تبليغاتX
تروريست حقيقي
تروريست حقيقي
2006/8/14
جهان سوم ...  

در سال 1990 در دانشگاه سوربن تدريس مي كردم.روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد. پروفسور محمد حسين

2006/8/13
متن كامل قطعنامه شورای امنیت در مورد بحران خاورمیانه ...  

شورای امنیت سازمان ملل متحد شب‌‌ گذشته با تصویب قطعنامه‌ای درباره بحران اخیر در خاورمیانه ضمن ابراز نگرانی از ادامه خصومت‌ها در لبنان خواستار توقف درگیری نظامی بین رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان شد.
  
  
به گزارش فارس، متن كامل قطعنامه 1701 مذكور كه شامل پاراگراف‌های مقدماتی (PP) و پارگراف‌های عملی (OP) است به شرح زیر است:

شورای امنیت سازمان ملل،

PP1) با یادآوری همه قطعنامه‌های قبلی درباره لبنان بخصوص قطعنامه 425 (1978)، 426 (1978)، 520 (1982)، 1559 (2004)، 1655 (2006)، 1680 (2006) و 1697 (2006) و 1697 (2006) بعلاوه همه بیانیه‌های ریاست شورا درباره اوضاع لبنان بخصوص بیانیه 18 ژوئن 2000،‌ 19 اكتبر 2004، 4 مه 2005، 23 ژانویه 2006 و 30 ژوئیه 2006.
PP2) با ابراز نهایت نگرانی از ادامه خصومت‌های فزاینده در لبنان و اسرائیل از زمان حمله حزب‌الله در 12 ژوئیه 2006 كه تاكنون به مرگ صدها نفر و زخمی شدن دو طرف، وارد آمدن خسارات فراوان به زیرساخت‌های مدنی شده و صدها هزار نفر را بی‌خانمان كرده است،
PP3) بر ضرورت خاتمه خشونت‌ها تاكید می‌كند اما در عین حال بر ضرورت رسیدگی فوری به عواملی كه به بحران اخیر منجر شد از جمله آزادی بدون قیدوشرط سربازان ربوده شده اسرائیلی تصریح می‌كند.
PP4) با در نظر گرفتن حساسیت موضوع زندانیان و ترغیب تلاش‌ها در حل‌و فصل فوری موضوع زندانیان لبنانی در اسرائیل،
PP5) از تلاش‌های نخست‌وزیر لبنان و تعهد دولت این كشور در طرح هفت‌ موردی برای تعمیم حاكمیت خود بر همه تمامیت ارضی این كشور از طریق نیروهای مسلح مشروع به گونه‌ای كه دیگر هیچگونه سلاحی بدون موافقت دولت لبنان وجود نداشته باشد و كسی جز دولت دارای لبنان دارای حاكمیت نباشد، استقبال می‌شود و همچنین از تعهد این دولت به نیروهای سازمان ملل و با در نظر داشتن درخواست این دولت در این طرح برای خروج فوری نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان،
PP6) شورا مصمم است كه خروج این نیروها در اسرع وقت انجام شود
PP7) با در نظر گرفتن نكات پیشنهاد شده در طرح هفت‌گانه در ارتباط با مزارع شبعا
PP8) از تصمیم یكپارچه و واحد دولت لبنان در 7 اوت 2006 برای استقرار نیروهای مسلح لبنان به تعداد 15 هزار نفر در جنوب لین كشور همزمان با خروج نیروهای اسرائیلی به پشت خط آبی استقبال می‌كند و از UNIFIL(یونیفیل) درخواست می‌شود كه نیروهای بیشتری برای كمك اعزام دارد، به منظور تسهیل ورود نیروهای مسلح لبنان به منطقه و تاكید بر نیت آن برای تقویت نیروهای مسلح لبنان با استفاده از امكانات مورد نیاز برای انجام وظایف محوله،
PP9) با آگاهی از مسئولیت‌های آن برای كمك به دستیابی به آتش‌بس دائم و راهكار بلندمدت برای این مناقشه،
PP10) با تایید این امر كه اوضاع لبنان برای صلح و امنیت بین‌المللی یك تهدید محسوب می‌شود.

OP1) خواستار توقف كامل خشونت‌ها و بخصوص توقف فوری همه حملات از سوی حزب‌الله و توقف فوری همه عملیات نظامی توسط اسرائیل می‌شود.
OP2) با استناد به توقف كامل خشونت‌ها، همانگونه كه در پاراگراف 11 درج شده است از دولت لبنان و یونیفیل می‌خواهد كه نیروهای خود را در كنار هم در تمام مناطق جنوب مستقر كنند و از دولت اسرائیل می‌خواهد كه همزمان با آغاز استقرار این نیروها،‌ نیروهای خود را به موازات آن از جنوب لبنان خارج كند.
OP3) بر اهمیت تعمیم كنترل دولت لبنان بر خاك این كشور بر اساس مفاد قطعنامه 1559 و 1680 و مفاد توافق طائف تاكید می‌كند تا این دولت كنترل كامل بر تمامیت ارضی را به گونه‌ای در دست گیرد به طوری كه هیچ سلاحی بدون موافقت دولت لبنان وجود نداشته باشد و هیچ قدرتی غیر از دولت لبنان حاكمیت نداشته باشد.
OP4) بر حمایت قاطع خود بر رعایت خط آبی مجدداً تاكید می‌كند.
OP5) همچنین بر حمایت قاطع خود همانگونه كه در همه قطعنامه‌های مرتبط پیشین تاكید شده، تصریح می‌كند تا یكپارچگی، حاكمیت و استقلال سیاسی لبنان در حدود مرزهای به رسمیت شناخته شده بین‌‌المللی آن رعایت شود همانگونه كه در 23 مارس 1949 در توافق جامع مرزی اسرائیل و لبنان آمده است.
OP6) از جامعه بین‌الملل می‌خواهد اقدام فوری را برای تعمیم كمك‌های مالی و انساندوستانه خود به مردم لبنان از جمله از طریق تسهیل بازگشت امن افراد بی‌خانمان تحت اختیار دولت لبنان انجام دهد. خواستار بازگشایی فرودگاه‌ها، بنادر مطابق با مفاد پاراگراف 14 و 15 می‌شود و همچنین از جامعه بین‌الملل می‌خواهد كمك‌های بیشتری در آینده برای مشاركت در توسعه و بازسازی لبنان داشته باشد.
OP7) تایید می‌كند كه همه طرف‌ها مسئول تضمین این امر هستند كه هیچ اقدامی بر خلاف پاراگراف 1 صورت نگیرد كه ممكن است تاثیر منفی بر حل بلند مدت، دستیابی به امور انساندوستانه به مردم از جمله عبور امن كاروان‌های حامل كمك‌های انساندوستانه و یا بازگشت امن و داوطلبانه افراد بی‌خانمان داشته باشد و از همه طرف‌ها می‌خواهد كه به این مسئولیت‌ها تمكین كرده و با شورای امنیت همكاری كنند.
OP8) از اسرائیل و لبنان می‌خواهد از آتش‌بس فوری و راه حل بلند مدت بر اساس مبانی و عناصر زیر حمایت كنند:
- رعایت كامل خط آبی از سوی دو طرف
- اجرای ترتیبات امنیتی برای جلوگیری از سرگیری خصومت‌ها از جمله تشكیل منطقه عاری از پرسنل نظامی،‌ دارایی‌ها و تسلیحات غیر از آن چه كه در اختیار دولت لبنان است میان خط آبی و رودخانه لیتانی و استقرار نیروهای یونیفیل همانگونه كه در پاراگراف 11 مجوز آن صادر شده است.
- اجرای كامل مفاد و شروط مرتبط با توافق طائف و قطعنامه 1559 (2004) و 1680 (2006) كه در آن خلع سلاح همه گروه‌های مسلح را در لبنان ملزم كرده است به گونه‌ای كه پیرو تصمیمات كابینه لبنان در 27 ژوئیه 2006 هیچ سلاح و حاكمیتی در لبنان به جز سلاح و حاكمیت دولت لبنان وجود نداشته باشد.
- هیچ نیروی خارجی در لبنان بدون موافقت دولت این كشور حضور نداشته باشد
- هیچ خرید و فروش تسلیحاتی و مواد مرتبط به لبنان بجز مواردی كه با مجوز دولت باشد، در كار نباشد.
- همه نقشه‌های باقیمانده از زمین‌های مین‌كار گذاشته شده در لبنان كه در اختیار اسرائیل است در اختیار سازمان ملل قرار گیرد.
OP9) از دبیر كل سازمان ملل دعوت به عمل می‌آید كه از تلاش‌ها برای تضمین هر چه زودتر توافق‌های اصولی احتمالی از سوی دولت لبنان و دولت اسرائیل بر اساس مبانی و عناصر راه حل بلندمدتی كه در پاراگراف 8 درج شده است، حمایت كند و اعلام دارد كه بطور فعالی در كار مشاركت داشته باشد.
OP10) از دبیر كل سازمان ملل می‌خواهد كه رایزینی‌های لازم را با بازیگران بین‌‌المللی مرتبط و احزاب مربوطه انجام داده و پیشنهادهایی برای اجرای مفاد مرتبط در توافق طائف، قطعنامه 1559و 1680 از جمله خلع سلاح ارایه كرده و جزئیات مربوط به مرزهای بین‌المللی لبنان بخصوص مناطقی كه در آن مناقشات مرزی و ابهام وجود دارد از جمله رسیدگی به مسئله مزارع شبعا را ارایه كرده و این پیشنهادها را ظرف 30 روز به شورای امنیت ارایه كند.
OP11) به منظور تامین و تقویت نیروها از نظر تعداد، تجهیزات و اختیارات و دامنه عملیات تصمیم گرفته شد كه مجوز لازم برای افزایش تعداد نیروها برای تقویت یونیفیل به تعداد 15 هزار نیرو صادر شود و این نیروها می‌توانند علاوه بر اختیاراتی كه به آنها در قطعنامه‌های 425 و 426 در سال 1978 داده شده است اقدامات زیر را نیز انجام دهند.
a) بر توقف خصومت‌ها نظارت كنند
b) در كنار نیروهای مسلح لبنان همزمان با استقرار آنها در سراسر جنوب لبنان از جمله خط آبی قرار گیرند و آنها را همراهی كنند و همزمان با آن اسرائیل نیروهای مسلحش را از لبنان همانگونه كه در پاراگراف 2 آمده است، خارج كند.
c) فعالیت‌های خود را در ارتباط با پاراگراف 11b با دولت لبنان و دولت اسرائیل هماهنگ كنند
d) كمك‌های خود را در دسترسی امور انساندوستانه به مردم غیرنظامی تعمیم داده و به بازگشت داوطلبانه و امن بی‌خانمانان كمك كند
e) به نیروهای مسلح لبنان كمك كند تا اقدامات لازم را برای تدوین ایجاد منطقه‌ای كه در پاراگراف 8 به آن اشاره شده انجام دهد
f) به دولت لبنان به تقاضای این دولت كمك كند تا پاراگراف 14 به مرحله اجرا درآید

OP12) اقدام در جهت حمایت از درخواست دولت لبنان به منظور استقرار نیروهای بین‌المللی برای كمك به جاری شدن حاكمیت آن به همه خاك این كشور صورت گیرد و به یونیفیل مجوز داده می‌شود كه همه اقدامات لازم را در منطقه برای استقرار نیروهایش براساس اختیارات آن انجام دهد تا از مناطق عملیاتی آن برای انجام فعالیت‌های خصمانه به هیچ وجه استفاده نشود و در برابر تلاش‌هایی كه با استفاده از زور به منظور جلوگیری از اجرای وظایف آن مطرح می‌‌شود ایستادگی كند و از كاركنان سازمان ملل، تاسیسات، تجهیزات و بناهای وابسته به این نهاد حفاظت كرده و امنیت و آزادی عمل كاركنان،‌ امدادرسانان را بدون غرض‌ورزی علیه مسئولیت‌های دولت لبنان فراهم آورد و از غیرنظامیانی كه مورد تهدیدهای فوری و خشونت فیزیكی قرار دارند، حمایت كند.
OP13) از دبیر كل سازمان ملل می‌خواهد كه فوراً تدابیر لازم را برای تضمین این امر به كار گیرد كه یونیفیل بتواند عملكردی را به انجام رساند كه در این قطعنامه خواسته شده است و از كشورهای عضو می‌خواهد كه مشاركت لازم را با یونیفیل داشته باشند و به درخواست‌های كمكی كه از سوی نیروهای آن ارایه می‌شود بطور مثبت پاسخ گویند. شورای امنیت تشكر عمیق خود را از همه كسانی كه در گذشته در یونیفیل مشاركت داشته‌اند، اعلام می‌دارد
OP14) از دولت لبنان می‌خواهد كه امنیت مرزهایش و دیگر مبادی ورودی را تامین كند تا از ورود اسلحه و دیگر وسایل مرتبط بدون موافقت دولت جلوگیری به عمل آید و از یونیفیل می‌خواهد كه بر اساس پارگراف 11 به دولت لبنان با توجه به درخواست آن كمك كند.
OP15) گذشته از این تصمیم گرفته شد همه كشورها باید تدابیر لازم را برای جلوگیری از استفاده از اتباع،‌ خاك و یا كشتی‌ها و هواپیماهای دارای پرچم این كشورها در امور زیر انجام دهند:
a) جلوگیری از خرید و فروش هر گونه سلاح و مواد مربوطه از هر نوع توسط هر فرد و یا اشخاص از جمله خرید تسلیحات و مهمات، خودروها و تجهیزات نظامی، تجهیزات شبه‌نظامی، قطعات یدكی وسایل ذكر شده صرفه‌نظر از این كه از خاك آنها انجام شده باشد یا خیر.
b) جلوگیری از صدور مجوز مربوط به آموزش و كمك فنی مربوط به ساخت، نگهداری و استفاده از مواردی كه در بند بالا از آن نام برده شده است به هر فرد و اشخاصی در لبنان، بجز آن دسته از محدودیت‌هایی كه بر تسلیحات و مواد مرتبط، آموزش‌ها و كمك‌هایی اعمال نمی‌شود كه مجوز آن باید از سوی دولت لبنان و یا از سوی یونیفیل و بر اساس پاراگراف 11 صادر شده باشد.

