ریشههای هفتتیرکشی در سرزمین یانکیها + فیلم
اینگونه صحنهها در هالیوود عجیب نیست


به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، "رابرت فیسک" امروز (یکشنبه) در مطلبی در روزنامه ایندیپندنت نوشت: سوریه مسئولیت موشکهای حاوی گاز سارین را که در 21 آگوست موجب مرگ حدود 1400 نفر در غوطه شد، نپذیرفت؛ از سوی دیگر اطلاعاتی که اکنون منتشر شده بیانگر آن است که روسیه مدرک جدیدی درباره این حمله دارد دارد .



خبرنگار شبکه العالم که نیروهای ارتش را در این عملیات همراهی کرده گزارش
داد، ارتش سوریه انباری را کشف کرد که عناصر مسلح در آن مواد سمی و شیمیایی
و ماده کلر نگهداری می کردند.
خبرنگار العالم گفت این مواد سمی و شیمیایی ساخت کشورهای بیگانه مانند عربستان است.
یکی از فرماندهان عملیاتی تأکید کرد که از این مواد کشف شده گازهای سمی و کشنده متصاعد می شود.
منطقه المناشیر یکی از راهبردیترین مناطق "جوبر" به شمار می آید چرا که
با پاکسازی آن نیروهای ارتش می توانند کل منطقه را تحت کنترل خود در آورند.
خبرنگار العالم همچنین در خصوص آخرین تحولات در عملیات پاکسازی حمص افزود:
درحالیکه عملیات پاکسازی حمص با تنگ تر شدن حلقه محاصره گروههای مسلح در
شهرک "الخالدیه" در آخرین مراحل خود قرار دارد، نیروهای ارتش در روستایی در
حومه حمص یک بیمارستان صحرایی و کارگاهی را که برای ساخت بمب از آن
استفاده می شد، کشف کردند.
نیروهای ارتش همچنین در اطراف روستای "منغ" در حومه شمالی "حلب" دو کامیون
حامل سلاحهای نیمه سنگین و موشکهای حرارتی را هدف قرار دادند.
در شهر ادلب نیز نیروهای ارتش پناهگاه های عناصر مسلح را که در مزارع مشرف
به جاده بین المللی "اریحا – لاذقیه" ایجاد شده بود نابود کردند.
26 سال پیش در ساعات عصرگاهی هفتم تیرماه 1366، هواپیماهای نظامی ارتش بعث عراق در آسمان شهرستان سردشت ظاهر شدند و با فروریختن بمبهای شیمیایی تحویلشده از آلمان مدعی حقوق بشر بر سر مردم این شهرستان، جنایتی فجیع را مرتکب شدند که با وجود گذشت نزدیک به سه دهه از وقوع آن همچنان آسیبزاست.
مردم این شهرستان مظلوم که ابتدا تصور میکردند صدام بمبهای جنگی بر این شهر ریخته است، پس از لحظاتی احساس خفگی کردند. بمب شیمیایی با ایجاد سختی تنفس موجب میشد فرد آنقدر سرفههای شدید و خونآلود کند تا بمیرد. بر اثر بمباران شیمیایی سردشت، بیش از یکصد نفر شهید و افزون بر هفت هزار نفر مسموم و مصدوم شدند؛ از میان مصدومان نیز تاکنون حدود 150 تن شهید شدهاند و دیگر مجروحان این جنایت هولناک، حتی اکنون با گذشت 26 سال از آن روز، همچنان زجر میکشند، به سرفههای مرگبار دچارند و هر از گاهی نیز بر اثر جراحات و عوارض آن، به شهادت میرسند.

در کنار صدام معدوم که این جنایت تاریخی ضدبشری را انجام داد و در کنار مرگآفرینی شیمیاییاش در حلبچه، جنایت سردشت را نیز به ثبت رساند، داغ این رسوایی تا ابد برای آلمان، آمریکا، فرانسه، هلند و انگلیس که چنین سلاحهایی را در اختیار دیکتاتور دیوانه عراق قرار دادند تا علیه جمهوری اسلامی استفاده کند، میماند و هیچ چیز نمیتواند این کار شنیع را از حافظه تاریخ پاک نماید. سازمانهای غیرمسئول ولی مدعی حقوق بشر که آن روز در برابر این اقدام بعثیون سکوت تشویقآمیز و حاکی از رضایت داشتند، امروز پا را فراتر نهاده و در سوریه، هم سلاح شیمیایی و میکربی در اختیار تروریستهای وهابی ـ صهیونیستی قرار دادهاند و هم پس از استفاده آنها از این سلاح علیه مردم و ارتش سوریه، ناجوانمردانه آن را با سندسازی به حکومت بشار اسد منتسب میکنند!
![]()
البته حمله شیمیایی به شهرستان سردشت و دیگر تهاجمهای وحشیانه شیمیایی رژیم صدام که با سکوت و تشویق استکبار جهانی و پشتیبانی حامیان آن دیکتاتور ملعون منجر به شهادت مظلومانه دهها هزار رزمنده و مردم بیدفاع شهری و روستایی کشور عزیزمان شد، نتوانست سرنوشت جنگ تحمیلی هشت ساله را به سود متجاوز و پشتیبانان نامردش پایان دهد و سرانجام صدام و دولتهای خبیث همراه اروپایی و آمریکاییاش، مجبور به پذیرش شکست از جمهوری اسلامی شدند.
.jpg)
هزاران شهید و دهها هزار جانباز شیمیایی و از بین بردن هزاران کیلومتر از محیط زیست ایران، میراث ناگوار سلاحهای شیمیاییای بود که اغلب توسط آلمان و با چراغ سبز آمریکای جنایتکار و انگلستان خبیث، برای استفاده علیه ملت ایران، در اختیار رژیم پیشین حاکم بر عراق قرار میگرفت.
جامعه جهانی به ویژه سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر این سازمان با توجه به آنکه نزدیک به 30 سال از این واقعه ناگوار میگذرد و تاکنون جز محکومیت فرمالیته زبانی و برای خالی نبودن عریضه کاری نکردهاند، باید برای احقاق حقوق مصدومان این فاجعه و خانوادههای دردکشیدهشان و همچنین در اجرای مسئولیت حقوقی و اخلاقی خود و به منظور جبران بخش ناچیزی از صدمات روحی وارده به مصدومان شیمیایی کشورمان، امکان محاکمه و مجازات عاملان جنایات شیمیایی؛ به ویژه دولتها، شرکتها و افراد حقیقیای که این قبیل سلاحهای مرگبار را در اختیار صدام و وهابیون سلفی ـ تکفیری قرار دادهاند، فراهم کند.
.jpg)
اقدام سازمانهای بینالمللی در پیگیری عوامل جنایات شیمیایی میتواند موجب جلوگیری از تکرار تجربه تلخ این حملات، قوت و قدرت بخشیدن به سازمان منع گسترش سلاحهای شیمیایی و میکربی و به نتیجه رسیدن آرزوی بشریت مبنی بر نابودی سلاحهای نامتعارف شیمیایی و اتمی شود.
در صورت محکومیت تولیدکنندگان و استفادهکنندگان و با انهدام کامل این سلاحهای مخرب، میتوان از تولید مجدد این تسلیحات جلوگیری کرد تا دیگر هرگز جهان شاهد تکرار فجایع سردشت و حلبچه و... نباشد.

اما چرا در دنیایی که ادعای حقوق بشر و مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی گوش لک را پر کرده، نام سردشت در 29 ژوئن/ 8 تیر برده نمیشود ولی همه 365 روز سال، 11 سپتامبر است؟! مگر نه آنکه در هر 2 روز، فاجعهای بشری رخ داده است؟ آیا آمریکائیان کشتهشده در برجهای دوقلوی نیویورک ـ که آنها هم مظلومانه و برای مقاصد سیاسی و تسلیحاتی و برای کشورگشایی کاخ سفید به قتل رسیدند ـ انسانترند؟!!

به گزارش "وزارت جنگ رژيم صهيونيستي"، در 10 سال گذشته 237 نظامی اسراييلي با خودکشی به زندگی خود پایان دادهاند که این آمار به صورت متوسط یک خودکشی در ماه است.
اگرچه وزارت جنگ اسرائیل ادعا دارد تنها یک نظامی در ماه خودکشی میکند، اما منابع آگاه در وزارت جنگ میگویند این پدیده عمدهترین یا یکی از مهمترین دلایل مرگ سربازان است، به گونهای که نیمی از قبرهای موجود در قبرستان نظامی اسرائیلیها متعلق به سربازانی است که خودکشی کردهاند.

