کنت لوکا گائتانی لاواتلی از زمان کودکی از دوستان ادواردو بود. وی در سال ۱۹۸۸ به همراه ادواردو آنیلی به ایران آمد. در این سفر ادواردو به “قدیری ابیانه” گفت که با لوکا در مورد اسلام صحبت کرده و او را تا مرز اسلام آورده است اما نتوانسته است او را مسلمان کند اما بر این باور بود که یک هل برای اسلام آوردن او کافی بود و از قدیری می خواهد که با لوکا صحبت کند. قدیری ابیانه نیز به مدت حدود دو ساعت با لوکا در هتل آزادی (اوین) به تنهایی صحبت می کند. جلسه ای که منجر به اسلام آوردن وی و پذیرش تشیع می شود.
سپس به اتفاق هم به منزل حضرت آیت الله سید علی گلپایگانی واقع در یوسف آباد می روند و آنجا مراسم تشرف لوکا به تشیع برگزار می گردد. لوکا ناچار بود بین ثروت و عقیده یکی را انتخاب کند و او نیز مثل ادواردو، عقیده را برگزیده بود.
معاون
ریاست جمهوری ونزوئلا با بیان اینکه ابتلای چاوز به سرطان، در اثر توطئه
دشمن بود، در دستوری فوری برای جلوگیری از فتنه انگیزی سفارت آمریکا در
کشورش، دستور داد دیپلماتهای آمریکایی هرچه سریعتر خاک این کشور را ترک
کنند.
Doctor Jim Garrow, philanthropist and
worker for one of the largest non-profit organizations on the planet to
save female children from slaughter in China. He has been featured
on several media outlets throughout the world. Last Sunday, as a guest
of Now the End Begins internet radio program however, he dropped a
bombshell on the world. Dr. Garrow claims that up to a week ago he was
covert CIA. To top it off on the program, he states he knows that
President Obama ordered the hits that killed Tom Clancy and Andrew
Breitbart!
جرمی اسکاهیل و گلن گرین ولد، روزنامه نگاران افشاگر امریکایی
دو
روزنامه نگار امریکایی با همکاری یکدیگر تلاش میکنند جزئیات بیشتری
درباره نقش آژانس امنیت ملی امریکا در آنچه را که آنها «برنامه ترور
امریکا» خواندند فاش کنند.جرمی اسکاهیل، مقاله نویس مجله «نیشن» The Nation و گلن گرین ولد، روزنامهنگار مستقر در ریودوژانیرو در حال اجرای این پروژه هستند.اسکاهیل
روز شنبه (۶ مهر) در این باره گفت :«ارتباطات بین جنگ و جاسوسی واضح و
آشکار است. من نمیخواهم زیاد در این زمینه افشاگری کنم اما من و گلن هم
اکنون در حال اجرای پروژهای هستیم که چگونگی ایفای یک نقش چشمگیر و محوری
از سوی آژانس امنیت ملی امریکا در برنامه ترور امریکا در کانون آن قرار
دارد.»
برپايه
يک گزارش، جسد يک قانونگذار امريکايي که وکالت بازداشتيانِ زندان مخوف
خليج گوانتانامو در کوبا را بر عهده داشت، پيدا شده است.
به گزارش وبلاگ تحقيقاتي «تروثاوت» در روز چهارشنبه (۱۱ ارديبهشت)، جسد اندي هارت هفته گذشته پيدا شد.
بر
پايه اين گزارش، خبر مرگ اين وکيل روز چهارشنبه از سوي يکي از محققان
زندان گوانتانامو اعلام شد. افزون بر اين در اين گزارش آمده که وي با اسلحه
خودکشي کرده است.
مکانِ مرگ اين وکيل هنوز افشا نشده است اما گفته ميشود که وي پيش از خودکشي يک يادداشت به جا گذاشته است.
هارت،
وکيل تسخيري فدرال امريکا به طور رسمي وکالت خالد سعد محمد، بازداشتيِ
عربستاني تبارِ زندان گوانتانامو که در سال ۲۰۰۹ به کشورش فرستاده شد را
برعهده داشت.
دولت امريکا اندي هارت را به عنوان وکيل محمد رحيم
الافغاني تعيين کرده بود. گفته ميشود وي که از سوي سازمان سيا بازداشت شد
تا زمان انتقال به زندان گوانتانامو در سال ۲۰۰۸ مورد شکنجه قرار گرفت.
زندان
گوانتانامو در ۱۱ ژانويه سال ۲۰۰۲ تحت نظارت دولت جورج بوش، رئيسجمهور
پيشين امريکا در پايگاه دريايي اين کشور در کوبا احداث شد.
۱۶۶ تن در اين بازداشتگاه زنداني هستند. نزديک به ۱۳۰ زنداني در اعتراض به شرايط زندان و زمان نامشخصِ حبس خود اعتصاب غذا کردهاند.
کميته
بينالمللي صليب سرخ از اوباما خواسته است که در بحبوحه اعتصاب غذاهايي که
از ششم فوريه آغاز شده است، شرايط اين زندان را بهبود ببخشد.
