سوء استفاده جنسی از دو برادر به زنجیر کشیده شده+ عکس
به گزارش پلیس بزرگترین قاچاق انسان در می سی سی پی پس از ربودن دو برادر 8 و 5 ساله آنان را وحشیانه مورد تعارض جنسی قرار میداد توسط پلیس شناسایی و دستگیر شد.

دانش آموزی در یکی از دبیرستانهای شهر دنور در ایالت کلرادو با شلیک گلوله دو دانشآموز را زخمی کرده و سپس خود را از پا درآوردهاست.براساس گزارش BBC، این فرد مسلح شاتگانی را به همراه خود وارد مدرسه کردهبود و به دنبال یکی از معلمهای مدرسه میگشت که با یکی از همکلاسیهایش مواجه شد. معلم زمانی که فهمید هدف اصلی او بودهاست مدرسه را ترک کرد تا با این شیوه بتواند فرد مسلح را نیز از مدرسه خارج سازد.


تنها در نیمه دوم قرن بیستم ایالات متحده آمریکا حدود ۱۰۰ کودتای نظامی و براندازی حکومتها را طراحی و رهبری کرده است و دهها بار بطور مستقیم دست به اشغال نظامی کشورها زده است و یا آنها را تهدید به مداخله نظامی کرده است.


VANUNU MORDECHAI
John Crossman.
3 MONTHS IN ISRAEL PRISON Out Aug 8 2010.
| Hi, May 28 Th'-2013. |



تحصن مرد محجبه علیه برخورد با، حجاب زنان
به گزارش فرهنگ نیوز ، "
به گزارش فرهنگ نیوز ، "دوغال دمیر" اعلام کرد که بیشتر معترضین به حادثه
برخورد با یک زن محجبه در سوئد، مرد هستند و عکس هایی با حجاب در اعتراض به
آن گرفته اند و در شبکه های اجتماعی منتشر کرده اند.
این موسیقیدان ترک از حزب میانه رو شریک در
ائتلاف دولت در سوئد خواست از تکرار این حوادث جلوگیری کند و در برابر آن
همچون نقض حقوق بشر در سوریه و مصر سکوت نکنند.

در
روزهای اخیر نیز به دنبال این حادثه، تعدادی از زنان بی حجاب سوئد در
حمایت از زن مسلمان با حجاب در این کشور، عکس هایی از خود در حالی که
روسری بر سر دارند در شبکه های اجتماعی منتشر کرده اند.
سیاستمداران
چپگرا و شخصیتهای برنامههای نمایشی سوئد نیز در میان معترضانی هستند که
با راه انداختن «فراخوان حجاب» در توییتر تصاویر با حجاب خود را در اعتراض
به حمله به یک زن مسلمان محجبه باردار منتشر کردهاند.
صفحهای هم
در این باره در «فیسبوک» ایجاد شد. این صفحه که بیش از ۱۰ هزار کاربر را
به خود جذب کرده بود پس از آنکه طرفداران تبعیض جنسیتی و نژادی تعداد زیادی
کامنت در آن گذاشتند، بسته شد.
چند روز پیش در منطقه فارستا در نزدیکی شهر استکهلم سوئد زن مسلمان محجبه بارداری مورد حمله یک ناشناس قرار گرفت.
مهاجم،
حجاب این زن را پاره کرده و با بیان جملاتی نژادپرستانه، سر او را به
اتومبیلی میکوبد، به گونهای که این زن هوشیاری خود را از دست میدهد.
این فرد به این زن مسلمان گفته بود ما نمیخواهیم زنان مسلمان و محجبه ای مثل تو در کشورمان داشته باشیم.




















به گزارش فرهنگ نیوز، پایگاه اینترنتی المانیتور: یک هیئت منصفه فدرال در اورگان آمریکا روز پنجشنبه یک پزشک اورولوژیست و همسرش را به انجام ۱.۸ میلیون دلار پولشویی برای ایران و نقض تحریم های آمریکا علیه این کشور محکوم کرد.
بر اساس این گزارش حسین لاهیجی، و همسرش روز پنجشنبه در یک دادگاه فدرال در پورتلند به تبانی برای فریب دادن دولت آمریکا و انجام پول شویی محکوم شدند.
این حکم پس از بیش از دو روز مذاکره در خصوص این محاکمه ۱۳ روزه صادر شد. این زن و شوهر هر کدام به تحمل ۲۰ سال زندان و پرداخت ۵۰۰ هزار دلار جریمه محکوم شده اند. جلسه استماع این حکم برای روز ۱۹ نوامبر تعیین شده است.
در کیفرخواست ۲۶ صفحه ای که در سال ۲۰۱۰ تنظیم شده، نام این دو نفر به عنوان دریافت کنندگان معافیت از پرداخت مالیات به دولت فدرال به دلیل کمک به یک بنیاد خیریه در پورتلند که کمک هایی را به سایر موسسات خیریه در ایران ارسال می کند، ذکر شده است.
![]()
بر اساس این کیفرخواست، لاهیجی ۵۰ ساله و همسر ۳۶ ساله اش بیش از ۱.۸ میلیون دلار کمک خیریه به بنیاد کودک انجام داده اند. این پول به حساب هایی در بانک های ایرانی ارسال شده که تحت کنترل این زن و شوهر بوده است.
به گفته مقامات قضایی، پول تحت عملیات پولشویی برای انجام سرمایه گذاری و پرداخت برای انجام خدمات و خرید دارایی در ایران مورد استفاده قرار گرفته که نقض تحریم های تجاری آمریکا علیه ایران به شمار می رود.
علاوه بر اتهامات مطرح شده در این کیفرخواست، سوابق دادگاه فدرال نشان می دهد که لاهیجی و همسرش همچنین با اتهاماتی در زمینه فریب خدمات بهداشت و درمان مواجه اند که در سال ۲۰۱۱ در دادگاهی در هیوستون مطرح شده است.
در این پرونده همچنین از شخصی به نام مهرداد یثربی به عنوان شریک نام برده شده که در سال ۲۰۱۲ مرتکب یک مورد فریب دولت آمریکا شده و به ۵ سال حبس تعلیقی و پرداخت ۵۰ هزار دلار جریمه محکوم شده است.
یثربی ریاست بنیاد کودک را برعهده دارد، که گفته می شود لاهیجی و همسرش از آن برای عملیات پولشویی استفاده کرده اند.
در کیفرخواست مطروحه گفته شده که ظاهرا یثربی پول را برای تهیه مواد غذایی و کمک به پسرعمویش و یک بانک تحت کنترل دولت ایران ارسال کرده است.
به گفته مقامات قضایی آمریکا، یثربی و بنیاد کودک در فاصله سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ از طریق یک حساب بانکی در سوئیس مبلغ ۵.۴ میلیون دلار پول انتقال داده است. این مبلغ در حسابی نزد بانک ملی ایران سپرده گذاری شده است.
بر اساس این گزارش، در واقع این پول که به عنوان کمک به بنیاد کودک اهدا شده بود، به ایران انتقال داده شده و از طریق خرید کالاهای صادراتی و محصولات کشاورزی که نقض قوانین آمریکا محسوب می شود، سرمایه گذاری شده است.
بنیاد کودک در سال ۱۹۹۴ تاسیس شده و همچنان به ارسال پول به ایران ادامه می دهد.


اخیرا خبری دررسانه های آمریکایی منتشر شده که نشان می دهد آزمایش اکسیژن در 23 بیمارستان در ایالت های مختلف بروی 1300نوزاد ناقص در بینسال های 2004 تا 2009بدنیا آمده اند صورت گرفته است تا دانشمندان بفهمند مقدار اکسیژن مورد نیاز این نوزادان چه میزان است.در این آزمایش ها نیمی از نوزادان میزان کمی اکسیژن دریافت کرده اند و نیمی دیگر میزان زیاد دریافت کرده اند.این آزمایش برای نوزاد بسیار خطرناک بوده و افزایش یا کاهش اکسیژن مورد نیاز نوزاد موجب نابینایی ویا مرگ نوزاد می شود.این قضیه به وضوح نشان می دهد حقوق بشردر آمریکا یک ژست سیاسی و شعاری است.
تهيه شده در واحد مانيتورينگ مستضعفين MOSTAZAFIN.TV
شفقنا - تی آر تی - در شهر بلگورود در جنوب روسیه، فردی مسلح در نزدیکی یک اسلحه فروشی با تیراندازی بر روی مردم، پنج نفر را کشت و یک دختر چهارده ساله را مجروح ساخت.
ادعا میشود فرد مذکور، بعلت اینکه بر روی ماشینش در محل حادثه خط انداخته شده است، دست به این کشتار خونین و وحشتناک زده است.
این فرد مسلح که بدون هدف بر روی مردم تیراندازی میکرد، سپس وارد اسلحه فروشی شده و به تیراندازی خود در آنجا نیز ادامه داد.
پلیس روسیه، از مرگ پنج نفر و مجروح شدن یک نفر در این حمله، خبر داد.
نیروهای امنیتی، برای دستگیری مهاجم که موفق به فرار از محل حادثه شده است، عملیات ویژه ای آغاز کردند.
در این میان خبر می رسد که برخی از شاهدین عینی، تعداد مهاجمین را دو نفر اعلام کردند.
ناظران سیاسی معتقدند که هر قانون جدید مبنی بر ممنوعیت داشتن حجاب در موسسات خصوصی تنش های ایجاد شده در هشت سال قبل در فرانسه را شعله ورتر می کند.



سايت بيزينس ويک؛ طي گزارشي درمورد منع مصرف گوشت اسب نوشت؛ در دوران باستان، مردم قاره سبز بدون توجه به اصول و قواعد شرعي و انساني، گوشت اسب را مانند ساير مواد موجود در آن زمان استفاده ميکردند، اما در قرن هشتم پاپ "گرگوري سوم" (Gregory III) خوردن گوشت اسب را از آيين بت پرستي نام برد و آن را مغاير با اصول شرعي و انساني برشمرد.
ولي با اين وجود، در حال حاضر گوشت اسب همچنان در منوي رستورانهاي اروپا وجود دارد و مردم سالانه حدود 80 هزار تن، از اين گوشت شيرين مزه، ترد و کم چرب را مصرف ميکنند.
وجود داروي "فنيل بوتازون" در گوشت اسب

براساس گزارش ديلي ميل؛ با توجه به آزمايشات انجام شده بر روي گوشت اسب که توسط "اداره استاندارد غذاي انگليس" (FSA) صورت گرفت، مشخص شد که نوعي ماده دارويي در گوشتهاي صادراتي وجود داشت.
براساس اين گزارش، اسبهايي که در کشتارگاه ناشناسي در انگليس سلاخي شدند، طي آزمايشاتي مشخص شد که نوعي داروي ضد التهاب به نام "فنيل بوتازون" (Phenylbutazone) در گوشت آنها وجود داشت؛ اما نکته قابل توجه اين است که نتايج آزمايشات زماني منتشر شد که مقادير زيادي از گوشتهاي بسته بندي شده به سراسر اروپا صادر شد و مردم زيادي در رستورانها و مدارس آنها را تناول کردند.

فنيل بوتازون دارويي است که براي درمان بيماري حيوانات از آن استفاده مي شود، بنابراين ميتوان اين نتيجه را گرفت که اسبها دچار نوعي بيماري بودند که اين دارو براي درمان آنها مورد استفاده قرار گرفته است.
"ماري کريف" (Mary Creagh) سخنگوي حزب کارگر و يکي از نمايندگان مجلس انگليس، که از ابتدا در بطن ماجرا حضور داشت، در اين باره گفت: انتظار ميرود که در هفتههاي آتي ابعاد تازه و گستردهتري از اين رسوايي افشا شود.

رسوايي فروش گوشت اسب بجاي گوشت گاو
به گزارش ديلي ميل؛ علاوه بر وجود ماده ذکر شده در گوشت اسب، رسوايي ديگري نيز در اين قضيه وجود دارد؛ اينکه در غذاي آماده برخي شرکتها که بر روي آنها ليبل "گوشت گاو" (beef) قرار داشت، پس از پخت و مصرف اين گوشتها مشخص شد که طعم آنها مثل سابق نبود.

بنابراين پس از آزمايشاتي که بر روي اين محصولات صورت گرفت، مشخص شد درصد کمي از "دي ان اي" (DNA) گوشت اسب در آنها وجود دارد که حتي به گزارش سايت "گاکر" (gawker) در برخي موارد، اين ميزان به صد در صد هم رسيد.
مهمترين شرکت متهم شده در اين ماجرا، شرکت محصولات غذايي "نستله" (Nestle ) فرانسه است. شرکت نستله که بزرگترين شرکت توليد کننده مواد غذايي و کشاورزي جهان به شمار مي آيد طي بيانيه اي اعلام کرد با توجه به جنجالي که بر سر استفاده از گوشت اسب به جاي گوشت گاو در اروپا در گرفته است مواد غذايي نستله آزمايش شده اند که در دو دسته از غذاها دي ان اي اسب پيدا شده است.

نستله تاکيد کرد علاوه بر اين دو غذا، يک نوع خوراک لازانياي آماده را که براي صنايع غذايي فرانسه توليد ميشد به علت پيدا شدن اثر گوشت اسب در آن از بازار خارج خواهد کرد.
"دافيد را-ريز" (Dafydd Raw-Rees) ، صاحب کارخانه فرآوري گوشت "فارمباکس ميتس" (Farmbox Meats) در "ولز" (Wales) که پس از انتشار اين موضوع، کارخانه وي بسته شد، يکي از مهمترين عناصر در رسوايي استفاده از گوشت اسب است.

دافيد را-ريز، که در خانوادهاي مرفه به دنيا آمده، فردي بسيار ثروتمند است که همه او را در روستاي شهر "آبريستويت" (Aberystwyth)در ولز به خوبي ميشناسند.
وي به اين دليل متهم شده که گوشت اسب را از کشتارگاه خريداري کرده و پس از ترکيب با گوشت گاو، آن را در بسته بندي که صرفا مخصوص گوشت گاو بوده، فروخته است.

با اين وجود، را-ريز هرگونه اتهامي را رد کرد و کارخانه وي با وجود حکم ادراه استاندارد غذا، پس از وقفهاي کوتاه به طور عجيبي مجددا باز شد، که به عقيده برخيها احتمالا نفوذ ثروت وي عامل آن بوده است. وي همچنين در صحبتهايش ادعا کرد که محصولات کارخانه او به بلژيک صادر شده و در انگليس و کشورهاي همسايه وجود ندارد.
يکي ديگر از متهمان کليدي اين پروند شخصي به نام "جان فيسن" (Jan Fasen) است، که بنابر گزارشات، او هم ليبل "گوشت خالص گاو" را بر روي بستههايي از برگر و لازانيا زده بود که درصدي از گوشت اسب هم در آنها وجود داشت.

اما جان فيسن ادعا ميکند، گوشتهاي خريداري شده از کشور روماني (کشتارگاههاي روماني از متهمان اصلي هستند که بواسطه فروشگاهها گوشت ناخالص را عرضه کردند) ، به درستي ليبل گذاري شدند و به هچ وجه اين رسوايي را نپذيرفت.
يکي از مشتريان دائم و ثابت اين تاجر، شرکت فرانسوي "اسپانگهيرو" (Spanghero) است که غذاهاي آماده تقلبي را به شرکت "فاينداس" (Findus) در انگليس فروخته است.
اين درحالي است که فيسن در ژانويه سال گذشته نيز، گوشت اسب را به عنوان گوشت "حلال" به بازار عرضه کرد. براساس گزارشات مستند، وي تاکنون حدود 3.5 ميليون پوند کلاهبرداري کرده است.
از وقتي ماجراي واردات گوشت اسب در اروپا مطرح شد، فروش گوشت و مواد غذايي منجمد حاوي گوشت و فرآورده هاي آن، در انگليس بيست درصد و در فرانسه پنج درصد کاهش يافته است.
هنوز معلوم نيست
ماجراي توزيع گوشت اسب در اروپا به صنايع گوشتي چقدر آسيب وارد کرده اما روشن است
که اين ماجرا به نفع قصابيها و فروشگاهها تمام شده است.
در جدول زير اسامي ساير شرکتهاي متخلف ذکر شده است:

شفقنا – بهتآور است که امروز انسانها بیش از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت در بردگی به سر میبرند. با این وجود، فعالان مدنی علیه بردهداری این گمان را دارند که جهان در شرف رسیدن به نقطه عطفی در این زمینه است: بردهداری شاید تا ۳۰ سال دیگر ریشهکن شود.
شمار انسانهایی که در عصر حاضر در بردگی به سر میبرند ۲۷ میلیون نفر تخمین زده میشود؛ بیش از دو برابر تعداد افرادی که گمان میرود در عصر تجارت بردهداری از آفریقا و از مسیر اقیانوس اطلس به آمریکا منتقل شدهاند.
بررسی سوابق کشتیها این امکان را فراهم میکند که شمار بردگانی را که از آفریقا به آمریکا و حوزه دریای کارائیب منتقل شدهاند از قرن شانزدهم میلادی تا زمان ممنوعیت بردهداری در سال ۱۸۰۷ میلادی برآورد کرد. این تعداد حدود ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر است.
رقم امروزی ۲۷ میلیون نفر را کوین بلز، پژوهشگر سازمان "بردهها را آزاد کنید" اعلام کرده است. او این رقم قابل توجه را نتیجه رشد سریع جمعیت، فقر و فساد دولتی میداند.
"تعداد قربانیان بردهداری در آمریکا بیش از قربانیان قتل است"
کوین بلز از سازمان "بردهها را آزاد کنید"
بسیاری از مردم فکر میکنند که بردهداری چیزی تاریخی و مربوط به گذشته است، اما بردهداری به شکلهای گوناگون و در همه قارهها وجود دارد؛ از قاچاق بردگان جنسی و کارگر گرفته تا اسارت به خاطر بدهی و افرادی که پس از دریافت وامهایی کوچک، مجبور به کار اجباری دائمی برای وامدهنده هستند.
بن اسکینر، پژوهشگر و روزنامهنگار که برای تهیه مستندهایی درباره موارد بردهداری به مناطق مختلفی از جهان سفر کرده است، میگوید :"من اغلب در فکر کارگر معدنی هستم که در شمال هند بردگی میکرد."
"من توانستم شب پیشش بروم و با او مصاحبه کنم. از او پرسیدم که چرا تاکنون فرار نکرده است. تنها دلیلش این بود که از خشونت فوقالعاده پیمانکار معدن که به او وامی ناچیز داده بود، میترسید. در دنیای او، پیمانکار خدا بود. او نه تنها زندگی میبخشید، بلکه روزیدهنده هم بود. وقتی ما دلیل دوام پدیده بردهداری را بررسی میکنیم، باید شکسته شدن این چرخههای وابستگی را هم در نظر بگیریم."
اسکینر میگوید که بسیاری از بردگانی که با آنها در هند آشنا شد، هیچ شناختی از زندگی آزاد نداشتند و از حقوق بنیادی و اولیه خود آگاه نبودند.
بیلز میگوید: کشورهای در حال توسعه بیشترین تعداد بردههای کارگر را دارند، هرچند حتی کشورهای توسعهیافته نیز با وجود داشتن قوانین قوی در زمینه حقوق بشر نمیتوانند مجریان قانون را برای حل کامل این مشکل به کار بگیرند.
او میگوید: "کارگران مهاجر قادر به پرداخت بدهی خود به قاچاقیان انسان نیستند. مردی را با وعده داشتن شغل اغوا کردهاند، مدارکش را گرفتهاند و او مجبور شده است در یک آشپزخانه مشغول به کاری شود که هیچوقت پایانی نداشت یا دختر نوجوان کتکخوردهای که الان در خیابان مجبور به تنفروشی شده است، شرایط مشابهی دارد."
بیلز میگوید: دولت آمریکا میلیاردها دلار صرف مبارزه با جنایات میکند، ولی تنها قسمت کوچکی از این بودجه صرف مبارزه با بردهداری میشود، در حالی که میدانیم تعداد موارد بردهداری در آمریکا بسیار بیش از موارد جنایت است.
در اروپا نیز قربانیان بردهداری همیشه نمیتوانند به قانونی که برای حمایت از آنها تصویب شده است، تکیه کنند. موسسه خیریه مبارزه با قاچاق انسان، در یک مورد مانع قاچاق شد و دخترکی را که نجات داده بود، به مجارستان بازگرداند. اما به محض آن که او به جایی بازگشت که قرار بود امن باشد، در همانجا مورد تجاوز قرار گرفت و به قاچاقچیان بازگردانده شد.
سازمان بینالمللی کار اعلام کرده است که ۲۰ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در سراسر جهان مجبور به کار اجباری هستند، اما "کارگران بدهی" در این آمار در نظر گرفته نشدهاند. این کارگران، کسانی هستند که به دلیل بدهی خود یا خانوادههایشان ناگزیر به کار اجباری شدهاند و عملا به بردگی گرفته شدهاند.
با این وجود، سازمان بینالمللی کار معتقد است که میتواند بردهداری را به طور کامل ریشهکن کرد.
بئاته آندراس، از مسئولان این سازمان جهانی اعتقاد دارد که در ده سال گذشته این حرکت شتاب گرفته است. او به جنبش رو به رشد و فعالیتهایی که در برخی کشورها برای مبارزه با بردهداری انجام میشود، اشاره میکند.
او این مبارزه را با فعالیتهایی مقایسه میکند که سالها قبل برای مقابله با ایدز انجام شدند. آن فعالیتها هم چندین سال طول کشید تا حرکت و تعهد لازم برای مقابله با ایدز همهگیر شود.
در حال حاضر بردهداری در تمام کشورهای جهان ممنوع است.
آندراس میگوید: "ما هنوز به نقطه عطف نرسیدهایم، اما در شرایط کنونی نیز دور زدن قوانین ضدکار اجباری برای کشورها و شرکتها سختتر شده است."
او اضافه میکند: "دلایلی برای خوشبینی وجود دارد و ما در سالهای اخیر شاهد تغییری سریع در قوانین و ایجاد مقررات بهتر بودهایم."
او میگوید: "نشانههای روشنی وجود دارد که آگاهی مسئولان شرکتها بیشتر میشود و دولتهای بیشتری در این مسیر حرکت میکنند. اگر ما به اندازه کافی رهبرانی آماده حرکت داشته باشیم، میشود گفت که بردهداری در حال ریشهکن شدن است."
بلز میگوید: زمانی بود که دستگاههای مجری قانون میدانستند که چگونه باید با یک کامیون پر از موادمخدر برخورد کنند، اما روشهای روشنی برای شیوه حل و فصل مسائل مربوط به یک کامیون پر از انسان وجود نداشت.
او میگوید که این وضع عوض شده است.
در قطعنامهای که سازمان ملل متحد علیه قاچاق انسان صادر کرده است، سه عامل پیشگیری، حفاظت و پیشگیری مورد توجه بوده است.

فعالیت گروه "قاچاق را متوقف کنید" که در زمینه مقابله با قاچاق انسان فعال است، بر پیشگیری متمرکز است. به طور مثال آنها در قرقیزستان با کودکان خیابانی کار میکنند و به آنها میآموزند تا علائم هشداردهنده را بشناسند و بتوانند از این که به گدایی و سرقت در خیابانها مجبور شوند، جان سالم به در ببرند.
تحریم محصولاتی که با کار اجباری و بردهداری کارگران تولید شدهاند هم نقش مهمی در پیشگیری دارد. شماری از فروشندگان عمده پنبه در ازبکستان، خرید پنبههایی را که حاصل کار اجباری کارگران بوده است، متوقف کردهاند و سال میلادی گذشته هم پارلمان اروپا یک قرارداد تجاری با ازبکستان را به دلیل استفاده از کودکان کار در روند تولید محصولات رد کرد.
در سال ۲۰۰۳ میلادی، طرحی ملی در برزیل به اجرا درآمد که در چارچوب آن و با تغییر مقررات و قوانین مربوط به بازرسی کار، هزاران کارگری که به بردگی گرفته شده بودند، آزاد شدند. براساس این طرح، اگر مشخص شود که کارفرمایان از کارگران برده استفاده میکنند، اسامیشان در "فهرست کثیف" رسمی قرار میگیرد. تاکنون اسامی ۳۰۰ شرکت و فرد در این فهرست ثبت شده است.
سازمان بینالمللی کار هم در تلاش است تا برای تشخیص "نشانههای نامرئی" کار اجباری، به کشورهای دیگر کمک کند.
بلیز میگوید: اینها برخی عواملی هستند که بردهداری را به "مشکلی قابل حل برای نسل ما" در ۲۵ تا ۳۰ سال آینده تبدیل میکنند.
او اضافه میکند: بهترین برآوردها نشان میدهد که بردهداری هزینهای بالغ بر ۴۰ میلیارد دلار به اقتصاد جهانی تحمیل میکند. این مبلغ به تنهایی رقم هنگفتی است، اما تنها بخش کوچکی از اقتصاد جهانی را شامل میشود. ۲۷ میلیون نفر هم عدد بزرگی است، اما در عین حال، تنها بخش کوچکی از جمعیت جهان در بردگی به سر میبرد.
او میگوید: "بردهداری در آستانه انقراض است و برای ریشهکن کردن آن تنها به یک همت عالی نیاز داریم. به طور حتم نیازمند همکاری دولتهایی هستیم که باید دست به دست هم دهند و قوانین خود را به اجرا در بیاورند. این کار، شدنی است."
زندگی یک انسان چه قدر ارزش دارد؟

بردهداری در امپراتوری بریتانیا
."
بردهداری در تاریخ
بردهداری در جای جای جهان قدیم وجود داشت و یونانیان، رومیها و مصریها همگی برده داشتند
Source: BBC
WWW.SHAFAQNA.COM
مرکز عدالت اجتماعی انگلستان اعلام کرد، یک دختر نوجوان 90 بار مورد تجاوز قرار گرفته است و این در حالی است که مقامات رسمی میگویند، وی در خطر نبوده است.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از دیلیمیل، این خبر در حالی منتشر شده است که مقامات مدعی تلاشها برای کنترل بحران قاچاق بیش از یک هزار بزرگسال و کودک سالهای 2011 و 2012 شده بودند.
این دختر 16 ساله شواهدی را به مرکز عدالت اجتماعی ارائه کرده است که نشان میدهد، تنها در طول یک تعطیلات آخر هفته 90 بار مورد تجاوز قرار گرفته است؛ این گزارش یکی از تکاندهندهترین گزارشها در موضوع بردهداری انگلستان بوده است.
بنا به گفته نشریه ساندی تایمز، اندرو والیس، سرپرست کارگروه تهیه گزارش جدید اظهار داشته است که این دختر قربانی «اکنون در امنیت است.» با این حال وی با وجود «زخمهای عمیق روحی» درباره اتفاقات زمان تجاوز هیچ مطلبی به کمیته تحقیق ارائه نکرد.
مرکز عدالت اجتماعی انگلستان یک موسسه گروه مشاوران است که توسط یان دونکان اسمیت پایهگذاری شد؛ این مرکز مقامات لندن را به «پاسخهای ناکافی» درباره بررسیهای موضوع «دنیای زیرزمینی تکاندهنده» در مورد قاچاق انسان در انگلستان متهم کرده است.
مطالعات این مرکز نشان میدهد که در طی سالهای 2011 و 2012 بیش از 1000 مورد قاچاق بزرگسال و کودک در انگلستان گزارش شده است اما کارشناسان بر این باورند که این آمار «فقط نوک یک قله یخ در آب» است.
این درحالی است که چنین مواردی بخشی از پروندههای زنان و دختران خارجی و یا حتی انگلیسی است که در دام تجارت جنسی افتادهاند.
گفته میشود که دختران انگلیسی که در چنین دامی میافتند، نیمی از قربانیان تجارت جنسی را تشکیل میدهند.
کریستین گای، مدیر مسئول مرکز عدالت اجتماعی میگوید، «تحقیقات ما نشان میدهد که کودکان و بزرگسالانی که بیشتر آنان شهروندان انگلیس هستند، پس از برده شدن، در شرایطی خفتبار زندگی میکنند.»
وی گفت که همچنان مقامات از طبیعت چنین تجاوزاتی چشم خود را میبندند اما باری دیگر ملت انگلیس در سایه شرمآور پیشینیان خود قرار گرفتهاند.
متن کامل خبر در منبع اصلی:























به گزارش فرهنگ نیوز، آفریقای جنوبی ۸ افسر پلیس این کشور را که به قتل بیرحمانه یک راننده تاکسی متهم هستند از خدمت معلق کرد.
در حادثهای که روز گذشته در شهر «دیوتن» آفریقایی جنوبی به وقوع پیوست، پلیس این کشور مردی با دستان دستبند زده شده را به عقب یک خودرو بسته و سپس در یک خیابان شلوغ روی زمین میکشاند.
یک رهگذر از این صحنه فیلمبرداری کرده و آن را به یک روزنامه محلی داده است. انتشار این فیلم به تظاهراتهایی علیه خشونت پلیس این کشور منجر شد.
در گزارش اصلی پلیس آمده است که مقتول یک راننده تاکسی ۲۷ ساله بوده که به علت ایجاد ترافیک و مقاومت در برابر پلیس دستگیر شده بود.
فیلمی که از این حادثه ضبط شده است را در زیر ببینید. (هشدار: این فیلم حاوی صحنههای دلخراش است)
شاید تصورش را هم نکنید که بعضی افراد از لحظه تولد در زندان به سر می برند.
به گزارش جام کشکول؛ این تصاویر دردناک نشان دهنده ی پرورش کودکان زندانیان زن واقع در آمریکای جنوبی است که پشت میله های زندان به دنیا آمده و حق دارند تا سن 4 سالگی کنار مادرشان باشند.
حدود یک سوم از زنان زندانی که در این مجتمع کوچک با امکانات ضعیف زندگی می کنند حامله هستند و یا بچه دارند.
اکثر این زندانیان به دلیل قاچاق مواد مخدر، قتل و یا سرقت در اینجا به سر می برند در حالی که کودکان آنها بی گناه هستند و مجبورند بهترین دوران خود را پشت میله های زندان بگذرانند.
کار به همینجا ختم نمی شود، بعضی از همین کودکان که بعد از 4 سال مجبورند زندان را ترک کنند، جایی برای ماندن ندارند که یا زاغه نشین می شوند و یا گرفتار باندهای خلاف و ... که در هر صورت عاقبت خوبی برای آنها ندارد.





















برای در هم شکستن زندانیان گوانتانامو از شیوههایی چون انزوا و سوء استفاده جسمی و کلامی استفاده میشود، پس از آن این افراد به هر آنچه که بازجویانشان بخواهند اعتراف خواهند کرد.»
دستور يكي از فجيعترين ترورهاي تاريخ را چه كسي صادر كرد پاتریک فینوکین در سال 1949 در خانواده ای کاتولیک به دنیا آمد و پس از فارغ التحصیلی از کالج ترینیتی به وکالت روی آورد. وی از ابتدا روحیه ای آزدیخواه داشته و به همراه برادرانش در مبارزات علیه دولت وقت شرکت میکرد. | |
به گزارش خبرگزاری مقاومت اسلامی، باشگاه خبرنگاران در گزارشی نوشت: در دهه 80 ميلادي، ايرلند شمالي آبستن حوادث بسياري بود. گروههاي مخالف سلطنت اين کشور مستعمره انگليس، عليه دولت سلطنتي قيام کرده بودند که با سرکوب شديد نيروهاي امنيتي انگليس همراه بود. آشوبها از آنجا شروع شد که جوخههاي تروريستي سلطنتطلب و وابسته به دربار که همکاري نزديکي با دولت انگليس داشتند مانع استقلال ايرلند از استعمار پير ميشدند، درحالي که گروههاي مخالف سلطنت و مليگرايان ايرلندي قصد الحاق به ايرلند متحد را داشتند. جوخههاي تروريستي وفادار به سلطنت، نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي انگليس مانند MI5 ، نقش زيادي در اقدامات تروريستي و قتل مخالفين در آن زمان ايفا کردند.

در آن زمان گروههاي تروريستي افراطي وفادار به سلطنت و دولت انگليس با کمک سرويسهاي جاسوسي و نيروي ويژه پليس اين کشور، بسياري از مخالفان دولت را ترور ميکردند. اعضاي اين گروهها جنايات وحشتناک زيادي را در جريان درگيريها در آن منطقه مرتکب شدند.

پات فينوکين ( پاتريک فينوکين) Pat Finucane ، وکيل برجسته جواني بود به خاطر دفاع از حقوق دهها فردي که مورد غضب نظام قضايي فاسد انگليس قرار گرفته بودند به شهرت فراواني دست يافت. وي وکالت تعدادي از مبارزان آزاديخواه ايرلند شمالي از جمله مبارز مشهور بابي ساندز Bobi Sands را بر عهده داشت.

در 12 فوريه سال 1989، يکي از جنجاليترين حوادث تروريستي تاريخ انگليس رخ داد، بهطوري که بسياري از روزنامههاي آن زمان، آن روز را يکشنبه خونين ناميدهاند و از آن به عنوان لکه ننگي براي دولت انگليس ياد ميکنند.در اين روز، پت فينوکين 39 ساله بدست افراطيون وفادار به دربار انگليس موسوم به گروه تروريستي اتحاديه دفاع اولستر Ulster Defence Association (UDA) به طرز فجيعي کشته شد.
فيوکين به فجيعترين شکل ممکن ترور ميشود
وکيل حقوق بشر به همراه همسر و سه فرزند نوجوانش سر ميز شام نشسته بودند که يکباره صداي شکستن شيشهها ميآيد. فينوکين و همسرش از سر ميز بلند ميشوند، اما وقتي که پاتريک پاي خود را بيرون از در آشپزخانه ميگذارد صداي بلند گلوله بلند ميشود. با اصابت دو گلوله به بدن او، فينوکين نقش زمين ميشود. همسرش که به کمک وي ميشتابد با گلوله ديگري مجروح شد. وقتي که کودکان از ترس، خود را زير ميز ناهارخوري پنهان کرده و مادر نيز در گوشهاي مجروح شده است، دو فرد مسلح از فاصلهاي بسيار نزديک، 12 گلوله به صورت پاتريک شليک کرده و وي را به طور فجيعي به قتل ميرسانند. تنها 6 گلوله مستقيم به سر او اصابت كرده بود. بعدهها مشخص شد تفنگهايي که اين دو نفر استفاده کرده بودند متعلق به ارتش انگليس بوده است. تيراندازي به گونهاي بودند که چهره پاتريک به کلي نابود شده بود.

فينونکين زماني به چهره معروفي تبديل شد که پرونده بابي ساندز Boby Sands مبارز ایرلندی و عضو ارتش آزادی خواه ایرلند را به دست گرفت. ساندز در سال۱۹۵۴ میلادی در شهر بلفاست مرکز ایرلند شمالی به دنیا آمد. در سن ۱۸ سالگی به ارتش آزادی خواه ایرلند پیوست. او همواره خواستار خروج ارتش انگليس از شمال ایرلند بود و به همین دلیل وارد ارتش آزادی خواه ایرلند شد.

