X
تبلیغات
تروريست حقيقي
فیلم قتل راننده تاکسی توسط پلیس + ۱۸
2013/3/4 ساعت 10:59 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )
۹۱/۱۲/۱۲ - ۰۸:۴۶ ۲۰۱۳/۳/۲
-->

فیلم قتل راننده تاکسی توسط پلیس + ۱۸

نتشار فیلم قتل بی‌رحمانه یک راننده تاکسی در آفریقای جنوبی به تظاهرات علیه خشونت پلیس در این کشور منجر شد.

به گزارش فرهنگ نیوز، آفریقای جنوبی ۸ افسر پلیس این کشور را که به قتل بی‌رحمانه یک راننده تاکسی متهم هستند از خدمت معلق کرد.

در حادثه‌ای که روز گذشته در شهر «دیوتن» آفریقایی جنوبی به وقوع پیوست، پلیس این کشور مردی با دستان دستبند زده شده را به عقب یک خودرو بسته و سپس در یک خیابان شلوغ روی زمین می‌کشاند.

یک رهگذر از این صحنه فیلمبرداری کرده و آن را به یک روزنامه محلی داده است. انتشار این فیلم به تظاهرات‌هایی علیه خشونت پلیس این کشور منجر شد.

در گزارش اصلی پلیس آمده است که مقتول یک راننده تاکسی ۲۷ ساله بوده که به علت ایجاد ترافیک و مقاومت در برابر پلیس دستگیر شده بود.

فیلمی که از این حادثه ضبط شده است را در زیر ببینید. (هشدار: این فیلم حاوی صحنه‌های دلخراش است)


آیت‌الله خامنه‌ای به معنای واقعی کلمه رهبر مذهبی با نفوذ تمام شیعیان جهان است
2013/3/4 ساعت 10:47 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )
سناتور سابق آمریکا در گفتگو با فارین پالسی از مشاهداتش در تهران گفت
آیت‌الله خامنه‌ای به معنای واقعی کلمه رهبر مذهبی با نفوذ تمام شیعیان جهان است

خبرگزاری فارس: یک سناتور سابق آمریکایی با تأکید بر اینکه تحریم‌ها، ایران را مستقل کرده است و اینکه رهبر ایران حقیقتاً روحانی با نفوذ تمام شیعیان جهان محسوب می‌شود، اعلام کرد که آمریکا باید از الگوی سیاسی ایران درس بگیرد.

خبرگزاری فارس: آیت‌الله خامنه‌ای به معنای واقعی کلمه رهبر مذهبی با نفوذ تمام شیعیان جهان است

به گزارش خبرگزاری فارس، ایران اخیرا میزبان کنفرانسی با موضوع «هالیوودیسم» در تهران بود که با حضور گروه‌های بین المللی فعالان،‌ شخصیت های دینی، فیلم سازان، سیاستمداران برگزار شد و محور آن بحث درباره ایدئولوژی فیلم‌های هالیوودی بود.

بسیاری از شرکت کنندگان در این کنفرانس به صورت خاص به بحث درباره فیلم هایی مانند «آرگو» که یک فیلم ضد ایرانی با دستور کار اسلام هراسی بود و اخیرا برنده جایزه اسکار نیز شد، پرداختند.

یکی از شرکت کنندگان در این کنفرانس که حضورش بسیار تعجب آور بود، چهره ای به نام «مایک گراول» سناتور دو دوره قبل ایالت «آلاسکا» آمریکا بود که در انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری سال 2008 میلادی میان حزب دموکرات شرکت داشت و بیشتر شهرت وی به دلیل افشای اسناد وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) است.

گراول از زمانی که سیاست‌های انتخاباتی را ترک کرد، در حمایت از پایگاه افشا گرانه اسناد محرمانه آمریکا موسوم به «ویکی لیکس» سخنرانی داشته و خواستار تحقیقات جدید درباره حملات تروریستی 11 سپتامبر شده است.

بر اساس نوشته روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز»، این سناتور سابق آمریکا در کنفرانس هالیوودیسم اینطور استدلال کرده است که بحث درباره راه های صنعت سینمای آمریکا برای به تصویر کشیدن ایران به منظور جلوگیری از به راه افتادن یک جنگ احمقانه، اساسی است.

مجله آمریکایی «فارین پالسی» اخیرا در تماسی تلفنی با این چهره آمریکایی 83 ساله که در کالیفرنیا زندگی می کند، گزارشی از برداشت های او از سفرش به تهران تهیه کرده است که در ادامه ارائه می گردد:

* برگزاری سومین کنفرانس هالیوودیسم؛ بهانه حضور سناتور سابق آمریکا در تهران

گراول در پاسخ به این سوال که چه کسی از او برای حضور در کنفرانس هالیوودیسم ایران دعوت کرده و چگونگی این دعوت، اینطور پاسخ داده است که: من مدت ها بود که به فکر رفتن به تهران بودم. من 40 سال پیش زمانی که در سنا فعالیت داشتم به مدت چندین روز در تهران بودم و بنابراین، امیدوار بودم که بتوانم در آنجا سخنرانی داشته باشم اما خودم به تنهایی استطاعت انجام چنین سفرهایی را در صورتی که بودجه آنها تامین نمی شد، نداشتم. بنابراین، آنچه اتفاق افتاد و بدون اطلاع من نیز بود، برگزاری سومین کنفرانس هالیوودیسم بود.

این سناتور سابق آمریکایی در ادامه اعلام کرد که فردی به نام «کوین برت» استاد سابق دانشگاه «ویسکانسین» و محقق حادثه 11 سپتامبر که گراول در برنامه های تلویزیونی و رادیویی او غالبا سخنرانی داشته است، به مقامات ایران پیشنهاد می کند که گراول را برای حضور در این کنفرانس دعوت کنند.

خبرنگار نشریه فارین پالسی در ادامه با اشاره به اینکه بسیاری از شرکت کنندگان در کنفرانس هالیوودیسم تهران اینطور استدلال کرده اند که انگیزه ساخت فیلم های هالیوودی مانند آرگو تامین برخی از دستور کارهای ضد ایرائی و تحت حمایت اسرائیل بوده است، نظر گراول را در این باره پرسید.

* فیلم‌های هالیوودی در حال تباه کردن فرهنگ انسانی در سراسر جهان است

این شخصیت آمریکایی با اشاره به علاقه شدیدش به فیلم گفت که: ایرانی ها در عمل یک دیدگاه مذهبی دارند و احساس می کنند که برخی از افراط گرایی های هالیوود فرهنگ انسانی را در سراسر جهان به تباهی کشانده اند و به همین دلیل است که تلاش می کنند تا چنین کنفرانس هایی داشته باشند.

گراول ادامه داد: ایرانی ها می خواهند تلاش کنند تا ببینند آیا می توانند جایگزینی برای هالیوودیسم ایجاد کنند یا نه و من فکر میکنم که آنها می توانند در عرصه فیلم های خود تاثیر گذار باشند. بخشی از این روش این بود که ایرانی ها به عنوان بخشی از این کنفرانس، دو و یا شاید 20 و یا تعداد بیشتری فیلم به ما دادند تا تماشا کنیم و بنابراین، من این کار را انجام می دهم تا ببینم آنها چقدر واقع گرا هستند.

* تحریم‌ها ایران را کاملا مستقل کرده است/ رونق تهران مانند یک شهر طبیعی است

گزارشگر فارین پالسی در ادامه درباره برداشت های کلی گراول از ایران پرسید که وی پاسخ داد: من نمی توانم به شما بگویم که مردم ایران چقدر صمیمانه برخورد می کنند و چقدر اهل بخشش و با ملاحظه هستند و چیزی که برای من بسیار تعجب آور بود این است که اگر شما رسانه های آمریکا را دنبال کنید، اینطور فکر می کنید که ایرانی ها در وضعیت بدی قرار دارند اما من به شما می گویم که تردیدی نیست که تحریم ها موجب ناراحتی می شوند اما در بلند مدت بهترین اتفاقی هستند که برای ایران افتاده است.

گراول گفت: تحریم ها ایران را به طور کلی مستقل ساخته است و آنها را وادار کرده تا فعالیت اقتصادی خود را درونی کنند. ما حدود 10 مایل داخل پایتخت ایران، جائی که یک بزرگراه عالی در حال ساخته شدن است، حرکت کردیم. من به شما می گویم که تهران یک محل کار شگفت انگیز بود. بنابراین این شهر مانند یک شهری بود که کاملا طبیعی رونق داشت. تهران رفاه داشت و شما می توانید این موضوع را از روی ترافیک شهری بفهمید.

مایک گراول

*‌ ایرانی ها همان کاری را انجام می دهند که یک کشور در حال توسعه مشغول انجام آن است

این سناتور سابق آمریکایی افزود: معماری ها بی نهایت جذاب و خیره کننده بود و آنچه که در ایران اتفاق افتاده،‌ این است که این کشور وادار شده است تا مستقل شود و این دقیقا همان چیزی است که یک کشور در حال توسعه انجام می دهد. شما مجبورید کالاهای داخلی تولید کنید و بعد از آن، این کالاها را به صورت کاملا رقابتی صادر کنید زیرا ارزش پول شما کم شده و این همان چیزی است که در ایران در جریان است.

* آمریکا نمی‌داند که تحریم‌‌ها علیه ایران،‌ نتیجه معکوس دارد

گراول گفت: من فکر نمی‌کنم که آمریکا از این موضوع آگاهی داشته باشد که کاری که در حال انجام آن با ایران به بهانه رسیدن به یک راه حل در آن گوشه جهان است، نتیجه معکوس داشته باشد.

*‌ تحریم‌ها غیرقانونی هستند/ عربستان سعودی را تحریم کنید نه ایران را

خبرنگار فارین پالسی در ادامه از تفکر گراول درباره اجتناب ناپذیری جنگ میان آمریکا و ایران پرسید که این سناتور سابق آمریکایی اینطور پاسخ داد که از دیدگاه او تحمل مردم آمریکا در برابر تهاجم به ایران بیشتر از 30 روز طول نخواهد کشید اما سیاستمداران فکر می کنند که می توانند هر کاری را می خواهند، انجام دهند.

گراول افزود: اجازه دهید اظهارات خود را تکمیل کنم. تحریم ها غیرقانونی هستند و من نمی دانم که ایران چه کاری کرده است که مجوز اعمال این تحریم ها علیه آنها داده شده است. اگر شما می خواهید کسی را تحریم کنید، عربستان سعودی که وهابیت و نفرت از امت ها را پرورش می دهد، را تحریم کنید. این رویکرد شیعه نیست. شیعه بخش لطیف‌تر اسلام است و آیت الله خامنه ای به معنای واقعی کلمه رهبر مذهبی بانفوذ تمام شیعیان جهان است.

* دولت اوباما در قبال ایران به شدت ریا می‌کند/ ایرانی‌ها به دنبال بمب اتم نیستند

خبرنگار فارین پالسی در ادامه مصاحبه تلفنی خود، دیدگاه گراول را درباره اظهارات علنی دولت «باراک اوباما» رئیس جمهوری آمریکا در رابطه با جلوگیری از وقوع جنگ با ایران پرسید که این چهره آمریکایی در پاسخ با اشاره به اینکه به سخنان اوباما در این باره باور ندارد، گفت: من فکر می کنم که متاسفانه از جانب دولت اوباما ریاکاری عظیمی وجود دارد. امام خامنه ای بسیار واضح اعلام کرده است که ایرانی ها به دنبال به دست آوردن بمب نیستند زیرا قرآن به آنها اجازه این کار را نمی دهد.

گراول گفت: امام خامنه ای رهبر کشور ایران و رهبر روحانی تمام شیعیان جهان است و در بیانیه ای اعلام کرده است که قرآن وجود بمب اتم را تحمل نمی کند. اکنون،‌ اگر شما به ظاهر نگاهی بیندازید، می بینید که چیزهای زیادی هستند که کمی مسخره به نظر می آیند. مانند زمانی که رئیس جمهور آمریکا می گوید: «خب ما اکنون یک خط قرمز تعیین کرده ایم و شما نمی توانید از آن عبور کنید».

این سناتور سابق آمریکایی افزود: ایرانی ها نمی خواهند از خط قرمزی عبور کنند، آنها این نکته را پیشتر مکررا گفته اند. هیچ برآورد اطلاعاتی مبنی بر اینکه نشان دهند ایرانی ها دنبال بمب هستند نیز به هیچ وجه وجود ندارد.

خبرنگار فارین پالسی از گراول پرسید که آیا او در ملاقات با مقامات ایران شاهد استقبال آنها از دیدگاه های مخالف بود یا خیر، که گراول در پاسخ اینطور گفت: بله. آنها دارای افکار خیلی بازی هستند زیرا می دانند که نباید کورکورانه عمل کنند.

* تعریف سناتور سابق آمریکا از الگوی سیاست و نظام دینی ایران

این شخصیت آمریکایی گفت: چیزی که مرا مجذوب خود کرده این بود که من در طول 25 تا 30 سال گذشته توجه خود را روی ساختار دولت ایران و چگونگی تلاش شان در جامعه برای حاکمیت بر خودشان متمرکز کردم و به دنبال الگو بودم مانند الگوی سوئیس برای دموکراسی مستقیم. اما ایرانی ها یک الگوی جالب دارند. آنها نظامی سیاسی و یک حکومت دینی دارند و به نظر می رسد که کارآمد نیز بوده است.

گراول افزود: اکنون تمام آن چیزی که می توانم به شما بگویم این است که دلیلی برای ترس وجود ندارد و آنچه ما باید انجام دهیم، تشویق مدل هایی مانند مدل ایران است تا ببینیم چطور فعالیت می کنند و چه سهمی در کمک به دولت دارند.

*‌ آمریکا باید از الگوی سیاسی ایران درس بگیرد

خبرنگار فارین پالسی در انتهای مصاحبه خود با گراول، از وی پرسید که آیا از نظر او آمریکایی ها می توانند از الگوی سیاسی ایران درس بگیرند یا خیر، که گراول در پاسخ گفت: بله من فکر می کنم که ما می توانیم. در چندین نشست من مجبور بودم بنشینم و به فکر فرو بروم در حالی که ایرانی ها نماز می خواندند و دعا می کردند. این امر حاوی یک پیام برای ماست. ایرانی ها یک کشور موفق دارند و هیچ شکی در این باره وجود ندارد. آنها یک کشور بسیار موفقند و در حال رنج بردن از نتیجه بی عدالتی های ما هستند.

موضوعات مرتبط: حمايت

اسلام ستیز هلندی به دین مبین اسلام مشرف شد
2013/3/3 ساعت 1:4 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

اسلام ستیز هلندی به دین مبین اسلام مشرف شد


۱۲ اسفند. ۱۳۹۱

” آرنود فان دورن ” عضو سابق جناح راست‌گرای افراطی و اسلام‌ستیز هلند موسوم به آزادی ، به دین مبین اسلام مشرف شد.
به گزارش امروز (شنبه ) خبرگزاری ایکنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی «islamic-events.be»، ” آرنود فان دورن “، عضو سابق جناح راست افراطی هلند که توسط «گیرت ویلدرز »، نماینده اسلام‌ستیز پارلمان هلند ، هدایت می‌شود ، اسلام آورد .

آرنود فان دورن ، این خبر را در پایگاه اجتماعی توئیتر تحت عنوان «یک شروع تازه» عنوان کرد و در ادامه نیز شهادتین را در این پایگاه به زبان عربی به نمایش گذاشت.

موضوعات مرتبط: اقبال به اسلام

ماجرای ذبح4دختر سوری توسط تروریستها
2013/3/2 ساعت 12:6 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

ماجرای ذبح4دختر سوری توسط تروریستها

یک تروریست مسلح به نام "حسام علی بکور" که به اسارت نیروهای ارتش سوریه در آمده، در مصاحبه با تلویزیون این کشور به جنایاتی از قبیل آدم ربایی، تجاوز به عنف و قتل شهروندان بی گناه در حمص و نیز همکاری با گروهک القاعده عراق و مشارکت در حملات تروریستی در این کشور اعتراف کرد.
به گزارش "ناصرون" به نقل از العالم، بکور که اعترافاتش از تلویزیون سوریه پخش شد، گفت: هنگامی که در منطقه بابا عمرو ساکن بودم، فردی به نام محمد العلو از من خواست که با وی به عراق سفر کنم و به نیروهای القاعده بپیوندم. ما به طور غیرقانونی به عراق رفتیم و در بغداد به گروه مسلح بزرگی شامل بیش از ۲۰۰ عضو که وابسته به القاعده بود، پیوستیم و سلاح هایی در اختیار ما گذاشته شد و آموزش دیدیم.

پس از آن بود که اقدامات تخریبی خود را آغاز کردیم. محمد العلو ۹ روز بعد به من گفت که مأموریت مان در عراق پایان یافته و باید به سوریه برگردیم، لذا سلاح های خود را تحویل دادیم و مخفیانه به سوریه برگشتیم.

بکور ادامه داد: وقتی به سوریه برگشتیم که بحران این کشور آغاز شده بود. به "بابا عمرو" رفتیم و به افراد مسلح پیوستیم و حمله به ایست های بازرسی ارتش را آغاز کردیم. محمد العلو سلاح هایی را که از عراق می آورد، در اختیار ما قرار می داد.

وی در ادامه اعترافات خود گفت: یک روز محمد العلو از من خواست که ۴ دختر را در منطقه بابا عمرو برباییم. من به همراه ۴ فرد مسلح دیگر، چهار دختر را ربودیم و به زیرزمینی نزدیک میدان بابا عمرو بردیم و چشم های آنها را بستیم و فردای آن روز آنان را مورد اذیت و آزار قرار دادیم. پس از سه یا چهار روز محمد العلو به من گفت که طبق فتوای صادره باید این چهار دختر را سر ببریم. سپس به من یک خنجر و مقداری پول داد و من هنگامی که سر یکی از آنها را می بریدم "الله اکبر" می گفتم و سه فرد مسلح نیز سه دختر دیگر را سر بریدند.

بکور افزود: ما سپس ۱۰ شهروند دیگر را در مناطق مختلف حمص ربودیم و به زیرزمینی منتقل کردیم و مدتی بعد آنها را سر بریدیم و اجساد آنها را با خودرو به یک قبرستان بردیم و دفن کردیم. از عملیات دفن آنها فیلمبرداری کردیم و فیلم را به شبکه های خبری از جمله الجزیره فرستادیم تا این شبکه ها اعلام کنند که ارتش سوریه این ده نفر را کشته است.


از آمیای صهیونیست ها تا آرمیتای ایرانی ها + فیلم
2013/3/2 ساعت 11:59 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )
تکلیف آمیا برای ما ایرانی ها مشخص است و با تحقیقات آتی مشخص تر هم خواهد شد و از نقش دول غربی و در راس آن آمریکا و رژیم صهیونیستی پرده برداشته می شود اما براستی تکلیف آرمیتا چه خواهد شد؟
با وجود مخالفت رژيم اسرائيل و متحدان غربي‌اش، قانون گذاران آرژانتيني قرار است توافق با ايران بر سر تشکيل «کميسيون حقيقت ياب» براي بررسي درباره بمب گذاري سال ۱۹۹۴ در مرکز يهوديان در بوئنوس آيرس را تصويب کنند.

به گزارش سرویس بین الملل بی باک، نام ایران و آرژانتین هر از چندگاهی در راس اخبار بین المللی و در کنار هم قرار می گیرد و این نه از جهت روابط دیپلماتیک و صلح و دوستی رایج بین دو ملت بلکه اغلب به بهانه طرح داستان همان روایت قدیمی با نام " پرونده آمیا ".

 پرونده آمیا درباره انفجار مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس است که  در سال ۱۹۹۴ اتفاق افتاد و  صهیونیست ها برخی از مقامات ایرانی را در این حادثه متهم می کنند تا به این بهانه همواره مانع ارتباطات نزدیک دولتهای ایران و آرژانتین شوند. در سالهای گذشته یهودیان که دارای لابی قدرتمندی در این کشور هستند، خواستار پییگیری این پرونده با رویکرد و القائات آنان می شدند اما در این پرونده نیز همچون سایر موضوعاتی مانند یازده سپتامبر و هولوکاست کسی اجازه تحقیق با رویکرد حق طلبانه و عدالتخواهانه ندارد.

 هکتور تيمرمن وزير امور خارجه آرژانتين در نشست مشترک با مجلس نمايندگان جايي که وي از توافق با ايران براي بررسي بمب گذاري آميا دفاع مي‌کرد، گفت: «من از شما نمايندگان کنگره درخواست دارم تا از قربانيان و اجراي عدالت حمايت کنيد. اين شما هستيد که تصميم مي‌گيريد که اين پرونده به جريان بيافتد يا فلج (نيمه کاره) باقي بماند.»

وي افزود: «در هر گامي که بر مي‌دارم، اين موضوع را در ذهن دارم که مردم آرژانتين با رنج هاي فراوان اين مسئله را آموخته‌اند که عدالت و نه قتل و اعدام بايد دنبال شود. ما بايد به دنبال حقيقت باشيم و نه انتقام. همه قربانيان لايق آن هستند که بدانند ما آنها را فراموش نکرده‌ايم.»

