حقوق بشر آمريکايي;
    300 هزار دلار براي‌ ايراني‌ و 10 ميليون‌ دلار براي‌ آمريكايي‌
    
     هيجده
سال‌ گذشت‌، هيجده سال‌ پيش‌، در بعدازظهر روز دوازدهم‌ تيرماه‌ سال‌ 1367 كه‌ برج‌ مراقبت‌ فرودگاه‌بين‌المللي‌ دبي‌ در انتظار فرود هواپيماي‌ ايرباس‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ از بندرعباس‌ بود. اما 290 سرنشين‌اين‌ پرواز هرگز به‌ دبي‌ نرسيدند، چرا كه‌ آنها به‌ مانند دسته‌ گل‌هايي‌ بودند كه‌ در آبهاي‌ خليج‌فارس‌ پرپر شدند وملتي‌ را سياهپوش‌ كردند.
    و دقايقي‌ بعد اين‌ خبر بر روي‌ تلكس‌ خبرگزاريهاي‌ جهان‌ بود. پرواز 655 هدف‌ دو موشك‌ ناو آمريكايي‌«وينسنسن‌» قرار گرفت‌ و تروريسم‌ دولتي‌، واقعي‌ترين‌ معني‌ خود را يافت‌ و حد و مرز تمامي‌ مقررات‌ متعارف‌بين‌المللي‌ فرو ريخت‌ و «كاخ‌سفيد» حقيرانه‌ انتقام‌ كينه‌هاي‌ ديرين‌ را از مردم‌ ايران‌ گرفت‌.
    و نتيجه‌ آن‌ شد كه‌ يك‌بار ديگر معناي‌ حقوق‌ بشر آمريكايي‌ در برابر آزادگان‌ جهان‌ به‌ نمايش‌ درآمد.

    
    
    يكشنبه‌ دوازدهم‌ تيرماه‌ سال‌ 1367 (3 ژوئيه‌ 1988) ميلادي‌ هواپيماي‌ ايرباس‌ ايران‌ با 257 مسافر و 16خدمه‌ بندرعباس‌ را به‌ مقصد دبي‌ ترك‌ كرد. خلبان‌ در ساعت‌ پانزده‌ و ده‌ دقيقه‌ بعدازظهر، سطح‌ پرواز دوازده‌هزار پايي‌ خود را به‌ برج‌ مراقبت‌ گزارش‌ كرد و از آن‌ ساعت‌ ديگر هيچ‌ تماسي‌ برقرار نشد، چرا كه‌ هواپيما مورداصابت‌ دو فروند موشك‌ قرار گرفته‌ بود و در نزديكي‌ تنگه‌ هرمز بين‌ شارجه‌ و بندرعباس‌ در نزديكي‌ جزيره‌ ايراني‌«هنگام‌» منفجر شد و سقوط كرد، در اين‌ فاجعه‌ همه‌ سرنشينان‌ به‌ شهادت‌ رسيدند كه‌ در ميان‌ آنان‌ 66 كودك‌ زير12 سال‌ و 52 زن‌ در ميان‌ قربانيان‌ بودند، همچنين‌ 46 تبعه‌ كشورهاي‌ هندوستان‌، پاكستان‌، ايتاليا، شارجه‌،دبي‌، كويت‌، افغانستان‌ و يوگسلاوي‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد. مردمي‌ كه‌ به‌ دور از هياهوي‌ سياسي‌ مي‌خواستندروزهاي‌ تعطيل‌ خود را در خارج‌ از كشور سپري‌ كنند اما...
    
    

