تبليغاتX
تروريست حقيقي
تروريست حقيقي
2006/2/2
تصاویری از لحظه های پرشور انقلاب از سایت بازتاب ...  

2006/2/2
نام و ياد رسول اسلام (ص) آفاق را گرفت ...  

               

عطاء الله مهاجراني نوشت، چون جهان اسلام از خود همدلي نشان داد، روزنامه دانماركي عذرخواهي كرد. با اعتراض مسلمانان جهان يك بار ديگر نام و ياد رسول اسلام (ص) آفاق را گرفت.

به نوشته سايت مكتوب، يک نويسنده‌ي دانمارکي به نام کاره بلوتگن کتابي درباره رسول گرامي اسلام مي‌نويسد تلاش مي‌کند کاريکاتوريستي را تشويق کند تا براي کتاب کاريکاتور بکشد. من از کم و کيف کتاب اطلاعي ندارم اما کاريکاتوريست‌ها امتناع مي‌کنند. لابد نويسنده تصويري که از آنان طلب کرده و يا تفسيري که از کتاب داشته آنان را منصرف کرده است. رييس اتحاديه نويسندگان دانمارک - فرانتس ايور گوندلاخ - احساس مي‌کند آزادي و دموکراسي در معرض خطر قرار گرفته است. از اين رو روزنامه معروف دانمارک وارد ماجرا مي‌شود تا از آزادي بيان دفاع کند.
روزنامه‌ي جيلاندس بوستن از چهل کاريکاتوريست دعوت مي‌کند تا کاريکاتور حضرت محمد(ص) را بکشند. از جمع ۴۰ نفر ۱۲ کاريکاتور ترسيم مي‌شود و کاريکاتورها در روزنامه در ۳۰ سبتامبر منتشر مي‌شود.
قدر مشترک کاريکاتورها اين است که رسول اسلام تروريست است. شمايل و سر و لباسي مثل طالبان دارد. اصلا گويي تروريسم از انديشه او سرچشمه مي‌گيرد. سرش مثل بمبي در حال انفجار است ...
درخواست مسلمانان بي‌جواب ماند و روزنامه عذرخواهي نکرد. برعکس گفتند که به آزادي بيان و دموکراسي باور دارند. سردبير روزنامه دبير فرهنگي روزنامه، رييس اتحاديه‌ي نويسندگان همه از آزادي و دموکراسي سخن گفتند. ۱۱ سفير مسلمان براي نخست وزير دانمارکـ - راسموسن - نامه نوشتند درخواست ملاقات کردند. درخواست‌شان رد شد.
مدتي بعد دو نشريه نروژي هم مجددا کاريکاتورها را منتشر کردند!
امروز در سايت خبري کبنهاگن نيوز ديدم که روزنامه از مسلمانان عذرخواهي کرده است.
ميدانيد چرا؟ براي اين که جهان اسلام همدلي از خود نشان داد. ليبي سفارتش را در دانمارک تعطيل کرد. عربستان سفيرش را فرا خواند. کويت کالاهاي دانمارک را از انبارهايش باز گرداند. دبيرکل کنفرانس اسلامي ـ احسان اوغلو - موضع روشن و صريحي گرفت. مسلمانان در بسياري از کشورها اعتراض کردند. نام و ياد رسول‌الله يک بار ديگر آفاق را گرفت. ياد اقبال لاهوري افتادم در نقد زمانه خود از اين که سوز دوستي و مهر رسول‌الله از سينه‌ها رفته گله مند است:
سوز او تا از ميان سينه رفت
جوهر آيينه از آيينه رفت
مردم کشمير در ۸ دسامبر - مثل هميشه

عطاء الله مهاجراني نوشت، چون جهان اسلام از خود همدلي نشان داد، روزنامه دانماركي عذرخواهي كرد. با اعتراض مسلمانان جهان يك بار ديگر نام و ياد رسول اسلام (ص) آفاق را گرفت.
        
به نوشته سايت مكتوب، يک نويسنده‌ي دانمارکي به نام کاره بلوتگن کتابي درباره رسول گرامي اسلام مي‌نويسد تلاش مي‌کند کاريکاتوريستي را تشويق کند تا براي کتاب کاريکاتور بکشد. من از کم و کيف کتاب اطلاعي ندارم اما کاريکاتوريست‌ها امتناع مي‌کنند. لابد نويسنده تصويري که از آنان طلب کرده و يا تفسيري که از کتاب داشته آنان را منصرف کرده است. رييس اتحاديه نويسندگان دانمارک - فرانتس ايور گوندلاخ - احساس مي‌کند آزادي و دموکراسي در معرض خطر قرار گرفته است. از اين رو روزنامه معروف دانمارک وارد ماجرا مي‌شود تا از آزادي بيان دفاع کند.
روزنامه‌ي جيلاندس بوستن از چهل کاريکاتوريست دعوت مي‌کند تا کاريکاتور حضرت محمد(ص) را بکشند. از جمع ۴۰ نفر ۱۲ کاريکاتور ترسيم مي‌شود و کاريکاتورها در روزنامه در ۳۰ سبتامبر منتشر مي‌شود.
قدر مشترک کاريکاتورها اين است که رسول اسلام تروريست است. شمايل و سر و لباسي مثل طالبان دارد. اصلا گويي تروريسم از انديشه او سرچشمه مي‌گيرد. سرش مثل بمبي در حال انفجار است ...
درخواست مسلمانان بي‌جواب ماند و روزنامه عذرخواهي نکرد. برعکس گفتند که به آزادي بيان و دموکراسي باور دارند. سردبير روزنامه دبير فرهنگي روزنامه، رييس اتحاديه‌ي نويسندگان همه از آزادي و دموکراسي سخن گفتند. ۱۱ سفير مسلمان براي نخست وزير دانمارکـ - راسموسن - نامه نوشتند درخواست ملاقات کردند. درخواست‌شان رد شد.
مدتي بعد دو نشريه نروژي هم مجددا کاريکاتورها را منتشر کردند!
امروز در سايت خبري کبنهاگن نيوز ديدم که روزنامه از مسلمانان عذرخواهي کرده است.
ميدانيد چرا؟ براي اين که جهان اسلام همدلي از خود نشان داد. ليبي سفارتش را در دانمارک تعطيل کرد. عربستان سفيرش را فرا خواند. کويت کالاهاي دانمارک را از انبارهايش باز گرداند. دبيرکل کنفرانس اسلامي ـ احسان اوغلو - موضع روشن و صريحي گرفت. مسلمانان در بسياري از کشورها اعتراض کردند. نام و ياد رسول‌الله يک بار ديگر آفاق را گرفت. ياد اقبال لاهوري افتادم در نقد زمانه خود از اين که سوز دوستي و مهر رسول‌الله از سينه‌ها رفته گله مند است:
سوز او تا از ميان سينه رفت
جوهر آيينه از آيينه رفت
مردم کشمير در ۸ دسامبر - مثل هميشه زودتر از همه - تظاهرات کردند. هنوز هم تکه مقوايي را در برابر چشم دارم. کودکي شايد با خط کودکانه‌اش نوشته بود:
جانم فداي تو يا رسول الله ...

