





رئیس جمهوری ونزوئلا در پاسخ به اظهارات نخست وزیر انگلیس درباره كاراكاس گفت تونی بلر، غلام بیحیای حلقه به گوش واشنگتن است.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه از كاراكاس، «هوگو چاوز» با اشاره به نام «آقای خطر» كه برای جرج بوش، رئیس جمهوری آمریكا استفاده میكند، گفت: «آقای تونی بلر، شما از زمانی كه خودت را با آقای خطر در یك صف قرار دادهای هیچ حق اخلاقی در درخواست از هیچ كس برای رعایت قوانین بینالمللی نداری.»

بلر روز چهارشنبه در اظهاراتی خطاب به پارلمان انگلیس گفت ونزوئلا در صورتی كه به قوانین جامعه بینالملل پایبند باشد، احترام جامعه بینالملل را بدست میآورد.
چاوز در پاسخ به این اظهارات گفت: «فكر میكنی ما هنوز در دوران امپراتوری انگلیس یا استعماری هستیم؟»
وی افزود، اظهارات بلر یك تهدید و بخشی از طرح امپریالیستی تجاوزگرانه واشنگتن برای جلوگیری از انتخاب مجدد چاوز در ماه دسامبر است.
رئیس جمهوری ونزوئلا خطاب به بلر گفت: «تو یك انسان بیمسئولیت هستی و یك غلام حلقه به گوش بیحیا برای دستورات واشنگتن هستی، تو چیزی جز آلت دست امپریالیسم نیستی و تلاش داری از اروپا به ونزوئلا سیلی بزنی.»
وی افزود: «تونی بلر متحد اصلی هیتلر-آقای خطر-بوش، قاتل درجه یك و مقدمهچین نسلكشی در جهان است.»
خانم عبادی، وطندوستی و مساله هستهای

مهدی علیخانی
بیتردید آزادی بیان از حقوق لاینفک شهروندان و جوامع دموکراتیک محسوب میشود و اصل متقنی از حقوق بشر است، اما آیا با تکیه بر این حق میتوان تا آنجا پیش رفت که اصول ملی و میهنی را نادیده گرفت و وطنفروشی کرد؟
مقاله اخیر خانم «شیرین عبادی» در روزنامه لوسآنجلستایمز که بطور مشترک با «محمد سهیمی» استاد دانشگاههای آمریکا در تاریخ دوم بهمن ماه جاری (22 ژانویه 2006) و سخنان ایشان در ارتباط با بیخطر دانستن فعالیتها و تأسیسات هستهای رژیم (دموکراتیک) صهیونیستی(!) و تقاضای محدودیت تحقیقات دانشمندان هستهای ایران و ارائه طرحهای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران، تعجب و تأسف اینجانب را برانگیخت و برآن داشت تا از سهم شهروندی خود از آزادی بیان استفاده نمایم و از آنجایی که مطالعات و پژوهشهایی در ارتباط با مباحث مورد اشاره ایشان داشته و دارم، مطالبی را یادآوری نمایم.
خانم «عبادی» در قسمت نخست، فعالیتها، زرادخانهها و تأسیسات هستهای رژیمی را بیخطر تلقی نمودهاند که مخاطره آمیز بودن آن برای جامعه جهانی اظهر من الشمس است.
تعجب اینجانب از آنجایی است که طبق شواهد تاریخی و اذعان رسمی مؤسسان و رهبران این رژیم غاصب چون موشه دایان و شیمون پرز، کلید بقای اسرائیل در گروی رسیدن به تکنولوژی سلاحهای هستهای است و تداوم این سیاست و جهتگیریهای این رژیم در زمینه بیاعتنایی و عدم پذیرش پیمانها و قراردادهای منع گسترش سلاحهای هستهای، جای شک و تردیدی را باقی نمیگذارد و افشای فعالیتهای سری اسرائیل توسط دانشمندان و کارکنان این رژیم مهر تأییدی برآن است.
و بهراستی، اگر تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی بیخطر است، چرا تاکنون به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه هیچگونه بازرسی از تأسیسات خود را نداده و از امضای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای امتناع میورزد.