برخی آمارهای منتشر شده از خودکشی هفتگی دست کم دو سرباز اسرائیلی خبر میدهد.
افزایش آمار خودکشی در بین نظامیان اسرائیلی در حالی رخ میدهد که پس از شکست اسرائیل در "جنگ غزه"، روحیه این نظامیان در بدترین وضعیت خود قرار دارد، اما مقامهای اسرائیلی همواره تلاش میکنند تا مشکلات شخصی را علت خودکشیها اعلام کنند.
در کنار خودکشي و افسردگي، نااميدي نيز در ميان نظاميان صهيونيست موج ميزند، بهطوري که بسياري از سربازهاي اسراييلي از جنگيدن در "نوار غزه" پرهيز ميکنند و از کشتن زنها و کودکان بيگناه به ستوه آمدهاند.

بنابراين گزارش بسياري از صهيونيستهاي سرباز ترجيح ميدهند 14 روز در زندان سپري کنند تا اينکه به جنگ در غزه ادامه دهند.
"نوئم لونا" "Noem Levna، افسر اسراييلي درباره عدم تمايل به حضور خود در غزه ميگويد: ما در 17 روز 900 نفر را کشتيم که صدها کودک در ميان آنها بودند.
همين افسردگيها و خوکشيها و عدم تمايل سربازان اسراييلي براي حضور در ميدانهاي نبرد، صهيونيستها را بر اين داشته است تا براي پيشبرد اهداف غير انساني خود دست به دامان موجودات ديگر شوند.
باشگاه خبرنگاران چندي پيش، در گزارشي به حيواناتي مانند عقاب، موش، کوسه و کرکس اشاره کرد که رژيم صهيونيستي با استفاده از آنها به جاسوسي از کشورهاي منطقه و آزار و اذيت فلسطينيها ميپردازد.
در آن گزارش به اين موضوع اشاره شد که صهيونيستها مراکز تربيت حيوانات راه انداختهاند که در آن حيوانات جاسوس پرورش ميدهند.

اما مثل اينکه کار در اينجا تمام نميشود، ارتش رژيم صهيونيستي از اين حيوانات به عنوان سرباز نيز استفاده ميکند.
در بررسيهاي انجام گرفته توسط باشگاه خبرنگاران، رژيم صهيونيستي يگانهاي ويژهاي دارد که در آن به تربيت حيواناتي ميپردازد که از آنها براي يورش به فلسطينيها و مناطق جنگي استفاده ميکند.

اوکتز، يگان ويژه سگهاي وحشي
يگان "اوکتز" "Oketz"، واحد ويژه و سري سگهاي وحشي ارتش اسراييل است که در سال 1939 ايجاد شد.


ماموريت اين يگان ويژه، تربيت و آموزش سگهاي مهاجم است. سگهاي مهاجم اوکتز در محيطهاي شهري و روستايي و ويژه حمله به فلسطينيهاي معترض در سرزمينهاي اشغالي مورد استفاده قرار ميگيرند.

اين سگها به گونهاي آموزش ميبينند که ميتوانند اهداف فلسطيني خود را شناسايي کرده و به شکار آنها بروند.

اسراييليها در اين يگان از "سگهاي شکاري بلژيکي" به نام "Malinois" استفاده ميکنند، زيرا به قدر کافي براي حمله به اهداف بزرگ بوده و هدايت آنها نيز سادهتر ميباشد.

قد اين سگها حدود61 تا 64 سانتيمتر و وزن آنها حدود 30 کيلوگرم است.
به گزارش وبسايت صهيونيستي THE JEWISH CHRONICLE ONLINE""، سگهاي يگان اوکتز ويژه ميتوانند به راحتي در پي فلسطينيهايي بروند که "کوکتل ملوتوف" و سنگ پرتاب ميکنند.
سگهاي وحشي گزينه اول "انتفاضه سوم"
به گزارش "يديعوتآحارانوت"، براساس اطلاعات منابع نظامي، هزينه هر کدام از اين سگها دهها هزار دلار است از خريد، ترانسفر، آموزش و نگهداري.
بنا براين گزارش، در صورت وقوع انتفاضه سوم در سرزمينهاي اشغالي، سگهاي وحشي صهيونيستي اولين يگاني هستند که براي مقابله با مبارزان فلسطيني به ميدان فرستاده خواهند شد.

اين گزارش در ادامه ميافزايد، با وجود اينکه سربازان اسراييلي تمايلي براي مقابله با "زنان و کودکان فسطيني" ندارند، يگان ويژه اوکتز که از سگهاي قوي و بيرحم تشکيل شده است، ميتواند مبارزان فلسطيني را پراکنده کند.

و همچنين منابع نظامي اسراييلي فاش کردهاند در زمان يورش به "کشتي آزادي" ترکيهاي، از سگهاي مهاجم در سرکوب فعالان حقوق بشري که براي کمک به مردم مظلوم "فلسطين" راهي سرزمينهاي اشغالي بودند استفاده شده است.

"بز کوهي" در ارتش اسراييل
نکتهاي جالب در ميان ارتش اسراييل وجود دارد و آن حضور بزهاي کوهي در اين ارتش است. در حالي که سربازان اسراييلي به خاطر حضور متمادي در مناطق جنگي و آماده باش دائمي و همچنين ترس از نيروهاي "حزبالله"، تمايلي براي حضور در مرز سرزمينهاي اشغالي با "لبنان" ندارند، از اين جهت وزارت جنگ اسراييل به فکر نيروي جديدي افتاده است.

اين کار رژيم صهيونيستي باعث خنده بسياري از رسانههاي غربي شده است، بهطوري که روزنامه انگليسي "گاردين"، در مطلبي با عنوان "اسراييل از بزکوهي براي محافظت از مرزهاي خود استفاده ميکند" به اين مطلب اشاره کرده و مينويسد:
بز کوهي تبديل به ابزار جديدي در ارتش اسراييل گشته و نقش بسزايي در اين بين دارد. اين حيوانات استفادههاي گوناگوني براي ارتش اسراييل دارند، از يک سو، به دليل مهارت پيکارجويان حزبالله در استتار ميان مناطق سرسبز منطقه، بزکوهي ميتواند گياهان منطقه را بخورد تا زمين باير شود و جايي براي مخفي شدن مردان حزبالله وجود نداشته باشد.

به گزارش روزنامه صهيونيستي "هاآرتص"، يکي ديگر از موارد استفاده اين حيوانات، شاخهاي تيز آنها ميباشد که در صورت عبور فردي از مرز لبنان به سمت سرزمينهاي اشغالي، بزهاي کوهي 500 کيلويي ميتوانند خطر بزرگي براي افراد باشند.
استفاده از سگها عليه کارگران فلسطيني
"تپههاي هربون"، واقع در جنوب "کرانههاي باختري"، يکي از فقيرترين مناطق فلسطيني است، اما حضور سگهاي اوکتز در اين محله، باعث ترس و خشم فلسطينيها شده و اجازه عبور و مرور مردم به مناطق ديگر را سخت کرده است.
هنگامي که فلسطينيهاي نوار غزه که به خاطر نبود کار در اين منطقه قصد ورود به سرزمينهاي اشغالي را دارند، با سگهاي مهاجم صهيونيستي مواجه ميشوند.

"منير هوشيه"، شهروند فلسطيني در اين رابطه ميگويد: در روز جهاني کارگر به قصد اعتراض به سمت سرزمينهاي اشغالي در حال حرکت بوديم، که به يک باره گروهي از سربازان اسراييلي به همراه گلهاي از سگهاي وحشي به ما حمله کردند. به گفته اين مرد 35 ساله، سگها بسياري از معترضان را به شدت مجروح کردند.

سگهاي مهاجم صهيونيستي اوکتز به جواني به نام اعلي عادل الحورين حمله کرده بودند که باعث شکستگي دست او و منجر عمل جراحي به خاطر عمق گازگرفتگي سگ وحشي شده بود.
اعلي درباره زماني که سگ وحشي اسراييلي به او حمله کرد، ميگويد: ساعت حدود 5 بود که سعي داشتم از طريق سوراخي که در فنس ايجاد شده بود عبور کنم، اما ناگهان، سگي عظيمالجثه به سمت من حمله کرد و سعي کرد دست من را پاره پاره کند. سربازهاي صهيونيستي تنها در حال تماشاي اين صحنه بودند و هيچ اقدامي در راستاي رها کردن سگ از من انجام ندادند.

