زناندرارتشآمریکا؛ نیروینظامی یا ابزارشهوترانی؟!
زنان ابزار کامجویی ارتش آمریکا
بر اساس اظهارنظر زنان نظامی آمریکا، زنان در ارتش به عنوان یک جنس پست نگریسته شده و صرفاً به عروسکهای جنسی برای همرزمان مرد خود مبدل شدهاند. یک نظامی آمریکایی در همین ارتباط میگوید: «ارتش آمریکا به این خاطر زنان را استخدام میکند که اسباب خوشی و کامجویی مردان را فراهم نماید و آنها را سرحال نگه دارد! در جنگ ویتنام فاحشههایی استخدام شده بودند تا در اختیار سربازان مرد باشند اما در عراق این افراد استخدام نشدهاند و نظامیان زن نقش آنان را ایفا میکنند.»[9] با توجه به سیاستهای اتخاذ شده در خصوص تجاوز جنسی به زنان، این فرضیهها قابل اثبات است:
تعداد زیادی از زنان مورد تجاوز قرار میگیرند.
کسانی که گزارش دهند خود مورد آزار و اذیّت قرار میگیرند.
مجرمان هیچ بهای سنگینی برای اتهامهای خود پرداخت نمیکنند و حتی گاهی ترفیع درجه پیدا میکنند!
رسانهها به این امر بهایی نمیدهند و مقامهای نظامی هم آن را امری عادی و مربوط به کل جامعه میدانند.
از آنچه که گفته شد و با توجه به شواهد عینی نقل شده، به نظر میرسد کارکرد زنان در ارتش آمریکا بیش از آن که نظامی باشد در زمینهی مسایل جنسی است تا بدین ترتیب نیازهای غریزی نظامیان مرد رفع شده و آنان برای کشتار در میادین جنگی، آمادهتر باشند.
چرا قربانیان گزارش نمیدهند؟
منابع آمریکایی از جمله خود پنتاگون معترف است آمارهای منتشر شده از میزان تجاوز در بین نظامیان آمریکایی بسیار کمتر از مواردی است که به واقع اتفاق میافتد. نتیجهی تحقیقات حاکی از آن است که 90 درصد موارد تجاوز بنا به دلایلی گزارش نمیشود. جوّ ارتش طوری است که کسی جرأت گزارش کردن ندارد و هرکس گزارش دهد به عنوان خائن و نالایق مورد بازخواست قرار میگیرد. حتی یکی از فرماندهان ارتش در پاسخ به اعتراض زنی که مورد تجاوز قرار گرفته بود، اظهار داشته است: «این امور عادی هستند و اتفاق میافتد. بهتر است که این امر توسط دوستان و همرزمان اتفاق افتد تا دشمنان و سربازان خارجی. از طرف دیگر این امر میتواند در دورهی اسارت و ... هم اتفاق افتد و بنابراین تجاوز توسط دوستان میتواند باعث آمادگی برای آن اتفاقات باشد.»[10]
بر اساس گزارش شبکهی «الجزیره»، بیش از 50 درصد از گزارشهایی که ارایه میشود بنا به آنچه که «شواهد و مدارک ناکافی» خوانده میشود، مورد بررسی قرار نمیگیرند. همچنین در اغلب موارد قربانیان مورد آزار، اذیّت و توهین قرار میگیرند تا مجرمان و متهمان. برای مثال، فردی به نام «جنیفر دایر» اظهار داشته است پس از گزارش دادن تجاوز، سه روز در سلول انفرادی حبس شده و او را تهدید نمودهاند که به دلیل وارد کردن اتهامهای بیپایه و اساس و گزارش نادرست، محاکمه خواهند کرد. موارد دیگری هم یافت میشود که افراد متهم به تجاوز نه تنها محاکمه نمیشوند بلکه بارها ارتقای درجه و افزایش حقوق هم کسب کردهاند.
همچنین نمونههایی وجود دارد که فرد پس از آنکه تجاوز به خود را به مقامهای ارشد گزارش داده، به قتل رسیده است. برای نمونه میتوان به خانم «ماریا لاترباخ» اشاره کرد که همین سرنوشت را پیدا کرده است[11]. همچنین روزنامهی «لس آنجلس تایمز» در مقالهای مینویسد: «فرهنگ «سرزنش قربانیان» و «اتحاد و ائتلاف با متخلفان» باعث شده است موارد مربوط به تجاوز مورد بررسی قرار نگیرد.»
