قتل مادر بيگناه در مقابل فرزندش



پلیس آمریکا امروز یک زن 34 ساله را به نام میریام کری (Miriam Carey) را به گمان اینکه تروریست است در مقابل کودکش به قتل رساند.میریام کری (Miriam Carey)در حالی به قتل رسید که هیچ گونه سابقه جزایی در پرونده خود نداشته و تنها به دلیل متوجه نشدن نوار پلیس از آن عبور کرده . پلیس پس از آنکه وی را با شلیک چند گلوله از پای درآورد خانه او را محاصره کرده و به وسیله دستگاه های بمب یاب آن را مورد تفحص قرار داده و هیچ چیزی مشکوک پیدا نکرده است

ادامه نوشته

تحلیلگر: حادثه تیراندازی در واشنگتن اتفاق غیرمعمولی نیست


تحلیلگر: حادثه تیراندازی در واشنگتن اتفاق غیرمعمولی نیست
بیل جونز در مصاحبه با پرس تی‌وی
سه شنبه 26 شهریور 1392 | 17:55

يک تحليلگر سياسي مي‌گويد حادثه تيراندازي در منطقه نيوي يارد در واشنگتن که ۱۳ کشته بر جا گذاشته است در امريکا اتفاق «غيرمعمولي» نيست.

بيل جونز، از نشريه «بازنگري اطلاعات اجرايي» روز سه‌شنبه (۲۶ شهريور) در مصاحبه با پرس تي‌وي گفت: «اين قبيل خشونت‌ها غيرمعمول نيست. دليل آن چيست؟ خب، يکي از دلايل اين امر به طور حتم بحران اقتصادي است. بحران فرهنگي نيز در اين بين وجود دارد، جايي که مردم با کشور و آداب و رسومي که از آن آمده‌اند احساس بيگانگي مي‌کنند.»

آرون الکسيس، افسر ذخيره‌ي سابق نيروي دريايي روز دوشنبه در ساختمان نيروي دريايي در منطقه‌ي نيوي‌يارد واشنگتن با شليک گلوله ۱۲ تن را کشت و ۸ تن ديگر را مجروح کرد. گفتنی است خود مجرم نیز در این بین کشته شد.

به گفته مقامات امريکايي انگيزه‌ي اين کار هنوز مشخص نشده است.

جونز گفت: «هنوز مشخص نشده انگيزه کسي که به نيوي يارد رفته و اين کار را کرده چه بوده است، ظاهرا وي يکي ديگر از کارمندان ناراضي بوده است.»

وي افزود: «احتمال دارد انگيزه‌هاي سياسي پشت اين کار نهفته باشد. با وجود اين، تنها چيزي که اکنون مي‌توانيم بگوييم آن است که شخص خاطي در زمان خدمتش يک مشکل شخصي با نيروي دريايي داشته و با اين اقدام نيز قصد داشته انتقام بگيرد.»

به گفته مقامات واشنگتن، الکسيسِ ۳۴ ساله در سال ۲۰۰۷ ميلادي به نيروي دريايي امريکا ملحق شد و در سال ۲۰۱۱ نيز اخراج شد.

يک پيمانکار خصوصي الکسيس را براي انجام پروژه‌اي در نيوي يارد استخدام کرده بود. از اين رو، الکسيس مجوز امنيتي و يک کارت شناسايي نظامي معتبر داشت که دسترسي نامحدود وي به بيشتر تاسيسات را ميسر مي‌ساخت.

باراک اوباما، رئيس‌جمهور امريکا گفته است :«هرکس که اين اقدم شنيع را انجام داده باشد مجازات مي‌شود.»

اوباما گفت: «ما با يک تيراندازي گسترده ديگر رو به رو هستيم و اين اتفاق در يکي ديگر از تاسيسات نظامي ما و در پايتخت کشورمان رخ داده است.»

رابین‌هود اینترنت چگونه کشته شد؟ + فیلم و عکس


گزارشی از مفهوم آزادی بیان در غرب؛

رابین‌هود اینترنت چگونه کشته شد؟ + فیلم و عکس


خانواده و همکاران سوارتز یک وب‌سایت به یاد وی ایجاد کرده و در آن با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند: "وی از مهارت‌های شگرف خود به عنوان یک برنامه‌نویس و تکنولوژیست نه برای ثروتمند کردن خود بلکه برای آزادتر و بهتر کردن اینترنت و جهان استفاده کرد."


این روزها یقینا بارها به نام آرون سوارتز و سرنوشت غم‌انگیزش برخورد کرده‌اید اما این نابغه چگونه کشته شد؟ چگونه وی در نوجوانی تبدیل به یکی از نوابغ عرصه اینترنت گشت؟ چرا سعی کرد زندگی خود را وقف حفاظت از آزادی ارتباطات کند؟ چرا معتقد بود که مردم حق دستیابی آزاد به اطلاعات را دارند؟ و دست آخر اینکه سیستم قضایی آمریکا چه برخوردی با این فعال مدنی و سایبری داشت؟ با گزارش ویژه مشرق همراه شوید تا با مفهوم واقعی آزادی بیان در دنیای غرب پی ببرید...
گروه گزارش ویژه مشرق:چندی پیش خبری مینی بر مرگ یک وبلاگ‌نویس گمنام در بازداشتگاه پلیس فتای تهران از سوی رسانه‌های خارجی منتشر شد. پیگیری نمایندگان مجلس و مسئولان نیروی انتظامی نهایتا به پیگیری گسترده و رسمی مسئولان ذی‌ربط منتهی شد که کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز اقدام به ارائه یک گزارش مفصل در صحن علنی مجلس کرد.

برکناری رئیس پلیس فتای تهران به دلیل قصور در انجام وظایف، یکی از اقدامات جدی نیروی انتظامی برای رسیدگی به این پرونده بود. اگرچه پزشکی قانونی در گزارش خود علت مرگ وی را اضطراب و استرس ناشی از بازجویی عنوان کرده بود اما نمایندگان مجلس باز هم به طور جدی به این پرونده رسیدگی کردند و مسئولان نیروی انتظامی نیز در حال بررسی پرونده و شناسایی عاملان این حادثه تلخ هستند.



این ماجرا تا جایی برای برای مقامات غربی و آمریکایی حائز اهمیت شد که با واکنش رسمی آنان روبرو شد و تمامی رسانه های غربی و ضد انقلاب اخبار خود را معطوف به این موضوع کردند و این اتفاق را نقض حقوق بشر در ایران خواندند.

از بارز ترین واکنش‌ها به این ماجرا سخنرانی سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، (۹ نوامبر) بود.  ویکتوریا نولاند ضمن اشاره به این‌که «این وبلاگ‌نویس ۳۵ ساله، گناهی جز بیان عقیدهٔ سیاسی خود، مرتکب نشده بود» از مسئولان جمهوری اسلامی خواست چگونگی این قتل را بررسی کنند.

حال باید پرسید چرا مقامات و رسانه‌های غربی و آمریکایی هیچ واکنشی نسبت به قتل مشکوک "آرون سوارتز" جوان منتقد آمریکایی نشان نمی دهند و هیچ خبری از وی منتشر نمی کنند.

البته باید گفت حتی رسانه های داخلی ایران نیز در پوشش کامل این خبر و چگونگی مرگ آرون سوارتز کوتاهی کرده و اطلاعات کاملی را به مخاطبان ارائه نکرده که این خود نیز جای سوال دارد.

آرون سوارتز خودکشی کرد!

در روزهای اخیر خبر خودکشی جوانی در محله بروکلین نیویورک باعث اندوه و در عین حال خشم بسیاری شده است. وی خود را در آپارتمانش حلق‌آویز کرد اما پدرش معتقد است که دولت آمریکا عامل مرگ فرزندش است. هزاران نفر از مردم آمریکا خواهان برکناری دادستان‌هایی هستند که این جوان 26 ساله را به اتهام سرقت مقالات علمی به شدیدترین وجه تحت فشار قضایی قرار دادند. آنها می خواستند او را به جرم دزدیدن مقاله به 35 سال زندان محکوم کنند. مقالاتی که بدون انتشار به صاحبانشان بازگشتند، صاحبانی که از شکایت علیه این جوان صرفنظر کردند. اما سیستم قضایی آمریکا می‌خواست او را سرمشقی برای سایر کسانی سازد که دعوی آزادی اطلاعات را دارند و البته در این کار هم موفق شد: آرون سوارتز خودکشی کرد!

در این گزارش نگاهی داریم به زندگی و فعالیت‌های آرون سوارتز، فعال مدنی و حقوق اینترنتی...


دوران کودکی و زندگی کاری

آرون، فرزند سوزان و روبرت سوارتز، در شیکاگو، ایلینویز، متولد شد. پدر وی مالک یک شرکت نرم‌‌افزاری بود و سوارتز از همان سنین کودکی به کامپیوتر و اینترنت علاقه‌مند شد. زمانی که 13 ساله بود توانست برنده جایزه ArsDigita شود. این جایزه به نوجوانانی تعلق می‌گیرد که وب‌سایت‌های غیرتجاری "مفید، آموزشی و مشارکی" ایجاد کرده‌اند. جایزه شامل سفر به مؤسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT) و دیدار با نخبگان اینترنت بود.

تصویری از آرون سوارتز (15 سالگی) در کنار لورنس لسیگ فعال مدنی و سیاسی

آرون در سن 14 سالگی به عنوان عضو کارگروهی که مشخصات کاربری RSS را تدوین کرده بودند، با گروهی از متخصصین استانداردهای شبکه‌ای همکاری می‌کرد. سوارتز دوران مدرسه خود را در یک مدرسه روزانه خصوصی و کوچک در شهر وینتکای ایلینویز به پایان رسانند.


ترک تحصیل و ورود به بازار کار کامپیوتری و اینترنتی

سوارتز پس از اتمام مدرسه به دانشگاه استنفورد رفت اما تحصیل را پس از یک سال رها کرد. وی به جای آن شرکتی به نام "اینفوگامی" (Infogami) را تأسیس کرد. این شرکت با کمک برنامه تابستانی یک شرکت سرمایه‌گذاری به نام Y Combinator تأسیس شد.