همانطور که در تصاوير و فيلم زير مشاهده ميکنيد، نيروهاي اسراييلي براي دستگيري فلسطينيها از سگهاي مهاجم وحشي استفاده ميکنند.
سال گذشته، در اعتراضات جوانان کرانه باختري و درگيريهاي آنها با نيروهاي رژيم صهيونيستي، يگان ويژه اوکتز خودنمايي کرد. در اين تظاهرات نيروهاي صهيونيستي در هنگام مواجهه با جوانان فلسطيني از سگهاي وحشي يگان ويژه اوکتز استفاده کردند.
در اين ميان، يکي از سگها موفق ميشود يک جوان فلسطيني را بگيرد، اين سگ به حدي قدرت دارد که حتي سربازان اسراييلي هم نميتوانند دست جوان را از دهان سگ بيرون بکشند.

فلسطينيها موش آزمايشگاهي سگهاي اوکتز
به گزارش هاآرتص، سربازهاي اسراييلي از فلسطينيها براي آموزش سگهاي وحشي خود استفاده ميکنند، بنا به گزارش گروههاي حقوق بشري، هنگامي که خودروهاي فلسطينيها در ايستهاي بازرسي ماموران رژيم صهيونيستي متوقف ميشوند، نيروهاي اسراييلي سگهاي مهاجم خود را به داخل خودرو ميفرستند تا چگونگي يافتن مواد منفجره را آموزش ببينند. اما اين آزمايشات به دفعات باعث آسيب و حتي حمله اين سگهاي وحشي به مسلمانان فلسطيني ميشود.

بنابراين گزارش، براي آموزش سگهاي يگان ويژه اوکتز، خودروهاي فلسطينيها را متوقف کرده و باعث وحشت سرنشينان خودرو ميشوند. سربازان اسراييلي براي آموزش اين سگها، ساکنان خودروها را به زور بيرون کشيده و سگها به دنبال مواد منفجره درون خودروها يا خود افراد ميپردازند.
زماني که ساکنان خودرو خارج ميشوند، سرباز اسراييلي شيئي را داخل وسيله قرار ميدهد، سپس سگ وحشي براي يافتن آن به داخل خودرو ميرود.
بنا به گزارش Breaking the Silenve، سازماني غير دولتي که شهادتهاي سربازان اسراييلي در سرزمينهاي اشغالي را جمع آوري ميکند، اين ايستهاي بازرسي تنها به دليل تربيت سگهاي اوکتز برقرار ميشوند.
کساني که به انسانيت ارزش قائل نيستند براي سگها مراسم يادبود و اهداي مدال ميگيرند

نکته جالب درباره يگان ويژه اوکتز اين است صهيونيستها که ارزشي براي انسانها قائل نسيتند و کودکان فلسطيني را به راحتي به قتل ميرسانند، وقتي يکي از سگهاي وحشي خود را از دست ميدهند براي او مراسمي ويژه برگزار ميکنند، بهطوري که حتي گورستاني ويژه اين سگها در يگان اوکتز تعبيه شده و سالانه سالمرگ آنها نيز گرامي داشته و مراسمي در اين باب برگزار ميشود.
بهعلاوه، به اين سگها مدال افتخار هم اهدا ميشود


دادگاهی
در لندن امروز پنجشنبه یک بازرگان انگلیسی را که از فروش نسخه های تقلبی
تجهیزات کشف مواد منفجره به مشتریان از جمله عراق و آمریکا میلیونها پوند
درآمد کسب کرده بود به ده سال حبس محکوم کرد.
به گزارش خبرگزاری آلمان
از لندن، قاضی دادگاه اعلام کرد جیمز مک ورمک که گفته می شود پنجاه میلیون
پوند (78 میلیون دلار آمریکا) از فروش تجهیزاتی که در ساخت آنها از ایده
تجهیزات کشف توپ گلف استفاده شده بود به هیچ وجه احساس پشیمانی نمی کند.
این
تجهیزات کشف بمب هرکدام به قیمت بیش از بیست و هفت هزار پوند فروخته شده
بود. گفته می شود مک ورمک در مجموع تجهیزاتی به ارزش سی و هفت میلیون پوند
فقط به عراق فروخته است. این تجهیزات کشف مواد منفجره همچنین به بلژیک ،
نیجر ، گرجستان و سازمان ملل متحد برای استفاده در لبنان فروخته شده است.
قاضی
دادگاه به مک ورمک (65 ساله) گفت: «آنچه تو انجام دادی فریب دادن افرادی
بود که به تو اعتماد کرده بودند و این کار تو ناشی از سنگدلی بوده است».
وی
افزود: «من کاملا اطمینان دارم که رفتار فریبکارانه تو در فروش تجهیزات بی
مصرف به منظور کسب درآمد کلان، موجب احساس امنیت کاذب شده و به طور ملموس
در کشته و زخمی شدن افراد بی گناه نقش داشته است».
تخمين زده شده است 300 هزار نفر در عراق بر اثر اين بمب ياب هاي تقلبي تاكنون كشته شده اند.
شفقنا - تی آر تی - در شهر بلگورود در جنوب روسیه، فردی مسلح در نزدیکی یک اسلحه فروشی با تیراندازی بر روی مردم، پنج نفر را کشت و یک دختر چهارده ساله را مجروح ساخت.
ادعا میشود فرد مذکور، بعلت اینکه بر روی ماشینش در محل حادثه خط انداخته شده است، دست به این کشتار خونین و وحشتناک زده است.
این فرد مسلح که بدون هدف بر روی مردم تیراندازی میکرد، سپس وارد اسلحه فروشی شده و به تیراندازی خود در آنجا نیز ادامه داد.
پلیس روسیه، از مرگ پنج نفر و مجروح شدن یک نفر در این حمله، خبر داد.
نیروهای امنیتی، برای دستگیری مهاجم که موفق به فرار از محل حادثه شده است، عملیات ویژه ای آغاز کردند.
در این میان خبر می رسد که برخی از شاهدین عینی، تعداد مهاجمین را دو نفر اعلام کردند.


شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)-روند خنثی سازی مین های زمینی ضد نفر در افغانستان همچنان به کندی پیش می رود. این در حالیست که بر اساس آمارهای مرکز هماهنگ سازی امور مین زدایی افغانستان – که قبلاً زیر نظر سازمان ملل فعالیت می کرد و اکنون دولت افغانستان بر آن نظارت دارد- ماهانه حداقل 45 افغانی بر اثر گذاشتن پای خود بر روی مین های مرگبار ضد نفر، اعضای بدن یا حتی جان خود را از دست می دهند.
بر اساس پیمان منع گسترش مین های ضد نفر، قرار بود که افغانستان تا پایان سال جاری میلادی همه زمین های مین گذاری شده در این کشور را یافته و آنها را پاکسازی کند اما در ماه دسامبر گذشته طی اجلاسی که در ژنو برگزار گردید، تصمیم بر آن شد که با توجه به پیچیدگی کار، این مهلت تا پایان سال 2023 تمدید شود.
از سال 1997 تاکنون، کمپین بین المللی مبارزه با گسترش مین های زمینی که یک شبکه جهانی متشکل از چندین و چند سازمان غیردولتی در کشورهای مختلف جهان است، تلاش زیادی برای پاکسازی دنیا از مین های زمینی و مهمات خوشه ای انجام داده است. اعضای این کمپین در بیش از 90 کشور جهان، از جمله افغانستان، حضور فعال دارند.
افغانستان اگرچه یکی از اعضای کنوانسیون منع استفاده از مین های ضد نفر (کنوانسیون اتاوا) به شما می رود اما متأسفانه طی رویارویی های نظامی متعددی که در دهه ها و سال های اخیر در این کشور رخ داده است، طرفین درگیر از هزاران مین ضد نفر با هدف کشتن یا ناقص کردن نیروهای یکدیگر استفاده کرده اند؛ مین هایی که بعد از گذشت سال ها، هنوز هم تعداد زیادی از آنها در زمین های افغانستان باقی مانده اند.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا،اخیراً عصمت الله ماهیار، ستون نویس نشریه کلید و از همکاران افغانی خبرگزاری بین المللی اینترپرس سرویس، طی گزارشی مبسوط مسئله مین های ضد نفر در افغانستان را مورد بررسی قرار داده است که نظر شما را به برگردان فارسی این گزارش جلب می کنیم.
یک میلیون افغان در نزدیکی اراضی پر از مین های ضد نفر زندگی می کنند
سابقه نخستین عملیات مین زدایی در افغانستان از سال 1979 یعنی از زمان اشغال این کشور توسط نیروهای شوروی باز می گردد اما وقوع جنگ های پی در پی و متعاقب آن افزایش مساحت زمین های مین گذاری شده، کندی عملیات مین زدایی در این کشور را به همراه داشته است. اکنون بیش از یک میلیون نفر از جمعیت 30 میلیون نفری افغانستان در مناطقی زندگی می کنند که گمان می رود تعداد زیادی مین ضد نفر عمل نکرده در زمین های آنها وجود داشته باشد.
چندی پیش خبرنگار اینترپرس سرویس در کابل بازدیدی از مرکز پروتز کمیته بین المللی صلیب سرخ در پایتخت افغانستان داشت. در این مرکز هرروز می توان افرادی را مشاهده کرد که اعضای بدن خود را بر اثر انفجار مین های ضد نفر در زیر پاهایشان از دست داده و برای دریافت اعضای مصنوعی به اینجا مراجعه کرده اند.
غلام صدیق، مرد 36 ساله ای است که از منطقه خوجیانی استان ننگرهار در 200 کیلومتری کابل، برای دریافت پای مصنوعی به مرکز فوق آمده است. این مرد افغان به یاد می آورد که چگونه زمانی که برای جمع آوری علوفه به کوهستان رفته بود، به ناگاه شیئی ناشناخته در زیر پایش منفجر شده و ساعاتی پس از این انفجار، وی خود را در وضعیتی ناباورانه روی تخت بیمارستان یافته بود.
غلام صدیق خاطره آن غروب تلخ را چنین بازگو می کند: « بر اثر آن انفجار کاملاً از هوش رفتم و وقتی در بیمارستان به هوش آمدم متوجه شدم که یک پایم از زانو به پایین قطع شده است. نمی توانستم آنچه را که می دیدم باور کنم. واقعاً لحظه دردناکی بود. خدای خود را سرزنش می کردم و می گفتم که آخر این چه بلایی است که بر سر من نازل کرده؛ از یک طرف فقر و تنگدستی و از طرف دیگر این اتفاق ناگوار که پایم را از من گرفته بود. کمی بعد از حادثه بر خودم مسلط شدم و تصمیم گرفتم صبور باشم. با خودم می گفتم که شاید این اتفاق یک مشیت الهی بوده است».
یکی دیگر از مراجعه کنندگان به مرکز پروتز صلیب سرخ در کابل، بازمحمد 40 ساله است که او هم از منطقه شکردره کابل برای دریافت پای مصنوعی به این مرکز آمده است. وی که هر دو پای خود را در یک حادثه انفجار مین از دست داده، درباره آن حادثه ناگوار می گوید: «داشتم گندم بار می زدم که به ناگاه پایم را روی یک مین گذاشتم. بعد از آن دیگر متوجه نشدم که چه اتفاقی افتاد».
فراوانی حوادث مربوط به انفجار مین در افغانستان موجب شده است که کمیته بین المللی صلیب سرخ، علاوه بر مرکز پروتز کابل، مراکز دیگری را نیز در شهرهای هرات، مزارشریف، گلبهار، فیض آباد و جلال آباد برای خدمات رسانی به آسیب دیدگان این حوادث راه اندازی کند.
مدیر ستاد مدیریت بحران افغانستان: تعداد قربانیان انفجار مین کاهش یافته است
به نظر می رسد که بسیاری از مردم افغانستان از کند پیش رفتن عملیات مین زدایی در کشورشان و فراوانی تعداد مین های خنثی نشده در زمین های اطراف خود اطلاع چندانی ندارند و نمی دانند که باید در هنگام قدم برداشتن در زمین های مشکوک، جانب احتیاط را رعایت کنند.. از طرف دیگر گفته می شود که مسئولان عملیات مین زدایی نیز برای این کار اغلب سراغ زمین هایی رفته اند که عملاً هیچ مین ضد نفری در آنها وجود ندارد. مردم محلی می گویند که این زمین ها عاری از مین هستند و هرگز ندیده اند که انفجار مشکوکی در آنها رخ داده باشد.
به رغم این صحبت ها، دکتر محمد دایم کاکار مدیر ستاد ملی مدیریت بحران افغانستان، طی نشستی که در ماه دسامبر گذشته پیش از آغاز عملیات مین زدایی از مناطق کاروخ، اوبی و چشت شریف در استان هرات برگزار شد، خطاب به دست اندرکاران امر گفت: «چند سال پیش ما به طور متوسط ماهانه 3000 کشته و زخمی در حوادث مربوط به انفجار مین های ضد نفر داشتیم اما اکنون این رقم به شدت کاهش پیدا کرده و به 45 نفر در ماه رسیده است. ما امیدواریم که عملیات پاکسازی استان هرات از مین های ضد نفر تا سال 2018 به سرانجام برسد و در پایان سال 2023 نیز افغانستانی عاری از مین های ضد نفر داشته باشیم. مین های ضد نفر برای انسان ها خطر بسیار بزرگی به شمار می روند و اکنون وظیفه ما این است که زمین های کشور را از این ابزارهای مرگبار پاکسازی کنیم».
تعداد زیادی از مین های ضد نفر کاشته شده در زمین های افغانستان، از دوران حکمرانی دولت کمونیستی دکتر محمد نجیب الله بر کشور به جای مانده اند. دولت دکتر نجیب الله این کار را برای مقابله با گروههای مجاهد که تحت حمایت ایالات متحده آمریکا قرار داشتند انجام می داد. درگیری های مداوم بین طالبان و نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود در فاصله سال های 1996 تا 2001 نیز بر تعداد مین های ضد نفر کاشته شده در زمین های افغانستان افزود. اکنون تعداد زیادی مین ضد نفر عمل نکرده در زمین های کشاورزی و در اطراف مناطق مسکونی افغانستان وجود دارد و این کشور را می توان از نظر تعداد مین های ضد نفر جزو خطرناک ترین کشورهای جهان دانست.
تلاش ستودنی موسسات غیردولتی برای پیشبرد طرح مین زدایی در افغانستان
فرید همایون، رئیس موسسه خیریه هالو تراست -که در زمینه پاکسازی مناطق مین گذاری شده در کشورهای مختلف جهان، به ویژه کشورهای خاورمیانه، فعالیت می کند- می گوید که این موسسه غیرانتفاعی توانسته است در 5 سال اخیر حدود 56 کیلومتر مربع از اراضی سه منطقه در استان هرات افغانستان را پاکسازی کند. هالو تراست قصد دارد در ادامه زمین های 12 منطقه دیگر از این استان را پاکسازی کند که مناطق مرزی غوریان، کوهسان، شیندند و اردسکن نیز در زمره این 12 منطقه قرار گرفته اند.
بر اساس آمارهای ثبت شده در پایگاه اینترنتی موسسه خیریه هالو تراست، در حال حاضر متخصصان مین روبی این موسسه در قالب 200 تیم مجزا دراستان هرات و 9 استان دیگر افغانستان به پاکسازی اراضی مین گذاری شده مشغولند. متخصصان هالو تراست موفق شده اند که در فاصله سال های 1988 تا 2010 بیش از 736 هزار مین ضد نفر، 10 میلیون اقلام انفجاری خوشه ای با کالیبر زیاد و 45.6 میلیون فشنگ عمل نکرده در افغانستان کشف و خنثی کنند.
فرید همایون البته در نشست مین زدایی هرات اعلام کرد که تیم های مین روبی هالوتراست هرگز به بمب های جدید موسوم به بمب های کنار جاده ای که اخیراً توسط مخالفان حامد کرزای مورد استفاده قرار گرفته اند، دست نمی زنند [احتمالاً به این دلیل که تخصصی در خنثی سازی این نوع بمب ندارند]. بر اساس آمارهای سازمان ملل متحد، این بمب های جدید تنها در نیمه دوم سال گذشته میلادی، 967 کشته و 1590 زخمی در افغانستان بر جای گذاشته اند.
شهاب حکیمی، مدیر یکی از مراکز تخصص مین یابی فعال در افغانستان که در زمینه تربیت سگ های مخصوص انجام کارهای پرخطر فعال است نیز از موسسات خیریه و نهادهای بین المللی خواسته است که به کمک های خود برای به سرانجام رسیدن عملیات مین زدایی در افغانستان ادامه دهند. وی ابراز امیدواری کرد که با حمایت های مالی این موسسات و تلاش مضاعف مراکز غیرانتفاعی فعال در امر مین زدایی، مردم افغانستان در آینده ای نزدیک دیگر با خطری به نام مین های ضد نفر مواجه نباشند.
ابیگیل هارتلی، مسئول برنامه مین زدایی سازمان ملل متحد نیز امیدوار است که افغانستان بتواند تا پیش از سال 2023 به طور کامل از شر مین های ضد نفر خلاص شود.
ترجمه از شفقنا


