تبليغاتX
تروريست حقيقي
تروريست حقيقي
2005/11/24
مهد حقوق بشر، قانون ضد حقوق بشر تصويب مي‌كند ...  

فرانسه پس از کشورهاي استراليا، آمريکا، انگليس و دانمارک در نظر دارد قانون جديدي براي مبارزه با تروريسم را در پارلمان خود به تصويب برساند.

به گزارش مهر به نوشته روزنامه سوئيسي باسلر، «نيکلاس سارکوزي» وزير کشور فرانسه لايحه مبارزه همه جانبه با تروريسم را به پارلمان اين کشور ارائه داد.

وي در اين زمينه اظهار داشت: بررسي‌ها نشان مي‌دهد که خطر تروريسم داخلي و خارجي به شدت فرانسه را تهديد مي‌کند. به همين منظور دولت لايحه مبارزه با تروريسم را تهيه و تدوين کرده که آن را براي تصويب در اختيار پارلمان قرار مي‌دهد.
sarkozi
روزنامه باسلر در ادامه نوشت: در پيش نويس اين قانون به مواردي مانند ميزان مجازات، نحوه کنترل مرزها، کنترل گفتگوهاي تلفني و ارتباطات الکترونيکي اشاره شده است.

اين قانون ابتدا بايد در پارلمان مورد تصميم گيري قرار گيرد سپس سه شنبه هفته جاري در مجمع عمومي فرانسه به بحث گذاشته مي‌شود.

سناي فرانسه قرار است در ماه دسامبر در خصوص تصويب آن به تصميم گيري بپردازد.
فرانسه به تازگي از يک بحران سه هفته اي شديد داخلي خارج شده است در اين سه هفته موج اعتراضات به تبعيض نژادي و عدم تقسيم عادلانه ثروت به اوج خود رسيد تا جايي که معترضان هزاران دستگاه خودرو را به نشانه خشم خود از اين وضعيت نابرابر اجتماعي ابراز کردند شدت اين ناآرامي‌ها واعتراضات به حدي بود که دولت فرانسه را وادار به برقراري حکومت نظامي کرد و حتي دولت مجبور شد وضعيت فوق العاده را تا سه ماه تمديد کند.

استراليا نيز چندي پيش قوانيني براي مبارزه با تروريسم تصويب کرد که پس از آمريکا و انگليس سومين کشوري است که اين قوانين را به تصويب مي‌رساند.

با توجه به افزايش احتمال حملات تروريستي در اروپا کشورهاي ايتاليا، استراليا و انگليس قوانين جديدي براي مبارزه با تروريسم را در پارلمان‌هاي خود به تصويب رساندند.

کشورهاي اروپايي از جمله انگليس به بهانه مبارزه با تروريسم، قوانيني تدوين کرده‌اند که به گفته مسلمانان، اين قوانين به راحتي آزادي‌هاي مشروع آنها را نقض مي‌کند.

2005/11/24
درگيري‌هاي خونين در مصر پس از پيروزي اخوان‌المسلمين ...  
 

پس از برگزاري مرحله دوم انتخابات پارلماني مصر ناآرامي‌ها و درگيري‌ها در شهرهاي اين کشور ادامه دارد به طوري که درجريان اين خشونت‌ها روزگذشته يک تن کشته و 21 تن ديگر زخمي شدند.

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از خبرگزاري «رويترز»، از يکشنبه گذشته ساعاتي پس از بازگشايي مراکز رأي‌گيري در 9 استان مصر درگيري‌ها و زد وخورد‌هايي بين طرفداران احزاب رقيب انتخابات پارلماني اين کشور شروع شد.

در ادامه نا آرامي‌ها در مصر يک منبع پليس اين کشور اعلام کرد: در پي درگيري‌هايي که از زمان برگزاري مرحله دوم انتخابات پارلماني در بيشتر شهرهاي اين کشور شروع شد، روزگذشته، يک تن کشته شد.

در عين حال خبرگزاري فرانسه، به نقل از پليس مصر اعلام کرد در خلال نا آرامي‌هاي روزگذشته 21 تن ديگر زخمي شدند.

انتخابات مرحله دوم مجلس الشعب (مردم) مصر روزيکشنبه در 72 حوزه انتخاباتي در 9 استان اسکندريه، بحيره، اسماعليه، سويس، پورسعيد، قليوبيه، غربيه، قنا و فيوم آغازشد که در اين مرحله بيش از 1700 نامزد (که 144 تن وابسته به حزب حاکم و بقيه از ديگر احزاب مخالف بودند) با يکديگر به رقابت داغ و تنگاتنگي پرداختند.

شدت اين رقابت‌ها به حدي بود که ده‌ها تن دراين روززخمي و يک تن کشته شدند.
همچنين پايگاه اينترنتي «محيط» اعلام کرد طرفداران خالد محيي‌الدين يکي ازنامزدهاي حزب تجمع مقر تيمور عبدالغني از نامزدهاي اخوان المسلمين را در دايره انتخاباتي کفر شکر در قليوبيه مورد حمله قراردادند.

روزنامه «الوطن» ـ چاپ عربستان ـ نيز اعلام کرد نمايندگان اخوان‌المسلمين درمرحله دوم انتخابات پارلماني مصر توانستند 12 کرسي در مقابل 4 کرسي حزب حاکم را به دست آورند.

جنبش اخوان المسلمين دراين دوره از انتخابات با شعار «اسلام تنها راه‌حل» به رقابت پرداخت.

درخلال برگزاري مرحله دوم انتخابات مصر جنبش اخوان المسلمين ومنابع امنيتي اين کشوراعلام کردند در حدود 360 از طرفداران اين جنبش امروز دراستان‌هاي فيوم ، اسکندريه وديگر شهرها دستگيرشدند هر چند روز گذشته منابع اين جنبش از آزادي برخي ازهواداران خود خبر دادند.

مرحله اول ازانتخابات پارلماني مصر که در تاريخ 9 نوامبر (18 آبان ماه) به پايان رسيد جنبش اخوان المسلمين توانست 34 کرسي از مجموع 164 کرسي پارلمان و 20 درصد کرسي‌ها را به دست آورد.

نمايندگان جنبش اخوان المسلمين سال 2000 توانستند فقط از مجموع 444 کرسي در انتخابات پارلماني به 17 کرسي دست يابند که درنهايت دو تن از نمايندگان آنان از پارلمان طرد شدند

2005/11/24
آمريكا «پ.ك.ك» را گروه تروريستي معرفي كرد ...  

سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا، بار ديگر تاكيد كرد، آمريكا حزب كارگران كردستان (پ.ك.ك) را گروه تروريستي مي‌داند.

روزنامه «جمهوري اسلامي»، به نقل از پايگاه اينترنتي روزنامه تركيه نوشت: «شون مك كورمك» ديروز در كنفرانس خبري در واشنگتن گفت: آمريكا جلوگيري از فعاليت‌هاي «پ.ك.ك» را ضروري مي‌داند و به اين منظور با دولت تركيه، عراق و دولت‌هاي اروپايي همكاري مي‌كند.

«مك كورمك» گفت: درباره درخواست وزارت امورخارجه آمريكا از دانمارك براي توقف فعاليت يك شبكه تلويزيوني وابسته به «پ.ك.ك» كه از اين كشور برنامه پخش مي‌كند، اطلاعي ندارد

2005/11/24
مطبوعات انگليس سانسور شدند ...  

خبرگزاري انتخاب : دولت انگليس رسماً به مطبوعات اين كشور ابلاغ كرده است كه انتشار هرگونه سندي كه اختلاف بوش و بلر رئيس جمهور آمريكا و نخست وزير انگليس را نشان دهد، ممنوع است.


به گزارش روزنامه گاردين، دادستان كل انگليس تمام روزنامه هاي اين كشور را با ارسال هشدار رسمي و محرمانه اي تهديد كرد چنانچه محتويات سندي درباره درگيري ميان توني بلر و جرج بوش درزمينه هدايت جنگ عراق را فاش كنند، بايد در برابر قوانين اين كشور پاسخگو باشند. اين نخستين بار است كه همه روزنامه هاي انگليس تهديد به توقيف شده اند

2005/11/24
نتانیاهو: شارون دیكتاتوری فاسد است ...  

نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی كه از وی به عنوان یكی از نامزد‌های ‌احتمالی رهبری حزب لیكود نام برده می‌شود، گفت: «شارون دیكتاتوری است كه اسراییل را به سمت استبداد و فساد می‌برد و امنیت ما را به خطر انداخته است.»  
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه از بیت المقدس، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر سابق اسراییل و رقیب دیرینه شارون، امروز در سخنانی شدیداللحن شارون را «دیكتاتوری فاسد» خواند.
وی در گفتگو با رادیو ارتش اسراییل گفت:‌ «شارون دیكتاتوری است كه اسراییل را به سمت استبداد و فساد می‌برد و امنیت ما را به خطر انداخته است.»
نتانیاهو نتانیاهو همچنین با اشاره به اتهامات فساد مالی علیه آریل شارون و دو پسر وی، گیلاد و عمری، افزود:‌ «در سالهای اخیر خانواده شارون فساد گسترده‌ای را به لیكود آورده‌اند.»
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر سابق اسراییل، شائول موفاز، وزیر جنگ و سیلوان شالوم، وزیر امورخارجه رژیم صهیونیستی تمایل خود را برای شركت در انتخابات داخلی حزب لیكود به منظور تعیین رهبر این حزب اعلام خواهند كرد.
به گفته مسئولان حزب لیكود این انتخابات 19 دسامبر برگزار خواهد شد.
سیلوان شالوم نیز قرار است امروز در یك كنفرانس خبری بصورت رسمی نامزدی خود را برای رهبری حزب لیكود كه اكنون دچار بحران شده است، اعلام كند.
در همین حال شائول موفاز روز گذشته ضمن اعلام تمایل خود برای رهبری لیكود و با رد احتمال خروج از این حزب همراه شارون، در مصاحبه با خبرنگاران گفت: «به عقیده من لیكود اكنون به رهبری با تجربه در امنیت، سخنگویی و مسایل اجتماعی نیاز دارد.»
احتمال دارد چهره‌های راستگرای دیگر در اسراییل نیز در این انتخابات شركت كنند اما شانس چندانی برای موفقیت نخواهند داشت.
بر اساس نظرسنجی كه امروز در روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحرونوت منتشر شد، بنیامین نتانیاهو با 23 درصد رای موافق در بین عامه مردم اسراییل، بیشترین شانس را برای كسب این مقام دارد و پس از وی موفاز با 19 درصد و شالوم با 11 درصد قرار دارند.
نتانیاهو در میان حامیان حزب لیكود نیز با 51 درصد رای موافق بیشترین شانس را دارد در حالیكه موفاز و شالوم هر كدام 15 درصد رای موافق را دارا هستند

2005/11/24
کنیست اسراییل منحل شد ...  

رئیس رژیم صهیونیستی با اعلام انحلال پارلمان (کنیست) این رژیم زمینه برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی را در ماه مارس (اسفند ماه) آتی فراهم کرد.
به گزارش مهر به نقل ازخبرگزاری فرانسه، موشه کاتساف شب گذشته اعلام کرد: پارلمان اسرائیل منحل شده است.

وی همچنین تاکید کرد انتخابات زودهنگام پارلمانی نیزدرماه مارس (اسفند ماه) آتی برگزار می‏شود.

رئیس رژیم صهیونیستی در جمع خبرنگاران گفت: با تمام احزابی که به رایزنی پرداختم، برگزاری انتخابات زودهنگام و انحلال پارلمان را تایید کردند.

کاتساف در ادامه افزود: از رئیس پارلمان خواستم تا خودش انحلال پارلمان را اعلام نکند تا من در این مدت بتوانم با استفاده از اختیاراتم اقداماتی را به انجام برسانم.

بنابر ماده 29 قانون کنیست رژیم صهیونیستی رئیس حق دارد با موافقت نخست وزیر دستور انحلال پارلمان را صادر کرد.

این دستور پس از 21 روز به مرحله اجرا درمی آید مگر اینکه در خلال این چند روز نماینده ای بتواند خود را برای نامزد ریاست جمهوری نامزد کند و همچنین بتواند 61 رای از مجموع 120 رای را برای تشکیل کابینه از آن خود کند امری که با توجه به شرایط کنونی اسرائیل بعید به نظر می‏رسد.

بدین ترتیب انتخابات زودهنگام در خلال 90 روز آینده که طی آن مهلت 21 روز نیز فراهم می‏شود، برگزار خواهد شد.

این انتخابات نیز برگزار نخواهد شد تا زمانی که رئیس رژیم صهیونیستی دستوری مبنی بر آنکه انتخابات در پایان ماه مارس برگزار شود، صادرکند.

در طول مدت مذکور اگر آریل شارون خودش بخواهد به عنوان نخست وزیر در منصب خود باقی می‏ماند، اما این موضوع زمانی عملی خواهد شد که انحلال پارلمان از طرف خود پارلمان صورت گرفته باشد.

