middle East Broadcasting Center) می باشد، حروف اختصاری شرکتی که متعلق به ولید بن ابراهیم آل ابراهیم از شاهزادگان آل سعود است؛ شرکتی که هیچ گاه لیست سهامدارانش به طور عمومی منتشر نشده اما همه به وابستگی آن به خاندان سلطنتی آل سعود اشراف دارند.

راه اندازی این شرکت و اولین شبکه آن در سال 1991، اولین شبکه 24 ساعته رایگاه جهان عرب را رقم زد.

در 16 سال گذشته، mbc با برنامه های شبانه روزی و گسترش امپراتوری خود به زبان های دیگر، ضمن کسب تبلیغ های چند ملیتی توانست ساکنان دیگر اقصی نقاط جهان را نیز به خود جذب کند.
به هنگام تاسیس اش، mbc برنامه های سرگرم کننده ی آمریکایی و انگلیسی ای که در خاورمیانه محبوب بودند را نمایش می داد، هم چنین اخبار ساعت 9 شب این شبکه از جمله برنامه های ثابت بینندگان جهان عرب بود.

اما امروزه mbc برنامه های خبری، خانوادگی و سرگرمی مختلفی را به بیش از 150 عرب زبان سرتاسر جهان ارائه می دهد و همزمان نیز امکانات سخت افزاری و نرم افزاری اش جهت تحکیم خود را گسترش داد.

طی چند سال اخیر، mbc با ارائه طیف گسترده ای از جذابیت ها متناسب با سلایق مختلف توانست مخاطب خود را کسب کند.

مقر اصلی این شرکت در مدیا سیتی دوبی قرار دارد و با بیش از 1000 کارمند در سرتاسر جهان مشغول به فعالیت است.

Mbc1 طی سالهای فعالیت خود توانست تا سردمداری تلویزیون های منطقه را با پخش برنامه های مختلف و منحصر بفرد در منطقه بدست آورد.

در پی موفقیت بخش های خبری شبکه mbc1، مدیران آن به این فکر افتادند تا برای نفوذ بیشتر بر جریان خبری، یک شبکه مستقل خبری را تاسیس نمایند.

از این رو در سال 2003، تلویزیو 23 ساعته العربیه تاسیس شد و طی چند ماه به یکی از پرمخاطب ترین منابع خبری تبدیل گردید.

همزمان Mbc2 نیز به پخش 24 ساعته فیلم های هالیوودی با زبان اصلی و زیرنویس عربی ادامه داد و mbc3 نیز برای سرگرمی کودکان بعنوان اولین شبکه کودکان در خاورمیانه تاسیس شد.

شبکه mbc4 نیز که اخیرا دچار تحولات شگرفی شده است نیز تنها به ارائه برنامه های خانوادگی مختص زنان آمریکا با زیرنویس عربی برای زنان عرب می نماید.

هم چنین گروه مستندسازی O3 نیز بعنوان یک گروه مستندساز پیشرو در فستیوال های بین المللی از سوی این گروه تاسیس شد.

رادیو های پانوراما و ام بی سی اف ام نیز از دیگر زیرمجموعه های این کارتل هستند.

گفتنی است، MBC PERSIA اولین شبکه این شرکت برای غیرعرب ها خواهد بود.

جالب توجه است که چند ماه پیش نیز رابرت مورداک، غول رسانه ای آمریکا نیز برای رقابت با MBC2، شبکه FOXMOVIES را راه اندازی کرده است که آن هم به پخش فیلم های هالیوودی با زیرنویس عربی می پردازد، اما تاکنون اقبالی نیافته است.

حال با توجه به موفقیت روزافزون شبکه های MBC و ارائه اولین شبکه غیرعرب این شرکت برای ایرانی ها زنگ خطر برای مسئولان فرهنگی کشورمان را به صدا در آمده است.

تروریسم سازمانی

نقش بهزادنبوی وسازگاراوعطریانفرو ...وسازمان مجاهدین(انقلاب)درشهادت رجایی وباهنر

درباره پرونده مبهم انفجار نخست وزيريپرونده ناتمام يك انفجار

پرونده انفجار دفتر نخست وزيري، با وجود آنكه شهادت چند تن از كارگزاران نظام را در خود دارد و ابعاد فاجعه از نظر كمّي قابل مقايسه با انفجار 7 تير حزب جمهوري اسلامي نيست اما همواره حساسيت هاي فراواني را در خود داشته و ناظران سياسي كماكان از آن به عنوان يكي از نقاط كور تاريخ انقلاب ياد مي كنند.اگرچه سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بلافاصله پس از اين انفجار مسئوليت آن را برعهده گرفت اما حواشي اين رويداد، نشان داد، اين اعلام، بيشتر به يك اظهار وجود و اعلام قدرت كاذب شبيه بوده تا واقعيت.مسعود كشميري عامل انفجار دفتر نخست وزيري كه در روزهاي آخر حتي تا مقام دبيري شوراي عالي امنيت ملي نيز ارتقا يافته بود، پس از اين انفجار از كشور گريخت.

بهزاد زمان شهادت رجایی و باهنر

                                    

 ماجراي روز واقعه دفتر نخست وزيري، بارها طي سالهاي اخير دهان به دهان گشته است: ساعت 3 بعدازظهر، جلسه شوراي امنيت ملي؛ حاضران: محمدعلي رجايي رئيس جمهور، محمد جواد باهنر نخست وزير، مسعود كشميري دبير شوراي امنيت بالاي ميز جلسه نشسته اند. تيمسار وحيد دستجردي كنار باهنر و بعد از او اخياني به جاي فرماندهي ژاندارمري كل نشسته، در كنار وي به ترتيب تيمسار كتيبه، سرورالديني معاون وزير كشور، خسرو تهراني از اطلاعات نخست وزيري، كلاهدوز قائم مقام سپاه يك طرف ميز بودند و طرف ديگر ميز تيمسار شرف خواه معاون نيروي زميني، سرهنگ وحيدي معاون هماهنگي ستاد مشترك، سرهنگ وصالي فرمانده عمليات نيروي زميني، و سرهنگ صفاپور فرمانده عمليات ستاد مشترك قرار دارند. ضبط صوت بزرگ كشميري كه مخصوص ضبط جلسات است، درست نزديك رجايي و باهنر قرار مي گيرد و در اثناي جلسه...   كشميري از ساختمان نخست وزيري و به تبع آن از كشور خارج مي شود اما يك گروه نام آشنا در دفتر اطلاعات نخست وزيري، اصرار دارند كه كشميري در جريان انفجار شهيد شده و از او فقط خاكستري مانده است! 

سرهنگ كتيبه درباره واقعه روي داده در گفتگو با هفته نامه سروش مورخ 6/8/1361 مي گويد: «جناب سرهنگ «كتیبه» شما كه خود در جلسه 8 شهریور حضور داشتید توضیح بفرمایید كه موضوع آن جلسه چه بود و حادثه انفجار چگونه رخ داد؟...من موقع ورودم به اتاق كنفرانس مشاهده نمودم كه آن خائن از خدا بی‌خبر («كشمیری») در حال ورود به جلسه است... قبل از همه مرحوم «شهید وحید دستجردی» گزارش وقایع هفته شهربانی را عنوان كرد...
مرحوم كلاهدوز هم در آن جلسه از طرف سپاه پاسداران حضور داشت ... در همین لحظات كه بحث و گفتگو در جلسه ادامه داشت من ناگهان احساس كردم همین‌طور كه روی صندلی نشسته بودم بی‌اراده سرپا ایستاده و تمام صورتم و مخصوصاً پیشانیم بشدت می‌سوزد...
مسئله‌ای كه برای من اهمیت دارد، شدت انفجار بود كه ما صدای آن را در آن لحظه نشنیدیم، ولیكن پرده‌های گوش افرادی كه آنجا بودند تمام پاره شده بود...»

بهزاد حالا

 خبرگزاري فرانسه به نقل از خبرگزاري پارس (كه بعدها به خبرگزاري جمهوري اسلامي ايرنا تغيير نام يافت) اعلام كرد، گروه مجاهدين خلق در انگلستان طي اطلاعيه اي مسئوليت اين انفجار را پذيرفته اند.  با اين حال بهزاد نبوي، در مصاحبه مندرج در كتاب "بيم ها و اميدها" تأكيد مي كند توجه كنید! منافقین [مجاهدین خلق]، هرگز مسئولیت فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی و انفجار نخست‌وزیری را كه طی آن بسیاری از چهره‌های شاخص نظام و انقلاب به شهادت رسیدند، به عهده نگرفتند. 

اصرار برخي اعضاء دفتر اطلاعات نخست وزيري بر شهادت كشميري از ديگر نقاط مبهم در اين پرونده است به طوريكه با گذشت روز پس از انفجار، روابط عمومي نخست وزيري در اطلاعيه اي با تأكيد بر اينكه پيكر سومي كه توسط مردم تشييع شده متعلق به كشميري نبوده بلكه جسد سيد عبدالحسين دفتريان مديركل مالي اداري نخست وزيري بوده است، افزود: بر اساس همین گزارش پیكر «شهید مسعود كشمیری» در واقعه انفجار متلاشی شده بود، كه قسمتهای بدست آمده نیز همراه سه شهید دیگر به خاك سپرده شده است!

 

تشييع تابوت خالي به نام کشميري در مقابل مجلس شوراي اسلامي، مسعود کشميري

 نويسنده كتاب شنود اشباح پس از اشاره به اين اطلاعيه، چنين مي نويسد: «در این اطلاعیه رسمی كه سندی غیرقابل انكار می‌باشد، به دروغ نه تنها «مسعود كشمیری» به عنوان شهید اعلام می‌گردد، بلكه پس از افشای كذب بودن، بر دفن قسمتهای بدست آمده از جسد وی! به همراه سه شهید دیگر تأكید می‌گردد... نكته عجیب دیگر اینكه مطابق قسمت اول اطلاعیه: «شهید دفتریان» در اثر خفگی شهید شده و نه سوختگی. پس پیكر او از ابتدا قابل تشخیص هویت بوده، پس چگونه او را با «مسعود كشمیری» اشتباه گرفته بودند؟ و الله یشهد انَّ‌المنافقین لكاذبون»

همسر شهيد دفتريان نيز درگفتگو با همان شماره هفته نامه سروش مي گويد: «این قدر می‌دانم كه ساعت حدود هشت و چند دقیقه‌ای بود كه نام «كشمیری» را به عنوان سومین شهید نام بردند حتی تا ساعت 2 آنروز هم نام «دفتریان» به عنوان شهید اعلام نشد و فردا بعدازظهر ساعت 2 نام «دفتریان» را اعلام كردند. معلوم شد كه به هرحال شهید اول و دوم و سوم هم «كشمیری» و چهارم شهید «دفتریان» ولی چون سه جنازه بیشتر حمل نشد یكی جنازه «شهید رجایی» ‌و یكی جنازه «شهید باهنر» كه سوخته بودند و غسل نمی‌خواستند ولی جنازه ما تا رفت، شسته شد و دفن كردیم حدود سه بعداز ظهر شد و فردای آن روز كه من و خانم «باهنر» و خانم «رجایی» كه قرار گذاشتیم با هم صبح به بهشت زهرا برویم در آنجا متوجه شدم كه بعد از جنازه «دفتریان» جنازه «كشمیری» دفن شده كه این برای من سؤال شد كه دو تا جنازه كه سوخته بود كنار هم دفن شده بود. مگر نگفتند كه كشمیری هم سوخته بود خوب این هم باید سریع دفن می‌شده. چطور شد كه دو تا جنازه سوخته كنار هم بعد از آن جنازه‌ای كه سوخته نشده و بعد از آن یك خشتی زده‌‌اند و نوشته‌اند «كشمیری» به هر حال این سؤال برای ما بود...» 

هاشمي رفسنجاني در كتاب عبور از بحران درباره اين ماجرا مي نويسد: «دوشنبه 9 شهریور [1360]... جنازه‌ها را به سالن مجلس آورند، مشاهد كردم. سخت سوخته بودند. آقایان «باهنر» و «رجایی» را فقط از داندانهای طلای جلو دهان و آسیابشان، می‌شد تشخیص داد. علامت دیگری نمانده بود.   مقداری گوشت [؟!] هم در كیسه نایلونی [جمع] كرده بودند؛ به عنوان فرد دیگری به نام «مسعود كشمیری» منشی جلسه»

 سيد رضا زواره اي نماينده وقت مجلس شوراي اسلامي در سؤالي از وزير دادگستري وقت، مي پرسد: «هیچ‌گاه ندیدیم، كه به صورت سؤال در رسانه‌ها، چه روزنامه‌ها و چه رادیو و تلویزیون مطرح بشود، كه مثلاً انفجار حزب جمهوری اسلامی، نتیجه تعقیبش به كجا انجامید؟ مسئله نخست‌وزیری به كجا انجامید؟ آنچه در این قضیه جلب توجه می‌كند، این است كه این عوامل نفوذی یك شبكه بهم پیوسته‌ای هستند كه عواملشان را به راحتی در جاهای حساس نفوذ می‌دهند.» 