OP16) تصمیم گرفته شد كه اختیارات یونیفیل تا 31 اولت 2007 تمدید شود و اعلام می‌شود كه در نظر است در قطعنامه‌ای ثانوی، جزئیات اختیارات و اقداماتی كه برای اجرای آتش‌بس دایمی و راه‌حل پایدار لازم است، اعلام شود.
OP17) از دبیر كل سازمان ملل می‌خواهد به شورای امنیت در ظرف یك هفته درباره اجرای این قطعنامه گزارش دهد.
OP18) بر اهمیت و ضرورت دستیابی به یك صلح عادلانه، جامع و پایدار در خاورمیانه بر اساس قطعنامه‌های مرتبط از جمله قطعنامه‌های 242(1976) در 22 نوامبر 1967 و 338 (1973) در 22 اكتبر 1973 تاكید می‌كند.
OP19) تصمیم گرفته شد كه حضور فعال درباره این مسئله ادامه یابد.
 

2006/8/13
چمران؛ «مجاهد» یا «چریك»؟! ...  

چمران؛ «مجاهد» یا «چریك»؟!


 

چمران؛ «مجاهد» یا «چریك»؟!


 

ع. عسكری

 

برخورد مستقیم با یك اندیشه و تلاش برای نابود كردن آن از طریق مواجهه مستقیم و آشكار، مخصوصاً زمانی كه این اندیشه قوام و بنیان محكمی داشته باشد هیچ وقت با موفقیت همراه نیست. 
معمولاً حرفه‌ای‌ها در این موارد از مكانیزم كارا و توانمندی استفاده می‌كنند: «تحریف».

این تحریف حداقل دو شكل كلی می‌تواند داشته باشد:

ـ برداشت‌هایی انحرافی از آن یا به بیانی دیگر پیچاندن آن در تفسیر به‌رای‌های عجیب از یك بیان صریح و به قول معروف پشتك‌های فلسفی و وارونه جلوه دادن آن با پیچیدن در مثال‌ها و استدلال‌های بی‌ربط.
ـ تاكید بر روایت داستانی و تبدیل صاحبان این اندیشه به شخصیت‌های تراژیك یا حماسی و یا... و مخفی كردن اندیشه در پس داستان و به فراموشی سپردن آن.

چندی پیش «محمدعلی ابطحی» ـ‌ معاون رئیس جمهور سابق ـ در وبلاگ خودش مطلبی نوشته بود تحت عنوان «چمران، چه‌گوارای عارف». تلاش ابطحی در آن متن، استفاده از هر دو روش بالا بود. كافی است شما كمی با ادبیات آخوندی او هم آشنا باشید تا راحت‌تر بفهمید نخوت و غروری که از آن نوشته می‌بارد.
طبیعی است، آدم تحصیلكرده در معتبرترین دانشگاه‌های دنیا احتمالاً دانشمند بزرگی باشد، اما اینكه فلانی آدم بزرگی بود چون در آمریكا تحصیل كرده، تلاشی است در پوستین وارونه پوشاندن به الگوها.
تلاش برای استفاده از روایت داستانی ماجرا در همه متن موج می‌زند. ابطحی در پناه توجیه گزیده‌گویی، چرایی كارهای چمران را خط می‌زند، آنجا هم که به چرایی کارش اشاره می‌کند محملی است برای تحریف جدی در منش چمران.
راستی چرا یك تحصیلكرده در معتبرترین دانشگاه‌های جهان و با بالاترین مدارج علمی و درآستانه بالاترین افتخارات و امكانات به همه چیز پشت پا می‌زند. تلاش برای سرپوش گذاشتن بر این چرایی، تصویر صاحب عمل را چگونه در ذهن آدمی شكل می‌دهد. این کار بدون درنظر گرفتن نگاه و فلسفه چمران کاری عبث می‌نماید که صاحب عمل هم نباید آدم توانمندی باشد.
شاید ابطحی چون در خانواده‌ای بزرگ شده كه ـ به زعم بسیاری ـ عرفان، «دكان» بوده، عارف بودن چمران را به‌سان یك «شغل» می‌بیند كه در كنار شغل دیگر چمران كه از دید او «چریكی» است همدیگر را بالانس می‌كنند و می‌شود چریک آرام. عجب ترکیب پر از تضادی.
چمران عقده ماجراجویی داشت كه عشق استمرار جنگ‌های چریكی باشد؟ اصرار بیش از حد بر كاربرد چریك چیست؟ چند درصد از فعالیت‌های چمران چریکی بود در لبنان؟ سرپرستی خانواده‌های بی‌سرپرست؟ راه‌اندازی مجتمع فنی؟ روشنگری‌ها و سخنرانی‌های آتشین.
چرا می‌ترسد بگوید چمران چرا به لبنان رفته بود؟ چمران مگر به خاطر «صدر» به لبنان رفته بود كه حالا با گم شدن آن پیر فرزانه مثل پاندول وسط هوا معلق بماند و فكر كند حالا باید از كدام تابعیت استفاده كند.
چه چیز باعث می‌شود كه حتی یك بار هم به چرایی كارهای چمران پرداخته نشود جز همان روایت داستان‌گونه و البته به اضافه ادبیات آخوندی!
چرا چمران به لبنان رفت؟ چرا در كنار صدر قرار گرفت؟ چرا به ایران آمد؟ چرا جنگ چریكی؟ چرا كار علمی در آن عالی‌ترین سطح را رها كرد؟ در لبنان چمران چریك بود فقط؟
آیا چمران فكر می‌كرد در جنگ تمام عیار یك كشور علیه یك كشور با جنگ چریكی می‌توان پاسخ گفت، یا انتخاب تاکتیک موقت بود به دلایلی كه ابطحی از گفتن آن طفره می‌رود.
ابطحی از آن قماش است كه تلاش می‌كند از هر نمدی كلاهی برای خود ببافد. این رویه سیاست‌بازان است كه در همه جناح‌ها هستند.
تلاش برای مویدی بر رفتار خود قراردادن عملكرد دیگران حتی اگر به صورت آشكار در تضاد با وی و اهدافش باشد.
چمران افتخارات علمی در آن سطح را رها كرد چون نتایج افتخاراتش به استیلای بیشتر ظالمان می‌انجامید، فلسفه‌ای که ابطحی اعتقادی به آن ندارد. ترجیح داد به جای خدمت به سلطان به خلق خدا خدمت كند. چمران مومن بود به خدا و دین خدا و مومن در هیچ قالبی نمی‌گنجد. هر روز به اقتضای وظیفه ای که بردوش خود احساس می‏کند  نقشی به عهده می‏گیرد ولی هیچ کدام از این نقش‌ها‌ او نیستند. او آرمانی است که در پرتو آن وظایفش تعربف می‌شود.
تلاش برای مخفی كردن نگاه «وظیفه‌محور» و تبدیل چمران به یك آدمی كه علایقی «ماجراجویانه» دارد و عشق «چریك بازی»، باعث می‌شود بازخواست مخاطب از او  از بین ‌برود که «پس تو چی برای عرضه داری؟». خوب چمران علاقه به كار چریكی داشته، من هم ترجیح «كار سیاسی» داشتم. برای اینکه مطمئن شوید مثل هم هستیم هردومان با جریان‌های غیر تندرو همراه هستیم. 
شما هم دیگر نپرس جریان تندرو یعنی چی و غیرتندرو یعنی چه. همه چیزمان هم در همان غیر تندرو مشخص است. یک هدف، یک روش و.... اما یک تفاوت هم داریم، او همه استعدادش را با كشته شدن در یك جنگ از بین برد و من ماندم برای خدمت به خلق خدا. در آخر هم یک تقدیر می‌کنم که کسی فکر نکند مشکلی با آدم‌های بزرگ دارم.

اگر اشتباه نکنم «قابل تقدیر» وقتی به کار برده می‌شود که کسی خدمتی می‌خواهد بکند اما نمی‌تواند یا حتی کمی خرابی هم به بار می‌آورد این جور مواقع می‌گویند به هرحال زحمتش قابل تقدیر است. یک نوع لطف در آن مستتر است. این آن غرور و نگاه از بالا به پایینی است که این خودشیفتگان را کشته است.
این اسطوره‌ها‌ چه نیازی به ملت دارند؟ این تاریخ و ملت است که محتاج این اسطوره‌ها‌ هستند.
عجیب است که چمران هیچ‌وقت دفاع از سرزمین ایران را دلیل آمدن و ماندن خود ندانست، هرچند دفاع از سرزمین اثر کار او بود.
چمران مجاهد راه حقیقت بود نه چریك.
چرا فراری هستند از گفتن حقیقت؟

2006/8/12
کیهان ...  
2006/8/12
مردم مظلوم رو کشتن شهادت حساب میشه ...  
086109.jpg
از روزنامه شرق
هيات انتخابات عراق اعلام كرد كه به طور تقريبى بيش از ۵۷ درصد از واجدان شرايط با وجود حملات ناراضيان در انتخابات شركت كرده اند. مقامات عراق اعلام كردند كه شمارش آراء آغاز شده است.
در حالى كه بيش از ۳۰۰ هزار سرباز نيروهاى ائتلافى و عراقى امنيت انتخابات را تامين مى كردند، و حتى از تردد خودروها جلوگيرى شده بود، با اين حال، بيش از۴۰ نفر در روز برگزارى انتخابات در طى حملات شهادت طلبانه جان باختند. اين گزارش حاكى است لااقل ۹ مرد كه بمب هايى را به كمر خود بسته بودند، خود را نزديك محل هاى اخذ راى در بغداد منفجر كردند. برخى از محل هاى ديگر اخذ راى مورد اصابت خمپاره قرار گرفتند.
پس از پايان انتخابات، جرج دبليو بوش، رئيس جمهور امريكا كه از كاخ سفيد صحبت مى كرد، گفت، «دنيا دارد صداى دمكراسى را از مركز خاورميانه مى شنود. عراقى ها با شركت در انتخابات آزاد ايدئولوژى هاى ضد دمكراتيك تروريست ها را رد كردند.
تونى بلر نخست وزير انگلستان نيز گفت كه انتخابات عراق «تيرى بود كه به قلب تروريسم جهانى اصابت كرد» و از عراقى ها خواست كه نتايج انتخابات را هر چه باشد بپذيرند. شيعيان عراق كه ۶۰ درصد جمعيت اين كشور را و كردها كه ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعيت آن را تشكيل مى دهند، جزو كسانى بودند كه از برگزارى اولين انتخابات چند حزبى عراق در ۵۰ سال گذشته استقبال كردند.
به به
آفرین شرق صهیونیستی باز خودتو رو کردی
مردم مظلوم رو کشتن شهادت حساب میشه
2006/8/7
شهردار نيويورك: با خريد نفت، جيب تروريست‌ها را پر مي‌كنيم ...  

«مايكل بلومبرگ»، شهردار نيويورك، گفت: «پولي كه آمريكا صرف خريد نفت مي‌كند، صرف تامين بودجه مورد نياز فعاليت‌هاي تروريستي مي‌شود.»

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري «يونايتدپرس»، وي اظهار داشت: «كشورهاي اصلي صادركننده نفت از آمريكا بهره‌كشي مي‌كنند.»
بلومبرگ گفت: «شكي نيست كه اين پولها صرف تامين بودجه القاعده مي شود.»

«وين وايت» يكي از مقامات ارشد سابق وزارت خارجه آمريكا در واكنش به اظهارات اين شهردار گفت: «ما هم دلارهاي نفتي خوب داريم و هم دلارهاي نفتي بد داريم كه دلارهاي نفتي خوب خيلي بيشتر از دلارهاي نفتي بد هستند.»

وي اظهار داشت: «بايد به ياد داشت كه كشورهاي كانادا، مكزيك، عربستان سعودي و ونزوئلا به ترتيب بزرگترين صادركنندگان نفت به آمريكا هستند.»