در پی بروز اختلاف درکابینه شارون، وی از حزب لیکود کناره گیری کرد.

شارون در اولین اظهاراتش پس از کناره گیری ازحزب لیکود اعلام کرد حزب جدیدش موسوم به «مسئولیت ملی» در جهت ترسیم مرزهای دائمی بین اسرائیل و فلسطینیان تلاش خواهد کرد.

وی همچنین تاکید کرد دیگر طرحی برای عقب نشینی یکجانبه از سرزمین‌های ‌اشغالی ندارد

2005/11/24
...  

سهیل كریمی مستند ساز تلویزیون گفت: در حالی كه مسئولان داخلی علیرغم خصومت‌ورزی‌های انگلیسی‌ها حاضر نیستند مستند «شكست هیمنه» را كه تصاویر دستگیری و خلع سلاح نیروهای رویال مارینز انگلیس را نشان می‌دهد پخش كنند، انگلیسی‌ها خواستار خرید این فیلم شده‌اند. 
سهیل كریمی، مستند ساز، در گفت‌وگو با فارس، درباره ساخته جنجال برانگیز خود «شكست هیمنه» كه دستگیری و خلع سلاح هشت تن از نیروهای رویال مارینز (تفنگداران ویژه دریایی ملكه بریتانیا) توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به تصویر می‌كشد، گفت: در دوره دولت قبلی پیگیری‌های زیادی از طرف ما برای پخش این مجموعه به این نتیجه رسید كه به ما اطلاع دادند شورای‌ عالی امنیت ملی با پخش این مجموعه مستند مخالف است و از قول آقای ضرغامی هم برای ما نقل كردند كه وی گفته است «من به عنوان عضو شورای‌عالی امنیت ملی نمی‌توانم از مصوبات این شورا تخطی كنم» .
كریمی افزود: ما مدت‌ها تلاش كردیم تا این مجموعه پخش شود و به این طریق هزینه‌های ما برای ساخت آن نیز برگردد، اما این اتفاق نیفتاد تا اینكه چندی پیش یكی از نهادها قبول كرد هزینه ساخت این مجموعه را به ما پرداخته و بعد از خرید آن از ما برای پخش آن از تلویزیون تلاش كند.
وی اظهار داشت: آنها از ما خواستند كه ما قراردادمان با صدا و سیما را لغو كنیم و بعد با آنها قرارداد ببندیم ولی وقتی ما برای لغو قرار رفتیم مسئولان سازمان بعد از كلی رفت و آمد، صورت حسابی تحویل ما دادند كه طبق آن ما باید برای لغو قرارداد چهار میلیون و 800 هزار تومان هزینه‌های نكرده صدا و سیما برای این مجموعه را به حساب سازمان واریز می‌كردیم و اگر چه ما به امید پشتیبانی آن نهاد مذكور حاضر شدیم این مبلغ را واریز كنیم، اما متاسفانه دیگر خبری از این نهاد جدید نیز نشد و آنها دیگر ما را تحویل هم نگرفتند و زیر قول خود زدند.
این مستند ساز كه مدتی هم در عراق در اسارت نیروهای آمریكایی اشغالگر بود؛ در ادامه تصریح كرد: در كنار این قصه پر غصه كه ما حتی در شرایطی كه انگلیسی‌ها بدترین اقدامات را در عرصه‌های جهانی و حتی داخلی علیه ما مرتكب می‌شوند و ما اجازه نداریم تصاویر واقعی و مستند ذلت و خواری یكی از عوامل و مؤلفه‌های اصلی و اساسی غرور و اقتدار پوشالین آنها را به نمایش بگذاریم، باز هم خود انگلیسی‌ها وارد میدان شده و از طرق گوناگون برای من پیغام فرستاده‌اند كه شدیدا تمایل دارند نسخه‌ای از این فیلم مستند را به دست بیاورند.
كریمی خاطرنشان كرد: مسئول امور مطبوعاتی سفارت انگلیس در تهران چندین بار از طریق همكاران مطبوعاتی ما به من اطلاع داد كه مسئولان سفارت علاقه زیادی به دریافت یك نسخه از این فیلم دارند و حتی حاضرند در ازای پرداخت مبلغی این فیلم را از من بخرند، به شرط اینكه من از پخش آن صرفنظر كنم.
وی بیان داشت: چندی پیش وقتی این فیلم را در جمع تعدادی از دوستانمان تماشا می‌كردیم، یكی از دوستان كه كارشناس مسایل سیاسی و استراتژیك است وقتی فیلم را دید گفت اگر این فیلم به انگلیس برسد و اگر پخش شود مردم انگلیس آن را ببینند، جامعه آنها از درون فرو می‌پاشد؛ چرا كه انگلیس تبلیغات عظیمی در موضوع شكست‌ناپذیر بودن تفنگداران دریایی ملكه بریتانیا كرده است و تا به حال هم هیچ سابقه‌ای از شكست این نیروها در نبردها و جنگ‌ها ثبت نشده است.
كریمی با بیان اینكه حتی تفنگداران دریایی آمریكا آموزش‌های تكمیلی خود را نزد نیروهای رویال مارینز انگلیس می‌بینند، تاكید كرد: از چند هزار نیروی انگلیسی اعزام شده به عراق فقط 26 نفر آنها عضو نیروهای رویال مارینز هستند و حالا اگر ما بیاییم تصاویری را پخش كنیم كه نشان می‌دهد هشت تن از افراد این نیروها توسط نیروهای نظامی یك كشور جهان سومی دستگیر شده و در حال خلع سلاح شدن هستند این تاثیر و برد بسیار زیادی خواهد داشت

2005/11/24
از رسوايي مونيكا لوينسكي تا 11 سپتامبر ...  

رئيس سابق «F.B.I» در مصاحبه با گزارشگر بخش «60 دقيقه» خبر «C.B.S» از رسوايي‌هاي كلينتون پرده برداشت.

وقتي «بيل كلينتون»، «لوئيس فري»، مدير «F.B.I» را به آن پست منصوب كرد، فري را «افسانه اجراي قانون» ناميد. فري دوره هشت‌ساله مديريت جنجال‌برانگيزي را گذراند تا اين‌كه در ژوئن سال 2001، اين سازمان را ترك كرد، اما طرح حمله 11 سپتامبر هنوز در كارنامه كاري وي خودنمايي مي‌كند و او همواره از سوي كميته 11 سپتامبر، به خاطر تمركز نداشتن مأمورانش براي كار روي مسئله مبارزه با تروريسم، مورد انتقاد قرار گرفته است.

اما روي ديگر سكه آن است كه تا آن زمان، هيچ‌كدام از مديران «F.B.I»، به مانند فري چنين رابطه تنگاتنگي با رئيس‌جمهور نداشته‌اند. معمولا خيلي كم، پيش مي‌آيد كه فري، رو در روي خبرنگاران قرار گيرد و حرف بزند، اما هم‌اكنون كتابي با نام «اف.بي.آي من» نوشته و براي نخستين بار در اين اثر، درباره رابطه ويژه خود با بيل كلينتون مطالبي آورده است.
لوئيس فري
او درباره رئيس‌جمهور سابق آمريكا اينچنين مي‌نويسد: مسئله مربوط به كلينتون، رسوايي‌ها و شايعات مربوط به آن بود. شايعات قديم و جديد تمام‌شدني نبودند. آنچه از نظر اخلاقي رئيس‌جمهور را احاطه كرده بود، او را به مسير غلطي انداخته بود و هر آن انتظار مي‌رفت، مسائل مربوط به آن همه جا پخش شود.

فري مي‌گويد: در اين هشت سال، مأمور پيگيري دو قضيه مربوط به امور «وايت واتر»، «جنيفر فلاوري» و «مونيكا لوينسكي» بوده است. براي او، اين‌كه دايما درباره رئيسش پرس‌وجو و تحقيق كند، آزاردهنده و ناراحت‌كننده بوده است. او مي‌افزايد: وقتي «كن استار»، بازپرس ويژه، از او خواست، نمونه DNA رئيس‌جمهور را با لكه روي لباس خانم لوينسكي مطابقت دهد، از ديد او ماجرا به يك نمايشنامه مضحك تبديل شده بود؛ سناريوي گرفتن نمونه خون از رئيس‌جمهور مثل يك فيلم سينمايي وحشتناك بود. فري مي‌گويد: ما به كاخ سفيد رفتيم و اين كار را با نهايت دقت و گستاخي انجام داديم. رئيس‌جمهور كه داشت براي برنامه شام آماده مي‌شد، وانمود كرد كه بايد به حمام برود. كلينتون به اتاقي رفت كه در آنجا مأمور «F.B.I» منتظر او بود تا از وي خون بگيرد. فري در اين انديشه بود كه كلينتون، موجبات خفت پست رياست‌جمهوري را فراهم آورده است.

كلينتون نيز اين احساس را داشت كه فري بيرون ايستاده تا او را دستگير كند؛ او مأموري بود كه تحملش غيرممكن بود.
فري به عنوان مدير «F.B.I»، سخت پايبند قوانين بود و در هفته نخست كاري خود كه پس از گرفتن تأييديه از سوي كاخ سفيد از ماجراي تحقيقات رئيس‌جمهور و «وايت واتر» آگاهي يافته بود، رئيس‌جمهور را آزرده خاطر كرد.

او توضيح مي‌دهد كه مجوز صادره براي وي، به آن معنا بوده كه مي‌توانسته هر وقت كه مايل باشد، بدون آن‌كه نامش به عنوان يك ملاقات‌كننده ثبت شود، وارد كاخ سفيد شده يا از آن خارج شود و مي‌افزايد كه وي مي‌خواسته ملاقات‌هايش رسمي باشد و زماني كه مجوز رفت‌وآمد خود را با يك يادداشت پس فرستاد، در مورد اين‌كه ممكن است اين مسئله مخالفت با نظر كلينتون باشد، هيچ فكري نكرده بود.
جان پودستا
«جان پودستا»، رئيس سابق كاركنان «F.B.I»، مي‌گويد: به ما گفته شده بود كه روابط بين اين دو مرد، به نحو نامناسبي به هم ريخته است.
فري در كتاب خود مي‌نويسد: نمي‌دانم چطور شد كه آنان به من مراجعه كردند. حقيقتا من اهميتي نمي‌دادم. نقش من و تعهد من، برنامه‌ريزي در مورد انجام تحقيقات جنايي شده بود و چه بسا جاي تأسف براي من و كشور وجود داشت كه موضوع اين تحقيقات، كلينتون بود.

فري مدت زمان بيشتري در پست مديريت «F.B.I» باقي ماند و با اين كار، مي‌خواست شانس انتخاب فرد ديگري به جز خود را از كلينتون بگيرد. او مي‌گويد: درباره اين‌كه كلينتون ممكن است چه كسي را به جانشيني وي انتخاب كند، نگران بوده است. زيرا كلينتون با مدير «F.B.I» سر سازگاري گذاشته بود. فري براي ماندنش دليل ديگري هم داشت و آن حمله تروريستي برج «الخبر» در سال 1996 بود كه در عربستان سعودي رخ داد؛ در آن حادثه، نوزده آمريكايي كشته و 370 نفر زخمي شدند.

كلينتون، «F.B.I» را براي انجام تحقيقات مأمور كرد و به آمريكايي‌ها قول داد كه عاملان آن را پيدا خواهد كرد. «F.B.I» درخواست دستيابي به مظنونان بازداشت‌شده را داشت، اما سفير عربستان گفت كه تنها راه دسترسي به زندانيان، آن است كه خود رئيس‌جمهور، شخصا اين درخواست را از شاه عربستان كرده باشد.

فري در كتاب خود مي‌نويسد: كلينتون تنها موضوع را با پادشاه عربستان در ميان گذاشت و اين‌گونه فهميده بود كه سعودي‌ها تمايلي به همكاري در اين زمينه ندارند و سپس هم امير‌عبدالله را به مشاركت در پروژه ساخت كتابخانه كلينتون دعوت كرد.او مي‌گويد: اين‌كه من مي‌گويم، عين حقيقت است و «سندي برگر»، مشاور امنيت ملي سابق كلينتون، به ما گفت كه كلينتون به سعودي‌ها اصرار مي‌كرد كه با «F.B.I» همكاري كنند.

فري در اين‌باره مي‌گويد: براي دستيابي به مظنونان سعودي، او حتي از بوش پدر نيز كمك خواسته بود و وي نيز موضوع را با امير‌عبدالله در ميان گذاشت. اما از اين طريق هم نتيجه‌اي حاصل نشد.
به اين ترتيب، «F.B.I» نيز اين‌گونه نتيجه‌گيري كرده بود كه ايران، طرح حمله «الخبر» را ريخته است. اما به گفته فري، كاخ سفيد نمي‌خواست از تحقيقات در اين زمينه حمايت كند زيرا ايران، رئيس‌جمهور جديدي انتخاب كرده بود و كلينتون اميد اين را داشت كه روابط ايران و آمريكا را توسعه بخشد.