سوارتز تنها یکسال در دانشگاه استنفورد به تحصیل پرداخت

سوارتز از طریق برنامه تابستانی Y Combinator روی پلتفرم نرم‌افزاری ویکی اینفوگامی (wiki platform Infogami) کار کرد (که بعدها در web.py و سایت‌های Open Library مورد استفاده قرار گرفت) اما احساس کرد که برای ادامه کار به همکاران دیگری نیاز دارد. شرکت Y-Combinator به وی پیشنهاد داد با شرکت دیگری به نام Reddit ادغام شود. این امر در نوامبر سال 2005 روی داد. اگر چه Reddit در ابتدا نمی‌توانست از این پروژه سودی ببرد اما بزودی سایت طرفداران زیادی یافته و هر ماه میلیون‌ها بازدید کننده را جذب خود کرد.

ردیت یکی از وب‌سایت‌های اجتماعی بسیار معروف است که از دانش سوارتز سود بسیاری برد

در اواخر سال 2006 و پس از ماه‌ها مذاکره، Reddit به شرکت دیگری به نام انتشارات Condé Nast، مالکین شرکت معروف معروف Wired فروخته شد. بدین ترتیب سوارتز نیز به سانفرانسیسکو نقل مکان کرد اما از شرایط کار راضی نبود. در سال 2007 از وی خواستند که استعفا دهد. در سپتامبر همان سال، سوارتز با همکاری سیمون کارستنسن (Simon Carstensen) وب‌سایت Jottit را راه‌اندازی کرد. وی در سال‌های 2010 و 2011 در "مرکز اخلاقیات ادمون جی سفرا" (Edmond J. Safra Center for Ethics) در دانشگاه هاروارد فعالیت می‌کرد.

سوارتز همچنین یکی از خالقین کاربری web.py بود. او همچنین یکی از مؤسسین گروه Demand Progress بود که در راستای دستیابی به آزادی‌های سایبری و سایر فعالیت‌های مدنی تلاش می‌کردند.


اعتراض به "قانون توقف سرقت آنلاین"

سوارتز فعالیت عمده‌ای در مبارزه علیه "قانون توقف سرقت آنلاین" (SOPA) داشت. بر اساس این قانون فضای اینترنت برای شناسایی موارد نقض قانون کپی‌رایت تحت نظر گرفته می‌شد و دولت به آسانی می‌توانست هر وب‌سایتی را که متهم به نقض قانون کپی‌رایت بود، تعطیل کند.

وی پس از رد این قانون از جانب کنگره بر اثر فشارهای وارده از جانب جامعه مدنی آمریکا طی سخنرانی در مراسمی با عنوان "چگونه قانون توقف سرقت آنلاین را متوقف کردیم" گفت:

"[مطابق این قانون] تکنولوژی جدید، به جای اینکه برای ما آزادی به ارمغان بیاورد، حقوق اولیه و اساسی که همیشه مسلم فرض کرده‌ایم را به یغما خواهد برد."

سوارتز در حال اعتراض به "قانون توقف سرقت آنلاین" (2012)

وی گفت که این قانون "توسط خود مردم نابود شد... ما این نبرد را برنده شدیم زیرا هر کس خود را قهرمان داستانش کرد. هر کسی حفظ این آزادی حیاتی را وظیفه خود دانست."

اشاره وی به مجموعه‌ای از اعتراضات بود که توسط تعداد بی‌شماری وب‌سایت ساماندهی شد و توسط بنیاد جبهه الکترونیک به عنوان بزرگترین اعتراض در تاریخ اینترنت شناخته شد. در این اعتراضات بیش از 115 هزار وب‌سایت شرکت داشتند.

سوارتز در ادامه سخنان خود با اشاره به ادامه فعالیت صاحبان قدرت برای محدودیت آزادی استفاده از اینترنت گفت، "... اشتباه نکنید، دشمنان آزادی ارتباطات ناپدید نشده‌اند. آتش چشمان این سیاستمداران خاموش نشده است. افراد قدرتمند زیادی وجود دارند که می‌خواهند اینترنت را نابود کنند."


فعالیت در ویکی‌پدیا

سوارتز به عنوان یکی از ویراستاران داوطلب ویکی‌پدیا فعالیت می‌کرد و در سال 2006 برای عضویت در هیأت مدیره بنیاد ویکی‌پدیا نامزد شد اما نتوانست موفق شود. وی همچنین در سال 2006 چگونگی نوشته شدن مقالات ویکی‌پدیا را طی مقاله‌ای تحلیل کرد. او معتقد بود که بخش اعظمی از محتوای مقالات توسط ده‌ها هزار نویسنده موقتی و گاه و بیگاه تهیه می‌شود در حالیکه در حدود 500 الی 1000 ویراستار دائمی اشتباهات املایی و نگارشی را رفع می‌کنند.

سوارتز به عنوان ویراستار داوطلب ویکی‌پدیا نیز فعالیت می‌کرد

او بر خلاف مالکین ویکی‌پدیا معتقد بود که هزاران کاربر این وب‌سایت بخش اعظم محتوای آن را تهیه می‌کنند.

این نتیجه‌گیری در تضاد با ادعاهای جیمی والس، بنیانگذار ویکی‌پدیا بود که می‌گفت گروه اصلی ویراستاران دائمی این وب‌سایت بخش عمده مطالب آن را تهیه می‌کنند.


مسائل و مشکلات قضایی

اسناد دادگاه فدرال آمریکا

بنا بر ادعاها سوارتز در سال 2009،‌در حدود 20 درصد اسناد موجود در پایگاه اطلاعاتی "دسترسی عمومی به سوابق الکترونیکی دادگاه‌ها" را که متعلق به دادگاه فدرال آمریکا بود دانلود کرده و در اختیار عموم قرار داد.

گفته می‌شود سوارتز در سال 2009 اسناد الکترونیکی موجود در پایگاه داده‌های دادگاه فدرال آمریکا را دانلود و در اختیار عموم قرار داد

شهروندان آمریکایی مجبورند برای دسترسی به هر صفحه این اسناد 8 سنت بپردازند

این پایگاه اطلاعاتی به ازای هر صفحه 8 سنت در کاربران طلب می‌کرد اما سوارتز و دیگر فعالان معتقد بودند این خدمات باید رایگان باشند زیرا اسنادی که توسط دولت تهیه می‌شوند مشمول قانون کپی‌رایت نیستند.

در 29 سپتامبر مسؤولین پایگاه اطلاعاتی متوجه اتفاقات روی داده شدند. متعاقب این امر سوارتز از جانب پلیس فدرال آمریکا مورد بازجویی قرار گرفت اما پرونده دو ماه بعد و بدون وارد آمدن اتهامی مختومه اعلام شد. این پایگاه اطلاعاتی هنوز هم 8 سنت بابت هر صفحه دریافت می‌کند.


پرونده جی‌استور

دادستان ایالت ماساچوست در 19 جولای 2011 آرون سوارتز را متهم به کلاهبرداری کامپیوتری، اخذ غیرقانونی اطلاعات از یک کامپیوتر حفاظت شده و صدمه زدن به آن کرد. این اتهام در ارتباط با دانلود در حدود 4 میلیون مقاله ژورنال دانشگاهی از پایگاه اطلاعاتی "جی‌استور" (JSTOR) وارد شد.

بر اساس کیفرخواست، سوارتز یک لپ‌تاپ به شبکه کامپیوتری دانشگاه ام‌آی‌تی متصل کرده و از این طریق توانسته بود اسناد مورد نظر را دانلود کند. دادستان ادعا کرد که وی قصد داشت این مقاله‌ها را در اختیار عموم قرار دهد.

کارمن اورتیز، دادستان ماساچوست، که خواهان اشد مجازات برای سوارتز بود

سوارتز خود را به مقامات تسلیم کرده، هارددیسک‌ حاوی مقالات را نیز تحویل داد و سپس به قید ضمانت آزاد شد. پس از بازداشت و تحویل مقالات جی‌استور با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد از شکایت صرف‌نظر می‌کند اما دانشگاه ماساچوست از اظهار نظر خودداری کرد.

دعوی قضایی ادامه یافت و اتهاماتی چون کلاهبرداری کامپیوتری به قوت خود باقی مانند. این اتهامات می‌توانستند در حدود 1 میلیون دلار جریمه نقدی و 35 سال زندان به همراه داشته باشند.

با اینکه جی‌استور از شکایت صرفنظر کرد اما تعقیب قضایی سوارتز ادامه یافت

اندکی قبل از مرگ سوارتز، جی استور اعلام کرد که 4 میلیون مقاله را به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار خواهد داد اما این امر نیز تغییری در اتهامات وارده نداشت.


انتقاد از حملات سایبری آمریکا و اسرائیل به ایران و همچنین سیاست‌های اوباما

سوارتز پيش از مرگش آشکارا از آمريکا و رژيم اسرائيل به دليل به راه انداختن حملات مشترک سايبري عليه ايران انتقاد کرده بود. وی البته به این نکته نیز اشاره داشت که صنایع تسلیحاتی و الکترونیکی در آمریکا سعی دارند با اغراق در مورد واژه‌هایی چون جنگ سایبری فضا را برای ارائه تولیدات امنیتی خود در عرصه سایبری آماده سازند و دولت نیز در این امر با آنها سهیم شده زیرا بدین بهانه می‌تواند جاسوسی سایبری از شهروندان و محدودیت‌های وارده بر آنها را افزایش دهد.


مصاحبه آرون سوارتز با شبکه راشاتودی در مورد ویروس "شعله"

که ظاهرا تأسیسات الکترونیکی کشورمان را هدف قرار داده بود.

برای دانلود اینجا کلیک کنید

اين وبلاگ نويس آمريکايي همچنين از منتقدان سرسخت "فهرست کشتار" باراک اوباما و ديگر سياست‌هاي دولت آمريکا بود. بنا بر گزارش‌ها، اوباما اسامي افرادي را که از نظر آمريکا مظنون به تروريسم هستند در "فهرست کشتار" تاييد مي‌کند و اين افراد پس از تاييد نهايي وي در فهرست کشتارهاي هدفمند قرار مي‌گيرند.