در این راستا ذکر نمونههای مستند زیر نیز مؤید این ادعاست:
در سال 1965 «آباابان» از نقطهنظر اسرائیل عنصر جاودانگی را با گفتن «ما میخواهیم در ذهن اعراب شك و عملاً بیتفاوتی و نومیدی را درباره رویای حذف اسرائیل از نقشه جهان ایجاد كنیم» تشریح كرد.(1)
نظر «دایان» آن بود كه بمب هستهای تنها برگ برنده در مسابقه بیانتهای سلاحهای عادی است كه اسرائیل نمیتواند از آن بگذرد.(2)
در دهه 1960 اسرائیل حداقل دوبار عملیات سری برای دستیابی به اورانیوم غنیشده و پلوتونیوم انجام داده است. اولی مشهور به «انحراف نومك» است.(3)
در سال 1967 «كمیته مقررات هستهای» (NRC) ایالات متحده اجازه داد كه هشت هزار پاوند از اورانیوم و پلوتونیوم غنی شده از موجودی كسر گردد. 1000 پاوند از این مواد دارای كیفیت بسیار بالایی بود كه فقط 22 پاوند از آن برای ساختن یك بمب كافی به نظر میرسید. سیا و آژانس اطلاعاتی دفاعی (دیا) و چندین عضور كنگره از جمله سناتور «موریس اودال» متقاعد شده بودند كه دویست پاوند از آن در سال 5-1964 به وسیله «شركت تجهیزات و مواد هستهای» (نومك) به اسرائیل داده شده است.(4)
عملیات محرمانه دوم مشهور به مسئله «پلمبات» است.(5)
مؤسسه حمل و نقل آلمانی «شیرزبورگ» در نوامبر 1968 در مدیترانه مورد هجوم واقع شد و 200 تن از مواد هستهای كه از هلند صادر میشد به وسیله موساد به غارت رفت. كنترل سست «اوراتوم» این امر را امكان بخشیده و آنچنان برای كمیسیون اتمی اروپا پردردسر بود كه مسئله برای نه سال مخفی نگه داشته شد.(6)

در 5 اكتبر 1986، روزنامه ساندیتایمز انگلیس گزارشی را منتشر كرد كه از وجود تسلیحات هستهای اسرائل پرده بر میداشت. این افشاگری مدیون اطلاعاتی بود كه «مردخای وانونو (Mordechai Vanunu)» در اختیار خبرنگار روزنامه ساندیتایمز گذاشت. عكسهایی كه وانونو (تكنسین سابق نیروگاه هستهای دیمونا)، از تأسیسات هستهای اسرائیل تهیه كرد و به ساندی تایمز ارائه كرد، تا به امروز تنها مدرك مستند فعالیت هستهای اسرائیل به شمار میرود.
اهمیت این افشاگری برای دولت اسرائیل به اندازهای بود كه وانونو توسط سرویس اطلاعاتی - امنیتی اسرائیل ربوده شد. وی پس از ورود به رم در 13 سپتامبر 1986، با فرمان مستقیم «شیمون پرز»، نخستوزیر وقت اسرائیل و توسط سرویس اطلاعاتی - امنیتی ربوده و مخفیانه با كشتی به اسرائیل بازگردانده شد. وانونو اندكی بعد پشت درهای بسته دادگاه ویژه اسرائیل محاكمه و به اتهام خیانت به اسرائیل به 18 سال زندان انفرادی محكوم شد.
البته اظهارات وانونو در سال 1990، توسط «سیمور هرش» (گزارشگر پژوهشی نیویورک تایمز) در کتابی با عنوان (راه حل سامسون) مورد تأیید و تآکید قرار گرفت.

اما در سالهای پس از محاكمه وانونو، سكوت سنگینی بر اخبار سلاحهای هستهای اسرائیل سایه افكند، تا اینكه چهار سال پیش «ایسام مخول (Issam Makhoul)» برای نخستین بار در پارلمان اسرائیل در مورد برنامه هستهای اسرائیل صحبت كرد. اما این اقدام «مخول» كه یك نماینده عرب - اسرائیل است، به شدت با اعتراض دیگر نمایندگان مجلس اسرائیل مواجه شد.