وی یک سال بعد به جرم حمل اسلحه دستگیر و به ۵ سال زندان محکوم شد. ۶ ماه پس از آزادی در۱۹۷۷دوباره به همین جرم و این بار به ۱۴ سال زندان محکوم شد، ولی به محض ورود به زندان در اعتراض به رفتار دولت از پوشیدن لباس زندانیان امتناع کرد و خواستار این شد که او را به عنوان یک زندانی سیاسی بشناسند نه زندانی جنایی.
کمی پس از آغاز اعتصاب غذای بابی ساندز یکی از نمایندگان محلی ایرلندی درگذشت و بابی در حالی که زندانی سیاسی بود، از طرف مردم بجای وی انتخاب شد. دولت بریتانیا حاضر به پذیرش این انتخابات نشد و حتی قانون انتخابات را بنحوی تغییر داد که دیگر زندانیان جمهوریخواه نتوانند داوطلب شرکت در آن شوند. دولت بریتانیا حاضر به پذیرش خواستهای بابی ساندز و دیگر زندانیان جمهوریخواه نشد. سرانجام بابی ساندز پس از ۶۶ روز اعتصاب غذا در سن بیست و هفت سالگی در 5 مي۱۹۸۱در زندان بلفاست در گذشت.

خيابان بابيسانداز در تهران
جمهوری اسلامی ایران در دههٔ ۱۳۶۰ یکی از مهمترین خیابانهای تهران را که در رژیم پهلوی به نام چرچیل شناخته میشد، به خیابان بابی ساندز تغییر داد. سران انگلیس مجبور بودند تا هنگام فرستادن نامه به سفارتشان در ایران آدرس را به صورت تهران - خیابان بابی ساندز بنویسند. همین مسئله باعث شد تا سفارت در اصلی را ببندد و دری را که از خیابانی دیگر به سفارت راه دارد محل اصلی ورود و خروج قرار دهد.

پروندهاي که بعد از 24 سال هنوز باز است/ نقش دولت انگليس در قتل فينوکين چيست؟
به گزارش روزنامه انگليسي گاردين،دوازده فوريه، هر سال يادآور خاطره تلخي از يک جنايت هولناک در انگليس است. جنايتي که گفته ميشود بزرگترين رسوايي تروريسم دولتي در تاريخ اين کشور است. پرونده ترور وکيل برجسته ايرلندي، 23 سال است که در جريان بوده و گزارشات و تحقيقات بسياري در اين مورد انجام شده است. اما هيچ کدام از آنها نتوانستهاند کل ماجرا و افراد پشت صحنه اين تراژدي را رونمايي کنند. به علاوه، با وجود اعتراضات فراون و درخواستهاي خانواده فينوکين دولت انگليس اجازه دادرسي عمومي به اين پرونده را نميدهد و تمام تحقيقات تحت نظر مستقيم سرويسهاي جاسوسي و امنيتي انگليس انجام ميشوند.
قتل فينوکين از روسواييهاي ارتش انگليس در عراق بدتر است
به گزارش پايگاه belfasttelegraph، چاپ ايرلند، سال گذشته يکي از مشاوران ارشد ديويد کامرون، قتل پات فينونکين، وکيل مشهور ايرلندي را از رسواييهاي ارتش انگليس در عراق بدتر دانسته است. اين صحبتهاي جرمي هيوود Jeremy heywood، دوباره پرونده قتل اسفبار وکيل ايرلندي را بر سر زبانها انداخت. يکي از قضات انگليس اين پرونده را نقطه تاريکي در تاريخ اين کشور دانسته است. اين روزنامه ايرلندي-انگليسي اذعان کرد بازگشايي پرونده فينونکين خاري در چشم دولت انگليس است.
به گزارش وبسايت رسمي کمپين پاتريک فينوکين، ارتش انگليس و نيروي ويژه پليس اين کشور معروف the Royal Ulster Constabulary (RUS)، ماموران مخفي زبدهاي داشتهاند که در گروه وفاداران تروريست انگليس نفوذ کرده و روند قتل فينوکين را تسهيل بخشيده بودند.
سازمانهاي مستقل حقوق بشري که درباره مرگ فينوکين تحقيقاتي انجام دادهاند،اعتقاد دارند که مقامات ارشد انگليس از ترور پاتريک اطلاع داشتهاند.

گزارش جاناستيونز 1999 Sir John Stevens
جان استيونز، معاون اول سازمان Cambridgeshire Constabulary، تحقيقات زيادي درباره همکاري شبه نظاميان وفادار سلطنتطلب، نيروي ويژه پليس و ارتش انگليس در قتل فينوکين انجام داده است. به گفته اين وبسايت بسياري از شواهدي که وي بدست آورده هنوز فاش نشده است.
در سال 1999، سومين تحقيقاتي که توسط جان استيونز John Stevens انجام گرفت مشخص شد که نيروهاي امنيتي و گروههاي سلطنتطلب انگليس در قتل فينوکين با هم ساخت و پاخت داشتهاند. در نتيجه اين تحقيقات ويليام استابي William Stobie، مامور يگان ويژه و يکي از مقامات ارشد وفادران به سلطنت ، عضو اتحاديه دفاع اولستر UDA به همکاري در قتل فينوکين متهم شدند. تفنگهاي ترور از طريق سازمان تروريستي UDA ارسال شده بود که در آن زمان سازماني قانوني در انگليس بود.
در سال 2001، دولتهاي انگليس و ايرلند از پيتر کوري Peter Cory ، قاضي کانادايي در خواست کردند تا در مورد موضوع تحقيق کرده و نظرات خود را اعمال کند. در گزارش سال 2004، کوري اذعان کرد که شواهد کافي از دخالت دولت انگليس در اين اقدام تروريستي در دست داشته و ميتوان اعلام دادرسي عمومي کرد. اما از سال 2004، دولت انگليس قانوني را تصويب کرد به عنوان Inquiries Act 2005، که در بخشهاي 19 و 20 آن وزاري دولت قدرت انحصاري داشته تا دسترسي عمومي نسبت به اطلاعات را محدود کرده و ميتوانند دستور دهد که دادرسيهاي عمومي به صورت محرمانه اجرا شوند.

قاضي کوري در اعتراض به اين قانون اعلام کرد که هيچ قاضي کانادايي در دادرسيهاي که تحت کنترل دولت انگليس انجام شود مشارکت نخواهد کرد.
نکته جالب توجه اين است که نظرات قاضي کوري که قبلا توسط تونيبلر Tony Blare پذيرفته شده بود، رد و تنها تحقيقات استيونز مورد قبول واقع شد.
گزارش سال 2012
اما آخرين تحقيقات در مورد مرگ فينوکين توسط دزموند در سال 2011 انجام شده است. در گزارش 500 صفحهاي که توسط دزموند دو سيلوا Sir Desmond da Silva QC منتشر شده است نشان ميدهد مقامات انگليسي در قتل وي مستقيما دست داشته و سعي کردهاند تا پرونده قتل اين وکيل را ماستمالي کنند.

در اين گزارش آمده است : مرور شواهد قتل پاتريک فينونکين هيچ شکي باقي نميگذارد که ماموران امنيتي دولت انگليس در نقض حقوق بشر و قتل اين وکيل حامي حقوق بشر دست داشتهاند. او در اين گزارش اذعان ميکند که در ابتدا فکر نميکرد مرگ پاتريک توسط مقامات دولتي انگليس انجام شده است ، اما در طول زمان و با افزايش روند تحقيقات مشخص ميشود که ارتش انگليس و واحد ويژه RUC از ترور اين شخصيتن ملي آگاهي کامل داشتهاند.
عذرخواهي رسمي نخستوزير انگليس از خانواده فينوکين
در اين گزارش آمده است که Mi5 نيز در قتل دست داشته است. بنبستي که نخستوزير انگليس را وادار کرد يک عذرخواهي کاملا بياثر و چندش آور داشته باشد، بهطوري که همسر فينوکين اين عذرخواهي را نپذيرفت.

براساس گزارش دزموند،MI5 در سال 1988 از ترور آقاي وکيل آگاهي کامل داشته است. طبق اين گزارش تنها بعد از دو ماه آگاهي MI5 فينونکين به قتل ميرسد.

خلاصه گزارش آقاي دزموند به شرح زير است:
اما به نظر ميرسد همانگونه که همسر فينوکين اعلام کرده است اين گزارش گرچه شامل بخشي از روشنگريهاست اما با دولت انگليس هماهنگ شده است.

جرالدین فینوکین Gerladin همسر پات فینوکین، در یک کنفرانس خبری در لندن تاکید کرد، گزارشی که به دستور دولت انگلیس درباره این پرونده تهیه و منتشر شد، نتوانست حقایق موجود در این قتل را برای افکار عمومی آشکار کند.
وی
که به همراه دو پسر خود در این کنفرانس خبری شرکت کرده بود، گفت: این
گزارش، ساختگی و سفارشی است که پشت درهای بسته تهیه شده و هدف آن لاپوشانی
حقایق و ماست مالی کردن موضوعات مهم پیرامون این پرونده بوده است.
وی اظهار داشت: ما این گزارش را قبول نداریم چرا که معتقدیم یک گزارش
مهندسی شده توسط دولت بود تا شاید بتواند اعتماد عمومی را نسبت به نیروهای
امنیتی و پلیس در ایرلند شمالی احیا کند.
خانم فینوکین افزود: در این گزارش عمدتا به حرفهای شاهدانی که مردهاند استناد شده است و برای ما چیز جدیدی در پی نداشت.
وی
گفت: وقتی همدستی گسترده عوامل دولتی در قتل همسر من تایید میشود، باید
کسی مسئولیت این اقدامات را برعهده بگیرد و به پای میز محاکمه کشیده شود
ولی ما شاهد بودیم که گزارش تهیه شده در نهایت نتیجه گیری کرده است که
مقامات سطح بالای دولتی از موضوع بی خبر بوده اند. وی تاکید کرد: ما تهیه چنین گزارش ناقص و غیرشفافی را توهین آمیز میدانیم.

همسر ˈپات فینوکینˈ گفت: ما 23 سال است که برای تشکیل یک کمیته تحقیق مستقل که بصورت علنی و شفاف همه مدارک و مستندات را بررسی کند، مبارزه کردهایم و به این مبارزه خود ادامه خواهیم داد تا روزی همه حقایق روشن شود.
متهمين قتل فينوکين چه کساني هستند؟

ويلياماستابي William Stobbie
بعدهها تحت فشار گروههاي حقوق بشري ، دولت ايرلند و کنگره آمريکا، دولت انگليس مجبور شد در سال 2001 يکي از مظنون ترور پاتريک فيوکين، ويليام استابي William Stobby را دادگاهي کند. استابي سرباز سابق ارتش انگليش و عضو UFF و RUC بود. او در دادگاه خود اعلام کرده ميخواهد نام افسراني که قتل فيونکين نقش داشتند را برملا کند. اما به دست اعضاي گروه خود بيرون خانهاش در دسامبر سال 2001 به ضرب گلوله کشته شد. بنا به گزارشها استابي اسلحههاي ترور فينوکين را تهيه کرده و آنها را به تيم ترور داده بود.

جاني آدير معروف به سگ ديوانه
فرد دومي که در قتل پاتريک نقش داشت، يک تروريست معروف انگليسي به نام جاني آدير معروف به سگ ديوانه Johny Mad Dog” Adair بود که عليرغم مدارک موجود توانست از دادگاه فرار کند. اين فرد نژادپرست نازي به قتل زنان و مردان ايرلندي افتخار ميکرد. وي در سال 2003 به انگليس فرار کرد و با پروسه صلح ميان ايرلند و انگليس مخالفت کرده و در انگليس باندهاي بزرگ مواد مخدر را کنترل ميکرد . تحقيقات انجام شده نشان ميدهد که او رابطه بسيار نزديکي افراطيون راستگراي انگليس از جمله رهبران جبهه ملي داشت.

به گزارش گاردين،او با رييسپليس وقت لندن در دهه 90 با رييس اطلاعات ارتش انگليس رابطه نزديکي داشته است. از طريق اين رابطه، سازمان اطلاعات انگليس صدها پرونده را به جوخههاي ترور گروههاي اتحاديهگرا منتقل کرده و به آنها سلاح و کمکهاي مالي ميکرده است. سالها پس از فرار، اين تروريست خطرناک بدون وجود مدارک هويتي مدرکي، درآمدي، کار مشخصي در انگليس زندگي ميکند.

کن برت Ken Barrett يکي از دو قاتل فينوکين
مظنون سوم اين فاجعه حقوق بشري،کن بارت Ken Barrett، است که در سال 2004 به جرم قتل پاتريک و پس از گذت 15 سال از آن حادثه تروريستي دستگير شد. بارت پليس سابق RUCبود و در گروه ترور UFF نيز خدمت ميکرد. در سال 2006، بعد از سپري کردن تنها دو از 22 سال حکم خود به خاطر قتل پاتريک در شمال ايرلند از زندان آزاد شد و مستقيما به مقصدي نامعلوم در انگليس سفر کرد. طبق اعترافاتي که در مصاحبه با بيبيسي انجام داده است، در شب حادثه او راننده خودرو به سمت خانه فينونکين بوده و زماني Adair و Davy ديگر قاتل ماجرا وارد خانه پاتريک شدند او بيرون منتظر بوده است.

مضنون ديگر اين موضوع برايان نلسون Brian Nelson است عضو واحد تحقيقات نيروهاي ارتش انگليس بود. او اطلاعات شخصي فينوکين را مهيا کرده بود.به گزارش گاردين، برايان نلسون افسر اطلاعات ارتش انگليس اطلاعات شخصي فينوکين از قبيل آدرس خانه وي و عکسهاي او را به جوخه ترور داده بود.

به گزارش ويکيليکس،در سال 2005، برتي آهرن Berti Ahern ، نخستوزير وقت ايرلند به سفير ويگه آمريکا در ايرلند شماي گفت: همه ميدانند دولت انگليس در قتل پت فينوکين نقش داشته است.

در سال 2010، گاردين گزارشي در مورد نقش MI5 به نقل ويکيليکس زده است. بنا بر اين گزارش، امآيفايو گفت که آماده است تا پروندههاي حساس يکي از مشهورترين قتلها در ايرلند شمالي را که توسزط افراد مسلح مرتبط با نيروهاي امنيتي انگليس را افشا کند.

اين حرف را خبرچينان سفارت آمريکا به ويکيليکس گفتهاند. طبق گزارش ويکيليکس:
بنا توني بلير در زمان نخست وزيري خود قول داد که در صورت تاييد قاضي منتصب لندن و دوبلين ، دادرسي عمومي درباره مرگ فينوکين انجام خواهد شد.
در گزارشي که آقاي دزموند منتشر کرد، ديويد کامرون وعده داده بود تا به تمامي پروندههاي Mi5و تحقيقات استيونز دسترسي داشته باشد. تمام سازمانهاي دولتي از جمله MI5 دستور داشتند تا با ايشان همکاري لازم را داشته باشند.
اما در گزارش آمده است که ماور ويژه به منابع محدودي دسترسي داشته است. همچنين MI5 به تناوب آقاي دزموند را تحت فشار قرار ميداده است که چرا قصد انتشار اين اسناد را دارد. دزموند توانسته است با شاهدان مصاحبه کند اما قدرت ظبط شفاهي آنها را نداشته و تمام اين موارد پشت درهاي بسته اتفاق افتاده است.
نقش مقامات ارشد انگليس در قتل
Margaret Tatcher نخستوزير وقت انگليس
وبسايت ايرلندي Irishcenter، در گزارشي آخرين گزارش مرگ فينوکين را قابل ترديد دانسته و اعتقاد دارد که مارگارت تاچر Margaret Tatcher نخستوزير وقت انگليس دستور قتل فينوکين را صادر کرده است.

بنا بر اين گزارش، به همين دليل است که هيچ کدام از نخستوزيران انگليس اجازه اجراي دادرسي عمومي در اين پرنده را نميدهند. يکي از اعضاي کابينه تاچر سه هفته قبل از مرگ فينوکين داگلاس هاگ در مجلس عوام گفته بود که برخي وکلاي ايرلند شمالي بيش از اندازه به آزاديخواهان ايرلند نزديک هستند.
در تحقيقات استيونز آمده است :تحقيقات تيم من در باره يگي از افسران ارشد RUC تحقيق کرده اند که تحت وزارت امور خارجه کار ميکرده است.
تاچر در آن زمان اعتقاد داشت که ميتواند برنده جنگ باشد، تنها در صورتي که وکلاي دست و پاگير کنار بروند. اين وبسايت مينويسد مشکل فينوکين اينجا بود که وي براي دفاع از حقوق زنان و مردان ايرلندي به پا خواسته بود.
اعتزاضات مردمي نسبت به مرگ فينوکين
در سال 2010، در مقابل مراکز اصلي MI5 در شمال ايرلند، خانواده و معترضان مرگ فينوکين در اعتراض به مخفي کردن اسناد قتل او جمع شدند.

در سالگرد ترور اين وکيل برجسته حقوق بشر، سالانه افراد زيادي گرد هم ميآيند.




مراسم اهدای جایزه صلح نوبل به اتحادیه اروپا
در این گزارش به سوابق ضد بشری بریتانیا که دارای یکی از سیاهترین کارنامههای استعماری در اروپاست خواهیم پرداخت. لازم به ذکر است بدلیل کثرت موارد نقض حقوق بشر و جنایات انگلستان طی دورههای استعمار خود بر کشورهای جهان، تنها عمدهترین و مهمترین موارد آن اجمالا در این گزارش ذکر شده است.
آغاز استعمار انگلستان در آسیا
تاریخ آغاز استعمار - نوین - را میتوان از قرن 15 و 16 میلادی دانست که امپراتوری بریتانیا در سال 1599 با تاسیس کمپانی هند شرقی اين كمپاني پايههاي سلطه استعماري بريتانيا بر مناطق زرخيز جنوب آسيا را تحكيم كرد و از آن پس، كليه عمليات استعماري و روابط سلطهگرانه انگليس با ملل جنوب آسيا، از طريق كمپاني هند شرقي انجام ميشد. نفوذ و سلطه عميق بریتانیا بر هند، پس از گذشت سه قرن از تأسيس اين كمپاني، موجب شد تا هند به عنوان بخشي از امپراتوری بریتانیا اعلام شود و ملكه ويكتوريا به عنوان امپراتوريس هند و انگليس، تاجگذاري نمايد. اين دوران، دوران غارت مردم هند توسط انگلستان محسوب ميشود كه در پوشش روابط اقتصادي و تجارت و بازرگاني، زمينهساز نفوذ سياسي در اين سرزمين گرديد.
ویل دورانت درباره هند و به طور کلی شرق در برابر غرب می نویسد: «به خاطر داشته باشیم که مردم شمال هند یعنی نیمه مهمتر هند با یونانی ها، رومی ها و خود ما هم نژاد هستند یعنی از همان نژاد هند و اروپایی یا آریایی هستند.»(ص۱۴) زبان سانسکریت ریشه زبان اروپایی است.
وی یادآور می شود که ریاضیات هندی چگونه توسط اعراب وارد غرب گردید و همچنین پرداختن به مسائل دیگری چون فلسفه، مذهب و تمدن در هند و به طور عام در شرق، که در جای خود قابل توجه است. در ادامه وی به این نکته اشاره دارد که چگونه هندوستان توسط دزدان دریایی انگلیسی و فرانسوی مورد تهاجم و غارت قرار گرفت و استعمار و استثمار چگونه در این کشور غلبه یافت و مردم این سرزمین را در خود فروکشاند. وی می نویسد که انگلیسی ها همه چیز را در هندوستان به فروش می رساندند آنها حتی حاکمان ایالت ها را با دریافت رشوه به قدرت می رساندند، و هندوها را وادار می کردند گران بخرند و ارزان بفروشند و این سیاست امپریالیستی بود که سبب گردید ۳۰ میلیون هندی در کلکته به اوج بدبختی برسند.

سیاست امپریالیستی انگلستان 30 میلیون هندی در کلکته را به اوج بدبختی رساند
طی اشغال هند توسط نیروهای بریتانیا،بر اساس منابع مختلف تاریخی، در دهه 1770 میلادی بیش از 10 میلیون هندی تنها در ایالت بنگال این کشور، بر اثر قحطی و گرسنگی، بیماری، بدرفتاری و شکنجه به دست نظامیان انگلیس و یا بر اثر فشار کار اجباری جان خود را از دست دادند.
ویل دورانت در ادامه به این مسئله اشاره می کند، به رغم این که انگلیسی ها برای ثبات نظام فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بریتانیا در هندوستان اقداماتی را انجام دادند ولی هندوها نیز از آن بهره مند گردیدند که می توان این اقدامات را این گونه برشمرد: ۱- منسوخ شدن رسم «سوتی»(سوزاندن زنان بعد از مرگ شوهرانشان) ۲- وارد کردن تشکیلات سازمانی به نهادهای رسمی هندوها ۳- منسوخ کردن نظام برده داری (که هندوها بهای گزافی را برای آن پرداختند) ۴- احداث راه آهن (برای اهداف تجاری و نظامی)۵- وارد کردن علم و تکنولوژی غرب به هندوستان. وی سیستم طبقاتی هند را نیز مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد ولی نکته قابل توجه سیستم مالیاتی بود که انگلیسی های متجاوز در هند ایجاد کرده بودند.
![]()
10 میلیون هندی در دهه 1770 تنها در ایالت بنگال بر اثر استعمار انگلیس جان خود را از دست دادند
در حقیقت هندی ها می بایست در کشور خود به انگلیسی ها مالیات می پرداختند؛ «درصد مالیات ها نسبت به تولید ناخالص ملی در هند بیشتر از هر کشور دیگری در دنیا است تا همین اواخر این رقم معادل دو برابر درصد مالیات ها در انگلیس و سه برابر اسکاتلند بود.» انگلیسی ها به واسطه این مالیات های سنگین، هزینه سربازان هندی را، برای سلطه بر کل این شبه قاره تامین می کردند و بدون صرف هیچ هزینه اقتصادی و انسانی توانستند خود را بر کل هندوستان مسلط سازند، در حقیقت از خود هندی ها برای استعمار و استثمار هندوستان بهره بردند. وی معتقد است که هندوها در برابر این همه ستم هیچ فریادرسی نداشتند. ویل دورانت در ادامه به چگونگی انهدام اقتصادی هندوستان می پردازد و می نویسد: «شرایط اقتصادی هند نتیجه اجتناب ناپذیر استثمار سیاسی آن است.»
از سال 1942 نیز قحطی دیگری به دلیل تصمیم استعماری دولت بریتانیا و شخص چرچیل در هندوستان به وقوع پیوست که در حدود 5 میلیون هندی دیگر را به کام مرگ کشاند. طی سالهای 1942 تا 1944 بین 3/5 تا 5 میلیون هندی بر اثر قحطی جان باختند. به دستور چرچیل در این سالها، تمامی کشتیهایی که برای انتقال مواد غذایی به هند مورد استفاده قرار میگرفت، به انتقال تجهیزات و آذوقه برای نیروهای نظامی انگلستان در شمال آفریقا به کار گرفته شدند و بدین ترتیب قحطی بزرگی این بار نیز در ایالت بنگال هند جان میلیونها هندی را گرفت.

در حدود 5 میلیون هندی طی سالهای 1942 تا 1944 بدلیل گرسنگی جان باختند.
گسترش استعمار به آفریقا
در پايان جنگ هاي ناپلئون در سال 1814 ميلادي، بريتانيا مستعمره هلندي "كيپ" در آفريقاي جنوبي را اشغال كرد. مهاجران هلندي كه بوئرها ناميده ميشدند (بوئرها در زبان هلندي به معني كشاورزان است) ميخواستند رسوم و مذهب كالوينيست خود را حفظ كنند. بنابراين آنها از كيپ مهاجرت كرده و با كاروان بزرگي از گاريها كه توسط گاوها كشيده ميشدند راه شمال را درپيش گرفتند. بوئرها در سر راه خود به قبايل "زولو" برخورد كردند. جنگهاي بي وقفهاي بين بوئرها و قبايل زولو رخ ميدهد.
![]()
زولو در لغت به معنای "آسمان" است. زولوها یکی از تیرههای نژادی و زبانی در آفریقا بودند که طی سالهای ۱۸۳۰-۱۸۳۹ با بوئرها در جنگ بود، و سرانجام در سال ۱۸۸۰ مغلوب بریتانیا شدند.
جنگ از ۱۶ دسامبر ۱۸۸۰ آغاز شد. در دور اول جنگ، انگلیسی ها شكست خوردند و فرمانده آنان ژنرال «كالی» نیز كشته شد. ویلیام گلدستون نخست وزیر وقت انگلستان كه چنین دید و به واقعیت پی برد، از در سازش وارد شد و خود مختاری ترانسوال را بپذیرفت.
پس از كشف طلا در ترانسوال، هزاران انگلیسی برای كار در معادن وارد این منطقه شدند و شهر ژوهانسبورگ یك روزه ساخته شد.
بوئرها كه چنین دیدند بر كارگران غیر بومی و شركت های انگلیسی استخراج طلا، مالیات سنگین بستند و تازه واردین را از شركت در انتخابات و كسب مقام دولتی در آن منطقه محروم كردند. این وضعیت، باعث اعتراض معدنداران شد و به وزارت مستعمرات در لندن شكایت بردند. این وزارت به دولت محلی بوئرها اولتیماتوم داد كه به آن توجه نشد. به دستور لندن نیروی نظامی انگلستان مستقر در «كیپ» وارد عمل شد و دور دوم جنگ از یازدهم اكتبر ۱۸۹۹ آغاز گردید و هر حمله نظامی انگلیسیها به شكست انجامید.
این بار بوئرها از شیوه جنگ چریکی استفاده میكردند، لباس غیر نظامی میپوشیدند و از كمینگاه حمله میبردند. همچنین، این بار دولتهای اروپایی متخاصم با انگلستان به ویژه آلمان به بوئر اسلحه برتر و آموزش نظامی می دادند، به گونه ای كه تا آخرین ماه های این جنگ ۲۹ ماهه از نیروی ۲۵۰ هزار نفری انگلستان كار موثری برنیامد. انگلستان بهترین سربازان و ژنرالهای خود از جمله ژنرال كیچنر، ژنرال كمپ ، ككویچ و رابرتز را به جنگ بوئرها فرستاده بود.

سربازان بوئر در جنگ بوئرها (1902- 1899)
جنگ در ۳۱ ماه ۱۹۰۲ با امضاد پیمان ورینیگینگ پایان یافت. دولت انگلستان طبق این پیمان ۳ میلیون پوند به بوئر ها داد، خود مختاری آنان را برسمیت شناخت و قول......
نیروهای فرانسه، به مساجد و مراکز حفظ قرآن کریم در مالی حمله کرده اند.
به گزارش اخبار جهان اسلام به نقل از برخی منابع عربی، با افزایش نیروهای فرانسه به مالی برای سرکوب تروریستها در این کشور، برخی منابع آگاه اعلام کردند نیروهای فرانسه به مساجد و مراکز حفظ قرآن کریم حمله کرده اند.
بر اساس این منابع، جنگنده های فرانسه، به چند مسجد حمله کرده و آنجا را تخریب کرده اند.
این درحالی است که اتحادیه اروپا با ارسال نیروهای نظامی برای آموزش نیروهای دولتی در مالی موافقت کرده است.
سه زن مسلمان در فرانسه ترور شدند
جسد سه زن مسلمان روز پنج شنبه در مرکز کردی در پاریس پیدا شد که به نظر می رسد قربانی انگیزه های نژادپرستی شده اند.
به گزاش اخبار جهان اسلام به نقل از منابع اینترنتی، یک منبع پلیس فرانسه اعلام کرد: جسد سه زن مسلمان کرد را روز پنج شنبه در مرکز کردی در پاریس پیدا کرده اند.
پلیس فرانسه افزود: به نظر می رسد این سه زن مسلمان قربانی انگیزه های نژادپرستانه شده باشند و تحقیقات در این باره آغاز شده است.
این سه زن مسلمان با گلوله مورد هدف قرار گرفته و کشته شده اند.
اسلام ستیزی در فرانسه افزایش پیدا کرده است و بارها افراد ناشناس به مساجد در شهرهای مختلف فرانسه حمله کرده اند.
باید اهانت به ادیان اسلامی جرم دانسته شود
سفیر مصر در سازمان ملل متحد اهانت به اسلام را محکوم کرد و خواستار جرم دانستن اهانت به ادیان شد.
به گزارش اخبار جهان اسلام به نقل از برخی منابع عربی، «سفیر معتز احمدین خلیل» نماینده دائمی مصر در سازمان ملل متحد ضمن محکوم کردن اهانت به ادیان و اسلام، بر اهمیت اقدام سازمان ملل متحد در جرم دانستن اهانت به ادیان و شخصیت های دینی تاکید کرد.
وی افزود: اهانت به ادیان، پیامدهای خطرناکی برای صلح و امنیت بین المللی دارد.
نماینده دایمی مصر در سازمان ملل متحد، اهانت به ادیان به بهانه آزادی بیان را امری غیر قابل پذیرش دانست.
مالزی مقصد گردشگری مسافران مسلمان
رئیس سازمان گردشگری مالزی تاکید کرد: مسافران مسلمان علاقه مند به مسافرت به مالزی هستند و مالزی را به عنوان مقصد گردشگری خود انتخاب می کنند.
به گزارش برناما، رئیس سازمان گردشگری مالزی گفت: انتخاب مالزی به عنوان مقصد گردشگری و توریستی برای مسافران مسلمان در سالهای اخیر نشان می دهد که فراهم کردن تسهیلات و امکانات لازم برای گردشگران مسلمان در این کشور امری توجیه شده است.
وی افزود: علاوه بر وجود امکانات برای گردشگران مسلمان، دولت غذاهای حلال و تسهیلات برای برپایی نماز در مراکز فروش و فرودگاه را برای گردشگران فراهم کند.
براساس نظر سنجی که مرکز جهانی مشاوره تعطیلات مسلمانان «کریس سینتر اتینگ» انجام داد، مالزی 8.3 امتیاز از 10 امتیاز، مصر 6.7 امتیاز، ترکیه و امارات متحده عربی 6.6 امتیاز،عربستان سعودی 6.4 امتیاز و سنگاپور 6.3 امتیاز را به دست آوردند.
برهمین اساس، از نظر خرید، دبی در صدر قرار دارد و پس از کوالالامپور، استانبول، جده، قاهره، ابوظبی، دهلی نو، لندن و دوحه قرار دارد.
خانواده و همکاران سوارتز یک وبسایت به یاد وی ایجاد کرده و در آن با انتشار بیانیهای اعلام کردند: "وی از مهارتهای شگرف خود به عنوان یک برنامهنویس و تکنولوژیست نه برای ثروتمند کردن خود بلکه برای آزادتر و بهتر کردن اینترنت و جهان استفاده کرد."
گروه گزارش ویژه مشرق:چندی
پیش خبری مینی بر مرگ یک وبلاگنویس گمنام در بازداشتگاه پلیس فتای تهران
از سوی رسانههای خارجی منتشر شد. پیگیری نمایندگان مجلس و مسئولان نیروی
انتظامی نهایتا به پیگیری گسترده و رسمی مسئولان ذیربط منتهی شد که
کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز اقدام به ارائه یک گزارش مفصل در صحن علنی مجلس
کرد.
برکناری رئیس پلیس فتای تهران به دلیل قصور در انجام وظایف، یکی از اقدامات جدی نیروی انتظامی برای رسیدگی به این پرونده بود. اگرچه پزشکی قانونی در گزارش خود علت مرگ وی را اضطراب و استرس ناشی از بازجویی عنوان کرده بود اما نمایندگان مجلس باز هم به طور جدی به این پرونده رسیدگی کردند و مسئولان نیروی انتظامی نیز در حال بررسی پرونده و شناسایی عاملان این حادثه تلخ هستند.




این ماجرا تا جایی برای برای مقامات غربی و آمریکایی حائز اهمیت شد که با واکنش رسمی آنان روبرو شد و تمامی رسانه های غربی و ضد انقلاب اخبار خود را معطوف به این موضوع کردند و این اتفاق را نقض حقوق بشر در ایران خواندند.
از بارز ترین واکنشها به این ماجرا سخنرانی سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، (۹ نوامبر) بود. ویکتوریا نولاند ضمن
اشاره به اینکه «این وبلاگنویس ۳۵ ساله، گناهی جز بیان عقیدهٔ سیاسی
خود، مرتکب نشده بود» از مسئولان جمهوری اسلامی خواست چگونگی این قتل را
بررسی کنند.
حال باید پرسید چرا مقامات و رسانههای غربی و آمریکایی هیچ واکنشی نسبت به قتل مشکوک "آرون سوارتز" جوان منتقد آمریکایی نشان نمی دهند و هیچ خبری از وی منتشر نمی کنند.
البته باید گفت حتی رسانه های داخلی ایران نیز در پوشش کامل این خبر و چگونگی مرگ آرون سوارتز کوتاهی کرده و اطلاعات کاملی را به مخاطبان ارائه نکرده که این خود نیز جای سوال دارد.
آرون سوارتز خودکشی کرد!
در روزهای اخیر خبر خودکشی جوانی در محله بروکلین نیویورک باعث اندوه و در عین حال خشم بسیاری شده است. وی خود را در آپارتمانش حلقآویز کرد اما پدرش معتقد است که دولت آمریکا عامل مرگ فرزندش است. هزاران نفر از مردم آمریکا خواهان برکناری دادستانهایی هستند که این جوان 26 ساله را به اتهام سرقت مقالات علمی به شدیدترین وجه تحت فشار قضایی قرار دادند. آنها می خواستند او را به جرم دزدیدن مقاله به 35 سال زندان محکوم کنند. مقالاتی که بدون انتشار به صاحبانشان بازگشتند، صاحبانی که از شکایت علیه این جوان صرفنظر کردند. اما سیستم قضایی آمریکا میخواست او را سرمشقی برای سایر کسانی سازد که دعوی آزادی اطلاعات را دارند و البته در این کار هم موفق شد: آرون سوارتز خودکشی کرد!
در این گزارش نگاهی داریم به زندگی و فعالیتهای آرون سوارتز، فعال مدنی و حقوق اینترنتی...
دوران کودکی و زندگی کاری
آرون، فرزند سوزان و روبرت سوارتز، در شیکاگو، ایلینویز، متولد شد. پدر وی مالک یک شرکت نرمافزاری بود و سوارتز از همان سنین کودکی به کامپیوتر و اینترنت علاقهمند شد. زمانی که 13 ساله بود توانست برنده جایزه ArsDigita شود. این جایزه به نوجوانانی تعلق میگیرد که وبسایتهای غیرتجاری "مفید، آموزشی و مشارکی" ایجاد کردهاند. جایزه شامل سفر به مؤسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT) و دیدار با نخبگان اینترنت بود.

تصویری از آرون سوارتز (15 سالگی) در کنار لورنس لسیگ فعال مدنی و سیاسی
آرون در سن 14 سالگی به عنوان عضو کارگروهی که مشخصات کاربری RSS را تدوین کرده بودند، با گروهی از متخصصین استانداردهای شبکهای همکاری میکرد. سوارتز دوران مدرسه خود را در یک مدرسه روزانه خصوصی و کوچک در شهر وینتکای ایلینویز به پایان رسانند.
ترک تحصیل و ورود به بازار کار کامپیوتری و اینترنتی
سوارتز پس از اتمام مدرسه به دانشگاه استنفورد رفت اما تحصیل را پس از یک سال رها کرد. وی به جای آن شرکتی به نام "اینفوگامی" (Infogami) را تأسیس کرد. این شرکت با کمک برنامه تابستانی یک شرکت سرمایهگذاری به نام Y Combinator تأسیس شد.