با توجه به کنترل دولت بر کنگره، کميته هاي روابط خارجي، عدالت و امور قانون اساسي تاييد خود را در قبال اين توافق با ايران اعلام کرده‌اند و انتظار مي‌رود که اين توافق تا آخر اين هفته در مجلس نمايندگان با تاييد رسيده و به قانون تبديل شود.

وزير امور خارجه آرژانتين تصريح کرد که دولت اين کشور منطقه امريکاي جنوبي اجازه نخواهد داد تا منافع ژئو استراتژيک خارجي در پرونده آميا دخالت داشته باشد.

تيمرمن افزود: «من دست نشانده هيچ کس نيستم. (دولت) اين کشور دست نشانده هيچ کس نيست. ما با فرض تعهد سياسي خود، از شما مي‌خواهيم تا به اين تعهد سياسي بپيونديد... هيچ کشوري در جهان اين پرونده را مورد بررسي قرار نداده و بسياري از کشورها از پرونده آميا براي منافع ژئو استراتژيک خود استفاده کرده‌اند.»

مجلس سناي امريکا در تاريخ ۲۱ فوريه با ۳۹ راي موافق در برابر ۳۱ راي مخالف، درباره توافق با ايران بر سر پرونده آميا چراغ سبز نشان دادند.

علي اکبر صالحي وزير امور خارجه ايران و تيمرمن در تاريخ ۲۷ ژانويه يادداشت تفاهمي در آديس آبابا پايتخت اتيوپي به امضا رساندند تا درباره بمب گذاري سال ۱۹۹۴ در ساختمان آميا در بوئنوس آيرس که ۸۵ کشته بر جاي گذاشت، شفاف سازي شود. آميا مقر انجمن مشترک آرژانتين - اسرائيل است.

رژيم اسرائيل يک روز بعد با عصبانيت به امضاي اين تفاهم نامه واکنش نشان داد. رژيم اسرائيل خواستار توضيح بيشتر در اين مورد شد اما اين درخواست با واکنش شديد وزارت امور خارجه آرژانتين روبرو شد و در تاريخ سي ام ژانويه اين درخواست اسرائيل را «اقدامي نامناسب» عنوان کرد.

کريستينا فرناندز دي کرشنر رئيس جمهور آرژانتين و تيمرمن اين توافق را تاييد کردند، توافقي که شامل تشکيل کميسيون حقيقت ياب متشکل از پنج کارشناس قضايي خارجي مي‌باشد. اين کميسيون پس از بررسي درباره اين پرونده، گزارش آن را منتشر خواهند کرد.

دولت آرژانتين تحت فشار سياسي شديد امريکا و رژيم اسرائيل، ايران را به ترتيب دادن حمله به آميا متهم کرد. جمهوري اسلامي ايران اين اتهام را قاطعانه رد کرده و به طور مداوم هر گونه دخالت در اين حمله تروريستي را تکذيب کرده است.

تکلیف آمیا برای ما ایرانی ها مشخص است و با تحقیقات آتی مشخص تر هم خواهد شد و از نقش دول غربی و در راس آن آمریکا و رژیم صهیونیستی پرده برداشته می شود اما براستی تکلیف آرمیتا چه خواهد شد؟ آرمیتای که این روزها در غم هجران پدر خیلی حرفها برای گفتن دارد. سخن از پازلی که صهیونیستها در پرونده آمیا علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران چیده اند تا پازلی که آنها در پرونده آرمیتا دنبال می کنند تا با ترور دانشمندان هسته ای کشورمان را فلج کنند اما ...



برای دانلود اینجا کلیک کنید

اشاره

در حالی که داستان صهیونیستی و ساختگی " آمیا" نزدیک به دو دهه بر مناسبات سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و آرژانتین سایه افکنده و روابط دو کشور در ابعاد مختلف وجودی را تحت الشعاع خویش قرار داده است، لیکن با این وجود اخیراً توافقنامه ای برای حل و فصل اختلافات موجود در این زمینه، پس از چند نوبت دیدار و گفتگو در سطح کارشناسان وزارت خارجه، به امضای وزرای خارجه ایران و آرژانتین رسیده است. بر مبنای این توافقنامه، کمیته ای حقیقت یاب با حضور پنج قاضی بی طرف غیر ایرانی و غیر آرژانتینی برای بررسی این پرونده تشکیل خواهد شد.

خشم و نگرانی مقامات تل آویو یکی از پیامدهای فوری امضای توافقنامه فوق بوده است. چرا که طی نزدیک به دو دهه گذشته سران رژیم اسرائیل و لابی صهیونیستی در آرژانتین با اعمال نفوذ در دستگاه قضایی و اجرایی بوینس آیرس، همواره بدنبال بهره برداری های سیاسی و امنیتی از این پرونده در راستای مطامع جاه طلبانه و نژادپرستانه خود از طریق تخریب چهره جمهوری اسلامی ایران و گروه های مقاومت اسلامی از جمله حزب الله لبنان در نظام بین الملل و مجامع جهانی بوده است، تا از این رهگذر به آنچه که مطلوب نظرش بوده است، دست یازد. بخصوص اینکه اگر بگوییم جمعیت یهودیان آرژانتین که بالغ بر 300 هزار نفر است، بزرگترین جامعه یهودیان آمریکای لاتین محسوب می شود، که نفوذ زیادی نیز در دولت آرژانتین دارند!

 

پیشینه موضوع

در تاریخ آرژانتین رسیدگی به هیچ پرونده قضایی به انداز پرونده شش هزار صفحه ای « انفجار آمیا» به طول نینجامیده است. چرا که تاکنون و در طول هجده سالی که از این ماجرا می گذرد، بیش از 1200 نفر برای شهادت در مورد این پرونده به دادگاه احضار شده اند. در 18 ژوئن 1994میلادی( 27 تیر 1373) ساختمان هفت طبقه ای دو مرکز مربوط به یهودیان آرژانتین به نام های انجمن دو جانبه اسرائیل- آرژانتین(AMIA) و هیأت انجمن های اسرائیلی- آرژانتینی (DAIA) در پی برخورد یک دستگاه خودرو حامل مواد منفجره، منفجر شد، که در اثر آن 85 نفر کشته و حدود 300 نفر زخمی شدند. تمامی قربانیان این حادثه شهروندان آرژانتینی به همراه 6 تبعه بولیوی، 2 تبعه لهستانی و یک تبعه اهل شیلی بودند و هیچ تبعه اسرائیلی در میان کشته شدگان و حتی زخمی ها وجود نداشت. بدنبال انفجار مرکز یهودیان آرژانتین(آمیا)، بدلیل نفوذ قدرتمند لابی صهیونیستی در آرژانتین، انگشت اتهام ها به سوی جمهوری اسلامی ایران نشانه رفتند، بگونه ای که محافل سیاسی و رسانه ای غرب با هدایت رژیم صهیونیستی و آمریکا، فضای مسمومی را علیه ایران بوجود آورند.

از همان ابتدای وقوع حادثه آمیا، دولت آرژانتین از یک سو با سیل تبلیغات رسانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران مواجه شد و از سوی دیگر، مداخله برخی از مقامات دولتی و قضایی به نفع صهیونیست ها و جعل اسناد و مستندات سراسر کذب، باعث همسویی دولت آرژانتین با روند قضایی صدور احکام علیه حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران گردید. حاصل آن، کاهش و تقریباً قطع روابط دو جانبه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان دو کشور بود.

مسئولیت این پرونده ابتدا به « خوان خوزه گالئانو»، قاضی فدرال آرژانتین که از سال 1993 قاضی فدرال آرژانتین بود، محول گردید. وی پس از تحقیقات، بازجویی ها و پیگیری های مفصل، بر اثر فشار لابی صهیونیستی فرضیه ای را مطرح ساخت مبنی بر اینکه بمب گذاری در آمیا، توسط حزب الله لبنان و با هدایت و حمایت ایران طراحی و اجرا گردیده است. گالئانو برای اثبات فرضیه خود، اسناد و شواهدی گردآوری نمود که غالباً بر اتهامات واهی مبتنی بوده و بسیاری از آنها ساختگی بوده است. شهود متعددی که به نفع فرضیه گالئانو گواهی دادند، بعدها کذب بودن اظهارات شان که مبتنی بر گذاره های صهیونیستی بود، مشخص گردید.

  اوج تقلب در مسیر تحقیقات، پرداخت 400 هزار دلار رشوه به یک دلال اتومبیل های سرقتی آرژانتین به نام « کارلوس تجلدین» از سوی سرویس اطلاعاتی آرژانتین بود. او با دریافت مبلغ مزبور اعتراف نموده بود که یک دستگاه کامیونت را در اختیار عناصر حزب الله لبنان جهت بمب گذاری قرار داده است؛ که پس از چند سال کذب بودن شهادت این فرد نیز در هاله ای از ابهام قرار گرفت و در نهایت ماهیت دروغین آن هم به اثبات رسید. چرا که فرد مذکور بعدها در جریان یک دادگاه اعتراف نمود که اظهارات وی در پی تطمیع از سوی رئیس وقت سرویس اطلاعاتی آرژانتین صورت گرفته و او مبلغ 400 هزار دلار بخاطر این شهادت کذب، از سرویس اطلاعات آرژانتین به عنوان رشوه دریافت داشته است.   

  در حالی که این پرونده به دستور « ادواردو دوحاله»، رئیس جمهوری اسبق آرژانتین، بایگانی شده بود، مجدداً در سال 2003 « نستور کریشنر»، رئیس جمهور وقت آرژانتین، دستور پیگیری این پرونده را صادر کرد و این پرونده دوباره به جریان افتاد. با همه این اوصاف، پرونده شش هزار صفحه ای کماکان به عنوان یک مشکل در رابطه ایران و آرژانتین باقی ماند. هرچند رسیدگی قضایی به این پرونده به دلیل شواهدی در مورد تلاش برخی مقامات قضایی آرژانتین برای تاثیرگذاری بر نتیجه رسیدگی از طریق پرداخت رشوه متوقف شد. چرا که در این پرونده برای اثبات دخالت ایران، دروغ گویی ها و صحنه سازی های زیادی صورت گرفته بود. حتی برخی معتقدند این انفجار از داخل خود ساختمان صورت گرفته است و بحث انفجار خودرو در مقابل ساختمان دروغ است.

 

اهداف پشت پرده صهیونیست ها در جریان یابی پرونده آمیا 

تجربه نشان داده است که هر گاه ایران در صدد تلاش جهت حل و فصل موضوعات مورد اختلاف خود با کشورها و سازمان های بین المللی از طریق مکانیسم های مسالمت آمیز بوده است، با واکنش گروه های اسرائیل محور روبرو گردیده است. چنین رویکردی به منزله آن بوده است که، گروه های محافظه کار در آمریکا به همراه مجموعه های اسرائیل محور و رژیم اسرائیل تلاش داشته اند تا هر موضوع حقوقی را تبدیل به بحران امنیتی نمایند و از این رهگذر به تحقق اهداف و مقاصد از پیش تبیین شده منطقه ای و بین المللی خویش بپردازند.

چند هفته پیش سرانجام پس از ماه‌ها مذاکره میان مقامات ایران و آرژانتین، کریستینا کیرشنر، رئیس‌جمهور این کشور، اعلام کرد که دو کشور بر سر ایجاد یک « کمیسیون حقیقت‌یاب» متشکل از پنج قاضی مستقل به توافق رسیده‌اند. این توافقنامه که به امضای وزرای خارجه جمهوری اسلامی ایران و آرژانتین رسید، بشدت با مخالفت و خشم صهیونیست ها مواجه شده است.

 ذکر این نکته ضروری است که در اسرائیل حدود هفتاد هزار یهودی آرژانتینی تبار زندگی می کنند که طی سال های 1983-1976 به سرزمین های اشغالی مهاجرت کرده اند. این افراد که گذرنامه آرژانتینی خود را حفظ نموده اند به عنوان بخشی از لابی فشار بر ضد ایران بارها با برگزاری تظاهرات و در کنار آن مدرک سازی، به دولت آرژانتین فشار وارد کرده اند تا ایران را به عنوان متهم اصلی پرونده آمیا معرفی نماید. مسئولان جوامع یهودی در آمریکا نیز لحظه ای از تلاش در این فضا سازی علیه ایران دست برنداشته اند. بنابراین از این نقطه نظر، بسیاری از کارشنان نیز معتقدند، انفجار ساختمان آمیا در اصل کار صهیونیست ها بوده است و آنان از این انفجار بدنبال دو هدف اصلی بوده اند: نخست، ایراد نفرت پراکنی و ایراد اتهام علیه جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان، که هر دو از دشمنان واقعی رژیم اسرائیل محسوب می شوند و دوم، پیشگیری از مهاجرت یهودیان ساکن در اراضی اشغالی به کشور آرژانتین به دلیل اوج گیری انتفاضه فلسطین.

در همین راستا، باید اشاره داشت که تا کنون و در طی 18 سالی که از انفجار ساختمان آمیا در بوینس آیرس می گذرد، هیچ مدرک مستند و معتبری مبنی بر اینکه ایران در انفجار ساختمان آمیا دست داشته، ارائه نشده است. این در حالیست که، در طی این سال ها محافل صهیونیستی همواره تلاش نموده اند تا با متهم ساختن جمهوری اسلامی در این رابطه، مانع از بسته شدن این پرونده شوند. در واقع، رژیم اسرائیل که از هیچ کاری برای تخریب چهره ایران در نظام بین الملل و تضعیف موقعیت و جایگاه جمهوری اسلامی در مناسبات منطقه ای و جهانی دریغ نورزیده است، پرونده آمیا را به عنوان « دستاویزی» قرار داده است، تا بوسیله آن بتواند به اهداف و مقاصدی که از طریق « نفرت پراکنی» علیه ایران در صدد تحقق آن می باشد، نائل آید.


آموزش ساخت کوکتل مولوتف توسط عوامل منافقین در فیس‌بوک
2013/2/28 ساعت 18:14 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

آموزش ساخت کوکتل مولوتف توسط عوامل منافقین در فیس‌بوک

به تازگی و با نزدیکی به زمان انتخابات ریاست جمهوری گروهک تروریستی منافقین فعالیت خود را افزایش داده و خط ایجاد آشوب و درگیری در کشور را پیگیری می‌کند.

عوامل گروهک منافقین ضمن ارتباط‌گیری در فیس‌بوک با کاربران این شبکه مجازی در داخل کشور، به آنها وعده می‌دهند که به زودی فضای درگیری و اغتشاش در کشور راه خواهد افتاد و در این زمان نیاز به سلاح برای مقابله با جمهوری اسلامی وجود دارد!
در این پیام‌ها که به صورت گسترده برای کاربران فیس‌بوک و خصوصاً فعالین سیاسی ارسال می‌شود، طرز تهیه کوکتل مولوتف آموزش داده شده و توصیه می‌شود که در زمان بروز درگیری این سلاح به سمت نیروهای نظامی و انتظامی پرتاب گردد.
گفتنی است که عوامل منافقین در ارتباط‌گیری‌های خود با کاربران اینترنتی در داخل کشور سعی می‌کند ارتباط خود را با این گروهک تروریستی پنهان نمایند، اما همچنان به دنبال کسب اطلاعات و جاسوسی و فریب و اغفال جوانان هستند.


ارتباط دو تن از محکومان فتنه 88 با منافقین در فیس بوک
2013/2/28 ساعت 18:13 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

معرفی یکی دیگر از صفحات منافقین در فیس‌بوک؛

ارتباط دو تن از محکومان فتنه 88 با منافقین در فیس بوک

دیده‌بان: پس از افشاگری‌های صورت گرفته درباره جاسوسی اعضای منافقین در فیس‌بوک در پوشش سایت آژانس ایران خبر یکی دیگر از صفحات این گروهک تروریستی در فیس‌بوک کشف شد.

به گزارش موسسه راهبردی دیده‌بان، پس از افشاگری‌های صورت گرفته درباره جاسوسی گروهک تروریستی منافقین در فیس‌بوک و تغییر نام و عکس توسط برخی از صفحات توسط منافقین  یکی دیگر از صفحات فیس‌بوک این گروهک نیز کشف شد.
این صفحه که با نام مستعار "Pejman Dehkhoda" فعالیت می‌کند توسط همان فردی اداره می‌شود که صفحه Davood Sharifi را اداره می‌کرد و در پی افشاگری نام صفحه خود را به Faryad Dardmandan تغییر داد. این دو صفحه طی اقدامی هماهنگ در روز 28 بهمن طی پیامی به دوستان خود در فیس‌بوک از آنان خواستند تا فیلمی درباره تجمع کارگران در مقابل وزارت کار که منافقین آنان را 400 نفر می‌دانستند تهیه و برای آنان ارسال کنند. جالب آن‌جا بود که نه تنها از تجمع 400 نفره کارگران در مقابل وزارت کار و محاصره شدنشان توسط نیروی انتظامی خبری نبود بلکه اعضای گروهک تروریستی منافقین با این اشتباه فاحش از خط دهی به برخی عوامل نفوذی خود در جمع کارگران عزیز و تحریک و تهییج آنان برای ایجاد اغتشاش و آشوب پرده برداشتند.

منافقین

گفتنی است در صفحه جدید عضو گروهک تروریستی منافقین در حالی خود را فردی ساکن دانمارک معرفی می‌کند که در صفحه لو رفته پیشین خود را ساکن فنلاند معرفی کرده بود. وی همچنین خود را فردی معرفی می‌کند که پس از فتنه 88 از کشور گریخته و اکنون در پی ارتباط گیری با دانشجویان در داخل ایران است. البته جاسوس منافقین این‌بار دیگر در پوشش آژانس ایران نیامده بلکه خود را خبرنگار سیمای آزادی (شبکه ماهواره‌ای گروهک تروریستی منافقین) معرفی می‌کند.
از نکات جالب دیگری که در این صفحه جدید نیز مشاهده می‌شود ارتباط داشتن این عضو منافقین با دوتن از محکومان امنیتی فتنه 88 با نام‌های «م.م» و «ج.ع» است. لذا لزوم هوشیاری بیشتر نهادهای مسئول را در برخورد با این پیاده نظام فتنه می‌طلبد.

منافقین


جنایات وهابیت در مکه
2013/2/28 ساعت 18:12 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

سعود با سرعت زیاد رو به سوى حجاز نهاد و با ابن شکبان ویارانش در راه ملاقات نموده آنان را نیز با خود برگردانید وقتى‏که به «العییناء»(قریه‏اى که در سه منزلى مکه واقع است)رسیدند، مردم مکه و زائران خانه خدا که از رسیدن وهابیها مطلع‏شدند، سخت‏به وحشت افتادند به خصوص این که از اوضاع دلخراش‏مردم طائف مطلع گشتند. در میان حجاج آن سال سلطان بن سعید،امام مسقط، نقیب مکلى و امیر حجاج شامى عبدالله پاشا و سرپرست‏زائران مصرى، عثمان بیک قرجى و به همراه آنان سپاهیان زیادى‏حضور داشتند.

روز ترویه شایع گردید که سعود در صحراى عرفه فرود آمده است،مردم از شنیدن این خبر خیلى ترسیدند ولى طولى نکشید که این‏خبر تکذیب شد، اتفاقا سعود آن سال در موقع مراسم حج نیامده‏بود. زیرا که آن سال حجاج به قدرى زیاد بود که سابقه نداشت.

پس از پایان مراسم حج‏شخصى از طرف شریف امیر مکه اعلان کرد که‏مردم براى جهاد با وهابیها آماده شوند، شریف پاشا والى جده باسپاهیانش حرکت کرد و سعود را به اندازه مسافت دو روز عقب‏راند.

شریف، امیران حج و سرپرستان زائران خانه خدا را گرد آورد و ازآنان خواست در جنگ با وهابیان با وى همراهى نمایند. آنان به‏بهانه این که آذوقه و وسائل کافى نداند، موافقت نکردند، شریف‏به‏طور مجانى براى آنها آذوقه و لوازم تعهد نمود بازنپذیرفتند. و گفتند به سعود نامه مى‏نویسیم اگر برگشت که هیچ وگرنه با او مى‏جنگیم. اتفاقا سعود در پاسخ آنها به تهدید متوسل‏شد، در این موقع میان خود آنان اختلاف افتاد، شریف دوباره ازآنها درخواست کرد که در جنگ با سعود وى را یارى نمایند ویادآور شد که جنگ با وى حفظ آبروى دولت است و گفت: من تمام‏نیازمندیهاى شما را به عهده مى‏گیرم، باز آنها بهانه آوردند ونپذیرفتند و کسى نزد سعود فرستادند، این‏بار سعود ضمن تهدیداخطار کرد که ظرف سه روز همه حجاج مکه را ترک کنند، آنان ازمکه حرکت کردند.

