قهرمانی که تروریست شد + تصاویر
«ابو کاظم» از قهرمانان ملی پرتاب وزنه در سوریه

«ابو کاظم» از قهرمانان ملی پرتاب وزنه در سوریه

روزنامه "گاردین" با استناد به یک سند سفارت نپال در دوحه گزارش داده است که فقط در یک فاصله زمانی تقریبا دو ماهه، یعنی از ژوئن تا اوت امسال، روی هم 44 کارگر نپالی در قطر جان خود را از دست دادهاند. علت مرگ بیش از نیمی از آنان سکته قلبی یا سانحه در محل کار ذکر شده است. سفارت هند در در قطر نیز اعلام کرده است که در پنج ماه نخست امسال 82 کارگر هندی در قطر جان خود را از دست دادهاند. به این ترتیب از سال 2010 تاکنون بیش از 700 کارگر هندی در قطر جان باختهاند.
شفقنا - پاپیس سیسه، مهاجم مسلمان نیوکاسل به خاطر به تن نکردن لباس جدید این تیم که روی آن تبلیغ یک شرکت وام کوتاه مدت با بهره های بسیار بالا حک شده، از تور پیش از فصل این تیم که در پرتغال برگزار میشود، کنار گذاشته شد.
از نظر پاپیس سیسه تبلیغ برای این شرکت با آموزههای اسلام تناقض دارد.
به گزارش شفقنا از بی بی سی این مهاجم ۲۸ ساله مسلمان پیش از این به باشگاه اعلام کرده بود که حاضر نیست با پوشیدن پیراهن جدید این شرکت را تبلیغ کند.
او گفته بود که حاضر است به جای پیراهن فعلی، پیراهنی بدون تبلیغ و یا پیراهنی با آرم یک موسسه خیریه بر تن کند.
آینده سیسه در باشگاه نیوکاسل پس از این اتفاق در هالهای از ابهام قرار دارد.
نمایندگان سیسه در چند روز گذشته با مسئولان باشگاه و همچنین انجمن فوتبالیستهای حرفهای انگلستان جلساتی را برگزار کردهاند ولی تا به حال نتوانستند به راه حلی دست پیدا کنند.
شیخ تیوته و موسی سیسکو دو بازیکن دیگر نیوکاسل که هر دو هم مسلمان هستند، اعلام کردهاند که مشکلی برای پوشیدن لباسهایی با نام اسپانسر جدید ندارند.

در ماه اکتبر سال گذشته شرکت "ونگا" که یکی از شرکتهای ارائه دهنده وام کوتاه مدت با بهره های بسیار بالا است، اعلام کرد که بر اساس قراردادی که با باشگاه نیوکاسل امضا کرده از فصل ۲۰۱۴-۲۰۱۳ نام این شرکت به عنوان اسپانسر روی پیراهن این تیم حک خواهد شد.
ونگا قرار استس هر سال هشت میلیون پوند در ازای این تبلیغ به باشگاه نیوکاسل پرداخت کند.

یکی از شرکت های تولید وسایل ورزشی لفظ جلاله « الله» را به عنوان یک مارک تجاری بر روی محصولات خود به کار می برد.
به
گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از مفکره الاسلام، این نوع از توپ ها به
مقدار زیادی در بازار به فروش می رسد، اما تاکنون بسیاری از خریداران به آن
توجهی نکرده اند.
از آن جا که تصویر لفظ جلاله بر روی توپ، به روشنی
قابل شناسایی است جای این سوال در ذهن باقی می ماند که چرا تاکنون اعتراضی
به عرضه آن ها صورت نگرفته و این مقدار توپ چگونه و با چه مجوزی وارد
بازار شده اند.
تا قبل از این نیز بخش بزرگی از صندل هایی که بر روی بخش
زیرین آن ها لفظ جلاله ثبت شده است، در بازار دیده شده اند و با اعتراض
مسوولین ثبت و ضبط شدند. همچنین بازی های موهن به اسلام نیز بعد از مدت ها
استفاده در بازار ضبط گردیدند.