لاكربي‌ هم‌ در آن‌ سال‌ اتفاق‌ افتاد


    اهالي‌ منطقه‌ روستاي‌ «لاكربي‌» در خاك‌ اسكاتلند، زماني‌ كه‌ يك‌ صبح‌ ديگر را آغاز كرده‌ بودند، شاهد يك‌ شي‌آتشين‌ بودند كه‌ در حال‌ سقوط به‌ زمين‌ بود. يك‌ ثانيه‌ دو ثانيه‌، سه‌ ثانيه‌ و... انفجار...
    چند دقيقه‌ بعد اين‌ اخبار بر روي‌ تلكس‌ خبرگزاريها آمده‌ بود. هواپيماي‌ 747 متعلق‌ به‌ شركت‌ «پان‌ آمريكن‌»آمريكا در منطقه‌ لاكربي‌ در خاك‌ اسكاتلند سقوط كرد. از همان‌ اوايل‌ احتمال‌ خرابكاري‌ در اين‌ هواپيما مشخص‌بود. گرچه‌ عده‌اي‌ از منتقدان‌ سياسي‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ هواپيما بر اثر نقص‌ فني‌ سقوط كرده‌، اما دولتمردان‌آمريكا به‌ خاطر سمت‌ و سوهاي‌ سياسي‌ مي‌خواستند اين‌ انفجار و سقوط را «تروريستي‌» جلوه‌ دهند. كشورهايي‌مورد اتهام‌ قرار گرفتند، اما پس‌ از مدتي‌ آمريكايي‌ها، به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدند كه‌ انفجار لاكربي‌، كار دولت‌ ليبي‌است‌ و به‌ دستور شخص‌ سرهنگ‌ قذافي‌ رهبر ليبي‌ صورت‌ گرفت‌، از اين‌ رو تحريم‌هاي‌ سخت‌ عليه‌ اين‌ كشورآغاز شد تا اين‌ كه‌ چندي‌ پيش‌ سرهنگ‌ قذافي‌ تحت‌ فشارهاي‌ شديد كوتاه‌ آمد و اعلام‌ داشت‌ كه‌ ما پس‌ ازشانزده‌ سال‌ از حادثه‌ لاكربي‌، غرامت‌ پرداخت‌ خواهيم‌ كرد، او خيلي‌ زيركانه‌ در سفر اخير خود به‌ اروپا كه‌بازتاب‌ وسيعي‌ داشت‌ اعلام‌ كرد كه‌ ما مسئول‌ انفجار هواپيمايي‌ 747 پان‌ آمريكن‌ برفراز لاكربي‌ نبوده‌ايم‌، امابراي‌ حل‌ مشكل‌، پرداخت‌ غرامت‌ را پذيرفته‌ايم‌
    كاملا مشخص‌ است‌ كه‌ آمريكا به‌ نوعي‌ مي‌خواست‌ غرامتي‌ سنگين‌ را دريافت‌ كند و از اين‌ سو دولت‌ ليبي‌ را متهم‌اعلام‌ كرد تا مبلغ‌ 10 ميليون‌ دلار غرامت‌ نقدي‌ براي‌ هر قرباني‌ آن‌ حادثه‌ دريافت‌ كند، 270 نفر قرباني‌ كه‌ تا به‌امروز مشخص‌ نشده‌ آيا هواپيما بر اثر نقص‌ فني‌ سقوط كرده‌ يا بمبي‌ در هواپيما باعث‌ اين‌ انفجار شد، اما در هرصورت‌ آمريكايي‌ها براي‌ خانواده‌ هر قرباني‌، 10 ميليون‌ دلار دريافت‌ كردند، حال‌ پرسش‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌دولت‌ آمريكا براي‌ حادثه‌ تروريستي‌ سقوط پرواز 655 ايران‌ به‌ 290 خانواده‌ قرباني‌ چه‌ مقدار پرداخت‌كرده‌ است‌؟ پاسخ‌ اين‌ بود... آنها براي‌ هر فرد شاغل‌ 300 هزار دلار و براي‌ كساني‌ كه‌ شاغل‌ نبودند 150 هزاردلار به‌ بازماندگان‌ خانواده‌هاي‌ ايراني‌ غرامت‌ دادند، اما 300 هزار دلار كجا و ده‌ ميليون‌ دلار كجا... چرا بايدچنين‌ تفاوت‌ فاحشي‌ وجود داشته‌ باشد؟ تاسف‌انگيزتر آن‌ بود كه‌ فرمانده‌ ناو متجاوز آمريكا پس‌ از بازگشت‌ به‌آمريكا جايزه‌ ويژه‌ شجاعت‌ خود را از رئيس‌جمهور آمريكا دريافت‌ كرد.
    به‌ راستي‌ چرا اين‌ تفاوت‌ در برخورد وجوددارد؟ مگر خون‌ انسانها با هم‌ فرق‌ دارد؟ اگر قرارباشد حقوق‌ بشر رعايت‌ شود ابتدا بايد براي‌تمامي‌ انسانها يك‌ ارزش‌ واحد در نظر بگيريم‌، مگرخون‌ يك‌ انسان‌ آمريكايي‌ به‌ خاطر آمريكايي‌بودن‌ از يك‌ ايراني‌ سرخ‌تر است‌؟
    در هر صورت‌ در مقايسه‌ پرونده‌ لاكربي‌ وايرباس‌ ايراني‌، پرسش‌ مهم‌ اين‌ است‌ چرا بهاي‌خون‌ انسان‌ها متفاوت‌ است‌؟
    
