حمله تروریستهای تحت حمایت امریکا و عربستان به مالزی
در
حالي که غرب در مورد هويت شبه نظاميان ِبه دام افتاده در جنگلهاي ايالت
صباح مالزي اظهار بياطلاعي ميکند، سازمانهاي شبه نظامي اعلام کردهاند
که هزاران نيروي پشتيبان را در فيليپين آماده کردهاند تا براي شعله ور
کردن درگيريها در مالزي به اين کشور اعزام شوند. يک روزنامه مالزي در
گزارشي با عنوان «۱۰ هزار تائوسوگ به صباح ميروند» نوشت:
يک مقام
جبهه ملي آزادي مورو روز سه شنبه گفت، هزاران تائوسوگ (يک گروه قومي) از
باسيلان، سولو و تاوي-تاوي به منظور پشتيباني از اعضاي ارتش به اصطلاح
سلطنتي سولو که در حال مبارزه با نيروهاي امنيتي مالزي هستند، به ايالت
صباح رفتهاند.
جبهه ملي آزادي مورو يکي از چندين شعبه القاعده در
جنوب شرقي آسيا و نسخه تازهاي از گروه تروريستي بدنام ابوسياف است؛ ابو
سياف يک سازمان تروريستي مرتبط با القاعده است که در فهرست سازمانهاي
تروريستي خارجي وزارت امور خارجه امريکا قرار دارد.
سازمانهاي
تروريستي فيليپين که در جزاير جنوبي اين کشور مستقر هستند، مدتهاست که با
القاعده در ارتباط بوده و از حمايت و پشتيباني مالي عربستان سعودي برخوردار
هستند. خبرگزاري فرانسه سال ۲۰۱۰ در مقالهاي تحت عنوان «ويکيليکس:
امريکا، به ارتباط سفير عربستان در فيليپين با تروريسم مظنون است» گزارش
داد:
بر اساس اسناد ديپلماتيکي که ويکيليکس در هفته جاري منتشر
کرد، امريکا به نقش احتمالي سفير عربستان در فيليپين به حمايت مالي از
تروريستها مظنون است.
در اين گزارش همچنين آمده است:
بر اساس يک نامه محرمانه، فرانسيس تاونسند به نقش والي در آزادي دو عضو يک سازمان خيريه در فيليپين اشاره کرد.
اين سازمان، مظنون به انتقال وجوه به گروههاي مرتبط با القاعده که در فيليپين مستقر هستند، ميباشد.
در ادامه اين گزارش ميخوانيم:
در
يک نامه سفارت امريکا در ۲۴ فوريه ۲۰۰۷ آمده است، سازمان خيريه مظنون به
حمايت مالي از تروريسم در فيليپين، سازمان بين المللي امداد اسلامي است.
آژانسهاي اطلاعاتي گفتهاند اين سازمان توسط محمد جمال خليفه برادر همسر
اسامه بن لادن، سرکرده القاعده ايجاد شده است.
در پايان گزارش خبرگزاري فرانسه آمده است:
به
طور کلي، اسناد ويکيليکس حاکي از اين است که عربستان سعودي منبع اصلي
حمايت مالي از گروههاي تندرو اسلامي مانند القاعده، طالبان، لشکر طيبه و
... است.
بدون ترديد عربستان سعودي منبع مالي اصلي القاعده است و در
حال حاضر از گروههاي وابسته به القاعده از مالي تا ليبي و از سوريه تا
عراق حمايت مالي و تسليحاتي ميکند. گزارشهاي زيادي از نهادهاي غربي از
جمله مرکز مبارزه با تروريسم وست پوينت امريکا حاکي از اين است که عربستان
رکن اصلي کمپين و هجمه تروريستي القاعده است.
