انگليس تأييد کرد، آب سنگيني که در دهه 1950 فروخته است، يکي از مهمترين عناصر براي ساخت بمب هستهاي در اسرائيل بوده است. 
به گزارش مهر به نقل از روزنامه «گاردين»، بررسي که از سوي يکي از برنامههاي شبکه «بي.بي.سي» صورت گرفت، مشخص کرد که انگليس، قراردادي را براي فروش آب سنگين داشته است.
اين بررسيها نشان داد که «کيم هوول»، وزير خارجه سابق انگليس به طور ويژه مسئول امضاي قراردادهاي مربوطه بوده است. ظاهرا آب سنگين مذکور، در ابتدا به نروژ فروخته شده و سپس از نروژ به اسرائيل منتقل شده است.
البته اين در حالي است که منابع رسمي انگليس ادعا کردند اين کشور در آن زمان اطلاع نداشته است که اسرائيل آب سنگين را براي ساخت بمب هستهاي استفاده خواهد کرد.
اما يکي از سخنگويان وزارت خارجه انگليس ضمن تاکيد بر اينکه انگليس فقط با نروژ معامله کرده است، گفت: لندن اطلاع داشته است که آب سنگين فروخته شده، به اسرائيل انتقال مييابد.
اين سخنگو در پايان گفت: اسناد نشان ميدهد که ما حدود 25 تن آب سنگين به نروژ فروختهايم، اما همين اسناد نشانگر آن هستند که لندن از اينکه اين مقدار آب سنگين قرار است از سوي نروژ به سازمان انرژي اتمي اسرائيل منتقل شود، مطلع بوده است

فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايين آمدن روسها از يك ابرقدرت بزرگ به يك كشور ورشكسته، حتي بر خنديدن مردم روسيه هم اثر گذاشته و گويي لبخند آنان را بر لبانشان ميرانده است.
لبخند نزدن مهمانداران روسي در هواپيماها قابل توجيه نيست، چراكه همتايان آنان در خطوط هواپيمايي ديگر نيز با مشكلاتي مانند جيغوداد بچهها، مسافران مست، سرويس غذا و نوشيدني علاوه بر فشار كابين و چالههاي هوايي نيز روبهرو هستند؛ اين امر در طول كارهاي آنهاست. هرچند آنان در بعضي اوقات نيز لبخند ميزنند، چراكه ميدانند ترشرويي باعث از دست دادن كارشان ميشود.
يك زنداني كه 24 سال پيش، به اشتباه بازداشت شده و به زندان افتاده بود، اكنون با مشخص شدن آزمايش DNA، بيگناهي او اثبات شده است. او كه هنگام بازداشت يك پسر پنجساله داشت، اكنون يك نوه پنجساله دارد!
كلارك در 21 سالگي با مادر و پسر پنجسالهاش در جنوب «آتلانتا» زندگي ميكرد. روزي يكي از آشنايانش، به نام آرنولد، ماشيني را به او ميسپارد. وي به خاطر اينكه كليد ماشين و ديگر شواهد را مشكوك نديده بود، به سرقتي بودن ماشين، نيز شك نميكند. اما ماشين، متعلق به «پاتريشيا ـ جي ـ تروكر» 29 ساله بود. وي به همراه ماشينش از يك پاركينگ توسط آرنولد دزديده شده و پس از اينكه به جنگل برده شد، سه بار مورد تجاوز از سوي آرنولد قرار گرفت. در دادگاه كلارك، تنها يك نفر شهادت داد كه كلارك را پيش از دستگيري، در حال رانندگي ديده است.

در اواسط سال 2002 خشونتهاي افراطي و جداييطلبانه، محدود به خرابههاي خاكستري چچن بود كه در دو دوره جنگ جداييطلبانه در دهه 90 ايجاد شده بود. در سال 2003 اين خشونتها به «اينگوش» در همسايگي اين منطقه نيز سرايت كرد، سپس در سپتامبر سال گذشته به سمت غرب و شهر كوچك «بسلان» گسترش يافت. چندين ماه ناآرامي و خشونت در داغستان ـ شرق چچن ـ و حملات نالچيك، ثابت كرد كه سياستهاي كرملين براي خفه كردن خشونتهاي راديكال در كل منطقه شكست خورده است.