ربيع عید جوان بازداشت شده فلسطيني - باراك اوباما رئيس جمهوري آمريكا
العالم - باراک اوباما در جریان سخنرانی خود در دانشگاه حیفا
برای سوال یک دانشجو که پرسید آیا راشل کوری آمریکایی که با سلاح اهدایی
واشنگن در سرزمین های اشغالی فلسطین کشته را می شناسی ؟ ؛ پاسخی نداشت.
به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم ، " ربیع عید " جوان 24 ساله فلسطینی
بلافاصله توسط پلیس رژیم صهیونیستی بازداشت شد ، اما قبل آن چند نکته مهم
را خطاب به اوباما فریاد زد.
ربیع با قطع سخنان اوباما ، خطاب به او خاطر نشان کرد: «تو برای برقراری
صلح و سازش به اینجا آمده ای یا برای تقدیم سلاح هایی بیشتر به رژیم
صهیونیستی به منظور قتل و کشتار ملت بی دفاع فلسطین؟ آیا راشل کوری را می
شناسی که با مال و سلاح دولت تو به قتل رسید؟»
راشل آلین کوری یا ریچل آلین کوری عضو آمریکایی جنبش اتحاد جهانی (ISM)
بود که در طول انتفاضه الاقصی در سرزمین های اشغالی فلسطین به عنوان یکی از
فعالان این جنبش به نوار غزه رفت. راشل در مارس 2003 هنگامی که بلدوزر
نیروهای رژیم اسرائیل در نوار غزه قصد تخریب خانههای فلسطینیان را داشت و
وی میخواست راه بلدوزر را سد کند، به شکل عمدی توسط بلدوزر زیر گرفته شد و
کشته شد.
قطع سخنان اوباما توسط این دانشجوی جوان فلسطینی در حال صورت می گیرد که
تدابیر امنیتی شدیدی برای انتخاب دانشجویان دانشگاه های مختلف به منظور
مشارکت در مراسم سخنرانی اوباما اتخاذ شده بود، به گونه ای که برخی دانشگاه
ها و دانشکده ها تعهدهایی را از دانشجویان انتخاب شده اخذ کرده اند تا
هنگام سخنرانی اوباما مشکلی را در سالن سخنرانی ایجاد نکنند.
عید در ادامه افزود: دولت باید دولت تمامی شهروندان باشد، نه فقط حکومت یهودیان.
این جوان فلسطینی در واکنش به اظهارات اوباما که سرزمین فلسطین را دولتی
با حاکمیت یهودیان عنوان کرده بود، تشریح کرد: آیا در مسیر آمدن به اینجا
دیوار نژاد پرستانه "حائل" را مشاهده کردی؟ در این سالن فلسطینیان زیادی
حضور دارند، این دولت باید برای تمامی آن ها باشد نه فقط برای یهودیان.
نظامیان رژیم صهیونیستی بلافاصله این جوان فلسطینی را از سالن اخراج کرده و
اوباما نیز در واکنش به اقدام این دانشجوی فلسطینی تاکید کرد: اگر نسبت
به سخنان اعتراضی انجام نمی شد، ولو از جانب یک دانشجو، خیالم راحت نمی شد.
لازم به ذکر است که ربیع عید، دانشجوی دانشگاه حیفا و از ساکنان یکی از روستاهای شهر الخلیل است.
+ نوشته شده در 2013/3/27 ساعت 19:4 توسط تروریست حقیقی
|
درباره رهبر فقید سیاه پوستان مسلمان آمریکا که به قتل رسید!
«مالكوم
ايكس» با نام واقعى «Malcolm Little» در ۱۹ ماه مه ۱۹۲۵ در اوماها از
ايالت نبراسكا به دنيا آمد. مادرش لوئيز نورتون لتيل زنى خانه دار و مشغول
نگهدارى هشت فرزندش بود و پدرش ارل لتيل، كشيشى جسور و بى پروا و حامى
«ماركوس گاروى» رهبر ملى گراى سياهان به شمار مى آمد.