سوارتز از منتقدین جدی "لیست مرگ" اوباما و حملات هواپیماهای بدون سرنشین بود


خودکشی در بروکلین

آرون سوارتز در 11 ژانویه 2011 در آپارتمانش واقع در محله بروکلین نیویورک به زندگی خود پایان داد. پزشکی قانونی علت مرگ را حلق‌ آویز شدن اعلام کرد. بنا بر گزارش ها وی چندین بار در وبلاگ خود اعلام کرده بود که دچار افسردگی است. چندی بعد جسد او را در اپارتمانش یافتند. ظاهرا او دست به خودکشی زده بود.

جسد سوارتز 26 ساله را در اپارتمانش یافتند.

ظاهرا او دست به خودکشی زده بود.

مراسم تدفین وی در روز سه‌شنبه 15 ژانویه 2013 بدر هایلندپارک ایلینویز برگزار شد. در این مراسم تیم برنرز لی، خالق شبکه جهانی وب، به سخنرانی پرداخت.

تیم برنرز لی، خالق شبکه جهانی وب،

با حضور در مراسم تدوین سوارتز به وی ادای احترام کرد

پس از مرگ سوارتز بود که سیستم قضایی آمریکا وی را از اتهام وارده تبرئه کرد!


پدر سوارتز: پسرم را دولت آمریکا کشت

پدر سوارتز که یک مشاور مالکیت معنوی در آزمایشگاه کامپیوتری دانشگاه ماساچوست است معتقد است که پسرش قربانی سیاست‌های دولت آمریکا شده. روبرت سوارتز در مراسم تدفین پسرش که نزدیک به 90 دقیقه به طول انجامید با ناراحتی گفت: "آرون خودکشی نکرد بلکه دولت او را کشت. کسی که جهان را به یک مکان بهتر تبدیل کرده بود، توسط دولت به سمت مرگ سوق داده شد."

پدر سوارتز اعلام کرد که دولت آمریکا مسؤول مرگ فرزندش است

خانواده و همکاران سوارتز یک وب‌سایت به یاد وی ایجاد کرده و در آن با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند: "وی از مهارت‌های شگرف خود به عنوان یک برنامه‌نویس و تکنولوژیست نه برای ثروتمند کردن خود بلکه برای آزادتر و بهتر کردن اینترنت و جهان استفاده کرد."


همکار و دوست سوارتز در مصاحبه با سی‌ان‌ان دولت آمریکا را مسؤول مرگ وی معرفی می‌کند

برای دانلود اینجا کلیک کنید


درخواست مردم برای اصلاح سیستم قضایی ناکارآمد آمریکا

در عرض تنها سه روز، 30 هزار نفر با امضای یک طومار انلاین از کاخ سفید درخواست کردند که دادستان کارمن اوریتز را به علت "زیاده‌روی در پرونده آرون سوارتز" از کار برکنار نماید.

در یک طومار دیگر از دولت آمریکا خواسته شده بود که استفان هایمن، معاون دادستان، را به علت "تعقیب متعصبانه یک جرم الکترونیکی نه چندان جدی و غیرخشونت‌آمیز" که منجر به خودکشی سوارتز شد، برکنار نماید.

کارمن اوریتز و استفان هایمن، دو داستانی که سوارتز را تا حد مرگ تحت تعقیب قرار دادند

هایمن با خودکشی یک هکر کامپیوتری جوان دیگر نیز مرتبط دانسته می‌شود. اندرو گود، وکیل اهل بوستون که وکالت سوارتز را بر عهده داشت، می‌گوید که قبلا دادستان‌ها فدرال را در مورد افسردگی و احتمال خودکشی سوارتز مطلع ساخته بود اما آنها در جواب گفتند: "او را به زندان بینداز. آنجا ایمن می‌ماند."


آیا مرگ سوارتز پایان خشونت‌های سیستم قضایی آمریکا خواهد بود؟

وین گوزتولا، روزنامه‌نگار آمریکایی در مصاحبه‌ای با راشا تودی در مورد پرنده سوارتز در پاسخ به این سوال که آیا پس از این اتفاق نحوه برخورد مقامات آمریکا با فعالانی همچون سوارتز تغییر خواهد کرد یا نه، گفت: "تصور نمی‌کنم در کشوری مانند آمریکا این شیوه تغییر کند. دولت آمریکا به برخورد با فعالان اینترنتی توجه زیادی دارد. مسلما مجرمین دیگری مانند بانک‌دارها در این جامعه وجود دارند که جرائم بسیار بزرگی را مرتکب می‌شوند و جرائمی واقعی مانند شکنجه کردن زندانیان وجود دارند، اما سیستم قضایی آمریکا علاقه بیشتری به تحت پیگرد قرار دادن افرادی مانند سوارتز دارند."


گزارش راشاتودی در مورد مرگ سوارتز و

مصاحبه وی در مورد ضرورت آزادی اطلاعات در اینترنت

برای دانلود اینجا کلیک کنید



منابع و مآخذ

www.cnn.com/2013/01/15/tech/web/aaron-swartz-internet/index.html

www.aaronsw.com/

en.wikipedia.org/wiki/Aaron_Swartz

www.nytimes.com/2013/01/13/technology/aaron-swartz-internet-activist-dies-at-26.html?_r=0

abcnews.go.com/Technology/aaron-swartz-death-fuels-mit-probe-white-house/story?id=18210596

www.newyorker.com/online/blogs/newsdesk/2013/01/everyone-interesting-is-a-felon.html

www.huffingtonpost.com/2013/01/15/aaron-swartz-father-says-killed-by-government_n_2482646.html

news.cnet.com/8301-13578_3-57564212-38/prosecutor-in-aaron-swartz-hacking-case-comes-under-fire/

techcrunch.com/2013/01/14/the-aaron-swartz-hacking-case-has-been-dismissed-by-the-us-district-court/

www.salon.com/2013/01/16/federal_justice_and_aaron_swartzs_death/

www.businessinsider.com/aaron-swartzs-father-says-his-son-was-killed-by-the-government-2013-1

مامور ویژه اف بی آی در تور اطلاعاتی ایران + عکس



مردمان سرزمین سلمان را دیگر از راه نظامی نمی توان زمین گیر کرد، و باید با طراحی نقشه های جدید راه دیگری را برای دشمنی با این ملت برگزید.
" صراط " - همگان بیاد دارند در دوران جنگ تحمیلی رزمندگان سپاه اسلام با دست خالی چگونه رژیم بعث که عصاره قدرت تمام مستکبران عالم بود را زمین گیر کرد، حالا سالهاست که از آن روزگاران می گذرد اگر در دهه شصت کشورهای جهان از فروش سیم خاردار به ایران در هراس بودند، در شرایط امروز ایران شاهد هستند که ماهواره های ایران هر از چندگاهی یکی پس از دیگری سوار بر ماهواره برهای تماما بومی می شود و راهی فضا می گردد.

هنوز از بهت اخبار پیشرفت های  فضایی کشورمان خارج نشده، خبر ساخت نسل جدید موشک های دور و نزدیک برد ایران همچون تیر قناسه بر مغزشان می نشیند.
آری امروز مشکل آنها تنها ماهواره بر امید ، و موشک های سجیل ، فاتح و... نیست ، بلکه آنها از ایمان و علم جوانان این سرزمین در هراس اند؛ که به شهادت رساندن دانشمندانی چون احمدی روشن ، داریوش رضایی نژاد و شهریاری سندی دال بر همین موضوع است.

وقتی مدتی قبل خبر کنترل و به غنیمت کردن اولین پهباد آمریکایی بر روی رسانه ها رفت، شاید دیگر بر دشمنان این سرزمین تردیدی باقی نماند که مردمان سرزمین سلمان را دیگر از راه نظامی نمی توان زمین گیر کرد، و باید با طراحی نقشه های جدید راه دیگری را برای دشمنی با این ملت برگزینیم.

در همین رابطه در روزهای اخیر خبرگزاری آسوشیتد پرس در گزارشی مدعی شد: یکی از ماموران ویژه اف بی آی که در سال 2007 برای جاسوسی و ماموریت های امنیتی به ایران آمده بود ناپدید شده است.
در ادامه این گزارش از قول مقامات آمریکایی آورده شده که به احتمال زیاد لوینسون در اختیار ایران یا گروه‌های وابسته به جمهوری اسلامی باشد.

خانواده رابرت لوینسون در این باره گفته اند: وی یکی از ماموران ویژه اف‌بی‌آی بوده، که برای یک ماموریت کاری به خلیج فارس و نهایتا جزیره کیش سفر کرده بود، در سال ۲۰۰۷ ربوده شد. خانواده لوینسون به خاطر بیماری قند او، مطمئن نبودند که این مامور سابق زنده مانده باشد، تا اینکه در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، عکس‌ها و ویدئوهایی که از او گرفته شده بود از طریق افرادی «ناشناس» به دست‌شان رسید.
در عکس‌هایی که اینک از لوینسون منتشر شده، او لباس نارنجی زندانیان را به تن دارد، درست مثل زندانیان «گوانتانامو» و کاغدهایی که در آن خواستار کمک شده را در دست دارد. بر روی یکی از کاغذها هم نوشته شده: «این نتیجه ۳۰ سال خدمت به آمریکا است».
دیگر با شنیدن این دست اخبار، بدون رد یا تایید صحت آن بخوبی می توان ترس را در وجود مقامات آمریکایی و غربی ملاحضه کرد چرا که آنها دیگر به قدرت امنیتی ، نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایمان آورده اند و بخوبی می دانند که برای حل مشکلات منطقه بدون در نظر داشتن جایگاه و موقعیت ایران هیچگونه معادله ای به نتیجه نمی رسد و باید از این پس حضور کشور قدرتمند جمهوری اسلامی ایران را بعنوان یک قطب موثر به رسمیت بشناسند.

پیدا و پنهان زندگی اولین رئیس مخوف ترین سازمان پلیسی دنیا + تصاویر


از زندگی قوی‌ترین مرد حکومت آمریکا در دهه‌ها 50 الی 70 چه می‌دانید؟ چگونه یک فراماسونر همجنسباز زمام امور قدرتمندترین سازمان پلیسی دنیا را به دست می‌گیرد؟ رئیس‌جمهوران آمریکا که ظاهرا قدرتمندترین افراد روی کره خاکی هستند چگونه از برکناری یکی از زیردستان خود عاجز بودند؟ با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.