این در حالیست که علیرغم آزادی مشروط «وانونو» در سال گذشته بدون اجازه مصاحبه و ترک اسرائیل، وی هنوز با گذشت سالها زندان انفرادی، تأسیسات و فعالیتهای هستهای اسرائیل را برای منطقه و جهان بسیار خطرناک تلقی میداند.
در این رابطه، گزارش دفتر ارزیابی فناوری برای كنگره آمریكا، چنین نتیجه میگیرد كه: «اسرائیل دارای «تواناییهای جنگافزار شیمیایی تهاجمی اعلام نشده» است و «گزارشهای حاكی است كه برنامه اعلام نشده برای تولید جنگافزار میكروبی تهاجمی» دارد، چه كسی میتواند در صحت آنها تردید یا با آنها مخالفت كند؟ در مورد انواع بمبها، موشكها، سیستمهای حمل و شلیك آنها، گازهای شیمیایی، میكروبها؟ تلآویو مقدار زیادی از آنها دارد. ما بحث درباره این موضوعات را فقط به این دلیل فراموش (!) میكنیم كه موضوعی مناسب برای بحث دیپلماتیك مؤدبانه نیست (!)».(7)

از طرفی یکی از اصلیترین و خطرناکترین تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی که در سال 1958 دایر شد و عمر 40 ساله آن نیز پایان یافته و خطر نشت تشعشعات هستهای از آن اردن و مصر را به علت جهت وزش باد تهدید میکند، نیروگاه دیمونا (Dimona)، است. دیمونا كه یك بار توسط «دیوید بنگورین» به عنوان یك كارخانه نساجی معرفی شده بود، با تكنولوژی و كمك مستقیم فرانسویها ساخته شد. نخستین بار، این نیروگاه توسط هواپیماهای جاسوسی یو.2 آمریكایی شناسایی شد. سوخت نیروگاه دیمونا از نوع اورانیوم و توان آن 70 مگاوات تن (MWT) است. دیمونا قابلیت تولید 40 تا 60 كیلوگرم پلوتونیوم غنیشده را در هر سال دارد كه این مقدار پلوتونیوم برای تولید 5 تا 10 كلاهك هستهای در سال كافی است.
حال میتوان فعالیتهای این مراکز هستهای را بیخطر تلقی نمود!

در این راستا طی چهار دهه اخیر، برنامه تقویت و گسترش نیروی هستهای اسرائیل كه (بر اساس اسنادی که اخیراً منتشر شدند) با كمك فرانسویها و تحت نظر مستقیم «شیمون پرز» آغاز شد، تا تولید بیش از 200 كلاهك هستهای متعارف و 35 كلاهك هستهای - حرارتی پیش رفته است.
در حال حاضر كلاهكهای هستهای اسرائیل در ایلابون (Elabun) نگهداری میشود كه در غرب دریای گالیله و در نزدیكی شهری به همین نام واقع است. ایلابون یكی از دو مركز نگهداری سلاحهای استراتژیك اسرائیل است. دومین مركز نگهداری سلاحهای استراتژیك اسرائیل در تیروش (Tirosh) قرار دارد كه مركز نگهداری موشكهای بالستیك اسرائیل از
جمله موشكهای جریكو-2 (Jericho-2) و جریكو -1 (Jericho-1) است. مسئولیت تولید سلاحهای هستهای اسرائیل بر عهده مجتمع تحقیقاتی سلاحهای پیشرفته رافائل است كه تحت نظر مستقیم وزارت دفاع اسرائیل قرار دارد.
آنچه بیان شد، گزیده کوتاهی از تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی به عنوان نمونه است که منطقه خاورمیانه و جهان را مورد تهدید جدی قرارداده و شرح کلی آن در حوصله این مقال نیست و ما را از موضوع بحث خارج میکند و تنها برای اهمیت بحث مطرح شد.