جمع كردن مقداري خاكستر در يك كيسه نايلون به عنوان جسد كشميري، ورود شيون كنان يك زن به عنوان همسر شهيد با فريادهاي مسعود مسعود، تشييع با شكوه تابوت منتسب به كشميري با شعار "كشميري چي شد؟ كشته شد!" به روي دست مردم و خلاصه اغفال مسئولين توسط يك باند محفلي در اطلاعات نخست وزيري در حالي صورت مي گرفت كه مسعود كشميري براي خروج از كشور نياز به فرصت و عدم حساسيت بود و يقيناً بر روي يك فرد كشته شده و بيجان كمترين حساسيتي وجود ندارد!

 آيت الله امامي كاشاني نيز، همچون بسياري ديگر، پرونده انفجار دفتر نخست وزيري را مبهم مي پندارد. امام جمعه موقت تهران در خاطراتي كه در ماهنامه شاهد ياران به چاپ رسيد، مي گويد: «این سوال پیوسته مطرح خواهد بود که عوامل نفوذی چگونه توانستند تا این سطح رسوخ کنند... اندکی دقت نشان می دهد که وسعت اقدامات این گروه تا بدان پایه است که از عامل واقعی جنایت دفتر نخست وزیری، شهید! می سازد. بسیار ساده لوحانه است اگر گمان کنیم این اشتباه سهوا پدید آمده که تکه هایی را که به عنوان تکه های بدن کشمیری در یک کیسه پلاستیکی جمع شده با عنوان شهید کشمیری! مطرح شود، ولی جسد سالم برادر شهیدمان، دفتریان تا 48 ساعت به عنوان یکی از شهدای حادثه، اعلام نشود.»

 زواره اي در بخش ديگري از سؤال خود بر نكته مهمي انگشت مي گذارد. سازمانهاي جاسوسي امريكا كه مقدمات ارتقاء كشميري تا اين حد را فراهم كرده اند، نفوذيهاي به مراتب قويتري در دستگاهها دارند كه حاضرند اين مهره كارآمد را قرباني كنند.

 

سعيد حجاريان، خسرو تهراني و علي يونسي

 نويسنده كتاب شنود اشباح اما در گفتگو با منبعي كه از آن با عنوان منبع (ص) ياد مي كند، ناگفته هاي بيشتري از چگونگي پخش خبر جعلي شهادت كشميري را بازگو مي نمايد: «از مصاحبه محقق با «منبع (ص)»- بحث شهید سازی از «كشمیری» خبیث:.. ببین بعد از انفجار هیچ نشانه‌ای از مجروح شدن یا كشته شدن «كشمیری» نبود... آقای «بهزاد باستانی» كه معاون و رئیس‌ دفتر «بهزاد نبوی» بود، «محمد سازگارا» معاون سیاسی اجتماعی «بهزاد نبوی»، «علی‌اكبر تهرانی»، «بیژن تاجیك» و «محمد رضوی» بودند كه به نحوی هسته اولیه پخش خبر شهادت «كشمیری» ملعون به حساب می‌آمدند... (ص595)
باز بین همین جمع پنج تایی هم «سازگارا» و «باستانی» به نظرم توی روابط عمومی [نخست‌وزیری]، روی این قصه كه «كشمیری» كاملاً سوخته و هیچ چیزی جز خاكستر ازش نمانده، خیلی محكم مانور كرده بودند... رئیس ‌روابط عمومی نخست‌وزیری یكی بود به نام «محمد دوائی» كه خبر صددرصد كذب شهید شدن «مسعود كشمیری» را به رادیو می‌دهد، كه اعلام می‌شود به عنوان شهید «كشمیری»...

 

محسن سازگارا، در حال مشاوره دادن به نومحافظه کاران آمريکايي

س) خود آقای «بهزاد نبوی» توی آن بحبوحه انفجار كجا بود؟ [«منبع (ص)»:]... تقریباً همزمان با آتش‌سوزی ساختمان، «بهزاد نبوی» به سمت مجلس رفته بود و خودش را به رئیس مجلس رسانده بود. درست همون لحظه همه از مجلس برای كمك به جهت برعكس می‌رفتند... اگر روال ظاهری قضایا انجام می‌شد و تابوت جنازه خیالی «كشمیری» باز نمی‌شد، الان یك تابوت خالی در كنار قبر «شهید رجایی» و «باهنر» وجود داشت، به نام «شهید مسعود كشمیری».
س) در بحث تابوت و جنازه درست شده «كشمیری»، عوامل آن دقیقاً چه كسانی بودند؟ [«منبع (ص)»:] «علی اكبر تهرانی»، «محمدمحسن سازگارا»، «نادر قوچكانلو» و «سیف‌الله ابراهیمی»، بدون كوچكترین دلیل از مجروحیت یا قتل «كشمیری» از خاكسترهای محل انفجار، یك جنازه ساختگی كه داخل پلاستیكی ریخته شده بود، را به اسم بقایای پیكر مطهر «شهید كشمیری» همراه با جنازه‌های واقعی «شهید رجایی» و «شهید باهنر» به مرأسم تشییع، برای دفن به بهشت‌زهرا فرستادند... البته این تیم هماهنگ‌كننده تشییع جنازه، صبح روز تشییع جنازه‌ها یعنی نهم [شهریور] توسط «بهزاد نبوی» در نخست‌وزیری تشكیل شده بود...
س)‌در بحث دفن توی بهشت‌زهرا چه شد؟
[«منبع‌(ص)»:] حالا چون جلوی مجلس كار برای اونها از حالت پیش‌بینی شده خارج شده بود؛ در بهشت زهرا هم دچار مشكل شد. یعنی دفن جنازه ساختگی، غیرقانونی انجام می‌شود. نظریه پزشكی قانونی، جواز دفن و مراحل اداری و كارهای دفتری در بهشت زهرا برای «كشمیری» انجام نشد. در حالیكه همه این تشریفات برای «شهید رجایی» و «شهید باهنر» انجام شد... كه همان موقع نماینده سپاه [پاسداران انقلاب اسلامی] در پزشكی قانونی به مسئولین بهشت‌زهرا در مورد اجازه دفن برای «كشمیری» شدیداً اعتراض كرده بوده...
س) او كه بود؟
[«منبع (ص)»:] اسمش «تاجیك» بود. اسم كوچكش یادم نیست. ولی فامیلی‌اش «تاجیك» بود...در زمینه دفن جنازه‌ها هم مهندس «صنیع‌پور» بود، قائم‌مقام «بهزاد نبوی». «سازگارا» بود و «علی‌اكبر تهرانی» كه جالبه دائماً با «بهزاد نبوی» در تماس بودند...بعد از اینكه تدفین صورت گرفت، «بهزاد نبوی» یك عده‌ای را دعوت كرد كه به اصطلاح تیم تحقیق و بررسی انفجار نخست‌وزیری باشند كه خودش هم آن را سرپرستی می‌كرد. دسته اول آنها «خسرو تهرانی»، «محمد رضوی»، «علی‌اكبر تهرانی»، «بیژن تاجیك» و «سعید حجاریان» بودند. دسته دوم هم سرهنگ «حجاری» رئیس شهربانی و چند نفر از آگاهی و یك نفر از سپاه بود، كه البته همه كارها با دسته اول پیگری شد و دسته دوم بیشتر جنبه تشریفاتی داشت...نكته عجیب هم وجود داشت كه یك زنی به عنوان همسر «شهید كشمیری» در مرأسم ختم شهدا شركت داده شده بود، در صورتی كه زن «كشمیری» با بچه‌هایش فراری بودند...خانواده كشمیری را هم به عنوان خانواده شهید در مدرسه عالی «شهید مطهری» آورده بودند [!]...دسته اول بدون مجوز دادستانی، منزل «كشمیری » را تفتیش می‌كنند و اسناد و مداركی را غیرقانونی ضبط می‌كنند كه ظاهراً سر از كمیته اداره دوم در آورده بود. گویا در مورد سوابق كار «كشمیری» توی اداره دوم و نیروی هوایی بود كه بعداً هم روی این اسناد با بازپرسی ویژه، كش و قوس شد... در حقیقت همین تفتیش غیرمجاز باعث شد كه دادستان كل كشور، بازپرس ویژه‌ای را جهت بررسی انفجار نخست‌وزیری مأمور بكند. این بازپرس ویژه دسته تحقیق اول را منحل اعلام كرد كه «بهزاد نبوی» شدیداً مخالت كرد. بعداً همین بازپرسی ویژه دادستان كل، بعضی از افراد دسته اول را دستگیر و ممنوع‌الملاقات كرد... نكته‌ای كه وجود داشت، این بود كه در حقیقت آقای «بهزاد نبوی» رسیدگی به موضوع را به دوستان صمیمی و همكارهای خود «مسعود كشمیری» سپرده بود، كه ظاهراً همین‌ها بعدها گفتند كه «سازگارا» از طرف «بهزاد» مسائل پزشك قانونی را داشته پیگری می‌كرده و برای بررسی و تشخیص نوع بمب هم باز به دعوت «بهزاد نبوی» عده‌ای از مراكز مختلف آمده بودند، كه با نظر خود او هماهنگ بودند...
س) چرا منزل «كشمیری» بدون هماهنگی دادستانی تفتیش شده بود؟
[«منبع (ص)»:] خب این را برو از آقای «بهزاد نبوی» بپرس. بگو فلانی [نام منبع] پرسید هم «كشمیری» هم «جواد قدیری» خانه‌هایشان به دستور شما كه صلاحیت قضایی انجام چنین كاری نداشتی، تفتیش شده. چرا؟ (ص599-595)» (جواد قديري شوهرخواهر محمد عطريانفر است كه با فرار از ايران به گروهك ممنافقين پيوست)

 

محمد عطريانفر و شوهر خواهر سابقش جواد قديري

 سيدرضا زواره اي در ادامه سؤال خود از وزير وقت دادگستري كه در صورتجلسه 345 مجلس شوراي اسلامي منعكس است، سؤالي كليدي درباره چگونگي ورود كشميري به نخست وزيري مطرح مي سازد: «كشمیری» چه كسی است؟ «كشمیری» قبل از انقلاب، مدیر عامل یك شركت انگلیسی است و رفت وآمدهای مشكوكی در جزایرخلیج [فارس] دارد. مداركی كه از خانه‌اش به دست آمد، خانواده‌ای بی‌قید و بی‌بند و بار دارد... ایشان از طریق دادستانی كل انقلاب در ابتدای انقلاب به اداره دوم ارتش معرفی می‌شود و می‌رود، در آنجا مشغول كار می‌شود. یعنی یك مركز حساس و مركز اسرار مهم مملكت. از اداره دوم به نیروی هوایی... این چه شبكه‌ای است كه این قدر نفوذ دارد و این را این قدر رشدش می‌دهد؟ مسائلی كه در همین چند روزه، برادرانی از نیروی هوایی در مورد اقدامات «كشمیری» می‌گفتند، درخور توجه است... شخصی به نام ستوان یكم «هرمز یعقوبی» می‌رود، از كنار خیابان، یقه‌اش را می‌گیرد، می‌آورد كیفش را می‌گیرند باز می‌كنند. می‌بینند یك مقدار اسناد سری درون كیفش است و دارد می‌برد... باز بچه‌های نیروی هوایی می‌گفتند: كه یك كامیون اسناد سری تحت عنوان كاغذ باطله از نیروی هوایی به وسیله «كشمیری» خارج می‌شود... مطلب دیگر آقای «كشمیری»، ‌به عنوان سرپرست كمیته خنثی سازی كودتای نوژه تمام جریانات كودتای نوژه را در دست می‌گیرد و یك عاملی كه قرائن نشان می‌دهد به احتمال زیاد عضویت (سی.آی.ا) را دارد، تمام سرنخهای اصلی (س-آی-ا) را در این كودتای خائنانه كور می‌كند و قطع می‌كند و بعد چطور می‌شود؟‌ چه شبكه قوی هست كه این را می‌آورد در نخست‌وزیری؟ بعد از این همه مسائل؟... سوال اینجاست كه چه كسی صلاحیت «كشمیری» را برای ورود به نخست‌وزیری تأیید كرد و چگونه او را آوردند در نخست‌وزیری؟... بعد از آنكه «كشمیری» خانه تكانی كرده و همه اسنادش را برده، درست برای ساعت 3 كه نخست‌وزیری منفجر می‌شود، یك ماشین می‌آید در خانه‌اش و زن و بچه‌هایش را برمی‌دارد و می‌برد... (ص610-608)»

 كشميري در جلسه روز واقعه در مكاني كه براي استقرار خسرو تهراني معاون وقت اطلاعات نخست وزيري بوده، مي نشيند و در حين جلسه برخاسته براي رئيس جمهور چاي مي ريزد و پس از گفتگويي كوتاه با تهراني از جلسه خارج مي شود. ارسال اين پرونده به دادگستري و جلوگيري از رسيدگي به آن توسط سيد اسدالله لاجوردي در حاليكه پرونده هاي مرتبط با منافقين همگي در اختيار وي به عنوان دادستان انقلاب تهران قرار مي گرفته، از ديگر نقاط مبهم اين پرونده است.