زودتر از همه - تظاهرات کردند. هنوز هم تکه مقوايي را در برابر چشم دارم. کودکي شايد با خط کودکانه‌اش نوشته بود:
جانم فداي تو يا رسول الله ...

2006/2/2
راز سانسور دانشمند آمريكايي «ناسا» توسط بوش ...  
در حالي كه «جيمز هانسن»، دانشمند فعال در سازمان هوافضاي آمريكايي (ناسا) اعتراض خود را درباره مخالفت مقام‌هاي دولتي آمريكا با جريان آزاد اطلاعات علمي اعلام كرده و از زير فشار قرار گرفتن خود براي خودداري از سخنراني درباره يافته‌‌هاي علمي خود خبر داده است، «ناسا» اعمال فشار بر «هانسن» را تكذيب مي‌كند اما اعمال محدوديت را نه.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «نيويورك‌تايمز»، يك دانشمند هواشناسي مشهور در «ناسا» مي‌گويد: از زماني كه در ماه گذشته، راجع به اقدام سريع در حذف توليد گازهاي گلخانه‌اي ـ كه عامل اصلي گرم شدن جهان است ـ سخنراني كرده، دولت بوش وي را تحت فشار قرار داده است تا ديگر در اين‌باره صحبتي نكند.

«جيمز.اي.هانسن» كه مدت مديدي است، مدير آژانس مطالعات فضايي «گادارد» است، در مصاحبه‌اي گفت: مقامات «ناسا»، خواستار اين شده‌اند تا مقالات و سخنراني‌هاي او را پيش از انتشار، بازبيني كنند.

دكتر هانسن ادامه مي‌دهد كه اين محدوديت‌ها را ناديده خواهد گرفت. آنان گمان مي‌كنند، كارشان سانسور اطلاعاتي است كه بايد به آگاهي مردم برسد».

مقامات «ناسا» فشارهاي وارده بر «هانسن» را تكذيب كرده اما گفته‌اند، اين‌گونه محدوديت‌ها درباره همه پرسنل و فعالان عرصه فضا اعمال شده است و دانشمندان دولتي براي انتشار يافته‌هاي خود، آزاد هستند.

دكتر هانسن، اين حركت را به شدت محكوم و اعلام كرده كه چنين روندي، باعث جلوگيري از جريان اطلاعات و يافته‌هاي جديد در مورد اوضاع جوي جهان و خطرات آتي آن به جامعه و مردم است.

بنابراين، افكار عمومي، تنها فاكتوري است كه توانايي تأثيرگذاري به منافع خاص دولت‌ها را دارد.
دكتر هانسن كه هم‌اكنون 63 سال دارد، در سال 1967 به سازمان فضايي آمريكا پيوست و در زمينه آب و هواي جهان به فعاليت پرداخت.

وي از سال 1988 هشدارهايي را در مورد تهديد بلندمدت توليد گازهاي گلخانه‌اي و دي‌اكسيد كربن ـ كه ناشي از سوخت زغال‌سنگ، نفت و ديگر فسيل‌هاست ـ منتشر كرد. وي همچنين چندين بار اين خطرات را در نشست‌هايي مشترك با اشخاصي مانند «الگور» و «ديك چني» گوشزد كرده است.

هانسن در سال 2004 به خاطر سخنراني كه پيش از انتخابات رياست‌جمهوري در دانشگاه «اي‌نووا» انجام داد و با انتقاد از دانشمندان هواشناسي دولت و نيز اعلام حمايت از جان كري، روابطش با كاخ سفيد سرد شد.

وي مي‌گويد: تلاش‌هاي جديد براي خاموشي وي، از بعد از سخنراني او در اتحاديه متخصصان ژئوفيزيك آمريكا در سانفرانسيسكو در 6 دسامبر شروع شد كه سيل تلفن‌ها پس از آن آغاز شد.

وي افزود: با تكنولوژي‌هاي موجود، حجم عظيمي از توليد اين گازها، مي‌تواند متوقف شود، به ويژه در مورد وسايل نقليه موتوري كه با رهبري آمريكا در اين كار، سرانجام مي‌توان، تغييرات هوا در زمين را از بين برد.

هانسن سپس در 15 دسامبر اعلام كرد كه سال 2005، گرم‌ترين سال در يك قرن گذشته بوده است و مقامات ناسا با تماس‌هاي پياپي به افراد مرتبط با دكتر هانسن، هشدار داده‌اند كه اين كار، پيامدهاي بدي را براي وي به دنبال خواهد داشت
2006/1/31
ظواهري به بوش: مسلمان شوي، خدا تو را مي‌بخشد! ...  

«ايمن الظواهري» مرد شماره ‪ ۲‬سازمان «القاعده» در جديدترين نوار ويديويي ضبط شده خود از جورج بوش، رئيس جمهور آمريكا خواست اسلام بياورد.

الظواهري در اين نوار ويديويي كه شبكه تلويزيوني «الجزيره» روز سه‌شنبه آن را پخش كرد، درباره بمباران منازل مسكوني روستايي در منطقه باجور پاكستان سخن گفت.

دو هفته پيش كه اين روستا بمباران شد، گفته مي‌شد هدف از اين اقدام، كشتن الظواهري و تعدادي از رهبران «القاعده» بود.

الظواهري در اين نوار ويدئوي افزود: هواپيماهاي آمريكايي با همدستي سازمان‌هاي امنيتي خائن پاكستان، تعدادي از مسلمانان غير نظامي را كشتند تا با مجاهداني كه آنها را «تروريست» مي‌نامند، مبارزه كنند. من در اظهار نظر پيرامون اين اقدام آمريكايي‌ها مي‌خواهم چند پيام را به گوش طرف‌هاي مختلف برسانم.