بنا بر اعلام اداره اطلاعات انرژي آمريكا، اين كشور فقط 17 درصد از نفت مورد نياز خود را از خاورميانه وارد مي‌كند و كمتر از يك درصد از نفت مورد نياز خود را از سوريه وارد مي كند و هيچ نفتي از ايران وارد نمي‌كند.

2006/8/7
محاكمه سرباز آمريكايي به اتهام تجاوز به دختر عراقي ...  

يك دادگاه نظامي ارتش آمريكا در بغداد جلسات محاكمه تعدادي از سربازان اين كشور را كه در هتك حرمت يك دختر جوان و كشتار خانواده‌ او دخيل بودند، آغاز كرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري «رويترز»‌، يك دادگاه نظامي ارتش آمريكا امروز در بغداد تشكيل جلسه داد تا درباره اقدام چهار سرباز آمريكايي در تجاوز به يك دختر 14 ساله عراقي و كشتار او و خانواده‌اش در ماه مارس گذشته،‌ تصميم‌گيري كند.

اين پرونده كه به پرونده محموديه معروف شد،‌ پنجمين پرونده حاوي جنايات جدي است كه ارتش آمريكا در عراق در آن دخيل است و به خشم مردم عراق شده و باعث شد نوري المالكي، نخست وزير عراق خواستار بازنگري در قانون مصونيت نيروهاي خارجي در برابر محاكمه در دادگاه‌هاي عراقي شود.

در اين پرونده چهار سرباز آمريكايي به نام‌هاي جس اسپيلمن، جيمز باركر، پل كورتز و بريان هوارد به اتهام تجاوز و قتل عمد محاكمه مي‌شوند.

اين افراد اگر در اين دادگاه نظامي بر اساس قوانين مربوطه محاكمه شده و گناهكار شناخته شوند، ممكن است به مجازات مرگ محكوم شوند.

2006/8/7
http://moqavemat.ir/ ...  
سایر اخبار [آرشیو]
 هلا‌ک چهار نظامی صهیونیست در حولا

هلا‌ک چهار نظامي صهيونيست در حولا


مقاومت اسلا‌می، شاخه نظامی جنبش حزب الله با صدور بیانیه‌ای اعلا‌م کرد: چهار نظامی صهیونیست در حمله‌ای در جنوب لبنان به هلا‌کت رسیدند .


09:09 دوشنبه 16/05/1385

 بحران لبنان، نماد زوال حاکمیت های غیر خدایی

بحران لبنان، نماد زوال حاکميت هاي غير خدايي


آقای دکتر احمدی نژاد با اشاره به جنایات رژیم صهیونیستی تاکید کرد: وقایع امروز لبنان نشانه زوال حاکمیت های غیرخدایی و پیروزی حرکت‌های ...


08:39 دوشنبه 16/05/1385

 موشک های ضدتانک قدرتمند حزب الله برای شکار تانکهای مرکاوا

موشک هاي ضدتانک قدرتمند حزب الله براي شکار تانکهاي مرکاوا


خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی به بررسی موشک های ضدتانک حزب الله پرداخته است.


21:45 يکشنبه 15/05/1385

 آیت الله میرزا جواد تبریزی: معتکفان برای برادران لبنان دعا کنند

آيت الله ميرزا جواد تبريزي: معتکفان براي برادران لبنان دعا کنند


آیت الله میرزا جواد تبریزی از مراجع تقلید، با صدور پیامی از معتکفان خواست برای رفع فتنه از همه مؤمنان به ویژه برادران عزیزمان در لبنان که ...


21:26 يکشنبه 15/05/1385

 هشدار رییس جنبش الشعب لبنان درباه توطئه برای خلع سلاح حزب الله

هشدار رييس جنبش الشعب لبنان درباه توطئه براي خلع سلاح حزب الله


بیروت - رئیس جنبش الشعب در لبنان در مورد توطئه های آمریکایی - فرانسوی - عربی برای خلع سلاح مقاومت لبنان و ایجاد دودستگی داخلی در لبنان ...


17:54 يکشنبه 15/05/1385

 درخواست عضو جنبش حماس از کشورهای عربی برای اخراج سفرای رژیم صهیونیستی

درخواست عضو جنبش حماس از کشورهاي عربي براي اخراج سفراي رژيم صهيونيستي


خالد بطش القیادی، عضو جنبش جهاد اسلامی فلسطین از سران عرب درخواست کرد سفرای رژیم صهیونیستی را اخراج کنند.


17:54 يکشنبه 15/05/1385

 امام جمعه کاظمین: ملت عراق منتظر اشاره حوزه علمیه برای شرکت در جنگ علیه رژیم صهیونیستی است

امام جمعه کاظمين: ملت عراق منتظر اشاره حوزه علميه براي شرکت در جنگ عليه رژيم صهيونيستي است


امام جمعه شهرمقدس کاظمین اعلام کرد ملت عراق از مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین درمقابله با تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی حمایت می کند و ...


17:41 يکشنبه 15/05/1385

 جنگ لبنان و به خطر افتادن منافع آمریکا در منطقه

جنگ لبنان و به خطر افتادن منافع آمريکا در منطقه


خشم و نفرت از آمریکا به اوج خود رسیده است.


17:37 يکشنبه 15/05/1385

 حمایت اندیشمندان مسلمان از لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها

حمايت انديشمندان مسلمان از لبناني‌ها و فلسطيني‌ها


در حدود 170 نفر از اندیشمندان و سیاستمداران مسلمان حمایت خود را از فلسطینی‌ها و مردم لبنان در برابر کشتار رژیم صهیونیستی اعلام کردند و از ...


17:34 يکشنبه 15/05/1385

 سازمان عفو بین الملل  اقدام رژیم صهیونیستی در هدف قرار دادن آمبولانسهای صلیب سرخ لبنانی را محکوم کرد

سازمان عفو بين الملل اقدام رژيم صهيونيستي در هدف قرار دادن آمبولانسهاي صليب سرخ لبناني را محکوم کرد


رئیس دفتر منطقه ای سازمان عفو بین الملل خواستار آتش بس فوری در لبنان برای کمک رسانی به آسیب دیدگان جنگ شد.


17:19 يکشنبه 15/05/1385

 طنطاوی حمایت از ملت لبنان و فلسطین را واجب دانست

طنطاوي حمايت از ملت لبنان و فلسطين را واجب دانست


شیخ دانشگاه الازهر بر ضرورت حمایت از ملتهای لبنان و فلسطین در مقاومت بر ضد تجاوزات صهیونیستی تاکید کرد.


17:15 يکشنبه 15/05/1385

 حمایت مسیحیان کرانه باختری از حزب الله لبنان

حمايت مسيحيان کرانه باختري از حزب الله لبنان


شماری از مسیحیان ساکن کرانه باختری رود اردن در سرزمین های فلسطینی به نشانه حمایت از حزب الله لبنان راهپیمایی کردند .


16:26 يکشنبه 15/05/1385

 انتقاد دبیر کل اتحادیه عرب از پیش نویس قطعنامه پیشنهادی فرانسه و آمریکا

انتقاد دبير کل اتحاديه عرب از پيش نويس قطعنامه پيشنهادي فرانسه و آمريکا


دبیرکل اتحادیه‌ی عرب در نخستین واکنش رسمی به پیش نویس قطعنامه‌ی پیشنهادی فرانسه و آمریکا در مورد بحران لبنان، گفت که این پیش نویس دارای ...


16:25 يکشنبه 15/05/1385

 شمار کشته‌های حمله موشکی حزب‌الله به شمال اسراییل به ‪ ۱۹‬نفر رسید

شمار کشته‌هاي حمله موشکي حزب‌الله به شمال اسراييل به ‪ ۱۹‬نفر رسيد


شمار کشته‌های حمله موشکی روز یکشنبه نیروهای مقاومت اسلامی شاخه نظامی حزب‌الله لبنان به شهرک‌های صهیونیست‌نشین "الجلیل الاعلی" و ...


16:20 يکشنبه 15/05/1385

 تحلیل‌گر انگلیسی: رژیم صهیونیستی حزب‌الله را دست‌کم گرفته بود

تحليل‌گر انگليسي: رژيم صهيونيستي حزب‌الله را دست‌کم گرفته بود


یکی از تحلیل‌گران سیاسی در لندن گفت: رژیم صهیونیستی حجم و میزان جنگ‌افزارهای حزب الله را دست کم گرفت و به‌نظر می‌رسد اطلاعات نادرستی در ...


15:20 يکشنبه 15/05/1385

 حزب الله لبنان قهرمانانه دفاع میکند

حزب الله لبنان قهرمانانه دفاع ميکند


نظامیان رژیم صهیونیستی به مقاومت قهرمانانه حزب الله در جنگ اعتراف کردند .