سوارتز تنها یکسال در دانشگاه استنفورد به تحصیل پرداخت
سوارتز از طریق برنامه تابستانی Y Combinator روی پلتفرم نرمافزاری ویکی اینفوگامی (wiki platform Infogami) کار کرد (که بعدها در web.py و سایتهای Open Library مورد استفاده قرار گرفت) اما احساس کرد که برای ادامه کار به همکاران دیگری نیاز دارد. شرکت Y-Combinator به وی پیشنهاد داد با شرکت دیگری به نام Reddit ادغام شود. این امر در نوامبر سال 2005 روی داد. اگر چه Reddit در ابتدا نمیتوانست از این پروژه سودی ببرد اما بزودی سایت طرفداران زیادی یافته و هر ماه میلیونها بازدید کننده را جذب خود کرد.

ردیت یکی از وبسایتهای اجتماعی بسیار معروف است که از دانش سوارتز سود بسیاری برد
در اواخر سال 2006 و پس از ماهها مذاکره، Reddit به شرکت دیگری به نام انتشارات Condé Nast، مالکین شرکت معروف معروف Wired فروخته شد. بدین ترتیب سوارتز نیز به سانفرانسیسکو نقل مکان کرد اما از شرایط کار راضی نبود. در سال 2007 از وی خواستند که استعفا دهد. در سپتامبر همان سال، سوارتز با همکاری سیمون کارستنسن (Simon Carstensen) وبسایت Jottit را راهاندازی کرد. وی در سالهای 2010 و 2011 در "مرکز اخلاقیات ادمون جی سفرا" (Edmond J. Safra Center for Ethics) در دانشگاه هاروارد فعالیت میکرد.
سوارتز همچنین یکی از خالقین کاربری web.py بود. او همچنین یکی از مؤسسین گروه Demand Progress بود که در راستای دستیابی به آزادیهای سایبری و سایر فعالیتهای مدنی تلاش میکردند.
اعتراض به "قانون توقف سرقت آنلاین"
سوارتز فعالیت عمدهای در مبارزه علیه "قانون توقف سرقت آنلاین" (SOPA) داشت. بر اساس این قانون فضای اینترنت برای شناسایی موارد نقض قانون کپیرایت تحت نظر گرفته میشد و دولت به آسانی میتوانست هر وبسایتی را که متهم به نقض قانون کپیرایت بود، تعطیل کند.
وی پس از رد این قانون از جانب کنگره بر اثر فشارهای وارده از جانب جامعه مدنی آمریکا طی سخنرانی در مراسمی با عنوان "چگونه قانون توقف سرقت آنلاین را متوقف کردیم" گفت:
"[مطابق این قانون] تکنولوژی جدید، به جای اینکه برای ما آزادی به ارمغان بیاورد، حقوق اولیه و اساسی که همیشه مسلم فرض کردهایم را به یغما خواهد برد."

سوارتز در حال اعتراض به "قانون توقف سرقت آنلاین" (2012)
وی گفت که این قانون "توسط خود مردم نابود شد... ما این نبرد را برنده شدیم زیرا هر کس خود را قهرمان داستانش کرد. هر کسی حفظ این آزادی حیاتی را وظیفه خود دانست."
اشاره وی به مجموعهای از اعتراضات بود که توسط تعداد بیشماری وبسایت ساماندهی شد و توسط بنیاد جبهه الکترونیک به عنوان بزرگترین اعتراض در تاریخ اینترنت شناخته شد. در این اعتراضات بیش از 115 هزار وبسایت شرکت داشتند.
سوارتز در ادامه سخنان خود با اشاره به ادامه فعالیت صاحبان قدرت برای محدودیت آزادی استفاده از اینترنت گفت، "... اشتباه نکنید، دشمنان آزادی ارتباطات ناپدید نشدهاند. آتش چشمان این سیاستمداران خاموش نشده است. افراد قدرتمند زیادی وجود دارند که میخواهند اینترنت را نابود کنند."
فعالیت در ویکیپدیا
سوارتز به عنوان یکی از ویراستاران داوطلب ویکیپدیا فعالیت میکرد و در سال 2006 برای عضویت در هیأت مدیره بنیاد ویکیپدیا نامزد شد اما نتوانست موفق شود. وی همچنین در سال 2006 چگونگی نوشته شدن مقالات ویکیپدیا را طی مقالهای تحلیل کرد. او معتقد بود که بخش اعظمی از محتوای مقالات توسط دهها هزار نویسنده موقتی و گاه و بیگاه تهیه میشود در حالیکه در حدود 500 الی 1000 ویراستار دائمی اشتباهات املایی و نگارشی را رفع میکنند.

سوارتز به عنوان ویراستار داوطلب ویکیپدیا نیز فعالیت میکرد
او بر خلاف مالکین ویکیپدیا معتقد بود که هزاران کاربر این وبسایت بخش اعظم محتوای آن را تهیه میکنند.
این نتیجهگیری در تضاد با ادعاهای جیمی والس، بنیانگذار ویکیپدیا بود که میگفت گروه اصلی ویراستاران دائمی این وبسایت بخش عمده مطالب آن را تهیه میکنند.
مسائل و مشکلات قضایی
اسناد دادگاه فدرال آمریکا
بنا بر ادعاها سوارتز در سال 2009،در حدود 20 درصد اسناد موجود در پایگاه اطلاعاتی "دسترسی عمومی به سوابق الکترونیکی دادگاهها" را که متعلق به دادگاه فدرال آمریکا بود دانلود کرده و در اختیار عموم قرار داد.

گفته میشود سوارتز در سال 2009 اسناد الکترونیکی موجود در پایگاه دادههای دادگاه فدرال آمریکا را دانلود و در اختیار عموم قرار داد
شهروندان آمریکایی مجبورند برای دسترسی به هر صفحه این اسناد 8 سنت بپردازند
این پایگاه اطلاعاتی به ازای هر صفحه 8 سنت در کاربران طلب میکرد اما سوارتز و دیگر فعالان معتقد بودند این خدمات باید رایگان باشند زیرا اسنادی که توسط دولت تهیه میشوند مشمول قانون کپیرایت نیستند.
در 29 سپتامبر مسؤولین پایگاه اطلاعاتی متوجه اتفاقات روی داده شدند. متعاقب این امر سوارتز از جانب پلیس فدرال آمریکا مورد بازجویی قرار گرفت اما پرونده دو ماه بعد و بدون وارد آمدن اتهامی مختومه اعلام شد. این پایگاه اطلاعاتی هنوز هم 8 سنت بابت هر صفحه دریافت میکند.
پرونده جیاستور
دادستان ایالت ماساچوست در 19 جولای 2011 آرون سوارتز را متهم به کلاهبرداری کامپیوتری، اخذ غیرقانونی اطلاعات از یک کامپیوتر حفاظت شده و صدمه زدن به آن کرد. این اتهام در ارتباط با دانلود در حدود 4 میلیون مقاله ژورنال دانشگاهی از پایگاه اطلاعاتی "جیاستور" (JSTOR) وارد شد.
بر اساس کیفرخواست، سوارتز یک لپتاپ به شبکه کامپیوتری دانشگاه امآیتی متصل کرده و از این طریق توانسته بود اسناد مورد نظر را دانلود کند. دادستان ادعا کرد که وی قصد داشت این مقالهها را در اختیار عموم قرار دهد.

کارمن اورتیز، دادستان ماساچوست، که خواهان اشد مجازات برای سوارتز بود
سوارتز خود را به مقامات تسلیم کرده، هارددیسک حاوی مقالات را نیز تحویل داد و سپس به قید ضمانت آزاد شد. پس از بازداشت و تحویل مقالات جیاستور با صدور بیانیهای اعلام کرد از شکایت صرفنظر میکند اما دانشگاه ماساچوست از اظهار نظر خودداری کرد.
دعوی قضایی ادامه یافت و اتهاماتی چون کلاهبرداری کامپیوتری به قوت خود باقی مانند. این اتهامات میتوانستند در حدود 1 میلیون دلار جریمه نقدی و 35 سال زندان به همراه داشته باشند.

با اینکه جیاستور از شکایت صرفنظر کرد اما تعقیب قضایی سوارتز ادامه یافت
اندکی قبل از مرگ سوارتز، جی استور اعلام کرد که 4 میلیون مقاله را به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار خواهد داد اما این امر نیز تغییری در اتهامات وارده نداشت.
انتقاد از حملات سایبری آمریکا و اسرائیل به ایران و همچنین سیاستهای اوباما
سوارتز پيش از مرگش آشکارا از آمريکا و رژيم اسرائيل به دليل به راه انداختن حملات مشترک سايبري عليه ايران انتقاد کرده بود. وی البته به این نکته نیز اشاره داشت که صنایع تسلیحاتی و الکترونیکی در آمریکا سعی دارند با اغراق در مورد واژههایی چون جنگ سایبری فضا را برای ارائه تولیدات امنیتی خود در عرصه سایبری آماده سازند و دولت نیز در این امر با آنها سهیم شده زیرا بدین بهانه میتواند جاسوسی سایبری از شهروندان و محدودیتهای وارده بر آنها را افزایش دهد.
مصاحبه آرون سوارتز با شبکه راشاتودی در مورد ویروس "شعله"
که ظاهرا تأسیسات الکترونیکی کشورمان را هدف قرار داده بود.
برای دانلود اینجا کلیک کنید
اين وبلاگ نويس آمريکايي همچنين از منتقدان سرسخت "فهرست کشتار" باراک اوباما و ديگر سياستهاي دولت آمريکا بود. بنا بر گزارشها، اوباما اسامي افرادي را که از نظر آمريکا مظنون به تروريسم هستند در "فهرست کشتار" تاييد ميکند و اين افراد پس از تاييد نهايي وي در فهرست کشتارهاي هدفمند قرار ميگيرند.

سوارتز از منتقدین جدی "لیست مرگ" اوباما و حملات هواپیماهای بدون سرنشین بود
خودکشی در بروکلین
آرون سوارتز در 11 ژانویه 2011 در آپارتمانش واقع در محله بروکلین نیویورک به زندگی خود پایان داد. پزشکی قانونی علت مرگ را حلق آویز شدن اعلام کرد. بنا بر گزارش ها وی چندین بار در وبلاگ خود اعلام کرده بود که دچار افسردگی است. چندی بعد جسد او را در اپارتمانش یافتند. ظاهرا او دست به خودکشی زده بود.

جسد سوارتز 26 ساله را در اپارتمانش یافتند.
ظاهرا او دست به خودکشی زده بود.
مراسم تدفین وی در روز سهشنبه 15 ژانویه 2013 بدر هایلندپارک ایلینویز برگزار شد. در این مراسم تیم برنرز لی، خالق شبکه جهانی وب، به سخنرانی پرداخت.

تیم برنرز لی، خالق شبکه جهانی وب،
با حضور در مراسم تدوین سوارتز به وی ادای احترام کرد
پس از مرگ سوارتز بود که سیستم قضایی آمریکا وی را از اتهام وارده تبرئه کرد!
پدر سوارتز: پسرم را دولت آمریکا کشت
پدر سوارتز که یک مشاور مالکیت معنوی در آزمایشگاه کامپیوتری دانشگاه ماساچوست است معتقد است که پسرش قربانی سیاستهای دولت آمریکا شده. روبرت سوارتز در مراسم تدفین پسرش که نزدیک به 90 دقیقه به طول انجامید با ناراحتی گفت: "آرون خودکشی نکرد بلکه دولت او را کشت. کسی که جهان را به یک مکان بهتر تبدیل کرده بود، توسط دولت به سمت مرگ سوق داده شد."

پدر سوارتز اعلام کرد که دولت آمریکا مسؤول مرگ فرزندش است
خانواده و همکاران سوارتز یک وبسایت به یاد وی ایجاد کرده و در آن با انتشار بیانیهای اعلام کردند: "وی از مهارتهای شگرف خود به عنوان یک برنامهنویس و تکنولوژیست نه برای ثروتمند کردن خود بلکه برای آزادتر و بهتر کردن اینترنت و جهان استفاده کرد."
همکار و دوست سوارتز در مصاحبه با سیانان دولت آمریکا را مسؤول مرگ وی معرفی میکند
برای دانلود اینجا کلیک کنید
درخواست مردم برای اصلاح سیستم قضایی ناکارآمد آمریکا
در عرض تنها سه روز، 30 هزار نفر با امضای یک طومار انلاین از کاخ سفید درخواست کردند که دادستان کارمن اوریتز را به علت "زیادهروی در پرونده آرون سوارتز" از کار برکنار نماید.
در یک طومار دیگر از دولت آمریکا خواسته شده بود که استفان هایمن، معاون دادستان، را به علت "تعقیب متعصبانه یک جرم الکترونیکی نه چندان جدی و غیرخشونتآمیز" که منجر به خودکشی سوارتز شد، برکنار نماید.

کارمن اوریتز و استفان هایمن، دو داستانی که سوارتز را تا حد مرگ تحت تعقیب قرار دادند
هایمن با خودکشی یک هکر کامپیوتری جوان دیگر نیز مرتبط دانسته میشود. اندرو گود، وکیل اهل بوستون که وکالت سوارتز را بر عهده داشت، میگوید که قبلا دادستانها فدرال را در مورد افسردگی و احتمال خودکشی سوارتز مطلع ساخته بود اما آنها در جواب گفتند: "او را به زندان بینداز. آنجا ایمن میماند."
آیا مرگ سوارتز پایان خشونتهای سیستم قضایی آمریکا خواهد بود؟
وین گوزتولا، روزنامهنگار آمریکایی در مصاحبهای با راشا تودی در مورد پرنده سوارتز در پاسخ به این سوال که آیا پس از این اتفاق نحوه برخورد مقامات آمریکا با فعالانی همچون سوارتز تغییر خواهد کرد یا نه، گفت: "تصور نمیکنم در کشوری مانند آمریکا این شیوه تغییر کند. دولت آمریکا به برخورد با فعالان اینترنتی توجه زیادی دارد. مسلما مجرمین دیگری مانند بانکدارها در این جامعه وجود دارند که جرائم بسیار بزرگی را مرتکب میشوند و جرائمی واقعی مانند شکنجه کردن زندانیان وجود دارند، اما سیستم قضایی آمریکا علاقه بیشتری به تحت پیگرد قرار دادن افرادی مانند سوارتز دارند."
گزارش راشاتودی در مورد مرگ سوارتز و
مصاحبه وی در مورد ضرورت آزادی اطلاعات در اینترنت
برای دانلود اینجا کلیک کنید
منابع و مآخذ
www.cnn.com/2013/01/15/tech/web/aaron-swartz-internet/index.html

فرهنگ نیوز :دختر یکی از هنرپیشههای سابق هالیوود به تازگی افشا کرده است که پدرش به وی تجاوز کرده است.

دختر
«کلاوس کینسکی» ـ هنرپیشه آلمانی هالیوود که در سال ۱۹۹۱ درگذشت ـ به
تازگی افشا کرده پدرش از 5 تا 19 سالگي به مدت ۱۴ سال از وی سوء استفاده جنسی کرده است.

«پولا
کینسکی» (دختر بزرگ این هنرپیشه پرآوازه) که اکنون شصت ساله است گفته او
سالها از این هراس داشته که اگر در این باره صحبتی بکند، کسی حرفهایش را
باور نخواهد کرد، اما در نهایت تصمیم گرفته سکوتش را بشکند.
پولا کینسکی میگوید: پدرم از ۵ سالگی تا ۱۹ سالگی به زور به من تجاوز میکرد.
وی
که در آلمان هنرپیشه است می گوید پدرش همواره به او این طور تلقین میکرده
که رفتارهایش طبیعی است و تمامی پدرها با دخترهایشان همین کارها را انجام
میدهند.

پولا کینسکی گفته کتابی به نام «کیندرماند» به معنای
«دهان کودک» نوشته که در آن تلاش کرده مردم را با سیمای واقعی پدرش آشنا
کند. او میگوید مردم از پدرش بت ساختهاند در حالی که با چهره واقعی او
آشنا نیستند.

کلاوس کینسکی یکی از نخستین هنرپیشههای سینمای آلمان
بود که با بازی در وسترنهای اسپاگتی از جمله «به خاطر یک مشت دلار» در
هالیوود به موفقیت و شهرت فراوان رسید.
خبرگزاری فارس: دهها فعال حقوق بشری انگلیسی با حضور در برابر سفارت آمریکا در لندن، خواستار تعطیلی زندان گوانتانامو شدند و علیه دولت واشنگتن شعار دادند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از شبکه ایبیسی، روز گذشته دهها نفر از فعالان حقوق بشری انگلیس در یازدهمین سالگرد راهاندازی زندان گوانتانامو، در برابر سفارت آمریکا در لندن تجمع کردند.
تعدادی از افرادی که در این تظاهرات مسالمتآمیز حضور داشتند، لباسهای نارنجی رنگ زندانیان گوانتانامو را به تن کرده و ماسکهایی از «باراک اوباما» رئیسجمهور آمریکا به صورت داشتند. برخی دیگر نیز به نشانه همدردی با زندانیان گوانتانامو و شکنجههایی که این افراد میبینند، کیسههای مشکی روی سر خود کشیده بودند.


درخواست برای آزادی «شاکر عامر» از جمله خواستههای تجمعکنندگان در برابر سفارت آمریکا بود. عامر آخرین انگلیسی است که همچنان در زندان گوانتانامو به سر میبرد. عامر که اصالتا عربستانی است، سال 2001 در افغانستان بازداشت شد و از سال 2002 تاکنون در گوانتانامو به سر میبرد.
«شرم بر آمریکا و انگلیس» و «به شکنجه پایان دهید» از جمله شعارهایی بود که در تظاهرات روز گذشته انگلیسیها سر داده شد.


رئیسجمهور آمریکا در رقابتهای انتخاباتی سال 2008 وعده داده بود که در صورت به قدرت رسیدن، زندان گوانتانامو را تعطیل کند، اما این اقدام با مخالفت کنگره آمریکا روبرو شده و این زندان همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد.
روز گذشته همچنین تظاهرات گستردهای در واشنگتن در برابر کاخ سفید برگزار شد. تظاهرات روز گذشته که به دعوت سازمان عفو بینالملل صورت گرفت، شامل طیف گستردهای از گروههای حقوق بشر فعال در آمریکا میشد. «لیما» پایتخت پرو نیز دیگر شهری بود که ساکنان آن ضمن حضور در برابر سفارت آمریکا، تعطیلی گوانتانامو را خواستار شدند.



یک اقلیت چشمگیر در امریکا داشتن سلاح (از هر نوع که باشد) را بامعنا و مفهوم آزادی مساوی میدانند و به نظر میرسد ریشههای تاریخی این مساله در امریکا و چگونگی اکتشاف و تکامل این کشور نهفته است.»

این فرهنگ استفاده از تفنگ بخشی از سبک زندگی طبقه متوسط بوده است. اکنون که طبقه متوسط در امریکا در حال نابودی است، آنها رو به اقدامات خشونت بار و تیراندازی میآورند. این چیزی است که به آنها آموخته شده است: به مردم تیراندازی کنید."







این زندان در زمره زندانهای با تدابیر حفاظتی حداکثری قرار میگیرد و محکومان زن را در خود جای داده است. اما علاوه بر سیمهای خاردار، انبوهی از داستانهای تجاوز و سوء استفاده جنسی نیز این زندان را احاطه کرده است.
بعد از بازگشت از زندان، رابرت تعریف کرد که چگونه مونیکا باردار شده است: "به مونیکا در زندان تجاوز شد. او از یکی از زندانبانها باردار شد."


جام فرهنگی؛ شبکه یورو نیوز گزارش داد: بعد از ظهر روز جمعه، عدهای در اعتراض به این حادثه که موجب مرگ دستکم ۲۷ تن شد، در برابر کاخ سفید در واشنگتن گردهم آمدند و خواستار اتخاذ تدابیر سختگیرانهتر و اعمال کنترل بیشتر بر نحوه اجرای این قوانین شدند.
جام نیوز: جمعی از فعالان آمریکایی خشمگین از عدم نظارتهای تسلیحاتی و قتل عامهای فجیع در این کشور، به سمت مقرهای لابی قدرتمند اسلحه در واشنگتن راهپیمایی کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از شبکه تلویزیونی «اسکای نیوز»، همزمان با برگزاری مراسم خاکسپاری دو تن از قربانیان قتل عام اخیر در مدرسه ابتدایی «سندی هوک» ایالت «کنتیکت» و تشدید درخواست های مربوط به کنترل سختگیرانه تر بر سلاح، جمعی از فعالان آمریکایی با راهپیمایی به سمت مقرهای انجمن ملی اسلحه در واشنگتن دی سی به عنوان لابی سلاح در آمریکا، خشم خود را از گسترش خشونت های مرتبط با سلاح گرم به تصویر کشیدند.
جام سیاسی؛ شبکه یورونیوز(Euronews) با اشاره به حادثه هولناک تیراندازی در یکی از دبستان های شهر نیو تاون آمریکا و کشته شدن 20 کودک در این حادثه گفت: «سه روز پس از کشتار در مدرسه سندی هوک سوالهای زیادی درباره این واقعه بی پاسخ مانده اند. از جمله انگیزه قاتل و نحوه ورود او به مدرسه ابتدایی. چرا که در اغلب مدارس آمریکا و بخصوص مدارس ابتدایی تدابیر امنیتی شدیدی حکمفرما است و مراجعان حتی در برخی موارد باید از اسکنرهایی مثل اسکنرهایی که در فرودگاه ها وجود دارد عبور کنند. اما به نظر می رسد آدام لانزا توانسته بود به راحتی با اسلحه خود وارد مدرسه شود.»
این شبکه با اشاره به نشست خبری یکی از مقامات پلیس این شهر گفت: «همزمان با این نشست خبری، تدابیر امنیتی در تمام مدارس در شهری در 30 کیلومتری نیوتاون تشدید شد چرا که مرد مسلحی در نزدیکی یک مدرسه ابتدایی دیده شد که به طور مشکوکی رفتار می کرد.

جام بین الملل:هنوز مردم آمریکا از شوک حادثه تیراندازی در مدرسه ابتدایی خارج نشده اند که رسانه ها خبر از یک حادثه مشابه در لاس وگاس آمریکا خبر می دهند.
به گزارش شبکه سن ان ان یک مرد در هتلی در لاس وگاس با گشودن آتش باعث مرگ یک مرد و زخمی شدن یک زن دیگر شد و سپس خود را هم کشت.به گزارش شاهدان عینی مردم پس این حادثه با هراس از محل حادثه فرار می کرده اند و پلیس با تخلیه محل،جسد فرد ضارب را پیدا کرده است.
نکته جالب اما سکوت اکثر رسانه های غربی نسبت به این مساله است و شاید دلیلش هم نگرانی از تبعات انتشار مکرر اخبار تیراندازی و جنایت است که باعث می شود مردم احساس امنیت خود را از دست بدهند.
نام بابی ساندز را حتما شنیده اید؛ نام خیابانی است جنب سفارت انگلیس. اما به راستی او که بود؟
پادشاهی فخیمه بریتانیا چگونه با زندانیان سیاسی دربند خود رفتار مینماید؟
چرا نماینده قانونی مردم در پارلمان انگلیس از فرط گرسنگی در زندان جان میبازد؟
چگونه استعمار پیر آخرین نفسهای خود را با فدا ساختن جوانان مبارز سپری میکند؟
گروه گزارشهای ویژه مشرق؛ دولت انگلستان یکی از داعیهداران برقراری حقوق بشر در جهان است و در صورت اقتضای منافع خود از حقوق بشر به عنوان عاملی برای اعمال فشار بر ملل جهان استفاده مینماید. این در حالی است که در داخل مرزهای بریتانیای کبیر شاهد موارد متعدد نقض حقوق اولیه بشری هستیم. یکی از نمونههای این امر جنبش استقلال طلبانه ایرلند شمالی میتواند باشد که تاکنون تلاشهای نظامی و سیاسی زیادی را برای رهایی از بند یوغ استیلای پادشاهی متحده انجام داده است. در گزارش حاضر نگاهی خواهیم داشت به زندگی و فعالیت سیاسی بابی ساندز، از فعالین جنبش استقلال ایرلند که در نهایت جان خود را در زندانهای رژیم استعماری انگلستان از دست داد.

روبرت جرارد بابی ساندز، نماد آزادیخواهی و مبارزه مردم ایرلند علیه استعمار انگلستان
روبرت جرارد بابی ساندز (Robert Gerard "Bobby" Sands) یکی از اعضای داوطلب ارتش مشروط جمهوری ایرلند و نیز عضو پارلمان بریتانیا بود که در در زندان "اچام پریون میز" (HM Prison Maze) در پی اعتصاب غذای طولانیمدت درگذشت.
وی رهبر جنبش اعتصاب غذا در سال 1981 بود و پس از مرگ وی موج جدیدی در میان جوانان ایرلندی برای کسب استقلال از بریتانیا آغاز گردید.[1]
کودکی، جوانی و پیوستن به ارتش مشروط جمهوری ایرلند
بابی در 9 مارس 1954 در یک خانواده کاتولیک در "ابوتز کراس" (Abbots Cross) ایرلند شمالی متولد گشت. وی فرزند بزرگ جان و رزالین بود که علاوه بر وی یک دختر و پسر دیگر نیز داشتند. خانواده وی بعدها مجبور به مهاجرت به "راتکول" (Rathcoole) شدند. وی پس از ترک دبیرستان به عنوان شاگر مکانیک مشغول به کار شد اما به زور اسلحه وفاداران به تاج و تخت انگلستان مجبور به ترک کار خود شد.[2] بابی در ژوئن 1972 و در سن 18 سالگی به خاطر تهدید وفاداران شهر راتکول را ترک نموده و به نزد خانوادهاش در غرب بلفاست رفت.[3]

گروه موسوم به وفاداران، با حمایت دولت انگلیس و با ایجاد ترس و ترور در ایرلند شمالی سعی دارند تا اتحاد این سرزمین با انگلستان حفظ گردد.
تهدیدهای این گروه بابی ساندز جوان را در ابتدا مجبور به ترک شغل و سپس محل سکونتش نمود.
فعاليت در ارتش مشروط جمهوری ایرلند
ساندز در سال 1972 به ارتش مشروط جمهوری ایرلند (Provisional IRA) پیوست. این ارتش در سال 1969 از ارتش جمهوری ایرلند و متعاقب برخی اختلافات ایدئولوژیکی و تاکتیکی شکل گرفته بود و هدف آن کسب استقلال ایرلند شمالی از انگلستان بود. در 28 جولای 2005، این گروه سلاحها را کنار گذارده و اعلام نمود که از این پس با ابزار کاملا سیاسی و صلحآمیز در راستای دستیابی به اهدافش تلاش خواهد نمود. برخی گروههای منشعب از این ارتش هنوز به خطمشی نظامی خود پایبند هستند.[4]

ارتش ایرلند جنوبی و اعضای آن چندین دهه برای کسب استقلال ایرلند شمالی از انگلستان مبارزه نمودند
ساندز در اکتبر 1972 بازداشت شده و متهم به مالکیت چهار سلاح سبک شد که در خانه محل سکونت وی کشف شده بودند. وی در آوریل 1973 به چهار سال زندان محکوم شده و در آوریل 1976 از زندان آزاد گشت.[5] وی پس از آزادی از زندان فعالیت خود را در جنبش استقلالطلبی ایرلند شمالی ادامه داده و چند بار دیگر نیز محاکمه گشت تا اینکه در سال 1977 به جرم حمل سلاح گرم به 14 سال زندان محکوم شد.[6] وی این دوره 14 ساله را باید در زندان "اچام پریون میز" که با نام "لانگکش" (Long Kesh) نیز خوانده میشد سپری میکرد.
سالهای حبس در زندان لانگکش
ساندز در زندان به نوشتن مطالب برای روزنامه و سرودن شعر روی آورد – اشعار وی در روزنامه "فوبلاخت" (An Phoblacht) جمهوری ایرلند منتشر میگشتند. وی در اواخر سال 1980 به عنوان افسر فرمانده زندانیان ارتش مشروط جمهوری ایرلند منصوب گشت پس از او برندن هاگز (Brendan Hughes) که در اولین اعتصاب غذا حضور داشت، فرماندهی جمهوریخواهان را بر عهده گرفت.

زندان لانگکش، جایی که ساندز باید دوران محکومیت 14 ساله خود را در آنجا سپری میکرد
این زندان از اواسط دهه 19701 تا اواسط دهه 2000 برای حبس زندانیان جنبش استقلال ایرلند شمالی به کار می رفت
زندانیان جمهوریخواه اعتراضاتی را برپا داشتند تا بار دیگر از "وضعیت ویژه" برخوردار شده و با آنها به مانند زندانیان عادی برخورد نشود. این مبارزات در سال 1976 و با "اعتراض پتو" آغاز شد که طی آن زندانیها از پوشیدن لباس زندان اجتناب ورزیده و به جای آن پتو به دور خود میپیچیدند.[7]
انتخاب به عنوان نماینده پارلمان و جلوگیری دولت بریتانیا از این امر
اندکی پس از آغاز اعتصاب، فرانک ماگوئر (Frank Maguire)، یکی از نمایندگان محلی ایرلند، به صورت ناگهانی بر اثر سکته قلبی درگذشت. بدین ترتیب انتخابات محلی برای انتصاب جایگزین وی در آوریل 1981 انجام گرفت. پدید آمدن این کرسی خالی در منطقهای که ملیگرایان دارای اکثریتی با حاشیه پنج هزار نفری بودند فرصت مناسبی را برای حامیان ساندز پدید آورد تا جامعه ملیگرا را پشت سر وی متحد نمایند.[8] ساندز در یک انتخابات بسیار رقابتی و نزدیک توانست نامزد حزب اتحادگرای اولستر (Ulster Unionist Party) را با 30/439 رأی در برابر 29/046 رأی شکست دهد.[9]

دولت انگلستان، داعیه دار نظام مردمسالاری و
پارلمانتیسم با تصویب قانونی از ورود بابی ساندز به مجلس این کشور جلوگیری مینماید
پس از موفقیت ساندز، حکومت بریتانیا با تصویب قانونی با عنوان "قانون نمایندگی مردم" (1981) اعلام داشت که زندانیانی که محکوم به حبسهایی بیش از یک سال در زندانهای انگلستان و یا ایرلند شدهاند نمیتوانند در انتخابات بریتانیا شرکت نمایند. تصویب این قانون به منظور جلوگیری از ورود اعتصاب غذا کنندگان به پارلمان انگلستان انجام گرفت.[10]
اعتصاب غذا در اعتراض به شرایط زندان
اعتصاب غذای سال 1981 ایرلند (دومین اعتصاب غذای زندانیان ایرلندی) با امتناع ساندز از غذا خوردن در 1 مارس 1981 آغاز گردید. ساندز تصمیم گرفت که دیگر زندانیان نیز باید با فاصله زمانی از یکدیگر به اعتصاب بپیوندند تا با بدتر شدن حال زندانیان در چندین ماه متوالی این جنبش در میان افکار عمومی اهمیت یابد.

تصویری از بابی ساندز بر یکی از دیوارهای شهر بلفاست در ایرلند شمالی
تنها خواسته وی در زندان این بود که با وی به عنوان یک زندانی سیاسی رفتار شود، خواستهای که در نهایت جان خود را بر سر آن گذارد.
اعصاب غذا حول پنج خواسته مطرح گردید:
1. حق نپوشیدن لباس زندان؛
2. حق کار نکردن در زندان؛
3. حق ارتباط آزاد با دیگر زندانیان و انجام فعالیتهای آموزشی و سرگرمی؛
4. حق یک ملاقات، یک نامه و یک بسته در هر هفته؛
5. احیای تمام عفوهایی که به علت اعتراضات لغو شده بودند.[11]
زندانیان میخواستند که به عنوان زندانیان سیاسی (و یا اسرای جنگی) قلمداد گردند نه مجرمان عادی.

آزادیخواهان محبوس در زندان بریتانیا که جان خود را در اعتصاب غذای سال 1981 ایرلند از دست دادند
از چپ به راست و در جهت عقربههای ساعت:
بابی ساندز؛ فرانسیس هاگز (Francis Hughes)؛ ری مککریش (Ray McCreesh)؛ پاتسی اوهارا (Patsy O'Hara)؛ جو مکدانل (Joe McDonnell)؛
مارتین هورسون (Martin Hurson)؛ کوین لینچ (Kevin Lynch)؛ کیران دورتی (Kieran Doherty)؛ توماس مکالوی (Thomas McElwee)؛ مایکل دیوین (Michael Devine).
مرگ بابی ساندز و نه نفر از یارانش بر اثر اعتصاب غذا
ساندز در 5 می 1981 پس از 66 روز گرسنگی در سن 27 سالگی در بیمارستان زندان لانگکش درگذشت. در گزارش اولیه پزشکی قانونی اعلام شد که دلیل مرگ ساندز و دیگر اعتصاب کنندگان "گرسنگی خود تحمیلی" بوده است. اعتراضات خانوادههای اعتصاب کنندگان باعث شد که این عبارت به "گرسنگی" تغییر یابد. [12] ساندز اولین نفر از مجموع ده نفری بود که جان خود را برای کسب حقوق زندانیان سیاسی از دست دادند.

مزار ساندز و دورتی (به ترتیب راست و چپ) و سنگنوشته یادبود ده نفر حماسهآفرین زندان لانگکش
اعلام خبر مرگ بابی ساندز باعث بروز ناآرامی در مناطق ملیگرای ایرلند شد. بیش از 100/000 نفر در مراسم خاکسپاری وی شرکت نمودند. سامدز در زمان مرگ به مدت 25 روز عضو پارلمان انگلستان بود اگرچه هنوز ادای سوگند نکرده و بر کرسی خود تکیه نزده بود.
رویدادهای پس از مرگ بابی ساندز در ایرلند شمالی
مادر بابی ساندز: "بابی از من خواسته بود که اگر به کما رود اجازه ندهم که او را بوسیله سرم تغذیه کنند. و من نیز این اجازه را نمیدادم."
(برای دانلود اینجا کلیک کنید)
مارگارت تاچر، نخستوزیر وقت انگلستان، در اسخ به سؤالی در مجلس عوام (5 می 1981) اعلام داشت که، "آقای ساندز یک مجرم محکوم شده بود. وی تصمیم گرفت که جان خود را از دست بدهد."[13] واقعا در صورتی که یک زندانی در کشوری دیگر چنین اقدامی انجام دهد آیا پاسخ مقامات انگلیسی به همین منوال خواهد بود؟ مجلس بریتانیا نیز در بیانیه رسمی اعلام مرگ ساندز حتی از ابراز تسلیت و همدردی عرفی به خانواده وی امتناع نمود.

