واشنگتن با دقت علیه ایران و اسلام افسانه پردازی می‌کند
24 فروردین 1392 | 21:33
يورام عبدالله وايلر

و رسانه‌های امریکا شاید بیش از هر عامل دیگری در ایجاد و گسترش این دروغ‌ها و افسانه‌های خیالی نقش داشته باشند؛ افسانه‌هایی از این قبیل که امریکا به عنوان یک دموکراسی حامی حقوق بشر است و از تلاش دیگران برای آزادی نیز حمایت می‌کند. به مردم امریکا «آموخته شده» که اسلام میانه رو شاید مشکلی نداشته باشد اما مسلمانان در هر جایی که هستند باید با دقت زیر نظر قرار بگیرند زیرا، بر اساس هراس افکنی رسانه‌ها، اسلام افراطی، عامل ایجاد کننده تروریسم است؛ و ایران، که یک کشور شیعه است، ثبات «جامعه بین المللی» را با برنامه هسته‌ای خود تهدید می‌کند."

عليرضا جعفرزاده، سخنگوي سابق «شوراي ملي مقاومت» (شاخه سياسي گروهک منافقين) که يک سازمان تروريستي تاسيس شده توسط مسعود رجوي ست، گفته است، «برنامه کاملا نظامي هسته‌اي ايران بزرگترين تهديد جهان در هزاره جديد محسوب مي‌شود.»


مردم امريکا توسط رسانه‌ها، اطلاع رساني‌های غلط و شريرانه و تبليغات رسانه‌اي فريبنده مانند نقل قول مذکور از سوي به اصطلاح تحليل‌گر امور خارجي شبکه فاکس نيوز و نماينده خود خوانده «پارلمان در تبعيد ايران»، شست و شوي مغزي داده شده ‌و به همين جهت سرسختانه به دروغ‌ها و افسانه‌هاي جعلي در مورد کشور خود، دموکرسي، آزادي، حقوق بشر، ايران و اسلام باور پيدا کرده‌اند.

و رسانه‌هاي امريکا شايد بيش از هر عامل ديگري در ايجاد و گسترش اين دروغ‌ها و افسانه‌هاي خيالي نقش داشته باشند؛ افسانه‌هايي از اين قبيل که امريکا به عنوان يک دموکراسي حامي حقوق بشر است و از تلاش ديگران براي آزادي نيز حمايت مي‌کند. به مردم امريکا «آموخته شده» که اسلام ميانه رو شايد مشکلي نداشته باشد اما مسلمانان در هر جايي که هستند بايد با دقت زير نظر قرار بگيرند زيرا، بر اساس هراس افکني رسانه‌ها، اسلام افراطي، عامل ايجاد کننده تروريسم است؛ و ايران، که يک کشور شيعه است، ثبات «جامعه بين المللي» را با برنامه هسته‌اي خود تهديد مي‌کند.

دروغ/افسانه شماره ۱: امريکا يک دموکراسي است و دولت آن در مقابل شهروندانش پاسخگوست

امريکا چيزي دارد که من از آن به عنوان «دموکراسي ظاهري» ياد مي‌کنم. در حقيقت پدران به اصطلاح بنيانگذار امريکا به شدت نگران اين بودند که دموکراسي محض در اين کشور منجر به هرج و مرج و بي‌ثباتي گردد. جيمز مديسون که با لقب «پدر قانون اساسي» امريکا شناخته مي‌شود، نوشته است «دموکراسي‌ها همواره عامل اغتشاش و درگيري بوده‌اند؛ و همواره با امنيت شخصي و حق مالکيت افراد ناسازگاري داشته‌اند؛ دموکراسي‌ها به طور کلي عمر کوتاه و پايان خشونت باري داشته‌اند». از همين رو، در اصل چهارم از بخش چهارم قانون اساسي امريکا «قالب جمهوري براي دولت» ايالات امريکا در نظر گرفته شده است و کلمه دموکراسي حتي يک بار هم در اين قانون به کار نرفته است.