14:34 يکشنبه 15/05/1385

2006/7/31
شرق صهیونیستی ...  
ورود اسرائيل به خاك لبنان
گروه بين  الملل ، حسن عبدى: حملات ارتش اسرائيل به مناطق مختلف لبنان ديروز (دوشنبه) براى ششمين روز متوالى ادامه يافت كه برجسته ترين آن ازسرگيرى بمباران هوايى حومه جنوبى بيروت بوده است. از سوى ديگر حزب الله لبنان هم در پاسخ به حملات اسرائيل، دو شهر نهاريا و عكا واقع در شمال اسرائيل را با موشك هاى كاتيوشا هدف قرار داد. به گزارش پايگاه اينترنتى شبكه الجزيره، حملات اسرائيل به حومه جنوبى بيروت خسارات و خرابى هاى گسترده اى به بار آورده است به طورى كه تاكنون بيش از ۱۵ ساختمان به طور كامل منهدم شده اند. پيش از اين نيز هواپيماها و ناوچه هاى اسرائيل مقر فرماندهى حزب الله را در حومه جنوبى بيروت با خاك يكسان كرده بودند. در همين حال گزارش هاى رسيده حاكى است كه يك شهروند لبنانى در اثر حملات اسرائيل به پل غازيه واقع در جنوب شهر صيدا كشته شد. يازده لبنانى ديگر نيز در تازه ترين حملات اسرائيل به دو پايگاه ارتش لبنان در شمال بندر طرابلس و بقاع لبنان كشته و ده ها تن ديگر زخمى شدند. در اين حملات ۶ سرباز لبنانى كشته و هفت تن ديگر مفقود شدند. همچنين شمارى از كارخانه ها در منطقه «شويفات» هدف بمباران قرار گرفتند و در آتش سوختند. گزارش  هاى ديگر حاكى است كه در حملات روز دوشنبه اسرائيل به لبنان بيش از ۳۰ تن كشته شده اند. بنابر اين گزارش ها به دنبال حمله به اسكله  اى در بيروت آتش مهيبى بندر را فرا گرفت. جنگنده هاى اسرائيلى همچنين پيش از هدف قرار دادن منطقه عباسيه در نزديكى صور كه محل استقرار بسيارى از عناصر ارتش لبنان است، اين بار منطقه تل مار الياس واقع در شرق صيدا محل استقرار بسيارى از عناصر ارتش لبنان را هدف قرار دادند كه در اين حملات ۹ تن از ارتش لبنان كشته و ۱۲ تن ديگر زخمى شدند كه حال برخى از آنها وخيم گزارش شده است. اين منطقه كه مورد حمله واقع شد، منطقه اى است كه حزب الله لبنان در آن فعاليت نمى كند. از سوى ديگر ارتش اسرائيل مدعى شد آنها پايگاه رادارى را كه در اين منطقه مستقر بود به دليل استفاده حزب الله لبنان از آن براى هدف قرار دادن ناو جنگى اسرائيل مورد هدف قرار دادند. در همين حال پيتر مك كى وزير خارجه كانادا در گفت وگو با شبكه تلويزيونى سى تى وى اظهار داشت: در حمله هوايى جنگنده هاى رژيم صهيونيستى به خانه كانادايى هاى مقيم لبنان در روستايى در جنوب اين كشور ۸۰ تن كشته شدند. ارتش اسرائيل حزب الله را مسئول كشتار اين غيرنظاميان دانست و به ساكنان اين روستا هشدار داد تا منطقه را ترك كنند. همچنين پليس لبنان اعلام كرد، در حمله هوايى اسرائيل به بزرگراه بيروت - دمشق در دره بقاع دو تن كشته و ۲۳ تن ديگر مجروح شدند. صليب سرخ لبنان نيز اعلام كرد، بر اثر برخورد سه موشك به خانه اى در روستاى جلاله در شهر لبنان دو غيرنظامى كشته و ۱۲ تن ديگر مجروح شدند. اين در حالى است كه در حملات روز يكشنبه اسرائيل به لبنان بيش از ۶۲ غيرنظامى كشته و ده ها تن ديگر زخمى شدند. به گفته منابع نظامى لبنان از چهارشنبه شب گذشته كه حمله به لبنان آغاز شد، تاكنون ۱۴۴ نفر كشته شده اند. از سوى ديگر خبرگزارى آسوشيتدپرس از ورود نيروهاى زمينى ارتش اسرائيل به خاك لبنان خبر داد. اين گزارش در عين حال حاكى است كه نيروهاى اسرائيلى پس از انجام عمليات، خاك لبنان را ترك كردند. يك مقام نظامى كه خواست به دليل حساسيت اين اطلاعات نامش فاش نشود، گفت يك گروه كوچك از سربازان اسرائيلى در طول شب (يكشنبه شب) از مرز لبنان عبور كردند و مواضع حزب الله را مورد حمله قرار دادند ولى سپس از خاك لبنان خارج شدند. اسرائيل تاكنون چندان تمايلى به اعزام نيروهاى زمينى به جنوب لبنان نشان نداده است. به خصوص با توجه به مين گذارى شديد منطقه توسط حزب الله، احتمال تلفات سنگين اسرائيلى ها در صورت احترام به چنين كارى وجود دارد. از سوى ديگر حملات گسترده اسرائيل به لبنان، شرايط انسانى در اين كشور را به شدت وخيم كرده است به طورى كه ذخيره غذايى و دارويى بسيارى از روستاهاى مرزى و جنوبى لبنان به پايان رسيده و آب و برق اين مناطق نيز كاملاً قطع است و مردم حتى آب بهداشتى براى مصرف ندارند. بسيارى از مردم اين روستاها از خبرنگاران رسانه هاى خبرى خواستند كه فريادهاى كمك كودكان و زنان اين مناطق آسيب ديده را به گوش مناطق مركزى لبنان و انجمن هاى امدادرسان و نيز كميته هاى سازمان ملل برسانند. در همين حال فرمانده نيروى هوايى ارتش اسرائيل اعلام كرد، هواپيماهاى جنگى اسرائيل از زمان شروع حملات نظامى به لبنان بيش از ۱۳۵۰ بار به اين كشور حمله كرده اند.
• پاسخ حزب الله به حملات اسرائيل
شبكه خبرى الجزيره از حملات گسترده موشكى حزب الله لبنان به مناطق شمالى و شرق اسرائيل و كشته و زخمى شدن تعدادى از اسرائيلى ها خبر داد.
گزارش خبرنگار الجزيره حاكى است كه حزب الله لبنان روز گذشته شهرهاى صفد، عكا، نهاريا و كرمئيل در شرق اسرائيل و حيفا را هدف حملات موشكى خود قرار داد. بنابر اين گزارش پرتاب ده ها موشك به سوى اين شهرها، وضعيت اين مناطق را بسيار بحرانى كرد به طورى كه صداى آژيرهاى خطر پيش از وقوع حملات موشكى حزب الله شنيده شد. گفته مى شود به رغم آنكه مردم اين مناطق به طور ۲۴ساعته در پناهگاه ها به سر مى برند، با اين حال حملات موشكى حزب الله تلفات زيادى را از اسرائيلى ها بر جاى گذاشته است. مقامات مسئول امنيتى اسرائيل نيز با تاييد حملات موشكى حزب الله لبنان به حيفا، عكا، نهاريا و كرمئيل اظهار داشتند كه برخى از اين موشك ها بر مناطق حساس فرود آمده اند.به گفته خبرنگار الجزيره حملات موشكى حزب الله به اين مناطق اسرائيل همچنان ادامه دارد اما خبرنگاران خارجى به دليل محدوديت هاى موجود از سوى اسرائيل نمى توانند در مناطق هدف قرار گرفته حضور يابند و به همين دليل ارائه گزارش هاى دقيق از ميزان خسارت هاى جانى و مالى حملات حزب الله به مناطق اسرائيلى بسيار سخت است. از سوى ديگر تلويزيون الجزيره روز دوشنبه از سقوط يك جنگنده اف - ۱۶ اسرائيلى توسط حزب الله در جنوب لبنان خبر داد. ولى ساعاتى بعد اين خبر توسط مقامات اسرائيلى و حزب الله لبنان و نيز شبكه الجزيره تكذيب شد. در همين حال تلويزيون الجزيره در يك خبر فورى اعلام كرد موشك هاى حزب الله يك ساختمان سه طبقه را در حيفا در شمال اسرائيل با خاك يكسان كردند. شبكه تلويزيونى المنار نيز تصاويرى را از اين حمله پخش كرد.
•اظهارات مقامات اسرائيلى و لبنانى
در حالى كه حملات متقابل اسرائيل و حزب الله هر لحظه گسترده تر مى شود، يك مقام اسرائيلى مدعى شد كه اين حملات ظرف چند روز آينده به پايان مى رسد. اين خبر را تلويزيون اسرائيل به نقل از يك افسر بلندپايه اسرائيلى اعلام كرد. شبكه تلويزيونى المنار كه اين خبر را گزارش مى كرد، به جزئيات بيشترى در اين خصوص نپرداخت. در همين حال سخنگوى وزارت خارجه اسرائيل گفت: دولت اسرائيل درصدد است كه با ادامه حملات نظامى به لبنان، سازمان ملل را مجبور سازد قطعنامه ۱۵۵۹ در مورد خلع سلاح حزب الله را به اجرا گذارد. وى اقدامات حزب الله را ماجراجويى دن كيشوتى ناميد و گفت كه اسرائيل براى پاسخ به حزب الله از هدف قرار دادن هر چيزى كه اين حزب را تضعيف كند، دريغ نخواهد كرد. از سوى ديگر پرتز از قصد اسرائيل براى ايجاد منطقه امنيتى در جنوب لبنان خبر داد. به گزارش خبرگزارى آلمان، عمير پرتز وزير جنگ اسرائيل، در حال گشت زنى در شهر ساحلى حيفا اسرائيل كه هدف حملات كاتيوشا قرار گرفته است، به خبرنگاران گفت: ارتش اسرائيل از ورود مبارزان حزب الله لبنان به اين منطقه امنيتى جلوگيرى مى كند. پرتز مشخص نكرد كه آيا منظورش ورود نيروهاى زمينى اسرائيل به جنوب لبنان است يا خير اما شائول موفاز وزير ترابرى و وزير جنگ سابق اسرائيل اعلام كرد: هيچ لزومى براى مداخله زمينى در حال حاضر وجود ندارد و اين امر نشان دهنده اين است كه اين منطقه از هوا تحت كنترل قرار مى گيرد. اسرائيل از يك منطقه امنيتى در جنوب لبنان در ماه مه سال ۲۰۰۰ خارج شده بود. از سوى ديگر خبرگزارى فرانسه به نقل از مقامات اسرائيلى اعلام كرد كه براى مباحثه درباره استقرار نيروى حافظ صلح بين المللى در جنوب لبنان خيلى زود است. بنابر اين گزارش يك مقام رسمى وزارت خارجه اسرائيل به خبرگزارى فرانسه گفت: مباحثه درباره اين احتمال در اين زمان خيلى زود است و در ابتدا ما به اجراى قطعنامه هاى سازمان ملل و تصميمات گروه هشت نياز داريم. از سوى ديگر فواد سنيوره اسرائيل را به استفاده از روش هاى تروريستى براى اعمال فشار به لبنان متهم كرد و گفت حملات اسرائيل افراط گرايى را در خاورميانه افزايش مى دهد. به گزارش خبرگزارى رويترز، فواد سنيوره نخست وزير لبنان در گفت وگو با روزنامه لوموند فرانسه اظهار داشت: اسرائيل در حالى ديگران را به تروريسم متهم مى كند كه خود از شديدترين ترورها براى اعمال فشار عليه لبنان بهره مى گيرد. سنيوره افزود: در بند نگه داشتن زندانيان لبنانى، حملات هوايى و كاشت مين در اراضى لبنان هم بخشى از استراتژى اسرائيل با هدف بى ثباتى لبنان است.
•واكنش اسرائيل به اظهارات جديد دبيركل حزب الله
سخنگوى دولت اسرائيل در نخستين واكنش مقامات اسرائيلى به اظهارات سيدحسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان، اين اظهارات را لفاظى هاى افراطى و توخالى خواند و مدعى شد كه اين سخنان حاكى از ترس و از دست دادن كنترل اوضاع است. به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس ران گيدور سخنگوى دولت اسرائيل گفت: اسرائيل اسير حزب الله نمى شود و همين امر حمايت هاى بين المللى از جمله جورج بوش رئيس جمهور آمريكا را براى ما به همراه داشته است. به دنبال انتشار خبر زخمى شدن نصرالله از سوى رسانه هاى اسرائيلى، وى روز يكشنبه در تلويزيون حاضر شد و گفت: دشمن مى خواهد با دامن زدن به اين جنگ هاى روانى، ترس و وحشت را در دل نيروهاى مقاومت اسلامى بكارد. نصرالله در نوار ويديويى كه ساعت يك بعدازظهر يكشنبه ضبط شده و در اختيار شبكه المنار قرار گرفته بود، اظهار داشت: حزب الله لبنان در تمام سياست هاى خود كاملاً روشن عمل كرده است و ما از همان روز اول و آغاز درگيرى ها با اسرائيل اعلام كرديم كه درصدد هدف قرار دادن غيرنظاميان نيستيم.
دبيركل حزب الله گفت: ما به رغم آنكه مى توانستيم به راحتى مراكز پتروشيمى و ميكروبى حيفا را هدف قرار بدهيم، اما چون مى دانستيم اين اقدام ما منجر به وقوع يك حادثه تلخ انسانى مى شود، اين كار را نكرديم. نصرالله افزود: پيام ما به اسرائيل اين است كه ما با استفاده از سلاح هاى خود در حيفا و برخى مناطق ديگر دورتر از حيفا، مى خواستيم فقط از حماقت و ديوانگى برخى از اعضاى دولت اسرائيل جلوگيرى به عمل آوريم. دبيركل حزب  الله همچنين استفاده از نيروها يا كارشناسان خارجى در حمله هاى موشكى و از جمله هدف قرار دادن ناوچه اسرائيلى را رد كرد و گفت: اين عمليات توسط نيروهاى لبنانى صورت مى گيرد.