مرکز مبارزه با
تروريسم وست پوينت طي دو گزارش، فاش ميسازد که يک شبکه بزرگ تروريستي تحت
مالکيت سعوديها از سراسر جهان نيرو به خدمت گرفته و از تروريستها حمايت
مالي و تسليحاتي ميکند و همچنين ميتواند ارتشي از نيروهاي مزدور را به هر
کشوري که ميخواهد، وارد کند. در آن زمان، کشورِ هدف، عراق بود. در سال
۲۰۱۱ ليبي بود و اکنون سوريه است. همان شبکهاي که سربازان امريکايي در
عراق با آن مبارزه کردند، امروز به شکل اثبات پذيري در سوريه براي طرح
امريکا جهت تغيير رژيم در آن کشور به کار گرفته شده است.
و در حالي
که همگان حتي رسانههاي جريان اصلي غرب پذيرفتهاند که عربستان سعودي حامي
و مروج تروريسم از جمله حملات تروريستي ۱۱ سپتامبر است، واشنگتن روابط
عميق اقتصادي و نظامي چندين دههاي خود با نظام پادشاهي خودکامه سعودي را
حفظ کرده است.
امريکا در داخل عربستان داراي پايگاههاي نظامي
دائمي ست، ارتش عربستان را حمايت ميکند و اخيرا بزرگترين پيمان فروش سلاح
در تاريخ روابط خود با عربستان را منعقد کرده است. علاوه بر همه اينها،
دستگاه سرکوبگر امنيت داخلي عربستان ساخته و توليد مستشاران و عوامل
امريکايي است.
همچنين خاندان سلطنتي عربستان و اعضاي فرچون ۵۰۰
(پانصد شرکت بزرگ امريکايي) داراي مناسبات عميق اقتصادي و سياسي هستند.
منافع شرکتي عربستان سعودي (تحت هدايت مستقيم خاندان آل سعود) بواسطه
شرکتهايي مانند شوراي تجاري امريکا-عربستان به طور مستقيم با منافع وال
استريت و لندن گره خورده است.
اين فرايند همچنين شامل خانواده بن
لادن نيز ميشود؛ گروه چند ميليارد دلاري بنلادن (Binladin Group) يکي از
اعضاي فعال شوراي تجاري امريکا و عربستان است و نقشي عمده در روند تصميم
گيري در مورد منافع جمعي عربستان-امريکا و همچنين منافع ژئوپوليتيک آن دو
ايفا ميکند. از يک لحاظ، دو خانواده بن لادن و بوش در يک دسته مشابه قرار
ميگيرند زيرا هر دو خانواده در شرکت سهامي کارلايل نقش داشتند. در حقيقت،
اعضاي خانواده بوش و بن لادن بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به افتخار هم شراب
نوشيدند چرا که اين حملات اين دو خانواده را در دهه آتي به شکل باورنکردني
ثروتمند کرد.
اين مسئله خصوصا در ليبي و سوريه به خوبي روشن شد
که استفاده عربستان سعودي از نيروهاي مزدور القاعده هم در راستاي منافع اين
کشور و هم در راستاي جاه طلبيهاي ژئوپوليتيک غرب از جمله سياست تغيير
رژيم آن در جهان است. و اکنون به طور شگفت انگيزي هم عربستان و هم غرب هر
دو به دنبال تغيير رژيم در کشور مالزي هستند؛ کشوري که در حال حاضر دوست سه
کشور روسيه ، ايران و چين است.
غرب به دنبال ايجاد يک رژيم وابسته در مالزي است
غرب سالهاست که از انور ابراهيم نامزد مخالفان دولت در مالزي حمايت ميکند.
انور
ابراهيم، رئيس ائتلاف مخالفان دولت مالزي، مدتهاست که کمر به خدمت منافع
غرب بسته است. وي در سال ۱۹۹۸ رئيس کميته توسعه بانک جهاني و صندوق بين
المللي پول بود و همچنين در دانشکده روابط پيشرفته بين الملل در دانشگاه
جان هاپکينز داراي پستهاي آکادميک بود. ابراهيم مدتي نيز مشاور بانک جهاني
و از اعضاي هيئت مراسم «جوايز دموکراسي» وابسته به سازمان موسوم به موقوفه
ملي براي دموکراسي بود. اين سازمان امريکايي همان نهادي است که گروههاي
تابعه آن از ائتلاف برسيح حمايت ميکنند. برسيح يک جنبش خياباني ساختگي در
حمايت از دموکراسي در مالزي است که در حقيقت براي خدمت رساني به جاه
طلبيهاي سياسي انور ابراهيم ايجاد شده است.