تصاویری از مراسم خاکسپاری بابی ساندز
واکنشهای جهانی به خبر فوت بابی ساندز
اروپا
در اروپا، اعتراضات وسیعی به مرگ ساندز صورت پذیرفت. پنج هزار دانشجو در شهر میلان ایتالیا پرچم "اتحادیه" را به اتش کشیده و فراد "آزادی اولستر" را سر دادند. کنسولگری انگلستان در شهر گنت بلژیک مورد حمله معترضین خشمگین قرار گرفت. هزاران نفر در پاریس و با شعار "ارتش جمهوری ایرلند پیروز خواهد شد" دست به راهپیمایی زدند. در پارلمان پرتقال، نمایندگان مخالف دولت به احترام بابی سندز ایستادند. در اسلو، تظاهرات کنندگان یک گوجه فرنگی را به سوی الیابت دوم، ملکه پادشاهی متحده بریتانیا، پرتاب کردند که البته به وی اصابت نکرد.[14]

مادر، خواهر و پسر بابی ساندز در مراسم خاکسپاری وی
آفریقا
اخبار مرگ بابی ساندز بر نحوه فعالیت زندانیان سیاسی و کنگره ملی آفریقا در آفریقای جنوبی نیز تأثیر گذاردو الهامبخش نوع جدیدی از مقاومت گردید. گفته میشود که نلسون ماندلا تحت تإثیر اقدام بابی ساندز یک اعتصاب غذای موفق در جزیره روبن (Robben Island) آغاز نمود.

گفته میشود که اعتصاب غذای موفق نلسون ماندلا در زمان حبس در زندان رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی متأثر از اقدامات ساندز بود
ایران
دولت وقت ایران با ارسال پیامی درگذشت بابی ساندز را به خانواده وی تسلیت گفت. دولت خیابان وینستون چرچیل، محل استقرار سفارت انگلیس، را به خیابان بابی ساندز تغییر داد. بدین ترتیب انگلیسیها مجبور بودند در زمان درج آدرس محل سفارت در نامههای خود به نام بابی ساندز نیز اشاره نمایند. این امر باعث گردید که سفارت انگلیس بعدها درب ورودی را به خیابان فردوسی تغییر دهد.[15] در منطقه الهیه نیز خیابانی به نام بابی ساندز نامگذاری گردید.

خیابان بابی ساندز (چرچیل سابق)، محل استقرار سفارت انگلیس در تهران
در مورد ساندز کتابها و اشعار زیادی نوشته شده و فیلمهایی نیز در ستایش از حماسه وی ساخته شده است. وی یک شاعر، انقلابی و آزادیخواه بود که در کنار نه تن دیگر از یارانش نشان داد استعمار پیر هنوز سعی دارد سلطه خود بر باقیمانده امپراطوریاش را به هر قیمت ممکن حفظ نماید. وی در جمله معروفی و با پیشبینی پیروزی جنبش استقلال ارلند در آینده چنین گفت: "انتقام ما خنده کودکانمان خواهد بود!" با گذر زمان وی در صفحات تاریخ محو نشد بلکه هماینک روح مبارز وی در تلاشها و جنبش جوانان ایرلندی برای کسب استقلال از بند استعمارگران انگلیسی تلألو یافته است.
سرودی حماسی به یاد بابی ساندز و یاران آزادیخواهش که جانشان را در راه استقال میهنشان ایثار کردند
برای دانلود اینجا کلیک کنید
[1]http://cain.ulst.ac.uk/events/hstrike/beresford.htm
[2]http://en.wikipedia.org/wiki/Bobby_Sands#In_popular_culture
[3]O'Hearn, Nothing but an unfinished song: Bobby Sands, ch. 1
[4] http://en.wikipedia.org/wiki/Provisional_Irish_Republican_Army
[5] http://cain.ulst.ac.uk/events/hstrike/sands/sands81.htm#intro
[6] http://www.tkb.org/KeyLeader.jsp?memID=82
[7] Taylo, Provos, The IRA and Sinn Féin, p. 251–252
[8] David Beresford (1987). Ten Men Dead: The Story of the 1981 Irish Hunger Strike. London: Harper Collins Publishers. ISBN 0-586-06533-4.
[9] http://news.bbc.co.uk/onthisday/hi/dates/stories/april/10/newsid_2453000/2453183.stm
[10] Julian Haviland, "Bill to stop criminal candidates", The Times, 13 June 1981, p. 2.
[11] Taylor, Provos The IRA & Sinn Féin, p. 229–234
[12] http://cain.ulst.ac.uk/proni/1981/proni_NIO-12-194A_1981-05-05.pdf
[13] http://www.margaretthatcher.org/speeches/displaydocument.asp?docid=104641
[14] http://cain.ulst.ac.uk/events/hstrike/beresford.htm

اشغال الجزایر، ورود استعمار به شمال آفریقا
داستان اشغال و جنگ در الجزایر به سال 1830 باز می گردد که شارل دهم با لشکرکشی به الجزیره، آتش جنگ دراین کشور را برافروخت. این لشکرکشی به بهانه دزدی دریایی در دریای مدیترانه و تعرض به سفارت فرانسه در الجزیره بود. از سوی دیگر، جلوگیری از یکه تازی بریتانیا در دریای مدیترانه نیز از دیگر اهداف لشکرکشی فرانسه به الجزیره بود. پس از اشغال الجزیره، این شهر تحت استعمار فرانسه قرار گرفت.
اندیشمند سیاسی فرانسوی، الکسی دو توکوی (59-1805) مینویسد:
"در تاریخ 29 دسامبر همان سال ژنرال توماس ... که به تازگی به فرمانروایی مستعمره الجزیره رسیده بود وارد الجزیره شد. ارتش اقدام به کشتار و اخراج جمعی روستاییان، تجاوز به زنان و گروگانگیری کودکان، دزدیدن محصولات و دامهای روستاییان و نابودی باغهایشان کرد. لوئی فیلیپ، برای پاداش به ژنرالها ترفیع داد."

مقابله مردم الجزایر با نیروهای استعمارگر فرانسوی
"در فرانسه شنیدهام افرادی که برایشان احترام زیادی قائلم، اما با عقایدشان موافق نیستم، افسوس میخورند که چرا ارتش محصولات کشاورزان را به آتش کشیده، انبارهایشان را خالی کرده و مردان، زنان و کودکان غیرمسلح را دستگیر کرده است. ظاهراً این اقدامات ضروری هستند و افرادی که خواهان به راهاندازی جنگ علیه اعراباند باید این واقعیت را بپذیرند.
دو توکوی این گزارش را پس از دیدار از الجزیره در اکتبر 1841 نوشته است. وی حامی استعمارگری در کل و حامی استعمار الجزیره به طور خاص است. وی بر این باور بود که باید "هر چیزی را که به محل سکونتی دائمی میماند، و به بیان دیگر هر شهری را، با خاک یکسان کنیم. به نظر من بسیار اهمیت دارد که هیچ شهری را در سرزمین عبدالقادر به جای نگذاریم، چه اکنون و چه در آینده."
شکنجه یک و نیم میلیون الجزایری به دست فرانسوی ها
محمد شریف عباس وزیر مجاهدین الجزایر خواستار "اقرار به جرایم نیروهای استعماری فرانسوی علیه مردم الجزایر" شد.وی گفت " با توجه به جرایمی که نیروهای استعماری علیه مردم بیدفاع مرتکب شدند، و با توجه به آثار این جرایم بر نسلهای پس از آن دوران، و با توجه به این که همه به دوران وحشتناکی که مردم ما به دلیل شکنجهها، سرکوب و ویرانگری فرانسویان پشت سر گذاشتند، مردم الجزایر خواستار اقرار به این جرایم هستند."
بنا بر منابع الجزایری حدود 1.5 میلیون مسلمان این کشور به دست نیروهای فرانسوی شکنجه شدند و به قتل رسیدند. این در حالی است که مقامات فرانسوی این رقم را 350 هزار نفر عنوان میکنند.

سر دو الجزایری در دستان سربازان فرانسوی
مردم الجزایر معتقدند که این کشتارها باید قتل عام نام گیرند و فرانسه باید از مردم الجزایر عذرخواهی کند. اما فرانسویها این ادعا را نمیپذیرند. برخی از افسران فرانسوی در خاطرات خود به شکنجه مردم الجزایر در طول جنگ اشاره کردهاند با این حال فرانسه هرگز مسئولیت شکنجهها و کشتارهای مردم الجزیره را نپذیرفته است. نخست وزیر پیشین فرانسه دومینیک دو ویلپین در این باره گفته است "پرداختن به تاریخ وظیفه تاریخنگاران است. صحبت درباره گذشته یا نوشتن تاریخ وظیفه پارلمان نیست."
بنا بر گزارش های منتشر شده،بازجوییها مطابق با فصل 4 دستورالعمل آژانس اطلاعاتی، انجام میگرفت: نخست، افسر به روش "سنتی" از زندانی سوال میکند و او را با مشت و لگد میزند. سپس شکنجه آغاز میشود: آویزان کردن... شکنجه با آب... شوک الکتریکی... سوزاندن (با استفاده از سیگار و غیره)... موارد زندانیانی که در اثر این شکنجهها دیوانه شدند بسیار بود... مظنونین در بین جلسات بازجویی بدون غذا در سلولهایی زندانی میشدند، که برخیشان به قدری کوچک بود که فرد قادر به دراز کشیدن هم نبود. لازم به ذکر است که برخی از زندانیان نوجوانان بسیار کم سن و سال و یا پیرمردانی با 75، 80 سال بودند."
زندانیان پس از جلسات شکنجه یا آزاد میشدند (اغلب درمورد زنان و کسانی که دارای توان مالی بودند)، یا بازداشت و یا ناپدید.
اسناد منتشرشده توسط ویکی لیکس اطلاعات مهمی را درباره جنایات امپریالیسم فرانسه در آفریقا، به خصوص رواندا، و روابط کنونی میان سیاستمداران فرانسوی و آفریقایی فاش کرده است.
بنا بر تلگرافهای منتشرشده توسط ویکی لیکس، 50 سال پس از استقلال الجزایر، شبکههای فساد- متشکل از بانکها، شرکتهای نفتی، نیروی مسلح فرانسه و مقامات آفریقایی- برای تاراج منابع آفریقا به حفظ دولتهای شیراک و سارکوزی کمک کردهاند.
تجاوز دسته جمعی و شوک الکتریکی از روش های رایج
دو تن از ژنرال های بازنشسته فرانسه اعتراف کرده اند که در طول جنگ الجزایر اعضای جنبش آزادی بخش الجزایر مورد شکنجه و آزار جنسی قرار می گرفتند. درمقاله ای در روزنامه لو موند فرانسه اعترافی از ژنرال 92 ساله ژاک ماسو، که در سال 1957 رئیس اردوگاه paras" " بود، و ژنرال 82 ساله پل آسارس، رئیس وقت سازمان اطلاعات فرانسه در الجزایر، منتشر شد. این دو ژنرال اذعان داشته اند که بیش از 3 هزار اسیری که در آن زمان "مفقود" اعلام شدند در حقیقت اعدام شده بودند. آسارس توضیح می دهد که در سال 1957 شکنجه و کشتار بخشی جدانشدنی از سیاست جنگ فرانسه هستند.

شوک الکتریکی و فرو کردن قربانیان در فاضلاب و آب منجمد از روشهای رایج فرانسویها بود
بنا به گزارش شاهدان تجاوزهای گروهی و فرو کردن قربانیان در آب های منجمد یا فاضلاب و شوک الکتریکی از جمله شکنجه های روزانه بود.
در سال 1960 جمعی از روشنفکران پیرامون ژان پل سارتر، از جمله سیمون دو بووار، آندره برتون و غیره با "مانیفستو 121" علیه جنگ اعتراض کردند. تاریخ نگار "پیر ویدال ناکت" نیز در کتاب خود، "شکنجه در جمهوری"، به استفاده از شکنجه توسط فرانسویان تاخت.
جنایات جنگی در طول جنگ جهانی دوم
کشتار آندلوت: در تاریخ 12 سپتامبر 1944 نیروهای فرانسوی حدود 500 اسیر آلمانی را در انباری جمع کردند و به دستور فرمانده با تانک به جمعیت شلیک کردند. دست و پای قربانیان به همه سو پراکنده میشد و آنهایی که هنوز نفس میکشیدند را با مسلسل تیرباران کردند.
در دوران جنگ جهانی دوم، در آوریل 1945 شهر فرودنشتات در جنوب غربی آلمان مورد هجوم نیروهای فرانسوی قرار گرفت. فرانسویها این شهر را که مردم غیرنظامی در آن سکونت داشتند به مدت 16 ساعت زیر توپ گرفتند. حدود 600 ساختمان، یعنی 95 درصد از کل شهر در این چند ساعت نابود و 1400 خانوار آواره شدند. فرانسویها طی حملات بعدیشان از هر گونه خشونت و تجاوزی استفاده کردند.
بنا بر تحقیقات تاریخنگار فرانسوی دانیل گِرِن و مصاحبه با شاهدان و دیدار از مناطق جنگی آلمانها و فرانسوی ها در کتابش "سوی دیگر افسانه، تاریخچه آزادی" نوشت که سربازان فرانسوی سربازان آلمانی را آغشته به گازوئیل می کردند و به آتش می کشیدند و سوختنشان را تماشا می کردند. شاهدان همچنین از کشتار صدها اسیر آلمان در فرودگاه لو بورژه در نزدیکی پاریس و این که چگونه زیر چرخ های تانک له شدند خبر داده اند.
در اردوگاه مخوف و مشهوری که در ناحیه ""سرت واقع بود 20 هزار اسیر نگهداری می شد که روزانه تنها 900 کالری تغذیه دریافت می کردند و به طور میانگین هر روز 12 نفر از آن ها از گرسنگی جان می دادند. 4 تا 5 هزار تن از آن ها دیگر قادر به کار کردن نبودند. بسیاری از اسرا در مسیر انتقال به این اردوگاه جان می دادند و برای زنده ماندن در قطارها حتی به خوردن زغال متوسل شده بودند.
جمیله بوپاشا؛ نماد مبارزه با استعمار فرانسه
نام جمیله بو پاشا نامی آشنا در مبارزه با استعمار و اشغال فرانسه بوده است. وی از اعضای اصلی جبهه آزادی بخش الجزایر بود که در سال 1960 توسط نیروهای فرانسوی و به اتهام بمب گذاری به همراه پدر، برادر و خواهرش نفیسه، دستگیر و به زندان منتقل شدند. وی در فرانسه تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت. به گفته اعضای خانواده بو پاشا، وی به مدت یکماه بدست نظامیان ارتش فرانسه مورد تجاوز قرار گرفت تا به بمب گذاری اعتراف کند. اما وی هیچگاه اتهام وارد شده را نپذیرفت.

جمیله بو پاشا مبارز الجزایری که تحت شدیدترین شکنجه ها بدست نیروهای فرانسوی قرار گرفت
با شکایت وکلای جمیله بو پاشا از نیروهای استعمارگر فرانسه، سرگذشت این مبارز الجزایری مورد توجه گسترده رسانه ها قرار گرفت و به یکی از جنجالی ترین پرونده های ضد فرانسوی تبدیل شد.
سرگذشت جمیله بو پاشا در کتابی به نام خودش و به قلم سیمون دو بوار نویسنده و روشنفکر صاحب نام فرانسوی به رشته تحریر در آمده است. در این کتاب به تجاوزهای گروهی و تجاوزهای وحشیانه از جمله با بطری و انواع دیگر شکنجه های رایج در زندان های نیروهای فرانسوی اشاره شده است.
جمیله بو پاشا یکی از زنانی بود که در طول اشغال الجزایر قربانی شکنجه و تجاوز شده بود. در طول مبارزات الجزایری ها با نیروهای اشغالگر فرانسه، زنان در گروه های مختلف مبارزه می کردند و بسته به توانایی هایشان، در گروه های چریکی یا پشتیبانی و یا جابجایی اطلاعات و اخبار به گروه های مبارز کمک می کردند.
کشورهای تحت استعمار فرانسه
نقشه استعمار فرانسه / سبز 1546 تا 1763 - آبی 1763 تا 1962
فهرست کشورهایی که زمانی تحت استعمار فرانسه قرار داشتند بدین ترتیب است:
کانادا (بخشهای مرکزی و شرقی)
آمریکا (حوزه رود میسیسیپی)
برزیل
گینه
مراکش
الجزایر
تونس
بنین
بورکینافاسو
ساحل عاج
مالی
موریتانی
نیجر
توگو
سنگال
آفریقای مرکزی
گابن
کنگو
چاد
کامرون
حضور فرانسه در جنگ افغانستان
در جریان حمله آمریکا به افغانستان و اشغال این کشور در سال 2001، قریب به 4 هزار نظامی فرانسوی، نیروهای آمریکا و متحدانش را در این حمله و اشغال همراهی می کردند. این نیروها شریک قتل عام دو میلیون افغان طی یک دهه اشغال بودهاند.
فرانسه در مدت ده سال حضور خود در منطقه كاپيسای این کشور، 56 سرباز خود را از دست داد. از سال 2001 تا كنون نيز در مجموع 88 سرباز فرانسوي در افغانستان كشته شده اند. از اواخر سال گذشته و در اوايل سال جاري، شمار تلفات فرانسويها به طور قابل ملاحظه اي افرايش يافت و اين مسئله موجب تصميم مسئولان فرانسوي براي خروج سريعتر نيروهايشان از اين كشور شد.
حمله فرانسه به لیبی
فرانسه از جمله پیشگامان حمله به لیبی بود. با بالا گرفتن جنگ داخلی در لیبی، شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامهای با ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی موافقت کرده و به همه کشورها اجازه داد بر ضد مواضع دولت لیبی و نظامیان وفادار به قذافی دست به عملیات نظامی بزنند.

فرانسه اولین کشوری بود که وارد جنگ داخلی در لیبی شد
فرانسه اولین کشوری بود که به دستور نیکلا سارکوزی رئیس جمهور پیشین این کشور، حملات هوایی گستردهای را بر ضد لیبی انجام دادند. شكاري بمب افكن هاي ميراژ و رافال فرانسوي به دستور ساركوزي حملات هوايي خود را به ليبي آغاز كردند.
گرچه هدف حملات هوایی مواضع قذافی و هواداران وی بودند اما بنا بر گزارشهای منتشر شده از سوی تلویزیون دولتی لیبی در زمان بمباران و همچنین تلفات اعلام شده، بسیاری از غیرنظامیان طی حملات هوایی به لیبی کشته و بی خانمان شدند.
پیش از این حمله و بالا گرفتن جنگ داخلی در لیبی، دولت قذافی به مدت 40 سال تحت حمایت همه جانبه فرانسه و دیگر کشورهای غربی شرکت کننده در حمله به لیبی قرار داشت.
ی
سارکوزی و فرانسه از جمله حامیان قذافی و حکومتش طی سالیان گذشته بودند
بنا بر برخی اخبار غیررسمی، پس از کشف محل اختفای قذافی و افتادن وی به دست مخالفان، یک عامل نفوذی و از ماموران سازمان اطلاعات فرانسه به دستور مستقیم سارکوزی قذافی را به ضرب گلوله کشته است. مرگ قذافی باعث شد تا پرونده حامیان دیرینه قذافی نیز بسته شده و جنایتهای کشورهای غربی مدعی و دلسوز حقوق بشر همراه با قذافی به تاریخ سپرده شود.
در گزارشهای بعدی به سوابق دیگر کشورهای اروپایی نیز خواهیم پرداخت...
منابع و مآخذ:
http://mondediplo.com/2001/06/11torture2
http://www.aps.dz/Algerians-want-frank.html
http://www.liveleak.com/view?i=427_1326966129
http://www.wsws.org/articles/2012/oct2012/fran-o29.shtml
http://www.onwar.com/aced/data/alpha/algeria1954.htm
http://en.wikipedia.org/wiki/Torture_during_the_Algerian_War
http://uncensoredhistory.blogspot.com/2012/07/allied-war-crimes-during-ww2-french.html
http://www.wsws.org/articles/2001/apr2001/alg-a09.shtml
http://chnm.gmu.edu/wwh/p/186.html
Lazreg, Marnia. The Eloquence of Silence: Algerian Women in Que
http://www.redicecreations.com/article.php?id=21908
جام حوادث؛ شبکه راشاتودی در گزارشی آورد:
"نوئل پلانکو" یک جوان 22 ساله آمریکایی در حالی که هیچ سلاحی نیز با خود نداشت به ضرب گلوله یک کارآگاه پلیس نیویورک کشته شد.
بر اساس این گزارش، پلانکو 22 ساله در حالی که 2 نفر از دوستانش را بعد از اتمام ساعت کاری در حدود ساعت 5:15 عصر به منزل میرساند، با یک خودروی پلیس که هیچ نشانهای نیز نداشت و اصلا متوجه نشده بود خودروی پلیس است برخورد میکند.
ظاهرا رانندگی این جوان 22 ساله باعث می شود تا این خودروی پلیس متوقف شود و مأمورین پلیسی که در این خودرو بودند به شدت خشمگین شوند و تعقیب و گریز آغاز شود.
شاهدان عینی گزارش کردند که مأمورین پلیس داخل این خودرو اسلحههای خود را بیرون آورده و خودروی این سه جوان را متوقف میکنند و از آنها میخواهند تا دستان خود را پشت سرشان گرفته و تسلیم شوند.
بنا بر اعلام این شاهد عینی، پلانکو که مات و مبهوت مانده بود، تنها به مأمورین پلیس خیره شده بود و اصلا فرصتی نداشت تا دستان خود را بالا بگیرد.
«پائول جی. براون» یک سخنگوی اداره پلیس نیویورک در گفتوگو با روزنامه «نیویورکتایمز» اعلام کرد: گزارشهایی از نوعی حرکت مشکوک در خودروی این جوان بدست آمده بود که این احتمال را مطرح میکرد که شاید این افراد مسلح باشند.

بر اساس این گزارش، در شرایطی که مقامات پلیس مدعی هستند که پلانکو پس از آن هدف گلوله قرار گرفته که برای بیرون آوردن چیزی از زیر صندلی خود اقدام کرده، دوستان وی که در خودرو بودند تأکید کردهاند که وی زمانی مورد اصابت گلوله شلیک شده از جانب مأمور پلیس قرار گرفت که دستانش همچنان روی فرمان خودرو بود.
خانواده این جوان 22 ساله که درست یک ساعت پس از اصابت گلوله جان باخت، خواستار اجرای عدالت شدهاند.

Iranpn – گزارش/اختصاصی: چند سالی است که روزانه یک یا چند خبر از جنایتی هولناک، به ویژه علیه کودکان در آلمان منتشر میگردد، و شاید بتوان چنین بیان داشت که ازدیاد قتل و تجاوز، شدیدترین نوع ظهور ناهنجاریهای فرهنگی و اخلاقی یک جامعه است که به ناامنی کامل اجتماعی انجامیده است.
گزارشات منتشره و مستند در رسانههای آلمان، حاکی از رشد فزاینده ناهنجاری و ناامنی در این کشور میباشد. منتهی چون گزاراشات معمولاً به صورت منفک، پراکنده و در فواصل زمانی متفاوت اعلام میگردد، مانع از ترسیم و تصوری نزدیک به واقع از بافت حاکم بر آن جامعه میگردد. در این گزارش سعی شده تا برخی از ارقام و آمار منتشر شده در یک جدول نشان داده شود تا ترسیم و تصور واقع بینانهتری از آلمان و وضعیت انحطاط فرهنگی و رشد نا امنیهای فردی و اجتماعی میسر گردد.
*- طبق آخرین گزارشات: فقط سی میلیون از مردم آلمان دسترسی مدام به اینترنت دارند، اما طبق گزارش دانشگاه صنعتی بینالمللی برکلی، 25 میلیون آلمانی (عمدتاً نوجوانان و جوانان) به طور منظم و مستمر به بازیهای کامپیوتری و ویدیویی (در کامپیوتر، ویدئو و تلفن همراه) عادت دارند. [و شاید این سالم ترین سرگرمی آلمانیها باشد]. و کارشناسان این گرایش را خطرناک توصیف کردند.
*- به گزارش dpa منتشر شده در Focus : هر هفته در آلمان سه تا چهار کودک به علت قتل یا تساهل والدین کشته میشوند.
*- بنا بر همین گزارش در سال گذشته 146 کودک زیر 14 سال کشته شدهاند و سن 114 نفر از مقتولین زیر شش سال بوده است. در حالی که تعداد کودکان کشته شدگان زیر 14 سال در سال گذشته 72 نفر بوده است. یعنی این رقم ظرف یک سال حدوداً دو سوم افزایش است.
*- بنا بر همین گزارش و مستند بر آمار پلیس: در عرض یک سال بیش از 14000 کودک قربانی سوء استفاده جنسی شدهاند و هم اکنون نیز متوسط این رقم برابر با روزانه 11 کودک میباشد. این رقم 4% بیشتر از آمار سال گذشته است. [البته این آمار فقط مربوط به شکایات ثبت شده میباشد].
ازدیاد فیلمهای پورنوگرافی از کودکان نیز به همین ترتیب افزایش یافته و اقدامات پلیسی نیز قادر به مهار آن نمیباشد.
*- به بر گزارشات: در کشور آلمان نزدیک به دو میلیون زن هم جنسگرا وجود دارد!
*- بنا به گزارش روزنامه رسمی پزشکی ARZTE Zeitung آلمان: در این کشور 9.5 میلیون نفر الکلیسم در مرحله خطر وجود دارد و 1.3 میلیون نفر نیز الکلی معمولی هستند. [یعنی اگر چه اغلب مردم آلمان نوشابههای الکلی مینوشند، اما حدود 10.8 میلیون نفر الکلیسم شمرده میشوند.]
*- بنا بر همین گزارش: 1.9 میلیون نفر به صورت رسمی معتاد به انواع مواد مخدر هستند و تعجبآورتر آن که حدود 70% از آنان را جامعه زنان (دستآورد فمینیسم) تشکیل میدهند.
*- به گزارش رسمی پلیس آلمان: سالانه حدود 1000 قتل در آلمان صورت میگیرد. بیشترین تعداد طی دهه اخیر برابر با 983 قتل به سال 2006 اختصاص دارد، اما رقم سال 2011 برابر با 889 مقتول می باشد که نسبت به سال 2010 با رقم 814 نفر، افزایش داشته است.
*- به گزارش globometer: در سال 2010 رقم شکایات ثبت شده در مورد «تجاوز» به 7724 مورد رسید. همین گزارش می افزاید: بی تردید رقم واقعی بیش از دو برابر این تعداد است، چرا که بسیاری از دختران و زنانی که قربانی تجاوز به عنف می شوند، از خجالت و یا حتی ترس، از شکایت خودداری میکنند.
اسفآورتر آن که بر اساس همین گزارش: بیش از سه چهارم جانیان، خانواده، فامیل و دوستان نزدیک هستند. [و البته رقم آلمان نسبت به سوید که بیش از سایر کشورها معروف به دموکراسی و امنیت است، به مراتب کمتر است. سوید در موضوع تجاوز، در میان کشورهای اروپایی ردهی اول را به دست آورده است].
*- به گزارش انجمن پیش گیری از خودکشی ((DGS)): در آلمان ظرف هر 47 دقیقه یک خودکشی رخ میدهد. مسئول این انجمن افزود: در آلمان تقریباً سالانه 10000 نفر جان خود را با ارتکاب به خودکشی از دست میدهند. و این رقم بیش از مرگ و میر به علت ابتلا به بیماری ایدز، یا تصادفات به علت مصرف الکل یا مواد مخدر میباشد.
*- به گزارش مؤسسه تحقیقاتی رابرت کخ: در آلمان بیش از 73000 نفر مبتلا به ویروس (HIV – ایدز) هستند که از این تعداد 11500 زن و حتی 200 کودک وجود دارد.
گزارش: آن چه با ارقام و اعداد و به صورت مستند ایفاد گردید، بخشی از ناهنجاریهای رفتاری موجود در جامعهی آلمان است که معلول انحطاط فرهنگی گسترده و روزافزون در آن کشور میباشد.
آلمان: پشت این پنجره جنایت هولناکی اتفاق افتاده است. سه کودک قربانی شدند + عکس

IRANPN – حوادث/اختصاصی، به نقل از Bild : ماجرای آتشسوزی عمدی به نظر میرسد. پنجره شکسته است، دیوارها را دوده ی سیاه فرا گرفته است و حادثه هولناکی پشت این پنجره شکسته در شهر دورتموند آلمان اتفاق افتاده است.
در این آپارتمان، دو کودک کشته شدند و کودک سوم نیز در بیمارستان کشته شد. پلیس پس از کالبد شکافی اعلام داشت که هر سه کودک قربانی یک عمل خشونت آمیز گردیدند.
قربانیان عبارتند از: مصطفی 4 ساله، محمد 10 ساله و سیلان 12 ساله. پدر آنها نیز 41 ساله است که به همراه خواهر بزرگتر (سیلان) در این آپارتمان زندگی میکرد.
دقایقی پس از ساعت 5 صبح جمعه، تلفن آتش نشانی به صدا در می آید و حادثه گزارش میشود. دقایقی بعد مأموران سر رسیده و با مهار آتش، به جنازه سوخته خواهر بزرگ تر و برادر کوچکتر مصطفی مواجه میشوند. محمد هنوز زنده بود که پس از انتقال به بیمارستان او نیز میمیرد.
پدر این قربانیان به نام محرم ت.، در آن لحظه در رستوران فامیلش واقع در یک کیلومتری خانهاش مشغول بود که با ناگاه دوست دخترش را میبیند که دستانش خون آلود و خودش هراسان است. او توضیح میدهد که نزدیک آپارتمان تصادف کرده است.
فامیل به طرف خانه باز میگردند، اما با صحنه خارج کردن بدن خون آلود محمد توسط امدادگران مواجه میشوند.
این کودکان قربانی مادر خود را سه سال پیش از دست داده بودند. او نیز خود را از بالکن طبقات بالای یک ساختمان با پایین انداخته و مرده بود.
بازجویی ها هم چنان ادامه دارد. اما هیچ نتیجه مشخصی حاصل نشده است. به احتمال قوی، دوست دختر آلمانی پدر، این سه کودک (ترکیهای) را با خشونت کشته و سپس خانه را به آتش کشیده باشد.
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، در حالی که مادر این کودک از مقامات قضایی امریکا درخواست دادرسی کرده است، پلیس امریکا بر این موضوع تاکید دارد که عملکرد عواملش کاملا مناسب بوده است. سخنگوی پلیس در پی شکایتهای وارد شده به مامورانش اعلام کرده است،خشونتهای اعمال شده صرفاً به دلیل دخالت "بیکر" در کار پلیس حین دستگیری مادرش "چارلین براتون" بوده است، حال آنکه این مادر و دختر هرگونه دخالت در روند کار افسر پلیس را انکار کردهاند.
سخنگوی پلیس ضمن توجیه رفتار افسران دخیل در آن حادثه، به "براتون" پیشنهاد داد که در صورت شاکی بودن از مأموران به بخش امور داخلی اداره پلیس مراجعه کرده و درخواست خود را برای اجرای تحقیقات بیشتر اعلام کند.
اعتراف کشیش به روابط نامشروع با دختر 17 ساله
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، مسئولین کلیسا روز چهارشنبه شب در حضور اعضای انجمن کلیسا ، روابط نامشروع و انحرافات جنسی "اسکپ" را مورد بررسی قرار داده و در نهایت رای بر اخراج وی دادند.
"تری داف" ریاست هیات بررسی تخلفات کلیسا اعلام کرد: ما بعد از بررسی کامل و با توجه به شواهد و قرائن مستدل به این نتیجه رسیدیم که وی بکرات با دختر 17 ساله ای که هنوز به سن قانونی نرسیده روابط نامشروع برقرار کرده و نه تنها این عمل را از کلیسا پنهان کرده بلکه این عمل را بکرات تکرار کرده است.
وی در ادامه اظهار داشت :ما از کلیه افرادیکه توسط این شخص مورد آزار جنسی قرار گرفته اند درخواست ارائه شکایت داریم چرا که این احتمال وجود دارد که اسکپ با دختران نابالغ دیگر کلیسا نیز روابط نامشروع برقرار کرده باشد.در حال حاضر "اسکپ" از کلیسا اخراج گردیده ولی از لحاظ قانونی و مجازات عمومی ،پرونده او در جریان است.
به گزارش خبرگزاری "سی بی اس"، "اسکپ" که متاهل هم بوده ،در حال حاضر در تلاش است که با زن خود آشتی کند چراکه وی توسط زنش از خانه خود نیز اخراج گردیده است.گفتنی است در حدود 400 هزار نفر در کل دنیا تابع این کلیسا بوده و از سوی دیگر این کلیسا در طول هفته برای 15 هزار نفر افراد بومی خدمات مذهبی ارائه می کند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از اسلامیک مدیا، ناظران مستقل ویژه بازیهای المپیک لندن، نسبت به بازداشت و رفتار اسلام ستیزانه پلیس انگلیس علیه مسلمانان این کشور اعتراض کردند.