سخني با روزنامه شرق اشك چه كساني درآمد؟

روز پنج شنبه 29/4/85 در ستون نكته كيهان برخي از مواضع روزنامه شرق در جريان جنگ لبنان مورد انتقاد قرار گرفته و انتظار مي رفت اين چند نمونه كه اندكي از بسيارها بود همكاران شرقي را به خود آورد. اما، «خود خطا بود آنچه مي پنداشتيم» و...
از جمله نمونه هاي مورد انتقاد تيتر اول روزنامه شرق بود با عنوان «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» كه در اين باره آمده بود اين تيتر دروغ «درحالي انتخاب شده كه اولا؛ هيچيك از خبرگزاري ها به آن اشاره اي نداشته اند، ثانيا؛ رژيم اشغالگر قدس علي رغم تلاش فراوان براي ورود به خاك لبنان، به ناكامي خود اعتراف كرده است، ثالثا -كه مهمتر از دو مورد قبلي است- در متن خبر شرق نيز ناكامي ارتش اسرائيل در ورود به خاك لبنان تصريح شده است» و يادآوري شده بود درباره انتخاب اين تيتر دروغ، تنها مي توان گفت كه «آرزوي اسرائيل تيتر اول شرق شده است».
در بخش ديگري از نكته كيهان آمده بود؛
«روز 28 تيرماه درحالي كه تمامي منابع خبري از به هم ريختگي اسرائيل در پي مقاومت جانانه حزب الله و شليك موشك هاي رعد به حيفا و اعلام حالت فوق العاده در تل آويو خبر مي دادند و از تظاهرات عظيم و گسترده اي كه در تمامي شهرهاي بزرگ جهان اسلام به حمايت از حزب الله برپا شده بود و از جمله تظاهرات عظيم و گسترده مردم تهران گزارش مي فرستادند، تيتر اول شرق با چاپ يك عكس بزرگ 3ستوني و با ارتفاع نيم صفحه اي به فرونشستن زمين در ميدان امام خميني(ره) اختصاص يافته بود. ..«توپخانه فروريخت»... و دريغ از يك تيتر يك ستوني و يا يك سوتيتر ناقابل درباره تظاهرات عظيم روز گذشته تهران و ساير شهرهاي بزرگ جهان اسلام...»
همانگونه كه ملاحظه مي شود انتقادات كيهان، مستند و خالي از ابهام بود و انتظار مي رفت روزنامه شرق ضمن ابراز ندامت از خطاي بزرگ خود از مردم ايران، لبنان و همه ملت هاي مسلمان درگير با رژيم صهيونيستي عذرخواهي كند ولي روزنامه شرق طي يادداشتي در شماره روز شنبه 31/4/85 تلاش كرد موضوع را -به زعم خود- دور بزند و با پيش كشيدن مسائل ديگر كه به برخي از آنها خواهيم پرداخت، از پاسخ طفره برود.
در يادداشت شرق نكات زير به چشم مي خورد؛
1- روزنامه شرق انتقاد منطقي و مستند كيهان را بي پاسخ گذاشته و كمترين اشاره اي به آن نكرده است كه اين خود نشانه درستي انتقاد كيهان است، چرا كه وقتي يك يادداشت در پاسخ به انتقاد كيهان نوشته مي شود حداقل انتظار آن است كه به انتقادها پاسخ داده شود وگرنه منظور از نوشتن آن چه مي تواند باشد؟
شرق كه از يك سو قادر به نفي همخواني خود با تبليغات رژيم صهيونيستي نبوده و از سوي ديگر اعتراف به اين همخواني را رسواكننده مي داند، براي رد گم كردن به گونه اي ناشيانه از شگردهاي زرد ژورناليستي بهره گرفته كه عذر بدتر از گناه است. بخوانيد؛
2- شرق مي نويسد «يك هفته از هجوم اسرائيل به لبنان مي گذرد. در طول اين هفته از شش تيتر يك روزنامه شرق، چهار تيتر به حملات دولت صهيونيست اختصاص يافته و پنج سرمقاله روزنامه به اين موضوع پرداخته است و...»
سؤال اين نبوده و نيست كه چند تيتر و سرمقاله شرق به اين موضوع اختصاص يافته، بلكه سؤال اين است كه جهت گيري تيترها و مضمون و مفاد سرمقاله ها چه بوده است؟ وگرنه -و تا اندازه اي بلاتشبيه!- تيتر اول، سرمقاله ها و اكثر مطالب تمامي روزنامه هاي رژيم اشغالگر قدس هم به همين موضوع اختصاص داشته، اما با كدام جهت گيري؟! مثلا، ترديدي نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد»! درباره حمله اسرائيل به لبنان است ولي كجاي اين تيتر «دروغ» به نفع اسرائيل نيست و كجاي آن به نفع مردم مظلوم لبنان است؟!
و يا سرمقاله آقاي... كه خود به دريافت كمك مالي از آمريكا براي به چالش كشيدن نظام اسلامي در مطبوعات اعتراف دارد و اسناد آن نيز منتشر شده است درباره جنگ اخير نوشته شده ولي آيا مضمون آن در حمايت از مردم مظلوم لبنان و فلسطين است؟ و اساساً از اينگونه افراد مي توان چنين انتظاري داشت؟!
3- شرق در همين زمينه با افتخار مي نويسد؛ «مزيت شرق اعتماد نخبگان و فعالان مدني به آن است كه سبب مي شود بهمن كشاورز، رئيس كانون وكلا اعتراض خود را به اسرائيل از تريبون شرق بيان كند»! اما حرف آقاي بهمن كشاورز -نخبه موردنظر شرق- در سرمقاله يادشده چيست؟ ايشان ابتدا از علاقه شديد خود به يهوديان سخن مي گويد و از سخن يهوديان به عنوان «بهترين نصيحت»! ياد مي فرمايند، تا آنجا كه با افتخار مي نويسد پدربزرگش در يزد چماقدار حامي يهوديان بوده است و... خب! تا اينجاي سرمقاله اين نخبه شرقي كه قربان صدقه رفتن يهوديان است و البته فكر نكنيد كه ميان يهوديان و صهيونيست ها تفاوت چنداني قائل است. ايشان بارها تاكيد مي كند كه بسياري از همان دوستان يهودي او هم اكنون ساكن اسرائيل -شما بخوانيد فلسطين اشغالي- هستند و... اما بعد از اين همه تعريف و تمجيد از يهوديان اسرائيلي چه مي فرمايند؟ خودتان سرمقاله ايشان را بخوانيد و قضاوت كنيد. ايشان در يك كلمه مي نويسد؛ چرا اسرائيل به جاي قلع و قمع و قتل عام نيروي حزب الله، پل ها و ساختمان هاي لبنان را هدف قرار داده است؟! شما را به خدا، سرمقاله اين آقاي نخبه روزنامه شرق! در حمايت از اسرائيل نيست؟!... و آيا خنده دار نيست كه روزنامه شرق در پاسخ به انتقاد كيهان، از سرمقاله ايشان به عنوان شاهكار يك نخبه! در مقابله با اسرائيل ياد مي كند؟! به راستي كه اين روزنامه شرق «عجب نخبه پرور است»؟!
4- شرق در جوابيه خود از گزارش ها و مقالات كارشناسانه درباره جنگ اخير ياد مي كند كه با توجه به چند نمونه فوق مي توان فهميد اين گزارش ها- نظير ورود اسرائيل به خاك لبنان- و اين سرمقاله ها -نظير سرمقاله آقاي بهمن كشاورز- تا چه اندازه كارشناسانه است. و عجيب آن كه كيهان را به گزارش هاي غيركارشناسانه متهم مي كند و اين درحالي است كه گزارش هاي كيهان مبتني بر اطلاعات بسيار دقيق از صحنه نبرد است كه تقريبا در دسترس هيچ رسانه ديگري در داخل ايران نيست تا آنجا كه بسياري از گزارش ها و تحليل هاي خبري كيهان بلافاصله بعد از انتشار از سوي خبرگزاري هاي بزرگ به عنوان اخباري كه در ساير رسانه ها نيست، مخابره مي شود البته آنها به اقتضاي خوي امپرياليستي خود، آن را تحريف هم مي كنند.
5- روزنامه شرق در جوابيه خود براي فرار از اصل ماجرا مي نويسد؛ «به ياد مي آورم كه خالد مشعل در ايران، تنها با شرق و روزنامه همشهري گفت وگوي اختصاصي انجام داد» و اين هم يك دروغ شاخدار ديگر است. چرا كه اولا؛ خالد مشعل يك هفته قبل از مصاحبه با شرق، مصاحبه اي اختصاصي و طولاني با كيهان داشت و تقريبا در تمامي سفرهاي خود به ايران، سري هم به كيهان مي زند و معلوم نيست روزنامه شرق با چه هدفي دروغ به اين بزرگي را كه به آساني قابل كشف است، بافته است؟! ثانيا؛ به مصاحبه خالد مشعل با شرق مراجعه بفرمائيد؛ مصاحبه گر شرق پي درپي اصرار مي ورزد كه حماس بايد شرايط كار سياسي را بپذيرد و از مقاومت مسلحانه دست بردارد و در مقابل، خالد مشعل همواره بر ضرورت مقاومت مسلحانه تاكيد ورزيده و مي گويد تمام موفقيت هاي حماس، محصول مقاومت بوده و اسرائيل زبان ديگر -بخوانيد زباني كه شرق توصيه مي كند- را نمي فهمد.
حالا خودتان قضاوت بفرمائيد كه آنچه شرق در مصاحبه با خالد مشعل از او مي خواهد با خواست اسرائيل از حماس چه تفاوتي دارد؟... و آيا شرق مي تواند با افتخار از اين مصاحبه به عنوان حمايت از مردم فلسطين ياد كند؟! جل الخالق!
6- شرق به تيتر كيهان با عنوان «اشك اسرائيل درآمد» انتقاد كرده و آن را تيتر ورزشي ناميده است كه بايد گفت؛ اولا؛ تيتر بايد واقعيت ملموس را نشان دهد حالا اگر به زعم شرق اين تيتر ورزشي باشد چه عيبي دارد؟
ثانيا؛ همان تيتر كيهان در تمامي تظاهرات سراسري ايران عليه اسرائيل، روي دست مردم بود. البته ممكن است شرق برخلاف ادعاي ظاهري، رويكرد گسترده مردم به تيتر كيهان را «پوپوليستي»! بداند كه اين نيز نمونه ديگري از صداقت شرق است! و ضمنا بايد يادآوري كرد كه همين -به قول شرق- پوپوليست ها انقلاب كرده اند، پوزه آمريكا و اسرائيل را به خاك ماليده اند... و نخبگان مورد نظر شرق كه چه عرض كنيم؟! ثالثا؛ روزنامه شرق در انتقاد به تيتر كيهان تنها نيست. چرا كه همان شب راديو اسرائيل هم مانند شرق از تيتر كيهان «اشكش درآمده» و به كيهان بد و بيراه مي گفت. و اما رابعاً؛ اگرچه قصد افشاي اين نكته را نداشتيم ولي چاره اي جز بيان آن نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» دقيقاً تيتر روز قبل روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت» بود كه فرداي آن روز به ناچار خبر را بگونه اي تكذيب كرد و البته شرق هنوز اين جسارت را ندارد!
7- شرق در همان شماره كه به خيال خود به كيهان جواب داده است علاوه بر سرمقاله بهمن كشاورز كه به آن اشاره شد در صفحه 6 روزنامه خود نيز مقاله اي از «رابين رايت» با عنوان «تا اعماق ذهن حزب الله» چاپ كرده كه سراسر لاطائلات و اهانت به حزب الله است. بخوانيد و قضاوت كنيد.
8- اين نكته نيز گفتني است در همه جاي دنيا - صرفنظر از تفاوت فرهنگ ها - افراد نخبه به كساني گفته مي شود كه ويژگي مثبت و ارزشمند برجسته اي داشته باشند ولي ظاهراً از نگاه روزنامه شرق هر كس عليه نظام نق زده باشد، نخبه تلقي مي شود! و مهم نيست كه ميزان سواد، تحصيلات، درك اجتماعي، اثرگذاري مثبت فرهنگي و... او چه باشد؟! شرق از افرادي به عنوان نخبه ياد مي كند كه به لحاظ سطح دانش، ميزان تحصيلات، اثرگذاري اجتماعي و... با منتقدان خود حتي قابل مقايسه هم نيستند و شايد در آينده اي نه چند دور در اين باره فصل ويژه اي بگشاييم.
9- در جوابيه از روزنامه شرق به عنوان يك روزنامه مستقل! ياد شده كه معلوم نيست منظورشان استقلال از چيست؟ استقلال از ملت؟... قبول است، استقلال از نظام اسلامي. اين هم قبول است. ولي ناهمخواني با قدرت هاي بزرگ خارجي قابل ترديد است و در اين باره و منابع مالي شرق گفتني هاي مستند و غيرقابل انكاري هست كه در فرصتي ديگر به آن خواهيم پرداخت.

 

2006/7/26
موضع سران مرتجع عرب دربرابر رژيم صهيونيستي! ...  
2006/7/26
سناريوهاي غرب در آسياي مركزي ...  