حجت الاسلام روح الله حسينيان رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي در سخنراني 10/6/1379 خود در اين زمينه مي گويد: «اینها چنان تظاهر به خط «امامی» می‌كردند كه خط «امام» را در انحصار خودشان قرار داده بودند و گفتند كه فقط ما در خط «امام» هستیم... اولین خیانتی كه كردند شهادت مرحوم «شهید رجایی» و «شهید باهنر» بود، آنها اطلاعات نخست‌وزیری را داشتند و می‌دانستند «كشمیری» منافق است. با او سابقه‌دار و هم بند بودند. او را آوردند در نخست‌وزیری و به پستهای بالا ارتقاء دادند... بلافاصله آمدند، یك جنازه برای «كشمیری» درست كردند... وقتی با اعتراض و آگاهی دیگران روبرو شدند، آمدند این شعار را ترفند خودشان قرار دادند كه بله ما می‌دانستیم، می‌خواستیم منافقین «كشمیری» را خارج نكنند، تا دستگیرش كنیم! تنها كسی كه به این مسئله پی‌ برد و رحمت خدا بر او باد، مرحوم «شهید لاجوردی» بود. پرونده‌ای تشكیل داد، عده‌ای از اینها را دستگیر كرد. یك نفر به نام «تقی محمدی» كاردار ایران در افغانستان بود. دستگیر شد. آمد تا شروع كرد به پرده برداشتن از مسائل، یك روز بعد جنازه او را كف سلول دیدند! نفوذ داشتند [-] یكی از همین منافقین به نام «قدیری» در اوین بود [-] او [«تقی محمدی»] را كشتند و نگذاشتند پرونده [«كشمیری»] پیگیری شود.»

 تقي محمدي عضو دفتر اطلاعات نخست وزيري همان فرديست كه رسانه هاي بيگانه بلافاصله پس از انتخاب احمدي نژاد به رياست جمهوري با انتشار عكس او مدعي شدند، احمدي نژاد در گروگانگيري سفارت امريكا حضور داشته است. سعيد حجاريان از اعضاء وقت اطلاعات نخست وزيري اما با رد اين اظهارات تأكيد كرد، عكس مورد نظر مربوط به تقي محمدي است كه در زندان خودكشي كرد. حجاريان از ارتباط نزديكي با محمدي برخوردار بوده است. تقي محمدي پس از انفجار دفتر نخست وزيري به سفارت ايران در افغانستان رفته و به عنوان كاردار سفارت منصوب مي شود با اين حال، تقي محمدي درحالي از سوي لاجوردي به تهران فراخوانده مي شود كه گمان مي رود، وي اطلاعات مناسبي درخصوص نقاط مبهم اين پرونده ناتمام دراختيار دارد اما پس از آنكه وي حاضر به همكاري مي شود، ادعا مي شود با كمربند خود را حلق آويز كرده است.

 

تقي محمدي ، سعيد حجاريان

 بهزاد نبوي كه همواره اتهم ارتباط سازمان مجاهدين انقلاب با انجار نخست وزيري را رد كرده است، در گفتگويي با روزنامه دوران امروز 21/2/1379 در اين خصوص مي گويد: «این خیلی جالب است. بحث انفجار نخست‌وزیری را در مرحله اول به بنده منتسب كردند و در مرحله بعد نیز خواستند سازمان [مجاهدین انقلاب] را به همراه من در پرونده، شریك و ذینفع كنند... تا خیلی جاها هم پیش رفتند. علیرغم اینكه «امام رحمه‌الله علیه» در سال 1364 و یا 1365 بر اساس گزارش رئیس قوه قضائیه وقت، آقای «موسوی‌اردبیلی»، دادستان كل كشور [آقای «موسوی خوئینی‌ها»] و دادستان انقلاب اسلامی، آقای «رئیسی» كه در یك جلسه، هر سه به حضور «امام (ره)» رسیدند. در آنجا گزارش پرونده را پس از بازجویی‌های مفصل از تمام افرادی كه در این زمینه متهم بودند، انجام داده بودند. گزارش نتایج را به ایشان ارائه دادند. ایشان دستور مختومه شدن پرونده را به دلیل عدم وقوع بزه صادر كردند و حتی دستور دادند كسانی كه در این پرونده سازی شركت داشته‌اند، تحت پیگرد قرار بگیرند؛ تا اینكه معلوم شود، این افراد از كجا آمده‌اند و چرا علیه خدمتگزاران انقلاب و نظام، پرونده‌سازی می‌كنند، كه البته این كار هرگز انجام نشد...»

 ادعاي كذب بهزاد نبوي درباره مختومه شدن اين پرونده از سوي امام (ره) و اشتياق وي به اين مسئله در حالي صورت مي گيرد كه اين پرونده هيچ گاه مختومه نشد و تنها با اصرار برخي مسئولان قضايي وقت از جمله محمد موسوي خوئيني ها (كه از قبل از انقلاب ارتباط نزديكي با حلقه نازي آباديها داشت)، به دليل شرايط ويژه كشور، جنگ و لزوم حفظ انسجام، مسكوت ماند.

 هاشمي رفسنجاني در خاطرات سال 63 خود كه اخيراً منتشر شده است، مي نويسد: «دو سه نفر از بازپرسان زندان اوين آمدند. براي تعقيب پرونده انفجار نخست وزيري، پيشنهاد دستگيري بعضي از مسئولان معروف را داشتند. قبلاً هم از امام اجازه خواسته اند. امام آن را به شيخ يوسف صانعي دادستان كل كشور ارجاع داده اند؛ ضررهاي احتمالي را تذكر دادم.» در پاورقي همين بخش آمده است: « در پرونده انفجار نخست وزيري و شهادت دكتر باهنر و محمد علي رجائي، افراد مختلفي متهم شدند. از جمله آقاي علي تهراني يكي از كاركنان نخست وزيري به علت اينكه معرّف مسعود كشميري –عامل بمب گذاري – بوده و با وي رفاقت داشته، دستگير شد. بعد از دستگيري علي تهراني، پاي افراد ديگري مانند مهندس بهزاد نبوي –وزير صنايع سنگين-، خسرو قنبري تهراني –رئيس اداره اطلاعات نخست وزيري- و چند نفر ديگر به ميان آمد. به اين پرونده رسيدگي كامل نشد و به دستور امام خميني، پيگيري اتهامات متهمان پرونده، متوقف گرديد.»

 نزديكان شهيد سيد اسدالله لاجوردي تأكيد دارند كه وي در روزهاي منتهي به شهادت در تب و تاب به جريان انداختن دوباره پرونده اي بوده كه روزي به دليل شرايط ويژه كشور، متوقف شده بود. پرونده اي ناتمام كه در حالتي تعجب برانگيز با گذشت بيش از 26 سال كماكان مسكوت مانده و در آستانه 8 شهريور در كنار اطلاعات و تصاوير كليشه اي، غريوي درباره آن برنمي خيزد.

 اسدالله لاجوردي ، در زماني که در صدد بازگشايي پرونده 8 شهريور بود، ترور شد

 پس از شهادت لاجوردي، روزنامه هاي نزديك به سازمان مجاهدين انقلاب از به كار بردن لفظ شهيد براي وي خودداري كردند./  «خدایا! تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف، خطر منافقان انقلاب را، همان‌ها كه التقاط سراسر وجودشان را و همه‌ ذهن و باورشان را پر كرده است و همان‌ها كه ریاكارانه برای رسیدن به مقصودشان، دستمال ابریشمی بزرگی به بزرگی مجمع‌الاضداد را به دست گرفته‌اند و همان‌ها كه رجایی و باهنر را می‌كشند و هم به سوگشان می‌نشینند... به مسوولان گوشزد كرده‌ام، ولی نمی‌دانم چرا...» بخشي از وصيتنامه شهيد لاجوردي / منبع:رجانیوز

ترور شهید رجایی و باهنر

سخن اول:

"خدایا تو شاهدی چندین بار با عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را (همانها که التقاط به گونه ی منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را گرفته و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند هم رجایی و باهنر را می کشند هم به سوگشان  می نشینند هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی وسپس...برقرار می کنند ، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف انان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان (و در حقیقت برای جلب رضایت مسولین  و نجات بنیادی آنان)خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فاهت روی  روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند. )به مسئولین گوشزد کرده ام.
گفته ام که خطر اینان (منافقين انقلاب) به مراتب زيادتر از خطر منافقين خلق است چرا كه علاوه بر همه شيوه هاي منافقانه منافقين سالوسانه در صف حزب اللهيان قرار گرفته صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه اي كه عملا عقل و اراده منفصل برخي تصميم گيرندگان قرار گرفتند."
از وصيت نامه شهيد "اسد الله لاجوردی" دادستان سابق انقلاب
 و از مسئولان بررسی پرونده هشت شهريور

سخن دوم :

شهید لاجوردی در زمان رسیدگی به پرونده هشت شهریور با دستگیری برخی عناصر مشکوک به سرعت به هسته اصلی یعنی طراحان فاجعه هشت شهریور نزدیک می شد.نکته قابل توجه اینکه تاکنون همه کسانی که به نوعی در پیگیری هشت شهریور نقش داشته اند به شهادت رسیده اند از جمله شهید ربانی املشی و شهید قدوسی را نیز می توان علاوه بر شهید حاج سید اسد الله لاجوردی نام برد.

سخن سوم:

از روزنامه «جمهوری اسلامی»14/6/1360- خطبه‌ نماز جمعه «هاشمی رفسنجانی»:

... برنامه می‌ریزند، یكی را بكشند. یكی هم در كنار او بدنام كنند... اخیراً من شنیدم تلفنهایی به كار افتاده و افرادی و جریانهایی كه تحقیقاً ریشه‌اش در لیبرالیسم است و یا خود منافقین است شخصیت بسیار معتبر این جمهوری، آقای «بهزاد نبوی» را دارند زیر علامت سؤال قرار می‌دهند و این ترور دوم است. (ص559)

از كتاب «پس از بحران» - خاطرات «هاشمی‌رفسنجانی»:

... یكشنبه 7 تیر [1361]... شب آقای «صبوری» از گروه پیگیری پرونده انفجار نخست‌وزیری و جنایت («مسعود) كشمیری» آمد و اطلاعات زیادی راجع به «كشمیری» و همكاران او داد. یك سازمان انقلابی را زیر سؤال برده بود كه باید تحقیق كنیم. مطلب مهمی است. [توضیحات پاورقی مربوطه نیز چنین است:] اشاره به نقش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و شخص آقای «بهزاد نبوی» و «خسرو تهرانی» كه تاكنون صحت یا سقم آن به اثبات نرسیده است...

خسرو تهرانی ، از چهره های معروف امنیتی و مشاوران خاتمی که در زمان بررسی پرونده ترور توسط مراجع قضایی بازداشت شد.


از جلد دوم كتاب «مجموعه آثار یادگار امام [ره]» - خاطره حاج «سید احمد خمینی»(7/7/1371):

...«كشمیری»  بنا بود یك چمدان مواد منفجره را بیاورد و در كنار «حضرت امام» بگذارد...

منبع:وبلاگ انجمن مبارزه با تهاجم فرهنگی

مسجدی به نام شکر

روایت شیدایی

اینجا طبس روایتی عجیب از تاریخ است.

باز هم اربابان قدرت در پی ویرانی تمام قبله حق شکست می خورند.