فري خاطرنشان كرد: من از بابت اين‌كه پيشگام عرصه سياست ايالات متحده آمريكا به خانواده‌هاي نوزده سرباز قهرمان بگويد، از بررسي يك تكه سنگ هم دست نخواهيم كشيد تا عاملان قتل اين سربازان را پيدا كنيم، نااميد شده بودم و حتي اگر دستوري هم در اين زمينه به مديريت «F.B.I» داده مي‌شد، بي هيچ‌گونه پشتيباني و فراهم كردن زمينه تحقيق و پيگيري، كاري از پيش نمي‌رفت. حال اين پرسش مطرح است كه چرا فري در همان زمان اين مطالب را فاش نكرد. خود او پاسخ مي‌دهد كه من دست از تحقيق نكشيدم و منتظر ماندم تا دولت عوض شود. بله اين كار با انتخاب بوش به انجام رسيد؛ بنابراين، با مجوز رئيس‌جمهور جديد، فري به عنوان مدير «F.B.I»، متهمان حمله «االخبر» را نام برد، اما آنان در خارج و دور از دسترس آمريكا هستند.

فري به گزارشگر شبكه خبري «C.B.S» گفت كه وي در سال 1993 به دنبال نخستين بمب‌گذاري مركز تجارت جهاني، تشخيص داده بود كه آمريكا در يك جنگ جهاني با تروريسم روبه‌رو است. اما پس از آن‌كه تروريست‌هاي «القاعده»، شيپور جنگ خود را عليه آمريكا به صدا درآوردند و دو سفارت آمريكا در آفريقاي شرقي و آمريكا آماج تروريست‌ها قرار گرفتند، عقيده وي بر آن بود كه نبايد آمريكا دست به هيچ اقدام متقابلي بزند.

او در كتاب خود نوشته است: آمريكا به مانند غولي با سروصدا راه مي‌رود، در حالي كه بر پشت او نوشته شده است: «مرا بزنيد!»
او ادامه مي‌دهد: پاسخ آمريكا به اقدام تروريستي عليه بوش پدر توسط سرويس اطلاعاتي عراقي، مناسب و كافي نبود. ما پس از چند ساعت كار و تلاش، موشكي به سمت مركز فرماندهي اطلاعات عراق روانه كرديم و با اين كار، كارمندان آن مركز را به جاي مأموراني كه قصد كشتن رئيس‌جمهور را داشتند، هدف قرار داديم.

فري مي‌گويد: ايالات متحده، فاقد يك ستون و اراده سياسي براي دست زدن به اقدام نظامي در برابر دشمنانش بود، زيرا كشور در وضعيت جنگي قرار نداشت. كميته 11 سپتامبر انتقاداتي از سازمان «F.B.I» تحت مديريت فري داشت. هرچند او سياست مبارزه با تروريسم را در سال 1998 در اولويت كاري خود قرار داده بود. 
                      
فري مي‌گويد: حقيقت آن بود كه وقتي كنگره صلاحيت منابع انساني «F.B.I» آن را مأموران به ويژه تعيين مي‌كند، كنگره در مورد انتخاب افراد مناسب، اعمال‌نظر مي‌كند و فري به اين مطلب اشاره مي‌كند كه وي نمي‌توانسته افراد موردنظر خود را كه براي مشاغل مختلف در نظر گرفته بود و فكر مي‌كرد كه مهم‌تر از بقيه هستند، انتخاب كند. روز 11 سپتامبر، 6 درصد پرسنل «F.B.I» در بخش ضدتروريسم فعاليت داشتند، در حالي كه دو برابر اين تعداد در بخش مواد مخدر به خدمت گرفته شده بودند. او در مورد حادثه 11 سپتامبر كنگره را مقصر مي‌داند، چراكه پول و نيروي انساني ماهر در اخيار وي قرار نداده بود؛ اين در حالي بود كه او درخواست آن را پيشتر براي بخش ضدتروريسم داده بود.

فري مي‌گويد: ما هرگز منابع انساني مورد درخواست خود را دريافت نمي‌كرديم. براي مثال؛ در سال 2000 كه سالي مخاطره‌آميز بود، من درخواست 894 پست مبارزه با تروريسم را كرده بودم كه تنها با پنج مورد آن موافقت شد. همچنين در ازاي درخواست كمك مالي 381 ميليون دلاري، 4/7 ميليون دلار در اختيار من گذاشتند. فري درباره سيستم كامپيوتري «F.B.I» مي‌نويسد: ما در عصر حجر به سر مي‌برديم. يك نوجوان دوازده ساله كه با كامپيوتر خانگي خود در بعدازظهر دهم سپتامبر سال 2001 كار مي‌كرد، امكانات كامپيوتري‌اش به مراتب از مأموران «F.B.I» بيشتر بود.

اين سابقه رقت‌انگيزي در زمينه حمايت مالي از يك برنامه است و اين سابقه اسفبار به كنگره و سازمان قضائي نيز مربوط مي‌شود. كنگره به فري آنقدر اعتماد نداشت كه براي سيستم‌هاي كامپيوتري «F.B.I»، پول بيشتري اختصاص دهد زيرا اين قانونگذاران، عقيده داشتند كه فري، پول‌هايي را كه براي ديگر برنامه‌هاي كامپيوتري دريافت كرده، هدر داده است و در عين حال، سيستم قضائي آمريكا، كامپيوترهاي فري را در مورد حادثه 11 سپتامبر زير سؤال برد و در گزارشي مسائل كامپيوتري «F.B.I» را عامل بازدارنده مأموران اين سازمان در انجام وظيفه خود بداند از وقوع اين حمله تروريستي، پيشگيري كند.

فري مي‌گويد: گرفتن اطلاعات جاسوسي با كامپيوتر به مانند نوشيدن آب از يك لوله آتش‌‌نشاني است. مشكل اينجاست كه بايد در آن واحد، ميليون‌ها آدرس اينترنتي كنترل شوند.
او به اين صورت ادامه مي‌دهد كه سواي مسئله كامپيوتر، موضوع هواپيماربايي گروه «القاعده» است. اگر «F.B.I» از پيش فهميده بود كه «القاعده» به دنبال ربودن هواپيماهاي آمريكايي بوده و قصد پرواز دادن آنها به سمت ساختمان‌هاي آمريكايي را داشته از وقوع حادثه 11 سپتامبر پيشگيري مي‌شد. اگر ما اطلاعاتي در اين مورد كه عاملان «القاعده»، قصد هواپيماربايي و بعد هم قصد مجهز كردن آن به موشك را دارند، مي‌توانستيم خارج از يك محيط اطلاعاتي، بفهميم كه مثلا «مايك والاس»، فردا صبح مي‌خواهد با پرواز 462، يك هواپيما بربايد؛ اطلاعات تاكتيكي اين است كه ما آن را نداشتيم. لحظه‌اي با خود بينديشيد كه اگر ايالات متحده اين اطلاعات را داشت، چه كارهايي مي‌توانست انجام دهد. مي‌توانستيم سخت‌گيري‌هاي بيشتري در فرودگاه‌هايمان اعمال كنيم و در وضعيت امنيتي بهتري به سر ببريم.

آيا نمي‌توانستيم ميلياردها دلاري را كه از حادثه 11 سپتامبر تاكنون براي حفاظت از بخش هواپيمايي خود هزينه كرده‌ايم، صرف آن هدف كنيم؟ آيا در آن صورت كسي مي‌توانست به خطوط هواپيمايي ما تجاوز كند؟ آيا رئيس‌جمهور در آن صورت نمي‌توانست بگويد كه بر اساس اطلاعاتي كه در اختيار است، وضعيت خطرناكي پيش روي ماست و ما همه پروازهاي هوايي را به مدت يك ساعت يك روز، يا دو روز متوقف مي‌كنيم؟

فري در پايان مي‌گويد: من صادقانه مي‌گويم كه اغلب مردم بر اين باورند كه من مطمئن نيستم كه مي‌توانستيم كارهاي مؤثري را از پيش ببريم؛ زيرا ما در آن زمان، قدرت و اراده كافي نداريم.

منبع: C.B.S
ترجمه: سارا رمضاني

2005/11/24
هراس رسانه‌هاي غربي از پيشنهاد رهبر انقلاب به طالباني ...  
ملاقات صميمانه جلال طالباني با مقامات ارشد ايران و به ويژه آيت‌الله خامنه‌اي و برخي موضوعات مطرح‌شده در اين ديدارها، بازتاب وسيعي در رسانه‌هاي غربي به همراه داشته است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بيش از همه، پيشنهاد رهبر جمهوري اسلامي به رئيس‌جمهور عراق، مبني بر ايجاد جدول زمان‌بندي براي خروج اشغالگران، موجب هراس رسانه‌هاي غربي شده است.

در همين زمينه، روزنامه «يو.اس.اي.تودي» نوشت: ايران، كشوري كه آمريكا مدعي است در عراق مداخله مي‌كند، به حمايت ويژه از رهبران كرد و شيعه عراق ادامه مي‌دهد.

اين روزنامه آمريكايي به نقل از رهبر ايران آورده است: دولت و ملت عراق مي‌توانند با ارائه جدول زمان‌بندي، خواستار خروج اشغالگران شوند كه البته آمريكا و انگليس سرانجام، با تجربه‌اي تلخ، مجبور به ترك عراق خواهند شد.

به نوشته «يو.اس.اي.تودي»، رهبران شيعه، سني و كرد عراقي در كنفرانس قاهره موافقت كردند تا جدول زمان‌بندي براي خروج نيروهاي آمريكايي از عراق تهيه كنند، اما آنان هيچ جدول زماني مشخصي براي خروج نيروهاي خارجي و آموزشي نيروهاي عراقي براي جنگ با تروريست‌ها به دست ندادند.

وزير كشور عراق نيز مي‌گويد، او منتظر است تا نيروهاي عراقي تا پايان سال جاري، توانايي بر عهده گرفتن وظايف امنيتي را پيدا كنند.

آيت‌الله خامنه‌اي در مذاكراتش با طالباني گفته است: آمريكايي‌ها تلاش مي‌كنند، روابط گرم و ارتباطات اساسي عراق و ايران را با دروغ و افترا بر هم زنند و نيز به عراقي‌ها فشار آورند تا روابط عراق با همسايگانش را كاهش دهند.
رهبر ايران اضافه كرده است: عراق و همسايگانش در منطقه باقي خواهند ماند، در حالي كه حضور آمريكا موقت است.

اين روزنامه آمريكايي مي‌افزايد: احزاب شيعه عراق ـ كه هم‌اكنون دولت را در اختيار دارند ـ از زماني كه صدام حسين آنان را تبعيد كرد، به شيعيان ايراني بسيار نزديك شده‌اند؛ در آن زمان احزاب كرد هم ارتباطات نزديكي با ايراني‌ها پيدا كردند.

طالباني همچنين با احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور ديدار كرد و به او گفت: ايران و عراق يك روح در دو بدن هستند
2005/11/24
نقشه ترور شهید بهشتی در سال 54 ...  

کتاب «شرح تاريخچه سازمان مجاهدين خلق ايران و مواضع آن» که اخيرا منتشر شده، در اصل مجموعه دستنوشته‌هاي احمدرضا کريمي، از اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق است که در سال 1364 نوشته شده است. نويسنده، تلاش کرده است تا جريان پيدايش سازمان را از ابتدا دنبال کرده و تحولات آن را در هر مرحله نشان دهد. اطلاعات ريز و جالبي در اين متن آمده که مي‌تواند به شناخت وضعيت اين سازمان کمک کند. اين نوشتار نگاهي دارد به بخش‌هايي از اين دستنوشته‌ها که روايت دسته اولي از سازمان مجاهدين خلق مي‌باشد.

احمدرضا کريمي، در طول سال‌هاي 48-51 تماس‌هاي غير تشکيلاتي و بعضا تشکيلاتي با برخي از مجاهدين خلق داشت، از تابستان 1351 همراه با يک دانشجوي عراقي، گروهي مستقل به راه انداخت. اين گروه در اوايل سال 1352 توسط ساواک کشف شد. کريمي در يک مصاحبه تلويزيوني شرکت کرد و از آن پس، به همکاري با رژيم متهم شد. در ماه‌هاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي، به زندان افتاد که چند ماه از اين دوران را در در سال 1358 با محمدتقي شهرام بسر برد. او زماني هم در زندان، هم بند دکتر علي شريعتي بودده و پس از جدا شدن از سلول وي به دستور ساواک گزارشي سي صفحه‌اي درباره دکتر شريعتي نوشت که در پرونده وي به چاپ رسيده است.

کريمي دوران جواني و نوجواني و پيش از زنداني شدن را در قم بوده و به همين دليل، مسائل مربوط به قم در اين نوشته منعکس شده است. وي بعد از انقلاب تا سال 1365 در زندان بسر برده و بعد از آزادي از او خبري در دست نيست.