دكتر فريبرز درجزي (استاد دانشگاه تربيت معلم)
مقدمه:
حدود شش دهه از شكست آلمان نازي كه در سرماي جانكاه روسيه از پا درآمد، گذشته و همچنان مقامات كرملين معتقدند كه روسيه درواقع بازنده اصلي اين پيروزي بوده است چرا كه فتح اين نبرد به قيمت جان 20 ميليون نفر براي آنها تمام شد. اينك از ثمرات فتوحات سال 1945 ديگر چيزي باقي نمانده و نفوذ مسكو نه تا بخش هاي مركزي آلمان، بلكه تا نزديكترين جمهوري هاي استقلال يافته از شوروي سابق نيز نمي رسد.
طي سال هاي اخير روسيه مناطق بسيار حساس و استراتژيكي همچون قفقاز، آسياي مركزي و حتي اوكراين را از كف داده و ديگر اطميناني نيست كه مسكو حتي از عهده اداره فدراسيون روسيه هم برآيد. البته از ديدگاه دولتمردان روسيه، نسل كنوني موجب اضمحلال افتخارات نسل ها ي پيشين شده و به فداكاري هاي آنان خيانت كرده اند. يوري آندروپف(1) قبل از فروپاشي شوروي تجزيه و تحليلي ارائه نمود كه به اعتقاد بسياري از ناظران غربي هوشمندانه تهيه شده بود. وي براساس ادله و شواهد موجود دريافت كه اتحادجماهير به شكلي نامحسوس به سمت فاجعه اي سترگ پيش مي رود. روند وقوع اين فاجعه به دو دليل آغاز شده بود: اول آنكه اقتصاد جماهير به طور ذاتي ناكارآمد بود و ايدئولوژي و جغرافياي اين جمهوري ها به طور بنيادي باعث به وجود آمدن سيستمي معيوب و ناقص شده بود. دوم تصميم ايالات متحده در دهه 1980 براي هدف قرار دادن بزرگترين نقطه ضعف تنها رقيب خود در جهان بود. آمريكا مسابقه تسليحاتي به راه انداخت و لذا بحراني غيرقابل مهار و در مقياسي بسيار بزرگتر از حد و توانايي روس ها به وجود آورد.
روس ها براي حفظ قدرت استراتژيك خود مجبور شدند اقتصاد خود را صرف نيروهاي نظامي كرده و به تقويت آن بخش از اقتصاد بپردازند كه سرنوشتش با نيروهاي نظامي و قدرت راهبردي گره خورده بود. از اين رو هزينه هاي چشم و همچشمي و رقابت بي مورد با آمريكا به تدريج افزايش يافت و اتحاد جماهير شوروي را در آستانه فروپاشي قرار داد. درواقع اين كلاهي تاريخي بود كه آمريكا بر سر شوروي گذاشت. مسكو در آن وضعيت مجبور به تغيير در توازن ارتباط ميان جغرافياي سياسي و اقتصاد شد و لذا گورباچف تصميم به پايان جنگ سرد گرفت. وي به بهانه انتقال دانش فني از غرب و جذب سرمايه گذاري خارجي، دست از مسابقه تسليحاتي كشيد اما به دو دليل كنترل اوضاع از دستانش خارج گشت.
1- سواي اين واقعيت كه سطح سرمايه گذاري غرب و كمك هايش چقدر بود، تصلب اقتصاد اتحاد جماهير شوروي به اندازه اي وخيم بود كه مسكو قادر به استفاده موثري از سرمايه گذاري هاي غربي در چارچوب معنادار سياسي نبود.
2- ايالات متحده قصد اينكه به روسيه فرصت بازيافت و بهبود قوا را بدهد نداشت.
در ابتدا آمريكا به صورت پنهان و آشكار طرح دوستي با كشورهاي شرق اروپا را ريخت و حداكثر فرصت طلبي و بهره برداري از نقاط ضعف روس ها را امكان پذيرتر ساخت. از سوي ديگر با از دست رفتن امپراتوري روس ها در بلوك شرق، راه را براي سقوط «گورباچف» و صعود «يلتسين» هموار كرد. مهمترين ماحصل آن نيز فروپاشي شوروي سابق بود.
نكته مهم اينجاست كه چون شكست و عقب نشيني خاصيت تشديد شونده دارد مسكو نه تنها تمامي دستاوردهايش از جنگ دوم جهاني را از دست داد بلكه يلتسين سياستگزاري هاي زمان گورباچف را بسط داد و به آن عمق بيشتري بخشيد. وي تصور مي نمود كه روسيه مي بايست بار مسئوليت جمهوري هاي عقب مانده اتحاد جماهير را كه طي سال هاي گذشته، چندين نسل از ساير ممالك جهان عقب مانده اند را زمين بگذارد. نتيجه چنين تصميمي آن شد كه در ازاي حفظ و گسترش روابط تجاري اش با غرب به تدريج موقعيت ژئوپلتيك خود را از دست داد. ضمن آنكه زندگي روس ها به ويژه آنان كه خارج از مسكو و سن پترزبورگ زندگي مي كردند و يا آنان كه به نخبگان تعلق نداشتند، به سمت وخامت اوضاع و سختي پيش رفتند.
اين روند معكوس اقتصادي دليل بسيار مهم ديگري نيز داشت كه در يكي از معتبرترين تحليل هاي نشريات خارجي آورده شده است(2):
«سرمايه داري يا همان كاپيتاليسم، زماني مثمرثمر و رضايتبخش است كه فداكاري عظيم اجتماعي را پشت خود دارا باشد اما روسيه اين هزينه سنگين را به خاطر كمونيسم پرداخته بود و ديگر قادر به بازپرداخت آن نبوده و نيست.»
البته منظور از اين عبارت، صرفا پول نيست بلكه پويايي و ديناميسمي است كه سرمايه داري از اساس به آن نياز دارد و كمونيسم روسيه را از پاي درآورد. اكنون ديگر ساختار حقوقي، سياسي و اجتماعي روسيه قابل تغيير به وضعيتي نيست كه بتواند از پس نيازمندي ها و لوازم سرمايه داري برآيد. براي ثروتمند شدن، دزدي و سرقت جاي توليد را گرفته و در تاروپود آن نظام، رخنه كرده است. پيش از فروپاشي كمونيسم، روسيه فقير اما قدرتمند بود. بعد از آن هم فقيرتر شد و هم به لحاظ آسيب شناسي سياسي، اقتصادي و اجتماعي بسيار ضعيف تر شد، آنقدر كه فقط ناچار بود تلاش و تقلا كند تا همان باقيمانده روسيه را هم به باد ندهد.
جغرافياي سياسي (ژئوپلتيك) يك بازي احساساتي پرسوز و گداز نيست و ايالات متحده هم كشوري احساساتي نيست. اصولا آمريكا درست همان كاري را كرد كه روس ها در گذشته كرده بودند و اگر موقعيت دنيا برعكس مي شد، روس ها همين كاري را مي كردند كه آمريكايي ها مي كنند. آمريكا روي منافع خود پافشاري كرده در اين راه و از مكانيسم هاي مختلف بهره مي برد. اين اهرم هاي فشار عبارتند از بسط و توسعه ناتو، گسترش نفوذ در اروپاي شرقي و حتي نفوذ در خود جمهوري هاي تازه استقلال يافته و حوزه بالتيك.
«نقش ناتو در تحولات حوزه خزر
و قفقاز»

لنین
از سال 1987 بود كه تغييرات آغاز شد. ممالك اروپايي شرقي آزادسازي فضاي سياسي را درپيش گرفته و با سقوط دولت هاي تحت الحمايه شوروي در اروپاي شرقي، ديوار برلين به عنوان سمبل جنگ سرد و رويارويي دو ابرقدرت فرو ريخت. در اين اثنا گورباچف در اقدامي نفس گير، خروج ارتش سرخ از افغانستان را اعلام نمود و تا 2 سال پس از آن اغلب كشورهاي عضو بلوك شرق از كنترل مستقيم مسكو خارج شدند. نسيم دموكراسي غربي ابتدا از شرق اروپا وزيدن گرفت و سپس به جنوب شرقي آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين رسيد.
كودتاي سه روزه «گنادي بانايف» در اوت 1991 آغازي بود بر پايان اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و در كمتر از 6 ماه بعد از آن ميراث «لنين» و «استالين» فروپاشيد و از دل آن، 15 جمهوري مستقل خارج شد.
برخلاف وعده شفاهي رهبران جهان غرب مبني بر انحلال ناتو در قبال انحلال پيمان ورشو، ناتو پس از پايان جنگ سرد نيز به حيات خود ادامه داد. ابتدا تصور مي شد كه ناتو در همان مرزهاي اروپاي غربي محدود خواهد شد اما با گذشت چند سال از فروپاشي شوروي، حضور نظاميان ناتو در قالب طرح مشاركت براي صلح به شرق اروپا كشيده شد و سپس در پايان دهه 1990 و در آستانه ورود به هزاره سوم، عضويت كشورهاي عضو پيمان ورشو در پيمان ناتو در دستور كار غرب قرار گرفت و البته اين آغاز ماجرا بود. سه جمهوري بالتيك خواستار عضويت در ناتو شدند و عاقبت به رغم اعتراضات شديد مسكو بخشي از خاك اتحاد جماهير شوروي سابق در اختيار پيماني قرار گرفت كه روزگاري دشمن قسم خورده روسيه قلمداد مي شد.
طي اين سالها به رغم از ميان رفتن فلسفه وجودي ناتو، كشورهاي غربي تلاش نموده تا آن را به عنوان كارآمدترين ابزار جهت پيروزي سياسي- نظامي خود بر جهان حفظ كرده و از آنجا كه اروپا در استراتژي جهاني آمريكا داراي نقشي محوري است و ناتو ابزار اصلي اعمال سياست هاي آمريكا در اروپا محسوب مي شود لذا مقامات آمريكايي در اين رابطه انگيزه هاي مضاعفي داشته اند. واقعيت اين است كه كشورهاي اروپاي شرقي و مركزي در پي انحلال پيمان ورشو و بروز نوعي خلاء امنيتي در منطقه، احساس ناامني و بي ثباتي وافري را تجربه كرده و اين درحالي است كه غيرقابل پيش بيني بودن آينده روسيه نيز مزيد بر علت شده و با تشديد اين حس دامن زده است. در چنين شرايطي قدرت هاي غربي مصمم برآنند تا از طريق گسترش ناتو، كشورهايي را ممكن است در آينده به عضويت مجدد بلوك روسيه درآيند بيش از پيش از مدار مسكو كرملين دور و لذا ادغام آنها را در بلوك خود گارانتي و تضمين كنند. از جمله اين مناطق، منطقه حساس و استراتژيك قفقاز است كه گسترش و استقرار ناتو در آن علاوه بر ضمانت دوري آن از مدار مسكو، متأسفانه مي تواند موقعيت مناسبي را براي فشار بر جمهوري اسلامي ايران و حتي تنگ تر كردن حلقه محاصره اي كه به خصوص از زمان اشغال دو كشور افغانستان و عراق به دست آمريكا و متحدانش به وجود آمده ايجاد كند. اما از طرفي ديگر روسيه و ايران نيز فعالانه در تعقيب منافع خودشان در منطقه بوده و هستند.
از نظر نظامي، روسيه با فاصله زيادي همچنان قدرت مسلط در منطقه باقي مي ماند. هيچيك از دولت هاي به جا مانده از شوروي سابق نمي توانند از لحاظ حجم و قابليت نيروها حتي به ارتش روسيه نزديك شوند. تمام ارتش هاي كشورهاي شوروي سابق كماكان از تسليحات طراحي شده روسيه استفاده نموده و به همين علت به قطعات يدكي ساخت روسيه و همچنين به كمك هاي خدماتي آن شديدا نيازمندند. روسيه به عنوان يك ميانجي ميان نيروهاي نظامي چند مليتي و همچنين ميان گروه بندي هاي منطقه اي، از قبيل كشورهاي مشترك المنافع بدون انسجام گرجستان، ازبكستان، اوكراين، جمهوري آذربايجان و مولداوي كه كشورهاي «گوام» خوانده مي شوند، باقي مي ماند.


اساسا تمام نيروهاي نظامي در زمينه آموزش پيشرفته در مفاهيم عملياتي و موضوعات تكنيكي به نهادهاي نظامي روسيه وابسته اند. حتي گرجستان كه فعالانه به دنبال ياري نگرفتن از روسيه در آموزش افراد بوده نيز در سال 1999 تعداد 250 نفر از 400 كارآموز افسري خود را به آكادمي هاي خدماتي روسيه فرستاد(3). تقريبا در تمام كشورهاي قفقاز و آسياي مركزي، پايگاه هاي نظامي روسيه همچنان به قوت خود باقي مانده اند.
اما با تحريك احساسات قوي ضدروسي در جمهوري هاي آذربايجان و گرجستان، هر دو كشور به روسيه در بهترين حالتش با بي تفاوتي و به شكلي بدخواهانه نگريسته و همكاري نزديك با كشورهاي عضو ناتو را به عنوان عامل توازن، لازم و مطلوب قلمداد مي نمايند. تضادهاي ايدئولوژيك جمهوري آذربايجان سكولار با ايران اسلامي از يك سو و اختلافات بر سر تعيين رژيم حقوقي درياي خزر و حد و حدود مرزهاي دريايي دو كشور به مداخله در امور داخلي يكديگر، بهانه اي شده تا جمهوري آذربايجان علاوه بر دور شدن از مدار مسكو، به منظور فشار به جمهوري اسلامي ايران ضمن تلاش براي الحاق به ناتو، از نيروهاي ايالات متحده نيز بخواهد با حضور در خاك خود و ايجاد پايگاه نظامي در آن براي نيل به مقاصد خود، ياري مؤثر رسانند.
وجود پايگاه هوايي «آبشورون» كه محل پرواز و فرود هواپيماهاي آمريكايي «گالكس» است پيامي دو جانبه براي مسكو و تهران دارد و لذا موجب واكنش متفاوت هر دو كشور شده است. ايالات متحده با حضور نظامي خود در قفقاز و آسياي مركزي مي كوشد حلقه محاصره خود به دور ايران را هرچه بيشتر تنگ كند تا بتواند منافعي را كه از اين طريق جستجو مي كند به چنگ آورد و آن دور كردن ايران از سياست هاي مغاير با منافع آمريكا در مناطق خاورميانه، آسياي مركزي و قفقاز است. بروز انقلاب هاي رنگين در گرجستان و اوكراين آخرين پرده از سناريوي قدرت غرب در مقابل روسيه بود. اوكراين به عنوان دومين عضو بزرگ جامعه مستقل مشترك المنافع با دخالت مستقيم و آشكاراي نهادهاي مالي و مؤسسات تحقيقاتي اروپايي و آمريكايي از مدار مسكو خارج شد. اكنون نه تنها يك غربگراي دوآتيشه در «كيف» حكومت مي كند بلكه دولت اوكراين خواستار خروج فوري روسيه از بندر «سواستوپل» در شبه جزيره «كريمه» شده و در صورت اصرار «يوشچنكو»، مسكو عمده ترين پايگاه دريايي خود در درياي سياه را از دست خواهد داد و در اين منطقه در جايگاهي قرار مي گيرد كه روسيه پيش از جنگ كريمه در نيمه دوم قرن نوزدهم قرار داشت.
چنين درخواست مشابهي از سوي «ساكاشويلي» در گرجستان نيز مطرح شده است. تخليه پايگاه هاي نظامي روسيه در گرجستان توازن استراتژيك در قفقاز را به خطر انداخته و تأثيرات نامطلوبي بر اقتدار روسيه در منطقه ماوراي قفقاز بر جاي خواهد گذاشت.
«تعامل ناتو با غرب، همگرايي ها
و واگرايي ها در آسياي مركزي»
در نيمه نخست قرن نوزدهم، منطقه قفقاز يكي از عمده عوامل تنش در مناسبات روسيه با كشورهاي اروپايي بود. انگليس تلاش مي كرد اين منطقه را به حائلي براي جلوگيري از پيشروي روسيه به سمت ايران، تركيه و هند تبديل كند و در اين ميان، دولت فرانسه براي تحقق اهداف امپرياليستي خود در خاورميانه همواره تلاش مي نمود از كارت برنده قفقاز در زورآزمايي و مچ اندازي سياسي- نظامي انگليس و روسيه به نفع خود بهره برداري كند. محافل سياسي در سن پطرزبورگ (پايتخت پيشين روسيه) و تفليس با سوءظن فعاليت ها و اقدامات قدرت هاي غربي در منطقه قفقاز را زير نظر داشته و بر اين باور بودند كه اين منطقه مي تواند سرنوشتي ابهام آميز و نامعلوم داشته باشد. كشمكش بين المللي بر سر منطقه قفقاز تا دهه 1860 ادامه يافت، چنانكه در سال 1837 مسائل مربوط به اين ناحيه سبب شد تا انگليس و روسيه در آستانه جنگي تمام عيار با يكديگر قرار گيرند.
سرانجام اختلافات و اهداف متضاد روسيه و انگليس بر سر قفقاز، زمينه را براي بروز جنگ كريمه فراهم ساخت، جنگي كه پيامدها و ابعاد آن را مي توان با جنگ هاي جهاني بعدي مقايسه نمود. جنگ كريمه، بنيان نظم حاكمه بر اروپا در دوران پس از ناپلئون را كاملا دگرگون ساخت و به صلح طولاني در قاره اروپا پايان داد.
در ابتداي دهه 90 و در سال 1991 بار ديگر توجه اروپا به تحولات و رويدادهاي منطقه قفقاز جلب شد. وضعيت پيش آمده در آن زمان در منطقه، در نوع خود بي سابقه بود چرا كه كشورهاي منطقه قفقاز فرصت بي نظيري براي تعيين سرنوشت خود و پيوستن به جامعه بين المللي به عنوان واحدهاي كاملا مستقل بدست آوردند.
از ديگر ويژگي هاي ممتاز اين فرصت استثنايي همانا اتفاق نظر بين كشورهاي اروپايي در مورد مسائل قفقاز و رشد سريع گسترش دامنه اروپا به سمت شرق بود. تا همين اواخر اتحاديه اروپايي بيشتر كشورهايي را به عضويت خود مي پذيرفت كه از لحاظ فرهنگي، تاريخي و جغرافيايي به اين قاره تعلق داشتند. اين در حالي است كه منطقه قفقاز در تاريخ هرگز بخشي از تمدن غرب نبوده و پيوستن آن به اتحاديه اروپايي كه امروزه برخي از زمامداران اين منطقه مطرح مي كنند حتي در صورت عضويت نيم بند نيز دردسرآفرين و مشكل ساز خواهد بود. البته مشكل اصلي در اين رابطه به غير از تفاوت ماهوي ملل اين منطقه با ملل اروپايي، توان و آمادگي اروپايي ها براي گشودن گره هاي كور موجود در اين منطقه همچون مناقشه «قره باغ»، «اوستياي جنوبي» و «آبخازيا» است.