در بخشی از گزارش نقض حقوق بشر در آمریکا آمده است: نرخ فقر در میان زنان آمریکائی بسیار بالا است. طبق اطلاعات اداره آمار آمریکا، بیش از 17 میلیون زن در آمریکا در فقر زندگی میکنند.
به گزارش پایگاه خبری سقوط والاستریت به نقل از فارس، خبرگزاری "شینهوا" در گزارشی به نادیده گرفته شدن وضعیت حقوق بشر در آمریکا پرداخته که "زمینه حقوق زنان و کودکان"، پنجمین مصداق این گزارش تفصیلی است و مینویسد: در آمریکا 15 میلیون کودک زیر فقر زندگی می کنند و
* تنها 17 درصد کرسیهای کنگره در اختیار زنان است
تاکنون آمریکا هیچ کدام از کنوانسیونهای "رفع تبعیض علیه زنان" و "حقوق کودک" را به تصویب نرسانده است. با قصور آمریکا درباره حقوق زنان و کودکان وضعیت آنها بدتر میشود.
تبعیض جنسیتی علیه زنان در آمریکا بسیار گسترده است. طبق آمار موجود، زنان در تمام سطوح نماینده کامل در دولتها در آمریکا ندارند و تنها 17 درصد کرسیهای کنگره را در اختیار دارند (www.wcffoundation.org). زنانی که کارشان مانند مردان است در آمریکا دستمزدی کمتر از آنها دریافت میکنند و خلاء دستمزدی در نیم قرن گذشته تنها 18 سنت بهبود یافته است (www.thedailybeast.com).
* دستمزد کارگران زن آمریکایی 33 درصد کمتر از مردان است
طبق گزارش منتشرشده توسط "اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا" در سال 2009 دستمزد زنانی که در تمام مدت سال تمام وقت کار میکنند بطور متوسط به ازای هر دلاری که به مردان پرداخته میشود 77 سنت دریافت میکنند (www.aclu.org). زنان در آمریکا از تبعیض گسترده در زمینه اشتغال، ترفیع و کار رنج میبرند. در مطالعهای جدید تصریح شده که شرکتهای تکنولوژیکی در آمریکا به ندرت زنان را در میان اعضای هیئت مدیره و مدیران با دستمزد بالای خود شامل میکنند. بهطور متوسط کمتر از یک در 28 مدیر ارشد در این صنعت زن هستند. در بزرگترین شرکتهای دولتی کالیفرنیا تنها حدود 10 درصد اعضای هیئت مدیره و مدیران ارشد زن هستند (نیویورک تایمز، 9 دسامبر 2011).
* 17 میلیون زن آمریکایی زیر خط فقر به سر میبرند
نرخ فقر در میان زنان آمریکائی بسیار بالا است. طبق اطلاعات اداره آمار آمریکا، بیش از 17 میلیون زن در سال 2010 در آمریکا در فقر زندگی میکردند که بیش از 5/7 میلیون نفر آنها در فقر شدید و 7/4 میلیون نفر مادران مجرد فقیر بودند. نرخ فقر در میان زنان در سال 2010 از 9/13 درصد در سال 2009 به 5/14 درصد رسید که در طی 17 سال گذشته بالاترین رقم بوده است؛ نرخ فقر شدید در میان زنان از 9/5 درصد در سال 2009 به 3/6 درصد در سال 2010 رسید که بالاترین رقم ثبت شده تاکنون بوده است (www.merchantcircle.com). طبق گزارش "آسوشیتدپرس" در 12 آوریل 2011 یک مادر مجرد به نام "لاشاندا آرمسترانگ"، بعلت فشار غیرقابلتحمل بزرگ کردن کودکانش خود با چهار کودکش را با یک مینیون در دریاچه هودسون در نیوبرگ غرق کرد. تنها پسر ده ساله او جان سالم بهدربرد.
* زنان آمریکایی قربانی تبعیض، خشونت و تجاوز جنسی
زنان در آمریکا اغلب قربانی تبعیض، خشونت و تجاوز جنسی میشوند. زنان اقلیتهای قومی طی بارداری با تبعیض مواجه میشوند. طبق گزارش LAMB ("پروژه مادران و کودکان لسآنجلس") 4/32 درصد مادران آمریکائی-آسیایی طی دوران بارداری مورد تبعیض قرار میگیرند و مادران آمریکائی-آفریقایی در این زمینه در رتبه اول قرار دارند (9/47 درصد)، درحالیکه این نسبت در میان مادران آمریکای لاتینی 1/31 درصد است (چین پرس، 1 ژوئن 2011).
![]() |
طبق آمار منتشر شده در پایگاه پلیس لسآنجلس، بیش از دو میلیون مادر آمریکائی سالانه قربانی خشونت خانگی میشوند. "بررسی ملی خشونت همسر و خشونت جنسی" نشان میدهد تقریباً از هر پنج زن آمریکائی یک نفر طی عمرش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و از هر چهار زن یک نفر خشونت شدید فیزیکی از جانب همسر را تجربه کرده است (لسآنجلس تایمز، 14 دسامبر 2011).
طبق بررسی انجام شده در زمینه خشونت و تجاوز جنسی در ارتش آمریکا، خشونت جنسی روی تقریباً 19 درصد گروهانهای زن تاثیر میگذارد اما اکثر آنها سکوت اختیار میکنند (www.csmonitor.com). از ماه مارس تا اکتبر 2011، 20 تجاوز جنسی در "بای ریدج"، "سانست پارک" و "پارک اسلوپ اتفاق" افتاد و قربانیان آنها همه زنان جوان بودند (نیویورک تایمز، 19 اکتبر 2011). گزارشها حاکی از آن است که بیش از یک میلیون زنان زندانی در آمریکا برخوردهای خشن را تجربه میکنند و حتی در زمان زایمان دست و پاهایشان در زنجیر است (www.globalissues.org).
* 15 میلیون کودک آمریکایی زیر خطر فقر هستند
نرخ فقر در کودکان در آمریکا نیز به رقم بالایی رسیده است. طبق گزارش اداره آمار آمریکا، بیش از یک میلیون کودک بین سالهای 2009 تا 2010 به جمعیت فقر کشور افزوده شده و تعداد کل کودکانی که زیر خط فقر زندگی میکنند به بیش از 15 میلیون نفر رسیده است که بالاترین رقم از سال 2001 است.
نرخ فقر در کودکان در سال 2010 از 20 درصد در سال 2009 به 6/21 درصد رسید و 653 شهرستان شاهد افزایش قابلتوجه نرخ فقر در میان کودکان 5 تا 17 ساله بودند و در حدود یک سوم شهرستانها نرخ فقر در سن مدرسه بالای نرخ فقر ملی بود (www.census.gov). "دیلی میل" در 17 آگوست 2011 گزارش کرد که نرخ فقر کودکان در 38 ایالت از سال 2000 تا 2009 افزایش داشته است و بالاترین میزان فقر در ایالات میسیسیپی با 31 درصد بوده است. اداره آمار آمریکا اعلام کرد کودکانی که در فقر زندگی میکنند، بهویژه کودکان کم سن وسال، بیشتر در معرض مشکلات رفتاری و شناختی قرار بگیرند و ممکن است دوره تحصیل کوتاهتر و مدت زمان بیکاری طولانیتری در بزرگسالی داشته باشند (چین پرس، 21 نوامبر 2011).
* 33 درصد افزایش کودکان بیخانمان و 10 درصد افزایش در کودکان ساکن کمپها
تعداد کودکان بیخانمان افزایش پیدا کرده است. در سال 2010، 6/1 میلیون کودک در آمریکا در خیابانها، پناهگاههای بیخانمانها یا متلها زندگی میکردند که طبق گفته "مرکز ملی بیخانمانی خانوادگی" این رقم نسبت به سال 2007، 33 درصد افزایش داشته است (یواسآ تودی، 15 دسامبر 2011).
طبق گزارش اداره آموزش و پرورش نیویورک، 53503 دانشآموز بیخانمان و کودک 3 تا 21 ساله در نیویورک وجود دارد، و طبق برآورد "اداره خدمات بیخانمانها" بهطور متوسط ماهانه 6902 کودک 6 تا 17 ساله در شهر زندگی میکنند (نیویورک تایمز، 14 نوامبر 2011). از ماه می 2011 تا نوامبر 2011، تعداد کودکانی که در پناهگاهها زندگی میکردند 10 درصد افزایش یافت (نشریه والاستریت، 9 نوامبر 2011).
* 20 هزار کودک آمریکایی به دست خانواده خود کشته میشوند
کودکان روز به روز بیشتر در معرض خشونت و هرزهنگاری قرار میگیرند. طبق گزارش BBC در 17 اکتبر 2011، این باور وجود دارد که طی ده سال گذشته بیش از 20 هزار کودک آمریکائی توسط اعضای خانواده خود کشته شدهاند. بیش از یک میلیون کودک هر ساله بعنوان قربانی سوءاستفاده از کودکان شناخته میشوند (www.preventchildabuse.org) و از هر دو خانواده آمریکائی یک خانواده گاهی علیه کودک خود خشونت خانگی اعمال میکند (www. reverepolice.org). نشریه والاستریت در 14 نوامبر 2011 گزارش داد که تقریباً 120 هزار تماس با خط تلفنى بیست و چهار ساعته ایالت در زمینه سوءاستفاده از کودکان در پنسیلوانیا گرفته شده است، اما تنها حدود 24 هزار مورد بررسی شده است.
![]() |
یک پسر 13 ساله به نام "کریستین چوآت"، در سال 2009 در اثر کتکهای پدرش جان باخت. این گزارش میگوید شاکیان مدعی شدهاند که این پسربچه هر روز از پدرش کتک میخورده و در یک قفس سگ کوچک با غذایی کم زندانی میشده است (شیکاگو تریبون، 24 ژوئن 2011). خشونت دانشگاهی و زورگویی سایبری در آمریکا روبهافزایش است. طبق گزارش "یو اس نیوز اند ورلد ریپورت" در 3 ژوئن 2011 ، دستکم 40 درصد دانشآموزان دبیرستانی تحت زورگوییهای سایبری قرار گرفتهاند (www.usnews.com).
* 75 درصد افزایش تجاوزهای جنسی
"ومن نیوز" در 23 می سال گذشته گزارش داد که قاچاق جنسی در ایالت جورجیا درحالوخامت است و برآورد میشود هر ماه 250 تا 300 نوجوان و دختر نابالغ در این ایالت مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند (womensenews. org). طبق گزارش منتشرشده توسط دانشگاه استنفورد، تعداد گزارشهای تجاوزهای جنسی رسیده به این دانشگاه در سال 2010 نسبت به سال 2009، 75 درصد افزایش داشته است (CBS، 30 سپتامبر 2011).
* نوزادان سیاهپوست 5 برابر نوزدان سفید پوست میمیرند
نرخ مرگ و میر نوزادان همچنان در آمریکا بالا است. طبق گزارش نیویورک تایمز در 15 اکتبر 2011، نرخ مرگ و میر نوزادان در آمریکا 7/6 مرگ به ازای هر هزار تولد زنده است. این نرخ در میان زنان آمریکائی-آفریقائی 3/13 مرگ به ازای هر هزار کودک است درحالیکه این نرخ در میان سفیدپوستان، اسپانیاییها و آمریکائی-آسیاییها به ترتیب 6/5، 5/5 و 8/4 به ازای هر هزار کودک است. در پیتسبرگ نرخ مرگ و میر نوزادان در میان ساکنین سیاهپوست شهرستان آلگنی در سال 2009 7/20 به ازای هر هزار نوزاد بود، درحالیکه این نرخ برای سفیدپوستان تنها 4 به ازای هر هزار نوزاد در همان دوره زمانی بود. در سطح ملی احتمال مرگ کودکان پیش از سن یک سالگی در کودکان سیاهپوست دو برابر بیشتر از کودکان سفیدپوست است.
ادامه دارد...

به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، تنها چند روز به زایمان "شریل هرلی" باقی مانده بود که نتایج یک اسکن نشان داد که جریان خون بچه از جنین به مشکل برخورده است.این زن 35 ساله و "آلکس" شوهر 40 ساله او زمانی که پزشکان به آنها گفتند: به دلیل نبود تجهیزات باید چهار روز برای تولد نوزادشان صبر کنند، متحیر شدند.
"الکس استیونس" گفت:همسرم نوزادمان روز 2شنبه 25 ژوئن زایمان کرد در حالیکه مشکل او پنجشنبه قبل مشخص شده بود. ما به پزشکان التماس کردیم که "شریل" را در طول هفته نگه دارند تا زایمان کند، اما آنها به راحتی از این کار سرباز زدند و ما را به خانه فرستادند.
این زوج بر علیه بیمارستان اقامه دعوی نمودند زیرا پزشکان به آنها اطمینان داده بودند که مشکل جدی نیست و آنها را به خانه فرستاده بودند ."الکس" ادامه داد: من فکر میکنم آنچه که اتفاق افتاده، نتیجه مستقیم کاهش بودجه و نبود سرمایه میباشد.
وی میگوید: خدمات سرویس سلامت باید 24 ساعته باشد، اگر آنها بچه ما را به دنیا میآوردند، الان او زنده و پیش ما بود.
به گزارش دیلی میل، مدیر بیمارستان تحقیقات داخلی خود را برای بررسی این اتفاق آغاز کرده است ولی تاکید کرد به دلیل کاهش بودجه ، صدها شغل در حال نابودی است و امکانات پزشکی هم به تبع آن تنزل پیدا کرده است.
به گزارش سرویس اقتصادی جام نیوز به نقل از پایگاه خبری ـ تحلیلی «پست گزت»، مردی در مقابل ایستگاه پلیس شهر «یونیتاین» در ایالت پنسیلوانیای آمریکا با شلیک گلوله خودکشی کرد.
یکی از افسران پلیس این اداره پلیس گفت وی با شلیک گلوله به سینه، خود را به قتل رساند؛ پلیس تا کنون هویت مقتول را شناسایی نکرده است.
این خودکشی در حالی صورت گرفت که فعالان جنبش والاستریت، روز گذشته در اعتراض به نابرابریهای گسترده در آمریکا همایشی با حضور معترضان و فعالان این جنبش از اقصی نقاط آمریکا برگزار کردند
سایت رسمی جنبش والاستریت چندی پیش اعلام کرد معترضان و فعالان جنبش والاستریت از روز 4 جولای، مصادف با روز استقلال آمریکا، همایش بزرگی در «پارک تاریخی استقلال ملّی» شهر فیلادلفیا برگزار میکنند.
اولین روز این همایش روز گذشته با استقبال صدها نفر از اعضای این جنبش از اقصی نقاط آمریکا روبرو شد.
برگزار کنندگان این همایش، هدف از آن را تقویت روحیه همکاری در میان فعالان جنبش تسخیر عنوان کردند.

حمایت گسترده فعالان والاستریت از این گرد همآیی، باعث شده است، این جنبش به «تسخیر ملّی» مشهور شود.
هدف دیگر این همایش، همچنین حمایت از گروه دیگری بود که با الهام از جنبش والاستریت شکل گرفته بود. گروه اعلامیه 99 درصدی نیز همایشی ملّی را از روز دوشنبه تا چهارشنبه برگزار کرد.
به گزارش فارس، نابرابریهای اقتصادی و سیاستهای نامناسب دولت آمریکا، مورد اعتراض فعالان و معترضان جنبش والاستریت بوده است.
تیراندازی در شهر کارلسروهه آلمان که به مرگ پنج تن منجر شد، مردم این شهر را شوکه کرده است.
به گزارش مونیتورینگ اخبار خارجی واحد مرکزی خبر، بر اثر تیراندازی در خانه ای استیجاری در شهر کارلسروهه در شمال غرب آلمان در روز چهارشنبه پنج تن کشته شدند. پلیس اعلام کرد عامل تیراندازی، مرد پنجاه و چهار ساله ای است که به علت بیکاری قادر به پرداخت اجاره خانه اش نبوده است. هنگامی که ماموران قضایی ویژه اجرای حکم قصد داشتند به زور خانه را تخلیه کنند، این مرد چهار نفر را گروگان گرفت.
00:00:29.09
فریتز باخهولتز، سخنگوی پلیس کارلسروهه گفت نیروهای عملیات ویژه ساعت یازده به وقت محلی وارد آپارتمان شدند و جسد چهار مرد و یک زن را پیدا کردند. فریتز افزود ما سرگرم تحقیق درباره این مسئله هستیم که مهاجم، اسلحه را از کجا تهیه کرده و علت واقعی این کشتار چه بوده است. هم اکنون تحقیقات درباره همه ابعاد پرونده ادامه دارد.
پلیس آلمان محل جنایت را محصور کرده است و چندین واحد مسکونی در اطراف منطقه را به دلایل امنیتی تخلیه شده اند. این حادثه هولناک، ساکنان کارلسروهه، شهری آرام با سیصد هزار نفر جمعیت را شوکه کرده است.
00:01:27.03
یک زن آلمانی در محل حادثه می گوید از حادثه تیراندازی که در نزدیکی ما رخ داده است، شوکه شدم. قبلاً چیزهایی درباره اینگونه حوادث در برنامه های تلویزیون دیده بودم، اما این بار حادثه در محله ای که در آن زندگی می کنیم، رخ داده است.
00:01:42.22
یکی دیگر از ساکنان محله می گوید این محله ای اعیان نشین با واحدهای مسکونی خوش ساخت است و بسیاری از نظامیان آمریکایی در اینجا زندگی می کنند. ساختمان های اینجا نیز اخیراً بازسازی و مرمت شده اند.
00:02:10.03
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، یک نیروی کهنه کار اداره پلیس شهر کانزاس در حالی از سوی دادگاه فراخوانده شده است که اتهام وی، داشتن رابطه جنسی با دو زن، در قبال دستگیر نکردن آنان میباشد.
جفری هولمز سابقه دریافت رشوه را هم در پرونده خود دارد اما این بار او در آستانه اخراج از نیروی پلیس آمریکا قرار دارد.
![]()
ماجرا از آنجایی آغاز شد که جفری هولمز، در حال گشت زنی در خیابان به زنی مشکوک می شود و بعد از اتهام واهی او را مجبور می کند که تن به عمل ناشایست دهد و او را تهدید می کند اگر مقاومت کند او را "بیچاره" خواهد کرد.شاکی دوم هم به دلیل ترس از محکوم شدن به دلیل داشتن ماده مخدر ماری جووانا در منزل مجبور می شود به درخواست مامور پلیس هوس ران تن دهد.
ماجرا آن زمانی هویدا می شود قربانی اول برای پر کردن اظهاراتش مبنی بر گم شدن ماشین خود هولمز را می بیند که یونیفرم پلیس به تن دارد در حالی که او خود را نیروی امنیتی معرفی کرده بود.
"پیتر باکر"، دادستان این منطقه میگوید: این واقعا ناراحتکننده میباشد، اما باعث خوشحالی است که چنین فردی دیگر نمیتوانند در اداره پلیس، بمانند "باکر" همچنین گفت که این دو زن، با اتهاماتی همچون روسپیگری و یا حمل مواد مخدر، روبرو نمیشوند.
اکنون، هولمز با قرار وثیقه 25.000 هزار دلاری، بازداشت میباشد.


در تصویری که در شبکههای اجتماعی انگلیس پخش شده است، صدها مورد از لباسهای ملکه که تشکیل یک رنگین کمان را داده اند، در کنار هم قرار داده شده و بر روی تصویر نوشته شده است: "ملکه ناخواسته رنگین کمانی! آیا برای خود محدودیتی در ولخرجی قائل هستی؟!"
در ذیل این تصویر کامنتهایی چون "خانوم ملکه! وقت مردن فرا نرسیده؟!" به چشم میخورد.
این مادر دختر 3 ساله اش را برای برنزه شدن هرماه به سالنهای سولاریوم میبرد.
همه دخترهای کوچک در سن و سال " ساوانا جکسون" عاشق لباسهای صورتی رنگ کودکانه و عروسکهای رنگارنگ و اسباب بازیها هستند. اما این دختر خردسال مجبور است همانند زنهای بزرگسال آرایش کند و اگر به اتاق وی سری بزنید در کنار اینها عکسهایی مشاهده خواهید کرد که او را در لباس شب در حالی که آرایش کرده و موهایش مثل زنان شینیون شده است و جواهرات به سر و گردن دارد و یا با بکینی و کفش پاشنه دار است و این چیزی است که باعث تفاوت میان این دختر بچه دیگر هم سن و سالهایش است.
او جز کودکانی است که به عروسکهای کوچک معروفند و در رقابتهای زیباترین دختران خردسال شرکت میکنند و برای این کار صورت زیبای معصوم کودکانه شان را پشت رنگ و لعاب آرایش مخصوص بزرگسالان پنهان میکنند و لباسهای مبتذل به تن میکنند و در مقابل دوربینهای عکاسی ژست میگیرند. مادر او برای شرکت این دختر بچه سه ساله هرماه او را به سالنهای سولاریوم میبرد تا پوست بدن او را برای شروع این رقابتها برنزه کند. به گفته مادرش او از سن دو سالگی مرتبا در حال برنزه کردن پوست خود است.
انتخاب دختران کوچک زیبا و آرایش کردن آنها برای حضور در این مسابقات پدیده ای جدید در غرب است که علاوه بر انتقادهای فراوان همچنان در حال اجراست.
پدر و مادر او 6 سال است ازدواج کرده اند و ساوانا از ده ماهگی در این رقابتها شرکت کرده است و او تا کنون برنده جایزه " زیباترین چشم و " چهره فوتوژنیک برتر" شده است.
وی اذعان میکند آنها سعی میکنند زندگی طبیعی ساوانا را حفظ کنند و اجازه دهند او مثل همه دختر بچه های هم سن و سالش به تفریح بپردازد.
![]()
منبع: پرداد
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از سایت سی ان ان؛ تجاوز به عنف در زندان آلابامای آمریکا بیداد می کند و حتی دامن ماموران را نیز گرفته است.
در پی شکایات متعدد از سوی زنان زندان آلاباما مبنی بر اعمال خشونت و تجاوز جنسی علیه آنها از سوی ماموران و زندانیان مرد این زندان، تحقیقاتی از سوی یک گروه بی طرف نشان داد این مساله به صورت بسیار حادی در این مکان در آمده است.
این گروه در تحقیقات خود آشکار کردند که ماموران و زندانیان مرد این زندان به طور گسترده، سالهاست که زنان و مردان بی دفاع را مورد سوء استفاده و تجاوز جنسی خود قرار می داده اند. به گونه ای که برخی از این زنان به خاطر تجاوز های صورت گرفته، باردار شده اند.
افزون بر شکایات فوق، طی سال های اخیر مراکز دولتی نیز شاهد سیل شکایات با موضوع مورد بحث، از این زندان بوده اند.
جالب تر آنکه طی 5 سال اخیر 20 مامور زندان نیز برای رهایی از آزار و اذیت های جنسی، به زندان های دیگر انتقال پیدا کرده اند.
![]()

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز، به نقل از القدس العربی، یک سازمان ایتالیایی که کودکان نسل سوم را مورد حمایت و مراقبت قرار می دهد گفت: نزدیک به یک چهارم کودکان در کشور ایتالیا با خطر فقر تهدید می شوند، این بالاترین آماری است که ایتالیا از 15 سال پیش شاهد آن بوده است.
سازمان حمایت از کودکان فاش کرد: وضعیت کودکانی که از مادران بی شوهر متولد می شوند به آمار 28.5 درصد افزایش پیدا کرده است.
خبرگزاری ایتالیایی "آکی" (aki) در آماری که از "سازمان نجات کودکان" منتشر یافته، بیان داشت: آمار کودکان مورد تهدید خطر فقر از 3.3 درصد در سال 2006 به 22.6 درصد در امسال افزایش یافته است.
وی در ادامه افزود: آمار در معرض قرار گرفتگان خطر فقر که سن آنها بالای 18 سال است و از سختی های وضعیت اقتصادی رنج می برند به 14.4 درصد در مجموع کل ساکنین این کشور می رسد.
ایتالیا رسما در وضعیت رکود اقتصادی پس از رشد منفی در دو فصل اخیر از سال 2011 بسر می برد.
وزارت بهداشت روسیه درطرحی اجتماعی اقدام به نصب صندوقهائی نموده که افرادی که باکودکان ناخواسته ویانامشروع دست به گریان هستند؛ این کودکان رادرآن قرارداده وازآنها خلاص شوند.این صندوقهابه طورمرتب ازطرف کارمندان اداره بهداشت بازرسی می شوندوچنانچه موردی رادرآن یافتندسریعاآن رابه اداره بهزیستی آن مرکزانتقال می دهند.یکی ازمواردی که برای توجیه این طرح به ان اشاره می گردد؛ جلوگیری ازرهانمودن این گونه کودکان درمعابرویاسطلهای زباله ونجات جان انهاورشدانهادرمراکزبهداشتی وکنترل شده بوسیله دولت می باشد.این طرح بصورت ازمایشی درشمال روسیه ودرسه شهرعمده قسمت سیبری نشین این کشورپیداشده است.گفتنیست که درمدت سه ماهی که ازنصب این صندوقهادراین سه شهرمی گزردتنهایک موردگزارش شده است.
به گزارش مشرق، بر اساس گزارش مرکز جرایم آمریکا، روزانه در این کشور به طور میانگین 1871 زن مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند. این آمار نشان دهنده عدم کارایی سیستم امنیت اجتماعی کشوری است که به بهانه امنیت و حقوق بشر و دفاع از این مفاهیم خودساخته هر از گاهی آتش جنگی را در گوشه ای از جهان بر پا می کند. جالب است که در ساختار ابزار دفاع از امنیت شهروندان آمریکایی، یعنی ارتش این کشور، جسم و روان شهروندان نظامی آمریکا در امان نبوده و از زن تا مرد هر لحظه در معرض خطر تجاوز و آزار و اذیت جنسی است!
و باز جالب است که آمار تجاوز به زنان در ارتش آمریکا از میانگین جامعه غیر نظامی بالاتر بوده و به حدی رسیده است که مدیران ارتش اقدام به راه اندازی "یگان ویژه قربانیان" برای تجزیه و تحلیل صحنه های جرم و مصاحبه با قربانیان کرده اند تا این کارگروه ویژه بتواند اجرای عدالت در مورد مجرمان را ممکن سازد.
تجاوز جنسی در ارتش، واقعیتی ساختاری!
بحران تجاوز جنسی در ارتش آمریکا که در زیر چتری از سکوت همچنان وسیع تر می شود؛ نگرانی هایی را در بین مردم و حتی کارشناسان نظامی آمریکا ایجاد کرده است. کارشناسان این پدیده را به صورت واقعیتی سیستماتیک و حتی هدفمند در ارتش آمریکا ارزیابی می کنند که ممکن است از بعضی جهات سبب ناکارآمدی یگان های ارتش این کشور شود.
از سوی دیگر برخی نیز موضوع را از دیدگاه دیگری بررسی کرده و سکوت مقامات مسئول را نشانه ای از دستوری بودن عدم برخورد می دانند و مطرح می کنند که شاید استخدام نیروها و سربازان زن در ارتش آمریکا به خصوص در عملیات ها و پایگاه های خارجی صرفا جهت سرخوشی فرماندهان و ... انجام می گیرد.
![]() |
| در ارتش آمریکا از هر سه زن دست کم یک نفر مورد تجاوز قرار می گیرد |
نگهبانان امنیت ملی گوی سبقت را از اراذل و اوباش شهری ربوده اند
در جامعه آمریکا از هر شش زن یک نفر مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرد در حالی که این رقم در ارتش بنا به آمارهای رسمی یک مورد از هر سه نفر است. برخی معتقدند آن دو نفر دیگر نیز نمی خواهند چیزی در این مورد بگویند و الا شاید آمار دقیق تری در دست بود.
این در حالیست که تجاوز جنسی از مهمترین جرایم اجتماعی در آمریکا محسوب می شود و گروه های فعال اجتماعی شدیدترین بازخواست ها را در این مورد نشان می دهند. حال چگونه ممکن است بدون دستوری بودن سهل گیری در قبال این جرایم آمار تجاوز در ارتش حداقل دو برابر این آمار در جامعه غیر نظامی باشد در حالیکه هم اکنون زنان فقط پانزده درصد نیروهای ارتش امریکا را تشکیل می دهند.
![]() |
| تجاوز به زنان نظامی اتفاقی است که ممکن است در هر مکان و زمانی روی دهد |
تجاوز جنسی در ارتش آمریکا موضوع نوظهوری نیست
طبق مطالعات انجام شده، در سال 1995 نود درصد زنان موجود در دسته های نظامی اعزام شده به جنگ خلیج فارس از آزار جنسی مصون نبوده اند. این آمار همواره از سوی ارتش دست کاری و جرح و تعدیل می شد تا این که در سال 2003 کنگره آمریکا وزارت دفاع این کشور را مامور کرد که تعداد تجاوزهای جنسی رخ داده در ارتش این کشور را گزارش دهد.
![]() |
| 90 درصد زنان شاغل در ارتش آمریکا در طی جنگ خلیج فارس مورد تجاوز قرار گرفتند |
این موضوع مقامات وزارت دفاع را مجبور به دست کاری آمار و پنهان کردن تعداد دقیق زنان نظامی مورد تجاوز قرار گرفته کرد؛ به طوری که در سال 2007 وزارت دفاع آمریکا وقوع تنها 2200 مورد تجاوز جنسی را در ارتش آمریکا گزارش داد!
در سال 2009 این آمار در پرشی ناگهانی به 3300 مورد افزایش یافت و بعدها اعلام شد که یک زن از هر سه زن شاغل در ارتش آمریکا به نوعی در معرض تجاوز جنسی است!
![]() |
| گروه های اجتماعی در آمریکا به وضیت زنان در ارتش معترضند |
براساس تحقیقات وزارت دفاع آمریکا، در سال 2010 بیش از 19 هزار مورد تجاوز جنسی در ارتش صورت گرفت که فقط کمتر از 3 هزار مورد آن گزارش شده است.
روزنامه آمریکایی کریستینساینس مانتیور در اوایل می 2011 با اشاره به افزایش خشونتهای جنسی در میان ارتش آمریکا تصریح کرد 19 درصد از زنان ارتش آمریکا و 2 درصد از مردان ارتش این کشور مورد حملات و خشونت های جنسی در ارتش آمریکا قرار میگیرند اما گزارش چندانی در این باره منتشر نمیشود.
![]() |
| احتمال تجاوز به یک زن نظامی آمریکایی حداقل دو برابر احتمال تجاوز به یک زن غیر نظامی آمریکایی است! |
تجاوز با سلسله مراتب: دشمن داخلی
در سال 2007 دو روزنامه نگار به نام های (Pascale Bourgaux and Mercedes Gallego) در طی مسافرتی به عراق با زنان نظامی شاغل در ارتش مصاحبه کرده و از شنیدن ماجراهای مربوط به فرهنگ تجاوز در ارتش شوکه شدند. این دو روزنامه نگار با 4 سرباز زن در عراق مواجه شدند که به کرات از سوی همرزمان خود مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند. حاصل کار این روزنامه نگاران به صورت یک فیلم مستند به نام (تجاوز با سلسله مراتب: دشمن داخلی) در فستیوال فیلم مستقل نیویورک به نمایش در آمد. از میان این چهار زن یکی چند هفته بعد از تجاوز در خوابگاه خود به قتل رسیده بود.
![]() |
| پاسکال بورگاش، سازنده مستندی در مورد تجاوز به سربازان زن در عراق |
مستند دیگری که در اوایل سال 2012 در این مورد در آمریکا به اکران عمومی درآمد «جنگ نامرئی» (The Invisible War) بود. کربی دایک (Kirby Dick) کارگردان این مجموعه، که سابقه ساختن فیلم مستندی در مورد تجاوز جنسی در کلیسای کاتولیک را در کارنامه دارد، در این فیلم نشان می دهد که تجاوز جنسی در تمامی نیروهای ارتش آمریکا اعم از دریایی، گاردهای مرزی، هوایی و دیگر نیروها روی می دهد.
![]() |
| در درون ارتش آمریکا جنگ نامرئی تجاوز جنسی شعله ور است |
![]() |
| زنان پس از انجام شکایت یا با بی تفاوتی مقامات مواجه شده اند و یا از خدمت در ارتش عزل گردیده اند |
از یک نظر فضای تبرئه و عفوی که در این مورد به کار گرفته می شود شاید از خود ماجرا مهم تر باشد. در سال 2010 شبکه خبری الجزیره که خود به نوعی در خدمت پروپاگاندای جهانی نظام سلطه است گزارشی تهیه و پخش کرد که در آن اذعان شد بیش از پنجاه درصد موارد گزارش شده به دلایلی همچون عدم اثبات یا نبود اطلاعات کافی از رسیدگی کتار گذاشته می شوند. در مورد مجرمینی هم که واقعا محاکمه می شوند؛ بالاترین چیزی که روی می دهد این است که تنها 10 درصد از آنها به پرداخت جریمه سبک و یا کاهش درجه محکوم می گردند.
هشتاد درصد متهمین نیز به راحتی تبرئه می شوند. ساندرا پارک (Sandra Park) از فعالین پیگیری کننده پرونده های تجاوز به نظامیان زن در ارتش می گوید: «آنچه به کرات از نظامیان می شنویم این است که در مورد تجاوز جنسی یک فرهنگ سکوت جا افتاده وجود دارد.
هنگامی که یک زن نظامی از سوی یک نظامی دیگر مورد آزار جنسی قرار می گیرد؛ این زن مجبور است موضوع را از طریق مراتب فرماندهی خود گزارش دهد که اساسا احتمال وقوع آن چیزی نزدیک به صفر است. زیرا که فرمانده و احتمالا افراد دیگری نیز بلافاصله از وضعیت زن آسیب دیده آگاه خواهند شد.
![]() |
| ساندرا پارک: در مورد تجاوز جنسی یک فرهنگ سکوت جا افتاده وجود دارد |
دکتر کای وایتلی (Dr Kaye Whitley) مدیر اداره پیشگیری از جرایم جنسی در پنتاگون اعتراف می کند که «با توجه به ترس و ننگ مرتبط با جرایم جنسی، این نوع جرایم هم در جوامع نظامی و هم در جوامع غیر نظامی یکی از پنهان ترین جرم ها در میان ملت ما است». دکتر وایتلی اضافه می کند که افزایش آمار تجاوزهای جنسی گزارش شده صرفا به معنی افزایش تعداد جرم نیست؛ بلکه می تواند به دلیل عدم ترس قربانیان برای افشای این جرم نیز باشد.
![]() |
|
دکتر وایتلی: افزایش آمار تجاوزهای جنسی می تواند به عدم ترس قربانیان برای افشای این جرم نیز مربوط باشد. |
تجاوز جنسی در ارتش آمریکا صرفا متوجه زنان نبوده و سربازان مرد نیز از این خطر در امان نیستند. اما طبق آمارهای اداره پیشگیری از جرایم جنسی در ارتش آمریکا 79 درصد زنان و 78 درصد مردانی که در ارتش آمریکا مورد تجاوز قرار می گیرند این موضوع را افشا نکرده و از پیگیری قانونی موضوع صرف نظر می کنند. تنها یک نفر از 5 زن نظامی آمریکایی و یک نفر از 15 مرد نظامی زمانی که توسط نظامیان دیگر آمریکایی مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند، گزارش آن را به مقامات بالاتر خود داده اند.
![]() |
| سازمان امور نظامیان سابق آمریکا اجتماع های اعتراضی متعددی برای محکوم کردن تجاوز در ارتش آمریکا برگزار می کند. |
جرات داری اسلحه ات را زمین بگذار ...!
![]() |
| مارتی ریبیرو: من فقط برای لحظهای اسلحه ام را زمین گذاشتم! |
کیت اورژانسی تجاوز جنسی
شاید تنها کار مفیدی که ارتش آمریکا در مورد تجاوز به عنف به اعضای خود انجام داده است این باشد که کیت های بهداشتی و اورژانسی خاصی به نام "کیت تجاوز" تهیه کرده و به تمامی پایگاه ها و ادارات خود تحویل داده است تا از آن برای رسیدگی بهداشتی و پزشکی به قربانیان و مستند سازی تجاوز به خصوص در مواقعی که زنان مورد تجاوز دسته جمعی همکاران خود قرار می گیرند؛ استفاده شود.
![]() |
|
کیت های اورژانسی تجاوز جنسی در ادارات و پایگاه های ارتش آمریکا توزیع شده است. |
![]() |
|
این زنان پس از شکایت یا با بی تفاوتی مقامات مواجه شده و یا از خدمت در ارتش عزل گردیده اند. |
منابع و مآخذ:
http://www.guardian.co.uk/society/2011/dec/09/rape-us-military
http://www.huffingtonpost.com/sandra-park/military-sexual-assault-rape_b_1398474.html
http://theweek.com/article/index/212187/the-us-militarys-rape-epidemic
http://edition.cnn.com/2012/04/14/health/military-sexual-assaults-personality-disorder/index.html
http://edition.cnn.com/2012/02/07/opinion/speier-military-rape/index.html
http://www.aljazeera.com/indepth/features/2010/12/2010122182546344551.html
http://www.msmagazine.com/fall2004/scandalpatrol.asp
http://ipsnews.net/news.asp?idnews=54485
Speier Critical Over Military’s Handling of Rape, KGO-TV, March 7, 2012
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=44755
http://militaryrapecrisiscenter.org/
http://madmikesamerica.com/2010/12/rape-rampant-in-us-military/

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از سایت شهرزاد نیوز؛ گروه زیادی از مردان در شهر سان خوزه ایالت کالیفرنیا با کفش های پاشنه بلند در راهپیمایی به نام "یک مایل با کفش های او راه برو" شرکت کردند تا حساسیت ها علیه خشونت جنسی ضد زنان را افزایش دهند.
این راهپیمایی اعتراضی ده سال است که در نقاط مختلف آمریکا برگزار می شود. بر پایه آمار اداره ملی جرایم این کشور بین سال های 2006 تا 2010 در هر دو دقیقه یک زن مورد تجاوز قرار گرفته اند. در مجموع 207 هزار و 755 زن در این مدت خشونت خانگی و جنسی را تجربه کردند.