جام علمی، کشورهای دنیا همیشه به دنبال تولید سلاح های مختلف بوده اند تا بتوانند به کمک آن ها از سرزمینشان محافظت کنند. البته برخی اوقات نیز در راه تولید سلاح دست به آزمایشات بسیار عجیبی می زنند. یکی از این آزمایش ها استفاده از حیوانات به عنوان سلاح های جنگی است که در این مطلب نگاهی به تعدادی از آن ها داریم:
بمب اتم مرغی

در سال 1957 جنجال های جنگ سرد بسیار بالا بود و انگلستان به دنبال آن بود تا برای از بین بردن تهدیدات احتمالی آلمان بمب های هسته ای را در آلمان کار بگذارد. آن ها تصمیم گرفتند تا کلاهک های هسته ای را در مرغ ها قرار دهند و سپس آن ها را در فاضلاب آلمان رها کنند. البته این تصمیم اجرا نشد ولی تمرین هایی که برای آن انجام گرفته بود بسیار وحشتناک بود و مرغ های زیادی در راه این آزمایش از بین رفتند.
بمب های خفاشی

یکی از سلاح های بسیار ترسناک دنیا که قرار بود به وسیله حیوانات انجام شود بمب های خفاشی است. در جنگ جهانی دوم آمریکا نقشه هایی برای این بمب کشیده بود. این بمب ها به این صورت بود که صدها خفاش در حالت خواب در یک محفظه آهنی قرار می گرفتند و سپس در آسمان رها می شدند. این بمب در میانه راه گرم شده و خفاش ها از خواب بیدار می شدند و به سمت دشمنان حمله می کردند. به هر خفاش مقدار کمی مواد منفجره متصل شده و این باعث می شد تا در میان راه به هر جسمی که برخورد می کردند منفجر می شدند. این پروژه چند باری اجرا شد اما خیلی زود از بین رفت تا سرمایه ان صرف آزمایشات هسته ای شود.
بمب های ماری هانیبال

همانطور که در تاریخ نیز می توان دید هانیبال یک از ارتش های بسیار بزرگ را داشته است و در آن از حیوانات زیادی نیز استفاده می کرده است. در یکی از جنگ های که در دریا رخ می داده است او دستور میدهد تا کوزه های بزرگ را مملو از مارهای سمی کنند. آن ها سپس با نزدیک شدن به کشتی های دشمن کوزه ها را به سمت آن پرتاب کرده و مارها آزاد می شوند. این اسلحه از جمله مرگبارترین سلاح های تاریخ است و جان انسان های بسیار را گرفته است و بعد از هانیبال نیز استفاده شده است.
بمب های کبوتری

یکی دیگر از بمب های طراحی شده در دوره جنگ جهانی دوم، بمب های هدایت شونده با کبوتر بودند. این بمب ها به گونه ای ساخته شده اند که چند کبوتر در آن ها جای بگیرند و بتوانند هدف را شناسایی کرده بمب را به سمت آن هدایت کنند. این بمب ها قبل از آن بوده اند که بمب های هدایت شونده امروزی به وجود آیند. کبوترها قرار بود تا قبل از ورود به بمب ها آموزش دیده و دشمن ها را شناسایی کنند. این بمب البته هیچگاه ساخته نشد ولی کبوترهای زیادی توسط آمریکا برای این بمب خریداری شد.

یک اقلیت چشمگیر در امریکا داشتن سلاح (از هر نوع که باشد) را بامعنا و مفهوم آزادی مساوی میدانند و به نظر میرسد ریشههای تاریخی این مساله در امریکا و چگونگی اکتشاف و تکامل این کشور نهفته است.»

این فرهنگ استفاده از تفنگ بخشی از سبک زندگی طبقه متوسط بوده است. اکنون که طبقه متوسط در امریکا در حال نابودی است، آنها رو به اقدامات خشونت بار و تیراندازی میآورند. این چیزی است که به آنها آموخته شده است: به مردم تیراندازی کنید."
جام فرهنگی؛ شبکه یورو نیوز گزارش داد: بعد از ظهر روز جمعه، عدهای در اعتراض به این حادثه که موجب مرگ دستکم ۲۷ تن شد، در برابر کاخ سفید در واشنگتن گردهم آمدند و خواستار اتخاذ تدابیر سختگیرانهتر و اعمال کنترل بیشتر بر نحوه اجرای این قوانین شدند.
جام نیوز: جمعی از فعالان آمریکایی خشمگین از عدم نظارتهای تسلیحاتی و قتل عامهای فجیع در این کشور، به سمت مقرهای لابی قدرتمند اسلحه در واشنگتن راهپیمایی کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از شبکه تلویزیونی «اسکای نیوز»، همزمان با برگزاری مراسم خاکسپاری دو تن از قربانیان قتل عام اخیر در مدرسه ابتدایی «سندی هوک» ایالت «کنتیکت» و تشدید درخواست های مربوط به کنترل سختگیرانه تر بر سلاح، جمعی از فعالان آمریکایی با راهپیمایی به سمت مقرهای انجمن ملی اسلحه در واشنگتن دی سی به عنوان لابی سلاح در آمریکا، خشم خود را از گسترش خشونت های مرتبط با سلاح گرم به تصویر کشیدند.
جام سیاسی؛ شبکه یورونیوز(Euronews) با اشاره به حادثه هولناک تیراندازی در یکی از دبستان های شهر نیو تاون آمریکا و کشته شدن 20 کودک در این حادثه گفت: «سه روز پس از کشتار در مدرسه سندی هوک سوالهای زیادی درباره این واقعه بی پاسخ مانده اند. از جمله انگیزه قاتل و نحوه ورود او به مدرسه ابتدایی. چرا که در اغلب مدارس آمریکا و بخصوص مدارس ابتدایی تدابیر امنیتی شدیدی حکمفرما است و مراجعان حتی در برخی موارد باید از اسکنرهایی مثل اسکنرهایی که در فرودگاه ها وجود دارد عبور کنند. اما به نظر می رسد آدام لانزا توانسته بود به راحتی با اسلحه خود وارد مدرسه شود.»
این شبکه با اشاره به نشست خبری یکی از مقامات پلیس این شهر گفت: «همزمان با این نشست خبری، تدابیر امنیتی در تمام مدارس در شهری در 30 کیلومتری نیوتاون تشدید شد چرا که مرد مسلحی در نزدیکی یک مدرسه ابتدایی دیده شد که به طور مشکوکی رفتار می کرد.