جام دینی؛ ايكنا به نقل از پايگاه اطلاعرسانی «fait-religieux» نوشت: «مانوئل والس»، وزير كشور فرانسه، در اقدامی تازه ديروز سهشنبه، 1 اسفندماه، بر قانون ممنوعيت حجاب برای زنان مسلمان فرانسوی هنگام انجام مسابقات ورزشی تاكيد كرد و از مسئولان ورزشی فرانسه خواست با جديت بر اجرای اين قانون نظارت كنند.
وزير كشور فرانسه به دنبال تصويب قانون آزادی حجاب برای زنان ورزشكار از سوی فدراسيونهای جهانی فوتبال و كاراته و ابراز نگرانی تعدادی از اعضای مجلس سنای اين كشور از اين بابت، اعلام كرد: موضعگيری دولت فرانسه در اين باره روشن است. ما به زنان اجازه داشتن حجاب را حين انجام ورزش نمیدهيم.
وی با بيان اينكه رعايت پوشش اسلامی حين ورزش به اصول برابری و گوناگونی اجتماعی لطمه میزند(!) مدعی شد: دولت اميدوار است مسئولان ورزش جهانی در اين زمينه مراقبت كنند. ورزش نبايد به محلی برای ايجاد تنش و تمايز ميان جنسيتها و گروههای مختلف تبديل شود!

نشان غم انگیز این دوران این است که قرن بیست و یکم ، ضعف را به نام بازدهی تقدیس و آزادی را در محراب موفقیت قربانی میکند. کورنلیوس کاستوریادیس چند سال پیش خاطرنشان کرده بود: « برنده شدن افراد بدلیل ارزش آنها نیست، بلکه ارزش آنها به برنده شدنشان است.»… فوتبال حرفه ای همانند یک دیکتاتور عمل میکند. بازیکنان نمیتوانند در برابر سلطنت مستبدانه اربابان توپ گرد که از اوج قصرشان در فیفا بر آنها مسلطند و غارتشان میکنند، دهان باز کنند. قدرت مطلق، طبق عادت خود را توجیه میکند: این چنین است، چون باید چنان باشد و چنان است چون باید این چنین باشد، اما آیا همیشه چنین بوده است؟
مقدمه: حجم عظیم تبلیغات رسانه
ها و به ویژه صداوسیما در پوشش خبرهای و تصاویر بازی های فوتبال فضایی را
به وجود آورده است که نقش آنها را در حد یک وسیلهی سرگرمی کاهش یافته است.
به جای تعمیق معرفت دینی و فرهنگ عمومی کشور، تمام ذهن و وقت مخاطبان را
با سرگرمی پر میکنند. و اینگونه باعث تغییر اولویتها میشوند.
بهر
حال با این مقدمه مقاله ای از نشریه لوموند دیپلماتیک نوشته Eduardo
GALEANO تقدیم می گردد تا گواه این مطلب باشد که در جهانی ۸۵۰ میلیون نفر
هر شب گرسنه به بالین میروند!! چگونه صنعت فوتبال به بهترین وجه موج بی
خبری و بی تفاوتی را دامن می زند:
*****
ماه ژوئن گذشته، یک بازیکن کامرونی به نام مارک – ویوین فوئه، به طور ناگهانی روی چمن استادیوم لیون درگذشت. او قربانی یک لگد کشنده نشده بود. هیچ چیز با او برخورد نکرده بود. فوئه از ضعف مرد. آهنگ بی وقفه جام فدراسیونها ، مسابقه پشت مسابقه، کار او را به پایان رساند.
هیچ گزارش پزشکی ای هرگز اعلام نخواهد کردکه فوئه بر اثر حمله فوتبال حرفه ای از دنیا رفته است، چون این بیماری کشنده در هیچ دفتر پزشکی ثبت نشده است. اما حقیقت این است که زیباترین و محبوبترین ورزش دنیا، شادی بخش پاهایی که به انجام آن میپردازند و چشمهایی که آن را تماشا میکنند، در سطح صنعتی و همانند ماشینی که به تکه تکه کردن گوشت انسان میپردازد، عمل میکند.
