زندان گوانتانامو: دوزخ زمینی امریکاییها
سلول انفرادي، مجازات ناروا و همچنين بازداشتي
بيپايان. مردم زياد درباره آنها صحبت نميکنند. در شرايط عادي، شما محاکمه
و سپس حبس ميشويد، چيزي که آغازي دارد و پاياني. اما در گوانتانامو شما
هيچ يک از اينها را نداريد.»
به گفته مقامات ارتش امريکا اين
زندانيان مبارزان قانوني نيستند و به عنوان زندانيان جنگ به شمار نميروند.
از اين رو هيچ حقي ندارند. کاملا آشکار است که پس از واقعه ۱۱ سپتامبر،
ارتش امريکا و تشکيلات سياسي آن چگونه کنوانسيون ژنو و قوانين بينالمللي
را ناديده گرفتهاند. براي امريکاييهاي کره زمين يک صحنه نبرد است و ارتش
اين کشور نيز هيچ حد و مرز و قانوني براي جنگ نميشناسد.
براي
بسياري از مردمِ غرب آسان است که شانه بالا بياندازند و بگويند که کاري از
دست ما بر نميآيد. بدتر از همهي اينها شيوه نگرش آنان است: واقعا چه
اهميتي دارد که در جايي مثل گوانتانامو چه اتفاقي ميفتد؟ چيزي که در زندان
خليج گوانتانامو اتفاق ميفتد جنايت عليه بشريت است نبايد فراموش شود. اين
جنايات بايد مورد بررسي قرار بگيرند و افراد مسئول به پاي ميز محاکمه کشيده
و مجازات شوند.
شواهد جنايات زندان خليج گوانتانامو آشکار است و
بايد براي هرگونه دادگاهي به منظور محاکمه افراد مسئول کافي باشد. اتحاديه
آزاديهاي مدني امريکا در سال ۲۰۰۳ دسترسي به اسناد مربوط به بازداشتشدگان
زندان نظامي خليج گوانتانامو را از دولت امريکا خواستار شد. اين در خواست
به انتشار ۱۰۰ هزار سند مربوط به سوء استفاده از افراد نگاه داشته شده در
اين زندان منجر شد. اداره تحقيقات فدرال امريکا (FBI) در سال ۲۰۰۷، بيش از
۸۰۰ سند از اين اسناد را ارائه کرد، اسنادي که ۵۰۰ عدد از آنها به زندان
خليج گوانتانامو مربوط ميشد. مرکز مطالعات حقوق بشري يوسي دويس در امريکا
«پروژه شهادتنامههاي گوانتانامو» را آغاز کرد. اين پروژه اسناد ارائه شده
از سوي اف بي آي را در آرشيوي آنلاين، که مطالعه آن براي عموم آزاد بود
قرار داد. شهادت نامههاي ماموران اف بي آي که از زندان گوانتانامو ديدن
کردند جزئياتي از سوء استفاده جسمي، پزشکي، مذهبي، کلامي، روحي و جنسي از
زندانيان را در بر داشت.
بسياري از زندانيان به ماموران اف بي آي
گفتند که در گوانتانامو شکنجه روشي معمول براي به دست آوردن اطلاعات است.
«هنگامي که درباره شهادتنامه يک زنداني از وي سوال شد، پاسخ داد که چون
مورد ضرب و شتم قرار ميگرفت چنين اظهارنامهاي نوشته است.»
براي در
هم شکستن زندانيان گوانتانامو از شيوههايي چون انزوا و سوء استفاده جسمي و
کلامي استفاده ميشود، پس از آن اين افراد به هر آنچه که بازجويانشان
بخواهند اعتراف خواهند کرد.
«پس از آنکه دو خانم با وي صحبت کردند
به اتاقي تاريک برده شد، در آن اتاق تاريک صورتش را پوشاندند، بر سرش فرياد
زدند و وي را مورد ضرب و شتم قرار دادند. (بازجو شونده) اظهار کرد که پس
از آن هرآنچه که بازجويان خواهان شنيدنش بودند، در اختيارشان قرار داده
است.»
يک زنداني ديگر تجربه هولناک و مشابه خود را با يکي از ماموران اف بي آي در ميان گذاشت.
به
گفته اين فرد، تعداد نامشخصي از نگهبانان وارد سلول وي شدند و شروع به
ناسزا گفتن به وي کردند. نگهبانان وي را «حرامزاده» و ديوانه خواندند.
زنداني براي محافظت از خود روي شکمش خم شد... سربازي به پشت وي پريد و به
صورتش ضربه زد. سپس آنقدر گلويش را فشرد که از حال رفت... به گفته اين فرد
يک نگهبان زن نيز در آنجا حضور داشت که سر او را گرفته بود و به زمين
ميکوبيد، سرپرست زندان وي را در بيمارستان ملاقات کرد و از پزشکان خواست
تا هرچه سريعتر وي را به اردوگاه بازگردانند.»