وقتي فروپاشي شوروي سابق و سپس تضعيف روسيه در دستور كار غرب واقع شد، غربي ها به اهرم «حق تعيين سرنوشت ملي» در ميان مردم منطقه قفقاز متوسل شده و حتي از كشورهاي نابسامان منطقه نيز به عنوان ابزار جهت تحقق اينگونه اهداف استفاده كردند. غربي ها در اين راه هيچ توجهي به عوامل ناسازگار همچون پائين بودن سطح فرهنگ سياسي و دموكراسي رهبران اين كشورها يا مسائل و مشكلات مربوط به اقليت هاي قومي در كشورهاي حوزه قفقاز، نقض حقوق بشر و ناتواني اقتصاد آنها براي سازگاري و انطباق با اقتصاد بازار ندارند. غربي ها معتقدند كه اصول حاكميت دولت و يكپارچگي ارضي از تقدس خاصي برخوردارند و از سركوب اقليت ها كه به بهانه مبارزه با جدايي خواهي، تروريسم، قتل وغارت صورت مي گيرد حمايت نموده غافل از اينكه دولت هايي كه در اين منطقه از جهان زمام امور را در دست دارند از رهبران جنبش هاي قومي و جدايي طلب به مراتب فاسدترند اما دولت هاي غربي براي تحقق اهداف راهبردي و ژئوپلتيك خود از چنين حكومت هايي حمايت مي كنند. امروزه اوضاع به گونه اي است كه هر سياست و اقدام كرملين در مورد چچن با انتقاد غرب روبه رو شده و هرچه دستاوردهاي مسكو در قبال چچن، چشمگيرتر مي شود، غرب و به ويژه كاخ سفيد آنها را ناچيزتر و بي اهميت تر مي انگارد.
البته برخي كارشناسان سياسي و نظامي در غرب، تلاش كشورهاي غربي را براي بيرون راندن روسيه از منطقه اي كه به طور سنتي حوزه نفوذ آن بوده، بي مورد و حتي خطرناك مي پندارند(4). به عقيده اين تحليلگران از آنجا كه اروپا نخواهد توانست جاي روسيه را در قفقاز بگيرد لذا بهتر است برخي مسائل را به همان شكلي كه در تاريخ پديد آمده اند به حال خود رها كند. روسيه همواره مي تواند با مقامات جمهوري هاي شوروي سابق كنار بيايد، در حالي كه غربي ها حتي قادر به گفت وگو با بعضي از آنها نيستند. نكته ديگر جلوگيري از ايجاد خلأ قدرت در مناطقي است كه پيش از اين تحت حاكميت شوروي سابق قرار داشته اند چون ايدئولوژي هاي افراطي و ستيزه جو بلافاصله در اين مناطق حاكم خواهند شد. روسيه از تجربه طولاني و تاريخي فراواني در تماس هاي سياسي با جنوب قفقاز و آسياي ميانه برخوردار است و در اين مناطق نقش موفقي در زمينه پاسداري از صلح ايفا كرده است. سياستمداران در اين مناطق به شيوه زمامداري و برخورد با مسائل به سبك روسي عادت دارند، هر چند سبك و سياق روسي در عرصه زمامداري و برخورد با مسائل چندان ظريف و باشكوه نيست اما از چنان صراحتي برخوردار است كه مي تواند در مقايسه با شيوه هاي غربي چاره سازتر باشد.
حتي برخي كارشناسان غربي به زمامداران اروپايي و آمريكايي يادآور شده كه قفقاز ماهيتي بس پيچيده داشته و آتش جنگ مي تواند به راحتي در آن شعله ور شود. بايد توجه داشت كه سازمان هاي تروريستي مستقر در خاورميانه اوضاع شمال قفقاز را به دقت زير نظر داشته و چنانچه روسيه سياستي قاطع و هماهنگ در قبال اين منطقه اتخاذ نكند، دامنه فعاليت هاي تروريستي نه تنها به شمال قفقاز كه به ديگر مناطق نيز گسترش خواهد يافت. اصولا اتحاديه اروپايي نمي تواند براي حل مشكلات و اختلافات در قفقاز و آسياي ميانه شريكي بهتر و طبيعي تر از روسيه بيابد.
همانطور كه تجربه بارها ثابت كرده اگر روسيه و اروپا نتوانند و يانخواهند دست به دست يكديگر داده و مسائل و مشكلات را حل كنند، تاريخ بار ديگر آنها را تنبيه خواهد نمود و در انزوا با زوال و افول روبه رو خواهند شد. البته اگر ايالات متحده آمريكا اجازه دهد كه روسيه سرپا و استوار باقي بماند.
«اهرم فشار غرب براي فروپاشي روسيه»
جايگاه واقعي اوكراين براي روسيه را از جمله معروف «كاترين كبير» بايد استنباط نمود كه گفت: «اوكراين، گوهر تاج امپراطوري روسيه است».
جدي بودن اظهارنظر فوق تا حدي است كه كارشناسان روسيه معتقدند با اعلام استقلال اوكراين از اتحاد جماهير شوروي سابق، فروپاشي اين قدرت برتر جهاني عملي و امكان پذير گشت.
اگر بپذيريم كه سوداي اصلي ذهن ولاديمير پوتين همانند اكثر مردم روسيه احياي اعتبار و جايگاه روسيه به عنوان يك قدرت جهاني است پس بي ترديد مي توان نتيجه گرفت كه وي بهتر از هر كسي مي داند كه بدون اوكراين، احياي قدرت جهاني روسيه خواب و خيالي بيش نخواهد بود. ضمن آنكه تبديل اوكراين به متحد رقيب روسيه به همان ميزان، زهري مهلك براي بقاي فدراسيون روسيه بشمار مي رود.
«اهميت كشورهاي ژئوپلتيك با موقعيت مهم و حساس مانند اوكراين، ايران، تركيه، كره جنوبي و... در قدرت و يا اهداف آنان نيست بلكه در موقعيت جغرافيايي و ميزان تأثيرگذاري آنان در رفتار بازيگران ژئواستراتژيك نهفته است... اگر روسيه دوباره بر اوكراين مسلط شود، كشوري با مساحت فرانسه و داراي منابع و ذخاير مهم و قابليت دسترسي به درياي سياه، آنگاه به طور خودكار بار ديگر امكانات تبديل شدن به يك امپراتوري قدرتمند را پيدا خواهد كرد»(5).
از نظر استراتژيست هاي آمريكايي، كشور اوكراين براي آمريكا نه تنها آوردگاه اصلي براي جلوگيري از احياي امپراتوري روسيه است، بلكه عاملي براي تضعيف روسيه خواهدبود.
برژينسكي تأكيد مي كند كه وجود اوكراين مستقل به تغييرات در روسيه كمك كرده و آمريكا بايد از استقلال اوكراين حمايت كامل نمايد. توصيه به «اوكراين مستقل» تفسيرش اين است كه اوكراين بايد به «هم پيمان غرب» تبديل شود و «تغييرات در روسيه» به معني «تجزيه روسيه» تفسير مي گردد. در جريان مناقشه انتخابات در اوكراين ميان «ويكتور يوشچنكو»، كانديداي مورد حمايت آمريكا و اروپا و «يانوكوويچ» كانديداي مورد حمايت روسيه، رسانه هاي آمريكايي همانند دوران جنگ سرد به جنگ رواني عليه روسيه و ارائه تصوير منفي بر عليه شخص پوتين اقدام كرده اند. اين رسانه ها تا جايي پيش رفتند كه نوشتند: «پوتين اسب سواري است كه بدون كله مي تازد و حمله مي كند و گردن كلفتي اخير او همان روشي است كه موسوليني و فرانكو در پيش گرفته بودند»(6).
به هر حال و باتوجه به روند تحولات اخير به نظر مي رسد كه اوكراين، پتانسيل تبديل شدن به صحنه نبرد ميان روسيه و ايالات متحده آمريكا به صورت شكل جديدي از جنگ سرد را دارد. وضعيت نهايي و بلندمدت ژئوپلتيك اوراسيا به واكنش و حضور واشنگتن در منطقه، توافق روسيه و آمريكا درباره قوانين عبور و مرور و حمل و نقل در اوراسيا و... البته همه اين موارد به آينده اوضاع سياسي اوكراين گره خورده است(7).
«اراده آمريكا مبني
بر ايجاد جهان تك قطبي»
ايالات متحده آمريكا از دوران «رونالدريگان»، سياستي يكپارچه و سازگار را در پيش گرفته و در زمان بوش پدر، بيل كلينتون و هم اينك بوش پسر دنبال مي شود. آمريكا تحت هر شرايطي تلاش مي كند جلوي ظهور مجدد روسيه به عنوان رقيبي منطقه اي و جهاني را بگيرد. اين سياست تثبيت شده اي است كه حزب و جناح نمي شناسد و هر دو حزب دموكرات و جمهوريخواه در آن متفق القول و ثابت قدمند، چون در اين 15 ساله اخير اين سياست به طور نهادينه دنبال شده كه نفوذ آمريكا در منطقه اي كه روس ها از آن به عنوان «خارج نزديك» ياد مي كنند افزايش يابد و در عين حال به طور همزمان تلاش مي كنند روند اختلال اقتصادي روسيه به شكلي طبيعي ادامه پيدا كرده و لذا به ضعف روس ها دامن مي زنند تا خود بتوانند از خلاء به وجود آمده بهره بگيرند. اين وضعيت و ادامه آن روسيه را نااميد و مستأصل نموده و اصولا به همين خاطر است كه پوتين از فروپاشي شوروي سابق تحت عنوان بزرگترين فاجعه ژئوپلتيك قرن نام برده است. وقتي دولتمردان آمريكايي مي گويند با سقوط «هيتلر» ظلم و جور پايان نيافته در واقع اشاره شان به اشغال حوزه بالتيك توسط روس هاست كه آن را با اشغال نازي ها همسنگ مي دانند.
همه اين لفاظي ها نيز در جهت آن است كه روسيه حالت تدافعي و انفعالي به خود گيرد، درست همانطوركه به لحاظ ژئوپلتيك نيز همين حس را گرفته است.
¤¤¤
«امنيت و ثبات منطقه در آينده، نتيجه گيري و راهكارها»
اگر روسيه بخواهد به بهبود همه جانبه اوضاع خود بينديشد، نه تنها اكنون وقت آن فرارسيده بلكه قدري دير هم شده است. براي روس ها ديگر چيز زيادي باقي نمانده است كه بخواهند از كف دهند. بايد به خاطر داشت كه بازيافت قدرت نظامي به زمان زيادي نياز دارد. قدرت نظامي آلمان در سال 1932 از هم پاشيد اما ظرف 5 سال قدرتمندترين وضعيت خود را در طول تاريخ خود كسب كرد. ممكن است كه روسيه ديگر هرگز به يك ابرقدرت تبديل نشود اما دستيابي به قدرتي بزرگ، خارج از قابليت ها و توانايي هاي اين كشور نيست. ما شاهد بوده ايم كه در گذشته روسيه به اين مهم دست يافته بود پس باز هم مي تواند. روسيه فقط نياز مبرمي به زمان دارد اما آمريكا متأسفانه تمايلي ندارد كه به روس ها زمان بدهد. واشنگتن قصد دارد حقيقت تلخي را به روسيه نشان دهد كه چندان بر وفق مراد روس ها نيست و آنان هم كاري از دستشان برنمي آيد و نمي توانند نتيجه را عوض كنند.
روسيه هنوز مي تواند از برگ «بيلوروس» در مقابل گسترش ناتو و اتحاديه اروپا به ماوراي شرق اروپا بهره ببرد. در خاورميانه نيز سهم خواهي روسيه از دوران پس از صدام همچنان ادامه دارد. طرح خاورميانه بزرگ نيز به سرنوشت سوريه، از متحدين نزديك روسيه در منطقه گره خورده است. سفر پوتين به اسرائيل به عنوان نخستين رهبر روسيه (و اتحاد جماهير شوروي سابق) بيانگر ايفاي نقش بازيگر مؤثر از جانب مسكو در تحولات خاورميانه و البته بحران ديرينه فلسطين مظلوم است.
هنوز نمي توان با قاطعيت گفت كه روسيه تمام شده است و روس ها نمي توانند نتيجه را عوض كنند. پنجره اي باز شده اما ممكن است به زودي بسته شود. اگر روسيه بخواهد حتماً مي تواند به نحوي چشمگير توان نظامي خود را بازيابد. آيا روسيه مي خواهد از خواب زمستاني خود بيدار شود و از اين آخرين فرصت خود استفاده كند؟! يا آن كه خسته تر از آنست كه اهميت دهد!!!
«پانوشت ها و منابع»:
(1)- يوري آندروپف در دهه هاي 1960 و 1970 رياست كا.گ.ب را برعهده داشت.
(2)- آوريل 2005- منبع: استراتفور.
(3)- منبع: http: // www isnethzch/php نوامبر سال 2004
معمولا مركز مطالعات امنيتي در زوريخ سوئيس اين بخش از سايت خود را به تحليل مسائل مربوط به ناتو اختصاص مي دهد.
(4)- منبع: Russia in Global Affairs
(5)- كتاب «صفحه بزرگ شطرنج»- تفوق آمريكا و ضرورت هاي ژئواستراتژيك آن- نوشته «زبيگنيو برژينسكي» فرمانده اسبق ناتو- منتشر شده در سال 1997
(6)- مقاله چاپ شده در روزنامه نيويورك تايمز- نوشته نيكلاس كريستف- در شماره چهارشنبه 25 آذرماه 1383 (پانزدهم دسامبر 2004).
(7)- منبع: http: //wwwniurrgovua دسامبر سال 2004
سايت مؤسسه ملي روابط روسيه و اوكراين كه در برگيرنده اطلاعات مفصلي درباره روابط اين دو همسايه است.