در بخش ابتدايي اين كتاب،‌ نويسنده به نحوه شكل گيري سازمان اشاره كرده است؛ از جمله اينكه پس از چند سال بحث و بررسي كه بين عده‌اي از تحصيل كرده‌هاي مسلمان سال‌هاي اول دهه 40 در مورد نحوه مبارزه صورت گرفت، عناصر اصلي اين بررسي، يعني محمد حنيف‌نژاد، ‌سعيد محسن و عبدي نيك‌بين، نتيجه گرفتند كه مبارزات مسالمت آميز فايده‌اي ندارد و بايد مبارزه در چارچوب ايدئولوژي مدرن و رهبري استراژيك قوي به شكل مسلحانه صورت گيرد.

«در پاييز 1347 ضمن نشستي در تبريز،‌ تشكيلاتي مبتني بر آنچه بيان شد، ‌بنيانگذاري گرديد. مؤسسين اين تشكيلات همان سه نفري بودند كه از آنها نام برديم [سازمان به دليلي كه اشاره خواهد شد نام نيك‌بين را حذف كرد و در تبليغات خود علي‌اصغر بديع‌زادگان را يكي از سه تن بنيانگذار بر شمرد؛ چون اعدام شده بود و در قبلا در دانشگاه درس مي‌داد و شهرت داشت. با اينكه بديع زادگان حتي پس از روحاني و ميهن‌دوست با اين جمع مربوط شد. ضمنا سال تاسيس را سازمان، 1344 عنوان مي‌كند و علتش اين است كه در سال 45 گروه جزني كه نطفه چريك‌هاي فدايي خلق بود تشكيل شد و سازمان، براي اين‌كه در صحنه تاريخي خود را پيشتاز تر عنوان كند،‌ چنين كرد».

افراد برجسته نشست تبريز عبارت بودند از:
1. محمد حنيف نژاد (از بنيانگذاران سازمان مجاهدين خلق)
2. سعيد محسن (از بنيانگذاران سازمان مجاهدين خلق)
3. عبدي نيك بين (از بنيانگذاران سازمان مجاهدين خلق)
4. حسين احمدي روحاني
5. علي ميهن دوست
6. ناصر صادق
7. تراب حق شناس
8. عبدالرسول مشكين فام
9. محمد بازرگاني
10. بهمن بازرگاني
11. علي باكري
12. محمود عسكري‌زاده

(علي اصغر بديع زادگان، بعدها به عللي که در متن بالا بيان شد، توسط سازمان مجاهدين خلق به عنوان يکي از پايه گذاران سازمان معرفي شد)
سازمان، ‌نام نداشت و بعدا در پاييز 50 در زندان نام «سازمان مجاهدين خلق ايران» براي آن برگزيده شد ... » (1)
در ادامه اين کتاب، نويسنده در چندين بخش به ايدئولوژي، ‌تشكيلات، ‌ارتباطات داخلي و خارجي سازمان، ‌عمليات‌هاي سازمان بر ضد رژيم شاه و برخوردهاي ساواك با اين سازمان اشاره كرده است. (2)
احمدرضا كريمي، ‌در بخش ديگري از يادداشت‌هاي خود به شرح مراحل تغيير ايدئولوژي سازمان مجاهدين خلق پرداخته است:
«‌براي ماركسيست كردن اعضا،‌ مراحل جالب و قابل تاملي طي شد كه به عمده‌ترين آنها اشاره مي‌كنيم و نمونه‌هايي ارائه مي‌دهيم:

مرحله 1؛ تخليه رواني‌
در اين مرحله‌، مسئول ماركسيست شده با ظرافت و بتدريج، حساسيت‌هاي مذهبي اعضا را از بين مي‌برد. مثلا پس از يك نشست ناگهاني اظهار مي‌كرد كه نمازش قضا شده و پس از چند بار تكرار، كاري مي‌كرد كه اعضا از او توضيح بخواهند و او در جواب مي‌گفت كه به جاي آن كارهاي مثبت انجام داديم و ضمنا قضاي نماز را هم خوانده‌ام ... دركنار اين برخوردها،‌ فرازي نيز از جزوه «مبارزه چيست» نوشته نيك بين در سال 46،‌ توسط مسئول تفسير مي‌شد؛ در اين فراز قيد شده بود كه «خودسازي تا زماني مفيد است كه مانعي براي مبارزه نباشد» و در تفسير خودسازي،‌ نماز و روزه را مطرح مي‌كرد و در همين راستا در طول سال‌هاي 52 و 53 اكثر بچه‌هاي مذهبي سازمان به دستور مسئولشان‌، روزه نگرفتند؛‌ چون استدلال مي‌شد كه توان و انرژي مبارزه را از آنها مي‌گيرد... در آخر اين مرحله، عضو مذهبي به طور عملي و رواني نسبت به انجام اعمال عبادي بي تفاوت شده بود.

مرحله 2؛ قطع آموزشهاي مذهبي‌
با طرح اين مسأله كه ما در كليت امر اسلام و قرآن و نهج البلاغه را پبذيرفته‌ايم؛‌ ولي در مورد متون مربوط به مبارزه ضعف داريم بتدريج آموزش‌هاي مذهبي به طور كلي قطع گرديد.

مرحله 3؛ جايگزيني متون ماركسيستي
هم‌زمان با قطع آموزش‌هاي مذهبي، آموزش متون ماركسيستي كه بعضا جديد بود جاي بيشتري اشغال كرد. در اين دوره آموزش و كار بخصوص روي «چه بايد كرد (‌لنين)»، «‌تاريخ مختصر حزب كمونيست شوروي (‌تصويب شده استالين)»‌، «‌مسائل لنينيسم (استالين)» متمركز شد.

مرحله 4؛ طرح شبهات بوسيله جزوه‌هاي سبز
از همان اوائل پائيز 52 تقي شهرام،‌ سلسله مقالات و سؤالاتي را در نشريه داخلي سازمان نوشت. شهرام در اين جزوه‌ها، ‌سوالاتي را همراه با توضيحي مختصر مطرح مي‌كرد كه قصدشان ويران كردن بنياد مذهبي بود.

مرحله 5؛ اعلام ماركسيسم
مسئول،‌ پس از طي شدن مراحل قبلي و وجود زمينه مستعد در عضو،‌ اظهار مي‌كرد كه سازمان ماركسيست شده و تو بايد تصميم بگيري. نتيجه معلوم بود و تقريبا همه اعضا قبول مي‌كردند. (3)

كريمي در صفحه 97 اين كتاب در همين مورد اشاره مي‌كند كه:
«‌از سال 52 كه تقي شهرام، پس از ماركسيست شدن در مركزيت سازمان قرار گرفت،‌ تنها تلاشي كه او كرد اين بود كه فضاي غالب ماركسيستي حاكم بر ايدئولوژي سازمان را كه آميخته با بعضي آيات و اشارات مذهبي بود،‌ به طور يك دست به ماركسيسم خالص تبديل كند؛ بنابراين تعبير اينكه تقي شهرام در سازمان،‌ كودتا كرده است،‌ صحيح نيست. زير بناي ايدئولوژيك سازمان از ابتدا ماركسيستي بوده است و تنها لعاب كم رنگي از عناوين اسلامي و نه خود اسلام روي آن كشيده شده بود ؛‌ اين لعاب را تقي شهرام كنار زد».

در بخش ديگري از اين كتاب،‌ نويسنده به شرح ملاقات اعضاي مجاهدين با سه تن از روحانيون (‌مرحوم طالقاني،‌ مرحوم لاهوتي‌ و آقاي‌هاشمي رفسنجاني) و اعلام مواضع جديد سازمان به آنها پرداخته است. در مورد ملاقات با آقاي‌هاشمي رفسنجاني نوشته است:

«بهرام آرام در منزل حاج مهدي غيوران با آقاي‌هاشمي رفسنجاني ملاقات كرد و ماجراي تغيير ايدئولوژي را در ميان گذاشت؛ جواب آقاي رفسنجاني در مورد ادامه حمايت منفي بود... پس از دستگيري وحيد ]افراخته[ و بازگشت آقاي رفسنجاني از خارج، ‌ايشان دستگير شد.

نكته مهمي كه در ارتباط با مسائل فوق نبايد از نظر دور بماند،‌ اعترافي است كه وحيد [افراخته] در مورد مرحوم شهيد بهشتي دارد: در تك نويسي وحيد براي تقي شهرام، ‌آخرين عبارت آن اين است كه شهرام و دار و دسته اش قصد داشتند در سال 1354 دكتر بهشتي را ترور كنند (‌حتما براي اين احتمال كه مخالفت و عدم حمايت روحانيون را ناشي از ايشان مي‌دانستند): اين اعتراف را در سال59،‌ من در پرونده تقي شهرام ديدم و متاسفانه روي آن كار نشد؛ بالاخره تروري كه توسط مركزيت سال 54 سازمان طراحي شده بود در 7 تير 1360 توسط مركزيت سال 60 سازمان به اجرا در آمد.»(5)

در بخش ديگري از كتاب،‌ نويسنده به روابط نامشروع و ازدواج‌هاي تشكيلاتي منافقين اشاره كرده است:
«‌سازمان منافقين، ‌از ابتدا (يعني 47) ‌تا سال 51 يك تشكيلات مذكر بود و هيچ عضو مؤنث نداشت نياز به تدارك خانه‌‌هاي تيمي با پوشش مناسب، سازمان را بر آن داشت كه از زنان و دختران استفاده كند. اولين عناصر مؤنثي كه مي‌توانستند عضو گيري شوند بستگان اعضاي اعدام شده يا كشته شده و زنداني سازمان بودند... در آن دوران،‌ رضا رضايي دو ازدواج در داخل تشكيلات صورت داد كه در واقع آغاز فسادهاي اخلاقي بود: ‌ازدواج اول با ليلا زمرديان (‌همسر بعدي شريف واقفي) ‌بود و ازدواج دوم با سيمين صالحي كه كه اين فرد پس از مخفي شدنش در اواخر 51، ‌حتي به طور شرعي از همسر سابقش جدا نشده بود...

... عده‌اي از زنان و دختران حتي هيچ‌گونه ظرفيت سياسي و تشكيلاتي نداشتند و صرفا براي توجيه خانه و نيز بهره‌وري جنسي در سازمان نگه‌ داشته مي‌شدند. (عنصري چون ليلا زمرديان كه پس از همسري رضا رضايي و شريف واقفي‌، مدت كوتاهي، همسر تقي شهرام مي‌شود و پس از او نيز بارها،‌ با هر بار تعويض خانه تيمي،‌ شوهر سازماني‌اش را برايش عوض مي‌كنند، از نمونه‌هاي روشن است ...).
... انحصار طلبي رهبران سازمان در زمينه جنسي نيز از عوارض مهم اين‌گونه فساد است. تقي شهرام در طول فعاليتش، پنج همسر داشت ... از عوارض ديگر فساد اخلاقي در تشكيلات، خودكشي‌هايي است كه انگيزه جنسي داشته و ناشي از ناكامي‌ها و سرخوردگي‌هاي اخلاقي و جنسي است ...". (6)
«جنايات دروني منافقين»، عنوان بخش ديگري از يادداشت‌هاي احمدرضا كريمي است كه در آن به شرح ترورهاي درون‌سازماني به علت تصفيه‌حساب‌هاي گروهي توسط سازمان مجاهدين‌خلق پرداخته است؛ از جمله به ترور جواد سعيدي (مهرماه 52)، مجيد شريف‌واقفي (‌ارديبهشت 54)،‌ ترور ناكام مرتضي صمديه لباف (‌ارديبهشت 54)‌، ترور حسن حسنان (‌اواخر ارديبهشت يا اوايل خرداد 54)، علي‌ميرزا جعفر علاف ( پاييز 54) و محمد يقيني، رفعت افراز و محبوبه افراز اشاره كرده است. (7)

مجيد شريف واقفي، پس از تغيير ايدئولوژي سازمان مجاهدين‌خلق به دست اين گروهک ترور شد(دانشگاه صنعتي شريف به نام اين شهيد نام‌گذاري شده است).
در بخش بعدي به شرح علل گرايش به ماركسيسم توسط مركزيت سازمان مجاهدين خلق و انحراف تشكيلات (تا سال 1354) پرداخته است. (8)

جعل اسناد ساواك توسط سازمان مجاهدين در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي، همكاري با ساواك توسط اعضاي منافقين، صورت كامل اسامي افراد در كتاب‌هاي تحليلي آموزشي، توجيه و توضيح باند شهرام از تغيير ايدئولوژي، مبارزه ايدئولوژيك و مراحل مختلف آن، مقاومت‌ها، مشكلات و موانع راه، علل مسأله‌دار شدن اعضا و جذب افراد در تشكيلات در قبل و بعد از پيروزي انقلاب، از ديگر سرفصل‌هاي يادداشت‌هاي احمدرضا كريمي است كه در اين كتاب آمده است.