در قسمت دوم مقاله خانم عبادی و همکار محترمشان، درحالیکه مردم ایران را حامی فعالیتهای هستهای مسئولان میدانند، تقاضای محدودیت فعالیتهای تحقیقاتی دانشمندان ایرانی و مبارزه با ایران را با راهکارهای پیشنهادی خود دارند که اقدام گروهک منزوی منافقین در دسامبر 2002 را در ذهن تداعی میکند و تأسف از اینروست که ایشان چگونه به عنوان یک ایرانی ! (در حالیکه هزاران دانشجو و ورزشکار ایرانی با تشکیل حلقه انسانی برگرد تأسیسات هستهای نطنز و اصفهان، تداوم تحقیقات بومی و صلحآمیز هستهای را فریاد میزنند) ایشان چنین تقاضایی میکنند؟!
مگرنه اینکه صلحآمیز بودن تحقیقات و فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران در بازرسیهای مکرر آژانس بینالمللی انرژی هستهای، تعلیق داوطلبانه غنیسازی و گزارشات متعدد رئیس آژانس، بارها در نشستهای گذشته مورد تأیید واقع شده است.
پس آیا براستی اظهارات ایشان در آستانه برگزاری نشست آتی شورای حکام، آب به آسیاب بدخواهان این مرز و بوم ریختن نیست و حاکی از وطنپرستی است؟!
خانم عبادی گروهی را به محدود کردن فعالیتهای هستهای ایران فرا میخواند که علیرغم داعیهداری تبیین اصول اولیه حقوق بشر و اجرای آن در اروپا، در بیانات اخیر خود استفاده از تسلیحات هستهای را دربرابر دشمنان خود امری ضروری و اجتنابناپذیر تلقی میکنند و در ایالات متحده در پی ساختن نسل جدیدی از بمبهای متوسط هستهای هستند و این ادعا در حالیست که به اذعان سران رژیمی که ایشان تأسیسات هستهایش را بیخطر میپندارند، اگر ایران بدون نظارت و خارج از محدودیتهای بینالمللی به تحقیقات در زمینه ساخت تسلیحات هستهای بپردازد، دستیابی به اولین سلاح، حداقل یک دهه بطول میانجامد.
در صورتیکه بر اساس آمار، رژیم صهیونیستی در حال حاضر بیش از 300 کلاهک هستهای در اختیار دارد و بارها در مقاطع مختلف تهدید به استفاده از آنها کرده است.
لذا برای خانم عبادی که افتخار جایزه صلح نوبل را در کارنامه فعالیتهای خویش دارند جای تأسف است در حالیکه خارجیان براساس واقعیات و شواهد، فعالیتهای صلحآمیز هسته ای ایران را به رسمیت میشناسند، ایشان به عنوان یک ایرانی به راحتی فعالیتهای هستهای رژیمی را که دستش به خون هزاران زن و مرد و کودک بیگناه آلوده است را بیخطر قلمداد میکنند و اساس این رژیم را دموکراتیک (!) میدانند و در کنار هموطنان خود که در سادهترین صحبتها و اظهارنظرها یک دل و یک صدا تداوم تحقیقات و فعالیتهای بومی دانشمندان هستهای این سرزمین را خواستارند، تقاضای محدودیت این تحقیقات را از کسانی دارند که جزئیترین و حیاتیترین حقوق مردم را به رسمیت نمیشناسند!
آیا این براستی وطن پرستی است یا وطنفروشی؟!
پینوشت:
------------------------------------
1- - Abba Eban. Jew Observer and Middel East Review دوم ژوئیه 1965.
2- برنامه پانوراما- BBCI، 29 ژوئن 1978.
3- Numec Diversion.
4- گاردین- لندن، 20 اوت 1977.
5- Plumbat.
6- - The Plumbat affair- London – Andre Oeutsch 1978
7- گزارش محرمانه دفتر ارزیابی کنگره امریکا، به نقل از روزنامه گاردین.
