ریاض درصدد بازی پشت پرده با دمشق و بغداد بود و از مرز مشترک با خلق گروهی که مدعی هر دو کشور است، خود را به سوریه رساند و از آنجا تا بیروت پیش رفت. در ابتدا هدف فقط سقوط اسد بود، اما وقتی عربستان از تحقق این رؤیای خود مأیوس شد، دامنه فتنه را وسعت داد. غرب تا مدتی متوجه چگونگی حرکت مهره‌های شطرنج بر صفحه سوریه نشده بود. رسانه‌های غربی مرتب هشدار می‌دادند ارسال سلاح به سوریه، باعث قوت گرفتن تروریستها وافراطیونی چون داعش می‌شود. آنها درست می‌گفتند، اما درست‌تر آن بود که این افراطیون نیازی به تسلیحات غرب نداشتند، زیرا به آسودگی از مرز بی در و پیکر عربستان باصحرای الانبار، هر چه را می‌خواستند به عراق و سپس از مرزهای مشابه با سوریه، به مناطق درگیری می‌رسانند. بنابراین ناظران غربی نیز وقتی تجهیزات سنگینی چون تانک، توپخانه و سلاحهای مشابه دراختیار داعش را در تلویزیونهایشان دیدند، شگفت زده شدند. آنها درمانده بودند که این مهمات وتجهیزات سنگین چگونه به جبهه‌های جنگ سوریه حتی تا نزدیکی دمشق رسیده‌اند. شهر حلب را توان پیش بینی نشده این سلاحها تصرف کرد، نه توان انسانی داعش. اینجا بود که غرب دریافت از دستگاه امنیتی عربستان بازی خورده است و بنابراین ورق برگشت، هم در صحنه نبرد دیپلماسی که دیگر اسد را چندان نکوهش نمی‌کرد و از حمله نظامی به سوریه چشم پوشیده بودند و هم در آن صحنه که مسیرهای صحرای الانبار را با کمک وهشدار به مالکی در عراق مسدود کردند. این بود که داعش یا همان بازوی امنیتی عربستان نقاب از چهره برداشت و فلوجه را تصرف کرد. زیرا گلوگاهش درحال انسداد بود. حال باید دید که غرب باتوجه به خطرات این بازی در عمل سمت اسد و مالکی رامی‌گیرد یامقابل ریاض نرمش نشان خواهد داد.