او
به واسطه فعاليت هاى گسترده اش در كسب حقوق پايمال شده سياهان بارها از
سوى سازمان هاى سياسى وابسته به سفيدپوستان به مرگ تهديد شد و به همين دليل
تا قبل از فرا رسيدن چهارمين سالروز تولد «مالكوم» خانواده دو بار مجبور
به تغيير محل سكونت گرديد و اين تهديدها تا بدانجا پيش رفت كه در سال ۱۹۲۹
خانه آنها در ميشيگان سوزانده و به تلى از خاكستر بدل شد و عاقبت دو سال
بعد جسد بى جان «ارل لتيل» در كنار جاده اى در حومه شهر پيدا شد. به رغم
اظهارات پليس مبنى بر وقوع مرگ بر اثر تصادف، خانواده آنها مطمئن بودند كه
مرگ «ارل» اصلاً تصادفى نيست. با
مرگ «ارل»، «لوئيز» چندين سال را در افسردگى شديد به سر برد و سرانجام به
موسسه روان درمانى منتقل شد و فرزندان خانواده نيز هر كدام به پرورشگاه و
يتيم خانه اى رفتند. «مالكوم» از همان دوران كودكى باهوش و با پشتكار بود و
در سال اول دبيرستان با معدل ممتاز فارغ التحصيل شد. با اين حال وقتى به
معلمش گفت كه آرزوى وكالت را در سر مى پروراند در جواب شنيد كه: «وكالت
براى تو آرزوى دست يافتنى نيست، كاكاسياه.» او علاقه خود به تحصيل را از
دست داد و از مدرسه اخراج شد. مدتى را در «بوستون» گذراند و به مشاغلى
موقتى مشغول شد و سپس به نيويورك نقل مكان كرد و در محله هارلم چندين بار
مرتكب اعمال خلاف شد. او در سال ۱۹۴۲ مسئول هماهنگى چندين باند خلافكار شده
بود. او در سال ۱۹۴۵ به «بوستون» بازگشت و يك سال بعد به دست نيروهاى پليس
دستگير و پس از محاكمه به ۱۰ سال زندان محكوم شد. در دوران زندان به ياد
دوران دبيرستان مجدداً به تحصيل روى آورد و «مالكوم» اين نقطه عطف را حاصل
گفت وگويش با برادرش «رجينالد» كه عضو سازمان اسلامى بود مى داند.دوران
محکومیت، از مالکوم ایکس انسان دیگری ساخت. مالکوم آموخت که هیچ گاه برای
آموختن دیر نیست، حتی اگر گرفتار میله های زندان باشد. بیست سال از عمر او
می گذشت که دوباره بازگشت به خویشتن را تجربه کرد. او با برنامه ریزی برای
اوقات فراغت خود در زندان، به مطالعات پردامنه علمی و مذهبی پرداخت. او به
تدریج با سیاهپوستان مسلمانی آشنا شد که هم بندش بودند؛ افرادی از گروه
«ملت مسلمان». آنان از اسلام گفتند و مالکوم شنید، از الله گفتند و مالکوم
اندیشید. اتحاد، برادری و برابری، سه اصل جدایی ناپذیر در دین اسلام بود و
تبعیض نژادی در آ ن معنا نداشت. آرام آرام دریچه ای به روی مالکوم گشوده
شد؛ برتری به پاکی و تقواست، نه به رنگ پوست. هفت
سال از دوران محکومیت مالکوم گذشت و او دوباره به آغوش جامعه نژادپرستی
بازگشت که هرگز حاضر به پذیرش او به عنوان یک انسان نبودند. اما این بار
مالکوم ایکس درنگ نکرد و بلافاصله پس از آزادی، به عضویت گروه «ملت مسلمان»
درآمد. او سیر مطالعاتی و تحقیقاتی خویش را ادامه داد و تا جایی پیش رفت
که به عنوان سخنگوی این جمعیت برگزیده شد. تبلیغات مذهبی و اعتقادی او در
آمریکا، باعث شد تعداد زیادی از سیاهپوستان با اسلام آشنا شوند و در مدت
کوتاهی به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآیند. او با آشنايى بيشتر با تعاليم
رهبر سازمان ملت اسلامى به نام «اليا محمد» بيش از پيش به اين سازمان علاقه
مند شد و به همين دليل پسوند نام خانوادگى خود را از «لتيل» كه نشان بردگى
بود به «ايكس» به نشانه نام قبيله فراموش شده اش تغيير داد. ديرى نپاييد
كه «مالكوم» به واسطه هوش و سخنورى سرشارش به عنوان سخنگوى سازمان ملت
اسلامى منصوب شد و به دستور رياست سازمان مامور ساخت مساجد متعددى در ايالت
هاى ديترويت، ميشيگان و هارلم نيويورك شد. او در راه نشر پيام هاى سازمان
ملت اسلامى از روزنامه، راديو و تلويزيون حداكثر بهره را مى برد و به واسطه
كاريزماى شخصى و شور و هيجانش موفق شد شمار اعضاى سازمان را از ۵۰۰ نفر در
سال ۱۹۵۲ به ۳۰ هزار نفر در سال ۱۹۶۳ افزايش داد. «مالكوم»
خيلى زود به سوژه جذاب خبرى روز آمريكا بدل شد و در سال ۱۹۵۹ در كنار
«مايك دالاس» برنامه اى تلويزيونى با نام «تنفرى كه از نفرت متولد شد» به
راه انداخت كه از موفقيت بالايى برخوردار شد و به رغم ميل باطنى اش موجب
افزايش محبوبيتش از رياست سازمان شد. او كه براى «اليا محمد» احترامى خاص
قائل بود به تدريج فهميد كه او با تعدادى از زنان عضو سازمان رابطه داشته
كه بعضاً منجر به تولد كودكى نيز شده است. «مالكوم» كه به شدت دچار سرخوردگى و آزردگى خاطر شده بود روابط نامشروع او را برملا كرد. به
