سیا و انتقال موشک‌های زمین به هوا از لیبی به سوریه


سیا و انتقال موشک‌های زمین به هوا از لیبی به سوریه
تصویری آرشیوی از شلیک یک موشک پاتریوت در رزمایش مشترک اسرائیل و امریکا در سال 2001.
دوشنبه 14 مرداد 1392 | 04:19

بر پایه گزارش‌های منتشره، سازمان جاسوسی امریکا هنگامی که حملات مرگ‌بار علیه کنسولگری امریکا در بنغازی انجام می‌شد، موشک‌های زمین به هوا در لیبی را از طریق ترکیه به شورشیان در سوریه منتقل کرده‌اند.


شبکه سی ان ان گزارش داده است که بنابر تحقیقات انجام شده درباره مرگ کریستوفر استیونز، سفیر امریکا و سه امریکایی دیگر در ماه سپتامبر گذشته، ده‌ها مامور جاسوسی سازمان اطلاعات و امنیت امریکا در منطقه‌ای در نزدیکی کنسولگری این کشور مشغول فعالیت برای انتقال موشک‌ها از لیبی به شورشیان سوریه بوده‌اند.

جزویات فعالیت‌های مقامات امریکایی در بنغازی پس از آن منتشر شده است که برخی نمایندگان کنگره امریکا بر تحقیقات گسترده درباره حمله به کنسولگری و عملیات مخفیانه سیا در این کشور آفریقایی پای فشرده‌اند.

شبکه تلویزیونی سی ان ان اعلام کرد که «بنا بر گزارش یک منبع بسیار نزدیک و آگاه به فعالیت‌های سیا، این اطلاعات بر مبنای آزمون‌های دروغ‌سنجی که از ماه ژانویه بر روی تعدادی از ماموران سازمان جاسوسی امریکا که در عملیات‌هایی در لیبی دخیل بوده‌اند افشا شده است.»

منابع موثق گزارش داده‌اند بیش از آن چه گزارش‌های در این حملات اعلام کرده‌اند، شهروندان امریکایی مجروح شده‌اند.

این در حالی است که سازمان جاسوسی امریکا گفته است که عملیات این سازمان در بنغازی شفاف و مشخص بوده است.

سیا در بیانیه‌ای اعلام کرده است، «سازمان جاسوسی امریکا در کنار کمیته‌های تحقیق همکاری کرده است تا اطلاعاتی درباره حمله به تاسیسات امریکایی در بنغازی را در اختیار آنان قرار دهد.»

با این وجود، سی ان ان می‌گوید که سازمان اطلاعات و جاسوسی تلاش‌های زیادی به خرج داده تا راز‌هایی درباره فعالیت‌هایش در بنغازی را مخفی نگه دارد.

فرانک وولف، یکی از سناتورهای جمهوری‌خواه امریکا دراین باره گفته است که «به نظر من این نوعی پرده‌پوشی است و فکر می‌کنم تلاشی است برای مخفی کردن برخی اقدامات و مردم امریکاه هم چنین نظری دارند.»

تحلیلگر امریکایی: آیا واشنگتن در پی تکرار یک عملیات پرچم دروغین دیگر است؟

تحلیلگر امریکایی: آیا واشنگتن در پی تکرار یک عملیات پرچم دروغین دیگر است؟

دکتر کوين برت

مقامات امریکا پیش از این هم نشان داده‌اند که می‌توانند تمامی اهالی بوستون در ایالت ماساچوست را مجبور کنند که پس از حادثه‌ی پرچم دروغین انفجار در ماراتون بوستون یک روز تمام در خانه‌هایشان بمانند."

دولت امریکا با صدور یک هشدار جهانی شهروندان خود را از سفر خارجی در طی ماه آگوست بر حذر داشته است، این کشور همچنین ۲۱ سفارت و کنسولگری خود در سراسر جهان را تعطیل کرده است.



مقامات امریکا می‌گویند ممکن است تروریست‌های «القاعده» در این ماه به اهداف غربی حمله کنند. کجا؟ در هر کجای این کره‌ی خاکی. چگونه؟ هیچکس نمی‌داند. چرا؟ سوال خوبی است.


تا کنون هیچ‌گونه اطلاعات خاصی درباره‌ی چند و چون این تهدید تروریستی افشا نشده است.


بیش از یک میلیارد تن غربی روی زمین زندگی می‌کنند. ظاهرا همه آنها باید تا پایان ماه اگوست در خانه‌هایشان باقی بمانند. اگر هر یک از آنها پا از درِ خانه‌هایشان بیرون بگذارند از سوی القاعده منفجر می‌شوند و آنگاه است که دولت امریکا می‌گوید «بله! ما که به شما گفته بودیم.»


آیا آنها واقعا انتظار دارند یک میلیارد نفر در سراسر جهان یک ماهِ تمام درِ خانه‌هایشان را قفل کنند و همان جا باقی بمانند؟


لابد همینطور است. مقامات امریکا پیش از این هم نشان داده‌اند که می‌توانند تمامی اهالی بوستون در ایالت ماساچوست را مجبور کنند که پس از حادثه‌ی پرچم دروغین انفجار در ماراتون بوستون یک روز تمام در خانه‌هایشان بمانند.


آنها مردم یک شهر را برای یک روزِ تمام در خانه‌هایشان حبس کردند و ظاهرا اکنون می‌خواهند برای یک ماهِ تمام کل جهانِ غرب را حبس کنند.


پس از آن، احتمالا کل جهان را برای یک سال، منظومه شمسی را برای یک دهه و کهکشان را برای یک قرن تعطیل خواهند کرد. اینطور نیست؟


به نظر می‌رسد گستاخی این افراد هیچ حد و مرزی ندارد.


چرا سران امریکا باید بخواهند چنین هشدار مضحکی را صادر کنند؟ ناگفته پیداست که هدف آنان نجات دادن جان افراد نیست. در هیچ کجای جهان عرب خطر تروریستی‌ای که به لحاظ آماری قابل توجه باشد وجود ندارد. احتمال اینکه به غربی‌ها صاعقه بزند از احتمال اینکه گرفتار تروریست‌ها شوند بیشتر است. اینکه به یک میلیون نفر درباره خطری هشدار بدهیم که اصلا وجود ندارد با عقل جور در نمی‌آید.


دست کم اگر این هشدار را همانگونه که به نظر می‌رسد بپذیریم اینگونه نخواهد بود.


از این رو ناگفته پیداست که یک دستور کار مخفی در کار است.


این دستور کار چه می‌تواند باشد؟


دستور کارِ نه چندان پنهانِ پشت این موضوع و دیگر «هشدارهای پوچ تروریستی» ساده است. به این روش دروغ پراکنی و تشویش اذهان عمومی گفته می‌شود.


سران امریکا می‌خواهند تمام کشورهای غربی را از تروریسم بترسانند. آنان به ویژه قصد دارند ترس از «تروریسم اسلامی» را گسترش دهند. هدف آنان این است که ترس و وحشتی که به واسطه‌ی عملیات پرچم دروغین ۱۱ سپتامبر به وجود آمد را همچنان حفظ کنند.


تمامِ جهان غرب، به ویژه امریکا هنوز هم از اختلال تنش‌زای پس از رویدادِ ۱۱ سپتامبر رنج می‌برند. (روانشناسی به نام مارتا استاوت شواهدی یافته است مبنی بر اینکه اکثریت مردم امریکا به سبب تصاویر واقعه ۱۱ سپتامبر که از تلویزیون مشاهده کرده‌اند از اختلال تنش‌زای پس از رویدادِ بالینی رنج می‌برند.) صدها میلیون تن از مردم امریکا هنوز تحت تاثیر این گفته که «از تروریست‌ها بترسید، از دولت اطاعت کنید و این مزخرفات را باور کنید» قرار دارند.


مردمی که فکر باور می‌کنند دو هواپیما می‌تواند سه آسمان خراش را با خاک یکسان کنند و اینکه این ساختمان‌های بلند می‌توانند سقوط آزاد داشته باشند و در یک خط صاف به زمین بیفتند، هر چیزی را باور خواهند کرد. این افراد هرگز شورش نخواهند کرد، مهم نیست که تا چه حد با آنان و فرزندانشان بد رفتاری شود. چنین افرادی به واقع دیگر کاملا انسان نیستند؛ آنان به مرده‌های متحرکی (زامبی) بدل شده‌اند که تحت نفوذ شوک رسانه‌ای ۱۱ سپتامبر قرار دارند، ذهن آنان کنترل می‌شود.


اصلا جای تعجب نیست که فیلم زامبی‌ها این روزها تا این حد پرطرفدار شده است. صدها میلیون مرده‌ی متحرک این روزها در سراسر جهان غرب سرگردانند... کار می‌کنند، به خرید می‌روند، به منزل رفته و تلویزیون تماشا می‌کنند، می‌خوابند و درباره‌ی تهدیدهایِ تروریستی خیالی که وجود واقعی ندارند و دولت آن را به خوردشان داده کابوس می‌بینند.


آنان هر گاه که دولت اخطاریه‌ای پوچ درباره‌ی یک خطر تروریستی مطرح می‌کند مانند «سگِ پاولف» واکنش نشان می‌دهند. ابتدا آب دهانشان راه می‌افتد، سپس خرناس می‌کشند و در آخر نیز از ترس به خود می‌لرزند.


هنگامی که فرد هیپنوتیزم کننده می‌خواهد مطمئن شود که سوژه به کلی از خود بی خود شده و تحت کنترل وی قرار دارد، با درخواست از سوژه برای انجام کارهای مضحک وی را «بررسی» می‌کند. به طور مثال، ممکن است به او یک عدد پیاز بدهد و بگوید «از این سیب خوشمزه یک گاز بزن!»


اگر سوژه پیاز را به طور کامل بخورد و فکر کند که در واقع یک سیب خورده است، فرد هیپنوتیزم کننده درخواهد یافت که سوژه هنوز هم در نشئگی به سر می‌برد.


به همین خاطر است که دولت امریکا به صدور هشدارهای مضحک «تروریستی» ادامه می‌دهد، هشدارهایی که احتمالا هیچ انسان عاقلی آن را جدی نخواهد گرفت. دولت امریکا قصد دارد مطمئن شود که هنوز شمار بسیاری از مردم در نشئگیِ وحشت‌آور پس از حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر قرار دارند. هنگامی که گویندگان فاکس نیوز با لحنی کاملا جدی اعلام می‌کنند که یک میلیون تن باید برای یک ماه تمام به خاطر تهدید نامشخص «القاعده» در خانه بمانند، مردم امریکا به جای آنکه از خنده پخشِ زمین شوند و تلویزیون‌های خود را از پنجره بیرون بیاندازند و عازم واشنگتن شوند تا رهبران خود را مجازات کنند، حرفشان را باور می‌کنند، آنگاه دولت نیز که سعی دارد ذهن این مردم را تحت سیطره‌ی خود داشته باشد اطمینان حاصل می‌کند که این وحشت عمیق همچنان جانِ آنان را تسخیر کرده است. متاسفانه، هشدارهای مسخره‌ی تروریستی تنها راهی نیست که دولت امریکا برای تحت سلطه نگاه داشتن این مردم انجام می‌دهد.


حمله‌ی کاذب و پرطرفدار پرچم دروغین سلاحی است که حتی از این هم قوی‌تر است.


از زمان «حادثه بزرگ» ۱۱ سپتامبر، وقوع شماری از حملات پرچم دروغینِ جزئی‌تر در سراسر جهان به حفظ این ترسِ توهم‌گونه از جنگ با ترور کمک کرده است. آخرین نمونه این عملیات‌ها، عملیات شرکت نظامی کرفت اینترنشنال در بوستون بود.


از این رو، هنگامی که دولت امریکا می‌گوید «مراقب باشید! ممکن است در این ماه یک حمله تروریستی بر ضد اهداف غربی انجام شود» احتمالا قصد دارد اذهان عمومی را برای انجام یک عملیات پرچم دروغین دیگر آماده کند.


در تابستا سال ۲۰۰۱ نیز از همین نوع اخطارهای نامشخص عنوان شد، با وجود این، دولت امریکا دقیقا از جزئیات حادثه‌ی پیش رو در ۱۱ سپتامبر آگاهی داشت، چرا که خود به همراه دوستان اسرائیلی‌اش این حمله را انجام داد.