به گزارش خبرنگار مشرق، امنيت رژیم صهیونیستی شديدا متکی به تسلیحات نامتعارف است و اين رژيم در بكارگيري اين نوع تسليحات هيچگونه مرزي براي خود قائل نبوده و از نظر ايدئولوژيك نيز خود را محق و يا حتي مكلف به استفاده از اين تجهيزات به بهانه دفاع از موجوديت خود ميداند. اين اتكا تا جاييست كه اين رژیم در يورش به ناحيه غزه كه فاقد ابتدايي ترين توان دفاعي كلاسيك است مرتکب اقداماتی همچون به كارگيري سلاحهای انفجاری حاوی ذرات فلزی متراکم، بمبهای ترموباریک و بمبهای خوشهای، سلاحهای حاوی اورانیوم، فسفر سفید و دیگر انواع سلاح های نوین و مهمات و تسلیحات غیرقانونی شد؛ به طوريكه استفاده از اين اقلام از طرف سازمانهاي بينالمللي نيز تاييد گرديد.
![]() |
![]() |
| تاثیر بمب فسفری بر روی بدن کودکی از غزه | بمباران فلسطینیان با بمب های حاوی فسفر سفید |
اسرائیل در این جنگ 13 نوع سلاح جدید را برای نخستین بار آزمایش کرد. بديهي است رژيمي كه در تعدي به مردمي كه خطرناك ترين اسلحه در دسترس ايشان سلاح كلاشينكف است از بمبهاي نامتعارف بهره ميگيرد خود را براي رويارويي احتمالي با قدرتهاي منطقه مجهز به ناشناختهترين و ضدانسانيترين تسليحات کرده که بارها مورد تاييد كارشناسان بين المللي و منابع مستقل نيز قرار گرفته است. براي مثال "مارک گارلاسکو" تحلیلگر نظامی ارشد گروه ناظر حقوق بشر بعد از يورش صهيونيستها به غزه طي ديدار از اين منطقه اعلام کرد که "اسرائیلی ها به هیچ چیز اهمیت نمیدهند."
![]() |
![]() |
| بأی ذنبٍ قتلت؟! | بمب های خوشه ای اسرائیل بر فراز غزه |
اسرائيل و تعهدات بين المللي
از مجموعهاي اصول و قوانين كه هدف آنها كاهش رنجهاي انساني تا حد ممكن در زمان درگيريهاي مسلحانه است به حقوق جنگ يا حقوق بشردوستانه تعبير ميشود. اين اصول براي رفتار انساني، شيوهها و ابزارها در جريان درگیری های مسلحانه استانداردهايي را تعيين ميكند. از مهمترين اسناد حقوق بينالملل بشردوستانه ميتوان به كنوانسيونهاي چهارگانه ژنو 1949 و پروتكلهاي الحاقي 1977 اشاره كرد. رژيم صهيونيستي كنوانسيونهاي 1949 را پذيرفته است؛ اما پروتكلهاي 1977 را امضا نكرده است.
با اين حال بر اساس عرف بين الملل اين رژيم ملزم به رعايت بخشهايي از پروتكلهاي الحاقي ميباشد كه براي همه طرفين درگيري رعايت آنها الزامي است. اما در طول تاريخ موجوديت خود، اين رژيم نژادپرست هيچ گونه تعهدي به هيچ يك از معاهدات بين المللي نداشته است.
با اين كه رژیم صهیونیستی در سيزدهم ژانويه 1993 معاهده مربوط به عدم گسترش سلاحهای شیمیایی را امضا کرد اما هرگز اين معاهده به تصویب کنست نرسيد و در نتيجه اجرايي نشد و امكان هرگونه نظارت و بازخواست بين المللي از اين رژيم شرور منتفي گرديد. در نتيجه رژيم صهيونيستي نه تنها از گسترش تسليحات شيميايي بازنماند بلكه در دايره تسليحات نامتعارف تنها به سلاح شيميايي قناعت نكرد.
تسليحات هستهاي، شيميايي و بيولوژيك
در سال 1986 "مردخای وانونو" رازهاي هستهای اسراییل را افشا كرد که در نشریه ساندی تایمز مطالبي در اين مورد به چاپ رسید كه نشان میداد رژیم صهیونیستی حداقل 100 تا 200 سلاح هستهای مختلف در اختيار دارد. علاوه بر اين تسلیحات هستهای كه بالغ بر صدها بمب هستهای غنی شده، بمبهای نوترونی، رادیواکتیو ضعیف شده و کلاهکهای قابل حمل با موشک است؛ رژیم صهیونیستی تحقیقات در مورد سلاحهای شیمیایی را نيز از سال 1948 آغاز کرده است كه اين فعالیتهای شیمیایی و بیولوژیک با تاسیس انستيتو تحقيقات بیولوژیک در سال 1952 در "نس زيونا" توسعه بيشتري پيدا كرد تا جايي كه در سال 1982 گزارشی درباره ساخت تاسیسات تولید گاز اعصاب و خردل در منطقهای نزدیک دیمونا منتشر گرديد اما طبق اصل هميشگي اين رژيم اين گزارش تكذيب شد.
![]() |
![]() |
| عکسی که وانونو از داخل نیروگاه دیمونا انتشار داد | مردخای وانونو، افشاگر تسلیحات هسته ای اسرائیل |
بعدها گزارشهای دیگري منتشر شد و بيان داشت كه این رژیم به تولید سایر گازهای قابل استفاده در بمبها و موشكهاي مختلف نيز دست یافته بود است. با توجه به محدوديت سرزميني، این رژیم در ادامه مسير گسترش تحقيقات خود، از آنجا كه از برخي تاثيرات مخرب اين تحقيقات بر صهيونيستهاي ساكن در شهركهاي خود نگران بود بخشي از اين آزمايشها و پژوهشها را به كشورهاي هم پيمان خود از جمله رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي منتقل كرد. رژیم صهیونیستی توان تولید انواع سلاحهای شیمیایی را داشته و مطالعات گستردهاي نيز برای تولید نسلهای جدید اين سلاحها انجام ميدهد.
![]() |
![]() |
| ناحیه زیونا که آزمایشگاههای بیولوژی اسرائیل در آن واقع است |
تصویر هوایی نیروگاه هسته ای دیمونا |
اين رژیم توان توليد سریع سلاحهای بیولوژیک را نيز دارد. فعالیتهای بیولوژیک اسراییل از سال 1948 شروع شده است و دستور تحقیق در این حوزه توسط بن- گوریون صادر شد. در آن زمان مرکزی به نام همد بیت (Hemed Beit) ساخته شد و اين تحقيقات در آنجا متمركز گرديد. همد بیت در سال 1952 گسترش يافت و در غالب مرکز مطالعات بیولوژیک نس زيونا در 12 کیلومتری جنوب تلآویو به تحقیقات براي توليد سلاحهای بیولوژیک ادامه داد. این موسسه پروژههاي تولید عوامل سیاهزخم، توکسین بوتولینيوم، تولارمیا، طاعون و تب کیو را به عهده دارد. این رژیم انبارهای متعددي از تسلیحات مرتبط با گاز اعصاب دارد و به فناوری خشک کردن و ذخیرهسازی مواد بیولوژیک در شکل میکرو پودرها نيز دسترسی پیدا کرده است.

بن گوریون، صهیونیستی که دستور شروع تحقیقات برای ساخت سلاح های بیولوژیک در اسرائیل را صادر کرد.
با اين كه آمریکا رژیم صهیونیستی را در فهرست کشورهای دارای تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک، قرار دادهاست؛ اما هيچگاه از كمكهاي گسترده به اين رژيم كوتاهي نكرده است. هم اكنون رژیم صهیونیستی در سايه اين حمايتها توانايي آن را دارد كه با موشکهای دوربرد مسلح به کلاهک شیمیایی و بیولوژیک، و نيز ديگر سلاحهاي نامتعارف به کشورهاي منطقه حمله کند.
بمبهاي قومي و نژادي اسرائيل
در پانزدهم نوامبر 1998 نشريه ساندي تايمز لندن طي مقالهاي افشا كرد كه اسرائيل بر روي نوعي سلاحهاي بيولوژيك كار ميكند كه بر اعراب تاثير گزار بوده و بر يهوديان تاثيري نخواهد داشت. اين نشريه از اين سلاح با نام بمب قومي "Ethnic Bomb" ياد كرد و افزود "با توجه به رفتار ارتش اسرائيل و نيز منابع اطلاعاتي غربي روشن است كه اسرائيل بر روي بمبهاي بيولوژيكي كار مي كند كه مختص نژاد خاصي مانند نژاد عرب است."

بمب قومی _ نژادی؟!
اين سلاح بر اساس منشا قومي، قربانيان آنها را تشخيص مي دهد. دانشمندان نظامي اسرائيل توانستهاند بر اساس ويژگيهاي ژنتيكي كاملا اختصاصي برخي از قبايل عرب، ويروسها و سمومي را طراحي كنند كه به طور اختصاصي بر روي اين جوامع تاثير ميگذارد. اسرائيل بزرگترين زرادخانه تسليحات هستهاي را در منطقه داراست و به نظر ميرسد كه همين رويه را نيز از سالها پيش براي تسليحات بيولوژيكي و شيميايي در پيش گرفته است و براي رسيدن به اين اهداف آزمايشهاي فراواني نيز انجام داده است.
براي مثال عربيك نيوز در بيست و يكم آگوست 1998 گزارش ميدهد كه آزمايشهاي مخفي شيميايي اسرائيل موجب كشته و زخمي شدن نزديك به سي نفر شده است. اين آزمايشها در آزمايشگاهي در ناحيه نيس زيونا كه منطقهاي در نزديكي تل آويو است انجام شده است و برخي مطبوعات اسرائيلي نيز به كشته و زخمي شدن عدهاي در اثر آن اشاره كرده اند. اين در حاليست كه اسرائيل اين گونه گزارش ها را رد ميكند و نخست وزير وقت نتانياهو در طي مصاحبهاي به فعالیت های پیشینه دار رژیم در این زمینه اعتراف کرده و ميگويد: "در طول 45 سال گذشته هيچ كس در اثر حوادث كاري در انستيتوي بيولوژيك كشته نشده است."