منبع : شریف نیوز
ترديد در رسيدن كمكهاي خيرخواهانه جهاني به دست فقيران و آسيبديدگان، روز به روز بيشتر ميشود.
در هنگامه رخدادهاي بينالمللي مانند جنگها، زمينلرزه، دريالرزه، سيل و ديگر حوادث طبيعي، خشكسالي، قحطي و گرسنگي و بيماريهاي فراگير، بسياري از دولتها و سازمانهاي دولتي و غيردولتي، در حالي كه مردم احساسات انساندوستانهشان به هيجان آمده، پيشگام دريافت و رساندن كمكهاي مردمي ـ كه بيتأثيرتر از اين احساسات پاك نيستند ـ ميشوند اما آيا همه اين كمكها به دست نيازمندان و آسيبديدگان ميرسد يا صاحبان جديد مييابند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، روزنامه «نيويوركتايمز» به تازگي در گزارشي به اين پديده اشاره كرده و با عنوان «شكايت ملل فقير از نرسيدن كمكها به قربانيان» مينويسد: بعضي از دولتهاي خارجي، از روند كمك آژانسهاي بينالمللي در نحوه به دست آوردن و خرج كردن كمكها انتقاد كردهاند كه چرا بخش بزرگي از كمكهاي خيريه در راهي كه با آن نيت اهدا شدهاند، خرج نميشود.
در اين زمينه، در اواخر سال گذشته وزير بهداشت نيجر اين روند را آغاز كرد و چند گروه بينالمللي را متهم به فراموش كردن بحران گرسنگي در نيجر و جمعآوري پول براي اهداف خودشان كرد.
به رغم اتهامات «اباي ابراهيم»، وزير بهداشت نيجر به سازمانهاي مسئول تقسيم كمكها و سازمانهاي غيردولتي، بسياري بر اين باورند كه خود اين كشورها نيز در مديريت بحرانهايشان ناتوانند.
«ترور رو» از اعضاي برنامه غذاي سازمان ملل متحد نيز گفت: «تا وقتي كه جامعه بينالمللي در طرحهاي مربوط به بحران غذا در نيجر بازنگري نكند، اين كشور براي دومين سال پياپي با بحران گسترده روبهرو خواهد شد».
يكي از مقامهاي كشور سريلانكا نيز در مورد شكايت دولت اين كشور از دولت فرانسه به خاطر سازمان پزشكان بدون مرز، خبر داد كه بعد از زلزله سونامي در سال 2004 با مراكز كمكرساني رابطه برقرار كرده و از آنان خواستهاند تا سهچهارم كمكهاي جمعآوريشده براي سونامي را در مناطق ديگر صرف كنند.
اندونزي نيز از آژانسهاي كمكرساني كه قرار بود با پول به دست آمده به ساخت خانه در آچه اندونزي بپردازند، شكايت كرده است.
اين كشورها ميپرسند: «آيا شما پولي را كه براي كشور من جمع كردهايد براي ما خرج ميكنيد. اگر درست است، پس بگوييد اين پولها در كجا خرج ميشوند؟»
سازمانهاي غيرانتفاعي فعال در آمريكا، سالهاست كه قصد كنترل هداياي كمككنندگان، بر اساس درخواستها و نيازهاي موجود را دارند و حتي عدهاي گفتهاند كه هماكنون، دولتها قصد دارند، راهي را براي كنترل خصوصي اين سازمانها پيدا كنند.
«ژان هرو برادول» از اعضاي سازمان پزشكان بدون مرز نيز گفت: دولتها در حال تأسيس بنيادهاي جمعآوري كمكهاي مربوط به حوادث هستند.
براي مثال؛ بوش با تأييد دو همپستي سابق خود (پدرش و بيل كلينتون) آمريكاييها را تشويق به اهداي كمكهاي خود به سازمانهايي كرد كه براي سونامي فعاليت ميكنند. گفتني است، پس از كاترينا، يك سازمان خيريه نيز مسئول جمعآوري كمكها براي بازسازي سواحل خليج شد.