مسجد شکر

این مسجد شکر در دل صحرای طبس است که واقعا اسم به جایی دارد.

در همین مکان شهید منتظر قائم توسط دژخیم نامرد بنی صدر به شهادت رسید.

در این چنین روزی من خود را به آنجا رساندم تا خود را در آن لحظه نابودی کفر حس کنم.

عکس شهید منتظر قائم در صحرای طبس

توطئه تبليغاتي تازه صهيونيست‌هاي تندرو عليه احمدي‌نژاد

يك سايت تبليغاتي صهيونيست‌هاي تندرو در مطلبي با نام «احمدي‌نژاد، مأمور مخفي ما در ايران»، رئيس‌جمهور را به برآوردن خواسته‌هاي اسرائيل متهم كرد. به گزارش سرويس بين‌املل «بازتاب» به نقل از «ynetnews»، نويسنده با اشاره به برخي اقدامات انجام شده در ايران و نسبت دادن آنها به شخص احمدي‌نژاد، تلاش كرد تا ضمن اختلاف‌افكني ميان مسئولان ايراني، آنان را به تسليم در برابر غرب تشويق كند. در اين مطلب آمده است: آيا ممكن است محمود احمدي‌نژاد براي ما كار كند؟ ولي به هر حال هر طوري كه هست، او هم‌اكنون واقعا به سود اسرائيل در حال فعاليت مي‌كند. اين هفته در حالي كه تهران بين اصولگراياني كه خواهان تعليق غني‌سازي اورانيوم (و يا دست‌كم مذاكره با آمريكا) هستند و نظامياني كه براي هر اقدامي حاضرند، احمدي‌نژاد نظامي مطمئنا تحت حمايت است. تعليق برنامه اتمي ايران، خبر بدي براي اسرائيل است، چراكه باعث از بين رفتن فشارهاي بين‌المللي شده و به زودي رئيس‌جمهور جديدي در آمريكا به قدرت مي‌رسد و ايرانيان باهوش، بار ديگر پروژه خود را دوباره از سر مي‌گيرند، اما خوشبختانه ما احمدي‌نژاد را داريم كه اصرار دارد كشورش منزوي شود. در زير ليستي از دستاوردهاي احمدي‌نژاد در كمتر از دو سال را مي‌بينيم. • با بيانات توهين‌آميز برنامه اتمي ايران را به صدر مسائل بين‌المللي آورده است. اگر اين مسئله مربوط به او نبوده، چه كسي اين كار را كرده است؟ در زمان رفسنجاني و خاتمي، دو رئيس‌جمهور پيشين ايران، برنامه اتمي در جريان بود، اما تا اين اندازه مورد توجه جهانيان قرار نگرفته بود. هم‌اكنون آمريكا، انگليس و روسيه بايد تضمين دهند كه ايران به بمب اتم دست پيدا نمي‌كند. • احمدي‌نژاد، آمريكا را عليه ايران به چالش كشانده است كه مرتبا وي را تحريك به اقدام نظامي مي‌كند. • رئيس‌جمهور ايران، حمايت اروپايي‌ها را به اندازه‌اي از دست داده كه كشورهايي مانند آلمان، فرانسه و انگليس تأكيد بر گسترش تحريمات عليه ايران دارند. هم‌اكنون فرانسه و انگليس، پيش از آن‌كه با آمريكا نزاع داشته باشند، با ايران در نزاعند. • او با انكار هولوكاست، همه دنيا را حامي اسرائيل و با تهديد به نابودي اين كشور، حمايت بين‌المللي از اسرائيل را قوي‌تر كرد و پس از سال‌ها، باعث مطرح شدن دوباره اسرائيل شد؛ يك بار ديگر ما داوود شديم نه جالوت. • احمدي‌نژاد با كارهايش در حال ايجاد يك اتحاد بزرگ از سنيان عليه شيعيان و ايران است. او نگراني و خصومت زيادي را در كشورهايي مانند عربستان و كشورهاي حوزه خليج [فارس] و حتي در ميان فلسطينيان ايجاد كرده است كه هم‌اكنون عليه ايران متحد مي‌شوند. احتمال همكاري اين اتحاد سني با اسرائيل در آينده وجود دارد. • با تمركز ايران بر شيعيسم، اختلاف آنان با سوريه ـ تنها متحد ايران ـ هم روز به روز بيشتر مي‌شود. سوري‌ها از جاه‌طلبي شيعيان، كه ممكن است به قيمت خود آنان تمام شود، نيز نگرانند. • تحريم‌هاي اقتصادي غيررسمي عليه ايران در حال افزايش است و احتمال دارد به زودي با اقدام شوراي امنيت رسمي هم بشود. اين امر اقتصاد بي‌ثبات كنوني ايران را كه به شدت متكي بر نفت است، متلاشي مي‌كند. • احمدي‌نژاد روز به روز، بيشتر حمايت روس‌ها را از دست مي‌دهد كه علت مشخص نيست، اما روس‌ها در تحويل مواد اتمي به رآكتوري كه خود در بوشهر ساخته‌اند، تأخير مي‌كنند. • احمدي‌نژاد در داخل كشورش بدون توجه به خط سير تاريخي كه از خط‌مشي محافظه‌كاري فاصله گرفته، به شدت در حال اعمال اين خط‌مشي است كه باعث شده عده بسياري در ايران و بخش‌هاي گوناگون كشور، عليه او موضع‌گيري كنند. آيا احمدي‌نژاد واقعا مي‌تواند موجوديت رژيم آيت‌الله‌ها در ايران را به خطر اندازد؟ اگر موفق شد، آنگاه مأمور مخفي ما كار بزرگي انجام داده است!

منبع:

Democracy Decapitated In Iraq

Democracy Decapitated In Iraq

Joe Quinn
Signs of the Times
Mon, 15 Jan 2007 11:50 EST

©

For an excellent example of what the US government has created in Iraq, we need look only to the gruesome hanging and "accidental" decapitation today of two of Saddam Hussein's aides.

Hanging video shows Ibrahim's severed head

15/01/2007

The official video of the hanging of Saddam Hussein's co-defendants screened for reporters today shows the former leader's half brother lying headless below gallows, his severed head several yards away.

The video shows Barzan Ibrahim, Saddam's half brother and former intelligence chief, and Awad Hamed al-Bandar, head of Iraq's Revolutionary Court, being hanged side by side.

They wore orange prison jumpsuits. As they reached the gallows black hoods were put on their heads.
Five masked men surrounded them.

After the trap doors opened, al-Bandar could be seen dangling from the rope. Ibrahim's body was lying on the floor, chest down, his severed head yards away.

The execution was conducted on the same gallows where Saddam was hanged on December 30.

In confirming the executions, government spokesman Ali al-Dabbagh said the head of one of the accused, Barzan Ibrahim, had been severed during the hanging in what he called "a rare incident".

Approximately 350,000 Iraqi civilians have been killed as a direct result of US military actions in Iraq since March 2003. A further 350,000 Iraqis have been brutally murdered by so-called Iraqi "death squads" with many of the bodies turning up headless. It has already been shown that the "death squads" are being run out of the Iraqi interior ministry, which is controlled by the CIA. The goal of this mass murder is to create the appearance of civil war in Iraq with the US military then pitched in the role of "peace keeper" rather than aggressor and sole cause of the chaos. By not reporting on them, the Western mainstream media is preventing public exposure of these facts.

The truth is hard to come by in any war, and especially so in the case of the type of covert war of occupation and domination that the US military is waging on the Iraqi people. When denied the natural channels to express itself, the truth often finds its way out in chance symbolic events. The decapitation today of Saddam's half brother was the product of an Iraqi judicial system that was put in place and which continues to be controlled by the US government. The very same US government that is responsible for the many decapitations caused by the "death squads" that it directly finances.

It should be clear to all normal, rational people that decapitation by hanging is somewhat inconsistent (at least officially) with the idea of a Democratic state, complete with due judicial process and some level of humane treatment of prisoners.

More to the point, is it even possible to decapitate someone by hanging? Perhaps if razor wire were used instead of a rope, or perhaps if 100 feet of rope were used allowing the victim's body to reach a speed, and therefore force, great enough to sever the head. In the case of a normal hanging with just a few feet of rope however, it would seem implausible in the extreme that decapitation could occur.

Maybe this is why Iraqi (US) authorities were eager to convince the world that "democratic rules and laws" were respected (because they were not) and that Iraq is not under the control of a gang of murderous criminals in the pay of the US government and therefore the US taxpayer.

"But he stressed that all laws and rules were respected during the proceedings, choosing his words carefully after Saddam's execution became an unruly scene that brought worldwide criticism of the Iraqi government. Video of the execution, recorded on a cell phone camera, showed the former dictator being taunted on the gallows.

Those present signed documents pledging not to violate the rules or otherwise face legal penalties," he said. " All the people present abided by the government's rule and there were no violations.

"No one shouted slogans or said anything that would taint the execution. None of those charged were insulted."

Ibrahim, Saddam's half brother and former intelligence chief, and Awad Hamed al-Bandar, head of Iraq's Revolutionary Court, had been found guilty along with Saddam of in the killing of 148 Shiite Muslims after a 1982 assassination attempt on the former leader in the town of Dujail north of Baghdad.

Despite the claims of the naysayers and bleeding heart liberals, the truth of the matter is that today's hangings provide clear evidence that the Bush government has indeed delivered on its promises to bring "American democracy to the Iraqi people - its just that the average Western anti-war citizen never really understood the true nature of the men and women they like to call their leaders.

Like the stand in for Saddam, the two ex-Iraqi government officials executed today were convicted for ordering the killing of a group of people who attempted to assassinate the Iraqi president in 1982. In the US, an attempt on the life of the President is an act of treason that carries the death penalty in many US states. If, for example, a US citizen attempted to assassinate a US president in the state of Florida, he or she would stand a good chance of meeting the same fate as US citizen Allen Lee Davis, who was dispatched by Florida's 'humane' "old sparky" on July 8th 1999.

 

As far as the US government is concerned, in the case of Davis, "humane" execution involved him being asphyxiated by a mouth piece prior to the actual electrocution which then caused Davis to scream at least twice, his fingernails to glow bright red and blood to seep from his mouth, nose, ears and probably other orifices.

 

A few months previous to Davis' execution, on March 24 1999, Pedro Medina was executed on the same chair. In this case twelve inch flames were seen to erupt from the face and head of Medina, and the stench of burnt flesh was evident after the execution.

So, what's your fancy? Hanging with decapitation, or electrocution, blood, flames shooting out of the victim and the smell of burnt flesh? The US government aims to please. Perhaps we can suggest a combination of the two, where an electrically-charged steel cable is used to hang and electrocute at the same time?

Strangely enough, while any Fox news addict might reasonably assume that the 26 million (sorry 25 million and counting) "Islamic terrorists" that make up the population of Iraq are tonight howling with glee at this most recent lesson in American "Democratic" principles, most appear to be disgusted:

Khalaf al-Olayan, a leader of the main Sunni bloc in parliament, demanded to see any video taken during the execution.

"It is impossible for a person to be decapitated during a hanging," he told Al-Jazeera television.

"This shows that they (the government) have mutilated the body and this is a violation of the law."

"We want to see the video that was taken during the execution of the two men in order for them (government) to prove what they are saying," he added.

Ibrahim's son-in-law, Azzam Saleh Abdullah, said: "We heard the news from the media. We were supposed to be informed a day earlier but it seems that this government does not know the rules."

He said it reflected the hatred felt by the Shiite-led government.

"They still want more Iraqi bloodshed. To hell with this democracy," he said.

Indeed, Bush, Cheney, the Neocons and the Zionists in Israel most definitely want more bloodshed in Iraq, ultimately they want the division of Iraq into three separate states justified by the artificial creation of civil war as outlined by the Council on Foreign Relations in 2003 and by Israeli Zionists in the 1980s.

I have little doubt that the sadists and child-killers in the White House got a kick out of today's "accidental" decapitation of Saddam Hussein's half-brother, although it probably failed to excite Dick Cheney who, rumor has it,gets off on hunting human prey by night in the wilds of Texas and Arizona.

تلاش‌هاي گسترده لابي صهيونيستي براي تعطيلي «بازتاب»

با گذشت چند هفته از تلاش‌هاي گسترده لابي صهيونيستي براي تعطيلي «بازتاب»، روزنامه اسرائيلي «هاآرتص» از اين تلاش‌ها پرده برداشت.