    

آمريكا: عمدي‌ در كار نبود؟


    بهترين‌ مكان‌ براي‌ پاسخگويي‌ به‌ اين‌ پرسش‌دفتر خدمات‌ حقوقي‌ بين‌المللي‌ رياست‌جمهوري‌ است‌. دكتر «محسن‌ محبي‌» مشاور ارشدو يكي‌ از اعضاي‌ فعال‌ و موثر گروهي‌ بود كه‌سرانجام‌ با پيگيري‌هاي‌ فراوانشان‌ توانستندحداقل‌ يك‌ تار مو را از تن‌ خرس‌ بزرگ‌ بكنند.
    محبي‌ در ابتدا مي‌گويد: «پس‌ از اين‌ فاجعه‌دردناك‌ سه‌ اقدام‌ كرديم‌: ابتدا، وزارت‌ امورخارجه‌ به‌ شوراي‌ امنيت‌ شكايت‌ برد، سپس‌سازمان‌ هواپيمايي‌ كشوري‌ به‌ شوراي‌ «ايكائو» كه‌بالاترين‌ مرجع‌ سازمان‌هاي‌ هواپيمايي‌ دنياست‌،احقاق‌ حق‌ نمود و در نهايت‌ دولت‌ وقت‌، به‌ديوان‌ بين‌المللي‌ دادگستري‌ در «لاهه‌» هلندشكايت‌ كرد. در رابطه‌ با شكايت‌ وزارت‌ امورخارجه‌، شوراي‌ امنيت‌ تنها به‌ يك‌ ابراز تاسف‌بسنده‌ كرد و در مورد شكايت‌ سازمان‌ هواپيمايي‌كشوري‌ «شوراي‌ ايكائو» يك‌ هيات‌ به‌ ايران‌فرستاد كه‌ آنان‌ پس‌ از بررسي‌هاي‌ به‌ عمل‌ آورده‌در نهايت‌ اعلام‌ كردند كه‌ اين‌ حادثه‌ عمدي‌ نبوده‌است‌، از اين‌ رو دادخواستي‌ توسط مشاورين‌حقوقي‌ و وكلاي‌ ايراني‌ و تعدادي‌ حقوقدان‌برجسته‌ بين‌المللي‌ تهيه‌ گرديد و من‌ در راس‌هدايت‌ اين‌ گروه‌ بودم‌، ما از ديوان‌ لاهه‌خواستيم‌ كه‌: 1ـ دادگاه‌، آمريكا را مسئول‌ فاجعه‌اعلام‌ كند كه‌ نقض‌ حقوق‌ بين‌المللي‌ نموده‌ است‌.2ـ آمريكا بايد به‌ ايران‌ بابت‌ هواپيما و قربانيان‌حادثه‌ غرامت‌ بپردازد.
    اولين‌ عكس‌العمل‌ آمريكا نسبت‌ به‌دادخواست‌ ايران‌ اين‌ بود كه‌ اين‌ دادگاه‌،صلاحيت‌ رسيدگي‌ ندارد، چرا كه‌ اين‌ سقوط درجريان‌ درگيري‌ نظامي‌ رخ‌ داده‌، چون‌ قايق‌هاي‌تند روي‌ ايراني‌، به‌ ناوهاي‌ آمريكا حمله‌ كرده‌ و مادر مقام‌ دفاع‌، به‌ اشتباه‌ هواپيماي‌ مسافربري‌ راساقط نموده‌ و هدف‌ قرار داديم‌
    به‌ دليل‌ پيچيدگيهاي‌ پرونده‌، همين‌ مورد سالهابه‌ طول‌ انجاميد كه‌ سرانجام‌ آمريكايي‌ها اعلام‌كردند حاضرند در مقابل‌ ادعاي‌ ايران‌ تسليم‌ وغرامت‌ بپردازند و اين‌ پيروزي‌ بزرگي‌ بود، چون‌تمام‌ سازمان‌ها و ادارات‌ بين‌المللي‌، پشتيبان‌آمريكا بودند.