گروه گزارش‌های ویژه مشرق ؛ زمانی که اداره آگاهی ایالات متحده در سال 1908 تشکیل شد یکی از بخش‌های فرعی یک سازمان نسبتا کوچک بود که زیر نظر مستقیم دادستان کل اداره می‌گشت. (اسم این سازمان در سال 1935 به اداره آگاهی فدرال (FBI) تغییر یافت) شش سال بعد اداره آگاهی فدرال یا پلیس فدرال با برخورداری از مدیری بسیار قدرتمند توانسته بود گستره حضور خود را به تمام نقاط کشور افزایش دهد.

جی ادگار هوور (J. Edgar Hoover)، رئیس این اداره در دوران حکمرانی بلامنازع و 50 ساله خود بر این سازمان یک برنامه پنهانی برای شکار تمام کسانی را آغاز نمود که دیدگاه‌هایی متفاوت با عقاید رایج و مسلط داشتند.


وی به بهانه ایجاد نظم به تعقیب فعالیت سیاه‌پوست و مدافعین حقوق مدنی پرداخت و به منظور مبارزه با شیوع کمونیسم با هر اندیشه‌ای که سعی در انتقاد از سرمایه‌داری داشت به شدت برخورد کرد. در طول 50 سال حکومت وی هیچ رئیس‌جمهوری یارای مقابله با وی را نداشت زیرا دستگاه‌ جاسوسی داخلی وی به اندازه کافی از تمام آنها اطلاعات جمع کرده بود تا وی بتواند در زمان لازم به باجگیری از هر سیاستمدار آمریکایی بپردازد. در گزارش حاضر به بررسی برخی از زوایای پنهان زندگی و کار جی ادگار هوور، اولین و قدرتمندترین رئیس تاریخ پلیس فدرال آمریکا خواهیم پرداخت.

جی ادگار هوور، رئیس تقریبا مادام‌العمر پلیس فدرال آمریکا در دفتر کارش در واشنگتن


زندگی، تحصیلات و ریاست اداره آگاهی فدرال (FBI)

ادگار هوور در روز اول سال 1895 در شهر واشنگتن دیده به جهان گشود. مادر وی یک آلمانی-سوئیس وپدر وی نیز یک انگلیسی-آلمانی بود. نکته جالب توجه اینجاست که هوور تا سال 1938 یعنی زمانی که 43 ساله بود، دارای گواهی تولد نبود.[1]

وی در سال 1916 مدرک کارشناسی حقوق را از دانشکده حقوق دانشگاه جرج واشنگتن دریافت نمود. هور در سال 1917 مدرک کارشناسی خود را در همان رشته و دانشگاه اخذ نمود.[2] هوور تمام عمر خود را در واشنگتن زندگی نمود.

جی ادگار هورر در سال 1927

او در سال ۱۹۲۴ به مقام ریاست "ادارهٔ آگاهی" که یک ادارهٔ دولتی زیر نظر وزارت دادگاستری بود منصوب گشت، او این اداره را که بعداً در ۱۹۳۵ به پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی)تغییر نام داد ظرف مدت نسبتاً کمی به یک سازمان بسیار قدرتمند تبدیل کرد که در حوزهٔ جاسوسی و اطلاعات نیز فعال بود، هوور همچنین اف‌بی‌آی را در طول جنگ سرد به‌عنوان یک ارگان ضدکمونیستی به کار انداخت، او تا پایان عمرش (۱۹۷۲) یعنی به‌مدت ۴۸ سال ریاست اف‌بی‌آی را به عهده داشت.

ادگار هوور در سال 1961


برنامه ضد اطلاعات و شروع جاسوسی از چهره‌هاو فعالین سیاسی آمریکایی

در سال 1956، ادگار هوور از تصمیمات دیوان عالی آمریکا که توانایی وزارت دادگستری برای تعقیب افراد به علت نظرات سیاسی‌شان را محدود می‌ساخت، بسیار عصبانی و ناراحت گشته بود. وی در این زمان دستور طرح و اجرای برنامه "ضد اطلاعات" (COINTELPRO) را به بهانه مبارزه با تروریسم صادر نمود.[3]

برنامه COINTELPRO در FBI اولین برنامه دولت آمریکا برای جاسوسی داخلی بود

این برنامه تا سال 1971 و به صورت سری به کار خود ادامه داد، تا اینکه با سرقت مقدار انبوهی از اسناد جمع‌آوری شده در پنسیلوانیا و افشای آنها ادگار هوور و اداره آگاهی فدرال تحت انتقاد شدید قرار گرفتند. برنامه ضد اطلاعات در ابتدا برای اخلال در فعالیت حزب کمونیست بوجود آمد اما هوور بعدها از این برنامه برای کسب اطلاعات در مورد طیف وسیعی از افراد، از مظنونین به جاسوسی گرفته تا چهره‌های مشهور فرهنگی و علمی استفاده نمود. در میان این افراد با نام‌هایی چون چارلی چاپلین، آلبرت انیشتن، مارتین لوتر کینگ، جان لنون و بسیاری دیگر مواجه می‌شویم.[4] بنا بر گزارش‌ها هوور بارها سعی نمود موجبات اخراج آلبرت انیشتن را از آمریکا به بهانه کمونیست بودن وی فراهم آورد. برخی محققین بر این باورند که روش‌های بکار رفته در برنامه ضداطلاعات شامل اقدامات خشونت‌آمیز و قتل نیز بودند.[5]

آلبرت انیشتن، چارلی چاپلین و مارتین لوتر کینگ جزو بسیار کسانی بودند که اف‌بی‌آی آنها را تحت نظر داشت

در حقیقت هوور سعی داشت اسنادی علیه تمام چهره‌های شناخته شده آمریکا چه سیاسی و چه غیرسیاسی جمع‌آوری نماید


پوشه‌های سری هوور و باجگیری از دولت و کنگره آمریکا

هوور با استفاده از شبکه گسترده جاسوسین و مأمورینی که در اختیار داشت توانست مقادیر زیادی اطلاعات خصوصی و احتمالا شرم‌آور در مورد بسیاری از افراد قدرتمند بالاخص سیاستمداران کسب نماید. اگرچه گفته می‌شود که هری ترومن،‌جان اف کندی و لیندون جانسون خواهان برکناری هوور بودند اما ظاهرا دسترسی هوور به اطلاعات بسیار حساس در مورد این افراد اجازه این کار را به آنها نمی‌داد.

اگرچه ترومن، کندی و جانسون خواهان برکناری هوور بودند اما قدرت چنین کاری را نداشتند

وی همچنین احتمالا به دلیل اطلاعاتی که در مورد سیاستمداران جمع‌آوری کرده بود از نفوذ و پشتیبانی زیادی در کنگره برخوردار بود. هوور توانست تا زمان مرگش در سال 1972 به عنوان رئیس اداره آگاهی فدرال باقی ماند. وی در زمان ریاست خود کار با هشت رئیس‌جمهوری را تجربه نمود.[6] البته اگرچه بسیاری از این رؤسای جمهور از قدرت بی‌حد و حصر هوور واهمه داشتند اما وی بسیاری اوقات به آنها کمک می‌کرد تا به اطلاعات حساس در مورد رقبای خود دست یابند و یا اینکه از افشای رسوایی‌های آنها جلوگیری می‌کرد.


نژادپرستی که سیاه پوستان را فاقد صلاحیت اداری می‌دانست

در 27 ژانویه 1988، مروین دیمالی (MervynDymally)، رئیس وقت مجمع سیاه‌پوستان کنگره، شهادتنامه هرش فرایدمن (Hirsch Friedman)، مأمور ویژه سابق اف‌بی‌آی را در کنگره ارائه نمود. وی در این شهادتنامه در مورد یکی از برنامه‌های کنگره به نام "عملیات فرومنشن" (Operation Fruehmenschen) [در آلمانی به معنای "انسان اولیه"] را افشاگری نمود: "هدف از این برنامه تحقیق و نظارت مستمر و بدون دلیل بر مقامات برجسته سیاه‌پوست انتخابی و انتصابی در سراسر آمریکا بود. من طی مکالماتی که با دیگر مأمورین پلیس فدرال داشتم بدین نتیجه رسیدم که دلیل اصلی اجرای برنامه فرومنشن این است که پلیس فدرال معتقد می‌باشد مقامات سیاه‌پوست از نظر روانی و اجتماعی دارای توانایی کافی برای اداره سازمان‌های بزرگ دولتی نیستند."

در حالیکه سیاه‌پوستان آمریکا در صدد دستیابی به حقوق انسانی خود بودند، هوور به بهانه عدم کفایت روانی و اجتماعی آنها برای اداره سازمان‌های دولتی تصمیم به جاسوسی از ایشان گرفت

در 22 ژوئن همان ماه، ایرا مورفی (Ira Murphy)، قاضی و قانونگذار سابق تنسی که تحقیقات گسترده‌ای را در مورد این عملیات انجام داده بود، طی جلسه استماع حزب دموکرات با ادای شهادت در مورد عملیات فرومنشن گفت که وی و دیگران معتقدند عملیات "تحت هدایت ریچارد نیکسون و ادگار هوور آغاز شده و تا این زمان ادامه دارد." قاضی مورفی اعلام داشت برخی از اسناد فرومنشن نشان می دهند که بیش از 300 مقام سیاه‌پوست و اقلیت تحت نظر پلیس فدرال و وزارت دادگسترس قرار داشتند. در زمان مرگ هوور در سال 1971 تنها کمتر از 1 درصد کارکنان پلیس فدرال را سیاهپوستان تشکیل می‌دادند.[7]

اوریلی، تاریخ‌نگار و متخصص رویدادهای پلیس فدرال آمریکا معتقد است که هوور همیشه یک نژادپرست بوده

کنت اوریلی (Kenneth O'Reilly)،‌محقق آمریکایی و متخصص امور پلیس فدرال، در مورد گرایشات نژادپرستانه هوور می‌نویسد،‌"جی ادگار هوور همیشه یک نژادپرست بوده است." جامعه‌ای که وی در آن متولد شده و رشد یافت جایی بود که در آن برتری سفیدپوست‌ها یک امر بدیهی محسوب می‌شد.[8] هوور این عقاید را در سراسر زندگی خود به همراه داشت و صرفا زمانی که از نظر سیاسی به نفعش بود خود را با محیط جدید تطبیق داد. بنابراین، زمانی که در اوج جنبش حقوق مدنی، ایستار و نگرش آمریکایی‌ها شروع به تغییر نمود، هوور اعلام کرد که زیر نظر نگه داشتن فعالیت حقوق مدنی سیاهپوستان و اذیت و آزار آنها بخشی از برنامه‌های پلیس فدرال برای شکار "کمونیست‌ها" است.