اشراف و بزرگان مکه دسته‏جمعى پیش امیر و سرپرست‏حجاج شامى‏رفتند و از وى خواستد ده روز دیگر در مکه توقف کند ولى او ازقبول این پیشنهاد خوددارى کرد و در پنجم ماه محرم ۱۲۱۸ از مکه‏خارج شد و روز بعد نیز امیر الحاج مصرى مکه را ترک گفت و شریف‏پاشا هم به سوى جده عزیمت کرد و چون شریف غالب تنها ماند، اوهم از ترس جان خود به جده عازم گردید و برادرش شریف معین رابه جاى خود گذاشت (۱) .

جبرتى مى‏گوید: شریف غالب از حاکم جده و از امیران حاج شامى ومصرى درخواست کرد که چند روز دیگر در مکه بمانند، تا او اموال‏و دارائى خود را به جده منتقل سازد، آنان پس از دریافت مبلغى،پذیرفتند و دوازده روز در مکه ماندند و سپس خود وى نیز باهمراهى آنان مکه را ترک گفت، پس از آن که به دست‏خود خانه‏اش‏را آتش زد (۲) .

شریف عبدالمعین پس از رفتن برادرش، نامه‏اى به سعود نوشت وبراى مردم مکه امان خواست و خود وى اظهار طاعت و بندگى کرده واز وى تقاضاى حکومت مکه را نمود و این نامه را بعضى از علماى‏مکه چون: شیخ محمد طاهر سنبل، شیخ عبالحفیظ عجمى، سید محمد بن‏محسن عطاس و سید میر غنى، پیش سعود بردند و با وى در«وادى‏السیل‏» در دو منزلى مکه ملاقات کردند، سعود در پاسخ‏آنان گفت: «انما جئتکم لتعبدوا الله وحده و تهدموا الاصنام ولا تشرکوا» «ما آمده‏ایم شما را به عبادت خداى یگانه دعوت‏کنیم و بتها را بشکنید و براى خدا شریک قرار ندهید».

یکى از علماى مکه گفت: به خدا سوگند ما جز خدا را نپرستیده‏ایم‏در این موقع سعود دست‏خود را جلو آورد و گفت: با شما پیمان‏مى‏بندم بر دین خدا و رسولش و اینکه دوستان خدا را دوست‏بداریدو دشمنانش را دشمن و فرمان او را بشنوید و اطاعت کنیدنمایندگان مردم مکه بر این مضمون با او پیمان بستند. آنگاه‏سعود به نویسنده و منشى‏اش دستور داد که امان‏نامه‏اى براى مردم‏مکه بنویسد، این امان‏نامه در یک کاغذ کوچکى که از پنج انگشت‏تجاوز نمى‏کرد، چنین نوشت:

بسم ‏الله الرحمن‏الرحیم من سعود بن عبدالعزیز، الى کافه اهل‏مکه و العلماء و الاغادات و قاضى‏السلطان السلام على من اتبع‏الهدى. اما بعد: فانتم جیران الله و سکان حرمه آمنون باءمنه،انما ندعوگم لدین‏الله و رسوله (قل یا اهل ا لکتاب تعالوا الى‏کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون‏الله فان تولوا فقولوا اشهدوابانا مسلمون) (۳) فانتم فى وجه‏الله و وجه امیر المسلمین سعود بن‏عبدالعزیز و امیرگم عبدالمعین بن مساعد فاسمعوا له و اطیعواما اطاع‏الله والسلام‏» (۴) .

«به نام خداوند بخشاینده و مهربان. این نامه‏اى است از طرف‏سعود پسر عبدالعزیز به عموم اهل مکه و علما و بزرگان و قاضى‏سلطان. سلام بر کسى که پیرو راهنمائى خدا باشد (۵) اما بعد: شماهمسایگان خدا و پناهندگان به او و ساکنان حرم وى هستید که به‏امان خدا در امانید، ما شما را به دین خدا و رسول او دعوت‏مى‏کنیم‏».

سعود در اینجا آیه‏اى از قرآن را که درباره اهل کتاب یهود ونصارى است، خطاب به اهل مکه ذکر کرده که مضمون آن چنین است:

«اى اهل کتاب بیایید به سخنى که ما و شما به آن اعتقادداریم، رو آوریم که به جز خدا را نپرستیم و براى او شریکى‏برنگزینیم و برخى از ما برخى دیگر را ارباب و صاحب خود نداند.

اگر از این سخن رو بگردانید بگوئید گواه باشید که مامسلمانیم‏».

سپس سعود مى‏گوید که: شما در راه خدا و در راه سعود، امیرمسلمانان، گام بردارید و امیر شما عبدالمعین بن مساعد است،سخن او را بشنوید و تا آنجا که او فرمان خدا را مى‏برد، فرمانش‏را ببرید».

این نامه را مفتى مالکیها در مکه، شیخ حسین در هفتم محرم ۱۲۱۸پس از نماز جمعه براى مردم خواند.

روز هشتم محرم، سعود در حالى که لباس احرام پوشیده بود، واردمکه شد پس از سعى و طواف، در باغ شریف فرود آمد، در روز دوم‏ورود به مکه از طرف سعود اعلان شد که فردا ظهر با مردم مکه‏اجتماع خواهد کرد، مردم هم، ظهر همان روز جمع شدند سعود روى‏بلندى صفا قرار گرفت، در حالى که مفتى مکه در سمت راست و قاضى‏در طرف چپ وى ایستاده بودند، خطابه‏اى ایراد کرد و پس از حمد وثناى خدا، همان دعائى را خواند که پیامبر اکرم به هنگام فتح‏مکه خوانده بود، آنگاه سعود سکوتى کرده و بعد به سخنان خودچنین ادامه داد:

اى مردم مکه، شما همسایگان خدائید به امن او در امان هستید،شما ساکنان حرم او هستید، شما بدانید که شهر مکه مورد احترام‏است گیاه و علف آن چیده نمى‏شود، شکار در آن رم داده نمى‏شود ودرخت آن قطع نمى‏گردد، فقط ساعتى از یک روز حرمت آن دریده شد،ما از ضعیف‏ترین عرب بودیم وقتى که خدا خواست این دین(اسلام)غالب شود، ما عرب، مردم را به این دین دعوت مى‏کردیم ولى مردم‏ما را مسخره مى‏گردند و به همین خاطر با ما مى‏چنگیدند، آنهاچهارپایان ما را از دست ما مى‏گرفتند و ما دوباره آنها رامى‏خریدیم و ما مدام مردم را به اسلام فرامى‏خواندیم و همه‏قبائلى که به چشم مى‏بینید و به گوش مى‏شنوید، فقط با این شمشیراسلام آوردند آنگاه شمشیرش را به سوى کعبه بلند کرد.

من امسال قصد حمله به عراق داشتم وقتى که جریان طائف را شنیدم‏و دانستم که مسلمانان(وهابیها) با مردم طائف جنگیده‏اند، و روبه سوى شما آورده‏اند، تا با شما نیز جنگ کنند، از عربهاى‏بادیه‏نشین براى شما ترسیدم، خدا را سپاس گویند که شما را به‏سوى اسلام رهنمون شد و از شرک نجاتتان داد! من شما را دعوت‏مى‏کنم که تنها خدا را بپرستید و از شرکى که گرفتار آن‏بوده‏اید، دست‏بکشید، من از شما مى‏خواهم با من بر دین خدا ورسولش بیعت کنید، دوست‏خدا را دوست و دشمن او را دشمن بداریدو در خوشى و ناخوشى مطیع فرمان او باشید...

آنگاه نشست، عبدالمعین سپس مفتى و قاضى و بقیه مردم با وى‏بیعت گردند، و گفت: بعد از نماز عصر بین رکن و مقام منتظر من‏باشید تا براى شما دین و شرایط اسلام را توضیح دهم. و دراجتماع دیگرى، به مردم دستور داد، قبه‏هایى را که روى قبور بناشده بود، خراب کنند (۶) .

صبح روز نهم وهابیان، درحالى که جمع کثیرى از مردم، بیل به‏دست همراهشان بودند، به خراب کردن قبور و گنبدها پرداختند،نخست گنبدهاى قبرستان معلى را با خاک یکسان ساختند تعداد این‏گنبدها بسیار بود، سپس گنبد محل تولد پیامبر(ص) و جائى را که‏محل تولد ابوبکر و على(ع) مى‏دانستند و گنبد خدیجه کبرى(س) وهمچنین قبه روى چاه زمزم و قبه‏هاى خانه کعبه و تمام بناهائى‏که بلند از کعبه بود، خراب کردند.

بعد از آن تمام جاهائى را که مزار صالحان در آنها قرار داشت،پیدا کردند و ویران ساختند وهابیان به هنگام ویران ساختن‏قبرها و گنبدها رجز مى‏خواندند و طبل مى‏نواختند و آوازمى‏خواندند و در ناسزاگفتن به ساختمانهاى قبور مبالغه مى‏گردند،در عرض دو سه روز تمام آثار را از بین بردند (۷) . عمر رضا کحاله‏مى‏نویسد:

«در مکه بسیارى از آثار تاریخى وجود داشت از قبیل محل تولدپیامبر اکرم(ص) و خانه خدیجه کبرى(س) و خانه ابوبکر و آثاردیگر که وهابیها این آثار را نیز ویران کردند (۸) .

ابن بشر گوید: که سعود، بیشتر از بیست روز در مکه ماند ویاران او (وبه تعبیر ابن بشر، مسلمین) متجاوز از ده روز ازاول صبح به ویران ساختن بناها و قبه‏هاى روى قبور و مشاهد،مى‏پرداختند و با این عمل به خداى واحد تقرب مى‏جستند تا همه‏آنها را با خاک یکسان کردند (۹) .

زینى دحلان گفته است: که وهابیان چهارده روز در مکه ماندند ودر این مدت مردم را توبه مى‏دادند و به گمان خود، اسلام مردم راتجدید مى‏گردند و از کارهایى که به اعتقاد ایشان شرک بود، ازقبیل توسل و زیارت قبور، منع مى‏نمودند (۱۰) سعود پس از دستورویرانى مقابر دستور دیگرى صادر نمود، مبنى بر این که به‏استثناء نماز عشا، پیروان مذاهب اربعه، حق ندادند در یک زمان‏باهم، در مسجدالحرام نماز جماعت‏بپا دارند بلکه نماز صبح راشافعى، ظهر را مالکى، عصر را حنبلى، مغرب را حنفى بخواند ونماز عشاء را هر که بخواهد و نماز جمعه را مفتى مکه عبدالملک‏القلعى الحنفى بپا دارد (۱۱) .

و همچنین دستور داد کتاب «کشف‏الشبهات‏» محمد بن عبدالوهاب درمسجدالحرام تدریس شود و خواص و عوام در حلقه درس حاضر شوند (۱۲) .

سپس امیر وهابى نامه‏اى به «سلطان سلیم‏» نوشت و از فتح مکه‏به او خبر داد و از او خواست‏حکام دمشق و قاهره را وادارنماید که از این پس با محمل و طبل و نى و امثال اینها به مکه‏نیایند، زیرا این قبیل امور شرعى نیست (۱۳) .

بعد به امیرالحاج یمن نامه‏اى نوشت و اوراقى مشتمل بر عقایدخود براى او فرستاد وى در این نامه که جبرتى متن کامل آن راذکر کرده، به کسانى که به مردگان توجه مى‏کنند و از ایشان حاجت‏مى‏خواهند و براى قبور ذبح مى‏کنند و به آنها استغاثه مى‏نمایند،سخت‏حمله کرده است. و همچنین تعظیم قبور انبیا و اولیاء وساختن گنبد بر روى آنها و چراغ بر افروختن در کنار قبور وخادم براى قبر قرار دادن و اینگونه امور را به شدت انکار کرده‏است، ویران کردن گنبدهاى روى قبور را هم واجب دانسته و گفته‏است که هرکس دعوت ما را نپذیرد با او جنگ مى‏کنیم (۱۴) . سعودبراى دستگیرى شریف غالب، به سوى جده حرکت کرد و نامه‏اى به‏مردم جده نوشت و از آنها خواست که از وى اطاعت کنند. مردم جده‏در پاسخ سعود نوشتند که ما رعیت‏شریف هستیم، اطاعت ما، بسته‏به اطاعت اوست و اگر از تو اطاعت کنیم آیا چیزى هم از مامى‏خواهى؟ او در پاسخ آنها پیام فرستاد آرى دویست هزار ریال وشصت طاقه قماش به قیمت‏شش هزار ریال و به دنبال آن کس فرستادتا آنها را تحویل بگیرد. در همان موقع با سپاهیانش به جده‏رسید و آنجا را به محاصره انداخت ولى به علت این که جده داراى‏حصار استوار و وسائل دفاعى نیرومندى بود، نتوانست‏به آن دست‏یابد، شریف آماده دفاع شد و توپها و شمشیرها فراهم ساخت وسرانجام وهابیها شکست‏خوردند و عده زیادى از آن‏ها کشته شدند وهشت روز تمام ماندند ولى کارى از پیش نبردند، سعود به شدت‏ناراحت‏شده بود و به عثمان مضایفى دشنام مى‏داد زیرا او بود که‏سعود را به جنگ با مردم جده وادارش کرد و بالاخره بدون آن که‏وارد مکه شوند، به سرزمین نجد برگشتند (۱۵) .

شریف غالب از غیبت‏سعود استفاده نمود به مکه بازگشت و بدون‏هیچ مزاحمت و مقاومتى از طرف برادرش عبدالمعین، آن شهر را به‏تصرف درآورد (۱۶) . ولى وهابیها به هیچ‏قیمت‏حاضر نبودند مکه رااز دست‏بدهند، شریف غالب نیز مانند سابق خواستار حکمرانى مکه‏بود. بدین جهت‏بار دیگر آتش جنگ میان آن دو شعله‏ور شد و تاسال ۱۲۲۰ ادامه داشت، لیکن میان آنها صلحى برقرار شد بدین‏منظور که وهابیان وارد مکه شوند. پس از اداء مناسک حج‏به بلادخود برگردند.

در محرم سال‏۱۲۱۹ وهابیها با دوازده هزار جنگجو به عزم محاصره‏جده حرکت کردند شریف غالب باروى شهر مکه را محکم کرد چون‏مى‏دانست که آنان شهر جده را نخواهند توانست‏بگشایند. ممکن است‏به مکه حمله کنند، لذا فرمان داد که همه مردم حرکت نمایند این‏بود مردم مکه از تمام طبقات با اسلحه‏هاى خود به «زاهر»آمدند و هفت روز در آنجا ماندند. اما وهابیها که شهر جده رابه محاصره داشتند، سه روز بیشتر نتوانستند بمانند آنها هر روزیکبار به شهر حمله مى‏کردند ولى توپخانه شهر آنها را پراکنده‏مى‏ساخت و عده‏اى کشته مى‏دادند و به چادرهاى خود باز مى‏گشتند،آنقدر از آنها کشته شد که گودالها و جوى‏ها از لاشه مرده آنهاپر شد و حتى ده بیست نفر را در یکجا دفن مى‏کردند وقتى این وضع‏را دیدند، از محاصره شهر دست کشیدند و رفتند و در مسیر راه به‏هر قبیله‏اى که مى‏رسیدند مى‏کشتند و اموالشان را غارت مى‏کردند.

شریف سپاهى را از راه خشکى و سپاهى دیگر را از راه دریا به‏همراه ده کشتى بزرگ پر از آذوقه و سلاح از جمله توپهاى بزرگ به‏دنبال وهابیها فرستاد، سپاه دریایى که به آنها رسید، آنهاهمگى بدون جنگ و خونریزى تسلیم شدند.و پس از سه روز چهار هزارنفر از وهابیها به آنها هجوم آوردند، جنگى سخت میان آنهادرگرفت و با هزیمت وهابیها پایان پذیرفت و بسیارى از آنهاکشته و زخمى شدند و درحالى که سرهاى مرده‏هاى وهابیها روى‏نیزه‏ها بود، به مکه باز گشتند. در همان موقع طائف در تصرف‏وهابیها بود، شریف غالب، با سپاهى عظیم به سوى طائف حرکت کردو وهابیها را در طائف ده روز تمام به محاصره گرفت ولى کارى ازپیش نبرد به مکه باز گشت و آنگاه یکى از فرماندهان وهابى باسپاهى عظیم وارد «لیث‏» شد، شریف با سپاهیان خود به جنگ اوبیرون رفت و جنگى درگرفت که ابتدا پیروزى با شریف بود ولى‏بعدها وهابیها پیروز شدند و از طرفین حدود دو هزار نفر کشته‏شدند ولى بیشتر کشته‏شدگان از وهابیها بودند و سپس وهابیها بازشکست‏خوردند و سواران شریف باقى مانده‏هاى آنها را دنبال کردندو بعد به مکه مراجعت نمودند.

داود الهامى


پى‏ نوشتها:

۱ تاریخ الجزیره‏العربیه‏۷ ص‏۳۷۶.

۲ تاریخ جبرتى، به نقل کشف الارتیاب، ص ۲۵.

۳ سوره آل عمران: ۶۴.

۴ تاریخ الجزیره‏العربیه فى عصرالشیخ محمد..ص‏۳۷۷.

۵ چون اهل مکه را مسلمان نمى‏دانست مستقیما سلام به آنهاننوشت.

۶ تاریخ مکه، ج‏۲، ص ۱۳۱ به بعد، سباعى.

۷ کشف الارتیاب، ص‏۲۷.

۸ جغرافیه شبه جزیره‏العرب، ص ۱۶۱.

۹ عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج‏۱، ص ۱۲۴.

۱۰ فتنه‏الوهابیه، ص ۷۲.

۱۱ قبلا در هر یک از چهار رکن خانه کعبه، در یک وقت‏یکى ازمذاهب چهارگانه نماز جماعت‏برگزار مى‏کردند(تاریخ‏الجزیره‏العربیه،

۳۷۸).
۱۲ تاریخ الجزیره‏العربیه، ص ۳۷۸.

۱۳ همان کتاب.

۱۴ المختار من تاریخ الجبرتى، ص‏۵۳۳.

۱۵ تاریخ الجزیره‏العربیه، ص‏۳۷۹.

۱۶ همان مدرک و تاریخ مکه ج‏۲، ص ۱۳۱ - ۱۳۲.


حمایت تروریست‌های الاحوازی از اسرائیل !+عکس
2013/2/28 ساعت 18:7 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

حمایت تروریست‌های الاحوازی از اسرائیل !+عکس

یکی از تروریست های فراری که در انگلیس مشغول فعالیت‌هایی تجزیه طلبانه علیه ایران است، در اظهار نظری جالب نگاهش به ایران و اسرائیل را عیان کرد. کامل البوشکه گه چندین عملیات تروریستی در ایران انجام داده و 3 نفر از هموطنان عرب‌زبان را به شهادت رسانده و اکنون

به گزارش موسسه راهبردی دیده‌بان، یکی از تروریست های فراری که در انگلیس مشغول فعالیت‌هایی تجزیه طلبانه علیه ایران است، در اظهار نظری جالب نگاهش به ایران و اسرائیل را عیان کرد. کامل البوشکه گه چندین عملیات تروریستی در ایران انجام داده و 3 نفر از هموطنان عرب‌زبان را به شهادت رسانده و اکنون در خارج از ایران مشغول فعالیت های حقوق بشری است!! درکنار عکسی از جمال عبدالناصر چنین نظر می دهد که : برخی از حامیان عبدالناصر که خود را ناصریین نیز می نامند باید مشخص نمایند که چگونه ممکن است که آنها خود را عرب بنامند در حالیکه دوست ایران هستند؟

kamil600

وی در ادامه این نظر نژادپرستانه، نطر خود را نسبت به اسرئیل چنین آورده که : ایران بزرگترین و خطرناکترین دشمن برای اعراب منطقه است حتی بیشتر از وجود رژیم صهیونیستی [!!!]

این اظهارات درحالی صورت می گیرد که دولتمردان عرب منطقه در جنگ های 22 روزه و 33 روزه و 8 روزه و در قضیه تجاوز اسرائیل به سوریه هیچ گونه اقدام موثری در حمایت از ملت های عرب سوریه و فلسطین نیز انجام ندادند. علت این تناقض در عمل سران عربی نیز نیست مگر تعهد سران کشورهای عرب مانند قطر و عربستان به اسرائیل که بسیار بیشتر از تعهد نسبت به مسلمانان و حتی اعراب می باشد.


کامل البوشوکه (وسط تصویر)و همکاران مشغول فعالیت‌های حقوق بشری در انگلیس !!

 کامل البوشوکه و ادای احترام به مجسمه صدام


24 حمله تروریستی در 5 سال + عکس و جدول
2013/2/28 ساعت 18:5 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

آشنایی باگروه‌های سلفی شرق کشور
بررسی گروه‌های سلفی جنوب شرق کشور با توجه به مبنای فکری اندیشه سلفیت و گونه‌های سلفی گری آن دارای اهمیت است، این گروه‌ها در یک فاصله زمانی 5 ساله 24 عملیات تروریستی در کشور انجام داده‌اند.