    پس‌ از اين‌ پيروزي‌، اولين‌ مذاكرات‌ درباره‌غرامت‌ بود. آمريكايي‌ها ابتدا مي‌گفتند براي‌ هرشهيد شاغل‌ 150 هزا رو هر شهيد بيكار 100 هزاردلار مي‌پردازند، اما ما اعتراض‌ كرديم‌، از طرفي‌آنان‌ مي‌گفتند تنها به‌ بستگان‌ درجه‌ اول‌ غرامت‌مي‌دهند. اما در نهايت‌ توافق‌ شد كه‌ اين‌ غرامت‌طبق‌ قوانين‌ ايران‌ به‌ صورت‌ تساوي‌ بين‌ تمام‌ ورثه‌تقسيم‌ شود و پس‌ از گذشت‌ هشت‌ سال‌ دراسفندماه‌ سال‌ 1375 اين‌ توافقنامه‌ امضاء وورثه‌ 248 شهيد ايراني‌، اين‌ غرامت‌ را دريافت‌كنند، تشخيص‌ ورثه‌ با ايران‌ بود و يك‌ حساب‌بانكي‌ باز شد و غرامت‌ها به‌ دلار گرفته‌ شد و به‌حساب‌ ورثه‌ واريز شد، حتي‌ هزينه‌هاي‌ حواله‌بانكي‌ از آنان‌ دريافت‌ نشد و از ماليات‌ نيز معاف‌گرديدند. تاكنون‌ همه‌ خانواده‌ها غرامت‌ خود رادريافت‌ كردند و تنها خانواده‌ دو شهيد باقي‌مانده‌اند».
    از دكتر محبي‌ پرسيديم‌ فرق‌ اين‌ پرونده‌ باپرونده‌ سقوط لاكربي‌ در چيست‌؟
    محبي‌ در پاسخ‌ به‌ همكار ما مي‌گويد: «درپرونده‌ لاكربي‌، دولت‌ ليبي‌ مسئوليت‌ را قبول‌كرد، اما در حادثه‌ ايرباس‌، آمريكا عمدي‌ بودن‌حمله‌ را نپذيرفت‌ و متاسفانه‌ شوراي‌ «ايكائو» هم‌كه‌ يك‌ مرجع‌ تخصصي‌ است‌، طرف‌ آمريكا راگرفت‌ و اعلام‌ كرد اين‌ فاجعه‌ تصادفي‌ به‌ وجودآمده‌ است‌»
    محبي‌ در ادامه‌ مي‌گويد: «همين‌ ميزان‌غرامت‌، حاصل‌ پشتكار هيات‌ حقوقي‌ بود، چرا كه‌همه‌ سازمانهاي‌ جهاني‌، پشت‌ آمريكا درآمدند».دكتر محبي‌ در پايان‌ از دكتر افتخار جهرمي‌،محمدكريم‌ اشراق‌، محمد حسين‌ زاهدين‌، كورش‌عاملي‌، دكتر ولايتي‌، دكتر پوسنچي‌، دكتر ممتازو... همچنين‌ پروفسور برانلي‌ مشاور اين‌ هيات‌ ازدانشگاه‌ كمبريج‌، پروفسور كرافورد، پروفسوركندرللي‌ و... كه‌ از اعضاي‌ هيات‌ ايراني‌ بودند كه‌سرانجام‌ آمريكا را به‌ زانو درآوردند، تشكر كرد.
    اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ «نسرين‌ نيكتاش‌» وكيل‌دادگستري‌ و مشاور حقوقي‌ دفتر خدمات‌بين‌المللي‌ رياست‌ جمهوري‌ كه‌ مسئوليت‌ تقسيم‌ وپرداخت‌ غرامت‌ را به‌ بازماندگان‌ شهدا برعهده‌داشت‌ مي‌گويد: «جمعا 61 ميليون‌ و 800 هزاردلار غرامت‌ دريافت‌ كرده‌ايم‌ كه‌ آنها را به‌خانواده‌هاي‌ شهداي‌ هواپيمايي‌ ايرباس‌پرداخت‌ كرديم‌».
    