«آن ریم» در این ارتباط مینویسد: «برگزاری مراسم باشکوه و پرافتخار تدفین برای کهنه سربازانی که متهم به تجاوز جنسی هستند حامل این پیام است که حتی بدترین و شنیعترین خشونتهای جنسی باعث نمیشود که خدمات نظامی این افراد زیر سؤال برود. این امر باعث میشود که فرهنگ مصونیّت نظامیان از محکومیّتهای طولانی مدت تداوم یافته و آنان بدون کمترین نگرانی از احتمال محاکمه، مرتکب اعمال تجاوزکارانهی جنسی شوند.» نویسنده در ادامه میافزاید: «کنایه آمیز است که با وجود اینکه خشونتهای جنسی جزو جرایم جنگی شناخته میشود اما ارتش خود سعی در تداوم این جنایت دارد.»[12]
افزون بر این، قربانیان امیدی برای رسیدگی واقعی به پروندهی خود را ندارند چرا که اغلب موارد نادیده گرفته میشوند. بر اساس آمار پنتاگون در سال 2006میلادی، حدود 2974 مورد تجاوز گزارش شده است که تنها 292 مورد از آنها بررسی شده و تعداد ناچیزی از متهمان به شکل جدّی جریمه شدهاند. مجازاتها و جرایم متناسب با جرم نیست و ممکن است محکوم شدگان تنها تنزل درجه پیدا کرده و یا میزان ناچیزی از حقوقشان کم شود. همچنین قربانیان به دلیل ترس از تمسخر، آزار و اذیّت بیشتر جرأت گزارش دادن ندارند[13].
آنچه جالبتر مینماید واکنش مقامهای آمریکایی به این موضوع است. سخنگوی پنتاگون توپ را به زمین جامعهی آمریکا انداخته و در اظهارنظری غیرمسؤولانه ابراز داشته است که تجاوز جنسی به زنان مختص به ارتش نمیباشد و موضوعی است که در جامعهی آمریکا رواج داشته و یک مسألهی کلی اجتماعی است[14].
از آنچه پیشتر گفته شد، این سؤال مطرح میشود که آیا زنان برای انجام مأموریت نظامی به کار گرفته میشوند یا صرفاً ابزاری برای رفع نیازهای غریزی سربازان و نظامیان مرد هستند؟ آیا این خشونتهای جنسی نتیجه و محصول فرعی جنگ است؟ آیا نشانهی مرد سالاری حاکم بر ارتش است یا نشانهی فرهنگ و روحیّهی امپریالیستی آمریکاست؟
از دلایل مطرح شده در زمینهی آمار بالای این خشونتها میتوان به این مورد اشاره کرد که مردان در حالت جنگی به لحاظ فیزیکی و جنسی حالت تهاجمی به خود میگیرند. در چنین حالتی اگر فردی چندین دوست و همرزم خود را هم از دست داده باشد به لحاظ روانی حالت تهاجمی شدیدتری به خود میگیرد و در این صورت دیگر سلسله مراتب و فرماندهی و ... از اهمیّت چندانی برخوردار نیست. با توجه به اینکه زنان هم در دسترس آنان قرار دارند بنابراین دست زدن به خشونتهای جنسی برای آنان امری عادی است. حال اگر رهبران نظامی آمریکا در پی آن هستند که از این خشونتها بکاهند باید به دنبال اقدامهای پیشگیرانه و اقدامهای تنبیهی شدیدتری باشند. ولی به ظاهرآنان از این بابت نگرانی ندارند و اختلاط جنسیّتی در بین نظامیان نه تنها دغدغهی خاطری برای آنان نیست بلکه احتمالاً از این کار اهداف و مقاصد دیگری نیز دارند.
دلیل دیگر نیز مربوط به فرهنگ آمریکایی است. بنا به اظهارنظر نظامیان مرد، زنان آمریکایی پوشش و لباس راحتی زندگی شخصی خود را به میادین جنگ میآورند. یک سرباز آمریکایی در این خصوص اظهار میدارد: «وقتی بیرون میآییم زنانی را میبینیم که با لباس شنا و نیمه لخت در حال تفریح هستند و یا در استخرها در حال شنا و یا در حال حمام آفتاب هستند. طببیعی است که این مناظر مردان را اغوا کند.» سرباز دیگری در این خصوص میگوید: «تصور کنید در محیطی زندگی میکنید که هیچ امنیّت جانی و روانی ندارید و در این حالت زنان در دسترس شما قرار دارند آن وقت چه اتفاقی میافتد؟ نباید به زنان اجازهی حضور در ارتش را بدهند.»
مسألهی دیگر باز هم مرتبط به فرهنگ آمریکایی است که زنان به عنوان یک جنس پست دیده میشوند و ابزاری برای کامجویی و لذت جویی مردان به حساب میآیند[15]. افزون بر این باید به تبعات این موضوع نیز اشاره کرد. آمار بالای تجاوز به زنان باعث ایجاد مشکلات روحی، روانی و جسمی دیگری شده و موجب گسترش افسردگی در بین زنان؛ بیمعنا یافتن زندگی، افزایش نرخ خودکشی، افزایش نرخ طلاق، افزایش کودکان نامشروع، ناکارآمدی ارتش و ... میشود[16].
پینوشتها:
[1] -“Today's Women Soldiers” at: http://www.army.mil/women/today.html
[2 ] -“ Gates, R
اين تارنما در تيرماه سال1384 به بهانه سالروز حادثه سقوط هواپيماي ايراني توسط ناو وينسن آمريكايي در خليج فارس تاسيس شد و همانطور كه از اسم آن معلوم است درصدد معرفي تروريست حقيقي است و به عنوان نمونه مصاديق مختلف تروريسم و موارد آشكار نقض حقوق بشر توسط تروريستهاي بينالمللي را خبررساني ميكند و گاهي تحليلهايي از جريانهاي تروريستي در آن اطلاعرساني ميشود.