فاصله كمى پس از اين كشف غم انگيز او تصميم به ترك سازمان گرفت و خود
تصميم به تاسيس سازمانى به نام «مسجد مسلمان» گرفت. او در همان سال به
«مكه» سفر كرد.سفر به سرزمین وحی و زیارت خانه خدا، برگ افتخار دیگری بود
که در دفتر زندگی مالکوم ایکس جای گرفت. آن گونه که خودش اشاره کرده، در
این سفر روحانی و مقدس با معنای واقعی اتحاد و برابری میان مسلمانان آشنا
شد و حقیقت اسلام را فرا گرفت. مالکوم در مناسک حج دید که هیچ فرقی بین
سفید و سیاه و رنگین پوست نیست و همه مسلمانان جهان، از هر طبقه و نژادی که
باشند با صلح و دوستی کنار یکدیگر جمع می شوند و عالی ترین مراسم مذهبی و
اعتقادیِ خویش را به جای می آورند. با
بازگشت به آمريكا و رنگ و بوى متفاوت سخنرانى هايش ماموران اف بى آى او را
در ليست ترور خود قرار دادند و به رغم سوءقصدهاى متعدد به جان او،
«مالكوم» در سفرهايش و سخنرانى هاى خود هيچ گاه محافظ به همراه نداشت. در
۱۴ فوريه ۱۹۶۵ خانه او، در نيويورك بمب گذارى شد اما خوشبختانه اعضاى
خانواده به موقع مطلع شده و از محل گريختند و تنها جراحت هاى سطحى از اين
انفجار متوجه آنها شد. يك هفته بعد اما دشمنان «مالكوم» در حمله بى رحمانه
شان موفق بودند و در ۲۱ فوريه سه مرد مسلح «مالكوم» را ۱۵ بار از فاصله
نزديك مورد اصابت گلوله قرار دادند و اين رهبر فرهيخته ۳۹ ساله را به كام
مرگ فرستادند. در مراسم خاكسپارى او بيش از ۱۵۰۰ نفر شركت كردند و پيكر او
در قبرستان «فرن كليف» در نيويورك به خاك سپرده شد. یکی
از کسانی که با مالکوم دوست بوده است در باره او می گوید: «...مالکوم کسی
بود که می توان گفت بدترین بدها بود و به بهترین خوب ها تبدیل شد...» از
کسانی که با او دوست بوده اند و با هم رابطه داشته اند می توان به مارتین
لوتر کینگ (رهبر سیاه پوست های آمریکا برنده جایزه نوبل و ترور شده توسط کو
کلاکس کلن ها)، محمد علی کلی (قهرمان مسلمان بوکس جهان)، فیدل کاسترو
(رهبر کوبا)، نلسون ماندلا (رهبر سیاه پوستان آفریقای جنوبی)، پادشاه
عربستان و افراد بسیار دیگری اشاره کرد.
همسر
مالکوم خانم بتی شباز، پرستار بود که عضو مسلمانان آمریکا شد و سپس با
مالکوم ازدواج کرد. امروزه او به نام خانم دکتر بتی شباز خوانده می شود که
هنوز هم یکی از مبارزهای بزرگ و رهبران مسلمانان (البته نه رهبر اصلی)
آمریکاست.
منبع صهيون پژوه
+ نوشته شده در 2013/3/14 ساعت 15:55 توسط تروریست حقیقی
|
«سیا محقق حادثه 11 سپتامبر را در یک عملیات مخفی کشت»
تصویر آرشیوی از فیلیپ مارشال (وسط) همراه با الکس (راست) و میکالیا فرزندان وی
یکشنبه 13 اسفند 1391 | 20:08
يک
افسر سابق آژانس امنيت ملي امريکا ميگويد، فيليپ مارشال نويسنده محقق
حادثه ۱۱ سپتامبر و فرزندان وي طي يک «عمليات ضربتي مخفی» سازمان سيا کشته
شدند و فرضيه خودکشي در اين باره صحت ندارد.
وين مدسن در
جريان برنامهاي که کوين برت، از بنيانگذاران ائتلاف اسلام- يهوديت-مسيحيت
ترتيب داده بود، گفت بعد از تحقيقاتي که يک هفته به طول انجاميد، به اين
نتيجه رسيده است.
مدسن ضمن بيان اينکه مارشال نگران بود که صدايش به
دليل افشاگريها در مورد حادثه ۱۱ سپتامبر خاموش شود، افزود يک درب فرعي
که مارشال هرگز از آن استفاده نميکرد در زمان پيدا شدن جسد وي کاملا باز
بود.
بر پايه اين گزارش، همراه با جسد مارشال اجساد ميکالياي ۱۴ ساله و الکس ۱۷ ساله، فرزندان اين نويسنده امريکايي نيز پيدا شد.
مدسن
خاطرنشان کرد، مارشال که ناظر بسياري از عمليات مخفي بود، در سالهاي آخر
زندگي خود تصميم گرفت که از مسائل مرموز و پنهان پرده بردارد.
مارشال
اعتقاد داشت، جرج دبليو بوش رئيس جمهور وقت امريکا به منظور راه انداختن
يک کودتاي دولتي حملات ۱۱ سپتامبر را ترتيب داد. وي قرار بود در کتاب چهارم
خود اطلاعاتي حياتي را در اين زمينه منتشر کند.
به گفته مدسن،
صحنه جنايت توسط افراد حرفهاي پاکسازي شد و همچنين يک خودروي شاسي بلند با
پلاکي نامشخص همراه با دستهاي از آنتنهاي ارتباطي که به سقف آن نصب شده
بودند در خارج از ساختمان محل جنايت وجود داشت.
همچنين کوين برت
اخيرا در مصاحبهاي با پرس تيوي گفت «در امريکا گروههاي امنيت ملي
ميتوانند هم اسرائيلي و هم امريکايي باشند زيرا اساسا جامعه امريکا از ۱۱
سپتامبر تحت تصرف اسرائيليها قرار گرفته است.»