2006/7/26
رابطه بوش با خانواده بن لادن ...  

رابطه بوش با خانواده بن لادن

جان پركينس/ مترجم: توحيد احمدي
در سال 2003، نشريه US News World Report گزارش جامعي را تحت عنوان «ارتباط سعودي» منتشر كرد. مجله مورد اشاره هزاران صفحه اسناد دادگاه، گزارشات اطلاعاتي ايالات متحده و ساير اسناد را براي تهيه گزارش مذكور بررسي كرده و با چندين متخصص دولتي تروريسم و خاورميانه نيز مصاحبه نموده بود. يافته هاي گزارش مذكور شامل موارد زير بود:
مدارك غيرقابل انكار بود؛ عربستان سعودي، متحد قديمي ايالات متحده و بزرگترين توليد كننده نفت، به گفته منابع رسمي خزانه داري مركز پشتيباني مالي تروريسم بود. همزمان با سالهاي پاياني سال هاي 1980 و بعد از شوك هاي دوگانه انقلاب ايران و جنگ شوروي در افغانستان،
خيريه هاي شبه دولتي عربستان به منبع اصلي تامين مالي حركت جهادي تبديل شدند. اين پولها صرف ايجاد كمپ هاي آموزشي شبه جنگي، خريد تسليحات و عضوگيري اعضاء جديد در 02 كشور شد.
بنابر اظهارات عناصر بازنشسته اطلاعاتي، عربستان سعودي مقامات رسمي ايالات متحده را به ناديده گرفتن اين موضوعات ترغيب مي كرد. ميلياردها دلار به صورت قرارداد، پاداش و حقوق به طيف وسيعي از مقامات آمريكايي شامل سفرا، روساي منطقه اي سيا و ... تعلق گرفت.
شنود الكترونيكي مكالمات اعضاء خاندان سعودي نشان داد كه آنها نه تنها در پشتيباني القاعده، كه در حمايت از ساير گروههاي تروريستي نقش داشتند.
پس از حملات 2001 به مركز تجارت جهاني و پنتاگون، شواهد بيشتري از رابطه پنهاني بين رياض و واشنگن منتشر شد. در اكتبر 2003 مجله ونيتي فر (Vanity Fair) طي مقاله اي با عنوان«نجات سعودي ها» اطلاعاتي را افشاء كرد كه قبلاً منتشر نشده بود. ماجراي روابط خاندان سعودي، خانواده بوش و خانواده بن لادن كه در اين مقاله انتشار يافته بود من را متعجب نكرد. مي دانستم كه چنين روابطي حداقل از زمان سياست پولشويي عربستان سعودي آغاز شده و در طي دوران سفارت جورج، اچ، دبليو بوش در سازمان ملل متحد (1971 تا 1973) و نيز دوران رياست وي بر سيا (1976 تا 77) ادامه يافته بود. چيزي كه مرا غافلگير كرده اين بود كه اين حقايق سرانجام منتشر شد. و نيتي فر در اين گزارش آورده بود:
خانواده بوش و خاندان سعودي، دو خانواده قدرتمند در جهان، بيش از 20  سال پيوندهاي شخصي، تجاري و سياسي با هم داشتند ...
در بخش خصوصي، خاندان سعودي هاركن انرژي (Harlcen Energy) كمپاني نفتي اي كه جورج دبليو بوش سرمايه گذار آن بود را پشتيباني مي كرد. خيلي قبل تر، رئيس جمهور اسبق جورج اچ دبليو بوش و متحد قديمي وي، وزير كشور سابق جيمز بيكر سوم همراه با سعودي ها جزو
سرمايه گذاران گروه كارليل (Carlyle Group) بودند كه بواقع بزرگترين شركت سهامي خاص دنيا محسوب مي شد. هم اكنون نيز بوش اول به مشاوره به اين شركت مي پردازد كه سرمايه گذار سعودي آن متهم به كمك به گروههاي تروريستي مي باشد.
تنها چند روز پس از اتفاقات يازده سپتامبر، عربهاي ثروتمند شامل خانواده بن لادن به كمك جت هاي ايالات متحده از آمريكا گريختند. هيچ كس مسئوليت اجازه پرواز جت ها را نمي پذيرد و مسافران آن پروازها نيز هيچگاه مورد بازجويي قرار نگرفتند. آيا رابطه دراز مدت خانواده بوش با سعودي ها به تحقق اين امر كمك كرد؟
فصل 71ـ كانال پاناما
عربستان سعودي فرصت هاي زيادي را، از جمله براي من ايجاد كرد. موفقيت من در آنجا درهاي جديدي را به رويم باز كرد به گونه اي كه در 1977 براي خودم امپراتوري كوچكي شامل صد و بيست نفر كارمند متخصص مستقر در بوستون و گروهي از ساير مشاوران MAIN مستقر در ساير نقاط جهان ايجاد كرده بودم. در آن هنگام من جوانترين شريك كمپاني در طي يك صد سال اخير بحساب مي آمدم. علاوه بر عنوان سر اقتصاددان، با عناوين ديگري نيز همچون مدير اقتصادي و برنامه ريز محلي شناخته مي شدم. در هاروارد و ساير مراكز مشابه به سخنراني مي پرداختم و روزنامه ها مقاله هاي من را در مورد اتفاقات جاري منتشر كردند. كشتي تفريحي اي كه در كنار كشتي جنگي كانستيتوشن در بندر بوستون لنگر انداخته بود نيز متعلق به من بود. حقوق بسيار خوبي مي گرفتم و سهامي داشتم كه رسيدن به قله ميليونر شدن را تا قبل از چهل سالگي براي من تضمين مي كرد. گرچه ازدواج من با شكست مواجه شد اما در عوض اوقات خود را با زنان زيباي كشورهاي مختلف سپري مي كردم.
برونو ايده جديدي براي پيش بيني ارائه كرد: يك مدل اقتصادسنجي براساس نوشته هاي رياضيدان شهير روس، ماركف. مدل، شامل تخصيص احتمالات ذهني به پيش بيني هاي قطعي در مورد پيشرفت بخش هاي گوناگون اقتصاد بود. مدل، ابزار ايده آلي براي توجيه نرخ هاي رشدي اي بود كه ما
مي خواستيم براي گرفتن وام هاي بزرگ نشان دهيم. برونو از من خواست كه ببينم با اين مدل چه مي توانم بكنم.
رياضيدان جواني از MIT به نام دكتر ناديپورام پارساد (Nadipuram Parsad) را دعوت و بودجه اي را در اختيار او قرار دادم. طي شش ماه، او مدل اقتصاد سنجي را تدوين و بعد از آن با كمك هم سري مقالاتي ارائه كرديم كه ماركوف را متد انقلابي پيش بيني سرمايه گذاري زيربنايي در رشد اقتصادي معرفي مي كرد.
اين دقيقاً همان چيزي بود كه ما مي خواستيم: ابزاري كه به طور علمي ثابت كند كه ما به كشورها با ارائه وام هايي كه قادر به باز پرداخت آن نبودند كمك مي كرديم. بعلاوه تنها يك اقتصاددان متبحر با داشتن پول و دقت كافي مي توانست پيچيدگي هاي مدل را فهم يا نتايج آن را به چالش بكشد. مقالات ما توسط چندين سازمان بزرگ چاپ و ما آنها را در چندين دانشگاه و چندين كشور ارائه داديم. به اين ترتيب مقالات ـ و نيز خود ما ـ در عرصه اين صنعت مشهور شديم.
عمر توريجوس، حاكم نظامي پاناما و من به توافقمان افتخار مي كرديم. از گوشه و كنار غرغرهايي نيز به گوش مي خورد كه حاكي از عدم مطابقت پيش بيني هاي من براي پاناما با استانداردهاي منتقدان و يا ضد سوسياليستي بودن اين
طرح ها بود. با اين وجود حقيقت اين بود كه ما به برنده مداوم قراردادهاي توربجوس تبديل شده بوديم. اين قراردادها بر مبناي تهيه طرح هاي اصلي ابتكاري كشاورزي محور با در نظر گرفتن ساير بخش هاي سنتي اقتصاد قرار داشت. از گوشه و كنار مي شنيدم كه توريجس و جيمي كارتر در حال فراهم كردن مقدمات گفتگوهاي توافقنامه كانال بودند.
مذاكرات كانال توجه زيادي را در سرتاسر دنيا به خود جلب كرد. مردم دنيا منتظر بودند ببينند كه عكس العمل ايالات متحده در اين مورد چه خواهد بود. آيا به چيزي كه بيشتر مردم دنيا معتقد بودند يعني اجازه دادن به پانامايي ها براي كنترل كانال تن درخواهد يا به تلاش براي احياي دوباره مانيفست جهاني خود كه در اثر شكست ويتنام ضربه سنگيني خورده بود خواهد پرداخت. براي بسياري، كارتر كسي بود كه به عنوان يك گزينه مهربان و معقول در بهترين زمان ممكن انتخاب شده بود، هرچند محافظه كاران واشنگتن و راست گرايان مذهبي از اين بابت خشمگين بودند. چگونه
مي توانستيم از اين دژ دفاع ملي، اين سمبل اصالت آمريكايي و اين نوار آبي كه فرصت هاي جنوب را به منافع اقتصاد آمريكا پيوند مي زد دست برداريم؟
در نهايت و در 1977 كانال به پاناما واگذار شد.