هوور: مارتین لوتر کینگ باید خودکشی کند!

هوور به خاطر کینه‌جویی عمیق شهرتی به هم زده بود. وی بالاخص به علت خوی نژادپرستانه خود از مارتین لوتر کینگ، رهبر جنبش حقوق مدنی سیاه‌پوستان، نفرت شدیدی به دل گرفته بود. هوور از لوتر کینگ به عنوان "خطرناک‌ترین سیاه در تاریخ این ملت" یاد می‌کرد. هوور از برنامه COINTELPROاستفاده برد تا کینگ را به صورت بیست و چهار ساعته تحت نظر بگیرد به این امید که مدرکی دال بر تمایل وی به کمونیست و یا انحرافات جنسی بیابد. پس از اینکه مدتی مکالمات کینگ به صورت غیرقانونی تحت استراق سمع قرار گرفت، هوور متقاعد شد که به مدارکی دال بر خیانت کینگ به همسر خود دست یافته است.

پلیس فدرال آمریکا به صورت غیرقانونی کینگ، رهبر جنبش مدنی سیاه‌پوستان را تحت نظر داشته و وی را برای خودکشی تحت فشار قرار داد

وی سعی کرد گزارشگران را متقاعد نماید که این مسأله را در حوزه رسانه‌ای مطرح نمایند اما اسناد و مدارک وی چنان مبهم و غیرقابل اتکاء بودند که هیچ رسانه‌ای حاضر به انجام این کار نشد. هوور در نهایت نوار ضبط شده را به دفتر مارتین لوتر کینگ فرستاده و از وی خواست که به منظور جلوگیری از افشای مکالمات دست به خودکشی بزند![9]

سینتیا مک‌کینی (Cynthia McKinney)، ازنمایندگان مجلس نمایندگان آمریکا، معتقد است که حتی ترور کینگ نیز ادامه برنامه "ضد اطلاعات"بود تا بدین ترتیب وی را با یک رهبر سیاهپوست دستنشانده و مطیع جایگزین نمایند.[10]

مک‌کینی،‌ نماینده مجلس نمایندگان آمریکا: مارتین لوتر کینگ با همدستی پلیس فدرال ترور شد


هوور، ‌استاد اعظم فراماسونری

هوور یکی از فراماسون‌های فعال و برجسته بود. وی در 9 نوامبر 1920 و زمانی که هنوز 26 سال بیشتر نداشت در لژ شماره 1 فدرال در واشنگتن به درجه استادی نائل گشت. وی در طول 52 سال که به عنوان یک ماسون فعالیت نمود مدال‌ها،‌جوایز و عناوین زیادی را کسب نمود. در نهایت وی به عنوان بازرس کل افتخاری درجه سی و سوم در "حوزه جنوبی آیین اسکاتلندی" (Southern Scottish Rite Jurisdiction) انتخاب گردید. وی همچنین صلیب بزرگ افتخار که بزرگترین نشان "آیین اسکاتلندی" [یکی از فرقه‌های ماسونی معروف آمریکا] را کسب نمود.[11] هم‌‌اکنون در "خانه معبد" [معبد متعلق به آیین اسکاتلندی] اتاقی به نام هوور وجود دارد که انباشته از اشیای شخصی به جای مانده از وی است.

ادگار هوور بیش از 52 سال به عنوان استاد فراماسونر فعالیت نمود


آیا اولین رئیس اف‌بی‌آی یک همجنسباز بود؟

در دهه 1940 اخباری منتشر گشتند مبنی بر اینکه ادگار هوور تمایلات همجنسبازانه دارد. جان استیوارت کاکس (John Stuart Cox) و ایتان جی. تئوهاریس (and Athan G. Theoharis) معتقد بودند کلاید تولسون (Clyde Tolson) که از مدیران اف‌بی‌آی که پس از مرگ هوور وارث وی نیز شد، با وی روابط جنسی داشت.[12]

هوور در کنار کلاید تولسون، فردی که گفته می‌شود شریک جنسی هوور بود

هوور هر کسی را که در مورد زندگی جنسی وی سخنی می‌راند، تحت تعقیب قرار داده و تهدید می‌کرد. بنا بر گزارش‌ها وی برای جلوگیری از پخش اخبار مرتبط با انحرافات جنسی خودش شروع به جمع‌آوری اطلاعات جنسی در مورد دیگر سیاستمداران نمود تا در صورت لزوم جامعه حکومتی آمریکا را وادار به سکوت نماید. پرونده‌های محرمانه وی برای مثال حاوی اطلاعاتی در مورد رفیقه‌های همجنس باز الینور روزولت، همسر رئیس‌جمهور فرانکلین روزولت و نیز زندگی جنسی جان اف کندی بودند.

آنتونی سامرز (Anthony Summers)، روزنامه نگاری آمریکایی در کتابی با عنوان "زندگی سری جی. ادگار هوور" که در سال 1993 منتشر شد به گزارشاتی اشاره می‌کند که بر مبنای آنها هوور در دهه 1950 و در میهمانی‌های همجنسبازان با لباس زنانه حضور می‌یافت.[13]


چرا ادگار هوور هیچگاه به صورت جدی به تعقیب مافیا نپرداخت؟

در دهه 1950، انتشار مدارکی که نشان از عدم تمایل هوور برای اختصاص منابع اف‌بی‌آی به منظور تعقیب گروه‌های جنایتکار سازمان یافته بود باعث گشت تا رسانه‌ها شروع به انتقاد از وی و همکاران‌اش بنمایند.[14] وی ظاهرا هیچ اعتقادی به وجود جنایت سازمان یافته در آمریکا نداشت.

اما در مورد دلایل این امر دو نظریه مطرح شده است:

1. هوور اعتقاد داشت که مافیا مسأله‌ای محلی است و بنابراین ترجیح می‌داد به جای تخصیص منابع اداره آگاهی فدرال به مبارزه با جرائم سازمان یافته به تعقیب افرادی بپردازد که در نظر وی در صدد ترویج کمونیسم در آمریکا بودند. به نظر هوور تعقیب این مجرمین ارزش چندانی برای وی نداشت.

2. همانگونه که گفته شد هوور دچار انحارافات جنسی بود. وی دوست داشت که لباس زنانه به تن کرده و با مردان رابطه داشته باشد. برخی محققین بر این باورند که گروه‌های جنایتکار سازمان یافته آمریکایی از این امر آگاهی داشته و از آن برای باجگیری از هوور استفاده می‌کردند. این امر توضیح می‌دهد که چرا هوور به طور مداوم با کندی، دادستان کل کشور، که در صدد تعقیب مافیا بود، درگیری داشت.[15]

3. عده دیگری از متخصصین اعتقاد دارند که هوور خود مهره مافیا بود و تشکیلات اف بی ای در حقیقت برای حفاظت و حراست از کلان مافیاها در آمریکا تاسیس شد.

آیا استاد اخاذی و باجگیری خود طعمه مافیا شده بود؟



[1]american_almanac.tripod.com/hoover.htm

[2]gwtoday.gwu.edu/people/jedgarhooversgwyears

[3]Cox, John Stuart and Theoharis, Athan G. (1988). The Boss: J. Edgar Hoover and the Great American Inquisition. Temple University Press.p. 312.ISBN 0-87722-532-X.

[4]Kessler, Ronald (2002). The Bureau: The Secret History of the FBI. St. Martin's Paperbacks.pp. 107, 174, 184, 215.ISBN 0-312-98977-6.

[6]http://en.wikipedia.org/wiki/J._Edgar_Hoover

[7]http://american_almanac.tripod.com/hoover.htm

[8]http://www.kooriweb.org/foley/essays/essay_14.html

[9]http://www.biography.com/people/j-edgar-hoover-9343398?page=2

[10]http://www.counterpunch.org/2002/09/18/goodbye-to-all-that/

[11] http://www.srmason-sj.org/council/journal/5-may/deloach.htm

[12] Cox, John Stuart and Theoharis, Athan G (1988). The Boss: J. Edgar Hoover and the Great American Inquisition. Temple University Press. p. 108. ISBN 0-87722-532-X.

[13] Summers, Anthony (1993). Official and Confidential: The Secret Life of J Edgar Hoover. Pocket Books. ISBN 0-671-88087-X.

[14] http://en.wikipedia.org/wiki/J._Edgar_Hoover#Response_to_Mafia_and_civil_rights_groups

[15] http://boards.straightdope.com/sdmb/showthread.php?t=592633

FBI برادرم را زیر شکنجه کشت/ انفجار اوکلاهاما نتیجه عملیات FBI بود

حقوقدان آمریکایی:
FBI برادرم را زیر شکنجه کشت/ انفجار اوکلاهاما نتیجه عملیات FBI بود

یک حقوقدان آمریکایی در مصاحبه با بخش رادیویی آنتی وار حقایقی را در مورد پرونده برادرش افشا کرد که به اشتباه از سوی اف بی آی به اتهام دست داشتن در بمب گذاری اوکلاهاما دستگیر شد و زیر شکنجه جان سپرد.

بمب‌گذاری شهر «اوکلاهما» که در تاریخ 19 آوریل سال 1995 در مقابل ساختمان فدرال موری در شهر اوکلاهاما به وقوع پیوست، تا زمان حادثه 11 سپتامبر 2011 مخرّب‌ترین حادثه تروریستی آمریکا بود که در آن 168 نفر (که از میان آنها 19 نفرشان کودک زیر 6 سال بودند) کشته و 680 نفر زخمی شدند.

طبق برآوردهای رسمی این بمب‌گذاری حداقل خسارتی معادل با 652 میلیون دلار به اقتصاد آمریکا تحمیل کرد.