وي افزود: پيام اول براي بوش، بوش فقط يك دروغگو نيست بلكه شكست خورده است زيرا مصيبت و فجايع را براي ملت آمريكا ايجاد كرده است و قطعا شكست از آن او و پيروزي از آن امت اسلامي خواهد بود.

الظواهري با اشاره به مسئله ابتكار آتش‌بس پيشنهادي «اسامه بن لادن» به آمريكا و مخالفت واشنگتن با اين پيشنهاد پرداخت و گفت: پيام دوم من براي ملت آمريكاست كه در خيالات غرق شده است، اين ملت بايد بداند كه بوش او را به درگيري بي‌حاصلي با مسلمانان مي‌كشاند كه آينده آن خونين است.

وي گفت كه بن لادن يك راه محترمانه را براي خروج آمريكا از اين بحران پيشنهاد داد ولي رهبران آمريكا بر كشاندن ملت خود به هلاكت اصرار دارند و مي‌گويند با «تروريست‌ها» مذاكره نمي‌كنند. مسئوليت كشته شدن سربازان آمريكايي وانگليسي در عراق و افغانستان بر عهده بوش و بلر است.

الظواهري در اين نوار ضبط شده كه ‪ ۱۰‬پيام را خطاب به طرف‌هاي گوناگون در بر داشت خطاب به جرج بوش پيشنهاد كرد اسلام بياورد.
در اين پيان آمده است: اگر اسلام آوري برادر ديني خواهي شد و خداوند از اقدامات گذشته‌ات درمي‌گذرد.

اين رهبر «القاعده» درعين حال به «پرويز مشرف» رئيس جمهور پاكستان درباره همكاري با آمريكا هشدار داد و اخطار كرد «روز بازخواست از مشرف هم نزديك شده است».

وي در يكي ديگر ازپيام هايش خطاب به مردم افغانستان و پاكستان درمورد كشته شدن افراد ملت‌هاي اين دو كشور در جريان بمباران‌هاي آمريكا تسليت گفت و مژده داد «نشانه‌هاي شكست آمريكا ظهور كرده است».

الظواهري از مسلمانان افغانستان و پاكستان خواست گرداگرد «ملا عمر» رهبر جنبش طالبان جمع شوند.

2006/1/31
نسيم عدالت‌گستري ...  
نسيم عدالت‌گستري در ميراث فرهنگي
اواسط هفته گذشته، يك شب يك رئيس‌جمهور (كه مي‌تواند الزاما احمدي‌نژاد نباشد) تلفن زد به يكي از مهم‌ترين مشاوران يا معاونانش (كه مي‌تواند الزاما باجناقش نباشد):

ـ بفرماييد جناب رئيس‌جمهور
ـ مي‌خواستم ببينم همه كارها رديفه؟
ـ رديفه قربان، مملكت در امن و امانه
ـ مشكل اقتصادي نداريم؟
ـ نخير آقا... روزي چند ميليارد دلار داره فقط به بورس وارد مي‌شه.
ـ اوضاع مردم چطوره؟
ـ عالي... سر سفره همشون يك گالن نفته!

ـ اوضاع امنيتي چي؟
ـ از اين بهتر نمي‌شه. بحمدالله آدم‌ربايي ريشه‌كن شده و بمب‌گذاري هم اصلا نداشتيم و نخواهيم داشت. هيچ كشوري هم ما رو تهديد نمي‌كنه. كنفرانس هولوكاست رو هم داريم با جديت دنبال مي‌كنيم.
ـ با مجلس مشكلي نداريم؟
ـ اصلا و ابدا.
ـ با رسانه‌ها چي؟
ـ از اين بهتر نمي‌شه.

ـ كار مهمي مونده كه نشده باشه يا تكميل نباشد؟
ـ نه آقا... دو هفته است كه با بچه‌ها داريم دنبال همچين كارهايي مي‌گرديم، ولي پيدا نشد.
ـ خب حالا چي كار كنيم؟
ـ هرچي شما بفرماييد.

خلاصه اين‌طور شد كه رئيس‌جمهور تصميم گرفت، سرزده برود سازمان ميراث فرهنگي. رئيس‌جمهور آن‌قدر «سرزده» اين كار رو انجام داد كه هشت كوزه و سه كاسه و چهار لوح گلي شكستند. مي‌گويند به دستور رئيس‌جمهور، مقرر شد يك كارخانه توليد آثار باستاني از طرف سازمان ميراث فرهنگي تأسيس شود تا همه اقشار مستضعف و آسيب‌پذير با قيمت نازل و به آساني بتوانند به مايحتاج باستاني و ميراث فرهنگي خود دسترسي داشته باشند.

آقاي رئيس‌جمهور در پايان اين سرديد (=بازديد سرزده!) گفت: «رحيم‌ مشايي، يكي از بهترين مديران دولت است». جمعيت حاضر هم گفتند: خب اينو از اول مي‌گفتي، ديگه چرا سر مي‌زني؟!

دزدي كه فاشيست شد
مثل اين‌كه قرار است، همه رئيس‌جمهورها ـ به تعبير حداد عادل ـ موجب شرمساري ملتشان شوند!
«ژاك شيراك»، رئيس‌جمهور فرانسه، به تازگي گوي حماقت را از بوش ربود و اعلام كرد، به زور سلاح هسته‌اي هم كه شده، تروريست‌ها را سركوب مي‌كند و خصوصا نمي‌گذارد كه تروريست‌ها به سلاح هسته‌اي دست پيدا كنند.

به نظر من، صرف‌نظر از محتواي به شدت فاشيستي حرف‌هاي شيراك (كه طرفدارانش در انتخابات اخير فرانسه با شعار «به اين دزد رأي بدهيد تا آن فاشيست رأي نياورد»، رقيب او را از ميدان به در كردند) از يك نظر حق با شيراك است. چون سلاح هسته‌اي آن‌قدر مخوف است كه وقتي در اختيار كشوري كه مهد دمكراسي ناميده مي‌شود قرار مي‌‌گيرد، درجه حماقت را تا حد حرف‌هاي اخير شيراك بالا مي‌برد. حالا فرض كنيد كه اين سلاح در اختيار تروريست‌ها قرار بگيرد. چه شود!