همچنين نظرات منافقين و مواضع آنها نسبت به امپرياليسم (‌آمريكا و ...) اردوگاه سوسياليسم ( شوروي و ...)‌، چين، عراق و بعثي‌ها، گروهك‌هاي چپ و راست، روحانيت، امام خميني، قشرهاي مختلف آماده جذب، جنگ با عراق، دكتر شريعتي و ... شرح داده شده و در انتها نيز علل و دلايل پيوستن منافقين به كشورهاي امپرياليستي آمده است:

هر جريان و فردي كه قدرت‌مدار باشد، در راه رسيدن به اهداف خود به طور فصلي و مقطعي ارتباط‌هايي را با قدرتمندان برقرار مي‌كند ... منافقين در دوره‌اي از تجديد حيات خود پس از پيروزي انقلاب به خاطر فضاي ضد امپرياليستي حاكم بر كشور، حتي رابطه اطلاعاتي با شوروي برقرار كردند. از سال 60 به بعد كه از يك طرف شوروي نمي‌توانست به طور كامل عليه جمهوري اسلامي موضع بگيرد و از سوي ديگر كشورهاي غربي و در رأس آنها آمريكا و فرانسه نيز اهتمام عمده خود را براندازي و سقوط جمهوري اسلامي ايران متمركز كرده بودند، منافقين زمينه‌هاي مناسب‌تر براي ارتباط و حمايت را در غرب يافتند. نكته ديگر آنکه، از دست رفتن پايگاه‌هاي داخلي و نيروهاي سمپاتيك منافقين در داخل كشور، آنان را بر آن داشت كه پيروزي احتمالي خود را در يك معامله و رابطه بين‌المللي به دست آورند، سكوت تاكتيكي شرق سوسياليست در امر براندازي جمهوري اسلامي،‌ تسريع ارتباط با غرب و جلب حمايت آنها را از منافقين ضروري‌تر ساخت. مجموعه نيروهاي سياسي غرب كه از منافقين حمايت كرده‌اند، دقيقا وابسته به محافل اصلي صهيونيستي‌اند كه سرمايه‌گذاري عمده تبليغاتي، سياسي و نظامي عليه جمهوري اسلامي را از ابتداي پيروزي انقلاب (حتي پيش از آن) بر عهده داشته اند. از نظر اين نيروها، منافقين يك آلترناتيو احتمالي و در نهايت آلت دست و اهرم اجرايي‌اند كه مي‌توانند اهداف دراز مدت آنها را اجرا كند.
بخصوص كه از رجوي نيز دارند يك امام معصوم مي‌سازند و مانند همه مهدي سازي‌هاي تاريخ، نظر دراز مدت در اين خصوص دارند. (9)


پي نوشت‌ها:
1ـ صفحه 11
2ـ صفحات 12 تا 44
3ـ صفحه 44
4ـ صفحه 97
5ـ صفحه 74
6ـ صفحه 92
7ـ صفحه 94
8ـ صفحه 96
9ـ صفحه 133
منبع: سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي

2005/11/24
شانزده هزار راننده مست در آمريكا ...  

          

بيش از شانزده‌هزار نفر در آمريكا در سال 2004 ميلادي بر اثر مصرف مشروبات الكلي جان خود را در حوادث رانندگي‌ از دست دادند.
               
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا ضمن ابراز تاسف از اين حادثه گفت: «بسياري از شهروندان ما سالانه پس از مصرف مشروبات الكلي يا دارو، رانندگي مي‌كنند».

سال گذشته بيش از 16هزار نفر يعني بيش از 30 درصد از كشته شدگان حوادث رانندگي در آمريكا مشروبات الكلي مصرف كرده بودند.


بوش به طور رسمي ماه دسامبر را «ماه پيشگيري از رانندگي پس از مصرف الكل يا دارو» اعلام كرد.
سخنان بوش در حالي صورت مي‌گيرد كه آمريكايي‌ها در ايام تعطيلات هفته شكرگزاري بيشتر از وسايل نقليه شخصي براي ديدار از خانواده‌هاي خود استفاده مي‌كنند.
                
روزنامه «يو.اس.اي.تودي» به تازگي گزارش داد: «83 درصد از افرادي كه بيش از 80 كيلومتر را در هفته شكرگزاري مي‌پيمايند از خودرو شخصي استفاده مي‌كنند».
                   
به نوشته اين روزنامه، 12درصد ديگر از شهروندان آمريكايي در هفته شكرگزاري براي جابجايي از هواپيما و پنج درصد نيز از وسايل نقليه ديگر استفاده مي‌كنند».

2005/11/24
خسارت شانزده ميليارد پوندي مفاسد اقتصادي در انگليس ...  

روزنامه انگليسي «اينديپندنت» در شماره امروز خود نوشت: «ميزان مفاسد اقتصادي در انگليس طي 5 سال گذشته بيش از 15 درصد رشد داشته است و گسترش مفاسد اقتصادي، ساليانه بيش از 16 ميليارد پوند به اقتصاد اين كشور ضرر وارد مي‌آورد».


بنا بر اين گزارش كه از سوي اتحاديه اقتصادي «نوريچ» منتشر شده است، مفاسد مالي در بين دستگاه‌هاي دولتي انگليس و به خصوص سازمان‌هاي گمرك و ماليات بيش از ساير ارگان‌ها گسترش يافته است.

«كريس هيل»، رئيس كميسيون مبارزه با مفاسد اقتصادي انگليس در اين باره گفت: «ساليانه بيش از 14 ميليارد دلار مفاسد مالي در بخش دولتي و بيش از 4 ميليارد دلار مفاسد اقتصادي نيز در بخش خصوصي انگليس، گزارش مي‌شود. ساليانه 2 ميليارد دلار نيز صرف مبارزه با مفاسد اقتصادي در انگليس مي‌شود».


وي تاكيد كرد: «در بين شركت‌هاي خصوصي، ميزان مفاسد اقتصادي در بين شركت‌هاي بيمه بيش از ساير شركت‌ها بوده است».

وي افزود: «كلاهبرداري‌هاي مالي توسط كارت‌هاي اعتباري نيز طي سال‌هاي اخير رشد چشمگيري داشته و اكنون ساليانه به بيش از 500 ميليون پوند رسيده است».

وي در ادامه تصريح كرد: «نخستين تاثير منفي گسترش مفاسد مالي، بي شك بر اقتصاد انگليس خواهد بود. گرچه تلاش‌هايي براي مبارزه با جرائم اقتصادي سازمان يافته صورت گرفته است ولي اين تلاشها به هيچ وجه كافي نبوده است».

2005/11/24
همكاري سه كشور اروپايي با شكنجه‌گران «سيا» ...  

رسانه‌هاي اروپايي امروز گزارش‌هايي درباره فرود هواپيماهاي «سيا» که حامل مظنونان تروريستي بوده‌اند در خاک کشورهاي پرتغال، فنلاند و اسپانيا به چاپ رساندند.

به گزارش مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه، يک هفته پس از آن‌که دولت پرتغال فرود هواپيماي متعلق به سيا را که حامل مظنونان تروريستي بود در خاک خود رد کرد، هفته‌نامه «فوکس» امروز گزارش داد که هواپيماهاي سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا «سيا» در ماه مي سال جاري در فرودگاه‌هاي اين کشور توقف کردند.

اين مجله با انتشار تصاويري از چهار هواپيماي سفيد که اعداد و نوشته‌هاي آنها نشان مي‌دهد که متعلق به سازمان جاسوسي «سيا» مي‌باشند منتشر کرد که نشان مي‌دهد در پايان ماه مارس و ماه مي ‌در فرودگاه‌هاي پرتغال به زمين نشسته‌اند.

هفته گذشته اين مجله عکس‌هايي از دو هواپيماي ناشناس که به چندين سال پيش تعلق داشت و در فرودگاه بين‌المللي فرانسيسکو ساکارنيرو توقف کرده بود، منتشر کرد.

بنا بر اين گزارش، از اين فرودگاه به طور مرتب از سوي «سيا» براي انتقال مظنونان تروريستي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

در واکنش به خبراين هفته‌نامه، وزراي امور خارجه و دفاع پرتغال چنين گزارشي را رد کردند و اعلام کردند که حداقل از زمان به قدرت رسيدن سوسياليست‌ها دراين کشور چنين چيزي روي نداده است.

روزنامه فنلاندي «بورگابلادت» امروز گزارش داد: هواپيمايي که احتمالا از سوي سازمان «سيا» براي انتقال مظنونان تروريستي مورد استفاده قرار مي‌گرفت در سال 2003 در فنلاند توقف کرد.

اين روزنامه نوشت که هواپيماي چهار موتوره C-130 هر کول که در مونتاناي آمريکا به ثبت رسيد در فرودگاه بين‌المللي «وانتاآ درهلسينکي» به زمين نشست.

بنا بر اين گزارش، اين هواپيما پس از توقف در هلسينکي به استکهلم پرواز کرد.

روي اين هواپيما کلمه «Prescott» نام يک شرکت خدماتي حک شده بود که به گفته مطبوعات آمريکايي اين شرکت سرپوشي براي انتقال زندانيان «سيا» مي‌باشد.

مقامات فنلاندي فرود چنين هواپيماهايي را در خاک خود رد کرده‌اند.

اوايل ماه جاري نيزاسپانيا اعلام کرد که تحقيقاتي را در باره اين ادعاها که «سيا» بين ژانويه سال 2004 و ژانويه 2005 از جزاير بالاريک براي انتقال زندانيان خود استفاده کرده، آغاز کرده است.

تا کنون گزارش‌هايي درباره چنين فرودهاي سري در سرتاسر اروپا مانند کشورهاي آلمان، مجارستان، ايسلند، ايتاليا، لهستان، پرتغال، روماني، اسپانيا، سوئد و مغرب انتشار يافته است.

تعدادي از اين کشورها تحقيقاتي را درباره استفاده سيا از خاک کشور خود براي انتقال مظنونان تروريستي آغاز کرده‌اند

2005/11/22
چاوز: بوش مسئول است ...  
چاوزهوگو چاوز رئیس جمهوری ونزوئلا جرج بوش همتای آمریكایی خود را مسئول بحران در روابط میان كشورش با مكزیك دانست. 
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از تلویزیون آزتكا مكزیك، رییس جمهوری ونزوئلا كه بتازگی بوش را قاتلی دیوانه خوانده است طی سخنانی در كاراكاس گفت، مقصر اصلی در رویارویی تاسف برانگیز میان ونزوئلا و مكزیك آقای جرج بوش است.
هوگو چاوز افزود، استراتژی دولت آمریكا به سركردگی بوش ایجاد اختلاف و انشعاب در آمریكای لاتین است.
رییس جمهوری ونزوئلا كه در جمع تظاهركنندگان حامی خود سخن می‌گفت، تاكید كرد طرح نئولیبرال و امپریالیستی آلكا كه از سوی آمریكا دنبال می‌شود از جمله راهكارهای آمریكا برای اختلاف آفرینی در آمریكای لاتین است.
روسای جمهوری ونزوئلا و مكزیك به خاطر اختلاف در خصوص طرح مذكور برابر هم موضع گرفتند و تنش میان دو كشور با فراخواندن سفرای مربوطه بالا گرفت.
چاوز در عین حال تصریح كرد هیچ دشمنی با ویسنته فاكس همتای مكزیكی خود ندارد ولی ناچار به پاسخگویی به موضع او بوده است.
فاكس پس از اجلاس سران قاره آمریكا در آرژانتین مخالفان طرح آلكا از جمله چاوز را به فرا فكنی مشكلات داخلی خود متهم كرده بود.

                       
هوگو چاوز در عین حال گفت، مایل به پایان رویارویی با مكزیك است ولی فاكس به عنوان آغاز كننده این ماجرا باید اشتباه خود را قبول كند

2005/11/22
كاخ سفید: شكنجه زندانیان برای حفاظت آمریكا مجاز است ...  
جان مک کین

جان مك كین سناتور امریكایی گفت اگر كنگره آمریكا شكنجه زندانیانی را كه در اسارت آمریكا هستند، ممنوع نكند تصویر این كشور در خارج نابود خواهد شد.
به نوشته «جام جم» به نقل از آسوشتیدپرس، مك كین، كه به عنوان عضو ارتش متجاوز آمریكا در جنگ ویتنام ظاهرا در این كشور شكنجه شده بود، از حامیان اصلی تصویب قانونی برای ممنوع كردن چنین رفتارهای غیرانسانی است.
امام مقامهای كاخ سفید تهدید كرده اند هر لایحه ای كه در برخورد مسوولان با زندانیان محدودیت ایجاد كند با وتوی رئیس جمهور مواجه خواهد شد. «زیرا توانایی رئیس جمهور را برای حفاظت از آمریكا و جلوگیری از حمله تروریستی محدود خواهد كرد.»