با این وجود، خسارت‌های اقتصادی تنها ضربه‌ای نبود که در جریان این حادثه به آمریکا و مردم این کشور وارد آمد، چرا که دولت این کشور اشتباهات زیادی نیز در جریان پیگیری‌های قضایی این پرونده، که بزرگترین پرونده جنایی این کشور نام گرفت مرتکب شد؛ از جمله این اشتباهات دستگیری اشتباه فردی به نام «کنت ترنتادو» بود که زیر شکنجه‌های اف‌بی‌آی جان باخت.

مورد «کنت ترنتادو» یکی از صدها مورد اشتباه پلیس «اف‌بی‌آی» آمریکا بود که تنها به خاطر اینکه برادرش وکیل دادگاه بود و قتل برادرش را پیگیری کرد، افشا شد.

پیگیری‌های این حقوقدان آمریکایی، آقای «جسی ترنتادو»، باعث شد پرونده «کنت ترنتادو» به موضوعی فراگیر تبدیل شود و حتی کتابی در این مورد در آمریکا چاپ شود.

با این وجود، خسارت‌های اقتصادی تنها ضربه‌ای نبود که در جریان این حادثه به آمریکا و مردم این کشور وارد آمد، چرا که دولت این کشور اشتباهات زیادی نیز در جریان پیگیری‌های قضایی این پرونده، که بزرگترین پرونده جنایی این کشور نام گرفت مرتکب شد؛ از جمله این اشتباهات دستگیری اشتباه فردی به نام «کنت ترنتادو» بود که زیر شکنجه‌های اف‌بی‌آی جان باخت.

مورد «کنت ترنتادو» یکی از صدها مورد اشتباه پلیس «اف‌بی‌آی» آمریکا بود که تنها به خاطر اینکه برادرش وکیل دادگاه بود و قتل برادرش را پیگیری کرد، افشا شد.

پیگیری‌های این حقوقدان آمریکایی، آقای «جسی ترنتادو»، باعث شد پرونده «کنت ترنتادو» به موضوعی فراگیر تبدیل شود و حتی کتابی در این مورد در آمریکا چاپ شود.

در نتیجه این تحقیقات معلوم شد اف‌بی‌آی برادر ترنتادو را با فردی دیگر اشتباه گرفته بود.

این کتاب که عنوان آن “حادثه شهر اوکلاهما: آنچه در تحقیقات جا افتاد و چرا این موضوع همچنان مهم است”، این حادثه و جوانب آن را مورد بررسی قرار می‌دهد.

این کتاب به موضوع گم شدن مشکوک فیلمهای گرفته شده توسط دوربین های مدار بسته از ساختمانی که مورد حمله واقع شد اشاره می‌کند.

نویسندگان همچنین در این کتاب به تلاش ماموران اف بی آی برای فروش غیرقانونی فیملهای به ظاهر مفقود شده اشاره کرده و از برنامه سرّی سازمان اف بی آی برای تحریک نژاد پرستان سفید پوست به انجام عملیات تروریستی خبر می‌دهند و در مورد اینکه اصولا چرا کنگره آمریکا در باره انفجار اوکلاهما که تا آن زمان بزرگترین حمله تروریستی تاریخ آن کشور بود، جلسه استماع برگزار نکرد، توضیح می‌دهند.

«جسی ترنتادو» در باره قتل برادرش و توطئه برای مخفی کاری دستگاه قضائی آمریکا در این باره مصاحبه ای با رادیو آنتی وار انجام داده است.

ترنتادو در این مصاحبه فاش کرد که انفجار 17 سال قبل در شهر اوکلاهما نتیجه عملیات مخفی سازمان اف بی آی برای تحریک سفید پوستان نژاد پرست بود تا آنها را به دام بیندازد. وی همچنین اف بی آی را متهم می کند که برادرش را که به اشتباه به اتهام دست داشتن در آن انفجار دستگیر شده بود، در زندان فدرال زیر شکنجه کشته و تلاش کرده است جنازه وی را بسوزاند.

در زیر متن مصاحبه این حقوقدان آمریکایی با رادیو آنتی وار آورده شده است:

مجری:

میهمان امروز ما جسی ترنتادو است که حقوقدانی اهل یوتا است. پلیس فدرال در تابستان سال 1995، برادر او را در سلولش در اوکلاهما سیتی به قتل رساند. به نظر می رسد ماموران که او را با فرد دیگری اشتباه گرفته بودند، در تلاش برای گرفتن اعتراف، وی را زیر شکنجه کشتند. آنها بعد تلاش کردند وانمود کنند که برادر جسی در زندان خودکشی کرده است، اما از آنجا که جسی وکیل و حقوقدان است، فهمید که این موضوع واقعیت ندارد و می دانست چه کار کند که ماموران نتوانند به این سادگی ها با جنایتی که کرده اند از تعقیب در امان بمانند. جسی اجازه نداد که ماموران جسد برادرش را بسوزانند. او جسد برادرش را از چنگ آنان در آورد و به هر جائی که ممکن بود شکایت برد.

اکنون سالها است که او بر سر همین موضوع با دولت فدرال آمریکا درگیر است. او بالاخره به این نتیجه رسید که ماجرای قتل برادرش که به اتهامات دروغین دستگیر شده بود، در میان ماجرای واقعی بمب گذاری در شهر اوکلاهما لاپوشانی شده است. او معتقد است به احتمال 99 درصد، برادر جسی را با فرد دیگری به نام ریچارد گاتری اشتباه گرفته بودند. که اگر او را دستگیر کرده بودند حتما وی را هم به عنوان همدست عامل آن حمله یعنی تیموتی مک وی (که بعدها اعدام شد) جا می زدند.

… جسی به برنامه ما خوش آمدی. ما می دانیم که تو درحال کشمکش با دولت فدرال بر سر مرگ برادرت هستی و اینکه توانستی با دشواری فراوان کاری کنی که قضات به تو اجازه بدهند تا قسمتی از فیلمهای ضبط شده توسط دوربین های امنیتی ساختمانهای نزدیک به ساختمان مورد حمله را ببینی و هم اینکه می دانیم آن قسمت از فیلم که نشان می دهد واقعا چه کسی به همراه عامل بمب گذاری از خودرو بمب گذاری شده پیاده می شود، پاک شده است. حالا لطفا در مورد وضعیت آخرین جلسه دادگاهی که در مورد این پرونده داشتی برایمان بگو.

جسی ترنتادو:

بله، همانطور که می دانید من از اف بی آی شکایت کردم و در خواست کردم که آنها نسخه ای از فیلمهای ضبط شده توسط دوربین های حفاظتی ساختمانهای نزدیک محل انفجار و هم از فیلمهای گرفته شده توسط دوربین های خود ساختمان مورد حمله تهیه کنند. بعد از شکایت من، اف بی آی نسخه ای از فیلمهای دوربین های ساختمانهای اطراف محل انفجار به دادگاه ارائه کرد. اما قسمت های مختلف از فیلمهای گرفته شده بین ساعت 8 و 45 دقیقه صبح تا 9 و 2 دقیقه صبح که بمب منفجر شد، پاک شده است. در واقع در این فیلمها می توان دید که هر بار کامیونت حامل بمب برای تردد دراطراف ساختمان مورد حمله به دوربین های حفاظتی نزدیک می شود، فیلم سفید می شود. توضیح اف بی آی در مورد علت این پاک شدگی ها هم این است که چون فیلم تمام 24 دوربین موجود در محل انفجار و اطراف آنرا سر هم کرده اند، این اتفاق افتاده است. اما حالا دعوای بزرگ بر سر فیلمهائی است که دوربین های خود ساختمان مورد حمله ضبط کرده اند. اف بی آی مدعی است که آن فیلم ها را گم کرده اند و مامورانش نمی توانند آنها را پیدا کند. انفجار اوکلاهما سیتی در آن زمان بزرگترین قتل عام تروریستی در تاریخ آمریکا که در خاک این کشور روی داده بود. در گزارشات رسمی اف بی آی در خصوص این حمله آمده بود که فیلم های گرفته شده توسط دوربین های حفاظتی ساختمان محل انفجار نشان می دهد که متهمان چگونه بمب را به محل انفجار منتقل می کنند. در آن گزارشات همچنین آمده است که فیلمهای گرفته شده نشان می دهد دقیقا سه دقیقه و شش ثانیه بعد از آنکه مظنونان از خودرو حامل بمب خارج شدند، بمب منفجر شد. اگر کسی چنین فیلمی می داشت حتما از آن در جریان محاکمه تیموتی مک وی، که عامل بمب گذاری معرفی شد، به عنوان مدرک اصلی علیه وی استفاده می شد اما در دادگاه هرگز چنین فیلمی نمایش داده نشد. ماموران اف بی آی هم به قاضی پرونده گفتند که چنین فیلم وجود داشته اما آنرا گم کرده اند و هر چه می گردند، پیدایش نمی کنند.

س: یادم می آید سالها قبل یکی از خبرنگاران روزنامه لس آنجلس تایمز در مصاحبه با کانال 4 تلویزیون ان بی سی گفت که بخشهائی از آن فیلمهای مفقود شده را دیده و در آنها مشاهده کرده است که مک وی وهمدستش از خودرو بمب گذاری شده پیاده شدند، بعد همدستش در پشتی کامیونت را باز کرد و احتمالا بعد از فعال کردن فیوز و تایمر بمب هر دو آنها از آنجا دور شدند. پس این نشان می دهد که اف بی آی دارد دروغ می گوید و این فیلم ها گم نشده اند.

ج: تجربه به من نشان داده که اف بی آی، حتی زمانی هم که واقعیت به نفعش باشد، باز دروغ می گوید.

س: آیا وجود این مدارک معتبر را که نشان می دهد افرادی فیملهائی را دیده اند که اف بی آی ادعا می کند گم شده، به قاضی پرونده گوشزد کرده اید؟

ج: به این موضوع خواهیم پرداخت، اما ابتدا اجازه دهید این نکته جالب را بگویم که من اخیرا فهمیده ام نمایندگان رسانه ها چطور این فیلمها را دیده اند. و آن اینکه دو مامور اف بی آی تلاش کرده بودند نسخه ای از فیلم های به اصطلاح مفقود شده را به قیمت 800 هزار دلار به رسانه های کشور بفروشند. آنها قبل از فروش حتی نسخه کوتاه شده ای از آن را هم به خریداران احتمالی نشان داده بودند. آن دو قبل از فروش خود فیلمها دستگیر شدند. اما تا جائی که می دانم به هر حال خبرنگاران روزنامه لس آنجلس تایمز آن فیلم ها را تماشا کرده بودند. اما بعد فیلمها مفقود می شوند.