بن‌لادن اصلاح‌طلب!
«ما زير بار زور نمي‌رويم، مگر آن‌كه خيلي پرزور باشد»
اين مطلبي است كه مي‌توان آن را از پيام اخير بن‌لادن دريافت. سردسته تروريست‌هاي جهان، مدتي پيش، سخناني را خطاب به مردم آمريكا از طريق «الجزيره» منتشر كرد كه نشان مي‌دهد، بن‌لادن در يكي از موقعيت‌هاي زير است:

الف ـ پاك ديوانه شده
ب ـ جا زده و ترسيده
ج ـ از تروريستي انصراف داده و كمدين شده
د ـ همه موارد فوق!

حال براي آن‌كه گمان نكنيد ما داريم با بن‌لادن غرض‌ورزي مي‌كنيم، يك مقداري از افاضات رهبر «القاعده» (يا به قول «بي.بي.سي» فارسي: القائده!) را بخوانيد.
جملات داخل گيومه، عين ترجمه حرف‌هاي بن‌لادن است و توضيحات هم قاعدتا از ما!

ـ «وضيعت ما بهتر و بهتر مي‌شود... جنگ در عراق و افغانستان به نفع ماست... شكر خدا، تعداد و قدرت مجاهدين روز به روز افزايش مي‌يابد... »
توضيح: لابد به همين خاطر، چند سال است كه ايشان و اعوان و انصار، مجهول‌المكان هستند و دايم‌الفرار!

ـ «اخبار برادران ما درست است و به همين خاطر، «قصاب آزادي در جهان» (بوش) تصميم مي‌گيرد به دفتر «الجزيره» در كابل و بغداد حمله كند».
توضيح: از مطلب بالا، دم خروس ارتباط «الجزيره» و «القاعده» از زير عباي بن‌لادن بيرون مي‌افتد، منتها مهم نيست؛ «الجزيره» به حضرت عباس قسم خورد كه با تروريست‌ها ارتباطي ندارد!
ضمنا به قول عرب‌ها: «الديگ يقول بالديگ: صورتك الاسود!» بن‌لادن بوش را قصاب خوانده!

ـ «آنان براي شكنجه مردان از اسيدهاي شيميايي و فرو كردن مته در بدن و جمجمه آنان استفاده مي‌كنند».
توضيح: مثل اين‌كه بن‌لادن در ايام اختفا، براي پر كردن وقت خود به تماشاي افراطي فيلم‌هاي سينمايي رو آورده و علاقه شديدي هم به ديدن فيلم‌هاي ترسناك و جنايتكارانه دارد.
روانشناسان بر اين باورند كه ديدن اين فيلم‌ها براي افراد ساده‌لوح خوب نيست، چون اين افراد، يا مي‌پندارند، كه صحنه‌هاي خشن را روي ديگران اجرا كنند و يا فكر مي‌كنند ديگران آن صحنه‌ها را روي خودشان اجرا مي‌كنند! راستي، با خواندن حرف‌هاي بالا ،ياد فيلم «روبوكاپ» نيفتاديد؟

ـ «ما (القاعده و آمريكايي‌ها) هر دو ملت خداوند هستيم و از ارائه پيشنهاد آتش‌بس درازمدت با شرايط برابر ابايي نداريم».
توضيح: شرايط برابر آمريكا و «القاعده»، رسيدن به يكي از شرايط زير است:
1ـ آمريكايي‌ها با بوئينگ، دو ساختمان را فرو بريزند و هزاران نفر را بكشند. سر مسلمان و غيرمسلمان را جلوي دوربين، گوش تا گوش ببرند و در شهرها بمب‌گذاري كنند... .
2ـ «القاعده» رسما به كشورهاي ديگر حمله كند، رئيس «القاعده» دايما چرت‌وپرت بگويد و كشورهاي ديگر را «محور شرارت» بنامد و «القاعده» بتواند دارايي كشورهاي ديگر را بلوكه كند... .
البته كارشناسان بر اين باورند كه آن دو ملت(!) در وضعيت برابر قرار دارند، اما خودشان خبر ندارند!
راستي زرقاوي هم نوار شعر منتشر كرده است. لابد اسمش هم هست؛ «ملا در آينه»!

كريستف لاريجاني!
سرانجام پس از ماه‌‌ها كنكاش در بن‌بست، علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران، يك كشور تازه را به عنوان راه‌حل تازه كشف كرد. نام آن سرزمين، «روسيه» است، يك كشور كاملا بي‌طرف، با تاريخ كاملا پاك كه براي انتقال غني‌سازي اورانيوم، شرايط بسيار خوبي دارد. متأسفانه اين كشور، با يك كشور همسايه شمالي كه بازمانده شوروي است، تشابه اسمي دارد، اما آقاي لاريجاني توضيح داده، آن روسيه‌اي كه هميشه معاهده‌هايش را زير پا مي‌گذارد و در سابق، يا امپراتوري متجاوز يا بلشويكي متجاسر بوده، با اين روسيه جديد فرق دارد. متأسفانه، دست بر قضا، پايتخت اين روسيه جديد هم اسمش «مسكو» است و به همين خاطر، دايما با آن روسيه‌اي كه پايتختش «مسكو» است و هر دو روز يك بار، گاز اروپا را قطع مي‌كند، به راحتي اشتباه مي‌شود.
گذشته از اينها، آقاي لاريجاني با يك فرد بسيار خوشنام و معتدل به نام «مقتدي صدر» هم ديدار و گفت‌وگو داشته و در جاي ديگري هم گفته است: «با همه كشورها به جز اسرائيل مذاكره مي‌كنيم». اين يعني:
Man delam yanki ... پيدا كنيد پرتقال‌فروش را...

دست‌انداز
در عرض هفت‌، هشت روز گذشته، دوستان زيادي ما را شرمنده لطف خودشان كردند كه از جمله آنان، «ياسر» است. «ياسر» نوشت: «شما غلامان حلقه به گوش استعماريد در لباس دلسوزان شهيد و شهادت. واقعا از اين همه سرسپردگي و كبك‌صفتي خجالت نمي‌كشيد؟ به جاي حمايت از رئيس‌جمهور و كمك به رفع بعضي از نقاط ضعف احتمالي، تخريب مي‌كنيد و استهزا... منتظر قيامت باشيد كه دير نيست».

خب، حالا برويم سراغ پيام‌هاي ديگر:
زهرا: «آقاي احمدي‌نژاد، چند وقت پيش گفته بود، 20 پيشنهاد براي اداره بهتر جهان داره، اما فقط دو تاي آنها را گفت. ميشه 18 تاي ديگه رو حدس بزنيد؛ البته به روش دوربرگرداني؟».