اين روزنامه كه از مهم‌ترين مطبوعات اسرائيل به شمار مي‌رود، در گزارشي به قلم «يوسي ملمان» اعلام كرد كه لابي صهيونيستي «AIPAC» با اعلام جرم عليه «بازتاب» از دولت آمريكا خواسته است كه سايت «بازتاب» را مسدود كند.

در متن گزارش «هاآرتص» آمده است: كميته روابط آمريكا و اسرائيل (AIPAC) از دولت آمريكا، خواستار قطع ارتباط يك سايت خبري ايران از سرورهاي اينترنتي آمريكا شده بود. اين كميته اعلام كرده بود كه اين سايت اينترنتي، داراي پيوندهايي با سازمان‌هاي تروريستي است؛ اين اتهامات بنا بر گزارش منتشره «هاآرتص» در ماه گذشته بوده است.

بنا بر گزارش «هاآرتص»، سايت «بازتاب»، يك ماه پيش جزيياتي را در مورد اعترافات دو سرباز اسرائيلي دزديده شده توسط حزب‌الله فاش كرد. «بازتاب» در گزارشي ادعا كرد: سربازان تأييد كرده‌اند كه اسرائيل طرح يك حمله نظامي به حزب‌الله را در ماه سپتامبر يا اكتبر داشته و اين آدم‌ربايي، باعث جلو افتادن برنامه شده است.

بر پايه اين گزارش و ديگر اطلاعات منتشره توسط اين سايت، «AIPAK» به اين نتيجه رسيده كه «بازتاب» كه داراي يك سرور آمريكايي است، داراي پيوندهايي با يك سازمان تروريستي بوده و در نتيجه، از وزارت منابع آمريكا، خواستار تعطيلي اين سايت شده است.


بوش می میرد

شماري از هنرمندان انگليسي، كه نسبت به دنباله‌روي دولتشان از كاخ سفيد به شدت انتقاد دارند، اين بار عصبانيت خود را با ساخت فيلم مستند مرگ جورج بوش، رئيس‌جمهور آمريكا نشان داده‌اند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «نيويورك‌تايمز» در اين زمينه نوشت: زمان، اكتبر 2007 است و آمريكا به خاطر جنگ عراق و نارضايتي‌هاي داخلي در وضع بدي قرار دارد. بوش پس از يك سخنراني، در حالي كه در حال ترك هتل در شيكاگوست و تظاهرات ضدجنگ بزرگي در بيرون جريان دارد، هدف گلوله قرار مي‌گيرد و كشته مي‌شود.

اين آغاز جذاب يك فيلم نود دقيقه‌اي به نام «مرگ رئيس‌جمهور» بوده كه قرار است در ماه اكتبر در يك شبكه تلويزيوني انگليس پخش شود. انگيزه فيلم در عين به تصوير كشيدن ترور رئيس‌جمهوري كه هنوز هم مقام خود را در اختيار دارد، مربوط به مطلب ديگري نيز هست، چون به گونه‌اي ساخته شده كه مستند به نظر مي‌رسد. براي مثال؛ با استفاده از فيلم‌هاي آرشيوي و جلوه‌هاي كامپيوتري، صورت رئيس‌جمهور روي بدن بازيگر اين نقش قرار داده شده و به اين ترتيب، هيچ شكي را باقي نمي‌گذارد كه رئيس‌جمهور ترور شده، بوش است.
اين فيلم هنوز پخش نشده و در حال تدوين به دست سازندگانش است، اما شبكه More 4 انگليس اعلام كرده كه اين فيلم، جزو برنامه‌هاي پاييزي اين شبكه بوده و در ماه اكتبر پخش خواهد شد.

سفارت آمريكا در انگليس طي پيامي به كاخ سفيد گفت: «ما با ارائه واكنش، اين فيلم را مهم و بااهميت جلوه نخواهيم داد».
«جان بير»، از مركز نظارت بر برنامه‌هاي تلويزيوني «Media watch» در اين باره به روزنامه «ديلي ميرور» گفته است كه ساخت و پخش چنين فيلمي، مي‌تواند به تلاش‌هاي واقعي براي ترور رئيس‌جمهوري‌ آمريكا منجر شود.
اما پيتر ديل، مدير شبكه «More 4» گفته است: فيلم به هيچ وجه باعث تحريك احساسات نخواهد شد و اصلا از ترور بوش دفاع نمي‌كند.
او گفت: «اين فيلم تركيبي از يك داستان جنايي ـ‌ قضائي و پرسش‌هايي است كه شما را تشويق به فكر كردن به پيامدهاي پشت پرده اين داستان مي‌كند».

اين فيلم در 10 سپتامبر در فستيوال بين‌المللي فيلم تورنتو هم پخش خواهد شد. شبكه «More 4»، بخشي از سكانس نخست فيلم در مورد ترور بوش را به عنوان تبليغ پخش كرده است كه عكس لحظه تير خوردن بوش در همه روزنامه‌ها منتشر شد. او در حال افتادن است كه چند نفر وي را مي‌گيرند، در حالي كه جمعيت بسياري در حال تماشا بوده و چندين دوربين در حال عكسبرداري هستند. فلاش عكس‌ها، يادآور ترور «جان اف كندي» در سال 1960 و نيز تلاش ناموفق «جان هينكلي» براي ترور «رونالد ريگان‌» در سال 1981 در بيرون هتل هيلتون است.

«ديل» مي‌گويد: تمركز اصلي فيلم بر مسائل پس از ترور است كه تحقيقات و بحث‌هاي رسانه‌اي زيادي در اين مورد مطرح مي‌شود. به زودي مظنون اصلي اين ترور، مردي سوري به نام «جمال ابوذكري» مطرح مي‌شود و به گفته «ديل»، مثال قدرتمند و روشني از تغييراتي است كه امكان دارد پس از آن در سياست خارجي آمريكا رخ دهد.
«ديل» گفت: «من معتقدم كه تأثيرات جنگ عراق و افغانستان همه جا ديده مي‌شود، به ويژه در جوامع چند قوميتي مانند آمريكا و انگليس. در تعداد سربازاني كه ديگر بازنمي‌گردند و اين پرسش توسط مردم كه چه زماني بازگشت تابوت‌ها متوقف مي‌شود؟ چرا ما آنجاييم؟ كي تمام مي‌شود؟»

دو فيلم ديگر نيز با مضموني مشابه در مورد حوادثي فاجعه‌بار اين بار در انگليس در حال ساخت هستند كه يكي از آنها «روز توقف بريتانيا» و درباره ذوب سيستم سنگين حمل‌ونقل اين كشور در اثر مجموعه‌اي از رويدادهاي ناگواري است كه باعث فلج شدن سيستم حمل‌ونقل ريلي و سپس جاده‌اي است كه با برخورد يك جت مسافربري و يك هواپيماي باري كامل مي‌شود.
خبر پخش اين فيلم، باعث ايجاد واكنش‌هاي متفاوتي در داخل و خارج از انگليس شده است.

یادمان باشد که حادثه ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۰ از شبکه ی صهیونیستی روبرت مرداک (فاکس) به صورت فیلم سینمایی پخش شد و یک سال بعد عینا همان حادثه اتفاق افتاد.

ویا در فیلم روز استقلال که در سال ۱۹۹۶ ساخته شد حضور پایگاه های موشکی آمریکا را در عراق نشان دادند که بعدا شاهد وجود چنین مطلبی بودیم.

و یا در فیلم سیریانا شاهد یک عملیات تروریستی هستیم که یک جوان شهادت طلب خود را به نفت کش هایی می زند که آمریکا نفت می برد.

و یا در فیلم ۲۴ شاهد به گروگان گرفته شدن وزیر جنگ ایالات متحده توسط مسلمانان ترک هستیم.

چمران؛ «مجاهد» یا «چریك»؟!

چمران؛ «مجاهد» یا «چریك»؟!


 

چمران؛ «مجاهد» یا «چریك»؟!


 

ع. عسكری

 

برخورد مستقیم با یك اندیشه و تلاش برای نابود كردن آن از طریق مواجهه مستقیم و آشكار، مخصوصاً زمانی كه این اندیشه قوام و بنیان محكمی داشته باشد هیچ وقت با موفقیت همراه نیست. 
معمولاً حرفه‌ای‌ها در این موارد از مكانیزم كارا و توانمندی استفاده می‌كنند: «تحریف».

این تحریف حداقل دو شكل كلی می‌تواند داشته باشد:

ـ برداشت‌هایی انحرافی از آن یا به بیانی دیگر پیچاندن آن در تفسیر به‌رای‌های عجیب از یك بیان صریح و به قول معروف پشتك‌های فلسفی و وارونه جلوه دادن آن با پیچیدن در مثال‌ها و استدلال‌های بی‌ربط.
ـ تاكید بر روایت داستانی و تبدیل صاحبان این اندیشه به شخصیت‌های تراژیك یا حماسی و یا... و مخفی كردن اندیشه در پس داستان و به فراموشی سپردن آن.

چندی پیش «محمدعلی ابطحی» ـ‌ معاون رئیس جمهور سابق ـ در وبلاگ خودش مطلبی نوشته بود تحت عنوان «چمران، چه‌گوارای عارف». تلاش ابطحی در آن متن، استفاده از هر دو روش بالا بود. كافی است شما كمی با ادبیات آخوندی او هم آشنا باشید تا راحت‌تر بفهمید نخوت و غروری که از آن نوشته می‌بارد.
طبیعی است، آدم تحصیلكرده در معتبرترین دانشگاه‌های دنیا احتمالاً دانشمند بزرگی باشد، اما اینكه فلانی آدم بزرگی بود چون در آمریكا تحصیل كرده، تلاشی است در پوستین وارونه پوشاندن به الگوها.
تلاش برای استفاده از روایت داستانی ماجرا در همه متن موج می‌زند. ابطحی در پناه توجیه گزیده‌گویی، چرایی كارهای چمران را خط می‌زند، آنجا هم که به چرایی کارش اشاره می‌کند محملی است برای تحریف جدی در منش چمران.
راستی چرا یك تحصیلكرده در معتبرترین دانشگاه‌های جهان و با بالاترین مدارج علمی و درآستانه بالاترین افتخارات و امكانات به همه چیز پشت پا می‌زند. تلاش برای سرپوش گذاشتن بر این چرایی، تصویر صاحب عمل را چگونه در ذهن آدمی شكل می‌دهد. این کار بدون درنظر گرفتن نگاه و فلسفه چمران کاری عبث می‌نماید که صاحب عمل هم نباید آدم توانمندی باشد.
شاید ابطحی چون در خانواده‌ای بزرگ شده كه ـ به زعم بسیاری ـ عرفان، «دكان» بوده، عارف بودن چمران را به‌سان یك «شغل» می‌بیند كه در كنار شغل دیگر چمران كه از دید او «چریكی» است همدیگر را بالانس می‌كنند و می‌شود چریک آرام. عجب ترکیب پر از تضادی.
چمران عقده ماجراجویی داشت كه عشق استمرار جنگ‌های چریكی باشد؟ اصرار بیش از حد بر كاربرد چریك چیست؟ چند درصد از فعالیت‌های چمران چریکی بود در لبنان؟ سرپرستی خانواده‌های بی‌سرپرست؟ راه‌اندازی مجتمع فنی؟ روشنگری‌ها و سخنرانی‌های آتشین.
چرا می‌ترسد بگوید چمران چرا به لبنان رفته بود؟ چمران مگر به خاطر «صدر» به لبنان رفته بود كه حالا با گم شدن آن پیر فرزانه مثل پاندول وسط هوا معلق بماند و فكر كند حالا باید از كدام تابعیت استفاده كند.
چه چیز باعث می‌شود كه حتی یك بار هم به چرایی كارهای چمران پرداخته نشود جز همان روایت داستان‌گونه و البته به اضافه ادبیات آخوندی!
چرا چمران به لبنان رفت؟ چرا در كنار صدر قرار گرفت؟ چرا به ایران آمد؟ چرا جنگ چریكی؟ چرا كار علمی در آن عالی‌ترین سطح را رها كرد؟ در لبنان چمران چریك بود فقط؟
آیا چمران فكر می‌كرد در جنگ تمام عیار یك كشور علیه یك كشور با جنگ چریكی می‌توان پاسخ گفت، یا انتخاب تاکتیک موقت بود به دلایلی كه ابطحی از گفتن آن طفره می‌رود.
ابطحی از آن قماش است كه تلاش می‌كند از هر نمدی كلاهی برای خود ببافد. این رویه سیاست‌بازان است كه در همه جناح‌ها هستند.
تلاش برای مویدی بر رفتار خود قراردادن عملكرد دیگران حتی اگر به صورت آشكار در تضاد با وی و اهدافش باشد.
چمران افتخارات علمی در آن سطح را رها كرد چون نتایج افتخاراتش به استیلای بیشتر ظالمان می‌انجامید، فلسفه‌ای که ابطحی اعتقادی به آن ندارد. ترجیح داد به جای خدمت به سلطان به خلق خدا خدمت كند. چمران مومن بود به خدا و دین خدا و مومن در هیچ قالبی نمی‌گنجد. هر روز به اقتضای وظیفه ای که بردوش خود احساس می‏کند  نقشی به عهده می‏گیرد ولی هیچ کدام از این نقش‌ها‌ او نیستند. او آرمانی است که در پرتو آن وظایفش تعربف می‌شود.
تلاش برای مخفی كردن نگاه «وظیفه‌محور» و تبدیل چمران به یك آدمی كه علایقی «ماجراجویانه» دارد و عشق «چریك بازی»، باعث می‌شود بازخواست مخاطب از او  از بین ‌برود که «پس تو چی برای عرضه داری؟». خوب چمران علاقه به كار چریكی داشته، من هم ترجیح «كار سیاسی» داشتم. برای اینکه مطمئن شوید مثل هم هستیم هردومان با جریان‌های غیر تندرو همراه هستیم. 
شما هم دیگر نپرس جریان تندرو یعنی چی و غیرتندرو یعنی چه. همه چیزمان هم در همان غیر تندرو مشخص است. یک هدف، یک روش و.... اما یک تفاوت هم داریم، او همه استعدادش را با كشته شدن در یك جنگ از بین برد و من ماندم برای خدمت به خلق خدا. در آخر هم یک تقدیر می‌کنم که کسی فکر نکند مشکلی با آدم‌های بزرگ دارم.