به گزارش مشرق، بررسی گروه‌های سلفی جنوب شرق کشور با توجه به مبنای فکری اندیشه سلفیت و گونه‌های سلفی گری آن دارای اهمیت است، این گروه‌ها در یک فاصله زمانی 5 ساله 24 عملیات تروریستی در کشور انجام داده‌اند.

مبانی اندیشه سلفیت

سلفی‌ها روایات خود را مستقیماً از احمد بن حنبل، احمد بن تیمیه، ابن القیم الجوزیه و محمد بن عبدالوهاب می گیرند. این تفکر بعدها توسط ابوالاعلی مودودی، عبدالسلام فرج و سید قطب به شکل افراطی به سمت گسترده نمودن معنای مفهومی و مصداقی کفر، تاکید بر اندیشه جهاد و ... سوق داده شد. برای سلفیان پیروی از سلف صالح، عامل و دلیل اصلی مشروعیت بخشیدن به اعمال و رفتار می­باشد و الگوی تمامی اعصار این روش و سیره می­باشد. بر این مبنا، می­توان تعريف‌های ذيل را براي معناي سلف بیان نمود:

- روش صحابه

- روش تابعين

- روش رسول خدا(ص)، صحابه و تابعين به احسان

- سنت رسول خدا(ص) و خلفاي راشدين

- روش صحابه و تابعين و تابعين تابعين تا پايان قرن سوم( عابدی، 1390).

این در حالی است که سلفیان جدید، مرز زمانی و عقیدتی صحابه و تابعین را شکسته و افکار خود را بیشتر به افکار و آرای ابن حنبل و ابن تیمیه مستند نموده­اند.

سلفیان برای عقل و تفسیر عقلی(به معنای جامع کلمه همه‌ دانش‌های جدید) اهمیتی قائل نیستند و به لحاظ روشی منقولات دینی و احکام شرعی را بر داده‌های علمی و عقلی مقدم می‌دارند. در این دیدگاه، دانش‌های عقلی بشری فتنه هستند؛ زیرا انسان را از خداوند بی­نیاز می‌کنند. سلفیان علم را سبب سرکشی، طغیان و بی‌نیازی بشر معرفی می­کنند. بر این اساس، علمی که خداوند برای بشر قرار داده تا سرکشی نکند و دانشی که پیامبر بر هر مسلمانی واجب کرده همانا دانش آخرت( مقصود عبادت پروردگار) می­باشد. ابن تیمیه در این زمینه کتاب معروف «درء تعارض العقل و النقل» را نوشته که تمام محتوای آن این است که چون عقل راهی به سوی فهم عوالم بالا ندارد، لذا فهم آن هیچ گاه نمی‌­تواند با نقل تعارض داشته باشد. بر اساس این دیدگاه، عقلی مورد قبول است که همیشه در خدمت تفسیر وحی باشد و الا آن عقل، عقل یونانی است که جز بدعت‌گذاری کار دیگری انجام نمی­‌دهد. اصولاً از دیدگاه سلفی­ها، عقل به دنبال نقل حرکت می­کند، آن را قوت و قدرت مى‌بخشد و نمی‌تواند به طور مستقل استدلالى را مطرح نماید(ايمانى، ابوزهره، 1388).

جهاد از دیگر مبانی بنیادین اندیشه سلفیان است. جهاد می‌تواند آشکار یا پنهان، مسلحانه یا غیر مسلحانه به برپایی حکومت اسلامی کمک کند. جهاد از واژه­هایی است که با قیام، اقامه دولت اسلامی، دارالاسلام و دار الحرب ارتباط تنگاتنگی دارد. سلفیان جدید جهاد را به هر شکل و با هر وسیله‌ای جایز می‌دانند؛ به عبارت دیگر انجام هر کاری از طریق مجاری قانونی و رسمی یا غیر رسمی و مخفیانه که با هدف مقابله با کفر و ایجاد دولت اسلامی باشد جهاد تلقی می‌شود(عدالت نژاد، نظام‌الدینی، 1390).

مهم‌ترین و موثرترین مبنای کلامی سلفیان جدید، توسعه معنایی و مصداقی کفر است. شرک و کفر نزد سلفیان قدیم، بیشتر گونه‌ای از عبادات و عقاید فردی مانند توسل به اولیا، نذر، شفاعت، زیارت قبور بود ولی شرک و کفری که سلفیان جدید به آن معتقدند و از آن به کفر جدید تعبیر می‌کنند، تقریباً همه شئون زندگی اجتماعی و مدنی شخص را در بر می‌گیرد. در نظر سلفیان جدید، پیروی از اندیشه‌های نو یا گرویدن به مکاتب‌ فکری و فلسفی، عضویت در احزاب سیاسی، انجام برخی از مراسم و آیین‌های مذهبی و دیپلماتیک و اشتغال در ادارات و سازمان‌های دولتی(چنان چه در جهت اهداف و منافع گرو‌ه‌ههای سلفی نباشد) از اعمال مشرکان و کافران به حساب می‌آید.

تفکر سلفی با الهام از شرایط و امکانات زندگی زمان پیامبر، اعتقاد دارد که مسلمانان امروز نیز باید به همان شیوه و در سطح امکانات عهد پیامبر زندگی کنند چرا که بیشتر از آن اندازه کفر است. اینان انجام هر امری را که مانع عبادت الهی باشد کفر قلمداد می‌کنند حتی اگر این امر، پیشرفت در زمینه‌های مختلف علمی، نظامی، فرهنگی، اقتصادی و یا برخورداری از نعمت‌های مادی باشد. از دیگر اعتقادات سلفیان می­توان به مبارزه همه جانبه با تمامی مظاهر و تمدن غربی، مخالفت با فلسفه و منطق و علوم جدید و افراط در حدیث گرایی اشاره نمود.

گونه‌شناسی سلفی‌گری

اسلام گرایان سلفی را می­توان درون یک طیف قرار داد که در یک سر این طیف گروه­هایی نظیر اخوان المسلمین در مصر و در سر دیگر طیف می­توان به گروهی نظیر القاعده اشاره نمود. حامد الگار معتقد است که سلفي‌گري با ادعاي کلان اصلاح‌گري خود را مطرح ساخت ولي در عمل به نوعي افراطي‌گري منتهي شد که با ماهيت اصلاح در تعارض است. الگار در مقام ارزيابي وهابيت، شاخصه بارز آن را افراطي‌گري در درک سنت مي‌داند؛ بدين معنا که در احياي دين دچار نوعي تنگ‌نظري شده‌اند و اين نقيصه آن‌ها را به نوسازي ارزش‌ها از طريق جهاد رهنمون شده است؛ روشي که در نهايت به خشونت و منازعه ختم مي‌شود( الگار، 1362).توجه به این عوامل‌، می‌توان سلفی‌گری را به گونه‌هایی که در پی می‌آید تقسیم نمود:

سلفی‌های تکفیری

سلفی‌گری تکفیری به گرایش گروهی از سلفیون گفته می‌شود که مخالفان خود را کافر می‌شمارند. بر اساس مبنای فکری آنان میان ایمان و عمل تلازم وجود دارد. به این معنی که اگر کسی ایمان به خدا داشته باشد و مرتکب کبائر شود، از دین خارج شده و کافر واجب القتل شمرده می‌شود. در جهان اسلام تنها گروهی که چنین عقیده‌ای داشتند، خوارج بودند. چنین دیدگاهی موجب شده است که سلفی­های تکفیری، بسیاری از مسلمانان را در ردیف مشرکان قرار دهند و در نتیجه آنان را مهدور الدم بدانند. مهم‌ترین نوع سلفی‌گری تکفیری، وهابیان می­باشند.

سلفی‌های جهادی

سلفی‌گری جهادی در فعالیت‌های خود تعریف رایج میان علمای اسلام که جهان را به دو بخش اسلام و کفر تقسیم می‌کنند، توجهی ندارد؛ بلکه با توسعه در مفهوم شرک و کفر، گروه بزرگی از مسلمانان را نیز از دایره‌ اسلام خارج می‌کنند. از سوی دیگر، روش و عملیات­های خشونت آمیز را سرلوحه فعالیت­های خود قرار می­دهند و به همین دلیل است که در برخی از کشورهای اسلامی که سلفیان جهادی حضور دارند آنها بیشتر دشمنان خود را مسلمانان تعربف نموده­اند. سلفیان جهادی چندان اهل مطالعه نمی­باشند و همان‌گونه که از نام آنها پیداست، اصالت را به اسلحه، جهاد و مبارزه می‌دهند. البته میان سلفی‌گری تکفیری و سلفی‌گری جهادی، شباهت‌هایی وجود دارد و سلفی‌گری جهادی در خدمت سلفی‌گری تکفیری قرار گرفته است.

سلفی‌های حکومتی

بنا به دیدگاه سلفیت حکومتی، حاکم سیاسی به هر شکلی که به قدرت رسید تا هنگامی که آشکارا کفر خود را اعلام نکرده باشد، رهبر جامعه اسلامی است و اطاعت از او واجب شرعی می­باشد. در این تفکر، در صورتی که حاکم سیاسی، خلاف شرعی انجام داد، مردم و عالمان دینی تنها وظیفه امر به معروف زبانی را برعهده دارند. قیام علیه چنین حکومت­هایی در این نگاه بسیار مذموم، خلاف شرع و ناپسند می­باشد. در حقیقت این گرایش سلفیت سنتی است که به شکل مستقیم از مشارکت در صحنه فرهنگی و سیاسی کناره گیری می­نماید و توجه به مسایل شرعی را ترجیح می­دهد، در زمینه­های فقهی سختگیر است و نسبت به گفتمان اندیشه معاصر احتیاط دارد. به نظر می­رسد علت رشد این نوع از سلفیت، به استراتژی­ امنیتی حکومت­های کشورهای حوزه خلیج فارس برمی­گردد.

سلفی‌های اصلاح‌طلب

دامنه سلفی‌گری به برخی از گروه‌های اسلامی که در اصل از اخوان‌المسلمین ناشی شده و یا به موازات آن شکل گرفته بود نیز کشیده شد. این جریان جدید شامل شخصیت‌ها و گروه‌های مختلفی است که نقطه مشترک همه آنها دعوت به اصلاحات و اعتدال است. بسیاری از جوانان تحصیل‌کرده و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های آمریکا و اروپا نیز در همین جریان نوسلفی تعریف می‌شوند.

گروه­های سلفی جنوب شرق کشور

از دیرباز یکی از راه کارهای دشمنان ایران اسلامی، تحریک مردم مناطق مرزی علیه حکومت بوده است. حاشيه‌هاي مرزي، محل تجمع گروه‌هاي نژادي و مذهبي است و از اين نظر استان سيسستان و بلوچستان از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. حضور قابل توجه فرق‌ مختلف اهل سنت در اين استان، همجواري با پاكستان و شيخ‌نشينان خليخ فارس و مواجه با تبليغات وسيع وهابيت عواملي است كه مي‌تواند براي دشمنان نظام جمهوري اسلامي براي اختلاف‌افكني جذاب باشد. عليرغم تبليغات گسترده غرب در اين مناطق، تاكنون نتايج رضايت‌بخشي براي عناصر تفرقه‌افكن حاصل نشده است. بنابراین با تشکیل گروهک ها، در این مناطق اقدام به خرابکاری و آشوب نمایند و جالب اين است كه براي توجيه اين تحريكات، لباس شرع و مذهب نيز بر اعمال و رفتار خود مي‌پوشانند.

بعد از پيروزي انقلاب، غرب كه همواره از ايران اسلامي به عنوان يك تهديد ياد مي‌كرد، براي ايجاد اغتشاش و ناامني در داخل كشور تلاش گسترده‌اي را براي بهره‌گيري از تفاوت‌هاي فرهنگي و نژادي بكار گرفت. از همان روزهاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي، ردپاي غرب و در راس آن ايالات متحده در بسياري از آشوب‌هاي داخلي كه عمدتاً رنگي قومي و قبيلگي داشت، هويدا و مشهود بود و در طول سه دهه گذشته نيز مستنداً مي‌توان دست‌هاي عوامل بيگانه را در بسياري از تحريكاتي كه مربوط به اقليت‌ها است پيدا كرد(خبرگزاری فارس، 1386).

از گروهک هایی که با کمک های کشورهای خارجی در این منطقه تشکیل شده اند می توان به حزب الفرقان و گروهک ریگی اشاره نمود. این گروهک ها به دلیل اینکه مقبولیت چندانی در منطقه سیستان و بلوچستان نداشتند اقدام به فعالیت های خرابکارانه، گروگانگیری، اخاذی و تجارت مواد مخدر روی می آورند تا اینگونه بتوانند نام خود را در این منطقه مطرح نمایند. این گروهک ها به حمایت برخی کشورهای منطقه و کشورهای غربی پشت گرم بودند و برای ترساندن و ارعاب مردم به وحشیانه ترین اعمال روی می آورند.

حزب الفرقان

گروهک تروریستی حزب الفرقان یا مجاهدین معاویه در سال 1375 توسط عناصر وابسته به وهابیت اعلام موجودیت و هدف اصلی خود را مبارزه مسلحانه با نظام مقدس جمهوری اسلامی اعلام کرد. رهبر گروه شخصی بنام جلیل قنبر زهی معروف به مولوی صلاح الدین بود. وی اهل چاه زرد دومک بود و برای تحصیل علوم دینی به ایالت سند و پنجاب پاکستان رفت و سال 58 به ایران آمد. قنبر‌زهی از 1371-1369 در حوزه علمیه کریم آباد نوک چاه دومک تدریس می کرد. بعد از مدتی از طرف ملا محمد عمر، رهبر گروه طالبان به استان نیمروز افغانستان آمد و در خاش‌رود این کشور، گروه فرقان را تشکیل داد و از سوی والی نیمروز بنام ملاپور محمد بورجان به منظور ضربه زدن به پاسگاه‌های مرزی ایران و ایجاد ناامنی، در مورخه 2/11/75 به همراه 13 نفر از اعضای گروه خود به منطقه اعزام شد.

این گروهک ارتباطات بسیار نزدیکی با کشورهای خارجی و عوامل آنها داشت و حتی در تیر 77 دو نفر از اعضای گروهک فرقان بنام‌های محی‌الدین و عبدالکریم شاهوزایی جهت ملاقات حضوری با سفیر آمریکا در پاکستان از قندهار وارد این کشور شدند و مسایل داخلی ایران را برای سفیر آمریکا تشریح نمودند. علاوه بر این گروه فرقان با همکاری جمعیت دفاع از حقوق اهل سنت بدنبال ایجاد پایگاهی در نزدیکی مرز بود تا با ساماندهی ایرانیان فراری در افغانستان و جذب جوانان اهل سنت ایرانی به جمهوری اسلامی ایران ضربه وارد کند. گروهک مزبور در نشریه خود بنام پیام فرقان تهدید به اعلام جهاد علیه جمهوری اسلامی ایران می نمود.

گروه فرقان به عملیات ایذایی خود علیه جمهوری اسلامی نام عشره مبشره دادند و برای اینکه اهل سنت را علیه شیعیان تحریک کنند از اقدامات تبلیغی غافل نبودند. با حمایت سرویس­های اطلاعاتی آمریکا، جسارت گروه فرقان برای اقدامات تروریستی بیشتر شد و در 8/10/81 بنا به دستورملا جلیل شه‌بخش، دو نفر از سرکردگان گروهک مذکور به اسامی حاجی خدانظر معروف به ملانظر سوری و حاجی لالوبریچی از استان نیمروز افغانستان وارد لچگی شده و از آن طریق تعداد 7 بمب را بصورت کوله‌باری به زابل حمل کرده و در مورخه 15/10/81 با یک دستگاه خودرو به زاهدان انتقال دادند. در 15/10/81 گزارش‌هایی از وقوع انفجار در هفت نقطه شهرستان زاهدان انتشار یافت.

آنها اقدامات تروریستی دیگری نیز انجام دادند تا اینکه در تاریخ 2/1/1391 عبدالجلیل قنبر زهی همراه با حمزه ملازهی معاون گروهک، در حال وارد کردن بمب به کشور برای انجام عملیات تروریستی، در مناطق مرزی پاکستان به هلاکت رسیدند( خبرگزاری فارس، 1386. غلامی، 1391 ).

گروهک ریگی( جندالشیطان)

گروهک جندالشیطان که منشعب از حزب الفرقان است به سرپرستي فردي بنام عبدالمالك ريگي بود که سال ها باعث اخلال در نظم عمومي و اقدامات خرابكارانه و تروريستي در منطقه سیستان و بلوچستان شده بود. اين گروهک، براي ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم از اعمال تروريستي خود فيلم تهيه می­نمود و به صورت گسترده اقدام به توزيع و انتشار آن می­نمود. برخي از فيلم‌‌هاي تهيه شده حاوي صحنه‌هايي از شكنجه و سر بريدن گروگان‌ها نيز بود. عبدالمالک ريگي؛ خود يكي ازفعالان گروهک فرقان بود که سال­ها با این گروهک به گروگان گیری و اخاذی مبادرت نموده بود.

عبدالمالک جوان فقیری بود که دارای سابقه شرارت و یک مورد چاقو کشی بخاطر مسائل قبیله ای در شهر زاهدان بود و به همین خاطر مدتی هم زندانی شد و بعد از آزادیش خود را زندانی سیاسی معرفی نمود واعلام کرد که جمهوری اسلامی مرا بدلیل مسائل عقیدتی زندانی کرده است. پس از آزادی از بین اشرار متفرق منطقه عده ای از قاچاقچیان سابق مواد مخدر را بدور خود جمع نمود و اعلام کرد که قصد مبارزه علیه جمهوری اسلامی و استقرار حکومت خود مختار در سیستان را دارد.

در ابتدا عبدالمالک ریگی چند عملیات تروریستی موفق در استان سیستان و بلوچستان علیه مردم بی دفاع انجام می‌دهد و از این به بعد است که نام امیر می‌گیرد و العربیه( دستگاه اطلاع‌رسانی عربستان سعودی) به کمک او می‌آید و همه فعالیت‌های او را تحت پوشش قرار می‌دهد. در تمام دوران فعالیت جماعت ریگی مورد حمایت عربستان سعودی و دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و برخی نیروهای امنیتی پاکستانی بود.

در کارنامه گروهک تروریستی ریگی حتی یک عمل وحدت‌بخش و وحدت‌آفرین نیز مشاهده نمی‌شود. این افراد محصول همان مدارسی هستند که برای افغانستان ملاعمر و برای ایران امثال عبدالمالک ریگی، جلیل قنبرزهی، محی‌الدین و عبدالکریم شاهوزایی و… را تربیت کردند. مدارسی از کراچی، کویته، پنجاب، وزیرستان و ایالت سند پاکستان که تحت نفوذ مادی وهابیت عربستانی، تفکر انحرافی سلفی‌‌گری و احاطه سرویس‌های امنیتی و جاسوسی انگلیس، آمریکا، اسرائیل با هدایت آی.اس.آی ارتش پاکستان است.

اگرچه گروهک ریگی خود را همیشه حامی حقوق بلوچ­های اهل تسنن می­دانست و عبدالمالک ریگی در گفت وگوهایش با برخی از شبکه­ها( ازجمله صدای آمریکا) تاکید کرده بود که قصد جدایی طلبی از ایران ندارد اما اقدامات تروریستی این گروهک موجب به شهادت رسیدن بسیاری از هموطنان ما اعم از نظامی و غیر نظامی شد. فعالیت های تروریستی این گروهک در جدول زیر آورده شده است.

بررسی اقدامات تروریستی گروهک ریگی( از ویکی پدیا)

عملیات

تاریخ عملیات

محل عملیات

نتایج عملیات

پیامدهای عملیات

حمله به کاروان انتقال رئیس جمهور

۱۳۸۴/۹/۲۳

مناطق کویری سیستان

شهادت محافظ و راننده خودرو رئیس جمهور

-

حمله به پاسگاه مرزی گدار ناهوک سراوان

۱۳۸۴/۱۰/۱۲

منطقه سراوان

گروگان گرفتن ۸ سرباز مرزبان و رئیس پاسگاه

آزادسازی ۸ تن از سربازان در تاریخ ۱۰ بهمن همان سال با میانجیگری بزرگان طوایف منطقه و اعلام خبر اعدام رئیس پاسگاه.

اسارت ۳ تبعه ترکیه

۱۳۸۴/۱۰/۲۵

-

درخواست پرداخت ۱ میلیون دلار از جانب ایران در قبال آزادی گروگان‌ها

-

حادثه تاسوکی

۱۳۸۴/۱۲/۲۵

منطقه تاسوکی

شهادت ۲۲ تن از مسافران عبوری از محور زابل به زاهدان. آتش زدن ۶ خودروی متعلق به مسافران. اسارت عده‌ای نامعلوم از مسافران عبوری. زخمی شدن فرماندار زاهدان در این حمله.