سال گذشته، دو دوره جام جهانی فوتبال برگزار شد. یکی از آنها مختص ورزشکاران از جنس گوشت و استخوان بود و دیگری هم به طور همزمان به روبوتها اختصاص داشت. اعضای تیم ملی انسان نماها در جام «ربوکاپ ٢٠٠٢» در شهر ژاپنی فوکوئوکا در مقابل سواحل کره به مبارزه پرداختند.
مسابقات دوره ای ربوتها هر سال در شهری متفاوت برگزار میشوند. سازماندهندگان امیدوارند بتوانند تا چند وقت دیگر با بهترین تیم های انسانی مبارزه کنند. آنها میگویند مگر جز این است که یک رایانه تاکنون موفق شده قهرمانی مثل گری کاسپاروف را در شطرنج شکست دهد. آنها تصور میکنند که ورزشکاران مکانیکی به راحتی در یک استادیوم فوتبال پیکار منحصر به فرد مشابهی را به نمایش میگذارند.
ربوتهایی که توسط مهندسین برنامه ریزی شده اند، در دفاع مستحکم و در حمله سریع و گلزن هستند. آنها خسته نمیشوند و هرگز شکایتی نمیکنند. هیچ ربوتی در زمین بازی به طور ناگهانی نمی میرد. آنها در پرتاب توپ معطل نمیکنند و بدون اینکه در مقابل دستورات مدیر فنی مقاومت کنند و یا یک لحظه دیوانگی کرده و فکر کنند که فوتبال یک بازی است، به کار خود میپردازند.
متداولترین رویای رؤسا، متخصصین اهل فن، پشت میزنشین ها و نظریه پردازان صنعت فوتبال چیست؟ اینکه بازیکنان از ربوتها تقلید کنند، و این رویایی است که بیش از پیش به حقیقت شباهت دارد.
نشان غم انگیز این دوران این است که قرن بیست و یکم ، ضعف را به نام بازدهی تقدیس و آزادی را در محراب موفقیت قربانی میکند. کورنلیوس کاستوریادیس چند سال پیش خاطرنشان کرده بود: « برنده شدن افراد بدلیل ارزش آنها نیست، بلکه ارزش آنها به برنده شدنشان است.» البته او اینرا در مورد فوتبال نمی گفت ، ولی در مورد آن کاملا صدق می کند.
از دست دادن زمان ممنوع است، باختن ممنوع است. این بازی فوتبال که دیگر تبدیل به حرفه شده و مطیع قوانین سود دهی است، دیگر بازی نیست. هر روزی که می گذرد ، بیشتر به نظر میرسد که فوتبال حرفهای، مانند تمام چیزهای دیگر، توسط UEB ( اتحادیه دشمنان زیبایی)، سازمان قدرتمندی که وجود ندارد اما همه چیز را رهبری میکند، اداره میشود.
اینیاسیو سالواتیهرا، داوری که به ناحق ناشناس مانده، شایسته آن است که در قالب قدیسین در آید. او عقیده واقعی دست اندرکاران را به نمایش گذاشت. هفت سال پیش ، او در شهر ترینیداد بولیوی، جنبه سرگرم کننده فوتبال را همچون گوساله طلائی ای قربانی کرد. سالواتیه رای داور، بازیکنی به نام ابل واکاسوسدورا از زمین اخراج کرد. وی این بازیکن را با کارت قرمز مجازات کرد: «برای این که یاد بگیرد فوتبال را جدی بگیرد.» واکاسوسدو مرتکب جرم به ثمر رساندن گلی نابخشودنی شده بود. او همه تیم رقیب را با دریبل های فرا وان، تظاهر، تغییر جهت های ناگهانی، عبور از بین پاهای مدافعان، پلهای کوچک و بزرگ، حرکات چرخشی، گذراندن توپ از بالای سر بازیکنان و ضربات زیگزالی، پشت سرگذاشت و در حالی که پشت به دروازه ها داشت با یک حرکت ماتحت توپ را به کنج دروازه فرستاد و بدینگونه لذت اش را به اوج رساند.