در پاكستان پرويز مشرف، بنيادي را براي كمك به قربانيان زلزله اين كشور بنا نهاد. به گفته مقامات سريلانكايي، اين كشور هماكنون به كلي از كمكهاي «NGO»ها نااميد شده و تنها به فكر كمكهاي داخلي است.
در اندونزي نيز هشت ماه پيش، گروههاي غيرانتفاعي متعهد شدهاند كه بيش از 120 هزار خانه را در مناطق زلزلهزده بسازند، اما هماكنون انتظار ميرود، تنها نيمي از آن مقدار را بسازند.
در اين زمينه، «كونترو مانگ كوسو بروتو»، مدير آژانس بازسازي و توانبخشي اين كشور، ميگويد: «يكي از سازمانهايي كه نميخواهم نامش را ببرم، متعهد به ساخت 6000 خانه شد، اما در ماه دسامبر اعلام كرد كه تنها قادر به ساخت 1500 خانه است».

«برايان پترسون»، سخنگوي بنياد «World Vision» در پيامي به «نيويوركتايمز» گفت: كاهش اين تعهدات به خاطر كاهش برآوردهاي دولتي و همچنين افزايش قيمت مواد اوليه است.
سازمانها، تنها براي كمك به اندونزي، سريلانكا و ديگر كشورهايي كه با ديوارهاي از آب در 26 دسامبر 2004 ويران شدند، 3/1 ميليارد دلار گرفتهاند. براي مثال؛ تا پايان سال گذشته، گروههاي پاكستاني كمتر از 6 درصد كمكها را ـ كمتر از 75 ميليون دلار ـ براي زلزلهزدگان پاكستاني دريافت كردهاند.
همچنين گروهها متوجه شدهاند كه جمعآوري پول براي كشورهايي كه فقر و گرسنگي آن ناشي از يك عارضه طبيعي است بسيار راحتتر از كشورهايي است كه به خاطر جنگ يا سياستهاي دولت، دچار اين مسئله شدهاند.
سازمان پزشكان بدون مرز هم اعلام كرده است كمكهايش را در كشورهاي نيجر، پاكستان، سودان و هائيتي و ديگر مناطق پخش كرده، به گونهاي كه تنها در نيجر، به درمان شصتهزار كودك گرسنه پرداخته است
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: مذاكرات انجام شده در سفر اميرعبدالله، پادشاه عربستان به چين، نقش مؤثري در تغيير موضع چين در پرونده هستهاي ايران داشته است.رئيس جمهوري ونزوئلا در روزهاي آتي مدارك مستند و قاطعي درباره جاسوسي عوامل آمريكايي ارائه خواهد كرد.
به گزارش فارس به نقل از آژانس بوليواري، معاون رئيسجمهور ونزوئلا روز گذشته با اعلام اين مطلب گفت، مدارك غير قابل بحثي در خصوص جاسوسي وابسته نظامي سفارت آمريكا در كاراكاس وجود دارند كه به مردم و افكار عمومي و نه سفير آمريكا ارائه خواهند شد.
در روزهاي گذشته دولت چاوز با اعلام جاسوسي جان كوريا وابسته نظامي سفارت آمريكا از نيروهاي مسلح ونزوئلا حكم اخراج او را از اين كشور صادر كرد.
«خوسه ويسنته رانخل» معاون رئيسجمهور ونزوئلا تاكيد كرد، جاسوسي نظامي در اين كشور غير قابل قبول است و هيچ كشور ديگري نيز آن را تحمل نميكند.
رانخل افزود، ونزوئلا دخالتها و نفوذ خارجي را برنمي تابد به ويژه آنكه كاركنان و اعضاي هيأتهاي نظامي و ديپلماتيك در چنين اقداماتي دست داشته باشند.
«جان كوريا» افسر نيروي دريايي آمريكا و وابسته نظامي سفارت اين كشور در آمريكا متهم به پرداخت رشوه به برخي از نظاميان ونزوئلايي براي كسب اطلاعات از آنهاست.