وي افزود: «به نظر
ميرسد همانطور که مدسن ميگويد، فيليپ مارشال به يک سري اطلاعات حساس و
انفجاري دست پيدا کرده بود و قصد داشت اين اطلاعات را در کتاب بعدي خود
منتشر کند.»
+ نوشته شده در 2013/3/10 ساعت 16:15 توسط تروریست حقیقی
|
رویال
داچ شل نامی آشنا برای همه ما است زیرا در چند دهه گذشته از طرفین تجاری
نفتی کشورمان بوده است اما در مورد این شرکت غول آسا چه میدانید؟ چگونه
این شرکت نفتی غربی دستور قتل فعالین محیط زیستی آفریقایی را صادر میکند؟
چگونه شل برای کسب منفعت و افزایش درآمد سرزمینهای آفریقاییان را به تلی
از خاکستر تبدیل میکند؟ چگونه دیکتاتوری آفریقایی در کنار سوداگران
دموکراسی اروپایی قرار گرفت؟ برای رازگشایی از این سؤالات با گزارش ویژه
مشرق همراه شوید.
گروه گزارشهای ویژه مشرق ؛ کنول "کن" بسون ساروویوا (Kenule "Ken" Beeson SaroWiwa) یک
نویسنده، تهیه کنده تلویزیونی و فعال محیط زیست اهل نیجریه بود. ساروویوا یکی از
اعضای مردم اوگونی (Ogoni)،
یک گروه قومی اقلیت در نیجریه، بود. اوگونیلند (Ogoniland)
محل سکونت این مردمان از دهه 1950 تبدیل به مکانی برای استخراج نفت شده و به علت
زایدات نفتی که به مدت چندین دهه در سطح منطقه پخش شده بودند خسارات بسیاری به
محیط زیست آن وارد آمده بود. بر اثز فعالیتهای شرکت نفتی شل زائدات نفتی بسیاری
به رودخانهها و آبگیرهای این منطقه سرازیر شده و نیز آتشسوزیهای بسیاری در
نواحی جنگی اوگنیلند بوقوع پیوسته بودند.
کن بسون ساروویوا
شاعر، نویسنده و فعال مدنی
آفریقایی و قربانی توطئه شرکت نفتی شل
ساروویوا در ابتدا به عنوان سخنگو و سپس رئیس
"جنبش بقای مردم اوگونی" (MOSOP) یک مبارزه صلحآمیز
علیه تخریب زیستمحیطی زمین و آبهای اوگنیلند توسط شرکتهای نفتی چند ملیتی
بالاخص شرکت نفتی رویال داچ شل آغاز نمود. وی یکی از منتقدین حکومت نظامی نیجریهنیز
بود و بالاخره در سال 1996 به دست همین دولت نظامی کشته شد. در گزارش حاضر سعی
داریم مروری بر زندگی و فعالیت های سیاسی و زیستمحیطی کن ساروویوا داشته داشته
باشیم.
زندگینامه
کن متولد شهر بوری (Bori) در دلتای رود نیجر و فرزند جیم ویوا (Jim Wiwa)
رهبر قبیلخ اوگونی بود.[1] وی دوران
تحصیلی درخشانی داشت و در نهایت توانست در رشته ادبیات انگلیسی از "کالج
دولتی اوموهیا" (Government
College Umuahia)
بورس تحصیلی بگیرد. وی پس از فارغالتحصیلی به تدریس در "دانشگاه لاگوس"
(University of Lagos) پرداخت.[2]
ساروویوا با موفقیت در دوران تحصیل به تدریس
ادبیات در دانشگاه لاگوس نیجریه پرداخت
ساروویوا به زودی توانست وارد یک پست دولتی در
بونی شود. وی در دوران جنگ داخلی نیجریه یکی از طرفداران سرسخت جنبش فدرالیسم در
برابر جدایی طلبان بیافرا بود. بهترین رمان وی با عنوان "سوزابوی: رمانی به
زبان انگلیسی پوسیده" داستان یک پسر روستایی ساده است که در سالهای 1967 تا
1970 یعنی دوران جنگ داخلی نیجریه به خدمت ارتش درآمد. وی در این رمان فساد سیاسی
و قیمومیت رژیم نظامی حاکم بر نیجریه را نشان میدهد.
ساروویا در کتاب "سوزابوی" به انتقاد
از رژیم نظامی حاکم بر نیجریه میپردازد
خاطرات جنگ ساروویوا با
عنوان "دشتی در تاریکی" شامل تجربیات وی در دوران جنگ است. وی همچنین یک
تاجر و تولید کننده تلویزیونی موفق بود. مجموعه تلویزیونی هزلی وی با عنوان
"باسی و شرکت" (Basi
& Company)
در نیجریه بسیار محبوب بوده و در حدود 30 میلیون بیننده داشت.[3]
بخشی از برنامه
محبوب ساروویوا با عنوان "باسی و شرکت"
وی در دهه 1970 به علت
حمایت از خودمختاری اوگونی از کار دولتی برکنار شده و از آن پس بیشتر وقت خود را
صرف کارهای تجاری همچنین نویسندگی، شعر و روزنامهگاری نمود. وی بار دیگر در سال
1987 و با دعوت ابراهیم بابانگیدا، دیکتاتور جدید نیجریه، وارد صحنه سیاسی شد تا
به گذار کشور به سوی دموکراسی یاری رساند. با این حال وی به زودی فهمید که برنامههای
بابانگیدا برای دموکراسی فریبی بیش نیستند و به همین دلیل از شغل خویش کنار رفت.