فرمانبرداری، سرعت، قدرت و عدم نبوغ، قالبی است که جهانی سازی (گلوبالیزاسیون) تحمیل میکند. آنها نوعی از یک فوتبال ماشینی سردتر از یخ را ایجاد می کنند که خرد کننده تر از یک دستگاه آسیاب است.
با توجه به ارقامی که «فرانس فوتبال» منتشر کرده است، طی بیست سال گذشته طول عمر کاری مفید بازیکنان حرفهای به نصف کاهش پیدا کرده است. طول این زمان که ١٢ سال بود به ۶ سال کاهش یافته است. کارگران فوتبال بیش از پیش رقابتی عمل میکنند، اما کمتر و کمتر دوام میآورند. تعدادی از آنها در پاسخ به الزامات آهنگ کار، به داروهای شیمیایی – تزریق یا کپسول – متوسل میشوند. این کار فرسودگیشان را تسریع میکند. داروهای نیروزا هزاران نام دارند. اما همگی زائیده اجبار به پیروز شدن هستند و بهتر بود آنها را «داروی دوپینگ موفقیت زا» می نامیدند.
دو هزار و پانصد سال قبل از آقای سپ بلاتر(١) ، ورزشکاران برهنه و بدون خالکوبیهای تبلیغاتی روی بدن در رقابتها شرکت میکردند. یونانیها که به شهر – ایالت های متعددی تقسیم شده بودند و هر یک قوانین و سلاحهای خاص خود را داشتند به مناسبت بازیهای المپیک گرد هم جمع میشدند. این مردم پراکنده، در حال ورزش کردن میگفتند: «ما یونانی هستیم.» گویی آنها با پیکرهایشان اشعار «ایلیاد» که درک مفهوم ملت را به آنها داده بود، از حفظ میخواندند.
بعدها، طی بخش اعظمی از قرن بیستم، فوتبال ورزشی شد که بهتر از هر چیز و به خالصترین شکل ممکن، هویت ملی را بیان میکرد. شیوه های مختلف بازی، روشهای متفاوت زندگی را نمایان میکردند و می ستودند . اما گوناگونی جهان، در حال تسلیم در مقابل یک شکل شدن اجباری است. فوتبال اجباری که تلویزیون آن را به نمایش جمعی و بسیار پرمنفعت تبدیل کرده، نمونه ای واحد را تحمیل میکند. این فوتبال چهره های فردی را از بین میبرد. به همانگونه که گاهی بعضی از چهره ها پس ازجراحیهای متعدد زیبایی همگی به نقابهای مشابه ای تبدیل میشوند.
ادعا می کنند که که این یکنواختی، نتیجه پیشرفت است.حال آنکه آرنولد توینبی تاریخنگار، دورانهای بسیاری را بررسی کرده بود تا نتیجه بگیرد : «ثابت ترین ویژگی تمدن های روبه زوال ، گرایش آنها به استاندارد و یک شکل شدن است.»