در اين رابطه چند تن از اعضاي نيروهاي مسلح ونزوئلا نيز بازداشت شدند
حسين شريعتمداري، مديرمسئول «كيهان»اين روزها، در حالي كه اهانت زنجيرهاي رسانههاي اروپايي به ساحت مقدس رسول خدا(ص)، موج عظيمي از اعتراض همراه با خشم و نفرت ملتهاي مسلمان را به دنبال داشته و دامنه آن هر روز گستردهتر ميشود، جاي يكي از گروههاي مدعي اسلام كه تابلوي مبارزه با آمريكا و اروپا را نيز بر سردر دكه فريب خود آويخته بود، كاملاً خالي است! انگار اين گروه در معركه اين روزهاي اروپا عليه عزيزترين و مقدسترين شخصيت اسلام، آب شده و به زمين فرو رفته است.
سكوت معني دار «القاعده» در مقابل اهانت غرب به رسول خدا (ص) در حالي است كه اعضاي اين گروه به هنگام حاكميت خود بر مردم مظلوم افغانستان، ريش كمتر از 7 سانتي متر مردان را نشانه ناديده گرفتن قوانين اسلام دانسته و درس خواندن زنان را گناهي نابخشودني و مستوجب كيفر تلقي ميكردند و...
اگرچه اسناد غيرقابل انكار فراواني از آمريكايي بودن گروه «القاعده» حكايت ميكند و چنانچه اين گروه در غائله اخير نيز، موضع ميگرفت و خودي نشان ميداد باز هم كمترين ترديدي در آمريكايي بودن «القاعده» نبود، ولي سكوت اين گروه از واقعيت ديگري نيز پرده برمي دارد و آن واقعيت، اين كه، اهانت به رسول خدا (ص)، در رسانههاي اروپايي، ريشه آمريكايي و اسرائيلي دارد. چرا...؟!
در اواخر سال 2002 ميلادي، هنگامي كه فرانسه از همراهي با آمريكا در حمله به عراق خودداري ميكرد، يك ناو فرانسوي در سواحل يمن منفجر شد و بلافاصله گروه القاعده با ارسال يك نوار ويديوئي به شبكه تلويزيوني الجزيره، مسئوليت اين انفجار را برعهده گرفت. توجيه ظاهري القاعده اين بود كه فرانسه دشمن اسلام است ولي صاحبنظران ترديدي نداشتند كه انفجار ناو فرانسوي، هشدار آمريكا به فرانسه است كه ماموريت ابلاغ آن برعهده «القاعده» بود.
در همان ايام، گروه «القاعده» با ارسال يك نوار ويديوئي به شبكه «الجزيره»، آلمان را هم به انفجار در اماكن عمومي تهديد كرد. آلمان هم از جمله كشورهايي بود كه حاضر به همراهي با آمريكا در حمله به عراق نبود و در همان روزها، جرج بوش طي يك مصاحبه راديو تلويزيوني با اشاره به اين انفجارها به دولتهاي اروپايي باصطلاح هشدار داد كه تروريسم دامنگير آنها نيز خواهد شد!
آنچه مانور فريب «القاعده» در ماجراي اخير را با بنبست روبرو كرده ساختار طرح آمريكايي اهانت به رسول خدا (ص) است. چرا كه در اين طرح، ماموريت اهانت به چند روزنامه واگذار شده بنابراين، در صورتي كه «القاعده» دست به تهديد كشورهاي اروپايي بزند، اگرچه دولتهاي اروپايي، توخالي بودن اين تهديد را درك خواهند كرد ولي اين احتمال وجود دارد كه كاركنان مطبوعات اهانت كننده و آناني كه قرار است در آينده به اين زنجيره بپيوندند، با دريافت اين تهديد، در انجام ماموريت خود دچار ترديد شوند و اين در حالي است كه دولتهاي اروپايي نمي توانند اصل ماجرا را با سطح گسترده اي از مطبوعاتيها در ميان بگذارند.
به يقين، اگر اقدام اخير دولتهاي اروپايي از سوي آمريكا طراحي نشده بود، آمريكاييها اين فرصت طلايي! را براي ابراز وجود القاعده! در قالب يك اقدام فريبكارانه ديگر از دست نمي دادند.