    

برادر شهيد: غرامت‌ را پس‌ از ده‌ سال‌ دريافت‌كرديم‌


    دلمان‌ مي‌خواست‌ با خانواده‌هاي‌ زيادي‌ درمورد سقوط هواپيماي‌ ايرباس‌ صحبت‌مي‌كرديم‌،اما يا بيشتر آنان‌ در شهرهاي‌ دورزندگي‌ مي‌كردند و عده‌اي‌ هم‌ كه‌ در تهران‌بودند، يا حاضر به‌ مصاحبه‌ نمي‌شدند يا آدرسشان‌عوض‌ شده‌ بود، زماني‌ كه‌ «نيكتاش‌» تلفن‌ حدود20 نفر خانواده‌هاي‌ اين‌ عزيزان‌ را به‌ من‌ داد، باخودم‌ گفتم‌ به‌ راحتي‌ همه‌ آنها را پيدا مي‌كنم‌، اماافسوس‌ كه‌ نشد، به‌ هر حال‌ در آخرين‌ لحظاتي‌ كه‌مجله‌ زير چاپ‌ مي‌رفت‌، با برادر شهيد «رضااكبري‌مقدم‌»، ارتباط برقرار كردم‌، غلام‌عباس‌اكبري‌ مقدم‌ مي‌گويد: «در منزل‌ بودم‌ كه‌ زنگ‌زدند و گفتند يك‌ هواپيماي‌ ايراني‌ توسط ناوگان‌آمريكايي‌ مورد هدف‌ قرار گرفته‌ و به‌ احتمال‌ زيادبرادرت‌ رضا هم‌ جزو شهداست‌»، وي‌ كه‌ تعجب‌كرده‌ بود، پس‌ از سال‌ها از آن‌ حادثه‌ يك‌ نشريه‌به‌ سراغ‌ اين‌ خانواده‌ آمده‌ است‌، مي‌گويد:«شبانه‌ خودم‌ را به‌ فرودگاه‌ رساندم‌، هنوز چيزي‌مشخص‌ نبود، خانواده‌هاي‌ زيادي‌ به‌ فرودگاه‌آمده‌ بودند. صبح‌ زود بود كه‌ اسامي‌ را اعلام‌كردند و برادر من‌ هم‌ جزو شهدا بود. زماني‌ كه‌براي‌ تشييع‌ جنازه‌ مقابل‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌بودم‌ و تابوت‌هاي‌ كوچك‌ كودكان‌ را مشاهده‌كردم‌، يك‌ لحظه‌ برادرم‌ از يادم‌ رفت‌. از برادرم‌دو فرزند به‌ نام‌هاي‌ امير و وحيد به‌ يادگار مانده‌است‌ كه‌ هر دو در حال‌ ورود به‌ دانشگاه‌ هستند».وي‌ در مورد نحوه‌ دريافت‌ غرامت‌ مي‌گويد:«غرامت‌ را حدود نه‌ يا ده‌ سال‌ پس‌ از آن‌ حادثه‌دريافت‌ كرديم‌، نامه‌اي‌ از دفتر خدمات‌ حقوق‌بين‌الملي‌ رياست‌ جمهوري‌ به‌ دستمان‌ رسيد كه‌جهت‌ دريافت‌ غرامت‌ مداركي‌ از والدين‌،همچنين‌ فرزندان‌ و همسر شهيد ارائه‌ دهيم‌، تاپرونده‌اي‌ تشكيل‌ شود. ما هم‌ همين‌ كار را انجام‌داديم‌ و پس‌ از مدتي‌ متوجه‌ شديم‌ كه‌ حساب‌ارزي‌ در بانكي‌ در سوئيس‌ به‌ نام‌ پدر و مادرم‌ وهمسر و فرزندان‌ برادرم‌ اختصاص‌ داده‌ شد.كارهاي‌ مربوط به‌ پدر و مادرم‌ را من‌ انجام‌ دادم‌ وديگر كارها را همسر برادرم‌ و طبق‌ قوانين‌جمهوري‌ اسلامي‌ سيصدهزار دلار بين‌ اعضاي‌خانواده‌ برادرم‌ تقسيم‌ شد و مالياتي‌ هم‌ از آن‌ كسرنشد.
    پدر و مادرم‌ ارز خود را به‌ بانك‌ مركزي‌ با نرخ‌دولتي‌ فروختند، البته‌ مي‌توانستند به‌ نرخ‌ آزاددلارها را بفروشند كه‌ پدر و مادرم‌ تصميم‌ گرفتندآن‌ را به‌ نرخ‌ دولتي‌ بفروشند». برادر شهيد درادامه‌ مي‌گويد: «متاسفانه‌ تمام‌ سازمان‌هاي‌جهاني‌ به‌ يك‌ اظهار تاسف‌ بسنده‌ كردند كه‌ اين‌نشانه‌ حمايت‌ از آمريكا بود و در چنين‌ شرايطي‌حتي‌ گرفتن‌ همان‌ مبلغ‌ غرامت‌ توسط مسئولان‌دست‌ مريزاد دارد».
    