درستی حدسیات ساروویوا در سالهای بعدی و با عدم کنارهگیری بابانگیدا از قدرت
اثبات گشتند. بابانگیدا در سال 1993 و در پی ناآرامیهای ناشی از الغای انتخابات
عمومی نیجریه مجبور به کنارهگیری از قدرت شد.
در پی اثبات نیت
بابانگیدا برای دیکتاتوری، ساروویوا از کار دولتی کناره گرفت
بازگشت به عرصه
سیاسی و فعالیت به عنوان حافظ محیطزیست
آروان سوارتز، وبلاگ نویس و برنامه نویس مشهور امریکایی
جسد
آرون سوارتز، وبلاگ نويس و برنامه نويس برجسته کامپيوتري و از منتقدان
سرسخت « فهرست کشتار» باراک اوباما، رئيس جمهوري امريکا و از مخالفان حمالت
سايبري عليه ايران در نيويورک کشف شده است.
به گفته
سخنگوي تيم محقق پزشکي نيويورک، پليس جسد اين جوان ۲۶ ساله را روز جمعه
(۲۱ دي) در آپارتمانش در منطقه بروکلين نيويورک کشف کرد.
رئيس تيم
بازرسي بروکلين، اين مساله را که سوارتز خودکشي کرده است، رد کرد. اين
درحالي است که تاکنون جزئيات بيشتري درباره اين مرگ مرموز گزارشي منتشر
نشده است.
سوارتز، سال گذشته ميلادي، آشکارا از امريکا و رژيم اسرائيل به دليل شروع حملات مشترک سايبري عليه ايران انتقاد کرد.
اين وبلاگ نويس امريکايي همچنين از منتقدان سرسخت فهرست کشتار اوباما و ديگر سياستهاي دولت امريکا بود.
بنابرگزارشها،
باراک اوباما اسامي افراد در« فهرست کشتار» ي را که در عمليات کشتار
هدفمند در حملات هواپيماهاي بدون سرنشين مورد استفاده قرار مي گيرد، تائيد
ميکند.
هر هفته بيش از ۱۰۰ عضو تيم امنيت ملي امريکا از طريق
ويدئو کنفرانسهايي که از سوي وزارت دفاع امريکا (پنتاگون) ترتيب داده
ميشود گرد هم ميآيند و زندگينامه مظنونان در يمن، سومالي و پاکستان و
افرادي که بايد در اين حملات هدف قرار بگيرند را بررسي ميکنند.
سپس
هويت اين افراد در اختيار باراک اوباما، رئيس جمهوري امريکا قرار ميگيرد و
وي تمام حملات در يمن و سومالي و به ويژه حملات پيچيده و خطرناک پهپادها
در پاکستان را امضا و تاييد ميکند.
سوارتز، در سن ۱۴ سالگي يکي از پديد آورندگان برنامه موسوم به آر اس اس و بنابر اين چهرهاي سرشناس بود.
آر اس اس شيوه اي ساده است که به کاربران اينترنت امکان ميدهد به طور خودکار تازه ترين اخبار موجود در وبسايتها را دريافت کنند.
سوارتز
همچنين از منتقدان جدي انحصاري کردن اطلاعات از سوي کارتلهاي شرکتهاي
بزرگ و بر اين باور بود که اين اطلاعات بايد در اختيار تمامي افراد جامعه
قرار گيرد.
سوارتز در سال ۲۰۰۸ ميلادي با انتشار بيانيهاي در
اينترنت گفته بود: « اطلاعات قدرت است. اما مانند همه قدرتها ، افرادي
هستند که ميخواهند آن را براي خود حفظ کنند.»
سوارتز همچنين بنابر
همين باورهاي خود، گروه غير انتفاعي DemandProgress( سازمان مدافع آزادي
اينترنت و مخالف سانسور در فضاي مجازي) را تاسيس کرد.
اين گروه ،
مبارزه موفقيت آميزي را با هدف جلوگيري از لايحهاي در سال ۲۰۱۱ ميلادي که
مجلس نمايندگان امريکا از آن را « قانون توقف سرقت آنلاين» مي نامند، آغاز
کرد.
در صورت تصويب اين لايحه، دادگاهها با صدور احکامي اجازه
داشتند تا از دسترسي به برخي از تارنماهايي که در به اشتراک گذاشتن هر
آنچه که از نظر دادگاه به اشتراک گذاشتن مالکيت معنوي تلقي شود، مشارکت
داشتهاند، جلوگيري به عمل آورند.
اين گروه استدلال کرد، قانون
ناکام توقف سرقت آنلاين به طور گسترده به دولت امريکا اين امکان را مي داد
تا ارتباطات مشروع اينترنتي را محدود و سانسور کند.