مردم امريکا حتي اين حق را ندارد که رئيس جمهور خود را به طور مستقيم انتخاب کنند. اصل دوم بخش اول قانون اساسي امريکا دستور مي‌دهد رئيس جمهور بايد توسط هيات‌هاي انتخاباتي ايالتي انتخاب شود و در اصل ِ اول بخش سوم اين قانون نيز آمده است سناتورها بايد «توسط قوه مقننه» هر ايالت انتخاب شوند. در مقابل، رئيس جمهور ايران با راي مستقيم مردمي انتخاب مي‌شود و در کارنامه جمهوري اسلامي حتي اين را داشته‌ايم که يک انتخابات رياست جمهوري ۱۰ نامزد داشته باشد
.
دروغ/افسانه شماره ۲: امريکا از دموکراسي و آزادي در خاورميانه حمايت مي‌کند

در خط مقدم کشورهاي «دموکراتيک» تحت حمايت امريکا در خاورميانه، عربستان سعودي است؛ کشوري که يکي از سرکوب‌گرترين رژيم‌هاي روي کره خاکي را دارد و در عين حال يکي از متحدان نزديک امريکا و از بزرگترين مشتريان صنايع نظامي و جنگي اين کشور است. عربستان سعودي کارنامه‌اي سياهي از موارد نقض حقوق بشر دارد و نيازي به گفتن ندارد که پادشاهي خودکامه اين کشور علنا از فرقه تندرو و مهلک وهابيت که برداشتي مرتجعانه از اسلام دارد، حمايت مي‌کند؛ فرقه‌اي که آشکارا مسلمانان شيعه در آن مرتد دانسته مي‌شوند. و همچنين سلفيون تحت حمايت امريکا و عربستان بودند که به دفتر کاردار ايران در قاهره حمله کرده و فرياد مي‌زدند که «روابط با ايران را عادي نکنيد.» به نظر مي‌رسد که محور امريکا/سعودي در مصر نيز سرگرم شعله ور کردن احساسات ضد ايراني است.

در حالي که اکنون ادعا مي‌کند دموکراسي را براي کشور عراق به ارمغان آورده است، اين خود امريکا بود که در وهله اول صدام را بر مردم عراق تحميل کرد. سازمان اطلاعات مرکزي امريکا (سيا) با در اختيار گذاشتن فهرستي از افراد مظنون به حمايت از کمونيسم براي بعثي‌ها، به صدام و رژيم بعث در کودتاي سال ۱۹۶۳ و کشتار هزاران عراقي کمک کرد. بدتر اينکه امريکا در پايان جنگ خليج فارس به صدام اجازه داد گارد رياست جمهوري خود را عليه شيعيان بتازاند و ده‌ها هزار نفر را بکشد؛ در پي اين تاخت و تاز بيش از ۷۰ هزار نفر به ايران فرار کردند.

در سرتاسر خاورميانه، خود مردم در فرايندي که «بهار عربي» ناميده شد، عليه ديکتاتورهاي تحت حمايت امريکا شوريدند؛ اين فرايند از تونس آغاز شد و گستره آن به مصر، يمن، بحرين، عربستان سعودي و کشورهاي ديگر رسيد. در نتيجه آغاز اين فرايند، تلاش‌هاي امريکا براي «کنترل آسيب» جهت سرکوب دموکراسي در خاورميانه بيش از هميشه شدت گرفت.

۱ - در ابتدا، امريکا به «متحدان» سعودي خود اجازه داد که به بحرين، ميزبان ناو پنجم نيروي دريايي امريکا حمله کرده تا اعتراضات مسالمت آميز و دموکراتيک مردم اين کشور عليه حمد بن عيسي آل خليفه را سرکوب کنند. در مقابل، سعودي‌ها اتحاديه عرب را واداشتند که از حمله ناتو (بخوانيد بازوي نظامي پنتاگون در اروپا) به ليبي حمايت کند.

۲ - سپس امريکا براي مهار انقلاب در مصر وارد عمل شد. با وجود اينکه حسني مبارک، ديکتاتور بي‌رحم مصر قدرت را از دست داده، به نظر مي‌رسد رئيس جمهور جديد «اسلامگراي» اين کشور خود را به غرب فروخته است؛ اين امر را مي‌توان از اعطاي يک جنگنده اف-۱۶ از سوي امريکا به آن کشور و اعلام حمايت از وي «تا زماني که به فرايند دموکراتيک پايبند باشد،» حدس زد.

۳ - پس از آن امريکا از بيم گسترش انقلاب‌هاي دموکراتيک، با ملک عبدالله، پادشاه عربستان به توافقي رسيد که بر اساس آن قدرت از علي عبدالله صالح، رهبر فاسد يمن که دستِ امريکايي‌ها را در انجام حملات پهپادي باز گذاشته بود، به عبدربه منصور هادي، معاون وي انتقال پيدا کرد.