سوزان لینداور، افشاگر سازمان سیا آشکار کرد این سازمان، از جمله مافوق وی ریچارد فیوز ماه‌ها پیش از وقوع حمله ۱۱ سپتامبر به طور کامل و دقیق از جرئیات آن خبر داشتند. گروهی از افشاگران اف‌بی‌آی نیز از جزئیات عملیات پرچم دروغین ۱۱ سپتامبر آگاه بودند و سعی کردند به واسطه‌ی تماس با جان اشکرافت، دادستان کل مانع وقوع این رویداد شوند اما مقامات ارشد اف بی آی آنان را با تهدید به مرگ ساکت کردند. رندی گلس، افشاگر اف‌بی‌آی نیز افشا کرده است که فرانسیس تیلور، یکی از مقامات عالی رتبه‌ی وزارت خارجه امریکا نیز پیش از وقوع عملیات پرچم دروغین ۱۱ سپتامبر درباره چند و چون آن اطلاع دقیق داشته است. تیلور به گلس دستور داد که دهانش را ببندد و درباره حملات آتی به ساختمان‌های منهتن جنوبی چیزی نگوید.


دولت امریکا امروز در اگوست ۲۰۱۳، درست مانند اگوست سال ۲۰۰۱، هشدارهایِ پوچ و نامشخص می‌دهد. آیا آنان قصد دارند سطح نشئگی و ناآگاهی ما را بسنجند و یا اینکه صحنه را برای برپایی یک عملیات پرچمِ دروغینِ بزرگ دیگر آماده کنند؟


مترجم: پروانه کریمی




دکتر کوين بَرِت ، اسلام‌شناس و تحليل‌گر مسايل امريکا و خاورميانه است. برت بارها در فاکس نيوز، سي ان ان، پي بي اس و ساير شبکه‌هاي خبري حضور يافته و براي نيويورک تايمز، کريستين ساينس مانيتور، شيکاگو تريبيون و ساير روزنامه‌ها و مجلات نيز سر مقاله و مقالاتي نوشته است. برت در دانشکده‌ها و دانشگاه‌هايي در سن فرانسيسکو، پاريس و ويسکانسين تدريس کرده است و سال 2008 نيز به عنوان نماينده اين ايالت در کنگره امريکا پذيرفته شد. وي نويسنده کتاب‌هاي «جهاد حقيقي: مبارزه حماسي من بر ضد دروغ بزرگ 11 سپتامبر» (در سال 2007) و «زير سوال بردن جنگ با تروريسم: مقدمه‌اي براي راي‌دهندگان به اوباما» است. کوين برت، داراي مدرک دکتراي در زمينه اسلام‌شناسي-عرب شناسي است.

پیشنهاد جالب شاهزاده زن سعودی به وزرای کابینه


پیشنهاد جالب شاهزاده زن سعودی به وزرای کابینه

شاهزاده
شاهزاده "بسمه" بنت سعود بن عبد العزيز
شاهزاده "بسمه بنت سعود بن عبد العزيز"، وزرای کابینه سعودی را به اختصاص یک ماه حقوق خود برای کمک به فقرای عربستان دعوت کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، "بسمه" در پایگاه اجتماعی تویتر و در فراخوان جوانان عربستانی در شبکه اینترنت تحت عنوان "حقوق ما کفایت نمی کند"، از وزرای سعودی خواست که یک ماه هم که شده، حقوق کلان خود را برای کمک به مردم فقیر اختصاص دهند.

فعالان عربستانی اخیراً جنبشی را در پایگاه تویتر به راه انداخته و طی آن از ملک عبدالله خواسته اند که میزان حقوق همه کارمندان و بازنشستگان و مبالغ پرداختی به دانشجویان را افزایش دهد و قیمت کالاها و اجناس را کنترل کند و فرصت های شغلی جدید را برای افراد جویای کار فراهم کند.

اما روزنامه الوطن عربستان به نقل از "عبد الرحمن السدحان" دبیر کابینه عربستان نوشت که طرح مطالبه افزایش حقوق، برای فتنه انگیزی است و افرادی که نمی خواهند عربستان درامنیت و ثبات باشد و مانند برخی از کشورهای ناآرام متشنج شود، چنین طرحی را ارائه کرده اند.

در همین حال، این شاهزاده زن سعودی خطاب به وزرای کابینه نوشت: دراین روزهای پربرکت از مسئولان و وزرای عربستانی می خواهم که به اصول و ارزش های انسانی عمل کنند و حق و حقوق مردم را بدهند و به آن ها توصیه می کنم که در ماه پربرکت رمضان از حقوق ماهانه خود  به نفع مردم عربستان صرف نظر کنند و من نیز نخستین کسی خواهم بود که در این راه پیش قدم می شوم.

شاهزاده بسمه که مادرش لبنانی است و بیشتر وقت خود را در لبنان و انگلیس می گذراند، در صفحه رسمی خود در تویتر نوشت: "باید آرامش برقرار باشد تا به خواسته هایمان دست یابیم"

وی مدعی شد: ارزش های ما در عربستان اجازه نمی دهد که در قالب گروه های مختلف، بر ضد حکام خود خروج کنیم، در کشورهای دیگر دیدیم که چه اتفاقاتی رخ داد و ما نمی خواهیم آنچه که در کشورهای دیگر روی داد، درعربستان هم اتفاق بیافتد.

وی در ادامه مردم عربستان را به صبر و بردباری دعوت کرد و گفت: از مردم عربستان می خواهم که در برابر ظلم و تعدی، صبر پیشه کنند، زیرا زمانی که خداوند در آن تغییرات را اجرا می کند، به زودی فرا می رسد و وضعیت طبق آیه شریفه "انما يقول له كن فيكون" تغییر خواهد کرد.

وی خطاب به "ابراهیم العساف" وزیر دارایی عربستان گفت: "ای وزیر! حقوق مردم کفایت مخارج را نمی کند، نادیده گرفتن خواسته های مردم عربستان - که مردمی اصیل و با اخلاق هستند- کافی است.
شاهزاده بسمه، وزیر دارایی عربستان را مسئول بخشی از فراخوان اعتراضی مردم معرفی کرد.

ده میلیون سعودی زیر خط فقر هستند

كل جمعيت عربستان 22 ميليون نفره!!!!!!!!

ده ميليون سعودي زير خط فقر هستند
ده ميليون سعودي زير خط فقر هستند
در عربستان سعودی حقوق بیش از ده میلیون نفر برای تامین هزینه های زندگی آنها کافی نیست.

به گزارش روز یکشنبه پایگاه خبری شبکه العالم، "توفیق السیف" اندیشمند عربستانی تاکید کرد: حقوق ماهانه بیش از ده میلیون نفر از شهروندان در عربستان سعودی متناسب با هزینه های زندگی و نیازهای روزانه آنها نیست.

وی در برنامه ای تلویزیونی گفت: طبق آمار وزارت امور اجتماعی، در عربستان بیش از سه میلیون فقیر از کمک های دولتی استفاده می کنند.

"توفیق السیف" از دولت عربستان خواست برای افزایش حقوق این افراد اقدام کند. وی خاطرنشان کرد، جامعه با توجه به وجود ثروت هنگفت و مقادیر زیادی پول به علت افزایش قیمت نفت، به این اقدام نیاز دارد.

فعالان عربستانی اخیرا با انتشار فراخوانی در اینترنت تحت عنوان "دستمزدها با نیازها متناسب نیست" از "عبدالله بن عبدالعزیز" پادشاه این کشور درخواست کردند حقوق همه کارمندان، بازنشستگان و دانشجویان را افزایش داده و قیمت کالاها را تثبیت نماید. همچنین آنها با طرح مشکلات شهروندان خواستار ایجاد فرصت های شغلی جدید برای بیکاران شدند و مشکلات بسیاری از شهروندان در زمینه پایین بودن دستمزدها در مقابل افزایش قیمت کالاها را مطرح کردند.

این اندیشمند سیاسی در واکنش به سخنان "عبدالرحمن السدحان" دبیر هیأت دولت عربستان که مدعی شده بود هدف از این فراخوان فتنه انگیزی است، گفت: این ادعا نشان می دهد که آنها مشکلات و نیازهای شهروندان را درک نمی کنند. السدحان باید از ملتی که خواستار افزایش حقوق خود هستند، عذرخواهی کند.

وی اظهار داشت: آنها طرفدار فتنه نیستند بلکه شهروندانی هستند که احقاق یکی از حقوق شان را خواستارند؛ مردم می خواهند درآمدشان مطابق با ثروت ملی و درآمد کشور باشد.

توفیق السیف درخواست کرد دولت عربستان با خواسته ها و نیازهای مردم شفاف تر برخورد کند.  

 

جزئیات جدید درباره سرنوشت دو اسقف سوری

جزئیات جدید درباره سرنوشت دو اسقف سوری

خبرهاي جديد درباره دو اسقف ربوده شده سوري
خبرهاي جديد درباره دو اسقف ربوده شده سوري
خبرنگار شبکه العالم با اشاره به زنده بودن اسقف های ربوده شده سوری، از جزئیات جدیدی درباره سرنوشت آنها خبر داد.

خبرنگار شبکه العالم روز یکشنبه به نقل از منبع خاصی در حلب گزارش داد، یک دیپلمات انگلیسی تأکید کرده که دو اسقف ربوده شده در حلب، هنوز زنده هستند و داخل خاک ترکیه نگهداری می‌شوند.
خبرنگار العالم گفت، این دیپلمات انگلیسی اطلاعات خود را در این زمینه از "چارلی دنت" از اعضای کنگره آمریکا به دست آورده. وی گفته است که این دو اسقف تحت نظر گروه‌های مسلح وابسته به شورای استانبول و اخوان المسلمین هستند.
به گفته این منبع، هدف از این اقدام اجرای طرح ترکیه در انتصاب "یوسف چیتین" اسقف استانبول به جای "زکا عیواص" است.
عناصر مسلح حدود 4 ماه قبل نزدیک شهر حلب "بولس الیازجی" و "یوحنا ابراهیم" را ربوده و راننده این دو اسقف را کشتند.

پشت پرده فروپاشی امپراطوری عثمانی + تصاویر


امپراطوری عظیم عثمانی چگونه «فروپاشید»؟ چه کانون های متنفذی این فروپاشی بزرگ را هدایت می کردند؟ نقش یهودیان مخفی و انگلستان در این میان چه بود؟ چه کسانی از فروپاشی عثمانی سود بردند؟ با گزارش ویژه مشرق همراه باشید تا با پشت پرده کثیف حاکم بر سیاست های یهودی - ماسونی اشنا شوید.
گروه گزارش ویژه مشرق - در گذشته ای نه چندان دور، امپراتوری عثمانی بخش قابل توجهی از جهان را برای مدّت بیش از 5 قرن زیر نگین خلافت خود داشت، در تمامی شرق اسلامی به جز «فارس(ایران)» همه جا پرچم منقوش به ماه و ستاره در اهتزاز بود؛ چنان که تا به امروز همین نقش را در سراسر جهان به عنوان نشان اسلامیّت و اسلامگرایی می شناسند.

پرچم منقوش به ماه و ستاره
پرچم امپراتوری قدرتمند عثمانی

در بخشی از این خلافت بزرگ اسلامی، «فلسطین» و «بیت المقدّس»، چون نگینی می درخشید و در مرکز آن مسجد بزرگ «ایاصوفیه»، که روزگاری جهان مسیحی به داشتن کلیسایی چون آن به خود می بالید. به هر روی، اهتزاز این پرچم در شرق و سایه نشینی مسیحیّت و انزوای یهودیّت، خوشایند غرب مسیحی و یهودیّت صهیونیستی که سودای تصرّف بیت المقدّس و تأسیس حکومت جهانی را در سر می پرورید، نیامد. از همین رو همه توان خود را در وجوه مختلف مصروف براندازی این امپراتوری نمود.

ما در این نوشتار برآنیم تا به علل انحلال این امپراتوری عظیم اسلامی بپردازیم و سعی ما براین است تا حجاب حقایق برکنیم بدآن امید که دست های پنهان در فروپاشی این دولت نمایان گردد.
 

مسجد بزرگ «ایاصوفیه» یکی از بارزترین و زیباترین نمونه‌های باقی‌مانده معماری دوره بیزانس است
 که درابتدا کلیسا بوده و بارها بازسازی شده است.
این مکان، پس از تصرف استانبول توسط ترک‌های عثمانی در سال ۱۴۵۳، به مسجد ایاصوفیا تبدیل گردید.
 


تصویری از اورشلیم(بیت المقدّس) از کوه زایون(صهیون)
 


بیت المقدّس(اورشلیم) در زمان کنونی

در ابتدا به معرفی موجزی از امپراتوری عثمانی می پردازیم.