+ نوشته شده در 2013/1/13 ساعت 23:43 توسط تروریست حقیقی
|
اندرو بریتبارت که هفته پیش در کنفرانسی اعلام کرده بود "ویدئوهایی در دست دارم که به عمر سیاسی اوباما پایان خواهد داد"، در پایان هفته به خاطر سکته قلبی درگذشت.
اندرو بریتبارت كيست؟
اندرو بریتبارت Andrew Breitbart متولد يكم فوريه ۱۹۹۶ در آمريكاست. او يك ناشر آمريكايي است.او مفسر و مقاله نويس واشنگتن تايمز بود.و مفسر گاه به گاه برنامه هاي خبري در آمريكا بود.
Huffington at the 2011همسر سابق جمهوريخواه كنگره مايكل هافينگتون باباورهاي ليبرالي
او پژوهشگر Arianna Huffington نيز بوده است. او اخبار خود را در اين سايت ها قرار مي داد : Breitbart.com
او پسر خوانده Arlene Breitbart رستوران دار و بانكدار بود و در برينتوود كه جايي بسيار مجلل است بزرگ شده است. او به خاطر مادرخوانده يهودي اش به شكل يك يهودي پروش يافت. پدر واقعي اش يك خواننده فولكولور بوده است و خواهرش اسپانيايي است و اصالتا از نژاد ايرلندي است.
او در كلاس هاي كلارنس توماس شركت مي كرد و دغدغه هاي ازادي خواهانه و ليبرالي داشت.او در دبيرستان يك پيك پيتزا رسان بود و حتي براي افراد مهمي پيتزا مي برد مثل قاضي رينهولد Reinhold.
او در خبرگزاري زير نيز مي نوشته است :
Associated Press, Reuters, Agence France-Presse, Fox News, PR Newswire, U.S.
به گزارش سایت اوباما، راشاتودی در گزارشی عنوان کرد: اندرو بریتبارت هفته پیش در کنفرانس "اقدام سیاسی" جمهوریخواهان اعلام کرده بود که ویدئوهایی در دست دارد که به عمر سیاسی اوباما پایان خواهد داد.
وی به حضار گفته بود که «با این ویدئوهایی که در دست دارم، او را بهتر میتوان شناخت. ما او را خواهیم شناخت و متوجه خواهیم شد که چرا مباحثی چون نژاد و رفاه طبقاتی، در مرکز شعارهای انتخاباتی او در 2008 قرار گرفت.»
راشاتودی با اشاره به مرگ روز پنجشنبه مردی که قرار بود اسراری از اوباما را فاش کند، افزود: آیا میتوانید حدس بزنید چه کسی را بخاطر مرگ او مورد سرزنش قرار میدهند؟ بله او کسی نیست جز باراک اوباما.
این گزارش خاطرنشان کرد: گرچه به فکر کسی خطور نمیکند که قدرتمندترین مرد جهان این تهدید را اینگونه پاسخ دهد اما با این وجود، افراد بسیاری خواستار آن هستند که مرگ وی مورد تحقیق و تفحص بیشتری قرار گیرد.
وبلاگها و شبکههای اجتماعی چون توییتر بلافاصله پس از مرگ اندرو بریتبارت انگشت اتهام خود را به سمت رئیس جمهور آمریکا نشانه رفتند. زمانی که روز پنجشنبه اعلام کردند که بریتبارت 43 ساله به مرگ طبیعی در لس آنجلس مرده است، آسوشیتدپرس تا ساعت 9:41 دقیقه صبح پنجشنبه صبر کرد و خبری اعلام نکرد. جیمز رابرت معاون سردبیر نیویورک تایمز، طی توییتی احتمال دست داشتن اوباما را مطرح کرد.
رابرت در این توییت نوشته بود که «چند هفته پیش بریتبارت سخن از انتشار یک ویدئو از دوران دانشگاه/ دبیرستان اوباما رانده بود.»
براساس این گزارش، پس از مرگ بریتبارت یوزرهایی در توییتر ساخته شدهاند که اوباما را پشت این قتل میدانند و او را بابت این کار سرزنش میکنند.
به گزارش سایت وبگردي 20:30، راشاتودی در گزارشی عنوان کرد: اندرو بریتبارت هفته پیش در کنفرانس "اقدام سیاسی" جمهوریخواهان اعلام کرده بود که ویدئوهایی در دست دارد که به عمر سیاسی اوباما پایان خواهد داد.
وی به حضار گفته بود که «با این ویدئوهایی که در دست دارم، او را بهتر میتوان شناخت. ما او را خواهیم شناخت و متوجه خواهیم شد که چرا مباحثی چون نژاد و رفاه طبقاتی، در مرکز شعارهای انتخاباتی او در 2008 قرار گرفت.»
راشاتودی با اشاره به مرگ روز پنجشنبه مردی که قرار بود اسراری از اوباما را فاش کند، افزود: آیا میتوانید حدس بزنید چه کسی را بخاطر مرگ او مورد سرزنش قرار میدهند؟ بله او کسی نیست جز باراک اوباما.
این گزارش خاطرنشان کرد: گرچه به فکر کسی خطور نمیکند که قدرتمندترین مرد جهان این تهدید را اینگونه پاسخ دهد اما با این وجود، افراد بسیاری خواستار آن هستند که مرگ وی مورد تحقیق و تفحص بیشتری قرار گیرد.