مك كین، سناتور آریزونا از حزب جمهوریخواه، گفت اگر ما را كشور شكنجه گر به حساب بیاورند تاثیر منفی این امر در افكار عمومی بسیار بیشتر از ارزش هر اطلاعاتی است كه ممكن است با شكنجه به دست بیاوریم.
مك كین، كه در تلویزیون سی بی اس سخن می‏گفت، افزود: «تروریست‌ها ‌مظهر شرارت و پلیدی هستند. اما این كار (شكنجه كردن) به آنان مربوط نمی‏شود. به ما مربوط می‏شود. این جنگی كه در آن مشغولیم درباره ارزش‌هایی ‌است كه از آنها دفاع می‏كنیم و به آنها معتقدیم و عمل می‏كنیم و آن رعایت حقوق بشر است بدون توجه به این كه دشمنان ما تا چه حد ممكن است وحشتناك و بد باشند.»
مك كین گفت: «انتقاد كردن و عدم موافقت و بحث كردن درباره سیاست دولت مشروع و مجاز است.»

2005/11/22
خاخام صهیونیست: ایران ماه آینده مسیح را می‌کشد! ...  
 

یک خاخام صهیونیست گفت: پایان جهان تا یک ماه دیگر رقم خواهد خورد که این پایان، به دست ایران و حمله این کشور به اسرائیل و قتل مسیح صورت خواهد گرفت.

«بنایهو شموئیل» ، خاخام تندروی صهیونیست و رئیس مرکز دینی «نهرهشالوم» ، در موعظه عمومی هفتگی خود فریاد برآورد که «هشدار...! ملت اسرائیل با فاجعه بسیار عظیمی مواجه است و آن این است که ایران قصد دارد مسیح را بکشد» .

به گزارش پایگاه خبری معتبر «نیوز فرست کلاس» که اخبار رژیم اسرائیل را به زبان عبری پوشش می‌دهد، شموئیل افزود: پایان دوران جهان نزدیک شده است که بر اساس تفاسیر یهودی با حمله ایران به اسرائیل در ماه آینده شاهد آن خواهیم بود.

وی سپس با قرائت بخش‌هایی از کتاب «زوهر» که از کتب دینی یهود و از تفاسیر مهم تورات نزد اسرائیلیان است، گفت: از تفاسیر کتاب مقدس برمی‌آید که ایران به زودی به تأسیسات اتمی «دیمونا» واقع در صحرای نقب در جنوب اسرائیل حمله می‌کند.

این خاخام صهیونیست ادامه داد: البته تنها یک راه برای جلوگیری از بروز این فاجعه وجود دارد و آن توبه ملت اسرائیل از گناهانی است که مرتکب شده است.

وی با بیان این‌که این فاجعه همراه با زلزله و آتشباری عظیم خواهد بود، گفت: احتمالاً این حادثه یک انفجار اتمی و یا چیزی شبیه آن خواهد بود.
شموئیل تصریح کرد: تفاسیر تأکید می‌کنند که این حادثه در پایان سال 2005 (حدود یک ماه دیگر) رخ می‌دهد.

به نوشته سایت «موعود» ، این پایگاه خبری اسرائیلی در پایان این خبر آورده است: آنچه خاخام شموئیل از آن سخن به میان آورده، موضوعی است که بسیاری از خاخام‌های دیگر در داخل و خارج اسرائیل نیز بر آن تأکید دارند و آن این است که پایان جهان به شدت نزدیک شده است

2005/11/22
تمام آمريكا، قهرمان مسلمان را ستود ...  

رفتار و منش «محمدعلي كلي»، قهرمان مسلمان بوكس سنگين‌وزن جهان، باعث شده تا او به رغم موضعگيري‌‌هاي صريحش عليه حمله آمريكا به ويتنام و عراق، مورد ستايش تمام بزرگان ايالات متحده قرار گيرد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «نيوزويك»، «محمدعلي كلي»، يكشنبه شب در مراسم بازگشايي نمايشگاهي كه به خاطر بزرگداشت وي برگزار شده بود، شركت كرد؛ ستايشي در برابر جايگاه رفيع «كلي» و تقدير از آرزوهاي صلح‌طلبانه او.

اين رويداد كه بيشتر به سبك هاليوودي‌ها برگزار مي‌شود، در يك مركز نمايش‌هاي هنري، نزديك مركز مخصوص «كلي» برگزار شد و بسياري از بازيگران، خوانندگان، قهرمانان و حتي رئيس‌جمهور سابق، بيل كلينتون را به آنجا كشاند؛ رويدادي كه نشانگر محبوبيت اين ستاره ورزشي است.

كلينتون گفت: «دنيا به خاطر وجود تو جاي خوبي است. تو به عنوان يك مبارز، همه ما را به لرزه درآوردي و مانند نيرويي براي صلح، اتحاد، درك و احترام در ما دميده شدي».
«كلي» بار ديگر شوخي‌هاي مشهورش را نشان داد و هنگامي كه كلينتون به ستايش از وي پرداخت، او به گونه‌اي محتاطانه، دو انگشتش را به شكل V پشت سر كلينتون گرفت كه باعث خنده حاضران و خود كلينتون شد.

كلينتون گفت: «علي مبارزي بي‌نظير بود، هيچ‌كس روي رينگ آن‌قدر زيبا، درخشان، پرقدرت و سريع نبود. واقعا نفس‌گير بود».
او گفت: «بزرگي علي حتي پس از پايان ورزش حرفه‌اي او نيز ادامه پيدا كرد».

«كلي» نيز در حالي كه دست همسرش را گرفته بود، وارد صحنه شد و اين بار «لاني علي»، همسر وي، بود كه سخنراني كرد.
در آنجا همچنين فيلم‌هايي درباره مبارزه‌هاي حماسي وي و صحنه روشن كردن مشعل المپيك «آتلانتا» نمايش داده شد؛ صحنه‌اي كه در آن «كلي» لرزان با بيماري پاركينسون مبارزه مي‌كند.

عده بسياري گفتند كه محبوبيت قهرمان سه دوره بوكس سنگين‌وزن جهان در خارج از رينگ، به خاطر جايگاه وي در مسائل اساسي مانند «جنگ»، «حقوق مدني» و «اعتقادات مذهبي» اوست.
«ديويد فراست» از تهيه‌كنندگان كهنه‌كار مي‌گويد: «روياها هميشه عده‌‌اي را در خود غرق مي‌كند، اما روياهاي علي، وي را قوي‌تر و نترس‌تر مي‌كرد».

فراست افزود: واكنش «كلي» در برابر نژادپرستي، ديدگاه مردم جهان نسبت به سياهان را تغيير داد. قدرت و تحمل وي به عنوان يك مبارز، توجه دنيا را به خود جلب كرد، اما اين پافشاري وي بر ارزش‌هاي دروني‌اش بود كه او را قهرمان اسطوره‌اي نشان داد.

«برايانت گومبل»، مقاومت «كلي» در برابر جنگ ويتنام را از ويژگي‌هاي بارز وي خواند. «كلي» در طول اين جنگ از خدمت نظامي سر باز زد؛ مقاومتي كه به قيمت قهرماني سنگين‌وزن جهان براي او تمام شد. گومبل ادامه داد: رفتن به رينگ و به خطر انداختن زيبايي صورت، واقعا شجاعت مي‌خواهد.
وي گفت: ديدگاه‌هاي اصولي «كلي» حتي باعث ستايش دشمنان او نيز شده است.

«كلي» يك نوار تبريك ويديويي هم از «جيمي كارتر»، رئيس‌جمهور وقت آمريكا دريافت كرد كه از وي به خاطر موضع‌گيري‌اش براي «تساوي نژادي» و «پيشرفت صلح» تشكر كرده بود.
«اوندر هاليفيلد»، يكي ديگر از قهرمانان سنگين‌وزن جهان، گفت: ديدن علي، باعث شده كه به بوكس روي آورم. وي پيش از مراسم گفت، او براي ورزش و مردم معناهاي بسياري دارد.

«كريس كريستوفرسون»، خواننده و بازيگر آمريكايي كه آهنگي را نيز براي وي خوانده، مي‌گويد: «او يك روياي قابل احترام است. من شخصا احترام زيادي براي وي قايلم. خواندن سخنان كلي كه در نمايشگاه موجود است، يادآور روح ناب و خالص وي اوست».

هنگامي كه «كلي» به محل جشن رسيد، حدود دويست نفر از هوادارانش در خيابان، نام وي را صدا مي‌كردند. او هم با دست تكان دادن به آنان پاسخ داد.
خانم «كارول راورت»، از ساكنان حومه «لوئيزويل» مي‌گويد: من از بوكس متنفرم و تنها به خاطر خود «كلي» به اينجا آمده‌ام. زماني كه وي پيوستن به ارتش را در جنگ ويتنام رد كرد، من پنداشتم كه او به هيچ وجه وطن‌پرست نيست و وظيفه وجداني خود را به جا نياورده است.

اما او هم‌اكنون علي را به گونه‌اي ديگر مي‌بيند و مي‌گويد: «او درست مي‌گفت و من اشتباه مي‌كردم، او يك قهرمان است؛ يكي از بهترين آدم‌هاست كه قصدش ايجاد صلح در جهان است.
لاني، همسر وي، در مصاحبه‌اي اظهار داشت: علي اميدوار است، راه‌حل صلح‌آميزي براي مسئله عراق به وجود آيد و براي رسيدن به خواسته‌هايمان، جايگزيني بهتر از جنگ پيدا كنيم. وي ادامه داد كه همسرش به عنوان يكي از مشهورترين مسلمانان دنيا از تروريسم متنفر است؛ او متنفر از كارهايي است كه به نام اسلام انجام مي‌شود، چراكه به نظر وي، دين را تحريف مي‌كنند.

اين مبارز 63 ساله به تازگي هم مدال آزادي رياست‌جمهوري را به دست آورده است؛ بالاترين جايزه مدني آمريكا از سوي بوش كه علي را بزرگ‌ترين مرد دوران خواند. «كلي» در سال 1942 در «كاسيوس مارسلوس كلي» شهر «لوئيزويل» متولد شد و مبارزه را پس از دزديده شدن دوچرخه‌اش از بچگي آغاز كرد. او مدال طلاي مسابقات المپيك رم را در سال 1960 به دست آورد و تا سال 1988 ـ كه بازنشسته شد ـ سه بار قهرمان سنگين‌وزن دنيا شد. وي همچنين نامش را پس از گرويدن به اسلام تغيير داد.

لاني مي‌گويد كه همسرش اميدوار است، اين مركز ـ كه پروژه‌اي هشتاد ميليون دلاري است ـ باعث انگيزش بازديدكنندگان به ويژه جوانان براي دستيابي به توانايي‌هاي بالقوه آنان و ترقي صلح باشد. اين مركز و نمايشگاه روز دوشنبه بازگشايي مي‌شود

2005/11/22
سلطان شيميايي عراق، عضو سرويس مخفي يك كشور اروپايي بود ...  
 

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد، با پيگيري و شكايت دادگاه آمريكا و چهار كرد حلبچه، دلال سلاح‌هاي شيميايي صدام تحت تعقيب قرار گرفته و بازداشت شده است.

بنا بر اين گزارش، با پيگيري چهار تن از شهروندان حلبچه كه در حمله سال 67 صدام به اين شهر دچار برخي مصدوميت‌ها شده‌اند، دلال بخشي از سلاح‌هاي شيميايي به عراق، كه عضو سرويس مخفي هلند نيز هست، بازداشت شده و در آستانه محاكمه است. اين چهار نفر، هر يك تقاضاي ده هزار دلار غرامت كرده‌اند.

«فرنس ‌ون آن رات»، عضو سرويس مخفي هلند (AIVD) در ماه دسامبر 2004 در خانه‌اي در آمستردام دستگير شد. زماني كه او مطلع شد پليس قصد بازداشتش را دارد، وسايلش را براي خروج از كشور جمع‌آوري كرد، اما موفق نشد.
براي نخستين بار، در سال 1989 دادستان فدرال ايالت مريلند به خاطر شكايت اينترپل، حكم بازداشت «آن رات» را صادر كرد كه منجر به دستگيري وي در ايتاليا شد. بنا بر اين حكم، او بايد تحويل آمريكا مي‌شد، اما وي در برابر آن، مقاومت كرد و به دليل موضوعات سياسي و اعمال نفوذ احتمالي هلند، به آمريكا تحويل نشد.

«مارتين اس هيمليز»، يكي از وكلاي اصلي آمريكايي كه در بازجويي از «ون آن‌ رات» شركت داشت، مي‌گويد: وقتي كه ما مشغول بررسي پرونده شركت «الكولاك اينكورپور يشن» بوديم، اين شركت در «بالتيمور» آمريكا در حال ساخت مواد شيميايي بود كه براي استفاده در گاز خردل به كار گرفته مي‌شد و به اين ترتيب، هزاران ايراني و كرد را به قتل رساند.