۴ - در پايان، بشار اسد، رئيس جمهور سوريه هدف امريکا قرار گرفت چرا که وي متحد ايران و حزب الله دانسته مي‌شود و موضعي سخت ضد صهيونيستي دارد.

از آنجا که امريکا و متحد صهيونيست اين کشور نتوانستند جنبش مقاومت لبنان را در سال ۲۰۰۶ شکست دهند، نيروهاي واسطه‌اي سعودي/امريکايي وهابي از قطر براي ايجاد يک جنگ «داخلي» فرا خوانده شدند؛ جنگي که قربانيان اصلي آن مردم سوريه هستند. اتحاديه عرب حتي اين جسارت را به خود داد که کرسي سوريه را به «مخالفان» دولت اين کشور تقديم کند يعني يک رژيم «در تبعيد» که دست نشانده امريکاست. اين گروه هم اکنون در قطر يک سفارتخانه دارد. همانند وضعيت سياهپوستان و مردم بومي در امريکا در زمان تنظيم قانون اساسي اين کشور، به مردم سوريه نيز اين حق داده نشده که در مورد آينده خود تصميم گيري بکنند.

بنابراين، امريکا در حالي که ادعا مي‌کند، حامي دموکراسي است، آشکارا و به شدت سرگرم اين است که جنبش‌هاي دموکراسي خواهانه چه در داخل و چه در خارج را سرکوب کند. همانطور که گلن گرينوالد مي‌نويسد، «در حقيقت، بين دموکراتيک بودن يک کشور در جهان اسلام و نزديکي آن کشور به امريکا رابطه معکوس وجود.» بر اساس معيارهاي گرينوالد، ايران دموکراتيک ترين کشور در منطقه است.

دروغ/افسانه شماره ۳: امريکا حامي حقوق بشر، عدالت و منزلت براي تمام انسان‌هاست

بر اساس ماده اول اعلاميه جهاني حقوق بشر سازمان ملل «تمام انسان‌ها آزاد متولد مي‌شوند و از حقوق و منزلت يکساني برخوردارند. انسان‌ها از نعمت عقل و وجدان برخوردارند و بايد در قبال يکديگر با روحيه برادري برخورد کنند.» در مقابل، اصل اول بخش دوم قانون اساسي امريکا به روشني مي‌گويد که دولت اين کشور نماينده چه کساني است: انسان‌هاي آزاد (بخوانيد زمينداران سفيد پوست)؛ ظاهرا سياهپوستان سه پنجم يک انسان به شمار مي‌روند و مردمان بومي نيز در تعريف انسانيت نمي‌گنجند.

جا دارد در رابطه با امريکا و مسئله حقوق بشر، عدالت و منزلت انسان‌ها به مسائل زير اشاره شود:

۱ - کشور امريکا در پي ريخته شدن خون ۱۰ ميليون (يا بر اساس بعضي تخمين‌هاي ديگر، ۱۹ ميليون) انسان بومي ايجاد شد.

۲ - امريکا بيشترين زنداني در سراسر جهان را دارد و امکان حبس يک جوان سياهپوست در اين کشور ۶ برابر بيشتر از امکان حبس يک جوان سفيد پوست است. رنگين پوستان ۶۵ درصد زندانيان امريکا را تشکيل مي‌دهند.

۳ - دولت امريکا به طور مکرر از روش‌هاي مختلف شکنجه مانند القاي حس غرق شدگي، محروميت از خواب، تحقير، عريان سازي، پوشاندن سر زنداني و ديگر روش‌هاي بي‌رحمانه عليه زندانيان در گوانتانامو، ابو غريب؛ بگرام و ديگر زندان‌هاي خود استفاده کرده است.

۴ - امريکا داراي اقتصادي است که باعث شده اين کشور از جنگ جهاني دوم دست کم ۱۰ بار با رکود اقتصادي روبرو شود و دست کم ۳.۵ ميليون نفر از مردم اين کشور بي‌خانمان هستند؛ طبقه متوسط امريکا در حال کاهش است و بيشترين نابرابري درآمدي را در ميان به اصطلاح دموکراسي‌هاي غربي دارد.

۵ - حدود ۵۰ ميليون امريکايي تحت هيچ بيمه درماني نيستند و در امريکا يک بيمه درماني فراگير براي شهروندان اين کشور وجود ندارد. شهروندان امريکايي به طور متوسط دو برابر بيش از ديگر شهروندان کشورهاي غربي حق بيمه درماني پرداخت مي‌کنند.