م ـ ف:
«1ـ تدوين منشور حمايت از حقوق باجناق‌ها، تحت نظارت مستقيم دبيركل سازمان ملل.
2ـ حذف همه چيزهايي كه هفتاد سال پيش وجود نداشته‌اند و در رأس همه اسرائيل.
3ـ نامگذاري همه سال‌هاي هزاره سوم ميلادي به نام «سال جهان بدون صهيونيسم».
4ـ اهداي سالانه 25 هزار تومان (يا معادل آن، تقريبا 25 يورو) به تمام كارگران و كارمندان جهان.
5ـ تشكيل هر جلسه و مجمع سازمان ملل در يكي از كشورهاي دنيا و اولويت با كشورهايي چون گينه بيسائو، بوليوي، نپال، فيجي، بحرين، مولداوي، بوركينافاسو و... براي كمك به تمركززدايي از شهر نيويورك.
6ـ قانون ممنوعيت تشكيل جلسات هيأت دولت كشورهاي عضو سازمان ملل در پايتخت همان كشورها و
7ـ جايگزيني مجسمه هاشمي ثمره با مجسمه آزادي.
بقيه پيشنهادها متعاقبا اعلام خواهند شد».

Farras براي ما نوشت: «هم ‌زمان با تأكيد رئيس‌جمهور در حمايت و خواست ايران براي تحقق خبررساني، سايت‌ خبري «بي.بي.سي» براي نشان دادن حسن‌نيت ايران مسدود شد!». ما اين‌جور طعنه‌زني‌ها و چوب لاي چرخ‌گزاري‌هاي امثال Farras را محكوم مي‌كنيم. هيچ اشكالي هم ندارد. از لقمان پرسيدند: ادب از كه آموختي؟ گفت: از بي‌ادبان...!

يك دوست ديگر هم نوشته است: «هميشه از «بازتاب» برداشتي اين‌گونه دارم: باز + تاب؛ باز = باز هم و تاب = پيچ دادن. برداشت من را چگونه ديديد؟».
متأسفانه چند وقت پيش به خودم قول دادم كلمه «مزخرف» را در پاسخ به كسي كه نظر مرا در مورد نظرش خواسته بود، به كار نبرم. در نتيجه جواب نمي‌دهم.

و اما يك نفر به نام «شهروندي كه خودفروشي را فعلي فاسد مي‌داند»، سعي بسياري كرده است كه روي ياسر را سفيد كند و نوشته: «نويسنده قلم‌فروش به اربابان آمريكايي اين اراجيف را نگاشته و سايت دوم‌خردادي «بازتاب» نيز اين اراجيف را انتشار داده و اين لحن‌ گزارش‌ها...».
كه نتيجه مي‌گيريم: خسن و خسين، هر سه دختران معاويه بودند!

دوربرگردان «م ـ ف»

2006/1/29
انتشار جزئیات «سنگ جاسوسى» ...  

سازمان امنیت فدرال روسیه جزییات بیشترى از دستگاه ویژه موسوم به «سنگ جاسوسى» را كه شبكه جاسوسى انگلیسى در مسكو از آن استفاده كرده بود، افشا كرد.
به گزارش ایرنا، در برنامه خبرى ویژه این ماجراى جاسوسى كه از شبكه اول تلویزیون روسیه پخش شد «سرگى ایگناتچنكو» رئیس روابط عمومى سازمان امنیت فدرال گفت: دیپلماتهاى انگلیسى دو سنگ جاسوسى در نقاط مختلف مسكو نصب كرده بودند. به گفته وى، عوامل شبكه جاسوسى انگلیسى موفق به برداشتن یكى از این سنگها شد و سنگ دیگر كه حدود ۱‎/۵ ماه تحت نظر ماموران امنیتى روس قرار داشت بوسیله روسها ضبط شد. ایگناتچنكو گفت: این سنگ مصنوعى در شرایط آزمایشگاهى و با استفاده از فناوریهاى فضایى ایجاد شده و پیشرفته ترین محصول صنایع جاسوسى انگلیس است كه ده‌ها‌ میلیون لیره استرلینگ ارزش دارد. این سنگ كه براى انتقال اطلاعات رایانه اى از راه دور و بدون تماس بكار مى رود ضد ضربه است، بطورى كه در سقوط از ارتفاع معادل یك ساختمان ۹ طبقه آسیب نمى بیند و مى تواند مدت طولانى در زیر آب بماند.


سازمان امنیت فدرال روسیه هفته گذشته از كشف شبكه اى از جاسوسان كه تحت پوشش دیپلماتیك در سفارت انگلیس در مسكو فعالیت مى كردند پرده برداشت. «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهورى روسیه در این مورد با تأكید بر سیاست مسكو در عدم بزرگنمایى مسأله به منظور حفظ روابط با شركا گفت: به وزارت امور خارجه و سازمان امنیت فدرال روسیه دستور داده است تا نظر خود را در این مورد به وى پیشنهاد كنند. به نظر وى در صورت اخراج این افراد، انگلیس ممكن است جاسوسان عاقلترى را براى مأموریت به روسیه اعزام كند

2006/1/29
بازداشت زنان برای دستگیری مردان ...  

اسناد ارتش آمریكا نشان می‌دهد، ارتش این كشور در عراق دست كم دو بار همسران شبه نظامیان مظنون را دستگیر و بازداشت كرده، با این امید كه از این طریق شوهرانشان را وادار به تسلیم شدن كنند.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، یك افسر اطلاعاتی آمریكایی گزارش داد، در یك مورد یك مامور مخفی گروه ضربت، مادر جوان یك بچه‌ی شیرخوار را زندانی كرده است. در یك مورد دیگر، یك سرهنگ آمریكایی پیشنهاد كرده برای دستگیر كردن یك شبه نظامی یادداشتی را به در خانه بگذارند مبنی بر این كه بیاید و همسرش را تحویل بگیرد.

هند الصالحی، فعال حقوق بشر عراقی معتقد است یگان‌های آمریكایی‌ مبارزه با شبه نظامیان كه از حمله به خانه‌های مظنونان چیزی عایدشان نشده است، بارها همسران آن‌ها را بازداشت كرده‌اند تا به شوهرانشان فشار بیاروند خود را تحویل دهند.

بوشو ابراهیم علی، معاون وزیر دادگستری عراق، با رد این ادعاها تصریح كرد، گروگان‌گیری تاكتیكی بود كه در زمان دیكتاتوری صدام مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما‌ ‌ما صدام نیستیم.