اسماعیل احمدی مقدم و مصطفی پورمحمدی آمریکا را مشوق جنبش مقاومت مردمی ایران برای این عملیات نامیدند و این عملیات را به سفارش نیروهای اطلاعاتی آمریکا دانستند. جنبش مقاومت مردمی ایران در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۲ با انتشار فیلمی عنوان کرد که در صورت آزاد نکردن ۵ عضو این گروه از جانب نیروهای انتظامی ایران گروکان‌های واقعه تاسوکی را خواهد کشت. عبدالحمید ریگی و ۱۵ عضو دیگر جنبش مقاومت مردمی ایران توسط نیروهای امنیتی پاکستان دستگیر و در ۱۳۸۷/۳/۲۵ به ایران تحویل داده شدند.

حمله به ماموران نیروی انتظامی

۱۳۸۵/۱۱/۱۲

تقاطع بلوارهای بزرگمهر و معلم شهر زاهدان

شهادت ۴ مامور پلیس و یک شهروند

اعدام دو تن از اعضای جنبش مقاومت مردمی ایران دخیل در این حمله

حمله به اتوبوس حامل نیروهای سپاه پاسداران با خودروی حامل مواد منفجره

۱۳۸۵/۱۱/۲۵

بلوار ثارالله شهر زاهدان

به شهادت رسیدن ۱۳ نفر و زخمی شده ۳۰ تن دیگر از اعضای سپاه و مردم عادی

محکومیت این حمله از جانب سازمان ملل متحد. جنبش مقاومت مردمی ایران این حمله را عملی تلافی جویانه در قبال اعدام اعضایش نامید. نصرالله شنبه‌زهی در ۳۰ بهمن همان سال به جرم دخالت در بمبگذاری در محل انفجار اعدام شد. فردی به نام سعید. ق به جرم مشارکت در ۱۳۸۶/۳/۱۳ در همان محل اعدام شد.

انفجار بمب صوتی

۱۳۸۵/۱۱/۲۷

بلوار جمهوری شهر زاهدان

بدون تلفات

-

حمله به پاسگاه مرزی نگور

۱۳۸۵/۱۲/۸

منطقه نگور

شهادت ۲ مامور مرزبانی و اسارت ۴ نفر دیگر و انتقال آنها به پاکستان

-

شبیخون اعضای جنبش مقاومت مردمی ایران به جمعی از پاسداران

۱۳۸۶/۴/۲۸

روستای دومک-منطقه کورین

۱۱ مامور سپاه پاسداران شهید و ۹ تن دیگر زخمی شدند

-

حمله به خودروهای عبوری

۱۳۸۶/۵/۲۸

جاده چابهار به ایرانشهر

گروگانگیری ۲۱ غیرنظامی و انتقال آنها به پاکستان

در پی همکاری دیپلماتیک ایران و پاکستان ظرف ۱۲ ساعت نیروهای نظامی پاکستان به محل انتقال گروگانها یورش برده و با به هلاکت رساندن سرکرده و جمعی از اعضای جنبش مقاومت مردمی ایران در آن حمله گروگان‌ها را آزاد کردند.

ترور مهدی توکلی( روحانی شیعه)

۱۳۸۶/۷/۱۰

روستای افتخارآباد شهرستان خاش

شهادت وی توسط دو راکب یک موتور

-

درگیری مسلحانه در مدرسه علمیه

۱۳۸۶/۹/۲۲

روستای چاه‌جمال شهرستان ایرانشهر


۶ تن از روحانیون و طلّاب سنی مذهب که با جنبش مقاومت مردمی ایران همکاری کردند محاکمه شدند.

حمله به پاسگاه مرزی

۱۳۸۷/۳/۲۳

منطقه سراوان

گروگانگیری ۱۶ مامور مرزبانی و انتقال آنها به پاکستان

اعدام ۱۵ نفر و آزادی یک تن از آنها

ترور ابراهیم کریمی(معاون دادگستری سراوان)

۱۳۸۷/۳/۲۷


شهادت وی

۳ عضو جنبش مقاومت مردمی ایران دستگیر شدند. علیرضا براهویی در زاهدان اعدام شد.

فضل‌الله شهبازی(دادستان عمومی و انقلاب خاش)

۱۳۸۷/۷/۶

شهرستان خاش

ترور ناموفق بود و وی زخمی شد


ترور مولوی شیخ علی دهواری(امام جمعه مسجد صدیق اکبر)

۱۳۸۷/۸/۲۰

شهرستان سراوان

قتل وی


حمله انتحاری به صبحگاه مشترک نیروی انتظامی

۱۳۸۷/۱۰/۹

شهرستان سراوان

عبدالغفور ریگی (برادر کوچک عبدالمالک) با انفجار بمب همراه خود ۴ نفر از پرسنل نیروی انتظامی را کشته و ۱۲ نفر دیگر نیز مجروح کرد.

رئیس جمهور در سفری غیر منتظره برای بررسی بیشتر به زاهدان رفت.

شبیخون به وانت تدارکات نیروهای نظامی

۱۳۸۷/۱۱/۶


کشتن مامورین راکب وانت و بازگشت به درون پاکستان


انفجار بمب صوتی

۱۳۸۷/۱۱/۳۰

مسجد الغدیر زاهدان

خسارات اندکی به ساختمان مسجد


حمله انتحاری به مسجد شیعیان

۱۳۸۷/۳/۷

مسجد علی‌بن‌ابیطالب شهر زاهدان

شهادت ۲۵ نمازگزار و زخمی شدن ۱۲۰ تن دیگر

رهبر، آمریکا را در این بمب‌گذاری دخیل دانست. علی لاریجانی در ۱۱ خرداد همان سال مسئولیت انفجار را از اهل سنت دور دانسته و به آمریکا نسبت داد. سه نفر در ارتباط با بمبگذاری، پیش از خاکسپاری قربانیان به اتهام افساد فی الارض در تاریخ ۱۳۸۸/۳/۹ اعدام شدند. ۲ تن اعضای دستگیر شده در این رابطه در ۱۶ خرداد همان سال اعدام شدند.

حمله به ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد

۱۳۸۸/۳/۸

زاهدان

مجروحیت ۳ نفر از اعضای ستاد


حمله انتحاری به نمایشگاه صنایع دستی

۱۳۸۸/۷/۲۶

شهر سرباز

شهادت ۴۱ نفر و زخمی‌شدن ۱۵۰ نفر دیگر

رئیس جمهور، پاکستان را به کوتاهی در دستگیری اعضای جنبش مقاومت مردمی ایران بعد از این عملیات متهم کرد. سپاه پاسداران از کشور پاکستان درخواست مجوزی مبنی بر انجام عملیات نظامی داخل خاک پاکستان را علیه مواضع این گروه خواستار شد.

۲ حمله انتحاری به مسجد جامع زاهدان

۱۳۸۹/۴/۲۴

شهر زاهدان

شهادت ۲۷ نفر و زخمی شدن ۱۶۹ نفر دیگر

دو بمب گذاری در روز تولد امام سوم شیعیان امام حسین(ع) و روز پاسدار صورت گرفت. در انفجار اول تعدادی از مأمورین سپاه پاسداران که برای بازرسی در درب مسجد ایستاده بودند به شهادت رسیدند.

بمب‌گذاری در مراسم تاسوعا در چابهار

۱۳۸۹/٩/۲۴

چابهار

به شهادت رسیدن ٣٩ نفر

در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۸۹، یازده هوادار گروه جندالله در زندان زاهدان اعدام شدند.

در نهایت با مدیریت اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) و ارتش جمهوری اسلامی، در تاریخ 4 اسفند 1388 هواپیمای حامل عبدالمالک ریگی که از دوبی عازم بیشکک بود در بندرعباس به زمین نشست و این گونه سرکرده یکی از گروهک­هایی که به دروغ خود را حامی مردم سیستان و بلوچستان می­دانست دستگیر شد. خبر دستگیری ریگی، دنیا را بهتزده میکند. دیوید میلیبند این اتفاق را نشانه اقتدار اطلاعاتی ایران میداند. بلافاصله پس از عملیات، هواپیمای بیشکک - دبی از بندرعباس بلند میشود. ریگی و همراهانش توسط یک هواپیمای اختصاصی ارتش به تهران منتقل میشوند و بعد از چندی به سزای اعمال وحشیانه خود رسید.

نتیجه گیری

سلفیه معتقد است که عقاید اسلامی را باید منحصراً از کتاب و سنت نبوی فرا گرفت و علما نباید به طرح ادله‌ای غیر از آنچه در قرآن آمده بپردازند. در اندیشه سلفی‌ها،‌ روش‌های عقلی و منطقی جایگاهی ندارد و تنها نص قرآن، احادیث نبوی و ادله مفهوم از نص قرآن برای آنان حجیت دارد.

به لحاظ ریشه­های اعتقادی می­توان گروهك ریگی را نوعی تفكر انحرافی و متاثر از رویكردهای ضدشیعی القاعده و طالبان دانست. این نوع مواضع عقیدتی در دسته بندی تفكرات سلفی- تكفیری ضدشیعی ای قرار می­گیرد. گروهك تروریستی ریگی و الفرقان به سركردگی عبدالجلیل قنبرزهی به جنایات و فعالیت های خشونت باری در منطقه سیستان و بلوچستان دست زدند. همیشه نیز اقدامات تروریستی این گروهک­ها، مورد حمایت كشورهای غربی قرار گرفته است.

سربازان گمنام وزارت اطلاعات در اسفند 1388 توانستند عبدالمالک ریگی را دستگیر نمایند. جمهوری اسلامی بعد از این اقدام و با اعلام عفو عمومی باعث شد که بسیاری از فریب خوردگان این گروهک به کشور بازگردند. اما با کمک برخی کشورهای منطقه و کشورهای غربی انشعاباتی از گروهگ ریگی ایجاد شد که همان رویه و فعالیت او را الگو قرار داده اند. این گروهک­ها مدعی دروغین دفاع از هموطنان ما در سیستان می باشند اما در واقع به فعالیت­های تروریستی، اخاذی، گروگان گیری و تجارت مواد مخدر می­پردازند و برای تامین منافع کشورهای حامی خود برای به آشوب کشانیدن منطقه و ناامن جلوه دادن کشور از هیچ اقدامی حتی اگر خلاف شرع باشد فروگذار نیستند.

منابع

- الگار، حامد (1362). نهضت بيداري در جهان اسلام. ترجمه محمد مهدي جعفري، تهران: شرکت سهامي انتشار و انتشارات فرهنگ.

- ایمانی، علیرضا. ابوزهره، محمد(1388). سلفیان. در مجموعه مقالات فرق تسنن، مهدی فرمانیان، چاپ سوم، قم: نشر ادیان.

- خبرگزاری فارس(1386). ارتباط تنگاتنگ آمريكا با گرو‌ه‌‌هاي تروريستي در جنوب شرق ايران. شماره: 8612060302، 6 اسفندماه.

- عابدی، احمد(1390). توحید و شرک در نگاه شیعه و وهابیت. چاپ اول، تهران: انتشارات مشعر.

- عدالت نژاد، سعید. نظام‌الدینی، سید حسین(1390). سلفیان تکفیری یا الجهادیون: خاستگاه و اندیشه‌ها. فصلنامه تاریخ و تمدن اسلامی، شماره سیزدهم، بهار و تابستان.

- علیزاده موسوی، مهدی(1389). سلفی‌گری و وهابیت. جلد اول: تبارشناسی. چاپ دوم، تهران: دفتر تبلیغات اسلامی.

- غلامی، فتاح(1391). از انفجار آنتن صداوسیما بخاطر سریال امام علی تا اعلام جهاد علیه ایران!!. پایگاه خبری و تحلیلی ندا آنلاین، 2 اردیبهشت ماه.


آشنایی با شهید امیر توکل کامبوزیا ؛ اندیشمند ضد صهیونیسم + عکس
2013/2/28 ساعت 13:59 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

امیر توکل کامبوزیا یکی از پیشگامان مبارزه با صهیونیسم در ایران شناخته می شود . این مرد بزرگ در سال 1283 در تهران متولد شد و در 70 سالگی در زاهدان توسط عوامل رژیم پهلوی به دلیل فعالیت ها و مبارزات ضد صهیونیستی و ضد استبدادی اش به شهادت رسید. در این گزارش به بررسی زندگی این رادمرد می پردازیم.
گروه گزارش ویژه مشرق؛

امیر توکل کامبوزیا یکی از پیشگامان مبارزه با صهیونیسم در ایران شناخته می شود . این مرد بزرگ در سال 1283 در تهران متولد شد و در 70 سالگی در زاهدان توسط عوامل رژیم پهلوی به دلیل فعالیت ها و مبارزات ضد صهیونیستی و ضد استبدادی اش به شهادت رسید.


زندگی نامه مرحوم کامبوزیا

استاد امیر توکل کامبوزیا فرزند امیر بابا مشیردیوان در33ماه دلو 1283 هجری شمسی در تهران متولد شد و اصالتا از اکراد زعفرانلو که ساکن قوچان هستند،میباشد.
او تحصیلات ابتدایی را بدوا در تهران،مدرسه علمیه واقع در خیابان (شنی سابق)گلشن فعلی ومدرسه رحیمیه مشهد به مدیریت میرزاسید علی خان و دوره متوسطه را در دبیرستان احمدی مشهد به تصدی میرزا جوادخان و استادانی چون غلامرضاخان ریاضی و منتخب الملک را گذرانده و برای ادامه تحصیلات عالی عازم تاشکند گردیده ودر بحران انقلاب روسیه به ایران برگشت .
استادکامبوزیا دوره مدرسه نظام ژاندارمری را به مدیریت و استادی کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان سپری نمودو به سال 1300 شمسی به علت لیاقت وشناختی که کلنل پسیان از وی داشته به ریاست تلگراف و رموزات خود انتخاب می‌نماید پس از شهادت کلنل به سیستان وبلوچستان تبعید می‌گردد.

مرحوم کامبوزیا
 از اندیشمندان شهید ضد صهیونیسم


ازسال1301الی1303بازرس دارایی در اداره راه و متصدی باجگیرخانه (مالیاتی-دارایی)تربت حیدریه
از سال 1304الی 1306رئیس دارایی بلوچستان
ازسال1307الی 1312دبیر دبیرستان شوکتیه بیرجند
از سال 1313تازمان فوت کلیه وقتش به مطالعه ، تالیف و کشاورزی گذشته است.

مرحوم استاد امیر توکل کامبوزیا در کتابخانه خویش

 مسئولیت های شغلی استاد کامبوزیا

درسال1300متصدی امور تلگرافی مرحوم کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان بودند وپس از شهادت کلنل تا 1305 بازرس شعبه های در آمد بین مشهد و زاهدان .
مرحوم کلنل محمد تقی خان پسیان

ازسال1305تا1307پیشکاردرسال1308براثراصرار وتقاضای مرحوم شوکت الملک برای اقدام به تبدیل شوکتیه بیرجند از وضع ادبی به علمی وتعلیم زبان فرانسه در آنجا مشغول به خدمت شدم.سال1312به زاهدان آمدم تا مزرعه ای راکه قبلا آباد کرده بودم فروخته به خارج از ایران مهاجرت کنم مرحوم مهدی قلی خان تاج بخش که سوابق خانوادگی با ما داشتند به سمت استانداری سیستان وبلوچستان زاهدان درآمدندومرا از این تصمیم بازداشته وبه زراعت پرداختم.

سال1320با تمام عوارضش رسید وباز دوره تعالی وترقی شناسانه وعسرت وبدبختی ثابت قدمان خداپرست ومیهن خواه رسید.
ازسال1326تا1327رهبری حزب دموکرات ایران رادر استان برعهده داشتم.
مرحوم امیر توکل کامبوزیا و فرزندانشان

درسال1331مرحوم دکتر مصدق،اینجانب را به سمت مسئول حزب ایران در استان منصوب نموده بدینسان دوران پرفراز ونشیب استاد علامه کامبوزیا از زبان خود ایشان دورانی پر رنج وزحمت وتلاش است ایشان در زمان حیات خویش در زمینه سیاسی به سیاست گذشتگانی چون آیت ا...کاشانی وجمال عبدالناصراحترام می گذارد.
مرحوم کامبوزیا به سیاستمداران دینی گذشته همچون آیت الله کاشانی احترام می گذاشت

مرحوم کامبوزیا از سیاستهای اسلامی انقلاب امام خمینی شدیدا پشتیبانی می نمود ودر ارتباط با این علاقه وارشاد علاقمندان به اعلامیه ونشریات امام از هیچ کوششی فروگذار نکرده وبه همین جهت آخرین بار سال1349توسط عمال ساواک دستگیرشد. استاد بجز زبان فارسی به زبانهای عربی،فرانسه،روسی،انگلیسی وترکی تسلط کامل داشت ودر حکمت وعرفان وتفسیر،فلسفه ومنطق وبه خصوص تاریخ صاحب نظر بود چنانکه نظرش درباره تاریخ این بود که علم تاریخ از همه علوم سخت تر وازهرعلمی محتاج تر است.مطالعات وتالیفات استاد با اینکه به چندین جلد می رسد همگی به صورت مجمل وبه عقیده خودش ناقص ولی در نزد علمای بیگانه وخودی دارای ارزش فراوانی می باشند.

فعالیت های سیاسی مرحوم کامبوزیا

فعاليت‌های سياسي كامبوزيا به دو دوره زماني خاص تقسيم بندي می‌شود:

الف) از سال‌های 1300 تا 1332

در تقسيم بندي اول همانگونه كه اشاره رفت، كامبوزيا شيفته مرحوم كلنل محمد تقي خان پسيان می‌شود كه عليه استبداد داخلي – رضا خان مير پنج- پرچم مبارزه را در خطه خراسان علم نموده است. با كشته شدن وي، كامبوزيا كه به رياست تلگراف و رموزات خراسان از طرف پسيان منسوب شده بود، به دزد آب (زاهدان) مهاجرت می‌كند هر چند كه بسياري بر اين عقيده اند كه وي از سوي رضا خان تبعيد شده است.
در زمان استبداد رضاخاني (20-1304) با توجه به ايجاد خفقان توسط وي و تازه تاسيس بودن شهر زاهدان، تقريبا فعاليت سياسي خاصي از ايشان ديده نمي شود.
در زمان استبداد رضا خانی ، مرحوم کامبوزیا به زاهدان تبعید شد.

در اواخر دهه 20 كه نغمه‌های رهايي از يوغ استعمار انگليس در كشور نواخته شد، شهيد نواب صفوي توسط استبداد داخلي دستگير گرديد. مرحوم كامبوزيا در نامه‌اي به مرحوم آيت ا... كاشاني، حمايت خود را از نواب چنين عنوان داشت:

زاهدان- اول تير ماه 1327

بنده خداوند آقاي سيد ابوالقاسم كاشاني
از بازداشت سيد مجتبي نواب صفوي هيچ تاثري بر افراد مجاهد ما نخواهد بود، زيرا او به مزد خود رسيده، از خداوند اميدواريم كه شديد ترين مرحله آن نصيب ما گردد... البته اين شخص از حيث مقام با ما مساوي نيست.

شهید نواب صفوی

كامبوزيا براي خدمت به دين اسلام و كشور ايران اين بار با قبول رهبري حزب ايران كه توسط دكتر مصدق به وي پيشنهاد شده بود، به فعاليت سياسي خود ادامه داد. در پي قطع روابط ايران و انگليس كه به دنبال اختلاف بر سر ملي شدن نفت بوجود آمده بود، كامبوزيا در نامه اي خطاب به آيت ا... كاشاني چنين ابراز مسرت و شادماني نمود:

" به مژده بستن كنسول گري‌های دولت ستمگر انگليس، مفتخرم خدا را گواه دهم كه مال و قلم وزبان و جان خود و تمام فرزندان و كسانم را براي انتقام از اين دشمن بي آزرم بشريت و غلامان فرومايه او در ايران تا دم واپسين در اختيار شما گذارم."

در اين سال‌ها (دهه 1320) كامبوزيا يكي از افراد متنفذ، مقبول، موجه و صاحب امتياز در استان سيستان و بلوچستان شناخته می‌شده است. يكي از عوامل اسد ا... علم در 28\10\1330 در خصوص نفوذ كامبوزيا در ميان مردم استان( به علم) چنين گزارش می‌دهد:
" وضع زاهدان را به طور اختصار به عرض می‌رساند: شهر تقريبا صدي 30با ريگي، بقيه صدي 20به نام آقايان كفعمي و توكل كامبوزيا... است."

به دنبال كودتاي نافرجام 25 مرداد 1332 و فراري شدن شاه از كشور، مرحوم كامبوزيا طي نامه اي به دكتر مصدق، محاكمه و مجازات دسيسه كاران را خواستار می‌گردد. با انجام كودتاي دوم( 28 مرداد) و موفقيت كودتاگران كه در نهايت به بازگشت استبداد به كشور منتهي شد، مرحوم كامبوزيا نيز مانند بسيار از چهره‌های سياسي كشور براي مدتي در لاك انزوا فرو رفت و موقتا فعاليت‌های سياسي را به كناري نهاد. شايد در اين سال‌ها ( از سال 1332 تا 1342) او به دنبال رهبري می‌گشت كه با پيروي از وي راه را از بيراهه بشناسد.