منشأ پیدایش
مغولان پس از تسخیر آسیای مرکزی و ایران، بغداد را در سال 1258 میلادی تصرف کردند و مستعصم آخرین خلیفه عباسی و خانواده اش را به هلاکت رساندند و به فرمانروایی پانصد ساله سیاسی و مذهبی عباسیان خاتمه دادند. در این زمان شاخه‌ای از ترکهای اوغوز در اواخر امپراتوری سلجوقیان ازترکستان به آسیای صغیر کوچ کردند.  سلجوقیان روم که قسمتی از سلسله دولتهای سلجوقی بودند در این سرزمین فرمان می‌راندند. ترکان عثمانی اندک اندک در نواحی غرب آناتولی به یک قدرت منطقه‌ای و متحد سلاجقه تبدیل شدند وبعدا جانشین سلجوقیان گشتند. ایشان نام خود را از عثمان اول پسر ارطغرل که رهبر ایل ایشان بود گرفته بودند.

اقتدار و شکوه امپراتوری عثمانی
دولت عثمانی در سده‌های هفتم و هشتم هجری (سیزدهم و چهاردهم میلادی) در سرزمین آناتولی ظهور کرد. از سده چهاردهم، به رهبری بایزید اول (ایلدرم بایزید)، قلمرو آن در قاره اروپا گسترش چشمگیر یافت و در اوائل نیمه دوم سده پانزدهم با فتح قسطنطنیه، به رهبری سلطان محمد دوم (فاتح)، در مقام تنها وارث امپراتوری امپراتوری روم شرقی (بیزانس) جای گرفت. بدینسان، در پایان سده پانزدهم دولت عثمانی به اوج اقتدار و شکوه خود دست یافت؛ اقتدار و شکوهی که بیش از یک سده دوام آورد.
 

سلطان محمد دوم ملقب به محمد فاتح هفتمین پادشاه دولت عثمانی بود. در زمان او قسطنطنیه فتح شد.
 


فتح قسطنطنیه در زمان سلطان محمد دوم(فاتح)

سرآغاز انحطاط امپراتوری عثمانی
مورّخین مرگ سلیمان قانونی (۵ سپتامبر ۱۵۶۶ میلادی) را نقطه عطفی در تاریخ عثمانی و سرآغاز فرایند انحطاط تدریجی این دولت می‌دانند. دولت عثمانی سرانجام در سال 1922 میلادی از جغرافیای سیاسی جهان حذف گردید.
 

سلطان سلیمان اول معروف به سلطان سلیمان قانونی یا محتشم

علل فروپاشی امپراتوری عثمانی
 در تبیین علل انحطاط عثمانی به طور عمده باید به عوامل زیر توجه کرد:

1- افزایش نامتوازن جمعیّت و پیامدهای آن
« در طول سده شانزدهم ، جمعیت عثمانی به شکلی عظیم افزایش یافت. این افزایش جمعیت بر روند افزایش سطح زیر کشت اراضی کشاورزی پیشی گرفت، تعادل میان این دو از دست رفت و به پیدایش توده کثیری ”اضافه جمعیت" انجامید»1
استانفورد جی شاو(Stanford Jay Shaw) در این باره می گوید:

« مشکلات ازدیاد جمعیت بیشتر از افزایش شدید موالید و کاهش میزان مرگ و میر ناشی می شد و همین امر خود ازیک دوره صلح و امنیت در امپراتوری عثمانی و کاهش شیوع طاعون نشئت می گرفت. بنابراین، میزان جمعیت خواستار کار و زمین بسیار فراتر از امکانات امپراتوری بود»2
 

استانفورد جی شاو- تاریخدان آمریکایی در زمینه تاریخ عثمانی بود

افزایش جمعیت هرچند به جهت استراتژی های نظامی کارآمد به نظر می رسید و می توانست در امور جنگی مورد استفاده قرار گیرد و عامل جدّی در ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان امپراتوری عثمانی به حساب آید ولی پس از توقف گسترش عثمانی در قاره اروپا در پایان سده شانزدهم، به عاملی مؤثر در نابسامان نمودن اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این امپراتوری تبدیل شد. به طوری که شمار جوانان بیکار رو به ازدیاد رفت و مشکلات فراوانی را برای این امپراتوری به همراه آورد. « در اینجا این پرسش بنیادین مطرح است که چرا در اروپای غربی پدیده « انفجارجمعیت» به عاملی مهم در توسعه این مناطق بدل شد و در پایه ظهور تمدن جدید غرب قرار گرفت ولی درعثمانی تأثیری معکوس بخشید؟»3

به منظور پاسخ دادن بدین سؤال بایستی به دو عامل مهم در این جریان اهتمام بورزیم:
عامل اول: نخست اینکه برخلاف امپراتوری عثمانی در قاره اروپا چنین ازدیاد جمعیت نامتوازنی صورت نپذیرفته بود و لذا توازن میان افراد و زمین های کشاورزی و خدمات اجتماعی برقرار ماند و حتی بهبود بخشید.

در ضمن در بسیاری از کشورهای اروپایی پدیده ای با نام انفجار جمعیت تا قبل از سده نوزدهم تعریف خاصی نداشته است. به عنوان مثال « جمعیت انگلستان حتی تا پایان سده هجدهم رشدی کند داشت و از چهار میلیون و هفتصد هزار نفر در سال 1700 میلادی به 5/5 میلیون نفر رسید. تنها در سده نوزدهم بود که این کشور با پدیده ای به نام « انفجار جمعیت» مواجه شد»4 سایر دول اروپایی نیز تجربه ای مشابه دارند.

عامل دوم: با کشف قاره آمریکا و تهاجم گسترده اروپاییان به این قاره در سده شانزدهم نه تنها مشکل نبود یا کمبود زمین های کشاورزی و حاصلخیز مرتفع شد بلکه با کشتار و نسل کشی عظیم و بی رحمانه اروپاییان از بومیان آن منطقه، سیل مهاجرت اروپاییان به قاره آمریکا آغاز شد. به عنوان نمونه « در پی سلطه بریتانیا بر جزایر هند غربی، جمعیت این منطقه از 50 هزار نفر به یک میلیون نفر افزایش یافت و درسال 1760 تنها درمنطقه ویرجینیا حدود 200 هزار اروپایی و 200 هزار برده سیاه می زیستند»5

 

سیل مهاجرت اروپاییان به قاره آمریکا پس از سفر اول کریستف کلمب

با دقت در دو عامل بالا به پاسخ سؤال مذکور نائل می شویم ازآنجاکه عثمانی ها صرف نظر از غارت و کشتارهای مرسوم، کشورگشایی هایشان را در غالب فرهنگ شرقی- اسلامی صورت می دادند و هرگز در منطقه متصرفه به نسل کشی و امحاء دست جمعی دست نمی زدند. درحالی که با اتخاذ سیاست امحاء همانند اروپاییان، جمعیت اضافی سرزمین های خود را در مناطق حاصلخیز اروپا قرار دهند.

2- سلطه اروپای غربی بر قاره آمریکا و سَیَلان ثروت این قاره به این منطقه
در سال 1492 میلادی کریستف کلمب وارد جزیره ای مرجانی شد که بعدها باهاماس(Bahamas) نام گرفت. آنها در ابتدا گمان می کردند که به منطقه هندوستان رسیده اند و اهالی بومی آن منطقه را هندی(Indian)  نامیدند. کلمب از باهاماس خارج شد و به سفر خود ادامه داد و چندین جزیره دیگر در منطقه شناسایی و کشف نمود که از جمله آنان می توان به هیسپانیولا(Hispaniola) (قسمتی از هائیتی و جمهوری دومنیکن امروزی) اشاره کرد. کلمب و همراهانش از این جزایر جواهرات و طلای فراوانی بدست آوردند و به اسپانیا و نزد ملکه ایزابل بازگشتند.
 

کریستف کلمب
به گفته مورّخین، کلمب مردی طمّاع، حریص، پول دوست و هوس ران بود
 


در سال 1492 میلادی کریستف کلمب وارد جزیره ای مرجانی شد که بعدها باهاماس(Bahamas) نام گرفت.
 
 دراین زمان بود که قاره جدید با سیل مهاجرت اروپاییان مواجه شد. اروپاییان برای رسیدن به ثروت نهفته در قاره آمریکا به هر اقدام وحشیانه ای از جمله نسل کشی و امحاء دسته جمعی بومیان منطقه دست زدند. سَیَلان ثروت قاره آمریکا به اروپای غربی از اواخر سده شانزدهم میلادی تأثیر بزرگی بر تسریع در فروپاشی و افول امپراتوری عثمانی نهاد. « از زمان کارل پنجم، که خاندان هابسبورگ سلطنت اسپانیا و مستعمرات پهناور آن را در قاره آمریکا نیز به دست آورد، به تدریج این ثروت بیکران به پشتوانه مالی نیرومندی برای جنگ ها و دسیسه های آن علیه عثمانی بدل شد. بخش مهمی از مخارج سنگین حکومت جابرانه و جنگ های خونین کارل پنجم را طلا و نقره آمریکا تأمین می کرد.»6

 

کارل پنجم
بخش مهمی از مخارج سنگین حکومت جابرانه و
 جنگ های خونین کارل پنجم را طلا و نقره آمریکا تأمین می کرد.

« به نوشته دایرة المعارف بریتانیکا تنها در سال 1550 میلادی هفده کشتی برای او[کارل پنجم] سه میلیون سکه دوکات طلا از آمریکا آورد»7 با تکیه بر همین ثروت فراوان بود که خاندان هابسبورگ بعد از مدّت های طولانی توانستند از نفوذ امپراتوری قدرتمند عثمانی بکاهند و به توسعه ارضی آن پایان دهند و آغاز دوران افول امپراتوری عثمانی را کلید بزنند.
 

نشان نظامی امپراتوری هابسبورگ

« در این میان به ویژه سَیَلان نقره قاره آمریکا به بازارهای جهانی بر وضع مالی عثمانی تأثیرات وخیم و علاج ناپذیر برجای نهاد. از سال 1580 میلادی نقره ارزان معادن قاره آمریکا سراسر مملکت عثمانی را پر کرد و بحران مالی شدیدی پدید آورد، در نتیجه ارزش سکه نقره عثمانی(آقچه) به شدت کاهش یافت و بهای کالاها بالا رفت و این نیز به نوبه خود مایه بی نظمی شد.»8 در این میان تورّم شدید و رواج سکه های تقلّبی و کالاهای قاچاق و افزایش روزافزون نرخ بهره و گسترش پدیده شوم و هلاک کننده ربا، بر این اوضاع اسفبار شدّت می بخشید.

3- ورود کالاهای ارزان قیمت به ممالک عثمانی و خروج نقدینگی از این ممالک
همانطور که در اثنای مطلب بیان شد، اروپاییان به سرزمین های قاره آمریکا مهاجرت نمودند و زمین های آن را به کاربستند و ازاین جهت سیل کالاهای ارزان قیمت به سمت مرزهای امپراتوری عثمانی روانه شد و مردمان عثمانی از یک سو به سبب مشکلات مالی و بهای بالای کالاهای عثمانی و ازسوی دیگر به خاطر ارزانی کالاهای وارداتی، به این کالاها روی آوردند و لذا حجم قابل توجهی از نقدینگی امپراتوری عثمانی به سمت غرب و اروپای غربی سرازیر شد. علاوه برآن اروپاییان کالاهایی از جمله قهوه و تنباکو (که غالباً در قاره آمریکا کشت می شد) را در میان مردمان عثمانی رواج دادند و از این جهت عثمانیها را به خود وابسته نمودند.

هامر پورگشتال در این باره می نویسد:
«از جمله کارهایی که در این سال [سال ها] اتفاق افتادند... ظهور تنباکو در مملکت عثمانی می باشد. در مدت پنجاه سال قهوه و تنباکو به طوری در ممالک عثمانی شیوع یافتند که یکی از لوازم زندگی عثمانیان شدند»9
 

هامر پورگشتال: در مدت پنجاه سال قهوه و تنباکو به طوری در
ممالک عثمانی شیوع یافت که یکی از لوازم زندگی عثمانیان شد.

گشاشی بازار ممالک عثمانی بر روی کالاهای مستعمراتی از قبیل تنباکو و قهوه را بایستی به کمپانی های استعمارگر یهودی منتسب دانست. نقش یهودیان به همین موارد محدود منحصر نمی شود و در طول بحث به جایگاه ویژه یهودیّت در روند فروپاشی امپراتوری قدرتمند عثمانی اشاره می نماییم.