س: لطفا توضیح بدهید که به نظر شما چرا اف بی آی برادرتان را کشت؟

ج: اکنون 17 سال است که من درگیر این دعوا هستم. اما شش ماه بعد از مرگ برادرم، یک نفر ناشناس با من تماس گرفت. در آن زمان هنوز سیستم شناسائی نمایش و ثبت شماره تلفن تماس گیرنده راه نیفتاده بود. او به من گفت بهتر است بدانی که برادرت در جریان یک بازجوئی که از کنترل خارج شد، توسط اف بی آی به قتل رسید.

او به من گفت برادرت را به ظن عضویت در یک گروه دستگیر کردند که برای تامین مالی عملیات ضد دولتی از بانکها سرقت می کند. من ابتدا به این تماس تلفنی اهمیتی ندادم و تصور کردم که تلفن کننده قصد شوخی و مزاحمت داشته است. اما در ماه ژوئن یا ژوئیه سال 1996 بود که در روزنامه لس آنجلس تایمز مقاله ای در مورد فردی به نام ریچارد گاتلی، همدست تیموتی مک وی یعنی عامل بمب گذاری اوکلاهما سیتی خواندم. عکسی از او چاپ کرده و نوشته بودند جسد بی جان او را که در زندان فدرال بود، در حالی که در سلول زندان خودش را حلق آویز کرده بود یافته اند، آن هم درست یک روز قبل از آنکه قرار بود وی با روزنامه لس آنجلس تایمز مصاحبه افشاگرانه ای در باره بمب گذاری اوکلاهما سیتی کند.

باز توجهی به موضوع نکردم اما چند سال بعد، اندکی قبل از آنکه تیموتی مک وی، عامل آن بمب گذاری اعدام شود، پیامی از وی دریافت کردم مبنی بر اینکه: وقتی عکس برادرت را دیدم فهمیدم که او را با ریچارد لی گاتلی اشتباه گرفته و وی را در زندان کشته اند.

بعد از آن بود که یکی از نویسندگان محقق و روزنامه نگاران نشریه فارن پالسی به نام جان برگر به من اطلاع داد که در زمان مرگ برادرم برنامه مخفی گسترده ای برای شکار نژاد پرستان سفید پوست توسط اف بی آی در جریان بوده است و اینکه آنها در واقع به دنبال فردی به نام جاندو شماره 2 می گشته اند که فکر می کردند در آن زمان به کانادا و یا مکزیک رفته، مشخصاتی که سازمان اف بی آی از آن مظنون داشت و همچنین مدل و رنگ خودروئی که می گفتند سوار است و حتی خالکوبی روی بازوی چپ او عینا با مشخصات برادر من همخوانی داشت.

اینجا بود که دیگر برایم مسلم شد که برادرم را اف بی آی به قتل رسانده است. دیگر شک نداشتم که ماموران تصور می کرده اند که برادر من همان متهم موسوم به جاندو شماره 2 است. من می دانستم مشخصاتی که اف بی آی در مورد هویت جاندو شماره 2 داشت متعدد و مختلف بوده که تنها یک دسته از آن مشخصات، شبیه مشخصات برادر من بود.

من برای جان برگر احترام زیادی قائلم، او روزنامه نگاری تحقیقی است که هرگز حرفی را بدون داشتن مدرک نمی زند. او مدارکی دارد که نشان می دهد اف بی آی برنامه ای تحت عنوان عملیات PATCON برای نفوذ در گروههای نژاد پرستی سفید پوستان داشت تا بدین وسیله آنها را به انجام اقدامات خشونت آمیز وادار کند تا برای دستگیریشان بهانه داشته باشد. پس معلوم می شود که انفجار اوکلاهما سیتی نتیجه عملیات PATCON توسط اف بی آی بود. فرد دیگری هم وجود این برنامه را برای من تائید کرد خود قبلا از ماموران مخفی ای بود که به مدت 10 سال در اف بی آی برای اجرای آن عملیات کار کرده بود.

س: یعنی فاجعه اوکلاهما نتیجه عملیات مخفی اف بی آی برای تحریک سفید پوستان و شکار آنها بوده است؟

ج: این مامور سابق اف بی آی به من گفت ابتدا تصور می کرده که برنامه اف بی آی تنها برای تحت نظر قرار دادن گروههای نژادپرستی سفید پوست است اما حالا که به پشت سر می نگرد، می بیند که هدف اصلی آن عملیات تحریک آنها به انجام اقدامات خشونت بار بوده است. به علاوه اینها اف بی آی برنامه وسیعی برای نفوذ در رسانه ها و جلوگیری از درج و انتشار واقعیات و به راه انداختن موجهائی دارد که خود می خواهد.

بر اساس این برنامه اف بی آی در لایه های بالای رسانه های ملی آمریکا خبرچین دارد. هدف اول اف بی آی از استخدام خبرچین در رده های بالای رسانه های ملی آمریکا این است که نام منابعی که اخبار خاصی را برای رسانه ها افشا می کنند را به اف بی آی بدهند.

هدف دوم از این کار جلوگیری از انتشار اخباری است که از نظر اف بی آی حساس است. سازمان اف بی آی حتی برای استخدام و به کار گیری خبرچینان رده بالا در رسانه های ملی آمریکا پروتکل های مخصوص دارد. تا جائی که من دریافته ام آنها نه تنها برای استخدام و به کار گیری خبرچین در رده های بالای رسانه های ملی آمریکا، بلکه برای گماشتن خبرچین در دفاتر سناتورها و نمایندگان کنگره این کشور، و برای گماردن خبرچین در دیگر سازمانهای فدرال هم دستورالعمل دارند. من مدارک اینها را دیده ام و حدس می زنم که اف بی آی برای گماردن خبرچین در دستگاه قضائی آمریکا هم دستورالعمل هائی دارد، ولی خودم هنوز مدارکش را ندیده ام.

س: یکی از دلایلی که به نظر من ماجرای انفجار اوکلاهما سیتی اهمیت زیادی دارد، همین است. اما واقعا چرا با توجه به اهمیتی که این ماجرا داشته و دارد کنگره آمریکا حتی یک بارهم برای رسیدگی به چند و چون آن واقعه، جلسه استماع برگزار نکرده است؟

آیا همین امر نشان نمی دهد که رسانه ها، پلیس و دولت آمریکا به نحو فاحشی با یکدیگر همدست بوده و بر سر موضوعات مختلف با یکدیگر تبانی می کنند؟

کسانی که برگزاری جلسات دادگاه رسیدگی به اتهام عاملان بمب گذاری اوکلاهما سیتی را دنبال می کردند به یاد دارند که قاضی و دادستان چطور با دقت تلاش می کردند تا همه راهها به تیموتی مک وی ختم شود و نگذارند نام متهم دیگری در جریان دادرسی ها مطرح شود.

هر بار هم که وکیل مک وی به ادعاهای دادستان اعتراض می کرد، قاضی اعتراض را وارد نمی دانست و به نفع دادستان رای می داد، و واقعا معلوم بود دولت ایالات متحده آمریکا از پیش قصد داشته که فقط نام مک وی و همدستش به عنوان عامل انفجار فاش شود و تنها همین دو نفر محاکمه گردند. واقعا مضحک است.

ج: من در اینجا دوباره توجه شنوندگان شما را به این موضوع جلب می کنم که جان برگر می گوید انفجار اوکلاهما سیتی با عملیات مخفی اف بی آی علیه نژاد پرستان ارتباط داشته است و اطمینان دارم که بالاخره این موضوع را ثابت خواهد کرد.

او سالها بر سر این برنامه تحقیقات گسترده کرده است. فکر می کنم او به زودی خبر تحلیلی دیگری با جزئیات بیشتر در خصوص این عملیات منتشر کند. لاشه تمام واقعیتها درخصوص حمله اوکلاهما سیتی در برنامه سری اف بی آی مدفون است.

به همین دلیل اگر خبر مستند وجود برنامه PATCON علیه نژاد پرستان برای واداشتن آنها به اقدامات خشونت بار بمنظور یافتن بهانه ای برای جلبشان منتشر شود، این خبر جدی ترین تهدید علیه دستگاه انتظامی و قضائی آمریکا خواهد بود.

س: بله چون، به قول جان برگر که در نشریه فارن پالسی نوشته بود، اف بی آی که این همه علیه گروههای نژاد پرستی مراقبت گذاشت و عملیات کرد، چطور نتوانست متوجه قصد مک وی برای حمله بشود؟!! اینجا است که آدم شک می کند: نکند اف بی آی از حمله اطلاع داشت اما عمدا مانع اجرای آن نشد؟!

ج: من اطمینان دارم که برگر بالاخره این موضوع را اثبات و افشا خواهد کرد، چون خودم مدارکی که او دردست دارد را دیده ام.

س: تا جائی که به یاد دارم شما دست کم در یک مورد در شکایاتی که به خاطر مرگ به نا حق برادرتان علیه دولت کرده بودید، پیروز شده اید. درست است؟

ج: اف بی آی مدارک زیادی را در خصوص نحوه مرگ برادرم نابود کرده است. به همین دلیل به دادگاه ثابت نشد که برادرم را در زندان کشته اند. اما به دادگاه ثابت گردید که دولت آمریکا به خاطر شکایتی که کرده ایم، من و خانواده ام را به شدت مورد آزار و اذیت قرار داده و تا چه حد به من و خانواده ام لطمه زده است.

س: آیا هنوز نتوانسته اید قاضی را متقاعد کنید تا کسانی که در آن زمان در زندان کار می کردند را برای ادای شهادت در باره نحوه مرگ برادرتان به دادگاه فرا بخواند؟

ج: خیر. مسئله این است که دستگاه قضائی آمریکا به شدت موضوع را مدیریت می کند. به نحوی که تمام عکس هائی که از محل پیدا شدن جنازه برادرم گرفته شده و حتی نگاتیوهای آن عکسها مفقود شده است.