اگر اشتباه نکنم «قابل تقدیر» وقتی به کار برده می‌شود که کسی خدمتی می‌خواهد بکند اما نمی‌تواند یا حتی کمی خرابی هم به بار می‌آورد این جور مواقع می‌گویند به هرحال زحمتش قابل تقدیر است. یک نوع لطف در آن مستتر است. این آن غرور و نگاه از بالا به پایینی است که این خودشیفتگان را کشته است.
این اسطوره‌ها‌ چه نیازی به ملت دارند؟ این تاریخ و ملت است که محتاج این اسطوره‌ها‌ هستند.
عجیب است که چمران هیچ‌وقت دفاع از سرزمین ایران را دلیل آمدن و ماندن خود ندانست، هرچند دفاع از سرزمین اثر کار او بود.
چمران مجاهد راه حقیقت بود نه چریك.
چرا فراری هستند از گفتن حقیقت؟

مردم مظلوم رو کشتن شهادت حساب میشه

086109.jpg

از روزنامه شرق
هيات انتخابات عراق اعلام كرد كه به طور تقريبى بيش از ۵۷ درصد از واجدان شرايط با وجود حملات ناراضيان در انتخابات شركت كرده اند. مقامات عراق اعلام كردند كه شمارش آراء آغاز شده است.
در حالى كه بيش از ۳۰۰ هزار سرباز نيروهاى ائتلافى و عراقى امنيت انتخابات را تامين مى كردند، و حتى از تردد خودروها جلوگيرى شده بود، با اين حال، بيش از۴۰ نفر در روز برگزارى انتخابات در طى حملات شهادت طلبانه جان باختند. اين گزارش حاكى است لااقل ۹ مرد كه بمب هايى را به كمر خود بسته بودند، خود را نزديك محل هاى اخذ راى در بغداد منفجر كردند. برخى از محل هاى ديگر اخذ راى مورد اصابت خمپاره قرار گرفتند.
پس از پايان انتخابات، جرج دبليو بوش، رئيس جمهور امريكا كه از كاخ سفيد صحبت مى كرد، گفت، «دنيا دارد صداى دمكراسى را از مركز خاورميانه مى شنود. عراقى ها با شركت در انتخابات آزاد ايدئولوژى هاى ضد دمكراتيك تروريست ها را رد كردند.
تونى بلر نخست وزير انگلستان نيز گفت كه انتخابات عراق «تيرى بود كه به قلب تروريسم جهانى اصابت كرد» و از عراقى ها خواست كه نتايج انتخابات را هر چه باشد بپذيرند. شيعيان عراق كه ۶۰ درصد جمعيت اين كشور را و كردها كه ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعيت آن را تشكيل مى دهند، جزو كسانى بودند كه از برگزارى اولين انتخابات چند حزبى عراق در ۵۰ سال گذشته استقبال كردند.
به به
آفرین شرق صهیونیستی باز خودتو رو کردی
مردم مظلوم رو کشتن شهادت حساب میشه

سناريوهاي غرب در آسياي مركزي


دكتر فريبرز درجزي (استاد دانشگاه تربيت معلم)
مقدمه:
حدود شش دهه از شكست آلمان نازي كه در سرماي جانكاه روسيه از پا درآمد، گذشته و همچنان مقامات كرملين معتقدند كه روسيه درواقع بازنده اصلي اين پيروزي بوده است چرا كه فتح اين نبرد به قيمت جان 20 ميليون نفر براي آنها تمام شد. اينك از ثمرات فتوحات سال 1945 ديگر چيزي باقي نمانده و نفوذ مسكو نه تا بخش هاي مركزي آلمان، بلكه تا نزديكترين جمهوري هاي استقلال يافته از شوروي سابق نيز نمي رسد.
طي سال هاي اخير روسيه مناطق بسيار حساس و استراتژيكي همچون قفقاز، آسياي مركزي و حتي اوكراين را از كف داده و ديگر اطميناني نيست كه مسكو حتي از عهده اداره فدراسيون روسيه هم برآيد. البته از ديدگاه دولتمردان روسيه، نسل كنوني موجب اضمحلال افتخارات نسل ها ي پيشين شده و به فداكاري هاي آنان خيانت كرده اند. يوري آندروپف(1) قبل از فروپاشي شوروي تجزيه و تحليلي ارائه نمود كه به اعتقاد بسياري از ناظران غربي هوشمندانه تهيه شده بود. وي براساس ادله و شواهد موجود دريافت كه اتحادجماهير به شكلي نامحسوس به سمت فاجعه اي سترگ پيش مي رود. روند وقوع اين فاجعه به دو دليل آغاز شده بود: اول آنكه اقتصاد جماهير به طور ذاتي ناكارآمد بود و ايدئولوژي و جغرافياي اين جمهوري ها به طور بنيادي باعث به وجود آمدن سيستمي معيوب و ناقص شده بود. دوم تصميم ايالات متحده در دهه 1980 براي هدف قرار دادن بزرگترين نقطه ضعف تنها رقيب خود در جهان بود. آمريكا مسابقه تسليحاتي به راه انداخت و لذا بحراني غيرقابل مهار و در مقياسي بسيار بزرگتر از حد و توانايي روس ها به وجود آورد.
روس ها براي حفظ قدرت استراتژيك خود مجبور شدند اقتصاد خود را صرف نيروهاي نظامي كرده و به تقويت آن بخش از اقتصاد بپردازند كه سرنوشتش با نيروهاي نظامي و قدرت راهبردي گره خورده بود. از اين رو هزينه هاي چشم و همچشمي و رقابت بي مورد با آمريكا به تدريج افزايش يافت و اتحاد جماهير شوروي را در آستانه فروپاشي قرار داد. درواقع اين كلاهي تاريخي بود كه آمريكا بر سر شوروي گذاشت. مسكو در آن وضعيت مجبور به تغيير در توازن ارتباط ميان جغرافياي سياسي و اقتصاد شد و لذا گورباچف تصميم به پايان جنگ سرد گرفت. وي به بهانه انتقال دانش فني از غرب و جذب سرمايه گذاري خارجي، دست از مسابقه تسليحاتي كشيد اما به دو دليل كنترل اوضاع از دستانش خارج گشت.
1- سواي اين واقعيت كه سطح سرمايه گذاري غرب و كمك هايش چقدر بود، تصلب اقتصاد اتحاد جماهير شوروي به اندازه اي وخيم بود كه مسكو قادر به استفاده موثري از سرمايه گذاري هاي غربي در چارچوب معنادار سياسي نبود.
2- ايالات متحده قصد اينكه به روسيه فرصت بازيافت و بهبود قوا را بدهد نداشت.
در ابتدا آمريكا به صورت پنهان و آشكار طرح دوستي با كشورهاي شرق اروپا را ريخت و حداكثر فرصت طلبي و بهره برداري از نقاط ضعف روس ها را امكان پذيرتر ساخت. از سوي ديگر با از دست رفتن امپراتوري روس ها در بلوك شرق، راه را براي سقوط «گورباچف» و صعود «يلتسين» هموار كرد. مهمترين ماحصل آن نيز فروپاشي شوروي سابق بود.
نكته مهم اينجاست كه چون شكست و عقب نشيني خاصيت تشديد شونده دارد مسكو نه تنها تمامي دستاوردهايش از جنگ دوم جهاني را از دست داد بلكه يلتسين سياستگزاري هاي زمان گورباچف را بسط داد و به آن عمق بيشتري بخشيد. وي تصور مي نمود كه روسيه مي بايست بار مسئوليت جمهوري هاي عقب مانده اتحاد جماهير را كه طي سال هاي گذشته، چندين نسل از ساير ممالك جهان عقب مانده اند را زمين بگذارد. نتيجه چنين تصميمي آن شد كه در ازاي حفظ و گسترش روابط تجاري اش با غرب به تدريج موقعيت ژئوپلتيك خود را از دست داد. ضمن آنكه زندگي روس ها به ويژه آنان كه خارج از مسكو و سن پترزبورگ زندگي مي كردند و يا آنان كه به نخبگان تعلق نداشتند، به سمت وخامت اوضاع و سختي پيش رفتند.
اين روند معكوس اقتصادي دليل بسيار مهم ديگري نيز داشت كه در يكي از معتبرترين تحليل هاي نشريات خارجي آورده شده است(2):
«سرمايه داري يا همان كاپيتاليسم، زماني مثمرثمر و رضايتبخش است كه فداكاري عظيم اجتماعي را پشت خود دارا باشد اما روسيه اين هزينه سنگين را به خاطر كمونيسم پرداخته بود و ديگر قادر به بازپرداخت آن نبوده و نيست.»
البته منظور از اين عبارت، صرفا پول نيست بلكه پويايي و ديناميسمي است كه سرمايه داري از اساس به آن نياز دارد و كمونيسم روسيه را از پاي درآورد. اكنون ديگر ساختار حقوقي، سياسي و اجتماعي روسيه قابل تغيير به وضعيتي نيست كه بتواند از پس نيازمندي ها و لوازم سرمايه داري برآيد. براي ثروتمند شدن، دزدي و سرقت جاي توليد را گرفته و در تاروپود آن نظام، رخنه كرده است. پيش از فروپاشي كمونيسم، روسيه فقير اما قدرتمند بود. بعد از آن هم فقيرتر شد و هم به لحاظ آسيب شناسي سياسي، اقتصادي و اجتماعي بسيار ضعيف تر شد، آنقدر كه فقط ناچار بود تلاش و تقلا كند تا همان باقيمانده روسيه را هم به باد ندهد.
جغرافياي سياسي (ژئوپلتيك) يك بازي احساساتي پرسوز و گداز نيست و ايالات متحده هم كشوري احساساتي نيست. اصولا آمريكا درست همان كاري را كرد كه روس ها در گذشته كرده بودند و اگر موقعيت دنيا برعكس مي شد، روس ها همين كاري را مي كردند كه آمريكايي ها مي كنند. آمريكا روي منافع خود پافشاري كرده در اين راه و از مكانيسم هاي مختلف بهره مي برد. اين اهرم هاي فشار عبارتند از بسط و توسعه ناتو، گسترش نفوذ در اروپاي شرقي و حتي نفوذ در خود جمهوري هاي تازه استقلال يافته و حوزه بالتيك.
«نقش ناتو در تحولات حوزه خزر
و قفقاز»