سلاطین عثمانی در ابتدا در قبال این وابستگی ها و رواج محصولات وارداتی بی تفاوت بودند تا این که پس از دو دهه سلطان عثمان دوّم در سال 1622 میلادی استعمال تنباکو را به شدت ممنوع کرد. مصرف قهوه نیز در همان زمان ممنوع اعلام شد. به نظر می رسد در آن زمان سلاطین عثمانی مبحث تهدید امنیتی کالاهای وارداتی و وابستگی به آنها را تاحدودی درک کردند. سقوط سلطان عثمان دوم و تزلزل حکومت بعدی باعث شد ممنوعیت قهوه و تنباکو کمتر در نظر گرفته شود تا این که در سال 1630 میلادی این ممنوعیت شدیداً پیگیری شد و موجب بهبود وضع اقتصادی ممالک عثمانی گردید. این سختگیری تا سال 1652 میلادی ادامه داشت ولی در سال 1654 میلادی به یکباره مصرف و استعمال تنباکو حتی در میان نظامیان آن چنان رواج یافت که بیم آن می رفت در صورت سختگیری و اعمال دوباره ممنوعیت سبب بروز آشوب و شورش گردد.
 

نگاره ای از سلطان عثمان دوم ملقّب به سلطان جوان

به هرحال واردات بی رویّه کالاهای ارزان قیمت به ممالک عثمانی موجب تضعیف شدید اقتصاد این مملکت و افزایش تورّم و فقر گشت.

4- گشایش راه دریایی تجارت غرب با شرق(هند)
از دیرباز و به ویژه در عصر استعمار، هندوستان در کانون توجه استعمارگران بوده است. در قرون شانزدهم و هفدهم نیز از طرفی دستیابی به ثروت این منطقه در رأس اهداف پادشاهان اروپایی قرار داشته است و از طرف دیگر امپراتوری قدرتمند عثمانی به دلیل سیطره کاملی که بر راه های ارتباطی منتهی به هندوستان داشت مانع رسیدن اروپاییان به هند می شد و یا حداقل هزینه های سفر را برای آنان بسیار بالا می برد. کریستف کلمب طرحی ارائه کرد که طبق آن اروپاییان با سفر دریایی(به سمت غرب) و پیمودن عرض اقیانوس اطلس می توانستند سریع تر و ایمن تر به منطقه هندوستان برسند. کلمب زمین را به صورت یک کره تقریبا 63درصد ارزیابی نمود و فاصله جزایر قناری تا ژاپن را حدود 2300 مایل تخمین زد. فارغ از اهمیّت کشف قاره آمریکا که در این زمان اتفاق افتاد، مهم تر کشف راه جدید دریایی غرب به شرق بود و بعد از کلمب اروپاییان برای تجارت و سفر به شرق از این راه با هزینه و خطر کمتر عازم شرق و خصوصاً هندوستان می شدند.
 

کلمب در حال مطالعه محیط جغرافیایی زمین (قرن پانزدهم)

ویل دورانت در این باره می نویسد:
« تبدیل راه مدیترانه ای- مصری هند به یک مسیر دریایی، و توسعه تجارت اروپا با آمریکا، کشورهای آتلانتیک را ثروتمند و ایتالیا را فقیر ساخت... به تدریج، ملل مدیترانه رو به انحطاط نهادند زیرا از سر راه سفر مردم و کالاها برکنار بودند؛ ملل آتلانتیک، که با تجارت و طلای آمریکا ثروتمند شده بودند، پیش افتادند. این انقلابی بود در راه های تجارت»10
 

ویل دورانت: تبدیل راه مدیترانه ای- مصری هند به یک مسیر دریایی،
 کشورهای آتلانتیک را ثروتمند و ایتالیا را فقیر ساخت

« این تحلیل در مورد عثمانی نیز صادق است که مهمترین دولت حوزه دریای مدیترانه به شمار می رفت و طی سده های چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم میلادی از رونق تجارت زمینی شرق و غرب برخوردار بود»11

بدین ترتیب بخش دیگری از درآمد اقتصادی عثمانیان نیز ازدست رفت و اقتصاد آنان را بیش از پیش رو به زوال نهاد.

5- تقابل نظامی- اطلاعاتی غرب با امپراتوری عثمانی
« حکمرانان غرب از زمان تهاجم بایزید اوّل به اعماق قاره اروپا و شکست در نیکوپولیس(Nicopolis, Nikopol) در 1396 میلادی تهدیدی به نام عثمانی را با اعماق وجود خود شناختند و از آن زمان تلاش برای منحرف کردن این دشمن مقتدر از حرکت به سوی مرکز و غرب اروپا و تضعیف و از میان بردن آن به دغدغه دائمی آنان بدل شد. شکست نیکوپولیس حادثه ای است با چنان پیامدهای شگرف که به تعبیر لسترنج(Le Strange)، شرق شناس انگلیسی"سرانجام اروپا را بیدار کرد" »12.
 

نبرد نیکوپولیس و شکست سخت اروپائیان از عثمانیها
 در این نبرد چیزی نمانده بود که پادشاه مجارستان کشته شود.

حوادث و اقداماتی که در ذیل بدان اشاره شده است را می توان در چارچوب «استراتژی دفع تهدید عثمانی» قرار داد و البته این اقدامات در موارد زیر منحصر نمی شود که بیان تمامی آنان از حوصله بحث خارج است.

الف) چرخش سمت و سوی توسعه طلبی امیر تیمور گورکانی از شرق به غرب و جنگ با بایزید اوّل و قتل او(1400-1403 میلادی)13

ب‌)    شورش شیخ بدرالدین- قاضی یهودی تبار اهل سماون- و همدستان یهودی او در زمان احیای دولت عثمانی به دست سلطان محمد اول(چلپی)14

پ) مهاجرت حدود بیست هزار یهودی از شبه جزیره ایبری به عثمانی(اواخر سده پانزدهم و اوایل سده شانزدهم میلادی)15

ت‌) پیدایش موج خونین شیعه ستیزی و قتل عام شیعیان آناتولی و آغاز جنگ های عثمانی علیه ایران(دهه 1510 میلادی)16

ث‌) آشوب ها و شورش هایی که درست به هنگام تشدید تهدید عثمانی و حرکت آن به سوی اعماق قاره اروپا در سرزمین عثمانی رخ می داد. 17

ج‌) نفوذ در دربار و حرمسرای عثمانی و دسیسه علیه شاهزادگان و نخبگان شایسته و اصلاح طلب و قتل ایشان مانند شاهزاده مصطفی(1553میلادی)و شاهزاده بایزید(1562 میلادی) پسران ارشد سلیمان قانونی و وزرایی همچون ابراهیم پاشا(1536 میلادی) و محمد سوکولی(1579 میلادی) که مخالف دسیسه های جنگ افروزانه علیه ایران بودند. 18

ح‌) استقرار یک کانون اطلاعاتی قدرتمند و مقتدر در دربار و حرمسرای عثمانی برای منحرف کردن استراتژی ها و رویکرهای این امپراتوری که برای نمونه می توان به کانون قدرتمند روکسلانه(خرم سلطان) و اطرافیان او اشاره نمود. 19

خ‌) سلطه بر ضرابخانه و امور مالیه عثمانی و کاهش ارزش پول عثمانی. 20

6- رشد فساد در ساختار سیاسی
«گسترش فساد در رأس ساختار سیاسی که در ظهور حرمسرا به عنوان یک نهاد سیاسی مقتدر، رواج خویشاوندسالاری به عنوان رویه ای تباه کننده در برابر شایسته سالاری و سوءاستفاده از مقام و منصب برای انباشت ثروت شخصی تجلّی یافت.»21

« در ساختار سیاسی عثمانی برای تضمین سلامت نهاد سلطنت تدابیری وجود داشت که در دنیای آن عصر بی نظیر و شگفت انگیز است: در بخش مهمی از تاریخ عثمانی به جز شخص سلطان، سایر اعضای خاندان آل عثمان(شاهزادگان) از مناصب حکومتی کاملا برکنار بودند و رجال کاردان و شایسته زمام امور کشور را به دست داشتند.»22

رویّه بدین شکل بود که سلاطین عثمانی معمولاً یک زن عقدی را به همسری می گرفتند و درواقع حق داشتن چهار زن عقدی به اتباع اختصاص داشت. درضمن این سلاطین همسر خود را از میان کنیزکان و نه از میان اعضای خاندان های مشهور و سرشناس انتخاب می نمودند تا بدین صورت راه خویشاوندسالاری و ورود خویشاوندان به قدرت و حکومت انسداد یابد.

هامر پورگشتال در این باره می نویسد:
«سلطانی که از این زنان[کنیزکان] متولد شده باشد، به واسطه نداشتن اقوام و ارحام وبستگانی دیگر درسلطنت وپادشاهی آزاد و خالی ازقید خواهد بود.»23

سلطان عثمان دوّم اولین پادشاهی بود که رویّه ثابت را خدشه دار نمود و تصمیم گرفت از میان اتباع عثمانی همسر عقدی اختیار کند و همزمان چهار زن عقدی داشته باشد و البته با شورش مردم سرنگون شد.

 به هرحال « فسادی که از عصر [سلطان] سلیمان[قانونی] از طریق کنیزان مجهول الهویه و مشکوک چون روکسلانه(خرم سلطان- همسر سلیمان و مادر سلیم دوم) و نوربانو سلطان یهودیّه(همسر سلیم دوّم و مادر مراد سوّم) و خواجگان بر حرمسرا و دولت عثمانی حاکم شد، تأثیرات فرهنگی و ژنتیکی خود را برحای نهاد. نماد این فساد را می توان در شخصیت فاسد و میگسار سلیم دوم به روشنی دید که با سیره سلاطین سلف مثلاً [سلطان] مراد دوّم به کلی تفاوت داشت.»24
 

روکسلانه(معروف به خرّم سلطان)
 بسیاری در مورد مذهب خرم سلطان با تردید صحبت می کنند و
 در این میان زمزمه های یهودی بودن روکسلانه جدی به نظر می رسد

7- تحجر دینی و انحطاط اندیشه سیاسی
«گسترش و اقتدار طریقت های دراویش(اهل تصوّف) از یک سو و ظهور گروه های خشک اندیش و تحجّرگرا در میان فقها از سوی دیگر تعارض فرهنگی بزرگی در عثمانی سده های هفدهم و هجدهم میلادی پدید آورد که در انحطاط و انجماد فکری عثمانیان مؤثر بود»25

اندیشه های اجتماعی و سیاسی عثمانیان در چارچوب همین انحطاط فکری محبوس ماند و از رشد آن جلوگیری شد. « برجسته‌ترین نماد این تحجر را در اندیشه و عملکرد پیروان قاضی زاده می‌توان دید که دوران اقتدار آن مقارن با دهه های 1630 تا 1650 میلادی است. قاضی زاده به‌کارگیری برخی از آداب و رسوم و سننی را که در زمان پیامبر اسلام (ص) رواج نداشت بدعت و حرام می‌دانست و صوفیان را بدترین بدعت گذاران در دین اسلام می‌شمرد.»26

براندازی صهیونیستی در امپراتوری عثمانی(نقش یهود در براندازی دولت عثمانی)
همانطور که در اثنای گزارش بیان کردیم، پیروان آیین تحریف شده یهود جایگاه و نقش اصلی در روند فروپاشی امپراتوری عثمانی را برعهده دارند. از این رو در این گزارش در محوری جداگانه به اقدامات یهودیّت صهیونیستی در اسقاط و زوال دولت مقتدر عثمانی می پردازیم.

1-اقدامات فرهنگی صهیونیسم علیه امپراتوری عثمانی

1-1- ادبیات بازگشت به صهیون
بی شک خوانندگان محترم با باور یهودیان صهیونیست مبنی بر بازگشت به صهیون یا اورشلیم آشنایی دارند ولی اگر بخواهیم در یک عبارت کوتاه به توضیح و تفسیر این باور خرافی تحریف شده بپردازیم کافی است به جملات اسحاق بن یهودا آبرابانل(Issac Abrabanel)  اشاره نماییم:

« خداوند یک منجی از خاندان داوود خواهد فرستاد، تا ملّت خوار و ذلیل را به «اورشلیم» برگرداند و معبد را بازسازی کند؛ تا قوم دوباره مقدّس شوند... پس از بازگشت قوم به «فلسطین» مردگان زنده خواهند شد.»27
 

اسحاق بن یهودا آبرابانل: پس از بازگشت قوم[یهود] به «فلسطین»
 مردگان زنده خواهند شد.