سازمان دهندگان این راهپیمایی در وب سایت خود آن را یک "اپیدمی" نامیده و نوشته اند: «از هر 6 زن یک تن قربانی خشونت جنسی می شود.»
راهپیمایی نمایشی "مردان با کفش های پاشنه بلند" برای آن صورت می گیرد که بسیاری از انواع خشونت تابو قلمداد شده و پنهان نگه داشته می شوند.

به گزارش سرویس اقتصادی جام نیوز، روزنامه دیلی میل (Daily Mail) روز دوشنبه 25 اردیبهشت (May.14)، اعترضات مردم اروپا را به «جنگ برای بقاء» تشبیه کرد و نوشت: تشدید بحران اقتصادی و افزایش هزینه ها، برخی از مادران یونانی را به فروش فرزندان خود مجبور کرده است.
![]()
براساس این گزارش، تعدادی از مادران با توجه به ناتوانی در تامین هزینه ها به این نتیجه رسیده اند که بهترین راه فروش فرزندانشان می باشد. آنها معتقدند عملکرد دولت و فاجعه اقتصادی بوجود آمده موجب از هم پاشیده شدن خانواده هایشان شده است.
دیلی میل افزود: از جمله این موارد مادری به نام کاسیانی پاپادوپولو بوده که مجبور است هر ماه سفری 20 مایلی به پایتخت یونان برای دیدن فرزندان خود داشته باشد.
این زن بیوه 30 ساله، به علت ناتوانی در تامین هزینه پوشاک، خوراک و مدرسه ناچار شد سه فرزند خود که دو دختر 14 و 13 و یک پسر 12 ساله هستند را بفروشد. وی پس از ملاقات کوتاهی با فرزندان خود باید با آنها خداحافظی کند.
![]()
این مادر میگوید: برخی از مردم درمورد کار من قضاوت بدی کرده اند اما آنها واقعیت را درک نمیکنند. من بهترین کار را برای فرزندانم انجام دادم. هر چند چندین بار از دولت تقاضای کمک کردم و آنها به من قول دادند ولی هیچ کاری انجام ندادند، چرا که کشور یونان در بحران قرار دارد.
دیلی میل با اشاره به فراگیر بودن این بحران در قاره سبز افزود: شدیدترین بحران اقتصادی در سرتاسر اروپا مربوط به یونان بوده و بیشترین تظاهرات مردمی هم در این کشور برگزار شده است.
رواج فرزند فروشی در یونان درحالی است که طی ماه های اخیر هشدارهای زیادی نسبت به آثار سوء بحران اقتصادی بر جامعه اروپا داده شده است.
![]()
در همین راستا، هفته نامه یونانی پروتو (Proto) از افزایش آمار روسپیگری در یونان براثر بحران اقتصادی پرده برداشت و نوشت: متاسفانه در بسیاری از موارد زنان شوهر دار و دختران دانشگاهی برای تامین معاش و خرج زندگی به روسپیگری روی آوردهاند.
پروتو به نقل از یک مقام ارشد پلیس یونان افزود: دیدن زنانی که برای تامین معاش فرزندان و خانه خود به طور مخفیانه به کار روسپیگری میپردازند وحشتناک است.
روزنامه فیگارو (Figaro) نیز طی گزارشی نوشت: بحران اقتصادی، دانش آموزان فقیر فرانسه را تا مرز فحشا و تن فروشی پیش برده است.
این درحالی است که آمریکا هم از این پدیده شرم آور درامان نبوده است. شبکه خبری abc در این باره گزارش داد: استمرار بحران اقتصادی آمریکا بر افزایش پدیده تن فروشی دامن زده است و برخی خانواده های نیازمند فرزندان خود را وادار به فعالیت در باندهای قاچاق انسان می کنند.
براساس این گزارش، هر ساله بیش از 300 هزار کودک در آمریکا در معرض سوء استفاده جنسی قرار می گیرند و این کشور به مرکز اصلی قاچاق کودکان تبدیل شده است.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از سایت یورو نیوز؛ دادگاهی در کالیفرنیا علت مرگ “کلی توماس” را بررسی می کند.
پس از انتشار فیلم حمله دو افسر پلیس کالیفرنیا در شهر فولرتن به یک بی خانمان آمریکایی در ژوییه سال 2011، دادگاهی در روز دوشنبه در ایالت کالیفرنیا برگزار شد.
این مرد بی خانمان 37 ساله که “کلی توماس” نام داشته و از مشکلات روانی رنج می برد، 5 روز پس از این واقعه جان خود را از دست داد.
گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز، سایت بی بی سی، 9می (20 اردیبهشت) از محکومیت 9 مرد به جرم سوءاستفاده جنسی از دختران نوجوان در انگلیس خبر داد.
این افراد که کمسنترین قربانیانشان 13 سال داشته است، به حبسهایی بین 4 تا 19 سال محکوم شدهاند.
این مردان بابت جرایمی چون دسیسهچینی برای سوءاستفاده جنسی از کودکان و همچنین تجاوز مجرم شناخته شدهاند.
محکومین که بین 24 تا 59 سال سن دارند، پنج دختر را با مشروبات الکلی و مواد مخدر فریفته و برای سوءاستفاده جنسی "به گردش میبردهاند".
البته پلیس بر این باور است که شمار قربانیان به 47 تن میرسد.
مطابق آنچه به هیئت منصفه گفته شده، برخی از دختران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و وادار میشدند که "چندین بار در هفته" و "با چندین مرد در یک روز" رابطه جنسی برقرار کنند.
محکومان دختران جوان را با مشروبات الکلی و مواد مخدر میفریفتند و در دو اغذیهفروشی مورد سوءاستفاده جنسی قرار میدادند. یکی از دختران نوجوان به هیئت منصفه گفت که در یک شب به رابطه جنسی با 20 مرد واداشته شده است.
دختری دیگر نیز گفت: "در حالی که از شدت مستی روی تخت استفراغ میکرده است"، دو مرد او را مورد تجاوز قرار دادهاند.
به گفته پلیس این دختران از خانوادههایی "مسالهدار" و "فرودست" بودهاند.
در دادگاه بسیاری از متهمان گفتند نمی دانستند که دختران به سن قانونی نرسیده بودند.
بی بی سی همچنین نوشت؛ در ماه فوریه حدود صد نفر از جوانان انگلیسی در نزدیکی اغذیهفروشیهایی که تجاوزها در آنها صورت گرفته بود، دست به تظاهرات زدند. این اعتراضات به خشونتهایی انجامید.
شاخه داویدیان یکی از شاخههای دین مسیحی و منشعب از کلیسای ادونتیست است. این شاخه در سال ۱۸۳۰ در آمریکا توسط فردی بنام ویلیام میلر که کشاورزی انگلیسی بود، پایهگذاری شد؛ او تحصيلات رسمى نداشت، اما كليه نوشتههايى كه به آنها دسترسى داشته را خوانده بود و با مطالعات مشتاقانه اى كه روى كتاب مقدس به ويژه كتاب دانيال و مكاشفه انجام داده بود به بازگشت حتمى مسيح قانع شده بود. ويليام ميلر، بازگشت مسيح را طبق فرازهايى از كتاب مقدس مانند رساله دوم پطروس و دانيال، سال 1843 ميلادي پيش بينى كرد و در سال 1841 ميلادي اين نظريه خود را منتشر كرد.
شاخه داویديان تا سال ۱۹۵۵همچنان بعنوان یک شاخه ادونتیست شناخته میشد. شاخه داوودیه هم به ظهور منجی باور دارد و برای آن تاریخ ۱۸۴۳ را نیز تعیین کرد كه با محقق نشدن اين پيش بيني، این شاخه کمکم به فرق گوناگونی تقسیم گردید. ادونتیستهای تبشیری، کلیسای مسیحی ادونت، کلیسای خدا و عیسی مسیح از مهمترین فرق منشعب از شاخه داوودیه است. ورنن وین هوول رهبر شاخه داویدیان که بعدها نام خود را به دیوید کورش(David Koresh) تغییر داد، از مهمترین رهبران این شاخه است.
![]() |
![]() |
![]() |
| دیوید کورش، رهبر شاخه داویدیان |
شاخه داویدیان
شاخه داویدیان یک شاخه پروتستان است که در سال 1955 توسط گروهی از اعضای این شاخه که جدا شده بودند، تاسیس شد. با پیوستن اعضای بیشتری به این گروه، رهبر گروه کلیسا را به تپه های چند مایل دورتر منتقل کرد و نام آن محل را مونت کارمل نهاد.
![]() |
![]() |
![]() |
|
| تصاویر سایت مونت کارمل |
چند سال بعد، این گروه دوباره نقل مکان کرد و این بار به محل بزرگتری در شرق شهر منتقل شد. در سال 1959 فلورنس هاتف (همسر ویکتور هاتف) اعلام کرد که مسیح برای بار دوم ظهور خواهد کرد و از اعضای گروه خواست در آنجا جمع شوند و منتظر ظهور ناجی باشند. بسیاری از آنها شروع به ساخت خانه کردند، برخی در چادرها و برخی دیگر در اتوبوسها ساکن شدند و اغلب آنها مایملک خود را فروختند. با عدم تحقق ظهور ناجی کنترل مونت کارمل به بنجامین رودن سپرده شد و با مرگ وی به همسرش لوییس رسید. لوییس پسرش جرج را برای مقام رهبری مناسب نمیدانست و از این رو ورنون هاول، که بعدها به دیوید کورش مشهور شد، را جانشین خود معرفی کرد. در سال 1984جلسه ای برگزار شد که در نهایت منجر به انشعاب گروه شد. دو گروه تشکیل شدند که گروه اول به رهبری ورنون هاول خود را شاخه داویدیان معرفی کردند و رهبری گروه دوم را نیز جرج رودن سپرده شد. بعد از این جدایی جرج رودن، هاول و پیروانش را از مونت کارمل بیرون کرد و آنها به ایالت تگزاس رفتند.
پس از مرگ لوییس و تصدیق صحت وصیتنامه وی در ژانویه 1987، هاول اقدام به بازپس گیری کنترل مونت کارمل کرد. برای تحقق این هدف هاول به پلیس مراجعه کرد و ادعا کرد رودن به علت سواستفاده از اجساد گناهکار است. تا 31 اکتبر1987 ماموران دولتی از پیگیری اتهامات بدون وجود مدرک امتناع کردند. در نهایت 3نوامبر 1987 هاول و 7 تن از همراهانش به صورت مسلح به مونت کارمل حمله کردند تا از اجساد موجود در آنجا عکسبرداری کنند. جرج رودن به آنها تذکر داد که از آنجا بیرون بروند و برای این کار از اسلحه یوزی استفاده کرد. دپارتمان پلیس پس از 20 دقیقه مداخله کرد. کلانتر با هاول تماس تلفنی برقرار کرد و از او خواست به درگیری خاتمه دهد.
در 21 مارس 1988 جرج رودن به دلیل اظهارات تهدیدآمیزش در دادگاه مبنی بر آلوده کردن اعضای دادگاه تگزاس به ویروس ایدز در صورت صدور رای به نفع هاول، بازداشت شد. فردای آنروز پری جونز، هاول و برخی پیروانش به مونت کارمل نقل مکان کردند.
چرا به مونت کارمل حمله شد؟
| فیلم1 : یکی از جلسات درس دیوید کورش (لینک دانلود) |
![]() |
| دیوید کورش به همراه همسر و دو فرزندش |
50 روز محاصره
محاصره واکو در 28 فوریه 1993 آغاز شد و 50 سال بعد در 19آوریل با خشونتی کم نظیر به پایان رسید. محاصره زمانی آغاز شد که اداره نظارت بر الكل، دخانيات، سلاحهاي گرم و مواد منفجره اقدام به اجرای حکم تفتیش در محدوده شاخه داویدیان در مرکز مونت کارمل کرد. این منطقه در فاصله 14 کیلومتری شمال شرق واکو در تگزاس واقع شده است. در 28 فوریه و کمی پس از تلاش برای اجرای حکم تفتیش، درگیری مسلحانه شدیدی شروع شد و حدود 2 ساعت به طول انجامید. در جریان این درگیری ها 4 مامور و 6 نفر از اعضای شاخه داویدیان کشته شدند. به دلیل ناکامی اداره نظارت بر الكل، دخانيات، سلاحهاي گرم و مواد منفجره در اجرای حکم تفتیش، اف بی آی منطقه را محاصره کرد. محاصره 50 روز بعد یعنی هنگامی که حمله دوم صورت گرفت و آتش کمپ اعضای شاخه داویدیان را فراگرفت، به پایان رسید. 76 نفر در جریان این آتش سوزی کشته شدند که 24 نفر از آنها جزو اتباع بریتانیا بودند. در بین کشته شدگان 20 نفر کودک و دو خانم باردار نیز حضور داشتند و دیوید کورش، رهبر شاخه نیز در جریان آتش سوزی کشته شد.
![]() |
| تصویر یکی از کودکان که در جریان آتش سوزی کشته شدند |
| فیلم 2: صحنه هایی تکان دهنده و غم انگیز از واقعه واکو (لینک دانلود) |
نکات بحث برانگیز:
علت رسمی حمله به مونت کارمل جستجو به دنبال سلاح های غیرقانونی اعلام شده بود. همه سلاح های خریداری شده توسط شاخه داویدیان توسط فردی به نام پل راتا خریداری شده بودند. وی و کورش به صورت قانونی در فروشگاه های اسلحه به خرید و فروش سلاح می پرداختند. آنها از این فروشگاه ها به عنوان فرصتی برای برقراری رابطه با مردم و دعوت آنها به پیوستن به گروه خود، استفاده می کردند.
ای تی اف هفته ها پیش از حمله به مونت کارمل، خانه ای در نزدیکی محل اسکان شاخه داویدیان را مجهز کرده بود و با تجهیزاتی کاملا پیشرفته کمپ مونت کارمل را تحت نظر گرفته بود. ای تی اف پس از آنکه نتوانست سلاح های ادعا شده را در مونت کارمل پیدا کند، ادعا کرد که راتا در روز حمله به نمایشگاه سلاح رفته بود و سلاح ها را برای فروش با خود به آنجا برده بود. حال این سوال مطرح میشود که ای تی اف چگونه نتوانسته بود با توجه به هفته ها عملیات مخفی و استفاده از دستگاههای پیشرفته، متوجه شود که پل راتا آن روز صبح مونت کارمل را ترک کرده بود. با توجه به این که ادعا میشد حجم زیادی سلاح در مونت کارمل وجود دارد و راتا آنها را صبح روز حمله به نمایشگاه سلاح برده است، وی می بایست از کامیون یا یک ون استفاده میکرد تا بتواند این سلاح ها را جابجا کند و مشاهده یک کامیون یا ون نباید برای ای تی اف کار چندان دشواری باشد.
| فیلم 3 (لینک دانلود) |
| فیلم 4 (لینک دانلود) |
![]() |
| تصویر در ورودی: محل اصابت گلوله ها در لنگه راست در کاملا مشهود است |
آخرین شلیک روز اول در ساعت 7 بعد از ظهر رخ داد. مامورین اف بی آی ادعا میکردند که این شلیکها از سوی افراد شاخه داویدیان بوده است که در جریان آن یک مامور کشته و یک مامور دیگر نیز اسیر شدهاند.اما شواهد موجود خلاف این ادعا را ثابت میکند. مایک شرودر 29 ساله که مامور پست بود و طبق معمول برای انجام کارهایش از کمپ بیرون رفته بود، وقتی خبر شروع درگیری را از طریق رسانهها شنید، فورا تصمیم گرفت به خانه برگردد، زیرا همسر و فرزندش در کمپ بودند. مایک به همراه وودی کندریکنر و نورمن آلیسون قصد داشتند با عبور از فنس به خانه بازگردند که درل درایر یکی از مامورین عملیاتی ای تی اف آنها را مشاهده کرد و به سمتشان شلیک کرد. مایک 7 بار تیر خورد.یک تیر به چشم، تیر دیگر به قلب و 5 تیر دیگر به پشتش اصابت کردند. نورمن آلیسون نیز هنگامی که میخواست از حصارها بالا رود، دستگیر شد.
| فیلم 5 (لینک دانلود) |
| فیلم 6 (لینک دانلود) |
![]() |
![]() | |
| کاترین آندرید پیش از آتش سوزی | جسد کاترین آندرید پس از سوختن در شعله های آتش | |
![]() |
![]() | |
| شاری دویل پیش از آتش سوزی |
|
![]() |
| تصویر تانک های استفاده شده توسط ماموران اف بی آی |
بازتاب این حمله در درون ایالات متحده بسیار شدید بود. رای انجلمن در برنامه رادیویی KGBSتلویحا اشاره کرد که مقامات دولتی دروغ می گویند. وی عنوان کرد که حتی به مصدومان جنگی هم در دوران جنگ رسیدگی پزشکی میشود، اما هیچکس به مجروحان و مصدومان محاصره شده در مونت کارمل رسیدگی نکرد. وی در مکانهای دیگری نیز مکررا دولت و پلیس را دروغگو خواند و از اینکه ای تی اف نتوانست سلاحهای ادعا شده را پیدا کند، انتقاد کرد.
رسانه ها نیز از همان روزهای اول تحت سایه سنگین دولت به جوسازی علیه کورش پرداختند و وی را فردی دیوانه، جنایتکار و متجاوز معرفی کردند. اما حقیقت به قدری واضح بود که مجبور شدند به آن اشاره کنند. نکته جالب در پوشش تلویزیونی این ماجرا این است که اف بی آی با این بهانه که نگران جان خبرنگاران است، آنها را از منطقه مونت کارمل بیرون کرد و به 5 مایل دورتر منتقل کرد. رای انجلمن در این باره میگوید: "اف بی آی کاری کرد که از این به بعد مردم تنها شاهد چیزی باشند که آنها می خواهند و میتوانند به هر نحوی که دوست دارند، ماجرا را نشان دهند. این اقدام کاملا مشابه اقدام دولت کمونیستی چین پیش از قتل عام میدان تیانانمن است."
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
| بازتاب حمله به مونت کارمل در درون آمریکا بسیار شدید بود |
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه 88/3/29 و اشاره ایشان به واقعه واکو:
آن چیزى که در این بین از همه بدتر و زشتتر به چشم من آمد، این حرفهائى بود که به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگیرى به مردم، از زبان این دولتمردان آمریکائى صادر شد که: ما از اینکه با مردم چنین رفتار بشود، مخالفیم؛ ما نگرانیم! شما نگران مردمید؟! شما چیزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول دارید؟! افغانستان را کى به خاک و خون کشید و هنوز هم دارد میکشد؟ عراق را کى زیر چکمهى نظامیان خودش تحقیر کرد؟ در فلسطین چه کسى به دولت صهیونیست ظالم این همه کمک سیاسى و مادى کرد؟ در خود آمریکا – انسان واقعاً تعجب میکند – در زمان دولت همین حزب دموکرات، در زمان ریاست جمهورى شوهر همین بانوئى که حالا اظهار نظر میکند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقهى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. این که دیگر جاى انکار نیست. همین حضرات، همین دموکراتها این کار را کردند. فرقهى داوودىها به قول خودشان دیویدىها – به دلیلى مورد غضب دولت آمریکا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه کردند، بیرون نیامدند. اینها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو این خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر میفهمید یعنى چه؟! به نظر من این مسئولان و سیاستمداران اروپائى و آمریکائى قدرى بایستى شرم و حیا را هم براى خودشان وظیفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچمدار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطین، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطهاى که مردم مظلوم واقع شدند، نشانهى همین است. نشانهى این است که پرچم حقوق بشر به وسیلهى اعتقاد به اسلام، ایمان به اسلام در این کشور برافراشته شده است. ما احتیاج نداریم که براى حقوق بشر کسى ما را نصیحت کند.
منابع و مآخذ
Justin Sturken and Mary Dore (2007-02-28). "Remembering the Waco Siege". ABC News. Retrieved 2008-06-23.
Marc Breault and Martin King, Inside the Cult, Signet, 1st Printing June 1993, ISBN 978-0-451-18029-2. (Australian edition entitled Preacher of Death).
Ten years after Waco, People Weekly, 2003-04-28
Rep Hughes, William J. (1986). "H.AMDT.777 to H.R.4332". Library of Congress THOMAS. Retrieved August 3, 2010
Neil Rawles (February 2, 2007). Inside Waco (Television documentary). Channel 4/HBO.
Darlene McCormick, "Sheriff says he did not curb probe," Waco Tribune-Herald, October 10, 1993.
"A Believer Says Cult in Texas Is Peaceful, Despite Shootout". New York TImes. 1993-03-06. Retrieved May 27, 2010
Thomas R. Lujan, "Legal Aspects of Domestic Employment of the Army", Parameters US Army War College Quarterly, Autumn 1997, Vol. XXVII, No. 3
Theodore H. Fiddleman, David B. Kopel (1993-06-28). "TF's basis for the assault on Waco is shot full of holes - Bureau of Alcohol, Tobacco and Firearms fatal attack on the article, Showtime At Waco, by Albert K. Bates, Communities Magazine, Summer 1995Branch Davidian complex in Waco, Texas - Column". Insight on the News. Retrieved 2008-04-03
article, Showtime At Waco, by Albert K. Bates, Communities Magazine, Summer 1995
William Gazecki (2003). Waco - The Rules of Engagement (Film documentary). New Yorker Video.
FBI. "Report to the Deputy Attorney General on the Events at Waco, Texas/Child Abuse". Retrieved 2009-01-08.
"U.S. ignores religion's fringes". USA Today. 2001-10-04. Retrieved May 27, 2010
Lee Hancock, "No Easy Answers: Law Authorities Puzzle over Methods to End Branch Davidians Siege", Dallas Morning News, Apr 15, 1993
Bill Clinton, My Life, Alfred A. Knopf, Vintage Books (Random House), ISBN 1-4000-3003-X, 2005. Pages 497-499.
"Tanks, chemicals couldn't break resolve of cultists," Associated Press, Washington Times, April 23, 1993.
Waco: The Rules of Engagement, 1997 film directed by William Gazecki, produced by Michael McNulty. Congressional testimony and interviews of Davidian survivors David
Thibodeau, Clive Doyle and Derek Lovelock.
Daniel Klaidman & Michael Isikoff (1999-07-20), A fire that won't die, Newsweek
Newport, Kenneth G. C.The Branch Davidians of Waco: The History and Beliefs of an Apocalyptic Sect, 294-301
Brady Campaign "Selling High Powered Military Weapons in the Suburbs"
Office of Special Investigations, U.S. General Accounting Office, Briefing Paper: Criminal Activity Associated with .50 Caliber Semiautomatic Rifles, Number, presented to GAO/OSI-99-15R of the U.S. House Committee on Government Reform, July 15, 1999 p. 5 [4]
Whitcomb, Christopher. Cold Zero: Inside the FBI Hostage Rescue Team
'The British Waco survivors'- The Sunday Times 14.12.08
House of Representatives report, Activities of Federal Law Enforcement Agencies Toward the Branch Davidians, Section 5, note 168: "ATF did not mention a drug lab or possession of illegal drugs as suspected crimes in its search warrant."
Katherine Ramsland. "David Koresh: Millennial Violence"
Vidal, Gore (2001). "The Meaning of Timothy McVeigh"
.


به گزارش جام نیوز، مجری شبکه من و تو طی خبری اعلام کرد: «یک وکیل و فعال حقوق بشری در چین به دلیل اعتراض به فقر روستاییان و سیاست تک فرزندی در سال 2007 به 4سال زندان و بعد از آزادی به حبس خانگی محکوم شد.» وی در ادامه افزود: «خبر خوبی شنیدیم که ایشان توانستند از حبس خانگی فرار کنند و به سفارت آمریکا در چین پناهنده شود!»
اما نکته قابل توجه تلاش شبکه من و تو برای ارائه چهره مدافع حقوق بشر ازآمریکا و معرفی این دولت به عنوان پناهگاه مظلومان است.
من و تو طی گزارشی افزود: «این اتفاق از لحاظ زمانی با دیدار آخر این هفته هیلاری کلینتون به چین مقارن است. پذیرش پناهندگی چن کوآن جونگ در آمریکا و نهایتا آزادی اش می تواند برگ امیدی باشد برای فعالان حقوق مدنی در کشور چین!!»

به تصویر کشیدن چهره حقوق بشری برای آمریکا از سوی شبکه من و تو درحالی است که به تایید شورای حقوق بشر سازمان ملل، این کشور رکوددار نقض حقوق بشر در تمام جهان است چنان که تا به حال هیچ کشوری این میزان نقض حقوق بشر در موردش به ثبت نرسیده است. اهانت به مقدسات، اهانت به ادیان مختلف و حتی کتب مقدس آسمانی مخصوصا قرآن کریم به بهانه آزادی بیان، حمایت از جنایات اسرائیل(Israeli crimes) در نقض حقوق مسلم مردم فلسطین، تحریمهای یکجانبه علیه کشورهایی که با او همراهی نمیکنند،

ورود به حریم خصوصی افراد از طریق شنود یا رصد کردن کاربران اینترنت در عرصه جهانی و تبدیل اینترنت به یک ابزار جاسوسی، حضور نامشروع و عملیاتهای مخفی سازمان سیا در مناطق مختلف جهان که به نقض حقوق اولیه مردم میانجامد،

حضور گسترده نظامیان آمریکایی در مناطق مختلف، نقض حقوق زنان و کودکان و فحشای گسترده در میان زنان و کودکان آمریکا،

نقض گسترده حقوق بومیان بویژه سرخپوستان آمریکا(Native America) که مستند به گزارش خود سازمان ملل است،

شکنجه در زندانهای گوانتانامو(Guantanamo prison) و ابوغریب(Abu Ghraib) که طبق اعلام گزارشگر ویژه سازمان ملل به صورت روزمره صورت میگیرد،
![]()
وضعیت تاسفبار زندانهای آمریکا و شکنجههای جسمی، روحی و جنسی که از مسائل معمولی در زندانهای این کشور است و موارد مشابه دیگر از جمله مسائلی هستند که در آمریکا به گونه ای واضح جاری است.

اینها گوشه ای از فجایعی است که درآمریکا و غرب و در یک قدمی ساختمان شبکه من و تو رخ میدهد و البته عوامل این شبکه حاضر به انعکاس آنها - حتی در حد اخباری معمولی- نیستند!

بالاخره کتمان ضجه های زنان غربی و سکوت کردن در خصوص اجساد زنان و مردانی که قربانی خشونت خانوادگی (Victims of domestic violence) در غرب می شوند نیز می تواند نشانه و نمادی از آزادی بیان و توجه بی حد و حصر به حقوق بشر در غرب باشد

که عوامل شبکه من و تو اینگونه تلاش می کنند ناقضان حقوق بشر را حامی بشریت معرفی کنند!

به گزارش خبرگزاری مصر به نقل از شبکه خبری بی بی سی دانیال چونگ که در ۲۱ آوریل در حمله ماموران مبارزه با مواد مخدر در شهر سن دیه گو به یک خانه دستگیر شد، پس از بازداشت به داخل یک سلول انداخته شد و به علت نامعلومی به حال خود رها شد.
به گفته چونگ، یک مامور پلیس پس از بازجویی به او گفته که می تواند به خانه اش برگردد ولی با این حال وی در یک سلول رها شد. او گفت در این مدت ۷ کیلوگرم از وزن خود را از دست داده است و از روز سوم دچار توهم شده است.
سخنگوی پلیس سن دیه گو این خبر را تایید کرده و گفته است از این حادثه به شدت نگران شده است.

سیاهان آمریکا قربانی نژاد پرستی نوین
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از سایت دیلی میل؛ بسیاری از مردم دنیا چنین تصور می کنند که رفتارهای نژادپرستانه، به شدت کاهش پیدا کرده و جوامع آن را طرد می کنند، با این حال سیاه پوستان آمریکا همچنان با رفتارهای تبعیض آلود در این کشور مواجه اند.
40 درصد از پیشخدمتهای شاغل در رستوران های آمریکا به رفتارهای نژادپرستانه علیه مشتریان سیاهپوست خود اعتراف کرده اند، به عقیده آنها این رفتار از آنجا ناشی می شود که سیاهان انعام خوبی نمیدهند.
یک نظرسنجی از تعدادی پیشخدمت در شمال کارولینا، نشان داد که تقریبا دو سوم آنها تائید کردند برخوردی متفاوت و نژاد پرستانه با سیاه پوستان داشته اند.
نتایج نظرسنجی فوق طی یک مقاله در مجله مطالعات سیاهپوستان منتشر شده و در آن از 200 پیشخدمت شاغل در 18 رستوران تحقیقات فوق صورت پذیرفته است.
بسیاری از پیشخدمتان مدعی بوده اند که برداشت آنها نسبت به آفریقائیها این است که این افراد از نزاکت کمتری برخوردارند، و تعدادی نیز گفتند که آنها در انعام دادن ، سخاوت کمتری به خرج می دهند.
چنین دیدگاههایی از سوی کارگران رستوران ها که اغلب آنها را سفید پوستان تشکیل می دهند منجر به آن شده که 38.5 درصد آنها با توجه به نوع نژاد مشتریان، خدمات متفاوتی از خود ارائه کنند و 52.8 درصد نیز در این نظرسنجی گفته اند که شاهد رفتار نژادپرستانه همکاران خود علیه سیاهپوستان بوده اند.
طبق نتایج این نظرسنجی، تبعیض نژادی حتی در آشپزخانه رستوران ها، جایی که کارگران سیاه به همراه سفیدپوستان مشغول خدمات دهی هستند، بسیار شایع تر است.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از سایت دیلی میل؛ نیویورک به شهر ثروتمندان آمریکا مشهور است، آنها از گسترش روابط جنسی علنی در خیابان های این شهر به ستوه آمده و خواستار برخورد با آنها شده اند.
این درخواست پس از آن صورت گرفت که شکایت های متعددی از ساکنان علیه کسانی که اتومبیل های خود در آن حوالی پارک می کنند و سپس "آن کار دیگر می کنند"، رخ داده است.
همچنین در شکایات این افراد آمده است که افراد بی بندوبار، پس از این که رابطه جنسی شان در درون اتومبیل پایان می یابد، وسائل و آشغالهای ضد بارداری را در خیابان، میریزند.
خیابانی که گزارش فوق از آن تهیه شده در منهتن، واقع شده، و علاوه بر مورد فوق، ساکنان آن از آشوب خیابانی کنترل نشده، پارک دوبل، سر و صدا و غیره، خسته شده اند.
ساکنان این خیابان، از مقامات خواسته اند که در یک اقدام غیرمعمول، پارک کردن اتومبیل ها در خیابان مذکور را ممنوع نمایند. این اقدام اکنون در شهرداری در حال بررسی میباشد.
در صورت تصویب این خواسته، اگر فردی تخطی کند، اتومبیل وی به پارکینگ منتقل میشود.
نیویورک تنها شهر در آمریکاست که مالکان ماشین در اقلیت میباشند و در منهتن، فقط 20 درصد از ساکنان آن، صاحب وسیله نقلیه میباشند.
انیمیشن آموزش رابطه جنسی به کودکان در بی بی سی*سند

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از سایت دیلی میل؛ ساخت انیمیشن آموزش رابطه جنسی به کودکان و پخش آن از شبکه بی بی سی جنجالی در انگلیس به پا کرده است.
پخش انیمیشنی با موضوع آموزش روابط جنسی به کودکان ده ساله که یک زوج جوان را در حال آمیزش جنسی نشان می داد علاوه بر اعتراض شدید والدین انگلیسی، واکنش شدید اللحن اعضای پارلمان این کشور را علیه شبکه بی بی سی به همراه داشت با این حال این شبکه قول داده است در این باره تجدیدی صورت پذیرد.
روسای شرکت سازنده این انیمیشن نیز از سوی وزیر آموزش و پرورش انگلیس فرا خوانده و احضار شدند تا در خصوص عواقب این اقدام شرم آور پاسخگو باشند.
وزیر آموزش و پرورش انگلیس طی مصاحبه ای با روزنامه سان با اشاره به نگرانی خانواده ها از پخش چنین فیلم مستهجنی گفت: «والدین انگلیسی کاملا به وجود چنین مواردی در سیستم آموزشی بچه هایشان معترض و از آن بسیار هراسانند.
بی بی سی همچنین علاوه برتولید تصاویر کامپیوتری که به وضوح وضعیت های جنسی را نشان می دهد، اقدام به ساخت سی دی دیگری با هدف آموزش ارتباط جنسی کرده اند که در آن کلیه حالات ارتباط جنسی را تحت عنوان ایجاد عشق به تصویر می کشد.
در این سی دی که برای بچه های نه ساله تولید شده، یک مرد و یک زن کاملا برهنه را به تصویر کشیده و در آن اطلاعاتی کامل از تفاوتهای جنسیتی موجود بین مرد و زن را آموزش داده و در نهایت تصاویر گرافیکی از آلت تناسلی مرد و زن را کاملا واضح به تصویر کشیده است.
همچنین در این فیلم به شرح اتفاقاتی پرداخته است که ممکن است در زمان روابط جنسی برای مرد و زن اتفاق افتد.
اولین اعتراض در رابطه با این موضوع توسط یک عضو فعال پارلمان انگلیس مطرح شد که معتقد است محتوای این نوع فیلم ها نابودگر روح پاک و معصوم بچه هاست.
وی بعد از دیدار با والدین معترض به عملکرد بی بی سی در این باره، مساله را در پارلمان مطرح کرده و اظهار داشت: «من بعد از دیدن این فیلم توسط بچه کوچکم کاملا شوکه شدم. وی دادخواستی را در رابطه با رسیدگی هر چه سریعتر به این موضوع تحویل پارلمان داده است.»
از آن سو بی بی سی نه تنها عذرخواهی نکرده است بلکه شدیدا در این رابطه مقاومت کرده و مدعی است که فیلم کاملا استاندارد بوده و حاصل مشورت با مقامات و متخصصین می باشد.
بی بی سی همچنین با گستاخی فراوان گفته است این فیلم در کل کشور پخش شده و در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرد فقط تنها کاری که باید بشود به روز کردن آن است.![]()
آموزش روابط جنسی به همراه فیلم!