ب) از سال‌های 1342 تا مهر 1353

در اين سال‌ها نهضت حضرت امام خميني (ره) آغاز به فعاليت می‌كند و مرحوم كامبوزيا به فعاليت‌های خود عليه رژيم محمد رضا شاهي وسعت می‌دهد. در سال 1342 به صورت پاره وقت به استخدام اداره راديو زاهدان در می‌آيد و اين همان فرصتي بود كه سال‌ها به دنبالش می‌گشت تا صورت واقعي رژيم را به مردم نشان دهد. بنابراين با ارائه نطق هايي عليه شاه و انتقاد از حكومت او بغض خود را می‌تركاند، هر چند كه ساواك اجازه پخش اين بغض تركيده را هيچگاه نمي دهد. در نتيجه کامبوزيا به بزرگترين سوژه ساواك در استان سيستان و بلوچستان تبديل می‌شود و از آن به بعد ساواك در نامه نگاري‌های مختلف و دستورات به منابع خود، خواستار جمع آوري اطلاعات و اخبار از كامبوزيا می‌گردد.

استدلالات و شخصيت علمي مذهبي كامبوزيا در ساواك زاهدان، كاركنان اين سازمان مخوف را مقهور خود نمود به حدي كه پس از حضور سه هفته بازداشت در نهايت با عنوان اينكه وي فردي فاضل و دانشمند است،او را آزاد نمودند!


دستگیری و آزاد شدن مرحوم کامبوزیا

به دنبال تصويب قانون كاپيتولاسيون و اعتراض حضرت امام به آن كه در نهايت به تبعيد ايشان به تركيه منجر گرديد( آبان 1343) كامبوزيا كه در صدد روشن نمودن افكار مردم و آشنا نمودن آنان با اقدام رهبرش بود، در اداره راديو سعي در تبليغ فعاليت‌ها و مواضع حضرت امام در ارتباط با كاپيتولاسيون نمود:
" واقعا ما مردم خيلي بدبخت هستيم، همه چيزمان را گرفته اند، شرفمان را، ثروتمان را، همه چيزمان را، اگريك سرباز آمريكايي در خيابان در انظار مردم به خواهرمان، به زنمان دست درازي كند، قدرت اعتراض نداريم. اينها مصونيت دارند، براي آنكه ارباب ما هستند، هيچكس نمي تواند بگويد بالاي چشمتان ابروست..."
سند تصویب کاپیتولاسیون


كتاب دختران راهی دیگر: سرگذشت زنان آمریکایی که اسلام را پذیرفته اند
2013/2/28 ساعت 13:47 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

دختران راهی دیگر: سرگذشت زنان آمریکایی که اسلام را پذیرفته اند


دختران راهی دیگر: سرگذشت زنان آمریکایی که اسلام را پذیرفته اند



ضميمه ها
[jpg] دختران راهی دیگر: سرگذشت زنان آمریکایی که اسلام را پذیرفته اند

کد:  12351
عنوان:  دختران راهی دیگر: سرگذشت زنان آمریکایی که اسلام را پذیرفته اند
تاریخ ثبت:  بهمن 23, 1391
تاریخ ویراش:  اسفند 5, 1391
شابک:  978-964-476-118-8
تاریخ آخرين چاپ:  1390
نوع جلد:  شومیز
قطع:  رقعی
قیمت(ریال):  40000
شمارگان:  2000
چاپ جاری:  4
تعداد صفحات:  254
وزن(گرم):  327
افزودن به سبد خريد: سفارش خريد
آدرس مستقيم مطلب: به مطلب لينک دهيد
نسخه قابل چاپ: چاپ


معرفي:
این کتاب در سال ‪ ۱۹۹۵‬با عنوان ‪ Daughters of Another path‬در ایالت متحده آمریکا منتشر شد و به دلیل استقبال مناسب اقشار مختلف مردم این کشور به چاپ پنجم رسید و به سایر زبان‌ها ترجمه شد.

نویسنده این کتاب سال‌های متمادی در مدارس و مراکز آموزشی مشاور امور اجتماعی و خانوادگی بوده و آثاری پژوهشی زیادی درباره مسیحیت و نقش آن در اجتماع و خانواده، همچنین مسایل و مشکلات مربوط به نقش اجتماعی زنان در آمریکا نگاشته است.
انگیزه اصلی وی از نوشتن این کتاب ازدواج دخترش با یک دانشجوی ایرانی و رویدادهای پس از آن به ویژه گرویدن دخترش به دین مبین اسلام است. مطالب کتاب، تجربیات و داستان زنان و دختران آمریکایی نوآیین مسلمان، شوق ها، آرزوها، هدف‌ها و سختی‌های ایشان در سازگاری با جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند.

زنان و دختران نوآیین مسلمان آمریکایی در خلال طرح داستان و تجربیات شان درباره گذشته شان، دلایل اسلام آوردن و پذیرش اصولی که به نظر آنها بسیار جذاب است و اینکه این اصول برای خودشان و خانواده هایشان چه معنا و مفهوم رهایی بخش داشته است، صحبت می‌کنند.

کتاب فرزندان راهی دیگر در ده فصل به مسایل اعتقادی و اجتماعی آمریکایی هایی که به دین اسلام گرویده‌اند و تباینات فرهنگی در جامعه آمریکا که بعضی از ارزش هایش مثل مفهوم آزادی به شکلی پیچیده در تضاد با فرایض دینی و اخلاقی قرار گرفته اند، بحث کرده است.

موضوعات مرتبط: اقبال به اسلام

رسانه ها چگونه «خبرشویی» می کنند؟ + تصاویر
2013/2/28 ساعت 12:3 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

تکنیک های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر (7)
دست به دست کردن خبر از منابع سیاه (نامعتبر و ناشناخته) به خاکستری (نیمه معتبر و نیمه شناخته) و از خاکستری به سفید را خبرشویی می گویند.
مشرق -- تکنیک های عملیات روانی در حوزه ی رسانه و خبر، قالب های ارائه ی هدفمند اطلاعات است که با هدف گیری ضمیر ناخودآگاه، ذهن مخاطب را به مسیر دلخواه سردمداران یک رسانه سوق می دهد.
متن حاضر که توسط پژوهشگر حوزه جنگ نرم، احمد قدیری ابیانه (emailghadiri@gmail.com) نگاشته شده، هفتمین شماره از مجموعه 9 گانه در این خصوص است که به نظر خوانندگان مشرق می رسد.

***

* حرکت از حاشیه ی تاریک: استفاده از جهل مخاطب نسبت به یک موضوع و طرح مسائل مختلف در آن حوزه.

بیان خاطره ی شخصی و خصوصی از یک فرد مرحوم.

* خبر شویی: دست به دست کردن خبر از منابع سیاه (نامعتبر و یا ناشناخته) به خاکستری (نیمه معتبر و نیمه شناخته) و از خاکستری به سفید (نسبتاً معتبر و شناخته شده).

خبر کشته شدن یک فعال اپوزوسیون ابتدا در فیس بوک، تویتر و بالاترین، سپس از طرف روزنامه های زرد یا سیاسیون درجه دو و در ایستگاه آخر در خبرگزاری ها و روزنامه های سراسری و زنجیره ای.


 
[گویا نیوز ترجیح داده خبر "جوّ شدید امنیتی در تهران" را به نقل از منبعی دیگر کار کند]

* تلفیق اعتبار: تلفیق کردن ادعایی غلط با سندی نامربوط.

به عنوان مثال در برنامه های چند رسانه ای هنگام طرح اتهامی (ادعای غلط) راجع به گذشته ی یک شخصیت، تصویری از جوانی او نشان می دهند (سند صحیح نامربوط) و این در حالی است که در ذهن مخاطب، "اعتبار تصویر" به "ادعای گفته" سرایت کرده با آن تلفیق می شود؛ همچنان که در مستندات سیاسی بسیار پر کاربرد است و در فیلم خط و نشان رهبر نیز به وفور از این ترفند استفاده شده.
* بیان از زبان ثالث: مواضع مورد پسند یک رسانه از زبان شخص ثالث _مخاطب یا کارشناس_ بیان می شود که امتیازش در مقاومت کمتر مخاطب نسبت به مطلب، به دلیل تصورِ نداشتنِ سو گیری از جانب شخص ثالث است.

برنامه ی "نوبت شما" که علی رغم تظاهر با باز بودن باب گفتگوی آزاد، در بسیاری موارد محدودیت هایی را در برقراری ارتباط و تداوم کلام مخالفینش اعمال کرده و همچنین صفحه ی "ناظران می گویند" سایت بی بی سی فارسی، مصادیق بارز این رویکرد است.

ناگفته نماند که از اهداف نهان برنامه هایی چون "نوبت شما" به چالش کشیدن باور های جامعه ی ایران در ارتباطی دو سویه با مخاطب و در قالب "گفتگو" می باشد _فارغ از نمونه های رسوا شده ای از مخاطبین جعلی و از پیش تعیین شده_ و از این رو است که مباحثی چون حجاب، شورای نگهبان و ... به بحث و نقد گذارده می شود و از آنجایی که حتی حامیان ارزش ها نیز الزاماً تخصصی در موضوع مورد بحث و پاسخی مستند و مستدل به شبهات ندارند، صرف به بحث گذاشتن چنین موضوعاتی بازی "برد برد" را برای برنامه سازان بی بی سی رقم خواهد زد؛ خصوصاً آنکه با توجه به فرصت محدودی که به مخاطب تعلق می گیرد، اگر چه زمان کافی برای خدشه به یک باور فراهم است اما یقیناً امکان پاسخ جامع و کامل به شبهات وجود ندارد. ضمن آنکه چنین برنامه ای با کردکرد سوپاپ اطمینان گونه اش، نمایشی بر التزام عملی بی بی سی بر مقوله هایی چون آزادی بیان، بی طرفی و انصاف است.
 



 
* چالش مثبت: مجری یا کارشناس برنامه ی تلویزیونی و رادیویی و یا مصاحبه کننده ی مطبوعات، سؤالات و شبهاتی را طرح می کند که ظاهر آن به چالش کشاندن گوینده است اما هدفش در واقع فراهم آوردن فرصت پاسخ و استحکام بنای استدلالی اوست. این ترفند خصوصاً هنگامی تأثیر گذار است که پرسش گر با دریافت پاسخ خود، ژست قانع شدن به خود بگیرد.

* نقل قول: امتیازِ نسبت دادن سخن به فردی دیگر در این است که مخاطب نسبت به آن مقاومت کمتری دارد در حالی که ادعای مدعی _فارغ از هویت و ماهیت او_ همیشه در معرض عدم پذیرش به دلیل امکان "سو گیری" است. از طرف دیگر در صورتی که یک رسانه اخبار دروغ و یا مشکوک را به نقل از دیگر منابع بیان کند، بعد از رسوایی، راه فرار از پذیرش مسئولیت دروغ پراکنی خود را خواهد داشت. به تعبیر دیگر نقل قول یا همان "ارجاع به منابع دیگر" امکان نشر اکاذیب بدون آسیب دیدن اعتبار یک رسانه را فراهم می نماید. طبیعی است این نقل قول هر چه از منبعی معتبر تر بیان شود، نزد مخاطب موثق تر خواهد بود مگر در یک مورد و آن در جایی است که یک رسانه خبر خود را به راست یا دروغ به نقل از "اسناد محرمانه" و یا "منبع آگاهی که نخواست نامش فاش شود" ذکر نماید. چرا که در این حالت هر چند منبع مطلب مشخص نیست اما چنین تعبیراتی عذری موجه نزد مخاطب خواهد بود که اگر اثرش در القاء خبر بیشتر از ذکر منابع معتبر نباشد، مسلماً کمتر از آن نیست.

در تفاوت "نقل قول" با "خبر شویی" لازم به ذکر که اولاً در خبر شویی، دست به دست شدن یک خبر الزاماً در مسیر دانی به عالی قرار دارد _به عکس نقل قول که حتی می تواند نقل دانی از عالی باشد_ و ثانیاً یک رسانه در استفاده از تکنیک خبر شویی، الزامی در بیانِ منبع ندارد؛ در حالی که تکنیک نقل قول، بر ذکر ناقل (منبع) استوار است.


 
[عبارت "برخی از سایت های اینترنتی" به عنوان منبع خبر آمده و عبارتِ "بی بی سی مسؤل محتوای سایت های دیگر نیست" پس از رسوایی این دروغ، بر صفحه افزوده شده است]
 
[خبر سراسر کذب بی بی سی در خصوص شرایط برگزاری اجلاس عدم تعهد در تهران]

* پاسخ از جانب مقابل: در این ترفند که نام دیگرش "مناظره با خود" است، فرد هم در مقام پرسش گر است و هم در مقام پاسخ گو و از این روی این امکان را دارد که مسیر سخن را به هر سو بخواهد ببرد.

* لفظ و لحن کلام: آنچه بیان می شود لفظ است و نحوه ی بیان آن لحن. نکته ی قابل توجه اینکه این تکنیک فقط در حیطه ی شنیداری کار برد ندارد و لحن سخن در مکتوبات نیز بر اساس عبارات و علامات وصفی، اندازه ی قلم و عکس انتخابی قابل تعیین و تغییر است.

* تقطیع و برجسته سازی کلام: قسمتی از سخن بدون اشاره به پس و پیش و شرایط بیان آن انتخاب می شود و در نتیجه کل گفته تحت تأثیر آن قرار می گیرد. این ترفند هر چند عمدتاً در تیتر سازی استفاده می شود اما منحصر در آن نیست.


 
[عبارت مشروط موسوی لاری، در تیتر به صورت مطلق و با حذف "اگر" ذکر شده]

* تحریف برای تکذیب: ابتدا مسئله ای را غلط طرح کرده و سپس با استناد به ایراد آن، بلکل نفی اش می کنند.

کروبی در گفتگو با موسوی در برنامه مناظره 18 خرداد 88: «شايعه كرده اند كه من در عروسی دخترم سكه‌های طلا را بر سر عروس و داماد ريخته ام كه برخی آن را باور كرده‌اند اما اين در حالیست كه من اصلاً دختر ندارم». این سخن در شرایط بیان شد که مسئله ی مذکور نسبت به پسر کروبی مطرح بود، نه دختر نداشته اش.

* ظرف آماری: برای آنکه آمار چیزی را کم یا زیاد نشان دهند، ظرف آماری را کوچک یا بزرگ می گیرند.

به عنوان مثال از آنجایی که در تورم نوسان (افزایش و کاهش) قیمت مجموع کالا ها را در یک سال محاسبه می کنند، برای بیش از واقع نشان دادن آن چنین می گویند «تورم 50 درصدی قیمت مرغ در سه ماهه ی اول سال جاری».


 
[سایت مشرق برای اینکه بتواند دست آورد ارتش در شکار پهپاد را "پیشرفته ترین" بنامد، نوع "دست پرتاب" را معیار قرار داده است.]

* آمار اینترنتی: نکته ای که در آمار گیری سایت ها حایز اهمیت است این که اولاً مراجعه کنندگان به یک سایت غالباً افراد موافق با مواضع آن سایت هستند و از این رو نظرسنجی ها از یک سایت به سایت دیگر بسیار متفاوت است؛ ثانیاً کاربران اینترنت که شرکت کنندگان در این نظر سنجی هستند اکثراً از قشر متوسط به بالای شهری بوده و این قشر عموماً دارای گرایشات خاص سیاسی است.

* نظرسنجی با پاسخ های محدود:

«به نظر شما تورم کشور چند درصد است: الف (0%)، ب (1 تا 5%)، ج (6 تا 10%)، د (11 تا 15%)».


 
[فارغ از عنوانی که برای سؤال القایی فوق در نظر گرفته شده، گزینه ها محدود به مقولات منفی است]

* قیاس مع الفارق: مقایسه ی دو چیز با هم به نحوی که از وجوهی با هم شباهت دارند اما از وجهی که مورد ارزیابی است متفاوت اند.
در واکنش به سخن آیت جنتی در خصوص مقصر بودن سران فتنه در تحریک مردم و به تبع آن کشته شدن عده ای از طرفین درگیری ها، علی مطهری بدون در نظر گرفتن نقش مسببان اصلی حادثه و بطلان ادعای آنان، بیان داشت: «بلاتشبيه استدلال جنابعالي شبيه استدلال معاويه در جنگ صفين است که پس از شهادت عمار ياسر و سخت شدن کار بر او، گفت قاتل عمار علي است که او را به اين جنگ آورد!»


 
[آنچه در اینجا از زبان علی مطهری مورد قیاس واقع شده، "نوع استدلال" ارائه شده است بی آنکه "حقانیت" مسئله در نظر گرفته شود]

* تفارق مع الشَبَه: قائل به فراق و عدم مشابهت داشتن میان دو چیز که با هم مقایسه می شوند در حالی که در حقیقت، آن دو از آن وجهی که مورد مقایسه است یکسان اند.

الف: «اکنون نیز چون صدر اسلام که با ادعای پیروی از سیره ی پیامبر (ص)، با علی (ع) مخالفت می کردند، عده ای با ادعای خط امامی بودن به مخالفت با مقام معظم رهبری می پردازند» ب: «ارتباطی میان این دو نیست، زیرا علی (ع) را پیامبر انتخاب کرده بود اما رهبری منصوب امام نیست».

* وسط گیری: از آنجایی که از میانه روی به اعتدال تعبیر می شود، اذهان آنچه را که میان دو چیز باشد معتدل می دانند فارغ از اینکه آن دو چیز چیست، در این حالت کافی است برای آنچه را که می خواهیم میانه و معتدل نشان دهیم، یک وجه افراطی و یک وجه تفریطی ترسیم نماییم.

«من نه اصول گرا هستم و نه اصلاح طلب، من پیرو عقلانیت و اعتدال هستم»، «نه مثل علی [ع] افراط، و نه مانند معاویه تفریط، بلکه همانند ابو موسی اشعری باید معتدل و میانه رو بود».

* بی طرف نمایی: اظهار بی طرفی برای جلب اعتماد طرفین دعوا در حالی که فرد مذکور به یک طرف دعوا متمایل است.
* کسب اعتماد با تأکید بر مسلمات: در دو حالت قابلیت استفاده دارد: 1- درون خبری 2- برون خبری. کسب اعتماد درون خبری به این معنا است که در یک عملیات فریب (خبر)، پس و پیشِ عبارتِ غلط، با برخی مسلمات (حقایقی که مورد تردید مخاطب قرار ندارد یا نگیرد) همراه با ذکر جزئیات اشباع می شود. در مورد کسب اعتماد برون خبری نیز همین مسئله صدق می کند با این تفاوت که در همان خبری که متولیان یک رسانه نسبت به "صحت و سلامت" آن اصرار دارند، جلب اعتماد می شود و بذر این محصول در موقع مقتضی و در خبر های دیگر چیده خواهد شد.


 
[درون خبری – ذکر دقیق نام، آدرس منزل و ... زمینه سازی برای پذیرش خبر "دستگیری، تجاوز و قتل" است]
 

[برون خبری – ذکر کلمه ی "منسوب" نمایش دقت و صحت و اصرار چند باره در ذکر منبع، تأکیدی بر التزام به رعایت اخلاق رسانه ای است]

موضوعات مرتبط: تروريسم رسانه اي

دولتمردان غیرمنطقی آمریكا + اینفوگرافی
2013/2/28 ساعت 12:1 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

دولتمردان غیرمنطقی آمریكا + اینفوگرافی

پنج نكته رهبر انقلاب درباره مذاكره با آمريكا؛ مطرح شده در بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار مردم آذربایجان ۱۳۹۱/۱۱/۲۸

برای دریافت فایل با کیفیت بر روی تصویر بالا کلیک کنید


۱۰ میلیون امضا برای آزادی بانوان محجبه
2013/2/28 ساعت 11:59 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

۱۰ میلیون امضا برای آزادی بانوان محجبه

سندیکای کارکنان دولت ترکیه، بیش از ۱۰ میلیون امضا در کمپینی که برای آزادی اشتغال و فعالیت بانوان محجبه در دوایر دولتی این کشور جمع آوری کرد.

 

به گزارش فرهنگ نیوز، ˈگونای کایاˈ کفیل اتحادیه کارکنان فعال در بخش دولتی ترکیه روز شنبه در شهر قیصری گفت: امضاهای جمع آوری شده از سراسر ترکیه به نهاد نخست وزیری ترکیه ارایه خواهد شد تا بیش از این در حق بانوان محجبه اجحاف نشود و راه ورود بانوان محجبه به دوایر دولتی هموار شود.  
  
سندیکای کارکنان دولتی ترکیه از روز ۱۴ ژانویه (۲۵ دی ماه) اقدام به جمع آوری امضا در سراسر کرده بود. 
   