وبلاگها و شبکههای اجتماعی چون توییتر بلافاصله پس از مرگ اندرو بریتبارت انگشت اتهام خود را به سمت رئیس جمهور آمریکا نشانه رفتند. زمانی که روز پنجشنبه اعلام کردند که بریتبارت 43 ساله به مرگ طبیعی در لس آنجلس مرده است، آسوشیتدپرس تا ساعت 9:41 دقیقه صبح پنجشنبه صبر کرد و خبری اعلام نکرد. جیمز رابرت معاون سردبیر نیویورک تایمز، طی توییتی احتمال دست داشتن اوباما را مطرح کرد.
رابرت در این توییت نوشته بود که «چند هفته پیش بریتبارت سخن از انتشار یک ویدئو از دوران دانشگاه/ دبیرستان اوباما رانده بود.» براساس این گزارش، پس از مرگ بریتبارت یوزرهایی در توییتر ساخته شدهاند که اوباما را پشت این قتل میدانند و او را بابت این کار سرزنش میکنند.
اما چرا کشته شد؟ حدس هایی که زده می شود : ویدئو شامل
همجنسباز بودن اوباما
معتاد به کوکائین بودن
عضو کا گ ب بودن
دوستدار استالین بودن
کمونیست بودن
قاتل بودن
سربازان را به سرطان مبتلا کردن
+ نوشته شده در 2012/3/6 ساعت 21:9 توسط تروریست حقیقی
|
کن ساروويوا نماد مبارزه جهاني با رويال داچ شل و تخريب محيط زيست
کن ساروويوا، نويسنده و شاعر بزرگ نيجريايي، سرشناسترين قرباني جنايات کمپاني رويال داچ شل است. کن در اکتبر 1941 در منطقه اوگوني نيجريه به دنيا آمد. او پسر ارشد يکي از سران قبايل منطقه بود. پس از اتمام تحصيلات از سال 1962 به تدريس در دانشگاه عبادان مشغول شد و بهتدريج به عنوان اديب و شاعر در نيجريه، آفريقا و جهان به شهرت فراوان دست يافت.
در سال 1958 رويال داچ شل در اوگوني، زادگاه کن، مخازن بزرگي از نفت و گاز کشف کرد و عمليات استخراج خود را آغاز نمود. اوگوني سرزمين زيبا و حاصلخيزي بود ولي اقدامات بيرويه شل به شکلي مدهش به تخريب و آلودگي طبيعت اين منطقه و نابودي مردم آن انجاميد.
کن مبارزه خود عليه شل را با انتشار کتاب ديروز و امروز مردم اوگوني آغاز کرد و سپس با درج مقالات در نشريات مختلف به افشاي عملکرد شل و ديکتاتوري نظامي دستنشانده شل و فساد سياسي حاکم بر نيجريه پرداخت. او در سال 1989 "جنبش بقاء مردم اوگوني" (MOSOP) را تأسيس کرد و به عنوان رهبر اين جنبش مبارزه مسالمتآميز خود را شدت بخشيد و مدتي به زندان افتاد.
در اين دوران شل و ديکتاتوري نظامي حاکم بر نيجريه به شدت به تخريب روستاهاي منطقه اوگوني ادامه ميدادند. کن بار ديگر در 21 مه 1994 دستگير شد و در زير شکنجههاي وحشيانه قرار گرفت.
در فوريه 1995 ژنرالهاي حاکم بر نيجريه در يک دادگاه نظامي محاکمه کن و ساير رهبران جنبش اوگوني را آغاز کردند. ساروويوا در دفاعيه تاريخي خود، که دادگاه اجازه قرائت آن را نداد، اعلام کرد که «محاکمه او محاکمه شل است» و اين کمپاني بايد روزي حساب جنايات خود را پس دهد.
در 31 اکتبر دادگاه نظامي کن و ساير رهبران جنبش اوگوني را به مرگ محکوم کرد. به دليل شخصيت برجسته فرهنگي کن، موج عظيمي از مخالفت با اين رأي در سراسر جهان پديد آمد، ولي ژنرالهاي دستنشانده شل به اين اعتراضات وقعي ننهادند و در دوازده نوامبر کن و هشت تن ديگر از سران جنبش اوگوني را به قتل رسانيدند.
يک ماه بعد، رويال داچ شل قرارداد چهار ميليارد دلاري استحصال گاز نيجريه را با حکام نظامي اين کشور منعقد کرد.
با جستجوي Ken Saro-Wiwa در اينترنت ميتوان با اين نويسنده نامدار آفريقايي بيشتر آشنا شد و از طريق اين آدرس ميتوان خاطره کن ساروويوا را گرامي داشت و حمايت خود را با جنبش مردم اوگوني اعلام کرد:
Movement for the Survival of the Ogoni People (MOSOP) Suite 5, 3 - 4 Albion Place, Galena Road, London W6 0LT, United Kingdom. Tel. (+44) (0)181 563 8614 Fax. (+44) (0)181 563 8615 e-mail: mosop@gn.apc.org
درباره تاريخ رويال داچ شل، ماهيت اين مجتمع نفتي و قراردادهاي آن با ايران دو مقاله در کتابخانه اين وبلاگ موجود است.