این عبارات نه برای نقد هالیوود و سیاست های کلی و حاکم بر آن است بلکه  بر اهمیت نقش هالیوود برای ایالت متحده  در ایفای نقشش در تسخیر قلب ها و ذهن هاست.

در این میان باید گفت که هالیوود نقش قابل قبوی را ایفا کرده است چرا که  آنچه را در ذهن و قلب بخشی از مردم جهان و بخصوص میان ایرانیان نقش بسته  تصویری غیر واقع و ناقص از ایالت متحده آمریکا می باشد.

اگر ایالت متحده آمریکا بعنوان  قدرت اقتصادی و نظامی و سیاسی جهان نامیده می شود باید در نظر داشت که  این تنها بخشی از واقعیت های موجود در ایالت متحده آمریکا است و با نگاه به برخی از آمارها می توان به عمق وجود فساد اقتصاد، اخلاق و فرهنگ در ایالت متحده پی برد.

در باره آمریکا همین بس که میزان گردش سلاح در این کشور [ Civiliton Guns] برابر با ۲۷۰ میلیون اسلحه است و این در حالی است که جمعیت ایالت متحده چیزی در حدود ۳۱۰ میلیون نفر است و به عبارتی در آمریکا به ازای هر ۱۰۰ نفر نزدیک به ۸۵ سلاح وجود دارد و این زمانی جالب می شود که این تعداد حتی از میزان مجموع اتومبیل ها نیز بیشتر می شود  که در این بین حوادثی چون تیراندازی ۲ پسربچه در در سال ۱۹۹۹ در تگزاس با ۶ کشته یا تیراندازی یک راننده در ماه آوریل ۲۰۰۷ در ویرجنیا  که تنها ۳۲ کشته و ۶ زخمی بر جای گذاشت و ده ها حوادث مانند این تنها گوشه ای عواقب این سیاست در ایالت متحده آمریکاست.



 نمودار



علاوه بر تجارت اسلحه در آمریکا و خشونت ها نباید از مسائل اخلاقی و فرهنگی درایالت متحده آمریکا غافل شد. طبق گزارش وب سایت PornographyAddiction.com  دو و نیم میلیارد از مجموعه ایمیل های روزانه مربوط به مسائل غیر اخلاقی و مسائل بی حیایی است و همچنین ۱۰ درصد افرادی که مسائل غیر اخلاقی در فضای مجازی پیگیری میکنند اعتراف کرده اند که بدین مسائل اعتیاد دارند.

در این میان این گزارش شبکه تلویزیونی راشاتودی [RT] نیز قابل توجه است که در ایالت متحده نزدیک به ۲۵ میلیون وب سایت پورن وجود دارد که با تقسیم جمعیت آن یعنی به ازای هر ۱۳ آمریکایی یک وب سایت حاوی مسائل غیر اخلافی می باشد.




 568



 گزارش مشرق نیوز نیز آمار بسیار جالبی را از ایالت متحده آمریکا به ما می دهد  طوری که در آمریکا سالانه به طور متوسط ۳۰۰ هزار زن مورد تجاوز به عنف قرارمی گیرند، یعنی از هر هزار زن آمریکایی ۲ نفر  دچار خشونت های جنسی و تجاوز می شوند. همچنین در ادمه این گزارش فهمیده می شود که نیمی از زایمان های زنان زیر سی سال حاصل از ازدواج نبوده است و اینجا یاد صحبت های دکتر حسن عباسی [رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز] افتاده که: «خروجی اندیشه مدرن در پست مدرن می شود فمینیسم و فمنیسم یعنی روش و قائده ای که در آن حیا جایی ندارد و در یک جمله ساختار حیاشکنی است و در حالی که اساس اندیشه و رفتار شیعی در حیا است.»

میلاد دخانچی از مستند سازان جوان انقلاب اسلامی که تجربه زندگی و تحصیل در غرب را دارد مستند نیویورک زیرزمینی را در رزومه کاری خود دارد که در شناخت بهتر آنچه که در ایالت متحده آمریکا می گذرد به ما خیلی کمک می کند؛ او درباره مستند خود در اولین جشنواره موسیقی ضد آمریکایی طبس  اینگونه می گوید که: «خانم شاعر در نیویورک زیرزمینی از دریده شدن حریم عفاف پرده برمی دارد و جوان بداهه گو گفتمان پیشرفت خواهی و مفاسد اقتصادی را لازم و ملزوم یکدیگر معرفی می کند و کتابفروش خیابانی از دزدی قانونی و رپر سیاهپوست از عدم اطمینان زیاد به سیاستمداران برای حل مشکلات صحبت می کنند و جوان سیه چرده در کف خیابان نیویورک از کاپیتالیسم مقدس می نالد و شاعر سفیدپوست از مردمی بیخیال و بی آرمان گله مندی می کند.»




آمریکا




همه آنچه را که در بالا ذکر شد تنها بخشی از واقعیت های موجود در ایالت متحده آمریکا می باشد و در این جا صحبتی از اقتصاد ورشکسته آمریکا با بیش از ۱۷تریلیون بدهی نشد و هیچ حرفی نیز از تناقض های رفتاری غرب در جنگ های گذشته از جمله عراق و افغانستان و حقوق بشر آمریکایی نشد چرا که حرف زدن از این مسائل وقت و فرصت بسیاری را می طلبد و آمریکا در اینگونه مسائل پرونده بسیار سنگینی دارد.

  ترجمه این حرف ها را باید در گفتارهای غرب آگاهانه سید شهیدان اهل قلم،‌ سید مرتضی آوینی خلاصه کرد که در کتاب رستاخیز جان این عبارت را دارد که: «غرب ذاتی پارادوکسیکال دارد و این پارادوکس های پایانه ای، سرنوشت محتومی هستند که تمدن امروز به سوی آن راه می سپرده است. انفجار اطلاعات از همین ترمینال هایی است که تناقض نهفته در باطن تمدن امروز را آشکار خواهد کرد. وقتی حصارهای اطلاعاتی فرو بریزد مردم جهان خواهند دید که این دژ ظاهراً مستحکم بنیان هایی بسیار پوسیده دارد که به تلنگری فرو خواهد ریخت. قدرت غرب، قدرتی بنیان گرفته بر جهل است و آگاهی های جمعی که انقلاب زا هستند به یکباره روی می آورند؛ همچون انفجار نور. شوروی نیز تا آن گاه که فصل فروپاشی اش آغاز نشده بود خود را قدرتمند و یکپارچه نشان می داد و غرب نیز آن را همچون دشمنی بزرگ در برابر خویش می انگاشت. تنها بعد از فروپاشی بود که باطن پوسیده و از هم گسیخته شوروی آشکار شد.»