فوتبال حرفه ای همانند یک دیکتاتور عمل میکند. بازیکنان نمیتوانند در برابر سلطنت مستبدانه اربابان توپ گرد که از اوج قصرشان در فیفا بر آنها مسلطند و غارتشان میکنند، دهان باز کنند. قدرت مطلق، طبق عادت خود را توجیه میکند: این چنین است، چون باید چنان باشد و چنان است چون باید این چنین باشد، اما آیا همیشه چنین بوده است؟ در حال حاضر جا دارد تجربه ای را که بیست سال پیش، در زمان دیکتاتور نظامی برزیل پیش آمد یادآوری کنیم. در آن زمان بازیکنان موفق شدند بر ریاست باشگاه «کورینتیانس»، یکی از قدرتمندترین های برزیل غلبه کنند و در سالهای ١٩٨٢ و ١٩٨٣ قدرت خود را بر آن تحمیل کنند. به شکلی عجیب که هرگز نظیر آن دیده نشده، بازیکنان بین خودشان و با رای اکثریت در مورد همه چیز تصمیم میگرفتند. آنها به صورت دموکراتیک بحث میکردند و در مورد شیوه های کار، سیستم بازی، مدیریت مالی و همه چیز رای گیری میکردند. میشد روی پیراهن های آنها این عبارت را خواند: « دموکراسی کورینتیانس » پس از دو سال، رهبران کنار گذاشته شده دوباره اهرمها را به دست گرفتند و همه چیز را متوقف کردند. اما تا زمانی که دموکراسی ادامه داشت، کورینتیانسی که توسط بازیکنانش هدایت میشد، شجاعانه ترین و درخشان ترین فوتبال کل کشور را عرضه کرد، بیشترین جمعیت را به استادیوم ها کشاند و دو بار به صورت پیایی قهرمان لیگ شد.
دلاوریهای آنها و زیرکیشان با «ماده نیروزایی» قابل توجیه است. ماده نیروزایی که فوتبال حرفه ای نمیتواند پول آن را بپردازد: این جوشانده جادویی بهایی ندارد و هیجان (enthousiasme) نامیده میشود. در زبان یونان باستان enthousiasme به معنای «داشتن خدایان در درون خود» است.
همچنان که میدانیم، سال گذشته در توکیو، برزیل در برابر آلمان، قهرمان جام جهانی شد. در همان زمان، دور از ژاپن و بیآنکه کسی اهمیتی دهد، فینال دیگری نیز در جریان بود. این ماجرا در قله های هیمالیا روی میداد. دو تیم از بدترین تیم های ملی کره زمین در آنجا به رقابت میپرداختند: تیم کشور بوتان در برابر تیم جزیره مونسرا از جزایر کارائیب. جام قهرمانی این بازی، جام نقره بزرگی بود که در حاشیه زمین انتظار برندگان را میکشید. بازیکنان که همگی گمنام بودند و هیچ ستاره ای در میان آنها نبود، دیوانه بار به سرگرمی و تفریح مشغول بودند. تنها اجبار برای آنها این بود که تا حد امکان از بازی لذت ببرند . زمانی که دو تیم مسابقه را به پایان رساندند، جام که از دو قسمت به هم چسبیده تشکیل شده بود، دو بخش اش از هم باز و بین دو تیم تقسیم شد. بوتان پیروز شده بود و مونسرا باخته بود. اما چنین جزییاتی کمترین اهمیتی نداشت.
![Fifa_world_cup_org[1]](http://www.teribon.org/base/img//2010/06/Fifa_world_cup_org1.jpg)
اشاره: تیرماه ۸۵ همزمان با جام جهانی ۲۰۰۶ اسرائیل جنگی را علیه حزبالله لبنان آغاز کرد. جنگی که با پیروزی با شکوه حزب الله به پایان یافت. اما این هم زمانی و مشغول شدن رسانهها به جام جهانی و انجام جنایات اسرائیل، هشدار مهمی برای توجه. حاج سعید قاسمی آن ایام در همایش «جام جهانی، خواب جهانی» سخنرانی کرد. خواندن دوبارهاش همزمان با این جام جهانی خالی از لطف نیست:
سعید قاسمی تحلیلگر مسائل استراتژیک با بیان اینکه دیگر زمان راهکارهای تبلیغاتی برای نبرد با دشمنان گذشته است، تاکید کرد: نباید بغض آماده انفجار خود را بیهوده خرج کنیم بلکه باید آن را برای خطوط اصلی نبرد آماده کنیم. به گزارش خبرنگار سیاسی “مهر”، سعید قاسمی تحلیلگر مسائل سیاسی و استراتژیک عصر روز گذشته (شنبه) در همایشی که به همت جنبش عدالتخواه دانشجویی، ستاد دانشجویی حمایت از فلسطین وصندوق دانشجویی کمک به نابودی اسرائیل در سالن کوثر برگزار شد، اظهار داشت: بر اساس رهنمود حضرت امام که فرمود مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست، اکنون ما نیز باید تمامی شرایط و بدن های خود را آماده مبارزه کنیم.