وی گفت: جمع آوری بیش از ۱۰ میلیون امضا در چنین مدت کوتاهی گویای این است که ۷۵ میلیون جمعیت این کشور خواهان رفع محدودیت ها برسر آزادی های فردی و رعایت کامل حقوق بشر در ترکیه هستند.  
  
رییس سندیکای کارکنان دولت ترکیه پیش از این هشدار داده بود: اگر دولت ˈرجب طیب اردوغانˈ تا ۲۵ اسفند ماه ممنوعیت حضور کارکنان محجبه بر سر کار را لغو نکند، کارکنان محجبه از آن تاریخ با حجاب اسلامی بر سر کار خود حضور خواهند یافت. 
   
ˈاحمد گوندوغدوˈ افزود: اگر دولت به این درخواست مردمی پاسخ مثبت دهد، تشکر خواهیم کرد، اما اگر تا ۲۵ اسفند ماه آینده توجهی به این درخواست نشود از همان روز کارکنان محجبه با حجاب اسلامی بر سر کار خود حضور خواهند یافت. 
   
طی یک ماه گذشته در اعتراض به بخشنامه اخیر وزارت آموزش و پرورش ترکیه درباره نحوه پوشش دانش آموزان در چندین شهر ترکیه، تظاهراتی برگزار شد. 
   
ˈصالح دمیرˈ رییس مجمع بسیج حمایت از حجاب اسلامی ترکیه پیشتر دولت اردوغان را شریک ظلم ممنوعیت حجاب در مدارس ترکیه دانست و گفت: اردوغان از لغو ممنوعیت حجاب عاجز است.
منبع: ایرنا


کشته شدن یک زندانی آمریکایی بدست پلیس+عکس
2013/2/28 ساعت 11:58 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

کشته شدن یک زندانی آمریکایی بدست پلیس+عکس

یک مرد اهل «نیویورک» در بازداشت پلیس آمریکا با سلاح شوک الکتریکی مورد حمله قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

یه گزارش  شبکه «راشاتودی»، خانواده یک مرد اهل «نیویورک» که با سلاح شوک الکتریکی در بازداشت پلیس آمریکا جان خود را از دست داده بود، درخواست پیگیری این ماجرا را مطرح کردند و تأکید کردند که این فرد توسط پلیس کشته شده است.

«متکاف»، مرد نیویورکی ۳۵ ساله، در ماه نوامبر سال گذشته میلادی، بر اثر یک حمله قلبی در هنگامی که در بازداشت پلیس بود، جان خود را از دست داد.

 


بر اساس این گزارش، متکاف در زمان مرگ در بازداشت پلیس بود زیرا چند روز قبل از وقوع این رخداد، توسط افسر پلیس دستگیر شده بود.

مأموران پلیس آمریکا پس از دریافت یک تماس در زمینه گزارش سرقت، در محل حاضر شدند و در حین بازجویی، با استفاده از یک سلاح شوک الکتریکی به متکاف ضربه وارد کردند و پس از آنکه به این مرد اهل نیویورک حمله قلبی دست داد، او را به بیمارستان منتقل کردند.

این گزارش می‌افزاید که این فرد با وجود آنکه دچار حمله قلبی شده بود، مجدداً‌ به بازداشتگاه منتقل شد و پلیس می‌گوید که او رفتارهای غیرمتعادلی از خود نشان داد.

افسر پلیس آمریکا در خصوص این زندانی اینطور می‌گوید: او به سمت افسران پلیس خون از دهانش پرتاب می‌کرد. برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که او با یک چنگال به خودش آسیب وارد کرده بود و سرش را به میله‌های جلوی سلول خود می‌کوبید تا خونی شده و بتواند به سمت افسران پلیس خون تف کند.

با اینحال خانواده این زندانی ادعاهای پلیس آمریکا را رد کرده‌اند و تأکید دارند که پلیس به آنها دروغ می‌گوید و متکاف را کشته‌اند.

یکی از اعضای خانواده او اینطور می‌گوید: ایده شخصی من این است است که او به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. هیچ توضیح دیگری وجود ندارد. هیچ توجیه منطقی برای این امر وجود ندارد.


حقوق بشر غربي
2013/2/28 ساعت 11:57 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

بازار داغ دفاع از انواع تروريست ها و مفسدان داخلی

بازار دفاع از انواع تروريست ها و مفسدان در محافل معارض جمهوري اسلامي داغ است.

به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از کیهان: يك هفته پس از دفاع صادق-ز در يكي از روزنامه هاي زنجيره اي از متهم اول پرونده بزرگ فساد اقتصادي، يك عضو متواري گروهك تروريستي منافقين از مه آفريد امير خسروي جانبداري و با حكم اعدام وي مخالفت كرد.

پيش از اين صادق-ز ضمن مطلبي مدعي شده بود امير خسروي يك كارآفرين نابغه است كه در حق او ظلم مي شود. وي اما به اهداي چمدان هاي پر از پول رشوه كه هر كدام بالغ بر ۲۰۰ تا ۳۰۰ ميليون تومان مي شد و آلودن برخي مديران بانكي و اجرايي به ميلياردها تومان رشوه هيچ اشاره اي نكرده بود.

يك هفته بعد، حسين باقرزاده از اعضاي گروهك منافقين دست به قلم شده و اين بار به بهانه مخالفت با اعدام، به مخالفت با اعدام مه آفريد خسروي پرداخت. اين در حالي بود كه بي بي سي و راديو فردا نيز به جانبداري از اين مفسد بزرگ اقتصادي برخاسته اند. باقرزاده پس از رسوايي هاي پي در پي سازمان منافقين مدعي جدايي از اين سازمان شد. وي در مقاله اي كه از سوي سايت ايران امروز منتشر شده، ادعا مي كند داراي سوابق پيكار با سنت اعدام و حامي حقوق بشر است بي آن كه كمترين اشاره به جنايت هاي سازمان منافقين عليه افراد بيگناه و ۱۲ هزار ترور اين سازمان كند.

باقرزاده با ادعاي اينكه اعدام امير خسروي مخالف حقوق بشر است، تصريح كرده كه حاميان اين مفسد گردن كلفت نمي توانند او را از اجراي حكم نجات دهند.

يادآور مي شود نامبرده در دوره اصلاحات (سال ۷۸) مقاله اي عليه حكم الهي و قرآني قصاص در روزنامه زنجيره اي نشاط به چاپ رساند.

در همين حال گروه موسوم به ديدبان حقوق بشر در بيانيه اي نسبت به سرنوشت جنايتكاراني كه در پيوند با سازمان موساد و سازمان منافقين به ترور دانشمندان هسته اي ايران پرداختند، ابراز نگراني كرد و خواستار آزادي آنان شد.

اين در حالي است كه ديدبان حقوق بشر به هنگام ترور وقيحانه شهداي والامقامي چون شهيدان شهرياري، علي محمدي، احمدي روشن و رضايي نژاد كه با سبعيت تمام و مقابل زن و فرزند خردسال انجام گرفت، كوچك ترين واكنشي نشان نداد.


مهاجرت اجباری محجبه‌ها در ترکیه
2013/2/28 ساعت 11:55 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

بانوی تازه مسلمان ترکیه‌ای:

مهاجرت اجباری محجبه‌ها در ترکیه

بانوی تازه مسلمان شده از کشور ترکیه گفت: بسیاری از خواهران مسلمان به علت ممنوعیت حجاب اذیت شدند و یکی از خواهران به دلیل کتک‌خوردن فرزند خود را از دست داد و به دلیل سخت‌گیری از کشور ترکیه مهاجرت کرد.

 

به گزارش فرهنگ نیوز، زینب ترلاک شامگاه دوشنبه در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری اظهار داشت: به دلیل نقاط ضعفی که در اعتقادات خودم می‌دیدم در ایران ماندم، مطالعه کردم و شیعه شدم.
 
وی ادامه داد: زندگی خود را براساس اسلام بنا کرده و برنامه‌ریزی می‌کنم، اما امام چیز دیگری است که لذت خودش را دارد.
 
ترلاک خاطرنشان کرد: در مورد امامت از استادان خود سئوال می‌پرسیدم، اما جواب قانع‌کننده‌ای نمی‌شنیدم و من به یک قرآن زنده نیاز داشتم.
 
وی با بیان اینکه من در خانواده اهل سنت بزرگ شدم، تصریح کرد: کتاب اهل تسنن را مطالعه کردم و همواره به خودم می‌گفتم که چرا امام ندارم و چگونه بدون امام زندگی کنم.
 
این بانوی تازه مسلمان شده عنوان کرد: در خانواده متدین اهل تسنن بزرگ شدم، پدرم استاد دبیرستان فلسفه غرب بوده و زمانی که یک ساله بودم، پدرم شیعه شد؛ مادرم نیز حافظ کل قرآن اهل تدین حنفی است.
 
وی یادآور شد: به دلیل ممنوعیت حجاب در دبیرستان، در منزل درس می‌خواندم و در همان دوران حافظ کل قرآن شدم.
 
ترلاک متذکر شد: به دلیل علاقه‌ام به زبان فارسی به ایران آمدم و در حال حاضر در دانشگاه جامعة‌المصطفی در رشته فلسفه کتاب اسلامی تحصیل می‌کنم.
 
وی ابراز داشت: دین در جامعه یک مسئله وجدانی است و در دولت جاری نیست.
 
ترلاک به ممنوعیت حجاب در ترکیه اشاره کرد و افزود: بسیاری از خواهران مسلمان به علت ممنوعیت حجاب اذیت شدند و یکی از خواهران به دلیل کتک‌خوردن فرزند خود را از دست داد و به دلیل سخت‌گیری از کشور ترکیه مهاجرت کرد.
 
این بانوی تازه مسلمان گفت: همانطور که خدا به نماز امر کرده به حجاب نیز امر کرده است.


کشف حجاب اجباری دختر فلسطینی بدست صهیونیست ها
2013/2/28 ساعت 11:54 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

کشف حجاب اجباری دختر فلسطینی بدست صهیونیست ها

روزنامه صهیونیستی معاریو با انتشار تصاویری، از اقدام یک گروه از زنان تندرو اسرائیلی در کشف حجاب اجباری یک دختر فلسطینی در شهر قدس پرده برداشت.

به گزارش فرهنگ نیوز، روزنامه معاریو به نقل از شاهدان عینی فاش کرد که یکی از زنان اسرائیلی بدون هیچ دلیل و توجیهی، به این دختر فلسطینی حمله ور شد و با مشت به سر او کوبید و مشاجره با دختر را آغاز کرد، تا بقیه زنان تندرو اسرائیلی به او ملحق شوند و به طور دسته جمعی به ضرب و شتم دختر فلسطینی بپردازند.


به گفته شاهدان عینی، زنان اسرائیلی سعی کردند حجاب دختر فلسطینی را از سرش بردارند، اما او در برابر آن ها مقاومت کرد تا این که همۀ آنها به سمت او حمله ور شده و حجاب از سرش برگرفتند.
خانم " دوریت " از فعالان صلح اسرائیلی که توانست از این واقعه عکس هایی مستند بگیرد، تاکید کرد که شاهدان این حادثه، هیچ اقدامی برای جلوگیری از این تعدی زنان اسرائیلی انجام ندادند.

تصاویر موجود توسط یکی از زنان مسافری که در ایستگاه بود گرفته شده است.

در پی انتشار عکس های این رسوایی، پلیس رژیم صهیونیستی به منظور سرپوش نهادن بر این جنایت، از تشکیل پرونده رسیدگی و تحقیق در این باره خبر داد.


بر اساس گزارش روزنامه عبری زبان معاریف گروهی از زنان اسراییلی به یک زن فلسطینی حمله کرده و به زور حجاب را از روی سرش برداشتند و وی را در برابر چشمان رهگذران کتک زدند؛ بدون این که کسی به فریادش برسد.

از آن جا که قبل از هجوم زنان صهیونیستی زن مسلمان تنها در ایستگاه قطار نشسته بود، کسی از دلیل تعدی آنان اطلاعی ندارد، اما از ظاهر امر پیداست که زنی یهودی به طور ناگهانی به وی هجوم برده است که در مرحله بعد زنان و مردان دیگری به وی می پیوندند و همراه با هم به وی ضربه های محکم وارد می کنند.
وی تاکید کرد که در زمان ضربه خوردن زن مسلمان، یکی از نیروهای امنیتی نیز در ایستگاه حضور داشت اما جدای از آن که دخالتی در ماجرا نکرد، تنها با لبخندی رضایت بخش به درگیری می نگریست.


پیشنهاد ایران به آکادمی اسکار
2013/2/28 ساعت 11:53 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

پیشنهاد ایران به آکادمی اسکار



Argo

2 Responses to پیشنهاد ایران به آکادمی اسکار

نظر بدهید

موضوعات مرتبط: تروريسم فرهنگي، كاريكاتور

سند طالبان برای ورود به بهشت +عکس
2013/2/27 ساعت 0:25 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )


فرماندهان طالبان با اعطای مدرک کتبی به شبه‌نظامیان این گروه، آنان را به حملات انتحاری و رفتن به بهشت تشویق می‌کنند.

به گزارش فارس، فروش بهشت در برخی از گروه‌های مسیحی یک امر عادی است اما در طول چند سال گذشته این موضوع در بین گروه‌های شبه‌نظامی در افغانستان و پاکستان نیز رواج یافته است.

شبه‌نظامیان طالبان در افغانستان و پاکستان معتقدند که با عملیات انتحاری مستقیم به بهشت می‌روند.

در اینجا مشکلی پیش می‌آید و آن این است که چه تضمینی برای رفتن عامل انتحاری به بهشت وجود دارد؟

فرماندهان طالبان با اعطای مدرک کتبی به شبه‌نظامیان این گروه، این مشکل را حل کرده‌اند.

این مدرک که «سند شهادت» نام دارد و به زبان اردو نوشته است و تأیید می‌کند که دارنده آن اهل بهشت است.

جالب است که فرماندهان طالبان برخی مواقع سند شهادت را پیش از کشته شدن دارنده آن به وی اعطا می‌کنند.

سند شهادت در حالی به عاملان انتحاری اعطا می‌شود که بیشتر مواقع قربانیان حملات آنان غیرنظامیان هستند.

البته طالبان برای کشتن غیرنظامیان نیز توجیه دارند زیرا به اعتقاد این گروه، شبه‌نظامیان با کشتن غیرنظامیان، عامل رفتن مردم به بهشت می‌شوند.



لحظه شهادت آخرین شهید بحرین +فیلم
2013/2/27 ساعت 0:22 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )


 

به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از نشرة اللؤلؤة ،شهید محمود الجزیری آخرین شهید انقلاب بحرین است که مزدوران رژیم آل خلیفه ۴ روز است که جسد مبارکش را گروگان گرفته اند و به خانواده معظم این شهید تحویل نمی دهند.در فیلم پیش رو نحوه به شهادت رسیدن این شهید را با جزئیات کامل می توانید مشاهده نمایید.

 


برنده اسكار از كاخ سفيد مشخص مي شود
2013/2/27 ساعت 0:7 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )

كاخ سفيد يا دانشكده هنر وايت هووس

اقدام عجیب همسر رییس جمهور آمریکا!

در اقدامی نادر همسر رئیس جمهور آمریکا از طریق ویدئو کنفرانس از کاخ سفید، «آرگو» را به عنوان برنده جایزه اسکار بهترین فیلم این دوره از رقابت‌ها معرفی کرد.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس، مراسم هشتاد و پنجمین دوره از جوایز اسکار دقایقی پیش پایان یافت.

این مراسم نیز همچون مراسم‌ سال‌های گذشته با حواشی مختلفی برگزار شد که از جمله آنها اعلام برنده اسکار بهترین فیلم توسط «میشل اوباما»، همسر رییس جمهور آمریکا، بود.

جایزه‌ای که به فیلم جنجال‌برانگیز و ضد ایرانی «آرگو» اعطاء شد.

جالب آنکه معمولا اسامی برندگان اسکار را اهالی سینمای هالیوود اعلام می‌کنند.

«میشل اوباما» که از طریق ویدئو کنفرانس در این مراسم حضور یافته بود، نام فیلم ضد ایرانی «آرگو» را از کاخ سفید در میان جمعی از همراهان به عنوان برنده این دوره از رقابت‌ها اعلام کرد و «جک نیکلسون»، بازیگر کهنه‌کار هالیوود نیز این جایزه را به «بن افلک» اعطاء کرد.

فیلم ضد ایرانی «آرگو» روایتی هالیوودی از واقعه تسخیر سفارت‌خانه آمریکا به دست دانشجویان ایرانی  و فرار شش دیپلمات آمریکایی از ایران به دست «تونی مندز»، مامور سازمان سیا، است.

بسيار بسيار متاسفم براي كساني كه هنوز فكر مي كنند جوايزي مثل اسكار سياسي نيست.

آخه ما متوهم هستيم يا شما كه تو خماري هر چي بخوان سرتون ميارن؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟


اسکار به چه فیلم‌هایی جایزه می‌دهد؟

موضوعات مرتبط: تروريسم فرهنگي، رسوايي

فیلم افشاگری مشاور کروبی درباره سرویسهای اطلاعاتی غرب و سران فتنه
2013/2/26 ساعت 23:52 | نوشته ‌شده به دست تروریست حقیقی | ( )


«محمود زمانی» رابط بین «مهدی کروبی» و سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس و همچنین ضد انقلاب خارج‌نشین، در گفت‌وگویی صریح از وقایع پس از انتخابات ۸۸ و جاسوسی علیه ایران می‌گوید.

 

به گزارش فرهنگ نیوز، مستند «مثلث» پیرامون مصاحبه با محمود زمانی که خود را بخش مهمی از پروژه‌های سیاسی- امنیتی و اطلاعاتی غرب و نقطه ثقل سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس می‌داند است که متن آن در ادامه آمده است:
 
خودروی ون پارک شده در خیابان والتون پالاس در لندن شاید برای همه جلب توجه نکند ولی صاحب دفتر مقابل آن نمی‌تواند به راحتی ازکنار این خودروی مشکوک بگذرد...
 
«ایشون {امیرحسین جهانشاهی} استرس خاصی داشت چون می‌گفت یک دستگاه ون از صبح تا حالا جلوی منزل و محل کارش مستقر شده و احتمال می‌داد که مربوط به تیم امنیتی ایران باشه که ورود و خروج من رو {محمود زمانی} از منزلش کنترل می‌کنند و از من خواست در رفت و آمد به منزلش حتماً یک شال گردن با خودم داشته باشم و سر و صورتم را کاملاً ‌بپوشانم».
 
این احساس ترس از تجربه رسوایی که پیش از این رخ داده و در بین اردوگاه ضد انقلاب ایران، به «الماس گیت» شهرت دارد، باعث شد که صاحب این دفتر یعنی "امیرحسین جهانشاهی" حلقه حفاظتی خود را برای پیشگیری از ایجاد هرگونه حفره امنیتی، از ۸ نفر به ۱۲ نفر افزایش دهد...
 
«یک تیم حفاظتی ۱۲ نفره ازش مراقبت می‌کردند و هر کسی هم می‌آمد، رفت و آمد را کنترل می‌کردند و حتی کامل می‌گشتنش».
 
اما آنچه ضد انقلاب «الماس گیت» می‌نامد و هر از چندگاهی سعی در پاک کردن صورت مسئله آن می‌کند، آخرین رسوایی آنها به شمار نمی‌رود و ریشه افشا شدن پیش از این موعد توطئه‌ها علیه یک ملت را باید در روابط خود این افراد جستجو کرد...
 
«من بخش مهمی از پروژه‌های سیاسی– امنیتی و اطلاعاتی غرب بودم که از طریق من و بخشی از عناصر دیگر، این خواسته‌هایشان را در ایران اجرایی کنند؛ من نقطه ثقل سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و همزمان در ارتباط با ضدانقلاب خارج از کشور و جریان سبز در داخل کشور را داشتم.
 
اما باز اتاق و دکوری آشنا و البته وحشت انگیز برای دشمن...
 
«من "محمود زمانی" در خرمشهر، در یک خانواده سیاسی و مذهبی متولد و بزرگ شدم؛ من الان در داخل ایران، تهران هستم و دقیقاً در همون اتاق {اتاقی که پیش از این "مدحی" و "دنیادیده شیران" در آن مصاحبه انجام داده بودند} هستم».
 
مختصات این فرد همانطور که خودش می گوید متفاوت از افشاکنندگان قبلی است؛ او خود را در میان مثلثی می‌بیند که ۳ ضلع دارد و او با هر ۳ ضلع رابطه‌ای عمیق و دوستانه دارد...
 
«دقیقاً من وسط یک مثلثی بودم که ۳ راس داشت؛ من عنصر مورد اعتماد همزمان ۳ گروه بودم؛ "سرویس‌های اطلاعاتی غرب شامل آمریکا و انگلیس"، "اپوزوسیون و ضدانقلاب خارج از کشور" و همچنین "جریان داخلی که مربوط به فتنه سال ۸۸ می‌شد" و با مسئولین و سران این جریان در تماس بودم.»
 