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز، سایت سیریانیوز، به نقل از رسانه های خبری نوشت، یک دانشجوی آمریکایی علیه استاد زن دانشگاهش به اتهام پخش یک فیلم 20 دقیقه ای جنسی سر کلاس درس، اقدام به شکایت کرد.
بر اساس این خبر، پروفسور مشهور آمریکایی "پگی گیش" (Peggy Gish) به گذاشتن فیلم پورنو برای دانشجویانش در دانشگاه کالیفرنیا متهم شد.
فیلم مزبور که این استاد در ضمن کتاب درسی اش که مربوط به غریزه های جنسی انسان است برای دانشجویان پخش کرده، حاوی تصاویر پورنو با صوت و تصویر بوده است.
مدیریت دانشگاه از گیش دفاع نموده و توضیح داده که این ویدئو مربوط به یک درس 3 واحده درمورد بررسی دقیق فعالیت های جنسی انسان است و در ضمن برنامه ی درس های عمومی می باشد.
بر اساس آنچه مدیریت دانشگاه گفته این درس، فیزیولوژی و جامعه و فرهنگ و تکامل درازمدت درک فعالیت جنسی را مورد بررسی قرار می دهد. همچنین افزوده اند این درس اجباری نبوده و دانشجویان می توانند در آن حضور پیدا نکنند.
سخنگوی مدیریت دانشگاه تاکید کرده که این فیلم "سکسی-اباحی" نبوده و هدف آن افزایش معلومات دانشجویان می باشد؛ بنابراین همه دانشجویان می توانند برای اظهار نظر در این کلاس حضور پیدا کنند.
شایان ذکر است که در نهایت مدیریت دانشگاه شکایت این دانشجو را رد کرده و تصمیم به هیچ اقدام انضباطی ضد این پروفسور نداشته و پرونده آن را بسته دانسته است.
گفتنی است، مسئولان نظام آموزشی آمریکا به ویژه دانشگاه ها، به بهانه افزایش معلومات دانشجویان با انتشار فیلم های غیراخلاقی به اباحه گری و ترویج روابط نامشروع دامن می زنند این درحالی است که نتایج بررسی وزارت دادگستری آمریکا از افزایش تجاوز جنسی به دختران در دانشگاه های آمریکا خبر می دهد. این نتایج حاکی است که از هر پنج دختر، یک دانشجوی در حال تحصیل به نوعی تحت آزار جنسی قرار می گیرد.

اطلاعات جالب درباره تجاوزهای جنسی به دانش آموزان اسرائیلی

تحقیقات در سرزمین های اشغالی نشان می دهد که به 16 درصد دانش آموزان اسراییلی تعرض می شود

به گزارش خبرنگار بین الملل «محدوده» ، براساس تحقیقات انجام شده که در قالب 100 سئوال از 2500 دانش آموز اسرائیلی، صورت گرفته، مشخص گردیده است که 16 درصد دانش آموزان اسرائیلی در مقاطع ابتدایی و دبیرستان، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند.
بر اساس گزارش یکی از موسسه های تحقیقاتی مهم رژیم صهیونیستی ، تعرضات مذکور در محیط مدرسه و سرویس های ایاب و ذهاب دانش آموزی صورت گرفته است.

سایر نتایج تحقیقات مذکور بیانگر آن است که دامنه فساد اخلاقی در فضای آموزشی رژیم صهیونیستی به موارد فوق محدود نگردیده و یک سوم دانش آموزان از مشروبات الکلی،5 درصد از ماده مخدر «ماریجوانا» و 4 درصد آنها قرصهای روانگردان استفاده کردهاند.
بر اساس آمار رسمی کابینه صهیونیستی در سال 2011، از نظر میزان مصرف مشروبات الکلی در میان کودکان و نوجوانان، رژیم صهیونیستی رده دوم را به خود اختصاص داده است.
فساد اخلاقي دانش آموزان دختر اسرائيلي

بر اساس تازه ترين نتايج تحقيقات انجام شده، ميزان فساد اخلاقي دانش آموز دختر اسرائيلي در چند سال اخير افزايش چشمگيري داشته است. به نوشته روزنامه صهيونسيتي هاآرتض، نتايج تحقيقات انجام شده درمورد رفتار جنسي نوجوانان اسرائيلي از دهه 1970 نشان مي دهد كه بيش از 30 درصد از نوجوانان دختر اسرائيلي تجربه غيراخلاقي داشته اند و مرتكب فساد شده اند.نتايج اين تحقيقات كه در روزنامه رسمي آكادمي بين المللي منتشر شده است همچنين نشان مي دهد كه بيش از يك سوم دختران دانش آموز كلاس دوازدهم و نيمي از پسران روابط جنسي برقرار كرده اند.تازه ترين نتايج آماري رژيم صهيونيستي نيز نشان مي دهد بيش از يكصد هزار كودك اسرائيلي تاكنون قرباني تجاوز جنسي شده اند.به نوشته هاآرتض، تنها در سال گذشته ميلادي (2008 )حدود 10 هزار دختر اسرائيلي مورد آزار جنسي قرار گرفته اند. اين تحقيقات بين چهارهزار و ششصد جوان اسرائيلي از يكصد و هفتاد دبيرستان انجام شده است. اين درحالي است كه در سال 2007 نيز 421 كودك اسرائيلي قرباني زناي محارم و تعرض جنسي از سوي اعضاي خانواده خود شدند.فساد در جامعه صهيونيستي در حالي است كه انجمن صهيونيستي "عيلم" نيز در گزارشي اعلام كرد كه تعداد دختران جوان اسرائيلي كه با خودفروشي مخارج زندگي خود را تامين مي كنند به شدت افزايش يافته است. در اين گزارش آمده است افزايش 17 درصدي دختراني كه در برابر مبالغ بسيار ناچيز اقدام به خودفروشي مي كنند ناشي از شرايط اقتصادي دشوار تحميل شده بر صهيونيستهاي ساكن سرزمينهاي اشغالي است .منابع رژيم صهيونيستي اعلام كردند كه تنها 2.5 درصد از فسادهاي اخلاقي و آزارهاي جنسي به پليس اين رژيم گزارش شده است.

مملکت گل و بلبل خودمون اصلا از این مسائل نداره والا آمار میدادم
دختران اسرائیلی عاشق
سازمان اطلاعات و امنیت رژیم صهیونیستی (موساد) همواره دختران جوان را برای به دام انداختن پسران فلسطینی و بدست آوردن اطلاعات محرمانه نظامی و امنیتی، مورد استفاده قرار می دهد اما بررسی های اخیر انجام شده نشان می دهد برخی از این دختران نه تنها در به ثمر رساندن نقشه و توطئه خود موفق نمی شوند بلكه خودشان به دام می افتند و عاشق پسران فلسطینی می شوند.

من یك دختر اسرائیلی هستم و عاشق یك جوان عرب فلسطینی شده ام. من در انتخاب كسی كه دوستش دارم، آزاد هستم و كسی نمی تواند و نباید به من در این مسأله شخصی دستور بدهد. این مسأله به خود من مربوط می شود. مشكل در ما نیست، بلكه مشكل در این افراد افراطی است.
به گزارش جهان، روزنامه انگلیسی تایمز در شماره چند روز پیش خود طی گزارشی نوشت: سازمان اطلاعات و امنیت رژیم صهیونیستی (موساد) همواره دختران جوان را برای به دام انداختن پسران فلسطینی و بدست آوردن اطلاعات محرمانه نظامی و امنیتی، مورد استفاده قرار می دهد اما بررسی های اخیر انجام شده نشان می دهد برخی از این دختران نه تنها در به ثمر رساندن نقشه و توطئه خود موفق نمی شوند بلكه خودشان به دام می افتند و عاشق پسران فلسطینی می شوند.
به رغم اینكه رژیم صهیونیستی ازدواج یا برقراری هرگونه ارتباط میان دختران خود و پسران فلسطینی را ممنوع كرده و به شدت با آن مقابله می كند، اما عاشق شدن این دختران اسرائیلی معادله را تغییر می دهد و گاهی موجب آن می شود كه این جوانان فلسطینی اطلاعات مهمی را از این دختران بدست آورند.
"تایمز" در ادامه گزارش خود فاش كرد: یهودیان افراطی بیش از ده سال است كه به دنبال پسران فلسطینی می گردند كه با دختران اسرائیلی ارتباط عاطفی و عاشقانه برقرار كرده اند. این یهودیان افراطی با همكاری پلیس رژیم صهیونیستی سعی دارد مانع از هرگونه ارتباط میان دختران اسرائیلی با پسران فلسطینی شود.
این روزنامه انگلیسی در ادامه افزود: یهودیان افراطی می دانند كه اینگونه ارتباط می تواند خطری برای آینده "اسرائیل" باشد به ویژه اینكه علاوه بر رد و بدل شدن اطلاعات محرمانه میان طرفین، این پسران فلسطینی می توانند بر فرهنگ، عادات و تقالید این دختران اسرائیلی تأثیر بگذارند و در طولانی مدت "اسرائیل" را تحت تأثیر قرار دهند.
"تایمز" همچنین نوشت: یهودیان افراطی گروه های تشكیل داده اند كه شامل 45 مرد می شود تا به مبارزه با پدیده "ارتباط دختران اسرائیلی با پسران فسلطینی" مقابله كنند. هزینه این گروه ها نیز توسط مؤسسات و یهودیان افراطی تأمین می شود. این گروه های افراطی معتقدند كه این جوانان فلسطینی با احساسات این دختران بازی كرده و آنان را فریب می دهند تا بتوانند از آنان اطلاعات محرمانه ای بدست بیاورند.
این روزنامه انگلیسی همچنین در گزارش خود می نویسد. البته بسیاری از این دختران اسرائیلی كه عاشق پسران فلسطینی شده اند مخالف این نظرات یهودیان افراطی هستند و خود همین افراطیون را مشكل اصلی می دانند و نه جوانان فلسطینی را.
یكی از این دختران اسرائیلی طی گفتگویی با "تایمز"می گوید: من یك دختر اسرائیلی هستم و عاشق یك جوان عرب فلسطینی شده ام. من در انتخاب كسی كه دوستش دارم، آزاد هستم و كسی نمی تواند و نباید به من در این مسأله شخصی دستور بدهد. این مسأله به خود من مربوط می شود. مشكل در ما نیست، بلكه مشكل در این افراد افراطی است.



نقل است که یک انگلیسی تصمیم به مهاجرت و تغییر ملیت می دهد. دوستانش از او می پرسند چرا قصد دارد چنین کاری کند. او پاسخ می دهد روزگاری در انگلستان همجنسگرایی غیرقانونی بود و مجازات سنگینی داشت، بعدها همجنسگرایی را تحمل می کردند، حالا آن را قانونی کرده اند و من می ترسم اگر زودتر از این کشور نروم آن را اجباری کنند.
این لطیفه و نظایر آن که در بسیاری از کشورهای اروپایی رایج است نشان دهنده بی ریشه بودن ادعای برخی از دول و فعالان سیاسی غربی در ارتباط با فراگیر بودن این گرایش است. در عین حال تلویحا نشان می دهد که مردم اروپا که از آنها به عنوان علاقمندترین ملت ها به موضوع همجنسگرایی یاد می شود عمیقا از فعالیت های گسترده رسانه ای و سیاسی در فراگیر جلوه دادن این گرایش نگران هستند.
سوابق تاریخی، پزشکی و اجتماعی همجنسگرایی در اروپا، آمریکا و سایر نقاط جهان از جمله آمریکای لاتین و بویژه برزیل به خوبی نشان می دهد که تا همین چند ده سال پیش عمده کشورهای دنیا در بهترین شکل ممکن همجنسگرایی را نوعی بیماری تلقی می کرده اند و هنوز در میان بسیاری از دانشمندانی که همچنان بر این باور باقی مانده اند، پیدا می شوند کسانی که به خود جرأت شکستن حلقه های مارپیچ سکوت را می دهند و به آن اذعان می کنند.
با این همه کشورهای غربی توانسته اند خصوصا در دو دهه گذشته با کمک گیری از رسانه های جمعی فضایی را بوجود بیاورند که مخالفان همجنسگرایی مجبور به سکوت شده و یا بالاجبار از شدت انتقادات خود نسبت به این گرایش بکاهند. به دیگر معنی در ده سال گذشته آنقدر درباره همجنسگرایی در کشورهای مختلف جهان از جمله آمریکا تبلیغ شده است که واقعا این ترس بوجود می آید که گویی اراده ای مبنی بر اجباری کردن آن در جهان بوجود آمده است.
در چنین فضایی متاسفانه برخی از گروه های فعال در زمینه همجنسگرایی با کمک برخی از سیاستمداران ذی نفوذ غربی که تاثیرگذاری زیادی بر دبیرخانه سازمان ملل و ارکان دیگر سازمان های بین المللی دارند، موفق شده اند این گرایش را به صورتی کاملا دروغین به یکی از نیازهای بشری تبدیل کنند و بالتبع برای گروندگان به آن حقی قائل شوند.
اختصاص یک پنل مباحثه در نوزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل برای بررسی حقوق همجنسگرایان به خوبی این زاویه تازه باز شده از این ماجرا را به نمایش می گذارد.
راه یافتن این بحث به شورای حقوق بشر سازمان ملل و قرار دادن آن در کنار نیازها و حقوق اولیه و فطری بشری از جمله حق برخورداری از امنیت، آب و غذا و هوای تازه، آزادی بیان، ازادی عقیده و .... نشان دهنده انگیزه های سیاسی مخفی کشورهایی است که بانی این اقدام بوده اند.
کافی است برای پی بردن به انگیزه های سیاسی نهفته در پس این اقدام به این سوال پاسخ داد که کدام کشورها بیشترین مخالفت را با طرح موضوع حقوق همجنسگرایان درشورای حقوق بشر بعمل خواهند آورد و کدام کشورها بیش از همه باید تبعات ناگوار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ناشی از ترویج این گرایش را به جان بخرند. پاسخ این سوال کاملا روشن است. کشورهای اسلامی بالاتفاق با طرح این موضوع در شورای حقوق بشر سازمان ملل مخالف هستند. از همین رو نمایندگان کشورهای عضو سازمان همکاری های اسلامی تصمیم گرفته اند در زمان طرح موضوع در شورا ( امروز هفتم مارس 2012) به نشانه اعتراض جلسه را ترک کرده و یا اساسا در آن شرکت نکنند.
به نظر می رسد که غربی ها با توجه به شناخت کامل از حساسیت بالای کشورهای اسلامی نسبت به مقوله همجنسگرایی ، از این موضوع به عنوان جبهه تازه ای برای مقابله با فرهنگ اسلامی استفاده می کنند و می کوشند از این طریق فشارهای تازه ای را به کشورهای اسلامی وارد نمایند.
در چنین فضایی اقدام کشورهای عضو سازمان همکاری های اسلامی مبنی بر ترک نشست یا شرکت نکردن در آن اگرچه ناکافی اما قابل تحسین است.
4949
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز، مجری شبکه آی تی ان با ابراز تأسف از افزایش کودک آزاری در غرب و افزایش آمار کودکان آزار دیده، از تأسیس مراکزی در روسیه و آمریکا جهت نگه داری این کودکان خبر داد.
بر اساس این خبر، در روسیه ساختمانی تأسیس شده تا والدینی که به کودک آزاری می پردازند و علاقه ای به بچه خود ندارند به طور ناشناس فرزند خود را به این مرکز بسپارند.
بر روی این ساختمان دریچه ای شبیه به دریچه های پستی منازل، تعبیه شده است تا افراد بتوانند بچه خود را در آن محفظه گذاشته تا پرستاران توسط دوربین مدار بسته از وجود این بچه با خبر شده و آن را تحویل بگیرند.
گفته میشود که ورن، زمان کوتاهی پس از هدف قرار گرفتن به ضرب گلوله اسلحه شوکآور در بیمارستان جان سپرد.



دختر 14 ساله ای که پدرش تجاوز ميكرد، مادرش فيلمبرداري / عکس

دستگیری مردی که 20 سال بود به دخترانش تجاوز میکرد
تجاوز مرد انگليسي به دخترانش

جام جم آنلاين: مرد 72 ساله انگليسي كه نزديك به 20 سال از 3 دختر خود سوءاستفاده ميكرد و از يكي از آنان 2 فرزند دارد، در دادگاه عالي در ادينبرو محاكمه شد. او جنايت خود را با يكي از قربانيانش از 8 سالگي شروع كرد.
به گزارش اينديپندنت ، اين مرد كه هويت او به دليل حمايت از فرزندانش اعلام نشده، بين سالهاي 1976 و 1993 بارها دو دخترش را در داندي و فايف آزار داد.
يكي از دخترها كه مرد جنايتكار با هفتتير تهديدش كرده بود، اولين فرزندش را در 17 سالگي و دومي را در 23 سالگي به دنيا آورد.
متهم پس از تماس دخترانش با پليس دستگير شد و همسر 62 ساله او نيز به بدرفتاري با دختران متهم شد، اما دادستاني ادعاي بيگناهي او را پذيرفت.
در دادگاه گفته شد اين مرد دختري را كه دو فرزند به دنيا آورد از 1979 كه 13 ساله بود تا 1993 مورد آزار قرار داده. وي سال 1984 يك دختر و در 1990 يك پسر به دنيا آورد.او دختر ديگر را از 8 سالگي، در سال 1976 تا 16 سالگي آزار ميداد.
در موردي ديگر زني كه در منچستر بزرگ تحت آزار پدرش قرار گرفته است براي «بازگو كردن خيانت شخصي كه من ميبايست پيش از همه به او اطمينان ميكردم» و تشويق قربانيان مشابه براي مراجعه به پليس از حق گمنام ماندن خود دست برداشت.
آنتوني آلن ، پدر جنايتكار كنديس ديسديل فقط به 11 سال زندان محكوم شد. هويت قرباني معمولا افشا نميشود، اما او براي تشويق قربانيان احتمالي ديگر از حق گمنامي خود، پس از محاكمه، دست برداشت.
آلن 67 ساله، از دوكينفيلد، منچستر بزرگ، هنگام اعلام محكوميت در دادگاه حضور نداشت و پليس او را دستگير كرد.
ديسديل كه حالا 44 ساله است گفت: سوءاستفاده از او مدتها پيش متوقف شده است.
«اما آن كابوسها در تمام عمر مرا آزار دادهاند. سالها پيش شخصي به من خيانت كرد كه بايد بيش از همه به او اعتماد ميكردم. من هرگز موضوع را به هيچ كس نگفتم چون ميترسيدم حرفم را باور نكنند».
حبس ابد بخاطر تجاوز به 13 مهد كودكي + عكس
تجاوز افسر پليس آمريكا به پسربچه پنج ساله
يك افسر پليس واشنگتن به اتهام آزار جنسي پسربچه پنج ساله آفريقايي تبار هفته آينده در دادگاه واشنگتن محاكمه ميشود.
به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري يو پي آي، «فرانك مك كوركل لومبارد» ـ افسر پليس و متهم اين پرونده ـ است كه طعمه وي، اين بار پسرخوانده پنج ساله رييس دانشگاه نورت «كارولينا» بوده است.
گزارشات حاكيست، رييس دانشگاه طبق ادعاي «لومبارد» از وي دعوت كرده بود كه پسر خواندهاش را تحت آزار جنسي قرار دهد.
«لومبارد» از سوي ماموران پليس آمريكا دستگير شده و هم اكنون در بازداشت به سر ميبرد و دادگاه وي هفته آينده در واشنگتن برگزار خواهد شد.
«تيموتي پالچاك» ـ كارآگاه واشنگتن ـ با همكاري نيروي ضربت مقابله با جنايات اينترنتي عليه كودكان در منطقه شمال ويرجينيا، اين افسر پليس را شناسايي و معرفي كرده است.
وي ميگويد: تحقيقاتش در اين زمينه از ماه ژوئيه آغاز شد.
«پالچاك» ميگويد: اين بار قرباني پنج ساله «لومبارد» پسرخوانده رييس دانشگاه «نورت كارولينا» بوده كه از نوزادي اين كودك آمريكايي ـ آفريقايي الاصل را به فرزندي قبول كرده بوده است.
«لومبارد» نيز به كارگاه «پالچاك » اظهار كرده كه همدست وي در اين پرونده، «پدرخوانده» قربانياش است كه او را به «دورهام» دعوت كرده و از او خواسته كه قبل از آزار جنسي كودك، او را به ماده مخدر «بنادريل» آلوده كند.
4 كودك حاصل تجاوز پدر به دختر 19 ساله اش
به گزارش ايسنا ، يك دختر جوان 18 ساله با اعلام اين كه پدرش به مدت شش سال از خواهر بزرگترش سوءاستفاده ميكرده، از او شكايت كرد.

اين در حاليست كه وي در دادگاه يادآور شد كه پدرش با تجاوز به خواهر بزرگترش كه هماكنون 19 سال دارد، از او صاحب چهار فرزند شده، اما سه نوزاد آنها در همان اوايل تولد به علت بيدقتي و بيتوجهي به سلامتشان مرده و تنها يك كودك كه هماكنون سه ساله است، زنده مانده است.
در گزارشات پليس منطقه «هريسون ويل» در «ميسوري» آمريكا آمده است كه در خانه قبلي كه اين خانواده در آن زندگي ميكردند، ماموران تجسس موفق شدند جسد دو كودك را كه فاسد شده بودند، درون محفظه كولر بيابند و جسد يك كودك ديگر را در چالهاي درون باغچه يكي ديگر از خانههايي كه اين خانواده در آن سكونت داشتند، يافتند.
همچنين براساس اعلام نظر كارشناسان پزشكي قانوني، دختر نگونبخت بيش از 130 بار طي شش سال مورد تجاوز از سوي پدرش قرار گرفته است، اما به دليل آنكه هر دو خواهر از سوي پدرشان تهديد به مرگ شده بودند، نميتـوانستند اين موضوع را با مقامات پليس در ميان بگذارند.
ماموران پليس ايالتي اين مرد را كه 47 سال سن دارد، به اتهام تجاوز به دخترش، ايجاد رعب و وحشت براي فرزندانش، قتل عمد به دليل رسيدگي نكردن به اوضاع كه فرزنداني كه از دختر بزرگترش داشته و مخفي كردن اجساد، دستگير و با قرار وثيقه 500 هزار دلاري روانه زندان كردند.
همچنين مادر خانواده نيز به دليل همكاري با شوهرش و توجه نكردن به اوضاع دخترانش مقصر شناخته شد، اما به دليل نبود مدارك لازم تنها با قرار وثيقه آزاد شد. اين زن متهم است كه به تجاوز شوهرش به دختر بزرگش دامن ميزده است.
قضات دادگاه عالي «ميسوري» تصميم دارند راي نهايي اين پرونده را در پنجم ماه مارس سال جاري ميلادي صادر كنند.
به گزارش ايسنا ، يك دختر جوان 18 ساله با اعلام اين كه پدرش به مدت شش سال از خواهر بزرگترش سوءاستفاده ميكرده، از او شكايت كرد.

اين در حاليست كه وي در دادگاه يادآور شد كه پدرش با تجاوز به خواهر بزرگترش كه هماكنون 19 سال دارد، از او صاحب چهار فرزند شده، اما سه نوزاد آنها در همان اوايل تولد به علت بيدقتي و بيتوجهي به سلامتشان مرده و تنها يك كودك كه هماكنون سه ساله است، زنده مانده است.
در گزارشات پليس منطقه «هريسون ويل» در «ميسوري» آمريكا آمده است كه در خانه قبلي كه اين خانواده در آن زندگي ميكردند، ماموران تجسس موفق شدند جسد دو كودك را كه فاسد شده بودند، درون محفظه كولر بيابند و جسد يك كودك ديگر را در چالهاي درون باغچه يكي ديگر از خانههايي كه اين خانواده در آن سكونت داشتند، يافتند.
همچنين براساس اعلام نظر كارشناسان پزشكي قانوني، دختر نگونبخت بيش از 130 بار طي شش سال مورد تجاوز از سوي پدرش قرار گرفته است، اما به دليل آنكه هر دو خواهر از سوي پدرشان تهديد به مرگ شده بودند، نميتـوانستند اين موضوع را با مقامات پليس در ميان بگذارند.
ماموران پليس ايالتي اين مرد را كه 47 سال سن دارد، به اتهام تجاوز به دخترش، ايجاد رعب و وحشت براي فرزندانش، قتل عمد به دليل رسيدگي نكردن به اوضاع كه فرزنداني كه از دختر بزرگترش داشته و مخفي كردن اجساد، دستگير و با قرار وثيقه 500 هزار دلاري روانه زندان كردند.
همچنين مادر خانواده نيز به دليل همكاري با شوهرش و توجه نكردن به اوضاع دخترانش مقصر شناخته شد، اما به دليل نبود مدارك لازم تنها با قرار وثيقه آزاد شد. اين زن متهم است كه به تجاوز شوهرش به دختر بزرگش دامن ميزده است.
قضات دادگاه عالي «ميسوري» تصميم دارند راي نهايي اين پرونده را در پنجم ماه مارس سال جاري ميلادي صادر كنند.
دستگيري مرد ژاپني به اتهام تجاوز به دختران خردسال

خانم معلم شاگردش را مجبور به رابطه جنسی کرد + عکس


بازداشت خانم معلم به اتهام رابطه نامشروع با شاگردش + عکس ها



خبرگزاری فارس: "سازمان پایان خشونت علیه زنان در گزارشی عنوان کرده است که هر 9 دقیقه یک زن در انگلستان مورد تجاوز قرار میگیرد و حقوق افراد مورد تجاوز هم استرداد نمیشود.
به
گزارش فارس، در واقع جوامع غربی که داعیه حفظ حقوق بشری را دارند امروزه
یکی از پر خشونت ترین جوامع علیه زنان بشمار میروند و انگلیس هم از این
قاعده مستثنی نیست و این کشور جایگاه ویژه در رابطه با خشونت علیه زنان
دارد.
این خشونتها به جایی رسیده است که " سازمان پایان خشونت علیه زنان"
(EVAW) که قدرتمندترین ائتلاف ضدخشونت زنان است خواستار پایان آن علیه
زنان و دختران شده است.
سه میلیون زن هر ساله در سراسر بریتانیا شکلی از خشونت را تجربه می کنند و
تقریباً نیمی از زنان در انگلیس و ولز از خشونت ها در داخل خانه ها، آزار
و اذیت جنسی، و آسیب رنج می رند و بر اساس قوانین ضد آسیب زنی به زنان که
در سال 2003 تصویب شد هیچ محکومیتی در این باره وجود نداشته است.
این مقوله بر آن است تا به صورت مطالعه موردی ابعاد مختلف این پدیده را در بریتانیا بررسی کند.
* خشونت؛ عامترین شیوه نقض حقوق زنان
در روز بین المللی محو خشونت علیه زنان سازمان های مدافع حقوق زنان در
بریتانیا از دولت این کشور خواستند تا اقداماتش را برای حذف و ریشه کنی
این نوع خشونتها در داخل کشور و در قاره اروپا افزایش دهد.
این گروه چند درخواست از دولت انگلیس کردند که از جمله آنها عبارتند از؛
- ما خواهان حمایت آن هستیم تا دولت انگیس با امضای کنوانسیون شورای اروپا
در رابطه با خشوت علیه زنان به مبارزه در این مسیر بپیوندد.
- ما به همراه مؤسسه زنان و دیگر گروهها و طی نامه ای به روزنامه گاردین
یاد آورد شدیم که قطع کمک های حقوقی و قانونی از زنان می تواند امنیت آنها
را به خطر بیندازد.
- ما از نخستوزیر می خواهیم تا تدابیری را در برابر ازدواج های اجباری و
دیگر مظاهر خشونت که عمدتاً در اقلیتهای قومی در این کشور صورت می گیرد
بکار گیرد.
نقض حقوق بشر که خشونت علیه زنان یکی از مصادیق مهم آنان تلقی می شود سبب
شد تا 40 سازمان مردم نهاد حامی حقوق بشر در بریتانیا با نوشتن نامه ای به
رهبران سیاسی این کشور از آنها بخواهند تا از حقوق بشر حمایت کنند.
این نامه که در 10 دسامبر در تایمز لندن چاپ شد درست چند روز پیش از هشدار
رئیس نهاد حقوق بشر سازمان ملل به انگلیس نوشته شد و سازمان حقوق بشر با
هشدار به بریتانیا به این کشوراعلام کرد که هرگونه تلاش برای تغییر، و
تضعیف قانون حقوق بشر می تواند تاثیری منفی بر دموکراسی جهانی در مجامع
حقوق بشری بگذارد.
* خشونت در مدارس بریتانیا
خشونت علیه دختران درمدارس بریتانیا یکی از مصادیق بارز نقض حقوق این قشر از جامعه به اصطلاح متمدن در بریتانیا است.
تجاوز، قتل، آزار و اذیت جنسی تهدید از جمله جرائمی است که علیه دختران در
مدارس بریتانیا صورت می گیرد. در گزارشی که در سال 2008 در انگلیس نوشته
شد آمده است: پلیس امسال 7 هزار و 311 بار به مدارس فراخوانده شد که این
موارد در رابطه با خشونت های جنایی بوده که سهم هر منطقه متفاوت است.
در این بین سهم دانش آموزان دختر و آسیب پذیری آنها بیشتر است.
"مایکل گوو" (Michael Gove) وزیر کودکان در دولت سایه در این باره می
گوید: تعدا دفعاتی که پلیس به مدارس فراخوانده شده بسیار نگران کننده است.
دکتر "جین براون" و دکتر "مندی وینترنتون" از انجمن تحقیقات آموزشی
بریتانیا BERA در تحقیقاتی در باره خشونت در مدارس انگلیس می نویسند:
دخترها در بارر خشونت و آزاد جنشی سبسیرا آسیب پذیر هستند ... دخترها
آنگونه که گزارش می شود پیامک های بیشتری از غریبه ها دریافت کرده اند که
خواهان ملاقات و روابط پیش از ازدواج با آنها بوده اند.
این دو در بخش دیگری از این گزارش می نویسند: پیام های صوتی و متنی یکی از
شایع ترین شیوه ها برای تهدید دختران در بریتانیا بشمار می رود و این
مسئله سبب اخراج دختران از مدارس می شود که این روند هر سال بیش از سال
گذشته نمود پیدا می کند.
* تجاوز؛ شاخص مهم نقض حقوق زنان
تجاوز به زنان از شایع ترین جنایاتی است که علیه این گروه صورت می گیرد.
امروزه دیگر تجاوز به زنان از مهمترین مصادیق نقض حقوق بشر و زنان است و
این مسئله مورد اجماع فعالان این عرصه است.
جامعه انگلیس به خاطر مصرف بالای الکل در آن بستر آماده ای در این ارتباط است و در آن میزان تجاوزات به صورت خیر کننده ای بالاست.
"سازمان پایان خشونت علیه زنان" EVAW در گزارشی عنوان کرده است که هر 9
دقیقه یک زن در این کشور مورد تجاوز قرار می گیرد و حقوق افراد مورد تجاوز
هم استرداد نمی شود.
این سازمان همچنین می گوید: میزان محکومیت به خاطر تجاوز در انگلیس و ولز کمتر از 6 درصد بود و این رقم در اسکاتلند 3 درصد بوده است.
به گفته این سازمان، قربانیان تجاوز در رابطه با زنان در انگلیس به مراتب
بیش از قربانیان دیگر جرائم اجتماعی بوده و از این حیث زنان در این کشور
با مسائل روانی و روحی نیز منجر می شود. همچنین بر اساس این گفته قاچاق
زنان در انگلیس دستکم 4 هزار نفر بوده است و تقریباً تمامی این زنان مورد
سوء استفاده قرار می گیرند.
* نقش رسانه در اشاعه نقض حقوق زنان
برخی دیدگاههای معتقدند رسانه ها در این باره کم کاری ی کنند لذا ارتباطی
بین این کم کاری و خشونت علیه زنان وجود دارد. در کارگاههای بحث و گفتگویی
در زمینه که از سوی سازمان پایان خشونت علیه زنان نقش رسانه ها در خشونت
علیه زنان در بریتانیا صورت گرفته عنوان شده است که رسانه ها زمینه اجرایی
خشونت علیه زنان را فراهم می کنند.
پرفسور"لیز کلی" رئیس ائتلاف پایان خشونت علیه زنان می گوید: ما می دانیم
که دختران بویژه گروه قربانی خشونت های جنسی هستند اما خشونت جنسی بحث کلی
تری است. این مسئله برای مدتهای مدیدی بعنوان یک رسوایی ملی بوده و امکان
احیای زندگی بعد از تجاوز برای بیشتر قربانیان با استفاده از خدمات تخصصی
وجود ندارد به همین دلیل و ما از سرمایه گذاری های جدید در این زمینه
استقبال می کنیم.
* تفاوت در دستمزدها؛ مصداق دیگر نقض حقوق زنان
یکی از مشکلات زنان در جامعه بریتانیا نابرابری آنها در زمینه دریافت حقوق
و دستمزد در برابر مردان است. این مسئله نشان می دهد که جامعه صنعتی
بریتانیا هنوز نتوانسته است از تبعیض در زمینه پرداخت علیه زنان و حفظ
حقوق آنها اقدام مؤثری صورت دهد.
ژورنال اقتصادی در این کشور در گزارشی می نویسد: در چند دهه گذشته تلاش
های زیادی از سوی دولت برای تغییر وضعیت زنان در بازار کار صورت گرفته
است. "قانون پرداخت برابر" که در سال 1970 به تصویب رسد بر آن بود تا
وضعیت را در جایی که مردان و زنان کار مشابهی را با دستمزدهای متغییر انجا
می دهند تغییر هد.
در ادامه این مطلب آمده است: بخش دوم این قانون مربوط به تبعیض های جنسی
مربوط به بسیاری از حوزه های اقتصادی و فعالیت اجتماعی بود که تصویب شد و
کمیسیون فرصت های برابر در حال حاضر تلاش دارد تا تغییراتی هم در قانون و
هم در آمدهای زنان ، استخدام آموزش و تحصیل آنها بوجود آورد.
این مطلب می نویسد: در کل همه بر این عقیده هستند که تبعیض علیه زنان وجود داشته و وجود دارد و این یک افسانه نیست.
"آلن منینگ" و "باربارا پترونگولو" از مدرسه اقتصادی لندن در گزارشی به
تاریخ سال 2006 در این باره به تبعیض علیه زنانی که شغل نیم وقت دارند
پرداخته اند و آنها را با پرداخت نسبت به زنان تمام وقت مقایسه کرده و می
نویسند: پرداخت به این زنان به مثابه مجازات آنان است.
این دو می نویسند: زنانی که در بریتانیا شغل نیمه وقت دارند دستمزد هر
ساعت آنها 25 درصد کمتر از زنانی است که شغل آنها تمام وقت است. این گزارش
همچنین عنوان می کند که در بریتانیا 45 درصد از زنان شغل نیمه وقت دارد که
نشان از تبعیض نسبت به بخش اعظمی از جامعه بریتانیا دارد.
در گزارش شکاف بین حقوق زنان نیمه وقت با تمام وقت بسیار عمیق و نگران کننده توصیف شده است.
در این گزارش همچنین به کاهش تفاوت ها در پرداخت نسبت به زنان و مردان هم
اشاره می کند اما می نویسند که این شکاف ها کمتر شده ولی هنوز وجود دارند.
دادخواست جویس در دادگاه نشان میدهد که در طول 48 ساعتی که نیک در زندان به سر میبرده، پلیس او را پس از لخت کردن، به یک صندلی بسته و 10 بار به صورت وی اسپری فلفل پاشیده است.
طبق گزارشی که سال گذشته در مجله آمریکایی بهداشت عمومی (Public Health) منتشر شد، 15 درصد از سربازان قدیمی زن در جنگ های عراق و افغانستان از درد و رنج آسیب روانشناختی ناشی از تجاوز یا آزار جنسی خبر دادند.
وزارت دفاع اعلام کرد که آکادمی های خدمت سربازی در طول سال تحصیلی 2011-2010، 65 گزارش از تجاوز جنسی را دریافت کرده اند. این رقم از زمانی که پنتاگون حفظ و نگهداری داده ها در سال 2004 را آغاز کرده است، بیشترین میزان را نشان می دهد.
آکادمی های مذکور از 41 تجاوز گزارش شده در سال تحصیلی 2010-2009 نیز خبر می دهند.
البته این اخبار امکان دارد با اندکی تغییرات مد نظر قرار بگیرد و این احتمال وجود دارد که به تعداد بیشتری از سربازان آمریکایی توسط هم قطارانشان تجاوز جنسی شده باشد.
گفتنی است در سال مالی 2010، گزارش 3158 مورد تجاوز جنسی شامل اعضای ارتش به ارتش داده شد.
برای یادآوري







عامل ضد اسلامي حملات تروريستي اخير در نروژ اذعان کرده که پيش از اين جنايت، با سران جنبش انگليسي راستگراي افراطي ديدار کرده است.
به گزارش خبرنگار پرس تيوي، اندرس برينگ بريويک گفت که پيش از کشتار 22 جولاي در کمپ جوانان در جزيره يوتويا نروژ، با رهبران ليگ دفاعي انگليس ديدار کرده است.