وی با اشاره به اهمیتی که رژیم صهیونیستی حتی برای یک سرباز خود قائل است، به گونه ای که به نوار غزه لشگرکشی می کند، افزود : متاسفانه در جریان حملات ددمنشانه رژیم اشغالگر قدس به نوار غزه، ام القرای جهان اسلام که روزی علمدار حرکت اسلامی بود، بعد از همه پای کار آمد و تا کنون تنها به یک راهپیمایی بسنده کرده است. نیازی نیست که رسانه های ما مدام تصاویر فلسطین را نشان دهند تا ما پای کار بیاییم، چون ما آماده هستیم و فقط باید تفکرات را میدانی کرد و جهان اسلام را پای کار مبارزه عملی آورد
قاسمی با بیان این که تفکرات سازشکارانه در همه جا وجود دارد و سرمنشاء آن نیز از یکجاست، اظهار داشت : اگر بخواهیم در این زمینه نیز بر اساس تفکر دولتها به پیش برویم، نباید انتظار داشت حرکتی بیش از این راهپیمایی که انجام شد، اتفاق بیافتد. این تحلیلگر مسائل استراتژیک گفت: حضرت امام همواره تاکید می کرد که “جنگ ما جغرافیا و مرز نمی شناسد “، این تفکر استراتژیک انقلاب است و باید تکلیفمان را با این تفکر امام روشن کنیم و الا اکنون دیگر دشمن تصور می کند که تمام قد و قواره ما از این راهپیمایی ها و شعار دادن ها فراتر نمی رود.
وی افزود: پیش از آن که بخواهیم به تصمیمات چمران گونه یعنی جهاد فردی برسیم، باید خیلی کارها را به صورت منسجم در همینجا انجام دهیم تا قفل ها باز شود، چون سنگین و زمینگیر شده ایم و بهترین انقلابیون ما به دنبال مسائل انحرافی و دنیایی رفته اند. قاسمی تصریح کرد : اگر ما با صهیونیسم دست به یقه نشویم، آیا واقعا آنان کاری به کار ما نخواهند داشت ؟ این مساله ای است که همه ما باید در آن آزمایش پس بدهیم و در این آزمون است که باید ببینیم آیا جنبش دانشجویی ما این قدرت را خواهد داشت که بتواند مستقل از تفکرات دولتی تصمیم بگیرد. متاسفانه در جریان حملات ددمنشانه رژیم اشغالگر قدس به نوار غزه، ام القرای جهان اسلام که روزی علمدار حرکت اسلامی بود، بعد از همه پای کار آمد و تا کنون تنها به یک راهپیمایی بسنده کرده است. این تحلیلگر، تفکر سازش را خیانت به آرمانهای امام و رهبری دانست و گفت : نیازی نیست که رسانه های ما مدام تصاویر فلسطین را نشان دهند تا ما پای کار بیاییم، چون ما آماده هستیم و فقط باید تفکرات را میدانی کرد و جهان اسلام را پای کار مبارزه عملی آورد. وی با تاکید بر این که دیگر زمان راهکارهای تبلیغاتی گذشته است و باید به دنبال راهکارهای اجرایی گشت، افزود : نباید بغض آماده انفجار خود را بیهوده خرج کنیم بلکه باید آن را برای خطوط اصلی نبرد آماده کنیم.قاسمی خاطر نشان کرد : دیگر حاضر نیستیم صفوف خود را با صفوف کسانی که راهکارهای صرفا تبلیغاتی و انحرافی را می پیمایند، یکی کنیم.