در طول زمان حکومت عثمانی آثار زیادی با هدف رواج عقاید و باورهای یهودیان صهیونیست مبنی بر بازگشت به اورشلیم نگاشته شد و تبلیغات حجیم و گسترده ای را روانه اذهان اجتماع نمود و بدین شکل حکومت عثمانی را نیز تحت فشار و هجمه تبلیغاتی قرار داد.

2-1-  ترویج ناسیونالیسم و افکار نژادپرستانه

1-2-1- ناسیونالیسم عربی(تأکید بر نژاد عربی)
انجمن های اقلیّت های دینی در سرزمین های عثمانی به ترویج عقاید ناسیونالیسم عربی برای محدود کردن سلطه ترکان عثمانی در مناطقی مثل سوریه، لبنان و فلسطین پرداختند. در این میان انجمن های یهودی و مسیحی نقش بسزایی را ایفا می نمودند به طوری که در دوره ای به فراگیری زبان عربی پرداختند و سپس نشریات مختلف به زبان عربی منتشر نمودند و فعالیت تبلیغاتی زیادی علیه ترکان و سلاطین دولت عثمانی انجام دادند. از آنجا که غالب جمعیّت عثمانیان عرب زبان بودند، این فعالیت ها در جهت تفرقه و ایجاد هرج و مرج بسیار مؤثر بود.

2-2-1- ناسیونالیسم ترکی(تأکید بر نژاد ترکی)
همانطور که بیان شد، هدف انجمن های مذکور تضعیف حکومت مرکزی بود و از این رو این انجمن ها برای هرچه بیشتر دامن زدن به اختلافات شروع به ترویج عقاید، افکار و اندیشه های ناسیونالیسم ترکی نمودند. نشریات مختلف به زبان ترکی با این هدف منتشر شدند. رواج این افکار سلاطین عثمانی را بیش از پیش خودرأی و خودکامه تر و اعراب را بیش تر از قبل خشمگین تر می نمود.

3-1- سلطه ی مطبوعاتی
« اقتدار یهود بر عرصه چاپ و نشر در قرن هجدهم میلادی، وسوسه ی صهیونیسم را جهت سیطره ی کامل بر فرهنگ جهانی، از این طریق برانگیخت و محافل و انجمن های مخفی وابسته به صهیونیسم جهانی را بر آن داشت تا در پوشش های مختلف به فعالیت بپردازند.»28

« در سال 1869 میلادی راشورون خاخام یهودی در سخنرانی خود در شهر «پراگ» درباره ی اهمیّت رسانه ها در نظر یهودیان، گفت: اگر طلا نخستین قدرت ما برای سیطره ی بر جهان است، مطبوعات باید دومین قدرت ما باشد» 29

یهودیان با بهره گیری از صنعت مطبوعات با تمام توان به نشر افکار و باورهای خود و ترویج ناسیونالیسم عربی و ترکی می پرداختند و روز به روز شکاف امنیتی دولت عثمانی را عمیق تر می نمودند.

4-1- فرقه گرایی
« دامن زدن به اختلافات مذهبی و تعمیق جریانات انشعابی اسلامی همواره مورد توجّه دشمنان اسلام قرار داشته است. این مسئله حتی در صدر اسلام و پس از ان با اختلاف در میان شیعیان و اهل سنّت سابقه ای دیرین دارد. ولی آنچه که موجب اقتدار و عظمت امپراتوری عثمانی شده بود، همانا رنگ و بوی اسلامی آن و حمایت و احترام به مقدّسات اسلامی و اصول بنیادین شرع بود، که تحت نظارت و زعامت نهاد شیخ الاسلامی در طول قرن ها محافظت و صیانت شده بود»30

رهیافت تخریب حبل المتین اسلام توسط جریانات معاند و هدایت شده در داخل امپراتوری و خارج از آن، توسط دولتمردان انگلستان به صورت گسترده درپیش گرفته شد.

به عنوان مثال، گلادستون نخست وزیر وقت انگلستان ضمن سخنرانی در پارلمان «انگلیس» پس از کوبیدن «قرآن» بر روی میز گفت:  
« تا این کتاب(قرآن)در میان مسلمانان است، امنیت و اطاعت سرزمین های مسلمان نشین در برابر انگلیس محال است»31
 

ویلیام اوارت گلادستون: تا این کتاب(قرآن)در میان مسلمانان است،
 امنیت و اطاعت سرزمین های مسلمان نشین در برابر انگلیس محال است

از این رو راهبرد افتراق و فرقه گرایی مذهبی در مین جوامع دینی از عمده ترین شگردهایی است که در سیاست خارجی بریتانیا ترسیم شده و با هدایت صهیونیسم همواره پیگیری می شود. «مستر همفر» را می توان از جمله مهمترین مأموران این دستگاه خبیث نام برد. در ادامه گزارش به تعدادی از این فِرَق اشاره خواهیم کرد و برای جلوگیری از اطناب مملّ تنها به توضیح فرقه انحرافی وهابیّت می پردازیم.

1-4-1- وهابیّت در جامعه اهل سنّت
شاید بتوان از فرقه ضالّه و انحرافی وهابیّت به عنوان مهمترین شاهکار سیاسی- مذهبی صهیونیسم انگلیسی یاد کرد. « واضح و مبرهن است که عملیات فرقه سازی از سوی استعمار و امپریالیزم، به خصوص انگلستان، ریشه در معاندات تاریخی زرسالاران و اومانیست های یهودی با ادیان بزرگی چون اسلام دارد.»32 به دلیل همین تأثیرات سیاست خارجی و راهبردی بریتانیا همواره بر دشمنی با اسلام و گسترش فِرَق و فرقه گرایی در جوامع اسلامی بوده است.

فرقه وهابیّت نیز در همین راستا و توسط محمدبن عبدالوهّاب و به تحریک «همفر»(جاسوس انگلستان) صورت گرفت. همفر در خاطراتش درباره تحریک محمدبن عبدالوهاب می نویسد:
« پس از آشنایی و مراوده با محمدبن عبدالوهّاب، بدین نتیجه رسیدم که فرد شایسته برای اجرای مقاصد بریتانیا در منطقه، شخص او تواند بود...من پیوسته در گوش او فرا می خواندم که خداوند تورا از موهبت نبوغ و قریحه ای بهره مند ساخته که به مراتب از علی و عمر بیشتر است. به او می گفتم اگر تو در زمان پیامبر بودی، یقیناً به جانشینی او انتخاب می شدی»33
 

محمدبن عبدالوهّاب(بنیانگذار مکتب ضالّه وهابیّت)
 


کتاب خاطرات مسترهمفر به چند زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

این فرقه در زمان قدرت گرفتن آل سعود به اوج خود رسید و هم اکنون به عنوان مذهب رسمی عربستان سعودی مطرح می شود.
 

محمدبن عبدالوهاب(فرد دوم از سمت چپ)
 در کنار محمدبن سعود، بنیانگذار آل سعود(نشسته)

شاید با بیان نامه زیر که از سوی عبدالعزیز (مؤسس و بنیانگذار عربستان سعودی) خطاب به «پرسی کاکس» نماینده بریتانیا نوشته شده است، حجاب وابستگی وهّابیان آل سعود به صهیونیسم انگلیسی بیش از پیش کنار رود:

« آقای من! سرپرسی کاکس نماینده بریتانیای کبیر عزّتش مستدام باد ... بزرگی خدمات ما را برای بریتانیای بزرگ و دوستی و صمیمیت ما را برای همیشه بپذیرید.

نوکر شما امیر نجد و عشایر آن، عبدالعزیز آل سعود»34
 

پرسی کاکس، نماینده بریتانیا
این نوکر صهیونیسم بین الملل در نامه ای دیگر وابستگی خود را به یهودیان زرسالار چنین تشریح می نماید:

« من سلطان عبدالعزیز بن عبدالرحمن الفیصل آل سعود اقرار و اعتراف می کنم، برای «سر پرسی کاکس» نماینده بریتانیای کبیر، از طرف من مانعی نیست که فلسطین را به مسکینان یهود یا غیر یهود که بریتانیا بخواهد ببخشم. از زیر پرچم بریتانیا بیرون نخواهم رفت تا روز قیامت.»35
 

عبدالعزیز، بنیانگذار و اولین پادشاه عربستان سعودی

2-4-1- بهائیّت در جامعه شیعه

3-4-1- پیوریتانیسم در جامعه مسیحی:
جمعیّتی از پروتستان های افراطی که اعتقاد به «بازگشت به صهیون». آنها در ابتدا «سرزمین آمریکا» را سرزمین موعود می پنداشتند و لذا از انگلستان به آمریکا مهاجرت نمودند و «پیوریتانیسم آمرکایی» را بنا نهادند.

4-4-1- اسرائیلیان انگلیس در میان پیوریتن های انگلیس

5-4-1- بابتیسم منشعب از پروتستان های انگلیس
و فرقه های متعدّد دیگر که مجال آوردن همه آنها نیست.

5-1- قوم گرایی یهودی
برطبق آیات مندرج در «تورات» مانند «اشعیا» غالبِ خاخام ها با تفاسیری که ارائه می کنند، رستاخیز بشری را در «اورشلیم»، امری محتوم و قطعی دانسته و سکونت در «ارض مقدّس» را فریضه ای الهی می دانند. «آرمان رهایی یهودیّت مدّعی است که در آخرالزمان قوم یهود تبدیل به یک قدرت جهانی در «فلسطین» خواهد شد و از آنجا حاکمیّتی عدالت خواهانه بر جهان خواهد داشت. مشاهده می شود که در ورای این اهداف مصلحانه، تأکید ویژه بر قوم یهود وجود دارد، همچنان که از این نکته وحدت بخش، صهیونیسم نهایت بهره برداری را انجام داده و توانسته است تأسیس دولت یهودی در «فلسطین» را به عنوان یک هدف(نه آرمان) قومی جایگزین بسیاری از آرمان های مسیحایی نماید.»36

2-اقدامات اقتصادی صهیونیسم علیه امپراتوری عثمانی
در دوران حامیّت کلیسای کاتولیک که به قرون وسطا معروف است، یهودیان از لحاظ مالی تحت محذوراتی خاصّ قرار داشتند و در نتیجه این محذورات یهودیان از هرگونه مالکیّت غیرمنقول منع می شدند و لذا این امر موجب شد آنان سرمایه های خود را به سمت بخش های تجاری، بازرگانی و صنعتی سیر دهند. بدین ترتیب بیشتر مراکز صنعتی و تجاری و بنادر بازرگانی مهمّ اروپا تحت نفوذ و سیطره یهودیان درآمد. حتی گفته شده مهاجرت کلمب برای راه یابی از غرب به شرق نبوده بلکه ازجهت یافتن سرزمین هایی مناسب جهت سرمایه گذاری یهودیان بوده است. قائلان این مبحث، کمک مالی انجمن برادری یهودی اسپانیا و کمک معنوی لوئیس دسانتاگل یهودی(مدیر دربار) درجهت جلب رضایت ملکه ایزابلا و فردیناند و مهاجرت بیشمار یهودیان به قاره آمریکا و دیگر دلائل را به منظور اثبات مدّعای خود مطرح می نمایند.

همانطور که در اثنای گزارش بیان شد عثمانیها در اثر مشکلات مختلف دچار یک رکود اقتصادی شدید شدند و لذا کسری بودجه های متوالی رویکرد عثمانیها را به بانک های خارجی و أخذ وام های سنگین را در پی داشت. توجه به این موضوع و اینکه اقتصاد جهانی و پایگاه های تجاری و بازرگانی تحت سیطره یهود قرار داشت می تواند سیر نزولی فروپاشی عثمانیها را روشن سازد.
دراین میان می توان به فعالیّت اقتصادی گسترده یهودیان در فلسطین اشاره نمود که براساس این فعالیت گسترده جمعیت یهودیان نسبت به دیگر اقوام روبه فزونی رفت و اقتدار دولت عثمانی را دچار چالش نمود.

3-اقدامات و فعالیت های سیاسی صهیونیسم علیه دولت عثمانی
تمامی عللی که در بخش اقدامات فرهنگی صهیونیسم علیه امپراتوری عثمانی مطرح شد، هریک به نحوی موجبات تضعیف حاکمیّت دولت مقتدر عثمانی را رغم زد. به طور مثال ترویج افکار نژادپرستانه و ناسیونالیسم موجب شکاف مردم با مردم از یک سو و مردم با دولت از سوی دیگر شد که این قضیه تضعیف حاکمیّت را به همراه داشت.