البته بعيد نيست در آيندهاي نزديك براي سرپوش نهادن به اين رسوايي، چارهاي بينديشند، ولي اگر «القاعده» هويت آمريكايي نداشت ـ كه دارد ـ خيلي زودتر بايد به ميدان ميآمد، كه نيامد
| ||
| جام جم آنلاين: منابع امنيتي لبنان گفتند بمبي ساعات اوليه روز پنجشنبه نزديك پادگان ارتش لبنان در بيروت منفجر شد و يك نظامي را زخمي كرد. رويترز به نقل از اين منابع نوشت فردي كه مدعي بود سخنگوي سازمان القاعده است در تماس با روزنامه هاي لبنان گفت به زودي در انتقام بازداشت سيزده نفر از اعضاي اين سازمان در ماه گذشته در لبنان، يكي از مناطق امنيتي بيروت هدف حمله قرار خواهد گرفت. انفجار نزديك پادگان نظامي لبنان و منفجر شدن يك خودرو در اين مكان، سه ساعت پس از اين تماس و ساعت دو بامداد به وقت محلي( نيمه شب به وقت گرينويچ) بيرون پادگان فخرالدين در شهرك رمله البيداء در بيروت اتفاق افتاد. برخي منابع گفته بودند اين اتفاق بر اثر انفجار يك خودرو بمب گذاري شده صورت گرفت اما در ادامه اعلام شد انفجار بر اثر بمب كار گذاشته شده در نزديكي يا زير خورو به وقوع پيوست. 12 انفجار طي يك سال گذشته در لبنان انجام شده كه در بزرگترين آن ها رفيق حريري، نخست وزير سابق لبنان و 22 نفر ديگر در 14 فوريه گذشته كشته شدند. مقامات لبناني ماه گذشته گفتند 13 نفر به اتهام تشكيل شبكه جديدي وابسته به سازمان القاعده دستگير شدند. اين منابع افزودند: القاعده به رهبري ابومصعب الزرقاوي، قرار بود از اين شبكه براي تعليم لبناني ها و آوارگان فلسطيني براي مبارزه با نيروهاي آمريكايي در عراق استفاده كند. |
جام جم آنلاین: بعضي از روزنامه هاي اروپا ظاهرا براي حمايت از روزنامه دانماركي كه كاريكاتورهاي توهين آميز از حضرت محمد چاپ كرد ، اقدام به تجديد چاپ بعضي از اين كاريكاتورها كردند.
هفت نشريه در فرانسه ، آلمان ، هلند ، ايتاليا و اسپانيا بعضي از كاريكاتورهاي فوق را چاپ كردند.


ريموند لاكاح مالك روزنامه فرانس سوآر ، روزنامه فرانسوي كه روز چهارشنبه تعدادي از اين كاريكاتورها را چاپ كرد، اعلام كرد ژاك لوفرانك سردبير خود را اخراج كرده است تا نشان دهد براي عقايد و اعتقادات شخصي افراد احترام قائل است.


لاكاح گفت: ما تاسف خود را از جامعه اسلامي و همه كساني كه از چاپ اين كاريكاتورها حيرت كردند ، ابراز مي كنيم.
دي ولت ، روزنامه آلماني ، نيز همراه فرانس سوآر تصاوير فوق را چاپ كرد.

روزنامه دي ولت ، بي ادبانه نوشت: اگر مسلمانان كمتر رياكار بودند ، اعتراض آنان جدي تر گرفته مي شد.

لااستامپا در ايتاليا ، ال پريوديكو در اسپانيا و ورلكس كرانت در هلند از جمله روزنامه هاي ديگري بودند كه بعضي از اين تصاوير را چاپ كردند.
لاستامپا شرکت پدر شهید ادواردو که اکنون یک روزنامه صهیونیستی شده و تمام این سیاست ها از تلاش های بی ثمر صهیونیست ها برای به چالش کشاندن ایران از سیاست های هسته ای خویش است ولی این مسئله باعث رسوایی و وخیم شدن وضعیت خود اروپا شده است.