    
    

و اما داستان‌ حقوق‌ بشر


    شايد سالها بگذرد، اما داستان‌ هواپيماي‌ايرباس‌ ايراني‌ فراموش‌ نمي‌شود. داستان‌برخورد دوگانه‌ سازمانهاي‌ جهاني‌ و كشورهاي‌سلطه‌گر جهان‌ فراموش‌ نمي‌شود. آنها زور دارند،بمب‌ اتم‌ دارند، رسانه‌هاي‌ مختلف‌ ديداري‌ وشنيداري‌ دارند اما نمي‌توانند حرف‌ زورشان‌ را به‌ما تحميل‌ كنند. به‌ عنوان‌ يك‌ ايراني‌ واقعامي‌پذيريد كه‌ ارزش‌ خون‌ شما كمتر از يك‌آمريكايي‌ محاسبه‌ شود؟ آيا اين‌ انساني‌ و منطقي‌است‌ كه‌ در پرواز لاكربي‌ سالها تحريم‌ اقتصادي‌ وفشار جهاني‌ عليه‌ متهم‌ پرونده‌ اعمال‌ شود، اما درسقوط ايرباس‌ ايراني‌ به‌ فرمانده‌ ناو جايزه‌ داده‌شود.
    اين‌ موضوع‌ را از آن‌ جهت‌ انتخاب‌ كرديم‌ كه‌يك‌بار ديگر براي‌ همه‌ ما تداعي‌ شود كه‌ آمريكاواقعا شيطان‌ بزرگ‌ است‌. شيطاني‌ كه‌ نمي‌توان‌ به‌او اعتماد و اطمينان‌ كرد. شيطاني‌ كه‌ براي‌ انسانهاارزش‌ برابري‌ قائل‌ نيست‌. همه‌ چيز را براي‌خودش‌ مي‌خواهد همه‌ مفاهيم‌ را آن‌طور كه‌خودش‌ مي‌خواهد و مي‌فهمد معنا مي‌كند و دنيارا وادار مي‌كند آن‌طور كه‌ او مي‌گويد حرف‌بزنند و رفتار كنند. او شايد زور داشته‌ باشد امانمي‌تواند فكر و انديشه‌مان‌ را از ما بگيرد. مامي‌فهميم‌ پس‌ هستيم‌. چرا يك‌ خانواده‌،ده‌ميليون‌ دلار غرامت‌ مي‌گيرد اما خانواده‌ ديگركمتر از يك‌ صدم‌ آن‌، آيا اين‌ حقوق‌ بشر است‌؟
    به‌ عنوان‌ يك‌ انسان‌ و يك‌ ايراني‌ فارسي‌ زبان‌،نمي‌توان‌ اين‌ حرف‌ زور را پذيرفت‌. آمريكائيهادر طول‌ بيست‌ سال‌ گذشته‌ با همين‌ عملكردضدايراني‌ خود ديوار بلند بي‌اعتمادي‌ را به‌وجودآورند. آنها اموال‌ و دارايي‌هايي‌ را كه‌ متعلق‌ به‌همه‌ ايرانيان‌ است‌ به‌ ناحق‌ در كشور خود بلوكه‌كردند، آنها با عملكردهاي‌ اين‌چنين‌ مي‌خواهنددر پشت‌ حرف‌هاي‌ شيك‌ و لباسهاي‌ مدرن‌ وتكنولوژي‌ برتر، خود را از همه‌ مردم‌ دنيا برتر وبالاتر نشان‌ دهند. در حالي‌ كه‌ همان‌طور كه‌سعدي‌ عليه‌الرحمه‌ مي‌گويد:
    
تن‌ آدمي‌ شريف‌ است‌ به‌ جان‌ آدميت‌
    نه‌ همين‌ لباس‌ زيباست‌ نشان‌ آدميت‌