« از مخرّب ترین اقدامات صهیونیسم جهانی در روند براندازی عثمانی، ایجاد رخنه در ارکان تصمیم گیری آن امپراتوری بود. چنان که عوامل و عناصر نفوذی در لایه های حکومتی، ضمن آنکه مانع از اجرای اقدامات اصلاح گرایانه می شدند در تخریب اقتدار عثمانی گاهی به صورت فردی و گاهی نیز هدایت شده و سازمان یافته عمل می نمودند.»37

در تأیید مطلب مذکور، مصطفی کامل نویسنده مسلمان در کتاب «مسئله شرقی» می نویسد:
« درون دولت عثمانی بسیاری از زنان و مردان بیگانه نفوذ کردند و برای خود اسامی اسلامی برگزیدند و برای رسیدن به مقام های عالی کوشیدند، حتی برخی از آنها به پست های مهمی رسیده...»38

از میان این زنان و مردان بیگانه که مصطفی کامل ذکر می نماید می توان به روکسلانه(خرم سلطان- همسر سلیمان قانونی و مادر سلیم دوم) و نوربانو سلطان(همسر یهودی سلیم دوم) و دیگران اشاره نمود که تا قلب قدرت در دولت عثمانی پیش رفتند و زمینه های فساد و زوال دولت عثمانی را فراهم آوردند.

******************************

ارجاعات مستقیم

ادامه نوشته

شهید بازی


تا حالا شهيد بازي كردي؟



                                            http://bayanbox.ir/id/6407529045851160110?view
                                         

حال و هوای بازیهای کودکان فلسطینی هم رنگ و بوی شهادت دارد

شاید هم تمرینی باشد برای شـــهادت

  شــــهادتی برای حفظ وطــــن

  حفـظ آرمـــــــان  و حفـــظ آیـــنــــده....

هتک حرمت مرقد عمار ياسر و اويس قرني +تصاوير


هتک حرمت مرقد عمار ياسر و اويس قرني +تصاوير


مشرق: عناصر تروريست گروهک‌هاي تکفيري و سلفي فعال در سوريه که از حمايت برخي کشورهاي غربي، رژيم صهيونيستي، ترکيه و نيز برخي کشورهاي عربي از جمله عربستان سعودي و قطر برخوردارند، همزمان با ايام و ليالي پربرکت ماه مبارک رمضان، حرمت حرم مطهر "عمار بن ياسر" و "اويس قرني"، اصحاب جليل‌القدر پيامبر اسلام(ص) را هتک کردند.
به گزارش مشرق، افراطيون سلفي وابسته به ارتش آزاد سوريه با همکاري گروهک تروريستي "جبهة النصرة" که استان "رقه" در شرق سوريه را در کنترل خود دارند، با حمله خمپاره‌اي به حرم مطهر "عمار ياسر" و "اويس قرني" دو صحابي بزرگوار پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين علي(ع)، صحن آن را تخريب کرده و با شليک‌هاي پياپي موشک به ديوارهاي حرم، بخش‌هاي زيادي از آن را منهدم کردند.

حرم مطهر پيش از تخريب
تروريست‌ها در ادامه با ورود به روضه مقدسه، اقدام به شکستن پنجره‌هاي ضريح مطهر کرده و وارد آن شدند.
تصاوير منتشرشده از اين اقدام شنيع و ويدئوهاي کوتاهي که از ورود تکفيري‌ها به حرم مطهر عمار و اويس قرني ياسر منتشر شده، بيانگر حجم و گستره اين فاجعه است.

هنوز مشخص نيست هدف افراطيون وهابي از ورود به ضريح مطهر، نبش قبر بوده و يا به سرقت محتويات ضريح اکتفا کرده‌‌اند.

به گزارش مشرق، تکفيري‌هاي سلفي اوائل ارديبهشت‌ماه سال جاري نيز با حمله به مرقد مطهر حجر بن عدي، يکي از اصحاب جليل‌القدر نبي اکبرم(ص) ضمن تخريب بخش‌هاي زيادي از مرقد ايشان، ضريح مطهر را شکسته و قبر آن صحابي بزرگوار را نبش کردند.

در پي وقوع اين فاجعه، حوزه‌هاي علميه جهان شيعه تعطيل شد و مراجع عظام تقليد و اقشار مختلف مردم با محکوميت اين جنايت، خواستار مجازات عوامل آن شدند.

همچنين رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نيز در سخناني با اشاره به حادثه تلخ و غم‌انگیز تخریب قبر صحابی جلیل‌القدر حجر بن عدی و اهانت به پیکر آن شخصیت بزرگوار تأکید کردند: آنچه تلخی این حادثه را مضاعف می‌کند، وجود برخی افراد دارای افکار پلید، متحجر و عقب‌مانده در میان امت اسلامی است که تجلیل از بزرگان و برجستگان و چهره‌های نورانی صدر اسلام را شرک و کفر می‌دانند.

ایشان وجود چنین تفکر خرافی را یک مصیبت برای اسلام و مسلمانان دانستند و افزودند: این افراد کسانی هستند که گذشتگان آنها قبور ائمه اطهار(ع) را در بقیع ویران کردند و اگر قیام سراسری مسلمانان بر ضد آنان نبود، مرقد مطهر پیامبر اسلام(ص) را نیز ویران می کردند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: چنین انسانه‌ای بداندیش که حضور در مزار بزرگان و طلب رحمت خداوند برای آنها و همچنین طلب رحمت‌کردن برای خود را شرک می‌پندارند، دارای تفکری باطل و روحیه‌ای پلید هستند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: شرک آن است که افرادی آلت دست سیاست‌های سرویس‌های جاسوسی انگلیس و آمریکا شوند و با اقدامات خود مسلمانان را غم‌دار کنند.

ایشان خاطرنشان کردند: این چگونه تفکری است که اطاعت و عبودیت و خاکساری در مقابل طواغیت زنده را شرک نمی‌داند اما احترام به بزرگان را شرک می‌شمارد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: جریان تکفیری خبیث که از پشتیبانی های مالی و غیرمالی برخوردار است ، امروز یک مصیبت واقعی برای اسلام به شمار می‌رود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به واکنش صحیح جامعه بزرگ شیعی به این حادثه افزودند: شیعیان وارد بازی دشمن که به دنبال تقویت آتش نزاع شیعه و سنی است، نشدند و رشد فکری خود را نشان دادند.

ایشان واکنش برادران اهل سنت را نیز نشان دهنده آگاهی و بینش بالای آنان دانستند و تأکید کردند: واکنش مسلمانان به این حادثه تلخ و محکوم کردن این اقدام باید ادامه یابد زیرا اگر بزرگان علمی، روشنفکران و نخبگان سیاسی امت اسلامی وظیفه خود را انجام ندهند، فتنه ها در این حد منحصر نخواهد ماند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: باید با استفاده از روش های سیاسی، فتواهای دینی و مقالات روشنفکران  و اقدامات نخبگان فکری و سیاسی، جلوی گسترش آتش این فتنه را گرفت.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به آشکار شدن دست های پنهان دشمنان در این گونه اقدامات، افزودند: سازمانها و شخصیت های بین المللی و سیاسیونی که در مقابل تخریب یک اثر باستانی عزا می گیرند، در قبال این اهانت آشکار سکوت کرده اند.

ایشان تأکید کردند: خداوند در کمینگاه است و قطعاً مکر الهی بر مکر دشمنان غالب خواهد شد و جریانی را که در صدد سنگ اندازی در راه اتحاد و پیشرفت امت اسلامی است، متوقف خواهد کرد.

هلاکت تروریست آدم خوار سوری +عکس (+18)


تروریست سوری که چندی پیش قلب یک نظامی ارتش سوریه را از سینه درآورده و به دندان گرفته بود، به هلاکت رسید.
گروه بین‌الملل مشرق - فعالان شبکه اجتماعی فیس بوک با انتشار تصویری از یک تروریست سوری اعلام کردند که این عکس متعلق به ابو صقار تروریست آدم خواری است که چندی قبل قلب یک سرباز سوری را بعد از کشتن از سینه درآورده و به دندان کشید.


این تصویر از سوی منابع متعدد مورد بررسی و دقت نظر قرار گرفته و درستی انتساب آن به این فرد شیطانی تایید شده است.

دهنت از ترس ديدن جهنم باز شده

آل سعود از قضیه شیعیان برای ارعاب اکثریت استفاده می کند


فعال زن سعودی: آل سعود از قضیه شیعیان برای ارعاب اکثریت استفاده می کند


خانم «مضاوی الرشید» نویسنده سرشناس منتقد عربستان در مطلبی در «توییتر» نوشت: نظام آل سعود از شیعیان برای ارعاب اکثریت مردم و ساکت کردن آنها بهره برداری می کند.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، خانم الرشید با بیان مطلب فوق افزود: آل سعود روش برهم زدن وحدت جامعه را از طریق سیاست فتنه افکنی و ایجاد درگیری های فرقه ای و مذهبی در قبال اقلیت ها در پیش می گیرد.

وی در ادامه مطلب خود با طرح سوالی نوشت: کی ملت عربستان می فهمد که از قضیه شیعیان برای ساکت کردن اکثریت بهره برداری می شود.

این فعال عربستانی در مورد چگونگی بهره برداری رژیم آل سعود از قضیه شیعیان برای ساکت کردن اکثریت، افزود: هرگاه صبر ملت عربستان به سر می رسد و تجمعات آنها افزایش می یابد، نظام این کشور به قطیف حمله می کند و اقدام به کشتار شیعیان و سوزاندن املاک آنها می کند، گویا می خواهد از این طریق این پیام را به اکثریت برساند که ما هدف قرار گرفته شده ایم پس بشتابید برای مقابله با آنها.

الرشید با بیان اینکه رژیم آل سعود تحت عناوین طایفه گرایی و امنیتی ، از شیعیان  به عنوان وسیله ای برای ترساندن دیگران بهره می برد، ادامه داد: به کاربردن مقابله با شیعیان، هدف واضحی دارد و آن هم قانع کردن مردم به اینکه پرونده های اصلاحات و تغییر به زمان نامعلومی موکول شود.

مطالب مضاوی الرشید پس از حمله نیروهای سعودی به منزل «عباس المزرع» فعال شیعه این کشور و سوزاندن خانه و اتومبیل وی صورت می گیرد.


نویسنده سرشناس سعودی در ادامه نوشت: ملت عربستان شجاعت کافی برای رویارویی با نظام سعودی را دارد.  اگر ملت ترسو بودند، زندان ها مملو از آزادگان نبود. آیا تاکنون از کسی از آنها شنیده اید که ملتش را ترسو خطاب کند؟
وی افزود: اگر کسی را ببینیم که ملت را ترسو خطاب می کند، این همان چیزی است که رژیم آل سعود باعث آن شده است.

جماعت افراطی بوکوحرام در نیجریه، هشت نفر از جمله یک امام مسجد را کشتند


جماعت افراطی بوکوحرام در نیجریه، هشت نفر از جمله یک امام مسجد را کشتند

افراد مسلح وابسته به جماعت اسلام گرای افراطی «بوکوحرام» نیجریه، شب گذشته هشت نفر از شهروندان این کشور  از جمله امام یک مسجد را در منطقه «واکا» در ایالت «بورنو» در شمال نیجریه کشتند.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، بدین ترتیب تعداد افرادی که در حملات این جماعت به دو ایالت «کانو» و «بورنو» در طول یک هفته کشته شدند، به پنجاه نفر رسید.

شاهدان عینی در این منطقه که همواره صحنه کشت و کشتار است، اعلام کردند: قاتلان از مناطق تحت سیطره ارتش نیجریه که در آنها اعضای بوکوحرام را تحت تعقیب قرار می دهند، به جنگل های «سامیسا» در ایالت «یوبی» متواری شدند و مرتکب این جنایت شدند.

کشته شدن این هشت نفر، پس از بازداشت 42 نفر از اعضای جماعت بوکوحرام توسط ارتش نیجریه در ایالت های «اوگن» و «لاگوس» در جنوب غرب این کشور صورت می گیرد.