رابطه این فرد آنچنان با عناصر مشهور ضدانقلاب درمی‌آمیزد که "امیرحسین جهانشاهی" از لیدرهای ضدانقلاب درشاخه وابسته به اسرائیل از او به عنوان مشاوری امین یاد می‌کند...
 
«اینها دیگه ارتباطشون رو با من خیلی سفت‌تر و محکم‌تر و نزدیک‌تر کردند».
 
اما چگونگی ورود این فرد به حیاط خلوت ضدانقلاب شاید مهمترین نکته‌ای باشد که در ابتدای این مستند مطرح می‌شود و "زمانی" آن را اینگونه بازگو می‌کند:
 
«به خاطر سوابق کاری خانوادگی در زمینه نفت، نمایندگی چندین شرکت نفتی رو تو زمینه تجهیزات و حفاری نفت داشتم و با شرکت‌های فرانسوی و انگلیسی در زمینه تولیدات تجهیزات نفت کار می‌کردم».
 
او در یکی از همین سفرها از طریق فردی به نام "فواد نونو" با "نوری‌زاده" یکی از عناصر ساواک و عامل کنونی MI۶ ارتباط برقرار کرده و به سرعت وی را مجذوب خود می‌کند تا آنجا که در جلسات محرمانه وی هم اجازه شرکت پیدا می کند...
 
«در همین سفرهای تجاریم که به لندن داشتم، با یکی از دوستانم که عرب بود و قبلاً هم مدتی ایران زندگی کرده بود، آشنا شدم و ایشون منو به آقای نوری‌زاده در لندن معرفی کرد. یک جلسه‌ای در دفتر لندن، همون دفتر مرکز ایران و عراق که آقای نوری‌زاده مدیرش هستند، در لندن برگزار شد که یه تعدادی از آقایون اونجا شرکت داشتند، از جمله خود آقای نوری‌زاده، آقای خوانساری، اکثراً از اپوزیسیون خارج از کشور و از اعضای که به اصطلاح در لندن زندگی می کردند.
 
"آقای مایک" مسئول امور ایرانیان، مسئول میز ایرانیان در سفارت آمریکا در لندن در اون جلسه حضور داشت؛ در اون جلسه من پیش‌بینی‌هایی در رابطه با انتخابات سال ۸۴ کردم که اون پیش‌بینی‌های من درست از آب در اومد، برای همین، اون‌ها بعد از اون قضیه که پیش‌بینی من درست دراومد ارتباطات بیشتری مرتب با من گرفتند».
 
ویژگی مهمی که "محمود زمانی" را به نقطه توجه و ارزش برای ضدانقلاب تبدیل می‌کند ارتباط نزدیک و غیرقابل انکار وی با یکی از سران فتنه است...
 
«در قضایای سال ۸۸ من به عنوان رابط "آقای کروبی"؛ و آقای اردشیر امیرارجمند به عنوان نماینده "آقای موسوی" به عنوان رابط با خارج از کشور و اپوزیسیون خارج از کشور در ارتباط بودیم؛ من در داخل مرتب با آقای کروبی ملاقات می‌کردم و نظرات اپوزوسیون خارج از کشور را به ایشون منتقل می‌کردم و همچنین نظرات ایشون رو به اونها؛ ملاقات‌های من با آقای کروبی کاملاً در یک فضای خصوصی برگزار می‌شد و ایشون اجازه نمی‌داد که کس دیگه‌ای در جلسات ما حضور داشته باشد و مطالبی داشتیم که باید باهم چک می‌کردم ومن نظرات ایشون رو به خارج منتقل می‌کردم».
 
نوری‌زاده در مرحله بعدی محمود زمانی را با امیرحسین جهانشاهی آشنا می کند...
 
«آقای نوری‌زاده باز یک روز زنگ زد در دوبی، به من گفت که من می‌خواهم شما رو با یک شخصی آشنا بکنم؛ با هزینه خودشون منو دعوت کردن لندن،  اومد فرودگاه دنبال من و با ماشین خودش رفتیم منزل و دفتر کار شخصی به نام آقای امیرحسین جهانشاهی که اونجا منو معرفی کرد به آقای جهانشاهی و ما یه جلسه با آقای جهانشاهی در حضور آقای نوری‌زاده جلسه داشتیم».
 
البته بی اعتمادی بین این افراد همچنان موج می زند...
 
«تقریباً یک ماه بعدش منو خواست؛ تنها رفتم، اتفاقاً به من گفت که به آقای نوری‌زاده اطلاع ندم».
 
جهانشاهی پس از انجام تست‌های امنیتی خود محمود زمانی را وارد تیم نزدیکان می‌کند و او را در جریان طرح محرمانه دولت در تبعید قرار می‌دهد...
 
«آقای جهانشاهی یک منشوری داشت، ۱۲ صفحه، یک کپی شو به من داد؛ می‌خواست این منشور در ایران پخش بشه. می‌گفت ۵۰ هزار نسخه ازش چاپ کردند و می‌خواهیم در ایران توزیع بشه.
 
یه نسخه‌اش رو به من داد که من اون نسخه رو در اختیار آقای کروبی قرار دادم. ایشون طرحی رو نشون من داد که ارکان به اصطلاح موقت حکومت در آینده و سایه‌ای که اونها برای ایران پیش‌بینی و طراحی کرده بودند رو با من چک کرد؛ تقریباً این حکومت موقت ۷ رکن داشت، رکن اصلیش شورای عالی کشور بود که ریاستش را داده بودند به رئیس جمهور، دوم هیات دولت که به ریاست نخست وزیر بود.»
 
جهانشاهی آنقدر با "زمانی" احساس نزدیکی می کند که او را در جریان خودروی مشکوک مقابل منزل و دفتر کارش هم قرار می دهد و با او کلی درد و دل می کند...
 
«من در آخرین ملاقاتی که فروردین سال ۹۰ با آقای امیرحسین جهانشاهی در منزلش در لندن، در "والتون پلس" داشتم ایشون یک نگرانی عجیبی داشت و گفت به من، هم {موقع} اومدن و هم رفتن کاملاً سر و صورتم را بپوشانم، چون یک ون از صبح تا حالا در خونه‌اش مستقر شده و احتمال می‌داد مربوط به سیستم امنیتی ایران باشه که داره منزلش رو چک می‌کنه، رفت و آمدهای منزلش رو کنترل می کنه؛ کاملاً در چهره‌اش این استرس مشهود بود و برای همین هم سعی می‌کرد آخرین ملاقات ما زودتر تمام بشه و ما قرار ملاقاتی در یک کشور ثالثی داشته باشیم، با اون تیم امنیتی‌اش».
 
در ارتباط دو سویه زمانی میان کروبی و ضد انقلاب خارج نشین خواسته‌هایی هم مطرح می‌شود که وی این پیام‌ها را منتقل می‌کند...
 
«حرفشون این بود که به اصطلاح پیام برسونم به آقای کروبی که با هماهنگی اونها مردم را دعوت کنند به خیابون‌ها. در ملاقات‌هایی که با آقای کروبی داشتم ایشون دوبار تقاضای درخواست پول برای کمک به سیستم و دفترش داشت و می‌گفت که این کمک را صرفاً من از شما می‌خواهم؛ من همین تقاضا را راستش از آقای امیرحسین جهانشاهی کردم و به ایشون منتقل کردم و ایشون گفت اگر آقای کروبی شخصاً کسی را معرفی کنه به من، من حاضر به هرگونه پشتیبانی و پرداخت مالی هستم.»
 
رمزگشایی از برنامه‌های بازه زمانی سال ۸۸ تا ۹۰ می‌تواند کمک زیادی به روشن شدن ماهیت فتنه ۸۸ و پس از آن داشته باشد برنامه‌هایی که محمود زمانی آنها را از درون اتاق‌های فکر ضدانقلاب بیان می کند...
 
«مهرماه ۸۹ بود که آقای نوری‌زاده در دوبی با من تماس گرفت و گفت ما برای امسال حج تمتع سال ۸۹ برنامه وسیعی در عربستان داریم و حدوداً ۱۰۰ نفر از اعضای اپوزیسیون و سران اپوزیسیون و ضدانقلاب داخل و خارج {را} می‌خواهیم به مکه دعوت کنیم، سمیناری داشته باشیم؛ یک رابطی اومد در دوبی پاس {گذرنامه} منو گرفت و رفت همون روز ویزای حج تمتع را از سفارت عربستان در دوبی برای من در پاسم زد و یک بلیت "بیزنس کلاس" با پرواز صعودی.
 
در هتل قصر جده آقای نوری‌زاده را ملاقات کردم ایشون گفت که متاسفانه برنامه لو رفته و ما اون سمینار رو نخواهیم داشت، چون تعدادی از سرانی که از داخل و خارج قرار بود بیان امسال مکه نتونستند بیایند و عربستان سعودی با برگزاری این سمینار مخالفت کرده. دولت عربستان که متوجه شده بود این پروژه لو رفته به خاطر هزینه‌های سنگین سیاسی که در آینده براش داشت کل پروژه رو کنسل کرد».
 
البته پروژه حج ۸۹ در سال ۹۰ هم تکرار می‌شود ولی راهی جز شکست نمی‌یابد...
 
«آقای نوری‌زاده با توجه به اینکه سال ۸۹ پروژه لو رفته بود سعی می‌کرد که سال ۹۰ یا ۹۱ اجرا کنه اونیکه در آخرین مذاکراتی که من همین  دو هفته پیش در دوبی با ایشون داشتم ایشون گفت که متاسفانه  پروژه ۹۰ و ۹۱ توسط تیم امنیتی جمهوری اسلامی ایران لو رفته ولی خودش به جده رفته بود و در ایام حج در جده مستقر بود».
 
البته حج ۸۹ و ۹۰ تنها پروژه های ضد انقلاب نیستند که با کمترین هزینه و همکاری روشنگرانه رسانه‌ای خنثی می‌شوند...
 
«شما می‌گید لندن نمی‌گید، می‌گید بریم عربستان چون قرار بود من و اقای سازگارا الان با اسکورت MI۶ وارد عربستان شدیم چون اینجا خبر نوشته دیگه.»
 
سناریوی بزرگتری هم برای ۲۲ خرداد ۸۹ کلید می‌خورد که اینبار از پشتوانه سرویس‌های امنیتی با محوریت انگلیس – امریکا برخوردند...
 
«می‌خواهیم یک تیم هم شما تشکیل بدین به استعداد ۲۵۰ نفر که حداقل ۵۰ نفرشون استعداد کار با اسلحه‌های سبک رو داشته باشن. پروژه این بود که  برای ۲۲ خرداد سال ۹۰ از طریق رسانه‌های خارجی، سایت‌ها، اطلاعیه بدهند و مردم رو دعوت بکنن برای سالگرد به قول خودشون کودتا و مردم بکشونن به خیابون و از طرفی اعلام بکنن که یک بخشی از نیروهای انتظامی سپاه و بسیج به مردم پیوستن و همزمان خودشون گروه‌های مسلحی داشتن که می‌خواستن از دو طرف کشته بگیرن واین قضیه آشوب‌های خیابونی رو ادامه بدهند».
 
از اینجا به بعد است که محمود زمانی به واسطه نوری‌زاده به ضلع دیگر مثلث یعنی سرویس‌های امنیتی – جاسوسی امریکا و انگلیس هم نزدیک می‌شود...
 
«آقای نوری‌زاده عامل معرفی من به سیستم اطلاعاتی آمریکائی‌ها بود. بعد از اونکه دیگه هر جلسه‌ای من وارد دوبی می‌شدم برای کار تجاریم سیستم های اطلاعاتی آمریکا با من تماس می‌گرفتن و میخواستن که باهاشون جلسه‌ای داشته باشم. اون موقع آقای رامین عسگرد و خانم کالین مسئول میز ایران در دوبی بودن که آقای رامین عسگرد از عراق اومده بود و خانم کالین از افغانستان و در طول بیش از ۲ سال شاید بالغ بر ۱۵ جلسه هر ماهی تقریباً یک جلسه. هر باری که من می‌رفتم ۱۰ تا ۱۵ جلسه من با آقای رامین عسگرد و خانم کالین در دوبی داشتم؛ در واقع اینها افسران اطلاعاتی "سی.آی.ای" بودن».
 
آلن ایر؛ فردی که این روزها در پوشش سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه امریکا را به عهده دارد...
 
«من آلن ایر هستم و امروز به عنوان سخنگوی فارسی زبان وزارت امور خارجه امریکا...».
 
"رامین عسگرد" امریکائی ایرانی تباری که مسئول وقت امور ایران در سیا بود...
 
"کتلی مک گوآن" ؛ کارشناس امنیتی سیا و "ولی نصر" مشاور ژنرال هال بوروک از جمله کسانی هستند که گزارش‌ها و تحلیل‌های میدانی "زمانی" را از داخل ایران دریافت و به ستاد مرکزی خود برای تصمیم گیری بعدی ارسال می کند...
 
«{از سوی}خانم کلینتون یک کمیته ۱۲ نفره در وزارت امور خارجه برای پیگیری مسائل ایران و به عنوان کمیته راهبردی مسئله ایران تشکیل شد؛ که دو نفر از مسئولین اصلی وزارت امور خارجه از جمله "دنیس راس" و "ویلیام برس" عضو اصلیش بودن و ۱۲ تا عضو داشت، دو تا از کارشناسای وزارت دفاع بودن و ۲ نفر از کارشناسای سازمان اطلاعاتی آمریکا سیا. دو تا از ایرانیایی که اونجا به اصطلاح جزو کمیته اصلی ۱۲ نفره بودن آقای "رامین عسگرد" بود و آقای "ولی نصر".
 
آقای رامین عسگرد ارتباطاتش رو با من داشت و گفت شما یکی از مشاورین ما در این کمیته هستید در رابطه با مسائل ایران و مرتب مسائل ایران رو رصد می‌کرد.
 
بعد از آقای رامین عسگرد آقای "آلن ایر" از عراق منتقل شد به دوبی  ایشون از افسران ارشد سازمان سیا بود که مسئولیت آقای رامین عسگرد را در دوبی برعهده داشت و چندین ملاقات هم ایشون با من داشت و تا همین اواخر هم با ایشون ملاقات داشتم؛ ایشون الان رسماً سخنگوی فارسی وزارت امور خارجه امریکا در امریکا هستند».
 
ارتباط زمانی با ضلع سوم مثلث یعنی ستاد داخلی فتنه باعث می‌شود تا او به یکی از سرپل‌های ارتباطی میان داخل و خارج تبدیل شود و درخواست‌های داخلی به خارج منتقل شود...
 
«مهدی کروبی یکی از لیدرهای مخالفان ایران در نامه ۲۲ فوریه خود از ما برای برگزاری یک رفراندوم ملی بدون دخالت شورای نگهبان کمک خواست».
 
البته علاوه بر "زمانی" سفارت انگلیس در تهران هم نقش مکمل و مهمی را ایفا می‌کند...
 
«سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس خیلی با هم جویند {مرتبط} کار می‌کردند، علتش هم این بود که آمریکایی‌ها می‌گفتن چون ما خودمون مستقیماً سفارتخانه‌ای در ایران نداریم از طریق سفارت انگلیس در تهران، یکسری از اطلاعات مربوط به داخل ایران رو جمع آوری می‌کنیم».
 
سالگرد انتخابات در راه است ۲۲ خرداد ۸۹ باید نقطه عطفی برای سه ضلع مثلث باشد؛ انگلیسی‌ها هم از قائله جانمانده‌اند و یکی از بلندپایه‌ترین مسئولان MI۶ که نماینده عالی نخست وزیر در امور ایران است را به میدان می‌فرستند...
 
«رفتیم دفتر آقای "آندور کاست". آقای آندرو کاست نماینده نخست وزیر انگلیس و بالاترین مقام انگلیسی در امور ایران بود که کل مسائل ایران را در منطقه رصد می‌کرد و پیگیری می‌کرد».
 
و حالا زمانی باید در خیابان دائونینگ استریت و چند ساختمان آنطرف تر از مقر "گوردون براون" نخست وزیر وقت با اندرو کاست دیدار کند...
 
«محل ملاقات من در لندن با آقای آندرو کاست ساختمان‌های اداری جنب دفتر نخست وزیر انگلیس برگزار شد».
 
همزمان با نزدیک شدن به خرداد ۸۹ اعضای شورای ضد ایرانی موسوم به دولت در تبعید با برنامه‌ریزی و هماهنگی ضدانقلاب خارج‌نشین عناصر داخلی فتنه و سرویس‌های جاسوسی تصمیمات خود را اتخاذ و تقسیم وظایف خود را انجام می‌دهند...
 
«می‌گفتند ما می‌خواهیم قضیه رو مدیریت کنیم و این بار با هماهنگی ما مردم بیایند بیرون و از اونها حمایت حتی نظامی و تشکیلاتی کنیم؛ ما تیم‌هایی اماده کردیم، تیم‌های نظامی و امنیتی که اگر لازم باشه اگر به مردم حمله کنند درگیر بشوند. برنامه‌هاشون این بود که توی به اصطلاح اعلان عمومی که مردم بیایند بیرون، اینها چند نفر را به بهانه درگیری با نیروی انتظامی توی درگیریهای وسط بکشند و این ادامه پیدا بکنه».
 
لیدرهای داخلی فتنه از چند ماه قبل به هر بهانه‌ای بیانیه می‌دهند؛ آشوب‌ها باید به کف خیابان‌های پایتخت کشیده شود و پیاده نظام‌ها وظایف خود را انجام دهند؛ سرویس های غربی هم از هیچ کمک رسانه‌ای و لجستیکی دریغ نخواهند کرد.
 
اما با همه این تمهیدات عملیات‌های پیچیده نفوذ و استفاده بهنگام از حفره‌های اطلاعاتی  توسط دستگاه امنیتی کشورمان باعث می‌شود که نه تنها دشمن ملت مبهوت و سرخورده شود بلکه این توطئه‌های بزرگ در نطفه خفه می‌شود و میاندار و یکی از بازیگران اصلی این مثلث در تهران گوشه‌هایی از این واقعیات را رونمایی می‌کند.
 
اما ارتباط‌هایی که بعد از پخش این مستند انکار خواهد شد تا چند روز پیش هم ادامه داشته و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار دستگاه امنیتی قرار داده که گزیده‌ای از آنها در این مجال می‌گنجد...
 
«در این سفر آخر که ۱۴ دسامبر داشتم به دوبی و با آقای نوری‌زاده تماس گرفتم و همچنین پیرو اون با اقای دکتر خونساری قرار شد که ارتباطشون رو با من حفظ کنند و در خواستشون این بود که از طریق سایت اسکایپ باهاشون مذاکره تلفنی داشته باشم نه از سیستم تلفن عادی موبایل و تلفن ثابت».
 
این اعتماد هنوز آنقدر وجود داشته است که نوری‌زاده، "زمانی" را در جریان طرح تلویزیونی‌اش قرار می‌دهد و از او کمک هم می‌خواهد...
 
«اولین بار خبر تاسیس شبکه تلویزیونی ماهواره ای آقای نوری‌زاده که قراره به اسم "ایران فردا" تاسیس بشه را آقای مهرداد خونساری در لندن به من گفت و بعدها خود آقای نوری‌زاده هم موضوع رو موضوع تاسیس شبکه را به من منتقل کرد، قراره پول و هزینه شبکه تلویزیونی "ایران فردا" را عربستان سعودی بپردازه و پشتیبانی‌های فنی را اسرائیلی‌ها انجام بدهند و از من هم خواستند که در رابطه با تامین نیروی انسانی و افراد رسانه‌ای و محتوایی برای برنامه‌هاشون کمک بکنم».
 
نوری‌زاده همچنین در آخرین تماس‌هایش "زمانی" را از یک مکانیسم ارتباطی جدید هم مطلع می‌کند...
 
«در آخرین مذاکراتی که با آقای نوری‌زاده داشتم ایشون گفت که طرح تماس ۱ و ۲ که قبلاً باهاش از {اون طریق} در تماس بودیم لو رفته و ما یک طرح بکلی سری داریم به عنوان طرح تماس ۳ که کاملاً حفاظت شده است و ما می‌خواهیم در این زمینه به ما کمک بکنید. جزئیات بیشتری در رابطه با این طرح به من گفت که قرار شد این طرح از ۲۲ بهمن امسال تا انتخابات سال آینده ریاست جمهوری که غربی‌ها جریان ضد انقلاب خارج و جریان داخل اون رو هماهنگ کردند و طرح تماسشون رو با همدگیر، فعال بشه».
 
در نهایت باید گفت این روایت که چگونه زمانی از مثلث خارج می‌شود و روی این صندلی قرار می‌گیرد، داستان مفصلی دارد اما این واقعیت که نفر بعدی که در این اتاق و روی این مبلمان خواهد نشست و پروژه‌های دیگر ضد انقلاب را روی دایره خواهد ریخت واقعیتی است که باید از لفظ قریب‌الوقوع برای آن استفاده کرد.

۲۱.۹۲ MB | دانلود فیلم

 


 
موضوعات
پيوند دوستان
دیگر موارد