سرهنگ بری جانسون، سخنگوی فرماندهی ارتش آمریكا در عراق گفت:‌ تنها عراقی‌هایی كه یك تهدید جدی محسوب می‌شده‌اند برای یك مدت طولانی در زندان‌های تحت امر آمریكا در عراق حبس شده‌اند.

اما اسناد منتشر شده‌ی پنتاگون داستان دیگری را بیان می‌كند، نظیر اینكه بازداشت‌های كوتاه مدت توسط یگان‌های محلی آمریكایی صورت می‌گرفته است.

پنتاگون بنا به دستور دادگاه آمریكا و به تقاضای اتحادیه‌ی آزادی‌های مدنی آمریكا، هر دوره صدها سند را از حالت محرمانه خارج می‌كند تا درباره‌ی بازداشت‌ها اطلاع‌رسانی صورت گیرد.

یك افسر اطلاعاتی غیر نظامی پنتانگون در تشریح اتفاقاتی كه در حمله به خانه‌ی یك مظنون عراقی در بغداد در ماه مه 2004 گفت: در جلسه‌ی توجیهی پیش از عملیات به ما گفته شد، در صورتی كه همسر شبه نظامی مظنون در خانه بود، او را دستگیر و بازداشت كنید تا شوهرش مجبور شود خود را تسلیم كند.

وی افزود: یك زن 28 ساله در خانه بود كه سه فرزند خردسال داشت به طوری كه یكی از آن‌ها شش ماه داشت و هنوز شیرخوار بود.

این افسر اطلاعاتی پنتاگون اظهار داشت: این زن به مدت دو روز بازداشت شد و سپس به دلیل شكایت وی (افسر اطلاعاتی) آزاد شده است.

مورد دیگر در ماه ژوئن 2004 رخ داد به طوری كه شش سرهنگ آمریكایی در مكالمات خود از طریق ایمیل درباره‌ی تعداد نامشخصی از زنان كه در شمال عراق بازداشت شده‌ بودند، صحبت كرده‌اند.

در یكی از این ایمیل‌ها یك سرهنگ پلیس به افسران فرماندهی شمال عراق گفته كه پلیس عراق نمی‌تواند كنترل زنان بازداشتی را كه بدون هیچ اتهامی بازداشت شده‌اند، در دست بگیرد.

در پیام دیگری یكی از افسران فرمانده از افسر یگانی كه زنان را حبس كرده بودند، پرسیده می‌توانید بگویید برای دستگیری شبه نظامیان چه كار دارید می‌كنید؟ آیا فكر می‌كنید با انداختن یك یادداشت به درخانه‌ی آن‌ها می‌توانید آن‌ها را وادار به تسلیم شدن كنید؟

2006/1/29
زیر چتر لابى‌ها در ایالات متحده ...  

در واشینگتن نام جك آبرامف با قدرت، ثروت و اكنون با رسوایى عجین شده است. لابى گر سابق كنگره ایالات متحده آمریكا در مقابل دادگاه شهر واشینگتن به گناه خود مبنى بر كلاهبردارى از چند قبیله سرخ پوست اعتراف كرد تا راه براى تحقیقات بیشتر درباره فساد در كنگره هموار شود. آبرامف و همكارش كه زمانى به نمایندگى از سوى اشخاص و موسسات خصوصى نزد نمایندگان كنگره لابى مى كردند، میلیون ‌ها‌ دلار از چندین قبیله سرخ پوستان بومى كلاهبردارى كرده اند. این پول ‌ها‌ در اختیار حداقل ۲۰ تن از نمایندگان كنگره آمریكا قرار گرفت كه برخى از این افراد جزء سرشناس ترین رهبران قوه قانونگذارى ایالات متحده به شمار مى آیند.
ماجراى آبرامف بزرگترین رسوایى مالى پس از واترگیت را رقم زده است. از یك سو ستاد انتخاباتى جورج بوش در سال ۲۰۰۴ به دریافت كمك‌ها‌ى غیرقانونى از تیم آبرامف متهم شده و از سوى دیگر هر دو حزب جمهوریخواه و دموكرات درگیر این رسوایى شدند. این مسئله سبب شده است كه هیچ یك از دو حزب عمده آمریكا نتواند دیگرى را به رشوه گیرى متهم كند و به اتهامات مشابه متهم نشود.
افشاى پرداخت رشوه به نمایندگان كنگره در آغاز سالى صورت گرفت كه قرار است در اوایل ماه نوامبر همین سال انتخابات میان دوره اى كنگره برگزار شود. از آنجا كه جمهوریخواهان بیش از دموكرات ‌ها‌ در این ماجرا درگیر هستند، چنین به نظر مى رسد كه نامزد‌ها‌ى این حزب بیش از رقیب در نوامبر دچار مشكل شوند. به ویژه اینكه پیش از این كاخ سفید تام دیلى رهبر اكثریت جمهوریخواه مجلس نمایندگان را به اتهام مشابه از دست داده است. در حقیقت همین دیلى بود كه با زدوبندهاى غیرقانونى در جریان انتخابات سال ۲۰۰۴ ایالت تگزاس، جمهوریخواهان را با مشكل مواجه كرد. تاریخچه فعالیت لابى ‌ها‌ به نخستین سال‌ها‌ى تاسیس كشور ایالات متحده آمریكا و تشكیل نخستین كنگره این كشور باز مى گردد. ریشه لغوى این واژه از كلمه