در دوراني كه عراق براي اسرائيل تهديد محسوب ميشد آريل شارون كه وزير امور خارجه اسرائيل بود چنين اظهار كرده بود كه: "اسرائيل دفع هرگونه حمله احتمالي عراق به هر طريق را حق محفوظ خود ميداند." هم زمان با اين اظهارات، پنتاگون در گزارشي در مورد احتمال توليد سلاحهاي كشتار جمعي جديد از طريق روشهاي مهندسي ژنتيك هشدار ميدهد. هم زماني ادعاي مذكور و گزارش پنتاگون نشان دهنده عزم رژيم صهيونيستي براي دستيابي و گسترش كامل چنين تسليحاتي است.
در همين حين سايت كونفورميست مقالهاي در مورد بمب نژادي اسرائيل منتشر ميكند و متعاقب آن واكنشهاي ارسال شده از سوي صهيونيستها نسبت به اين مقاله را نيز انتشار ميدهد و به وضوح طرز نگاه نژادپرستان صهيونيست ساكن مناطق اشغالي را به اين پديده به قضاوت ميگذارد. صهيونيستها نه تنها وجود چنين چيزي را رد نميكردند بلكه آن را براي دفاع از خود ضروري دانسته و حق اسرائيل ميدانستند.
از سویی پیشرفت و تکمیل پروژه ژنوم انساني كه در آن تمامي ماده ژنتيكي نوع انسان رمزگشايي شد اين امكان را فراهم كرد كه گروههاي هدف ويژهاي كه شامل علايم ژنتيكي خاصي هستند شناخته شده و مورد هدف قرار گيرند. اين يك گام منطقي در پيشرفت تسليحات بيولوژيك است. در واقع پروژه ژنوم انساني ساخت تسليحات بيولوژيك مختص نژادهاي خاصي را فراهم كرد و رژيم صهيونيستي از اين اطلاعات براي پيشبرد برنامه بمب نژادي خود استفاده كرد. اسرائيل ويروس ها يا ميكروارگانيسم هايي را توليد ميكند كه از نظر ژنتيكي تغيير يافته و به گيرندههايي در غشاي سلولي حمله ميكند كه ميتواند بخشهاي خاصي از ماده ژنتيكي سلول را هدف قرار داده و آن را تخریب کند و از این طریق ایجاد بیماری ناشناخته کرده و یا فرد را هلاک کند.
همكاري رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي و اسرائيل براي ساخت بمب نژادي
براي اولين بار، رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي داراي چنين برنامهاي بوده است. اين رژيم با كمك متخصصين آمريكايي سموم زيستي ويژهاي را توليد ميكرد كه فقط روي نژاد خاصي اثر گذار بود. در سال 1992 مجله دفنس نيوز آمريكا در گزارشي اعلام ميكند كه مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي ما را قادر ساخته است كه ماده ژنتيكي افراد مختلف را رمزگشايي كنيم و چيزهايي بسازيم كه فقط گروه خاصي را ميكشد و به اين ترتيب موفق خواهيم شد بين سفيدپوستان و سياه پوستان، آسيايي ها و يهودي ها و گروه هاي ديگر براي عوامل كشنده تشخيص و تمايز ايجاد كنيم.

رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی، هم پیمان و هم خوی اسرائیل
گرگ بيشاپ در مقاله اي با نام "تسليحات قومي براي پاكسازي قومي" كه در مارس 2000 منتشر شد. متذكر ميشود كه اين موضوع اساسا در سال 1970 توسط ارتش آمريكا مطرح و بررسي شده است كه سلاحهايي بر عليه اقوام مختلف ساخته شود. براي مثال تب والي (Valley Fever) بيماري جديدي بود كه سياهپوستان را بيشتر از سفيدپوستان ميكشت. اين مورد ميتواند به عنوان آزمايشي از تسليحات نژادي تلقي شود.
پروژهاي كه در آفريقاي جنوبي در حال انجام بود به كاست (Project Coast) موسوم بوده كه از 1981 تا 1993 به طول انجاميده است. نيروي دفاع ملي آفريقاي جنوبي هنگامي اين تسليحات را ساخته بوده كه اقليت سفيد پوست از طرف اكثريت سياه پوست مورد تهديد قرار گرفته بود و رژيم ترس آن را داشت كه تعداد سياه پوستان به حد تهديد آميزي برسد. دان گوسن (Daan Goosen) يكي از مديران اين پروژه ميگويد كه به او دستور داده شد كه روشهايي را براي جلوگيري از ازدياد جمعيت سياه پوستان بيابد و يك "بمب سياه" كه به صورت يك اسلحه بيولوژيك كار ميكند بسازد تا بتواند هدف خود را از روي رنگ پوست تشخيص دهد.
![]() |
![]() |
| فلسطین و آفریقای جنوبی، جولانگاه رژیم های نژادپرست | دان گوسن، مسئول پروژه ساخت بمب نژادی رژیم آپارتاید |
موفقيت دانشمندان آفريقاي جنوبي به سرعت مورد توجه تمامي نژادپرستان از جمله رژيم صهيونيستي بوده و به سرعت مذاكرات و عملياتهايي براي دسترسي به اين تكنولوژي در دستور كار اين رژيم قرار گرفت. ووتر باسون كه مسئول برنامه تسليحات شيميايي و بيولوژيك آفريقاي جنوبي بود با ايادي رژيم صهيونيستي مذاكراتي انجام داد و اطلاعات پروژه را به اين رژيم منتقل كرد.
روابط دو كشور نژادپرست با سالهاي اوليه تشكيل اسرائيل يعني به سال 1952 برميگردد كه در دهه هفتاد به اوج خود رسيده بود. تا جايي كه اسرائيل از نظر علمي و تكنولوژي به آفريقاي جنوبي كمك كرد تا در مسیر دست یابی به تسليحات هستهاي قرار گیرد و در عوض اين امكان را يافت كه در بخشهاي وسيع و خالي از سكنه خاك اين كشور و همچنين درياهاي آن به آزمايش تسليحات هستهاي و سایر الحه های نامتعارف خود خود بپردازد و به استخراج فلزات سنگين مورد نياز خود مانند ليتيوم، از معادن اين كشور اقدام كند.

اسرائيل مطالعات گسترده اي در مورد تفاوت بين جمعيت ها در واكنش به داروهاي مختلف و مقايسه اختلافات ژنتيكي آنان انجام داده است. در طي سالهاي دهه هشتاد حدود سي هزار دانشمند شوروي در بخش تحقيقات بيولوژيك اين كشور فعاليت داشتند كه بعد از فروپاشي بي كار شدند. عدهاي از اين دانشمندان بر روي ايجاد ميكروارگانيسم هاي مخرب محصولات كشاورزي كار مي كردند و عده اي نيز روش هاي مهندسي ژنتيك را توسعه ميدادند.
بخشي از اين افراد انتخاب شده و توسط اسرائيل خريداري شدند تا در پروژه ساخت تسليحات بيولوژيك و نژادي اين رژيم مشاركت نمايند. اسرائيل تا كنون هيچ يك از معاهدات بين المللي محدود كننده تسليحات هسته اي بيولوژيك را امضا نكرده است. البته با نگاهي به تاريخ پر از جنايتكاري اين رژيم، امضاي اين تعهدات هيچ اطميناني را نسبت به پايبندي اسرائيل به آن در جامعه بين المللي ايجاد نميكند.
![]() |
![]() |
اصولا، چيزي كه از جنس قراردادهاي انساني، معاهده، كنوانسيون و اخلاقيات بوده و توان آن را داشته باشد كه اين رژيم مجعول و چموش را از دست زدن به تحركات فجيع ضد بشري و ارتكاب جرايم و جنايات سياه عليه انسانيت باز دارد؛ هنوز نزد عقلاي بشر كشف نشده است.
eileen fleming