۶ - امريکا سالانه ۷۰۰ ميليارد دلار هزينه جنگ‌هاي خود مي‌کند و اين در حالي است که اين رقم تقريبا برابر با جمع هزينه نظامي باقي کشورهاي جهان است؛ در عين حال سياستمداران اين کشور اصرار دارند که يک بيمه درماني فراگير بسيار پر هزينه است.

۷ - شرکت‌ها و اعضاي کنگره در امريکا بيش از شهروندان عادي در رابط با مسئله انتخابات قدرت نفوذ دارند
.
۷ - جامعه امريکا مسلح ترين جامعه جهان است و به ازاي هر صد شهروند امريکايي، ۹۰ سلاح گرم وجود دارد و بيش از نيمي از سلاح‌هاي گرم کوچک توليد شده در جهان، در امريکا خريداري مي‌شوند. هندوستان با فاصله زيادي از امريکا در رتبه دوم قرار دارد؛ از هر ۱۰۰ شهروند هندوستاني ۴ نفر سلاح گرم دارند.

با توجه به مسائل و آمار ذکر شده، روشن است که امريکا نگران حقوق شر، عدالت و منزلت انسان نه تنها در کشورهاي ديگ بلکه حتي در خاک خود نيز نيست.

دروغ/افسانه شماره ۴: يک ايران هسته‌اي کل جامعه بين المللي را تهديد مي‌کند

ايران يک کشور صلح طلب است و از سال ۱۷۳۸ ميلادي به هيچ کشوري حمله نکرده است؛ آخرين بار، نادر شاه افشار بود که به هند حمله کرد؛ اين در حالي است که امريکا، همانند متحد صهيونيست خود از بدو تاسيس تقريبا به صورت مستمر در جنگ بوده است. يکي از همکاران پاکستاني من مي‌گويد «فکر نمي‌کنم ايراني‌ها نفرت ورزيدن را بلد باشند.» اين در حالي است که امريکا، به عنوان اولين استفاده کننده از سلاح اتمي، بيش از ۵ هزار کلاهک هسته‌اي در زراد خانه اتمي خود دارد و در عين حال همراه با متحد صهيونيست خود ايران را که هيچ سلاح اتمي در اختيار ندارد، متهم مي‌کند که «بزرگترين تهديد براي صلح جهاني است.»

ايران از سال ۱۹۵۳ هدف امريکا قرار گرفته است. شاه که با پليس مخفي خود موسوم به ساواک عليه مردم ايران وارد جنگ شده بود، در حقيقت در پي کودتاي سال ۱۹۵۳ که منجر به سقوط دولت منتخب محمد مصدق، نخست وزير وقت ايران شد، به روي کار آمد. اين حاکم ستمگر، تحت حمايت امريکا ده‌ها هزار نفر از مردم کشور خود را کشت و اين در حالي بود که امريکايي‌ها چشمان خود را به روي اقدامات وي بسته بودند و تنها زماني چشمانشان به روي حقيقت باز شد که دانشجويان خشمگين ايراني در نوامبر ۱۹۷۹ سفارت امريکا را تسخير کردند.

آنچه در پي اين حادثه آمد، ۳۴ سال تحريم‌هاي خصمانه اقتصادي، حمايت از صدام عليه ايران، سرنگون کردن هواپيماي مسافربري ايران و قتل ۲۹۰ از سرنشينان آن و حملات امريکا به کشورهاي عراق و افغانستان در همسايگي ايران بود که در پي آن هزاران نفر به ايران فرار کردند. و اکنون تحريم‌هاي بيشتري عليه ايران اعمال شده و اتهامات کذبي در مورد برنامه صلح آميز انرژي هسته‌اي اين کشور مطرح شده است. ايران همچنين با تهديد حمله نظامي نيز روبرو شده است.

بر اساس يک تحقيق جديد، حمله احتمالي به تاسيسات هسته‌اي ايران منجر خواهد شد که ۸۵ هزار نفر از مردم اين کشور جان خود را از دست بدهند؛ مردمي که هم اکنون نيز با تحريم‌ها دست و پنجه نرم مي‌کنند؛ و اين در حالي است که اين تحريم‌ها ساز و کار مشخصي در مورد معاملات کالاهاي مجاز مانند دارو و مواد با «قابليت مصرف دوگانه» ندارند. به عنوان مثال، دسترسي به فلورايد خمير دندان در ايران تقريبا غير ممکن است زيرا اين ماده «قابليت کاربرد دوگانه» دارد و در ساخت اورانيوم هکزافلورايد نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

ديگر اقدامات امريکا در راستاي بي‌ثبات سازي ايران شامل موارد زير مي‌شود:

۱ - کنگره امريکا در سال ۲۰۰۶ قانون «آزادي و حمايت ايران» را تصويب کرد. به موجب اين قانون ۱۰ ميليون دلار به گروه‌هاي مخالف دولت ايران اختصاص داده مي‌شود.