Capital Hill

Lobbying به معناى راهرو و دالان نشات گرفته است. وجه تسمیه آن در وجود راهروهاى ساختمان كاپتال هیل Copetal Hillمكان تشكیل جلسه كنگره ایالات متحده آمریكا است. در سال‌ها‌ى اولیه استقلال ایالات متحده در زمان تشكیل جلسات مجالس نمایندگان و سنا، افرادى به نمایندگى از گروه ‌ها‌ و تشكل‌ها‌ى خاص در راهروهاى ساختمان كاپتال هیل حاضر مى شدند و با بحث و گفت و گو و سخنرانى تلاش مى كردند دیدگاه نمایندگان را آن گونه كه منافع آنان اقتضا مى كرد، تغییر دهند. این افراد بعدها به لابى   كنندگان Lobbyer یا Lobbyist معروف شدند و از آن هنگام تاكنون موثرترین گروه‌ها‌ى تاثیرگذار در روند تصمیم گیرى ایالات متحده آمریكا بوده اند.
این افراد كه در ابتدا بدون تشكل و انفرادى عمل مى كردند، در طول زمان سازماندهى خاص پیدا كردند و از مكانیسم‌ها‌ى كاملاً موثر بهره مند شدند. در طول قرن نوزدهم، این گروه‌ها‌ و افراد به شكل تقریباً غیررسمى  و بعضاً پنهانى عمل مى كردند. اما از آنجا كه پول كلانى در راه رسیدن به اهداف خود هزینه مى كردند از سوى مقامات دولتى به عنوان یكى از واقعیت‌ها‌ى ساختار سیاسى اجتماعى متكثر و پلورالیست ایالات متحده تلقى شدند. در تمام آن سال‌ها‌، لابى كردن به عنوان یك ضدارزش در سطح جامعه به ویژه درمیان طبقات متوسط در نظر گرفته مى شد، چرا كه همواره لابى كردن را مترادف با خریدارى كردن منافع ملى و جمعى به قیمت منافع فردى مى دانستند. بسیارى معتقد بودند كه لابى ‌ها‌ در جریان انتخابات با پرداخت پول‌ها‌ى كلان، نامزدهاى مورد نظر خود را وارد كنگره و یا حتى دستگاه دولتى مى كنند و در ازاى این كمك‌ها‌ى سخاوتمندانه، قوانین را به نفع خود و یا گروه‌ها‌ى مورد نظر تغییر مى دهند.


اما به تدریج با قانونمند شدن فعالیت لابى ‌ها‌ در كنگره، نگرش منفى نسبت به این گروه ‌ها‌ تغییر كرد. در سال ۱۹۴۶ در پى یك سرى رسوایى‌ها‌ى مالى در میان نمایندگان كنگره كه از دریافت رشوه‌ها‌ى كلان از سوى لابى ‌ها‌ پرده برداشت، «قانون تنظیم فعالیت لابى ‌ها‌» به تصویب رسید. براساس این قانون كلیه لابى‌ها‌ى كنگره ملزم به ثبت قانونى شدند. همچنین مقرر شد لابى ‌ها‌ فعالیت مالى خود را طى سال گزارش دهند و میزان پول‌ها‌ى هزینه شده براى تائید و یا رد یك قانون را اعلام كنند. بدین طریق مقامات رسمى  مى توانستند از میزان دریافت پول از سوى نمایندگان براى راى دادن آگاه شوند. با این قانون، دریافت پول توسط نمایندگان كنگره قانونى شد و تا حدود بسیار زیادى در نگرش منفى نسبت به عملكرد لابى ‌ها‌ تجدیدنظر حاصل شد.

 
رسوایى واترگیت در سال ۱۹۷۴ كه رئیس جمهورى ریچارد نیكسون را به دلیل شنود غیرقانونى مقر حزب دموكرات و همچنین دریافت اعانات كلان در جریان انتخابات ریاست جمهورى مجبور به استعفا كرد، یك بار دیگر خشم عمومى  را نسبت به شیوه‌ها‌ى غیرقانونى لابى ‌ها‌ برانگیخت. به دنبال اوج گیرى اعتراض افكار عمومى  علیه روابط پشت پرده سیاستمداران با محافل قدرت و ثروت، كنگره قانون جدیدى را درخصوص فعالیت لابى ‌ها‌ به تصویب رساند. قانون رقابت‌ها‌ى انتخاباتى فدرال (FECA) در سال ۱۹۷۴ تصویب شد و نظم جدیدى را در مورد فعالیت لابى ‌ها‌ ایجاد كرد. این قانون سه هدف را دنبال مى كرد: اول اینكه نهاد‌ها‌ى عمومى  را براى انتخابات ریاست جمهورى ایجاد كند.

دوم، محدودیت محكمى  براى میزان كمك گروه‌ها‌ و افراد نامزدهاى انتخاباتى مقرر سازد و نهایتاً میزان هزینه‌ها‌ى انتخاباتى توسط نامزدها را محدود كند. در فصل مربوط به انتخابات، میزان و محدودیت‌ها‌ى مالى اعانه دهندگان و حجم كمك دولت فدرال به نامزدهاى انتخابات به تفصیل عنوان شد. اما آنچه كه این قانون درخصوص فعالیت لابى ‌ها‌ تصویب كرد، تاسیس سازمان‌ها‌یى به نام «كمیته‌ها‌ى اقدام سیاسى» ((PAC بود كه به طور قانونى جانشین لابى ‌ها‌ى كنگره شدند. تا پیش از تصویب قانون FECA تنها ۱۱۳ لابى در كنگره فعالیت داشت اما بلافاصله پس از تصویب این قانون و تشكیل كمیته اقدام سیاسى، تعداد لابى در سال ۱۹۷۴ تقریباً ۶ برابر افزایش یافت و به رقم ۶۰۸ عدد رسید. در دهه ۱۹۹۰ با مطرح شدن موضوعات جدید اجتماعى از جمله مسائل حقوق بشر و محیط زیست، تعداد PAC ‌ها‌ به بیش از ۴۰۰۰ گروه افزایش یافت.


كمیته‌ها‌ى اقدام سیاسى مجاز هستند در ازاى جلب موافقت نمایندگان كنگره و یا علیه لوایح و طرح‌ها‌، به آنان پول پرداخت نمایند. این مبلغ براى افراد اعانه دهنده حداكثر ۱۰۰۰ دلار در هر مرحله از انتخابات و براى سازمان ‌ها‌ و گروه‌ها‌ى اعانه دهنده حداكثر ۵۰۰۰ دلار در نظر گرفته شده است. اما درخصوص اینكه چه تعداد PAC مى توانند به یك نامزد و یا یك نماینده پول پرداخت كند، هیچ محدودیتى وجود ندارد. براساس آمار‌ها‌ى موجود، سناتورها تقریباً ۲۵ درصد و نمایندگان مجلس نمایندگان تا ۴۰ درصد هزینه‌ها‌ى انتخاباتى خود را از طریق دریافت اعانه از سوى PAC ‌ها‌ تامین مى كنند. در انتخابات سال، ۱۹۹۶ PACها مجموعاً بیش از ۲۴۰ میلیون دلار براى رقابت‌ها‌ى انتخاباتى پول به نامزدهاى ریاست جمهورى و كنگره پرداخت كردند. این حجم عظیم اعانات بیانگر نقش و نفوذ غیرقابل انكار گروه‌ها‌ى ذى نفوذ و لابى‌ها‌ى كنگره در نظام سیاسى ایالات متحده آمریكا است. آنان حتى بخشى از هزینه‌ها‌ى انتخاباتى احزاب را نیز تامین و نظرات خود را به عنوان شعارهایى انتخاباتى از سوى آنان مطرح مى كنند.