بنابراين، متوجه شديم كه او دلال و بازرگان سلاح است؛ مأموري كه مي‌داند دنبال چه موادي براي تهيه سلاح هسته‌اي است؛ موادي كه مي‌تواند باعث كشتن انسان‌هاي زيادي بشود.

ماده‌اي كه مورد استفاده قرار مي‌گرفت، «thiodiglycol» از تركيبات گاز خردل است. شركت «الكلال» در سال 1989 به خاطر اين‌كه قانون صادرات آمريكا را نقض كرده بود، در سال 1989 از سوي دادگاه آمريكا مجرم شناخته شد. پس از صدور حكم بازداشت «ون آن‌ رات» در سال 89، وي ترجيح داد در عراق زندگي كند و به اين ترتيب، رأي دادگاه آمريكا هم با گذشت زمان منتفي شد.

او پس از آن‌كه رژيم صدام در سال 2003 سرنگون شد، به هلند آمد و هيچ‌گونه خبري از او نبود تا اين‌كه در يك مصاحبه تلويزيوني شركت كرد و مورد توجه بازپرس‌ها قرار گرفت.
«گري پيت»، وكيل هوستوني، مي‌گويد: او دادگاه را از نزديك ديده است. او از وكلاي كارآزموده در پرونده حقوقي عليه كمپاني «ALcolac» و ديگر كمپاني‌هاي آمريكايي است كه ادعا مي‌شود، مواد شيميايي در اختيار عراق گذاشته‌اند كه بعدها به سلاح تبديل شده‌اند.

وكلاي «ون آن‌ رات» ادعا مي‌كنند كه او نمي‌دانسته عراق قصد دارد از اين مواد شيميايي به عنوان سلاح استفاده كند. آنان همچنين مي‌گويند، هيچ‌گونه مدرك معتبري وجود ندارد كه ثابت كند مواد شيميايي كه او به عراق فرستاده، در سلاح شيميايي به كار گرفته مي‌شده است.

بازرسان سلاح شيميايي سازمان ملل مي‌گويند، «ون آن رات»، يكي از دلالان اصلي بوده كه به عراق سلاح ارسال مي‌كرده است.
اين گزارش مي‌افزايد: در همين حال، چهار تن از كردهاي حلبچه كه در بمباران شيميايي صدام در اين شهر دچار مصدوميت شده‌اند، هر يك خواستار غرامت ده هزار دلاري از آن‌رات بوده‌اند.

گفتني است، سرويس امنيتي هلند براي آن‌رات يك دستگاه موبايل و يك خانه تهيه كرده است و زماني كه او در سال 2003 به هلند برگشت، به او اطمينان دادند كه مورد پيگرد حقوقي قرار نمي‌گيرد. اين موضوع را وكلاي او در دادگاه اعلام كردند.
«ون آن‌رات» 63 ساله، هزاران تن مواد شيميايي به عراق فرستاده‌اند.

پيگيري‌هاي انجام‌شده از سوي دادگاه آمريكا با استفاده از اسناد، نشان مي‌دهد كه آن‌رات، دست‌كم چهار محموله شيميايي را از بندر «آنتورپ» در بلژيك، به بندر «عقبه» در اردن فرستاده كه اين مواد از آنجا به عراق ارسال مي‌شده است.

به گفته بازپرسان آمريكايي، اين دلال سلاح‌هاي شيميايي تلاش مي‌كرده است تا مقصد نهايي محموله‌هاي خود را پنهان كند.
به اين ترتيب، هم‌اكنون كميته‌اي تشكيل شده كه شكايت همه اهالي حلبچه را عليه اين فرد جمع‌آوري كند. همچنين كميته‌اي به ايران اعزام شده است تا در مرزهاي ايران و عراق مستقر شوند و قربانيان و مجروحان عمليات‌هاي شيميايي را شناسايي كنند.

آنان مي‌گويند: با توجه به اين‌كه مقامات ايران از بمباران شيميايي حلبچه فيلمبرداري كرده‌اند، بايد مدارك را آماده و به اين ترتيب، دادخواست‌هاي لازم عليه سلطان شيميايي عراق را به دادگاه ارسال كنند.

2005/11/22
عبدالقدیرخان، آدم CIA بود! ...  

یک سایت خبری فاش کرد که به تازگی نشانه‌هایی یافت شدند که ثابت می‌کنند عبدالقدیرخان، پدر بمب هسته‌ای پاکستان از سال 1975 در محافظت سیا (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) بوده و از آن سازمان پول دریافت می‌کرده است.

        رود لوبرز

به گزارش مهر به نقل از سایت خبری «بیگ نیوز» ، طبق گزارشی که در روزنامه «تریبون» چاپ شده است، رود لوبرز (Ruud Lubbers) نخست‌وزیر سابق هلند منبع این خبر شگفت آور است.

وی در گفت‌وگو با رادیو «آرگوس» اعلام کرد که عبدالقدیر خان ابتدا در سال 1975 به دلیل جاسوسی و باردیگر در سال 1988 به دلیل ورود غیرقانونی به هلند دستگیر شد.

لوبرز گفت: در هر دو مرتبه‌ای که خان دستگیر شد، پس از مداخله سیا به راحتی آزاد گردید.

نخست وزیر هلند در ادامه گفت: در سال 1992دکتر خان خواست به دیدار از هلند بپردازد تا به گفته خودش با برخی اقوام که در این کشور داشت، ملاقات نماید اما مورد ویزای وی توسط شخصی بنام آرتوردکترون لیووین(Arthur Dokters Van Leeuwen) که برای یک سرویس محرمانه اطلاعاتی کار می‌کرد، پیگیری می‌شد.

نخست وزیرسابق هلند همچنین تایید کرد: همان شخص که معمولا امور اطلاعاتی آمریکا را در هلند انجام می‏داد، در زمان ورود خان به هلند به استقبال وی رفت.

تریبون به نقل از لوبرز نوشت: اگر شما به بررسی آرشیو بپردازید، خواهید دید که آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا از نزدیک عبدالقدیرخان را مورد نظارت قرار می‌دادند و این موضوع تا حدی بود که به راحتی این گمان ایجاد می‌شود که عبدالقدیرخان برای آنها کار می‌کرده است.

وی تاکید کرد: ما از طریق آژانس‌های اطلاعاتی خودمان متوجه شدیم که عبدالقدیرخان در واشنگتن نیز رابط‌هایی ‌دارد و به راحتی به آنجا نیز سفر می‌کند. حتی دلیل اینکه وی هم‌اکنون با تمام جرم‌هایی که انجام داده، به راحتی به زندگی خود ادامه می‌دهد همین حمایت سیا می‌باشد.

اما این در حالی است که جرج بوش، تونی بلر و مقامات سیا ادعا می‌کنند در سال 1998 از شخصی به نامه عبدالقدیرخان و فعالیت‌های وی مطلع شده اند

2005/11/22
افشاي كلاهبرداري 5/2 ميليارد دلاري حاكم آمريكايي عراق ...  

    پل برمر

با گذشت كمتر از دو سال از پايان كار دولت آمريكايي حاكم بر عراق، پرونده يك دزدي بزرگ ديگر توسط «پل برمر» برملا شد.
«برمر» در اين پرونده تلاش كرده بود با دادن 4/1 ميليارد دلار حق‌السكوت به تعدادي از مقامات كرد عراق، مسئله را از ديد عراقي‌ها پنهان كند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «لوس‌آنجلس‌تايمز» در گزارشي نوشت: در آخرين روزهاي تسلط دولت موقت آمريكا در عراق، سه بالگرد آمريكايي، مجموعا 15 تن اسكناس به ارزش 4/1 ميليارد دلار را به اربيل ـ بزرگ‌ترين شهر كردستان عراق ـ بردند تا در ازاي معامله نفتي با مسئولان، به آنان تحويل دهند. تحويل اين پول‌ها به تأييد «پل برمر» نيز رسيد.
         
23 ژوئن 2004، پنج روز پيش از تحويل حاكميت به دولت عراق در بغداد، اين پول كه از درآمدهاي نفتي پيش از جنگ به دست آمده بود، به مسئولان ارشد دولت‌هاي كردستان عراق داده شد.

مقامات كردستان در آخرين دقايق، راز مهمي را فاش كردند. آنان مدعي‌اند كه اين مبلغ، تنها بخشي از معامله چهار ميليارد دلاري اين منطقه است. اين منطقه تحت برنامه «نفت در برابر غذا»ي سازمان ملل بدهكار بوده و مدعي شدند كه برمر به صورت غيرقانوني از باقي‌مانده ارزش 6/2 ميليارد دلاري كردستان ـ كه سهم سازمان ملل بوده ـ استفاده كرده است.


«محمد عثمان»، از مقامات كرد عراقي كه در شوراي حكومتي برمر نيز نقش داشت، مي‌گويد: تحويل هوايي 4/1 ميليارد دلار نقد در اربيل، تلاشي براي خريد سكوت كردها در ازاي بر باد دادن باقي پول به دست برمر بوده است. او باقي‌مانده چهار ميليارد دلار را خرج كرده و اين كار را نيز براي بستن دهان مقامات عراقي انجام داده است.

تلاش براي يافتن برمر كه پس از ترك عراق، حضور بسيار كم‌رنگي در رسانه‌ها داشته، موفقيت‌آميز بود. وي اعلام كرد كه 6/1 ميليارد دلار، پولي بود كه در ازاي نفت دريافتي از عراق در زمان دولت موقت برمر پرداخت شد. وي ادعاي بدهي چهار ميليارد دلاري كردها را بي‌اساس مي‌داند.

مقامات هيأت مشاوران بين‌المللي نيز كه ناظر فعاليت‌هاي مالي دولت عراق بوده‌اند، اين تحويل را تصويب كرده‌اند.
پس از دريافت پول از سوي كردها، وزراي مالي دو استان كردستان؛ اربيل و سليمانيه، بنا بر جمعيت استان‌ها، پول را تقسيم كردند؛ به اين ترتيب، 798 ميليون دلار به اربيل و 602 ميليون دلار به سليمانيه اختصاص يافت.

در اواخر سال گذشته، برخي مقامات كرد و بانكداران بين‌المللي، احتمال واريز مقداري از اين پول به يك حساب سوئيسي را اعلام كردند. به گفته منابع اين خبر، يك شركت واشنگتني كه به دست مقامات كرد اداره مي‌شود، با مسئولان بانك‌هاي بين‌المللي در مورد امكان انتقال اين پول به خارج از كشور مذاكره كرده‌اند؛ منطقه‌اي كه هميشه احتمال درگيري و ناامني در آن وجود دارد.

مقامات كرد، هرگونه رابطه اينچنيني را رد كرده و مدعي‌اند كه همه پول‌ها در كردستان است و صرف پروژه‌هاي اجتماعي و اقتصادي مي‌شود.

            
برنامه «نفت در برابر غذا» از سال 95 در عراق اجرا شد كه عراق نيز در ازاي فروش بخشي از منابع نفتي خود، محموله‌هاي غذايي را به اندازه كافي دريافت مي‌كرد.

اين درآمد در زمان صدام حسين، در بخش‌هاي عربي عراق و نه كردستان، خرج مي‌شد؛ كردستاني كه پس از جنگ خليج فارس در سال 1991، به طور خودمختار اداره مي‌شد.

سهم كردستان از اين معاملات 13 درصد بوده كه دست‌كم چهار ميليارد دلار مي‌شود و مقامات كرد مي‌گويند كه سهم كردستان، بيش از 5/5 ميليارد دلار است.
پس از تجاوز آمريكا به عراق در سال 2003 برمر به عنوان حاكم عراق، كنترل اين وجوه را به دست گرفت.

دولت جديد عراق هم امسال اعلام كرده است كه برمر، ميلياردها دلار از بودجه توسعه عراق را از بين برده كه اين بودجه، شامل 5/2 ميليارد دلار ارزش برنامه «نفت در برابر غذا»ست كه اين مبلغ، بدون ثبت در بودجه دولت، خرج شده است.

«محمود عثمان» معتقد است كه كنگره آمريكا بايد در اين زمينه تحقيق كند و از برمر بپرسد كه اين پول‌ها را چگونه هزينه كرده است. در اين صورت، آنان خواهند ديد كه برمر پاسخ مي‌دهد كه اين ربطي به شما ندارد، من تنها فرد مورد اعتماد كنگره هستم.

مردم كردستان هميشه از دريافت پول‌هاي برنامه «نفت در برابر غذا» ـ كه حدود يك دهه به خاطر وجود صدام حسين از آن محروم بوده‌اند ـ استقبال كرده‌اند.
  
«طاهر»، مدير مالي استان اربيل، مي‌گويد: ما حتي نمي‌دانيم چه بر سر اين پول آمده و راز اين ماجرا همچنان باقي است.
به گفته مقامات كرد، اين پرداخت نقدي بوده، چراكه سيستم نوپاي بانكي آنان نمي‌توانسته است، چنين نقل و انتقالات بانكي عظيمي را انجام دهد و انتقال آن به وسيله بالگرد را امن‌ترين راه در كشوري نامنظم مي‌دانند.