۲ - جرج دبليو. بوش، رئيس جمهور وقت امريکا در سال ۲۰۰۷ ميلادي ۲۰۰ ميليون دلار را براي عمليات مخفي جهت ايجاد ناآرامي در ايران اختصاص داد.

۳ - سازمان سيا از گروه شبه نظامي موسوم به جندالله که بارها ايران را هدف حملات خود قرار داده، حمايت کرده است.

۴ - امريکا از سازمان تروريستي منافقين و گروه پژاک در کردستان را حمايت مالي کرده و به اعضاي آنها آموزش نظامي داده است.

دروغ/افسانه شماره ۵: اسلام يک مذهب غيرمنعطف و مروج خشونت است

بيش از يک ميليارد نفر در سراسر جهان پيرو دين اسلام هستند و يا به عبارت ديگر مسلمان هستند. کلمه مسلمان لفظا به معناي کسي است که تسليم شده و اشاره به اين دارد که يک مسلمان، تسليم اراده خداوند يا الله است. در بين سه مذهب ابراهيمي ِ مسيحيت، يهوديت و اسلام، خالص و ناب ترين شکل توحيد توسط اسلام ارائه مي‌شود.

در حقيقت، اسلام پايه و اساس نوعي برادري و اخوت جهاني را تشکيل مي‌دهد. به همين دليل است که اسلام به سرعت رشد کرده است؛ اين دين به مردم اميد مي‌دهد که خود را از چنگال برده داري، چه اقتصادي باشد و چه فيزيکي، نجات دهند. خداوند در آيه ۱۳ سوره مبارکه الحجرات مي‌فرمايد:

« اي مردم! ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و شما را تيره‌ها و قبيله‌ها قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد، (اينها ملاک امتياز نيست،) گراميترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست، خداوند دانا و آگاه است»

ارائه تصوير دقيق و درست از اسلام در رسانه‌هاي غربي به ندرت به چشم مي‌خورد. زماني که مقتدي صدر در راس اخبار بود، رسانه‌هاي غربي همواره وي را با عنوان «يک روحاني شيعه تندرو و ضد امريکايي» توصيف مي‌کردند و هرگز عبارت يک روحاني اسلامي در مورد وي به کار گرفته نمي‌شد. اين امر در مورد آيت الله خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي نيز صدق مي‌کند. آيا يک روايت «منصفانه و متوازن» از امام خميني (ره) در رسانه‌هاي غربي وجود دارد؟ پاسخ روشن است: خير.

نتيجه گيري: حقيقت در مقابل افسانه پردازي

امريکا در حقيقت يک کشور هسته‌اي و امپرياليست با رهبراني متفرعن و متکبر است که شهروندان خود را با کمک افسانه پردازي رسانه‌هاي خود مي‌فريبند. نه ايران، نه اسلام و هيچ يک از گروه‎هاي اسلامي بلکه خود امريکا بزرگترين تهديد براي صلح جهاني ست و از آنجا که تعداد کمي از هموطن‌هاي امريکايي من حقيقت را مي‌دانند، وظيفه من است که به عنوان يک مسلمان حقيقت را در مورد اين افسانه‌ها را بيان کنم. همانطور که رسول خدا (ص) مي‌فرمايد:

«آگاه باشيد كه همگى شما چون چوپان و همگى در برابر هم مسئوليد.»

مترجم: احسان فتاحي

ا ف/ا ف
يورام عبدالله وايلر نويسنده و منتقد سياسي است که تا کنون درباره مسائل مربوط به خاورميانه و سياست‌هاي امريکا ده‌ها مقاله نوشته است. وي که سابق بر اين يک مهندس بوده به دين مبين اسلام گرويده است و اکنون از ديدگاه يک مسلمان شیعه درباره اسلام، عدالت اجتماعي، سياست و اقتصاد مطلب مي‌نويسد. وي در نوشته‌هاي خود بيشتر بر نقش مخرب امريکا در خاورميانه و ديگر نقاط جهان تمرکز دارد.