لنین
از سال 1987 بود كه تغييرات آغاز شد. ممالك اروپايي شرقي آزادسازي فضاي سياسي را درپيش گرفته و با سقوط دولت هاي تحت الحمايه شوروي در اروپاي شرقي، ديوار برلين به عنوان سمبل جنگ سرد و رويارويي دو ابرقدرت فرو ريخت. در اين اثنا گورباچف در اقدامي نفس گير، خروج ارتش سرخ از افغانستان را اعلام نمود و تا 2 سال پس از آن اغلب كشورهاي عضو بلوك شرق از كنترل مستقيم مسكو خارج شدند. نسيم دموكراسي غربي ابتدا از شرق اروپا وزيدن گرفت و سپس به جنوب شرقي آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين رسيد.
كودتاي سه روزه «گنادي بانايف» در اوت 1991 آغازي بود بر پايان اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و در كمتر از 6 ماه بعد از آن ميراث «لنين» و «استالين» فروپاشيد و از دل آن، 15 جمهوري مستقل خارج شد.
برخلاف وعده شفاهي رهبران جهان غرب مبني بر انحلال ناتو در قبال انحلال پيمان ورشو، ناتو پس از پايان جنگ سرد نيز به حيات خود ادامه داد. ابتدا تصور مي شد كه ناتو در همان مرزهاي اروپاي غربي محدود خواهد شد اما با گذشت چند سال از فروپاشي شوروي، حضور نظاميان ناتو در قالب طرح مشاركت براي صلح به شرق اروپا كشيده شد و سپس در پايان دهه 1990 و در آستانه ورود به هزاره سوم، عضويت كشورهاي عضو پيمان ورشو در پيمان ناتو در دستور كار غرب قرار گرفت و البته اين آغاز ماجرا بود. سه جمهوري بالتيك خواستار عضويت در ناتو شدند و عاقبت به رغم اعتراضات شديد مسكو بخشي از خاك اتحاد جماهير شوروي سابق در اختيار پيماني قرار گرفت كه روزگاري دشمن قسم خورده روسيه قلمداد مي شد.
طي اين سالها به رغم از ميان رفتن فلسفه وجودي ناتو، كشورهاي غربي تلاش نموده تا آن را به عنوان كارآمدترين ابزار جهت پيروزي سياسي- نظامي خود بر جهان حفظ كرده و از آنجا كه اروپا در استراتژي جهاني آمريكا داراي نقشي محوري است و ناتو ابزار اصلي اعمال سياست هاي آمريكا در اروپا محسوب مي شود لذا مقامات آمريكايي در اين رابطه انگيزه هاي مضاعفي داشته اند. واقعيت اين است كه كشورهاي اروپاي شرقي و مركزي در پي انحلال پيمان ورشو و بروز نوعي خلاء امنيتي در منطقه، احساس ناامني و بي ثباتي وافري را تجربه كرده و اين درحالي است كه غيرقابل پيش بيني بودن آينده روسيه نيز مزيد بر علت شده و با تشديد اين حس دامن زده است. در چنين شرايطي قدرت هاي غربي مصمم برآنند تا از طريق گسترش ناتو، كشورهايي را ممكن است در آينده به عضويت مجدد بلوك روسيه درآيند بيش از پيش از مدار مسكو كرملين دور و لذا ادغام آنها را در بلوك خود گارانتي و تضمين كنند. از جمله اين مناطق، منطقه حساس و استراتژيك قفقاز است كه گسترش و استقرار ناتو در آن علاوه بر ضمانت دوري آن از مدار مسكو، متأسفانه مي تواند موقعيت مناسبي را براي فشار بر جمهوري اسلامي ايران و حتي تنگ تر كردن حلقه محاصره اي كه به خصوص از زمان اشغال دو كشور افغانستان و عراق به دست آمريكا و متحدانش به وجود آمده ايجاد كند. اما از طرفي ديگر روسيه و ايران نيز فعالانه در تعقيب منافع خودشان در منطقه بوده و هستند.
از نظر نظامي، روسيه با فاصله زيادي همچنان قدرت مسلط در منطقه باقي مي ماند. هيچيك از دولت هاي به جا مانده از شوروي سابق نمي توانند از لحاظ حجم و قابليت نيروها حتي به ارتش روسيه نزديك شوند. تمام ارتش هاي كشورهاي شوروي سابق كماكان از تسليحات طراحي شده روسيه استفاده نموده و به همين علت به قطعات يدكي ساخت روسيه و همچنين به كمك هاي خدماتي آن شديدا نيازمندند. روسيه به عنوان يك ميانجي ميان نيروهاي نظامي چند مليتي و همچنين ميان گروه بندي هاي منطقه اي، از قبيل كشورهاي مشترك المنافع بدون انسجام گرجستان، ازبكستان، اوكراين، جمهوري آذربايجان و مولداوي كه كشورهاي «گوام» خوانده مي شوند، باقي مي ماند.


اساسا تمام نيروهاي نظامي در زمينه آموزش پيشرفته در مفاهيم عملياتي و موضوعات تكنيكي به نهادهاي نظامي روسيه وابسته اند. حتي گرجستان كه فعالانه به دنبال ياري نگرفتن از روسيه در آموزش افراد بوده نيز در سال 1999 تعداد 250 نفر از 400 كارآموز افسري خود را به آكادمي هاي خدماتي روسيه فرستاد(3). تقريبا در تمام كشورهاي قفقاز و آسياي مركزي، پايگاه هاي نظامي روسيه همچنان به قوت خود باقي مانده اند.
اما با تحريك احساسات قوي ضدروسي در جمهوري هاي آذربايجان و گرجستان، هر دو كشور به روسيه در بهترين حالتش با بي تفاوتي و به شكلي بدخواهانه نگريسته و همكاري نزديك با كشورهاي عضو ناتو را به عنوان عامل توازن، لازم و مطلوب قلمداد مي نمايند. تضادهاي ايدئولوژيك جمهوري آذربايجان سكولار با ايران اسلامي از يك سو و اختلافات بر سر تعيين رژيم حقوقي درياي خزر و حد و حدود مرزهاي دريايي دو كشور به مداخله در امور داخلي يكديگر، بهانه اي شده تا جمهوري آذربايجان علاوه بر دور شدن از مدار مسكو، به منظور فشار به جمهوري اسلامي ايران ضمن تلاش براي الحاق به ناتو، از نيروهاي ايالات متحده نيز بخواهد با حضور در خاك خود و ايجاد پايگاه نظامي در آن براي نيل به مقاصد خود، ياري مؤثر رسانند.
وجود پايگاه هوايي «آبشورون» كه محل پرواز و فرود هواپيماهاي آمريكايي «گالكس» است پيامي دو جانبه براي مسكو و تهران دارد و لذا موجب واكنش متفاوت هر دو كشور شده است. ايالات متحده با حضور نظامي خود در قفقاز و آسياي مركزي مي كوشد حلقه محاصره خود به دور ايران را هرچه بيشتر تنگ كند تا بتواند منافعي را كه از اين طريق جستجو مي كند به چنگ آورد و آن دور كردن ايران از سياست هاي مغاير با منافع آمريكا در مناطق خاورميانه، آسياي مركزي و قفقاز است. بروز انقلاب هاي رنگين در گرجستان و اوكراين آخرين پرده از سناريوي قدرت غرب در مقابل روسيه بود. اوكراين به عنوان دومين عضو بزرگ جامعه مستقل مشترك المنافع با دخالت مستقيم و آشكاراي نهادهاي مالي و مؤسسات تحقيقاتي اروپايي و آمريكايي از مدار مسكو خارج شد. اكنون نه تنها يك غربگراي دوآتيشه در «كيف» حكومت مي كند بلكه دولت اوكراين خواستار خروج فوري روسيه از بندر «سواستوپل» در شبه جزيره «كريمه» شده و در صورت اصرار «يوشچنكو»، مسكو عمده ترين پايگاه دريايي خود در درياي سياه را از دست خواهد داد و در اين منطقه در جايگاهي قرار مي گيرد كه روسيه پيش از جنگ كريمه در نيمه دوم قرن نوزدهم قرار داشت.
چنين درخواست مشابهي از سوي «ساكاشويلي» در گرجستان نيز مطرح شده است. تخليه پايگاه هاي نظامي روسيه در گرجستان توازن استراتژيك در قفقاز را به خطر انداخته و تأثيرات نامطلوبي بر اقتدار روسيه در منطقه ماوراي قفقاز بر جاي خواهد گذاشت.
«تعامل ناتو با غرب، همگرايي ها
و واگرايي ها در آسياي مركزي»
در نيمه نخست قرن نوزدهم، منطقه قفقاز يكي از عمده عوامل تنش در مناسبات روسيه با كشورهاي اروپايي بود. انگليس تلاش مي كرد اين منطقه را به حائلي براي جلوگيري از پيشروي روسيه به سمت ايران، تركيه و هند تبديل كند و در اين ميان، دولت فرانسه براي تحقق اهداف امپرياليستي خود در خاورميانه همواره تلاش مي نمود از كارت برنده قفقاز در زورآزمايي و مچ اندازي سياسي- نظامي انگليس و روسيه به نفع خود بهره برداري كند. محافل سياسي در سن پطرزبورگ (پايتخت پيشين روسيه) و تفليس با سوءظن فعاليت ها و اقدامات قدرت هاي غربي در منطقه قفقاز را زير نظر داشته و بر اين باور بودند كه اين منطقه مي تواند سرنوشتي ابهام آميز و نامعلوم داشته باشد. كشمكش بين المللي بر سر منطقه قفقاز تا دهه 1860 ادامه يافت، چنانكه در سال 1837 مسائل مربوط به اين ناحيه سبب شد تا انگليس و روسيه در آستانه جنگي تمام عيار با يكديگر قرار گيرند.
سرانجام اختلافات و اهداف متضاد روسيه و انگليس بر سر قفقاز، زمينه را براي بروز جنگ كريمه فراهم ساخت، جنگي كه پيامدها و ابعاد آن را مي توان با جنگ هاي جهاني بعدي مقايسه نمود. جنگ كريمه، بنيان نظم حاكمه بر اروپا در دوران پس از ناپلئون را كاملا دگرگون ساخت و به صلح طولاني در قاره اروپا پايان داد.
در ابتداي دهه 90 و در سال 1991 بار ديگر توجه اروپا به تحولات و رويدادهاي منطقه قفقاز جلب شد. وضعيت پيش آمده در آن زمان در منطقه، در نوع خود بي سابقه بود چرا كه كشورهاي منطقه قفقاز فرصت بي نظيري براي تعيين سرنوشت خود و پيوستن به جامعه بين المللي به عنوان واحدهاي كاملا مستقل بدست آوردند.
از ديگر ويژگي هاي ممتاز اين فرصت استثنايي همانا اتفاق نظر بين كشورهاي اروپايي در مورد مسائل قفقاز و رشد سريع گسترش دامنه اروپا به سمت شرق بود. تا همين اواخر اتحاديه اروپايي بيشتر كشورهايي را به عضويت خود مي پذيرفت كه از لحاظ فرهنگي، تاريخي و جغرافيايي به اين قاره تعلق داشتند. اين در حالي است كه منطقه قفقاز در تاريخ هرگز بخشي از تمدن غرب نبوده و پيوستن آن به اتحاديه اروپايي كه امروزه برخي از زمامداران اين منطقه مطرح مي كنند حتي در صورت عضويت نيم بند نيز دردسرآفرين و مشكل ساز خواهد بود. البته مشكل اصلي در اين رابطه به غير از تفاوت ماهوي ملل اين منطقه با ملل اروپايي، توان و آمادگي اروپايي ها براي گشودن گره هاي كور موجود در اين منطقه همچون مناقشه «قره باغ»، «اوستياي جنوبي» و «آبخازيا» است.