يکي ديگر از شيوههاي شکنجه براي درهم شکستن زندانيان و وادار کردن آنان به اعتراف انزوا، دما و محروميت از آب و غذا بود:
در
برخي موارد وارد اتاقهاي مصاحبه ميشدم و ميديدم که به دست و پاي
زندانيان زنجير بسته شده است و در وضعيتي نامناسب، بدون صندلي يا آب و غذا
روي زمين قرار دارند. در بسياري از موارد خود را خيس ميکردند و براي ۱۸ يا
۲۴ ساعت و يا حتي بيشتر در همان حالت ميماندند. در يکي از موارد، تهويه
هوا از کار افتاده و هوا آنچنان سرد بود که زندانيانِ برهنه پا از سرما به
خود ميلرزيدند. هنگامي که از نگهبان جريان را پرسيدم، گفت که به من دستور
دادهاند زندانيان را از روز پيش از بازجويي در اين حالت نگاه دارم و اجازه
حرکت نيز به آنان ندهم.»
در اشکال ديگر شکنجه، زندانيان را با سگ
تهديد ميکردند، به آنان ميگفتند که خانوادههايشان دستگير شدهاند و اگر
زنداني صحبت نکند آنان را به خارج از کشور خواهند برد.
اين سوء استفادهها چنان شدت گرفت که بسياري از زندانيان به اعتصاب غذا متوسل شدند.
«وضعيت
روحي بازداشت شدگان آن چنان است که همه آنها در اعتصاب غذا شرکت ميکنند.
آنان از طرز رفتار نگهبانان ناراضي هستند. آنان به سبب اينکه بدون اتهام يا
جرمي در زندان هستند و آزاد نخواهند شد ناراحت هستند.»
بسياري از
زندانيان به دليل رنج و شکنجهاي که متحمل شدهاند دست به خودکشي ميزنند.
سه مورد اول خودکشي افرادي بودند که با دستان بسته خود را با لباسهايشان
دار زده بودند. آلمريندو اوخدا به اين نکته اشاره کرد که چگونه ممکن است
انسان با دستهاي بسته خود را به دار بياويزد؟ وي تحقيقاتي کامل و
بيطرفانه را در رابطه با اين مرگها و تمام آنان که در شرايطي مشکوک در
گوانتانامو مردهاند، خواستار شد . البته جاي تعجب نيست که هيچ يک از اين
خودکشيها بر پايه آنچه ماده ۱۲۱ کنوانسيون ژنو عنوان ميکند، بررسي نشدند.
باراک
اوباما، رئيسجمهور امريکا نه تنها قوانين بينالمللي بلکه دستور خود مبني
بر بسته شدن زندان نظامي گوانتانامو را نيز ناديده ميگيرد. اوباما چند
روز پس از انتخاب مجددش به عنوان رئيسجمهور امريکا قضيه بسته شدن زندان
گوانتانامو را منحل کرد.
به نظر ميرسد دولت اوباما قصد دارد که نه
تنها قوانين بينالمللي را نقض کند، بلکه ميخواهد افرادي که خواهان آشکار
شدن جنايات جنگي امريکاييها هستند نيز به مبارزه بطلبد. جان کرياکو، يکي
از ماموران پيشين سازمان سيا است که افشا کرد شکنجه يکي از سياستهاي رسمي
امريکا در گوانتانامو و ديگر زندانهاي نظامي بوده است. وي به تازگي به
همين خاطر به دو سال حبس محکوم شده است. جان کرياکو اخيرا در مصاحبهاي
درباره چگونگي دستگير نشدن شکنجهگران سازمان سيا، سياستمداراني که شکنجه
را به عنوان سياست رسمي ارتش قلمداد ميکردند، وکلايي که براي تصويب اين
شکنجهها «تحليلي غيرمنطقي» داشتهاند و همچنين ماموراني که در توجيه اين
شکنجهها کتاب مينويسند، سخن گفت. وي افزود که يکي از ماموران پيشين
سازمان سيا را ميشناسد که شواهد مربوط به شکنجه را نابود کرده است و اکنون
کتاب مينويسد و در سراسر واشنگتن درباره مزيت شکنجه سخن ميگويد.
تمام
دنيا خواهان بسته شدن زندان گوانتانامو هستند. پارلمان اروپا، سازمان عفو
بين الملل، سازمان ديدهبان حقوق بشر، اسقف اعظم دزموند توتو و بسياري ديگر
چنين خواستهاي دارند.
«قبل از حادثه ۱۱ سپتامبر، بازداشتهاي
نامحدود تنها از سوي رژيمهايي به کار گرفته ميشد که براي ناديده گرفتن
قانون به خود ميباليدند؛ ديکتاتورهاي جهان. با گذشت نزديک به ۱۱ سال از
زمان افتتاح زندان گوانتانامو، دو دولت موفق امريکايي يعني دولت جورج
دابليو بوش و از سال ۲۰۰۹ نيز، دولت باراک اوباما، نشان داده اند که از اين
ديکتاتوريها بهتر نيستند.»
اين تارنما در تيرماه سال1384 به بهانه سالروز حادثه سقوط هواپيماي ايراني توسط ناو وينسن آمريكايي در خليج فارس تاسيس شد و همانطور كه از اسم آن معلوم است درصدد معرفي تروريست حقيقي است و به عنوان نمونه مصاديق مختلف تروريسم و موارد آشكار نقض حقوق بشر توسط تروريستهاي بينالمللي را خبررساني ميكند و گاهي تحليلهايي از جريانهاي تروريستي در آن اطلاعرساني ميشود.