فعاليتهاي خياباني
برسيح از الگوي جهاني «انقلابهاي مخملي» پيروي ميکند. غرب با کمک اين
الگو و تحت لواي «ارتقاي دموکراسي» در فرايندهاي سياسي کشورها دخالت کرده و
در آنها رژيمهاي وابسته ايجاد ميکند.
ارتباط انور ابراهيم با
«اسلام گرايان»، جنبش براندازانه و از پيش فعال برسيح و حمايت هميشگي
حاميان غربي وي از تروريسم جهاني به عنوان يک ابزار بين المللي اين احتمال
را مطرح ميکند که جنبش وي در تجاوز شبه نظاميان به مالزي آن هم تنها چند
ماه قبل از انتخابات عمومي سال ۲۰۱۳ همدست باشد.
شايد به همين دليل
است که رسانههاي غربي چنين درگيري قابل توجه و مهمي را به خوبي مورد پوشش
قرار نميدهند. با توجه به اينکه اين شبه نظاميان از يک کشور متحد امريکا
يعني فيليپين به مالزي حمله کردهاند و همچنين با در نظر داشتن نقش فعلي
فيليپين در حمايت از «محور» امريکا در آسيا و مهمتر از همه کمک به مقابله
غيرمستقيم اين کشور با چين، ميتوان به وجود عناصر گستردهتر منطقهاي در
درگيريهاي مالزي پي برد. امريکا قصد دارد به کمک آنگ سان سو چي در
ميانمار، سلسله مستبد تاکسين شيناواترا در تايلند و انور ابراهيم در مالزي
در اين کشورها جبههای از رژيمهای وابسته و مشتري ايجاد کند. اين جبهه
همسو با تمايل ديرينه امريکا براي محاصره و مهار چين، در مقابل منافع پکن
قرار خواهد گرفت.
اين امر در انجمن آسهآن و به قيمت از بين رفتن ثبات و رونق اقتصادي در آسيا محقق خواهد شد.
آينده
آسيا در هالهاي از ابهام قرار دارد و بنابراين درگيريهايي مانند مبارزه
مالزي با بنيادگرايان مسلح در صباح شايد توسط رسانههاي غربي مورد پوشش
قرار نگيرد اما رسانههاي جايگزين بايد چنين درگيريهايي را پوشش دهند. اين
جنون لجام گسيختهاي که ريخته شدن خون افراد در سواحل مالزي را در پي
داشته و همچنين تلاشهاي انور ابراهيم، مهره غرب در مالزي براي تحريک
اعتراضات خياباني عليه دولت اين کشور، به خوبي نشان ميدهد که نظم بين
المللي انگليسي - امريکايي تا چه حد خطرناک است و تا چه حد گستره آن توسعه
پيدا کرده است.
ما بايد منافع شرکتهاي بزرگ را که هدايت کننده اين
دستور کار است، شناسايي کرده و با تحريم اين منافع به نفوذ غرب در جهان
پايان دهيم.
اين تارنما در تيرماه سال1384 به بهانه سالروز حادثه سقوط هواپيماي ايراني توسط ناو وينسن آمريكايي در خليج فارس تاسيس شد و همانطور كه از اسم آن معلوم است درصدد معرفي تروريست حقيقي است و به عنوان نمونه مصاديق مختلف تروريسم و موارد آشكار نقض حقوق بشر توسط تروريستهاي بينالمللي را خبررساني ميكند و گاهي تحليلهايي از جريانهاي تروريستي در آن اطلاعرساني ميشود.