وقتي فروپاشي شوروي سابق و سپس تضعيف روسيه در دستور كار غرب واقع شد، غربي ها به اهرم «حق تعيين سرنوشت ملي» در ميان مردم منطقه قفقاز متوسل شده و حتي از كشورهاي نابسامان منطقه نيز به عنوان ابزار جهت تحقق اينگونه اهداف استفاده كردند. غربي ها در اين راه هيچ توجهي به عوامل ناسازگار همچون پائين بودن سطح فرهنگ سياسي و دموكراسي رهبران اين كشورها يا مسائل و مشكلات مربوط به اقليت هاي قومي در كشورهاي حوزه قفقاز، نقض حقوق بشر و ناتواني اقتصاد آنها براي سازگاري و انطباق با اقتصاد بازار ندارند. غربي ها معتقدند كه اصول حاكميت دولت و يكپارچگي ارضي از تقدس خاصي برخوردارند و از سركوب اقليت ها كه به بهانه مبارزه با جدايي خواهي، تروريسم، قتل وغارت صورت مي گيرد حمايت نموده غافل از اينكه دولت هايي كه در اين منطقه از جهان زمام امور را در دست دارند از رهبران جنبش هاي قومي و جدايي طلب به مراتب فاسدترند اما دولت هاي غربي براي تحقق اهداف راهبردي و ژئوپلتيك خود از چنين حكومت هايي حمايت مي كنند. امروزه اوضاع به گونه اي است كه هر سياست و اقدام كرملين در مورد چچن با انتقاد غرب روبه رو شده و هرچه دستاوردهاي مسكو در قبال چچن، چشمگيرتر مي شود، غرب و به ويژه كاخ سفيد آنها را ناچيزتر و بي اهميت تر مي انگارد.
البته برخي كارشناسان سياسي و نظامي در غرب، تلاش كشورهاي غربي را براي بيرون راندن روسيه از منطقه اي كه به طور سنتي حوزه نفوذ آن بوده، بي مورد و حتي خطرناك مي پندارند(4). به عقيده اين تحليلگران از آنجا كه اروپا نخواهد توانست جاي روسيه را در قفقاز بگيرد لذا بهتر است برخي مسائل را به همان شكلي كه در تاريخ پديد آمده اند به حال خود رها كند. روسيه همواره مي تواند با مقامات جمهوري هاي شوروي سابق كنار بيايد، در حالي كه غربي ها حتي قادر به گفت وگو با بعضي از آنها نيستند. نكته ديگر جلوگيري از ايجاد خلأ قدرت در مناطقي است كه پيش از اين تحت حاكميت شوروي سابق قرار داشته اند چون ايدئولوژي هاي افراطي و ستيزه جو بلافاصله در اين مناطق حاكم خواهند شد. روسيه از تجربه طولاني و تاريخي فراواني در تماس هاي سياسي با جنوب قفقاز و آسياي ميانه برخوردار است و در اين مناطق نقش موفقي در زمينه پاسداري از صلح ايفا كرده است. سياستمداران در اين مناطق به شيوه زمامداري و برخورد با مسائل به سبك روسي عادت دارند، هر چند سبك و سياق روسي در عرصه زمامداري و برخورد با مسائل چندان ظريف و باشكوه نيست اما از چنان صراحتي برخوردار است كه مي تواند در مقايسه با شيوه هاي غربي چاره سازتر باشد.
حتي برخي كارشناسان غربي به زمامداران اروپايي و آمريكايي يادآور شده كه قفقاز ماهيتي بس پيچيده داشته و آتش جنگ مي تواند به راحتي در آن شعله ور شود. بايد توجه داشت كه سازمان هاي تروريستي مستقر در خاورميانه اوضاع شمال قفقاز را به دقت زير نظر داشته و چنانچه روسيه سياستي قاطع و هماهنگ در قبال اين منطقه اتخاذ نكند، دامنه فعاليت هاي تروريستي نه تنها به شمال قفقاز كه به ديگر مناطق نيز گسترش خواهد يافت. اصولا اتحاديه اروپايي نمي تواند براي حل مشكلات و اختلافات در قفقاز و آسياي ميانه شريكي بهتر و طبيعي تر از روسيه بيابد.
همانطور كه تجربه بارها ثابت كرده اگر روسيه و اروپا نتوانند و يانخواهند دست به دست يكديگر داده و مسائل و مشكلات را حل كنند، تاريخ بار ديگر آنها را تنبيه خواهد نمود و در انزوا با زوال و افول روبه رو خواهند شد. البته اگر ايالات متحده آمريكا اجازه دهد كه روسيه سرپا و استوار باقي بماند.
«اهرم فشار غرب براي فروپاشي روسيه»
جايگاه واقعي اوكراين براي روسيه را از جمله معروف «كاترين كبير» بايد استنباط نمود كه گفت: «اوكراين، گوهر تاج امپراطوري روسيه است».
جدي بودن اظهارنظر فوق تا حدي است كه كارشناسان روسيه معتقدند با اعلام استقلال اوكراين از اتحاد جماهير شوروي سابق، فروپاشي اين قدرت برتر جهاني عملي و امكان پذير گشت.
اگر بپذيريم كه سوداي اصلي ذهن ولاديمير پوتين همانند اكثر مردم روسيه احياي اعتبار و جايگاه روسيه به عنوان يك قدرت جهاني است پس بي ترديد مي توان نتيجه گرفت كه وي بهتر از هر كسي مي داند كه بدون اوكراين، احياي قدرت جهاني روسيه خواب و خيالي بيش نخواهد بود. ضمن آنكه تبديل اوكراين به متحد رقيب روسيه به همان ميزان، زهري مهلك براي بقاي فدراسيون روسيه بشمار مي رود.
«اهميت كشورهاي ژئوپلتيك با موقعيت مهم و حساس مانند اوكراين، ايران، تركيه، كره جنوبي و... در قدرت و يا اهداف آنان نيست بلكه در موقعيت جغرافيايي و ميزان تأثيرگذاري آنان در رفتار بازيگران ژئواستراتژيك نهفته است... اگر روسيه دوباره بر اوكراين مسلط شود، كشوري با مساحت فرانسه و داراي منابع و ذخاير مهم و قابليت دسترسي به درياي سياه، آنگاه به طور خودكار بار ديگر امكانات تبديل شدن به يك امپراتوري قدرتمند را پيدا خواهد كرد»(5).
از نظر استراتژيست هاي آمريكايي، كشور اوكراين براي آمريكا نه تنها آوردگاه اصلي براي جلوگيري از احياي امپراتوري روسيه است، بلكه عاملي براي تضعيف روسيه خواهدبود.
برژينسكي تأكيد مي كند كه وجود اوكراين مستقل به تغييرات در روسيه كمك كرده و آمريكا بايد از استقلال اوكراين حمايت كامل نمايد. توصيه به «اوكراين مستقل» تفسيرش اين است كه اوكراين بايد به «هم پيمان غرب» تبديل شود و «تغييرات در روسيه» به معني «تجزيه روسيه» تفسير مي گردد. در جريان مناقشه انتخابات در اوكراين ميان «ويكتور يوشچنكو»، كانديداي مورد حمايت آمريكا و اروپا و «يانوكوويچ» كانديداي مورد حمايت روسيه، رسانه هاي آمريكايي همانند دوران جنگ سرد به جنگ رواني عليه روسيه و ارائه تصوير منفي بر عليه شخص پوتين اقدام كرده اند. اين رسانه ها تا جايي پيش رفتند كه نوشتند: «پوتين اسب سواري است كه بدون كله مي تازد و حمله مي كند و گردن كلفتي اخير او همان روشي است كه موسوليني و فرانكو در پيش گرفته بودند»(6).
به هر حال و باتوجه به روند تحولات اخير به نظر مي رسد كه اوكراين، پتانسيل تبديل شدن به صحنه نبرد ميان روسيه و ايالات متحده آمريكا به صورت شكل جديدي از جنگ سرد را دارد. وضعيت نهايي و بلندمدت ژئوپلتيك اوراسيا به واكنش و حضور واشنگتن در منطقه، توافق روسيه و آمريكا درباره قوانين عبور و مرور و حمل و نقل در اوراسيا و... البته همه اين موارد به آينده اوضاع سياسي اوكراين گره خورده است(7).
«اراده آمريكا مبني
بر ايجاد جهان تك قطبي»
ايالات متحده آمريكا از دوران «رونالدريگان»، سياستي يكپارچه و سازگار را در پيش گرفته و در زمان بوش پدر، بيل كلينتون و هم اينك بوش پسر دنبال مي شود. آمريكا تحت هر شرايطي تلاش مي كند جلوي ظهور مجدد روسيه به عنوان رقيبي منطقه اي و جهاني را بگيرد. اين سياست تثبيت شده اي است كه حزب و جناح نمي شناسد و هر دو حزب دموكرات و جمهوريخواه در آن متفق القول و ثابت قدمند، چون در اين 15 ساله اخير اين سياست به طور نهادينه دنبال شده كه نفوذ آمريكا در منطقه اي كه روس ها از آن به عنوان «خارج نزديك» ياد مي كنند افزايش يابد و در عين حال به طور همزمان تلاش مي كنند روند اختلال اقتصادي روسيه به شكلي طبيعي ادامه پيدا كرده و لذا به ضعف روس ها دامن مي زنند تا خود بتوانند از خلاء به وجود آمده بهره بگيرند. اين وضعيت و ادامه آن روسيه را نااميد و مستأصل نموده و اصولا به همين خاطر است كه پوتين از فروپاشي شوروي سابق تحت عنوان بزرگترين فاجعه ژئوپلتيك قرن نام برده است. وقتي دولتمردان آمريكايي مي گويند با سقوط «هيتلر» ظلم و جور پايان نيافته در واقع اشاره شان به اشغال حوزه بالتيك توسط روس هاست كه آن را با اشغال نازي ها همسنگ مي دانند.
همه اين لفاظي ها نيز در جهت آن است كه روسيه حالت تدافعي و انفعالي به خود گيرد، درست همانطوركه به لحاظ ژئوپلتيك نيز همين حس را گرفته است.
¤¤¤
«امنيت و ثبات منطقه در آينده، نتيجه گيري و راهكارها»
اگر روسيه بخواهد به بهبود همه جانبه اوضاع خود بينديشد، نه تنها اكنون وقت آن فرارسيده بلكه قدري دير هم شده است. براي روس ها ديگر چيز زيادي باقي نمانده است كه بخواهند از كف دهند. بايد به خاطر داشت كه بازيافت قدرت نظامي به زمان زيادي نياز دارد. قدرت نظامي آلمان در سال 1932 از هم پاشيد اما ظرف 5 سال قدرتمندترين وضعيت خود را در طول تاريخ خود كسب كرد. ممكن است كه روسيه ديگر هرگز به يك ابرقدرت تبديل نشود اما دستيابي به قدرتي بزرگ، خارج از قابليت ها و توانايي هاي اين كشور نيست. ما شاهد بوده ايم كه در گذشته روسيه به اين مهم دست يافته بود پس باز هم مي تواند. روسيه فقط نياز مبرمي به زمان دارد اما آمريكا متأسفانه تمايلي ندارد كه به روس ها زمان بدهد. واشنگتن قصد دارد حقيقت تلخي را به روسيه نشان دهد كه چندان بر وفق مراد روس ها نيست و آنان هم كاري از دستشان برنمي آيد و نمي توانند نتيجه را عوض كنند.
روسيه هنوز مي تواند از برگ «بيلوروس» در مقابل گسترش ناتو و اتحاديه اروپا به ماوراي شرق اروپا بهره ببرد. در خاورميانه نيز سهم خواهي روسيه از دوران پس از صدام همچنان ادامه دارد. طرح خاورميانه بزرگ نيز به سرنوشت سوريه، از متحدين نزديك روسيه در منطقه گره خورده است. سفر پوتين به اسرائيل به عنوان نخستين رهبر روسيه (و اتحاد جماهير شوروي سابق) بيانگر ايفاي نقش بازيگر مؤثر از جانب مسكو در تحولات خاورميانه و البته بحران ديرينه فلسطين مظلوم است.
هنوز نمي توان با قاطعيت گفت كه روسيه تمام شده است و روس ها نمي توانند نتيجه را عوض كنند. پنجره اي باز شده اما ممكن است به زودي بسته شود. اگر روسيه بخواهد حتماً مي تواند به نحوي چشمگير توان نظامي خود را بازيابد. آيا روسيه مي خواهد از خواب زمستاني خود بيدار شود و از اين آخرين فرصت خود استفاده كند؟! يا آن كه خسته تر از آنست كه اهميت دهد!!!
«پانوشت ها و منابع»:
(1)- يوري آندروپف در دهه هاي 1960 و 1970 رياست كا.گ.ب را برعهده داشت.
(2)- آوريل 2005- منبع: استراتفور.
(3)- منبع: http: // www isnethzch/php نوامبر سال 2004
معمولا مركز مطالعات امنيتي در زوريخ سوئيس اين بخش از سايت خود را به تحليل مسائل مربوط به ناتو اختصاص مي دهد.
(4)- منبع: Russia in Global Affairs
(5)- كتاب «صفحه بزرگ شطرنج»- تفوق آمريكا و ضرورت هاي ژئواستراتژيك آن- نوشته «زبيگنيو برژينسكي» فرمانده اسبق ناتو- منتشر شده در سال 1997
(6)- مقاله چاپ شده در روزنامه نيويورك تايمز- نوشته نيكلاس كريستف- در شماره چهارشنبه 25 آذرماه 1383 (پانزدهم دسامبر 2004).
(7)- منبع: http: //wwwniurrgovua دسامبر سال 2004
سايت مؤسسه ملي روابط روسيه و اوكراين كه در برگيرنده اطلاعات مفصلي درباره روابط اين دو همسايه است.