On May 5, 2009, Vice President Biden reassured AIPAC/American Israel Public Affairs Committee that while USA foreign policy will change, America remains committed to the peace and security of the state of Israel but that the election of President Obama was a call “to change the trajectory that the world was on."
Self proclaimed Zionist, Biden admitted that “All the good intentions of the last decade have not resulted in a more secure, more stable Middle… we will pursue direct, principled democracy with Iran [and the U.S.] will approach Iran initially in the spirit of mutual respect."[1]
Revolution #011, August 14, 2005, posted at revcom.us
![]()
![]()
Above: Survivors fleeing the firestorm after the atomic bombing of Hiroshima, 1945.
This is the first in a new series for Revolution.
April 25, 1945, U.S. Secretary of War Henry Stimson met with the new president Harry S. Truman to brief him about a major military secret. “Within four months,” Stimson said, “we shall in all probability have completed the most terrifying weapon ever known in human history.”
This briefing lasted 45 minutes. There was no debate over whether to use this weapon. The leaders of the United States condemned tens of thousands to an awful death without hesitation.
Sixty years ago this month, on August 6, 1945, the U.S. military plane Enola Gay circled over Hiroshima, and released a single bomb. It plunged toward the Japanese city below and detonated in an enormous fireball as hot as the sun. At Ground Zero almost everything was simply destroyed and every human being died. Even two miles from the blast, human skin was severely burned.
The wind blew at 1,000 miles per hour—shattering the bodies of thousands of people as it hurled them through the air or brought buildings crashing down upon them.
When the firestorm died down, the former city was a scorched plain. A heavy black rain brought radioactive dust back down to earth. Some of the dead had been vaporized, many others lay where they died, in their thousands and thousands.
When President Harry Truman was told of the Hiroshima bombing, he said, “This is the greatest thing in history.”
The U.S. high command felt that the destruction of one city was still not enough. Three days later, also without warning, they dropped a second bomb on the city of Nagasaki.
Long after the bombing, people kept dying, from a then-mysterious illness — radiation. Five months after the bombing 140,000 people had died in Hiroshima and 70,000 in Nagasaki.
![]()
How was this horror excused? How did the U.S. government and military try to convince their soldiers to fight, their bomber crews to bomb, and the people of the “civilian home front” to back all of this?
The people of the U.S. were told that this war against Japan was a war of self-defense. They were told that they faced invasion from Japan—and that “the enemy” was vicious, fanatical, and barely human.
People were told that the expanded American war machine would defend their homes and “the American way of life.” They also were told that this war was “bringing freedom and democracy” to the world.
Official U.S. mythology teaches the U.S. armed forces are always the “good guys,” guided by the purest motives.
This is one of the world’s greatest lies—covering a truly shameful history. And this war in the Pacific, including the horrific bombings of Hiroshima and Nagasaki, is a vivid example.
The Pacific war was part of a much larger world war—where many different class forces, much of the planet and all its major powers were all drawn into a bitter series of interconnected wars. It is beyond the scope of this article to analyze all of that. But we can see, from a closer look at just the Pacific theater of that world war (where the U.S. and its allies fought with the Japanese) how all these U.S. justifications for war were deceptions covering the real motives and goals.
By the time World War 2 broke out, the United States had already been fighting for control in the western Pacific for over half a century. The U.S. brutally conquered the Philippines in the early 1900s and demanded an “open door” into China —to exploit those countries without barriers.
Japan emerged as a rival power—similarly eager to dominate China, Korea, the Philippines, and the rest of this region. The U.S. built a “deep water navy” to “project power” to eastern Asia. And when the Japanese military built a navy to rival all that, and when Japanese troops took over parts of China in the 1930s—driving out U.S. and British “interests” — then it became pretty clear to everyone in power (in both Washington and Tokyo) that a showdown (and probably war) was coming.
But we have all been taught that the main issue was that Japan attacked first at Pearl Harbor.
In fact, you can’t correctly analyze the wars by “who hit first” or even “who is fighting on whose soil.” You have to evaluate them by the goals and class interests that various forces are fighting for. This Pacific war came out of an imperialist rivalry, rooted in capitalism’s drive to “expand or die.” It was a war over which powers would dominate and exploit hundreds of millions of people—and this makes the U.S. war for the Pacific unjust, no matter which of these rivals ended up landing the first blow.
And there is much evidence that powerful forces in the U.S. government were quite excited when the Japanese navy attacked Pearl Harbor—because it now gave them a public justification for the war they had long wanted to launch.
And all this talk of Pearl Harbor being “sacred American soil” is especially grotesque once you look into the way the U.S. military conquered Hawai’i from its own people.
In history books and war movies, people are told that U.S. marines went “island hopping” through the Pacific to “liberate” the people. The colonial master Douglas MacArthur is portrayed as a hero when he promised “I shall return” (to the Philippines he had ruled at gunpoint!).
But the U.S. was fighting for domination, not liberation.
Look at what happened after the war. The U.S. took over the Philippines again, and eventually became the main power in Singapore, South Vietnam, Indonesia, Taiwan, and South Korea. The U.S. also tried to replace Japan as the power dominating China, but the people of China prevented that through the great revolution led by Mao Tsetung!
The victorious U.S. imposed a series of brutal regimes, including the notorious Marcos government, that tortured the Filipino people over the following decades. Look at the history of Indonesia or South Korea.
The U.S. victory in World War 2 meant more brutal domination, not liberation, for these countries. Generations sweated in the fields and sweatshops, women were crudely sold around U.S. bases, and brutal regimes were propped up by U.S. aid and guns.
And today, U.S. domination is still going on!
During the current war in Iraq, U.S. war-makers like Paul Wolfowitz have said they intend to “bring democracy to the Middle East” and point to U.S. post-war policies in Japan as a model. And it is a way of saying that the U.S. may do terrible things in war, but their victory always means good things in the end.
Is this true? No.
After Hiroshima and Nagasaki (and the Japanese surrender), the U.S. occupied Japan and imposed a new arrangement that included a political system with elections.
But this bringing of democracy was constructed to serve the political and strategic interests of the U.S. First, great care was taken to make sure that Japan remained a capitalist class society. Much of the hateful, oppressive old Emperor system was preserved—and in particular, the Emperor himself was not removed from power.
New political forces were allowed to form and allowed to contend for power as long as they were committed both to capitalism generally and the pro-U.S. strategic arrangement in particular. Revolutionary political forces who opposed all that were suppressed, and important workers strikes were simply banned.
The new Japanese government was not allowed to create a large new military that could ever challenge the U.S., but the Japanese ruling class of monopoly capitalists was allowed to share in the exploitation of the surrounding poorer countries.
In short, the democracy that the U.S. brought to Japan was a bourgeois democracy— designed to prevent revolution, preserve capitalism, and create a Japan in keeping with U.S. interests.
It is particularly shocking when these U.S. war- makers claim their treatment of the Japanese people could be a model for Iraq and the Middle East. As if no one remembers Hiroshima and Nagasaki! As if the world will accept their lame, shameful and still- unapologetic justifications of those bombings!
Officially, the U.S. government claims that these atomic bombs were dropped to “save lives” (meaning, of course, American lives)!
The U.S. military (and its apologists) claim that many U.S. soldiers would have died, if the U.S. had “been forced to invade” Japan’s home islands. And so the atomic mass killing of tens of thousands of civilian Japanese (in their heartless calculations) are treated as if it is a good trade-off. And in such ways, then and now, people of the U.S. are trained to think that mountains of dead bodies are quite fine, as long as they are not American bodies.
And, in fact, all this talk was a lie. By August 1945, the Japanese military and empire were on the verge of collapse—and the conditions were ripe for a negotiated end to the war. Where did this need come from to directly occupy Japan and drop these atomic bombs—it came from what the rulers of the U.S. saw was in their interests.
The U.S. ruling class wanted complete surrender of Japan and long-term occupation—because they were after unquestioned domination—both of Japan itself and the whole vast surrounding region. They were using the most gruesome means to grab complete victory for their global ambitions, and yet claiming to do all this in the name of the people of the U.S.
They wanted to remake Japan in ways that would prevent future rivalry. And they wanted to end this war with a great show of ruthless strength—leaving piles of scorched and radioactive bodies—to send a message to anyone who might still think about challenging the U.S. in the postwar world.
The people of Hiroshima and Nagasaki were sacrificed—wiped out in great fireballs—to deliver a gangster threat to the then-socialist Soviet Union (which was preparing to launch military moves in east Asia) and to the restless colonized people of the western Pacific, especially the communist- led revolutionary movement of China.
Those who rule the U.S. today still try to excuse the destruction of Hiroshima and Nagasaki—and claim these mass murders were all for the greater good.
“Fighting for freedom”? “Fighting to defend America”? No. The atomic bombing of Hiroshima and Nagasaki are among the most bloodthirsty and brutal acts in human history—and they were all about expanding the reach and profits of U.S. capitalism and its imperialist grip on much of the world.