2005/11/22
فرانسه، تروريست صادر مي‌كند ...  

فرانسه، تروريست صادر مي‌كند
«فرانسه، تروريست صادر مي‌كند»، اين تيتر شماره اخير روزنامه «لوموند» فرانسه در رابطه با تروريست‌هاي اعزامي از اين كشور براي عمليات در عراق است.
                           
«لوموند» در زمينه اعزام تروريست‌هاي فرانسوي براي انجام عمليات تروريستي در عراق، به نقل از منابع امنيتي نوشت: تا به حال سازمان «DST» ـ سازمان امنيت فرانسه ـ موفق شده است، ردپاي 22 تروريست فرانسوي را پيدا كند. اين افراد براي عمليات انتحاري در عراق خاك فرانسه را ترك كرده‌اند. از اين تعداد، هفت نفر جان خود را در عراق از دست داده و دو نفر از آنان هم در زندان به سر مي‌برند ولي از سرنوشت سيزده نفر باقي‌مانده، اطلاع درستي در دست نيست.
                            
در گزارش اين روزنامه فرانسوي، آمده است كه بيشتر راهيان عمليات انتحاري فرانسوي، جوان بوده و از اهالي پاريس و حومه و يا مناطق شهر ليون مي‌باشند. از سوي ديگر، به تازگي در يك عمليات وسيع نيروهاي امنيتي فرانسه عليه افراطيون اسلامي، پليس اين كشور موفق به دستگيري چهارده فرانسوي شد كه آماده سفر براي عمليات تروريستي به عراق بودند.
                          
«نيكولا ساركوزي»، وزير كشور فرانسه در مورد اين دستگيري‌ها اظهار داشت كه آنها افراد جوان و كم سن و سال هستند.

اين چهارده نفر، آماده سفر به عراق بودند كه قبل از سفر دستگير شدند قرار بود اين عده از طريق سوريه به وسيله يك جوان چهارده ساله فرانسوي از محله 19 پاريس كه در سوريه مستقر شده، راهي عراق شوند.

ساركوزي در ادامه افزود: پيش از اين، وقتي از تروريست صحبت مي‌شد، انگشت اتهام فقط به طرف چند كشور نشانه مي‌رفت ولي در حال حاضر، پديده تروريست، فراگير و جهاني شده است.

          

گفتني است، در دهه 80 ميلادي، فرانسوي‌ها براي مقابله با انقلاب اسلامي ايران، دوستداران اين انقلاب را با كوچك‌ترين بهانه از اين كشور اخراج مي‌كردند و در عوض براي مقابله با نفوذ افكار تشيع، از هيج كمكي به مبلغين وهابي در اين كشور دريغ نمي‌كردند و اكنون اين كشور با تروريست‌هاي تربيت‌يافته در اين مكتب مواجهه شده است

2005/11/22
شفاف‌سازي در هاليوود: مشاركت ستاره‌هاي آمريكايي در تأسيس فاحشه‌خانه‌ها ...  
                    هیدی فیلس

 اعلام تمايل رسمي ستاره سابق هاليوود به مشاركت در تأسيس يك فاحشه‌خانه بزرگ در نوادا كه با استفاده از مردان فاسد به زنان سرويس مي‌دهد، صنعت سينماي آمريكا با يك رسوايي اخلاقي تازه روبه‌رو شده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «رويترز»، «هيدي فليس» با افتخار به شغل فاحشه‌گري، اين حرفه را تنها شغلي دانست كه زنان در آن درآمدي بيشتري از مردان دارند.

در حالي ستاره هاليوود با گستاخي زنان آمريكايي خانه‌دار را به رجوع به اين نوع فاحشه‌خانه‌ها و خيانت به همسر خود تشويق مي‌كند كه اعتراضات گسترده‌اي در محافل مذهبي و انجمن‌هاي غيردولتي آمريكا نسبت به عبور هاليوود از تمامي مرزهاي اخلاقي و اجتماعي ايجاد شده است.

اين ستاره هاليوود كه به دليل تخلفات گسترده به 21 ماه زندان محكوم شده و در سال 1998 از زندان ايالتي آمريكا آزاد شده است، با صراحت وقاحت‌آميزي، پرده از موج فزاينده ابتذال و فعاليت‌هاي ضداخلاقي در هاليوود برداشته و به شفاف‌سازي در صنعت سينماي آمريكا پرداخته است.

به گزارش «رويترز»، «هيدي فليس»، بازيگر سابق هاليوود كه به خاطر شغل پيشين خود ـ اداره دخترهاي تلفني ـ مدتي را در زندان بوده است، باز هم به دنياي قديمي‌ترين تجارت جهاني بازمي‌گردد؛ تأسيس فاحشه‌خانه‌اي در «نوادا» كه اين بار به زنان سرويس مي‌دهد!

وي روز پنجشنبه اعلام كرد، يكي از كساني كه مجوز اين كار را در «نوادا» دارد شريك شده؛ ايالتي كه فاحشگي در آن قانوني است.

او قصد دارد، دوباره ساختمان مورد نظر را خارج از شهر «پاهرومپ» نوادا در غرب «لاس وگاس» و نزديك مرز كاليفرنيا، بازسازي كرده و آن را با رنگين‌كمان‌ها، سنگ مرمر، درختان سيب و آبشارها تزيين كند. وي اميدوار است تا دو ماه ديگر كارش را آغاز كند.

فليس مي‌گويد كه او آگهي‌هايي را براي استخدام مرداني كه جوياي كار در اين مكان هستند، چاپ كرده است. وي در گفت‌وگويي تلفني با خبرنگار «رويترز» گفت: آنجا واحه‌اي در بيابان است.
وي ادامه داد: حدود بيست مرد در اينجا كار خواهند كرد كه قيمت آنان نيز ساعتي 250 دلار است.

او گفت: فاحشه‌گري و مدل بودن، تنها شغل‌هايي است كه در آن، درآمد زنان از مردان بيشتر است.
هرچند درآمد كاركنان با وي پنجاه پنجاه است و انعام‌ها نيز به خود كاركنان تعلق مي‌گيرد! وي در سال 95 به 21 ماه حبس محكوم شد و علت اصلي آن را ارائه خدمات به اشخاص مشهور دانست. او سرانجام در نوامبر 1998 از زندان آزاد شد.

در اين زمينه، وكيل لاس‌وگاس گفت است: اين خانم مجوزي كسب نمي‌كند و مجوز به نام او نيست و تنها يكي از كاركنان آنجا به شمار مي‌رود.
فليس مي‌گويد: اگر اين مكان طبق برنامه راه‌اندازي شود، وي مطمئن است كه به اندازه كافي براي خدماتش تقاضا وجود دارد.

او در ادامه مي‌گويد: اين روزها زنان پول بيشتري به دست مي‌آورند و قدرتمندتر هستند. نمونه‌هاي بسياري ديده شده كه شوهر پيري، همسرش را ترك كرده و به سراغ دختر جواني رفته است و زن گريان در خانه نشسته، اما حالا جايي را براي رفتن دارند.

2005/11/22
طالبانی: برای تشکر از رزمندگان به ايران آمدم ...  

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور تصریح کرد: امروز آزادی عراق و روند استقرار دولت ملی در این کشور مانند پیروزی ملت ایران است و جمهوری اسلامی ایران از این روند کاملا حمایت می کند.
به گزارش مهر، احمدی نژاد که پس از مراسم استقبال جلال طالبانی همتای عراقی خود با خبرنگاران سخن می گفت، افزود: عراق مستقل، پیشرفته و مردم محور، بهترین دوست برای ایران خواهد بود.

رئیس جمهور ادامه داد: خرسندم که امروز پذیرای دوست قدیمی ایران که در دوران نه چندان دور در لباس یک رزمنده علیه دیکتاتوری حاکم برعراق بود، هستم و با استقلال عراق و تحقق حاکمیت ملی در این کشور، او را در مسئولیت مهم ریاست جمهوری مشغول خدمت به ملت عراق می بینم.

احمدی‌نژاد اضافه کرد: روابط ملت ایران با عراق روابط دیرینه است و ما یک روح در دو پیکر هستیم.

وی تاکید کرد: دین، فرهنگ و تمدن ما و منافع ملی ایران و عراق و شرایط جغرافیایی این دو کشور، دو ملت را به هم پیوند می دهد و خوشبختانه امروز اراده خلل ناپذیری برای توسعه و تعمیق روابط دو جانبه وجود دارد که ما از این بابت خدا را شکرگذاریم.

رئیس جمهورایران افزود: سفر طالبانی به ایران حتما گام مهمی در جهت تقویت و توسعه روابط برادرانه بین دو کشور عراق و ایران در همه زمینه های سیاسی، فرهنگی اقتصادی، و در همه بخشها به ویژه بخش نفت، محیط زیست، نیرو و حمل و نقل می باشد.

رئیس جمهوری در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگاری در خصوص اتهام غربی ها مبنی بر دخالت ایران در امور داخلی عراق اظهار داشت: روابط ملت ایران با عراق روابط دیرینه است و ما بسیاری از عراقی ها داریم که متولد ایران بوده و در کشور ما زندگی می کنند و بسیاری از ایرانیان نیز متولد عراق هستند.

وی افزود: سابقه روابط گسترده دو ملت ایران و عراق به صدها سال می رسید و کسانی که از پیوندهای عمیق ما صدمه می بینند مایل به توسعه روابط نیستند.

رئیس‌جمهوری تاکید کرد: کسانی که این اتهامات را به ایران وارد می کنند صدها هزار نیروی نظامی به عراق گسیل داشته و خودشان به ملت این کشور زور می گویند اما مسلما این حرفها در تعمیق و گسترش روابط میان ملت و دولت ایران و عراق تاثیر نخواهد داشت.

احمدی‌نژاد گفت: عراق مستقل، مقتدر و مردمی به نفع همه کشورهای منطقه به ویژه جمهوری اسلامی ایران است و ما از روند سیاسی فعلی عراق که به حاکمیت ملی در این کشور و حفظ تمامیت ارضی، استقلال و پیشرفت عراقی ها منجر می شود حمایت خواهیم کرد.

خبرنگار دیگری نظر رئیس جمهور را در خصوص پیامدهای سفر همتای عراقی اش به کشورمان جویا شد ، احمدی نژاد پاسخ داد: ملت عراق ملت رشید، با فرهنگ و تمدن و دارای سابقه طولانی از نمادهای بشری هستند که می توانند سرنوشت خود را تعیین کنند و امروز روندی که آنان در پیش گرفته اند حکیمانه، مقتدرانه و دقیق است.

احمدی نژاد افزود: دولت و ملت جمهوری اسلامی همواره در کنار دولت و ملت عراق خواهد بود و ما بلدیم که چگونه یار و مددکار همدیگر باشیم.

رئیس جمهور تصریح کرد: قراردادهای خوبی میان دو کشور منعقد شده که باید گسترش یابد و ما با تداوم سفرهای هیاتهای عالی رتبه دو کشور این مسئله را پیگیری خواهیم کرد.

احمدی نژاد متذکر شد: روابط ایران و عراق روابط مردمی است و ما برادرانه پشتیبان دوستان قدیمی خود هستیم و مطمئنیم آنها نیز همین نگاه را دارند.

این گزارش می افزاید: جلال طالبانی رئیس جمهوری عراق نیز در این نشست خبری مشترک گفت: مایه خرسندی و افتخار ماست که دوباره به جمهوری اسلامی برادر برگردیم تا از مقام معظم رهبری، رئیس جمهور و مسئولان این کشور و به ویژه پاسدارانی که علیه رژیم دیکتاتوری صدام ما را یاری کردند سپاسگزاری نماییم.

وی افزود: ما در سفر به ایران روند روابط مستحکم، استراتژیک و تاریخی بین ملتهای ایران و عراق را پیگیری می کنیم تا رابط و پیوندهای دو کشور در زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تجاری توسعه یابد.

رئیس جمهور عراق در پاسخ به سوال خبرنگاری در خصوص انتخابات عراق و ائتلاف کردها با شیعیان عراق گفت: روابط ما با شیعیان از گذشته مستحکم و قوی بوده و همانطور که در دوران مبارزه ما در کنار یکدیگر بودیم در آینده نیز این همزیستی را ادامه می دهیم.

وی همچنین به روابط 20 ساله خود با جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و تاکید کرد با استفاده از تجربیات گذشته در آینده نیز این روابط را با عزم راسخ و در سطح گسترده تری ادامه خواهیم داد.

طالبانی در بخش دیگری از سخنانش با تاکید بر اینکه تروریسم علیه همه اقدام خواهد کرد، اظهار داشت: یک عراق مستقل به نفع مردم دو کشور است و مطمئنا ایران به ما در ریشه کن کردن تروریسم کمک خواهد کرد