در این میان بیشترین سهم در پرداخت اعانه به نامزدها و احزاب در جریان انتخابات را گروه‌ها‌ى ذى نفوذ اقتصادى و صنعتى بر عهده دارند كه عمدتاً از طریق PAC ‌ها‌ عمل مى كنند. توان مالى عظیم شركت‌ها‌ى تولیدى _ صنعتى و یا حتى اتحادیه‌ها‌ى كارگرى موجب گشته كه بخش وسیعى از تحولات سیاسى اجتماعى ایالات متحده آمریكا براساس سلایق و منافع خاص آنان شكل گیرد.
این وابستگى دوجانبه مستحكم و دیرینه، چهره واقعى نظام سیاسى ایالات متحده را به تصویر مى كشد. سناتورها به نسبت نمایندگان مجلس اعانات بیشترى را از PAC ‌ها‌ دریافت مى كنند چرا كه نقش و نفوذ مجلس سنا در بسیارى از موضوعات و تصمیم گیرى ‌ها‌ در مقایسه با مجلس نمایندگان بیشتر است و آراى یك سناتور چه بسا چند برابر آراى نمایندگان مجلس نمایندگان ارزش داشته باشد.
براساس تحقیقات و مطالعات گسترده در مورد عملكرد و شیوه تاثیرگذارى گروه‌ها‌ى ذى نفوذ به ویژه PAC ‌ها‌ مشخص شده است كه این گروه‌ها‌ در سالیان اخیر چانه زنى، مذاكره و ارائه اطلاعات فنى را بیش از سایر روش ‌ها‌ مد نظر دارند و در این راه نیز هزینه‌ها‌ى سنگینى متحمل مى شوند. این امر بیانگر آن است كه برپایى تظاهرات و تجمعات بعضاً خشونت آمیز، آن گونه كه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم توسط لابیست ‌ها‌ در بسیارى از شهرهاى بزرگ ایالات متحده به مرحله اجرا درمى آمد، در اوایل قرن بیست و یكم تاثیرگذارى خود را تقریباً از دست داده است. به همین دلیل برگزارى مسابقات گلف براى نمایندگان كنگره و یا دعوت برخى از آنان به شام به عنوان اتهامات آبرامف تلقى مى شود

امیرعلى ابوالفتح

روزنامه شرق

2006/1/29
...  
              
2006/1/29
اولين و عاليترين درس حادثه كربلا اين است كه اسلام با ترور و تروريسم مخالف است ...  

آيت‌الله يوسف صانعي، از مراجع عظام تقليد قم گفت: اولين و عاليترين درس حادثه كربلا اين است كه اسلام با ترور و تروريسم مخالف است و همه ما وظيفه داريم كه اين مطلب را به گوش جهانيان برسانيم.

به گزارش ايرنا، وي در پايان درس خارج خود به مناسبت ماه محرم با تاكيد براينكه اسلام دين آسايش و سهولت است، خاطرنشان كرد: متاسفانه امروز دنياي اسلام گرفتار افراد متحجري است كه به نام اسلام ترور مي‌كنند.

وي گفت: اين افراد مردم را زير شكنجه و فشار قرار مي‌دهند و مراكز را منفجر مي‌كنند تا مردم را وادار به سكوت كنند.

وي از همه مبلغان، سخنوران وروزنامه نگاران خواست كه دردفاع از مظلوميت اسلام اولين و عاليترين درس حادثه كربلا را مبتني بر اين‌كه اسلام با ترور، خشونت و تروريسم مخالف است، به گوش جهانيان برسانند.

آيت‌الله صانعي بااشاره به حادثه كربلا وبيان ماجراي طرح ترور «عبيدالله بن زياد» توسط برخي از نزديكان «مسلم بن عقيل» سفير امام حسين (ع) در كوفه و مخالفت ايشان با اين اقدام تروريستي، گفت: به رغم اين‌كه همه چيز براي ترور عبيدالله ابن زياد فراهم بود اما مسلم ابن عقيل از اين كار امتناع كرد.

اين مرجع تقليد گفت: وقتي علت سرباز زدن مسلم را از ترور عبيدالله ابن زياد پرسيدند، ايشان پاسخ داد: «الايمان قيد الفتك» (ايمان جلوگيري‌كننده از ترور است).

آيت‌الله صانعي از متحجرين ، واپس گرايان و كساني كه مردم را بي‌ارزش تلقي مي‌كنند و كساني كه به نام اسلام دست به ترور مي‌زنيد و افرادي كه اسلام را دين خشونت مي‌دانندخواست تا قدري در اين عمل مسلم ابن عقيل تامل كنند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود به مبلغان توصيه كرد كه هدف از قيام امام حسين (ع) را به خوبي براي مردم بيان كنند.

آيت‌الله صانعي اظهار داشت: امر به معروف و نهي از منكري كه به عنوان فلسفه قيام امام حسين (ع) ذكر شده است معنايش اين نيست كه ايشان مي‌خواست مردم را مجبور كند تا به معروف عمل كنند.

اين مرجع تقليد خاطرنشان كرد: هدف امام حسين (ع) ازامر به معروف و نهي از منكر مقطعي نبود، بلكه هدف اساسي ايشان بوجود آوردن فرهنگ معروف از نظر علمي و عملي بود يعني جامعه را طوري بسازند كه خود به خود معروف را انجام دهند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به ‌اين‌كه در جامعه بشري هر انساني براي خود ركني است و داراي احترام و منزلت مي‌باشد، گفت: سرنوشت بشر در اعمال حاكميت و حكومت قانون در دوران غيبت دست خود مردم است.

وي اين سخنان را كه مردم در اسلام سياهي لشكرند ، اشتباه دانست و گفت: اين سخنان مردم چه بيايند يا نيايند فايده‌اي ندارد يا اين سخن كه ما به مردم كاري نداريم ومردم در زمان غيبت مجبورند كه بيايند، سخن اشتباهي است.

آيت‌الله صانعي خاطرنشان كرد: عزاداري ابي عبدالله معنايش اين است كه به ظالم احترام نگذاريم و از ظلم و ظالم تبري بجوييم واو را در جامعه بايكوت كنيم.

وي ياد آور شد: ظالم هر كسي كه مي‌خواهد باشد و يا هر كجا كه باشد وظيفه ما به عنوان عاشقان ابي عبدالله حسين (ع) تبري جستن از اوست.