براساس گزارش پایگاه خبری «الیوم السبابع»، «ابوبکر شیکاو» رهبر جماعت افراطی بوکوحرام چند روز پیش در یک نوار صوتی اعلام کرده بود که این جماعت کشت و کشتار در مدرسه ای در شمال شرق نیجریه را  که منجر به کشته شدن 42 نفر شد، تایید می کند

وی در عین حال گفت که جماعت بوکوحرام هرگز مسئولیت این حمله را عهده دار نمی شود.


سبزرنگ: ایالت‌های نیجریه که هم‌اینک قانون اسلامی بر آن‌ها حاکم شده‌است.

بوکو حَرام (Boko Haram) (به معنی تحصیل حرام است) یک گروه مسلح و تندرو اسلامی در کشور نیجریه است که خواستار تعطیلی تمامی مدارس نوین و تحمیل قانون اسلام بر تمامی ۳۶ ایالت نیجریه است.

قوانین شریعت اسلامی از سال ۲۰۰۰ میلادی در شمال نیجریه اجرا می‌شود ولی شورشیان اسلامی از جمله گروه خودخوانده طالبان نیجریه و گروه «بوکو حرام» خواهان اجرای قوانین اسلامی در سراسر نیجریه هستند. درگیری‌های مسلمانان تندرو با دولت نیجریه در ایالت‌های کانو، بورنو و یوبه در شمال نیجریه در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۹ صدها کشته برجای گذاشت.[۱]

گروه بوکو حرام در سال ۲۰۰۲ توسط محمد یوسف در مایدوگوری بنیاد شد و در سال ۲۰۰۴ به کاما در ایالت یوبه نقل مکان کرد. این گروه در آن‌جا پایگاهی به نام «افغانستان» بر پا کرده‌است. محمد یوسف به‌شدت با دموکراسی، آموزش سکولار و دانش مخالف بوده است. وی سلفی و به شدت تحت تاثیر آرای ابن تیمیه بوده که آرای ابن تیمیه مبنای نظری مکتب سلفی است.احمد یوسف حتی کروی بودن زمین را هم زیر سوال برده است. با کشته شدن وی در سال ۲۰۰۹، فرد دیگری به نام ابوبکر شکوه رهبر این گروه شده است. این گروه تاکنون با حملات مکرری به بانکها و رستوران ها دست به کشتارهای بی رحمانه ای زده است. [۲][۳]

فعالان سوء رفتار با زندانیان کالیفرنیا را محکوم کردند


فعالان سوء رفتار با زندانیان کالیفرنیا را محکوم کردند
تصویری از زندانی در کالیفرنیا امریکا
پنجشنبه 10 مرداد 1392 | 16:21

به گزارش پرس تي وي، فعالان حقوق بشر در شهر لس آنجلس امريکا براي نشان دادن خشم خود نسبت به رفتار غير انساني با زندانيان در کاليفرنيا و مرگ اخير يک زنداني در حبس انفرادي، از خوردن و آشاميدن امتناع کرده‌اند.


جنبش «گرسنگي براي عدالت» به منظور همبستگي با زندانيان کاليفرنيا که از هشتم جولاي در اعتراض به حبس انفرادي و ديگر شرايط شکنجه گونه اعتصاب غذا کرده‌اند، تشکيل شده است.

اين اعتراض بر استفاده کاليفرنيا از واحدهاي امنيتي يا SHU که سلول هايي کوچک و بدون پنجره هستند، تمرکز دارد. زندانيان مي‌گويند که اين سلول ها بخشي از سيستم شکنجه دولت امريکا مي‌باشد.

اين اعتراض پس از آن آغاز شد که يکي از زندانياني که اعتصاب غذا کرده بود، در حبس انفرادي جان باخت. بيلي سل روز دوشنبه ۲۲ جولاي در زندان ايالتي کورکوران در مرکز کاليفرنيا جان باخت.

مقامات اين زندان در حال بررسي درباره مرگ سل تحت عنوان خودکشي هستند اما حاميان زندانيان خواستار بررسي مستقل درباره مرگ بيلي سل شده‌اند.

زندانيان هم بند سل مي‌گويند وي چند روز پيش از مرگ، خواستار مراقبت پزشکي شده بود.

مارگارت پرسکود از جنبش برخورد جهاني با زنان مي‌گويد مقامات کاليفرنيا با امتناع از پايان دادن به استفاده از سلول هاي انفرادي، شکنجه را تاييد مي‌کنند.

وي در گفتگو با شبکه پرس تي وي گفت: «چگونه ممکن است ما در اين کشور با هزاران نفر زندگي مي کنيم اما زندانيان در اعتصاب غذا به سر مي‌برند.»

وي افزود: «هر زندگي يک ارزش است و اطلاعات منتشر شده از تاثيرات فيزيکي و همچنين روحي و رواني حبس انفرادي بر زندانيان خبر مي‌دهد.
شما برخي زندانيان را براي چند دهه در حبس انفرادي نگه مي‌داريد.»

در حالي که اعتصاب غذاي زندانيان به چهارمين هفته خود نزديک مي‌شود، خانواده و خويشاوندان زندانيان بيش از پيش نگران شده‌اند.

خانواده هاي زندانيان مي‌گويند تنها اميد آنها گسترش حمايت هاي مردمي و افزايش آگاهي ناشي از آن از شرايط زندان هاي کاليفرنيا مي‌باشد.

گروه بين المللي حامي حقوق بشر از امريکا خواسته است تا به تنبيه زندانيان کاليفرنيا در زمينه اعتصاب غذا، پايان دهد. اين گروه همچنين خواستار بررسي بي طرفانه درباره مرگ بيلي سل شده است.

سازمان ملل: جولای مرگبارترین ماه 5 سال اخیر عراق


سازمان ملل: جولای مرگبارترین ماه 5 سال اخیر عراق
تصویری آرشیوی از خوروی منهدم شده در انفجار بمب در عراق
پنجشنبه 10 مرداد 1392 | 18:44

سازمان ملل مي‌گويد در ناآرامي‌هاي سراسر عراق در ماه گذشته، حدود يک هزار و ۵۷ نفر کشته شده‌اند و ماه جولاي به مرگبارترين ماه اين کشور از سال ۲۰۰۸ تاکنون تبديل شده است.


آماري که نماينده سازمان ملل در عراق روز پنج شنبه (۱۰ مرداد) منتشر کرد، حاکي از آن است که اکثر کشته شدگان را غير نظاميان تشکيل مي‌دهند که بر اثر بمب گذاري و تيراندازي جان خود را از دست داده‌‎اند.

آمارهاي سازمان ملل همچنين حاکي از آن است که حدود ۲ هزار و ۱۰۹ نفر در ماه جولاي ۲۰۱۳ زخمي شده‌اند.

گئورگي بوستين نماينده سازمان ملل در عراق با انتشار بيانيه اي اعلام کرد: «اين تعداد تلفات در پنج سال اخير و پس از فروکش کردن درگيري هاي فرقه اي که زخم هايي عميق بر اين کشور بر جاي گذاشت، بي سابقه بوده است.»

بوستين از مقامات عراق خواست تا «اقدامي فوري و قاطع» براي جلوگيري از خونريزي و ممانعت از بازگشت «روزهاي تاريک» ۲۰۰۶ - ۲۰۰۷ ، زماني که شمار تلفات در ماه به بيش از سه هزار نفر مي‌رسيد، انجام دهند.

شهر بغداد پايتخت عراق بيشترين شمار تلفات غير نظاميان را داشت. در ماه گذشته در بغداد ۲۳۸ نفر کشته و ۷۱۹ نفر زخمي شدند. پس از بغداد نيز صلاح الدين، نينوا، دياله، کرکوک و انبار بيشترين شمار تلفات را در عراق به خود اختصاص دادند.

با احتساب شمار تلفات ماه جولاي، شمار تلفات مردم عراق از ابتداي سال ۲۰۱۳ تاکنون به ۴ هزار و ۱۳۷ نفر رسيده است.

همچنين آمارهاي دولت عراق که روز چهارشنبه (۹ مرداد) منتشر شد، نشان مي‌دهد که در ماه گذشته در مجموع در ناآرامي هاي سراسر اين کشور، ۹۸۹ نفر کشته و يک هزار و ۵۶۷ نفر زخمي شده‌اند.

مقامات عراقي از جمله نوري المالکي نخست وزير، علت گسترش ناآرامي و خشونت در اين کشور را القاعده و برخي از کشورهاي منطقه مي‌دانند. مالکي در يکي از سخنراني هاي خود انگشت اتهام را به سوي ترکيه و قطر نشانه رفت و اين دو کشور را به دامن زدن به خشونت و ناآرامي هاي عراق متهم کرد.

بان کي مون دبير کل سازمان ملل روز ۲۹ جولاي با انتشار بيانيه اي اعلام کرد: «رهبران سياسي عراق مسئوليت روشني در بازگرداندن اين کشور از لبه پرتگاه دارند و نبايد براي کساني که با خشونت و ترور به دنبال بهره ‌برداري از بن بست سياسي درعراق هستند، فضا ايجاد کنند.»

عراق از زمان حمله امريکا به اين کشور در سال ۲۰۰۳ صحنه بمب‌گذاري ‌و حملات مسلحانه است.

يك قرن زندان براي افشاگر جنایات آمریکا


يك قرن زندان براي افشاگر جنایات آمریکا

بردلي منينگ
بردلي منينگ
العالم - " بردلي منينگ " سرباز امريكايي متهم به افشاي اطلاعات محرمانه اين كشور در ويكيليكس در 20 مورد اتهام گناهكار شناخته شد و ممكن است حداكثر به 100 سال زندان محكوم شود.

به گزارش پايگاه خبري شبكه العالم  دادگاهي در آمريكا بردلي منينگ، سرباز آمريكايي همكار وبسايت ويكيليكس را در مورد اتهام "جاسوسي" گناهكار و درباره اتهام "كمك به دشمن" بيگناه دانست.

پيشتر وكيلان آقاي منينگ از قاضي خواسته بودند جديترين اتهام او يعني "كمك به دشمن" را از فهرست اتهامات موكلشان حذف كند اما اين درخواست مورد قبول قرار نگرفته بود.

آقاي منينگ در مجموع در مورد ۲۰ اتهام مختلف گناهكار شناخته شده و ممكن است حداكثر به ۱۰۰ سال زندان محكوم شود.

اين سرباز آمريكايي اعتراف كرده كه سه سال پيش ۷۵۰ هزار سند نظامي و ديپلماتيك را در اختيار گروه افشاگر ويكيليكس قرار داده اما گفته قصد ضربه زدن به امنيت ملي را نداشته است.

وي هدف از اين كار را برانگيختن بحث عمومي درباره سياست خارجي ايالات متحده دانسته است.

اقدام بردلي منينگ، بزرگترين مورد درز اطلاعات طبقه بندي شده در تاريخ آمريكا محسوب مي شود.

پيشتر يك دادستان نظامي در آمريكا گفته بود بردلي منينگ در طلب نام و شهرت به كشور خود خيانت كرده است.

اشدين فاين، دادستان نظامي، در نطق پاياني خود در دادگاه اين سرباز آمريكايي كه روز پنجشنبه ۲۵ ژوئيه (۳ مرداد) برگزار شد، همچنين گفته بود كه آقاي منينگ ميدانسته شبه نظاميان القاعده هم به اين اسناد دست پيدا خواهند كرد.

اين دادستان نظامي، دفاعيه وكلاي بردلي منينگ كه او را يك جوان آشفته و متوهم خوانده اند را رد كرده و گفته است اقدام اين سرباز ۲۵ ساله، كه در آن زمان در عراق به عنوان تحليلگر اطلاعاتي ارتش آمريكا كار كرده، "سوءاستفاده از اعتماد" بوده است.

محاكمه آقاي منينگ در پادگان "فورت ميد" ايالت مريلند برگزار ميشود كه مقر سازمان امنيت ملي، بزرگترين سازمان جاسوسي آمريكاست.

مجموعا ۲۱ اتهام بردلي منينگ در مجموع با ۲۱ اتهام مواجه است. او به ارتكاب ۱۰ مورد از اين اتهامات اعتراف كرده است.

ليبرالها در آمريكا بردلي منينگ را قهرمان ميدانند و معتقدند او جوان شجاعي است كه كشته شدن غيرنظاميان در عراق و افغانستان را افشا كرده است.

با اين همه دولت آمريكا ميگويد افشاگري او ضربه سنگيني به منافع ملي كشور و حيثيت ديپلماتيك آن زده است.

بردلي منينگ در مه ۲۰۱۰ در حالي كه در عراق در حال خدمت بود، بازداشت شد. او چند هفته را در سلولي در پايگاه نظامي آمريكا در كويت گذراند.