ليگ دفاعي انگليس، جنبش راستگراي افراطي است که اعتراضهاي خياباني برگزار ميکند و با گسترش اسلام و آموزههاي اسلامي در انگليس مخالف است.
بريويک در نوشتههايي که چند ساعت پيش از تيراندازي در يوتويا منتشر شد، گفت، با رهبران ليگ دفاعي انگليس ديدار و آنها را از ايدئولوژي تشکيل اين گروه مطلع کرده است.
در تيراندازي و انفجار بمب روز جمعه در شهر اسلو پايتخت نروژ و جزيرهاي در نزديک آن، دستکم 76 نفر کشته و دهها تن زخمي شدند.
اين تروريست نروژي در وب سايتش نوشته است، به رهبران ليگ دفاعي انگليس پيشنهاد کرده است، اگر گروه شبه نظامي در منطقه نداريد، يک گروه تشکيل دهيد.
وي مينويسد، اين سازمان ميتواند با برگزاري اعتراضهاي خياباني نظير ليگ دفاعي انگليس و يا سازماني شبه نظامي کار خود را آغاز کند.
اين در حالي است که ليگ دفاعي انگليس اقدام بريويک را محکوم کرده و هرگونه ارتباط با وي را انکار ميکند.
اين گروه تندروي انگليسي هدف قرار دادن مسلمانان را انکار کرد. اگرچه آنها اسلام را به عنوان تهديدي براي انگليس ميخوانند و اغلب اعتراضهايشان به خشونت و درگيري ختم ميشود.
گروه افراطي ليگ دفاعي انگليس هشدار داده است که جنايتي شبيه آن چه در نروژ روي داد، تنها در صورتي که حق اعتراض محدود شود، در انگليس روي خواهد داد.
اين مسئله همراه بازداشت افرادي نظير نيل لوينگتون که در خانهاش کارخانه توليد بمب به منظور هدف قرار دادن غيرانگليسيها و همچنين مارتين گيليارد که بمبهاي ميخي براي هدف قرار دادن مسلمانان توليد کرده است، نگراني جامعه مسلمانان در انگليس را به دنبال داشته است.
رهبران مسلمان انگليس از دولتهاي کشورهاي اروپايي خواستهاند تا با روند گسترش گروههاي افراطي ضداسلامي و با جنبشهاي مليگراي افراطي که از هلند تا اتريش در سياست وارد شدهاند، مقابله کنند.
محمد شفيق از جنبش رمضان يکي از بزرگترين سازمانهاي اسلامي انگليس گفت، مردم به شدت نگران هستند و بيم آن دارند که هدف بعدي آنها باشند.
وي گفت، در نتيجه ما از مردم خواستهايم تا بيشتر هوشيار باشند و امنيت را در مساجد گسترش خواهيم داد.
برهان: امروزه زنان در آمریکا میتوانند اغلب مناصب و مسؤولیتهای نظامی را عهده دار شوند و دوشادوش مردان به وظایف خود عمل کنند. زنان نظامی آمریکا حتی به مأموریتهای مختلف در اقصی نقاط دنیا اعزام میشوند و در کشورهایی چون افغانستان، عراق، کره و .... حضور دارند. طی سالهای اخیر، میزان به کارگیری زنان در ارتش این کشور به شدت افزایش یافته است و در حال حاضر بیش از 15 درصد از پرسنل نظامی آمریکا را زنان تشکیل میدهند[1].
سؤال مهمی که در این ارتباط به ذهن متبادر میشود این است که آیا اساساً روحیّهی زنان با جنگ، قتل و کشتار که شیوهی خاص ارتش آمریکا است، سازگاری دارد؟ آیا جنگیدن و کشتن طرف مقابل نیاز به ظرافت خاص دارد که زنان باید آن را به انجام برسانند؟ آیا در عرصهی عمل، زنان نظامی توانستهاند همچون مردان دست به عملیّاتهای نظامی گسترده، کشتار نیروهای به اصطلاح دشمن، بمباران مواضع طرف مقابل و ... بزنند؟ تحقیقات خود آمریکاییها نشان میدهد که جواب سؤالات یاد شده همگی منفی است و واقعیّات طور دیگری است.
روی دیگر واقعیت
فوریهی سال 2011 میلادی، ماجرایی رخ داد و باعث گردید که توجهها بیش از پیش به سؤالاتی نظیر سؤالات یاد شده متمرکز شود و نفس حضور زنان در ارتش آمریکا زیر سؤال رود. در این ماه، چند تن از نظامیان زن آمریکا با طرح شکایتی در دادگاه این کشور، پنتاگون را متهم به نادیده گرفتن آمار تکان دهندهی تجاوز به زنان در ارتش این کشور کردند. همچنین «رابرت گیتس»، وزیر دفاع وقت و «دونالد رامسفلد» وزیر سابق دفاع این کشور، نیز متهم شدند که نهاد تحت مدیریت آنها خشونت برضد زنان و تجاوز به آنها را پذیرفته و این اقدامها را فقط نظاره میکند[2]. حتی روزنامهی «لسآنجلس تایمز» هم اعتراف کرده است که ارتش آمریکا تجاوز، آزار و اذیّت جنسی زنان را نادیده میگیرد[3]. بر اساس آمارهای رسمی منتشر شده از سوی نهادهای رسمی و غیررسمی، یک سوم زنان نظامی آمریکا مورد تجاوز جنسی قرار میگیرند. افزون بر این، 70درصد از زنان نظامی نیز اظهار داشتهاند که از سوی همقطاران نظامی خود مورد آزار و اذیّت جنسی قرار گرفتهاند. بر طبق مطالعهای دیگر، در مجموع، 90 درصد از زنان شاغل در ارتش آمریکا به نوعی مورد آزار، اذیّت و خشونت جنسی قرار میگیرند. همچنین 90 درصد آنهایی هم که مورد تجاوز قرار میگیرند آن را به دلایلی گزارش نمیدهند[4].
آمار این خشونتها در شرکتهای نظامی خصوصی به مراتب بیشتر است و زنان بیشتری قربانی مطامع نظامیان مرد و عمدتاً فرماندهان ارشد خود میشوند. برای نمونه خانم «جونز» که در سال 2005 میلادی در عراق مورد تجاوز دسته جمعی همرزمان خود قرار گرفته بود آن را گزارش داد اما پاسخی که دریافت کرد این بود که برای چند روز در یک کانتینر محبوس و از داشتن آب، غذا و مواد دارویی و بهداشتی محروم شد[5].
مسألهی قابل تأمل اینجاست که آمار زنانی که توسط همرزمان خود مورد تجاوز و خشونت جنسی قرار میگیرند به مراتب بیشتر از کسانی است که توسط نیروهای دشمن کشته میشوند. اما مسألهی جالبتر این است که رسانههای جریان اصلی آمریکا تمایل یا توانایی پوشش این موارد را ندارند.[6]
آنچه که از خود مسألهی تجاوز مهمتر به نظر میرسد، میزان بالای قتل زنان بعد از اقدام به تجاوز و یا خودکشی آنان است. بر اساس آمارهای منتشر شده، میزان قابل توجهی از زنان نظامی آمریکا معمولاً به دلایل غیر جنگی و عمدتاً در ارتباط با مسألهی تجاوز میمیرند. تنها در سال 2008 میلادی و در عراق 94 نفر از زنان نظامی آمریکایی به این دلیل کشته شدهاند. این در حالی است که آمار منتشر شده معمولاًبسیار کمتر از آن چیزی است که در عالم واقع، روی میدهد[7].
رنگین پوستها قربانی تمایلات جنسی نظامیان آمریکا
«میروسلاوا فلورس» در مقالهای با عنوان «تجاوز به زنان آمریکای لاتین در ارتش آمریکا» گزارش مفصلی در خصوص زنانی ارایه داده است که از کشورهای آمریکای لاتین با هزاران رؤیا و امید به ارتش آمریکا پیوسته و درصدد اثبات خود به عنوان شهروند وفادار آمریکایی بودهاند تا اینکه بتوانند منبع درآمدی برای خود کسب کنند اما سرنوشتی که در انتظار آنهاست، بسیار تکان دهنده است. بر اساس تحقیقات نویسنده، طی سالهای اخیر، بسیاری از زنان رنگین پوستی که به استخدام ارتش آمریکا در آمدهاند توسط یهودیان نژادپرست و سفیدپوستان، مورد تجاوز قرار گرفتهاند. وی معتقد است که این زنان صرفاً به دلیل ایجاد تفریح و سرگرمی برای نظامیان سفید پوست و یهودی به استخدام درآمدهاند و به ابزار کامجویی آنان مبدل شدهاند. وی در ادامه با بررسی زندگی پنج نفر از رنگین پوستانی که مورد تجاوز قرار گرفتهاند، میافزاید راز کثیف پنتاگون و مقامهای آن از جمله «رامسفلد» و «پل ولفویتز» این است که رنگین پوستان را صرفاً برای تجاوز و به عنوان ابزار لذت برای نظامیان مرد به استخدام ارتش در میآورند[8].

ماموران پليس شهر سانفرانسيسکو آمريکا يک نوجوان سياه پوست آمريکايي را در جريان بازجويي به خاطر عدم پرداخت
خيابان افتاده و پليس در حالي از نزديک شدن مردم به وي جلوگيري ميکند که خون از وي جاري شده است.
بر اساس آماري که از سوي مؤسسه استولن لايوز پراجکت (Stolen Lives Project) منتشر شده، شماره پروندههاي مربوط به خشونت پليس امريکا به هزاران مورد رسيده است.
اين در حالي است که بسياري از امريکاييهايي که از بدرفتاري و سوء استفاده پليس امريکا رنج ميبرند موارد آزار خود را گزارش نميکنند.
تنها در سال ۲۰۱۰ ميلادي دستکم ۲ هزار و ۵۴۱ مورد از سوءرفتار پليس امريکا گزارش شده است.
Having killed the boy at 4:44 p.m., according to the San Francisco Chronicle, in broad daylight at the main intersection – Third Street between Palou and Oakdale – in Bayview Hunters Point, San Francisco’s last largely Black neighborhood, the police seemed eager to terrorize the community. They waited and waited and waited as the teenager stopped moving but continued breathing before eventually setting him on a gurney and taking him to the hospital, where the Chronicle reports he died at 7:01 p.m.“Why should you die for a transfer?” asked a witness known as Tiptoe in the crowd of hundreds of residents that soon gathered in the plaza at the Oakdale/Palou light rail stop. “Justice will be brought!” hollered one man repeatedly in a booming voice as the crowd shouted at the long line of police in riot gear standing between them and the dying youngster. “I saw the riot squad fly by me on Palou yesterday – five trucks in all,” wrote Bayview resident Sherry Bryson on Facebook.




rae abileah


Rae Abileah held up a Code Pink sign during a Hillary Rodham Clinton event in June. (Photo: Stephanie Kuykendal for The New York Times)
Israel and Palestine
Netanyahu receives 29 Standing Ovations in Congress; Jewish CodePink activist who disrupts Netanyahu gets tackled by APEC-Israel Conference lobbyists
Amy Goodman: “What were you just saying? You were tackled by members of APEC?”
Rae Abileah: “…the people that were sitting around me in the gallery of Congress yesterday were mostly wearing badges from the APEC-Israel lobby conference and I did not expect that people holding such power and representing such a huge lobby group would respond so violently to my peaceful disruption…
…if this is what democracy looks like, that when you speak out for freedom and justice you get tackled to the ground you get physically violated and assaulted and then you get hauled off to jail, this is not the kind of democracy I want to live in…”
Rae Abileah: “I feel this tremendous responsibility as a Jewish-American to speak out for justice and against these war-crimes that are being committed in my name, as a Jew, as a US tax-payer…”



و بخوانید در ادامه مطلب از آمار خشونت در آمریکا اتریش ایرلند عربستان
یکی از خبرنگاران زن بازداشت شده در جریان تظاهرات اعتراضآمیز به نشست گروه 20 در کانادا گفت که پلیس این کشور مرا تهدید به تجاوز جنسی دسته جمعی کرد و 13 ساعت درون قفس نگاه داشت.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری "راو استوری "، خبرنگارانی که هفته پیش نشست گروه 20 در تورنتوی کانادا را پوشش میدادند اعلام کردند که پلیس کانادا [پس از دستگیری] آنها را به تجاوز جنسی تهدید کرده و پس از آنکه پلیس آنها را عریان کرد، پلیسهای مرد به بازجویی آنها پرداخته و حتی شاهد این صحنه بودند که پلیسهای مرد کانادا، دختران جوانی که هنوز به سن قانونی نرسیده بودند به طور نامناسب بازجویی بدنی میکردند.
چهار خبرنگار شکایتهایی را درباره رفتارهای زننده پلیس تهیه کرده به مراجع قانونی کانادا ارائه کردند. "امی میلر " و "جسی روزنفلد " از جمله خبرنگارانی هستند که با رفتارهای زننده پلیس کانادا مواجه شدهاند.
میلر در کنفرانس مطبوعاتی در توصیف نحوه برخورد پلیس با وی گفت: در حالی که من کارت خبرنگاری داشتم و در تلاش برای ثبت درگیری بین پلیس و معترضان بودم، پلیس مرا دستگیر کرد و به درون قفسی منتقل کرد.
وی افزود که 13 ساعت درون این قفس که در بخش شرقی شهر قرار داشت حبس شده است. البته وی در این زندان کوچک تنها نبوده و 25 زن دیگر نیز به همراه وی زندانی بودند.
این خبرنگار زن درباره ساعاتی که در زندان بود گفت: " به من گفته شد که به من تجاوز خواهد شد، به من گفته شد که به من تجاوز جنسی دسته جمعی خواهد شد، به من گفته شد در مدت زمانی که در زندان هستم، آنقدر به من تجاوز جنسی خواهد شد که هرگز دیگر نخواهم خواست که به عنوان یک خبرنگار کار کنم. " وی رفتار پلیس کانادا را تنفرآور و کاملا نامناسب توصیف کرد.
نشست گروه 20 که هفته گذشته در تورنتوی کانادا برگزار شد با تظاهرات و اعتراضات گستردهای همراه بود. پلیس کانادا دست کم 400 نفر را در این تظاهرات دستگیر کرد.
کانادا از جمله کشورهایی است که خود را پیشروی رعایت حقوق بشر در جهان معرفی میکند و همواره از نقض حقوق بشر در کشورهای دیگر از جمله ایران ابراز نگرانی میکند.
الکساندار ویتوبیاز از منطقه جکسونزویل فلوریدای آمریکا هنگامی که در شبکه اجتماعی فیسبوک در حال بازی مزرعه حیوانات (Farmville) بوده، نوزاد پسر سه ماهه او به شدت در حال گریه کردن بوده است و او که علاقهای به دست کشیدن از بازی محبوب خود نداشته به شدت از گریه کردن نوزاد خود عصبانی میشود.
این مادر جوان عصبانی در اعترافات خود اعلام کرده است که برای آرام کردن نوزاد پسر سه ماهه خود با نام دایلانلی را که در هنگام بازی او گریه میکرده، تکان داده است و سپس برای آرام شدن یک سیگار کشیده و دوباره او را تکان داده است و بر این باور است که در هنگام تکان دادن نوزاد خود ضرباتی به سر او نیز وارد کرده و برخی خبرگزاریها گزارش دادهاند که این احتمال وجود دارد که او سر نوزاد خود را به کامپیوتر کوبیده باشد.
مرگ این نوزاد قتل از نوع درجه دوم به حساب میآید و احتمالا دست کم به ۲۵ سال زندان و یا حتی به حبس ابد برای این مادر علاقمند به بازی در فیسبوک منجر شود که اعتقاد دارد بازی مزرعه حیوانات او را وادار به این کار کرده است.
JACKSONVILLE, Fla. (AP) — A north Florida mother has pleaded guilty to shaking her baby to death after the boy's crying interrupted her game on Facebook.
Alexandra V. Tobias pleaded guilty to second-degree murder on Wednesday and remains jailed.
The Florida Times-Union reports that she told investigators she was angered because the boy was crying while she was playing the game FarmVille.
The paper also reports that she told investigators she shook the boy, smoked a cigarette to compose herself and then shook him again.
She will be sentenced in December. State guidelines call for 25 to 50 years, but a prosecutor said it could be shorter than that.










جميز روكپ وكيل ترزا لويس زن آمريكايي محكوم به اعدام با ارسال بيانيهاي نوشت: «ديشب ماشين مرگ در ويرجينيا به زندگي ترزا لويس خاتمه داد. مرگ او براي خانواده، دوستان و هزاران نفر از حاميان وي در سراسر دنيا واقعهاي تاسفبار بود».
به گزارش فارس وكيل ترزا در بيانيه خود با انتقاد شديد از سيستم قضايي آمريكا تاكيد كرد: «اميدوارم مرگ ترزا باعث شود سيستم قضايي ويران آمريكا كه اجازه ارتكاب بزرگترين اشتباه يعني تحقق بيعدالتي را ميدهد، اصلاح شود».

"ترزا لويس " زن آمريكايي 41ساله محكوم به اعدام، ساعت 9ديشب به وقت ايالت ويرجينيا (5 صبح به وقت تهران) در زندان شهر "جارات " ايالت ويرجينيا با ترزيق مواد سمي اعدام شد.
خبرگزاري فرانسه به نقل از مقامات محلي در ويرجينيا با تاييد اعدام اين زن آمريكايي گزارش داد كه تعداي از مردم ايالت ويرجينيا در اعتراض به راي دادگاه در مقابل محل اعدام ترزا تجمع كردند.
اتهام ترزا لويس اجير كردن دو مرد براي قتل همسر و پسر خواندهاش بود.
قاضي دادگاه ترزا را با نارسايي ذهني، "مغز متفكر " قتلها معرفي كرده بود. اين در حالي بود كه اين زن در چندين تست هوش در مرز "عقب ماندهذهني " قرار گرفت.
گفته ميشود كه ترزا در زمان قتلها از نارسايي و اختلالات رواني ديگري رنج ميبرد كه حكم اعدامش را زير سؤال ميبرد.
اعدام اين زن با موجي از مخالفتهاي گسترده جهاني و فعالان حقوق بشر همراه بوده است.
Teresa Lewis was executed
Rvkp attorney Teresa James Lewis American woman sentenced to death by sending written statement: "Last night the death machine in Virginia ended the life of Teresa Lewis. His death to family, friends and thousands of his supporters around the world were Tasfbar incident. "
According to Fars lawyer Teresa in his statement severely criticizing the American legal system emphasized: "I hope the death of Theresa cause destroyed the American judicial system that allowed the biggest mistake of committing injustice realization gives meaning, be modified."
"Theresa Lewis" 41-year-old American woman sentenced to death last night at 9 pm Virginia time (5 am Tehran time) in the city jail "Jarat" Virginia was executed with injections of toxic substances.
AFP quoted local officials in Virginia confirmed the death of American women reported that the number of people in Virginia to protest against the court executed Teresa gathered.
Teresa Lewis fee charged two men for murdering his wife and son were Khvandhash.
Judge Teresa with mental dysfunction, "Brain thinker" had introduced the murders. Meanwhile, the woman was tested in several border intelligence "back Mandhzhny" was.
Teresa is said that at the time of the murders of failure and suffering other psychiatric disorders that question takes his execution sentence.
The execution of this woman with a wave of massive international opposition and human rights activists has been associated.
ماجرای وحشتناک تیراندازی پلیس امریکا به سمت سیل زدگان کاترینا فاش شد.
به گزارش شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، یکی از کاراگاهان سابق پلیس شهر نیواورلئانز امریکا زندانی می شود.
وی اعتراف کرده است یک ماجرای کشتار را لاپوشانی کرده است.

این کشتار پس از طوفان کاترینا در پنج سال پیش اتفاق افتاد.
تحقیقات مشخص کرده است در ان زمان افسران پلیس به سمت یک خانواده طوفان زده و سیل زده شهر در سال دو هزار و پنج و همچنین دو همراه انها تیراندازی کرد.
در این تیراندازی دو نفر کشته و چهار نفر دیگر از افراد غیرنظامی طوفان زده زخمی شدند.
یکی از افرادی که در این تیراندازی زخمی شد، از نظر روحی و روانی مشکلات جدی داشت.
به گفته شاهدان، نیروهای پلیس به این مرد چهل و هشت ساله عقب مانده از پشت شلیک کردند.
یازده افسر پلیس در این ماجرا متهم هستند.
پنج نفر از انها به جرم خودشان اعتراف کرده اند.
کاراگاه ویژه شهر نیز در ان زمان در این ماجرا مجرم شناخته شده زیرا این قضیه را لاپوشانی کرده است.
جفری لارمن فعلا به شش ماه زندان محکوم شده است.
به گفته دادستان محلی در شرایط بحرانی باید وضعی فراهم باشد که مردم بتوانند به نیروهای پلیس تکیه و اعتماد کنند و نه اینکه کسی باشد که از مردم دربرابر نیروهای پلیس محافظت کند
America the police shooting Katrina flood victims
Police shootings after Katrina: SWAT team sees armed man, shoots him three times, but where's the gun?
Keenon McCann bleeds from his wounds after he was shot on the Interstate-10 overpass near the Superdome in New Orleans on Sept. 1, 2005. McCann was one of at least 10 people shot by New Orleans police in the week after Hurricane Katrina.
The tip came in on the morning of Thursday, Sept. 1, 2005, as disorder was spreading through the devastated city: Somebody had stolen a Kentwood Springs bottled water truck and was luring in thirsty flood victims with a promise of free water. As people approached the truck, they were being attacked and robbed.
Capt. Jeff Winn, then the commander of the New Orleans Police Department’s SWAT team, said the information had come from a fellow officer. “We heard that they had actually shot and hurt somebody and thrown ‘em off the Claiborne overpass,” Winn recalled later in a taped interview, adding that those involved “were actually raping women.”
Winn organized a strike force of SWAT cops and K-9 officers, according to police documents. Officers gathered at Paul B. Habans Elementary School on the West Bank, the SWAT team’s temporary headquarters after Katrina, and then headed to the tangle of highway onramps and exits near the Superdome.
He rolled out in a Ford Crown Victoria with Lt. Dwayne Scheuermann. At about 1 p.m., they found what they were looking for: several Kentwood Springs trucks parked on the overpass. Winn and Scheuermann drove onto a ramp and took up a position overlooking the road while other officers approached the trucks.

The two said they immediately spied trouble: a man with a handgun standing near the back of the trucks. Armed with assault rifles, Winn and Scheuermann fired a barrage of high-velocity rounds. They peppered the torso of Keenon McCann, 28, a tall, beefy 9th Ward native.
There was just one problem: When the officers apprehended McCann, they didn’t find a gun, according to NOPD records. The officer who later investigated the incident speculated that McCann threw his weapon off the overpass.
The lack of a handgun raises questions about whether the shooting was proper. Police protocol says that officers should shoot suspects only when they are threatened or they think somebody else is about to be grievously harmed.
McCann survived the shooting and was transported by military helicopter to Baton Rouge General Medical Center for emergency surgery.
Keenon McCann gets on an army truck for medical evacuation as he bleeds from his wounds after being shot by New Orleans police after Hurricane Katrina in 2005. McCann was flown on a military helicopter to Baton Rouge General Medical Center for emergency surgery.He was one of at least 10 people shot by New Orleans police in the week after the hurricane. An examination by The Times-Picayune, the nonprofit newsroom ProPublica, and the PBS series "Frontline" has found that the NOPD did little to determine whether these shootings were justified, often failing to collect physical evidence, interview civilian witnesses or spend more than a few minutes questioning the police involved.
Scheuermann and Winn declined to be interviewed for this story. NOPD spokesman Bob Young refused to address questions about the incident, citing the ongoing federal investigation into the department’s actions in the days after Katrina. The department also has refused to clear officers to speak about those incidents.
In the aftermath of the hurricane, Winn and Scheuermann were praised as heroes. Ed Bradley told millions of viewers of the CBS program “60 Minutes” that “no one stood stronger” than Winn in those horrific days. Both officers are held up by their colleagues as “real police,” officers willing to hurl themselves into dangerous situations.
More recently, however, Winn and Scheuermann have emerged as central figures in the Justice Department probe of possible police misconduct during Katrina. Sources close to the federal investigation say the two officers are the focus of a probe into the death of Henry Glover, an Algiers man who perished at Habans, the SWAT team’s elementary school compound, one day after the McCann shooting. Glover’s charred remains were later pulled out of a scorched Chevrolet Malibu near the 4th District police station.
Winn, a Marine reservist who saw combat in Iraq, recently was assigned to the criminal intelligence bureau. Scheuermann, most recently assigned to the 1st District, is on sick leave.
“For whatever reason, the government considers them targets but it’s unclear what they’ve been accused of,” said Eric Hessler, an attorney representing Winn. “I think it shows they were on the front lines, not in an office or holed up somewhere. They were out there addressing the situations that arose, situations that were thrust upon them.”
Hessler said the officers who patrolled the city without leadership or resources are now being unfairly targeted. He blames top NOPD officials for leaving officers in the lurch.
“They didn’t have food, water, leadership,” he said. “You have guys that stepped up to the plate and did incredible things.”
No civilian witness interviews
Typically, when an NOPD officer fires a gun at a citizen, the department’s homicide unit examines the incident to make sure the shooting was justified. During separate interviews in November 2005, Winn and Scheuermann told homicide investigators they had acted correctly in shooting McCann because he posed a serious and immediate danger.
Both said they were convinced McCann was poised to ambush the officers who were headed in his direction on the road below.
New Orleans Police Capt. Jeff Winn briefs law enforcement officers about their mission to look for people with guns in the Fischer public housing development on Sept. 7, 2005. According to police documents, Winn organized a strike force of SWAT cops and K-9 officers to investigate the water truck incident in which Keenon McCann was shot.“I could clearly see that he was armed with a blue steel automatic handgun,” Winn said in an interview with an NOPD detective, adding that McCann “appeared to be observing the oncoming officers as if he was laying in wait for them.” McCann was planning “to shoot one of those officers as they approached,” Winn said.
Scheuermann agreed. McCann was “intent on hurting or killing our police officers,” Scheuermann told an NOPD investigator. “I felt we had no choice but to protect our police officers.”
The interviews with Winn and Scheuermann formed the core of the investigation, which was led by Detective Sgt. James Anderson, who has since retired. His six-page report does not mention any interviews with police officers who observed the shooting, or civilian witnesses.
The questioning of Winn and Scheuermann was brief, 11 minutes and seven minutes, respectively. Experts who reviewed the interviews as well as Anderson’s report say that’s not enough time for thorough questioning.
Barbara Attard, a police practices consultant, said she understood it was difficult to perform shooting investigations during the post-Katrina period. Still, she figured the interviews in the McCann case should have been more extensive.
“I would say typically an interview with an officer in an officer-involved shooting should be about an hour,” said Attard, who has investigated claims of police misconduct for several California cities.
New Orleans Police Lt. Dwayne Scheuermann pilots his boat to rescue people in the Lower 9th Ward on Aug. 29, 2005. His interview in the police probe of Keenon McCann’s shooting lasted just seven minutes.
Attard and other experts faulted NOPD detectives for failing to ask tough questions of their fellow officers or use the conversations to gain a full understanding of the events leading up to the shooting. “I’ve never seen interviews like this,” Attard said. “These aren’t probing interviews.”
NOPD detectives didn’t address some key issues, transcripts of the interviews show. It’s not clear, for example, how far Winn and Scheuermann were standing from McCann when they began firing; how many shots they fired; how many rifle rounds struck McCann; or what damage those bullets did to him.
To be sure, Anderson faced significant obstacles as he tried to reconstruct the event two months after it occurred. Police who were present during the shooting didn’t interview civilians who saw the incident, or get their names and contact information so interviews could be arranged later.
Hessler said that NOPD leadership ordered officers to keep shooting investigations short, which hampered the followup probes.
“There was a standing order that police shootings were not to be investigated in the manner they normally were,” he said. “But I don’t think an adequate investigation could have been done. … They lacked the resources.”
The holes in the investigations — lack of corroboration, specific details and evidence — are coming back to haunt the involved officers, Hessler said.
“The police officers that pulled the trigger now have to go before grand juries and judges to determine whether they were right or wrong. They are concerned about the lack of corroborating evidence. It’s certainly not their fault. It’s all rolling downhill.”
Anderson’s report on the McCann shooting touches only briefly on the central issue: If McCann was armed, why didn’t police recover a weapon?
From his research, Anderson concluded that McCann got rid of the handgun before the police could grab him. “It is believed that McCann could have tossed the weapon into the flooded waters” beneath the overpass “or discarded the weapon on the overpass where it was picked up by one of the hundreds of evacuees,” Anderson wrote.
Anderson didn’t rule one way or another on the shooting, instead stating: “Final disposition of this case will be determined after consultation with the Orleans Parish District Attorney’s office.”
His report was sent to the DA in April 2006, when the office was held by Eddie Jordan, according to documents from the prosecutor’s office. The DA did not act, suggesting that prosecutors found the shooting justified. Winn and Scheuermann weren’t punished by the NOPD for the incident, disciplinary records indicate.
Dennis Kenney, a professor at John Jay College of Criminal Justice in New York City, called the NOPD’s probe into the McCann shooting superficial. “It’s a poor investigation,” said Kenney, a former police officer who currently trains Colombian law enforcement agents. The shooting “requires substantially more investigation by the department.”
‘It all started with the truck’
When McCann’s wounds had begun to heal, Corey Smith picked him up from the hospital in Baton Rouge. The two men, best friends, had grown up together in the 9th Ward, their homes a few feet apart.
Smith, who now lives in Texas, said McCann spoke extensively to him about the shooting, particularly in the immediate aftermath.
Corey Smith, a friend of Keenon McCann since childhood, picked up McCann from the Baton Rouge hospital after he was shot in 2005. Smith said McCann spoke extensively to him about the shooting. In the days after the shooting, “Keenon was real distraught,” remembered Smith. “He was real shaky, really upset about it. It was anger as well as fear.” McCann “had at least five wounds” scattered across his torso, according to Smith, who said he helped change his friend’s bandages.
“It all started with the truck,” Smith said, recalling what he’d been told. “There was no water so everybody was around the water truck getting water.”
Police yelled for the people clustered around the truck to “Halt!” and then, as the crowd sprinted away from the vehicle, Winn and Scheuermann began firing, Smith said his friend told him. He doesn’t think McCann was armed: “That’s totally bogus,” Smith said. McCann was accompanied by his mother and brother at the time of the shooting.
His family declined to comment for this story.
When McCann left the hospital in October 2005, he faced a new problem: the NOPD wanted to jail him for aggravated assault for allegedly threatening the officers with a gun.
A judge issued a warrant for his arrest, and Crimestoppers announced a $2,500 reward for information leading to his capture. In the spring of 2006 the NOPD ran a bulletin in The Times-Picayune saying McCann was wanted by the authorities. Accompanied by an attorney, John Fuller, McCann turned himself in.
McCann was released quickly on his own recognizance. In April 2008, the district attorney’s office formally declined to charge him, according to Chris Bowman, a spokesman for current District Attorney Leon Cannizzaro. At the time the case was refused, before Cannizzaro took office, the agency’s internal computer system indicated that prosecutors were still waiting for a police report from the NOPD, Bowman said.
McCann, meanwhile, came after the NOPD, filing a civil lawsuit arguing that his rihts had been violated. McCann, the complaint states, wasn’t armed and wasn’t committing any crime when Winn and Scheuermann opened fire.
“After yelling orders for the crowd to disperse, the police officers lowered their weapons and took aim at Mr. McCann,” the complaint states. Though McCann hadn’t committed any crime, the officers shot him “three times” as his mother watched, causing “injuries to his ribcage, hip, kidney, and shoulder,” according to the legal filing.
A court document filed by city lawyers shows the NOPD planned to ask photographer Alex Brandon to testify as a witness to the shooting. Brandon covered the incident while working for The Times-Picayune, snapping the photos that accompany this article. The caption for one of his photos said that Winn and Scheuermann shot at a man who had a gun, though it is not clear whether Brandon saw a gun or was told about it.
Brandon, who now works for The Associated Press, said he couldn’t speak about the incident because of the ongoing federal grand jury probe. But in an essay published in 2007 for a journalism magazine, Brandon made an apparent reference to the shooting. He wrote: “I saw a person shot on the interstate by cops who were trying to get their city back.”
There is no record that McCann’s family ever filed a formal complaint about the incident with NOPD. But plenty of others have complained about heavy-handedness on the part of Scheuermann.
Since 1993, the NOPD’s internal affairs unit has investigated 44 complaints of alleged misconduct by the officer, according to NOPD data, making his one of the department’s thicker files. While investigators cleared Scheuermann in the majority of those cases, he was disciplined for eight violations, including using excessive force and filing “false or inaccurate reports.”
Winn has only one minor violation on his record, dating back to 1994.
McCann’s civil case, meanwhile, never went to trial. While it was pending, in August 2008, McCann was murdered. His girlfriend told police he’d been at her house when he received a phone call from someone telling him to “come outside.” As he walked out onto Dreux Avenue, somebody shot him to death.
The murder remains unsolved.
This series was written by Gordon Russell, Laura Maggi and BrendanMcCarthy of The Times-Picayune and A.C. Thompson of ProPublica. Gordon Russell can be reached at grussell@timespicayune.com. Laura Maggi can be reached at lmaggi@timespicayune.com. Brendan McCarthy can be reached at bmccarthy@timespicayune.com. A.C. Thompson can be reached at a.c.thompson@propublica.org