تمام گزارشاتی که نشان می دهد قبل از مرگ برادرم و بعد از آن، چه کسانی به سلول وی دسترسی داشته اند مفقود است و یا اگر هم مفقود نیست برخی از صفحاتش کنده شده است. به همین دلیل است که من شک ندارم که دستگاه قضائی آمریکا در بالاترین سطوح موضوع رسیدگی به قتل برادرم را مدیریت کرده و مانع کشف وانتشار حقیقت در این باره شده است.

س: نقش دادستان کل آمریکا در این میان چیست؟

ج: بر روی ماجرای قتل برادر من سرپوش گذاشته اند و دادستان کل ایالات متحده نیز همچنان این سرپوش را روی آن نگه داشته است.

س: از شما برای شرکت در این برنامه تشکر می کنم و امیدوارم به زودی حقیقت درخصوص مرگ برادرتان فاش و منتشر شود.

ج: من هم از شما تشکر می کنم و دوباره به شنوندگانتان یادآوری می کنم که گوش به زنگ افشاگری جان برگر باشند.

منبع: خبرگزاری فارس

ملیت فرد کتک‌خورده را حدس بزنید+ عکس

به گزارش سایت اوباما، پایگاه خبری گلوب اند میل در گزارشی از رفتار وحشیانه پلیس با یکی از معترضین در زمان دستگیری وی خبر داد.

این معترض 36 ساله زمانی که پلیس قصد داشت تا کمپ کوچک معترضین که در خارج از محوطه دادگاه برپا شده بود را به بیرون منتقل کند، دستگیر شد.

براساس فیلم‌های گرفته شده از این حادثه، پلیس پس از انداختن او بر روی زمین در حالی که گردن او زخم شده بود و نمی‌توانست دستان خود را به پشت سرش ببرد، تلاش می‌کرد تا از پشت به دستان او دستبند آهنی بزند.

این معترض یک روز بعد توانست با قرار کفالت در حالی که صورتش به شدت ورم کرده و دور چشمانش نیز به شدت کبود شده بود، از بند پلیس آزاد شود.

وی در رابطه با برخورد پلیس با او در زمان بازداشتش گفت: بلایی که در زمان دستگیری بر سر من آمده کاملاً مشهود است و نیازی به بازگویی نیست اما در پی این اتفاق، درد شدیدی در صورت خود احساس می‌کنم، پای چپم مقداری بی حس شده و دست راستم کاملاً کرخت شده است.


گزارش‌ها حاکی است که سه نفر دیگر نیز دچار حادثه‌ای شبیه به این معترض شدیداً مصدوم که تروی نام دارد، شده اند اما با این وجود، یک سخنگوی پلیس روز یکشنبه از این موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرد.

کانادا کشوری است که همواره موضوعات حقوق بشری را به کشورهای دیگر گوشزد می‌کند و کشورهای زیادی تاکنون از سوی این کشور مدعی حقوق بشر مورد فشارهای سیاسی قرار گرفته‌اند. اما این کشور در حالی از این سطح از برخورد با معترضین استفاده کرده که اعتراضات جنبش "آکیوپای تورنتو" تاکنون در فضایی کاملاً آرام و به دور از تنش صورت گرفته است.

«FBI» عاجز از دستگيری اسرار‌آميزترين مرد القاعده

جستجوهاي «FBI» براي به دام انداختن اسرارآميزترين مرد «القاعده» همچنان با ناكامي روبرو بوده و مغز متفكر «القاعده» هنوز به دام نيفتاده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «لوس‌آنجلس‌تايمز»، پنج سال پيش، نوزده فعال «القاعده» در آمريكا، پيش از تكميل عمليات 11 سپتامبر با مهندس كامپيوتري در جنوب فلوريدا ديدار كردند كه بيماري آسم داشت. «عدنان گلشيرمحمد الشكري جمعه» 25 ساله كه هميشه از زندگي‌اش در ميانمار سخن به میان می آورد.

دو سال پس از آن ديدار، «FBI» شكري جمعه را به عنوان يكي از مجرب‌ترين، باهوش‌ترين و خطرناك‌ترين فعالان «القاعده» تحت تعقيب قرار دارد. مقامات آمريكايي و كارشناسان تروريسم هم‌اكنون معتقدند كه شكري جمعه، يكي از چند رهبر بسيار هوشمند «القاعده» است كه از سوي «خالد شيخ محمد»، رئيس حملات 11 سپتامبر برگزيده شده بود تا در صورت تلاش آمريكا براي نابودي اين گروه، رهبري اين شبكه تروريستي را بر عهده بگيرد.

در مارس 2003 مأموران آمريكا براي دستگيري او وارد ترينيداد شدند ولي او مدتها بود كه اين كشور را ترك كرده بود. كارشناسان تروريسم آنقدر او را مهم و خطرناك مي‌دانند كه يك تيم از «FBI» به صورت تمام وقت روي دستگيري وي كار مي‌كند.

در حالي كه بيشتر پيروان القاعده جوان، فقير و بدون تحصيلات هستند، شكري جمعه با رفتن به دانشگاه با تكنولوژي روز كاملا آشناست. او همچنين تبعه آمريكايي است كه قيافه‌اش به او اجازه مي‌دهد، هم خود را لاتين معرفي كند، هم خاورميانه‌اي و هم هندي. او به گفته مقامات امنيتي، انگليسي را نيز كاملا بدون لهجه صحبت مي‌كند. مقامات «FBI» او را به اين علت خطرناك مي‌دانند كه در سازمان «القاعده» همه به او اعتماد خاصي دارند و او به خاطر سفرهاي زياد به جهان غرب با سنت‌ها و آداب و رسوم و روش‌هاي غربي‌ها كاملا آشناست.

شكري جمعه تاكنون در دادگاه‌هاي آمريكا محكوميتي نداشته است، اما مقامات فدرال در ويرجينيا و جنوب فلوريدا به دنبال شواهد و مداركي عليه وي هستند. به گفته مقامات «FBI» او پيش از 11 سپتامبر، مربي يك كمپ آموزشي «القاعده» در افغانستان بوده كه در آنجا كار با «AK-47»، «M-16»، يوزي و ديگر سلاح‌هاي اتوماتيك را فرا گرفته و به مطالعه نقشه‌برداري، ارتباطات، استتار، استراق سمع و ديد مخفي، مواد منفجره از جمله C-4، ديناميت و مين پرداخته است. اما هنوز هم بخش عمده زندگي او ناشناخته است.

همه زندانيان مرتبط با «القاعده» در بازجويي‌هاي خود اعلام كرده‌اند: او تنها كسي است كه توانايي طرح‌ريزي يك حمله از داخل آمريكا را دارد. او به جعفر طيار نيز معروف است. زندانيان اين باورند كه تيم‌هاي جديد، برخلاف تيم 11 سپتامبر جزو نسل دوم مهاجراني هستند كه در آمريكا زندگي كرده‌اند و آداب و رسوم آنان را به خوبي مي‌دانند.

«FBI» در سال 2001 با شناسايي وي در جنوب فلوريدا بارها وارد عمل شد، اما سرانجام موفق نشد او را به هيچ كدام از گروه‌هاي تروريستي پيوند دهد. پس از 11 سپتامبر، مشخص شد كه پانزده نفر از هواپيماربايان، ماه آخر زندگي خود را در اين منطقه گذرانده‌ و آموزش‌هاي لازم را براي عمليات انتحاري خود ديده‌اند.

در سال 2004 پس از يك سال تحقيق پياپي، «FBI» موفق شد ردپايي از او را در وزيرستان پاكستان پيدا كند؛ جايي كه بيشتر مظنونان القاعده در آنجا به سر مي برند. در 26 مي 2004 بار ديگر نام شكري جمعه به عنوان يكي از هفت فعال خطرناك «القاعده» عنوان شد، اما باز هم ناگهان محو شد. دو سال پس از آن مسئله، «FBI» هنوز هم معتقد است كه شكري جمعه در وزيرستان است.


«FBI» غرق در اطلاعات نادرست

fbi

روزنامه «نيويورك‌تايمز» نوشت: بسياري از جاسوسي‌هاي داخلي آمريكا كه پس از وقوع حملات 11 سپتامبر توسط آژانس امنيت ملي اين كشور صورت گرفت، بي‌ثمر بود و «FBI» و مردم آمريكا را به بن‌بست رساند.

به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، مقامات فعلي و سابق دولت آمريكا به روزنامه «نيويورك‌تايمز» گفته‌اند كه نظارت تماس‌هاي تلفني و ايميل‌هاي مردم آمريكا كه توسط آژانس امنيت ملي اين كشور و با هدف رديابي عناصر تروريستي صورت پذيرفت، چنان انباشت اطلاعاتي را در پي داشت كه پليس فدرال آمريكا (F.B.I) را غرق خود كرد.

روزنامه «نيويورك‌تايمز» با نقل گفته‌هاي منابع دولتي نوشت: مقامات «FBI» اطلاعات به دست آمده پس از حملات 11 سپتامبر را كه گاهي اوقات از طريق مصاحبه‌هاي ماموران آژانس امنيت ملي آمريكا انجام مي‌شد، مورد بررسي قرار مي‌دادند. در حالي كه اين بررسي، مداخله بي ثمر در زندگي خصوصي مردم آمريكا بود.

يكي از مقامات سابق «FBI» به اين روزنامه اعلام داشت: ما شماره‌اي را رديابي و سرانجام معلم مظنوني را پيدا كرديم، اما معلوم نشد كه آيا شخص مذكور در عمليات‌هاي تروريستي دست داشته يا خير بنابراين پرونده مختومه اعلام شد.

وي افزود: وقتي با سيلي از هزاران شماره روبرو مي‌شويد و هيچ اطلاعاتي عايد شما نمي‌شود، مسلما كمي عصباني مي‌شويد.

به گفته يكي از مقامات آمريكا، رابرت مولر رئيس «FBI»، قانوني بودن استراق سمع بدون مجوز رسمي دادگاه را زير سؤال برد؛ اما نهايتا تسليم تصميمات قضائي وزارت دادگستري آمريكا شد.