پس از آن به زنداني با حداكثر تمهيدات امنيتي در ايالت ويرجينيا آمريكا منتقل شد و حدود ۹ ماه را در آنجا گذراند.

او ۲۳ ساعت از روز را در سلول كوچكش زنجير ميشد و براي شبهاي متمادي بايد عريان ميخوابيد.

يك قاضي آمريكايي تاييد كرده كه در جريان بازداشت با آقاي منينگ بدرفتاري شده و به همين خاطر حكم نهايي دادگاه او هرچه باشد، ۱۱۲ روز از مدت آن كم ميشود.

فیلم تکان دهنده ازتوهین به پیروان اهل بیت در عربستان


فیلم تکان دهنده ازتوهین به پیروان اهل بیت در عربستان

توهين به زائران پيرو اهل بيت (ع) در عربستان
توهين به زائران پيرو اهل بيت (ع) در عربستان
فعالان عربستانی در شبکههای اجتماعی فیلمی را از اقدامات توهین آمیز وهابیها علیه روحانیون و زائران در مسجد پیامبر (ص) در مدینه منتشر کردند.

به گزارش روز چهارشنبه پایگاه خبری شبکه العالم، در این فیلم وهابی‌هایی که خود را "المطاوعه" می‌نامند در مسجد پیامبر (ص) به زائران پیرو اهل بیت (ع) و روحانیون حمله کرده و به آنها توهین می‌کنند.
این وهابی‌ها که به صورت گروهی و سازماندهی شده فعالیت می‌کنند، از پشت سر به روحانیون زائر حمله کرده و عمامه هایشان را از سرشان می‌اندازند و یا با دست به آنان ضربه می زنند و فرار می کنند.
تکرار این اقدامات توهین آمیز درحالی است که نیروهای امنیتی و پلیس سعودی بی تفاوت از کنار اینگونه اقدامات می گذرند.

9 شهید و زخمی در اثر وقوع انفجار در مسجد "سید هدی" در عراق



9 شهید و زخمی در اثر وقوع انفجار در مسجد "سید هدی" در عراق

منابع امنیتی عراق گزارش دادند که در اثر وقوع انفجاری در یک مسجد شیعیان در شمال بغداد 3 نفر شهید و 6 نفر نیز زخمی شدند. 

 9 شهید و زخمی در اثر وقوع انفجار در مسجد

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ بر اساس گزارش منابع امنیتی، امروز ـ سه‌شنبه 8 مرداد ـ در حین برگزاری مراسم افطاری، انفجار یک بمب دستی در مسجدی در منطقه طوز خرماتو از توابع استان صلاح‌الدین باعث شهید شدن 3 نفر و زخمی شدن 6 نفر دیگر شد.

این انفجار در مسجد "سید هدی" شیعیان در حی السرور واقع در منطقه طوز خرماتو به وقوع پیوست.


10هزار تروریست برای تصرف شهر شیعیان +فیلم(+16)


فیلم دردناک از قتل عام در سوریه؛
موفقیت تروریست‌های سوری در دستیابی به شهر "خان‌العسل" از طریق خیانت برخی از عناصر داخل آن صورت گرفت و این عناصر اماکن نظارتی و گذرگاه‌هایی را که باید از آنها مراقبت می‌شد، خالی کردند.
گروه بین‌الملل مشرق - با گذشت چند روز از جنایت های تروریست های مسلح سوری در منطقه خان العسل همچنان ابعاد این کشتار جمعی تروریست‌ها ناشناخته باقی مانده است، تروریست‌های سوری از طریق تریبون‌های رسانه‌ای خود ادعا می کنند تنها 51 نظامی را ترور کرده اند، البته با وجودی که این اقدام هم در قوانین و مشورهای بین‌المللی محکوم است و با اذعان رسمی این گروه‌ها به اینکه این عده در اسارت تروریست‌ها بوده‌اند و بر اساس قوانین بین‌المللی نباید به صورت جمعی کشته می شدند، اما برخی افشاگری ها نشان از آن دارد که ابعاد این فاجعه تروریستی بسیار بیش از اعلام رسمی منابع وابسته به تروریست‌های سوری است.

شیخ "عبدالرحمن علی ضلع" رئیس مرکز مطالعات و بررسی های وحدت اسلامی در بلاد الشام درهمین راستا در گفتگو با پایگاه خبری العهد گفت که تعداد کسانی که در کشتار جمعی خان العسل کشته شده‌اند، بالغ بر 210 شهروند هستند که همگی آنها الان در بیمارستان حلب هستند. این در حالی است که برخی رسانه‌های دیگر این آمار را 100 شهروند اعلام کرده‌اند که در روزهای تلاش تروریست‌ها برای اشغال این منطقه از روز دوشنبه کشته شده‌اند.




وی تاکید کرد که 75 شهروند نیز همچنان در دست تروریست ها هستند و 65 نفر دیگر نیز بر اثر حملات موشکی تروریست‌ ها زیر آوار مانده اند و 75 شهروند نفر دیگر نیز در داخل خان العسل در محاصره تروریست ها قرار گرفته اند.

عبدالرحمن الضلع با نژادپرستانه خواندن این جنایت تروریست ها می‌افزاید که چیزی که رسانه‌ها به آن توجه نمی کنند، این است که 95 درصد مردم خان العسل از شیعیان هستند و به همین علت است که تکفیری ها و تروریست‌ها بدترین جنایت‌ها را در این منطقه انجام می دهند،‌این جنایت ها از پاره کردن شکم زن باردار گرفته تا کشتار کودکان و نظامیان در گوشه و کنار این شهر روی داده است.

وی در مورد عملیات تکفیری‌ها برای تسلط بر این شهر گفت که عناصر جبهه تروریستی النصره از شمال خان العسل به این شهر نفوذ کردند و تروریست‌های دولت شام و عراق نیز از غرب وارد شدند، البته عناصر ارتش آزاد از آنجا که از سه ماه پیش با تروریست‌ های النصرة دچار اختلاف شده‌اند، در این عملیات شرکت نکردند.

حمله توپخانه ای چهار تانک به شهر خان العسل و انفجار انتحاری 4 عنصر سلفی در کارگاه سردخانه های مشتو در این شهرباعث شد تا این محل که نظامیان ترور شده سوری در آن مستقر بودند، به دست تروریست های سلفی بیفتد و جنایتی که بخش هایی از آن در رسانه ها منتشر شد، روی دهد.

خبرگزاری سوریه نیز گزارش داد که تروریست های مسلح جنایت‌های زیادی بر ضد شهروندان خان العسل انجام داده‌اند.

خبرگزاری سوریه با اعلام اینکه آمار کشته شده های شهروندان سوری در خان العسل بیشتر از اعلام تروریست هاست، تاکید کرد که دست کم 123 نفر در این شهر کشته شده اند و تعداد زیادی نیز مفقود شده‌اند، بر اساس این گزارش بیشتر کشته شده‌های خان العسل از شهروندان بی‌گناه هستند.

هتک حرمت و روی هم انداختن جنازه‌های شهدای غیرنظامی و نظامیان سوری، آتش زدن جنازه ها، تجاوز و کشتار اسرا و جنایت های دیگر از مواردی است که خوی وحشیانه تروریست های سوری را ثابت کرده و مدعیان دروغین دموکراسی و مبارزه با تروریسیم را که اقدام به تجهیز تسلیحاتی و مالی این کشورها می‌کنند، رسوا کرده است.

جامعه جهانی در ادامه رویکرد دوگانه خود با وجود اسناد و دلایل متقن در ارتکاب این جنایت نه تنها واکنشی به این اقدامات از خود نشان نمی دهد، بلکه به حمایت‌های بی دریغ خود از عاملان این اقدامات تروریستی ادامه داده و آنها را در ادامه کشتار شهروندان بی گناه سوریه و تخریب زیر ساخت های این کشور یاری می‌دهد.

بر اساس گزارش های موجود موفقیت تروریست‌های سوری در دستیابی به این شهر از طریق خیانت برخی از عناصر داخل آن صورت گرفت و این عناصر اماکن نظارتی و گذرگاه‌هایی را که باید از آنها مراقبت می‌شد، خالی کردند، اما تروریست‌ها بعد از تسلط بر شهر حتی عناصری از ارتش را که با خیانت به دولت این کشور و همکاری با تروریست‌ها زمینه تسلط آنها بر خان العسل را فراهم آورده بودند، کشتند.

جزئیات جنایت های تروریستی ها در کشتار زنان، کودکان و پیرمردها در ورود به این شهر شیعه نشین و علوی نشین که بالغ بر 90 درصد آنها از این دو طیف مذهبی هستند، بسیار فجیع است. بر اساس این گزارش‌های تروریست‌ها با ساطور و چاقو و سرنیزه به جان مردم شهر افتاده و هر کسی را که در مسیر خود با وی روبرو می شدند، بلافاصله می‌کشتند، آنها با یورش به خانه ها، افراد خانواده ها را به بیرون بردند و جوانان را با شلیک مستقیم گلوله به سرشان از بین بردند. تروریست‌ها حتی شکم زنان باردار را پاره کردند و خانه های مردم را به روی آنها ویران کردند و سر برخی شهروندان را نیز از تن جدا کردند؛ آنها تعدادی از غیرنظامیان را زنده زنده به آتش کشیدند. بر اساس این گزارش جنازه های این افراد الان در بیمارستان حلب است، اما رسانه های سوری از انتشار تصاویرآنها منع شده‌اند.

در عملیات تصرف شهر خان العسل دست کم 10 هزار تروریست سوری حضور داشتند.

البته در یکی از عکس‌هایی که از سوی پایگاه خبری تروریست های سوری لحظاتی پیش از اعدام 51 عضو ارتش گرفته و منتشر شده، یکی از نظامیان سوری مشخص است که با روحیه بالای خود دست خود را به علامت پیروزی بالا می برد، این تصویر که روحیه بالای نظامیان ارتش سوریه را نشان می‌دهد، قطعا از دید منتشر کنندگان آن به دور مانده، چرا که با وجود بی رحمی و سنگ‌دلی دشمنان، این اقدام روحیه بالای عناصر ارتش و وفاداری آنها به نظام مقاوم خود را ثابت کرده و نشان می‌دهد که این ارتش می‌تواند با همین مولفه ها توطئه های داخلی و خارجی و جهانی علیه این کشور را از بین ببرد.

عکس مفتی شرابخوار و خواننده زن


اگر راست مي گويي، براي اثبات حسن نيتت، اول دختر، خواهر و همسرش را براي "جهاد نکاح" به سوريه بفرستد.
به گزارش مشرق به نقل از شیعه آنلاین، انتشار عکس يادگاري شيخ "محمد العريفي"‌ چهره سرشناس وهابي عربستان سعودي با "احلام" خواننده اماراتي تبار، افکار عمومي جهان عرب را غافلگير کرد.

اين عکس به طور گسترده در فضاي مجازي و صفحات سايت هاي اجتماعي جهان عرب منتشر شده و بهانه اي شده تا کاربران عرب انتقادات فراواني به فرقه انحرافي وهابيت بکنند.

گفتني است اين اولين باري نيست که العريفي باعث به وجود آمدن جنجال در جهان عرب شده است. چندي پيش نيز وي با صدور فتوايي از جوانان عرب خواست تا براي مبارزه عليه حکومت "بشار أسد" رئيس جمهور سوريه به اين کشور سفر کنند اما بعد از چند روز تصاوير خوشگذراني وي در خيابان هاي لندن در فضاي مجازي منتشر شد و موجب انتقادات شديد از وي گرديد.

او همچنين با صدور فتوايي از دختران و زنان عرب خواست تا براي "جهاد نکاح" يعني تن فروشي به جنگجويان مسلح به سوريه سفر کنند. بر اساس فتواي او حتي زنان شوهردار هم جايز است که براي "جهاد نکاح" به سوريه بروند!

اين فتواي وي نيز جنجال آفريد و برخي منتقدانش خطاب به او گفتند:‌ اگر راست مي گويي، براي اثبات حسن نيتت، اول دختر، خواهر و همسرش را براي "جهاد نکاح" به سوريه بفرستد.

اما جنجال ديگري که "العريفي" آفريد، انتشار تصوير حضورش در ضيافتي بود که در آن مشروبات الکلي سلف مي شد. کاربران عرب بعد از انتشار آن تصوير، وي را "مفتي شرابخوار"‌ ناميدند.